All language subtitles for The.Old.Man.S01E02.II.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:01:13,006 --> 00:01:21,006 ‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫30nama.com 2 00:01:23,006 --> 00:01:29,006 ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@ 3 00:01:31,006 --> 00:01:38,006 ‫«کاری از بهادر و صاحب» ‫«Bahador_Sub & @SAHEB2485@» 4 00:01:39,838 --> 00:01:41,574 ‫لعنت، هرولد. 5 00:01:41,608 --> 00:01:43,712 ‫نیاوردی‌شون. 6 00:01:43,745 --> 00:01:45,917 ‫نه، نیاوردم. ‫دیگه بیشتر از این اسلحه لازم نداری. 7 00:01:45,951 --> 00:01:48,422 ‫اسلحۀ بیشتر نمی‌خوام. ‫اون اسلحه‌‌ها رو لازم دارم. 8 00:01:51,963 --> 00:01:53,765 ‫می‌دونی... 9 00:01:53,799 --> 00:01:55,870 ‫560 کیلومتر با ‫نزدیک‌ترین زمین گلف فاصله داریم. 10 00:01:55,904 --> 00:01:57,049 ‫واسه همین نمی‌فهمم چرا همچین تیپی زدی. 11 00:01:57,073 --> 00:01:58,876 ‫من این نعمت رو ندارم که... 12 00:01:58,910 --> 00:02:01,614 ‫وانمود کنم کسی غیر از خود واقعیم هستم. 13 00:02:02,884 --> 00:02:04,520 ‫عجب تیکه‌ای! 14 00:02:06,291 --> 00:02:07,961 ‫خب، قبل اینکه قبول کنی... 15 00:02:07,995 --> 00:02:09,841 ‫چیزی رو که می‌خوام بهم بدی، ‫حتماً باید جرو‌‌بحث کنیم؟ 16 00:02:09,865 --> 00:02:12,969 ‫جانی، اصلاً می‌دونی ‫این‌جا بودن من چه‌قدر خطرناکه؟ 17 00:02:13,128 --> 00:02:14,474 ‫به گمونم. 18 00:02:14,507 --> 00:02:15,676 ‫داری توی جنگی شرکت می‌کنی... 19 00:02:15,709 --> 00:02:18,115 ‫که کشورت بهت دستور داده توش نجنگی. 20 00:02:18,148 --> 00:02:19,918 ‫و توی اون جنگ... 21 00:02:19,952 --> 00:02:21,564 ‫طرف یکی از دشمن‌هامون رو گرفتی. 22 00:02:21,588 --> 00:02:23,091 ‫اون داره علیه دشمن‌های ما می‌جنگه. 23 00:02:23,125 --> 00:02:25,095 ‫چه‌جوری به این نتیجه رسیدی که دشمن‌مونه؟ 24 00:02:25,129 --> 00:02:27,700 ‫اون‌جوری که ما می‌خوایم ‫جنگ اتفاق بیفته، نمی‌جنگه. 25 00:02:27,733 --> 00:02:30,506 ‫این‌طوری که داره می‌جنگه، ‫نمی‌تونه پیروز این جنگ باشه. 26 00:02:30,539 --> 00:02:33,076 ‫و کسایی که می‌تونن پیروز جنگ باشن... 27 00:02:33,109 --> 00:02:34,839 ‫به‌خاطر جنگیدن با اون ضعیف‌تر می‌شن. 28 00:02:34,840 --> 00:02:36,338 ‫هیچ‌‌کدوم اینا مهم نیست. 29 00:02:37,053 --> 00:02:39,290 ‫هیچ‌کدومش مهم نیست؟ 30 00:02:39,323 --> 00:02:41,628 ‫هیچ‌کس دیگه‌ای این‌‌جا نیست... 31 00:02:41,661 --> 00:02:43,833 ‫هست؟ 32 00:02:43,866 --> 00:02:46,137 ‫این‌جا جاییه که تصمیم‌ها گرفته می‌شه، خب؟ 33 00:02:46,171 --> 00:02:47,673 ‫فقط من و تو این‌جاییم. 34 00:02:47,707 --> 00:02:49,460 ‫اگه چیزی که لَنگلی ‫می‌خواد فکر کنی رو بذاریم کنار... 35 00:02:49,461 --> 00:02:50,784 ‫خودت می‌دونی من درست می‌گم. 36 00:02:57,259 --> 00:02:59,497 ‫می‌دونی درست می‌گم. 37 00:03:04,640 --> 00:03:07,279 ‫اون از من و تو روی هم باهوش‌تره. 38 00:03:09,784 --> 00:03:11,664 ‫تنها خواسته‌ش اینه که ‫مردمش بتونن بدون اینکه... 39 00:03:11,688 --> 00:03:15,062 ‫به‌دست نوجوون‌های روسی بهشون تجاوز بشه ‫و کشته بشن، زندگی‌هاشون رو بکنن. 40 00:03:15,095 --> 00:03:17,600 ‫توی جنگی که روز‌‌به‌‌‌‌روز سخت‌‌تر می‌شه... 41 00:03:17,633 --> 00:03:18,846 ‫تشخیص آدم خوب‌ها از آدم بدها... 42 00:03:18,870 --> 00:03:20,205 ‫حرفم رو باور کن که... 43 00:03:22,143 --> 00:03:23,745 ‫این آدم خوبۀ ماجراست. 44 00:03:27,988 --> 00:03:29,557 ‫چیزی که مهمه همینه. 45 00:03:30,726 --> 00:03:33,265 ‫تنها چیزی که مهمه همینه. 46 00:03:33,298 --> 00:03:35,870 ‫دولت ایالات متحده... 47 00:03:35,904 --> 00:03:38,041 ‫کل دستگاه اطلاعاتی‌ش... 48 00:03:38,075 --> 00:03:39,811 ‫تمام متحدین منطقه‌‌ایش... 49 00:03:39,845 --> 00:03:42,349 ‫و تما‌‌م دستگاه‌‌‌های اطلاعاتی اون متحد‌ین... 50 00:03:42,383 --> 00:03:45,622 ‫همه‌شون درمورد این مرد اشتباه می‌کنن. 51 00:03:48,195 --> 00:03:49,832 ‫و تو درست می‌‌گی؟ 52 00:03:51,034 --> 00:03:53,305 ‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، دقیقاً. 53 00:03:58,782 --> 00:04:01,321 ‫خب، حالا می‌شه اسلحه‌هام رو بدی لطفاً؟ 54 00:04:12,143 --> 00:04:14,080 ‫آخرش تیم نیکس چی‌کار کرد؟ 55 00:04:14,113 --> 00:04:16,117 ‫سه ماهه که یه صفحه روزنامۀ ورزشی هم نخوندم... 56 00:04:16,151 --> 00:04:19,925 ‫ولی یه حسی بهم می‌گفت شاید ‫تونسته باشن شرایط رو تغییر داده باشن. 57 00:04:19,958 --> 00:04:22,229 ‫می‌دونی که من میام، مگه نه؟ 58 00:04:26,304 --> 00:04:28,141 ‫وقتی افرادی که نباید، می‌‌فهمن... 59 00:04:28,175 --> 00:04:29,878 ‫اون‌جا داری چی‌‌‌کار می‌کنی... 60 00:04:29,912 --> 00:04:33,351 ‫و می‌خوان که دیگه‌ وجود نداشته باشی... 61 00:04:34,720 --> 00:04:36,959 ‫کسی که بهش دستور می‌دن ‫تو رو از بین ببره، منم. 62 00:05:09,958 --> 00:05:12,163 ‫اوضاع چطوره، واترز؟ 63 00:05:12,196 --> 00:05:14,800 ‫خیلی خب، بیاین... 64 00:05:14,835 --> 00:05:16,804 ‫یه شبکۀ شناسایی راه بندازیم، خب؟ 65 00:05:22,851 --> 00:05:24,988 ‫عملیات من تعطیل شده. 66 00:05:25,022 --> 00:05:26,457 ‫باورم نمی‌شه! 67 00:05:26,491 --> 00:05:28,863 ‫دیشب اعلان قرمز صادر شده. 68 00:05:28,896 --> 00:05:31,801 ‫همین الان که داریم صحبت می‌کنیم ‫مجوزها داره صادر می‌‌شه. 69 00:05:31,836 --> 00:05:33,271 ‫الان دیگه موضوع اجرای قانونه. 70 00:05:36,077 --> 00:05:39,952 ‫یه گروه ضربت از ادارۀ شما تشکیل می‌شه ‫تا تعقیب فراری رو سازماندهی کنه. 71 00:05:39,985 --> 00:05:42,656 ‫وظیفۀ مشاور گروه ضربت هم به من محول می‌شه. 72 00:05:44,393 --> 00:05:45,696 ‫با اجازه‌تون، قربان... 73 00:05:45,729 --> 00:05:47,008 ‫درمورد دیشب یه سؤال دارم که... 74 00:05:47,032 --> 00:05:49,203 ‫- می‌خوام روش کار کنم. ‫- چه سؤالی؟ 75 00:05:49,237 --> 00:05:51,207 ‫خب، یه بازۀ زمانی خاص بود که... 76 00:05:51,241 --> 00:05:53,846 ‫چیس افراد من رو گم کرده بود. 77 00:05:53,880 --> 00:05:55,091 ‫می‌تونست ناپدید بشه‌... 78 00:05:55,115 --> 00:05:57,186 ‫ولی در عوض برگشت... 79 00:05:57,219 --> 00:05:59,390 ‫که این کارها رو بکنه. 80 00:05:59,423 --> 00:06:01,261 ‫دلیلش برام سؤاله. 81 00:06:01,294 --> 00:06:03,331 ‫شاید می‌خواست کثیف‌کاری راه بندازه... 82 00:06:03,365 --> 00:06:05,369 ‫که ما مجبور بشیم طبق ضوابط عمل کنیم. 83 00:06:05,402 --> 00:06:07,439 ‫یا شایدم می‌خواسته ‫کثیف‌کاری راه بندازه... 84 00:06:07,473 --> 00:06:11,347 ‫تا مسئولیت اینکه طبق چه ضوابطی ‫عمل کنیم به عهدۀ شما باشه، قربان. 85 00:06:14,487 --> 00:06:16,400 ‫قربان، خیلی برام سخته که ‫اتفاقاتی مثل دیشب رو ببینم... 86 00:06:16,424 --> 00:06:19,998 ‫و شک نکنم که این موضوع به شکلی که... 87 00:06:20,032 --> 00:06:22,202 ‫می‌تونه برای مأموریت مخرب باشه، ‫برای شما شخصیه. 88 00:06:22,236 --> 00:06:24,774 ‫اگه تو این کار به سن من برسی... 89 00:06:24,807 --> 00:06:27,948 ‫بالاخره با افراد زیادی به یه شکلی ‫موضوع شخصی پیدا می‌کنی. 90 00:06:27,981 --> 00:06:29,918 ‫تقریباً با همه. 91 00:06:32,523 --> 00:06:35,295 ‫- کجا می‌‌رین؟ ‫- نمی‌تونه زیاد دور شده باشه. 92 00:06:35,329 --> 00:06:37,333 ‫پیداش می‌‌‌کنم. 93 00:06:48,923 --> 00:06:51,361 ‫سلام، اِم. بازم منم، بابات. 94 00:06:58,341 --> 00:07:01,447 ‫می‌دونم دیگه بچه نیستی. 95 00:07:01,481 --> 00:07:04,820 ‫و می‌دونم چیزایی هست که... 96 00:07:04,855 --> 00:07:07,226 ‫که الان دیگه باید تغییر کنن. 97 00:07:09,932 --> 00:07:12,169 ‫اینکه با هم چه نسبتی داریم. 98 00:07:12,202 --> 00:07:14,875 ‫حتی اینکه جای من کجای این دنیاست. 99 00:07:14,908 --> 00:07:17,346 ‫و خیلی هم سریع باید تغییر کنه. 100 00:07:23,191 --> 00:07:25,028 ‫قبلاً آسون بود. 101 00:07:26,932 --> 00:07:29,270 ‫اینکه از یه نقش بیام بیرون ‫و برم تو یه نقش دیگه آسون بود. 102 00:07:29,303 --> 00:07:32,076 ‫انگاری دیگه برام غریزی شده بود. 103 00:07:32,109 --> 00:07:33,244 ‫فقط... 104 00:07:35,248 --> 00:07:38,521 ‫واقعاً فکر می‌کردم این آخرین نقشیه... 105 00:07:38,555 --> 00:07:41,127 ‫تا آخر عمرم قراره بازی کنم. 106 00:07:41,160 --> 00:07:43,164 ‫نقش پدر تو. 107 00:07:46,537 --> 00:07:48,976 ‫شروع دوباره... 108 00:07:49,010 --> 00:07:52,082 ‫به‌‌نظر از چیزی که یادمه خیلی سخت‌‌‌‌تره. 109 00:08:13,191 --> 00:08:15,897 ‫می‌دونم که سؤال زیاد داری... 110 00:08:15,930 --> 00:08:18,535 ‫سؤال‌هایی که می‌خوای جواب‌هاشون رو بگیری. 111 00:08:20,138 --> 00:08:22,977 ‫می‌دونم که به‌‌‌نظر میاد ‫دارم در رو به روت می‌‌بندم. 112 00:08:25,148 --> 00:08:27,252 ‫می‌دونم که به‌‌‌نظر... 113 00:08:27,286 --> 00:08:28,956 ‫این پایان رابطۀ ماست. 114 00:08:33,966 --> 00:08:35,302 ‫ولی نیست. 115 00:08:54,440 --> 00:08:56,411 ‫من دن چیس و هر چیزی که... 116 00:08:56,444 --> 00:08:58,949 ‫من رو بهش ربط می‌ده، از بین بردم. 117 00:09:02,389 --> 00:09:05,562 ‫دارم همه‌چی رو می‌ذارم و می‌‌رم. ‫ولی جواب‌‌هایی که تو می‌خوای... 118 00:09:05,595 --> 00:09:07,599 ‫و راه‌‌حل‌‌هایی که من لازم دارم... 119 00:09:07,633 --> 00:09:09,503 ‫تو لس آنجلس هستن... 120 00:09:09,537 --> 00:09:13,311 ‫و با این حال‌وروز نمی‌تونم ‫خودم رو برسونم اون‌‌جا. 121 00:09:15,248 --> 00:09:17,419 ‫باید... 122 00:09:17,453 --> 00:09:20,025 ‫باید یه جای ساکت پیدا کنم. 123 00:09:20,058 --> 00:09:22,262 ‫من باید یه‌کم تنها باشم و استراحت کنم. 124 00:09:24,100 --> 00:09:28,641 ‫باید یه جایی رو پیدا کنم که... 125 00:09:28,675 --> 00:09:31,414 ‫هیچ‌جور ارتباطی با کسی یا ‫چیزی که قراره باشم، نداشته باشه. 126 00:09:53,691 --> 00:09:56,297 ‫باید حال‌‌وروزم خوب بشه. 127 00:10:01,741 --> 00:10:05,182 ‫باید یادم بیاد چه‌جوری می‌شه یه آدم جدید شد. 128 00:10:10,358 --> 00:10:12,463 ‫هر وقت بتونم بهت زنگ می‌‌زنم. 129 00:10:12,496 --> 00:10:14,333 ‫دوستت دارم، دخترم. 130 00:10:33,171 --> 00:10:34,240 ‫کمکی از دستم برمیاد؟ 131 00:10:35,242 --> 00:10:37,546 ‫سلام. من... 132 00:10:37,579 --> 00:10:39,460 ‫می‌‌خواستم مطمئن بشم هر چیزی ‫که لازم دارین براتون فراهم باشه. 133 00:10:39,784 --> 00:10:41,145 ‫همه‌چی هست. 134 00:10:41,254 --> 00:10:43,491 ‫خوبه. خوبه. من زوئی هستم. 135 00:10:44,660 --> 00:10:47,666 ‫پیتر... کالدول هستم. 136 00:10:47,699 --> 00:10:49,336 ‫حال‌تون خوبه؟ 137 00:10:50,505 --> 00:10:52,142 ‫بله، بله. 138 00:10:52,176 --> 00:10:54,780 ‫اوه، شما کی هستین؟ 139 00:10:54,813 --> 00:10:56,184 ‫من زوئی‌ام. 140 00:10:56,217 --> 00:10:57,352 ‫این‌‌جا زندگی می‌کنم. 141 00:10:57,386 --> 00:11:00,025 ‫- این‌‌جا زندگی می‌کنین. ‫- بله. 142 00:11:00,058 --> 00:11:04,233 ‫که این‌‌طور. ‫فکر می‌‌کردم که مالک این‌جا نیست. 143 00:11:04,266 --> 00:11:06,304 ‫چرا همچین فکری کردین؟ 144 00:11:06,337 --> 00:11:08,341 ‫خب، شماره تماس داخل آگهی... 145 00:11:08,374 --> 00:11:11,514 ‫- کدش برای این منطقه نبود. ‫- درسته. 146 00:11:11,547 --> 00:11:13,551 ‫اون شمارۀ شوهر سابقمه. 147 00:11:13,585 --> 00:11:15,689 ‫اون... این‌جا هنوز به نام شوهرمه. 148 00:11:15,722 --> 00:11:17,793 ‫- اوه، خیلی خب. ‫- امیدوارم مشکلی نباشه. 149 00:11:17,826 --> 00:11:19,763 ‫اوه... 150 00:11:19,797 --> 00:11:21,334 ‫نه، نه. 151 00:11:22,569 --> 00:11:24,240 ‫مطمئنین حال‌تون خوبه؟ 152 00:11:24,273 --> 00:11:25,508 ‫اینو می‌‌گین؟ 153 00:11:25,542 --> 00:11:27,346 ‫آره، خوبم. 154 00:11:27,379 --> 00:11:29,250 ‫باید اون طرف دعوا رو می‌‌دیدین. 155 00:11:29,283 --> 00:11:31,220 ‫نه، یه تصادف کوچیک بود. 156 00:11:31,254 --> 00:11:33,091 ‫دارم به‌سمت غرب می‌رم. 157 00:11:33,124 --> 00:11:34,660 ‫خونه‌م رو فروختم. 158 00:11:34,693 --> 00:11:36,264 ‫تو مونتانا خونه خریدم. 159 00:11:36,297 --> 00:11:37,733 ‫با خودم گفتم یه چند روز دیرتر برم... 160 00:11:37,766 --> 00:11:40,038 ‫که جاهای مختلف کشور رو ببینم. 161 00:11:40,071 --> 00:11:42,709 ‫و روز دوم سفرم... 162 00:11:42,743 --> 00:11:45,248 ‫چند تا نوجوون، ‫چراغ قرمز رو رد کردن. 163 00:11:45,282 --> 00:11:47,352 ‫خب، اگه... 164 00:11:47,386 --> 00:11:49,557 ‫اگه چیزی لازم داشتین، ‫حتماً بهم بگین. 165 00:11:56,804 --> 00:11:58,408 ‫می‌‌بینم که سگ دارین. 166 00:11:58,441 --> 00:12:01,080 ‫بله. بله، دارم. 167 00:12:01,081 --> 00:12:01,689 ‫مشکلی هست؟ 168 00:12:02,690 --> 00:12:04,354 ‫تو آگهی باید درج شده باشه ‫کسی رو با سگ نمی‌پذیریم. 169 00:12:04,386 --> 00:12:06,657 ‫اوه، نوشته بود؟ 170 00:12:06,691 --> 00:12:09,396 ‫- من... ‫- قطعاً تو آگهی نوشته شده بود. 171 00:12:10,599 --> 00:12:12,436 ‫متوجهم. 172 00:12:14,807 --> 00:12:16,811 ‫همین دو تان. 173 00:12:19,750 --> 00:12:21,821 ‫متأسفم، فکر‌... ‫فکر نمی‌کنم امکان‌پذیر باشه. 174 00:12:21,855 --> 00:12:23,534 ‫سگ‌های خیلی آروم و بی‌سر‌وصدایی‌ان. 175 00:12:23,558 --> 00:12:26,264 ‫مطمئنم که هستن. ‫ولی من و شوهر سابقم، اون... 176 00:12:26,297 --> 00:12:29,503 ‫فقط... نمی‌تونم بذارم ‫که کاناپه‌اش رو بجوئن... 177 00:12:29,536 --> 00:12:32,209 ‫و بعداً اون فکر می‌کنه ‫عمداً اجازه دادم. فقط... 178 00:12:32,242 --> 00:12:33,339 ‫در حال حاضر تحمل همچین مسائلی رو ندارم. 179 00:12:33,340 --> 00:12:36,150 ‫اگه ممکنه فایده‌ داشته باشه، ‫می‌تونم پیش شما سپرده بذارم. 180 00:12:36,183 --> 00:12:38,856 ‫- نقدی. ‫- خیلی متأسفم. من... 181 00:12:41,627 --> 00:12:43,564 ‫متأسفم. 182 00:12:43,598 --> 00:12:45,201 ‫از آشنایی‌‌تون خوشحال شدم. 183 00:12:46,737 --> 00:12:48,374 ‫موفق باشین. 184 00:13:34,266 --> 00:13:36,704 ‫باورت نمی‌شه چی شده. 185 00:13:47,325 --> 00:13:49,763 ‫- اداره می‌‌رین یا منزل، قربان؟ ‫- هیچ‌کد‌‌وم. 186 00:13:49,797 --> 00:13:51,600 ‫باید برم پیش یکی از دوست‌هام. 187 00:14:42,035 --> 00:14:44,606 ‫فقط یه لحظه. 188 00:14:44,640 --> 00:14:47,312 ‫این نور در حال حاضر بی‌نقصه. 189 00:14:53,959 --> 00:14:56,330 ‫امروز از روزنامۀ نیویورک تایمز تماس گرفتن... 190 00:14:56,363 --> 00:14:59,303 ‫تا آگهی ترحیمم رو بخونن. 191 00:14:59,336 --> 00:15:02,709 ‫یه دختر خیلی مهربون ‫به اسم جنین برام خوندش. 192 00:15:02,743 --> 00:15:04,747 ‫خیلی ازش لذت بردم. 193 00:15:04,780 --> 00:15:08,554 ‫مثل این بود که یواشکی از پشت پرده... 194 00:15:08,588 --> 00:15:10,825 ‫به یه اتاق ممنوعه سرک بکشی. 195 00:15:12,030 --> 00:15:13,866 ‫مطمئنم. 196 00:15:13,899 --> 00:15:15,970 ‫چی گفت؟ 197 00:15:16,003 --> 00:15:18,541 ‫دقیق یادم نیست. 198 00:15:18,574 --> 00:15:20,612 ‫چیزایی که انتظار داریم نوشته بشن. 199 00:15:20,645 --> 00:15:24,486 ‫چیزی که گفت خیلی مهم نبود... 200 00:15:24,520 --> 00:15:27,492 ‫چه‌جوری گفت مهم‌تر بود. 201 00:15:27,526 --> 00:15:30,031 ‫ولی خیلی حس خوبیه که... 202 00:15:30,064 --> 00:15:33,906 ‫در لحظات آخر، موقعی که ‫همه‌چی داره تیره و تار می‌شه... 203 00:15:33,939 --> 00:15:40,318 ‫می‌دونم مردم فردا صبحش ‫توی روزنامه چی می‌‌خونن. 204 00:15:40,351 --> 00:15:42,756 ‫و دونستنش خیلی خوبه. 205 00:15:45,094 --> 00:15:47,732 ‫فراز همزاد برگشته. 206 00:15:47,766 --> 00:15:50,004 ‫می‌دونم. 207 00:15:50,038 --> 00:15:52,409 ‫آره، فکر می‌‌کردم ممکنه بدونی. 208 00:15:53,611 --> 00:15:57,018 ‫و امیدوار بودم شاید دلیلش رو هم بدونی. 209 00:15:57,052 --> 00:15:59,056 ‫‌مهمه؟ 210 00:15:59,089 --> 00:16:01,460 ‫خب، من که فکر می‌کنم مهمه. 211 00:16:01,494 --> 00:16:03,899 ‫30 سال... 212 00:16:03,932 --> 00:16:05,936 ‫واسه هیچ‌‌کس مهم نبود که... 213 00:16:05,970 --> 00:16:07,874 ‫اون کیه و چی می‌‌خواد. 214 00:16:07,907 --> 00:16:11,580 ‫حالا واسه تلافی ‫یه کینۀ 30 ساله کمک می‌خواد... 215 00:16:11,614 --> 00:16:15,321 ‫و یه احمقی موافقت کرده که کمکش کنه. 216 00:16:15,355 --> 00:16:17,359 ‫می‌تونه هر چیزی ‫دلش می‌خواد درخواست کنه... 217 00:16:17,392 --> 00:16:19,463 ‫هر چیزی، و براش فراهم می‌کنن. 218 00:16:20,833 --> 00:16:22,870 ‫چرا؟ 219 00:16:22,904 --> 00:16:26,477 ‫از لحظه‌‌ای که جانی بهش خیانت کرد... 220 00:16:26,510 --> 00:16:28,814 ‫تصور می‌کنم... 221 00:16:28,849 --> 00:16:32,522 ‫فقط دو چیز تمام وجودش رو فرا گرفته... 222 00:16:32,556 --> 00:16:34,760 ‫خیال‌پردازی برای انتقام... 223 00:16:34,793 --> 00:16:37,900 ‫و رسیدن به ابزارهایی که ‫خیالش رو به واقعیت تبدیل کنن. 224 00:16:37,934 --> 00:16:41,440 ‫تریاک. اسلحه. آدم‌ربایی و باج گرفتن. نفوذ. 225 00:16:41,473 --> 00:16:44,546 ‫برای رسیدن به ابزار مشکل خاصی نداشت. 226 00:16:44,580 --> 00:16:46,116 ‫فقط زمان لازم داشت... 227 00:16:46,150 --> 00:16:49,022 ‫تا بفهمه چه‌جوری ازش استفاده کنه. 228 00:16:49,056 --> 00:16:53,030 ‫کی می‌دونه از کی چه آتویی داره ‫و چه‌جوری ازش استفاده می‌‌کنه... 229 00:16:53,064 --> 00:16:55,501 ‫ولی فعلاً... 230 00:16:55,535 --> 00:16:58,155 ‫داره به اندازۀ ارزش آتوهاش ‫ازشون استفاده می‌‌کنه... 231 00:16:58,158 --> 00:16:59,604 ‫و داره جوابم می‌ده. 232 00:17:13,070 --> 00:17:18,781 ‫من تو و جانی رو جوری دوست داشتم ‫که انگار پسر خودم هستین. 233 00:17:18,814 --> 00:17:21,988 ‫به هر دوتون هشدار دادم ‫انتخاب‌هایی که می‌‌کنین... 234 00:17:22,022 --> 00:17:24,526 ‫عواقب هم داره. 235 00:17:24,560 --> 00:17:28,434 ‫و تماشا کردم که ‫هر کاری ‫دل‌تون می‌خواست کردین... 236 00:17:28,467 --> 00:17:30,638 ‫همون‌‌طور که پسرهای آدم می‌‌کنن. 237 00:17:30,672 --> 00:17:33,744 ‫اون که سازمان رو ول کرد ‫تا بشه «لورنسِ عربستان»... 238 00:17:33,778 --> 00:17:35,883 ‫و تو هم ول کردی که پلیس بشی. 239 00:17:35,916 --> 00:17:37,920 ‫تنها جاییش که تعجب داره... 240 00:17:37,954 --> 00:17:40,024 ‫اینه که این‌‌قدر زیاد طول کشید تا... 241 00:17:40,058 --> 00:17:42,028 ‫عواقب کارهاتون دامن‌گیرتون بشه. 242 00:17:42,062 --> 00:17:43,899 ‫باهاش صحبت کردم. 243 00:17:43,932 --> 00:17:45,702 ‫با کی حرف زدی؟ 244 00:17:45,735 --> 00:17:47,572 ‫جانی. بهش زنگ زدم. 245 00:17:47,606 --> 00:17:50,411 ‫و سعی کردم بهش کمک کنم فرار کنه. 246 00:17:50,445 --> 00:17:50,903 ‫کی... 247 00:17:50,904 --> 00:17:52,560 ‫درست قبل اینکه داشت گیر می‌‌افتاد. ‫دیشب. 248 00:17:52,582 --> 00:17:53,286 ‫چرا... 249 00:17:53,287 --> 00:17:55,991 ‫چون وقتی فراز همزاد داره... 250 00:17:56,023 --> 00:17:57,826 ‫ناخن‌هاش رو دونه‌دونه می‌کشه... 251 00:17:57,860 --> 00:18:01,200 ‫جانی بهش بگه که برای دور زدنش کمک داشته. 252 00:18:01,233 --> 00:18:03,872 ‫و بعد کلی ماجراهای مختلف... 253 00:18:03,905 --> 00:18:06,477 ‫از تاریکی درمیان و برملا می‌شن. 254 00:18:06,510 --> 00:18:08,047 ‫و بعدش شاید اسم بعدی... 255 00:18:08,080 --> 00:18:10,853 ‫تو لیست انتقام فراز همزاد... 256 00:18:10,886 --> 00:18:12,489 ‫اسم من باشه. 257 00:18:13,691 --> 00:18:17,098 ‫30 سال بود که این داستان دفن شده بود. 258 00:18:17,132 --> 00:18:20,138 ‫می‌‌خواستم همون‌‌‌جا بمونه. 259 00:18:22,944 --> 00:18:25,615 ‫خب، اول باید با من تماس می‌‌گرفتی. 260 00:18:25,648 --> 00:18:27,686 ‫که چی؟ بهم میگفتی بهش زنگ نزنم؟ 261 00:18:27,719 --> 00:18:30,158 ‫بهت می‌گفتم که جانی ‫حرف تو کله‌ش نمی‌‌ره... 262 00:18:30,191 --> 00:18:33,097 ‫مهم هم نیست که فکر می‌کنی ‫چه‌قدر منطقی داری صحبت می‌‌کنی. 263 00:18:33,130 --> 00:18:35,702 ‫و شاید بهت می‌‌گفتم ‫راه‌‌های بهتری برای... 264 00:18:35,735 --> 00:18:39,609 ‫مدفون نگه‌داشتن چیزها وجود داره. 265 00:18:39,643 --> 00:18:42,482 ‫بهتر از اینکه... 266 00:18:42,515 --> 00:18:44,784 ‫آرزو کنی که خود‌به‌خود همه‌چی درست بشه. 267 00:18:55,575 --> 00:18:56,845 ‫همون چیزیه که فکر می‌کنم؟ 268 00:18:57,812 --> 00:18:59,549 ‫یه روزی... 269 00:18:59,583 --> 00:19:01,955 ‫یه خانم جوون مهربون از نیویورک تایمز... 270 00:19:01,988 --> 00:19:03,557 ‫بهت زنگ می‌‌زنه... 271 00:19:03,591 --> 00:19:05,194 ‫و برات پرده‌‌ها رو کنار می‌‌زنه... 272 00:19:05,228 --> 00:19:07,967 ‫و امیدوارم ببینی تما‌‌م کارهایی که کردی... 273 00:19:08,000 --> 00:19:10,571 ‫تمام چیزایی که ساختی... ‫اهمیت داشتن. 274 00:19:10,605 --> 00:19:13,879 ‫ازشون قدردانی می‌شه. ‫و موندگار می‌شن. 275 00:19:13,912 --> 00:19:16,016 ‫امیدوارم ببینی برات اشک می‎ریزن... 276 00:19:16,050 --> 00:19:18,688 ‫و براشون محترمی و بهت عشق می‌‌ورزن. 277 00:19:18,721 --> 00:19:21,060 ‫وقتی بهت می‌گم اون لحظه... 278 00:19:21,093 --> 00:19:24,599 ‫تمام لحظه‌هایی که قبل از اون ‫وجود داشتن رو توجیح می‌کنه... 279 00:19:24,633 --> 00:19:27,138 ‫حرفم رو باور کن. 280 00:19:27,172 --> 00:19:29,543 ‫چیزی که نمی‌خوای ببینی شکه... 281 00:19:29,576 --> 00:19:30,812 ‫بی‌توجهیه... 282 00:19:30,846 --> 00:19:32,983 ‫شایعات و اتهاماته... 283 00:19:33,017 --> 00:19:34,887 ‫احساس شرم همسرته... 284 00:19:34,921 --> 00:19:37,759 ‫سردرگمی‌ نوه‌ت... 285 00:19:37,792 --> 00:19:41,500 ‫در‌‌مور‌‌د اینه که پدربزرگش واقعاً چه آدمی بوده. 286 00:19:42,669 --> 00:19:44,907 ‫کاری که لازمه رو انجام بده... 287 00:19:44,941 --> 00:19:48,915 ‫تا از اون لحظه محافظت کنی... 288 00:19:48,949 --> 00:19:51,888 ‫هر کاری که لازمه بکن. 289 00:19:53,124 --> 00:19:56,096 ‫حتی اگه اون تیکه‌کاغذ رو لمس کنم... 290 00:19:56,130 --> 00:19:58,267 ‫و یه روزی کسی بفهمه که چی‌کار کردم... 291 00:19:58,300 --> 00:19:59,803 ‫می‌تونم حدس بزنم که... 292 00:19:59,837 --> 00:20:02,675 ‫اونوقت تو آگهی ترحیم من چی نوشته می‌‌شه. 293 00:20:04,246 --> 00:20:05,784 ‫و چیز خوبی نوشته نمی‌شه. 294 00:20:12,228 --> 00:20:14,299 ‫نور بی‌نقصه. 295 00:20:18,808 --> 00:20:21,814 ‫ای کاش همیشه همین‌طور بمونه. 296 00:20:35,608 --> 00:20:37,145 ‫چرا این کار رو می‌کنی؟ 297 00:20:38,915 --> 00:20:41,820 ‫خب، دیدم چی می‌خواستی بخوری. 298 00:20:43,157 --> 00:20:46,230 ‫خب یکی باید این کار رو می‌‌کرد. 299 00:20:46,263 --> 00:20:50,037 ‫غیر از اون، تا وقتی یدک‌کش برسه بی‌کارم. 300 00:20:50,071 --> 00:20:52,084 ‫- و من واقعاً... لذت می‌برم... ‫- نه، منظورم این بود که... 301 00:20:52,108 --> 00:20:54,460 ‫امیدوارم این کار رو واسه عوض کردن نظرم... 302 00:20:54,461 --> 00:20:58,354 ‫درمورد اجارۀ خونه، انجام نداده باشی. 303 00:20:58,387 --> 00:21:00,224 ‫خب... 304 00:21:00,258 --> 00:21:03,164 ‫اینو امتحان کن ‫و بعدش صحبت می‌کنیم، خب؟ 305 00:21:06,303 --> 00:21:08,040 ‫انگار می‌دونی چی‌‌‌کار داری می‌کنی. 306 00:21:08,073 --> 00:21:09,944 ‫منم قبلاً بیشتر انجامش می‌دادم. 307 00:21:09,977 --> 00:21:11,380 ‫آشپزی رو می‌گم. 308 00:21:11,413 --> 00:21:14,319 ‫قبل اینکه پسرم بره دانشگاه. 309 00:21:14,352 --> 00:21:16,156 ‫دلم برای استرسش تنگ نشده. 310 00:21:16,190 --> 00:21:17,960 ‫می‌‌دونم بعضی‌ها آشپزی رو ‫آرامش‌بخش می‌‌دونن... 311 00:21:17,993 --> 00:21:19,964 ‫ولی تنها چیزی که من حس می‌‌کردم... 312 00:21:19,997 --> 00:21:21,968 ‫ترس سوزوندن غذاها بود. 313 00:21:22,001 --> 00:21:23,370 ‫خب... 314 00:21:23,404 --> 00:21:25,775 ‫شاید کسی که بهت آشپزی رو یاد داده... 315 00:21:25,808 --> 00:21:28,380 ‫یه چیزایی رو جا انداخته، نه؟ 316 00:21:28,414 --> 00:21:31,420 ‫ممکنه. کی به تو یاد داده؟ 317 00:21:31,453 --> 00:21:34,259 ‫اوه، یه مردی که باهاش هم‌خدمتی بودم. 318 00:21:34,292 --> 00:21:36,430 ‫توی ارتش بودی؟ 319 00:21:36,463 --> 00:21:39,402 ‫آره. خیلی سال پیش. ‫اهل همون‌جا بود. 320 00:21:39,436 --> 00:21:43,144 ‫خیلی... خیلی بهش احترام می‌‌ذاشتن. 321 00:21:43,177 --> 00:21:45,781 ‫و آشپزخونه‌ش براش خیلی اهمیت داشت. 322 00:21:45,815 --> 00:21:48,354 ‫به‌نظرم... خیلی عجیب می‌‌اومد. 323 00:21:48,387 --> 00:21:51,260 ‫راجع‌بهش باهاش صحبت کردم. 324 00:21:51,293 --> 00:21:54,967 ‫و اون یه داستانی رو برام تعریف کرد ‫که تو جوونی‌ش شنیده بود... 325 00:21:55,001 --> 00:21:58,307 ‫راجع‌به یه پیرمرد دانا و باغش. 326 00:21:58,340 --> 00:22:00,678 ‫این... 327 00:22:00,711 --> 00:22:03,952 ‫این پیرمرد دانا... 328 00:22:03,985 --> 00:22:06,356 ‫هیچ‌‌‌وقت حرف نمی‌‌زد... 329 00:22:06,390 --> 00:22:08,827 ‫و نه به‌خاطر اینکه نمی‌‌تونست... 330 00:22:08,862 --> 00:22:11,300 ‫یا اینکه چیزی واسه گفتن نداشته باشه. 331 00:22:11,333 --> 00:22:13,704 ‫دلیلش این بود که باور داشت... 332 00:22:13,737 --> 00:22:16,945 ‫که تکلم زبانی فریب خورده. 333 00:22:16,978 --> 00:22:20,685 ‫که ماهیت واقعیش اینه که ‫حقیقت رو مخفی کنه، واسه همین... 334 00:22:20,718 --> 00:22:23,190 ‫شناخت دنیا رو سخت‌‌تر کرده. 335 00:22:23,224 --> 00:22:25,294 ‫و این... 336 00:22:25,328 --> 00:22:28,334 ‫این پیرمرد دانا باور داشت... 337 00:22:28,367 --> 00:22:30,805 ‫که حقیقت... 338 00:22:32,342 --> 00:22:36,717 ‫که فقط در سکوته که حقیقت وجود داره. 339 00:22:37,920 --> 00:22:40,358 ‫از راه‌های دیگه‌ ارتباط برقرار می‌‌کرد. 340 00:22:40,391 --> 00:22:44,466 ‫با غذایی که از باغش آماده می‌‌کرد... 341 00:22:44,499 --> 00:22:47,238 ‫محبتش رو منتقل می‌‌کرد... 342 00:22:47,272 --> 00:22:51,013 ‫قدردانی‌ش رو... 343 00:22:51,046 --> 00:22:53,284 ‫یا حتی بی‌‌تفاوتی‎ش رو... 344 00:22:54,887 --> 00:22:58,327 ‫طوری که هیچ کلمه‌ای ‫نمی‌تونست به این خوبی بیان کنه. 345 00:22:58,360 --> 00:23:02,001 ‫و می‌گفتن که این پیرمرد دانا... 346 00:23:03,905 --> 00:23:07,412 ‫با همین روش می‌تونست ‫نظر آدم‌ها رو عوض کنه. 347 00:23:09,850 --> 00:23:12,322 ‫می‌تونست... 348 00:23:12,355 --> 00:23:14,994 ‫سنگ‌ترین دل‌ها رو هم نرم کنه... 349 00:23:16,396 --> 00:23:18,200 ‫بدون اینکه حتی... 350 00:23:19,971 --> 00:23:21,440 ‫یه کلمه حرف بزنه. 351 00:23:47,458 --> 00:23:50,131 ‫دارم‌ به نتیجه می‌رسم یا نه؟ 352 00:23:53,103 --> 00:23:54,773 ‫وقتی که بچه بودم... 353 00:23:56,109 --> 00:23:57,947 ‫وقتایی که ناراحت بودم... 354 00:23:59,516 --> 00:24:02,121 ‫مامانم همه کارش رو ول می‌کرد... 355 00:24:02,155 --> 00:24:04,025 ‫و برام تخم مرغ درست می‌‌کرد... 356 00:24:05,896 --> 00:24:07,933 ‫نمی‌دونم چرا حالم رو خوب می‌کرد، ولی می‌کرد. 357 00:24:10,237 --> 00:24:11,908 ‫پس شاید حرفات درست باشن. 358 00:24:16,985 --> 00:24:18,554 ‫از سگ‌ها بیشتر برام بگو. 359 00:24:21,360 --> 00:24:24,332 ‫خیلی دوست‌داشتنی‌ان. آره. 360 00:24:24,366 --> 00:24:27,171 ‫20 دقیقه‌ست کاملاً بی‌حرکت نشستن. 361 00:24:27,205 --> 00:24:28,483 ‫واسه اینه که خیلی حرف‌گوش‌کن هستن... 362 00:24:28,507 --> 00:24:30,578 ‫یا دارن با همدیگه ایده ردوبدل می‌‌کنن؟ 363 00:24:30,611 --> 00:24:32,983 ‫اوه، خب، شنونده‌های بی‌نظیری‌‌ان. 364 00:24:33,017 --> 00:24:35,922 ‫بهشون گفتم بشینن، ‫واسه همین نشستن. 365 00:24:35,956 --> 00:24:37,893 ‫و اگه بهشون بگی خونۀ مهمون ما رو نجوئن... 366 00:24:37,926 --> 00:24:40,364 ‫بازم به حرفت گوش می‌‌دن؟ 367 00:24:42,135 --> 00:24:45,909 ‫به‌‌‌نظر با این موضوع اصلاً راحت نیستی... 368 00:24:45,942 --> 00:24:48,982 ‫و می‌دونی، من... واقعاً درک می‌‌کنم. 369 00:24:49,015 --> 00:24:50,584 ‫نمی‌خوام... 370 00:24:50,618 --> 00:24:52,321 ‫ببین، یدک‌کش رسید. 371 00:24:52,355 --> 00:24:55,494 ‫نمی‌خوام تو دردسر بیفتی یا ‫باعث بشم که از این کار پشیمون بشی. 372 00:24:55,528 --> 00:24:58,434 ‫از آشنایی باهات خوشحال شدم. ‫از آشپزی برات لذت بردم. 373 00:24:58,467 --> 00:24:59,536 ‫اجارۀ دو ماه. 374 00:25:00,906 --> 00:25:03,043 ‫به‌عنوان سپرده. 375 00:25:03,077 --> 00:25:04,847 ‫اوه، نه، مطمئن... 376 00:25:04,880 --> 00:25:06,450 ‫- خب، مطمئنین؟ ‫- نقد. 377 00:25:07,886 --> 00:25:11,126 ‫و باید سه شب تو هفته آشپزی کنی. 378 00:25:11,159 --> 00:25:12,996 ‫مواد غذایی رو هم از جیب خودت می‌‌خری. 379 00:25:15,460 --> 00:25:18,784 ‫اگه با این شرایط مشکلی نداری، ‫منم می‌تونم با این شرایط کنار بیام. 380 00:25:26,991 --> 00:25:28,394 ‫قبوله. 381 00:25:55,414 --> 00:25:57,018 ‫طوری‌مون نیست. 382 00:26:10,144 --> 00:26:13,150 ‫خب، تا یه مدت جامون امنه. 383 00:26:23,938 --> 00:26:25,708 ‫دفتر اطلاعات اف‌بی‌آی. 384 00:26:25,741 --> 00:26:27,861 ‫این خط ناامنه. ‫تماس‌تون رو به کجا وصل کنم؟ 385 00:26:49,389 --> 00:26:51,660 ‫من خوبم، بچه‌‌ها. 386 00:26:51,693 --> 00:26:53,965 ‫راحت باشین. 387 00:26:53,998 --> 00:26:56,136 ‫تولد کیه؟ 388 00:26:56,169 --> 00:26:57,371 ‫جو. 389 00:26:59,042 --> 00:27:01,379 ‫اگه تولد توئه، چرا خودت کیک نمی‌خوری؟ 390 00:27:01,413 --> 00:27:03,283 ‫خب، من کیک دوست ندارم. 391 00:27:03,317 --> 00:27:06,256 ‫یا جشن گرفتن تو محل کار رو. 392 00:27:06,289 --> 00:27:07,894 ‫اصلاً از تولد هم خوشم نمیاد. 393 00:27:08,460 --> 00:27:09,496 ‫باشه. 394 00:27:09,529 --> 00:27:11,399 ‫پس این کارا واسه چیه؟ 395 00:27:11,433 --> 00:27:14,974 ‫خب، بقیه این چیزا رو دوست دارن. 396 00:27:16,576 --> 00:27:17,612 ‫باشه. 397 00:27:19,082 --> 00:27:20,560 ‫اوه، باید در مورد این ‫آخرین اطلاعات رو بهتون بدیم. 398 00:27:20,584 --> 00:27:23,590 ‫- الان مناسبه؟ ‫- حتماً. 399 00:27:23,624 --> 00:27:25,338 ‫فقط یه‌کم وقت بدین وسایلم رو بذارم. 400 00:27:40,391 --> 00:27:42,337 ‫- اوضاعت چطوره، دخترجون؟ ‫- من خوبم. 401 00:27:42,338 --> 00:27:43,132 ‫خودت این‌‌جا چی‌کار می‌کنی؟ 402 00:27:43,163 --> 00:27:46,069 ‫به‌نظر که خیلی خوب نمیای. 403 00:27:46,102 --> 00:27:48,173 ‫خوب نیستم. 404 00:27:48,207 --> 00:27:50,077 ‫فقط چند هفته گذشته. 405 00:27:51,213 --> 00:27:52,548 ‫تو خوبی؟ 406 00:27:55,754 --> 00:27:59,128 ‫نه. 407 00:27:59,162 --> 00:28:01,399 ‫کارشون اشتباهه که تو ‫همچین شرایطی تو رو برگردوندن سر کار. 408 00:28:01,433 --> 00:28:03,203 ‫منظورم اینه که ‫شریل تو خونه بهت نیاز داره. 409 00:28:03,237 --> 00:28:04,372 ‫هنری تو خونه بهت نیاز داره. 410 00:28:04,405 --> 00:28:06,543 ‫خودت هم نیاز داری خونه باشی. 411 00:28:06,576 --> 00:28:09,249 ‫این‌جا حواس جو به همه‌‌‌‌چی هست. 412 00:28:09,282 --> 00:28:11,419 ‫ممنونم. جدی می‌‌گم. 413 00:28:11,453 --> 00:28:14,759 ‫در حال حاضر، ازم خواسته شده ‫که کارم رو انجام بدم... 414 00:28:14,792 --> 00:28:19,402 ‫واسه همین دارم سعی می‌‌کنم ‫روی کارم تمرکز کنم. 415 00:28:19,435 --> 00:28:21,172 ‫بیا تو، جو. 416 00:28:21,206 --> 00:28:22,475 ‫چی داری؟ 417 00:28:24,412 --> 00:28:27,485 ‫خب، روی این اسم‎‌های مستعار کار می‌کردیم... 418 00:28:27,518 --> 00:28:28,442 ‫ولی چیز زیادی دست‌مون ‫نیست که باهاش کاری کنیم. 419 00:28:28,443 --> 00:28:29,367 ‫اسم‌ مستعار؟ 420 00:28:29,389 --> 00:28:30,591 ‫- آره. ‫- چه اسم‌های مستعاری؟ 421 00:28:30,624 --> 00:28:32,595 ‫اسم‌های سوژه، اسم‌های چیس. 422 00:28:32,628 --> 00:28:35,334 ‫- اسم مستعار از کجا آوردیم؟ ‫- از سازمان. 423 00:28:35,367 --> 00:28:37,772 ‫یه‌جوری تونستن 6 تا اسم پیدا کن. 424 00:28:37,805 --> 00:28:40,077 ‫و اگه بتونیم مطمئن بشیم ‫که این اسم‌ها برای چیس بودن... 425 00:28:40,110 --> 00:28:42,157 ‫می‌تونیم حساب‌های بانکی‌شون ‫و محل سکونت‌شون رو تحت نظر داشته باشیم... 426 00:28:42,181 --> 00:28:43,793 ‫و نذاریم چیس کارش رو راحت پیش ببره. 427 00:28:43,817 --> 00:28:46,098 ‫صبر کن، فکر می‌‌کردم موقعی که ‫این اتفاق‌ها افتاد تو اون‌‌جا بودی. 428 00:28:46,122 --> 00:28:47,634 ‫- چطور نمی‌دونستی اینو داریم؟ ‫- وقتی رسیدم... 429 00:28:47,658 --> 00:28:49,696 ‫یکی به نام واترز، مسئول عملیات بود. 430 00:28:49,729 --> 00:28:52,201 ‫ظاهراً نمی‌خواسته من بدونم. 431 00:28:52,235 --> 00:28:54,272 ‫- چرا باید همچین چیزی رو ازت مخفی کنه؟ ‫- خدا می‌‌دونه. 432 00:28:54,305 --> 00:28:56,610 ‫تو این مورد به همه فشار بیارین. 433 00:28:56,643 --> 00:29:00,718 ‫و هر اطلاعات خامی که ‫به‌دست میارین رو برای منم بفرستین. 434 00:29:00,751 --> 00:29:03,724 ‫منم باید حواسم به همه‌چی باشه. 435 00:29:03,757 --> 00:29:05,160 ‫و... 436 00:29:05,194 --> 00:29:07,064 ‫اوه، یه لطفی بکن. ‫در رو ببند. 437 00:29:11,273 --> 00:29:14,212 ‫یه اسم دیگه هم دارم که باید ردیابی‌ش کنیم... 438 00:29:14,245 --> 00:29:16,683 ‫ولی می‌خوام خود شماها انجامش بدین. 439 00:29:16,716 --> 00:29:18,787 ‫- نه هیچ‌‌‌‌کس دیگه‌. ‫- باشه. چه اسمی؟ 440 00:29:19,349 --> 00:29:20,388 ‫نمی‌دونم.‏ 441 00:29:21,490 --> 00:29:23,797 ‫دن چیس یه دختر داره.‏ 442 00:29:23,831 --> 00:29:27,437 ‫هیچی ازش نمی‌دونم،‏ ‫ولی می‌دونم وجود داره.‏ 443 00:29:27,470 --> 00:29:30,109 ‫و اینم می‌دونم اگه پیداش کنم...‏ 444 00:29:30,143 --> 00:29:31,712 ‫می‌تونم دن رو کنترل کنم.‏ 445 00:29:31,746 --> 00:29:33,559 ‫خب، اگه چیزی ازش نمی‌دونی ‫از کجا می‌دونی...‏ 446 00:29:33,583 --> 00:29:35,754 ‫‏- وجود داره؟ ‫‏- دن رو می‌شناسم.‏ 447 00:29:35,788 --> 00:29:38,526 ‫می‌شناختمش، دست‌کم.‏ 448 00:29:38,559 --> 00:29:40,798 ‫با هم خدمت کردیم.‏ 449 00:29:40,831 --> 00:29:43,269 ‫خدایا. واسه همین تو رو خبر کردن.‏ 450 00:29:43,302 --> 00:29:44,605 ‫آره.‏ 451 00:29:44,638 --> 00:29:46,175 ‫مربوطه به خیلی وقت پیش...‏ 452 00:29:46,208 --> 00:29:49,248 ‫ولی آره، توی این پرونده مستقیماً درگیرم...‏ 453 00:29:49,281 --> 00:29:51,085 ‫واسه همین می‌خوام حتماً به نتیجه برسه.‏ 454 00:29:51,118 --> 00:29:53,122 ‫خیلی خب.‏ 455 00:29:53,155 --> 00:29:55,026 ‫دنبالش می‌‌گردم. 456 00:30:02,507 --> 00:30:03,777 ‫درضمن، دخترجون.‏ 457 00:30:05,513 --> 00:30:08,252 ‫لازم نیست نگران من باشی.‏ 458 00:30:09,288 --> 00:30:10,523 ‫ولی نگرانتم.‏ 459 00:30:25,524 --> 00:30:30,524 ‫کاری از بهادر و صاحب 460 00:30:45,309 --> 00:30:46,637 ‫پیتر؟ 461 00:30:52,607 --> 00:30:55,346 ‫‏- سلام عرض شد.‏ ‫‏- سلام.‏ 462 00:30:55,380 --> 00:30:58,319 ‫من باید آشپزی کنم؟ 463 00:30:59,288 --> 00:31:02,828 ‫نه... نه. فقط...‏ 464 00:31:02,862 --> 00:31:04,799 ‫گمونم یه درخواستی ازت دارم.‏ 465 00:31:04,832 --> 00:31:07,237 ‫اوه، باشه.‏ 466 00:31:10,476 --> 00:31:12,113 ‫می‌خوام با هم شام بخوریم.‏ 467 00:31:15,687 --> 00:31:16,890 ‫اوه.‏ 468 00:31:16,923 --> 00:31:19,628 ‫الان... گیج شدم.‏ 469 00:31:19,661 --> 00:31:21,165 ‫من باید غذا درست کنم؟ 470 00:31:21,198 --> 00:31:23,469 ‫نه، نه.‏ 471 00:31:23,502 --> 00:31:26,342 ‫یعنی... شام دیگه.‏ 472 00:31:27,912 --> 00:31:30,350 ‫بیرون از خونه. با من.‏ 473 00:31:32,520 --> 00:31:33,757 ‫آهان. 474 00:31:36,528 --> 00:31:38,332 ‫باشه، حتماً. چرا که نه.‏ 475 00:31:47,317 --> 00:31:48,619 ‫بابا.‏ 476 00:31:48,653 --> 00:31:50,490 ‫بله.‏ 477 00:31:51,893 --> 00:31:53,629 ‫‏- بابا.‏ ‫‏- بله.‏ 478 00:31:53,663 --> 00:31:55,533 ‫‏- می‌دونم.‏ ‫‏- می‌خوام بگم...‏ 479 00:31:55,566 --> 00:31:56,936 ‫ببین، اگه قبول نمی‌کردم...‏ 480 00:31:56,970 --> 00:31:58,706 ‫ممکن بود مشکوک بشه به اینکه...‏ 481 00:31:58,740 --> 00:32:01,578 ‫نمی‌خوام توی مکان‌های عمومی دیده بشم.‏ 482 00:32:01,612 --> 00:32:03,917 ‫‏- بابا.‏ ‫‏- ببین، نمی‌دونم.‏ 483 00:32:03,950 --> 00:32:05,754 ‫دعوتم کرد، منم قبول کردم.‏ 484 00:32:05,788 --> 00:32:07,958 ‫همین‌‌جوری شد دیگه.‏ 485 00:32:07,992 --> 00:32:10,496 ‫چی می‌خوای بهت بگم؟ ‫مشکلی پیش نمیاد، خب؟ 486 00:32:10,530 --> 00:32:11,776 ‫گارسون الان میاد خدمت‌تون.‏ 487 00:32:11,800 --> 00:32:13,636 ‫‏- ممنون.‏ ‫‏- می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم.‏ 488 00:32:23,255 --> 00:32:24,859 ‫چه‌قدرم که جذابه. 489 00:32:24,892 --> 00:32:28,265 ‫چطوره بذارمش سر جاش.‏ 490 00:32:28,299 --> 00:32:30,503 ‫تظاهر می‌کنیم ‫اصلاً همچین اتفاقی نیفتاده.‏ 491 00:32:30,536 --> 00:32:32,207 ‫ببینم چه قرص‌هایی داری.‏ 492 00:32:42,026 --> 00:32:43,462 ‫رفلاکس معده.‏ 493 00:32:43,496 --> 00:32:45,901 ‫آه، رفلاکس معده.‏ 494 00:32:48,239 --> 00:32:50,176 ‫استاتین؟ 495 00:32:55,653 --> 00:32:59,461 ‫‏- چیزی داری که من نداشته باشم؟ ‫‏- فسفاتیدیل سرین.‏ 496 00:32:59,494 --> 00:33:02,667 ‫‏- تو فسفاتیدیل سرین داری؟ ‫‏- اون دیگه چه قرصیه؟ 497 00:33:02,700 --> 00:33:04,939 ‫ضد زوال ادراکیه. 498 00:33:06,375 --> 00:33:08,312 ‫احتمالاً هیچ فایده‌ای نداره، می‌دونی که.‏ 499 00:33:08,345 --> 00:33:10,545 ‫آره، احتمالاً حق با توئه.‏ 500 00:33:11,225 --> 00:33:15,026 ‫ولی زنم... از بیماری هانتینگتون مرد.‏ 501 00:33:15,059 --> 00:33:17,965 ‫بعد از شیش سال زوال عقل شدید...‏ 502 00:33:17,998 --> 00:33:19,634 ‫من واسه محکم‌کاری هر کاری می‌‌کنم. 503 00:33:21,605 --> 00:33:23,576 ‫فکر می‌کردم این کار خیلی ناجور باشه.‏ 504 00:33:23,609 --> 00:33:26,582 ‫چیه، تا حالا با مسابقۀ قرص‌شناسی...‏ 505 00:33:26,615 --> 00:33:28,920 ‫یه قرار رو شروع نکرده بودی؟ 506 00:33:28,954 --> 00:33:30,991 ‫تا جایی که یادم میاد نه. 507 00:33:33,062 --> 00:33:35,566 ‫واسه تو چند وقت گذشته؟ 508 00:33:35,600 --> 00:33:37,437 ‫از آخرین‌باری که با یه ‫آدم جدید قرار گذاشتی؟ 509 00:33:40,508 --> 00:33:42,347 ‫حدوداً زمان جورج بوش.‏ 510 00:33:42,380 --> 00:33:43,784 ‫اوه. کدوم یکی؟ 511 00:33:43,817 --> 00:33:45,419 ‫سال 1988. 512 00:33:45,453 --> 00:33:47,557 ‫اوه، پس...‏ 513 00:33:47,590 --> 00:33:49,762 ‫خیلی ازش گذشته.‏ 514 00:33:49,796 --> 00:33:51,766 ‫آره، الان می‌فهمم چه‌قدر گذشته.‏ 515 00:33:51,800 --> 00:33:53,804 ‫تو چطور؟ 516 00:33:53,837 --> 00:33:55,774 ‫یه‌کم قبل‌تر از تو.‏ 517 00:33:57,945 --> 00:34:00,316 ‫با همسرم قرار داشتم.‏ 518 00:34:00,349 --> 00:34:02,587 ‫چه مدته که فوت شده؟ 519 00:34:02,620 --> 00:34:06,061 ‫یه‌کم بیشتر از 5 سال.‏ 520 00:34:06,094 --> 00:34:08,733 ‫آره، ما...‏ 521 00:34:08,767 --> 00:34:11,438 ‫ما 21 سال با هم زندگی کردیم.‏ 522 00:34:11,472 --> 00:34:13,877 ‫ولی...‏ 523 00:34:13,910 --> 00:34:16,615 ‫خیلی قبل‌تر از ازدواج‌مون ‫مطمئن بودم نیمۀ گمشدۀ منه.‏ 524 00:34:16,648 --> 00:34:19,721 ‫پیچیده‌تر از اونی بود ‫که بخوام اون زمان پا پیش بذارم...‏ 525 00:34:19,755 --> 00:34:22,560 ‫ولی از همون لحظه‌ای که دیدمش...‏ 526 00:34:22,594 --> 00:34:23,997 ‫مطمئن بودم نیمۀ گشده‌مه.‏ 527 00:34:26,639 --> 00:34:29,478 ‫از طلاقت چه مدت می‌گذره؟ 528 00:34:31,746 --> 00:34:33,682 ‫تقریباً مثل تو.‏ 529 00:34:33,716 --> 00:34:34,886 ‫پنج سال.‏ 530 00:34:34,919 --> 00:34:36,299 ‫چی شد؟ 531 00:34:38,440 --> 00:34:40,496 ‫البته مجبور نیستی نبش قبرش کنی.‏ 532 00:34:40,530 --> 00:34:41,833 ‫نه، نه، مشکلی نیست.‏ 533 00:34:41,866 --> 00:34:43,297 ‫اون...‏ 534 00:34:45,149 --> 00:34:47,377 ‫عجیبه که تو دربارۀ همسر فوت شده‌ات...‏ 535 00:34:47,410 --> 00:34:49,098 ‫راحت‌تر از من درباره همسر مطلقه‌م...‏ 536 00:34:49,123 --> 00:34:50,751 ‫می‌تونی حرف بزنی؟ 537 00:34:50,784 --> 00:34:52,086 ‫نه، این‌‌طور نیست.‏ 538 00:34:57,236 --> 00:34:58,793 ‫این‌‌طور نیست، درسته؟ 539 00:35:05,018 --> 00:35:08,586 ‫خب، تو دهۀ 20 سالگی‌مون بودیم ‫که ازدواج کردیم،‏ و به‌نظر منطقی بود.‏ 540 00:35:08,619 --> 00:35:10,023 ‫ما...‏ 541 00:35:10,991 --> 00:35:13,150 ‫من هر طور که می‌تونستم ازش حمایت می‌کردم.‏ 542 00:35:13,175 --> 00:35:15,390 ‫اون از معاشرت با من خوشحال بود،‏ ‫منم از معاشرت با اون.‏ 543 00:35:15,415 --> 00:35:16,936 ‫زندگی‌مون رو بهتر کردیم. 544 00:35:16,970 --> 00:35:20,543 ‫مهمونی می‌دادیم و دعوا می‌‌کردیم... 545 00:35:20,576 --> 00:35:22,877 ‫عذرخواهی می‌کردیم، و...‏ 546 00:35:22,902 --> 00:35:25,486 ‫‏- می‌خندیدیم و با هم کنار می‌‌اومدیم. ‫‏- اوهوم.‏ 547 00:35:25,519 --> 00:35:27,724 ‫‏- یه پسر هم داشتیم.‏ ‫‏- اوهوم.‏ 548 00:35:27,758 --> 00:35:31,331 ‫عاشقش بودم، برام عزیز بود...‏ 549 00:35:32,421 --> 00:35:34,687 ‫یه زندگی داشتیم، می‌دونی. ‫روش کار کردیم. 550 00:35:34,712 --> 00:35:38,265 ‫و همه‌چی خوب بود تا اینکه یه روز دیگه نبود.‏ 551 00:35:39,147 --> 00:35:42,671 ‫بعد یه زن وارد زندگی شوهرم شد...‏ 552 00:35:43,455 --> 00:35:45,022 ‫که خیلی هم از من جوون‌تر بود.‏ 553 00:35:45,923 --> 00:35:47,392 ‫بعد همه‌چی تموم شد.‏ 554 00:35:47,417 --> 00:35:49,225 ‫و خونه‌م سوت و کور شد.‏ 555 00:35:50,701 --> 00:35:53,409 ‫اوه. حق تو این نبود.‏ 556 00:35:56,849 --> 00:35:57,851 ‫ممنون.‏ 557 00:35:58,468 --> 00:35:59,688 ‫جدی گفتم.‏ 558 00:35:59,721 --> 00:36:00,891 ‫خب؟ 559 00:36:04,231 --> 00:36:06,101 ‫مطمئنی؟ 560 00:36:07,319 --> 00:36:08,885 ‫بله، مطمئنم.‏ 561 00:36:15,612 --> 00:36:17,623 ‫پس بذار از یه زاویۀ دیگه برات تعریف کنم.‏ 562 00:36:25,259 --> 00:36:30,180 ‫وقتی تو دهۀ 20 سالگی‌مون ازدواج کردیم،‏ ‫برای همه منطقی بود.‏ 563 00:36:31,951 --> 00:36:34,201 ‫کاملاً مطمئنم واسه منم منطقی بود.‏ 564 00:36:35,630 --> 00:36:37,367 ‫از معاشرت با هم لذت می‌بردیم.‏ 565 00:36:38,900 --> 00:36:40,373 ‫یه زندگی داشتیم.‏ 566 00:36:41,204 --> 00:36:44,711 ‫تا اینکه یه روز بیدار شدم ‫و نمی‌تونستم نفس بکشم.‏ 567 00:36:45,810 --> 00:36:49,322 ‫با بدبختی تا جلوی آینه رفتم و...‏ 568 00:36:50,768 --> 00:36:54,002 ‫چشم‌ها مال خودم بود ولی صورت نه.‏ 569 00:36:54,672 --> 00:36:55,941 ‫صورت خودم نبود.‏ 570 00:36:57,492 --> 00:36:59,730 ‫صورت مادرم بود، یا...‏ 571 00:37:00,564 --> 00:37:02,701 ‫صورت یه غریبه.‏ 572 00:37:05,052 --> 00:37:06,729 ‫دیگه چیزی منطقی نبود.‏ 573 00:37:08,158 --> 00:37:11,666 ‫منم این شجاعت رو پیدا کردم ‫تا با شوهرم حرف بزنم...‏ 574 00:37:12,368 --> 00:37:15,868 ‫و گفتم: «یه‌جای کار شدیداً می‌لنگه...‏ 575 00:37:16,492 --> 00:37:18,640 ‫این زندگی واسه من نیست.»‏ 576 00:37:19,639 --> 00:37:22,044 ‫ولی می‌خواستم یه‌جوری درستش کنم.‏ 577 00:37:22,086 --> 00:37:24,157 ‫می‌خواستم با اون درستش کنم.‏ 578 00:37:24,190 --> 00:37:26,963 ‫می‌خواستم زندگی درست رو با اون داشته باشم.‏ 579 00:37:28,299 --> 00:37:29,912 ‫اون قبول کرد...‏ 580 00:37:30,636 --> 00:37:33,843 ‫فداکاری کرد،‏ ‫حمایت کرد...‏ 581 00:37:33,877 --> 00:37:37,050 ‫زندگی رو بهتر کرد،‏ سازش کرد، ولی...‏ 582 00:37:39,916 --> 00:37:41,820 ‫من خوشحال‌تر نشدم.‏ 583 00:37:43,930 --> 00:37:45,082 ‫ولی سعیم رو کردم.‏ 584 00:37:46,488 --> 00:37:47,769 ‫سعی کردم.‏ 585 00:37:51,311 --> 00:37:52,608 ‫سعی کردم.‏ 586 00:37:57,536 --> 00:37:59,974 ‫نهایتاً دیگه نمی‌تونست فداکاری کنه.‏ 587 00:37:59,999 --> 00:38:02,166 ‫در نهایت، یه زندگی منطقی...‏ 588 00:38:02,200 --> 00:38:05,650 ‫با زنی رو پیدا کرد...‏ 589 00:38:05,675 --> 00:38:07,043 ‫که وقتی می‌خواست خوشحالش کنه...‏ 590 00:38:07,076 --> 00:38:08,545 ‫به در بسته نمی‌خورد.‏ 591 00:38:09,714 --> 00:38:11,585 ‫و هرچه‌قدر که با اون خوشحال‌تر می‌شد...‏ 592 00:38:11,618 --> 00:38:14,023 ‫نسبت به من بی‌میل‌تر می‌شد...‏ 593 00:38:14,057 --> 00:38:15,077 ‫و...‏ 594 00:38:16,450 --> 00:38:18,021 ‫کینه‌ای. 595 00:38:20,420 --> 00:38:23,193 ‫و زندگیم خیلی خیلی سوت و کور شد.‏ 596 00:38:28,541 --> 00:38:30,858 ‫چرا داستان رو از این زاویه تعریف می‌کنی؟ 597 00:38:35,858 --> 00:38:37,768 ‫واسه خودم از هر دو زاویه تعریفش می‌کنم.‏ 598 00:38:38,991 --> 00:38:41,025 ‫واقعاً نمی‌دونم حقیقت کدومه.‏ 599 00:38:42,289 --> 00:38:43,524 ‫من...‏ 600 00:38:43,549 --> 00:38:47,056 ‫فکر نکنم این اتفاق تقصیر تو بوده باشه.‏ 601 00:38:47,090 --> 00:38:50,596 ‫آدم نمی‌تونه احساس خودش رو کنترل کنه، نه؟ 602 00:38:53,335 --> 00:38:55,573 ‫تو ظالم ماجرا نیستی.‏ 603 00:38:59,380 --> 00:39:01,128 ‫امیدوارم این درست باشه.‏ 604 00:39:03,122 --> 00:39:04,768 ‫به‌نظرم درسته.‏ 605 00:39:05,292 --> 00:39:07,409 ‫ولی اینم می‌دونم که...‏ 606 00:39:07,434 --> 00:39:10,703 ‫هیچ‌‌‌کس هیچ‌وقت خودش رو ظالم نمی‌بینه.‏ 607 00:39:11,650 --> 00:39:12,670 ‫درسته؟ 608 00:39:13,836 --> 00:39:15,295 ‫ولی وجود دارن.‏ 609 00:39:15,717 --> 00:39:17,888 ‫توی هر داستانی یه ظالم هست.‏ 610 00:39:19,573 --> 00:39:20,894 ‫شاید دلیلش همینه.‏ 611 00:39:21,355 --> 00:39:24,698 ‫شاید تنها کسی که می‌تونه ظالم باشه...‏ 612 00:39:24,835 --> 00:39:27,308 ‫همونیه که خودش رو ظالم نمی‌بینه.‏ 613 00:39:33,026 --> 00:39:35,330 ‫ببخشید. زیادی حرف زدم؟ 614 00:39:44,033 --> 00:39:46,107 ‫‏- منوی شراب‌مون رو براتون بیارم؟ ‫‏- بله.‏ 615 00:39:46,141 --> 00:39:47,643 ‫بله.‏ 616 00:40:09,041 --> 00:40:10,310 ‫سلام.‏ 617 00:40:11,993 --> 00:40:14,097 ‫ری واترز هستم.‏ 618 00:40:15,166 --> 00:40:16,368 ‫رابط شما با سیا...‏ 619 00:40:16,393 --> 00:40:18,272 ‫البته انگار این‌جا کسی از ارتباط با من...‏ 620 00:40:18,305 --> 00:40:20,209 ‫هیجان‌زده نیست.‏ 621 00:40:21,478 --> 00:40:23,850 ‫انگار یکی بهشون دستور داده ‫منو تحویل نگیرن.‏ 622 00:40:23,883 --> 00:40:25,647 ‫می‌دونی کی ممکنه این دستور رو داده باشه؟ 623 00:40:26,688 --> 00:40:29,139 ‫بله، کار خودمه.‏ 624 00:40:30,296 --> 00:40:31,698 ‫خیلی خب.‏ 625 00:40:33,882 --> 00:40:37,581 ‫چون من با رئیس‌تون ‫کاملاً صادق نبودم، ناراحتی.‏‎ 626 00:40:39,080 --> 00:40:40,518 ‫ممکنه دلیلش رو بدونم؟ 627 00:40:41,822 --> 00:40:44,859 ‫خب، اون منو از کوانتیکو استخدام کرد...‏ 628 00:40:44,892 --> 00:40:48,031 ‫منو وارد این حرفه کرد،‏ ‫تقریباً هر چی که بلدم رو بهم یاد داد...‏ 629 00:40:48,065 --> 00:40:50,405 ‫وقتی ممکن بود توی خطر بیفته ‫ازم محافظت کرد.‏ 630 00:40:50,430 --> 00:40:51,772 ‫ادامه بدم؟ 631 00:40:51,806 --> 00:40:53,351 ‫نه، خیلی با هم صمیمی‌این. 632 00:40:53,375 --> 00:40:54,375 ‫متوجهم.‏ 633 00:40:54,903 --> 00:40:57,151 ‫پس گمونم از فراز همزاد برات گفته باشه.‏ 634 00:41:01,489 --> 00:41:02,575 ‫نگفته؟ 635 00:41:03,213 --> 00:41:05,091 ‫خب، جالبه.‏ 636 00:41:06,013 --> 00:41:07,914 ‫امروز با چند نفر تماس گرفتم تا بفهمم...‏ 637 00:41:07,938 --> 00:41:09,524 ‫دقیقاً با چی طرف هستیم.‏ 638 00:41:10,143 --> 00:41:11,643 ‫می‌خوای بدونی چی شنیدم؟ 639 00:41:13,870 --> 00:41:16,154 ‫فراز همزاد زمان تهاجم شوروی...‏ 640 00:41:16,187 --> 00:41:18,158 ‫تو افغانستان فرمانده جنگی بوده.‏ 641 00:41:18,191 --> 00:41:20,162 ‫آدم محبوب‌مون نبوده، درسته؟ 642 00:41:20,195 --> 00:41:22,673 ‫ولی اون‌‌قدر وحشتناک بود ‫که نادیده نگیریمش.‏ 643 00:41:24,337 --> 00:41:26,403 ‫اما چیزی که باعث می‌شد وحشتناک باشه...‏ 644 00:41:27,209 --> 00:41:29,356 ‫یکی از افرادش بود...‏ 645 00:41:29,800 --> 00:41:32,071 ‫که ترس به جون همه انداخته بود.‏ 646 00:41:33,488 --> 00:41:36,418 ‫از فاصله یه کیلومتری فرمانده دشمن رو ‫با گلوله کشته بود.‏ 647 00:41:37,122 --> 00:41:41,037 ‫می‌گن که تنهایی به گردان‌های روسی...‏ 648 00:41:41,071 --> 00:41:42,440 ‫حمله می‌کرده.‏ 649 00:41:42,473 --> 00:41:44,812 ‫منظورم اهداف راحت نیست...‏ 650 00:41:44,845 --> 00:41:47,049 ‫دارم از اون گردان‌های ‫سرسخت حرف می‌زنم.‏ 651 00:41:47,083 --> 00:41:50,459 ‫و بعدش خیلی راحت ناپدید می‌شد...‏ 652 00:41:50,484 --> 00:41:54,330 ‫توی سکوت مطلق یه دوجین آدم می‌کشت.‏ 653 00:41:54,364 --> 00:41:57,447 ‫نه زنگ خطری، نه شاهدی.‏ 654 00:41:58,204 --> 00:41:59,818 ‫طرف یه دیوانۀ به تمام معناست...‏ 655 00:41:59,842 --> 00:42:00,842 ‫مگه نه؟ 656 00:42:01,647 --> 00:42:03,953 ‫توی درۀ پنجشیر...‏ 657 00:42:03,978 --> 00:42:06,951 ‫بهش می‌گفتن بابا گوگوری.‏ ‫(لولو خورخوره) 658 00:42:08,820 --> 00:42:12,166 ‫یعنی «هیولایی که همه‌چیز رو می‌خوره.»‏ 659 00:42:15,742 --> 00:42:17,785 ‫توی لنگلی، یه شایعه پخش شده بود.‏ 660 00:42:17,810 --> 00:42:21,318 ‫می‌گفتن باباگوگوری ‫عضو سابق سیا بوده.‏ 661 00:42:22,855 --> 00:42:25,110 ‫خیلی جنجال‌برانگیزه، نه؟ یه...‏ 662 00:42:25,135 --> 00:42:28,116 ‫یه جاسوس آمریکایی که توی جنگ ‫روس‌ها رو می‌کشه.‏ 663 00:42:28,141 --> 00:42:29,978 ‫بهترین بخش ماجرا این نیست.‏ 664 00:42:30,003 --> 00:42:32,107 ‫می‌گن که...‏ 665 00:42:32,306 --> 00:42:34,243 ‫معاون همزاد...‏ 666 00:42:34,277 --> 00:42:36,634 ‫روح یا همون باباگوگوری...‏ 667 00:42:38,671 --> 00:42:40,442 ‫دن چیس بوده.‏ 668 00:42:41,558 --> 00:42:44,030 ‫اینکه همزاد می‌خواد بعد این همه سال، ‫با استفاده از ما...‏ 669 00:42:44,063 --> 00:42:45,099 ‫دوباره به دن برسه.‏ 670 00:42:45,132 --> 00:42:47,169 ‫انگار یه‌جور کینه‌ست...‏ 671 00:42:47,195 --> 00:42:48,915 ‫که هرگز از بین نرفته. 672 00:42:49,703 --> 00:42:52,388 ‫و این چه ربطی به نایب‌رئیس داره؟ 673 00:42:57,349 --> 00:43:00,129 ‫رئیس پایگاه اسلام‌آباد که در اون زمان...‏ 674 00:43:00,162 --> 00:43:03,858 ‫بر حمایت سیا از مجاهدین نظارت داشته...‏ 675 00:43:05,125 --> 00:43:06,662 ‫هرولد هارپر بوده.‏ 676 00:43:08,238 --> 00:43:10,394 ‫واسه‌ آدم سؤال می‌شه ‫از چه چیزهایی خبر داشته. 677 00:43:10,419 --> 00:43:12,897 ‫نه؟ سؤال می‌شه چه کارهایی کرده.‏ 678 00:43:12,921 --> 00:43:15,894 ‫سؤال می‌شه برای مخفی نگه داشتن این قضیه...‏ 679 00:43:15,927 --> 00:43:17,931 ‫تا کجا حاضره پیش بره.‏ 680 00:43:24,462 --> 00:43:26,661 ‫توی لنگلی اینو بهت یاد دادن؟ 681 00:43:28,224 --> 00:43:31,291 ‫مهم نیست چه‌قدر گند بالا میاری...‏ 682 00:43:31,324 --> 00:43:33,573 ‫کافیه با یه نیروی سازمان صمیمی بشی و ازش...‏ 683 00:43:33,598 --> 00:43:35,399 ‫برای سرزنش یکی دیگه استفاده کنی؟ 684 00:43:38,071 --> 00:43:41,024 ‫اگه فکر کردی من به ‫هرولد هارپر خیانت می‌کنم...‏ 685 00:43:41,946 --> 00:43:44,017 ‫اصلاً کارت رو خوب بلد نیستی.‏ 686 00:43:48,948 --> 00:43:50,313 ‫نظر منو بخوای...‏ 687 00:43:50,870 --> 00:43:53,107 ‫چیزی که توی لنگلی ‫بهمون یاد می‌دن اینه که...‏ 688 00:43:53,132 --> 00:43:56,025 ‫وقتی یه‌ هدف خودش زودتر ‫بحث صمیمی شدن رو وسط می‌کشه...‏ 689 00:43:57,142 --> 00:43:58,612 ‫حتی وقتی بگه خودش ‫هرگز خیانت نمی‌کنه...‏ 690 00:43:58,645 --> 00:44:02,219 ‫و مخصوصاً وقتی که می‌گه خیانت نمی‌کنه...‏ 691 00:44:04,546 --> 00:44:07,421 ‫خب، انگار کارت رو خیلی خوب بلدی، نه؟ 692 00:44:08,155 --> 00:44:09,968 ‫گمونم بتونی ادامۀ جلمه‌م رو تکمیل کنی.‏ 693 00:44:26,187 --> 00:44:28,224 ‫باید همگام‌سازی بشه.‏ 694 00:44:30,941 --> 00:44:32,660 ‫گوشی مسخره.‏ 695 00:44:56,973 --> 00:44:58,074 ‫پسرمه.‏ 696 00:44:59,077 --> 00:45:00,312 ‫سلام، عزیزم.‏ 697 00:45:01,538 --> 00:45:04,143 ‫آه... نه، فقط...‏ 698 00:45:04,177 --> 00:45:05,947 ‫رفته بودم بیرون غذا بخورم. چی شده؟ 699 00:45:08,080 --> 00:45:09,116 ‫نه، پرداختش کردم.‏ 700 00:45:10,399 --> 00:45:12,369 ‫آره. آره، مطمئنم.‏ 701 00:45:12,560 --> 00:45:15,666 ‫چند روز پیش. خب؟ 702 00:45:15,699 --> 00:45:18,146 ‫همه‌چیز توی دفتر امور مالی باید مرتب باشه.‏ 703 00:45:18,856 --> 00:45:19,942 ‫مشکلی نیست.‏ 704 00:45:21,177 --> 00:45:22,948 ‫بهت زنگ می‌زنم. دوستت دا...‏ 705 00:45:26,978 --> 00:45:29,202 ‫خب، گند زد به حال‌مون، ها؟ 706 00:45:31,498 --> 00:45:32,700 ‫وای خدا. واقعاً بد شد.‏ 707 00:45:32,734 --> 00:45:34,303 ‫‏- خیلی...‏ ‫‏- نگاه کن.‏ 708 00:45:37,104 --> 00:45:39,689 ‫‏- باید دور بزنم؟ ‫‏- چرا؟ 709 00:45:39,714 --> 00:45:41,781 ‫دو لیوان شراب خوردم.‏ 710 00:45:42,242 --> 00:45:44,974 ‫نه. نه، دور نزن.‏ 711 00:45:44,999 --> 00:45:48,031 ‫فقط عادی رانندگی کن...‏ 712 00:45:48,064 --> 00:45:50,202 ‫آروم بایست، دستت به فرمون باشه...‏ 713 00:45:50,235 --> 00:45:52,129 ‫و به دستورات‌شون عمل کن، خب؟ 714 00:46:09,857 --> 00:46:11,501 ‫‏- شب بخیر.‏ ‫‏- سلام.‏ 715 00:46:12,204 --> 00:46:13,647 ‫کجا دارین می‌رین؟ 716 00:46:13,672 --> 00:46:15,586 ‫خونه. ما...‏ 717 00:46:15,619 --> 00:46:17,056 ‫شام خوردیم، داریم می‌ریم خونه.‏ 718 00:46:21,393 --> 00:46:23,130 ‫گواهینامه و کارت ماشین، لطفاً.‏ 719 00:46:23,155 --> 00:46:24,200 ‫البته.‏ 720 00:46:28,664 --> 00:46:31,033 ‫ممکنه شما هم کارت‌شناسایی‌تون ‫رو نشون بدین، آقا؟ 721 00:46:31,659 --> 00:46:33,040 ‫روند عادیشه؟ 722 00:46:33,065 --> 00:46:34,902 ‫‏- اون رانندگی نمی‌کرد.‏ ‫‏- خیلی طول نمی‌کشه.‏ 723 00:46:34,927 --> 00:46:37,105 ‫‏- سریع کارتون رو راه می‌‌اندازیم. جناب؟ ‫‏- می‌دونین...‏ 724 00:46:37,129 --> 00:46:38,598 ‫سرکار، عذر می‌خوام.‏ 725 00:46:38,632 --> 00:46:40,078 ‫با عجله راه افتادیم.‏ ‫کیفم رو نیاوردم.‏ 726 00:46:40,102 --> 00:46:43,341 ‫سرکار، من و همسرم خیلی وقته ‫توی این منطقه‏ ساکن هستیم.‏ 727 00:46:43,375 --> 00:46:44,872 ‫این واقعاً لازمه؟ 728 00:46:45,653 --> 00:46:46,700 ‫عذرمی‌خوام.‏ 729 00:46:49,996 --> 00:46:52,626 ‫‏- ببخشید، فکر کردم...‏ ‫‏- مشکلی پیش نمیاد. باور کن.‏ 730 00:47:01,857 --> 00:47:03,839 ‫از هردوتون می‌خوام از ماشین بیاین بیرون.‏ 731 00:47:12,492 --> 00:47:14,330 ‫اون‌جا وایستین، خانم.‏ 732 00:47:19,680 --> 00:47:21,099 ‫از این طرف، لطفاً.‏ 733 00:47:21,124 --> 00:47:23,095 ‫شب قشنگیه، ها؟ 734 00:47:56,951 --> 00:47:58,258 ‫چیزی نیست.‏ 735 00:47:59,610 --> 00:48:01,881 ‫چیزی نیست، ولی باید بریم.‏ 736 00:48:02,025 --> 00:48:03,444 ‫تو کی هستی؟ 737 00:48:04,110 --> 00:48:06,080 ‫لطفاً، سوار ماشین شو.‏ 738 00:48:06,309 --> 00:48:08,112 ‫نمی‌تونم.‏ 739 00:48:10,633 --> 00:48:11,795 ‫می‌بینمت.‏ 740 00:48:32,761 --> 00:48:35,699 ‫واحد 42،‏ ‫اعزام به جاده 3488 ریورساید درایو .‏ 741 00:48:35,733 --> 00:48:37,813 ‫‏- دریافت می‌کنین؟ ‫‏- دریافت شد، راه می‌افتیم.‏ 742 00:48:39,036 --> 00:48:41,519 ‫قربان، بوی الکل از دهان همسرتون مشهوده.‏ 743 00:48:41,544 --> 00:48:42,857 ‫شما امشب الکل مصرف نکردین؟ 744 00:48:42,881 --> 00:48:44,387 ‫خیر. مصرف نکردم.‏ 745 00:48:44,412 --> 00:48:45,995 ‫خوبه. شما رانندگی کنین.‏ 746 00:48:46,020 --> 00:48:48,158 ‫‏- و دفعۀ بعد بیشتر مراقب باشین.‏ ‫‏- بله.‏ 747 00:48:48,558 --> 00:48:49,948 ‫ممنون، سرکار.‏ 748 00:48:49,973 --> 00:48:51,198 ‫ازتون ممنونم.‏ 749 00:49:20,706 --> 00:49:21,838 ‫ممنون.‏ 750 00:49:23,963 --> 00:49:25,534 ‫می‌خوای بیای داخل یه قهوه بخوری؟ 751 00:49:26,300 --> 00:49:28,500 ‫اوه. ساعت چنده؟ 752 00:49:29,028 --> 00:49:30,565 ‫ده و نیم.‏ 753 00:49:31,219 --> 00:49:32,881 ‫آره. ساعت ده و نیمه.‏ 754 00:49:36,390 --> 00:49:39,363 ‫به‌زودی از این‌جا می‌رم و...‏ 755 00:49:40,916 --> 00:49:43,664 ‫نمی‌خوام تو رو توی یه شرایط عجیب بذارم.‏ 756 00:49:46,707 --> 00:49:48,831 ‫دست‌کم می‌شه خودمم نظر بدم که...‏ 757 00:49:48,856 --> 00:49:51,730 ‫چی باعث می‌شه ‫حس عجیبی داشته باشم یا نه؟ 758 00:49:55,393 --> 00:49:56,947 ‫پیچیده‌ست.‏ 759 00:50:39,980 --> 00:50:40,980 ‫می‌دونی...‏ 760 00:50:41,889 --> 00:50:44,355 ‫من همسن تو بودم دو بار ازدواج کرده بودم.‏ 761 00:50:46,400 --> 00:50:47,577 ‫از الان تو خیلی جلوتر بودم.‏ 762 00:50:48,121 --> 00:50:50,092 ‫متوجه نشدم وسط مسابقه هستم.‏ 763 00:50:50,117 --> 00:50:52,686 ‫باید بالاخره یه‌جوری ‫از این‌جا گورتو گم کنی.‏ 764 00:50:53,256 --> 00:50:57,379 ‫دست‌کم تظاهر کن ‫یه‌چیزی از این زندگی می‌خوای.‏ 765 00:50:58,051 --> 00:50:59,620 ‫آره. حق با توئه.‏ 766 00:50:59,653 --> 00:51:01,023 ‫باشه، سریع می‌رم تو کارش. 767 00:51:01,057 --> 00:51:03,762 ‫پس بهم بگو یه ‌چیزی پیدا کردی، مأمور آدامز.‏ 768 00:51:03,796 --> 00:51:05,265 ‫بگو برام خبرهای خوب داری.‏ 769 00:51:06,368 --> 00:51:08,717 ‫خبر دارم، ولی نه خبر خوب.‏ 770 00:51:14,383 --> 00:51:16,250 ‫دختره رو پیدا کردیم.‏ 771 00:51:21,147 --> 00:51:22,282 ‫مرده.‏ 772 00:51:24,570 --> 00:51:27,836 ‫امیلی آن چیس فوت شده در سال 2003 ‫بر اثر خودکشی.‏ 773 00:51:28,578 --> 00:51:30,348 ‫انگار صداش رو در نیاوردن.‏ 774 00:51:30,382 --> 00:51:31,895 ‫سیا حتماً به فکرش نرسیده دنبالش بگرده...‏ 775 00:51:31,919 --> 00:51:34,623 ‫ولی پیدا کردنش سخت نبود.‏ ‫توی گزارشات پلیس بود.‏ 776 00:51:39,664 --> 00:51:41,425 ‫هنوز داریم روی اسم‌های مستعار کار می‌کنیم.‏ 777 00:51:41,450 --> 00:51:43,039 ‫می‌دونی، یه‌ چیزی دستگیرمون می‌شه. 778 00:51:43,064 --> 00:51:46,303 ‫بازم اطلاعات خام. جو گفت ‫سریعاً به دست شما برسه.‏ 779 00:51:46,681 --> 00:51:48,405 ‫تماس‌های محرمانه،‏ ‫گزارشات ایست‌های بازرسی...‏ 780 00:51:48,430 --> 00:51:50,356 ‫و هر چیز دیگه‌ای که مطابق ‫معیارهای جستجومون بوده.‏ 781 00:51:50,381 --> 00:51:52,451 ‫‏- همین‌جا می‌خواین، یا توی دفترتون؟ ‫‏- آره، همین‌جا.‏ 782 00:51:59,456 --> 00:52:01,694 ‫‏- می‌شه یه چیزی ازت بپرسم؟ ‫‏- آره.‏ 783 00:52:04,448 --> 00:52:06,853 ‫واترز امروز اومده بود پیشم.‏ 784 00:52:09,474 --> 00:52:12,948 ‫یه ‌چیزایی از فراز همزاد بهم گفت.‏ 785 00:52:14,703 --> 00:52:15,999 ‫همین‌طور از تو.‏ 786 00:52:17,125 --> 00:52:18,194 ‫اوهوم.‏ 787 00:52:21,560 --> 00:52:23,030 ‫خب، حقیقت داره؟ 788 00:52:25,992 --> 00:52:28,293 ‫یعنی، واقعاً دلیل این قضایا چیه؟ 789 00:52:44,403 --> 00:52:46,708 ‫این پایان یه داستان طول و درازه...‏ 790 00:52:46,733 --> 00:52:50,696 ‫و مطمئن نیستم کسی باشه که...‏ 791 00:52:51,283 --> 00:52:53,454 ‫جواب سؤالت رو بدونه.‏ 792 00:52:56,104 --> 00:52:57,438 ‫الان...‏ 793 00:52:57,991 --> 00:52:59,615 ‫فقط می‌خوام مطمئن بشم ‫این قضیه تموم می‌شه...‏ 794 00:52:59,640 --> 00:53:01,063 ‫تا بتونم برم خونه.‏ 795 00:53:03,603 --> 00:53:06,474 ‫حتماً یه‌کم استراحت کن. خب؟ 796 00:53:40,943 --> 00:53:44,016 ‫پایان، هرگز چیزی نیست که تصورش رو داری.‏ 797 00:53:45,026 --> 00:53:47,765 ‫و پایان مهم‌ترین چیزه، نه؟ 798 00:53:48,476 --> 00:53:49,680 ‫رنگ‌ها.‏ 799 00:53:50,095 --> 00:53:52,232 ‫تمام چیزهایی که قبلش بوده.‏ 800 00:53:54,670 --> 00:53:55,952 ‫در پایان...‏ 801 00:53:56,249 --> 00:53:58,588 ‫تنها پایانه که اهمیت داره.‏ 802 00:54:00,674 --> 00:54:04,400 ‫پایان من به‌خاطر تو ‫با ترس نابود شد.‏ 803 00:54:05,769 --> 00:54:07,906 ‫به‌خاطر عذاب و درد...‏ 804 00:54:07,931 --> 00:54:11,037 ‫و تنهایی غیرقابل تحملی ‫که باهاش روبه‌رو شدی...‏ 805 00:54:11,103 --> 00:54:13,074 ‫اگه هرگز به خودت اجازه نمی‌دادی...‏ 806 00:54:13,107 --> 00:54:16,180 ‫شریکی دیگه واسه زندگیت پیدا کنی.‏ 807 00:54:19,279 --> 00:54:22,820 ‫من هرگز نمی‌خواستم تو تنها باشی.‏ 808 00:54:23,041 --> 00:54:24,678 ‫لطفاً. نکن.‏ 809 00:54:28,839 --> 00:54:30,720 ‫اگه خبر داشت...‏ 810 00:54:32,201 --> 00:54:34,606 ‫اگه خبر داشت با من چی‌کار کردی.‏ 811 00:54:34,851 --> 00:54:37,089 ‫منو به زور وارد زندگیت کردی.‏ 812 00:54:37,114 --> 00:54:39,853 ‫منو خراب کردی ‫تا توی زندگیت بمونم.‏ 813 00:54:41,197 --> 00:54:44,738 ‫یا شاید من بودم که این کارها رو باهات کردم.‏ 814 00:54:46,365 --> 00:54:48,996 ‫به خاطر آوردنش خیلی سخته.‏ 815 00:54:53,756 --> 00:54:56,627 ‫می‌شه وقتی بهش می‌گی،‏ ‫منم این‌جا باشم؟ 816 00:54:58,867 --> 00:55:02,440 ‫یا شاید بهتره خودم بهش بگم.‏ 817 00:55:25,128 --> 00:55:28,298 ‫‏[ دوباره در حال فراری؟ ]‏ ‫‏[ بابا؟ کجایی؟ ]‏ 818 00:55:30,863 --> 00:55:32,699 ‫این کار اشتباه بود.‏ 819 00:55:34,612 --> 00:55:37,085 ‫یه جای دیگه واسه آفتابی نشدن پیدا می‌کنیم.‏ 820 00:55:44,844 --> 00:55:46,771 ‫نمی‌خوام مجبور بشم ‫بهش آسیب برسونم.‏ 821 00:56:19,175 --> 00:56:20,845 ‫من خوبم. خوبم. یه دقیقه صبر کن.‏ 822 00:56:22,602 --> 00:56:23,937 ‫چی شده؟ 823 00:56:28,226 --> 00:56:32,419 ‫پسرم امروز امتحان میان‌ترم شیمی داشت...‏ 824 00:56:32,452 --> 00:56:33,823 ‫و نذاشتن امتحان بده.‏ 825 00:56:35,105 --> 00:56:39,616 ‫مسئول ثبت‌نام گفته بود ‫چک شهریه برگشت خورده...‏ 826 00:56:39,641 --> 00:56:41,337 ‫و منم گفتم این ممکن نیست.‏ 827 00:56:41,370 --> 00:56:44,143 ‫ولی وقتی حساب رو چک کردم...‏ 828 00:56:44,176 --> 00:56:46,413 ‫دیدم 41 دلار اضافه برداشت داره.‏ 829 00:56:47,850 --> 00:56:49,319 ‫‏41 دلار.‏ 830 00:56:50,807 --> 00:56:53,529 ‫منم ازش عذرخواهی کردم ‫و گفتم درستش می‌کنم.‏ 831 00:56:54,935 --> 00:56:57,345 ‫و خیلی شرمنده‌ام که ‫این‌‌طوری آبروش رفته.‏ 832 00:56:57,369 --> 00:57:00,441 ‫ولی بهش نگفتم که...‏ 833 00:57:00,475 --> 00:57:02,379 ‫چیزی که دلم می‌خواست ‫بهش بگم این بود که...‏ 834 00:57:02,412 --> 00:57:04,435 ‫دلیل اضافه برداشت از حساب...‏ 835 00:57:04,460 --> 00:57:07,122 ‫پدرش بود...‏ 836 00:57:07,155 --> 00:57:10,328 ‫که دوست داره بعضی‌وقتا ‫نفقه‌ش رو کم کنه...‏ 837 00:57:10,361 --> 00:57:12,561 ‫تا یه پیغامی بهم برسونه.‏ 838 00:57:14,997 --> 00:57:16,580 ‫یه زندگی متفاوت می‌خواستی.‏ 839 00:57:17,932 --> 00:57:19,519 ‫این شکلیه.‏ 840 00:57:25,540 --> 00:57:26,971 ‫خب، پسرم امروز رو باید...‏ 841 00:57:26,995 --> 00:57:28,064 ‫توی دفتر استادش بمونه...‏ 842 00:57:28,089 --> 00:57:29,780 ‫تا راضیش کنه ‫یه امتحان دیگه بگیره...‏ 843 00:57:29,805 --> 00:57:32,405 ‫و منم واسه دو روز آینده ‫باید پشت تلفن باشم...‏ 844 00:57:32,439 --> 00:57:34,878 ‫تا دربارۀ جریمه‌های احتمالی کلنجار برم.‏ 845 00:57:34,911 --> 00:57:37,115 ‫‏- چرا نمی‌ذاری من پرداختش کنم؟ ‫‏- نه.‏ 846 00:57:37,148 --> 00:57:39,266 ‫خیلی خوشحال می‌شم.‏ 847 00:57:39,291 --> 00:57:42,151 ‫‏- فقط پوله دیگه ‫‏- پشت پول همیشه یه چیزی وجود داره. 848 00:57:57,924 --> 00:57:59,194 ‫لازم نیست جمعش کنی.‏ 849 00:59:42,298 --> 00:59:44,369 ‫الو؟ 850 00:59:44,403 --> 00:59:46,340 ‫سلام.‏ 851 00:59:46,373 --> 00:59:49,479 ‫مورگان بوت شماره‌تون رو بهم داد.‏ 852 00:59:49,513 --> 00:59:51,851 ‫منتظر تماس شما بودم.‏ 853 00:59:51,885 --> 00:59:53,855 ‫بد موقع زنگ زدم؟ 854 00:59:53,889 --> 00:59:56,326 ‫خب... لطفاً یه لحظه صبر کنین.‏ 855 01:00:01,043 --> 01:00:03,469 ‫متوجهی کار من چیه، درسته؟ 856 01:00:04,004 --> 01:00:06,777 ‫قبلاً پای یکی دو تا از این تماس‌ها بودم...‏ 857 01:00:07,115 --> 01:00:08,551 ‫توی یه زندگی دیگه.‏ 858 01:00:08,584 --> 01:00:10,154 ‫خیلی تلاش کردم تا مطمئن بشم...‏ 859 01:00:10,188 --> 01:00:11,705 ‫دیگه کارم به این‌جا نمی‌کشه.‏ 860 01:00:12,611 --> 01:00:14,322 ‫شمارۀ شما بهم پیشنهاد شد.‏ 861 01:00:15,465 --> 01:00:16,655 ‫منم قبول کردم.‏ 862 01:00:17,435 --> 01:00:19,306 ‫نمی‌دونم چرا قبول کردم.‏ 863 01:00:19,339 --> 01:00:21,321 ‫فکر کنم واسه این قبولش کردم...‏ 864 01:00:21,346 --> 01:00:24,483 ‫چون فکر می‌کردم هیچ‌وقت ‫کارم به استفاده از این شماره نمی‌کشه.‏ 865 01:00:26,303 --> 01:00:28,084 ‫چرا فکر می‌کردی ‫این شماره لازمت نمی‌شه؟ 866 01:00:29,513 --> 01:00:31,513 ‫احتمال خیلی زیادی وجود داشت...‏ 867 01:00:32,371 --> 01:00:34,175 ‫کسی که می‌خوام برین سراغش...‏ 868 01:00:34,302 --> 01:00:36,049 ‫هرگز دوباره پیدا نشه.‏ 869 01:00:37,032 --> 01:00:38,806 ‫ناپدید شدن توی این دنیا سخته.‏ 870 01:00:39,777 --> 01:00:41,627 ‫ارزش طرف رو خیلی بالا بردی.‏ 871 01:00:43,616 --> 01:00:45,053 ‫کارتون خوبه؟ 872 01:00:45,431 --> 01:00:46,399 ‫ببخشید؟ 873 01:00:46,782 --> 01:00:48,132 ‫کارتون خوبه؟ 874 01:00:48,869 --> 01:00:50,477 ‫فکر نمی‌کنم اگه کارم بد بود...‏ 875 01:00:50,501 --> 01:00:52,158 ‫این شماره رو بهت می‌دادن.‏ 876 01:00:52,183 --> 01:00:54,572 ‫منم همین فکر رو می‌کنم،‏ ‫ولی می‌خوام از دهن خودت بشنوم.‏ 877 01:00:55,814 --> 01:00:58,084 ‫آره. توی کار خودم واردم.‏ 878 01:00:58,109 --> 01:01:00,337 ‫چون مهم نیست این کار ‫برات چطور به‌نظر میاد...‏ 879 01:01:00,362 --> 01:01:02,968 ‫هرچه‌قدر هم فکر کنی این کار ساده‌ست...‏ 880 01:01:02,993 --> 01:01:04,950 ‫اصلاً کار ساده‌ای نیست.‏ 881 01:01:05,531 --> 01:01:08,612 ‫هیچ‌کاری نیست که برای ‫زنده موندن ازش دریغ کنه.‏ 882 01:01:08,637 --> 01:01:11,143 ‫هیچ محدودیتی برای آسیب رسوندن...‏ 883 01:01:11,176 --> 01:01:13,013 ‫یا نابود کردن نداره.‏ 884 01:01:14,013 --> 01:01:16,117 ‫نباید این آدم رو دست کم گرفت.‏ 885 01:01:18,390 --> 01:01:21,497 ‫خب، اگه می‌خوای ردش رو بزنم...‏ 886 01:01:21,530 --> 01:01:24,179 ‫باید منو در جهت درست راهی کنی.‏ 887 01:01:30,481 --> 01:01:33,441 ‫جاده 4921 خیابون استراتفورد.‏ 888 01:01:34,053 --> 01:01:36,267 ‫کولیرزویل، پنسیلوانیا.‏ 889 01:01:41,903 --> 01:01:43,568 ‫کار که انجام شد خبرم کنین.‏ 890 01:01:43,569 --> 01:01:47,569 ‫«کاری از بهادر و صاحب» ‫«Bahador_Sub & @SAHEB2485@» 891 01:01:47,570 --> 01:01:51,570 ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@ 892 01:01:51,571 --> 01:01:58,571 ‫بزرگ‌ترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫30nama.com 85622

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.