Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند WwW.30NaMa.CoM
ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی
ایرلند، 1992
بپر
سلام
و کات!
هنوز مطمئن نیستم چطور میتونم...
بنظر من که فردا حسابی خستهوکوفته از خواب بلند میشی، آره
صداش بازه میتونی همه چیز رو بشنوی
قراره فقط روی همین یه کانال باشه
اوه، آره، فکر کنم یکم پایین بودی
ولی اگر اینو بچرخونی بعدش میتونی بشنوی
و بعد برای صحبت کردن فقط کافیه این دکمه رو فشار بدی
کمکم دستت میاد، خیلی آسونه
نیویورک، 2016
واقعا دلم میخواد
ولی، آخه میدونی...
میترسی
هرکسی باشه میترسه
واقعا فکر میکنی افشای قضیه ممکنه جلوش رو بگیره؟
بنظر من خیلی مهمه
که رایدهندهها این اطلاعات رو داشته باشن تا بتونن تشخیص بدن
که صلاحیت رئیسجمهور شدن رو داره یا نه
اگر تصمیم بگیره شکایت کنه چی؟
اونوقت نیویورک تایمز حاضره بهم کمک کنه؟
سازمانهای خبری نمیتونن از نظر حقوقی از کسی حمایت کنن
خودتی و خودت
سلام، ریچل؟
و قطعا میخوای در مورد جسیکا لیدز بنویسی؟
جسیکا کاملا پایهست، صددرصد
خیلیخب
انجامش میدم
حاضرم حرفام چاپ بشه و بگم باهام چیکار کرده بوده
حاضری؟ عالیه، ریچل
ممنون
در نیوهمپشر
از رایدهندهها خواسته شده که برای رعایت تفکیک قوا
دوباره سناتور جمهوریخواه رو انتخاب کنن
با هم دست دادند، ولی دستش را رها نمیکرد در عوض، شروع کرد به بوسیدن گونههاش سپس مستقیما لبهایش را بوسید
وایولت، نه
- عزیزم، مامانی باید بره سر کار - مامانی، مامانی
قراره با بابایی بمونی، باشه؟
وایولت، وایولت مامانی قراره بره سر کار
بیا بریم بریم حیوونهات رو ببینیم
- بیا بریم - تالیا، تو قهرمان منی
میخوای فیلت رو بهم نشون بدی؟
هیچ مدرکی از قصد مجرمانه پیدا نکردیم
نمیتونی در این مورد جلوی عدالت رو بگیری
صبح بخیر، جودی
بازم حالت بهم خورد؟
آره
باید بعد از سه ماههی اول تموم بشن
احتمالا بهتره یکم بخوابی
اوهوم
همم
به محض اینکه یه جوابی بگیرم میخوابم
از افراد ترامپ؟
اگر جوابی ندن چی؟
جواب میدن، ولی تا جواب ندادن نمیتونیم چاپش کنیم
الو؟
شما مگان تویی هستین؟
بله، آقای ترامپ
من این زنها رو نمیشناسم دارن دروغ میگن
و اگر کاری باهاشون کردم
چرا نرفتن سراغ پلیس؟
جسیکا لیدز و ریچل کروکس هیچوقت نگفتن
که شما رو میشناسن فقط گفتن که اتفاقی شما رو دیدن
نیویورکتایمز این داستانها رو از خودش درآورده
و اگر چاپشون کنین، شکایت میکنم
اون نوار لو رفتهی "اکسس هالیوود" چی؟
اون کارها که گفتین رو انجام میدین؟
از این کارها نمیکنم
از این کارها نمیکنم اونها حرفای رفاقتی بود
و آقای ترامپ، دختر برگزیدهی ایالت یوتا ادعا کرده که شما وقتی صاحب مراسم
دختر شایستهی کشور بودین بیش از یکبار به زور ایشون رو بوسیدی
داره دروغ میگه حقیقتا که تهوعآوری
واقعا که آدم تهوعآوری هستی
چندین زن صحبت کرده
و ادعا کردهاند که دونالد ترامپ بطرز نامناسبی آنها را لمس کرده است
جسیکا لیدز و ریچل کروکس
به نیویورکتایمز گفتهاند که هر دو بدون رضایت
توسط ترامپ بوسیده و یا لمس شدهاند
که برای شرکتی در برج ترامپ کار میکند
ادعا کرده که این میلیاردر، گونهها
و لبهایش را بوسیده است
اوه، خدای من
گندش بزنن ریچل، خیلی متاسفم
من داستانم رو گفتم شما هم چاپ کردین
و آخرش اینطوری شد
آره، خیلی متاسفم
من آماده بودم، میدونی؟ ولی نه برای اینا
یه بسته پر از مدفوع؟
چیزی روش نوشته شده بود؟
نه. چیکار میتونم بکنم؟
- اوه، آره، گندش بزنن - حتی نمیتونم از خونه برم بیرون
خب، باید همه چیز رو بنویسی
تمام مکالمات و پیامهای صوتی رو ضبط کن
باید تمام تهدیدهایی که بهت میرسه رو ثبت کنی
- مگان تویی؟ - بله، ماییم
حتی تصورشم برام سخته لعنتی، ریچل، واقعا متاسفم
باید برم، بعدا بهت زنگ میزنم، قول میدم
ریچل؟
از طرف بیل اورایلی از شبکهی خبری فاکس تماس میگیرم
آیا شما فمنیست هستی؟
لعنتی شوخیت گرفته؟
متاسفم، سلام، سلام
آخرین تلاشها
تا روز انتخابات
درحالیکه هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ...
اوه، بیل اورایلی داره در موردت حرف میزنه
برنامهی فاکتور از خانم تویی درخواست کرد
که در این برنامه حضور داشته باشه
ولی دعوت رو رد کرد که تعجبی نداره
گفتگوهای سختی داریم
ایشون و خانم باربارو در شبکههای کابلی
دیگهای حضور پیدا کردن
که با نظرات لیبرال قرابت بیشتری دارن
از خانم تویی پرسیدیم که آیا خودش فمنیستـه
هم پشت تلفن و هم با نامه
ایشون در هر دو مورد حاضر به جواب دادن نشد
میرم یکم نودل بگیرم
ولی این حرفیه که دیروز در مورد این مقاله زد
میدونین، مقالهی ما تجربهی
زنهای زیادی در تمام این سالهاست
الو؟
بهت تجاوز میکنم و میکشمت
و جنازهات رو میندازم توی رودخونهی هادسن
امشب، داره تبدیل به
شب پرهیجانی میشه
سیانان میتونه گزارش بده
که هیلاری کلینتون از دونالد ترامپ خواسته
که در این رقابت اعتراف به شکست کنه
برندهی رقابت ریاستجمهوری
سیانان تخمین میزنه که دونالد ترامپ در رقابت ریاستجمهوری پیروز میشه
پنج ماه بعد
خبر فوری از بیل اورایلی بریم سراغ جولیا بورستین، جولیا؟
درسته
فاکس اعلام کرده که بیل اورایلی از این سازمان خارج شده
و گفتن، که نقل میکنم: "بعد از یک بررسی دقیق"
"و کامل اتهامات، این سازمان و بیل اورایلی"
"به توافق رسیدن که بیل اورایلی به شبکهی"
"خبری فاکس برنخواهد گشت"
البته این اتفاق بعد از این افتاد که بیش از 50 شرکت
بعد از مقالهی نیویورک تایمز در مورد اتهامات جنسی علیه اورایلی
و ادعای اینکه فاکس و اورایلی
سرجمع حدود 13 میلیون دلار برای کسب رضایت این پنج زن
برای پس گرفتن اتهامات خرج کردن
تبلیغاتشون در برنامهی فاکتور اورایلی را لغو کردند
- خب، این مقاله... - کارت خوب بود، امیلی
ممنونم، دین
توام همینطور، مایک گزارش معرکهای بود
به برنامهی پربینندهاش برنخواهد گشت
منظورمون سواستفاده از قدرت در چهارچوب شرکتهاست؟
نه، منظورمون تمام محلهای کاریه
که اذیت و آزار جنسی ممکنه اتفاق بیافته
بیاید مقصرها رو هم پیدا کنیم
بعد از چاپ داستان ما
فاکس تا مدتها اورایلی رو سرکارش نگه داشت
قبل از اونم دههها نگه داشته بودن
شبکه فقط وقتی اخراجش کرد
که متقاضیان تبلیغ از پیششون رفتن
بیاید کل سیستم رو بازخواست کنیم
چرا اذیت و آزار جنسی اینقدر فراگیره
و اینقدر صحبت در موردش سخته؟
سلام، یه دقیقه وقت دارین؟
آره
خب، با شانا تامس صحبت کردم
رئیس اولتراوایولت، یه گروه فمنیستیه
میگه خطاهای توی هالیوود بیاندازهان
با یه بازیگری در ارتباطه، رز مکگاون
که در مورد تجاوز توسط یه تهیهکننده توییت کرده
تامس میگه هاروی واینستینـه
و حالا مکگاون داره یه کتاب در موردش مینویسه
دو سال پیش یه اتهامی نخورده بود؟
آره
آمبرا بتیلانا گوتیرز، یه مدل ایتالیاییه
ادعا میکنه واینستین در یک جلسهی کاری بهش دستدرازی کرده
پلیس نیویورک در موردش تحقیق کرد ولی هیچوقت متهم به چیزی نشد
با رز مکگاون صحبت کن
سعی کن با باقی بازیگرای زنی که باهاشون کار کرده صحبت کنی
آره. و سعی میکنم با کارکنان سابقش تماس بگیرم
سلام. اسم من جودی کنتورـه
یه خبرنگار از نیویورکتایمز هستم
داریم در مورد آزار و اذیت جنسی در محل کار تحقیق میکنیم
اگر اشتباه نکنم یکی از کارکنان میرامکس بودین
و در دههی 90 برای هاروی واینستین کار میکردین
دارین مکالمه رو ضبط میکنین؟
نه، به هیچ عنوان و هیچ بخشی از حرفامون رو
بدون اجازهی شما چاپ نمیکنم
ولی در زمانی که دستیارش بودین پیش نیومده بود که
هاروی واینستین با زنها
برخورد نامناسبی داشته باشه یا از خط قرمز عبور کنه؟
میپرسی هاروی از خط قرمز رد شده؟
میخوای ضربان قلبش رو بشنوی؟
- آره - اوهوم
مری، خیلی ممنون که بهم زنگ زدی
با کی حرف زدی؟
نمیتونم اسم کسیو بهت بگم همونطور که اسم تو رو به کسی نمیگم
ولی اگر چیزی هست که بخوای بهمون بگی
خیلی به دردمون میخوره
فکر نکنم کسی دلش بخواد صحبتی بکنه
شرمنده
خانم گودرش، خیلی ممنون که جواب دادین
قبل از اینکه ادامه بدی
قبلا هم در مورد واینستین صحبت کردم ولی موضوع خصوصیه
وکیل مهاجرت من دلش نمیخواد درگیر این قضیه بشم
درگیر چی؟
- الو؟ - اوه، سلام، رز
جودی کنتور هستم از نیویورکتایمز تماس میگیرم
یه ایمیل برات نوشتم
شانا تامس میگفت ممکنه بخوای یه صحبتی
با من در مورد هالیوود داشته باشی
و بخصوص در مورد هاروی واینستین
- داری در موردش مقاله مینویسی؟ - آره، دارم مینویسم
ببین، اونقدرا مایل نیستم که باهات در موردش حرف بزنم
میشه بپرسم چرا؟
روزنامهی شما بارها
باهام بدرفتاری کرده
و بنظرم دلیل اصلیاش تبعیض جنسیتیـه
متاسفم که همچین تجربهای داشتی
قبلا هم صحبت کردم ولی هیچ اتفاقی نیافتاده
اخیرا توی یه جلسهی سیاسی صحبت کردم
و نیویورکتایمز خبر رو گذاشت توی بخش "مُد"
وقتی فریاد میزنی و کسی گوش نمیده، دردناکه
داریم در مورد تبعیض جنسیتی فراگیر در هالیوود تحقیق میکنم
تابحال چند صفحه نوشتی؟
نه
قبلا هم خودمو به خطر انداختم
و هیچ فایدهای نداشته
قبلا در مورد محیط کاری آمازون، استارباکس
و دانشکدهی تجارت هاروارد نوشتم و باعث تغییر هم شده
مستقیما بخاطر مقالههای تایمز
سیاستهاشون رو تغییر دادن
ولی اگر نمیخوای صحبت کنی درکت میکنم
و توی نوشتن کتابت موفق باشی
ممنون. خداحافظ
با بابا صحبت کردم
صداش بدتر شده بود
بزودی باید برم ببینمش
میتونی برای یه آخرهفتهی طولانی بری؟
میتونی دخترا رو هم ببری
میتونم تالیا رو ببرم ولی جفتشون رو نه
با یه زنی رابطه دارم
با یه بازیگر خیلی مشهور
شمارهاش رو میخوای؟
خیلی خوشگله
چقدر خوشمزه بنظر میاد
مطمئنم توام شیفتهاش میشی
"من زن کثیفی هستم"
"ولی نه به کثیفی"
"خرید و فروش دخترها مثل پوکمون قبل از اینکه بدنهاشون به رشد برسه"
- اون اشلی جادـه؟ - آره
در مورد این نوشته که چطور در دههی 90
یه تهیهکننده بهش تعرض کرده
اسمش رو نگفته ولی اینطور توصیفش کرده
"یکی از محبوبترین و منفورترین رؤسای صنعت ما"
هممم
"تعرض جنسی، ترنسهراسی"
"برترپنداری سفیدپوستان، زنستیزی"
"جهالت، مزایای سفیدپوستان"
- من میرم - خودم میرم
مامان!
- جفتمون میریم - آره
مطمئن نیستم بتونم اینکارو بکنم
باید استراحت کنی
شاید بهتر باشه سعی کنی بخوابی؟
دلم نمیخواد که...
فقط یه حس ترس مداومی دارم
خستهای
بدنت دیگه جون نداره
بنظرم اگر دلیلش فقط این بود، خودم میفهمیدم
مامان
الو؟
رز هستم
- مکگاون - رز، سلام
فقط اون نیست که باید بری سراغش
یه دستگاه کامل هست یه زنجیرهی عرضه و تقاضا
از متجاوزین توی هالیوود؟
آره
سراسر دنیا هستن
هرجا که فیلمها ساخته یا فروخته میشن
هر استودیو سرکوب قربانیها و پرداخت حقالسکوت رو انجام میده (رمز نتفلیکس)
اگر مردای سفیدپوست بتونن یه زمینبازی داشته باشن، همینه
مردم ازش خبر دارن؟
معلومه
به خیلیا گفتم که چه اتفاقی برای من افتاده
توی جشنوارهی فیلم ساندنس؟
اونموقع 23 سالم بود یه عالمه فیلمای مستقل عالی بازی میکردم
بشدت امیدوار بودم
- و بعد رفتم به اون اتاق هتل - سلام
تالیا؟
من اینجام
روی مبل نشسته بود
و داشت بلندبلند پای تلفنش حرف میزد
منتظر موندم
و بعد در مورد پروژهها صحبت کردیم
و یهویی گفت "توی اتاقم یه جکوزی دارم"
نمیدونستم جواب همچین حرفی چیه
برای همین به حرف زدن ادامه دادم
حرفامون تموم شد و گفت تا دم در باهام میاد
و با خودم گفتم "خب، خوب پیش رفت"
اون اولین ملاقات مهم من بود
توی یه راهرو پشت سر من اومد، و گفت
"این اتاق جکوزیـه"
و داخل رو نگاه کردم و هلم داد داخل
لختم کرد، و یهویی دیدم خودشم لخته
یجورایی انگار از بدن خودم خارج شدم
و بهم تجاوز کرد
رفتم روی حالت تلاش برای نجات که بتونم برم، و تظاهر کردم که ارضا شدم
بهم گفت لباس بپوشم
برام پیام میذاشت و میگفت که الان دیگه دوست مخصوص جدیدش هستم
و اینکه کارای زیادی برای بازیگرای دیگه کرده
گزارشش رو دادی؟
بنظرت ممکن بود قانون توی این قضیه طرف منو بگیره؟
ولی به بقیه گفتی؟
به خیلیا گفتم، و هیچکس هیچکاری نکرد
هیچکار
میشه با کسایی که بهشون گفتی تماس بگیرم؟
بهم گفتی این قضیه بین خودمونه
همین الان که داریم حرف میزنیم جاسوسهایی رو گذاشته که حواسشون بهت باشه
امیدوارم اینو بدونی
الو؟
سلام، مگان، جودی کنتور هستم
بدموقع مزاحم شدم؟
نه
مشکلی نیست
اوه، صداش رو میشنوم
چطور پیش میره؟
آره، یکم...
تازه خوابوندمش
بنظر من این سختترین بخششه
واقعا؟
بنظر من که اینطور بود
برای دختر اولم دچار افسردگی پس از زایمان شدم
همه هیجانزده میشن
و تو انگار...
انگار توی حال خودت نیستی
آره
خب، ایمیلت رو دیدم
چطور پیش میره؟
آره
حس میکنم زنهای زیادی هستن که
یه اتفاقی بینشون افتاده
ولی براشون سخته که صحبت کنن
و کسایی که باهام صحبت میکنن نمیخوان حرفاشون چاپ بشه
توی داستانهای قبلیت
چطور زنها رو راضی کردی که بهت بگن
که چه اتفاقاتی براشون افتاده؟
آره، خب...
کار سختیه
وحشتزدهان
حرفی که میزدم این بود که
"میدونی، نمیتونم اتفاقی که در گذشته برات افتاده رو تغییر بدم"
"ولی با همدیگه، شاید بتونیم از تجربهات استفاده کنیم"
"که از دیگران محافظت کنیم"
عملا حقیقت رو میگفتم
ولی آره
سخته که از زنها بخوای صحبت کنن
بعد بهم گفت برم دیدنش
اوایل صبح بود
و تمام شب مشغول فیلمبرداری بودم و خسته بودم
رفتم به هتل شبهجزیره و سر میز پذیرش
پرسیدم "آقای واینستین توی رستوران بلودیرـه"
"یا توی حیاط خلوت هتل؟"
و اونا هم گفتن "برو به اتاقش"
و من رفتم طبقهی بالا
و هاروی حوله تنش بود
و پرسید میتونه ماساژم بده یا نه
منم گفتم نه
و بعد، ازم خواست
کمکش کنم که لباسهای اون روزش رو انتخاب کنه
بعد شروع کرد به درخواستهای متفاوت
درخواستهایی که مدام جنسیتر میشدن و مدام بهم نزدیکتر میشد
و بارها گفتم نه
و به شکلهای مختلف
و بالاخره ازم خواست موقع دوش گرفتن نگاهش کنم
و منم گفتم "هاروی"
"وقتی برای بازی توی یه فیلم میرامکس اسکار گرفتم"
"برات میخورمش"
و زود از اونجا زدم بیرون
بعدش چیکار کردی؟
به پدرم گرفتم، به مدیر برنامههام گفتم
به کسایی که اون شب داشتم باهاشون فیلمبرداری میکردم گفتم
و هاروی بابتش تنبیهم کرد
منظورم اینه که کلا منو گذاشت توی لیست سیاه
چون توان اینو داشتم که دست رد به سینهاش بزنم
از کجا اینو میدونی؟
بارها میشد کنار بازیگرهای دیگه میایستادم
و کلا نگاهمم نمیکرد
نقشهایی بود که قرار بود بهم بدن
و بطرز عجیبی بهم نمیدادن
و الان میدونم که دلیلش یه تماس ساده از طرف هاروی بوده
میدونی که یه مقاله در موردش نوشتم و هیچکس هیچ کاری نکرد
اسمش رو نبردی ولی افراد توی هالیوود
میدونستن توی مقالهات در مورد کی حرف میزنی؟
کاملا
و سیل بدرفتاریها سمت من اومد، نه سمت اون
اون تظاهرات زنان
که توش شعر "زن کثیف" رو خوندم رو یادته؟
یه نقش بزرگ توی یه تبلیغ رو از دست دادم چون یه عده
شکایت میکردن که دارم رئیسجمهور رو نقلقول میکنم
اون از این حرفا زد و رئیسجمهور شد
من از اون نقلقول کردم و به جاش اخراج شدم
دههها گذشته و هنوز تبعیض جنسیتی همونجوریه که بود
ولی، جودی، اگر برگردم به گذشته بازم همون انتخابها رو میکنم
ولی دلم میخواست کار هم گیرم بیاد
لیسا بلوم، همون وکیله بهم ایمیل زد
- دختر گلوریا آلرد؟ - آره
- مگه میشناسیش؟ - نه
ولی فکر کنم میخواد کمک کنه
ایمیلش رو برای امیلی فرستادم
همین الان جلوی چشمامه
آره مستقیما از بخش حقوقی اومده
جودی؟ لیسا بلوم
"اعلامیهی مهم"
"سریال کتاب من، ملت بدگمان به تهیهکنندگی هاروی واینستین"
"و جیزی ساخته خواهد شد"
واینستین قراره تهیهکنندهی کتابش باشه؟
لیسا بلوم، دختر نماد بزرگ فمنیستها
داره با هاروی واینستین کار میکنه
ولی چرا باید همچین کاری بکنه؟
برای یه مینیسریال چقدر گیر آدم میاد؟
حتما اون به لیسا گفته که باهات تماس بگیره
پس واینستین میدونه که داریم چیکار میکنیم
ببخشید
میخوای داستان ترامپ رو ادامه بدی؟
یا میتونی به جودی ملحق بشی و در مورد هاروی واینستین تحقیق کنین
بعید میدونم تفاوتی ایجاد کنه
این زنها علیه ترامپ صحبت کردن
ولی بازم رئیسجمهور شد
ولی بعد از قضیهی اورایلی احتمالش هست
ببخشید
کریگ. میخواستم باهات حرف بزنم
باید یه سر بیای
دخترت چطوره؟
عالیه
اوه...
ببخشید، ممنون...
ممنون بابت هدیه
چیز خاصی اذیتت میکنه؟
بجز اینکه خواب نداری و همهی خونهات شده پوشک؟
حالت خوبه؟
برام خیلی...
سخت بوده
متاسفم
کار کردن بهت کمک میکنه؟
آره. آره
کاملا
الان بهتر شده
مگان
سلام
همشون مشهورن؟
بیشترشون، آره
خب سوال من اینجاست که
این بهترین استفادهایه که میتونیم از وقتمون بکنیم؟
دربرابر باقی کسایی
که میتونیم برای تحقیق در موردشون وقت بذاریم
آدمایی که کسی صداشون رو نمیشنوه بازیگرها خودشون راه برای حرف زدن دارن
ولی ممکنه بترسن که با استفاده از این راهها
صنعت فیلمسازی تنبیهشون کنه
آره
ولی دقیقا قضیه چیه؟
قضیه اذیت و آزار جنسی شدید در محیط کاریه
این زنهای جوان وارد چیزی شدن
که همشون با دلیل فکر میکردن یه جلسهی کاریه
اونم با یه تهیهکننده، یه کارفرما
امیدوار بودن
انتظار داشتن یه صحبت جدی در مورد کارشون یا یه پروژهی احتمالی
داشته باشن
ولی میگن به جاش فقط مشغول تهدید و تقاضاهای جنسی بوده
ادعای تعرض جنسی و تجاوز دارن
اگر همچین بلایی میتونه سر یه بازیگر هالیوود بیاد
دیگه سر کیا داره میاد؟
بنظرت کارکنانش رو هم هدف قرار میداده؟
آره
میتونم دنبال گزارشهای پلیس علیه میرامکس بگردم
یا سوابق حقوقی
بگردم؟
آره
سوابق یه شکایت
از میرامکس در سال 2001 پیدا کردم
ولی گزارش همون روزی که تهیه شده، بسته شده
نوشته "شاکی درخواست شکایت قضایی دارد"
ولی هیچ مدرکی از هیچ دادگاهی نیست
که جور درنمیاد
اطلاعات دیگهای در این مورد نداری؟
نه، اون سوابق
حتما نابود شدن
واقعا؟ چرا؟
سیاست سازمانیه
تمام سوابق بعد از 3 سال نابود میشن
چرا اونوقت؟
همونطور که گفتم، سیاست سازمانیه
پس میشه لطفا بهم بگید
کی در مورد تعرض جنسی شکایت کرده بوده؟
نه، نمیتونم
- چرا؟ - بخاطر سیاست سازمانی
اجازه نداریم این اسم رو بهتون بدیم
امر دیگهای ندارین؟
قضیه خیلی مهمه
در مورد کسیه که هنوزم توی محل کارش قدرت زیادی داره
که ممکنه هنوزم مشغول آزار بقیه باشه
امکانش نیست که بتونی کمکم کنی؟
میتونی اسم مامور دولتی که مسئول پرونده بوده رو
ازم بپرسی
این اطلاعات رو میتونم بهت بدم
- فقط اسمش - ممنونم
بیست جا زنگ زدم تا این مامور رو پیدا کنم
لیسا بلوم چی گفت؟
جوری صحبت کرد که انگار طرف فقط یکم شیطونه
چون جفتمون یهودی هستیم خودمونی شده بود
و واینستین رو هم توی جمع خودمون حساب میکرد
راستی
یه صحبت طولانی با لینا دانم و جنی کانر داشتم
میخوان کمک کنن و شمارهی یه عالمه آدم رو دارن
عالیه
از قبل باهاشون آشنا بودی؟
من با هیچکس آشنا نیستم
آپریل، که شروع کردم
- همم - تازه داشتم از...
مامورهست
سلام. مگان تویی هستم
ممنون که باهام تماس گرفتی
خواهش میکنم چه کمکی از دستم برمیاد؟
اون پرونده رو یادتونه؟
صدها پروندهی تعرض جنسی
توی اون سازمان هست
این پرونده اومده زیردست شما
و بعدش خیلی سریع بسته شده
چندان غیرمعمول نیست
علیه میرامکس شکایت شده بوده
میرامکس چیه؟
هاروی، گزارشها رو خوندم
و رز آدم آشفته و کاملا دروغگویی بنظر میاد
مشخصه که باید حملات سراسر تهمت و مسخرهاش
علیه تو رو متوقف کنیم
آدم خطرناکیه
حق داری که نگران باشی
حس میکنم توانایی اینو دارم که بر علیه امثال رز ازت محافظت کنم
چون وکیل مدافع خیلی از این آدما بودم
مایلم باهات دیدار کنم تا با جزئیات این مورد رو بررسی کنیم
تو باید قهرمان داستان باشی نه آدم بدهی اون
با آرزوی موفقیت، لیسا بلوم
دارم سعی میکنم یه دستیاری که اوایل دههی 20 زندگیاش
توی میرامکس کار میکرده رو پیدا کنم
یه روز، یهویی ناپدید شده
تنها اثری که ازش مونده کفشهای ورزشیاش بوده که زیر میزش جا گذاشته
هنوز نتونستم پیداش کنم
ولی مادرش توی کویینز زندگی میکنه
گفتم یه سر برم سراغش
سلام
- سلام - سلام
انتظار داشتم مادرت رو ببینم
اوه، میرم صداش کنم بگم کی کارش داره؟
نه، راستشو بخوای تو کسی هستی که میخواستم ببینم
جانم؟
اسم من مگان توییـه
یه خبرنگار تحقیقی هستم که برای نیویورکتایمز کار میکنم
اشکالی نداره اگر...
برو طبقهی بالا برو پیش مامانبزرگ
میشه یه لحظه صحبت کنیم؟
در مورد دوران کاریات توی میرامکس؟
باورم نمیشه پیدام کردی
الان 25 ساله که منتظر این لحظهام
خیلی خوشحال میشم اگر بهم فرصت بدی
که ازت چند تا سوال بپرسم
چیا رو میدونی؟
اینکه اوایل حرفهات بوده
و موفق بودی
و یه اتفاقی افتاده
و بعدش ناپدید شدی
و اینکه پدرت تهدید به شکایت کرده
فقط اینو میتونم بهت بگم
که یه درگیری کاری با میرامکس داشتم
که حل شد
بصورت دوستانه
و توافق کردیم در موردش حرف نزنیم
درهرحال...
درهرحال خیلی خوشحالم که دیدمت
خب پس...
پس حل شده؟
آره، حل شده
زنهایی بودن که توافق مالی کردن
و مجبورن سکوت کنن
ولی بطور کلی در مورد شرایطشون نوشتیم
راههایی هست که با وجود اون مانع بازم اتفاق رو گزارش کرد
منبع میتونه ناشناس باقی بمونه
بهتره برگردم داخل
ببین، خیلی متاسفم
اومدنت برای دیدن مادرت رو خراب کردم
و نمیخوام جلوی دورهمی خانوادگیت رو بگیرم
ولی مشکلی نیست اگر شمارهام رو بهت بدم؟
وحشتزده بود، جودی ولی دلش میخواد صحبت کنه
واقعا دلش میخواد
واقعا؟ عالیه
ببین، گوئنت پالترو زنگ زد در مورد یه اتفاق
توی هتل شبهجزیره بهم گفت
شبهجزیره؟ یعنی چی؟
دقیقا. همون جایی که اشلی رفت دیدنش
لعنتی. چه اتفاقی افتاده بوده؟
گندش بزنن، خودشه باید برم
سلام
مگان، تازه با هم صحبت کردیم
ببخشید، ولی باید جواب رد بدم
ولی امیدوارم موفق باشی. جدی میگم
یعنی اگر امضاش کنی
نباید در مورد هیچی به هیچکس بگی؟
آره
ممکنه یکی دیگری رو اذیت کرده باشه یا شایدم یه فروشگاه بزرگ باشه
و نمیخوان رازهای کاریشون رو به کسی بگی
توام امضا کردی؟
نه
یعنی فروشگاهها راز دارن ولی روزنامهها ندارن؟
بنظرم عملا همهکس و همهچیز یه رازی دارن
راز تو چیه؟
یه روزی بهت میگم
- توام راز داری؟ - معلومه
معلومه که یه راز دارم
- خب نظرت چیه؟ - یعنی با ماشین بریم
- وسط جنگل؟ ها؟ - خب ساحل؟ کوه؟ چشمهی آب گرم؟
- سلام؟ - جان اشمیت؟
- اسم من مگان توییـه - بله
یه خبرنگار از طرف نیویورکتایمز هستم
- امکانش هست یه لحظه صحبت کنیم؟ - اوه
بفرمایید تو
نمیفهمم از من چی میخوای
تو رئیس بخش مالی میرامکس بودی
زنهایی که این توافقهای مالی رو دریافت کردن
نمیتونن حرفی بزنن
اگر حرفی بزنن ازشون شکایت میشه
ولی اگر کسی بتونه آزادانه در مورد این حقالسکوتها صحبت کنه
بشدت بهمون کمک میکنه
کدوم حقالسکوتها، جان؟
ببین، نمیگم که باید اسمت چاپ بشه
فقط میخوام نظرتو بدونم
که چه اتفاقاتی ممکنه اون زمان افتاده باشه
باید در موردش فکر کنم
- باشه؟ - باشه
ببخشید که سرزده اومدم
شب بخیر
شب بخیر
سلام، سلام، صدام رو میشنوی؟
- بله - واقعا ممنونم
که حاضر شدی روز شنبه باهام صحبت کنی
امیدوارم لینکها به دردت خورده باشه
آره، ولی برام خیلی عجیبه
که اگر بخوام به یه سری اطلاعات خاص دسترسی پیدا کنم، نمیتونم
هدف "کمیسیون فرصتهای شغلی برابر" ارائهی اطلاعاته
چی رو نمیتونستی پیدا کنی؟
خب، مثلا اینکه کدوم شرکتها
بیشترین میزان شکایت تعرض جنسی رو داشتن
ولی هیچکس اجازه نداشت اینو بهم بگه
بله، اون اطلاعات محرمانهست
ولی بنظرت این کار درستیه؟
کمیسیون فرصتهای شغلی برابر نباید
منبع اطلاعات باشه؟
سیاستهامون بصورت سالانه بازبینی میشه
پس بین خودتون میدونین
که کدوم شرکتها بیشترین شکایتها رو دارن؟
بله، میدونیم
ولی اجازه نداریم این اطلاعات رو به اشتراک بذاریم
پس هر زنی که بخواد جایی استخدام بشه این اجازه رو نداره
که ببینه اون کارفرما سابقهی تعرض داره یا نه؟
بله درسته
احتمالا بهتره با یکی از مافوقهام صحبت کنی
آره... قراره صحبت کنم
حتما صحبت میکنم، ولی بنظر خودت این عجیب نیست؟
که هدف وجود کمیسیون حفاظت از مردمه
ولی سیاستهاش اجازه نمیده که اطلاعات لازم برای محافظت از مردم رو
به اشتراک بذارین؟
مگان، من رئیس کمیسیون نیستم
فقط میخواستم بهت کمک کنم
و کمک هم کردی و الان آخرهفتهست
- واقعا ازت ممنونم - خیلیخب
- خیلیخب - خداحافظ
اوه، خدای من
باورنکردنیه
بینظیره
میرا رو میگی یا کمیسیون فرصتهای شغلی برابر؟
جفتشون
- سلام - سلام
- مثل خبرنگارهای دوقلو شدیم - آره
- برم لباسمو عوض کنم؟ - نه، بیا بریم
- خیلی خوشگل شدی - خیلی بهت میاد
- سلام، مسیر چطور بود؟ - سلام، سلام
- آره، واقعا... - عالی بود
خوب بود
من هلن هستم، دستیار گوئنت
گوئنت الان میاد خدمتتون
ممنون
کاملا مشابه همدیگهان رفتاراش همه روش مشابه دارن
گوئنت دعوت شد به اتاق هتلش
برای جلسهی کاری و بعد تهدید شد
که اگر درخواستشو رد کنه کارشو از دست میده
به مدیر برنامههاش گفته ولی هیچکس کاری نکرده
گوئنت حاضره اسمش تو گزارش ثبت بشه؟
واقعا دلش میخواد
بنظرم هم دلش میخواد هم نمیخواد
میترسه که نکنه تبدیل به یجور
رسوایی جنسی مجلات زرد بشه
آخه، گوئنت 23 سالش بوده رز هم همینطور
خیلی جوون بودن
وقتی اومدین همه چی رو برام بگین
باشه، خداحافظ
تنها راهی که این زنها حاضر میشن اسماشون ثبت بشه
اینه که همشون با هم بیان جلو
آره
ایندفعه تو صحبت کن
نه، تو صحبت کن بیآزارتر بنظر میای
بنظرت آدم بیآزاری میام؟
نه، بخاطر... بخاطر قدت میگم
سلام
سلام. همین اطراف بودیم گفتیم یه سر بزنیم
از طرف نیویورکتایمز اومدیم
بنظرم شما برای هاروی واینستین کار میکردین، آره؟
بنظرت حاضره اسمش ثبت بشه؟
خیلیخب، اینو میذارم...
میخوای یادداشت رو بذاری؟ خیلیخب
توافقهای عدم افشا هیچوقت بررسی نمیشن یا زیرسوال نمیرن
کم پیش میاد که توی دادگاههای علنی مطرح بشن
دانشگاههای حقوق در موردشون درس نمیدن
بعلاوه، وکلای قربانیها
میتونن تا 40 درصد توافقها رو بگیرن
این انگیزهی بزرگی برای ادامهی این روشه
بیشتر تعرضهای جنسی خارج از دادگاه به توافق مالی میرسن
و اکثرشون شرط محرمانه بودن دارن
و زنهایی که این توافقها رو امضا میکنن باید
تمام مدارکشون رو تحویل بدن دفتر خاطراتشون، ایمیلهاشون، تلفنهاشون
پول در ازای سکوته
و به مجرمها اجازه میده که به کارشون ادامه بدن
و این شرط ها کاملا معمول هستن
زنها میخوان پرونده رو ببندن
پول لازم دارن، نمیخوان...
نمیخوان بهشون انگ دروغگو یا خونهخرابکن بودن بزنن
مطمئنم اکثر اوقات بنظرشون این تنها راهه
و بنظرم بعضی زنها این توافقها رو
به عنوان اعتراف به گناه میبینن
فکر میکنن به پیروزی رسیدن
درحالیکه عملا یه حکم سکوته
و اگر سعی کنی همچین پروندهای رو ببری دادگاه
قوانین تعرضات جنسی خیلی ضعیف هستن
اگر پیمانکاری باشی یا اگر کمتر از 15 نفر
در اون محل مشغول به کار باشن عملا هیچ قانونی نیست
بعلاوه، اکثر وکلا این توافقها رو ترجیح میدن
چون از لحاظ مالی خطرش براشون کمتره
چقدر دیگه مونده که هرکدوم از این بازیگرها
حاضر بشن اسماشون چاپ بشه؟
داریم این فکر رو به سرشون میندازیم
متاسفانه این وقایع وحشتناک اتاق هتل رو داریم
ولی هیچ مدرکی برای اثباتش نداریم
حس میکنیم اگر خودشون تنها نباشن حاضرن افشاگری کنن
تعداد بیشتر، امنیت بیشتر
و توافقها؟
تا الان سه تا بوده
یکیش رز مکگاون
تقریبا در مورد آمبرا بتیلانا مطمئنیم
و در مورد دستیار سابق ساکن کویینز هم نظرم همینه
و هیچ سندی نیست؟
داستانی که بشه چاپ کرد نداریم
سلام
خب، تیم عزیز
باید فرض رو بر این بذارین که هر تماس که میگیرین
داره ضبط میشه
و اینکه دارن تعقیبتون میکنن
نذارید واینستین باهاتون حرف بزنه مگر اینکه حرفاتون ثبت بشه
من که مایلم حتی بدون ثبت حرفهاش هم باهاش حرف بزنم
نه، اگر هاروی حرفی برای گفتن داره
باید بصورت علنی بزنه
قبلا باهاش سروکار داشتم
خیلی ناجوره
داریم در مورد اتفاق مربوط به
آمبرا بتیلانا گوتیرز تحقیق میکنیم
ادعا کرده واینستین لمسش کرده
پلیس نیویورک بهش میکروفون وصل کرده و دوباره رفته دیدنش
ولی دادستانی حاضر به محاکمه نشده
ادعا میکردن که صدای ضبط شده برای دستگیریاش کافی نیست
لیندا فرستین توی دفتر دادستانی کار میکرده
بهش پیام دادم
- اینجا باید چیکار کنیم؟ - هیچی
من میرم یه دوش بگیرم تو همینجا بشین و یه نوشیدنی بخور
- اصلا آب بخور - من نوشیدنی نمیخورم
- پس یه لیوان آب بخور - نمیشه توی کافه منتظر بمونم؟
- نه، باید بیای تو بشینی - نه
- لطفا؟ - نه، دلم نمیخواد
قرار نیست کاری باهات بکنم، قول میدم
- میدونم، ولی دلم نمیخواد - دیگه داری خجالتزدهام میکنی
- شرمنده، نمیتونم - نه، تو بیا داخل
نه، دیروز یجورایی تند رفتیم
میدونم...
باید قبل از اینکه کسی بهم دست بزنه، بشناسمش
هیچ کاری نمیکنم، لطفا بیا
قسم میخورم، کاری نمیکنم
توی هتل آبروم رو نبر زیاد میام اینجا
- میدونم، ولی دلم نمیخواد - لطفا بشین اونجا، لطفا
- فقط یه دقیقه ازت میخوام، برو توی حموم - نه، نمیتونم
لطفا، نمیخوام کاری که دلم نمیخواد رو انجام بدم
برو توی... بیا اینجا ببینم، گوش کن چی میگم
- میخوام برم طبقهی پایین - قرار نیست هیچ کاری بکنم
بعد از این دیگه هرگز منو نمیبینی
باشه؟ دیگه تمومه
اگر اینطوری... اگر توی این هتلی که همیشه میام، منو خجالتزده کنی
خجالتزدهات نمیکنم فقط احساس راحتی نمیکنم
عزیزم، توی راهرو دعوا راه ننداز
خب دلیل دارم...
لطفا، قرار نیست کاری کنم به جان بچههام قسم
لطفا، بیا داخل
به همه چی قسم، من آدم مشهوریم
الان خیلی احساس معذب بودن میکنم
لطفا همین الان بیا داخل
فقط یه دقیقه بعد وقتی طرف کتم رو آورد
- اگر دلت خواست بری... - چرا دیروز به سینهام دست زدی؟
لطفا، معذرت میخوام تو فقط بیا داخل، عادتمه
- این کار عادتته؟ - آره، بیا داخل
- نه، ولی من به همچین کاری عادت ندارم - دیگه انجامش نمیدم. بیا، بشین اینجا
- یه دقیقه اینجا بشین، لطفا؟ - نه، دلم نمیخواد
اگر الان اینکارو بکنی دیگه [نامفهوم]
خب دیگه برو. خداحافظ دیگه بهم زنگ نزن
باشه؟ شرمنده، خوشحال میشم... بهت قول میدم کاری نمیکنم...
- میدونم، ولی دیروز تحملش برام سخت بود - طرف داره میاد
بعدش دیگه هیچکاری باهات نمیکنم فقط پنج دقیقه
بابت پنج دقیقه دوستیات رو باهام خراب نکن
لیندا، مگان تویی هستم حالت چطوره؟
خوبم، مگان
چه کمکی از دستم برمیاد؟
بله، دارم دنبال گزارش پلیسی میگردم
که دو سال پیش علیه هاروی واینستین ثبت شده بوده ولی متهم نشده
زمانی که توی دفتر دادستانی بودی
آمبرا بتیلانا گوتیرز
اوه. خیلیخب
بنظر میومد خیلی سریع بسته شده
هیچ عمل مجرمانهای انجام نشده بوده
ظاهرا پلیس مطمئن بوده که عملش مجرمانه بوده
بنظرت روش رسیدگی به شکایت
اصلا غیرعادی نبوده؟
نه اصلا
چرا باید همچین حرفی بزنی؟
گوئنت
اون اینجاست
چند نفر رو دعوت کردم بیان و اونم برداشته اومده
سالهاست که ندیده بودمش
حتما میدونه که باهاتون صحبت کردم
چرا اینقدر مطمئنی که هیچ عمل مجرمانهای انجام نشده؟
مگه فایل صوتی ازش نبوده
فکر نمیکنم مسیری برای پیش گرفتن وجود داشته باشه
نه
فکر میکنی ممکنه توی هرگونه خطر جسمی باشی؟
تا وقتیکه بره چند نفر رو اطراف خودم نگه میدارم
واقعا شوکه شدم میدونم که منو زیر نظر داره
اینطوری داره بهم نشونش میده
نمیتونه کاری انجام بده
گوئنت
من اینجام اگر بهم احتیاج داشتی بهم زنگ بزن
باشه. خداحافظ
لیندا، تو هاروی رو میشناسی؟
توی دورهمیها دیده بودمش
ولی تابحال خونهی هم نرفتیم
خیلیخب
- مطمئنم به زودی با هم حرف میزنیم - آره
خداحافظ
یه سرنخ خوب گیرمون اومد که گفت بریم با یکی از مدیران سابق میرامکس صحبت کنیم
- عالیه، کی قراره صحبت کنین؟ - سلام. درود
جودی قراره فردا باهاش صحبت کنه
هی، فکر نکنم صدات رو شنیده باشه
قطعا صدات رو نشنیده
- اوه خدای من - چیه؟
رونن فارو داره روی یه مقاله
راجع به "ه.و" برای نیویورکر کار میکنه
چی؟ از کی تابحال؟
- ننوشته - گندش بزنن
ولی ظاهرا تابحال با خیلی از بازیگرها صحبت کرده
خیلیخب، خانمها
فهرست خدمت شما
- ممنون - ممنون
فشار بیدلیلی بهمون وارد میکنه
ولی به کارمون ادامه میدیم و بازم چیزی رو از قلم نمیندازیم
ببخشید، عذر میخوام سلام. سلام به همگی
احیانا دوستم که اونجا نشسته رو ندیدی؟
بهت سلام کرد
میشه تنهامون بذاری؟
- داریم صحبت میکنیم - بله حتما
کاملا درک میکنم ولی آخه داشتم فکر میکردم
که اگر بشه یه لحظه وقتتون رو بگیرم
خیلیخب، ببین داریم با هم صحبت میکنیم
پس، اگر امکانش هست...
ولی یه کاری بهتر از صحبت کردن هم هست که انجام بدی
- برو گمشو بابا - برو گمشو؟
کاری نکن روی همین میز...
برو گمشو!
برو گمشو! برو گورتو گم کن مردک!
برو گمشو، مردک! برو گمشو بیرون!
- واو - زنیکهها احساس ندارن
زنیکهها احساس ندارن
طرف خیلی عوضیه، نه؟
- شرمنده - عذرخواهی نکن
توی جشنوارهی فیلم ونیز یه اتفاقی افتاد
سال 98 بود
چه اتفاقی؟
چیزی که بیشتر از همه عصبانیم میکنه، این سکوته
اون زمان هیچکس حرفی نزد و الانم کسی در موردش صحبت نمیکنه
اون سکوت رو ایجاد کرد و مردم هم ازش پیروی کردن
اون ترس و وحشت ایجاد کرده
بنظر میومد تنها راه باقیمونده اینه که کنار بکشی
و تمام چیزایی که براشون این همه زحمت کشیدی رو
بندازی دور
آدم وحشت داشت که نکنه هدف بعدی من باشم
برای همین همه خودشون رو به ندیدن زدن
- توی شرکت؟ - آره، و بیرون از شرکت
آخه رسانهها تو مشتش بودن مدیر برنامهها تو مشتش بودن
رسانهها چطوری توی مشتش بودن؟
با دادن قول مصاحبه با بازیگرها
در ازای سکوت بابت یه سری اتفاقات
چطوری اتفاقاتی؟
از کجا شروع کنم؟
یه بار هاروی... بهش چی میگن؟
توی کنفرانس یه درگیری فیزیکی با یکی از کارکنان مرد داشت
بعد به طرف پول دادن و رضایت گرفتن
و زنها چی؟
همیشه دنبالشون بود
بدون هیچ حد و مرزی
توی ونیز چه اتفاقی افتاده بود؟
نمیخوام ازم نقلقول کنی
در هیچ زمینهای
متوجهم
توی سوییت هاروی بودیم
و یه سری آدم اونجا بودن
و دو تا دستیار اونجا بودن
که ترسون و لرزون نشسته بودن
و واینستین هم اونجا بود؟
آره
داشت در مورد فیلمها صحبت میکرد و به اونا توجه نمیکرد
ولی عین بید میلرزیدن
یکی از سر ترس و اون یکی بخاطر خشم
میشه اسمهاشون رو بهم بگی؟
آره
و یه زن دیگه هم هست که باید بهش زنگ بزنی
اون دو دستیار روینا چو و زلدا پرکینز هستن
و یه اسم سومی هم داریم، لارا مدن
و هیچکدوم جواب تلفنهامون رو نمیدن
خب؟ شخصا برین سراغشون
خب
محل زندگیشون لندن سیلیکون ولی (در کالیفرنیا) و ویلزـه
میتونین سوار هواپیما بشین؟
بذار قبلش با ران صحبت کنم
ولی آره، حتما
سند و مدرک
میدونین که چی لازم داریم
سلام
ببخشید که مزاحم شدم میبینم که سرتون شلوغه
دنبال روینا چو میگردم
سلام
روینا الان نیستش پیامی دارین بهش بدم؟
کی برمیگرده؟
زنم چند وقتی خارج از کشوره
که اینطور
سعی کرده بودم باهاش تماس بگیرم
قضیهی کاریه؟
نه. شما باید اندرو باشین
اندرو چانگ؟
من جودی کنتور هستم از طرف نیویورکتایمز اومدم
خیلیخب
خب، میخواستی با روینا در مورد چی صحبت کنی؟
داریم در مورد یه داستان راجع به میرامکس تحقیق میکنیم
با پرواز از نیویورک اومدم
- این همه راه تا اینجا اومدی؟ - آره
میشه یک دقیقهای صحبت کنیم؟
آره حتما
خب، با یه عدهای صحبت کردم
که برای هاروی واینستین کار میکردن
روینا خیلی وقت پیش اونجا کار میکرده
داریم یه مقاله در مورد طرز رفتارش با زنها مینویسیم
صحیح
و روینا چه نقشی در این قضایا داره؟
خانمت سالها توی میرامکس کار میکرده
آره
اکثرا توی هنگکنگ
میخوایم تجربیاتش در زمان
کار برای واینستین رو بشنویم
نمیفهمم چرا نمیتونین پای تلفن در موردش حرف بزنین
سعی کردم
ولی ملاقات حضوری همیشه بهتره
خب...
و بین خودمون میمونه
اینجوری متوجه شدم که
واینستین احتمالا اوایل کار خانمتون براش
از خانمتون سواستفاده کرده
روینا هرگز همچین چیزی رو بهم نگفته بوده
منظورتون از سواستفاده چیه؟
میشه دقیقتر بگین؟
بهم گفتن که خانمتون
ممکنه خسارت مالی از واینستین دریافت کرده باشه
ظاهرم به کسی میخوره که زنش از کسی خسارت مالی گرفته باشه؟
امکانش هست با کس دیگهای اشتباهش گرفته باشی؟
خیلی... خیلی متاسفم که وقتتون رو گرفتم
واقعا...
میشه لطفا اینو به روینا بدین؟
اگر دارین با بقیه صحبت میکنین
چرا نیاز دارین با روینا صحبت کنین؟
و اگر پامیشی میای در خونهی من
چجور سواستفادهای بوده؟
قضیه پیچیدهست
دارم ازت میخوام در موردش بیشتر توضیح بدی
واقعا فکر میکنم بهتره که...
از روینا بپرسین
روز خوبی داشته باشین
نمیتونستم بهش دروغ بگم
و یهویی فهمیدم که اصلا خبر نداره
اگر توی لندن هم همچین قضیهای پیش بیاد چی؟
قرار نیست پیش بیاد
با یه وکیل کار توی انگلیس صحبت کردم
و بهم گفت غیرمسئولانه عمل کردم
که اصلا در مورد شکستن توافق عدم افشا صحبت کردم
هیچکس همچین کاری نمیکنه ازشون شکایت میشه
گور باباش
جدی میگم، جودی، گور باباش خودشم نمیفهمه چی میگه
ایکاش سیگاریای چیزی بودم
خیره شدم به یه دیوار آجری واقعی
و تنها چیزی که تو فکرمه "لعنتی"ـه
هیچ ایرادی نداره
"لعنتی"
و مدارک
خب، لارا، باید بطور کامل پستانها رو برداریم
و باید هرچه سریعتر وقت عملش رو بذاریم
متوجهم
سلام
سلام
لارا، جودی کنتور هستم از نیویورکتایمز تماس میگیرم
امیدوارم پیامهام به دستت رسیده باشه
من الان توی کالیفرنیا هستم
ولی فردا قراره بیام لندن
سلام، جودی
سلام
خیلی خوشحالم که بالاخره دارم باهات صحبت میکنم
فهمیدم که یه زمانی توی دفتر میرامکس توی لندن
برای هاروی واینستین کار میکردی
درسته؟
لارا؟
لارا
کمکی از دستم برمیاد؟
نه، الان نمیتونم در مورد این قضیه صحبت کنم
هی
هی، عشقم
بیا اینجا. اوه
چیزی نیست
همه چی درست میشه
- همه چی درست میشه - خیلی متاسفم، مامان
لطفا به هیچ عنوان
در این ساختمان سیگار نکشید
بفرمایید
چای
ممنونم
میدونی، کسای دیگهای هم سعی کردن این داستان رو بنویسن
همیشه در نطفه خفهاش میکنه
در جریان هستیم
و اجازه نمیدیم این اتفاق برای ما بیافته
حالت خوبه، زلدا؟
آره
خب، وقتی 21 سالت بود توی میرامکس شروع به کار کردی؟
آره، توی دفتر لندن یه دستیار بودم
- و چطور پیش رفت؟ - عالی بود
ولی وقتی هاروی میومد اینجا اوضاع عوض میشد
از چه نظر؟
همه گوش به فرمان هاروی میشدن
و این شامل چه مواردی میشد؟
جلسات فیلمنامهخوانی، گفتوگو و مسائل خصوصیتر
مثل چی؟
مثلا، باید میرفتم به هتلش
و هاروی رو بیدار میکردم
دوشش رو براش باز میکردم
از تخت درش میاوردم
معمولا لخت بود
و گاهی سعی میکرد منو بکشه روی خودش
چیکار میکردی؟
جلوش مقاومت میکردم
میدیدم که شوخی یا پرخاش بهترین نتیجه رو داره
هاروی همیشه یا هیجانزده بود یا عصبانی
هیچوقت نمیفهمیدی ممکنه کدوم یکی باشه
کسی توی تیم در موردش بهت توصیهای نکرده بود؟
چرا
یکبار، یه دختری بهم گفت که همیشه کاپشنم رو بپوشم
و همیشه روی یه صندلی دستهدار بشینم
و هرگز کنارش روی مبل نشینم، که مفید بود
و اینطوری میفهمیدم که فقط برای من اتفاق نمیافته
دقیقا چه اتفاقی؟
زورگویی
سواستفادهی احساسی
ولی جوونتر از این بودم که اینا رو بفهمم
هاروی دلش میخواست بقیه تسلیمش بشن
و اگر تسلیم نمیشدن؟
خب، صداش درمیومد
و تحقیرت میکرد
میتونست در عرض چند ثانیه آدم رو نابود کنه
ازش میترسیدی؟
آره. هممون میترسیدیم
خب، سه سال که گذشت
رفته بودی جشنوارهی فیلم ونیز
بعد از اون استعفا دادم
- چه اتفاقی افتاد؟ - نمیتونم همهاش رو بهت بگم
چی رو میتونی بهم بگی؟
یه دستیار جدید اومده بود
همسن من بود، عالی بود
خیلی باهوش بود
و برای اولین بار، تنهایی مسئول هماهنگی جلسهی
فیلمنامهخوانی بعدازظهر هاروی بود
و بهش گفتم اگر رفتارش غیرقابل تحمل شد بهم زنگ بزنه
- چشم هاروی دنبالش بود؟ - نه
هاروی میگفت "از دخترای یهودی و آسیایی خوشم نمیاد"
- ولی اون شب... - بهت زنگ زد
نه
صبح روز بعدش
اومد پیشم، و داشت گریه میکرد
نمیتونست خودش رو کنترل کنه
روینا، چی شده؟
بشین
- منم بغلش کردم - چی شده؟
بهت گفت باهاش چیکار کرده؟
نه دقیقا
فقط گفت کسی نباید بفهمه
ولی من میدونستم
میدونستم که حتما...
چی؟
خیلی ناراحت بود
میدونستم که حتما بدترین اتفاق ممکن افتاده
آرومش کردم، و مستقیما رفتم که تو روی هاروی دربیام
با اسکورسیزی توی یه جلسه نشسته بود که اونم، میدونی
ازش متنفر بود برای همین برای هاروی خیلی مهم بود
و مستقیما رفتم سراغش و خیلی واضح گفتم
"باید همین الان باهام بیای"
مستقیم رفتی پیششون و حرفتو بهش زدی؟
آره. خیلی عصبانی بودم
و اونم جلوی همه
پاشد وایساد
و مثل یه بره دنبالم اومد
و اونجا فهمیدم فهمیدم که اونکارو کرده
بعدش چی؟
تکذیبش کرد
گفت "به جان زن و بچههام قسم"
"که به اون زن جوان تعرض نکردم"
و منم میدونستم که داره دروغ میگه
همیشه از اون جمله
برای لاپوشونی خطاهاش استفاده میکرد. همیشه
اون دستیار به پلیس گزارش داد؟
به هیچکس نگفت
برگشتیم به لندن
جفتمون استعفا دادیم
به مافوقم گفتم
که بهمون توصیه کرد که یه وکیل خوب بگیریم
روحمم خبر نداشت از کجا وکیل خوب پیدا کنم
نزدیک دفتر یه شرکت حقوقی پیدا کردم
و فکر میکردم قضیه ساده باشه
روند قضایی
ولی وکیل ما گفت که اصلا احتمال برنده شدن رو نداریم
و فقط میتونیم خسارت بگیریم و رضایت بدیم
و من بطور قاطع گفتم نه
که هیچ پولی نباید ردوبدل بشه
و فقط میخوایم جلوش رو بگیریم
و پلیس انگلیس اصلا در قضیه دخیل نبود؟
اصلا پروندهای نداشتیم
نه مدرکی داشتیم نه گزارش پلیسی از ونیز
و، میدونی، در مورد تجاوز
گرفتن حکم محکومیت بطرز غیرممکنی سخته
و وکیله مدام میگفت
که کنترل خسارت تنها راهه
منم گفتم "خیلیخب، باشه"
"ما هم درخواستهای خودمون رو داریم"
شرایطی که هاروی باید رعایت کنه
تا توافق رو امضا کنیم
و اون شرایط چیا بودن؟
توافق کردیم که اگر هاروی تا دو سال آینده با کس دیگهای
توافق کرد، باید به دیزنی گزارش بشه
وگرنه باید اخراج بشه
شرط دوم این بود که بره پیش روانشناس
و اوایل با حضور من
تا نتونه به روانشناس دروغ بگه
درخواست کردیم که بخش منابع انسانی در شرکت قرار بگیره
که از زنان و کارکنان محافظت کنه
و حس میکردم که اگر بتونیم به تمام اینا دست پیدا کنیم
پس سکوتمون داره برای اینا هزینه میشه
که ما داریم هزینه میکنیم تا جلوی اون رو بگیریم
ما هم امضا کردیم
و اونا هم شروط مسخرهی خودشون رو برای ما گذاشتن
چه شروطی؟
سعی کردم حفظشون کنم
چون نسخهی توافق رو بهمون ندادن
چی؟
فقط حق داشتم هرازگاهی توافق خودم رو ببینم
واقعا...
واقعا باورنکردنیه
ولی حفظشون کردی؟
نامههایی رو هم درخواست کردم که بعضی از شرایط توش نوشته شده بود
یکیش میگفت "تمام تلاشمان را خواهیم کرد"
"که به پلیس برای هرگونه تعقیب کیفری یا حقوقی کمک نخواهیم کرد"
حق نداشتیم با خانوادمون یا هر دکتری صحبت کنیم
ما هم بالاخره امضا کردیم
یکم پول بهمون دادن
و حس کردم کاملا درهم شکستم
بعد از اون برای کارهای دیگه مصاحبه دادم
ولی همه مدام میگفتن "چرا از پیش هاروی رفتی؟"
همه فرض رو بر این میذاشتن که من...
باهاش رابطه داشتم، میدونی
وحشتناک بود
بعدش چیکار کردی؟
رفتم گواتمالا دیدن یه دوستی
و پنج سال اونجا موندم
دیگه امکان نداشت بتونم در صنعت سینما کار کنم
و نمیتونستم آزادانه صحبت کنم برای همین شروع کردم به کار با اسبها
چیزهای زیادی رو از دست دادی
این اصل نامههاست
باید ازشون اجازه میگرفتم، اگر میخواستم
با روانشناسی تماس بگیرم یا با یه حسابدار صحبت کنم
میگه "هرگز نباید با هر رسانهای"
"چه رسانههای موجود و چه آینده در این مورد صحبت کنم"
جودی، قضیه بزرگتر از واینستینـه
قضیه سیستمیه که از متجاوزین محافظت میکنه
ازت میخوام اینا رو ببری
و ازت میخوام ازشون استفاده کنی
دیگه باید برم
اونجا هوا تاریکه؟
اینجا ساعت 4 عصره
چایی خوردی؟
یخورده
با کی قرار داری؟
با چند تا خانم
میشه یه صدف برام پیدا کنی؟ و یه کلاه گربهای برای وایولت؟
سعیمو میکنم
بدون من مشکلی نداشتین؟
نه. فردا که قراره برگردی
آره
هورا!
خب، چیکار کردین این خانمهایی که باهاشون قرار داری؟
وقتی بزرگتر شدی در موردش حرف میزنیم
مجرم هستن؟ بانک زدن؟
نه
تجاوز بوده؟
تالیا، فکر نکنم تابحال شنیده باشم از این کلمه استفاده کنی
پسرا همیشه این کلمه رو میگن دخترا هم همینطور
نباید بگن
نباید بیدلیل از اون کلمه استفاده کرد
ببخشید
نه، کار اشتباهی نکردی
از دستم عصبانی هستی؟
نه، تالیا، نه دلم برات تنگ شده
جوری دلم برات تنگه که انگار یه تیکه از وجودم نیست
تصویرت قطع شده، تالیا
تالیا
ای خدا
سعی میکنن جون سالم به در ببرن
و اونم اونجاست چون مجری برنامهست
و احتمالا اونم، مثلا بهشون کمک کنه
- حتما میخواد بکششون - الو؟
چی؟ نه!
- نه؟ - ببخشید شما؟
احتمالا بهشون کمک کنه، مثلا
- مثلا اگر کمک بخوان - پاتس دیگه کیه؟
میدونم، ولی آخه...
- ولی بنظر نمیاد مشکلی داشته... - مامان
بازم از آمریکا تماس گرفتن
بهت که گفتم عزیزدلم هر خبرنگاری زنگ زد بگو نه
نه، میگه با هم همکار بودین
پملا لوبل؟
هاول میخواد بالشت زردش رو با خودش بیاره کورنوال
- نه، قرار نیست... - چرا؟
قرار نیست بالشتی با خودمون ببریم
- چرا؟ - پملا؟
یا خدا
سلام، پملا، حالت چطوره؟
چند دههست صحبت نکردیم
میدونم، لارا
واقعا چند وقتی میشه اوضاع و احوال زندگی چطوره؟
خوبه
اوضاع کلی چطوره؟ حال خودت چطوره؟
آره، منم خوبم
عالیه
لارا، هیچ خبرنگاری باهات تماس نگرفته
که بخواد در مورد هاروی بنویسه؟
چرا، راستشو بخوای آره
ولی باهاشون صحبت نکردم
خوبه. از شنیدنش خوشحالم
خبرنگارهای موذی
قدیما خیلی عالی بود، مگه نه؟
هاروی همیشه خیلی سخاوتمند بود
من که همچین تجربهای نداشتم
لارا، میشه بهم اطمینان بدی که بعدا با کسی صحبت نمیکنی؟
چی؟ چی گفتی؟
اگر پروژهای داری میتونم ببرمش برای هاروی
ندارم
و با هرکس دلم خواست صحبت میکنم
- بعدازظهر بخیر - بعدازظهر بخیر
میخوام فردا اول وقت یه پرواز
برای کرنوال رزرو کنین
- پرواز به کرنوال برای فردا؟ - آره
به فرودگاه نیوکووی؟
- نیوکی - نیوکی
معمولا سوار قطار میشن
خیلیخب، پس یه بلیط قطار
جای خوبی برای تعطیلاته
- آره - مامان
هاول میخواد پیش صخرهها بازی کنه
مشکلی نیست؟
- نه، چه مشکلی - خیلیخب
اون بزرگترین بچته؟
آره
آره، 13 سالشه
توی ایرلند بزرگ شدی؟
آره، اونجا بزرگ شدم
و اولین شغلت سال 92 سروکله زدن با سیاهیلشکرها بود؟
نزدیک محل سکونتمون فیلمبرداری میکردن
عاشقش بودم
و بعد شنیدم میرامکس داره یه فیلم همون نزدیکیا میسازه
و توی اون فیلم به عنوان دستیار صحنه استخدام شدم
روی ابرا بودم، عالی بود
و کی هاروی واینستین رو دیدی؟
یکم بعد از اون
قرار بود مستقیما برای خودش کار کنم
کاراشو انجام بدم تماسهاش رو جواب بدم
خیلی خوشحال بودم که ازم خواستن اینکارو بکنم
آدم دوستداشتنیای بود
میگفت شنیده که چقدر سختکوشم
و منم خیلی هیجانزده بودم
اونموقع 21 سالم بود، میدونی خیلی جوون ولی مشتاق بودم
برای همین وقتی گفت که یه شغل دائمی توی دفتر لندن
برام جور میکنه، خیلی خوشحال شدم
توی جلسهی ملاقات اینو گفت؟
آره
وقتی درو باز کرد حوله تنش بود
ولی گفتم حتما توی هالیوود این چیزا عادیه
ولی یکم بعد از اینکه صحبتمون شروع شد
بهم گفت میشه ماساژش بدم؟
منم گفتم نه
خیلی بیتعارف حرفشو میزد
گفت یه درخواست رمانتیک نیست
همه براش از اینکارا میکنن
بخشی از کارمه
برای همین یهویی فکر کردم که شاید مشکل از منه، میدونی
که شاید من کسیم که دارم به چشم جنسی به قضیه نگاه میکنم
که نکنه جوون و سختگیرم
برای همین
دستمو گذاشتم روی شونههاش
ولی نمیتونستم دستامو روی بدنش تکون بدم
همینطوری بیحرکت وایسادم
دستام تکون نمیخورد
بعد یهویی گفت اول اون منو ماساژ میده
تا آرومم کنه
و بعد گفت "ببین، همهی دخترا انجامش میدن"
"چیز خاصی نیست، کاره"
و بعد گفت "لباست رو دربیار"
کاملا بیتعارف
"سوتینت رو دربیار"
و منم درآوردم
وحشت کرده بودم ولی با خودم میگفتم
"تمومش کن بره. انجامش بده"
و بعد شلوارم دراومد
و بالای سرم ایستاده بود
و داشت خودارضایی میکرد
ازش خواستم که ولم کنه
و مدام چیزهای مختلف ازم میخواست
و بعد گفت بریم دوش بگیریم و من بلند شدم
و همینطوری به...
خودارضایی ادامه داد
و منم همینطور گریه میکردم
بشدت گریه میکردم و آب همینطوری روم میریخت
و هنوزم داشت خودارضایی میکرد
و یهویی عصبانی شد
بنظرم اونقدر بلند گریه میکردم که حسش پرید
و از حموم رفت بیرون و من درو قفل کردم
و هنوز از اون سمت در صداش رو میشنیدم
که هنوزم داشت خودارضایی میکرد
بالاخره، رفتم توی خود اتاق
لباس و وسایلم رو برداشتم و فقط فرار کردم
دویدم توی خیابون
تابحال به عمرم اینقدر سریع ندویده بودم
الان چه حسی به اون اتفاقات داری؟
راستش...
حس میکنم...
که تعیین کرد که زندگیم به چه سمتی باید بره
که حس کردم در قضاوتم دچار خطای بزرگی شدم
و این روی من و تمام تصمیماتم بعد از اون تاثیر گذاشت
و...
بشدت احساس شرم میکردم
که اجازه دادم اینکارو بکنه
فکر میکردی اینکارو با دخترهای دیگه هم کرده؟
فکر میکردم که حتما سعی کرده
ولی حتما همشون...
همشون جواب رد دادن
انگار که اون روز قدرت ابراز وجودم رو ازم گرفت
درست همون زمانی که تازه داشتم این قدرت رو پیدا میکردم
بله؟
هاروی واینستین پشت خطه
میخواد با شما صحبت کنه
وصلش کن. ممنون
دین، حالت چطوره؟ هاروی هستم
سلام، هاروی چه کاری میتونم برات بکنم؟
اگر سراغ فیلمسازی نمیرفتم حتما خبرنگار میشدم
دین، شنیدم یکی داره روی یه مقاله در مورد من کار میکنه
آره، اگر میخوای با ثبت صحبتهات با خبرنگارها صحبت کنی
- خیلی خوشحال میشن - میخوام با تو صحبت کنم، دین
خب، با خبرنگارهام در مورد نگرانیهات صحبت کن
شرمنده. یه عالمه کار دارم
میخوای قطع کنی؟
مگر اینکه حرف دیگهای برای گفتن داشته باشی
من عاشق حقیقتم
آدما یه عالمه داستان به هم میبافن
مراقب این قضیه باش
مشکلی نیست، هاروی. خداحافظ
- سلام، شنل - سلام، دین
سلام، تیم
- مت، یه دقیقه وقت داری؟ - آره
خب، چیا پیدا کردیم؟
خب، بزرگترین چیز مدرکیه که جودی
از زلدا پرکینز توی لندن گرفته
رز هنوز حاضر نیست اسمش ثبت بشه
ولی بهمون این اجازه رو داده که در مورد توافقش صحبت کنیم
فقط داریم دنبال یه راهی برای تایید وجود توافق میگردیم
هاروی به تازگی به ازای سکوتش بهش پیشنهاد
یک میلیون دلار داده
- خب؟ - رز ردش کرده
ولی نمیخواد اینو ازش نقلقول کنیم
هنوز هیچ منبعی نیست که حاضر باشه اسمش ثبت بشه
توافقهای عدم افشا مشکلسازن
لارا مدن توافقی امضا نکرده
اون تنها دستیار سابقیه که قانوناً میتونه صحبت کنه
اشلی و گوئنت هم توافقی امضا نکردن
ولی حاضر نیستن اسمشون ثبت بشه
ولی لارا مدن فعلا درگیر
- قضیهی خیلی مهمیه - سرطان پستان داره
باید بره برای عمل برای همین احتمالش کمه
هنوزم دارم برای روینا چو پیام میذارم
ولی هیچ پاسخی نگرفتم
پس هیچکدوم از توافقها رو نمیشه اثبات کرد
تقریبا میشه مطمئن بود که آمبرا بتیلانا گوتیرز ازش خسارت دریافت کرده
و جان اشمیت تایید کرده که میرامکس به اون زنی
که توی کویینز رفتم دیدنش خسارت پرداخت کرده
خبر جدیدی از اون مقالهی نیویورکر نشده؟
نه
لنی دیویس و دیوید بویز میخوان بیان باهامون صحبت کنن
نظر تو چیه؟
نمیخوایم صبر کنیم و تلاش کنیم
که یه مصاحبهی ثبت شده با واینستین بکنیم؟
تصمیمش با توئه، بینکی
میخوام حداقل یه صحبتی با لنی بکنم
ببینم چه حرفی برای گفتن داره
هاروی همیشه اونقدر منطقی رفتار نمیکنه
دلیل اینکه به عنوان نمایندهاش اومدم اینجا
این نیست که داستانی رو خفه کنم
فقط میخوام بدونم که اگر قراره چیزی مثل
ادعای رز مکگاون رو توی مقاله بنویسین، بتونیم در مقابلش دفاع کنیم
البته
بفرمایید
مطمئنم که توی تحقیقاتتون تمام جوانب رو رعایت میکنین
- لنی - همم؟
کاملا فرصت پاسخ به ادعاها رو خواهید داشت
و مشکلی که نیست که صحبتها رو ضبط کنم؟
البته، حتما
انتظار ندارم که منابعتون رو اسم ببرید، ولی اگر ممکنه
بهم بگین درکل مقالتون در مورد چیه؟
داریم در مورد رفتارهای مشکلساز
واینستین در برابر زنها تحقیق میکنیم
خیلیخب
هاروی قاطعانه هرگونه ادعا در مورد تجاوز یا تعرض رو تکذیب میکنه
هیچ عمل مجرمانهای نبوده
ولی از شکایات مربوط به رفتارش با زنها باخبره
و داره روش کار میکنه
مردان قدرتمند نسلهای قبل
دارن برداشت خودشون از کلمهی
"رضایت داشتن" رو تغییر میدن
اینکه چرا زنها حس میکنن رضایت ندادن
درحالیکه یه مرد خودشو قانع میکنه که اونا راضی هستن
میخوای بیشتر در موردش توضیح بدی؟
بنظر من
یه داستانی در مورد سیر تکامل مردها هست که باید نوشته بشه
و بخصوص هاروی، در این موارد
حاضره در این مورد با ما صحبت کنه؟
با ثبت صحبتهاش
باید قبل از هرکار دیگهای موضوع زن و بچههاش رو
راست و ریست کنه
قاطعانه میگی که اتهام تجاوز رز مکگاون دروغه
چرا؟
سریعا رفته به کسی بگه؟
هرگونه علامت ناراحتیای از خودش نشون داده؟
به مدیر برنامهاش و یه وکیل گفته
هاروی میدونست که رز یه مشکلی داره
ولی نه اینکه بهش اتهام تجاوز زده
برای همین یه خط واضح روی کلمهی "تجاوز" میکشم
هرچیزی پایینتر از اون خط
از احساسات و نگرانیهای موجود باخبر بود
چجور نگرانیهایی؟
ببخشید، متوجه نمیشم
اگر نگرانیها در مورد تجاوز نبوده
در مورد چی بودن؟
تنها جوابی که میتونم بدم
حس یک نوع سواستفاده
بخاطر سطح نابرابر قدرت دو طرف
یک سری اجبارهای ذهنی هست که اجبار جسمی به حساب نمیان
لیسا بلوم داره با هاروی کار میکنه
تا بهش تفاوت این دو رو بفهمونه
لیسا بلوم؟
آره
اگر هاروی در اون زمان از نگرانیهای
مکگاون باخبر شده بوده جوابش چی بوده؟
بنظرم در مورد اتفاقات درگیر یه سری مسائل قانونی بودن
و اون مسائل قانونی رو چطور توصیف میکنین؟
بنظرم متوجه شد که
که بنظر این خانم اون اتفاقات درست نبودن
منظورم تجاوز نیست
منظورم تاثیریه که روی رز مکگاون داشته
و اینکه به جای درگیری...
"به جای درگیری"؟
به جاش... چی؟
بنظرم با توافقهایی موافقت کرده
به جای پیگیری قضایی مسائلی که ممکن بود پیگیری بشه
از نظر هاروی بهتر بود که خسارت پرداخت کنه
حتی اگر کار اشتباهی انجام نداده باشه
ترجیح میداد خسارت پرداخت کنه
آیا پروندههای دیگهای از روابط خصوصی مورد دار
با زنها بوده که واینستین خسارت پرداخت کرده باشه؟
فعلا همینو میگم که حتی برای بیان گذشته
اول باید بفهمم که حد و حدود قانونی من چقدره
حتی اگر بخوام با اجازهی ایشون توافقات گذشته رو تایید کنم
ولی جواب، مثبته قبلا هم بودن
چند تا؟
نه
اینکه به این زودی توافقات رو تایید کنن حتما توی بد دردسری افتادن
باید تعدادشون رو بفهمیم
باید هرکدوم رو تایید کنیم
میرم سراغش
تابحال با کسی به اسم دایانا فلیپ صحبت نکردین؟
- نه - به صحبت توی یه کنفرانس زنها جواب رد دادم
- حالا مدام داره زنگ میزنه - دادی سوابقش رو چک کنن؟
مشاور امنیتیمون میگه آدم موجهیه
ولی کی واسه این آدمای نامربوط وقت داره؟
الو؟
قبلا توی میرامکس کار میکردم
با اروین رایتر حرف بزن از واینستین متنفره
سلام. حالت خوبه؟
بیدارت کردم؟
آره، چی شده؟
در مورد اروین رایتر چی میدونی؟
صبر کن یه پرونده در موردش جمع کردم
باید یه ایمیل واقعا خوب بنویسم
سلام. ممنون که به دیدنم اومدی
میخوای منو به کشتن بدی؟
خب، اروین. 30 ساله که حسابدار
برادران واینستین بودی
من هزینهی امشب رو پرداخت میکنم
ولی این حق رو دارم که بعد از پنج دقیقه از اینجا برم
خب، چی میخوای بدونی؟
اطلاعاتی از چندین توافق پرداخت خسارت داریم
که واینستین در دههی 90 امضا کرده
و به بازیگرها و کارکنان سابق پرداخت شده
میتونی چیزی در این مورد بهم بگی؟
میتونی این توافقات رو تایید کنی
و بگی از دیدگاه تو شرایط چطور بوده؟
دیدگاه من؟
از پول شرکت استفاده شده؟
نوشتی که جفتمون از یه دنیای کوچیک میایم
آره
تابستونها توی کلبههای کتسکیلز
غذاهایی که توی رستورانهای لفتیز و پاپینز میخوردیم
چیا در مورد اون تعطیلاتها یادته؟
خدای من، خیلی چیزا یادمه
یادمه اولین باریه که
بازوهای لخت مادربزرگم رو دیدم
میدونستم اون خالکوبیها معنای خیلی مخوفی دارن (خالکوبی یهودیان در هولوکاست)
آره؟ از کجا میدونستی؟
حسش کردم
خانوادهی تو در موردش صحبت کردن؟
دیگه با کیا داری صحبت میکنی؟
نمیتونم اینو بهت بگم، اروین
میدونی، والدینم نمیتونستن در موردش حرف بزنن
کم پیش میومد که در موردش صحبت کنن
خیلی اسرارآمیزه، مگه نه؟
که چرا بعضی خانوادهها صحبت میکنن
و بعضیها نمیکنن
پولی که واینستین داشت خرج میکرد، باورنکردنی بود
سعی خودمو کردم
بارها سعی کردم
که هیئت مدیره رو مجاب کنم یه دخالتی بکنن، ولی همینطوری
رفتارش رو نادیده میگرفتن و بیرونش نمیکردن
چرا؟
با ل.اوک صحبت کردی؟
یا ز.پ؟
ل.اوک کیه؟
یه یادداشتی بود
جودی، بذار یه چیزی ازت بپرسم که واقعا برام نگران کنندهست
چرا داری در مورد دههی 90 میپرسی
اونم وقتیکه واینستین همین اواخر به مراتب تخلفات بیشتری مرتکب شده؟
دیگه باید برم
- بهت زنگ میزنم - اروین
مامان
کابوس دیدم
اوه، عزیزدلم، بیا بغلم
چیزی نیست. چیزی نیست
شنیدم آمبرا بتیلانا گوتیرز
یه خسارت 7 رقمی دریافت کرده
و اینکه واینستین الان مالک صوت اون اتفاقه؟
این توافقات، لنی...
قضیه در چه حده؟
نمیتونم اینو بهت بگم، مگان
خودت که اینو میدونی
معلومه که قرار نیست اسمتو توی مقاله بیارم
فقط خیلی خوبه که برای فهمیدن گذشته
یه عددی بهم بگی
که از چند تا توافق دیگه باخبری
- من آدم بدی نیستم - خودم میدونم
حرفهام اینه که حقایق رو
به دست خبرنگارها برسونم، ولی...
میدونی، کمکی ازم برنمیاد
مدام عدد 40 میاد به ذهنم
که عمرا تعدادشون اینقدر باشه، مگه نه؟
آره؟
نه 40 تا نیست
جدی میگم، کمتر از 40 تاست
خوبه. خیالم راحت شد
آره حتما
خب...
پس کمتر از نصف 40 تا؟
صورتحساب رو بیارید لطفا
اوه، چیکار میکنی، لنی
شنیدیم رونن فارو داره روی یه داستان کار میکنه
نه، نه
اون قضیهاش تموم شد، کاملا
من تو رو آدم بدی نمیدونم، لنی
واقعا میگم. هرگز ندیدم برات احترام قائلم
منم برای تو احترام قائلم
همهاش قراره افشا بشه، لنی
بصورت عمومی
مغمولا همیشه همینطوره
خیلیخب
برای چی دارم میخندم؟
اوه، مگان
لنی
بنظرم حدود 8 تا 12 توافق
و بنظر تو این طبیعیه؟
که کسی این همه حقالسکوت بده؟
آره. طبیعیه
حس میکنم خیلی نزدیکیم
بنظرت به نتیجه میرسیم؟ اگر نرسیدیم چی؟
دارم شبا در موردش کابوس میبینم
- اوه خدای من، منم دارم میبینم - واقعا؟
از این میترسم که این چیزا رو میدونیم
و ممکنه تا زمان مرگمون نتونیم چیزی بگیم
داستان که چاپ میشه
از این نگرانم که مردم اهمیت ندن
و حتی نتونیم سرعتش رو کم کنیم چه برسه جلوش رو بگیریم
مثل اقیانوسی از تخلفات میمونه
آخه میتونی تصور کنی
که هر روز چند تا هاروی توی جامعه داره میگرده؟
بعضی اوقات فکر میکنم
که وقتی میرا به دنیا اومد
که نکنه این صدمات روحی نه فقط مال من
بلکه تمام زنهایی که باهاشون صحبت کردم، که نکنه...
این تاریکی، این خشونت مداوم
یهویی درونم منفجر شده
شاید یکی از دلایل افسردگیای که زنها میگیرن، همین باشه
آرزو نمیکنی که ایکاش درگیر نوشتن این داستان نمیشدی؟
تو اینطور حس میکنی؟
نه
نه
آخرین باری که همدیگه رو دیدیم حرفی از یه یادداشت زدی
از طرف یکی از مدیران سابق بود
و خیلی گسترده و کوبنده بود
فرستاده بودش به هیئت مدیره
مال چه زمانی بوده؟ چه واکنشی نشون دادن؟
یه آشوب کوچیک پشت درهای بسته اتفاق افتاد
و بعد از شرکت رفت
توی یادداشتش چی نوشته بود؟
که شرکت محیط نامناسبی داره
کسی نسخهای ازش نداره؟
سلام
- ببخشید که اینقدر دیر اومدم - همم
حالت خوبه؟
تالیا تا دیروقت بیدار بود
وایولت دوبار بیدار شد
و صندوق دریافتیام پر شده از ایمیلهای پر از خشم
در مورد یه مقالهی مربوط به بیمه که قراره حسابی سروصدا کنه
همین الانشم صدها ایمیل فرستادن
و ظاهرا
یه طوفان داره میاد سمت فلوریدا
پس قراره یجوری خودمو برسونم اونجا
و پدرم رو ببرم یه جای امن
قبل از اینکه واقعا باد ببرتش
و چشمم یه تیک عصبی کوچیک گرفته
بذار ببینم
- هی، هی - بیا اینجا ببینم، خرچنگ کوچولو
هالی؟
آرومتر!
بیا، یه لحظه خرچنگ کوچولو رو نگه میداری؟
حداقل داره بهشون خوش میگذره
سلام. جودی کنتور هستم
روینا چو هستم
الان توی نیویورکم
هنوزم میخوای با هم صحبت کنیم؟
نمیتونستم به کسی بگم
نه والدینم، نه حتی شوهرم
چرا؟
توی یه خانوادهی مهاجر بزرگ شدم
بهم یاد دادن که سرم رو پایین نگه دارم
سخت تلاش کنم و توجه کسی رو به خودم جلب نکنم، میدونی؟
در فرهنگ چینی
حس میکردم باید به هر قیمتی از خانوادهام محافظت کنم
و جوون و وحشتزده بودم
میتونی چیزی در مورد اتفاقات ونیز بهم بگی؟
قرار که نیست اسمم ثبت بشه، درسته؟
شیفتهای بعدازظهر با من بود
و با هاروی یادداشتهای مربوط به فیلمنامهها رو بررسی میکردیم
یه شب، داشتیم کار میکردیم و مدام سعی میکردم بهم دست بزنه
نمیخواستم عصبانیش کنم
آدم خیلی بزرگیه
مدام سعی میکردم برگردم سراغ یادداشتها
و چند ساعتی همینطوری ادامه پیدا کرد
مدام سعی میکردم ازش دوری کنم
چطوری اینکارو کردی؟
مدام جلوش مقاومت میکردم
دو تا جورابشلواری پوشیده بودم
که اگر لازم شد یکم وقت برای فرار داشته باشم
ولی در آخر
منو رو تخت نگه داشت
نه با زور، انگار که یه بازی بود
بعد پاهام رو باز کرد
و گفت...
"لطفا، فقط یه تلمبه بعدش دیگه تموم میشه"
فرار کردم
ضربهی روحی خورده بودم
مسیحی بودم
هنوز با اولین دوستپسرم بودم
اینا رو به زلدا گفتی؟
زلدا بشدت عصبانی شده بود و خیلی شجاعانه باهاش روبرو شد
جفتمون استعفا دادیم
ولی بعد از رفتن از میرامکس نتونستم شغل دیگهای پیدا کنم
همه میگفتن اگر برای هاروی کار میکردم
چرا باید از پیشش برم؟
اون توافق عدم افشا که امضا کردیم
شرط کرده بود که اگر زمانی برای پیدا کردن کار
توی صنعت فیلم به مشکل برخوردم میتونم برگردم پیش هاروی
یا وکیلش هوتنسکی که بهم کمک کنن
ازشون خواستم برام توصیهنامه بنویسن
و هوتنسکی، مدام تکرار میکرد...
چی؟ چی میگفت؟
که من چقدر برای هاروی باارزشم
توافق کردیم که برگردم به میرامکس
ولی با شرط و شروط سختگیرانه
منم قبول کردم برم دفتر هنگکنگ
فکر میکردم بقدر کافی ازم دور باشه
فکر میکردم مشکلی برام پیش نمیاد
ولی وحشتناک بود
حالم داغون بود
بشدت احساس تنهایی میکردم
نمیتونستم درموردش با کسی حرف بزنم
و اون حس تنهایی از درون منو میخورد
یه روز، از سر کار ناپدید شدم
میخواستم برم بمیرم
نمیدونستم چطور زندگی کنم
که چطور ادامه بدم و با این اتفاق زندگی کنم
سعی کردم خودمو بکشم ولی نمیدونستم چطوری
حس میکردم حتی در خودکشی هم شکست خوردم
میخوام اینو بهت بدم
توصیفی از یه بازیگره
که هم میفهمی کیه و هم میشناسیش
همم
چی؟
این فرد حاضر نیست اسمش ثبت بشه
نمیتونم توی مقاله ازش اسم ببرم
نمیدونستم...
همچین چیزایی رو نمیدونستم
فکر میکردم فقط یه رابطهی نامشروع مسخرهست
نه نیست
هر کاری میخوای باهاش بکن
حتی یک ذره
کمک یا مساعدت هم بهشون نشده
و با ماشین حدود 45 دقیقه تا اینجا راهه
گندش بزنن
پیدا کردیم
پیدا کردیم
برای اطلاعتون سوم نوامبر 2015
بطور مکرر توسط رئیس شرکت مورد
اذیت و آزار و توهین مداوم قرار گرفتم
من زنی 28 سالهام که تلاش میکنم حرفه و درآمدی داشته باشم
من یک فرد حرفهای هستم
ولی به دید جنسی و حقارت به من نگاه شده
از بیان این اتفاقات میترسیدم
ولی ادامهی سکوت من را دچار تشویش زیادی کرده است
این فرد به من گفت "من پسر بدی هستم"
"ولی مهم اینه که در موردش صادقم"
به من گفت که من فقط به درد بچهدار شدن میخورم
یک دستیار به من گفت که هاروی زمانی که برهنه بوده
او را مجبور به ماساژ دادن کرده است
دیدن شدت ناراحتی او بسیار وحشتناک بود
وقتی به رئیس بخش منابع انسانی آنها گزارش دادم
جوابی که گرفتم این بود
"اگر شما را کتک زد یا خط قرمز جسمی را رد کرد، به ما بگو"
هاروی واینستین یک مرد 64 سالهست که در دنیا مشهور میباشد
و این شرکت اوست
تناسب قدرت بین ما برای من صفر و برای هاروی واینستین 10 است
برین بنویسین
داستانتون رو دارین
وقتی چاپ کردیم باقی چیزا هم افشا میشه
و با لارن اوکانر صحبت کنین
- باشه - با هیئت مدیرهی شرکت واینستین تماس بگیرین
و ازشون جواب بخواین
بذار با لنس مروف تماس بگیرم
برین بنویسین بریم خودمون رو آماده کنیم
موکل من نمیخواد اسمی ازش برده بشه
اون یادداشت هرگز برای انتشار عمومی نبوده
لارن؟
موکل من اینجاست
ولی از شدت ناراحتی نمیتونه صحبت کنه
لارن، متاسفم
میدونم که برات سخته
قرار نیست کل یادداشت رو چاپ کنیم
و کاملا واضح بیان میکنیم
که منبع بدست آوردنش تو نبودی و قبول نکردی که صحبتی کنی
ولی قصد داریم از اسمت برای اعتبار دادن بهش استفاده کنیم
اگر قربانی هرگونه تعرض جنسی بودی
قطعا گمنامیات رو حفظ میکردیم
ولی به عنوان شاهدی برای اون اتفاقات
با اسم بردن از تو داستان خیلی قویتر میشه
سلام، لنس. مگان تویی هستم از نیویورکتایمز
یه یادداشتی از لارن اوکانر بدست آوردیم
که به شرکت واینستین نوشته
- چی؟ - میخوایم بدونیم
- واکنشت بهش چی بوده؟ - گندش بزنن
که واکنش هیئت مدیره بهش چی بوده؟
لنس؟
بعد از شکایت به پلیس در سال 2015
سعی کردیم اوضاع رو عوض کنیم
این یادداشت چطور؟
به دستتون رسید و یهویی ناپدید شد؟
ببین، هممون نگران رفتارهای هاروی بودیم
میشه ازت نقلقول کنم، لنس؟
آره، آره میتونی
خب، شکایت لارن؟
چند روز بعد از ارسالش پس گرفته شد
خب، آره، منم بیخیالش شدم
خب، بنظرت چرا پس گرفته شد؟
واقعا نمیدونم چرا
ببین، مطمئنی که قضیه این نیست که یه سری
زنهای جوان بخوان با تهیهکننده بخوابن تا پیشرفت کنن؟
شکایات مربوط به چند دهه رو پیدا کردیم
اتهامات آزار، تعرض
تجاوز و چندین توافق پرداخت خسارت
میدونم که باید بری با هیئت مدیره صحبت کنی
ولی میشه تا بعد از آخرهفته صبر کنی؟
امکانش هست؟
خیلیخب
اشلی، میدونم که دلمون میخواست یه عالمه از زنها
با همدیگه پا جلو بذارن ولی این اتفاقی نیست که داره میافته
ولی یک سری اتفاقات و یک روش مشابه تجاوزگرانه
در همشون پیدا کردیم
اگر بخوای پا پیش بذاری، تنها هستی
ولی کوهی از مدارک هست که بهشون تکیه کنی
اشلی؟
باشه، خیلی جدی بهش فکر میکنم، جودی
قول میدم
ممنونم، اشلی
با همین اطلاعاتی که داریم جلو میریم
میدونم که باید حواسمون به نیویورکر باشه
ولی نمیشه یکم بیشتر صبر کنیم؟
فقط برای اینکه این زنها پا پیش بذارن؟
نه. باید چاپ کنیم
داستان هنوز کامل نیست
میتونه تیر اولمون باشه
بعدش زنهای بیشتری جلو میان
میتونه خیلی قویتر باشه، دین
داستان محکمیه
باید چاپ کنیم
چقدر به واینستین وقت میدیم که جوابی بده؟
- بیست و چهار ساعت؟ - من دو برابرش میکنم
چهل و هشت ساعت
- اینطوری عادلانهست - دو روز؟
در همین زمان هاروی و تیمش با چند نفر
میتونن صحبت کنن؟
دیوید؟
با ربکا موافقم
میخوایم از لحاظ حقوقی صدمهای بهمون وارد نشه
خوبه. با لنی تماس بگیریم
ازش میخوایم که فردا ساعت یک با هاروی و تیمش صحبت کنیم
بهشون میگیم چه مدارکی داریم و بهش
دو روز برای پاسخ یا رد ادعاها وقت میدیم
نصف شب شده. برید خونه
- میریم - شب بخیر
اگر میشد فقط یکی از زنها حاضر به ثبت اسمش بشه
چرا داره از تونل میره؟
فقط یکی از زنها کافی بود
جودی، بس کن
بیخیالش شو
شاید اگر میتونستیم
همشون رو توی یه اتاق کنار هم جمع کنیم
یه اتاق تغییری ایجاد نمیکنه
نمیخوان تنهایی اسمشون توی مقاله چاپ بشه
تو بودی میخواستی؟
سلام
سلام عزیزم
سلام
دو ساعت کوفتی گذشته
یه تاکتیکه، ولی من کار دارم
- الو؟ - دین؟
هاروی واینستین و وکیلش چارلز هاردر پشت خط هستن
خیلیخب تیم، شروع میکنیم
- آمادهاین؟ - آمادهایم
وصلشون کن
هاروی؟
چارلز؟
دین
میخوای چطور جلو بریم، هاروی؟
چیزی که میخوام اینه که اصلا جلو نریم
اونا هم اونجان؟ خبرنگارها؟
هممون اینجاییم
با کی صحبت کردین؟
اسم کسی که داریم در موردش مینویسیم رو برات فرستادیم، هاروی
با کی صحبت کردین؟
هاروی، ازت میخوایم...
با گوئنت پالترو صحبت کردین؟
گوئنت توی داستان ما نیست، هاروی
پس چرا بهم نمیگین کی حاضر شده اسمش چاپ بشه
تا بتونم به اتهاماتش جواب بدم؟
خیلیخب
هاروی، چند تا توافق پرداخت خسارت
در طی این سالها امضا کردی؟
بهمون گفتن بین 8 تا 12 تا بوده
این حرف شماست این حرف من نیست
اگر لنی حرفی زده از طرف خودش زده
و از طرف موکلش نبوده
چقدر بهمون وقت میدین که بخوایم پاسخ بدیم؟
دو هفته نیاز داریم
دو روز وقت دارین
قضیه به دههی 90 برمیگرده
اگر گند بزنین و حقیقت رو نگید
بعدش چطور میتونین توی آینه نگاه کنین؟
الان 90 دقیقه گذشته، هاروی دیگه میخوایم جلسه رو تمام کنیم
هاروی ادعای 8 تا 12 تای لنی رو تکذیب کرد
باید مدرکی برای تاییدش پیدا کنیم
باید یه مدرکی برای 8 تا 12 توافق داشته باشیم
کسی توی شرکت هست که بتونی بهش زنگ بزنی؟
از دیوید گلسر میپرسم
اشلیـه
بردار. جوابشو بده
جواب میدم. جواب میدم
اشلی
حالت چطوره؟
خوبم. آره. خوبم
رفته بودم برای دویدن
عالیه. عالیه
دویدن خوبه
با وکیلم صحبت کردم و داشتم فکر میکردم
که چه کاری درسته
آره، البته
البته
خب؟
حاضرم که به عنوان منبع توی تحقیقتون ازم اسم ببرید
باید اینکارو بکنم
به عنوان یه زن و یه مسیحی
جودی؟
باشه
بزودی صحبت میکنیم
باشه
اشلی، ممنون
ممنون
اشلی جواب مثبت داد
جواب مثبت داد
اشلی جواب مثبت داد
آره، جواب مثبت داد، جودی جواب مثبت داد
خیلیخب
با این میتونیم کل داستان کوفتی رو جلو ببریم
پاراگراف اولمون خاطرات اشلی جاد
از سوییت شبهجزیرهست
یه نقلقول خوب از جاد برای پایان اون بخش بگیر
- چشم - به محض اینکه داستان
- درست و حسابی نوشته شد، چاپش میکنیم - بریم سراغش
- الو؟ - سلام، دیوید
مگان تویی هستم از نیویورکتایمز
فکر کردم عادلانهست که به عنوان رئیس شرکت
فرصتی برای نظر دادن بهت بدم
در جریان تمام قضایا هستی؟
آره
هیئت مدیره یه تماس گروهی اضطراری داشت
دیوید، اون 8 تا 12 توافق
اطلاعاتی که ازش گرفتیم با هم در تضاده
نیازی نیست ازت اسم ببریم ولی میشه برام تایید کنی
که 8 تا 12 تا درسته؟
چند تا؟
هشت تا 12
این عدد درسته که ازش استفاده کنیم؟
هشت تا 12
آره، آره، درسته
خیلی ممنون، دیوید. لطف کردی
دیوید گلسر 8 تا 12 رو تایید کرد
وقت کافی نداشتیم
- و قضیه فقط من نیستم - صحیح. آره
اینو که میدونی، مگه نه؟
بله. متوجهم که سخته
چی شده؟ هاروی پشت خطه؟
لنیـه، واینستین حاضر نیست جوابی بده
- خیلیخب - درسته؟
آره. نه، لنی. میفهمم چی میگی
ببین، شعبده بازی که نمیتونم بکنم
وقت بیشتری لازم داریم قضیه اینجاست، مگان
لنی، دیگه از این مزخرفات خسته شدم
پنج تا وکیل متفاوت دارین که با ما تماس میگیرن
قرار نیست با پنج تا وکیل متفاوت حرف بزنیم
یه سر و سامونی به افرادتون بدین و بعد زنگ بزنین و جوابتون رو بگین
این جواب نیست، رمانه
میگن زنها دروغگوان و این تحقیقات نادرسته
زورگویی حقوقی این شکلیه
در جواب 18 صفحشون سه پاراگراف فرستادم
ازشون خواستم اطلاعاتشون رو بدن و به دادگاه دعوتشون کردم
ببینیم چقدر طول میکشه تا جوابشون رو بفرستن
دیگه لازم نیست صبر کنیم
واینستین میخواد باهام ملاقات کنه داره میاد اینجا
اجازه بدیم بیاد تو؟
بذاریم بیاد تو
از پسش برمیام
- سلام، لیسا - سلام
- کس دیگهای نیست؟ - نه
خیلیخب، دنبالم بیاین
این کاریه که باید بکنین
پروندهها رو آوردیم، مدارک رو هم همینطور
- نویسندهی خوبی هستی، مگان - بفرما
واقعا حاضری شهرتت رو برای این داستان به خطر بندازی؟
و لبخند میزنه
اگر این اتفاق برای تو افتاده بود میتونستی لبخند بزنی؟
هیچکدوم از این زنها شاهدهای موثقی نیستن
- فقط یک مشت دزدن - اون یکی یه تختهاش کمه
اون یکیم که فقط از ملت پول میکشه
هستش؟ چاپ شده؟
آره. اونا هم چاپ کردن
پس توی جفتشه
چی شد؟
همون چیزی که میشد انتظار داشت
سعی میکردن اعتبار بازیگرها رو خدشهدار کنن
چی شده؟
هاروی و تیمش
با ورایتی و هالیوود رپورتر مصاحبه کردن
- چی؟ - در مورد ما و این مقاله
ادعا میکنه اصلا انتظارشو نداشته
این که خیلی بده
باید سریع بنویسین
هر محرمانگی که داشتیم دود شد رفت هوا
بذار پاراگراف اول رو ببینم
نه، بنظرم باید با این شروع کنیم
پس این باید اول پاراگراف باشه
بنظر من که دو تا باشه مشکلی نیست، موافقی؟
بنظر من که خوبه
برید خونه. من بررسیش میکنم
واقعا؟
و شدیدا از مردم کمک میخواهند
اگر از چیزی اطلاع دارید لطفا با مقامات تماس بگیرید
یه دلیل بیار که چرا نباید
همین الان یه مصاحبهی کوفتی با واشنگتن پست بکنم
و در مورد عدم شفافیت شما حرف بزنم؟
یه لیست از کسایی میخوای که برای این داستان
باهاشون حرف زدیم و اگر این لیست رو بهت ندیم
داری ما رو تهدید میکنی؟
اگر میخواید از گوئنت پالترو استفاده کنین، فقط بگین
قرار نیست از گوئنت پالترو استفاده کنیم
دارین با گوئنت پالترو حرف میزنین؟
سلام، هاروی. دین هستم ببین چی میگم
باید همین الان پاسخت رو بهمون بدی
وگرنه قطع میکنم
دین، بذار بهت بگم تهدید کردن چجوریه
میرم با "پست" حرف میزنم، میرما
بهشون زنگ بزن. مشکلی نیست
میتونی با "پست" تماس بگیری
هاروی، میخوام باهات عادلانه رفتار کنم
داری منو تهدید میکنی، دین
نه، میخوام پاسخت رو ازت بگیرم
لطفا همین الان پاسخت رو بده
قراره مقاله رو چاپ کنیم
- میخوام پاسخم رو بهتون بدم - ممنون
گوئنت هم توی مقالهست؟
اون توی داستان نیست
این کاریه که باید بکنیم، هاروی
میخوایم اجازه بدیم هر حرفی داری بزنی
پس بزن
ولی باید برم روزنامهام رو چاپ کنم
پس دیگه باید برم
با خبرنگارهام صحبت کن مراقب خودت باش
موفق باشی
بطرز زشتی دارین حقیقت رو نادیده میگیرین
فقط میخواین اعتبار یکی رو خدشهدار کنین و این اتهامات همه دروغن
نمیخوایم اعتبار کسی رو خدشهدار کنیم، لیسا
هاروی قراره یه مدت مرخصی بگیره
و روی این مشکل تمرکز کنه
واقعا، هاروی؟
آره. قراره یه مدت مرخصی بگیرم
از شرکت؟
آره. میخوام یه مدت برای یادگیری بعضی مسائل وقت بذارم
- برای یادگیری و گوش دادن به من - میخواد از شرکت مرخصی بگیره
اینجا دو تا فاصله هست
و اینجا
لاراست
عالی شد
سلام، لارا. حالت چطوره؟
آره، خوبم
امروز روز عملمه، بزودی میرم اتاق عمل
ببین، من هیچ قراردادی امضا نکردم
دستور سکوت ندارم و میخوام به جای زنهایی
که نمیتونن حرف بزنن، حرفمو بزنم
سه تا دختر دارم و دلم نمیخواد
که تعرض یا زورگویی رو عادی بدونن
میتونین از هرچی گفتم استفاده کنین
حاضرم اینکارو بکنم
حاضرم اسمم ثبت بشه
ممنونم، لارا
ممنون
برات دعا میکنم
اوه، لارا
اوه، لارای خوشگل من
حالت خوبه، لارا؟
آره. خوبم
ممنون
واقعا خوبم
بیانیهها به دستمون رسیده دارم ازشون نقلقول برمیدارم
باشه
خب، داری... خیلیخب، کارت درسته
درک میکنم که رفتارم با همکارانم در گذشته، رنج زیادی ایجاد کرده و عمیقا
بابت آن عذرمیخواهم. با اینکه تلاش میکنم که بهتر شوم، ولی میدانم که راه درازی در پیش دارم
نقلقولها رو انتخاب کردی؟
دارم انجامش میدم
همچنین اضافه کرد که با روانشناسها همکاری کرده
و قصد دارد با گرفتن مرخصی "مستقیما با این مشکل روبرو شود"
آمادهی چاپه
بیاید برای بار آخر، با همدیگه بخونیمش
- آره - یه لحظه
آره
حله؟
حله؟
- آره - حله
در ماههای بعد، 82 زن هاروی واینستین را به تعرض جنسی متهم کردند
مقالهی کنتور و تویی کمک کرد شعلهی جنبشی جهانی علیه سوءرفتارهای جنسی شعلهور شود
تعداد زنانی که در سراسر جهان و اکثرا برای اولین بار
قدم به جلو برداشته و بصورت عمومی داستان خود را گفتهاند، بیشمار است
خاطرات آنها منجر به اصلاحات در محیط کار تغییرات در قانون، تغییر نوع برخورد علنی
و خصوصی به خشونت و تعرض جنسی و گفتگویی شد که تا به امروز ادامه دارد
در فوریه 2020، هاروی واینستین به جرم تجاوز و تعرض جنسی در نیویورک محکوم شد
وی هماکنون در حال سپری 23 سال زندان است و در لسآنجلس و لندن با اتهامات بیشتر روبروست
ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال WwW.30NaMa.CoM
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.