Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.Xyz سفارشی از رضا محمود
برترین های سینمای هند در بالیوود وان 1Bollywood1.INFO
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
پدرم همیشه این داستان رو برامون تعریف میکرد
...یک شب
باران شدیدی میبارید و همه جا تاریک بود
...در میدان جنگ
...کسی که بترسه شکست خورده
و کسی که شجاع باشه هیچگاه شکست نمیخوره
اگه میخواید در این میدان جنگ ...پیروز بشید
باید اسلحه ی در دستت رو با تمام قدرت مشت کنی
خواهش میکنم پسرم رو بهم پس بده
اون اخرین دیدار من و پدرم بود
....پدر
کسی که جلوی من قد علم میکنه ... حال و روزش همین هست
دوباره نبینم ، اینقدر برام شاخ بشی
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
تا امروز کسی حتی حرف منو قطع نکرده
...الان ولشون کن
بریم
...پدر
...پدر
این صحنه برای همیشه در ذهن من مونده بود
من قسم خوردم که خودم به حسابشون میرسم
...بالاااا
ادیتیا، چیزی لازم داری؟
نه، اگه تو چیزی میخوایی بگو
.من برات میارم
از گرگ های این دنیا ترسی نداشته باش تا زمانی که انتقامت رو بگیری زنده خواهی ماند
...درسته الان یک انسان عاجز هستی
ولی تو پسر یک شیر مرد هستی این حرف یادت باشه
"خشم" ترجمه ای از سایت بالیوود وان
در ان دوره در جنگ و وحشی بازی فراوان
در کل منطقه ، کسی که خواب را بر همه حرام کرده بود سورندر سینگ نام داشت
اون دنبال یک تجارت بین المللی بزرگی بود
وقتی برای معامله نزد پراباکر رفت او از همکاری ممانعت کرد
برای همین سورندر سینگ تاکور همسر پراباکر رو در جا کشت
و وقتی او میخواست جان بچه ی پراباکر را بگیرید پراباکر مجبور شد که با تجارت او موافقت کند
پراباکر همراه او کار میکرد ولی همیشه در جستجوی انتقام خودش بود
پراباکر تجارتش در هند را قطع کرد و سر سورندر را کلاه گذاشت و با بعد از فروش همه چیز برای تجارت همراه دخترش به استرالیا رفت
و حالا سورندر سینگ تاکور شب و روز منتظر هست تا پراباکر رو به دام بندازد
بعد از اون لحظه پراباکر کاری کرد که سورندر سینگ تاکور دستگیر بشه
سورندر سینگ در همان زندان تجارتش را ادامه داد و قدرتش بیشتر شد
پراباکر که بهمراه بچه ی خود زندگی میکرد همیشه در این ترس بود که روزی سورندر او را بکشد
از اون روز هر روز داغ دشمنی سورندر سینگ بیشتر و بیشتر شد
"بیست سال بعد"
قربان
انوکا هست
بگو
قربان ، اطلاعات درست بودن پراباکر الان تو استرالیا هست
کجاست اون؟
قربان اون اینجا تجارت بزرگی راه انداخته
!!من خودم نابودش میکنم
قربان یه چیز دیگه اون دخترش رو داره میفرسته به هند
از کجا فهمیدین که میخواد دخترش رو بفرسته؟
قربان من کامپیوترش رو هک کردم فردا دخترش به هند میاد
ترجمه شنیداری و زمانبندی یاسین
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
.داره میره
از تاکسی پیاده شد و سوار ماشین شخصی شد داره میره سمت شهر
.داره میره که به قبر مادرش سر بزنه
...دختره رو فعلا کاریش نداشته باشید
...ولی افرادش رو
!با بیرحمی بکشید
الو
دوره ی انتقام سورندر سینگ شروع شده
دخترت رو خوب بیاد بیار چون الان دیگه شکلش رو هم فراموش خواهی کرد
الو
چرا اوردینش اینجا؟
برای یه کاری اومد
بهتون که گفته بودم باید بهش حقیقت رو میگفتین
اوضاع خیلی وخیمه میتونی کمکش کنی؟
من تنهایی نمیتونم از پسشون بر بیام
دوستی ، اشنایی چیزی نداری؟
بزارید فکر کنم الان وقت فکر کردن نیست ، یه کاری بکن-
شما شماره ی نیتیا رو برام بفرستید
ادیتیا! برای نجات یه نفر سریع خودت رو به تالاگوا برسون
هی ، زود باش
چرا اینقدر عجله داری؟
تو نیتیا هستی؟
پیداش کردم ، حالش خوبه نگران نباش من میارمش
هی ، چی میخوایی؟
یه بطری سودا با یخ کم
هی ، اومدی دختره رو نجات بدی؟
با موتور اومدی ، باهام میایی دیگه؟
تو هنوز به بچه ای
حرف و کار بزرگ ترهارو درک نمیکنی
ما خودمون اینجا یه کاره مردانه داریم تو هم راتو کج کن برو
به چی زل زدی؟
دارم نگاه میکنم این مردی که ازش حرف میزنید کجاست؟
بنظر تا امروز با یه مرد واقعی رو به رو نشدی چرا میخوای جونت رو از دست بدی؟
فکر کردی با حضور من میتونی دختره رو ببری؟
میخوایی ببریش؟ ...ببرش
...ببرش دیگه
چی شد؟ ...کر کره رو بده بالا
داداش سورندر زنده باد
الو ، بگو هم؟
رئیس .. با شما کار داره
کالیا
یه کار کوچیک بهت سپردم
الان همونطور که شمارو فرستادم دختره رو بکشید الان افرادی میفرستم که شمارو بکشن
اگه این بار سورندر سینگ در انتخابات قبول بشه صد در صد یه کاره دولتی بهش میدن
اونا همه جا دنبالتون میگردن بدون پاسپورت هم نمیتونید از کشور خارج بشید
شماره موتور رو دیدی؟
کامل کامل که ندیدم ولی چند تا از رقم ها یادم هست
مطمئن باشید که دوباره به استرالیا بر نگرده
باشه داداش ، ادم شما هم اومده هر چی شما بخواید همون میشه
این دختر متهم به قتل هست هر چه زودتر عکسش رو بفرست به سفارت استرالیا
باشه قربان
قضیه اینکه که پراباکر بخاطر مشغله کاری نمیتونه بیاد
هی ! ماشینو نگه دار
اصلا نباید بزاری نیتیا با کسی صحبتی بکنه
من به اقای پراباکر خیلی مدیونم ازت خواهش میکنم مواظب دخترش باش
ماشین ماله کولار بود دیگه؟ اره-
این یعنی اون پسره با این تلفن به جایی تماس گرفته
رسیدن اونا به تالاگوار نیم ساعت بیشتر وقت میبره؟ نه-
به چی فکر میکنی؟ دارم فکر میکنم ادامه ی داستان چی میشه
مسیر کولار و تالاگوار 30 دقیقه بیشتر نیست
ممنون داداش در تماس باشی
ناندو ، هرچه سریع تر پاشو برو کولار
یکی از افراد من بنام ناریشما باهاتون ملاقات میکنه و هواتون رو داره
من چرا اومدم اینجا اخه؟ اینجا خیلی کشور بدی هست
خوبی و بدی تو یک روز مشخص نمیشه
من باید حرف پدرم رو گوش میکردم
اخه من چیکار با کسی داشتم؟
چرا اونا دنبال من هستن؟
همه ی ادمای این کشور همینطوری هستن؟
از هند متنفرم
فکر میکردم که یه کشور خیلی رنگارنگ هست
.تا کی میخوایی به هند بد و بیراه بگی
!همه ی مردم شبیه هم نیستن
پاشو با من بیا بریم خونه ی من
.قربان
برای قبولی در این انتخابات چه کار ها که نکردیم
اونجا هشت هزار نفر منتظر سخنرانی شما هستند و شما اینجا منتظر گرفتن یک دختر هستید؟
تو هیچی نمیدونی
...اون فقط یک دختر نیست
...داغ انتقام بیست ساله ی من هست
که هر روز داره منو عذاب میده
.انتخابات 5 ساله دیگه دوباره میاد
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
باشه پدر ، اون هر جا که رفته باشه من براتون میارمش
بخاطر لجبازی بابام نباید مشکلی در انتخابات پیش بیاد
!!هیچ مشکلی
نباید به اهالی خونه بگی که چه مشکلی داری
اگه بفهن نمیزارن اونجا بمونی
چرا من هوات رو دارم هم نپرس فقط اینو بدون بعنوان خدمت کار میایی برای کار
همه چیزو فهمیدی؟
هر کی هر چی پرسید همینطوری سرت رو تکون بده
...یه چیز دیگه
تو این خونه دو تا پسر میمون عموی من هستن خودتو باهاشون نگیر
اسمت چیه دخترم؟ .نیتیا-
تو قبلا جایی کار کردی؟
همه ی کارای خونه رو بلدی؟
بلدی غذا درست کنی دیگه؟
باید همیشه خونه جارو شده و تمیز و لباسا شسته شده باشن
صبح زود باید بلند بشی و خونه رو تمیز ک نی
باید همه ی لیوانا رو هم بشکنی
گفت اره
ایول داداش بزن قدش خفه شید-
ادیتیا تو رو برای کار اورده منم دلم نمیاد اینارو بهت بگم
باشه هر کاری بلدی انجام بده
مامی ، حرف پول رو نزدین باهاش؟
چقد میگیری؟
ماهی 10 هزار روپیه
بگو هزار روپیه -هزار روپیه
زیاد تو حال خودش نبود بابا قلب ما ضعفیه
باشه ، الان برو داخل استراحت کن فردا صبح حرف میزنیم
این یه قضیه ای داره ...اره
باید حواسمون بهش باشه
تو گفتی قبلا کار کردی کجا کار کردی؟
سیدنیییی پور
کنار تالانگپور هست؟
نه کنار علی پور هست
درسته؟ -اره
من قبلا هیج جایی کار نکردم
.من اصلا کارای خونه بلد نیستم
ولی یاد میگیرم ، اگه مشکلی ندارید میشه بهم یاد بدین؟
زودباش کار زیاد داریم
باید کلی کار انجام بدیم اره
برو تو اتاق اذوقه و کرفس بیار -کرفس؟
اره ، برای سوپ میخوام زود باش برو بیار
مامان گفته که کرفس بیارم
.توی اتاق اذوقه هست
تو نمیدونی کرفس چیه؟
اون چیه؟ سیر
و این؟ بادمجون
این سیب زمینیه ، این پیازه ، این هویجه ...این سبزیه ، این یکی
.گوجه فرنگی
گوجه رو میدونم ، تو پیتزا میزارنش من عاشق پیتزام
ممنون
چرا اینقدر طولش دادی ، سوپ خراب میشه
اه ای بابا
از دست دادیمش
سیر رو خوب خرد کن و پودرش کن بعد با سوپ قاطیش کن
بقیه مواردم قاطیش کن سوپ رو اماده کن من میام
برای چی؟ چی-
با همه ی اینا سوپ درست میشه ، مگه نمیدونی؟
ببخشید ، سوپ چطور درست میشه؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
...تو اینجا
...سیب زمینی
سیر خورد شده
...این خورش هست
اینم سبزیه
و این یکی هم برنج هست من عاشقشم
...اینم برنجه
این چه بوی خوبی میده
اینو چطور درست کرده؟
سوپ گوشته
از رستوران محل گرفتم صداتون در نیاد
سوپش که خیلی خوب بود
اره رستوران اینجا غذاهاش عالیه
برو
...میدونستم که شما ها دنبال من هستید
.شکار شما دست ماست
بعد از بیست سال میخوام مزه ی انتقام رو بچشم خیلی حس ارامش دارم
ولی با گرفتن جون تو این داغ درون سینه ی من اصلا خاموش نمیشه
من میدونم که تو برای نجات جان دخترت اومدی اینجا
...ولی تو به هیچ قیمتی نمیتونی نجاتش بدی
نه ... نه ...نه
برو از بازار کمی سبزی خرید کن و بیار فهمیدی؟
مثله ماشین واسه من بچه بدنیا اوردی و الان میگی که سبزی من بی کیفیت هست
گمشو از اینجا دولت گفته سه تا بچه بیشتر نیارید ، ولی تو یادت رفته زنت فقط موجود بچه سازی نیست ، گمشو
هی ، هر چی بهت گفتم برو خونه با خودت مرور کن
باز دوباره مضخرفات این شروع شد
داداش باز تو اومدی-
من سه روزه هیچی نخوردم داداش یه چیزی بده بخورم
سه روزه هیچی نخوردی عزیزم الان یه کتک حسابی از من میخوری
من رفتم همشون مثل هم گاون
بدون دیدن تو اصلا روزم شب نمیشه چرا جواب تماسم رو نمیدی؟
چیکار میکنی؟ برو این عشق بازی رو تو خونت بکن ، گمشو
ای پیرزن مگه سبزی های من چشون هست میری از اونجا میخری
دفعه بعد بیایی از من بگیری و تخفیفم میخوایی هر موقع میبینمت خونم به جوش میاد
چیه؟
من سبزی میخواستم
کل بازار همین مغازه رو گیر اوردی؟ چی میخوایی؟
این سبزی کرفس هست؟
نه اونجا بگرد مدل دیگشم گیرت اومد ببر
گوجه قرمز تر نیست مگه؟
بده برات رنگش میکنم میدم بهت
اینا بزرگتر نمیشن؟ همینه که هست
میشه کمی تخفیف هم بدین مگه تو دختر فامیلمی ، کل مغازه رو بار بزن ببر تعارف نکن
شما چرا اینقدر عصبانی هستید؟
به شخصیت منم توهین میکنی؟
نه
الان میشم باهوبالی
کیه؟ غذا چی برات بفرستم؟-
هر چی بود بفرست
سبزیجات یا گوشت؟
هر کدوم خوشمزه تر بود ، همونو بفرست
...غذا میفرسته برام
چشاشو ببین ، کمرو ببین بیا پیش من عزیزم
بیا دیگه ، رفت
!دختر خوشگل داره میاد ، رفیق
پشت سرش طوفانم داره میاد بیخیال
مادر گفته سبزی بخرم از این به بعد جایی رفتی ، به منم بگو
پدر من بهم یاد داده با ادب حرف بزنم ولی تو این کشور همه عصبانی هستن
...نمیدونم چرا با دروغ به بابا به این کشور اومدم
دخترم ، همه چیز امادست؟
همه چیز امادست فقط مونده پول بلیط ، که کارت شمارو میخوام
..من مادرم رو ندیدم
ولی حداقل میخواستم بدونم کشوری که توش بدنیا اومده چطور هست
بخاطر همین اینجا اومدم من اینجا هیچ کس و کاری ندارم
!!!هیچ اشنایی هم ندارم
...من نمیدونستم شما تو این کشور غریبه ازم مراقبت میکنید
...ولی ، هر موقع که شما کنار من هستید
.همه چیز درست بنظر میاد
"خانه ی وزیر"
از سیرا گزارش رسیده
کمپین اونجا کارش رو درست انجام نمیده
دلیل نشستن من روی این میز رودرا هست
...بخاطر ادا کردن دینم بهش
دارم به کل پارتی بلیط مردمی میدم تا کارش راه بی افته
اگه سیرا کنترلش رو از دست بده من کاری ازم بر نمیاد
من نمیدونم در اینده روی این صندلی قدرت میمونم یا نه
.ولی این اخرین فرصت شما ها هست
داداش ، داریم میگردیم
کل شهر بنگلور رو داریم میگردیم بزودی پیداش میکنیم
بعد از اومدن به هند اون باهام تماسی نداشته
فکر کردی من احمقم تو اومده بودی که دخترت رو ببینی
اونا فکر میکنن نیتیا تو بنگلور هست برای همین حواسشون به اینجا نیست
افراد تو دارن چیکار میکنن؟ دارن دنبالش میگردن داداش
امروز نه ، ولی فردا ردمون رو میگیرن
تو یه بار جلوشون رو گرفتی پس مطمئن باش از طریق تو هم که شده ، ردتون رو میزنن
تو کار جوشکاری رو بلدی؟ نه-
اونا هر طور بشه به ما میرسن بنظر من اونا پیدامون میکنن
ناندا ، کل مکانیکی ها و جوشکار های شهر رو بگرد
!تو یه مکانیکی
شنیدم یارو یه مکانیکه- تو چطور میخوایی باهاشون روبرو شی؟-
همینه
..پس حتما اینه اینم نیست
اینم نیست؟ نه-
ما اینجا در کولار از گشتن خسته شدیم
.چند جای دیگه هم مونده رئیس
گفته بودی که یارو مکانیکه؟
بیخیال ، انگار یه چیزی پیدا کردیم
بهت که گفته بودم دختره خیلی خوشگله
دختر کافیه خوشگل باشه مکانیک واسه ما تبدیل به قهرمان میشه
من مکانیکم افراد کج و کوله ای مثله تو ام میخوایی درستت کنم؟
از اینجا گم و گور شو برو به کار مکانیکیت برس
!!گمشو دیگه
ولم کنید
باهام بیا
ولم کن
ادیتیا تو چرا هیچکاری نمیکنی؟ یه کاری بکن
مادر جان ادیتیا-
ادیتیا
قسم به جون تو مادر" من دیگه با کسی دعوا نمیکنم"
...به گفتن فقط دختررو بیارید
ولی اگه شما دوست دارید یه چند تا جنازه هم پشتش میزاریم
گالو ، مانجا
"ادیتیا به جون خودم قسمت میدم ، دیگه دعوا نکن"
...فقط یک دلیل داره
"قسم بخور دیگه اینکارارو نمیکنی"
..بخاطر همون دلیل
"قسم به جون من ، دیگه کاری نکنی"
...اینجا میتونی دستت رو بلند کنی پسرم
"به جون من قسم بخور"
...ادیتیا ازت میخوام دختررو نجات بدی
.تو اصلا نمیدونی ما کی هستیم
دست به حماقت نزن دختررو ولش کن
.اینو نگه دار ، لازمت میشه
...این دختر تحت حفاظت منه
اگه سگی کنارش پارس کنه
با غرش من مواجه میشه "بیا جلو"
قربان افراد امادن شما اوکی رو بدین ما همین الان میریم
هر کسی رو میخوایی با خودت ببر ولی همراه دختره من جنازه پسره رو هم میخوام
نیازی نیست کسی رو بفرستید چی؟-
منم میخوام جنازه اون رو ببینم برای همین برای انجام کار ، خودم افرادی رو خواستم
هیچ کس بهتر از این افراد نمیتونه اینکارو بکنه
از صبحی از اتاقش بیرون نیومده
نه غذایی خورده و نه ابی نوشیده معلوم نیست چقدر بهش ظلم شده ، چقدر ناراحته
سینو ، از اینا کدوم لباس بهتره؟
.میخوام برم مادرم رو ببینم
چوتو ، اینجا لباس بهتر این اطراف کجا هست
نیتیا ، اونا میخواستن تو رو بکشن تو که اینارو میدونی
...من میدونم الان شرایط بدی دارم
...شرایط درخواست چیزی هم ندارم
...و چیزی هم نمیخوام
من هیچی ازتون نمیخوام ...ولی فقط برای یک بار
.میخوام مادرم رو ببینم
...فقط یک بار
اگه شما بابت این موضوع ناراحتید بهم بگید
من همینجا میمونم و هر کاری شما بگید انجام میدم
اینو همراهت داشته باش لازمت میشه
میخواستی مادرت رو ببینی؟
اولین باره به عیادت مادرم میرم
خوب بنظر میام؟
تو برای من زیباترین هستی
ممنون
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
...فرار کن ... زودباش
هی ... برو دنبالش
افراد کالا از قبل شروع به کار کردن
تو کجایی؟ اومدن یه گوشه مخفی شدم-
دورو برت چی هست؟
یه گاری جلوم هست
و دوروبرم مغازه زیاد هست
و جلوم هم یه کدو هست
کجا مخفی شده؟ پشت گاری گاری کجاست؟-
به این میگن انگور اینقدر که باید بدونی
نیازی نیست از کسی بترسی
فقط بگو کجا میخوایی بری؟
من خودم میبرمت
شیوا
هی شیوا
کجا غیبتون زده؟
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
تا الان فقط افرادت رو زدم
اگه دوباره دنبال دختره بیایی همراه اونا تو رو هم میکشم
ادیتیا
ممنون
وا وا وا ، شما دوتا چقدر به هم میاید
باااشه
این نوه ی من سونیل هست
توی امریکا مهندس نرم افزار هست
برای دیدن دختر به هند اومده
باز شروع شد
چی؟ هیچی خاله جون-
الان من چی بگم بهت
پسره از امریکا اومده ...تا دستای نازک تو رو بگیره
و با هواپیما تو رو با خودش ببره و ملکه ی خودش بکنه
بیخیال بابا به دلت صابون نزن
من نه مهندس نرم افزاری میخوام نه سخت افزاری
من یه شخصی با یه دل نرم میخوام
نمیخوام منو با هواپیما منو ببره میخوام منو سوار موتورش کنه ، و هر جا خواستم منو ببره
نمیخوام زیاد برام ولخرجی کنه
یه چتر روی سرم بزاره همونم از سرم زیادی هست
میخوام هر لحظه حواسش به من باشه و ازم مواظبت کنه
شما کی باشید؟ من مثل مسیر خورشید قوی و پرسرعتم
باشه، بگو اینجا چیکار داری؟
شنیدم تو این محله یه دختر خارجی خیلی خوشگل اومده
شنیدم از معلم انگلیسی ما زیباتره اومدم ببینمش
خدای من ، زیباترین دختر کولار هست این
اولین باره دلم اینطوری شده
هی ، پاشو برو خونتون
من میرم و با گروهم برمیگردم
با این سایزش گروه هم داره؟
پوستر و تمام موارد اماده هستن از فردا همش رو شروع میکنیم
سونپور و تیری ، کانپور و به بقیه روستا ها خرجی داده شده
این روستا ها خیلی از ما حمایت میکنن
مردم خیلی از ما راضی هستن
فقط میخوان کاندید خودشون رو ببینن
پدر فعلا حالش خوب نیست خوب که شد ، خودم میفرستمش
ولی تا اون موقع نباید کمی و کسری تو کارها باشه
باشه قربان
قربان ، افرادتون برگشتن
ببخشید
مادر گفتن که بیام ازتون کمی شکر بگیرم
بیا اینجا
ما برای چند روز میریم جایی
تو اگه خواستی میتونی تو خونه ی ما بمونی
من قبلا باید درباره ی اون بهت میگفتم
درباره ی کی؟
درباره ی ادیتیا
نمیدونم چرا به اینجا اومدی
.ولی ازت میخوام مواظب باشی
اوردی؟
...همسایه ما
گفتم بری پیش همسایه ما شاردا یه کم شکر بیاری
بیخیال ، اونا زیاد بیرون نمیان باید میرفتی در میزدی
برو اینو بده به ادیتیا
بهش بگو شکرش کمه
داداش
افسر اومده شمارو ببینه
چهار روز پیش اومد اینجا
.تا الان اینطوریه
میخواستم درباره ی ادیتیا ازتون بپرسم
مردم حرف های مختلفی میزنن
من هیچی از اون نمیدونم
همه دارن از ادیتیا بد میگن
اون یه شیطان هست
مردم میگن که اون ادمکش هست
چی داری میگی؟
اون خلافکار بوده؟
خودتون رو باهاش نگیرید
مردم بهش جانور هم میگن
بزارید دختره دست خودش باشه
همونطور که مردم میگن اون همینقدر خطرناک هست؟
...و اون دختره هیچکس نمیتونه اون دختره رو از چنگش دربیاره ، میفهمی
من همت گرفتن اون دختره رو از اون شخص ندارم
دروغه ، هر چی که شنیدی دروغه
ادیتیا ادم خطرناکی نیست
ادیتیا خیلی خطرناکه
اون فقط چند نفرو نکشته بلکه ادمای زیادی رو کشته
اون یه خلافکار معمولی نبوده
.ولی بازم جانور نیست
میخوایی داستانش رو برات بگم؟
پانصد مایل دورتر از اینجا شهری بنام موگور هست
در تاریخچه ی اون شهر کوچیک سرنوشت ادیتیا با خون نوشته شده
یه مشکل کوچیک در مافیای جهانی بوجود اومد
همه ی خلافکار ها به جایی برای مخفی شدن نیاز داشتن
شخصی بنام داسانا با یک ایده ی خوب به روستای کوچک موگور اومد
اون با تلاش فراوان برای بدست اوردن دل مردم این روستا کوچیک رو به شهری بزرگ تبدیل کرد
با کمک روستاییان که ازش حمایت میکردن اون انقلابی جدید اونجا بپا کرد
تا اینکه دولت اطراف از انقلاب اون باخبر شدن
بخاطر انقلاب اون ، دولت شهر موگور رو به محلی جنگی تبدیل کرد و از اون روز به بعد شهر موغور جزوی از کشور نبود
موگور کم کم توسط تاریکی تسخیر شد
مردم اونجا همه بد خلق شدن
وقتی که شهر موگور تصمیم داشت هند رو کنترل کنه افرادی تصمیم گرفتن کنترل موگور رو بدست بگیرن
مردم شروع به قتل و غارت یکدیگرد کردند تا قدرت را بدست بگیرن
و هر کسی شروع که قدرت طلبی کرد
چی داری میگی؟ من کاری باهاش ندارم ، شما برید
اون اومده تو منطقه ما اونجا هیچ قانونی نبود
موگور تبدیل به یک میدان جنگ شد
نوجوان های اونجا کم کم وارد گروه های خلافکاری میشدن
اون موقع قیمت 100 کیلو طلا از یک مشت خاک اونجا کم ارزش تر بود
ادیتیا ، تو چیزی میخوایی؟
اگه تو چیزی میخوایی بگو من برات میارم
بالا یک گروه کوچیک داشت
...و میخواست ادیتیا هم جزوی از گروهش باشه
گورا ، ادیتیا نزدیک ترین دوست من هست این حرف کم میزنه ، ولی کار زیاد میکنه
فهمیدی؟
کاره ما همینه؟ اینو بلدی دیگه؟
گروه بالا خیلی کوچیک بود ...ولی بالا ارزوهای بزرگی داشت
...کوسه های بزرگی پیش ما میان
اونا همراه ماهی های بزرگی کار میکنن
و ماهی های کوچیک هم زیر دست اونا کار میکنن
قبلا ما سه منطقه تحت کنترل ما بود ولی بعد از زندان رفتن بالا ، ونکات اونارو ازمون گرفت
اون بیرون معبد به قاچاق ادامه میده
بجای انتظار اینجا برو با ساداناند شتی صحبت کن
فقط یک منطقه تحت سلطه ما مونده
برادر هم برای کمک رفته پیش ساداناند شتی
...اگه ما سر خم نمیکردیم
.سرمون قطع میشد
ما باید با زرنگی به مقصد اصلیمون برسیم
اسم اون شاهجی هست
هر دختری رو هر چند روز بخواد برای خودش میبره
فرقی نداره که دختره کی باشن
حالا کی ازمون مراقبت میکنه؟
هفته پیش به خلافکارها پیوسته بود
.چه زودی مرد
شنیدم بالا اومده حالش خوبه؟
... برای کمک اومده بود پیشم
سلام ، داداش
معلوم نیست چه مشکلی داره؟
من دقیق میدونم
هر چی ازت خواست براش انجام بده
میخوام همه بهم سلام کنن(احترام بزارن) تنها خواستم همینه
برای کاری که میخوام بکنم نیاز به افرادی دارم
ولی تو از اینکارا خوشت نمیاد ولی بازم به کمکت احتیاج دارم
با دقت فکر کن ، و بهم جواب بده
تو با ادیتیا کار میکنی؟
بخاطر دوستی باهات کار میکنه؟ یا بخاطر مسائل کاری؟
...بجای داشتن 10 نقر نامرد
.یک مرد با غیرت کنارت باشه ، کافیه
تو اونو نمیشناسی ادیتیا یک غرش هست
...که افرادی مثله تو
.اصلا جلوش عددی حساب نمیشن
در موگور خیلی ها براتون شاخ میشن
تو کی هستی ها؟ چرا زل زدی بهم؟
پدرش برای ما کار میکرد اینم استخدام کنیم
داداش سلام سفارش شمارو الان اماده میکنم
هی ، بلند شو که داداش میخواد بشینه
ادیتیا
هی مانجا
بله رئیس؟
امروزه شیر ها تبدیل به سوسک شدن
اره ، یارو رفته با پای ساداناند شتی افتاده
"پریم" پسر ساداناند شتی
اون همیشه بالا رو اذیت میکرد
داداش ، گوویندا
برو کنار
گفتم از جلوی راهم برو کنار
ما باید با زرنگی به مقصد اصلیمون برسیم
!!این قاتل پدرت هست
...بخاطر انتقام خون پدرش بود که اون
.میخواست وارد این کار های خلاف بشه
...کسی که نمیتونه قاتل پدرش رو بکشه
چه سودی برای ما داره؟
کی داغ دل اون فراوان میکنه؟
...در دل بالا فقط همین سوال بود
شاهجی ، اومده به اینجا
سلام جناب
سگ ساداناند شتی شماها هستید؟
بهت نگفته بودم که جنس های خوب رو از من مخفی نکنی؟
حتی ساداناند شتی هم نمیتونه از دست من نجاتت بده
من چیزی مخفی نکردم
شما چی میخواید؟ من بهتون میدمش
نیازی نیست تو بهم چیزی بدی
خودم برش میدارم
...دست به سینه وایستا
هی ، نشنیدین؟ دست به سینه وایستید
مادر
خفه شو ، بیا
...سوما
رئیس ، جنسش خیلی خوبه
خدایا ، دخترم رو نجات بده
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
!ولم کنید
از گرگ های این دنیا ترسی نداشته باش تا زمانی که انتقامت رو بگیری زنده خواهی ماند
...درسته الان یک انسان عاجز هستی
ولی تو پسر یک شیر مرد هستی این حرف یادت باشه
منتظری اون بیاد نجاتت بده؟ یا میخوایی من دست بکار بشم
!!برو کنار
...بعد از اون حادثه
...یا بدلیل پیش بینی شهر موگور
یا بدلیل اه مادر ..یا بخاطر والا ، نمیدنم
ولی بخاطر نجات یک دختر اون وارد دنیای خلاف شد
من همه جور قانون رو اینجا دیدم
دست های مرگ رو هیچکس نمیتونه متوقف کنه
تو میتونی اینجا امپراطوری راه بندازی
منم بهت کمک خواهم کرد
تا زمانی که همه ازمون نترسن من با تو خواهم بود
...اگه بدشانسی اونو بخوام بگم ، این بود که
که اون در دریای خلاف یک ماهی به حساب میومد
اومدی جلوی راه منو میگیری؟
هی ، حرف داداش یادت نیست؟
بخاطر چنین مسائل کوچیکی ذهنت رو به درد نیار بالا
هر کسو میخوایی بکشی؟ اون ادم ساداناند شتی هست
میدونم که افراد من اشتباه کردن
بخاطر اینکه یکی از افرادت رو کشته میخوایی بکشیش؟
...ولی یه چیزو بهت میگم
اون چنین پسری نیست خیلی از اینکارش ناراحت هست
به قیافش نگاه کن اصلا افسوسی در نگاهش هست؟
ما جلوی اونا هیچ قدرتی نداریم این حرف یادت باشه
...تا وقتی بالا نگفته نیازی به انجام کاری نیست
اون جلوی پدرم بود وگرنه خودم میکشتمش
من باهاش حرف میزنم تو ساکت باش
عمو کل موگور داشت نگاه میکرد
اگه شما کاری نکنید اونا فکر میکنن ، شما ضعیف هستید
تو داری بر ضد کسایی قد علم میکنی اونا بیخیالت نمیشن
بالا رو فردا به زندان شهری میبرن
افراد شتی هم تصمیم گرفتن تو مسیر بکشنش
...تو هم زنده نمیمونی
به حرف من گوش بده بیخیال همه چی شو ، مادر ناراحت بود
این کاره شیاطین و جانورا هست اهالی اینجا انسان نیستن
تو درست میگی
...اینجا با انسان بودن نمیشه زنده موند
.باید تبدیل به جانور بشیم
چی بکشم؟
.هر تصویری که تو چشمام میبینی ، همونو بکش
مراسم گانپاتی که دو ماه پیش بود این دیگه چه سرو صدایی هست
وایستا
چرا با رنگ روی صورتتون اومدین؟
چون قراره همه جارو با خون رنگ کنیم
برای چی هست؟
...بخاطر اینکه از کارام چشم پوشی کنی
اونا دیگه به فکر هیچی نبودن
شروع به بدست اوردن مناطقی کردن که قبلا از دست داده بودن
چخبره ؟
این یارو کیه دیگه؟
چی میخواید ؟
بگو ، چیکار میخواد بکنه؟
برای اینکه درباره ی ما به بفیه بگن باید اشخاصی رو زنده بزاریم
اینطوری تبلیغ کارمون هم بیشتر میشه
نه ، نه
درسته داداش ، بالا در یک شب دو منطقه مارو تحت سلطه گرفت
دست یکی رو بریده و صورت اون یکی رو سوزونده
.چرا اونارو نکشته پس
بخاطر تبلیغات ترس اینکارو کرده
بالا به دلایلی داره دست به این کارا میزنه
...بالا پسر راجان هست، درسته
پس زور داره ..اسم زور اصلیش "ادیتیا" هست
بهشون بگو سوری رو بکشن
اونا میخوان که بدون اسلحه اونو بکشیم
بدون اسلحه کشتن اون مشکل هست
فیضل میگه بدون اسلحه انجامش بده چیکار کنیم؟
چیکار کنیم؟
بازی میکنیم
با مرگ سوریا کل منطقه شوکه شده بود
...برای اینکه بیشتر خونریزی نشه
داداش داسا برای حل اختلافات شخصا اومد
کسی که دیروز نوکرمون بود امروز مارو تهدید میکنه
کی گفت اونو بکشی؟ بخاطر پدرت هست که هنوز زنده ای
ما از اونایی نیستیم که غذای سگ بخوریم ما غذای سگ به خوردت میدیم
ساکت بشید
اوایل ما با هم متحد بودیم
با اینکه داداش کوچیک من این وسط کشته شده بازم من میخوام که بین ما صلح برقرار بشه
بخاطر همین این جلسه رو گذاشتم بالا ، من تو زندگیم خونریزی زیاد داشتم ، ولی دلیل هم داشتن
و با حساب و کتاب جلو رفتم
ولی امروز ، انگار شما بدون هیچ حساب و کتابی دارید خونریزی میکنید
هر کسی رو دلم بخواد خونش رو میریزم ختم کلام
کسی که وارد اب سرد میشه اولش براش دشوار هست
ولی بعد بهش عادت میکنه
...خودت میگفتی که
.هر کسی برای منفعت خودش خونریزی میکنه
.ما زیادی به منافع خودمون فکر میکنیم
پس زیاد برای خون های زیخته شده حساب کتاب نکنید
این روش کار ماست
بالا ، تو بهش بفهمون
شما باید بفهمید اون چی میخواد بگه
میخوایی همه رو بکشی؟ منو هم میکشی؟
نه تو ارزش کشتن نداری
ولم کن
میدونستم که این جلسه هیچ فایده ای نداره
بخاطر دوستی با ساداناند به اینجا اومدم
ولی یه چیز یادتون باشه کسی که دستور قتل سوریا رو داد ، یک نقر تو همین اتاق هست
.اسلحه رو دستت بگیر
چون دشمن بهت فرصت در اوردنش رو نمیده
...زمانی گرگ ها به موگور پادشاهی میکردن
.و الان نوبت شیر شده
اگه اون خوشی رو در چهره ی دختری در موگور میدید بخاطر همون خوشی ، دنیا رو زیرو رو میکرد
صحبت سره اینکه چی ماله منه و چی ماله تو ، فقط وقت رو میگیره
چیزی که ماله تو بود همش هم ماله تو میمونه
ادیتیا شروع به ، به دست گرفتن قدرت در مناطق دیگه کرد
...داداش افرادی برای ملاقات شما اومدن
کیا؟ چند نفری از دولت ، و صاحب یک کارخانه
و بعد ادم های بزرگی شما به سلام کردن (احترام گذاشتن) یهش کردن
رانگا و سه برادرش زمین های منو تصاحب کردن
باید به حسابشون برسی
منظورم رو میفهمی؟
میخوایی زمین هات رو پس بگیری؟
...پس بدستشون میاری
اون روستایی که بر ضد بالا صداشون بلند شده بود رو با اتش یکسان کرد
جنگی جدید در موگور شروع کرد و شروع به تصاحب کل شهر کرد
!!!همه چی ماله منه
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
تازگیا خیلی ازم دور شدی
از این به بعد مناطق رو زیر نظر داشته باش باشه میبینمت
از مسیر کاروار پور تا داجی هیچکس جرعت نداشت ، اتوبوساشون رو نگه داره
ادیتیا ، ادیتیا این اسم داره کل زندگیم رو نابود میکنه
داداش 200 هکتار زمین رو باید بگیریم چی میگید
باشه بگو 50 هکتار ماله ما
میگن 80 هکتار میدن ولی ادیتیا رو هم بعنوان افرادشون میخوان
تمام اجناس و افراد از بمبئی برگشت خوردن
الان دیگه ادیتیا از داداشت مهم تره؟
الان اینجا یا جای اونه یا جای ما
مگه اون تنهایی انکارارو کرده؟
ما این وسط پشمیم؟
شما نیازی به ما ندارید؟
داداش الان کل تجارت بمبئی دست ادیتیا هست
با احتیاط کار کن ساکت بمون و منتظر موقعیت باش
...هر چقدر قدرت بالا زیاد میشد
دشمن های ادیتیا هم بیشتر میشدن
کشتن ادیتیا و بالا اونقدرام اسون نیست
پسرت رو از خارج بخواه تا بیاد
من اونو فرستادم خارج تا ادیتیا اونو نکشه و تو میگی که من اونو بیارم اینجا؟
موضوع اصلی همینجاست
برای کنار هم گذاشتن اونا باید بهونه ای باشه یا نه
به بهانه ی تولد پسرت ، یک مهمانی بگیر و همشون رو با هم بکش
پریم از خارج برگشته
اون برای مهمانی تولدش تو رو هم دعوت کرده
هی چیکار میکنی؟
میخوام گلوله های اسلحه م رو خالی کنم
داداش ، شما بهش بفهمونید
از این به بعد فکر کن دیگه فردایی نیست
هی هی پسرم رو کشتی
هی وایستا پسرم رو کشتی ، میخوایی کجا بری
میرم توبه کنم
هی ، شما اینجا چیکار میکنید؟
از خوردن غذای هتل خسته شدم اومدن غذای خونه مزه کنم
خانم ... پسرمون کجاست؟
نمیدونم ، اطراف خونه که نیست
ساداناند شتی پسرش رو از خارج خواسته بود
و من میدونم این کاره تو بود
میگی اونو از خارج بیارم تو دل دشمن؟
...باید ریسک کنی دیگه
اگه ریسکی نباشه دشمن شمارو نابود میکنه
رئیس ، یکی پسر ساداناند شتی رو کشته
شما برای موگور خیلی کارا کردین
شما میترسیدید که شهر دچار اشوب بشه برای همین این بازی شطرنج رو راه انداختید
خودم همونجا میکشتمش
...اگه الان شما کاری نکنید
باید هر قدم رو با زرنگی برداریم
زنگ بزن به افسر بگو بالا رو دستگیر کنن
...بازی شطرنج شما کمی ضعیفه
.ولی من حرکاتم رو با فکر انجام میدم
شما برید به کاشی من خودم اینجا حواسم به همه چیز هست
سلام داداش
سلام داداش
ارزوی من براورده شد کسانی که ما بهشون سلام میکردیم ، الان بهمون سلام میکنن
چیزه دیگه ای هم خواستی بگو من داخلم
ادیتیا اینکارارو بخاطر امپراطوری بالا نمیکرد
بلکه بخاطر دوستی باهاش اینکارارو میکرد
اون خودش رو با داداش بالا گرفته نه فقط خود مالاپا ، بلکه کل خانوادش رو باید بکشیم
اینجا روستای مادر من هست کار رو خیلی اروم و بی صدا انجام بدین
...هیچکس نباید بفهمه شما کی هستید فهمیدین؟
...این فرصت خوبی برات هست
...اگه تو مالاپا و خانوادش رو بکشی
اسم و رسمی تو موگور بپا میکنی
...از ادیتیا هم معروف تر میشی
همین که به زن ها اشک میدیم کافیه نیازی نیست بهشون اسیبی بزنیم
تو کی هستی که به من دستور میدی؟ سرت به کار خودت باشه ، تو نوکر داداش منی
اگه مردم از این موضوع بفهمن ابروی ما میره
اونو که نجات دادی ولی کی میخواد مادر خودت رو نجات بده
اگه پسرت بدنیا اومد از طرف من ازش معذرت خواهی کن
بهش بگو قاتلان پدرش هم همراه پدرش کشته شدن
هیچکدومشون زنده نموند
...شماها محاصرش کنید
امروز مادرش رو زنده نمیزارم
باید روستا رو ترک کنی بالا به هیچکی رحم نمیکنه
جلوی من میخوایی بکشیش بالا؟
حرف یک مادر رو گوش نمیدی؟
بالا ، ازت خواهش میکنم نکشش
ببین ، دارم اینو با خودم میبرم
...ازت خواهش میکنم پسرم رو ول کن
ادیتیا ، ادیتیا
ادیتیا ، تو قسم بخور که از امروز اینکارارو ول میکنی
ادیتیا ، ازت میخوام حرفمو گوش کنی
ما از اینجا میریم
ادیتیا ، حرفم رو گوش میدی؟
به جان تو قسم میخورم تا وقتی تو نگی ، با کسی درگیر نمیشم
...تا وقتی تو نگی
...به اینجا برنمیگردم
اون به جان مادرش قسم خورد و تمام کارهای خلاف رو کنار گذاشت
ولی وقتی به اینجا اومد مردم هم ازش کم و بیش حمایت کردن
امروز به عنوان یک خلافکار اون هر روز باید بره اداره پلیس و امضاش رو بکنه
بخاطر عشق مادرش تمام کارهاش رو کنار گذاشت
داداش بریم من باید برم
مادر ، من میرم
مواظب باشی زودی برگردی
برای تو از اینجا امن تر جایی نیست بزار مردم حرف خودشون رو بزنن
من همیشه دیدم پدرم باعث ترس دیگران میشه
اولین باره دیدم که اون خودش اینقدر ترسیده
...اونم بخاطر ادیتیا
..من نمیدونم اون کیه
...من حتی قیافش رو ندیدم
شما خیلی خوش شانسید
خیلی ها هستن که حتی قیافش رو ندیدن و جونشون رو از دست دادن
بخاطر همین من شمارو خواستم قیمت جونش رو بگید
...تا مشکل من هم حل بشه
ما راهه به این دوری برای حل مشکل خودمون اومدیم
ما نیازی به پول نداریم اگه کاری که ما میگیم بکنید ، دختره رو گیر میارید
... و ما هم فرصت کشتن ادیتیا رو بدست میاریم
باید چیکار کنم؟
...اب
من دارم میرم معبد امشب برمیگردم
نیازی نیست چیزی درست کنی از هتل برای خودت غذا سفارش بده
...من برم که دیرم شده
غذای هتل سفارش بدم؟
فکرشم نکن
...خدایا کمکمون کن
من ازت چایی خواستم تو رفتی برام اب اوردی
تویی؟ نه
من مادر مقدسم
بفرمایید مخصوص شما اوردم
الان تو بهم میگی چیکار کنم؟
این سبزی چیه که تو میفروشی از اشغال هم کثیف تره
بابت کدو بیست روپیه میگیری خیلی عوضی هستی
قیاقش رو ببین کاملا شبیه کدوه دماغت شبیه بادمجون هست، و چشمات مثله سیب زمینی کجن
انگار یه سگ دیوانه گازت گرفته
دهنت رو ببند
اگه دستم یه چاقو میبود از وسط نصفت میکردم
عزیزم بهت نگفتم بیای معبد زود بیا
بیام معبد که چی بشه مادر مقدس جلوم هست
ما شبا در استرالیا اینطوری شام میخوریم
مگه اونجا برق ندارید؟
نه ، فضا عشقولانه میشه
برای چی؟ برای خوردن غذا ، بخور
واقعا خوشمزست
ممنون
از کدوم هتل گرفتی؟
یه چیزی بهت بگم؟
تو خیلی خوب مبارزه میکنی
یه چیز دیگه بگم؟
من عاشق هند شدم
یه چیز دیگم میگم
اخریه ، خواهش
تو بهم گفته بودی که اینه روببینم
میدونی اینه چه جوابی بهم داد؟
اینکه خوبی های درون تو به یه جای دور رفتن
.من قبلا از اومدن به اینجا هدفی نداشتم
...شاید سرنوشتم منو تا اینجا اورده
.من خیلی از تو خوشم اومده
تو طوری تو دلم جا شدی که دلم نمیاد از این کشور برم
میدونستی؟
...پدر
باورم نمیشه که نیتیا چنین جایی طاقت اورده ناراحت نشی
زندگی که اون در خارج داشته با زندگی که اینجا داشته ، خیلی متفاوت هست
کمک شما رو من هیچوقت فراموش نمیکنم
خودم درست کردم
تو درست کردی؟ اره
الان هر جور غذایی که باشه بلدم درست کنم
...تو اینجا خیلی کار میکنی
اگه ما دخترا کار خونه نکنیم پس کی اینکارو بکنه؟
ادامه ی حرف هامون رو بعدا میزنیم من خودم با پدرم صحبت میکنم
خواهشا دخترتون رو از اینجا ببرید
ازتون درخواست میکنم دیگه هم سمت ما نیاید
حقیقت اینه که من برای اون خطر دارم
...اگه از من خطایی سر زده
میخوام یه چیزی ازت بپرسم
نمیدونم بپرسم یا نه؟
تو دوست دختر داری؟
داری؟
نه- چرا؟-
از کسی خوشت میاد؟
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
نمیدونستم بدون من اینقدر بهت خوش میگذره
ممنون بابت اینکه باهام میاید برای امنیت
امنیت؟
ویرندر سینگ تاکور مارو فرستاده
پراباکر رو کجا گذاشتید؟
رئیس اون فرار کرد
اونا کجا رفتن؟
گیرشون اوردیم ، تو راهن
ولی باید با فکر جلو بریم
پراباکار پول خیلی زیادی داره و ما بهش نیاز داریم
نباید این فرصت ها رو از دست بدیم کشتن اون به این سادگی نیست
من بجز اون چیزی نمیخوام هشت سال منو انداخت گوشه ی زندان
چی دارید میگید؟
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
صبح من با وزیر صحبت کردم ایشون به من وعده دادن که
ولش کنید
بعد از مرگ شما من میشم همه کاره
من نمیتونم کل زندگیم رو با هدف پوچ زندگی کنم
ادیتیا ، اونا نیتیا رو بردن به موگور
چیکار باید بکنیم؟
اونو برام بیار به موگور
پدر
ادیتیا
قسم به جون شما من با کسی درگیر نمیشم
اسم من ویرندر سینگ هست
تو پسر سورندر سینگ هستی
من به جان شما قسم خوردم
در این شهر اگه مگس کشته بشه از من اجازه گرفته میشه
و شما که استاد این جور موارد و بیزنس ها هستید پس چرا اومدین اینجا؟
نگران نباش
...من جایی نمیرم
میخوام اینکارو تو انجام بدی
هر دوی ما از این کار سود میبریم
...اگه تو بری
میفرستمش اون بالا داداش
.میترسم که تو برمیگردی یا نه
این جور بازی ها خیلی لذت بخشه
...اگه تو برنگردی
کسی که نجاتش دادی کشته میشه
ادیتیا داره میاد موگور
اون داره میاد
اون خیلی به موگور مدیون هست
با اومدن به اینجا اون دینش رو ادا میکنه
اون خون خیلی هارو ریخته
الان مردم اینجا تشنه ی خون اون هستن
من مقدمات مرگش رو اماده میکنم
...رفتن تو به اونجا اسون هست
از موگور فقط جنازه ی اون بیرون میاد
اگه بری اونجا همشون محاصرت میکنن
چیکار میخوایی بکنی؟
دوباره چنین فرصتی نصیبمون نمیشه اون داره میاد ، نباید زنده بزاریدش
نباید زنده بزاریمش
...چطور جرئت کرده دوباره برگرده به موگور
حالا ما نشونش میدیم دنیا دست کیه
نباید زنده بمونه
نیازی به ترسیدن نیست ما نمیزاریم دستش به شما برسه، نگران نباش
دختره رو از دره پشتی بیرید
دختره رو از دره پشتی ببرید
ادیتیا
اینم از خون ادیتیا
این دشمن ما بود عوضی خودشو به مردن زده
بالیوود وان بزرگترین مرجع سینمای هند در ایران
بالاخره کارش تموم شد
برای سفارش ترجمه به سایت بالیوود وان مراجعه کنید
ترجمه شنیداری و زمانبندی یاسین
بهترین های سینمای هند در بالیوود وان Bollywood1.Xyz / Info / Org / Net
...خورشید هر روز طلوع میکنه
...ولی با اون بیرحمی که تو برادر منو کشتی
.اتش خشم من هنوز غروب نکرده
ازت متنفرم
یادته؟
وقتی اینقدری بودیم چقدر بینمون دوستی و عشق بود
این موضوع هیچ ربطی به دوستی ما نداره
ربط داره ، خیلی هم ربط داره برای همین اینجام
بعد از سپردن این دختر به پدرش من و تو تسویه حساب میکنیم
...از این خبرا نیست
فراموش نکردم که تو قاتل برادرم هستی
بعد از کشتن تو حساب ما تسویه میشه
همه ی ما گناهکاریم
و برای همه ی گناهامون مجازات هم میشیم
ولی هیچ کدوم از ما حق اینو نداره که دیگری رو مجازات کنه
پس چرا برادر منو مجازات کردی؟
من از قصد اونو مجازات نکردم
اون داشت به مادرم بی حرمتی میکرد منم مجبور شدم دست به عمل بشم
من هیچ اشتباهی نکردم
اگه تو اینطوری فکر میکنی همینجا کارم رو تموم کن
اگه سرم رو هم قطع کنی من هیچ صدایی ازم در نمیاد
ادیتیا
ادیتیا
"اگه چیزه دیگه ای میخواستی بهم بگو"
...قیافت رو ببین
چقدر تغییر کردی
حتی شمشیر در دست من هم تشنه ی خون تو نیست
...نمیخوام با کشتن تو
مردم بهم بخندن که بالا با 50 نفر افرادش ، ادیتیا رو کشت
از اینجا برو
دیگه هم برنگرد
نمیخوام از این کارم پشیمون بشم
ادیتیا نیتیا ، زن داداش خوبی میشه
از اینجا برو
دیگه هیچوقت برنگرد
...دوره ی تاریکی گذشت دیگه
... دوره ی روشنایی برات شروع شده
الان تو فقط ماله منی
...من کل زندگیم رو به اسم تو کردم"
در کل زندگیم بخاطر عدالت ، و عشق
و دیگران جنگیدم ...و الان برای نفرت جایی نیست
...الان میخوام فقط تو روشنایی کنار تو زندگی کنم
...ولی اگه کسی
بالیوود وان Bollywood1.Xyz
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.