All language subtitles for The.Blood.of.Youth.E01.KoreFaa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

≡ ارائه ای از تیم ترجمه ی کـره فـا ≡ ≡ KoreFaa.ir ≡ ° مترجم: Valda.Satur °

♪ رقص تیغه ها باعث پخش شدن امواج در سراسر دریاچه میشه ♪

♪ پرچم رو میون طوفان و باد تکون میدن ♪

♪ برف با غم و شادی مشکلی نداره ♪

♪ با افساری تو دستش، تو بیابان شعله ور میشه ♪

♪ جوان و بی تجربه، مشکلی نیست ♪

♪ جاه طلبی جسورانه آمیخته با بی پروایی ♪

♪ به تقدیر توجهی نمیکنم ♪

♪ مشکلاتی که سرنوشت برام درست کرده رو حل میکنم ♪

♪ از همه آزمایش ها و سختی ها ♪

♪ جسارت وسیعی رو میسازم ♪

♪ سفر برای جلال و عدالت ♪

♪ بیهوده نیست ♪

♪ برای رسیدن به چیزی که بهش فکر میکنی، فقط یه لبخند کافیه ♪

♪ تصنیفی برای سفر ما ♪

♪ رویای جوانیمون رو دنبال میکنیم ♪

♪ همه چیز رو همونجور که هست میگیریم ♪

♪ سرزمین دور ممکنه خطرناک باشه ♪

♪ اما زندگی بدون ماجراجویی چه معنایی داره؟ ♪

♪ جوونا باید رویاهای بزرگ داشته باشن و تیزبین باشن ♪

♪ هر سختی ای تو زندگی بهمون یاد میده که ♪

♪هرجا که میریم باید هرکاری از دستمون برمیاد انجام بدیم ♪

♪ با هم، سفر دیگری در انتظاره ♪

[خون جوانی]

[قسمت اول]

[امپراتور تیان وو، شیائو یی]

[در میان ناآرامی های مدنی برخاست]

[و پادشاهی بی لی را تأسیس کرد]

[این پادشاهی به مدت دو قرن رونق داشت]

[و در زمان امپراتور مینگ ده آنقدر قدرتمند بود]

[که بسیاری از کشورها برای پرداخت خراج به آنجا می آمدند]

[امپراتور مینگ ده، یک پسر]

[به نام شیائو چو هه داشت]

[که درمیان برادرانش در رتبه ی ششم قرار داشت و یک نابغه بود]

[و آماده ی ولیعهد شدن بود]

[با این حال چهار سال پیش]

[برادر کوچکتر امپراتور مینگ ده، عالیجناب لانگ یا]

[به خیانت متهم و گردن زده شد]

[شیائو چو هه برای ناراحتی پدرش ، در ملاء عام از ]

[عالیجناب لانگ یا دفاع کرد]

[بعد از آن عنوانش را از اون گرفتند و به چینگ ژو تبعید شد]

[جایگاه ولیعهد خالی ماند]

[وارثان دیگر باهم سر جنگ برداشتند]

[و طولی نکشید که هرج و مرج به پا شد]

[و صلح از بین رفت]

[شیائو چو هه که تبعید شده بود]

[مفقود شد]

[و تا سالهای سال کسی او را ندید]

[معبد هان شوی]

[وانگ یو، راهب معبد هان شوی]

[در پاییز بیستمین سال سلطنت امپراتور مینگ ده]

[راهب وانگ یو از معبد هان شوی درگذشت]

[و به این ترتیب]

[حادثه تابوت طلایی آغاز شد]

[که دنیای هنرهای رزمی را]

[زیر و رو کرد]

[مسافرخانه ی بارش برف]

[شیائو سه]

رئیس

ببینین

ما الان نزدیک به پنج ساله که

این مسافرخونه رو اداره میکنیم

حتی اتاق مهمان هم نمیتونه دربرابر باد ازمون محافظت کنه

چطوره که

یه مقدار پول خرج کنیم

و مسافرخونه رو تعمیر کنیم؟

...شاید

تو چی میدونی؟

مسافرخونه ی من

بخاطر محیطی که داره زیباست

اینجا یک کوه

پشت سرمون داریم

و یک رودخانه جلومون

یه اتاقی که

یکم فرسوده باشه

یه محیط خاص رو میسازه

این چیزیه که یه مسافر

دنبالش میگرده

اونا دنبال چی میگردن؟

نیازی به گفتن نیست

اونا دنبال سفر هستن

...یه سفر

این یعنی چی؟

وایسا

یعنی رئیس میخواد

مسافرخونه رو بفروشه؟

این کولاک

چند ماهی هست که ادامه داره

و ما اصلا مشتری نداریم

به زودی

حتی حقوقمونم نمیدن

و وقتی این مسافرخونه فروخته بشه

بی پول و بی خانمان میشیم

اونوقت میخوایم تو خیابون بخوابیم؟

بیا

داری فکر بیخود میکنی

حتی اگه این مسافرخونه رو

مجانی بدیم بره

ملت فکر میکنن بخاطر خرابه بودنشه

بعلاوه

ذهنیت رئیسمون

برای آدمای عادی ای مثل ما

قابل درک نیست

ببین

تو این برف سنگین

چیزی که ما میبینیم

فقط برف سفیده

اما اون

معنای پشتش رو میبینه

به این میگن شاعر بزرگ

ببین

الان قراره یه شعر بگه

تجارتمون بد پیش میره

باید بفروشمش؟

مشتری اومده

اون که حتی یه جلیقه نخی هم نداره

بنظر نمیاد

پولی واسه اینجا موندن داشته باشه

از نزدیک نگاه کن

قرمزی لباسش

متفاوته

... همچین پارچه ای

اگه یه مغازه بزرگ مثل مغازه یو شیو

تو شهر تیان چی داشته باشی

یه توپ از این پارچه

قیمتش اندازه

کل مغازه ات میشه

برین استقبالش

چشم- چشم-

جناب

برای غذاخوردن اومدین یا اقامت؟

همینجاست

[لی وو جیه]

...اون

بنظر دردسرساز میاد

ابدا ادب و تربیت نداره

اما با توجه به لباساش

باید از یه خاندان معتبر باشه

و حتما برای کسب تجربه اومده

که یعنی، حتما ثروتمنده

جناب

چی میل دارین؟

آدمایی مثل اون از خودنمایی خوششون میاد

وقتشه ازش پول دربیارم

یه کاسه رشته فرنگی ساده

و یک مشروب ساده لطفا

چیشده؟

میخواین درمورد بقیه غذاها هم بدونین؟

ما شونه خوک و شراب شکوفه هلو داریم

اینا غذاهای اصلیمون هستن

شونه ی خوک؟

...یه شونه ی خوک

خیلی زیاده

میشه

یه تیکه ازش

تو رشته فرنگی بریزین؟

رشته فرنگی ساده‌تون

شراب ساده‌تون

شش سکه مسی لطفا

شنیدی؟

یه نفر داره یه گنج رو از

معبد هان شوی

به فرقه جیولونگ میبره

میدونم

همه دارن درموردش حرف میزنن

ظاهرا اگه اونو بدست بیاری

میتونی به کل جهان حکومت کنی

چی؟ من شنیدم

یه فن خیلی قدرتمند داره

نه بابا. من شنیدم یه بانوی زیباست

امکان نداره

یه بانوی زیبا از معبد هان شوی؟

رئیس گفته

بفرمایین داخل

برو کنار

یه گروه دیگه از مشتریای

بی ادب و فقیر

جناب

جناب

بهترین شرابتون و

گرون ترین گوشتتون رو بیار

جناب، شراب و رشته فرنگیتون

نوش جان

چیشده؟

..تو

جنابان

اینجا

قبل از پذیرایی، باید هزینه اش رو پرداخت کنین

بنابراین

لطفا مقدار گوشت

و شرابی که

میخواین رو تعیین کنین

تو کی هستی؟

من شیائو سه هستم

رئیس مسافرخونه ی بارش برف

من پول ندارم

اما تو

حتما داری

راستش رو بخوام بگم

این مسافرخونه

یه ماهه که مشتری نداره

الان دیگه به زور حقوق کارگرامو میدم

برام مهم نیست

حتی اگه پول نداری

ردای خز دارت ارزشش

بیشتر از صد تیل نقره ست

گستاخ

یه اسب گرون قیمت

و یه ردای خزدار گرون قیمت

ردای من

در مغازه ی یو شیو

از تیان چی دوخته شده

دوختش سه ماه طول کشید

و

یک ماه طول کشید تا به دستم برسه

صد تیل نقره؟

این حتی برای آستین هاشم کافی نیست

...تو

خب

پیغامم رو گرفتی؟

دو تیل نقره

دو تیل نقره چی؟

این میز

ارزشش دو تیل نقره ست

...تو

من اومدم ازت دزدی کنم

نه اینکه غذا بخورم

بهترین مشروب و

بهترین گوشتتو بیار

بعد هرچیز ارزشمندی داره بیار

وگرنه

افرادت رو میکشم

و مسافرخونه ات رو میسوزونم

دزدی؟

پس نمیشه دخالت نکنم

تو کی هستی؟

لی وو جیه

لی وو جیه؟

درسته

لی وو جیه کیه؟

نمیدونم

لی وو جیه کیه؟

تا حالا نشنیدم

تو همچین کسی رو میشناسی؟

من تازه شروع به سفر تو دنیای هنرهای رزمی کردم

پس طبیعیه که

اسممو نشنیده باشین

با این حال

اهمیتی نداره

به زودی

...اسم من

فقط یه موش بی نام و نشونه

بزنینش

بی سلاح

فرقه صاعقه جیانگ نان؟

قبیله ی لی؟

من لی وو جیه

از خاندان لی هستم

بکشش

این مشت بی شکل من بود

البته

هنوز یه چیز

تاثیرگذار تر هم دارم

♪ رویای جوانیمون رو دنبال میکنیم ♪

♪ همه چیز رو همونجور که هست میگیریم ♪

♪ سرزمین دور ممکنه خطرناک باشه ♪

♪ اما زندگی بدون ماجراجویی چه معنایی داره؟ ♪

♪ جوونا باید رویاهای بزرگ داشته باشن و تیزبین باشن ♪

♪ هر سختی ای تو زندگی بهمون یاد میده که ♪

♪هرجا که میریم باید هرکاری از دستمون برمیاد انجام بدیم

♪ با هم، سفر دیگری در انتظاره ♪

خب؟

حالا فهمیدین کی هستم؟

گمشین

بریم

زودباش بیا

خواهش میکنم

مجبور شدم دخالت کنم

وظیفه ام بود

پس نیاز به تشکر نیست

دیگه باید برم

امیدوارم دوباره همو ببینیم

نیازی به تشکر نیست؟

مجبور به دخالت شدی؟

البته

اگه بخاطر من نبود

اون راهزنا

مسافرخونه ات رو خراب میکردن

ممکن بود جونتم از دست بدی

نباید ازم تشکر کنی؟

یه نگاه به مسافرخونه ام بنداز

همین الانشم درب و داغون نشده؟

...خب

صد تیل نقره

من که پول ندارم

...اما

در هر حال

جونتو نجات دادم

...تو فقط

بنظر میاد به کمکت نیاز دارم؟

...این فن

صد تیل نقره

من واقعا پول ندارم

نداری؟

اما به زودی

پول گیرم میاد

فقط باید برم یه جایی

بعدش پول گیرم میاد

کجا؟

شهر شو یوئه

شهر شو یوئه؟

شهر شو یوئه

بزرگترین شهر دنیای هنرهای رزمی

اونجا توسط چندین فرقه ی معتبر

تشکیل شده

فرقه صاعقه جیانگ نان هم

یکی از اوناست

برای پس گرفتن چیزی که مال منه

باید به اون شهر هم

یه سری بزنم

اگه اون هم

داره به اون شه رمیره

با توجه به هویتی که داره

به راحتی میتونه

صد تیل نقره ی منو

بهم پس بده

و بنظر نمیاد

که دروغ گفته باشه

راستش

شاید یکی دوتا فن بلد باشه

اما مهارتهاش مثل یه احمقه

باشه

تو به شهر شو یوئه میری

منم باهات میام

اصلا مشکلی نیست

بعلاوه

در مورد نرخ بهره

بیا قیمت رو 500 تیل نقره حساب کنیم

پونصدتا؟

من سالها تو این مکان زندگی کردم

دیدار با اربابان اون چند شهر هم

مدتهاست به تعویق افتاده

وقتشه دوباره با اتفاق اون سال روبرو بشم

شراب تازه تخمیر شده با کف سبز پاشیده میشه

در حالی که گلدان سفالی قرمز به آرامی میسوزه

بارش برف نزدیکه

میخوای همراهم شراب بنوشی؟

از پیشنهادت خوشم اومد

پس با کمال میل باهات شراب مینوشم

با این حال، این کجاوه

اینجا میمونه

میدونین که

این تو

چی هست؟

باید چیز باارزشی باشه

...شما به خودی خود

اشتباه نمیکنین

بسه

همین الان تحویلش بده

...وگرنه

تو این برف سنگین [تانگ لیان، شهر شو یوئه]

دنبالم اومدین

دلم براتون میسوزه

اما سرنوشتتون اینه که

شکست بخورین

فکر میکنم

بهتره اول باهام شراب بنوشین

...و بعد

خنجر انگشتی

شاید اربابتون

بهتون نگفته

که من کی هستم

این محموله

توسط آدمایی مثل شما

مصادره نمیشه

تو از قبیله تانگ شو هستی؟

کنجکاوم بدونم

ازم خواستن چی رو برسونم

...این

دشمنان قدرتمند زیادی رو جذب خودش میکنه

کیه؟

...تانگ لیان

از شهر شو یوئه

اسمم رو میدونی؟

دوباره همدیگه رو میبینیم

وایسا

چه آدم عجیب و غریبی

مردی مو سفید با شمشیر یشمی و فن های استثنایی چینگ گونگ

چرا استاد چیزی درمورد

همچین شخصی بهم نگفته بود؟

برف خیلی سنگینه

کی قراره

بند بیاد؟

خوشبختانه

اسب من، اسب خوبیه

وگرنه

زیر برف دفن شده بودیم

وایسا

همش داری از اسبت

واسه من تعریف میکنی

نکنه فروشنده اسبی؟

چرت و پرت نگو

برو تو آتیش روشن کن

پرمدعا

یکی اینجا بوده

عالیه

خیلی راحته

میترسیدم چوبا خیس باشن

و نشه آتیششون زد

پس فقط

دوتا مسافر عادی هستن؟

زودباش

لی وو جیه

گفتی منو میبری شهر شو یوئه

اما

چندبار مسیر رو اشتباه رفتی

مطمئنی داریم مسیر رو درست میریم؟

راستش این اولین باره که

به شهر شو یوئه میرم

اما قسم میخورم

این دفعه درست میرم

فامیلیش لی‌عه

یعنی اون

از خاندان لی فرقه صاعقه جیانگ نانه؟

...اما تا حالا اسم

لی وو جیه رو نشنیدم

مگه سگی؟

چرا بو میکشی؟

بویی حس نمیکنی؟

چه بویی؟

یه رایحه ی گل

گل رزه

گل رز؟

تو زمستون شکوفه نمیده

این عطر شبنم گل رزه

شبنم گل رز

از چو دا یی [تاجیک،ساکنان منطقه شین جیانگ اویغور]

ژان چنگ و ژائو وا میاد* [امپراتوری کهن در جنوب ویتنام،جزیره ای تو اندونزدی]

فقط عطرسازی بای هوا

تو شهر تیان چی میفروشتش

نمیشه اینجا پیداش کرد

انتظار نداشتم همچین جای خلوتی

با یه مرد خوش ذوق برخورد کنم

من روزها التماس صاحب عطرسازی بای هوا رو کردم

تا اینو بهم بفروشه

و تو بلافاصله تشخیصش دادی

هوا سرده و باد میاد

میخوای بیای داخل؟

نیازی نیست

...این

[مرگ]

یو جی عرض ادب میکند [یو جی]

و مینگ هو میکشد؟

[مینگ هو]

درسته

درسته

چی درسته؟

اونا

یو جی و مینگ هو هستن

بین قاتلا رتبه ی نهم رو دارن

هشت رتبه ی اول متعلق به

اعضای رودخانه ی سیاهه

برای همین درحال حاضر

اونا قویترین زوج قاتل تو دنیای هنرهای رزمی هستن

اگه اینطوره

الان که بهمون عرض ادب کردن

...پس میخوان

میخوان بکشنمون

واسه چی ذوق زده شدی؟

این برای عرض ادب به

اون دوستیه که داخله

با این حال، قانون ما اینه که

هرکس نشان رو بگیره، باید بمیره

پس خواهشا

همینجا بمیرین

من یه دفعه نشان رو قبول کردم

اما هنوز نمردم

میشه اسمت رو بدونم؟

تانگ لیان

برای همین اومدیم

که بکشیمت

تانگ لیان؟

تو تانگ لیانی؟

برجسته ترین شاگرد شهر شو یوئه؟

اگه اینطوره

تو بزرگترین برادر رزمی من هستی

من لی وو جیه هستم

از قلعه لی

از فرقه صاعقه جیانگ نان

منم یه شاگردم

مراقب باش

مینگ هو کم حرفه

از آدمای وراج متنفره

چه شمشیر بزرگی

زخمی شدی

و سم بای شیانگ تو هم

هنوز درمان نشده

...وگرنه این ضربه

مطمئنا

نمیتونی ضربه ی بعدی رو تحمل کنی

پس من تحملش میکنم

برادر رزمیم یه بار ازم محافظت کرد

پس حالا نوبت منه

تو هم

به شهر شو یوئه خدمت میکنی؟

پس میتونم تو رو هم بکشم

با این حال، شمشیر دودم مینگ هو برای همه نیست

پس اول طعم شمشیر منو بچش

شمشیر کمری؟

سلاحاشون

شبیه به هم دیگه ست

شمشیر کمری

و دودم طلایی

هرکسی نمیتونه

این دو شمشیر رو تو یه شب ببینه

حالا با دقت تماشا کن، مرد جوان

میگن فرقه صاعقه جیانگ نان

بهترین سلاح گرم رو دارن

اما نیروی درونیت هم

خیلی ضعیف نیست

میتونی با دست خالی

شمشیر منو بگیری

من شمشیرت رو دیدم

اما تو

مشت منو ندیدی

بی شکل اول از قبیله لی

موج فشار قبل از مشت وارد میشه

اون

قدرتمنده

رانش قمری، تغییر سایه

اونا فن های قوی ای برای قتل هستن

اما اگه نتونن هدف رو

از بین ببرن

دیگه به چه درد میخورن؟

من باختم

و الان

تو بردی

حتما شوخی میکنی

برای یه قاتل، برد و باختی وجود نداره

فقط مرگ و زندگی هست

من تازه وارد دنیای هنرهای رزمی شدم

و تونستم با حریفی مثل تو بجنگم

چقدر خوشبختم نه؟

...این

تزریق آتش از خاندان لی

جای تعجب نداره که موهاش قرمز شد

یو جی

بریم

به این زودی میرین؟

چقدر عجیب

اونا که قوی تر بودن

برای چی رفتن؟

اگه در ازای هر حمله، حمله کنی

مدت زیادی

زنده نمیمونی

توام میتونی بجنگی

پس چرا کمکم نکردی؟

کی گفتم

میتونم بجنگم؟

اما

تو مسافرخونه ات

دستتو چرخوندی

و همه ی در و پنجره ها بسته شدن

احمق

بجز هنرهای رزمی

یه چیزی به اسم طرز کار هم هست

بنظر میاد به کمکت نیاز دارم؟

چی؟

آهای برادر

چیزی

تو حیاط پشتی قایم کردی؟

یه نفر دزدکی وارد اونجا شد

فکر کنم مینگ هو و یو جی

میدونستن که

به عنوان طعمه ازشون استفاده شده

بریم

چرا؟

قرار نیست بریم شهر شو یوئه؟

شاگرد اول شهر شو یوئه

جلوی ماست

ترجیح میدم اونو دنبال کنم

تا مسیریابی مزخرف تو

درسته

فقط بزدلا

از همچین حقه ی کثیفی استفاده میکنن

ببین کی این حرف رو میزنه

کی اینجا بزدله؟

با برادر رزمیم کاری نداشته باش

چیان لو

استاد سوم میدونه اومدی؟

نگو که دزدکی اومدی

البته که نه

الان درحال ماجراجویی ام

و اتفاقی از اینجا رد شدم

چه خبره؟

حتما دزدکی اومده

من الان کار دارم

به استاد سوم نامه میدم

و میخوام برت گردونه

چطور جرات میکنی تانگ لیان [سی کونگ چیان لو]

برادر بزرگه

باشه اصلا

بعدا حلش میکنیم

تانگ لیان

فقط صبر کن

اون...؟

سی کونگ چیان لو

اون سی کونگ بود؟

دختر خدای نیزه

سی کونگ چانگ فنگ؟

اره، دختر استاد سوممه

همچنین بانوی جوان شهر شو یوئه

چه غافلگیر کننده ست

...چیان لو

این بار زیاده روی کرد

چیکار میکنی؟

صداش دروغ نمیگه

طلای خالصه

طلای خالص؟

خب که چی؟

ارزشش خیلی زیاده

تازه همو دیدیم

و به این راحتی بهمون اعتماد کردی؟

من بهت اعتماد ندارم

به اون اعتماد دارم

خب

افکارمون مثل همه

..اون

فن و روش رو بلده

اما مغز نداره

توانایی

دروغ گفتن نداره

و تو؟

من؟

من دوتا از بهترین

اسبهای یه بی‌ام رو

بهت دادم تا کجاوه رو راه بندازی

کافی نیست؟

برادر رزمی

نادیده اش بگیر

اون تاجر اسبه

همش درمورد

خوب بودن اسبهاش حرف میزنه

و چیز دیگه ای نمیگه

برادر کوچیک

تو یکی از شاگردا نیستی

پس لطفا دیگه

منو

برادر رزمی

صدا نکن

باشه برادر رزمی

پس نمیدونی که

چی توی اون تابوته؟

استاد بهم نگفت

فقط گفت تا فرقه ی جیولونگ

شهر بی لو ببرمش

بعلاوه

...بهم گفت که

چی بهت گفت؟

هیچوقت

در تابوت رو باز نکنم

حالا

بیشتر از قبل

کنجکاوم کردی

کنجکاو نباش

من با بیشتر از

ده گروه قاتل روبرو شدم

خیلیا

به چیزی که داخلشه طمع دارن

داشتن اون

باعث بدبختی میشه

پس زخمات

کار اوناست

نه کار یو جی و مینگ هوعه

بقیه شون

...فقط

قبلا

یه شایعه درمورد تابوت طلایی

شنیده بودم

چی شنیدی؟

اونجوری نگاهم نکن

شایعه اش

بین همه پیچیده

همه جور شایعه ای هست

اما در کل

میگن یه نفر تابوت طلایی رو

از معبد هان شوی تا مرز منتقل میکنه

این تابوت حاوی

اشیای قیمتی بی حد و حصر

و هنرهای رزمی قدرتمند

برای حکومت بر جهانه

تو باور کردی؟

نه نکردم

اما وقتی دیدم

شاگرد اول شهر شو یوئه

تانگ لیان، داره تابوت طلایی رو

...منتقل میکنه

خب که چی؟

برای انتشار گسترده ی

...این شایعه

حتما یه نفر

تلاش زیادی کرده

قاتلایی مثل مینگ هو و یو جی

نمیتونن

بدستش بیارن

مطمئنم که چند ماه پیش

شنیدی که

راهب وانگ یو از معبد هان شوی از دنیا رفته

شرط میبندم جسدش

توی این تابوته

اما چرا اینهمه آدم

اونو میخوان؟

تو دقیقا کی هستی؟

من فقط

صاحب یه مسافرخونه ام

که خیلی چیزا میدونه

خب کجا داری میری؟

فرقه ی جیولونگ؟

عمارت بانوی زیبا، شهر سه نظر

سه نظر

اولین نظر باعث میشه شهر عاشق زیبایی بشه

دومین نظر، ملت رو به زانو درمیاره

سومین نظر، قلبم رو میدزده

برای رفتن به شهر بی لو حتما از

شهر سه نظر میگذریم

خیلی از بازرگانا

هرسال از اونجا رد میشن

خیلی هاشون

قماربازهای بزرگی هستن

عمارت بانوی زیبا

بزرگترین لانه قمار در شهره

[عمارت بانوی زیبا]

یک فاحشه خانه

و یکی از معدود

...قمارخانه های

بی لی هست

حیف شد

لی وو جیه

الان داره نگهبانی میده

وگرنه میاوردیمش اینجا

تا دنیای واقعیو نشونش بدیم

عمارت بانوی زیبا، بزرگترین فاحشه خانه ی

شهر سه نظره

حامیانش

از ثروتمندها هم ثروتمندترن

قمار اونا

کلا با پول معمولی محاسبه نمیشه

برای همین

با جعبه های پر از مروارید قمار میکنن

حالا که اومدیم اینجا

چطوره یه دور بازی کنیم؟

من پول ندارم

واقعا؟

خب ما که

یه تابوت طلای خالص داریم

خفه شو

بهت هشدار میدم

اصلا فکرشم نکن

اومدم اینجا

تا رابطمو پیدا کنم

پس توجه بیخودی جلب نکن

اون پری رویی‌عه

[پری رویی، عمارت بانوی زیبا]

این لیان نیت؟

مگه نگفتب

نباید توجه بیخودی جلب کنیم؟

ولی حالا ببین

چشم همه

به ماست

رویی

لیان

از آخرین باری که به اینجا اومدی

شونزده ماه

و هفت روز میگذره

چقدر سنگدلی

اسم یکیتون رویی‌عه

و اون یکی لیان

مثل یه زوج قدیمی

بنظر میاین

پسر باهوشی هستی

شنیدم گفتی

میخوای یه دور بازی کنی

و امشب قراره

یه بازی نادر برگزار میشه

میخوای بازی کنی؟

پولی ندارم

نه

حتما پول داری

از کجا میدونی که دارم، بانو؟

یه آدم معمولی

تو قمارخانه ای بزرگ

مثل اینجا غوغا میکنه

و درمورد زیبارویی

مثل من تعریف میکنه

اما تو

خیلی بی علاقه به نظر میرسی

انگار زیبایی و

ثروت بی‌نظیر اینجا

چیزی جز اتفاقات رایج

برای تو نیست

خب پس

بازم میگی ثروتمند نیستی؟

رویی

برای این وقت نداریم

رابطت هنوز نرسیده

اما همه چی آماده ست

مراقب باش

خیلی از قاتلای ماهر

بخاطر اون وسیله

از شهر سه نظر

دیدن میکنن

بعضیاشون

خیلی حقه بازن

عالیجناب، هنوز علاقه ای به بازی داری؟

من یه مسافرخونه

به اسم بارش برف دارم

ارزشش ده جعبه مرواریده

بانو

حاضری بهم قرضشون بدی؟

حتما

این مرد، کل عمارت بانوی زیبا رو

برای امشب اجاره کرده

اگه میخواین قمار کنین بمونین

اگه نمیخواین ، پس رفع زحمت کنین

حتما شوخی میکنی پری رویی

دو جعبه مروارید

برای اجاره ی کل عمارت کافیه؟

بنظر میاد

اولین بارشه

پس قوانین اینجا رو نمیده

ولی تو که اینطور نیستی، پری رویی

واقعا؟

من چه اشتباهی کردم؟

بیخیال

این فقط یه روش ترسوندنه

چرا اینکارو کردم؟

چون میخوام

همه بدونن که

سهم این دور از بازی

فقط پول نیست

...منظورت اینه که

پای زندگی درمیونه؟

بله

...شمار با زندگیتون

منظورش چیه؟

مطمئنم میتونین حدس بزنین

بازنده، هم پولشو از دست میده

هم زندگیش رو

من کی با این قانون

موافقت کردم؟

میدونم که

داری از زیباروت

محافظت میکنی

اما باید بدونی

که این عمارت

کافی نیست

تویی

باز همو دیدیم

تانگ لیان

اما حق با اونه

اگه میخوای بازی کنی، بمون

اگه نمیخوای

پس بذار برو

بیاین بریم

بدش به من

همین حالا

جالبه

اونا

حتی نمیدونن [لو یو ژای، شهر وو شوانگ]

توی اون تابوت طلایی چی هست

بدش به من

و فقط باید تو این کار دخالت کنن

سریع باش

خیلی سر و صداست

≡ منتظر نظرات زیباتون هستیم ≡ ≡ KoreFaa.ir ≡ ° مترجم: Valda.Satur °

♪ معبد خاموش ♪

♪ هنوز راه طولانی ای در دنیای هنرهای رزمی داریم ♪

♪ برفی که میباره ♪

♪ تنها ابرها گرمای ماه سرد رو میشناسن ♪

♪ سرنوشت خروشان ♪

♪ بلاخره نور رو در انتهای تونل میبینیم ♪

♪ همه چیز ناگهان اتفاق میوفته و تکرار نشدنیه ♪

♪ در انتظار رسیدن به بالاترین نقطه ی بهشت ♪

♪ مه اثیری (رقیق) ♪

♪ شهرت و ثروت برای یک فرد روشن فکر مهم نیست ♪

♪ من با خورشید روبرو شدم ♪

♪ تا روحی بکر در این دنیای آلوده داشته باشم ♪

♪ به دور دست ها سفر میکنم ♪

♪ و با چالش هایی که زندگی برام رقم میزنه روبرو میشم ♪

♪ من جوانیم رو هدر نمیدم ♪

♪ مثل تیغ و شمشیر که بهم تکیه میکنن ♪

♪ ما دوستان فداکاری هستیم ♪

♪ چقدر پیوندمون قوی و محکمه ♪

♪ هیچ رویایی کوچیک نیست ♪

♪ با وجود درگیری ها و دشمنی ها ♪

♪ با افتخار میخونیم ♪

♪ جوون ها باید نترس باشن ♪

♪ با روحیه ی جوونیمون ♪

♪ از تمام نقاط دنیا دیدن میکنیم ♪

♪ با دوستانمون آزادانه سفر میکنیم ♪

♪ اگر افراد مورد اعتمادم رو داشته باشم، تنها نمیشم ♪

♪ به دور دست ها سفر میکنم ♪

♪ و با چالش هایی که زندگی برام رقم میزنه روبرو میشم ♪

♪ من جوانیم رو هدر نمیدم ♪

♪ مثل تیغ و شمشیر که بهم تکیه میکنن ♪

♪ ما دوستان فداکاری هستیم ♪

♪ چقدر پیوندمون قوی و محکمه ♪

♪ هیچ رویایی کوچیک نیست ♪

♪ با وجود درگیری ها و دشمنی ها ♪

♪ با افتخار میخونیم ♪

♪ جوون ها باید نترس باشن ♪

♪ با روحیه ی جوونیمون ♪

♪ از تمام نقاط دنیا دیدن میکنیم ♪

♪ با دوستانمون آزادانه سفر میکنیم ♪

♪ اگر افراد مورد اعتمادم رو داشته باشم، تنها نمیشم ♪

≡ منتظر نظرات زیباتون هستیم ≡ ≡ KoreFaa.ir ≡ ° مترجم: Valda.Satur °

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.