Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« زوينيگورا »
« تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان »
« کاری از : تیم ترجمه مدیاسیتی »
تنظيم : الکساندر دووژنکو
: کارگردان الکساندر دووژنکو
فيلمبردار : بي. زاولف
طراح توليد : وي.کريشفسکي
بازيگران : پيرمرد - م.نادِمسکي ژنرال - م.نادِمسکي
تيميشکو - س.ساوشنکو پاولو - ل.پودوروژيني اُکسانا و رُکسانا - پ.اُتاوا
داراييهاي خونين ملّي به صورت ...گنجينهي مهر و موم شده
به گونهاي اسرارآميز و براي نسلهاي .متمادي در سرزمين اوکراين مدفون شد
،قراولي سالخورده به قدمت قرون، نگاهبان پيشينيان ...پيرمردي سالخورده، هنوز از آنها محافظت ميکند
به مدت 300 سال...بلکه 1000 سال به گونهاي .که در دوران "هايداماکيها" مرسوم بوده است (هايداماکي دوره اي از تاريخ اوکراين)
« hr_a - ترجمه و تنظيم : حميدرضا » hra_sub@yahoo.com
لهستانيها رو ديدي؟
لعنتيها در نزديکي زوينيگورا !سرگردان بودن
براي دزديدن گنج هاي اوکراين زمين را .حفّاري کردند تا دفينهها رو پيدا کنند
.اسبت رو زين کن پیرمرد .بشين پشت اسب و با ما بيا
.يه شمشير بده به اين پيرمرد - .اون هم يه "هايداماک" ميشه -
!اينجا زوينيگوراست -
،من مستقيم ميرم - ...و تو پيرمرد
،گروه رفقا رو از مسير ..انحرافي هدايت کن
.ولي يادت باشه! بدون من حفاري نکني !دست به گنج ها نزن...بجنب! حرکت کن
لهستانيها کجا هستن پيرمرد؟ -
...يه لهستاني روي درخت بلوط نشسته ...لهستاني ديگه اي نيست
جوونا، از چاقوهاتون - !استفاده کنيد
!سوار شين -
دفينههاي تو کجاست پيرمرد؟
.همون جايي که گنج ها دفن شدن -
!نذاريم پاي دشمن به اينجا برسه .بياييد همينجا کنار گنجهامون بميريم
...قرن ها گذشت .آدمها به به دنيا آمدند و از دنيا رفتند
قطارها شروع کردند به عبور ...از ميان جلگه هاي اوکراين
کوهها، رودها و جنگل هااي زوينيگورا .راز پيرمرد را درخود نگاه داشتند
...تقدير بر آب شناور است
.اُکسانا مراقب است
قرنهاست که سال ...به سال دهان پيرمرد
در شب ايوان کوپالا .تقدير دخترن باکره را متوقف ميکند
...سرخس در شب تاريک شکوفه داد
پيرمرد پسر بالغي داشت .به نام پاولو
پيرمرد پسر بالغي داشت ...به نام تيميشکو
:تف کنيد پسرا. سه مرتبه تف کنيد - .شيطان در خانه است
.صليب بکش کُلِرا، صليب
!کاري رو که ميگم بکن !صليب بکش
،ما مثل ذرت هاي توي مزرعه ...زندگي و رشد ميکنيم مگر اين که
در خاک آلمان و اوکراين بيش از .يک مادر براي فرزندش گريست
" فردي بر عليه فرد ديگري قيام ميکند" - " .کشور عليه کشور "
" دشمن نوع انسان ما را " " .تحت کنترل ميگيرد "
.گنج اينجاست -
...به سگ ها قبل از شکار غذا نميدن ،زماني که جنگ به راه ميندازن .جاده ها رو ميسازن
هيچکس نميتونه گنج هاي - .زميني و پنهان کنه ...با دست هاي ناپاک
.ساختن جاده غير ممکنه .زوينيگورا شکست بخوره
.در سپيده دم روز يکشنبه
شما تيزهوش ترين، مهربان ترين - !و عالي مقام ترين هستيد دست بر داريد و گرنه گنج !نابود خواهد شد
.پيرمرد تو يه مهندس واقعي هستي .ولي من اجازه نميدم حفّاري کني
پيرمرد رو تحتالحفظ .از اينجا ببريد
،و تيميشکو تصور کرد ...که قراق قصدی دارد
بي حرکت! اسمت چيه؟ -
.جور نميشه -
.من شخصاً باهاشون صحبت ميکنم - .طوری کمکشون میکنم که حیرون بمونن
!سلام بر جوانان خوب -
!سلام بر جوانان خوب -
!سلام عقابها -
...سلام عقاب -
عاليجناب. ممکنه شواليه - .پيشين جرج فرمان صادر کنه
...شخصاً...فرمان تيراندازي ميدم
.جلو...به خط شين -
...جوخه...آتش...
ج.و.خ.ه -
...سرنيزه رو بيار بالا -
.آتش -
.دست من معجزه ميکنه -
،يک فرد بر عليه فرد ديگري قيام ميکند .کشور عليه کشور
.برادر عليه برادر .بنشين تنها اميد و همدم من
،به يک راز گوش فرا بده...يک گنج عظيم ...در اينجا، در زوينيگورا پنهانه
...که به هنگام قدم گذاردن بيگانگان به سرزمين ما ...به دست روساي قبايل سُرب اندود شد
...مردم در روستاها ساکن شدند، درست مثل ما ...در بين آنها دختري بود به نام رُکسانا
،گلّهها مردند و مردم هلاک شدند ...و رييس قوم تصميم گرفت
،با بستن ماليات ...جلوي زوينيگورا را بگيرد
.مردم بدون زره -
.سپر بلا
،رُکسانا به مردمش خيانت کرد ...او عاشق رييس قوم شد ...ولي ديري نپاييد
که او با کلامي هولناک رکسانا .و گنج هايش را نفرين کرد
آب در جايي که پيکر رکسانا افتاده بود ...به درياچه جاري شد و خاک درّهاي تنگ و ...عميق را به وجود آورد
،گيسوانش به شکل ني در آمدند .چشمانش تبديل به چاه و غار شدند
...خانواده ما گنج را به چنگ خواهد آورد .ما راز را ميدانيم
،آگاه باش اي روستاي مادري .پاولو سوار بر اسبي سفيد، ميتازد
،آفتاب هنوز طلوع نکرده بود - که پارتيزانهاي سرخ ...دهکده را ترک کردند
آنها روستاي پدري خود را .بسوي پاولوي شرير رها کردند
.برگرد -
،برنميگردم - .تيميشکوي عزيزم، برنميگردم
.برگرد زن ديوونه .وگرنه عصباني ميشم
.زودباش - .هِي، اون زن رو همونجا رها کن
.آه اين کار به معني مرگ منه تيميشکو - .نميتونم برگردم - ...!تيميشکو! يا برگرد يا منو بکش
.انقلاب در خطر است
.انقلاب در خطر است
کارگران !سوار بر اسبهاتون بشيد
.کارگران، پيش به سوي ماشينها !کورهها را وسيعتر کنيد. آتش بريزيد
.انقلاب در خطر است
...آه، اي روزگار
در يک سرزمين بيگانه - در پراگ -
،پاولو قزّاقي شده که تو خيابون قدم ميزنه و ...با شلوار گشادش زمين رو جارو ميکنه
و تيميشکو؟ اون در دانشسراي کارگري درس ميخونه و با فرمولها و اشکال علمي ...سر و کلّه ميزنه
تلاش ميکنه راز واقعي ،زوينيگورا رو کشف کنه .راز گنج هاي اوکراين
- پراگ - پاريس (منطقه پولتاوا (در اوکراين
شاهزاده اوکرايني در رابطه با - ...مرگ اوکراين به واسطه سلطهي
.بُلشِويکها سخنراني ميکند ...و در پايان سخنراني
در مقابل چشمان حضار محترم با اسلحه کمري خود به .زندگي خويش پايان ميدهد
!خانومها و آقايان مهربان ...بسيار از توجه شما قدرداني ميکنم
ميدانم که شما به اوکراين و يا ...بُلشِويکها علاقهاي نداريد
...بخصوص خانومها
به همين دليل شما رو ...به زحمت نميندازم
.خانومها و آقايون مهربان ...متشکرم...کار من تمام است
،از شما عذر خواهي ميکنم ...فراموش کردم بگم
.شيش هزار دلار. خوبه -
سرمايه لازم براي سفر .اکتشافي گنج جديد رو داري .مطمئنيم که اين بار بخت يار ماست
.گنج از آن ماست. ولي عجله کن مار آتشيني را که در پي ضايع کردن .گنج توست، مهار کن
،به ايست روح شيطان - .دور شو. ناپديد شو
!به ايست، هيولاي آتش
...خانومها و آقايون مهربان - ...متشکرم...کار من تمام است
اين فيلم در سال 1973 ميلادي "در استوديو "موسفيلم .بازسازي شده است
« hr_a - ترجمه و تنظيم : حميدرضا » hra_sub@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.