Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
جنگ
( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )
چی می خوای؟
یالا، از اينجا برو میفهمی چی میگم؟
تو خیلی سمجی
گوش کن، ميدوني کسي اونجا توي اون مزرعه زندگي ميکنه؟
ببين، من يه کم پول توي لباسام دارم همش رو بردار
توی پیراهن نگاه کن
در جیب سمت راست
پيداش کردي؟
همش مال تو
یالا، حالا زودتر برو
چه کار می خوای بکنی؟
ولشون کن، مگه دیوونه شدی؟
وایستا ... وایستا
... اگه بگیرمت می دونم چی
لباسها رو بده به من
لطفا، نميتونم لخت فرار کنم
و … اونا به درد تو نمیخورن
پولی رو که بهت دادم نگهدار و هر چی میخوای بخر
این خوبه؟
به نظر دختر خوبی میای
چرا ميخواي منو اذیت کنی؟
تو خيلي خوشگلي
ممنون
وایستا، صبر کن
فراری
نترس، بذار توضيح بدم
من جنایتکار نیستم، یه فراری هستم
من در خطر پیدا شدن هستم
تو باید منو مخفي کنی
آروم باش
ولی باید از شوهرم بپرسم
خواهیم دید
- اسمت چیه؟ - الکسیس
منم ارمینا
- چيز دیگه اي ميخواي؟ - نه
اونا هيچوقت تو رو اينجا پيدا نمي کنن
اما حالا تو در اماني ميتوني بهم بگي چه اتفاقي افتاده
سخته برای کسی که بفهمه
... ناگهان می شنوی
که جنگ اعلام شده
تو بايد بري
تو دیگه فکر نمیکنی، ذهنت می ایسته
تا لحظه ای که میگی ... کافیه
- حالا چيکار خواهی کرد، آلكسيس؟ - نمیدونم
- میخوای اینجا بمونی؟ - برای مدت کمی
... من هنوز باید برم سر کار، اگه
عملکرد من بتونه به چیز مثبتی منجر بشه
حداقل بهتر از اونه که مردم همدیگه رو بکشن
اينطور نيست؟
- تو بچه داری، ارمینا؟ - یه بچه، الان مرده
بیا بیرون، نیمه عقل
کمکم کن بار رو خالی کنم
ارمینا؟ ... بر میگردی؟
یالا ... به آرومی
ارمینا، شام کجاست؟
آماده ست
ارزش به خطر انداختن زندگی ام رو داره برای چند سکه؟
يالا، خودم بهت غذا ميدم
اگه منتظر اون باشی، اول از گرسنگی میمیری
باهاش کنار بيا
تو روی پاهات خوابیده ای، لعنت به تو
بشکهها رو درست کردی؟
اونجا نه، بهت که گفتم، توی اتاق زیر شیرونی
دوست داری، کسخل؟
يالا، الان وقت خوابيدنه
یانیس، باید باهات حرف بزنم
کاملا جدیه
... یانیس
وقتي میخوام چيزي بگم هيچوقت به حرفم گوش نميدي
این ماه های آخر انگار وجود ندارم
تو فقط به پول فکر ميکني
مردم دارن می میرن و تو فقط ادامه ميدي
تو هيچ اهمیتی نميدي
تو کار خودت رو بکن و من به پول درآوردن ادامه میدم
پس حداقل اين جنگ براي چيزي خوب خواهد بود
اگر اونا اول ما را نکشن، منظورت اينه
... یانیس، یانیس، لطفا
دست از سرم بردار
یانیس ... چرا اینطوری هستي؟
تو دیگه منو دوست نداری
یانیس، صدام رو نمی شنوی؟
بس کن
چرا؟
چرا؟
اوه خدا
نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم
آگاهم کن، بانوی من
... تو که رنج مرگ فرزند عزیزت را تحمل کردی
به این گناهکار کمک کن
از وقتی که بچهام رو از دست دادم، بانوی من
هر روز که میگذره، بیشتر تنها میشم
کافیه
خفه شو
خفه شو، لعنتي
خفه شو، لعنت به تو
بس است، ای شیطان
تو خوکي تو دلیل نفرین شدن ما هستی
امشب دیر می آیی؟
- شافلوافیوپ؟ - ایدونو
فردا؟
وقتی تموم کنم برمیگردم
اوه، امروز صبح چه بلايي سرت اومده؟
چه کار می کنی؟
من هم انسانم
نميخوام هميشه تنها باشم
حق با توئه
یانیس، نمی تونی ببینی به چی نیاز دارم؟
... اوه، آره، یانیس
عشقم ... عشق من
نرو
اونا منتظر ميمونن
حالا بيا
- اون چیه؟ - خواهی دید
برای گذراندن زمان امتحانش کن
... ببین
بهت کمک ميکنه که مشکلاتت رو فراموش کني ولي نذار صدات رو بشنون
حالا، غذات رو تموم کن
تو خيلي مهربوني
تو زن فوق العاده اي هستي، ارمینا
بس کن
نه
اگر ميدونستي چقدر ميخوامت، ارمینا
نه
بس کن ...، لطفا، بس کن
یه نوشیدنی برام بیار
قبلاً هرگز همچین حسی نداشتم نميخوام اين شب تموم بشه
تا طلوع آفتاب وقت داريم
بلند شو
کسی اینجاست
شوهرم
اوه، خدايا
زود برگشتی چه اتفاقی افتاده؟
محل پر از پلیس - ه که دنبال یه فراری میگردن
لعنت به اون
خفه شو، فریاد بزن اونا صداي ما رو ميشنون
نردبان رو برداشتن
الکسیس، میخوای دوباره بیام؟
هي اونجا؟
الکسیس، بیا پایین
بیا دیگه
زود باش
عشقم، بيا اينجا رو ترک کنيم
کجا ميتونيم بريم؟
فراموش نکن ... من يه فراري هستم
هر جا که بريم، اونا ما رو شکار ميکنن
- صبح بخیر - صبح بخیر
ميتونم کمک کنم؟
ما دنبال یه فراری هستیم اون نزديک رودخونه اينجا ديده شده
یه مرد قد بلند و جوون شايد هنوز با يونيفرم نظامی باشه
ما باید خونه رو بگردیم
ممنون
به سلامتی
- تو هم اينجا زندگي ميکني؟ - بله
بریم
- کمکم کن، اون سنگينه - ... پس اینطور
از کجا ميدونستي اون اينجاست؟
الکسیس، نترس
اونا الان رفتن
سريع، نزدیک بود غرق بشه
يالا، بيا بريم
فاحشه کثيف، من تو رو ميکشم
هرزه کثیف
تو خونه خودم
... و بعدش
... ناگهان
ارمینا موهایم را گرفت و منو پایین کشید
زیاد بهش سخت نگیر
مخفي کردن يه فراري خطرناکه
پس هيچ اتفاقي بين شما دو تا نميفته؟
چطور ميتوني چنین مزخرفاتی به ذهنت خطور کنه؟
- حقيقت رو بهم بگو - ولی من از تو بیشتر خوشم میاد
الکسیس، خیلی دوستت دارم
من هيچوقت، تا حالا اينقدر خوشحال نبودم
بهم بگو ... تو هم خوشحالی؟
هر اتفاقي که بيفته، هميشه تو رو با عشق بي پايان به ياد ميارم
چرا اينو ميگي، داري ميري؟
نمی تونم بدونم
ولی به هر حال دوستت خواهم داشت
چه اتفاقی افتاده؟
چيزي نميخواي؟
چي شده، عشقم؟
میدونم پلیس تو رو ترسونده
تو نبايد بترسي
تا وقتي که من اينجام
تو الان بخشي از مني
و من تو رو نگه مي دارم
مهم نیست چه اتفاقی میافته
... اما اگه مجبور بودم تو رو از دست بدم
ترجيح ميدم بميرم
مردن، میفهمی؟
عشقم، تو رو خیلی دوست دارم
حالا من مال توام
- منو دوست داری؟ - البته که دارم
جادوگر اسپرانزا، اومدم بگم حق با تو بود
همونطور که گفتي من با اون پسر، کنار رودخونه ملاقات کردم
بلافاصله فهمیدم که اوست
اسمش آلكسيسه، ولي اون يه فراريه
اونا دارن شکارش ميکنن من می ترسم
... ای غار گل آلود ، ای بچه ترسو
از تاریکی که تو رو احاطه کرده آرامشی عمیق بیرون خواهد اومد
من دوستش دارم
اما ارمینا، دختر عموی من، اونو می خواد
اون بزرگتره، ازدواج کرده، اما از من زيباتره
ميترسم اونو ازم بگیره
من صاعقه رو فرا می خونم، بادها رو فرا می خونم
من رعد و برق قدرتمند رو فرا می خونم
... بیا
آتش، ویرانگر، شعله و دود، زمان و سرنوشت
از این عشقی که من فرا می خونم، بگذر
نزدیک تر بیا
و حالا من این مرهم جادویی رو روی موهات میمالم
تا ترس و ضعفی رو که تحمل میکنی از خود دور کنی
تا بهت برای تمام جراتت قدرت بدم
... ای خدایان اختری، ای بال های صادق
با حجابی که جادو می کنی و ویرانی می آوری
... لیزا آلاسیو، لیزا آلاسیو ... وصل، وصل، وصل، وصل
... ای شب مرگ، ای مه خزنده
سایه مغرور سرنوشت رو فاش کن و اجازه بده عشق وانمود کنه که وحشت داره
... ای خدایان عالم اموات، ای نیروهای نامطلوب
بیا، عجله کن، به سوی من، پیش من، به فرمان من
تو هيچوقت نميتوني از اراده من فرار کني
... با این معجون که بهش میدی
از سرنوشتی بی رحم، عشقت رو نجات خواهی داد
... حالا با من تکرار کن
- با این خونی که می ریزم - با این خونی که می ریزم
- عشق آلسیو رو نجات خواهم داد - عشق آلسیو رو نجات خواهم داد
قسم خوردم که هيچوقت برنميگردم
حسادت مثل آتش در وجودم می سوخت
... عشق من، حتی الان
... وقتی بهش فکر میکنم
حس میکنم ... دارم دیوانه میشم
اما حالا تموم شده، عشقم
من براي هميشه مال توام
تقریبا فراموش کردم
من يه چيزي دارم که مخصوص تو درست کردم
بنوشش
تمشک، عسل و گل سرخ وحشی داره
- همهاش رو بخور - چه طعم عجیبی داره؟
بعداً بهت میگم، اين يه رازه همهاش رو بخور
از این لحظه به بعد تو مال منی
حالا رازت رو بهم بگو
اگه بهت بگم، عصباني نميشي؟
به دیدن جادوگر رفته بودم
اون بهم گفت که بايد چيکار کنم تا تو رو از دست ندم
میفهمی؟
خيلي ترسيده بودم، عشقم
ولي کي ميتونه کمکم کنه؟
فقط اون اين قدرت رو داره که از تو در برابر همه اونا محافظت کنه
جنگ، پلیس هایی که دارن تو رو شکار ميکنن
و اون زن هار
منو ببخش ... عشقم
لیزا
خیلی وقتها اعمال ما با احساساتمون در تضاده
اما ما بايد اونا رو بگيريم
من با تو يه چيزي پيدا ميکنم که جنگ باعث شد باور کنم که براي هميشه از دست داده ام
واسه همينه که دوستت دارم
الکسیس
الان هيچي نميتونه ما رو از هم جدا کنه
و اگه تو از من گرفته بشي، ترجيح ميدم بميرم
ما باید از اینجا دور بشیم
فردا، حتي ... فقط ما دو تا
اين زخم چيه؟ اینو از کجا پیداش کردی؟
اون از طرف جادوگره
اون به مقداري از خون من نیاز داشت
فقط يه قطره، هيچ دردي احساس نکردم
... خب … منظورت اینه که
- تو بايد بري، دير شده - آره
مواظب باش
اگه اون به چیزی شک کنه، ما گم شدیم
اون احتمالاً به پليس زنگ ميزنه تا تو رو بگيره
امشب نخواب، منتظر من باش
الکسیس، سريع بيا پايين
دارم ميام
بیا اینجا
زود باش، داخل شو
بهم نگو که خجالتی هستی
چرا منتظري؟ زود باش
يالا، شجاع باش
... اونجا
الان نميتونم نگاه کنم
بيا پايين
الکسیس؟
اونو بکش بيرون
پس تو اون فراري هستي؟
اونو ببند، من پلیس ها رو میارم
اون مال اونهاست
ما دست هامون رو با خون اين سگ آلوده نميکنيم
این کار اونهاست
بذار من برم
به اندازه کافي انجام ندادی؟
بذار من برم
يا فقط منو بکش
بس کن، لعنت به تو
به خاطر خدا، بس کن
تنهاش بزار
ای حیوون وحشی
- منو باز کن، سريع - ... الکسیس
اونجا، الان تموم شده
... اونجا
من چیکار کردم؟ منو ببخش
ما بايد بريم
قبل از اينکه ما رو پيدا کنن
ما زنده ميمونيم
نترس
فقط اينجا بمون، منتظر من باش
من ميرم و يه اسب ميارم
باشه؟
شجاع باش
من بايد برم
منو ببخش
تقصير تو نبود
تقصیر کسی نیست
- اونا چيکار کردن؟ - سريع، بايد بريم
براي ما تموم شده اونا تو رو ميگيرن
تو بايد بري
منو ترک کن
دنياي ما خيلي متفاوته
اين اشتباهه که اينقدر جوون بميري
برو، خودت رو نجات بده
نه، برام مهم نيست که بميرم يا نه
بخاطر من این کارو بکن از اینجا دور شو
( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.