All language subtitles for Nude for Satan 1974 .720p.harika

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic Download
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz Download
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" برهنه برای شیطان "

ترجمه و تنظیم زیر نویس : هاریکا HARIKA

harika_alone@yahoo.com

کسی هست؟

کسی هست ؟

این وقت شب روی زمین از آدما میخوای ؟

ببخشید ، دکتر هستم و باید به تماس فوری با کلبه فیلفورد بگیرم

ولی میترسم راه گم کرده باشم

مردک دیوونه اگر منظورت مرزعه !اوناست راه اشتباه اومدی

اون درست اون طرف تپه هست !...الانم باید تمام تپه را دور بزنی

!بهت توصیه میکنم اینکارو نکنی !امشب با این آب و هوا خیلی خطرناکه

- ... متاسفانه - !... جاده هم هیچ رقم خوب نیست

ممنون ، ولی باید برم ... خیلی ضروریه ، شب بخیر

بیخیال ، بیخیال ، بیدار شو حالت خوبه ؟

- چی شد ؟ - چیزی نشد ، هیچ اتفاق جدی نیوفتاد

ولی تو کی هستی ؟

پزشکم ، بنسون هستم ویلیام هری بنسون

مطمئنم اونجا تصادف رخ داد واقعا نمیدونم تو هم نباید نگران باشی

به هر حال همه چی الان مرتبه !خانم

. عصر بخیر

عصر بخیر

ببخشید قربان ولی اونجا یه تصادف شده

یه زن صدمه دیده ممنون میشم اگر بهم کمک کنید اون بیارم اینجا

نمیتونم جائی برم بهم دستور داده شده از اینجا تکون نخورم

!به هیچ وجه حتی اگر تو هم بخوای

اون قلعه ،شاید اونائی که توی قلعه هستن ...بتونند بهت کمک کنند

...شاید

... فکر میکنی

!... باز کنید ، لازمه یکی بهم کمک کنه

اگر ممکنه در باز کنید صدام میشنوید ؟

در باز کنید ، صدام می شنوید ؟

کمک لازم دارم

در باز کنید ، کمک نیاز دارم

کمک کنید

صدام شنیدی ؟

ممکنه کمکتون کنم ، قربان ؟ کجا اومدی ؟

روشنائی مضاعف تنها یک راه داره

ماهیت زندگی در زمان نیست

هرکی بتونه باهاش پیمان ببنده متعلق به اون هست

با این نوشته تو میتونی در میان تاریکی ببینی

...و اون با توئه

... ببخشید

با کی باید لذت ببرم ؟

ولی خانم چطوری تونستی خودت به اینجا برسونی ؟

... اوه ، پیتر

- ... بالاخره -یادم میاد تور اونجا گذاشتم ، متوجه نمیشم

!... پیتر

!ولی تو بخاطر تصادف از هوش رفته بودی

- بالاخره بعد این مدت که گم بودی اومدی - چی ؟

- تمام این مدت منتظرت بودم - ...ولی - عزیزم

چه اتفاقی داره میوفته ؟ نمیفهمم

... و هنوزم

اوه پیتر تحملش برام خیلی سخت بود

تو دوباره اینجا با من هستی درست مثل قبل از اینکه اون اتفاق بیوفته

اوه پیتر این شگفت انگیز و بی نظیره

هنوزم وجود داریم ، این فراتر از افکارمون ... فراتر از احساسمون و فراتر از رندگیمونه

ولی داری چی میگی ؟

! من نمردم ! همینطور خودت

فکر کنم تنها توضیحی که برای تمام این اتفاقات هست اینه تو خودت مدیونم میدونی

چرا اینجوری لباس پوشیدی ؟ اینجا دیگه کجاست ؟ تو کی هستی ؟

و اون نقاشی که اونجا روی دیوار هست. چه معنی داره ؟

چطور ممکنه که یادت نیاد ؟ ماشینت تصادف کرد

یادت میاد ... چیزی به خاطر میاری ؟

اون تنها کسری از زمان گذشته هست توی پرانتز

و گذشته ها چیزی بیشتر از زمان رفته نیست

و زمان ساکته

اینجا محلی برای خاطرات نیست

لطفا دیگه به گذشته یا آینده فکر نکن

فقط به الان فکر کن

بیا ، بیا

بیا پیتر ... بیا

میخوام با خوشحالی رسیدن تنها عشق زندگیم به همه اعلام کنم

بیا ، بیا پیتر

صبح بخیر

میتونم کمکی بهتون بکنم ، خانم ؟

البته ، یا اقلکم امیدوارم بتونید

عذر میخوام ولی دیشب با ماشینم تصادف کردم

مطمئنم یکی اومد بهم کمک کرد

ولی وقتی به هوش اومدم هیچکس اونجا نبود

- نمیدونم ، شاید - خوشحال میشم که بهتون کمک کنم

اگر شما تشریف بیارید داخل ؟

... خواهش میکنم

- اینجا زیباست - متشکرم

- لطفا ، یکم استراحت کنید - ممنون

- لطفا ، اینارو مثل خونه خودتون بدونید - ممنون

دوستش دارید ؟

...متاسفم ، ولی فکر کردن این بود

... ولی این هست

جالبه ، اینطور فکر نمیکنید ؟

... بله میخواستم بگم

این نقاشی به نظر خیلی شبیه اونه

ولی اگر اون لباس ها نبود

پس اون مردیه که بهتون کمک کرده و الان دنبال اون هستین ؟

اوه نه ، به هیچ وجه ، اونی که امروز دنبالشم یکی درست مثل خودم هست

چه معنی میده اونوقت ؟

ولی الان توضیح دادن فایده ای نداره شما نمیفهمید

... بعدا شاید

حدس میزنم برای اینکه حالتون بهتر بشه بخواهید حمام کنید ؟

اگر این افتخار بهم بدید که پذیرای مهمان نوازی شما باشم ؟

...بله جدا ممنونم ، ولی

نیازی به تشکر کردن نیست سریعا اون اماده میکنم

نباید نگران دوستتون باشید اون پیدا خواهیم کرد

!چه مرد عجیبی

به نظر میاد از درون یه نقاشی قدیمی بیرون اومد

- اوه ، پیتر - !اوه لطفا

- من خیلی خوشحالم، تو ام خوشحالی ؟ - !لطفا بس کم

این شوخی ها دیگه داره بیش !...از حد طولانی میشه

این نمایش خنده دار ی از زندگیمون هست شایدم نه ، یه شوخی باشه

بیا

- ... شوخی - ...کافیه ، تا همینجا بسمه

... کمدی موضوعش چی بوده ؟

باهام عشق بازی کن اوه ، پیتر باهام عشق بازی کن

دختر بیچاره حافظه خودش از دست داده

شُک خیلی زیادی بهش وارد شده

!گوش بده بهم

!تو حالت خوب نیست

الان متوجه شدم ، بعد از اون تصادف باید از اینجا دور بشیم

!خانم ، بعد از این یه مدت تحت مراقبت باشی

ولی ظاهرا اینجا امکانش نیست اینجا مثل آدمای کشتی شکسته هستیم

آدم های کشتی شکسته ؟ اوه ، آره کشتی ما شکسته

عاشقی که داره توی ساحل بی انتها رنج می بره

اینجا بعدی نداره اینجا زمان دیگه وجود نداره

اینجا من برای همیشه باید منتظر تو باشم و دائم باید تورو پیدا کنم

برای اطاعت از دستورات

درکت نمیکنم

کی هستی ؟

- کی بهت دستور میده ؟ -اون میده

اون ؟

هر کسی باهاش پیمان بنده متعلق به اون میشه

!نه

!سوزان ، صبر کن داری کجا میری ؟

ایولین

ایولین

- خیلی خوشحالم که دوباره پیدات کردم - چیکار میکنی؟ دستت بکش ساعتهاست منتظرتم

- این تو بودی که دیشب بهم کمک کردی ،درسته ؟ - ! عزیزم

اگه می خواستی کمکم کنی چرا تو ماشین ولم کردی و یه راست اومدی اینجا ؟

زمان ، زمان دوباره از ان ماست

دوباره مال خودمی ، مال خودم معشوقه عزیزم ایولین

بسه ... اصلا حوصله سکس ندارم

الان موقع مسخره بازی نیست مگه بعد از تصادف عقلت از دست دادی ؟

بله ایولین ، از وقتی تورو شناختم عقلم از دست دادم

تو این دنیا اینقدر بهت فکر کردم ... که دیوونه شدم ، ایولین

اینقدر من ایولین صدا کن قبلا هرگز هم ندیدیم

با اینکه بهم کمک کردی ولی !حق نداری باهام راحت باشی

- چرا اینجوری باهام حرف میزنی ؟ - ایولین صدام نکن ، اسمم سوزان اسمیت هست

اصلنم حال و حوصله ندارم که تو بخواهی باهام حال کنی

!صبرکن

همه چیز آماده شده

اگر مایل هستید میتونید دنبالم بیایید اتاقتون بهتون نشون میدم

ولی اون یه دفه کجا رفت ؟ ...اون الان اینجا باهام تنها بود

آه خوب پس قبلا مرد گمشدتون پیدا کردین عالیه ، خوشحالم

هممینطور که می بینید اون نمیتونه ...خیلی دور شده باشه ، لطفا

- خوب ، در واقع - دنبالم بیا

ولی اون باهام بود

...چیزی که درک نمیکنم ...به نظر میرسید که

به نظر میرسید ؟ چیزهای خیلی زیاد هست اونا به نظر میاد که وجود دارند ولی وجود ندارند

و چیزهای زیادی وجود دارند ... که اصلا به نظر نمیرسند

یک توهم هست مثل زندگی

ما خودمون فریب میدیم که زندگی میکنیم !اون چیزی که عاشقش هستیم ،مرگمونه

...وقتی اشتباهاتمون می بینیم

! ترجیح میدیم اونارو نادیده بگیریم

پس در واقع همه چیز فقط یک کابوسه

ایا تا بحال بهش فکر کردی ؟

... شب بخیر

...شب بخیر

شب بخیر ؟

ولی چطور الان میتونیم بگیم " شب بخیر "؟

ولی اینجا دیگه چجور جائی هست ؟

چه اتفاقی داره برام میوفته ؟

شاید بخاطر خستگی زیاد افکارم قاطی کرده ...شاید

! یا شایدم دارم دیوونه میشم

اینجا چیکار میکنی ؟

ببینم واقعی هستی ؟ یا توام توهمی بیش نیستی!؟

اوه خیلی نازی چطوری از اون پائین خودت رسوندی اینجا؟

تو هم میخوای سعی کنی من مثل بقیه بترسونی ؟

...حالا بیا تو هم برو بیرون

چه روز وحشتناکی بود

فقط معجزه هست که هنوز زنده ام زنده ام ....؟

!... شاید مردم

بخاطر همینه که اینجا مثل !یه قلعه ارواح به نظر میاد

!همه چی خیلی عجیبه

اون دکتر ... طرز لباس پوشیدنش

و شوخی های مزخرفش

و بعدش این مرد باشخصیت

...اینقدر مهربون ، ولی

بازم اون گربه هست نباید بذارم بیاد تو

اون حیوون سرگردون نمیذاره بیشتر از این بخوابم

...دکتر

!دکتر

دکتر بنسون

!ویلیام

-نه ، نه دارم میمیریم -نه من بهت میگم داری لذت میبری

!بله !بله

!دوباره صداش میشنوم

یه سگ داره پارس میکنه، صدای زجه میشنوم ... همش سایه هست ... گیج شدم

!جزئیات نمیخوام اونارو نادیده بگیر

از راهی که به قلمرو مرگ میره جلو میرم

خیلی سخته

اونا نمیخوان بهم اجازه بدن ! ... نمیتونم ، نمیتونم

تو باید انجام بدی من اربابت هستم

- ... اشترود میگه - ! اشترود

اشترود تو حق نداری !سایه ها به تو تعلق ندارند

باید بری جلو ، واضح روز کوتاه خواهد بود

حالا میتونم ببینمش تو فاصله زیاد

اون در برابر بار سنگین گناهانش داره تقلا میکنه

اون قوی هست ، خیلی قوی نمیتونم به درونش نفوذ کنم

باید اینکارو بکنی !بهت دستور میدم

دارم سعی میکنم ولی ارده اش من به عقب میزنه

اون میخواد بدرونم نفوذ کنه نمی تونم ، نمی تونم

باید بذاری ، باید بیاریش پیش من بهت دستور میدم ، باید بذاری

" چقدر گردنبد ریتا کلدرونی قشنگه" " حسودیم شد"

!!!! .........ویلیام

ولی تو کی هستی ؟ نه ، این امکان نداره

- این امکان داره - ویلیام کمکم کن

چطوری میخوای از اینجا فرار کنی ، پیتر ؟

... ولی تو خودت نیستی

- تو خودت نیستی ... وحشتناکه - بله وحشتناکه ، ولی واقعیت داره

من اونم ولی البته من اون نیستم بلکه یکی دیگه ام

! تکون نخور

اون چیه ؟

بیچاره ها ، کجا میخوایین فرار کنید ؟

دیگه وقتی براتون نمونده زمانتون تموم شده

شماها زندانی بدن خودتون هستین

تا هیچوقت مهمان های پر سرو صدائی مثل شماها نداشتم

متاسفم ولی دیگه دیر شده اینجا قوانینی داره که باید ازش اطاعت کنید

الانم ازتون میخوام که به اتاق هاتون برگردین

شب بخیر

- !ویلیام التماست میکنم ، تنهام نذار - زود باش ، بریم تو

سوزان ، راحت باش و یه کمی استراحت کن ... اینجا میمونم و کاملا مراقبت هستم

... بیا ، دراز بکش

!بیخیال

حس میکنم دارم دیوونه میشم یا شایدم قبلا دیوونه شدم

شاید توی یه دنیای عجیب زندگی میکنم که تمام دلایل درش گم شده

منم مثل توام دقیقا دارم همین فکر میکنم

ولی نمیخواستم اون باور کنم مثل خودت

فکر میکردم تصادف دیشب باعث یه شُک عصبی شده

و اون فقط تجربه یه مشکل عصبی که خارج از واقعیت داریم زندگی میکنیم

...اون در اختیار یه نیروی قدرتمنده که جراتش ندارن این بگم

...اون نقاشی تو روی اون دیوار

اون مرد با طرز عجیب لباس پوشیدنش

فکر میکردم همش یه کابوسه

اون محاله

میخوام که برم

دور ... خیلی دور

!... ترسیدم ویلیام

!... ترسیدم ویلیام

! میخوام برم

... میخوام

از قایم موشک بازیات خسته شدم

بهم بگو کی هستی ؟ چی میخوای ؟

من خودت تو هستم

بخاطر همین میتونم فقط چیزی بخوام که خودت میخوای

تو نمی تونی من باشی چون من فقط ویلیام بنسون هستم

صدام شنیدی ؟

خوب ، پس بذار من بگن کی هستم چون تو خودت نمیخوای اعتراف کنی

حقیقت ممنوع

نمیتونی از شرم خلاص بشی

!اوه ، نه

چون من ، در درون خودت و قسمتی از تو هستم

من یه تنش هستم که بخاطر تقوی در همه عالم وجود داره

در هر زمانی اون تائئید و انکار میکنید

بین ممکن و غیر ممکن

باورش نمیکنم اینا همه زائیده تخیلاتم هست

در نهایت بعد گمشده خودت پیدا کردی

این مدال ببین

بذار بگم من اون روی دیگش هستم

کسی که ابتدا نمی تونی هر وقت دلت خواست اون ببینی

ولی این تنها کاری که میتونم بکنم

و حالا برای همیشه میتونی ببینی

میتونی اگه بخوای اینجا باهام بمونی

پیوسته با همون حلقه

خارج از بعد زمان و افکار انسانی که ادم محدود میکنه

اینجا قلمرو علم و دانش هست

- ولی پوچ و متناقض هست - به نطر میرسه که تناقض داره

به نظر میرسه

... و شایدم هست

مثل یه تراژدی که از آغاز زمان ادما ازش رنج می برند

- بدون یه را حل اماکن پذیر - ! نیروی اراده

هیچکس و هیچ چیز حتی میتونه ارادم از بین ببره ؟

میخوام از این کابوس لعنتی بیرون برم

میخوام از اینجا بیرون برم

نمیتونی جلوم بگیری تو فقط بخش منفی من هستی

بخاطر همین تورو رد میکنم ، حالا که میدونم کی هستی ، بهت اجازه نمیدم

ترجیح میدم خودم بکشم اگر نتونم تورو نابود کنم

دربارش فکر کن

دلیلی که هنوز نتونستی پیداش کنی

دلیلی که عشق و نفرتت درکنار هم میذاره

همزمان

... باید احمق باشی

برای همه اون چیزائی که فقط فکر میکنی با ارزشه داری مبارزه می کنی

دست بردار و بیخیال شو

- وبمیر - بهت که گفتم ، ترجیح میدم بمیرم

ویلیام چرا تنهام گذاشتی رفتی ؟ تورو خدا ، تو نمیتونی من تنها بذاری

سوزان دیگه لازم نیست بیشتر از این بترسی سپیده دم از اینجا میریم

اون دختر دوست داری ، منتظر چی هستی ؟

- من بحال خودم بذار -چرا باهام اینجوری رفتار میکنی ؟

نه ، همینجا بمون این چیزیه که بایداین دفعه اون تمومش کنم

حالت خوبه ؟ قبل از اینکه بیام اینجا !...داشتی با خودت تنهائی حرف میزدی

ولی تنها نیستم

روی اون صندلی ، مردی نشسته که میگه من اون هستم

چطور ممکنه نتونی اون ببینی ؟

اون روی صندلی نشسته همون !... یکی که توی نقاشی دیده بودی

کسی رو نمیبینم

من میبینی ، عزیزم ؟

دوستم نداری ؟ شاید بهترین بخش وجودت نباشم

ولی قطعا جذابترین قمست وجودت هستم

! نه ، صبر کن

حالا فهمیدم ...ابتدا

اولش نمیتونستم اون روی خودم ببینم

ولی الان ، تورو میبینم درحالی که سوزان نمیتونم اون یکی بُعد خودش ببینه

همین اتفاقم اگر انتخاب میکردم برام میوفتاد

میدونم که دلت میخواد با هم بمیریم

... بیا ، بیا

! نه ، سوزان

مجبور نیستی

سوزان ، سوزان ، مجبور نیستی

! نه ، نه ، سوزان

!...سوزان ، سوزان ، نه

" یادشون رفته ردشورت برنزه مردگان گریم کنند" " البته این فیلم با تکنولوژی 44 سال قبل ساخته شده"

کسی که با عهد بسته به همان تعلق دارد

! کتاب ! شاید توی کتاب باشه باید خوندنش تموم کنم

کسی که با اون عهد بسته به او تعلق دارد

چه کسی هست ، چه کسی بود ، چه کسی خواهد بود

... آتش

تمام شرارتها رو نابود میکنه

آتش اون از بین میبره

!تو بردی !ممکنه برای همیشه نفرین بشی ، اشترود

Ts . By : Harika harika_alone@yahoo.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.