Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir
♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir
KoreFa.ir مترجم: NegaR
برگرد
اول لباساتو بپوش
تو که خیلی وقته با منی
این اداها چیه؟
خجالت میکشم خب
لباساتو بپوش
اگر یکی مارو توی این وضعیت ببینه
فکر میکنه دارم گستاخانه رفتار میکنم
تو همسر منی
کی میتونه همچین فکری بکنه؟
میگم چون افتادی تو آب سرما نخوری؟ حالت خوبه؟
بیا اینجا
اول لباساتو بپوش
...وگرنه من
وگرنه چی؟
ظاهرا هیچ کار نمیتونم بکنم
چیکار میکنی؟
ولم کن
چطور جرات میکنی پادشاه رو نادیده بگیری و پاشی بری
مهمونی یکی دیگه؟
مگه خودت منو ول نکردی و نرفتی یا یکی دیگه حمام کنی؟
منم دلم میخواد تورو ول کنم و برم مهمونی
به تو چه ربطی داره اصلا
همه چیز به پادشاه ربط داره
همه چیز تو
متعلق به پادشاهه
پررو
چی گفتی؟
ولم کن
امروز بخاطر تو کلی از خودم کار کشیدم
خسته م
چون جونمو نجات دادی و نذاشتی بیوفتم توی آب
میبخشمت
نرو
چرا انقدر داغه؟
تب داری
جینگلی
من همینجام
تکون نخور
بانوی من
عالیجناب
بانوی من، آب آوردم دست و صورتتون رو بشورین
بانوی من
بانوی من یکی از خدمتکار ها الان اومد و خبر داد
که بانو تای فی شمارو دعوت کردن برین مرکز شهر و گشتی بزنین
خیلی خوش میگذره
میخوان که شما هم باهاشون برین
خیلی داغه
چیکار میتونم بکنم؟
یاس زرد
برو پزشک سلطنتی رو خبر کن
نه پزشک نمیخواد
نمیخواد بری خبرش کنی
...اما
اگه خبر بیماری من توی قصر بپیچه
دوباره همه اذیتت میکنن
نگران نباش
اگه تو پیشم باشی من زود خوب میشم
اما تبت بالاست
نمیخواد الکی قهرمان بازی در بیاری از خودت
اگر فردای روزی که
همه دیدن من پریدم تو آب تا نجاتت بدم
و بعدش هم به اقامتگاه تو اومدم
خبرش بپیچه که مریض شدم
اونوقت همه تورو سرزنش میکنن و میگن نتونستی به خوبی از من مراقبت کنی
میگن توطئه کردی
و از قصد نقشه چیدی تا
پادشاه رو از پا در بیاری
تو
تو
تو به فکر منی؟
خودت چی فکر میکنی؟
بانوی من
حق با عالیجنابه
الان مهم ترین چیز بهبودی عالیجنابه
برو
بهشون بگو که من
دیشب سرما خوردم
نمیتونم بیام
چشم
بیا
دراز بکش
نرو
میگن مردم موقع مریضی خیلی دل نازک میشن
درسته
لو آئویی که همیشه مغرور و از خودراضی بود
حالا مثل یه بچه اینجا خوابیده
و نیاز به محبت و نگهداری داره
جایی نمیرم
میرم برات جوشونده درست کنم
زود برمیگردم
داغه
اخیرا
بانو تای فی به هر بهونه ای بانوی زشت رو به اقامتگاه خودشون دعوت میکنن
و وانمود میکنن که خیلی به بانوی زشت علاقه دارن و اهمیت میدن
بانوی زشت خیلی به اونجا رفت و آمد میکنه؟
نه خیلی
معمولا دعوتشون رو رد میکنن
پس هنوز عقلش خوب کار میکنه
چشم از بانوی زشت برنمیداری، خطایی به بار نیاد
چشم
بانوی من
...درواقع من
بگیر
بخور ببین سمی نباشه
چشم
....بانوی من در واقع عالیجناب
چی شده؟
خداروشکر عالیجناب خوب شدین
وقتشه که برین به امورات کشور رسیدگی کنین
میترسم اگر بیشتر از این توی اقامتگاه من بمونین
بقیه بگن مشغول خوشگذرونی هستین و کشور رو ول کردین
برام مهم نیست
برای من مهمه
اگه برات مهمه
دیگه هیچوقت پیش تای فی نرو
به هیچ کس به جز من توی این قصر اعتماد نکن
به شما اعتماد کنم؟
بیشتر از همه نسبت به شما بی اعتمادم
بخاطر شما بود که من
چندین بار تا پای مرگ رفتم و برگشتم
اون میدونه
اونا مال گذشته هاست
الان همه چیز فرق کرده
شما هنوز به آهنگ میگین که مخفیانه مراقب من باشه
چطور میگین همه چیز عوض شده؟
اونطور که تو فکر میکنی نیست
لو آئو
تو یکی رو گذاشتی تا 24 ساعته
چشمش به من باشه و بهت گزارش بده
هرکاری که میکنم رو میاره میذاره کف دستت
میدونی، بعد از این میدونم چیکار کنم
مخفیانه کارامو انجام میدم
حمله کردن به کسی که مخفی شده و کمین کرده کار سختیه
دوباره میگم
اشتباه متوجه شدی
چو جینگلی
اولش باهام خیلی خوب و مهربون برخورد کردی
جوری که لینگ جین شی حسودیش شد و نقشه قتلمو کشید
همش تقصیر تو بود لو آئو
من الکی متهم شدم و به حیاط غربی تبعید شدم
اونجا زندانی بودم و همه اذیتم میکردن
اینم تقصیر تو بود لو آئو
همه بلاهایی که به سرم اومد تقصیر توئه
یعنی چی که بهم میگی اشتباه متوجه شدم
جینگلی
باشه، همش تقصیر من بود
حق با توئه
تقصیر من بود
بلاخره اعتراف کردی
کسی که بیشتر از هرکسی بهش اعتماد داشتم و روی حرفش حساب میکردم
هر حرفی که میزد
و هرکاری که میکرد
همه ش دروغ بود
و همه اینکارا رو کردی
همه این نقشه هارو کشیدی
تا من عاشقشت بشم
و فراموش کنم که میخواستی منو بکشی
میدونم
خیلی عجیبه
به عنوان پادشاه ییجی
...کسی باورش نمیشه که من
تو خیلی سنگدلی
درباره ت اشتباه فکر میکردم
فقط دنبال این بودی که ببخشمت
خیلی داری تند میری
ولی من تورو از حیاط غربی به قصر برگردوندم
مجرم اصلی رو پیدا کردم و مجازاتش کردم
هنوز داری پز کارایی که کردی رو بهم میدی
توی این زندگی
امیدوارم دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم
ای کاش تمام اینا خواب و رویا بوده باشه
مردی که بهم قول داد مراقبم باشه
تمام قول هاش
تمام کارهاش
همه ش دروغ بود
و همه اینکارا رو کرد
و نقشه کشید
تا عاشقش بشم و
فراموش کنم میخواسته منو بکشه
اگر میخواستی انقدر ظالمانه باهام رفتار کنی
چرا نذاشتی همونجا توی حیاط غربی بمیرم؟
لو آئو
من اونقدر دوستت ندارم که بخاطرت غرورم رو زیر پا بذارم
من ازت کینه به دل دارم
میگن که حیاط پشتی عمارت جناب وزیر منظره فوق العاده چشم نوازی داره
خیلی خاص و منحصر بفرده
امروز اومدم ببینم
راست میگن یا نه
نظر لطفتونه
راستشو بخواین
من به گل و گیاه علاقه زیادی دارم
روحیه م رو خیلی شاداب میکنن
بانو
شاهزاده جی دارن میان این طرف
حتما اومدن دیدن شما
مزخرف نگو
دختری که اونجاست
دختر منه
دفعه پیش که باهات صحبت کردم
گفتم هر خبری که شد باید بهم اطلاع بدی
بهتون گزارش میدم
با وزیر قبلی مکاتبه کردم
همونطور که انتظار داشتم وزیر زو دخترتون
در موسیقی، شطرنج، خطاطی و نقاشی مهارت بالایی داره
صدای سازشون
واقعا گوش نواز و دل نشینه
واقعا؟
ممنون
درود عرض شد شاهزاده جی
من و تو قراره باهم ازدواج کنیم
منو ببخش که سرم شلوغه و نمیتونم زیاد بهت سر بزنم
متوجه هستم
شاهزاده جی
به نظرم اینجا امنیتش بالا نیست
باید در آینده عمارتتون رو عوض کنم
هرطور شما بفرمایید شاهزاده
حالا که همه مون اینجاییم
بیاین درباره ازدواج من
و یوهان صحبت کنیم
خوبه
خیلی خوبه
میشه انقدر همه جا دنبال من نیاین
شاهزاده خانم
شاهزاده خانم
برای حفظ امنیت خودتون
بهتره که حتی یک لحظه ام از جلوی چشم ما دور نشین
بله
یه نگاهی بندازین
من اومدم اینجا که آواز بخونم و برقصم
یه عالمه خانواده با شادی و در آرامش دارن اینجا رفت و امد میکنن
چطور ممکنه خطرناک باشه آخه؟
چیکار دارن میکنن
چی شده؟ چه خبره؟
شاهزاده خانم
چرا صورتتون سرخ شد؟
اتفاقی افتاده؟
کی صورتش سرخ شده؟
نه خیر
بذار بهت بگم
معبد سیشو خیلی جای خوبیه
چی دارن میگن؟
میدونی چیه
اگه بری اونجا بختت باز میشه و یه ازدواج خوب توی سرنوشتت قرار میگیره
ازدواج خوب؟
معبد سیشو
شاهزاده خانم
شاهزاده خانم
وایستین ما هم بیایم
درود بانوی من
بانوی زشت کجاست؟
بانو از صبح که بیدار شدن حالشون خوب نیست
هنوز خوابن و دارن استراحت میکنن
پس برو بهش خبر بده
من اومدم دیدنش و میخوام بیام داخل
بانوی من
بانوی زشت واقعا حالشون بده
بهتره که یک روز دیگه به دیدنشون بیاین
جالبه که من هردفعه به اقامتگاه بانوی زشت میام
مریضه و حالش بده
بن یوان بهم خبر داده که
اون داره خودشو از من مخفی میکنه و نمیخواد منو ببینه
بانوی من لطفا منو ببخشید
بانوی زشت بدن ضعیفی دارن
پزشک سلطنتی گفتن که باید زیاد استراحت کنن
حتی انقدر حالشون بده که
با بانوی تای فی هم
برای گردش به مرکز شهر نرفتن
خدمتکار گستاخ
چطور جرات میکنی
منو با بانو تای فی مقایسه کنی
خدمتکار پاییزی
تنبیهش کن
باید همین امروز بانوی زشت رو ببینم
دست نگه دار
چی شد؟
حالت یهو خوب شد و اومدی دیدنم
بگو ببینم
واسه چی میخواستی منو ببینی؟
هیچی عوض نشده
هنوزم مثل قبل بد اخلاق و عصبی هستی
بانو لینگ فی امروز
برای چی اومدی اینجا؟
بهمون خبر رسیده بود که حالت خوب نیست
میخواستم بیام با چشمای خودم ببینم و مطمئن بشم
گردنبندی که دور گردنت انداختی
انگار عوض شده
میشه سنگ یشمش رو بهم نشون بدی
تو از کجا فهمیدی که سنگ یشمه؟
نمیدونم، خوشگله همین
باید به خوبی مراقبش باشی
بانو لینگ فی امروز برای تعریف کردن از
گردنبند یشم من که به اقامتگاه ران شیوان نیومدی؟
البته که نه
من نگران سلامتیت بودم
حالا که دیدم حالت خوبه
دیگه میرم
نگرانت بودم خواهر
تو یکی از صیغه های سلطنتی هستی
مثل خواهرمی و من دوستت دارم
برای همین خواستم بیام اقامتگاهت تا خودم بهت سر بزنم
حالا که دیدی
حالم خوبه
خیلیم خوب
تشریفت رو ببر
بریم
درود عرض شد عالیجناب
چی شده؟
عالیجناب
این دمنوش برای تقویت شماست
خودم شخصا اینو حاضر کردم و برای شما به اینجا اوردم
عالیجناب
خب بگو
ازم چی میخوای؟
همونطور که انتظار داشتم، هیچ چیز از چشم عالیجناب دور نمیمونه
معبد سیشو این چند روز مراسمات مذهبی داره
کاهن اعظم معبد خبر داده که
الان بهترین زمان برای دعا کردن مخصوصا برای بچه دار شدنه
برو سر اصل مطلب
میخوام دعوتتون کنم
همراه من و بقیه خواهران به معبد سیشو بریم و دعا کنیم
شما میاین عالیجناب؟
وقت ندارم
عالیجناب
رئیس قصر
بانو شما لطفا به اقامتگاهتون برگردین
عالیجناب این روزا خیلی سرشون شلوغه
حتی وقت ندارن درست بخوابن
باشه
عالیجناب
نمیخواین برین؟
نه
عالیجناب
این معبد سیشو رو که بانو ازش تعریف میکردن
من خیلی وقته که اسمش رو میشنوم و مشهوره
اما شهرتش برای بچه دار شدن نیست
میگن بخت رو باز میکنه و مال ازدواجه
خب اینا چه ربطی به من داره؟
عالیجناب
اگه بانوی زشت رو اونجا ببرین
و ازش بطور رسمی در خواست ازدواج کنید
شاید موفق بشید دلشو به دست بیارین
مراسمی که لینگ فی الان گفت
میخوام برم
بذار برم داخل
عذر میخوام نمیتونم همچین اجازه ای بدم
معبد سیشو امروز تعطیله
نمیتونیم هیچ بازدید کننده ای رو راه بدیم
لطفا فردا صبح بیاین
میخوام برم تو
خب که چی؟
کجای دنیا معبد رو میبندن و نمیذارن کسی بره توش؟
عذرمیخوام
امروز یه مراسم مهم در معبد در حال برگزاریه
لطفا مارو درک کنین و فردا برگردین
..تو
مهم نیست، از یه راه دیگه وارد معبد میشم
همه چیز حاضر شده؟
نگران نباشید
خوبه
اگر مشکلی پیش بیاد
سرتو از تنت جدا میکنم
ماها مرد های قوی هستیم
از پس یک زن ضعیف بر میایم
اون در مقابل ما جوجه ست
اگر کارتون رو خوب انجام بدین بهتون پاداش میدم
ممنون
یادتون باشه که
اینا باید بین خودمون بمونه
یه هیچکس حرفی نمیزنین
نگران نباش
ما تازه کار نیستیم که
خودمون کارمونو خوب بلدیم
یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست
به نظر نمیاد بخوان کار خوبی بکنن
تعجبی نداره که چرا نذاشتن من برم داخل
داداش آئو اینجاست
عالیجناب
عالیجناب، مسیر برگشت به قصر طولانیه
بذارین تا اونجا من همراهیتون کنم
باشه
عالیجناب
عالیجناب
درود عرض میکنم عالیجناب
چه کاری از دستم برات برمیاد کاهن؟
اگر میشه ازتون میخوام چند لحظه ای
به سالن بودا بیاین
باشه، مسیرو بهم نشون بده
منم میخوام همراهتون بیام عالیجناب
بانوی زشت، تو همراه من بیا
بانوی من، از کجاوه پیاده بشین
من خسته م، میخوام زودتر برگردم
فقط چند لحظه طول میکشه
عالیجناب دعوتتون کردن شما هم تشریف ببرید
گفتم نه
ولش کن بذار هر کار دلش میخواد بکنه
معلومه که هرکار دلم میخواد میکنم
اعصابمو بهم میریزه
کجاوه رو حرکت بده
این مسیر اشتباه نیست؟
این راه که به بالای کوه و قصر نمیرسه
مسیر میانبره
واقعا؟
بله
ما با این جاده خوب آشناییم
اینجا خیلی خلوت و دور افتاده ست
لو آئو هم که این اطراف نیست
میتونم از اینجا فرار کنم
برم توی یه روستایی مخفی بشم
لو آئو نمیتونه منو پیدا کنه
بانوی من
دارین به چی نگاه میکنین؟
یاس زرد
بهشون بگو نگه دارن
میخوام بیام پایین
نگه دارین
بانوی من کجا میرین؟
دنبالم نیاین
خودم تنهایی میخوام برم
...اما
بانوی من
باید صبر کنیم
اما اگه اینجوری بذارم برم
خیلی نامردیه
لو آئو اگه پیدام کنه بدجوری ازم انتقام میگیره
به درک اصلا
هر بلایی به سرش بیارم حقشه
اما
من با خودم
هیچ طلا و نقره ای ندارم
بیخیال، چیزی نمیخرم خب
اما با نُه غبار
خداحافظی نکردم
مهم نیست، حتما درکم میکنه
ولی
یاس زرد خیلی بی دست و پا و ساده ست
اگه من برم حتما اونو اذیت میکنن و بهش زور میگن
و درضمن آخرین آرزوی لان یو رو هم برآورده نکردم
نه نه
الان برای فرار آماده نیستم
دفعه بعدی حتما اینکارو میکنم
یه جایی میرم که
لو آئو دستش بهم نرسه
خیلی وقته منتظریم
برای چی هنوز برنگشته
الان وقت مناسبیه
برو جلو
باید همون اول راه میکشتیمش
چرا بانو هنوز برنگشته؟
بانوی من برگشتین
نگرانتون شده بودم
این کوهستان خیلی جای خطرناکیه
اگه بلایی به سرتون میومد
من چه خاکی به سرم میریختم
خیلی معطل شدین
بیاین بریم
الان دیگه وقتشه، انجامش میدیم
بانوی من مواظب باشین
آهنگ
آهنگ
بانوی من
مراقب باشین بانو- ولم کن-
آهنگ
بانوی من
آهنگ، مراقب باش
یاس زرد
بانو رو از اینجا دور کن
بگیریدش
آهنگ
آهنگ
داداش
واقعا خودتی شی شی
داداش، برای چی تا اینجا اومدی دنبال من؟
تو چرا قدرت جادوی وو ت کار نمیکنه؟
از وقتی به ییجی اومدم
قدری جادوی وو رو از دست دادم
قصه ش طولانیه
خودمم نمیدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده
خداروشکر که من پیدات کردم، بیا بریم
جینگلی
بانوی من
داداش، باید زودتر بری
نباید کسی تورو ببینه
پس تو چی؟
خیالت راحت باشه،اونا بلایی به سرم نمیارن
بعدا سعی میکنم یه جوری ازت خبر بگیرم
زود باش
اونو پیش تو میذارم
از طریق اون میتونی منو پیدا کنی
راستی، سان شونگها به ییجی اومده
باید مراقب باشی
سان شونگها؟
آره
داداش، زودتر برو
مواظب خودت باش
آهنگ
آهنگ
آهنگ
بلند شو، بلند شو
صدمه ندیدی؟
داشتی با کی حرف میزدی؟
یه رهگذر بود
به لطف کمک اون نجات پیدا کردم
عالیجناب
مسموم شدن
پزشک سلطنتی، بیا به آهنگ رسیدگی کن
نباید خودتو مقصر بدونی
عالیجناب
آهنگ آسیب شدیدی دیده
نمیشه اینجا درمانش کرد
برگردیم به قصر
اونو بذارین توی کجاوه من
بانوی من، پس شما خودتون چجوری میرین؟
معلومه، با من میاد دیگه
ولم کن
زود، زود
چیکار داری میکنی؟ بذار برم
ولم کن
عجیبه
این همه راه دنبال من اومدی
خسته نشدی؟
کی گفته من دنبال تو بودم؟
مگه کل این مسیر مال توئه و خریدیش؟
دارم میرم
راستشو بگو
چرا دنبالم میکردی؟
من
دوستت دارم
برای همین اومدم دنبالت
تو نمیدونی من کی ام
...قبلا توی خونه خودمون
بس کن
نمیتونی به این راحتیا منو فراموش کنی
خیلیم چیز به یاد موندنی نیستی
اینجا چیکار داری؟
اینجا چیکار دارم؟
همه چیزو دیدم
اون صیغه سلطنتی با تو داشت به پادشاه خیانت میکرد
چطور جرات میکنی؟
خیانت؟
اینطور نیست
الکی انکار نکن
با دوتا چشمای خودم دیدم
حرفای عاشقانه میزدین
و دستای همدیگه رو گرفته بودین
واقعا که
چطور جرات میکنی همچین کاری بکنی؟
اشتباه میکنی
من و اون فقط دوستای قدیمی همدیگه هستیم
دوستای قدیمی؟
باشه
پس بذاریم ببینم جلوی داداش آئو هم
جرات داری همین حرفارو بزنی یا نه
تو و صیغه اون باهمدیگه دوستای قدیمی هستین
تو
لو آئو رو میشناسی؟
فقط آشنایی ساده نیست، یه رابطه خاص و ناگسستنی بین ما هست
بیچاره داداش آئو که دارن پشت سر بهش اینطوری خیانت میکنن
وایستا و تماشا کن
وقتی به داداش آئو بگم
دوست قدیمیت رو میکشه
این چیه؟
ببین باهاش چیکار میکنم
چرا نمیتونم درش بیارم؟
بهشون میگن دستبند های وابسته
تا من درش نیارم توام نمیتونی
هی تو
باشه، اشکالی نداره
مرسی
برای بانوی زشت یک فنجان دمنوش آرامبخش بیارین
به پزشک سلطنتی هم بگو حواسش جمع باشه
و اگر خبری شد سریع بهم اطلاع بده
چشم، عالیجناب
نگران نباشید، من اینجا میمونم
شما تشریف ببرید و استراحت کنید
یک شبانه روزه که چشم رو هم نذاشتین
بهش نگو من گفتم براش دمنوش بیارن
وگرنه نمیخوره
چشم
تیم ترجمه کره فا KoreFa.ir مترجم :NegaR
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.