All language subtitles for Raeng TawanEp.10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

قدرت خورشید قسمت دهم

این زیرنویس تنها براساس ترجمه ی عربی مهیا شده وهماهنگ با نسخه ی زیرنویس دار عربی ست لطفا این نسخه از سریال را تهیه کنید

با تشکر ازسوگل ادمین سایت سئول دی ال ویورای عزیز (کاری از تیم ترجمه ی نقد کُره)

SINSAIEH مترجم متن عربی

moon shine زیرنویس وزمان بندی

برای دریافت زیرنویس قسمت های بعدی به وبلاگ تاهی لند مراجعه کنید WWW.thahiland.mihanblog.com

چته ؟

تو

میدونی

چی رو میدونم ؟

میدونی

میدونم چی باید بگم

چی شده ؟

هیچی ،هیچی

من فقط

یادم رفت چی میخواستم بگم

یادت نرفته

باید بهم بگی چی شده

میگی یا نه ؟

من چی میخوام بگم؟

من چطوری بدونم

قربان ،خون سیونگ باهاتون تماس گرفته ان

چی شده سیونگ ؟

به ستوان بگو

اگر مجرمین به فکر ورود به اینجا برای سرقت درختهان

جواب من بهشون درست مثل قبل مرگ خواهرم بود

اما مرگی به مراتب سخت تر از قبل

اما اگر ستوان اومد

وقتشو برای پذیرایی بهتر هدر میده

داشتی مکالمه ی منو گوش میکردی ؟

چی ؟

مکالمه ی تو رو گوش نمیدادم

تان تاوان

گفتم به چیزی گوش نمیدادم

این دیگه چه شکیه ؟

پیت کجاست ؟

قربان

یعنی فهمیده با برادرم حرف زدم؟

امیدوارم نتونسته باشه شماره ی تلفن برادرمو پیدا کنه

یا بفهمه که من باهاش حرف زدم

خون سوریان

برادرم ناپ با من تماس گرفت

باهام تماس گرفت وبعدم تلفنو قطع کرد

اقا ،اقا

چرا تعقیبم میکنی ؟

پولتو گم کردی ؟

چرا به محض اینکه منو دیدی نگفتی ؟

مطمئن نبودم پول توئه یا نه

به نظر ادم بدی میای

چی کار کرد ؟

من بهش کمک کردم اما اون ،اینجوری کرد

نمیتونم چیزی رو ازتو مخفی کنم

باید بهت بگم

قبل از اینکه خودت بفهمی

ومنو دچار وحشت بیشتری بکنی

این همون چیزی بود که خواسته بودی بگم

منطقی نیست

میدونم

تلفن همراهتومرتب کنترل میکنم

فکر کرده بودی من همچین اشتباهی میکنم ؟

من دارم تو زندان زندگی میکنم ؟

- من فقط میخواستم از صداقت تو مطمئن شم

با ناپ کاری نکن

بهم قول دادی

اجازه بده پلیس با روش خودش درمورد ناپ عمل کنه

تو تا ابد به کسی اعتماد نخواهی کرد

حتی بعد از همه ی کارهایی که برای تو وپیت کردم

ما رو ازخودت متنفر نکن

از من متنفر میشید

ناپ رو نمیکشم

قسم میخوری ؟

قسم میخورم

این دروغ نیست

امیدوارم همین طور باشه

ما باید بهم اعتماد کنیم

ولی هراتفاقی که بیفته من باید بدونم واگه بهم درموردش نگی

باید بهم بگی

اعتمادی که بهت دارم رو از بین نبر

تان تاوان

باید برم

نمیخوای به من بگی

اگر صادق نباشی

منم مثل تو میشم

دروغگو

سوریان

یه فرصت دیگه بهت میدم

واسه چی وایسادی ؟

واینسا

میخوای کجا بریم ؟

خون کیم ،خون کیم

خون کیم

بروماشینو برون

رانندگی نمیکنم .نمیرم

تا بهم نگی کجا داریم میریم

باید به تمام دستورات من عمل کنی

تو الان تو منطقه خطری

نمیتونی بحث کنی

منو عصبی نکن

تا بتونم حمایتت کنم

واسه ی چی ؟

اگه به دستوراتت عمل نکنم

منو میزنی ؟

منوبزن ،منو بزن

به من دستور نده

برادر کوچیکه ات نیستم

که منو نمیزنی

بزن

کاری که تومیخوای نمیکنم

خون کیم

میخوای چیکار کنی ؟

فکر کردی من میترسم ؟

گوش کن

من از تو نمیترسم

من ازت نمیترسم ،میفهمی؟

یه بار دیگه ازت میپرسم

این ماجرابه سوریان مربوطه ؟

اره

خون کیم من نمیفهمم تو مغزت چی میگذره ؟

تا کی به این زندگی ادامه میدی واونو رها میکنی تا زندگیتو تهدید کنه ؟

میخوای همین جوری نا امن زندگی کنی ؟

همه اش بترسی که اون بیاد وبهت صدمه بزنه ؟

به نظرت این زندگی خوبیه ؟

این زندگی منه

چرا بهش نمیگی توی زندگیت دخالت نکنه ؟

چرا ازش روشن حرف نمیزنی ؟

ازچی میترسی ؟

یا

جراحتی که پشت گردنته به اون مربوطه ؟

جراتشو نداری سوریان رو ببینی ؟

اون باعث اون جراحته ؟

نمیدونی داری درباره ی چی حرف میزنی

بیا

کجا میریم ؟

کجا داریم میریم ؟- سوارشو

سوارشو

صبرکن وببین

نگران اینکه کجا میریم نباش

مجبور نیستی خشونت به خرج بدی

صبرکن

کمربند ایمنی رو ببند

کمربند ایمنی رو ببند

این خونه ی کیه ؟

پو اینجاست ؟

من تو ماشین میمونم

خون کیم

اجازه نمیدم بهت اسیب بزنه

بهم اعتماد کن

که گفتی ازمن حمایت میکنی .صحیح ؟

پس بریم

اومدن کیم یه سوپرایز دوست داشتنیه

چی میخوای ستوان ؟

نمیدونی ؟

داری وقتمو تلف میکنی

برو دنبال حل کردن قضیه ی سوری

یا برو دنبال ناپاسیت بگرد

تو شک داری که من به قضیه ی سوری ربطی دارم

برای همین هم اومدی که کیم رو دخالت بدی

همه چیز روشنه

اما من نمیدونم

چرا کیم رو مجبور کردی بیاد اینجا ؟

من عاشق کیم هستم

این چه دیوونگی ایه ؟

دیگه اینکارو نکن

خون سوریان

من واقعا میخوام باهاش ازدواج کنم

دیگه خودتو با کیم قاطی نکن

میخوای با من درگیر بشی

هرچی گفتم حقیقته

چی میخوای ؟

دست از تعقیب کردن کیم بردار

نه

به من بگو

واقعا چی میخوای

فقط کیم رو

من اسباب بازی ام که شماها باهاش بازی کنید ؟

نمیخوام داخل این ماجرا باشم

وایسا

دیگه به کیم نزدیک نشو

پو قاتل ،پوقاتله ،پوقاتله

اذیتش نکنید

پوقاتله ،پو قاتله ،پوقاتله

من کسی رو نکشته ام ،من کاری نکردم

من میدونم که تو کاری نکردی

زیاد فکرشو نکن

بیا با هم بازی کنیم

درست گوش کن

ازمن هیچ نفعی به تو نمیرسه

این خیلی سخته

من به تو اجازه نمیدم با کیم قاطی بشی

چرا نتونم ؟

من به هیچ کس اجازه نمیدم قلب کیم رو جریحه دار کنه

فهمیدی یا نه؟

جریحه دار کردن قلبش

کار توئه

نه ،پو

پو،پو

کافیه .بسه پو

پو

کیم

متاسفم

چرا همه اش اینجوری رفتار میکنی ؟

من دیگه به تو احتیاجی ندارم

کیم

کیم

چرا همه اش اینجوری رفتار میکنی ؟

کیم

خون کیت

کیم ،به من گوش کن

پو دیگه منو تعقیب نکن

این چه دیوونه بازی ایه ؟

من متاسفم

چرا پو ؟

چرا همه اش به ادمهایی که نزدیک منن اسیب میزنی ؟

تو نمیتونی خوشبختی منو تحمل کنی

مسئله اینجوری نیست کیم

پس چیه ؟

من نمیخوام کسی قلبتو جریحه دار کنه

من اینو از تو نمیخوام

خواهش میکنم پو

دیگه منو تعقیب نکن

اهمیتی نده که خوشبختم یا بدبخت

اصلا بهم اهمیت نده

چرا کیم ؟

من عاشقت نیستم

من عاشقت نیستم

نمیتونم عاشقت باشم

من این عشقو نمیخوام

عشق تو، برای من (فقط من عاشق تو میمونم )

همه چیزی که ارزوش رو دارم اینه

که با من بمونی

دیگه نری

با من بمونی تا ؟؟

رابطه ی بینمون رو قطع نکن .باشه کیم ؟

نمیتونم

چرا نمیتونی کیم ؟

نمیخوام دوباره احساس گناه داشته باشم

من قبلا فکرشم نکرده بودم که تو رو بکوبم

اما الان میخوام این ظلمو بکنم

دیگه تمومش کن

چرا همچین احساسی داری ؟

نمیفهمم

تو میدونی

بخاطر قتل مادرم( سوپا )

تو هم فکر میکنی من اینکار وکردم ؟

نه پو

مسئله این نیست

من میدونم که تو این کار ونکردی

تمام چیزی که من میدونم

اینه که نمیتونم با تو بمونم

چرا کیم ؟چرا

نمیفهمم کیم

ازت نمیخوام

باهام ازدواج کنی

حتی ازت نمیخوام دوستم داشته باشی

تنها ارزوم اینه که ؟

با من بمونی

که فقط دوست باشیم

خواسته به این کوچیکی رو هم نمیتونی عملی کنی کیم ؟

پو

اگر دوستم داری

ونگران منی

بزار برم ..

ازم دور بمون

نمیخوام بیشتر از این احساس گناه کنم

سوپا ازت ممنونم

دایی پو چش شده ؟

مهم نیست

دایی پو گریه میکنه

پیت

شنیدی یا نه ؟

مرگ سوپا

اگر که پو نکشته باشدش

پس کی کشتتش ؟

کیم

اینجا چیکار میکنی ؟

کاتاووت

چی تو رو اورده به خونه ی سوری ؟

چیکار میکنی ؟

ازمن نمیترسی ؟

یکم میترسم

نمیتونی به من نزدیکتر بشی ؟

نمیترسم

کیت

میدونم کاری که کرده ام درست نبوده

اما میخوام بهت بگم که هدفم صادقانه بوده

بهت قول میدم

ادم خوبی بشم

لطفا منو ببخش

نیازی به این کار نیست

مطمئن باشم که منو میبخشی ؟

دیشب پلک روی هم نذاشت

میترسید خیلی ازش عصبانی باشی

پاشو وایسا

اگر گل ها رو قبول نکنی

میفهمم که منو نبخشیدی

ممنونم

درواقع ازت عصبانی نبودم

حس میکنم کاری که کردی خیلی فایده داشت

فایده ؟

چه فایده ای ؟

خون پو وپیت

این واقعیه ؟

واقعی ،واقعی ،واقعی

عمه

اقا اجازه نمیدادن هیچ کس سوار اسب بشه

خون کای بارها وبارها سعی کرد اینو بخواد اما جرات نکرد

اقا درخواست هیچ کس رو جواب نمیداد

پیت قراره مالک مزرعه کوچیک بشه

بعدش

اگه کسی با خون کیت بد رفتاری کنه

کارش تمومه

سعی کن توی کارهات تجدید نظر کنی عمه

وگرنه نمیتونی اینجا بمونی

عمه

گریه نکن عمه تا منم باهات گریه نکنم

نگران نباش ،عمه من بهت قول میدم

وقت عبور از سختی ها ودشواری ها

من تو رو با احساس درد تنها نمیذارم ،نگران نباش

ممنونم جوون مهربون

من عمه تم سیواکونگ

درسته

پیت دیگه از پو نمیترسه

پیت دیگه ازش نمیترسه

کی اینو باور میکنه ؟

درواقع پو چهره ی دیگه ای هم داره که کسی اونو نمیشناسه

چه چهره ای ؟

چهره ی یه انسان ضعیف

درتمام طول مدت عمرش پدرش اونو خیلی سرکوب کرده

ومسئولیت این مزرعه بهش محول شده

درظاهر واقعا قوی به نظر میاد

اما حقیقت

اینه که اون خیلی ادم ضعیفیه

از وقتی کوچیک بوده هرگز پولی نداشته که یه اسباب بازی بخره

ازوقتی بزرگ شده

نامحدود خرید میکنه

تاکمبودهاشو جبران کنه

حس میکنم

اون بالاخره تونسته مشکلاتشو حل کنه

کیت یه جوری حرف میزنی

انگار که پو رو واقعا درک میکنی

خب ..

یادت رفته باهات چی کارها کرده ؟

یادم نرفته

اما درکش میکنم

اینو فهمیدم که قبلا عدم شناختی که نسبت بهش داشتم باعث شده اسیب ببینم

یعنی دیگه ازش عصبانی نیستی ؟

نسبت بهش احساسی داری ؟

عاشقشی ؟

دیوونه شدی ؟

عمه کیت

چرا دایی پو مادر بزرگ رو اینجا دفن کرده ؟

تا همیشه کنارش باشه

تا بتونه باهاش حرف بزنه واحساس تنهایی نکنه

خوبه ،مامانم حرف زدن رو دوست داره

تو زندگی کنار هم نبودیم

تو مرگ ،تونستیم با هم باشیم

بعد ازمرگم

باید توی همین قبردفن بشم

تو

تا سوری احساس خوشبختی کنه

ویه بار دیگه با هم باشیم

حداقل

نمیدونم توی قبرهای دیگه کی زندگی میکنه

دایی پو

عمه کیت ،سریع بیا

تندتر

تندتر با من سوار شو

چت شده ؟

عشقم از دستم رفت

اغراق نکن

احساسات زیبای کیت نسبت به پو به زودی تموم میشه

ودیگه دوستش نداره

کیت الان راهشو گم کرده

با پو مثل یه بچه رفتار میکنه

درسته

اینطوری

قطعا نیست

پس تو قراره تسلیم بشی

چرا به این راحتی تسلیم میشی ؟

چرا بیشتر نمیجنگی؟

متزلزل سست

هرجور دوست داری فکر کن

اما به من نگو متزلزل سست

پس تسلیم نشو

میخوای چی کار کنم ؟

خودت نمیبینی ؟

اونا دارن با هم از یه بچه ی کوچیک مراقبت میکنن

همه اش با اونن

باید چه نتیجه ای بگیرم ؟

من باهاشون غریبه ام

چطوری باهاشون بمونم ؟

پان

کمکم کن

قبلا خیلی کمکت کرده ام

چطور کمک به منو متوقف میکنی ؟

اون دوست نزدیکته

من نمیتونم بهش برسم

تو واسطه ی بین مایی

کمکم کن

خواهش میکنم

پان

باشه

اینه

مسابقه ی طراحی مد روجیرا

این چیه ؟

باید به کیت کمک کنی یه طراح مد بشه

ها ؟

کیت عاشق روجیراست

ارزوش اینه که یه طراح مد بشه

عاشق اینجور طراحی هاست

اما دیگه بهش توجهی نمیکنه

بخاطر اتفاق هایی که افتاده

تا حدی که کیت اصلا طراحی رو فراموش کرده

اما تو

اگر بتونی کمکش کنی که یه بار دیگه بره دنبال ارزوهاش

واقعا خوشحال میشه

اگه کمکش کنم که بره به این مکان

از من ممنون میشه ؟

قطعا

دخترها مرد جوونی رو دوست دارن که به دقیق ترین جزئیات توجه داره

ودرهمه ی زمینه ها ازشون پشتیبانی میکنه

منظورت اینه که

باید کمکش کنم به ارزوش برسه ؟

بلند بلند فکر کن

وکسی بشم که بیشتر ازهمه پشتیبانی وتشویقش میکنه

تا به ارزوهاش برسه

بله واقعا که با هوشی

این راه کیت رو عاشق من میکنه ؟

اره

کسی که همیشه کسی رو نداره که طرفش باشه وتشویقش کنه

بوسه

خیلی ممنونم

بریم تو کارش

تان تاوان

فامیلیش چیه ؟

فامیلیش چی بود ؟

وانتاناکون

؟و؟

نه نه این فامیلی منه

فامیلی کیت

تان تاوان

اشبانوات

چته ؟

هیچی

بذار من دنبالش بگردم

به زبون تایلندی سرچ میکنی

چرا با زبون انگلیسی سرچ نمیکنی ؟

من اینو حذف میکنم

بدو

بیا با هم دنبالش بگردیم

بمون وکمکم کن

چرا دنبال من میای ؟

که ازت تشکر کنم

به خاطر خبرهای مربوط به کیت ممنونم

بعدا بهش میگم

که این فکر خودم بود وتو از هیچ چی خبر نداشتی

بهش بگو

واقعا ؟

واقعا

واقعا که خوبی !با این همه خوشگلی هیچ دوستی نداری

باشه

اذیتم نکن

میخوام یکم استراحت کنم

منم میخوام با تو یکم استراحت کنم

برو اونور

چرا اینجا میخوابی ؟

اینجا گرمه

وهمینطور راحته

برو یه جای دیگه بخواب

تکون نخور میخوام اینجا بخوابم

میخوام برم بانکوک

یه صندلی دیگه مونده

ماشین بعدی حرکت میکنه

بفرمایید عقب

بفرمایید

تکون نخور

امیدوارم سفر ایمنی داشته باشید

ازکجا میدونی ؟

من قبلا به کیم گفتم اما با حرفهام قانع نشد

بهت گفتم کیم مراقب نیست وممکنه به پلیس چیزی بگه

باید با این پلیسه چی کار کنیم ؟

یه کارش میکنم

میخوای چیکار کنم ؟

همون کاری رو بکن که باید توی همچین موقعیتی انجام بدی

از من نمیخوای کاری انجام بدم

بهم نمیگی در این مورد چی کار کنم

بالاخره چی میخوای بابا ؟

فکرتو خوب به کار بنداز بعد دست به کار شو

توهین نکن

چرا ناپاسیت رو ول کردی ؟

با این روش ضایع

اگر اون گیر پو بیفته

تابع دستورات پو میشه

با این میخوای چی کار کنی ؟

دارم بهت هشدار میدم

هی

هی

بیدارشو

چه طور میشه این پسر پررو رو دوست داشت ؟

اگه با کیت بودم منم اینو به همین بلندی میگفتم

اگه این بازوی کیت بود

عمرا ولش نمیکردم

هواپیما پرواز میکنه

هواپیما پرواز میکنه

میچرخه

مثل موشک پرواز میکنه

پرواز کن

هواپیما چطوری پرواز میکنه ؟

کجا پرواز میکنه ؟

برو راست

برو چپ

هواپیما فرود میاد

هی

بسه دیگه ولش کن

مواظب باش نیفته

نه نذارم زمین

پیت

یکم استراحت کنیم

یکم استراحت کن

باشه

برات اب میارم بخوری

بعدش بازیمونو تموم کنیم

باشه ،برو

تو

دیگه باهاش این بازی های خطرناک رو نکن

منم نمیخوام این بازیا رو بکنم

اونه که این بازی ها رو میخواد

واقعا ؟

درواقع حس میکنم که اون بازی هایی مثل این بازی رو میخواد

اما تو این بازی ها رو نمیخوای

حداقل

اون بچه اس چیزی نمیفهمه

این بازی رو دوست داره ونمیدونه که خطرناکه

اب

بفرمایید دایی پو

ممنونم

واقعا ؟

یه بار دیگه

گریپ فروت اومد

کی خیلی عاشقشه ؟

گریپ فروت

خیلی بزرگه

خیلی خوش مزه اس

رنگش زرد ورسیده اس

پیت

با من بخون

نه

نمیخوام بخونم

دایی پو

اینجام

بریم اسب سواری

میخوام اسب سواری کنم

باشه

میتونیم بریم سواری

این کلاه رو بذار سرت

بیا

پیت

گریپ فروت

نمیخواد گریپ فروت بخوره

کجا داری میری ؟

میخوام با پیت اب بازی کنم

وایسا

چجوری همچین فکری کردی ؟

چطور؟

پیت یکم پیش اسب سواری کرده

والانم میخواد بره استخر شنا

این بازی های خطرناک مناسب بزرگ سالهاست

پیت چطور میتونه توی اب بازی کنه ؟

میدونی اون میتونه شنا کنه یا نه ؟

میخواد من بهش شنا کردن یاد بدم

خودم بهش یاد میدم

اینو بده من

بهش قول داده ام برم برگردم یکی از اینا براش بخرم

اما من اینو براش خریدم

روت میشه اینو بگی ؟

بله

پیت پسر برادرمه

دلت میخواد بهش یه غذای تند بدی ؟

تو واقعا حسودی

پیت همه اش دنبال من میگرده تا باهام بازی کنه

اون گریپ فروت رو خورد ؟

من

حسود نیستم

من

من فقط

تو چی ؟

تو چی ؟

به من گوش کن تان تاوان

از این به بعد

پیت فقط یه عمه کیت نداره

برای اینکه

از این به بعد پیت

یه دایی پو ،دایی پو،دایی پو ،دایی پو ،دایی پو هم داره

فهمیدی

صبح اول وقت کجا رفته بودی ؟

حالام که خیلی دیر کردی

برای یه مسئله ی خیلی ضروری

چه مسئله ای

مسئله ای مهمتر از دیدن کیت هم هست ؟

پس من بهش میگم

به کیت میگم تو چیکار کردی

اونم قطعا عصبانی میشه

بفرمایید

رفتم اینو بخرم

برای کیت هدیه خریدی؟

مال توئه

هاه؟

بگیرش دختر وراج

بلکه یکم جلوی حرف زدنتو بگیره

این ،هدیه دوستیه

برای اینکه همه اش کمکم میکنی

بازش کن

باشه

خوشگله

میدونستم که تو عاشق عینک افتابی هستی

برای همینم اینو برات خریدم

خوبه

واقعا خوبه

چطورم ؟

بهم میاد ؟

خیلی بهت میاد خون پنسیری

شکل سوپر استارهای توی مجله ها شدی

خیلی عالیه

دلت میخواد یه عینک فروشی بازکنی ؟

تو موفق میشی

من حمایتت میکنم

ممنونم

این خونه ی منه

غریبه ها نمیتونن بیان تو

داری به کی اشاره میکنی پیت ؟

پیت ،عمه کیت میتونه داخل بشه ؟

عمه کیت میتونه داخل بشه

میتونم برم تو

کسی که پیت بهش اشاره میکنه ،غریبه هان

اما من

از اهالی خونه ام

پس میرم تو

من اومدم

نگاه کردن توی خونه های مردم ایجاد مزاحمته

پیت

من چطور میتونم از اهالی خونه بشم؟

این خونه منه

اگه میخوای بیایی تو

باید منو ببری به مخفیگاهت

باشه ؟

باشه

اما بهم قول بده

اگه با من اومدی اونجا

من باید از اهالی این خونه بشم

قول ؟

من حالا از اهالی خونه شدم ؟

الان چطوری ؟

احمقانه اس .مگه نه ؟

پیت بدو بیا به عمه ات کمک کن

اوه

چرا وایسادیم ؟

میتونیم بریم تو

اما هیچی رو تکون نده وبه هیچی دست نزن

فهمیدی

مطمئن باش

برو

من خیلی میترسم برم اینجا

نگران نباش

چیز ترسناکی وجود نداره

چرا نمیری تو مراقب بچه ات باشی ؟

هی ،وایسا

دورو برتو ببین

تا سریعتر بریم بیرون

چیه ؟

منو بلند کن

چی ؟

منو بلند کن

با احتیاط

برو اونجا

الان خوبه ؟

با احتیاط ،با احتیاط

اون بالا چیکار میکنی ؟ -مواظب باش نیفتی

اوه

چه ادم اهنی بزرگی

نمیشه باهاش بازی کنی

همین الان بدو بیا پایین

بفرمایید

بهم قول دادی که فقط ببینی

دستشون نزنی یا لمسشون نکنی

فهمیدی ؟

چرا اینقدر ادم اهنی دوست داری ؟

خودم نخریدمشون

بعضی ها اینها رو بهم دادن منم جمعشون کردم

واقعا ؟

کی خریدتشون؟

سوری اینا رو برات خریده ؟

هرکی دروغ بگه میره جهنم

توی همه ی تولدهام

سوری یه ادم اهنی بهم میداد

اوایل بهشون اهمیتی نمیدادم

اما بعدا جمعشون کردم

تو

بهت گفتم به چیزی دست نزن

بده اش به من

مواظب باش نشکنه

پیت

به دایی پو پسشون بده

این اسباب بازی ها رو مامانت برای دایی پو خریده

این گنج دایی پو

واقعا ؟مامان اینا رو براش خریده ؟

دیگه بهشون دست نزن

بله

برای اینکه دایی پو قل مامانته

البوم عکس داری ؟

برای اینکه پیت ببینه

نه

خودم دنبالش میگردم

لازم نکرده اینکارو بکنی

برات میارمش

چیزی که میخواستی

بذار عمه کمکت کنه

حدس بزن

تو این عکس کدوم مامانته؟

این

اشتباهه

این

اشتباهه

این ،درسته

این یکی عکس دایی پوئه

این

مادربزرگم

این عکس مثل عکسیه که تو خونه ی ماست

درسته

این کیه ؟

این بابای دایی پوئه؟

اره

این پدر بزرگته

پدربزرگ اتیت

پدربزرگ اتیت کجاست ؟

قبلا ندیدمش

کجا زندگی میکنه ؟

اینجا زندگی نمیکنه

اون کجاست ؟

میخوای پدر بزرگ اتیت رو ببینی ؟

بله

از دایی پو بخواه تو رو ببره پیشش تا ببینیش

دایی پو

میخوام پدر بزرگ اتیت رو ببینم

لطفا

اگر واقعا میخوای پدر بزرگ اتیت رو ببینی

باید مرتب اینو از دایی پو بخوای

چون که دایی پو

تنها کسیه که جای پدربزرگ اتیت رو میدونه

فهمیدی ؟

فهمیدم

افرین

هنوز یکی هست

که کار نصب وراه اندازیش تموم نشده

کجاست ؟

دیگه چیزی نیست

هست

ایناها

نگاه میکنی

یکی دیگه هم هست که هنوز راه اندازی نشده

یکی هم اینجاست

بیا پیش ما عمه کیت

بدو

داریم هرطرف میریم

نمیتونی منو بگیری

بیا اینجا

پیت

چی شده اسیب دیدی ؟

دایی پو بهم یاد داده

وقتی که میفتم باید خودم بلند بشم

تا قوی بشم

درسته دایی پو ؟

درسته

تو خیلی باهوشی

بیا اینجا قهرمان من

باید بریم

منو بگیر

با ما نمیایی ؟

اره

سریع

دستتو بده من

خوبه

بیا

میخوام برات قبل از خواب یه قصه تعریف کنم

نمیخوام قصه گوش کنم

پس میخوای چی کار کنیم ؟

پیت

باید بریم بخوابیم ،بدو

نمیخوام، میخوام با دایی پو فیلم ببینم

بیا وبا ما تماشا کن

چیزی هست که میخواین درموردش از من سوال کنین

به نظرت

همه ی کارهایی که من با تان تاوان کردم

واقعا کارهای احمقانه ای بودن ؟

از من میخواین

راستشو بگم؟

اره

بگو دراین مورد چی فکر میکنی

خیلی احمقانه بودن

تا این حد؟

اگر بخواین درست بگم

کارهاتون به مراتب بیشتر از احمقانه بوده قربان

باشه

باید چیکار کنم ؟

کاری رو بکنید که حس میکنید میخواید انجامش بدید

اگر نسبت به تان تاوان احساس خوبی دارید پس رابطه اتون رو باهاش بهبود بدید خجالت نکشید

وقتی احساسی صادقانه درونتون شکل گرفته باید احساس واقعیتون رو به تان تاوان بگید ..

چرا اومدیم اینجا ؟

برای اینکه تو انجام دادن اینکار و دوست داری

حس میکنم خیلی انجامشو دوست داری

اومدیم اینجا چون من درست کردن بستنی رو دوست دارم ؟

چی میخوای ؟راستشو بگو

چیزی نمیخوام فقط ؟؟

دلم میخواد تو احساس راحتی کنی

ها ؟

اینجوری میتونی اینجا بمونی

اگر تو نمونی پیت هم نمیخواد بمونه

به نظرم تو هم میخوای من اینجا بمونم

از زبون پیت حرف نزن

این حقیقت داره اما من هم

من هم به تو درکنار خودم احتیاج دارم

مهم نیست

نمیخواد حرفهای امیدوار کننده بزنی

جای بحث نداره .من نمیتونم پیت رو تنها بذارم

فکر کردم میخوای مجبورم کنی برم

نمیتونم

امیدوارم این راست باشه

تان تاوان

من

من متاسفم

چرا معذرت خواهی میکنی ؟

بخاطر

کارهای احمقانه ای که نسبت به تو انجام دادم

کی مجبورت کرده اینو بگی ؟

هیچکس

هیچکس ؟

اره

فهمیدم

این کارو بخاطر پیت میکنی

چرا همه چیز رو به پیت ربط میدی ؟

ازت معذرت خواهی کردم بخاطر کارهایی که انجام داده ام

چرا باورم نمیکنی ؟

میخوای باور کنم که تو نسبت به من احساس تاسف میکنی ؟

چرا باور نمیکنی ؟

به چه دلیلی باید به تو اعتماد کنم ؟

الان

میدونم

کارهای که قبلا با تو کرده ام خیلی بی رحمانه بوده

اما وقتی من احساس تاسفم میکنم تو باید منو ببخشی

اینطوری میتونیم دوست بشیم

ومثل دوتا دوست زندگی کنیم

مثل دوست ؟

اره

میخوای همچنان مثل قبل باشم؟

اونجوری دوست داری ؟

اما اگر نمیخوای باید به من بگی

باشه؟

میتونیم دوست بشیم

اما اول باید به یه سوال من جواب بدی

بگو

اونهمه زخم که روی کمرته

کارکیه ؟

مشکلی نیست

صبر میکنم تا بهم بگی

من

زن پدرم این کارو کرده

امشب وقت ازاد داری؟

میخوام ستاره ها رو ببینم

به چی فکرمیکنی ؟

خیلی وقته اینجوری ننشستم ستاره ها رو تماشا کنم

احساس زیباییه

خیلی ممنونم

خودت به چی فکر میکنی ؟

فکر میکنم

تو این دیر وقتی

شاید خطری متوجه ما بشه

منفی فکر نکن

منفی فکر نمیکنم

اما واقعا دیره

اگر تنها بودم نگران نمیشدم

اما تو با منی

نگران منی ؟

طبیعتا

ممنونم

منم از تو ممنونم

برای اینکه کاری کردی

قلبم ارامش بگیره

معنی اسم سوریان میشه خورشید

تو مثل خورشید هستی پو

وقتی خورشید میدرخشه

هرکسی نزدیکش باشه میمیره

اما تو الان تغییر کردی

قدرت خورشید رو داری

باهات احساس گرما میکنم

الان باهات

احساس امنیت میکنم

تو

الان این خورشید رو دوست داری ؟

الان اره

اگر بخوام بهترین زمان رو انتخاب کنم

خورشید رو صبح زود خیلی دوست دارم

چطور ؟

خورشید در لحظه ی طلوعش

دوباره تو رو به زندگی دعوت میکنه

به فعالیت

به خوشبختی

میخوام

مثل خورشید صبح باشی

اگر اینجوری بشم

تو چیکار میکنی ؟

میتونی اینجوری بشی ؟

تلاش میکنم بشم

باید بریم خونه

بهم نگفتی

اگر اونجوری که تو میخوای تغییر کنم

مثل خورشیدی که در صبح طلوع میکنه ،تو چیکار میکنی ؟

واقعا میخوای بدونی ؟

اره

قطعا

اینجوری

قلقلکی نیستی ؟

نه

اگر مثل خورشید قوی باشی

حتما

وقتی من اینجوری شوخی میکنم

اگر خنده ات بگیره باید با صدای بلند بخندی

اینجوری ؟

نه ،نکن ،نه

ستاره ها خیلی قشنگن

توی اسمون شهر تو اونقدر ستاره هست ؟

توی شهر من ،همه اش اسمون بارونیه

این شوخی بود ؟

خوشحالی؟

خوشحالی ؟

میشه پرواز کنم ؟

میخوای دوباره پرواز کنی ؟

باشه .چجوری پرواز کنم ؟

یه بار دیگه

بیا 1.2.3

خیلی خوشحاله

خون پو،نونگ پیت

خون تان تاوان

من نهار رو اماده کردم باید بریم غذا بخوریم

غذاهای مورد علاقه ی پیت رو اماده کردم

عمه اون؟ - چیه ؟

چته ؟

چی شده انقدر شادتر از قبلی ؟

هیچی .

ذات من همینه

چرا با این لحن حرف میزنی ؟

عمه اون

احتمالا تازه امروز فهمیده که پیت یه بچه است

مگه نه عمه ؟

نه .من اینو میدونستم

خیلی وقته اینو میدونم

چرا صداتو میبری بالا ؟

من صدام همیشه بلنده

قبلا که صدام پایین بود طبیعی نبود اما الان که صدام بلنده طبیعیه

باید بریم غذا بخوریم

بدو بریم بخوریم

قربان

چی شده ؟

پیت رو ببر غذا بخوره

عمه اون

بیا پیت

واقعا خوبی ،گشنته ؟

بیایید بریم

بیاید یه غذای خوب بخوریم

هنوز داغه

واقعا داغه

خون کیت

بیاید غذا بخوریم

وقتی یاب اومده یعنی حتما یه چیزی شده

احتمالا هرچی باشه به ما مربوط نیست

ارباب خواسته یاب بیاد تا باهاش درباره ی سارقین درختها حرف بزنه

وهمینطور

موضوع خون ناپ

ارباب از یاب خیلی کارها خواسته بوده

حتما اینبار براش خیلی خبرها داره

زیاد حرف نزن سیواکونگ

خون کیت بیا بریم غذا بخوریم

باشه

عمه کیت

زودتر بیا غذا بخوریم

باشه

درباره ی اینکه چه کسی چوب درختها رو سرقت کرده تحقیق کردیم قربان

باورتون نمیشه طرف کیه

کیه

خون سیپون

خون سیپون یه منصب دولتی مهم داره

ورابطه ی خیلی قوی ای هم با خون دیشا داره

خون دیشا ؟

بله

یه چیز دیگه هم هست قربان

ناپاسیت با خون تان تاوان تماس گرفته

بعد از جستجو

فهمیدیم شماره ای که باهاش تماس گرفته شماره ی خون کای بوده

شماره ی کای ؟

چطور تلفن کای دستش افتاده؟

نمیدونم

اما خون کای الان تو خونه اش در امانه

خون دیشا وکای

قربان

میخوام با من بیایین یه جایی ویه چیزی رو ببینید

کجا ؟

باید خودتون بیاید وببینید

یاب

نگهبان ها بهمون خبر دادن

که خون سیپون رسیده

یاب

برو به مسئله ی خون سیپون رسیدگی کن

بله قربان

اما

اما نداریم

بله

ناپاسیت

کمکم کردی (تو این برنامه )شرکت کنم ؟

بله

میخوای طراح مد بشی ؟

این ارزوی توئه

الان برات یه فرصت پیش اومده

نذار از بین بره

خیلی ازت ممنونم

اما نمیتونم برم

چرا ؟

میخوام مدتی اینجا صبر کنم

به نظرم الان وقتش نیست

میتونی الان شروع کنی

پو وپیت با هم هماهنگ شدن

دیگه به تو احتیاج ندارن

باید به مسائل شخصیت اهمیت بدی

چراهنوز نگرانی ؟

خیلی ازت ممنونم

اما ازت معذرت میخوام

چی کار کنم ؟

برو دنبالش

واقعا ؟

زودتر

کیت

با من حرف بزن

مشکلی که جلوتو میگیره چیه ؟

نمیتونم برم

من استعداد شرکت توی مسابقه رو ندارم

دلیلش پیته ؟

امکان داره پیت از دستورات پو سرپیچی کنه

من میترسم

میترسم پو به پیت سخت بگیره

برای همین من باید طرفشو بگیرم

منطقی نیست

پیت رو اینجا بذار وببین

من مطمئنم

پیت خوشبخت میشه

بیشتر از هربچه ای

اون عاشق توئه

اما نیازی نیست نگران باشی

یادت نره

نقشه ای که کشیدیم

نشون داد پو خیلی عاشق پیته

نمیتونه بهش سختگیری کنه

ما تو این نقشه موفق شدیم

یعنی واقعا

نقشه موفق شد ؟

بله

برای همین نباید بترسی

باید قوی باشی

من کنارتم که کمکت کنم

خیلی ممنونم خون ویسوت

ممنونم کمکم میکنی رویاهامو بسازم

باید توی مسابقه ی طراحی مد شرکت کنی

این

کیت

پو به زور مجبورت کرده بیایی به مزرعه

اجازه نده یه بار دیگه از رسیدن به ارزوت منعت کنه

باور نمیکنم

اجازه بدی این فرصت از تو دستهات سر بخوره

تو باید خوشبخت بشی

من میخوام خوشبختی تو رو ببینم

پان

کیت توی اون مسابقه شرکت میکنه

منم فردا باهاش میرم

میخوایم برای کار طراحی لباس لوازم بخریم

درضمن

همینکه باهاش برم چیز خوبیه .مگه نه ؟

ممنونم .ازت ممنونم

خیلی ممنونم

ولم کن

چرا اینجوری میکنی ؟

رفتارتو کنترل کن

اطرافیانتو ناراحت نکن

چطوری میتونی جوری رفتار کنی که کیت خوشش نمیاد ؟

با کیت محتاطانه رفتار میکنم

اما واسه چی باید با تو محتاط باشم ؟

باید محتاط باشی

تو چته ؟این خشونت واسه چیه ؟

هیچی

چیزی نیست

واقعا ؟

عینکو بردار

تا چشمهاتو ببینم

میخوای به من بگی موضوع چیه ؟

خون کیت

به چی نگاه میکنید ؟

میشه منم با شما نگاه کنم ؟

خیلی خوشگلن خون کیت

این طراحی ها

اگر تو مسابقه ای شرکت داده بشن قطعا جایزه میبرن

اما من دوستشون ندارم

چرا ؟

من اینو به محض فارغ التحصیلی طراحی کردم

اما الان

توی طرح شور وشوقی نیست

لذت بخش نیست

این طراحی های خوشگل شور وشوق ندارن ؟

چطوری ؟

میشه این طرح های عالی بی شور وحال باشن ؟

این حسش مثل

وقتیه که دختر جوونی رو میبینم که لباس های جدید وزیبا میپوشه

به مرور زمان حس میکنیم اون دختر دیگه جذاب نیست

جذاب نیست

برای اینکه ما قبلا دیدیمش دیگه برامون جذاب نیست

چی کار میکنید ؟

تو این ماجرا هم شور وشوقی نیست

درسته

پرسیدم چیکار میکنید ؟

دایی پو

عمه کیت داره لباس اماده میکنه که توی مسابقه شرکت کنه

مسابقه ؟

میخوام لباس ها رو توی یه مسابقه ی بین المللی شرکت بدم ..

با طراح روجیرا

با روجیرا

میدونم تو خوشت نمیاد

اما از زاویه ی دیگه ای به این مسئله نگاه کن

همه ی اونچه اتفاق افتاده وچیزهایی که به قلب تو صدمه زده

. به تو مربوطه .به من مربوط نیست

این همه ی چیزیه که من آرزوشو دارم

برای اینکه موفق بشم

کسی نمیتونه جلومو بگیره

قبلا بهت گفتم این اسم رو جلوی من نیار

اما

میذاری برای مسابقه برم

جلوتو نمیگیرم

اما ازت یه چیزی میخوام

دیگه این اسم رو جلوی من نیار

روجیرا

تان تاوان

من نمیتونم اسمشو به زبون بیارم

برای اینکه اون تو رو ول کرده

از چی میترسی ؟

از چیزی نمیترسم

فقط حس میکنم

درک نمیکنم

چرا کیم از من میترسه ؟

چرا باهام حرف نمیزنه ؟

دلش نمیخواد حتی ببینمش

نمیدونم چه اشتباهی در حقش کردم

میخواد رابطه ی بینمون رو تموم کنه

نمیخواد حتی دوست باشیم

فقط جواب یه سوالمو ازش میخوام .چرا ؟

چرا ؟

برای همینه که نمیخوام یه بار دیگه اسم کیم رو بشنوم

میفهمی ؟

برش هویج ؟

منطقی نیست

چی شده ؟

به محض دیدن سوریان مریض شده

چطور میتونه باهاش زندگی کنه ؟

خون کیم

تو

رفتم فروشگاه

کارمندت گفت مریضی

برای همین برات فرنی اوردم

خون کیم

کیم

استراحت کن

کیم

چت شده ؟

سردمه

بدنت داغه

صبر کن

خون کیم

کیم

حرارتش بالاست

بدنتو مرطوب میکنم

- این کار تبتو پایین میاره

کمکت میکنم حالت خوب بشه

نه ،نه

کیم

دستتو نکش

باید معالجه بشی

نه .نه

کیم

بهت گفتم

بابا

منو نزن

من میترسم

بابا منو نزن

بابا

کیم

چیزی نیست ،همه ی چیزهایی که الان داری میبینی

مهم نیستن

پیت

میبینی چکارشون میکنم ؟

پیت

چیکار میکنی ؟

با ما بازی کن

بیا

چقدر حباب

بیا با ما بازی کن دایی پو

عمه کیت کجاست ؟

کجا رفته

با عمو ویسوت رفت

بله قربان

با تان تاوان تماس بگیر

چطور با ویسوت رفته بیرون ؟

کی بهش اجازه داده ؟

من بهش اجازه دادم

پیت بهش اجازه داد

عصبانی شدی دایی پو ؟

من

ایشون عصبانی نیست

برای اینکه دایی پو میدونه که عمه کیت

رفته برای شرکت توی مسابقه لباس بخره

ایشون فقط نگرانه

اگر میدونست

قطعا خودش بهش اجازه میداد

اینطور نیست قربان ؟

چرا

درسته

تو نگران عمه کیت نیستی پیت ؟

نگران نیستی با یه غریبه رفته بیرون ؟

نه

برای اینکه عمو ویسوت دوستشه

چی ؟

کی همچین چیزی یادت داده ؟

سیواکونگ

من همچین چیزی یادت ندادم پیت

بی منظور اینو گفتم

این نظر خود پیته

خدایا

بوتابداو !چقدر بازار مواد اولیه داره

اینجا باعث میشه زمانو فراموش کنی

این

دنبال چجور پارچه ای میگردی ؟

میخوام از این برای دامن استفاده کنم

اونی که میخوام توی مسابقه شرکتش بدم

این رنگو ببین

قشنگه

چطوری ازشون استفاده میکنی ؟

این ؟

از این نوار برای تزئین لباس استفاده میشه

میذارمشون روی دامن ها

بریم اونجا

اول پارچه های اصلی رو میخرم

خوبه

کجا میخواین برید ؟

میرم دنبال تان تاوان بگردم

برای چی ؟

که برگرده مواظب بچه باشه

بچه رو تنهایی ول کرده رفته گردش

اصلا به بچه اهمیت نمیده

خون تان تاوان خون پان رو اورده تا ازپیت مراقبت کنه

لااُر وسیواکونگ هم هستن

وشما

چهار نفر کافیه

این وظیفه ی اونه

اونه که باید مراقب بچه باشه

شما واقعا نگران خون تان تاوان هستید

میدونید ؟

چیو؟

من نگران پیتم

واقعا ؟

بله واقعا

به چی میخندی ؟

بسیار خوب

امروز نمیتونیم بریم دنبال خون تان تاوان بگردیم

شما یه قرار ملاقات دارین

خودتون میخواستید با یه نفر ملاقات کنید

پو

بفرمایید

ممنونم

این رستوران توبوتابداو معروفترینه

با غذاهای خوشمزه وفضای مجهز

خیلی از مردم جشن هاشون رو اینجا میگیرن

برای اینکه اینجا یه رستوران خاصه

این اولین باره بیرون از مزرعه بوتابداو غذا میخورم

مطمئنم خوشت میاد

حالت چطوره پو ؟

من دستور یه غذای خوشمزه رو دادم

قطعا عاشقش میشی

ممنونم

وایسا

میخوام میگو بخورم

وماهی سرخ شده

اینو انجام بده

بهت گفته بودم

عاشق غذایی میشم که خودم بخوامش

میخوام کاری کنم غذاهای مورد علاقه ی منو دوست داشته باشی

تا وقتی با هم غذا میخوریم کسل نشیم

کای

من دیگه اینجوری با تو غذا نمیخورم

باشه

خوشحالم که خواستی باهم غذا بخوریم

تلفن همراه جدیده

اوه

تلفنمو دزد زد

دزد زد ؟

کی دزدیدش ؟

نمیشناسمش

ممنونم

خوش مزه اس

توش پرتقال وانبه هست

وهمینطور

قهوه

درسته

یکم قهوه توش هست

محتویاتش با هم نمیخونن

اما نوشیدنی خوبیه

بوتابداو یه عالمه چیز خوب داره

ممنونم کمکم کردی این چیزها رو ببینم

درواقع چیزهای زیباتر از این هم هست که میخوام با تو تجربه اشون کنم

اگه بخوای بیای

میخوام بیام

من امروز واقعا خوشحالم

خون ویسوت

من میرم دستشویی

باشه

سوریان وکای

چه شکل های خوشگلی اینجاست

چرا بهم خیره شدی ؟

یه چیزی هست که میخوام بهت بگم

چی ؟

کسی به اسم ناپاسیت رو میشناسی ؟

اون

چرا میپرسی ؟

اون پیش منه

ها ؟

درباره ی چی حرف میزنن ؟

ناپاسیت رو میشناسی ؟

اون مجرمیه که خواهرتو کشته

باید مراقب باشی

برای اینکه تو فکره بهت صدمه بزنه

مراقب تان تاوان باش

حس میکنم

اونا برعلیه تو با هم متحد شدن

ناپاسیت کسیه که تلفن همراه تو رو دزدیده ؟

سوریان سر قرار با دیشا وکای چیکار میکنه ؟

چطور باهاش روبه رو شدی ؟

کی دیدیش ؟

با بابام حرف زده بود

خون دیشا در این مورد میدونه ؟

بابا گفت که خودش مراقبته

کی کای

بابا

حالت چطوره دایی دیشا ؟

خیلی وقته ندیدمت ،این اواخر حالت چطور بوده ؟

خودت چطوری ؟

باید سریعتر از اینجا بریم

اگر هرکدومشون متوجه ما بشن

قطعا مشکل درست میشه

باید سریعتر بریم

بدو

بفرمایید بنشینید

چراهنوز منو میپایی ؟

برای اینکه امتحانت کنم

بهت گفتم

اگر خواستی پو رو ببینی

باید به من بگی

میخواستم تنهایی پو رو ببینم

نمیخواستم کسی باهامون باشه

منم خیلی وقته پو رو ندیده ام

میخوام باهاش حرف بزنم

درباره ی موضوع ناپاسیت

کای بهم گفت

که بین تو وناپاسیت رابطه ای هست

میخواستی اینو بهم بگی ؟

یا نمیخواستی درباره اش بهم بگی ؟

چی شده ؟

باید خودت همه چیز رو بدونی

هنوزم چیزی هست که ندونم ؟

میتونی درباره اش بهم بگی ؟

حرف بزن بابا

قطعا پو میدونه که تو گذاشتی ناپاسیت تو خونه ات بمونه

کی کای

چرا تو صورتم داد میزنی بابا ؟

اگر تو به من نمیگی

من اول به تو میگم

به نظرم تو میدونی

کی میخواد علیه من متحد بشه

کی میخواد منو بکشه

ناپاسیت ؟

نه

ادم خیلی محترمی

که جلوی مردم خوش رفتاری میکنه

درحالی که حقیقت کاملا متفاوته

اگر دستم بهش برسه نمیدونم باهاش چیکار میکنم

بکشش

باید بکشیش

خوبه دایی دیشا ؟

با حرف کای موافقین ؟

به نظرم

اون شخص باید

خودش نیات درونیش رو بهتر بدونه

باید با خودش بحث کنی تا بتونی یه تصمیم درست بگیری

تا بفهمی چطور فکر میکنه

درست میگم یا اشتباه ؟

چی میخواد ؟

شاید

هدفش چیزی توی مزرعه ی بوتابدواو باشه

کسی نمیدونه

احتمالا خودت هم نمیدونی

ستوان ایک قبلا بهت هشدار داده بود

که به کاتاووت اعتماد نکنیم

گفته بود کاتاووت

کسیه که قبلا حق پو رو گرفته (سرپوکلاه گذاشته )

اگر این درست باشه

یعنی پدر وخواهرش اینو نمیدونن ؟

واقعا

این دفعه هم توی یه محل خصوصی ملاقات کردند

یه محل خیلی خصوصی

درباره ی یه مسئله ی سری بحث میکنن

یا

دارن حق وسهم هرکسی رو مشخص میکنن

تا بتونن کارهاشون رو مخفیانه تموم کنن

نه

خون سوریان اینجوری نیست

چطوری ؟

اینجوری که فقط دنبال منافع شخصیش باشه

اون اینجوری نیست

منم اعتقاد دارم اون اینجوری نیست

اما

همه چیز داره به این موضوع اشاره میکنه

درسته

شاید اون چهره ی مهربون وملایمش رو به پیت نشون میده

واز روی شرورش برای ناپاسیت استفاده میکنه

هیچ کاری رو قانونی انجام نمیده

سخته که بشه شخصیت این مرد رو حدس زد

کی کای

بله ؟

از حالا به بعد

دیگه نمیتونی پو رو ببینی

چی میگی بابا ؟

این یه دستوره

بهت اجازه نمیدم یه بار دیگه پو رو ببینی

دیگه نگرانش نباش

دیگه به خونه اش نرو

دیگه نمیتونی بدون اجازه ی من ازخونه بری بیرون

میخوای زندانیم کنی؟

چه اشتباهی کردم ؟

هیچکاری نکردی

اما باید دستورات منو اجرا کنی

دیگه نمیری ببینیش

چرا؟

اگر پدرت رو دوست داری باید دستوراتش رو اجرا کنی

نمیخوام

من عاشق پو هستم

اگر از پو بدت میاد خودت نبینش

اما من میبینمش

کای

ولم کن

باید به چیزی که میگم گوش کنی

بابا

منو زدی ؟

من متاسفم کای

ازعمد اینکارو نکردم

متاسفم عزیزم

میخوای چیکار کنی

میخوای با منم همون رفتاری رو بکنی که با کیم میکردی

دلیلش همینه اره ؟

برای همین کیم از خونه رفت

به دخترت کیم صدمه میزدی

میخواستی کیم رو بکشی

والان

میخوای منم بکشی

تو بدی

ازت بدم میاد - کای

ازت بدم میاد

کای

کی کای

سپاس فراوان از دوست خوبم سانازSINSAIEH مترجم متن عربی

moon shine زیرنویس وزمان بندی

برای دریافت زیرنویس قسمت های بعدی به وبلاگ تاهی لند مراجعه کنید WWW.thahiland.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.