Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کره فا با افتخار تقدیم میکند *** https://KoreFaa.ir *** ∞Yniko :مترجم∞
عشق پرستاره
[قسمت نهم]
!شاهدخت یه تان
شاهزاده چائوفنگ متوجه اشتباهشون شدن
زخمی کردن برادرشون کار اشتباهی بود
به کار بدشون فکر کردن
خواهش میکنم دیگه ازشون عصبانی نباشین
لطفا رحم کنید
و این سم رو
درمان کنید
به عالیجناب بگو
باید از
شاهزاده ارشد معذرت خواهی کنه
نه من
با توجه به لحنتون
ناراحتین بانوی من
اگه نمیخواین سم رو
درمان کنین
چرا بازم
داروی گیاهی میسابین؟
...من
به برادرش بی احترامی کرده
و حالا شبیه احمقا رفتار میکنه
میخوام تا آخر عمرش
!سبز بمونه
دیگه میتونین دست از انکار بردارین
بریم
شاهدخت یه تان
عالیجناب از قدرت درونیشون استفاده کردن
و تونستن سم روی صورتشون رو خنثی کنن
ولی بقیه بدنشون
داره سبز میشه
عالیجناب
یک کلمه هم
حرفی نزدین
معنی اینا چیه؟
بانوی من
عالیجناب
برای عذرخواهی اومدن
معلوم نیست؟
معمولا اینطوری
عذرخواهی میکنه؟
یه لحظه بانوی من
بانوی من
عالیجناب
این رو برای شما آماده کردن
اینا معروف ترین غذاهای
دنیای فانین
خواهش میکنم امتحان کنین
یه نوع عذرخواهی در نظر بگیریدش
عالیجناب
کار بدی در حقم نکردین
مسمومتون کردم
تا اوضاع رو برای شاهزاده ارشد برابر کنم
برای همین هدیه نمیخوام
حالا که متوجه اشتباهتون شدین
پیش برادرتون برین
و ازش تقاضای بخشش کنین
اگه بخشیدتون
درمانتون میکنم
فکر میکنم
ناراحت کردنت
بزرگترین اشتباه بود
هرطور میخوای تنبیهم کن
ولی اینقدر راحت
ازم نخواه از وودای معذرت خواهی کنم
باید بهم گوش بدی
درسته، بانوی من
عالیجناب باهاتون خوب رفتار کردن
هرچقدر میخواین عصبانی باشین
حداقل یه فرصت بدین
که توضیح بدن
امشب باران شهابی میاد
آسمون پر از ستاره میشه
میتونین به پهنه ستارگان برین
و با هم از دیدن ماه لذت ببرین
وقتی اونجایین
صمیمانه باهم حرف بزنین
و سوء تفاهم ها رو برطرف کنیم
عرض ادب، شاهزاده چینگ هنگ
زندگی تو تالار تیان پا چطوره؟
بانو خوب باهام رفتار میکنه
همه چی خوبه
خوشحالم میشنوم
نترس
باران شهاب سنگ بهت آسیب نمیزنه
قبلا باران شهاب سنگ ندیده بودم
جا خوردم
خودم رو خجالت زده کردم
چیزی نیست
اگه میترسی
میتونم اینجا بمونم
و همراهیت کنم
اینو ببین
بانوی من
سای
ممنون
بانوی من
ببین
ستاره ان
سگی هستی که
باران شهاب سنگ رو تو قلمرو آسمانی دیده
(من کلی جاهای دنیا رو دیدم)
(این که چیزی نیست)
چی شده؟
ستاره ها تو آسمونن
نمیتونی بهشون برسی
چیه؟
میخوای بری دست به آب؟
میتونم ببرمت
میتونی اینجا کارتو بکنی
برات تمیزش میکنم
(دستشویی ندارم )
خجالت میکشی؟
(!نکن)
(...هی)
(چه غلطی کردم الان؟)
( شاهزاده بی آبروی قلمرو هیولام)
(بین مردم خودم رو راحت کردم)
(!و یه دختر ماتحتم رو پاک کرد)
پسر خوب
ول کن
ولم کن
یادم رفت
اینجا مرز قلمروئه
خیلی سرده
فقط میخواستم از بین مردم برم
و فراموش کردم
(اینقدر حرف نزن)
(یه کم گرمم کن)
آروم باش
یه لایه کوچیک از یخه
میتونم زود آبش کنم
شاهدخت؟
بانوی من؟
حالت خوبه؟
خوبم
اگه میخوای چیزی رو توضیح بدی
بگو
نیازی به این کارا نیست
سوءتفاهم شده
اینجا خیلی سرده
یه مانع ساختم
تا سرما رو دور نگه داره
ولی هنوز فانی هستی
باید لباس های ضخیم تری بپوشی
!شهاب سنگ
!شاهدخت، آرومتر
شوی، اینطرف
بشین
قشنگه
زیر این چتر بمون
ممکنه سرمازده شدی
سرمازدگیه؟
تقصیر منه
چیزی نیست
روش یه کم دارو میزنم
باید همینجا بمونی
بیرون سرده
تو اولویتی
میتونم
سرما رو تحمل کنم
زیر آسمون آبی اونم زیر یه چتر باهم قدم میزنن
فاصله اش رو حفظ میکنه که بد برداشت نشه
چیزی کمتر از این
از کسی که تو خلا بهتر از بقیه بانوها رو میشناسه
!انتظار نداشتم
...شاهدخت، من
!باران شهاب سنگ
خیلی زیباست
آسمون شب خیلی قشنگه
ولی دربرابر جذابیتت
هیچی نیستن
اگه این منظره زیبا
بتونه نگرانی رو از ذهنت پاک کنه
خیالم
راحت میشه
...شاهدخت
میتونی
چرا از اینجا ستاره ها رو تماشا می کنن؟
این زمین مال قبیله فوژو بوده
هزار سال پیش
پدرم قبیله فوژو رو از بین برد
تا مرزها رو یکپارچه کنه
یه دختر زیبا رو
زنده گذاشت
تا بهش خدمت کنه
که مادرم بود
از بچگی ازم دوری میکردن
طرد شده بودم
وقتی هزار سالم بود
تو غار لووی حبس شدم
زندگیم
بدتراز گداها بود
یه زمستون
داشتم بخاطر سرما برای مادرم لباس میفرستادم
اما
تو یه سوراخ افتادم
کل شب اونجا گیر افتاده بودم
وایسا
سوراخ دیگه چیه؟
اونجا گیر افتاده بود
تا ندیمه جدیدی که اومده بود رو
!دست بندازه
صدات رو بیار پایین
باید داستان رو
اینطوری تعریف کنه
تا دلش رو بدست بیاره
و درمانش کنه
ببین
نمیدونستم همچین زندگی سختی داشتی
بدون مادرم بزرگ شدم
میتونم عشقت رو نسبت به مادرت درک کنم
همه اش مال گذشته ست
الان دیگه خوبم
میدونم اذیتت میکنم
ولی نمیدونستم
!بخاطرش منو میکشی
اشتباه از من بود
فراموش کردم فانی هستی
و نمیتونی دمای بالا رو تحمل کنی
...من
بازم هست؟
تکون نخور
حتما جواب میده
زی وو بهم گفت
باران شهاب سنگ هر ده هزار سال یک بار اتفاق میوفته
میخواستم باران شهاب سنگ رو تماشا کنم
و آرزو کنم
ولی از کجا معلوم؟
اولش که یخ زدم
بعدش ستاره احمقت بهم خورد
تولدم
به شهاب بسته شده
ممکنه
آرزوت رو برآورده کنه
نترس
اون شهاب مال توئه
آرزو کن
قبل اینکه دیر بشه انجامش بده
میخوام تو چهار قلمرو قویترین باشم
و قلمروها رو به چالش میکشم
اینطوری چهار امپراتور
!بهم تعظیم میکنن و گوش به فرمانم میشن
چرا شهاب سنگ رو
پروندی؟
آرزوت ظالمانه بود
تکبر بدترین عیب برای اوناییه که دنبال روشنگرین
میتونی سخت تلاش کنی
تا قوی تر بشی
ولی باید با تمرین بدستش بیاری
نه میونبر
میتونستم آرزوی دیگه ای بکنم
چرا شهاب سنگ رو فرستادی رفت؟
واقعا فکر کردی
شهاب سنگ
آرزوت رو برآورده میکنه؟
پس چی؟
این شهاب سنگ نیست
که آرزو رو برآورده میکنه
پروردگار مسئول شهاب سنگـه
اگه آرزوی کسی
برآورده بشه
کار پرودگار مسئولـه
بعداز شنیدن آرزو
داری میگی
میتونم پیش تو آرزو کنم؟
اگه آرزوت
چیز نادرستی باشه
برآورده اش نمیکنم
نیست
میتونی
راحت این آرزو رو برآورده کنی
چیه؟
خیلی خوب
میخوای
چشمان رنگین کمان رو بردارم
خیلی ساده ست
نمیتونی زیر حرفت بزنی
اگه بعداز اینکه غیرفعالش کردم
همونطوری رفتار کنی
دوباره راهش میندازم
زودباش
غیرفعالش کن
شد؟
تموم نشده؟
چرا هیچی نمیگی؟
زود غیرفعالش کن
نمیتونم غیرفعالش کنم
انقدر تلاش کردی
غیرفعالش کنی
باعث شده
اقدام حفاظتی شده
تا یه ماه
نمیشه غیرفعالش کرد
(یک ماه؟)
(اینطوری که)
(بعد یک ماه)
(تا حد مرگ عذاب میکشم)
(کسی چه میدونه چینگ کوی)
(چقدر سختی میکشه؟)
شک دارم کسی
تو چهار قلمرو
به بدبختی من وجود داشته باشه
تو هجده سال اول زندگیم
هیچ چیزی برام درست پیش نرفته
حتی ازدواج هم
فاجعه بود
اومدم قلمرو آسمانی
این چیز مزاحم بهم چسبیده و شکنجه ام میده
حتی یه ستاره هم
!بهم خورده
...وقتی آرزو کردم
تعجب میکنم
تا اینجا
زنده موندم
اون ستاره رو دیدی؟
بهش میگن بام عمارت چلچله
بزرگی
خطرناکه
تو دنباله لاکپشت سیاه شمالیـه
شبیه سرباز ایستاده درخشانه
مرگش تقریبا قطعیـه
وقتی ستاره درخشان میشه
بدشگونی درنظرش میگیرن
ستاره ی مصیبت
خیلی شبیه همیم
ستاره ها به دنیا
تعلق ندارن
این نشونه ها
رو مردم نوشتن
پس چطور ستاره ی مصیبته؟
مردم بام عمارت
زندگی سختی رو میگذرونن
ولی خیلی کاردان و شجاع هستن
برخلاف موانع، پیروز شدن
برای همین
اگه این افراد
بتونن اصولشون رو رعایت کنن و طبق همونا رفتار کنن
تمام آرزوهاشون برآورده میشه
یعنی
زندگی باید همینطوری باشه
بخاطر سرنوشت غم انگیزمون سختی کشیدیم
ولی ممکنه آروزهامون برآورده شه؟
آره
بنظرم
دقیقا شبیه مردم بام عمارت چلچله ای
بنظر سرکش میای
ولی با استعداد بزرگی بدنیا اومدی
اگه بتونی اشتباهاتت رو قبول کنی
احترام چهار قلمرو رو بدست میاری
امشب
بام عمارت چلچله رو
بهت میدم
امیدوارم زندگیت مثل ستاره ها
تو آسمون بدرخشه
و هیچ ترسی رو زمین نداشته باشی
امیدوارم تحسین و احترام رو بدست بیاری
و بتونی عادی بودن رو تحمل کنی
از این وضع استفاده کن
تا پسش بزنی
یا برش گردونی به آسمون
بذار برت گردونم
اگه قراره برگردیم به همون حالت
ترجیح میدم همینجا بمیرم
نباید تو این راه زحمتت بدم
مال مادرم بود
الان مال توئه
برات باارزشه
...نمیتونم
منتظر
اربابش بوده
که تویی
دلم برای بانو شو
بخاطر سرنوشتش میسوزه
ولی
این دلیل بیشتری برای اینه که
بخاطرش زندگی صادقانه
و درستی داشته باشی
آخه چرا
به شاهزاده ارشد صدمه زدی؟
...اینکار رو کردم چون
...چون
اون عوضی
داشت اذیتت میکرد
نمیتونستم تحمل کنم
همدیگه رو دیدیم
و باهم از خطر جدی جون سالم بدر بردیم
قبل اینکه ببینیش
هرچقدر هم نزدیک باشین
!نمیتونه کاری کنه
نمیخوام توجه جلب کنی
و هویت واقعیت رو فاش کنی
...همینطور میترسم
طوری که بهم توجه میکنی
به اونم بکنی
شاهدخت؟
!شاهدخت
!های چائو
!های چائو
داره صدام میزنه
شاهدخت؟
!برگردیم تالار ژوشین
خیلی خوب
(تان ار)
(مثل من، بخاطر توطئه جاودانگان)
(سختی میکشی)
(نگران نباش)
( راهی پیدا میکنم)
(تا کمکت کنم فرار کنی)
این بچه ها
اصلا واسه نشون دادن محبتشون تردید نمی کنن
حتی بیشتر از قبل
با هم جور شدن
نقشه ات فوق العاده جواب داد مادر
بانو برگشتن
باید برگردم تالار تیان پا
تا بهشون خدمت کنم
وایسا
شب سرده
شاید نتونی تحمل کنی
این ردا رو بگیر. گرم نگهت میداره
...چینگ هنگ
اشتباه برداشت نکن
خیلی راحت مهربونیم رو قبول کن
الان بهتری؟
میخوام بهت بگم
الان گرم شدم
گرما رو تو کل بدنم حس میکنم
ممنون
قابل نداره
بیدار شدی
حس کردم
یهو سرد و گرم شد
شاید به آب و هوا عادت نکردم
ببخشید اگه نگرانت کردم
یادت میاد
چی شد؟
الان؟
یادم میاد
تو و بانو شو
زمان سختی برای تاب آوردن تو خلا داشتین
و؟
...و
سم رو درمان نکردم
تو وضعیت سختی بودی
حتما
دلیلی برای اینکار داشتی
بی احتیاطی کردم
زود درمانت میکنم
چی شده؟
فکر اینکه
بانو شو تو سرما
بدون دارو و لباس گرم زندگی میکنن
نگرانم میکنه
میشه به غار لووی ببریم؟
بذار ازش مراقبت کنم
اینا واسه گذشته ست
زندگی اینجا زیاد راحت نیست
خودت رو
درگیر دشمنی های قدیمی نکن
این درست نیست
خودت گفتی
بانو شو بدتر از
یه گدا زندگی کرده
و حبس شده
زجر کشیده و عذاب دیده
اگه بیمار باشه چی؟
گفته بودم؟
!درمان بیماری نباید به تاخیر بیوفته
وسایلم رو برمیدارم
و میرم غار لووی
...بیا
بیا بیشتر از این دیر نکنیم
بخاطر کلی چیزها درد میکشه
این گیاهان دارویی براش کافی نیستن
بیشتر لازم داریم
خیلی خوب
!های چائو
برو پیش مادرم
چینگ کوی میخواد مادرم رو ببینه
نقشه اتون اینبار برعکس عمل کرد
!برو دیگه
بله چشم
بانو شو
چیه؟
عالیجناب
دارن یه دختر میارن اینجا
همیشه داره بین دخترا خفه میشه
مگه چیه؟
صبر کن
دارن میان اینجا؟
بله
تا حالا هیچ دختری رو
اینجا نیاورده بود
بالاخره
نگرانیم رو درک کرده؟
بلاخره داره سر و سامون میگیره؟
داره خانواده تشکیل میده؟
پیچیده ست
ولی اینبار
عالیجناب میخواد کاری کنه این دختر
عاشقش بشه
بهش گفته
وقتی پسر بچه بوده
شما
جای سردی زندانی شدین
به لحاظ روحی شکنجه شدین
بدون غذای کافی و لباس گرم زندگی کردین
و از بیماری رنج میبرین
این دختر اصرار داره
درمانتون کنه
احتمالا تا حدود
یک ساعت دیگه
برسن اینجا
قضیه جدیه
چرا زودتر نگفتی؟
شبیه
کسی هستم که تو جا افتاده؟
تمام ورودی ها رو
!با تار عنکبوت بپوشونین
!چشم
!زمین رو پر از برگ خشک کنین
!برگ های بیشتری بیارین
اینجا متروکه بنظر میرسه
برای بانو شو خیلی ناراحتم
اینا کپک زده ان
معلومه از خوردن اینا
مریض میشه
مادر
مادر
براتون طبیب آوردم
...تو
این طبیب رو از کجا آوردی؟
لی گوانگ یه تان هستم
عرض ادب، بانو شو
(یه تان؟)
(شاهدخت یه تان رو آوردی اینجا؟)
(آره)
(!خودت که بهتر میدونی)
(همسر ولیعهد آینده ست)
( داری با یه انگیزه خاص)
(بهش محبت می کنی)
(فکر کردم داری)
( بالاخره آدم میشی)
(میخواستم برات نقش بازی کنم)
(همین یه بار کمک کن)
(مادر، خواهش)
(اینبار بهم کمک کن)
مادر
طبیب اومده
نترسین
بانو شو
کمی علم طب بلدم
میتونم برای بیماری کمکتون کنم
مادر
حالتون خوب میشه
شاهدخت
بعنوان یه فانی
با خلا وصلت کردی
زندگیت اینجا راحت نیست
باید برای بقا به یه شاهزاده تکیه کنی
ولی الان
ولیعهد انتخاب نشده
باید چشمای تیزبینی داشته باشی
و فریب هرکسی رو نخوری
برای نگرانیتون ممنون
فکر میکنم
بانوها میتونن جای تکیه به مردها کارهای بیشتری انجام بدن
تو خلا مدام اختلاف پیش میاد
و خیلی ها نیت بدشون رو با کلمات دلنشین میپوشونن
ولی تا وقتی که
مستقل باشم
میتونم جایی پیدا کنم
برای داشتن همچین عزمی
زیادی جوونی
رسیدن بهش واقعا سخته
بانو شو
سردردی که اذیتتون میکنه
موضوع حساسیه
حتما بخاطر مسائل جدی درد کشیدین
خوشبختانه درمان سردرد
راحته
شاهدخت
واقعا راهی داری
که این سردرد رو خوب کنه؟
براتون دارو درست میکنم
نگران نباشین
کاملا خوب میشین
این سردرد بیشتر از
هزار ساله عذابم میده
بالاخره میتونم
خلاص شم
ممنونم شاهدخت
واقعا ممنونم شاهدخت
های چائو
تا تالار ژوشین همراهیشون کن
بله
باید
به دیدنت بیام و ازت تشکر کنم
مادر
برای این لطف بهش مدیونیم
بذارین تا تالار ژوشین همراهیش کنم
فنگ ار
چند وقتیه همدیگه رو ندیدیم
کلی حرف واسه گفتن داریم
باید بمونی
درسته، عالیجناب
همینجا بمونین
شاهدخت رو همراهی میکنم
پس های چائو باید بره
مراقب خودت باش شاهدخت
دیگه مرخص میشم
از اینطرف خواهش میکنم
با این پوشک
لازم نیست
تمیزت کنم
(باید به تان ار کمک کنم)
(از این زندان بیرون بره)
(نمیتونم یه روز دیگه هم)
(این زندگی خفت بار رو تحمل کنم)
چی شده؟
گرسنه ای؟
(میتونم این حقارت رو تحمل کنم)
(ولی نمیتونم بذارم تان ار)
(!زجر بکشه)
بخور
فکر کردم
صخره روان قندیل رو دوست داری
چرا امروز نمیخوری؟
(!وقتشه)
!سای
!سای
نمیری مکتب شانگ شو؟
چندتا طلسم هست
باید بهشون مسلط بشم
باید دست به کار شم
خیلی خوب، ادا در نیار
شبیه یه احمق به این تیکه سنگ
لبخند میزدی
دیدمش
این
یه سنگ معمولی نیست
...بهش میگن
ولش کن، خسته ام کردی
درک نمیکنی
چرا درک نکنم؟
خیلی خوب هم درک میکنم
اگه از باران شهاب سنگ
نمیترسیدم
حتما همراهت
میومدم
ببینم اونجا چی شده
بگو
منو ببین
نکنه
عاشق شائودیان یوچین شدی؟
مزخرفه
فقط فکر کنم
شائودیان بی قلب
یه جورایی باملاحظه ست
درموردش اشتباه میکردم
خیلی خوب
یه کمی
تحت تاثیر حرکاتش قرار گرفتم
!ولی عاشقش نیستم
خیلی خوب
اگه عاشق شائودیان یوچین شده باشی
قلب اربابم میشکنه
حداقل عذاب وجدان داشته باش
چی بود؟
!عالیجناب
!تان تان
!تان تان
!بالاخره پیدات کردم
اصلا منو ندید
کی اومدی اینجا؟
چی شدی؟
...من
پیچیده ست
بعدا توضیح میدم
این قلمرو
بیشتر از چیزی که فکر میکردم دردسر داره
تان تان
نگران نباش
کمکت میکنم از اینجا فرار کنی
من من
بریم
بیا
نمیتونم برم
چرا؟
... شائودیان بی قلب
هیچی
هیچی
باهات چیکار کرده؟
...اون
...اون مردک
...شائودیان یوچین
!شائودیان یوچین
!خودتو نشون بده
!شائودیان یوچین
!شائودیان یوچین
چرا میزنی؟
اون عوضی منو
!با چشمان رنگین کمان طلسم کرده
وقتی قوانین اینجا رو میکشنم
یا بد دهنی میکنم
بد بدی تو جسمم میپیچه
واسه اینکه باهات بیام
باید غیرفعالش کنی
شنیدی که عالیجناب چی گفت
بعداز یک ماه
دیگه ازبین میره
شما دوتا
میتونین با هم فرار کنین
!منم دنبالتون راه میوفتم
(تا یه ماه دیگه)
(باید کجا برم؟)
(اگه دختره بگیردم چی؟)
نه
یک ماه زیاده
احتمالا نشنیدی
کلی خفت و خواری کشیدم
تا تان تان رو پیدا کنم
...من
...من
درسته
قوانین اینجا خیلی سختن
اهل قلمرو هیولا هستی
و چندوقت
اینجا موندی
حتما خیلی سختی کشیدی
دی لن جو
ممنونم
گفتم ممنونم
وای نه
وای نه
چرا داری ازم تشکر میکنی؟
!عالیجناب - !عالیجناب -
!عالیجناب - !عالیجناب -
!عالیجناب - !عالیجناب -
!عالیجناب - !عالیجناب -
تو رو هم یکی ول کرده؟
ممنونم
مثل بقیه
باهام مثل یه دردسر متحرک رفتار نکردی
تو تاریک ترین روزها
همراهم بودی
بدون تو
نمیتونستم
تا اینجا پیش بیام
وایسا
حس خوبی بهش ندارم
تمومش کن
برای همین
میتونیم خواهر و برادر قسم خورده بشیم
!بهت دستور میدم همین الان خفه شی
همش ازم میخواستی
باهات ازدواج کنم
منم همش رد میکردم
این یعنی هیچوقت باهات ازدواج نمی کنم
امروز
برای اینکه بیشتر از این زجر نکشی
یکبار دیگه قضیه رو روشن میکنم
!نه
من و تو میتونیم
!تا عمر داریم خواهر و برادر قسم خورده بشیم
وای نه
تمومش کن
این تنها
راه ممکنه
غصه نخور
شاید
سرنوشتت
داره یه جایی دنبالت میگرده
نا امید نشو
تان تان
اصلا واسه رد کردنم یه لحظه هم فکر نکردی
واقعا عاشق
شائودیان یوچین شدی؟
اون بی قلب عوضی؟
هیچ اهمیتی
به اون مردک نمیدم
ببین
شبیه کسیم که
گرفتار عشق و عاشقی شده؟
...من شبیه
...این
این هشدار دروغ گفتن
بهت بود؟
بیشتر از اینا غیر عادیه
چه اتفاقی داره میوفته؟
!بانوی من
چی شده؟
ایشون؟
اربابمه
اومده ببینتمون
...این
!تو گوی شو ناهنجاری بروز کرده
!من من
!بجنب
به قلمرو هیولا پیام بفرست
مطمئن شو حال مادر و پدرم خوبه
!چشم
...تان تان
داره میترکه؟
بانوی من
دارین با چشمای رنگین کمانی
بخاطر نقشه شیطانی کشیدن
تنبیه میشین؟
اگه تنبیه میشدم
الان باید
دردم میگرفت
اگه شی نهاییه
طبیعتا باید
ربطی به صاحبش داشته باشه
کره فا با افتخار تقدیم میکند *** https://KoreFaa.ir *** ∞Yniko :مترجم∞
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.