All language subtitles for Cocaine Conspiracy 2016.ALL.HDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.

دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE telegram.me/SHIRAZ_MOVIE

با این وضعیت بهتره جواب بده

این قضیه داره برای Q5 مایه شرمندگی میشه

من یک شانگ های دیگه نمیخوام

من یادم میمونه

گانر باید در شانگ های یک کاری میکرد

فوق سری

توطئه کوکائین

این تو هستی

تو چی فکر میکنی ؟

من فکر میکنم تو دردسر بزرگی افتادی

تو سه تا جسد در خاک خارج از کشور داری

و یک مرد دیگه امروز صبح غرق شده

و من همینطور شاهدانی دارم که ادعا میکنن تو رو در اون صحنه دیدن

حالا من خوشحال میشم که این پرونده رو ببندم و تو رو به مسئولین لهستان تحویل بدم

شما دوست دارید پرونده بسته بشه آقای گانر ؟

من دوست ندارم وقت خودم رو تلف کنم

صبر کن

من بدترین هفته عمرم رو گذراندم

فکر میکنم حقمه کمی وقت بهم بدید که توضیح بدم

واقعاً ؟

پس شروع کن .. دارم گوش میکنم

از کجا شروع کنم ؟

روتردام

خلاصش کن نگو گانر تو در روتردام چیکار میکردی ؟

کایفا داشت منو به فنا میداد

کایفا ؟

آه .. اون یک تاجر در بنادر شرقی هست

تعجب کردم که اینقدر زود تو رو دیدم روتردام

منظورت چیه ؟

من فکر کردم این روشن شده آقای گانر

شما یادداشت منو دریافت نکردید ؟

تنها چیزی که من دریافت کردم یک شانه از طرف منشی شما بود

من متوجه نمیشم

خوب باید اینو بفهمید آقای کایفا

من این همه راه نیومدنم به روتردام که به فنا برم

با وجود دوستان شما فکر میکنم مشکلی نخواهید داشت

دوستان منو وارد این داستان نکن !

تو اینو به من مدیونی کایفا

من هیچی به تو مدیون نیستم

قربان! فندک شما !

خیلی عذر میخواهم شما رو با کسی اشتباه گرفتم

فایادور

یک قاتل بیرحم با علاقه به پسرهای جوان

اون همون روزی که من رسیدم به آمستردام اومد اونجا برای یک انتقال

و طبق معمول میخواست کار رو با لذت انجام بده

کالایاس

انگلستان

خوب .. آیا شما اینو تکذیب میکنید آقای وزیر ؟

اوه !

پدر قطعاً بهش میگه مطمئنم

منظورت چیه ؟

مارکوس ؟

جوان مدرست دیر میشه

من فکر میکردم امروز تعطیله

یه چیزی در مورد مانورکا میگفت توماس ..

مانورکا پر از خانواده هست

نه ما ما خانواده هستیم

و پر از آدم های عجیب و غریبه

پدر بهم قول داد که میریم اونجا

اونجا برای بچه ها نیست

تو مردی رفیق خیلی عالیه

من میارمش

اون چیه ؟

بازیکن بوکن ویل

به نظر میاد یک بهشته

قبض ها اوه، ممنون

قبض ها

باز هم هست اوه، ممنون

اخطار بانک

نامه بیخودی ممنون

این یکی مال توئه

اوه، سلیقه تو در مورد دوست دختر خیلی بده !

پس من از اون میبرم

خانم گانر اگر مشکلی نیست ..

در مورد هزینه مدرسه مارکوس و جوان صحبت کنیم

من واقعاً سرم شلوغه

متاسفم

زود باش .. بردار هلن !

جواب بده

لعنت !

امکان نداره

منظورم اینه که تو از من میخوای که .. خدای من .. برای هیچی کار کنم !

اینطور نیست گانر

بازار بور ماراتن یک بازار خیلی رقابتی هست بس کن ..

این شرایط منو به صلیب میکشن

ولی اسناد نشون میدن که تو مرد مقاومی هستی

کایفر تو رو پرت کرد توی کانال

من دارم بهت یک کار پیشنهاد میکنم

یک خط زندگی .. بگیرش مرد

تو باید .. من صدقه تو رو نمیخوام لهستانی درب و داغون عوضی

در واقع یک درب و داغون بلژیکی

پولم داشت کم میشد

مجبور شدم با یک دوست قدیمی تماس بگیرم

تو میتونی از دوست خودت بخوای

یاب دایکسترا

یاب دایکسترا

میبیینمت باشه .. خداحافظ

یاپ از دوربین های مدار بسته پول در میاورد

اخادی از سیاستمداران

که وقتی شلوارشون پائین بوده فیلمشون رو گرفتن

اون یک بار سکس در روتردام داره

من میدونستم که اون برای من کاری داره فقط مطمئن نبودم اون چیه

برت .. دوست من !

آره، میدونستم کار تو بود

آره، میدونستم اومدی به شهر

میمون مامور مخفی

کار سنگین !

نه نه نه دوربین مدار بسته

آره این دوربین های امنیتی لعنتی همه جا هستن

کی دوست داره این روزها صاحب یک کلوب باشه ، ها ؟

آره

اوه لعنت ..

من باید برم مرد

گوش کن بیا به مکان من

یه وقت دیگه

آره من یه چیز خیلی جذاب دارم که منتظر توئه

نه .. لعنت

سلام آنتونی آب پرتقال لطفاً

الو !

اوه کیتی

چی ؟

برت تو رو پیدا کرد

نه، هیچی

کایفرو ون کلیف .. اوه لعنتی !

کی اونو زده ؟

خدای من !

تا ساعت دو صبح میرسه نه ، اون نمیاد اگر با دیکسچر مواجه شده باشه

سلام، چرا نمیای باهم شام بخوریم

منو اینجا در پدر آنتونی ملاقات کن

خیلی قدیمیه، آره ؟ اون نوار خیلی قدمت داره

خوب .. این باعث نمیشه من آدم بدی باشم

میدونی .. دیدن این تو رو شگفت زده میکنه

اون دو تا MP از دانهاک یادت میاد ؟

داشتن استراحت میکردن بعد از اینکه با اون الاغ رابطه داشتن

این یکی رو ندیدم چطوری بود ؟ در مورد الاغه !

اوه مرد .. اون یه الاغ کاغذی بود

خوب .. خیلی خوب بود

پس تو خودت رو توی تلویزیون دیدی ؟

باید تمام زندگیت از جلوی چشمت گذشته باشه

سرویس ویژه کشتی

ده سال در Q5

کارهای سخت در آفریقا

باز کردن راهی به اون سختی در شانگ های

اون چند سالش بود ؟ 19 .. 20 ؟

لعنت

متاسفم مرد .. عیبی نداره

متاسفم که کنترلم رو از دست دادم

هی .. تا چند سال دیگه کارت تموم میشه

یه چیز قوی تر میخوای ؟ اهمم

آه نیتا ..

این برد گانر هست

خیلی وقته باهم دوست هستیم

این یارو دیکسترا

برد هیچ وقت بهش اشاره نکرد ؟

نه واقعاً این یعنی بله

تو چیز زیادی در مورد شانگ های میدونی ؟

یا هرچی که امروز اسمش هست

نه ! باید بدونم ؟

تو خیلی با احتیاط هستی، مگه نه ؟

و بعد تو همکار اون بودی

کلمه درستش همینه ؟

وقتشه من برگردم سر کار

گوش کن .. اون مرتب عرق میکنه و از خواب بیدار میشه

شانگ های دوباره و دوباره اتفاق میفته

الان چند ماهی شده

من در مورد این چیزی نمیدونم

درسته

من شنیدم که تو موسیقی کار میکنی بهش سلام برسون

امیدوارم مساله زیاد جدی نباشه

یک برندی بهم بده

تو ورزش میکنی ؟ هر وقت بتونم

تو شغل دیگری داری ؟ آره، در یک هتل هم کار میکنم

کدوم هتل ؟ اولبینی

باید جالب باشه من در اولبینی اقامت دارم

اتاق 307 .. شاید بعداً ببینمت

فقط برای اینکه تجلی صورت تو رو ببینه

آقای انگلیسی که ازدواج کرده با 2 تا بچه

من میدونستم که وقتی دارشتم با رپ در رتردام گپ میزدم

کوسه های داشتن در انگلیس دنبال من میگشتن

انگلستان اگر اون مرد دست راست من نیست

آنتونی ..

ما از وضعیت آگاه هستیم

ارزیابی تو چیه فئودور ؟

کوین مثل یک خفاش کور هست، مهم نیست چطوری بهش نزدیک بشیم، اون متوجه نمیشه

من که تابحال اینطوری فهمیدم

جو موران

رهبر عملیات بزرگ قاچاق مواد که در جنوب متمرکز شده

یک فاحشه روانی با علاقه به رنچ کشیدن مردم

از وقتی که کلاین در ساحل تحلیل رفت، چقدر گذشته ؟

پنج هفته

تو بهم قول دادی که یک قایقران جدید پیدا کنی

آه .. پدر آنتونی

مردی که من قبلاً به عنوان یک دوست قابل اعتماد روش حساب میکردم

یکی که قابل اعتماد باشه من پیداش کردم

یکی از دوستان من برت گانر

دریانورد باهوش تاجر شکست خورده

مشکل داره و سریع به پول نیاز داره

من الان میخواستم خدمه اونو معرفی کنم

به من اعتماد کنید

خبر خوبیه، درسته ؟

یک فراری خطرناک که هویت نامعلومی دارد

اما اون ها به عموم هشدار دادن ، به هر کسی که این مشخصات رو داشته باشه نزدیک نشن

تصور میشه اون در جایی نزدیک ساحل جنوبی باشه

ممکن هست در هر جایی باشه .. تو به سرعت داری یک آدم بی مسئولیت میشی

تو باید یک هویت جدیدی بگیری

و یک تغییر در ظاهرت لازم هست

بیاین بریم همین الان

من با لین موافقم

زن هایی مثل اون همیشه منطقی هستن

مامان ، اون ماشین مال کیه ؟

خانم گانر .. بچه ها بنشینید لطفاً

کروزیا موریکین

ما از طرف سازمانی که شوهرتون براش کار میکنه اومدیم Q5

کاهون .. شما میدونید اون کیه ؟

آقای کاهون اصرار دارن که امنیت شما ضروری هست

باید اینو متوجه بشید

زمان خیلی مهم هست شما در خطر زیادی هستید

مساله اینه که سفر تجاری شوهر شما به روتردام

اون مرد یک ورشکسته هست اون سفر فقط یک پوشش هست

ما اونو فرستادیم .. نه ! همه اونا تموم شده

برد به من اطمینان داد که .. گفت که به ماموریت میره ؟

داره از کنترل خارج میشه

چطور ممکنه ؟ اون فقط چند ساعته که رفته

کاملاً از کنترل خارج شده اون طرف برد رو هدف قرار دادن

کشتن اون به ضرر سازمان q5 تمام مشه

و عملیات از کنترل خارج میشه

پس یک چیز دیگه

شما هم در لیست قتل اون ها هستید

و البته بچه ها هم همینطور

یک خانه امن برای شما هماهنگ شده کومو ؟ درسته

وقت رفتنه این ظالمانه ست

مامان ! این بر خلاف آزادی های شهروندی ما هست

مامان ! شاید ما باید با اونا بریم

دستشوئی چی ؟

من باید قبل از رفتن برم دستشوئی

برو عزیزم

زود باش

زود باش

زود باش

کیتی من جوان هستم

گوش کن .. این واقعاً عجیبه

واقعاً عجیبه

خیلی خب ماشین رو برگردون به پایگاه

من جوان هستم این واقعاً عجیبه

واقعاً عجیبه

کورمیل ؟ بورموث .. نقشه عوض شده

اوه ..

کیسی .. چیه ؟

آره جوان ؟

گوش میکنم پخشش کن

گوش کن این واقعاً عجیبه

واقعاً عجیبه

فکر میکنم اومدن ما رو ببرن جدی میگم

این مردها آدم های خوبی نیستن

من باید برم فکر کنم یه نفر داره میاد ..

این یارو کالهوم کیه برد ؟

کالهوم رهبر Q5 بود

Q5 عملیات امنیت غیر دولتی انجام میداد مثل ..

ضد تروریستی

به همین دلیل من نمیتونم هیچ سابقه رسمی در مورد پیدا کنم

دقیقاً .. برای دلایل افراطی .. Q5 وجود نداره

من برای دلایل خیلی خوبی از Q5 اومدم بیرون

ولی باید می فهمیدم کالهوم چی میدونه

کالهوم هستم

کالهوم .. من .. میدونم

من صدای تو رو شناختم

و تلفظت

نه متاسفانه گناهی ندارم

من هیچ وقت تو رو به هلند نفرستادم

برای رضای خدا مرد .. ما بیشتر از 2 سال هست که همدیگه رو ندیدیم

به علاوه .. ما در اون منطقه هیچ خانه امنی نداریم ، تو اینو میدونی

و هیچ یک از اعضای تیم من اسمش کروزورو نیست

همچین اسمی به خاطر نمیارم

گوش کن گانر

برت .. من در مورد این تحقیق میکنم

به محض اینکه بتونم باهات تماس میگیرم

احتمالاً یک توضیح ساده وجود داره

خیلی خب .. فقط آروم باش، باشه ؟

در ضمن خوشحال شدم که دوباره صداتو شنیدم

حتی اگر ...

خوب ..

ممنون

سرویس اتاق

برو یه سری بزن

دومین جسد

این فئودور باید خیلی بیرحم باشه

حتی با وجود هویت جدیدی که داره

اونو فرستادن تا انگلیس منو تعقیب کنه

تو میگی که خانواده تو دزدیده شده بودن

پس تو چرا به پلیس گزارش ندادی ؟

قبل از اینکه من انگلیس رو ترک کنم

کالهوم به من زنگ زد

برت .. در موردش تحقیق کردم

از چند تا جاسوس و خبرچین پرس و جو کردم این چیزیه که گیرم اومد

خانواده تو دزدیده شدن

موقعیت اونا مشخص نیست

کروزیر و ماروکین آدم های یک سندیکای مواد شناخته شده در منطقه شما هستن

آدم های زیاد خوبی نیستن با سابقه ای که دارن

ببین، من باهات رک حرف میزنم

ما در واقع مدتی دوربین های خیابان رو تحت نظر داشتیم

تا حالا هیچ خبری نشده من متوجه نمیشم

برت .. یک مساله مهم

پلیس انگلیس رو وارد ماجرا نکن

نمیخوام گل اون ها آب رو کثیف کنه قبل از اینکه تصویر شفافی داشته باشیم

ممکنه خانواده تو رو به خطر بندازه

تو امشب کجا هستی ؟ من باید با کیتی در پایگاه تماس بگیرم

کیتی کیه ؟ یک نفر که بهش اعتماد دارم

بعداً باهات حرف میزنم

همسر و بچه های من در خطر هستن

16 سالشه .. قابل انعطافه

اون خیلی بچه شادی هست

مثل پدرشه

نمیتونم فکر کنم اتفاقی برای بچه هام بیفته

و همسرت .. خیلی خب

تو ... اوه ، آره هلن ..

تو درست میگی

من تو رو میرسونم به فرودگاه آره

آره باید برمیگشتم

دارید اونو کجا میبرید ؟

شما هیولا هستید مارکوس !

مارکوس !

مامان !

آره .. بزار من نگران فئودور باشم

تو باید اونو از فکرت بیرون کنی

تمرکز خودت رو به دست بیاری

بیدار شو یه نفر داره میاد تو رو ببینه

یکی از دوستان ما

اسم اون شیردون هست

اون کیه ؟ مردی که در این عکس هست

این چطوره ؟

اونا منو در یک اتاق با مردی به اسم شادو زندانی میکنن

نه اون یارو بهتر از اینه

باشه این یارو که اسمش شادو هست

به فئودور فکر کن، اون خیلی قابل اعتماد تر هست

جمله خوبی بود خوشم اومد

من باید اینو با رئس هماهنگ کنم ؟ نه

اونا چیزهای مهم تری تو سرشون دارن

دوست داری با فئودور ملاقات کنی ؟

پس یه لطفی به ما بکن

صبر کن

کیتی .. چیزهایی در مورد من هست ..

که تو باید بدونی

خیلی خب، هیچ کاری نکن تا این ..

اسمش چی بود .. کالهوم دوباره با تو تماس بگیره

کیتی

کیتی

من باید چیکار کنم ؟

شرکت پیمانکاری گانر چطور میتونم کمکتون کنم ؟

کیسی من جان پترسون هستم از نیروی دریایی

چی ؟

اوه متاسفم آقای پترسون .. البته

این وسایلی که بهم قول دادی هنوز برامون نرسیده

اون یک ماشین فاکس هست

فکر میکنم متاسفانه درست کار نمیکنه میشه بعداً بهت زنگ بزنم رفیق ؟

بله، حتماً .. بعداً باهات حرف میزنم

شرکت پیمانکاری گانر .. چطور میتونم کمک .. کیسی، برت هستم

دوباره نه .. کیسی گوش کن در مورد دیشب ..

وقتی که من خواب بودم .. چیزی گفتم ؟ نه، هیچی ... چطور ؟

چیز مهمی نیست، امروز خبری شده ؟

چند تا قبض .. چند تا نامه تبلیغاتی .. همین

خوب .. دیگه چی ؟

خیلی خب .. یک تماس دیگه داریم

پس بعداً باهات حرف میزنم

آنتونی

تو بهتره بیای اینجا همین الان

الو .. بله من باید با یک نفر حرف بزنم

اون تنهاست آنیتا

پدر .. لطفاً گوش کن

من هستم مارکوس این یک جوک نیست

من .. این آدم ها ما رو گرفتن

مامان و جوان حالشون خوبه

فکر میکنم

اونا منو با این یارو در یک اتاق حبس کردن

فکر میکنم فئودور هست

اونا میخوان یه کارهایی براشون بکنی

بعدش من طوریم نمیشه .. یه چیزی .. در مورد یک قایق

حالا گوش کن پدر، باشه ؟ اون یک ویدئو هست

تو باید اونو ببینی

اگر تو کاری که اونا میگن نکنی .. این فئودور ..

خوب فکر کنم همش همین بود

من باید بگم .. یک نفر با تو تماس خواهد گرفت

من نمیدونم کیه .. متاسفم

من واقعاً متاسفم پدر

من خراب کردم .. من به مامان گفتم که با اونا بریم، اونا گفتن که برای کالهوم کار میکنن

اینطور نیست

مامان واقعاً قوی بود یک کلمه از اون حرف ها رو باور نکرد

خواهش میکنم کمکمون کن پدر

آمریکایی لعنتی داره رد گم میکنه

این کاریه که ما انجام میدیم

ما این ویدئو رو نابود میکنیم و دوباره فیلم تو رو با مارکوس میگیریم

میفرستیمش برای برت

خیلی قانع کننده هست

این دفعه به جایی نمیرسه

خدا رو شکر که به موقع این چیزها به دست ما رسید

ممکن بود مستقیم بیفته دست پلیس

یا بدتر از اون

آره

ولی فکر میکنم کپی اینا رو برای برت فرستادن

وقتی اونو به فئودور معرفی کنیم چه اتفاقی میفته ؟

صورت اون در تمام فیلم بوده

لعنت

صبر کن .. نه این مشکلی نخواهد بود

ببین .. بهتره بهت اطلاعات بدم کیتی

اون چهره خودش رو تغییر داده

یک هویت جدید اسپانیایی

اگر اونا ملاقات کنن .. برت اونو نمیشناسه

خیلی عوض شده

شاید بهتر از چیزی که فکر میکنی

این کثافت از روی زمین ناپدید شده

وقتشه همه چیز رو مرتب کنیم و به اوضاع سرو سامان بدیم، باشه ؟

ما به برت نیاز داریم و قایقش

بیا روی این تمرکز کنیم

و تو میدونی باید چیکار کنی تا اون اینجا بمونه

آره .. درسته

حالا من بادی برم دنبال اون احمق و احمق تر

تو تنها امید من هستی

رسانه ها مشخصات اونو دارن

هیچ خبری از هویت اون شد ؟

فئودور .. فئودور ساویج

ساویج ؟ ساویچ

Savic

اسم صربیایی هست

اون یک کثافت به تمام معناست

ولی تو قبلاً اینو میدونستی

من روی تو حساب میکنم کالهوم

من به تحقیق ادامه میدم

تو هیچ کاری نکن

امشب بهت زنگ میزنم

تو محلی به اسم روزالیس میشناسی ؟

نزدیک زباله دانی کشتی ها .. آها

ساعت 9 اونجا باش

ممنونم قربان

اون دوباره آدم کشته

مارکوس نفر بعدی در صف هست

چیزهایی هست که تو باید بدونی

این خیلی بزرگتر از تجارت مواد هست

ناراحت کننده هست ولی عملیات بزرگیه

اونا بهترین فصل سال رو انتخاب کردن

با این وجود جاهای خالی زیادی در پرونده هست

با وجود این جسدها .. ما به جایی نمیرسیم حواست به من باشه

مواد از محل های معمول به روتردام وارد میشن

از مرزهای دفاعی بندر پیتترسون وارد میشن

اینطوری وارد میشن .. من به یک درس جغرافی نیاز ندارم

پس یک سفر دریای دیگر در پیش هست

مقصد ... این آشغالدونی که خدا نفرینش کرده

اوه مزخرفه

تو توهم زدی، من در این شهر زندگی میکنم

ما یکی از اعضای گروه رو گرفتیم

تمام اسم ها رو بهمون گفت

جو مران اون مسئول پرداخت ها هست

فئودور وحشی روانی

اون رئیس افراد هست

تصادفاً وارد تجارت مخفیانه مواد شده

اون برگرده به زیر زمین باور کردنش سخته ولی شگفت انگیزه

مخبر تو اینا رو بهت گفته ؟

اون یارو 5 هفته پیش از بین رفته

مساله اینه که ما به یک نفر قابل اعتماد در داخل تشکلیات نیاز داریم

نمیفهمم منظورت چیه

و قراره با تو تماس بگیرن اون خودش اینو بهت گفت، مگه نه ؟

این .. جو مران ؟

یک گپ دوستانه برای توافق زدید، ها ؟

نه !

این سوشانگ خواهد بود که تو رو میشناسه کالهوم

بیاین برت گانر رو از سر راه برداریم، ها ؟

ما یک ساندویچ خیار دیگه داریم که خیلی خوشمزه هست !

کلمه خلاصه .. برای یک مرد رویایی چی میشه ؟

کاپیتانی با چشم پرنده ..

تو عقلتو از دست دادی کالهوم

تو نمیتونی جلوی دهن خودتو نگه داری

برت آقای گانر !

یک شهروند

تو میخوای دزدیده شدن خانواده منو تبدیل به یک ماموریت q5 بکنی و تفنگدارها رو بفرستی

من هر کاری که این کثافت ها بخوان انجام میدم، باشه ؟

تا هلن و بچه ها رو به سلامت تحویل بگیرم نه کمتر نه بیشتر

ممنون

ما زحمت زیادی کشیدیم تا به فئودور برسیم

تو میتونی اونو گیر بندازی

تو میدونی اوضاع اینجا چطوره

تا وقتی که تو واقعاً .. میدونی ..

فکر کن این چه کار بزرگی میشه کار ؟ کار ؟!

من دیگه برای q5 کار نمیکنم

تو هم مثل ایمبرد فکر میکنی ؟

و اگر تو فراموش کردی ..

تو دو تا ماموریت آخر منو خراب کردی

مساله اینه که تو زدی تو خاکی

مستقیم رفت سراغ اون

این آخرین باره که ازت میخوام .. این فرصت آخر توئه .. خفه شو کالهوم

باشه

حیف شد

یکی از دوستان خیلی نزدیک تو از اعضای کلیدی اون گروه هست

من فکر نمیکنم اون ترتیب دزدی خانوادتو داده باشه

به خاطر تو .. کی ؟

برای رضای خدا بگو اون کیه

یه چیزی هست که باید ببینی

فقط اسمشو بهم بگو

اون سطل آشغال رو میبینی ؟

المپیا .. از بیرون شبیه آشغاله

ولی از درون یک کارخانه بی نقص هنر و تکنولوژی هست

اونجا هر چیزی کار خوشو میکنه و بعد ..

من دوام نمیارم

کاری از من بر نمیاد تو حالا تنها هستی

مردی که تو میخوای ..

اون مرد با تو تماس میگیره

دوست تو .. اسم اون آنتونی هست

ازت میخواد باهاش نوشیدنی بخوری خدای من !

اگر اونو دیدی ..

سرشو برای من برتکون

از 5 قانونی که میدونم استفاده کن

فکر میکنم من وظیفه خودم رو انجام دادم

لعنت !

کالهوم یک فرصت دید و منو در q5 آموزش داد

در مقابل اینکه کاری کنم تصادف شانگ های ناپدید بشه

کوین تو رو فرستاد به مبارزه ؟

برای بقیه عمرم

وقت اعتراف کردنه .. پدر

تو واقعاً قیافه احمقانه ای داری

پدر آنتونی

5 بچه غیر قانونی از 5 زن متفاوت

که در جنون انگلیس پخش شدن

در حالی که تو .. براشون پول میفرستی و اونا نمیدونن که تو ..

یک کشیش تقلبی کاتولیک هستی که قاچاقچی مواد هست

این درسته آره

مثل همون مردان ولشی که تو فرستادی منو بزنن ؟

برو به جهنم

اونا بچه های منو گرفتن برت همشون

بچه های من !

نه بچه های تو

من قسم میخورم .. دیوی کوچولو .. برادرها و خواهرهای اون ..

خدا میدونه در شش ماه گذشته کدوم گوری بودن

آره .. چیزی رو فراموش نکردی ؟

اونا هردوشون بودن

چی ؟

دندی .. دندی دینمانت

تو مواد رو پخش میکردی ؟

آدم های من .. تری ..

به من دروغ نگو

در واقع .. من هیچ اونا رو اون اطراف ندیدم

ویلشمان

یک بار دیگه برام بگو

فایدش چیه ؟ تو میدونی اون کشتی لعنتی کجاست ولشمان !

اون یهو پیداش شد و گفت که پشت اونجا یک زمین میخواد

برای انبار کردن یه چیزهایی

اون زمین مستقیم به گورستان هولک راه داره من اینو میدونم

خوب .. من از قیافش خوشم نیومد

بهش گفتم که اون زمین برای اجاره نیست

اون لبخند زد و از اونجا رفت

صبح بعد یکی از بچه های من گم شدن

داره صبرم تموم میشه

داکس رو با گردن شکسته در کانال پیدا کردن، ها ؟

حالا اون ویلشمان مرموز دوباره پیداش میشه، درسته ؟

یک تصادفه نه چیز دیگه

اون از تو میخواد که در مورد اجاره دان زمین دوباره فکر کنی

خوب چی شد ؟

تو تا همینجا میدونی ؟

آنتونی عزیز

پسر اون دیوی در خیابان سونی 74 زندگی میکنه

یک بچه خیلی خوبه

درست مثل 4 برادر و خواهرش

به سلامتی

و حالا اون قرارداد اجاره رو امضا کرده

ویلشمان برای تو اینکارو کرده

بیا بریم هوا خوری

به تدریج نقش من در این قضیه عمیق تر شد

تو در مورد سیندروم استکهلم شنیدی ؟

البته .. جایی که زندانی ها دزدان خودشون رو شناسایی میکنن

به سوئد آفتابی خوش اومدی

منظورت اینه که .. من به سختی برای اونا کار میکنم

من دارم با ارزش میشم تا خودم رو به اونا ثابت کنم

در زمان خودم

حتی اگر سر به سر رئیس بزارم جو موران ؟

تو اسم اونو شنیدی ؟ بعداً برات توضیح میدم

داستانت رو ادامه بده

انتخاب افراد برای آنتونی کار مهمی بود

دوباره بگو

آه .. یکی از همکاران من بود

بهم گفت که همشون اومدن تا کیفیت رهبری منو ارزیابی کنن

برو سر اصل مطلب آنتونی

رده بالا

جو نه .. ولی به اندازه کافی نزدیک شدیم

به من دستور دادن که یک نفر جدید رو بیارم

یک نفر که محصولات رو از فرانسه به انگلیس حمل کنه

تو برت !

طبیعتاً من گفتم امکان نداره

طبیعتاً ؟ و .. ؟

بامبی رو یادت میاد ؟

کاملاً

من چند تا عکس پرینت شده پیدا کردم که به در اصلی چسبانده شده بود

به شانه و سر همه بچه های من شلیک کرده بودن

با یک یادداشت از طرف شیمی دان

برای پردازش فوری آماده هستن

سر اون امکان نداره چی اومد ؟

تو بچه های منو تسلیم کردی

بچه های من زنده میمونن بچه های تو هم همینطور

تا وقتی که تو .. همکاری کنی

من یه نوشیدنی نیاز دارم تو پولشو میدی

ببین برت .. من چاره ای نداشتم مجبور بودم

موریکان و کروزیو بچه های منو گرفتن تو اینو میدونی

اونا طاقت میارن اونا میگن برای اطمینان بیشتر

برای سندروم استوکهلم

سندروم استوکهلم

خوب .. کارمون اینه ..

من رسماً بهت مقداری پول میدم تا مشکلات اقتصادی خودت رو حل کنی

و قراره چند هفته برای ما کار کنی

بعد از اون ما خانواده تو رو آزاد میکنیم

تو و من هردو میدونیم که جو موران اجازه نمیده این اتفاق بیفته

پس جو و همراهانش اونا رو ناراحت نمیکنن

بعد از اینکه خودمون رو از این گندکاری بکشیم بیرون

اگر خدا بخواهد تو پسر منو فراموش کردی

در مورد .. ؟ اون روانی بلوند

آه .. اون نوارها

فقط یه سری مزخرفات برات فرستادیم تا حرفمون رو قبول کنی

فئودور از بازی رفته بیرون

تو هیچ وقت اونو نمیبینی مارکوش هم همینطور .. من تضمین میکنم

من باید برم

به آمستردام خوش اومدید آقا

چیکار داری میکنی ؟

غیر از چایی خوردن ؟

اوه .. من الان منشی تلفنی رو چک کردم و .. ؟

دیشب یک پیغام داشتیم

آره ؟

از طرف برت میپرسید که تو اسم یک نفر رو شنیدی

کی ؟

نتونستم بفهمم .. قطع و وصل میشد

خوب دوباره پخشش کن ..

آره .. من پیغام رو پاک کردم

من شنیدم که اولش اف بود

فرانکی .. فردی ...

فیودور

آره تو اسمش رو شنیدی ؟

مطمئنم که برگشته به خونه قدیمی خودش

عالیه حسابی سرخ شد .. بیا بخور

ممنونم .. بهت مدیونم

تو درست میگفتی فیودور داره فرار میکنه

احتمالاً میره به طرف روتردام

این سازمان Q5 شما .. من هیچ وقت حتی اسمش رو نشنیدم

تو گفتی که تمام شماره های مخاطب غیر قابل ره گیری هستن ؟

ناراحت نشو که اینو میگم .. ولی فکر کنم دوستت تو رو آویزان کرد تا توی باد بچرخی

مضنون اصلی برای قتل دوستت کالهوم هستی

لذت ببر ..

یعنی خانواده من کجا هستن ؟

من موقعیت دقیق اونا رو نمیدونم

قطعاً من کسی بودم که اینو شروع کردم

ولی کروزو و میریکین

معلوم نیست چیکار میکنن، پس ما چطور میتونیم هلن و بچه ها رو نجات بدیم ؟

غذاتو بخور تو باید یک کشتی وسایل جابجا کنی

برای صبحانه ممنون دوست من تشکر میکنم

ولی فکر کنم هر جور امکاناتی داری

انکار اینطوری نیست

من فقط باید یکی از اینا رو منتقل کنم

این مواد خوبی نیست دوست من

تو رو چشمای خودت شرط میبندی که باید دوباره مذاکره کنیم

میدونی ..

در این صورت باید با شریک خودم صحبت کنم

میتونم ؟

تو دوست من ..

سلیقه مزخرفی در موسیقی داری

وقتشه از این ذجر خلاصت کنم

بیشتر آدم هایی که باهاشون کار میکردی آدم های کوچکی بودن

منظورت آدم های بی ارزشه

تو کی جو موران رو ملاقات میکنی ؟ آروم باش پسر

جو کاملاً از دسترس خارج شده

ما با روش تو پیش نمیریم، مگه نه ؟

با روش من کار میکنیم

در مورد سفرهای دریایی تو خودت تنها هستی

تو قایق رو میرسونی با نفر دوم جاتو عوض میکنی

به بندر کوب در ساحل فرانسه سفر میکنی که معمولاً خالیه

اون پسر .. به نظر بیگناه میاد، مگه نه ؟

یه جورایی هم وزنش طلا میرزه

فیودور از ملوان خودش استفاده میکنه

اون یک دریانورد خیلی خوب هست

تا مواد رو در کشتی جاسازی کنه

بهش به عنوان یک قوی طلایی فکر کن که هیچ وقت تخم هاش تموم نمیشه

پس با احتیاط باهاشون کار کن

الو

آنیتا !

گوش کن

من باید برم اینجا در آب و هوای خیلی بدی هستم

گفتم آب و هوای .. اوه مهم نیست

ببین .. دوباره بهم زنگ بزن

آره من هم همینطور

منظورم این نبود

میخوام با مسئول اونجا صحبت کنم سلام باربارا

برت هستم برت گانر

آقای کمرون هستن ؟

خوب من بعداً زنگ میزنم

نه .. همه چی مرتبه تجارت عالیه

آره، بعداً بهت زنگ میزنم

کارهای خیلی زیادی داریم

این سفرهای دریایی داره تو رو میکشه

تغذیه تو هم همینطور

تو اینکارها رو توی مدرسه انجام میدی

محموله هایی به زمین جو من

اگر وقت داشته باشم

سه دنیای متفاوت که صدها سال باهم فاصله دارن

انگلیس .. اسپانیا

در اوایل قرن بیستم

تلاش دارن که به هم برسن

مسابقه جالبیه

حالا داره یادم میاد

تو میتونستی بوی محموله ها رو بشنوی، مگه نه ؟

تقریباً .. خرو پف میکرد

ببخشید

متاع دوران ما

محموله من

من خیلی خسته هستم تو درست میگی

باید کمترش کنم

من باید برم دوش بگیرم

تو خونه من دوش بگیر

اگر دوست داشته باشی آره، به نظرم خوبه

حتماً .. باید یه راهی برای بیرون رفتن از این گندکاری پیدا کنم

زیاد فکر نکن کاری که اونا میگن انجام بده

من اینطور فکر نمیکنم

در شمن اون میسفیل بود

نگرفتم محموله ها

جان میسفیلد یا مکس فیلد

تو نگفتی

نمیدونم

شاید نباید همه اینا رو بهت میگفتم

مرگ کالهوم .. باورنکردنیه

دوست تو آنتونی ... نمیتونم باور کنم اون ..

عزیزم .. من میدونستم اون میسفیلد بود

من اینو فهمیده بودم

پس چرا تو .. ؟

تو داشتی منو امتحان میکردی

من اینقدر قابل پیش بینی هستم ؟

قطعاً

تی ال سی همم ؟

کم و بیش

در این محله هست

قهوه میخوای ؟

داره دیر میشه

تو میتونی اینجا بمونی

مشکلی نیست

وقتشه بخوابی

شب به خیر برت

تو قبلاً بیدار شدی ؟

تو هم همینطور

آنتونی اطراف کارخانه کشتی رو بهم نشون داد

بهتره ردپا گذاشته باشه

در ضمن تیشرت قشنگی پوشیدی

میتونه روز خوبی برات بسازه

امشب ..

بیا بریم به شهر

ناراحت نمیشم اگر یک قهوه بخوریم

نباید فروشنده رو نا امید کنیم

برو سراغ سمی اسکیمد

چیز زیادی به نظر نمیاد، مگه نه ؟

زود باش

نزار گولت بزنه

این عملیات خیلی بزرگه

آدم های زیادی خبر ندارن ولی ما تحت نظر هستیم

از این مطمئن باش

از بیرون چیزی به نظر نیماد

صبر کن تا ببینی پشت این در چه خبره

الو

البته که میدونم تو کی هستی

گوش کن .. من ..

من تمام روز درگیر یک جلسه کاری هستم

یک خلبان هلندی .. آره

ببین فردا همین موقع بهم زنگ بزن

پس یک شب زنگ بزن

تو مطمئنی که سر کار نیستی ؟

شنیدی چی گفتم

من شرط میبندم با کمی برندی دیگه حالمون بهتر میشه

من میارم مشکلی نیست

برت

تلفن برت گانر

کی ؟

الو

آنیتا .. چی ؟

نه، فقط من هستم

خط رو خط شده

نه ... من نگفتم که وقت مناسبی نیست

چی ؟ میخوای چیکار کنی ؟

آره

خیر قربان نمیتونم توضیح بیشتری بدم

بله، اون دوست استاشا هست درسته

بهتره عجله کنی

و به خودت زحمت نده که در فرودگاه دنبال اون بگردی، حرفه ای تر از این هست

اسم من ؟

تلاش خوبی بود کمیسر

ببین .. من میخوام الان قطع کنم

و به خودت زحمت نده که به من زنگ بزنی

مگر اینکه بخوای دور شهر به یک تور بری

پیدات کردم

برت دوست من .. تو باید اینو بشنوی

اوه .. لعنت

در دسترس نیست

فکر کنم باید ایمیل بزنم

وقتشه گیرت بندازم عوضی لعنتی

گوش کن

من بهت دستور میدم ازت نمیخوام

به لب های من نگاه کن

فیودور رو در سفر بعدی گانر از کانال قرار بده

باشه ؟ اون کثافت روانی کجا میخواد خودشو نشون بده ؟

عوضی لعنتی

تو کمی شگفت زده خواهی شد تونی

همه چیز رو در مورد روزت بهت گفتن

اون برای منه

این تلفن منه .. بود !

کیتی .. بله

تو واقعاً باید دهنتو بسته نگه دادی

دیشب تلفن رو انداختی

سیگارها در تاریکی

من زیاد شمردم ... تو ..

من پتید دو دره باز رو نمیشناسم

صداش مثل آنتونی بود

کی ؟

احمق نشو

تو چطور اون مرد ترسناک منزجر کننده رو میشناسی ؟

روز طولانی بود

فردا صبح میبینمت آره

آره ..

شب به خیر

تو کری ؟ برو

همین الان

وقتی من گفتم برت رو توی بازی نگه دار

منظورم .. آره، سر به سر گذاشتن اون توی لیست نبود

میدونم

خوب حالا زمان خیلی گذشته

دوباره بگو

سعی داره تکه ها رو پیش هم قرار بده

میبینی .. من با تو یه مشکلی دارم کیتی

دیگه نمیتونم به تو اعتماد کنم

از این به بعد .. هر کاری که انجام بدیم تو در گروه نیستی

اطلاعات رو از بین ببر کاملاً

کروزیو .. ما به یک نوار دیگه نیاز داریم

یکی از بچه ها

نه .. مادره هلن گانر

کیتی

کارگر جدید من میکی امروز زندگی منو نجات داد

و یک چیز دیگه .. اون قراره کمکم کنه مارکوس رو پیدا کنم ، خبر خیلی خوبیه مگه نه ؟

فکر کردم از حلقه رفتم بیرون

من باید این اطلاعات رو بدونم

نوار هلن باید ضبط بشه

برت باید کاملاً متمرکز بمونه

انگیزه داشته باشه

ولی چرا کیتی ؟ چرا اینکارو کردی ؟ تو و برت ؟

اون راننده کامیون هست

نبرد با دریا کار اون نیست

دیروز نزدیک بود غرق بشه

این یارو .. نمیدونم .. میکی زندگی اونو نجات داده

ولی اون در روی دریا انگار داره با فانتوم ها میجنگه

وقتی اون با توئه فکر میکنه میتونه مغز غوله رو بریزه بیرون

استراتژی خیلی خوبیه !

تو قرار بود بری داخل مغز اون .. نه توی ..

لعنت

اون کثافت بیچاره احمق میدونه که داره با دشمن میخوابه ؟

تنها چیزی که من میدونم اینه که وفاداری من تموم شده

باید بین شما دو تا فاصله زیادی باشه برای رضای خدا !

از همین الان این یک دستور بود

نوار همسرش کمک میکنه بیشتر جلو بریم

ولی باید راه بیشتری برای افزایش انگیزه اون پیدا کنیم

هیچ فکری داری ؟

نوار هلن میتونست چند روز پیش ضبط بشه

ممکنه تا الان اون یک موش مرده باشه

تو آرزو میکنی !

برو سر اصل مطلب کیتی

اثبات زندگی

برت .. سلام من هلن هستم

جوان خیل خوب با اوضاع کنار اومده

اون میگه تو میتونی مانورکا رو فراموش کنی این باید دلیل خوبی داشته باشه

به محض اینکه شروع بشه .. برت ، ازت میخوام بدونی ...

که چقدر واقعاً دوستت دارم

و من واقعاً بابت اتفاقی که افتاد متاسفم

برت !

یادت باشه من با اون روی قایق بودم

اون کارشو خوب بلده من اینو بهش میدم

حالا .. فکر میکنم میتونی به گانر اعتماد کنی

من میخوام یک نفر رو بفرستی آنتونی رو تعقیب کنه

از همین الان شروع بشه

من فکر کردم آنتونی نمیدونست اونا مارکوس رو کجا نگه داشتن

و چطور اون به تو گفته ؟

برای حرف زدن خیلی دیر شده کیتی

خیلی دیر شده

خانه امن

میتونه رانندگی خیلی طولانی باشه

متاسفم هلن

متاسفم

من چیکار کردم ؟!

چیکار کردم !

من دارم میام

تو ..

پدرت به من گفت که تو رو نجات بدم

بیا بریم

فیودور ما معمولاً اینقدر با ملاحظه نیست

نسبت به مردهای جوان خوشتیپ

فکر میکنم رنگ موی جدیدش بهش میاد

شانس آوردی که اون تو رو شناخت

تو رو آورد پیش عمه خودت جو

حالا در مورد این قضیه Q5 که پدرت درش نقش داره دوباره بهم بگو

من همه چیز رو از خودم در آوردم

البته که اینکارو کردی

غذای زندان اشتهای اونو از بین برده

اون باید چاق تر بشه

پسر بیچاره

جو ... سلام

اوه تو میدونی که من درگیر کار هستم

یک زن دیگه ؟

امکان نداره

آره .. حتماً

الان ؟

نه نه نه .. مشکلی نیست

من میتونم منتظر بمونم

باشه .. خداحافظ

کیتی .. اون فقط یه دختره که توی بار نوشیدنی میخوره

این چیزی نیست که منو ناراحت کرده

پس بهم بگو

گانر هست

فیودور باید مواد رو روی قایق از دست داده باشه .. به اندازه کافی قانع شدم

ولی گانر مسئول بود

وقتی که اون تصادف قایق گشتی پیش اومد

چیزهای دیگری هم هست

من با اون راحت نیستم

اسمشو بزار جرات کردن

باشه

برو سراغ کار فردا

با فیودور کاری نداشته باش

هر اسلحه ای دوست داری ببر

با نهایت تعصب

در راه برگشت .. در نزدیکی نقطه گریج

اون اصطلاح چیه ...

خوابیدن با ماهی ها نه !

من شاید با دیدن جنازه کنار صخره ها قانع بشم

فراموش نکن که عجله کنی

خداحافظ

تونی

نگهش دار

اینجا چه خبر شده ؟

باور کن برت کیتی نقشی در کار مواد نداره

نه اون و نه من ..

من خیلی نگران تو بودم برت

مثل دوستان خوب رفتار کردیم

پس ما .. قصدتون این نبود، ها ؟

حالا بیاین بریم سر معامله

باشه ؟

باشه

من به تو شلیک میکنم .. تو میفتی توی آب و غرق میشی

جو مران یک خانم خیلی خوشحال میشه

نقشه ساده بود

از موقعیتی که در ساحل داشت جو مران قرار بود شاهد قتل من باشه

به دست پدر آنتونی

ما قراره به افتخار تو بخوریم

آیا یک مرد محکوم اجازه داره آخرین سیگارش رو بکشه ؟

فندک کیتی کجاست ؟

یک جواهر

جو مران نمیتونه هیچ حدسی بزنه

وقت نمایشه

اوه، برای رضای خدا برت بازی در نیار !

اون توی ساحله

کیسی .. نه !

اسلحتو در بیار .. حالا !

بگیرش به طرف من به من یه دلیل بده تا سرتو داغون کنم

اینکارو بکن ! بکشش !

حمال !

تو مثل آلت خودت به دردنخوری !

بله !

با مرگ من ..

جو مران آزاد بود تا مرگ خودش رو جعل کنه

و کشور رو با پولی که من براش در آوردم ترک کنه

من به داستان تو اعتماد ندارم آقای گانر

اون جسد آخر چی ؟

اونی که مردم دیدن تو غرق کردی

من اونو کشتم

تو هیچ وقت یک مرد رو کشتی گرین ؟

زندگیشو با دست های خودت گرفتی ؟

من اینکارو کردم

فقط مثل قبل حس خوبی نداشت

فیودور

که به اسم اسپالی شناخته میشه فرستاده بودنش ترتیب پدر آنتونی رو بده

و بهش گفته بودن که میتونه هر کاری با مارکوس بکنه

فیودور هویتش درست بود

و تحقیقات اونو در کنار بقیه مدارک پرونده قرار داد

به موقع اونا رو پیدا کردن

جوان و هلن در امان هستن

آه ... خدا رو شکر

کیتی داره همین الان از هلن بازجویی میکنه چی ؟

کیتی برای Q5 کار میکنه

یه چیز دیگه هم هست

من هم برای اونا کار میکنم

تو هم ؟

براشون کار میکنم یه لحظه صبر کن

دیوی کوچولو .. سک کروسیفای ویلشمان ..

همش ساختگی بود

یه سیگار به من بده

سیگار نکش

پس من هم باید حقوق بگیرم نه

دکستر هم همینطور

کارش این بود که مراقب تو باشه

پس همه اتفاقاتی که افتاده ..

ما خیلی میخواستیم تکه های آخر پازل رو کنار هم قرار بدیم

فقط مساله زمان بود قبل از اینکه منو گول بزنه

پس ما به یک نفر دیگ در داخل نیاز داشتیم یک حرفه ای

یک حرفه ای با انگیزه

خودت

یک نفر که بتونه اوضاع رو مرتب کنه

ما هر چیزی که در مورد اونا لازم بود داشتیم پس میخواستیم عملیات رو انجام بدیم

در ضمن ..

آنیتا اینو برات فرستاده

یه چیزی پشتش نوشته اون یه کمی ..

مساله شخصی هست

جوابی نداری ؟

تو مطمئنی اون هم جزو این کار نیست ؟

اوه .. یه چیز دیگه هم هست

از یک عضو Q5 که ازت تشکر کرد

باید اوضاع حساب بانکی تو رو درست کنه

تو برنده شدی، درسته ؟

من اون مصاحبه رو دیدم

گانر هنوز نمیدونه که کالهون نمرده بود و تمامش صحنه سازی بود

نه بزارید همینطور بمونه

سیا باید بره دنبال موران

ما شنیدیم که اون در آمریکای جنوبی هست

همه چی رو جمع کنید

همه چی رو تعطیل کنید .. همه چیز ؟ همه چیز

تا جایی که برای Q5 مهمه

شانگ های و تمام اون گندکاری .. وجود نداره

به مامورین وظایف جدید بدید

گانر چی میشه ؟

گانر ..

فوق سری

بازنشسته شده

دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.