All language subtitles for Six.S02E05.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در یگان شش گذشت

!آه !کالدر صدمه دید

توانبخشی باید سه ماه طول بکشه !حتی بیشتر

.اونقدرا هم بد نیس

من یه پسر در فلوجه کشتم .همونروز که سارا مرد

فک میکنم مرگ سارا مجازات خداعه

فک میکنی مرگ سارا تقصیر توعه؟

همه چی به تو ربط داره

از اونروز بگو بهم روزی که شیشانی رو دیدی

اون یه امتیاز بزرگ خواهد شد اما واسه کی؟

میخواستم ببینم تا کجا حاظری بخاطرم پیش بری؟

اما یادت باشه چی بر سر کسایی که بهم خیانت میکنن میاد

اندرو هال 8 ساعت پیش دزدیده شده

اندرو هالِ رییس جمهور؟

...اون بخشی از جنبش امت بود که رهبریش با

پرنس بوده

- ترجمه و زیر نویس از مهدی و فاطمه مومن زاده - -- کانال تلگرام: @MehdiSub --

ببین

هرکی که هستی هرچی که میخوای

من میتونم بهت بدم

میدونم، شخصی نیس تجارته

اگه بازم سعی کنی باهام مذاکره کنی

زبونتو از حلقومت میکشم بیرون

مزخرفات مسخره ی نصری رو شنیدم

همش راجب خانوادس

داره بازیمون میده

داره همه رو بازی میده، کیت

ولی اون تنها گزینه ی پیشه روی ماس

اگه بخوایم هال رو پیدا کنیم

از وقتی اونو آوردیم اینجا اندرو هال دزدیده شده

بیست و سه تا از جاهای امنشونو لو داده

سرتاسر قفقاز

میگه پرنس از همه ی اونا استفاده میکنه

خدایا، داریم یک ماه از وقتمون رو با دنبال اونا بودن هدر میدیم

اون کلی اطلاعات بهمون میده درضمن اون آموزش دیده اس

اون تنها کسیه که میتونه به ما کمک کنه

تا عملیات رو با موفقیت انجام بدیم

نصری رو بیارین داخل

بیارینش داخل

میخوام بهم کمک کنی یکیو پیدا کنم

من تا با خونوادم حرف نزنم هیچکاری نمیکنم

خب، اونا نقل مکان کردن

پرنس هرگز دستش به اونا نمیرسه

وقتی بهم کمک کردی منم ترتیب یه تماس با خونوادتو میدم

مایکل، ما هرکاری تونستیم انجام دادیم

میتونی بهم اعتماد کنی

خیلی خب، از سرش بردارین

از سرش بردارین

میشناسیش؟

نه

آه

خب، خیلی هم بد نیس

با فیلتر پائیز ادیتش کن

عکسا خوبن مرد

کمک میکنن که بیاد بیاریم

تنها کسیه که کشتمش

من برای بیاد آوردن به عکس نیاز ندارم

اولین کسی که کشتی کی بود؟

اولین..

تموم خطوط صورتش یادم میاد

یادمه چی پوشیده بود

از اینکه میخواستم بکشمش خیلی ترسیده بود

سریع خلاصش کردم

اما نیفتاد رو زمین

قشنگ وایساده بود

بعد از کلی مقاومت، بالاخره..

افتاد

آروم آروم

آه، خب...

آخرین باری بود که بابامو دیدم

اومدم، یه کم صب کنین

متاسفم که اینطوری مزاحمت شدم

اما من فک کردم و فهمیدم که حق باتوئه

تاحالا به این فک نکرده بودم که تو چه حالی داری

نه جو، ببین من باید.. همش تقصیر منه، خب؟

یه نفر.. دارم برا یه ماموریت میرم اروپا

و من نمیخواستم همینطوری برم

اون کیه؟ ناتان، معلم نقاشیم

میخوایم یه کم پلین ایر انجام بدیم

باید برم یه کم چیکار کنین؟

بعدا حرف میزنیم

باشه سلام لنا

سلام آه، تو باید جوزف باشی

آره خیلی چیزا درموردت شنیدم

من ناتان ویگتم چی، تو با این مرد میخوابی

جو! اوه، اوه، ببخشید جو

نمیدونم چرا اینطور فک میکنی، مرد... نه نمیدونی

دوباره ازت میپرسم متاسفم

با این مرد رابطه داری؟ ببین، ما داریم میریم بیرون که نقاشی بکشیم

ببین، چرا نمیری نقاشیتو بکشی؟

با زن یه نفر دیگه ها؟ اوکی، ناتان باید منو ببخشی

از همسرم دور بمون، فهمیدی؟ جو، بس کن!

هاه؟ ناتان، میشه...میشه لطفا

بری تو ماشین بشینی؟ خواهش میکنم

خودشه

این راهش نیس که ما دوباره پیش هم برگردیم

اونجا مراقب خودت باش، خب؟

البته

:بودا گفت

تو خونه ی کالدر میبینتت با لنا چطور پیش رفت؟

پاسخ میدید؟

آره

ادامه بده

عالی بود، عالی

اوکی، تموم

هی، شلوارتو بپوش

هی، من فک کردم شما آشغالا تو لهستانین

امشب میریم، حالت چطوره؟

خودت میدونی

هی، داداش خوبه

میدونم چطوری بخاطر همین

برات آبجو آوردیم

چطور بود این هفته؟ یه هفته ی کسل کننده؟

فک کردیم شاید دلت چنتا مهمون بخواد، وقتی ما نیستیم

چه کار خوبی میدونی که باید با اینا چیکار کنی، درسته؟

آره، آه، آره آره

بنابراین، دست چپ و راستو از هم تشخیص نمیدی

پسرای اورجینال، اورجینال

یادتونه خوبه!

آره ،آره،آره. نه برای اطمینان

آره، یه چی، یه چیز دیگه اس آره، بر؟

ما فرمانده رو متقاعد کردیم که بزاره اینو به تو بدیم

چون میدونستیم که تو هیچوقت به هیکس اجازه نمیدی که

این رو تو مهمونی برات بزنه

مدال تیراندازی دشمنم خدای من، ممنونم

پونزده سال از انجام این چرندیات میگذره

هنوز یه بادیگارد یورو ترش هجی دنبالمه

کی درمانتو شروع میکنی؟ آه خب فردا

اما من یه شفا پیدا کننده سریعم

بنابراین خیلی سعی نکنین به بی من بودن عادت کنین

تو هیچوقت آدم نمیشی برادر

آره، قطعا همینطوره، هیچوقت

خیلی خب، کافیه دیگه منو بیخیال شین، ها؟

یه لحظه

آها رئیسه

باید بریم دیگه وقتشه، ها؟

آره اوکی، آه...

سعی کن با وازلین سردردتو آروم کنی، خب؟

باشه، باشه

دفعه ی بعد دوتا بطری بیار، گرفتی؟

باشه

تو خوبی؟

آره، خوبم، اوکی

وقتی برگشتین میبینمتون بچه ها

باشه، مواظب خودتون باشین

باشه

ماموریت جدیدمون داره شروع میشه

اندرو هال و دوتای دستیارش

توسط جنبش امت ها دستگیر شدن

تو باکو، آذربایجان

عکس قدیمی نصری

ما وظیفه داریم که بریم دنبال اندرو هال

اندروهال، رئیس جمهور گلف؟ بیشتر از اونیکه بخواد رئیس جمهور گلف باشه

یه قرارداد دیپلماتیک خارج از فهرست داشته

زمانیکه تیم امنیتیش فریب خورده بودن

خب کی اونو دستگیر کرد جناب رئیس؟

تامرلین شیشانی

پرنس لعنتی

ٱ جی اِی میگه گروگانا تو جنوب آذربایجان نگهداری میشن

قبل از اینکه شما فرود بیاین ما باید

موقعیت اونارو ردیابی کنیم

برای شمائیکه با نقشه های جغرافیایی خیلی آشنایی ندارین باید بگم

باکو، شمال ایران و جنوب روسیه اس

پس جنگ جهانی سوم به را نندازین

این درحالیه که رئیس جمهور برعکس اینو ازمون میخواس

و این منو خوشال میکنه

ببینید فرمانده اتکینز افسر کار بلدیه

اما من دوس دارم متفاوت کار کنم، ها؟

بیاین این حرفارو تموم کنیم

من شمارو میشناسم شمام منو میشناسین

خیلی خب، دست بجمبونین، سه ساعت وقت دارین

فک کردم بهتره یه کم ویتامین دی دریافت کنی

میدونی، منم دانشجوی مهندسی بودم

مهندسی برق. تو مکانیکی ها؟

مهندس برق

مهندس کامپیوتر

کجا؟ ایالت اوهایو

تو یه گیاه شناسی؟

ها

میشیگان بلو

فک کنم این به تنهایی به کار نیاد

تو چه مرگت شده؟

نه، یازده

وقتی قلعه ها فرو ریختن اعتقاداتمو تغییر دادم

تو به خدا اعتقاد داری؟

اگه میخوای ازم این چیزارو بپرسی برم گردون تو

ازت میخوام که برام بفهمی زندانی جدیدمون کیه

بهت که گفتم، نمیشناسمش

مایکل

ما فک کردیم تو مردی

او، خدای بزرگ

بارایو کجاست؟

چه اتفاقی واسه اکمال افتاد؟

مایکل

تو یه مقیاس خاص از یک تا ده، ده غیر قابل تحمله

تو چندی؟ ۲

تو یه آسیب عصبی جدی رو تجربه کردی

عادیه که درد داشته باشی عالیه، هروقت درد داشتم بهت خبر میدم

بفشارش

تا کی؟

تا وقتی برگردم

آروم

اسمیتی کارش همینه مرد. اصن خفه نمیشه

هممون از دستش به جزا اومدین

آها

صدای میله هاس برادر

سکوت طلاست برادر

اینو کلی وقت پیش از مکه گرفتم

قبل از بوسنی

الان به تو هدیه ش میدم

چقد اونو میشناسی؟

تو کمپ با هم آموزش دیدیم

خوبه

جنبش امت اندروهال رو دزدیده

همچنین دوتا از دستیاراشو از باکو

میدونی اندروهال کیه؟

پرنس اندرو هالو دزدیده؟

ولد روبه نابودی بود

از دردسراش خلاص شد

باید بدونیم اون درمورد هال چی میدونه؟

کجا ممکنه مخفی شده باشه

نمیتونم بهت بگم

جینا، درک میکنی؟

نمیتونم

مایکل

ازت میخوام باهاش حرف بزنی

نه

جردنیا یه برنامه دارن

It's like your very own Hotel California.«اسم برنامه»

هیچوقت نمیتونی بری« منظورش به اون هتل اس»

اما خونوادت میتونن برن

میتونی ازدواج کنی، یه خونواده تشکیل بدی

امتیاز پیستون ها رو هر روز دریافت کنی

گروگانا رو کجا نگهداری میکنن؟

اون آشغالو از صورتش بردارین

یه عمل غیر انسانه ایه

غیر انسانی؟

روندن ماشین رو کلی آدم تو خیابونای کالیفرنیا غیر انسانیه

کشتن دویست و بیست و پنجتا آدم تو هتل دوبی غیر انسانیه

که بیست و هفتاشون بچه های زیر ده سال بودن

بفهم اونو کجا بردن

اونوقت اون عینکو از چشم دوستت بر میدارم

...اگه میخوای به من بدهکار بشی

پس یجوری رفتاری کن که "تو" میخوای به من بدهکار شی(نه من به تو)

تو میخوای ما چیکار کنیم؟

میخوام هرچی که حس میکنین رو پشت اون ماسک قایم کنین

بزار اون ماسک زخماتونو التیام بده

میخوای این کارو بکنیم؟

این ماسک آشغالو بزاریم؟

بعنوان سرباز، ما یاد گرفتیم احساساتمون رو پشت ماسک قایم کنیم

باید اینو قبول کنیم

با نقاشی و اینا؟

اوه، مزخرفه

بیخیال مرد

بعنوان سرباز، بزرگترین مانع برا یه ریکاوری کامل

اینه که ما داریم تلاش میکنیم اونارو متوقف کنیم

اینکه ما قبل از آسیب دیدن کی بودیم

باید اون آدم قبلی ر‌و فراموش کنیم

تا بفهمیم الان کی هستیم

اما اولین قدم برای این کار

اینه که بدونیم اون چه کوفتی هس

حق با اونه، این واقعا مزخرفه

من جایی که تو الان هستی خیلی وقت پیش بودم

منم همینو گفتم

اما این روش هم برای من و هم برا کلی آدم دیگه تاثیرگذار بوده

اجباریه

مرحله دو

داون, اسم واقعیت چیه؟

الکس اما دوستام کالدر صدام میکنن

خیلی الکیه

یه نوشیدنی میخوری؟

نه، چنتا میخورم

عالیه

میدونی چی مزخرفه؟

همه ی این کارا درمورد

اینکه فراموش کنی کی بودی

این دختر؛ منو کلی تحت تاثیر قرار داد

و فک میکنم اون یه جورایی خاصه اون خیلی از من کله خر تره

نمیدونم، تو خیلی کله خری

تو خوبی؟

آره، هر از گاهی از این سردردا میگیرم

پس ینی تو فقط دوستدار هنرهای انحرافی هستی؟

یا یه دلیل عمیقتر برای نفرتت از ماسک داری؟

نه، فقط دنبال یه بهانه میگشتم که

یه نوشیدنی با یه خانم زیبا بخورم

بد بود؟

دستتو بده به من آها، بزار ببینم

ممم، آره

خوب نیست

خط کوچولو که اونجاس؟

اون خیلی کوچیکه؟

ها؟

که میگه تو امشب هیچ نشونه ای نداری که

بخوای تسخیر شی

یه آبجو دیگه میخوری؟

ممم، خیلی خب

مثل کافرا باهات رفتار کردن

آگاه باشید که با یاد خدا قلبها آرام میگیرد

لعنت بهشون

آره، لعنت بهشون

ازت ممنونم، میدونن که همو میشناسیم

من خوشحال شدم که زنده دیدمت

به لطف خدا تاحالا جون سالم به در بردم

امیر چی شد؟

اکمال، اونا زنده ان؟

جینا، دراین باره مطمئنی؟

مراقبه

زمانی برای مراقب بودن نداریم

اندرو هال چی؟

اندرو هال

یه نفرتون همین الان بهم میگه که

چطور اندروهالو پیدا کنم ...آه

اندرو هال

برو به درک

هیچی بهشون نگو

نصری، خفه شو

اه

چطور به نظر میاد؟ خوبه؟

عالیه

به نظر خوب میاد

هنوز یه شکستگیه کم تو استخون لاغر مچ دستت مونده

میتونیم یه جراحی دیگه کنیم

اینبار ایمپلنت تیتانیومو امتحان میکنیم

یا یه استخون از یه کاداور

یه استخون از یه قسمت مرده؟ مم

آه، نقشه ات اینه، ها؟ بهترین کاری که میتونی بکنی همینه؟

چقد طول میکشه بهبود پیدا کنه؟ چن ماه

ببین، هیچ تضمینی وجود نداره که دوباره کاملا مث قبل شه

مهارتی که برای برگشتت به تیم لازمه رو میگم

نه، این مزخرفه، چی داری میگی؟

مزخرفه

هی

میدونی، از دست دادن پام سخت ترین قسمتش نبود

بیدار شدم‌ و دیگه نبودش

این همه ی چیزی بود که من بعد از اون از دس دادم

شوهرم، خونواده م

از دوستام دوری کردم

و همینطور زندگیمو

موتورمو

بیشتر از همه اونو از دس دادم

بعد از هفتاد و چارتا پیروزی، از بالا افتادم پائین

این وضعیت باعث شد شوهرم ازم طلاق بگیره

یه جرمه

همینطوره، مثل یه مامان بزرگ پیر ترکم کرد

هی، مرحله یک

تو نباید بزاری این اتفاقایی که برات افتاده تورو از پا در بیاره

نباید بزاری هرچی که تاحالا بدست آوردی رو ازت بگیره

اینکه تو کی هستی

خب اون کیه؟

یه جنگجوی لعنتی

مث یه آشیل مدرن امروزی

عذر میخوام، خیلی باحال نبود

...من

من همین الان دنبال اون نیستم

میدونی، یه نقشه دارم

و نیازی نیست که حتما حواسم پرت شه

!عالیه عالی

زودباش، بیا بریم داخل

اینجا داریم دلارامونو به هدر میدیم

نمیخوای اون کارو انجام بدی که، درسته؟

اونا حیوونن

بخاطر این به ما آموزش دادی؟

چیزای بی ارزشو از دست بده

تا چیزای با ارزشو حفظ کنی

من مایکل نصری ام

من کسیم که سفارت شیطونو نو تانزانیا نابود کرد

کافرا رو تو دبی کشتم

تو نمیتونی منو تحقیر کنی

خب، انتخابت خوب بود

تو نگهبانارو میکشونی اینجا

بیا

امیدوار باش

حسابشونو میرسیم

پرنس ضربه ی بزرگی بهمون زد

بخاطر هدفمون نمیتونم بشنوم

ما هال رو دزدیدیم

دوست رییس جمهور ایالات متحده

اونا میخوان بدونن چه خونه هایی امنه

من هیچی بهشون نگفتم

میدونم

اونا بارها ازم سوال کردن

و مطمعنم که بازم سوال میکنن

بهشون بگو داریم میبریمش کوهستان

به Sumgait سپس به شمال بسمت کوبا

بگو از طریق دریا میرن

بله

اون از آب استفاده خواهد کرد

اما خونه مینگاچویر

مینگاچویر.مینگاچویر

خیلی جای پرتیه ...اون روباز و

خوب محافظت شده است

...اون

منبعه

برو از اونجا بیرونش بیار مممم

چرا؟

چیکار کردی؟

!چیکار مجبور شدم بکنم

تو بهم خیانت کردی

تو به ما خیانت کردی

بده من تفنگو بجنب

!ولش کن

جنده

ترجمه و زیرنویس ازفاطمه ومهدی مومن زاده کانال تلگرام @MehdiSub

پرنس خونه امن در مینگاچویر

SIGINT تماس گرفته تایید کرده که گروگان ها اینجان

مامورمون چهارچشمی حواسش بهشه

...از چیزایی که دستگیرمون شده اینطور بر میاد که

خونه ها از برق و آب استفاده میکنن

ما داریم راجبش فک میکنیم

4تا مکان واسه رقص تانگو داره

یکی از اونا خوراک پورنه[چرت و پرت]

جو

خب نقطه ورود اولیه اینجاست

ما داریم میریم یجای مرطوب

بدون پرنده؟ خیلی دارین مسخره بازی در میارین دیگه

اونا دوس دارن گروگان ها رو بکشن قبل از این که ما حتی به اونجا برسیم

پس از این کانال استفاده میکنیم

ما وقتی که جزر و مد بالاست میریم

فیش! وقتی که به خشکی رسیدیم تو جدا میشی

یه ناحیه، سمت جنوب استقرار میکنی

مامور مخفیمون حواسشه و معتقده که گروگانا

تو این ساختمون هسن پس ما کارمون رو این نقطه هس

ما منتظر گلف میمونیم تا خط اولیه دفاعیشونو از بین ببره

و ما سمت جنوب استتار میکنیم

وقتی گروگان ها رو گرفتیم بر میگردیم به قایق و میریم

دولت محلی از کاری که میکنیم خبر داره؟

تا اونجا که ممکنه نمیگیم

ما نمیخوایم در معرض خطر قرار بگیریم

ببینید میدونم شما بچه ها اینو میشناسید اما

این پسر رییس جمهوره

پس هیچی مهم تر از این نیست

مرد، گندش نکن

پدرم یه سری کار قانونی واسش انجام میداد

اون حقوقشو درست درمون نداد

باشه اما اون بالاتر از ماهه

و ما نمیتونیم انتخاب کنیم که کی رو نجات بدیم

فک نکنم نیاز باشه بگم که ما

داریم میریم پیِ کی

نصری ما رو زخمی کرد اما این آدم. پرنس؟

سر مار این آدمه یا میگیریمش یا میکشیم

پس جو به ریکی گفت

ریکی هم به من

خب دیگه چی چیز خاصی نیس که بگم

معلم هنرم ازم خواست که باهاش نقاشی کنم

جو از کوره در رفت و بهش حمله کرد.

اوه،خدای من آره

پس،پس هنوز تمومش نکردی؟

این مث اون نیس.

...ناتان

خیلی متشخصه

خیلی خوبه جکی واقعا خوبه

آره، همینطوره

مامان!

تو ردیاب رو گوشیم نصب کردی؟

برای خوبی خودته تو به من اعتماد نداری؟

نه اینطور نیست من، من نمیدونم

دوستات کیان دوستام کیان؟

اصن دوست ندارم، من بعد از مدرسه هیجا نمیرم

آروم باش خب؟ تو یه جنده ی دوزاری ای

آنابل

هی برا خلاص شدن از این زندان بهت نیاز دارم

کدوم گوری داری میری؟

هی

داری چیکار میکنی؟

چرا داری ازم عکس میگیری؟

من، اه، دوس دارم از مردم عکس بگیرم

...من

میتونم پاکشون کنم اگه نمیخوای

واو، واقعا خوشگله

اینطور فک میکنی، واقعا؟

آره واقعا!!

من آنابل ام

کلویی

تو همین نزدیکیا زندگی میکنی؟ آره، خیلی دور نیستم

من با مامان بزرگم زندگی میکنم

کاش منم با مامان بزرگم زندگی میکردم

مامان بابا آره

مامان بابات چیکارن؟

میدونی. بیزینس و ازینجور چیزا

مامانم منو بدبخت کرده

بابام هم تو نیروی دریاییه

اوه واو

ازش بخاطر خدماتش تشکر کن

میکنم. ایندفه که برگشت منظورمه

میخوای امتحان کنی؟

حتما

خب چی کالدر رو اینقد سرسخت کرده؟ چی صبحا از خواب بیدارت میکنه؟

ساده اس، چون عاشق کارمم

چی میشد اگه یه صب از خواب بیدار میشدی و دیگه نمیتونستی اون کارو انجام بدی؟

نمیدونم حتی بهش فکرم نکردم

تو چطور؟

!!عجب تاتو ای

ممنون، فک کنم همونطوری که میخواستم درش آوردم

قبل از اینکه عضو نیروی دریایی شی، چیکاره بودی؟

...ممم

زودباش کالدر، بهم بگو!

ذهنمو از درد خالی کن

ترس

چی؟

قبل از اینکه بترسم

از چی بترسی؟

مهم نیس

ینی دیگه نمیترسی؟

میدونم که دارم به فنا میرم

و میدونم که زمان میبره

...زمانی که من ندارم، اما زمان

...خب چیزی که من ازش میترسم

قبل از اینکه این اتفاق بیفته، من نه فک میکردم و نه اعتقادی داشتم

که این ممکنه برام اتفاق بیوفته

شکست ناپذیر بودم، اینطوری بگم

هربار که میخوام از یه در عبور کنم

باید نگران برادرام باشم

مطمئن شم که سالم و سلامت رسیدن خونشون، باید هواشونو داشته باشم

و الان تموم چیزی که میتونم بهش فک کنم اینه که

اگه اون یارو دو اینچ بالاتر زده بود،

فقط دو اینچ بالاتر، من الان یه جسد بودم

بنابراین چیزی که ازش میترسم

اینه که دفعه ی بعد که ازون در میگذرم

دیگه نگران خودمم نه اونا

و این چیزیه که آدما رو از ‌پا در میاره

این و یه عنکبوت. و همچنین یه خانم یه پا

هورا هورا

تموم شد

تموم شد

به نظر خوب میاد

ممنون

فردا روز زنده ی منه

خوبه

من همیشه میرم به یه رستوران خوب

تو هم باید باهام بیای

من تورو بهتر میکنم

برات یه‌ غذا درس میکنم که مخصوص خودمه

خیلی خب، اگه خودت از مواد سازنده ی اون غذا نباشی

امتحانش میکنم

باشه، هرچی تو بگی

خوبه

واقعا عالی بود

ظاهرا یه مهارت خوب تو طعم دادن به غذاها داری

یا اینکه بهتره بگم طعمارو به چالش میکشی

باید ببینی من با دست راستم چیکارا میکنم

درمورد اون ماسکه، که چطور کار میکنه

باید بگم من هنوز شروع نکردم

فردا انجام میدیم

منظورم اینه، اگه میتونی با دست چپت هم انجام بدی

اونوقت میتونی اون ماسک مسخره رو هم بزنی

اگه حتی این ماسکا هم نبودن

اگرچه، میدونی الانشم برا من همینطوریه

هر چی که میدیدی، همون بود

مثلا کالدر، کالدره

تو ماسک نمیزنی؟

مزخرفه

ما از اون مرحله گذشتیم

درمورد خودت بهم بگو

البته حقیقتو بگو

چیزی که عاشقشی

من یه دختر دارم

رابطه ی خوبی باهاش داری؟

ایش

اون چطوریه؟

فوق العاده اس

و تو اینو بهش میگی؟

نه

باید بهش بگی

تو چطور؟

من؟

تکالیفمو انجام دادم، ماسک زدنمم تموم شده

او، بیخیال، از اون بحث بیا بیرون سرباز فاستر

باشه

خب

...آه

من هرشب یه رویا دارم

هر شب از وقتی که پامو از دس دادم

دارم تو ساحل موتور سواری میکنم

و یه دفعه میخورم زمین

و پائینو نگاه میکنم و میبینم پام نیس

و بعدش شروع به پوسیدگی میکنه

ومن با صدای خیلی بلند جیغ میزنم

ولی هیچکی

ولی هیچکی صدامو نمیشنوه

و بعد بقیه ی بدنم

شروع به پوسیدگی میکنه

اونموقع از خواب بیدار میشم

و تو فک میکنی من بخاطر این بلا سپاسگزارم؟

که فقط پام بود؟

...اما برعکس، من

خیلی عصبانیم

دوباره اتفاق میوفته

هرشب

من تاحالا اینو به کسی نگفته بودم

خوشالم که به من گفتی

بیخیال

حالا نوبت قسمت دوم برناممونه

داون، داری چیکار میکنی؟

این همون موتورس؟ همونی که خودت ساختی؟

آره، خود لعنتیشه که پامو ازم گرفت

متاسفم دختر

باید قبل از اینا نابودت میکردم

وقتشه

داون

نوبت توئه

جدی میگی؟

همش همین؟

چرا؟!

...چرا

چرا باید اینطوری نابود شی؟

چرا، چرا من نه؟

....نه، بزار هی، هی، هی

منو ببین، منو ببین، منو ببین

هی

تو دیوونه ای ولی من عاشق دیوونگیتم

باید بریم، خب؟

زودباش

هی

ازت ممنونم

اوقات خوبیو گذروندم

جدی؟ این شبیه که من هرگز فراموشش نمیکنم

متاسفم

برا چی؟

شب خوش کالدر

شب تو هم خوش

بریم

دلتا یک، دلتا پنجم، نشونه گیری صورت گرفت

دلتا پنج، ما مجبور شدیم اونو بزنیم

دلتا پنج، دلتا یک، چهار تا از نیروهاشون داخلن

تکرار میکنم، چارتا از نیروهاشون داخلن

گلف دریافت شد

دلتا یک دریافت شد

آماده باشید تا با فرمان ما شلیک کنید

برا حمله آماده باشید

سه، دو

یک

زودباشید، شلیک کنید

دلتا اجرا کنید

برین دنبال گروگانا

داریم میریم

نارنجک

بر

اینجا یه دیوار اشباه هس

اوکی، زودباشین

مشکلی نیس، مشکلی نیس

خانم، شما پاول آدامز رو دیدین؟

اندرو هالو دیدین ؟ اون بردشون

هاه؟ نه اونارو از اینجا بردن

باشه، شما الان در امنیتین، آروم باشین، هیچ مشکلی نیس

باید بریم اوکی، باشه

ازتون میخوام با این مرد برید، باشه؟

باید همین الان باهاش برین، باشه؟ الان دیگه در امنیتین

با من بیاید خانم با من بیاید خانم

مواظب جلوتون باشید، مواظب باشید

یه گروگان آزاد شد، تمام

سه تا

عالیه

کسی چشمش به هال یا همراهاش نخورد؟

کل خونه رو گشتیم، هیچی دستگیرم نشد

منفی. نه هال و نه آدامز

داون

بیدار شو، بیدار شو، تخم مرغ و شیرینی

داون

داون؟

مرحله یک

من یه برنامه داشتم

فقط یه پیگیری ساده به دنبال درست و غلط

دلیلی واسه اینجا موندن نداشتم

تاتو رو هم کامل انجام دادم

اما قبلش، چشمامو بستم

و برای اولین بار

مرگ روندیدم

خون ندیدم

تورو دیدم

فک کنم برا تجربه ی عشق آمادگی ندارم

و همینطور تو

و میدونم این به این معنیه که چنتا تله رو امتحان کردم

و تو بعضی از شرایط، خودمون خودمونو برنده میکنیم

من تو این دنیا تنهام کالدر

اما تو مجبور نیستی تنها باشی

تو نمیخوای تنها باشی اینو از چشمات فهمیدم

من نمیتونم با هیچکی بمونم

حتی نمیتونم با خودمم بمونم

حداقل الان نه

پس خواهش میکنم دنبالم نگرد

ما هممون یه ماسکی داریم

ازت ممنونم که چهره ی بدون ماسکتو بهم نشون دادی

و اینکه بهم یه دلیل دادی که بزارم هرچی پشت ماسکمه بره

خداحافظ داون

یه دقه تنهامون بزار

...مایکل بابام باهام حرف نمیزنه

مامانم، هروقت که صدامو میشنوه

فقط گریه میکنه

باید با پسر خاله صحبت کنم

...اون تنها کسیه که مایکل

ما اندرو هالو پیدا نکردیم

و اونا یکی از دسیاراشو کشتن

خب، اینکه تقصیر من نیس

از ولادمیر خواستم که از خونه ی امن برن

چون تو گفتی به خونواده م کمک میکنی

منو از اینجا میبری بیرون

قرارمون این بود

میدونم، اما یه اتفاق دیگه افتاد

آمریکا، تو ده سال دنبالم بودی، من اینجام

اون دستیاره هاله بازی دیگه تمومه

مایکل نصری رو به من بده

و من اندرو هالو به تو میدم

بیست و چار ساعت وقت دارین که این معامله رو انجام بدین

قبل از اینکه تیکه تیکه هاشو براتون بفرسم

برای کاخ سفید

اون منو میکشه

اینا همش نقشه اس

اون درعوض منو میخواد

اون هردومون رو میکشه

کاری از فاطمه و مهدی مومن زاده - -- @MehdiSub & T.me/AqaMehT --

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.