All language subtitles for My.Dear.Destiny.E15.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir

♥ کره فا با افتخار تقدیم میکند ♥ KoreFa.ir

KoreFa.ir مترجم: NegaR

بانوی من بانوی من

یاس زرد، بیا

بانوی من، یکی اومده دیدنتون

تو از بچگیت پیش من بودی

قبلا حادثه خاصی برای من رخ داده؟

حادثه خاص؟

منظورتون چیه؟

این ماه

من چندین باز زخمی شدم

اما هردفعه خیلی سریع خوب شدم

من از وقتی به دنیا اومدم همینجوری بودم؟

نه

حرفی که زدین برای منم عجیبه

بانوی من

هروقت که آسیب میدیدین

معمولا 7 یا 8 روز طول میکشید تا خوب بشین

حرفی که زدین با چیزی که من میدونم همخونی نداره

پس یعنی

تبدیل به چو جینگلی شدم و یه موهبت خاص بهم بخشیده شده

تبدیل شدین؟

هیچی

چیکار داشتی؟

کی پشت دره؟

وای یادم رفت

بانوی من لباستونو عوض کنین

قراره بیان دیدنتون

مگه بهشون نگفتی

من مریضم و نمیتونم کسی رو ببینم

مخصوصا لو آئو و افرادی که برای اون کار میکنن

اصلا

بانوی بزرگ

بانوی من

لباسام کجان؟

اونجا

دیر شده

درود بانوی بزرگ

درود بانوی بزرگ

بانوی بزرگ

بلند نشو

هنوز بیماری

این روزا یکم حالم خوب نیست

اما

نمیخوام بهتون بی احترامی کنم

ایندفعه لازم نیست

خیلی ادب و احترام رو رعایت کنی

از یون جین شنیدم

که توی حیاط غربی چه اتفاقی برات افتاده

واقعا متاسفم

که هیچ جرمی مرتکب نشده بودی و مجبور بودی بخاطر هیچی مجازات بشی

این یه جنایت بزرگ بود

دیگه تموم شده

تو دختر خیلی خوش قلبی هستی

من فرصت نکردم رسما ازتون تشکر کنم بانو

به لطف شما بود که اتهاماتم پاک شد

درواقع، همیشه باور داشتم که تو قاتل نیستی

تو یه دختر ساده و مهربونی

و آسیبی به عالیجناب نمیرسونی

لی نیانگ اعتراف کرده که گناهکاره

و دیروز خودش رو دار زده

لی نیانگ؟

یعنی کار او آئو نبوده؟

گوان لی نیانگ چه ربطی به این قضیه داره؟

ظاهرا باید خودم دست به کار بشم تا بفهمم حقیقت چیه

اگر مستقیما سوال کنم جلوه خوبی نداره

باورم نمیشه

باورم نمیشه همچین آدم شرور و بدذاتی توی قصر زندگی میکرده

مطمئنین کار لی نیانگ بوده؟

لی نیانگ خودش اعتراف کرده

خودکشیش باعث شده که پرونده این ماجرا دیگه بسته بشه

زیادی تحقیق کردن درباره این ماجرا هم جلوه خوبی نداره

لو آئو همش میگفت که میخواد مجرم واقعی رو دستگیر کنه

حتما اینم باز نقشه اونه

یکی از صیغه هارو قربانی نقشه های شیطانی خودش کرده

ایشون فنگ بای کو هستن

درطول هفته مراقب سلامت تو هستن

مهارت های پزشکیش فوق العاده ن

اگر مشکلی داشتی

بهش بگو تا بهت رسیدگی کنه

نظرت چیه؟

بانو هیچ مشکل جسمانی ندارن و کاملا سالمن

حتی میشه گفت

از یک انسان عادی هم بدنشون قوی تر و سالم تره

لازم نیست از هیچ دارویی استفاده کنن

خداروشکر که جینگلی حالش خوبه

پزشک بای کو تو دیگه میتونی بری

چشم

بانو تای فی از توجهتون ممنونم

بشین

...ایناها

میدونم که قبل از ازدواج با عالیجناب در سرزمین های مرزی زندگی میکردی

و خیلی از غذاهایی که اونجا میخوردی توی قصر پیدا نمیشن

برای همین بن و من افرادی رو یه سرزمین های مرزی فرستادیم

تا این خوراکی هارو برای تو از اونجا بیارن

بخور و امتحانشون کن

ببین با چیزایی که قبلا میخوردی فرق دارن یا نه

خیلی خوشمزه ست

بانوی من

ازتون ممنونم

شما هم بخورین

امروز خیلی زیاده روی کردیم و زیادی غذا خوردیم

منم یکم معده م ناراحته

پیاده روی کنیم بهتر میشه

بانوی من

خارج از جزیزه ووشون چجور جاییه؟

یه سرزمین پهناور هست که در مجاورت دریا قرار گرفته

شی شی

دلت میخواد از اینجا بری بیرون؟

نه نمیخوام

اگر من برم

کی هرروز با شما میاده پیاده روی

شی شی، آرومتر راه برو

جینگلی

به چی داشتی فکر میکردی؟

یاد بانوی خودم افتادم

وقتی توی سرزمین خودم بودم

مثل الان باهاش پیاده روی میکردم و حرف میزدیم

فکر کنم اون شخص خیلی مهمی برات بوده

شخص مورد علاقه م توی خانواده بود

اما تو دیگه الان ازدواج کردی

دیگه نباید خیلی به خانواده قبلیت فکر کنی

ناراحت نشو

در آینده

من حامی تو خواهم بود

حامی یعنی چی؟

این کلمه رو توی قبیله وو نشنیده بودم

واقعا نمیفهمه یا خودشو زده به نفهمی؟

یعنی کسی که

از تو حمایت و محافظت میکنه

از من حمایت و محافظت میکنه؟

بانوی من، من دیگه به اندازه کافی بزرگ شدم

خودم میتونم مراقب خودم باشم

یعنی

این وظیفه ماست که از بزرگترا مون حمایت کنیم

بعد از این من حامی شما خواهم بود بانوی بزرگ

بانوی بزرگ

بانو تازه عقل و هوششون برگشته سرجاش

خیلی کلمات هستن که نمیتونن معنی اونارو دقیقا درک کنن

مادر

چه ار

شما هم اینجایین بانو

درود مادر و بانو

تو چرا اومدی اینجا؟

داشتم از اینجا رد میشدم

شما اینجا چیکار دارین؟

داشتم با جینگلی پیاده روی میکردم و گپ میزدیم

پس مزاحمتون شدم

اشکالی نداره

خسته شدم دیگه

میخوام برگردم و استراحت کنم

امروز از صحبت کردن باهات لذت بردم

منم از اینکه باهاتون صحبت کردم خیلی خوشحال شدم بانوی بزرگ

دوست دارم بازهم باهمدیگه وقت بگذرونیم

باشه، پس دیگه من میرم

به سلامت بانوی بزرگ

منم خسته شدم

میخوام برگردم استراحت کنم، شما هم برین

جینگلی

هنوزم بخاطر اون روز از دستم ناراحتی؟

واقعا خسته ام

ببخشید که میپرم وسط صحبتتون

بانوی من

اگر به گوش عالیجناب برسه

براتون خوب نیست بانوی من

یاس زرد

اگه عجله داری بری

میشه حداقل بعدا یه وقتی بذاری

تا بتونیم باهم صحبت کنیم

خیلی باد تندی داره میوزه

بیا برگردیم

جینگلی

سعی نکن ازم فرار کنی

خیلی طول نمیکشه

به زودی تبدیل به کسی میشم که تو دوست داری

جایگاه و مقامی بالاتر از الانم کسب میکنم

چو جینگلی

واقعا از رفتارش خوشم نیومد

خیلی واضح حرفمو بهش زدم

اما اون وانمود کرد که متوجه منظورم نمیشه

عصبانی نشید بانو

شاید واقعا نفهمیده منظورتون چی بوده

چه خودشو زده باشه به نفهمی

چه واقعا نفهمیده باشه چی میگم

برام مهم نیست و نمیخوام چند وقتی ببینمش

بعد از یه پیاده روی طولانی

خیلی خسته شدم

چرا بانوی زشت نمیاد بیرون؟

اون

بیا، بیا

عالیجناب

بانو گفتن

امروز سرشون شلوغه

وقت ندارن کسی رو ملاقات کنن

چی؟

بخاطر همین منو این همه علاف کرده؟

بانوی زشت اینو برای شما نوشتن

گفتن بخونیدش

اون که نوشتن بلد نیست

پس حتما باید چیز جالبی توش باشه

عالیجناب بازش کنید

بازش کنید

این گرده حتما تخم مرغه

داره از پله ها غل میخوره میوفته پایین

ولی نمیشکنه

چو جینگلی

حرف نزن

چو جینگلی

فکر کنم هوس مردن کردی

یاس زرد

بانوت کجاست؟

از پنجره پریده بیرون و فرار کرده؟

بانو گفتن

خیلی از اینجا دور شدن

پس دلش نمیخواد منو ببینه

باشه

از کارش پشیمون میشه

دیگه هیچوقت پامو توی ران شیوان نمیذارم

نمیتونم هیچ جا از دستش قایم بشم

تو خدمتکار بانو لینگ نیستی؟

چرا اینجا زانو زدی؟

حالت خوبه؟

بلند شو

آب

آب

بلند شو

بیا، یکم آب بخور

بیا

بانوی زشت

بیا، بیا

امروز هوا خیلی گرمه

چرا اونجا زانو زده بودی؟

امروز

من اتفاقی دستم خورد

و لیوان مورد علاقه بانو لینگ رو شکستم

بد میشه

اگر بانو بفهمه من اونجا زانو نزدم

منو میکشه

اگر به زانو زدن ادامه بدی ممکنه بیوفتی بمیری

...اما

درد میکنه؟

همچین زخمی برای همه دردناکه

من خدمتکار بانو لینگم

چرا دارین بهم کمک میکنین؟

کمکت نمیکنم

فقط برات یکم آب آوردم تا بخوری

باید استراحت کنی

برمیگردم بعدا بهت سر میزنم

من جدیدا خیلی آسیب میدیدم، یه داروی خیلی خوب برای درمان زخم ها دارم

بگیرش

من دیگه میرم

درود عالیجناب

وزیر زو اومدن و میخوان درباره ساخت دیوار های مرزی باهاتون صحبت کنن

بیرون منتظرن

بگو یک دقیقه دیگه بیاد تو

با اجازه تون من مرخص میشم

عالیجناب

جدیدا وقتی خدمتکار میاد خبر بده کسی اومده ملاقاتتون

خیلی هیجان زده میشید

منتظر کسی هستین؟

به من ربطی نداره

اما مطمئنم که بانوی زشت نمیاد

دفعه پیش رفتارش خیلی با من زشت بود

نباید بیاد عذرخواهی کنه؟

عالیجناب

اگر میخواین بانو رو ببینید، چرا خودتون نمیرین پیششون

چرا همیشه من باید پیشقدم بشم؟

بانوی زشت رو که میشناسین

چقدر پوست کلفته

شاید میدونه که اشتباه کرده

اما روش نمیشه بیاد عذرخواهی کنه

عالیجناب، لطفا بازم شما برین

بهش یه فرصت دوباره بدین

مطمئنم مثل دفعه پیش رفتار نمیکنه

به نکته خوبی اشاره کردی

عالیجناب، وقتی رفتین دیدن بانوی زشت

باید خیلی نرم برخورد کنین باهاش

خانوما

از مردایی که مودب و آروم برخورد میکنن خوششون میاد

آرومتر از این؟

چجوری؟

خب

اول از همه

عالیجناب

عضلات صورتتون رو باید یکم رها کنین

سعی کنید بخندین

مثل من

مثل کاری که من میکنم

درسته

جینگلی لبخند منو دوست داره

آره، آره

آره آره

یکم بیشتر

یه لبخند بزرگتر

بله

به غیر از لبخند زدن

لحن حرف زدنتون هم باید کمی تغییر بدین

من همیشه همینجوری حرف میزنم

چجوری عوضش کنم؟

خب پس

یه کار دیگه میشه کرد

جسارت منو ببخشید

بذارین من نقش شمارو بازی کنم تا خودتون متوجه بشین

چی؟

چطور جرات میکنی؟

من

عالیجناب

فقط همین یه دفعه

قبول کردین؟

بیا شروع کنیم

باشه باشه

الان شروع میکنم

زود، زود

الان بهتون نشون میدم

خب

جینگلی

بله عالیجناب

بانو

خدمتکار

میخوام ازت دعوت کنم باهام بیای بریم توی دریاچه شنا کنیم

امروز یکم خسته م

میخوام بخوابم

منم جدیدا خیلی خسته میشم

بانو

میخوای بیای پیش من

باهم بخوابیم؟

عالیجناب، جونمو ببخشید

عالیجناب، منو عفو کنید

من هیچی ندیدم

گمشو

چشم

الان میرم

الان میرم

همش تقصیر توئه

تصادفی بود

سوتفاهم شده

میرم انقدر اون خدمتکارو میزنم تا بمیره

پس برو

شوخی کردم

دفعه دیگه ام همینکارو میکنم

هیچکدومشونو ندیدم

باشه بانوی من

بانوی من

خودتونین

فکر کردم اشتباه دیدم

من سرم شلوغه

...من

بانوی من، هنوزم میخواین از من دوری کنین؟

کجا دارین میرین؟

دارم میرم دیدن بانو تای فی

خوبه

منم داشتم میرفتم دیدن مادر، بیاین باهم بریم

خودم تنهایی میرم

اگر انقدر ازت فاصله بگیرم خوبه؟

بیا بریم وسط دریاچه، داشتم نقاشی میکشیدم

میخوام برای مادر ببرمش

این نقاشی خیلی زیباست

فقط چرا ماهیا چشم ندارن؟

هنوز کامل نشده

خیلی با عجله کشیدم

هنوز ریزه کاریاش مونده

نه نه

نقاشیتو خراب میکنم

خیلی آسونه

دیدی؟

آره آسون به نظر میاد

پس بقیه ش رو تو بکش

واقعا میشه؟

داریم باهم میریم عمارت شانزه دیدن بانوی بزرگ

من براشون هدیه میبرم اما تو دست خالی میری

توام اگر یه نقطه بهش اضافه کنی

میتونی این نقاشی رو به عنوان هدیه به بانو بدی

اینجوری از تو سو استفاده میکنم

نمیتونم

مادرم که به هرحال میدونه این نقاشی رو من کشیدم

تو فقط به نقطه بهش اضاقه میکنی و میگیم که باهم کشیدیم

اینجوری توام دست خالی نمیری اونجا

این جز اداب و رسوم یی جیه

باید این چیزارو بدونی

پس

یه امتحانی میکنم

عالیجناب

باور کنید پیشنهادم جواب میده

بهم اعتماد کنین

خفه شو

عالیجناب

الان بهتون هیچ احساس خاصی دست نداد

...چون من یه خدمتکارم

گفتم خفه شو

یاس زرد

تو

قلم رو اشتباه دستت گرفتی

فکر کردی نمیدونم چه احساسی به جینگلی داری؟

شاهزاده جی

حالتون خوبه؟

چو جینگلی، لعنت بهت

باشه، منو بزن

مگه توی ظالم عاشق کشتن آدما نیستی؟

هرکاری میخوای انجام بدی، تو روی خودم انجام بده

پشت سرم نقشه نکش

صبر و تحمل منم حدی داره

حق نداری دیگه اونو ببینی

ازت متنفرم

از سرراهم برو کنار

درسته که کمی بی ملاحظه رفتار کردم

اما اونم نباید انقدر عصبانی میشد و منو میزد

ازت متنفرم

برادر وانگ

به چه جراتی اومدی دیدن من؟

نمیتونم بذارم آبروی بانو لکه دار بشه

اومدم براتون توضیح بدم تا قضیه روشن بشه

من امروز داشتم به بانو یاد میدادم چجوری برای نقاشی کشیدن باید قلم رو توی دستشون بگیرن

میخواستن برای بانوی بزرگ نقاشی بکشن

پاتو از گلیمت درازتر کردی

میدونم که اشتباه کردم

فقط میخواستم با بانو، یه هدیه برای مادر آماده کنم

اینم خوب میدونم که

توی قلب بانو فقط شما هستین و فقط به شما علاقه داره

برای همین دیگه بیخیال شدم

جدیدا

فهمیدم که باید سرنوشت و زندگی خودم رو در پیش بگیرم

دیگه جوون و خام نیستم

امشب اومدم ازتون بخوام اجازه بدین تا ازدواج کنم

ازدواج کنی؟

با دختر وزیر زو

اون، اینو برام درست کرده

من به مکان های زیادی سفر کردم

اما بعد از دیدن اون

دلم میخواد یک جا ساکن بشم و یه زندگی خوب رو شروع کنم

اما به نظر وزیر زو راضی نیستن

برای همین از شما کمک میخوام برادر وانگ

باشه

بعدا یکنفرو میفرستم تا از وزیر زو دخترش رو خواستگاری کنه

بلند شو

ممنونم برادر وانگ

پس با اجازه تون من میرم

تا به دخترش خبر بدم

باشه

به سرنوشت اعتقاد داره؟

چو جینگلی، لعنت بهت

مرتیکه وحشی

بانوی من

بانوی من

خبر مهمی دارم

چی شده؟

شاهزاده جی قراره ازدواج کنن

چی گفتی؟

شنیدم که عشق در نگاه اول بوده

و بعد تصمیم گرفتن بقیه زندگیشون رو با اون دختر بگذزونن

خانواده دختره هنوز تردید داشتن

برای همین شاهزاده جی از عالیجناب خواستن تا ایشون برای ازدواجشون واسطه بشن

چقدر عاشقانه

بانوی من، خوشحال نشدین؟

نه اینطور نیست

براش خوشحالم

شنیدی که

دوباره یکنفر توی قصر مسموم شده؟

چطور ممکنه؟

حقیقت داره

ایندفعه بانو لینگ مسموم شده

پزشک سلطنتی دارو براش تجویز کرده

بعد از اینکه دارو رو خورده

خون بالا آورده

الان حالش خوبه

عالیجناب و بانو تای فی رفتن دیدنش

یعنی بازم کار چو جینگلی بوده؟ اون که تازه از حیاط غربی برگشته

مگه نمیدونی؟

برای بانوی زشت پاپوش دوخته بودن

جریان مسموم کردن عالیجناب زیر سر یه نفر دیگه بوده

میگن قراره به زودی از همه مقامات سلطنتی و سران بازجویی کنن

حالا که بانو لینگ مسموم شده

همه شایعه راه انداختن که بازم کار بانوی زشت بوده

ولی معلومه کار بانوی زشت نیست

اگه عالیجناب این حرفارو باور کنن چی؟

عالیجناب این چیزارو باور نمیکنن

آهنگ

من چند روزیه سردرد دارم و نمیتونم بخوابم

برو از پزشک یکم داروی آرامبخش بگیر و برام بیار

باشه

بانوی من، این چند روز نتونستین خوب بخوابین؟

بیا اینجا

بیا

چی شده بانوی من؟

حالا نوبت منه که دست به کار بشم

حالا که آهنگ اینجا نیست

باید همه جای ران شیوان رو دقیق بگردیم

و هر بطری و ظرف مشکوکی پیدا کردیم رو بندازیم دور

باید هرروز اینجارو خوب بگردیم

خدمتکار زمستانی

بانوی من، یه چیز مهمی هست که باید بهتون بگم

عالیجناب

بانوی زشت، یاس زرد رو فرستادن اینجا

چو جینگلی؟

میخواد بیاد دیدن شما

بگو بیرون منتظر بمونه

اما بیرون هوا خیلی سرده

و یاس زردم لباساش کمه

رئیس

یعنی

حتما بانوی زشت کار مهمی باهاتون داشتن

که اونو فرستادن تا باهاتون صحبت کنه

بگو بیاد داخل

درود عالیجناب

چی شده؟

بانوی من ازتون دعوت کردن به ران شیوان بیاین و باهم یه نمایش تماشا کنین

نمایش ببینیم؟

الان؟

بله

بانوی من گفتن یه سورپرایز بزرگ براتون دارن

برام نمایش راه انداخته

تو برو، من سرم شلوغه

یعنی نمیخواین بیاین؟

نمیدونم

اما

برو به بانوی زشت خبر بده

عالیجناب تا چند دقیقه دیگه میان اونجا

برو

بااجازه تون من میرم

رئیس

چند تا پرونده دیگه مونده که باید بررسی کنم؟

تقریبا تموم شدن دیگه

بقیه شو میتونین بعدا بررسی کنین

صحنه نمایشی نمیبینم این اطراف

همه چراغام که خاموشه

عالیجناب، بفرمایید لطفا

پس قسمت خوب ماجرا اون داخله

عالیجناب شما بفرمایید

حتما میخواین با بانوی زشت تنها باشین

من نمیام تو

مزاحم نمیشم

جینگلی

جینگلی

عالیجناب

چیکار داری میکنی؟

الان شروع میشه

واقعا؟

چرا

خودتم میخوای بازی کنی؟ خیلی مشتاقم که ببینم

بانو تای فی

درود بانو تای فی

جینگلی

امشب منو برای دیدن نمایش دعوت کردی

دیروقته

پس نمایش چی شد؟

نمایش به زودی شروع میشه

اون

اون

کی تورو فرستاده؟

آهنگ، تو هنرهای رزمی بلدی؟

لینگ جین شی

خودم با چشمای خودم دیدم

شیائو پای، اون خدمتکار، داشت توی اتاق جینگلی یه چیزی رو مخفی میکرد

چه حرفی برای گفتن داری؟

نه، کار من نبود

این خدمتکار داره برام پاپوش درست میکنه

من اصلا نمیدونم این مرد کیه

اون به همه چیز اعتراف کرده

تو کی هستی؟

چرا میخوای منو گناهکار جلوه بدی؟

چو جینگلی

تو اینکارو کردی تا منو از اینجا بندازی بیرون

و عالیجناب رو فقط برای خودت داشته باشی

عالیجناب حرفاتو باور نمیکنن

بانو لینگ، میگی این مرد رو نمیشناسی؟

باشه، من یه شاهد دیگه ام دارم

بانو لینگ

به جرم سوقصد به جان پادشاه

و ایجاد اغتشاش در قصر

با مدارک و شواهد محکمی متهم میشوند

به دستور عالیجناب از قصر تبعید شده و به خارج از قصر فرستاده میشود

حق برگشت و برقرار کردن ارتباط با افراد قصر را ندارد

تیم ترجمه کره فا KoreFa.ir مترجم :NegaR

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.