Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
برای داشتن دنیایی زیباتر باید از خودمون شروع کنیم و به همدیگه احترام بذاریم، پس بیاین با حفظ حقوق مترجمین و دانلود از سایت کره فا، احترام خودمون رو نشون بدیم
سرنوشت عزیز من
قسمت ۳5
الان تازه فهمیدم
این شاگردت خیلی قویه ها
با اینکه چی چی اهل قبیله وو نیست ولی
برای یادگیری جادو استعداد ذاتی داره
و دوست داره تلاش کنه
اون دراصل یکی از
افراد منتخب بعنوان روحانی قبیله وو بود
یعنی اینقدر قویه؟
در مقایسه با تو چی؟
مطمئنی نیست؟
ولی وقتی بحث مبارزه میشه اون بهترین جنگجوی استادمونه
تعجبی نداره اینقدر خوب مبارزه میکنه
حتما مدت زیادی تحت فشار بوده (منظورش اینه حتما خیلی تمرین کرده)
لینگ
تو اینبار با دیر فرستادن اون فرستاده و
مخفیانه کمک کردن به لوآئو
از فرمان پدرت سرپیچی کردی
واقعا نمیخوای کسی رو بفرستی و ازش راهنمایی بگیری؟
....راستش
واقعا خیلی نگرانم که تصمیمم
برای بیسانگ فاجعه وبدبختی به بار بیاره
توی این دنیا هیچ نقشه کاملی وجود نداره
فقط قلبت رو دنبال کن
ووجی ممنونم که تموم این مدت رو کنارم بودی
من که خیلی خوشم اومد وخوشحالم هستم
احمق کوچولو
اگر این سریال رو در آپارات . اینما . نماشا یا کانال های تلگرام میبینید بدونید تیم ترجمه راضی نیست و باید از سایت اصلی به آدرس Asiam.irدانلود کنید
خوب بود
بالاخره تموم شد - از بس اینارو نگاه کردم توانی برام نمونده -
عزیزم میبینم که مهارت های رزمیت خیلی خوبه
برنده هنوز مشخص نشده
بیا ادامه بدیم
نه نه نه
دیگه دعوا نکنین بسه تورو خدا
بسه دیگه مبارزه نکنین برین از وقتی بیدار شدین
دارین همو تیکه پاره میکنین بسه - برو کنار ولم کن -
اینقدر واجبه؟ - دقیقا پاشین بریم هندونه بخوریم -
چه کینه ای بهم دارین بیاین با
حرف زدن حلش کنیم باشه؟ - آره اینقدر واجبه دعوا؟ -
ما که دعوا نمیکنیم
پس داشتین چیکار میکردین؟
کی این کارا رو کرده؟
کار کی بوده؟
پولشو بدین زود
طلاست؟ - کافیه ها؟ -
کافیه زیادم هست
امر دیگه ای هست؟
یکی از مهمانان جدیدمون هدیه ای بهم دادن که
به دست ارباب وانگ برسونم
اینجا کسی به اسم وانگ نداریم
بالاخره اومد
وی شون به اعلیحضرت و ملکه ادای احترام میکنه
بلندشو و تعریف کن - چشم -
الان توی شهر چه خبره؟
درمورد تو چیزی فهمیدن؟
تمام شهر مشغول تدارکات تاجگذاری لوچه
و آماده شدن ضیافت هستن
هیچکس به من توجهی نمیکنه
فرمانی رو که بهم سپردین، انجام دادم
مطمئنم نقشه خیلی خوب پیش میره
همینطور یکی رو آوردم که شما رو ببینه
هوچوهو، والامقام ژنگ بی، در خدمت اعلیحضرتم
چوهو؟
پدر چو چینگ لی؟
درود برشما ملکه
بلند شین ارباب
ممنونم اعلیحضرت
چوهو؟
اون بود که
خیلی از برادرانمون رو با بی رحمی کشت
چطور جرات کردی بیای اینجا؟
هه یو، برو بیرون
....چی؟ شاهدخت
اون چو هواست
همون چوهوایی که مردممون رو کشت
بیا جلو عوضی
بیا مزه مُشت منو بچش
فکر کردی جراتشو ندارم - کافیه -
وقت ما محدوده
بیاین گذشته رو پشت سر بزاریم
اعلیحضرت
ملکه
انتظارش رو نداشتم که
شاهزاده جی همچین کار پستی انجام بده
اون موش کثیف
از سربازان من میترسه
حتی مخفی کرده بود که میخواد به تخت بشینه
خوشبختانه ارباب وی برام نامه ای فرستادن
چند نفرو با خودتون آوردین؟
کسی دیگه هم میدونه؟
ارباب وی بهم گفتن این یه رازه
ترسیدم افرادم بفهمن
پس جرات نکردم کسی رو باخودم بیارم
فقط سه هزارتا از بهترین سربازام رو آوردم
اونا الان در سمت غربی شهر اردو زدن
و اردوگاه لین وانگ شان رو تحت نظر دارن
اونا چندتا سرباز دارن؟ ژنرال شما امیدی به پیروزی دارین؟
اون سربازا تاحالا فقط با دزدان دریایی جنگیدن
چطور با سربازان من که به جنگ وحشیا رفتن قابل مقایسه ان؟
اوه بیسانگ، بیسانگ
شاهدخت کوچولو عصبانی نشو
راستش شماهم تعداد زیادی از برادران منو کشتین
منم جنگ نمیخوام
کی دلش نمیخواد بره خونه و دخترش رو ببینه؟
نمیدونم وی شون بهتون گفته
....که من
دخترتون نیستم
میدونم
ملکه الان وقتی دیدمتون
میدونستم شما دختر احمق من نیستین
من کاملا اون نیستم
یجورایی توضیح دادنش سخته
بیاین بعدا درموردش حرف بزنیم
اول به کارامون برسیم - باشه -
در روز تاجگذاری تمام نگهبانان شهر
به لوچه و ملکه مادر وفادارن
اگه بخواین وارد شهر بشین خیلی سخته
بعنوان افراد من وارد بشین
نه خطرش خیل زیاده
اگه اونا درموردمون بفهمن، همه توی خطر میفتن
پس تو راه حل بهتری داری؟
این چطوره؟
خواهر لینگ
ما چه موفق بشیم چه نه
من مدیونتـــم
سان شنگ هوا هم الان توی یی چیه
چون قدرت لان یو رو حس کرده
ولی لان یو سالها پیش مرده
و فقط یه جعبه از خودش به جا گذاشته
...پس اون چطور و چی
شمشیر یین شو؟
درسته
لوچه مدتها مشغول پیداکردن شمشیر یین شو بود
ولی نتونست چیزی پیدا کنه
بنظر میاد که
شمشیر یین شو الان دست سان شنگ هواست
اگه اینطوری باشه
انگیزه ی اصلی سان شنگ هوا
فقط کمک به لوچه برای به تخت نشستن نیست
...میترسم که
اون هدف بزرگ ترین در ذهنش داشته باشه
یعنی ممکنه...اون بخواد کل دنیارو بگیره؟
ما باید جلوش رو بگیریم
شاهدخت هنوز نیومده؟
ارباب وی وقتی برگشتین مراقب باشین که
لوچه چیزی نفهمه و کاری نکنه
فهمیدم
اعلیحضرت - اعلیحضرت -
ما سریع با اسب برمیگردیم
نمیدونم دوستش داری یا نه؟
من رفتم
این چه شیرینی آشغالیه؟
برای بچه هاست مگه نه؟
خیلی خب بیاین ما هم برای رفتن حاضر شیم
اطاعت
اگه هنوز از سایتهای غیرمعتبر گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدانین
بعداز صدسال این اولین باره که اون
بیسانگی ها هم
برای دیدن تاجگذاری پادشاه یی چی اومدن
وایسین
شاهدخت بیسانگ برای دادن هدیه و تبریک به
پادشاه یی چی برای تاجگذاریشون اینجا هستن
اینم از فهرست هدایا و افرادمون
درود بر شاهدخت بیسانگ
نگهبان
بهشون بگو عجله کنن - چشم -
میشه سریعتر هدایا رو بررسی کنین
سفر طولانی بوده و شاهدخت خسته ان
اینم از پاداشتون
شما دوتا زودباشین دیگه
عجب تصادفی شده
چطوری من همزمان با اونا رسیدم
رهبر قبیله وو،سان شنگ هوا اینجا هستن
تا در تاجگذاری شرکت کنن و به
پادشاه یی چی تبریک بگن به امید اینکه
قبیله وو و یی چی تاابد در اتحاد باشن
درود رهبر قبیله وو، لطفا منتظر بمونین
بعداز اینکه فرستادگان بیسانگ داخل شدن هدایای شمارو بررسی میکنیم
رهبر قبیله وو، سان شنگ هوا هستم
شاهدخت بیسانگ میتونن از کجاوه بیان بیرون ومنو ببینن؟
از دیدارتون خوشحالم
من شاهدخت بیسانگ هستم
با اینکه درست اینه از کجاوه برای دیدارتون بیام بیرون
ولی سفر طولانی بوده و
من سردرد دارم، نمیتونم بیام بیرون
بخاطر کجاوه روان سردرد گرفتین
اگر بیاین بیرون بهتر میشین
نیازی نیست
همینجا استراحت کنم بهتر میشم
نمیخواین بیاین بیرون
نکنه چیزی رو توی کجاوه تون مخفی کردین؟
چیزی که نمیخواین به ما نشون بدین؟
فقط چون رهبر قبیله وو بودین
باهاتون محترمانه صحبت کردم
و درمورد اینکه چیزی مخفی کردم یا نه
چه ربطی به شما داره؟
حرکت کنین
وقت منو هدر ندین
ببینین این کجاوه خیلی بزرگه
شاهدخت بیسانگ ریزه میزه هستن
بازم افراد به سختی حملش میکنن
نباید داخلش رو بگردیم تا
ببینیم چیزی مخفی شده یا نه؟
جیه، ولیعهد بیسانگ
همین اواخر میخواست به یی چی حمله کرد و سرورتون لوآئو رو کشت
این دفعه اگر با دقت نگردیم
اگه اتفاقی بیفته کی مسئولیتش رو بعهده میگیره؟
شاهدخت بیسانگ لطفا بیاین بیرون
جرات داری دست بزن
این بی احترامی به شاهدختمون و ما بیسانگی هاست
میخوای روابطمون رو بهم بزنی و یه جنگ جدید راه بندازی؟
نه نه، من فقط دارم قوانین رو رعایت میکنم
لطفا همکاری کنین شاهدخت
قبول نمیکنم، راه بیفتین
پس خودم داخل رو میگردم
شاهدخت من خیلی میترسم
نترس نترس - خیلی میترسم -
به اندازه کافی دیدی؟
نکنه تو هم از مردای من
خوشت میاد؟
ببخشید مزاحم شدم
الان چیکار کنم؟ شهرتم به باد فنا رفت
اونا خیلی سخت گیرن ها
اون پادشاه یی چی.....درست میگفتا
ما نمیتونیم همه رو توی کجاوه و جعبه ها مخفی کنیم
اونا کلی محل بازرسی دارن
زودباش لباساتو بپوش
بزاریدش زمین، اونایی که هدایا رو حمل میکنن با من بیان
و اونایی که کجاوه رو میارن دنبال من بیان
خیلی سنگینه
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
زمان خوش یُمن در حال نزدیک شدنه
عالیجناب قدم رنجه بفرمایین
درود بر عالیجناب
.....بالاخره
میتونم روی این تخت بشینم
!!!!!اعلیحضرت - چطور ممکنه اون اعلیحضرته؟ -
چی شد؟ دیگه منو نمی شناسین؟
اعلیحضرت اینجان زودباشین احترام بزارین
تو نمُردی؟
چطور ممکنه نمُرده باشی؟
شاهزاده جی، چرا با دیدن اعلیحضرت احترام نمیزارین؟
احترام بزارم؟
من پادشاهم، چرا باید تا کمر واسه اون خم شم؟
درسته
چه آر الان امپراتوره
من و تمام وزرا دیدیم که
امپراتور قبلی کشته شد
از کجا این حقه باز رو پیدا کردین؟
جناب چن
در خدمتم
مدتها پیش وقتی که داشتی در کتابخونه مطالعه میکردی
اتفاقی به شمعی برخورد کردی
و بیش از 20 تا طومار باستانی رو نابود کردی
و ناگهانی خواستی بازنشسته بشی وبه شهرت برگردی
یادت میاد؟
یـ...یادمه، مجازاتم فقط کسری 3 سال حقوقم بود
ولی شما هرگز بهم اجازه ندادین به شهرم برگردم
من هرگز اینو به کسی نگفته بودم
فرمانده یان
درخدمتم
شش ماه پیش، تو یک شعر از رقاصخونه رو
بعنوان یکی از اسناد رسمی به من دادی
یادت میاد من چی درجواب نوشتم؟
یادمه، نوشتین (خوانده شده)
من یک هفته کامل رو خواب و خوراک نداشتم
استاد لی
درخدمتم - دوماه پیش -
وقتی با لباس مبدل برای دیدن مردم رفتم
...و کنار صندوق امانات مخفی تو رو دیدم - اعلیحضرت -
لطفا منو شرمنده نفرمایین
وزاری گرامی، ایشون قطعا اعلیحضرت هستن
این...این واقعا اعلیحضرته؟ - آره قطعا خودشه -
واقعا اعلیحضرته
اینجا چه خبره؟
دیگه کی منو باور نداره؟
غیرممکنه، لوآئو مُرده
چطور ممکنه یکی از مرگ برگشته باشه؟
من اعلیحضرت رو نجات دادم
بانو چو؟
بانو چو اعلیحضرت رو نجات داده؟ - حتما دیگه -
مگه اون یه جادوگر نبود؟
چینگ لی
تو برگشتی؟
میدونستم تو یه شیطان نیستی
تا بحال درمورد افسانه روستای شویین شنیدین؟
....روستای شویین اون دیگه چیه؟
من از نوادگان روستای شویین هستم
از خونم که قابلیت شفادهندگی داره برای نجات اعلیحضرت استفاده کردم
مگه روستای شویین فقط یه افسانه نبود؟ - دقیقا -
چطور ممکنه خونی باشه که بتونه شفا بده؟ - چطور ممکنه؟ -
البته که وجود داره
بیسانگ قبلا یک بار مکان روستای شویین رو پیدا کرده بود
و باعث یه اتفاق تلخ شد
ولی قدرت اون خون، چیزیه که مردمم شاهدش بودن
ما در قبیله وو، قبلا یکی رو داشتیم که جادوی سیاه تمرین میکرد
کسی که مرتکب قتل شد و از قبیله وو تبعید شد
اون در ایجاد توهم استاد بود نه تنها میتونست بقیه رو فریب بده
بلکه میتونست بقیه رو طلسم کنه که حرفاشو باور کنن
شنیدم یکی از صیغه های قصر یی چی قبلا هویت اونو داشته
نمیدونم این صیغه بوده یا نه؟
خودشه
چینگ لی من الان امپراتورم
میتونم هرچی بخوای بهت بدم
اجازه بدین مجرم قبیله وو رو مجازات کنم
ارشد بیا این موضوعو
یه جای دیگه ای با جادو و منصفانه حل کنیم
فکر کردی من میترسم
چینگ لی
اونا به ضعفا ظلم میکنن
بریم
حتی اگه تو واقعا لوآئو باشی، خب که چی؟
تو با زهر گرگی مسموم شدی، چطور میتونی پادشاه یی چی باشی؟
من درمان شدم
لوچه تو مرتکب خیانت شدی
زود باش و تسلیم شو
تسلیم شم؟
واقعا فکر کردی من آماده نشدم؟
نگهبانا - بله -
من پادشاهم، پادشاهی که برحق به تخت نشسته
هرکسی که بخواد شهرت منو لکه دار کنه باید بمیره
این.... شما دارین چیکار میکنین؟
تمام وزرا رو بکشید، چندتا جدید میارم
تو...تو دیوونه شدی؟
وای خدا
بیاین بریم
بریم
تکون نخورین
ارتش من در حال آماده باشه
لوآئو، هرگز نمیتونه دوباره پادشاه بشه
افرادت به اسم والامقام ژنگ بی، قسم وفاداری خوردن
والامقام ژنگ بی؟
چو هو؟
....چوهو، اون
مگه نباید الان توی مرز باشه؟
الان دیگه اهدافتون مهم نیست
بعدا برادرت رو سرزنش نکن
هوان آر؟ هوان آر
همین که در کنارتون بودم عالیجناب
هیچ افسوسی توی این زندگی ندارم
هوان آر
هوان آر
هوان آر
هنوزم فرصت برای پشیمونی داری
اگه هنوز از سایتهای غیرمعتبر گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدانین
هنوزم فرصت دارم؟
بنظرت چرا یی چی رو میخوام؟
فکر کردی من به جایگاه تو اهمیتی میدم؟
...تمام این مدت
تو همه چیز داشتی، ولی من چی؟
من فقط چینگ لی رو میخواستم
ولی آخرش هم
هیچی نصیبم نشد
چرا توی این راه جلومو گرفتی هان؟
= کره فا با افتخار تقدیم میکند = = Asiam.ir = = مترجم:tel:@HOBABYAKHI4 =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.