All language subtitles for Because.This.Is.My.First.Life.E01(BARCODE)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه بارکد برای حمایت از تیم ترجمه ی بارکد لطفا در کانال ما عضو شوید @barcodesubtitle

مترجمین: AtiMin , Maryam89 , Zahra.H

(هفدهم سپتامبر 1996)

تولدت مبارک

تولدت مبارک

سو یون عزیز تولدت مبارک

تولدت مبارک

با نه سال سن داشتن

یه چیز جدید یاد گرفتم

سو یون بله؟

باید اول آرزو کنی آه درسته

قبل از اینکه شمعارو فوت کنی باید آرزو کنی

جی هو عزیز تولدت مبارک

تولدت مبارک

بخوریم

...ولی تو خونه ی مردسالاری مثل ما

(2001 هفدهم سپتامبر)

تولدت مبارک

...فرصتی نبود که یه دختر

بخوریم

آرزو بکنه

بخوریم

جی هو عزیز تولدت مبارک

تولدت مبارک

وقتی بیست سالم شد برای اولین بار توی زندگیم آرزو کردم

تولدت مبارک

هرسال همون آرزو رو میکردم

لطفا کمکم کن نویسنده خوبی بشم

و ده سال بعد

(اسکار)

واقعا نویسنده شدم

(سو هی: من طلاق میخوام)

طلاق میخوام چی داری میگی سو هی؟

خواهش میکنم حرفی واسه گفتن ندارم میرم

(اسکار دست سو هی رو گرفت)

(آروم رفت سمتش)

(آروم دستشو پشت گردن)

(بی رنگ و روی سو هی گذاشت)

(از قفسه کتاب یه پاکت جینسینگ قرمز بیرون آورد)

(و اونو خورد)

من نویسنده فرعی ملودراما هستم

برای پنج سال تمام نویسنده فرعی بودم

...الان به اندازه کافی برای نوشتن سابلاین ها تجربه دارم ولی

اجوما وای خدا

داری چیکار میکنی؟

رییس بهم گفت لباسای بچه رو

جمع کنم

بدش من

برو بیرون دفعه آخرت باشه میای اتاق من

بچم

نمی بخشمت

اسکار

(ژرلب قرمز مخملی سه بار توسط بازیگر اصلی استفاده شده)

(سی هزار دلار قیمتشه)

مهم ترین بخش کار من افزایش سرمایه س

رییس این موقع اینجا چیکار میکنید؟

خدای من

چطور جرئت میکنی ازم سرپیچی کنی؟

از خونم برو بیرون

باشه میرم

تا آخر عمرت پشیمون میشی

بالاخره

آزاد شدم

اینکه کلی تبلیغ هست که تقصیر من نیست

خودت از همشون استفاده کردی

نمیخوام همشونو توی یه قسمت بزارم

چی؟

نمیدونم اینقدر بهم زنگ نزن

همین الانشم رو اعصابه

بعد از بوس کردن باید بزنه تو صورتش

یا باید بزنه تو صورتش بعد بوس کنه؟ نمیدونم

نویسنده بله؟

آخرین نوشته رو آپلود کردم باشه

از جینسینگ قرمز،آرایش

و خیلی چیزای دیگه استفاده کردم

باشه فهمیدم بهتره پاکش کنم

نویسنده دارم میرم

آه کجا؟

وای میری خونه؟

باشه خسته نباشی

یه ماه شده؟

نه سه ماهه

اینقدر گذشته؟

باشه گفتی توی کنگ دونگ گیو زندگی میکنی؟

کنگ سو گیو

کنگ سو گیو؟

باشه بهم گفتی با خواهرت بزرگت

زندگی میکنی

با داداش کوچیکم زندگی میکنم

اون کیه؟

باشه میتونی بری

توی مهمونی پایان سریالمون میبینمت

نورخورشیده

بله خودمم

کجا میرم؟ میرم خونه

سه ماه شده

حالا که اومدم خونه میرم یه دوش آبگرم بگیرم

بعدش میرم زیر لحاف روی تختم

و بعدش مثل یه مرده میخوابم

جی سوک چیکار میکنه؟

حتی اگه مثل زالو سرکیستم میکنه باید میمومد دنبالت

خیلی پرتوقعی

اگ خونرو به آتیش نکشیده باشه من خداروشکر میکنم

بیخیال وقتی رفتی خونه یه راست برو بخواب

باز تمیزکاری و شست‌وشو رو شروع نکنی

در ضمن به هو رانگم زنگ نزن چرا؟

باز دوباره دعوا کردن حداقل دو ساعت طول میکشه

فهمیدم باشه

من برگشتم

واقعا؟ لباس زیر

یون جی سوک،برگشتم

(هو رانگ)

بله خودمم

واقعیتش اینه که هفت سال پیش جرات نداشت

حتی بامن حرف بزنه

مثل یه خرس بودم ها ..خودم آدمش کردم

و الان میخواد با مادربزرگش زندگی کنه؟

خیلی خودخواهه

فقط بلدی بخندی جی هو؟

نه

نمیخندم خانم یانگ

جی هو باید برم بعدا راجب جزئیات صحبت میکنیم

باشه

(هو رانگ مدت زمان مکالمه چهل و یک دقیقه و پنجاه و چهار ثانیه)

بعدا راجب جزئیات صحبت کنیم؟

من لباس زیر این رنگی داشتم؟

اصلا اندازم نیست

یون جی سوک

برگشتم خونه ولی اون به خودش زحمت سلام کردنم نداد

چطوری میتونی وقتی خونه این شکلی شده آهنگ گوش کنی؟

چندبار بهت گفتم دستشویی و لباس زیرتو بشوری

بازی داری بازی میکنی؟

نونا

چشمام نه نه

صب کن صب کن صب کن نونا

نونا

صب کن نونا

دنبالم نیا نونا

دنبالم نیا صب کن

دنبالم نیا یه لحظه صب کن

نونا صب کن وایسا گمشو

نونا خوبی؟

صدمه دیدی؟ پات پیچ خورده؟

جی سوک من خوبم

الان واقعا میخوام تنها باشم

میتونی کاری که میکردیو تموم کنی

چیو تموم کنم؟

برگردیم باید سلام کنی

به کی؟ به اون زنی که لخته؟

نه نه

اشکال نداره

داشتم فراموش میکردم یه قرار دارم

حافظه خیلی بدی دارم

من خیلی دیر میام خونه پس بهش بگو

قبل از اینکه بره حسابی خوش بگذرونه

باشه دارم میرم

تورو خدا

اون هیچ جا نمیره همینجا زندگی میکنه

چرا؟ اون

اون زنمه

از کی تاحالا؟

یه چهارماهی میشه

داری عمه میشی

داری عمه میشی اون حامله س

انگار هیچکی نمیدونه

ولی امروز تولد

سی سالگیمه

(قسمت اول:چون این اولین تولد سی سالگیمه)

حتما خیلی خسته شدید پدر

پدر؟

به هیچ وجه

دخترم تو خسته ای

دخترم؟

شرط میبندم که از جی سوک شنیدی

ولی چون سرت شلوغ کار کردن بود زودتر بهت نگفتم

به هرحال چون هممون خانواده ایم

به طور منصفانه از دستشویی استفاده کنیم و فرصتو به کسی که واجب تره بدیم

باهم دیگه مهربون باشیم و خوب باهم زندگی کنیم باشه؟

باهم زندگی کنیم؟ باهم زندگی کنیم؟

ما سه تا؟ چرا نمیتونیم اینکارو بکنیم؟

نخیر نمیتونم

اونا تازه عروس دومادن ما تازه عروس دومادیم

که چی میخوای چیکار کنم؟

هی خوب معلومه جی سوک باید بره

خرجو مخارج همه پای تو بوده

چطور جرئت میکنه بهت بگه از اونجا بری وقتی خودش یه دانش آموز بیکاره

جی هو اون خونه به اسم توعه

پس از لحاظ قانونی هیچ مشکلی وجود نداره

خونه؟

به اسم جی سوکه

چی؟چطور ممکنه؟

وقتی بابات خونرو خرید تو بودی که قسطاشو دادی

تو چیزی نمیدونی چون توی آمریکا زندگی میکردی

تو کره وقتی پدر و مادری برای دختر و پسرشون خونه میگیرن

اون خیلی طبیعی به پسر میرسه

انگار که برای نسل بعدیشون و مراسم اجداد آیندشون

بعد از اینکه پدر و مادرشون از دنیا میرن پرداخت میکنن

جی سوک مسول ادامه نسل خانوادشونه

باباش براش مهم نیست دخترش چقدر پول داده

هی این تفکر مال عصر حجره

جی هو

امشب باید حتما حامله بشی

بلند شو میخواییم بریم کلاب

باید حامله بشی تا ثابت کنی میتونی نسل خانوادرو ادامه بدی

باشه

باز داری بازی میکنی نه؟

صب کن

میشه واسه یه مدت جلوی من از این حرفا نزنی؟

راستش دیدم

جی سوک اینکارو میکنه

زنشو حامله میکنه

چطور؟

ای کاش نمیدیدم

ولی حالا که دیدم نمیتونم باهاشون زندگی کنم

ولی چطوری؟

وقتی توی بالکن با تو تلفنی حرف میزدم

واسه همین اون نمیدونست من خونم

چقدر با تلفن صحبت کردین؟

تقریبا چهل دقیقه

یعنی جی سوک واسه چهل دقیقه خوب دوم آورده؟

نمیدونستم اینقدر انرژی داره

هی تو چی؟

چی میخوای الان برم؟

ببخشید تورو مثل داداش واقعی

فرض کرده بودم

میخواستم مثل یه داداش واقعی مواظبت باشم

لطفا برام دوتا آب نبات سرکه ای بیار

تورو مثل یه داداش واقعی فرض کرده بودم

فک میکردم مثل داداشای واقعی هستیم

داداشای واقعی... میدونی من راجب چی دارم حرف میزنم؟

فهمیدی؟ نمیدونم من تک پسرم

این اولین قراردادیه که ما نوشتیم

شرایطی که نوشته شدن اینجان

حالا که مهمون توی خونه ی مالکه

مهمون باید قوانین مالک رو دنبال کنه

تو از اولین قانون پیروی نکردی

تو حتی از قانون دوم و سومم پیروی نکردی

پس اجاره ی این ماهو بهم پس بده

آخرین جمعه شب مست برگشتی خونه

رمز خونه رو فراموش کردی و واسه ده دقیقه در روبه رویی رو میزدی

پنج تا از کنسرو هایی که مال گربه م بودو خوردی فک کردی کنسرو تن ماهیه

و توی یخچال بالا آوردی

اون شب خونه بودی؟

فک میکردم رفتی سفر کاری؟

و پلیسم اومد خونه من

درسته

یه نفر گزارش منو به پلیس داده

من از توی اتاقم گزارشتو دادم

عوضی دیونه شدی؟ هی تو

اگ خونه بودی

چرا اول نیومدی بیرون و با خودم حرف نزدی؟

این چیزی نبود که باید انجام میدادی؟

خیلی دیونه ای

چطور تونستی گزارش هم اتاقیتو به پلیس بدی؟

باید خداروشکر کنه نزاشتمش توی یخچال بمونه

اینو به دوستت بگو

ولی اون واقعا آدم مهربونیه

حتما نمیدونی ولی همچین چیزای بامحبتی وجود دارن

میدونی"بامحبت"یعنی چی؟

برای اون پسره به معنی وحشی نیست؟

نه اون با محبته

یه آدم نرمال با محبت

اون منو یاد این میندازه

بهش بگو اون غذاهای گربه ای که خورد

خیلی گرون بودن چون از خارج اومدن

کجا میری؟ خونه

چی داری میگی؟

حتما باید برنامه ریزی سایتو امروز تموم کنی

آپدیت ورژن جدید برای هفته آینده تعیین شده

بازگردانی امروز تعیین میشه

و باید به گربم مثل یه آدم غذا بدم

نه

معذرت میخوام لطفا به کارتون برسید

خوب

پنج سال تمام

زیربار اداره کردن خونه

و مراقب همه چیز بودن رفتم

حالا

تو همچین موقعیتی که باید مثل یه میزبان رفتار کنم

واضحه

واضح

این واضحه که اونا حقوق اساسی منو زیرپا گذاشتن

من کسی بودم که قسطای خونه رو دادم

من کسی بودم که با حقوق اولم یخچال خریدم

همچینین کسی که سال پیش هود رو عوض کرد من بودم اینطور نیست؟

اینو به بابات بگو

و بخاطر حقوقت بجنگ

بابا

میخوام یه چیزی

میخوام یه چیزی بهت بگم پدر

آه دخترم چیه؟

امروز رفتم بیمارستان

صب کن بابا اون یه پسره

یه پسره؟ بازی

تموم شد

وای خدای من

بزار اونو ببینم آفرین

فک میکنی جی هو با باباش حرف زده؟

حس میکنم خوب پیش نرفته

فک نکنم از پسش بربیاد

یه لیوان دیگه میخوای؟

سیر شدم

پس میخوای بری تایوان؟ اونجا یه عالمه کلاب داره

اینقدر جلوی خودتو نگیر و به وون سوک زنگ بزن

بهت گفتم بهم زدیم

باز دوباره لباس زیر نپوشیدی؟

خفم میکنه اگ بپوشمش نمیتونم درست مشروب بخورم

با کیفت قایمشون کن معلومه

هی شما دوتا واقعا بهم زدید؟

آره این بار واقعیه

سه روزه که بهم زنگ نزده این یعنی میخواد بهم بزنه

دیگه اون آویزون هم بودنا و دیوونه بازیا تموم شد

وون سوک، اون داره میره کلاب

...ای دختره ی

(اتاق های موجود در سانگام دونگ)

...چون که پسره

حسابی خودشو میگیره

خوشگل نیستش بابا؟

بخور

چرا شبی برام سوپ جلبک آوردی؟

روز تولدت حداقل باید سوپ جلبک که بخوری

آره راستی، امروز تولدم بود

کلا فراموش کرده بودم

واقعا خوشگله

اون نکبت چرا اینقدر میخنده؟

بهش گفتم بره یه کار پیدا کنه

نه یه پسر

حالا دیگه چه میشه کرد؟

حامله اش کرده دیگه نمیشه برش گردوند که

این چیه؟

اگه بخوای اتاق بگیری یکم سرمایه لازم داری

نمیتونی که بااین تازه عروس دوماد زندگی کنی

مامان

به بابات چیزی نگو

اگه بفهمه یواشکی پول کنار گذاشتم خیلی ناراحت میشه

توی این 30سالی که با شوهر سختگیرش زندگی کرده

همیشه طرف من بوده

...مشکل اینه که

من تقریبا هیچی از دنیا نمیدونم

(وام)

متاسفانه باید بگم ما نمیتونیم به شما وام بدیم

مطمئنین؟

بله. شما درحال حاضر شغل آزاد دارین

و درامد سالانه تون کمتر از 20هزار دلاره

بیمه کارمندی هم که ندارین

درجه اعتبارتون در رتبه پنجم قرار داره

متاسفم

...اما

این دراماییه که من نوشتم

پارسال خیلی موفق بود

هرچند که برنامه صبحگاه بود

خیلی راحت میشه تضمین کرد کی هستم

اسممو اینجا ببینین

میبینین؟ اسم منه، یون جی هو

صبر کنین، اینم من نوشتم

متاسفم خانوم

باشه.. فکر کنم ندیدینش

(املاک دائون)

سلام - بفرما تو -

دنبال یه خونه کوچیک میگردم

چقدر میتونی بیعانه بزاری؟

اینقدر

منظورت 30هزار دلاره؟

نه راستش

خیلی خوش شانسی

اگه بخاطر من نبود همچین جایی پیدا نمیکردی

انگاری که

...آجوشی، فکر کنم یکی

اینجا یه پنجره کشیده نه؟

میدونم. خیلی واقعیه مگه نه؟

(خطر ریزش)

(نشت دائم و عایق صدا نبودن)

(کوچیکتر از 36پا، بدون آشپزخونه و دستشویی)

زمان تحویل آپدیت های جدید یک هفته است

چطوره نظریات اصلی رو چک بکنیم؟

آقای نام توقرار بود کارتو تثبیت کنی

تمومش کردی؟

نه هنوز. دارم روش کار میکنم

اقای نام حداقل امروز باید اولین پیش نویسش رو میدادی

غیرممکنه

...حجم کار سنگین تر از اونه که

قبل ساعت 6عصر تموم شه

داری میگی الان میخوای بری خونه؟

شب برای اضافه کار وایمیستیم. این چقدر روی کار اثر میذاره؟

فکر نکنم فعلا بتونم همچین کاری کنم

بجز وظایف اصلیم که باید انجام بدم

... برای همه یه لیست تقسیم کار

...آماده کردم، پس شما باید

نکنه کار جدید پیدا کردی؟

اینطور نیست

فقط باید عصر به گربه ام غذا بدم

باید به تفکیک زباله ها هم برسم

که اینطور

...درک میکنم که بخاطر هم خونه ای هایی

که بهت معرفی کردم ازم ناراحتی

ولی تو دیگه یه آدم بالغی نباید اینجوری سر من خالیش کنی

ما اینجا باید کارمونو بکنیم

مهلت تحویل فقط یه هفته است

مدیر ما

اولین شرط من برای کار اینجا چی بود؟

حقوقت

فکر نکنم

...فکر کنم یه چیزی بود تو مایه های

ارگاسم بود؟ نه فکر نکنم

آها الگوریتم

...الگوریتمت بود که

شرکت نباید الگوریتم زندگی منو بهم بریزه

بخاطر تو عه که دیگه همخونه ندارم

این الگوریتممو شکست

...تا وقتی زندگیم رو روال عادیش برنگرده

نمیتونم شبا تا دیروقت کار کنم

باشه

...براش یه همخونه پیدا میکنم

و مجبورش میکنم تا ابد برا من کار کنه

هنوز نفهمیدی من چقدر سمجم

چندتا دراما باید بنویسم تا بتونم همچون جایی زندگی کنم؟

(هو رانگ)

الو جی هو ام - خونه پیدا کردی؟ -

نه هنوز

چی؟ بدون پول پیش؟

آره. فقط باید ماهی 300دلار بدی

300دلار؟

کجا هست؟ همسن الان میتونم برم اونجا

ولی یه شرایطی داره

جی هو

نوشیدنی میخوای؟ - نه مرسی -

طرف کیه؟ از آشناهای وون سوکه؟

آره، دوستِ دوست دانشگاهشه، نام سه هی

یه آپارتمان دو خوابه است که یه اتاقم اضافی داره

برای اجاره است

در واقع اون کسی رو میخواد که بتونه اجاره بده و همخونه اش باشه

خونه اش تو شهره؟ - آره -

ولی خیلی چیزا میخواد

میخواد الان اسباباتو ببری و ساکن شی - اون که حل شده است -

میخواد یه هفته ای امتحانی باشی - اگه یه ماهم باشه مشکل ندارم -

یخورده هم همچینی قاطی داره. میتونی باهاش کنار بیای؟

...هو رانگ، من پنج سال گذشته رو برای

...حساس ترین و خل و چل ترین نویسنده های توی کره

به عنوان دستیار کار کردم

الان دیگه میتونم برای هر آدم خل و چلی توی دنیا کار کنم

باشه. به وون سوک میگم شماره تو بهش بده

انگاری برگشتین با هم

نه فقط من خیلی آدم بخشنده ایم

این دفعه خیلی طول نکشید

وون سوک واقعا بلده چجوری حالتو خوب کنه

از قبل هم بهتر شده

منظورم اینه که، الان همچین مهارت پیدا کرده

آره، میدونم منظورت چیه

فکر نکنم بخوام چیز دیگه ای بشنوم

...دیشب، وون سوک

این شکلی اومد پیش من

نه، نمیخوام چیزی بدونم! میشه یکم بهم آب بدین لطفا؟

تولدت مبارک - تولدت مبارک -

تولدت مبارک نونای عزیزم، تولدت مبارک

اون سول برای تولدت یه کیک آورده

یه آرزو کن

آرزوت چی بود؟

میخوام تو زندگی بعدیم حلزون شم

چرا؟ - کسی نمیتونه از خونه ام بیرونم کنه -

یکم زیاده روی نمیکنی؟

داری عمدا آزارش میدی چون حامله است؟

حتی برات کیکم خریده. بخاطر همینه که نمیتونم باهات زندگی کنم

اونی خواهش میکنم اینجوری نرو

هروقت بخوای میتونی بیای دیدنمون

واقعا با زندگی کردن باهات مشکلی ندارم

مطمئنی؟

وقتی جی سوک مدرسه است

فقط ما دوتا توی اون خونه میمونیم

نمیتونم ببینم همه ی کارای خونه رو بکنی چون حامله ای

...جی سوک هم همیشه

میخواد مراقبت از بچه رو بندازه گردن من

...میخواد هم کار کنم، هم همه ی کارای خونه رو انجام بدم

و پرستاری بچه هم بکنم براتون؟

میدونم شماها جوون و پرحرارتین

فقط نزار من آدم بده بشم

شنیدم گوشت کبابی دوست داری

بااین پول میتونی بری بخری

اگر چیزیشم موند

میتونی برای پول بیمارستان پدرت استفاده اش کنی

خونه شماره 401مجتمع مسکونی ماتینومه

نقشه رو هم برات ضمیمه کردم

این رمز ورودیه

ببخشید

چون این روزا قراره تا دیر وقت کار کنم شبا زود نمیام

دوتا اتاق میبینی

اونی که درش بازه مال توعه

در اتاق من همیشه بسته است پس کاری بهش نداشته باش

سه تا کار هست که ازت میخوام برام انجام بدی

اول، میخوام کارای خونه رو انجام بدی

دوم. میخوام سطل بازیافت رو هفته ای یک بار خالی کنی

..آخریش هم، میخوام وقتایی که تا دیروقت کار میکنم

سلام

از پیشیم مراقبت کنی

...حتما تا الان شنیدی ولی نظرت راجب

امضای قرارداد بعد از یه هفته چیه؟

حتما، موافقم

نمیتونم باور کنم برای مستاجری هم کارموزی بزارن

عجب کشوری

شنیدم صاحبخونه قبلیش خیلی اذیتش کرده

باید کارمو عالی انجام بدم و مشکلیم باهاش ندارم

همخونه ات چیکاره هست؟

یه طراح یا همچین چیزیه

کارش طراحی کامپیوتریه

هنوز نتونستم رو در رو ببینمش بس که سرش شلوغه

فکر کنم خیلی کار سرش ریخته

یه عکس ازش دارم میخوای ببینی؟

بیا - اینه؟ -

به نظر مهربون میاد

سال 1980بدنیا اومده

خیلی جوون نمونده؟

خیلی خوب به خودش رسیده

گفتی اسمش چی بود؟

سه هی. نام سه هی

سه هی

بله بو می؟

همینطور که میبینی، مردم بخاطر پروسه ی طولانی ثبت نام بیخیالش میشن

مخصوصا وقتی باید اطلاعات شخصیشونو وارد کنن

فکر کنم باید تو ورژن جدید این مراحلشو کوتاه تر کنیم

باشه

راستی بو می

لباست ناجور نیست؟

انگار هردقت نزدیک موعد تحویل میشه این لباسو میپوشی

باید حداقل اینو بپوشم که جنسیتمو یادم نره

انگار امروز اضافه کار وایستادی

من طبق برنامه نقل مکان کردم

(یون جی هو)

روزت چطور بود؟

دیروقت شده بخاطر همین برات یادداشت میزارم

صبح سطل بازیافت رو خالی کردم

مقدار مصرفی برق رو ساعت 11ظهر چک کردم

مقدار مصرفی گاز هم ساعت 3عصر چک کردم

...آخر از همه هم، به پیشی نصف قوطی تن ماهی

و دوتا پیمونه غذای گربه دادم خورد

توی فریزر گوشت سینه مرغ پیدا کردم که تاریخ انقضاش گذشته بود

آب پزش کردم و به عنوان میان وعده دادم به پیشی

باید خیلی خوشحال باشی

(راستی، اسمش چیه؟)

صبح توام بخیر

میخوام یه قرارداد بنویسم

ناهار امروز چطوره؟

باشه پس میام محل کارت

همخونه ایت رو انتخاب کردی؟

خوشحالم اینو میشنوم

بچه ها، تاحالا همچین شرکت و مدیری دیدین؟

اونقدر به فکر زیردستامم که حتی براشون همخونه ای پیدا میکنم

هر مدیری ازین کارا نمیکنه

این یارو رو از کجا میشناسی؟

دوست یکی از سال پایینی های کلاب کاریم بود

ازش خوشت نیومده؟

بنظرت بازم زنگ میزنه پلیس؟ باید دنبال یکی دیگه باشم؟

نه، خیلی ازش خوشم میاد

خیلی خوشت میاد؟

آره دارم میرم محل کارش

سرش شلوغه میدونی که

چقدر خوب

دوست هو رانگه

پس باید آدم خوبی باشه

...خب

(میخوام قرارداد بنویسم)

(و اسم اون پیشیه)

بنظرم باهاش خیلی خوش بگذره

دست خالی نرو. یکم ساندویچی چیزی بخر براشون

نگران نباش سر راه یه چیزی براشون میخرم

اون از همخونه اش خیلی خوشش اومده

تاحالا تو عمرم نشنیده بودم برای کسی از "خیلی" استفاده کنه

گاهی استفاده میکنه

مدیر ما امروز خیلی دیر کرده

جوک های مدیر ما خیلی مسخره است

این کارا رو برای جلب توجه میکنی؟

یا میخوای حرص منو در بیاری؟

چرا ساندویچامون نرسیدن پس؟ خیلی وقته سفارش دادیم

میفهمم که سرشون شلوغه ولی دیگه نبایدم هردفعه اینقدر دیر کنن

احتمالا اگه خودمون بریم کارمون زودتر راه میوفته

پیاده پنج دقیقه راهه - زیادی خوش بینی تو -

خودم برم بگیرمشون؟

آره - باشه -

الان برمیگردم - صبر کن -

سلام

...خب... من

...پیشی

اوه اینا

چرا اینقدر دیر کردی؟ تایم نهار داشت تموم می شد دیگه

وای ببخشید

به محض گرفتن پیام راه افتادم

این بهونه دیگه قدیمی شده، هنوزم مگه کسی استفادشون میکنه؟

ببخشید

خیلی جوون بنظر میاین ها

ما که تاحالا همو ندیدیم

درسته، بار اوله رو در رو همو میبینیم

ممنون. اینارو بده بهم - بفرمایین -

نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم

این موقعیت خیلی خوبی برامه

همچین موقعیتی هم نیست

یه داد و ستد منصفانه تو این کشور سرمایه داریه

درسته

...امیدوارم از الان به بعد

باهم کنار بیایم

میتونم بهتون بگم اونی؟ - نه -

باشه ببخشید

خداحافظ

...خب

میشه شب همو ببینیم؟

خب، بهش فکر میکنم

داشت مخ میزد که بعد بازم ساندویچ سفارش بدیم؟

تو جا باز کردن برای خودش حرف نداره

انگار دوست نداشت با اسم کوچیک صداش کنم

ببخشید - معذرت میخوام -

(یون جی هو)

چقدر خوبه - خیلی خوش مزه است -

بااین سنم دارم ساندویچ میخورم - مگه چشه؟ -

نخور دیگه مال منه

بیا توام نهار بخور

ساندویچه

کی اینو اینجا گذاشته؟ - ...خب -

روی این میز پیداش کردم

فقط یکی دیگه مونده

قرارداد رو خوندی؟

آره

(اره)

بنظر سرت شلوغ میومد بخاطر همین نشد بهت بگم

فکر کنم امروز دیر بیام خونه

(فکر کنم امروز دیر برم خونه، سه هی)

(فکر کنم امروز دیر برم خونه)

نیازی نیست این حرفا رو بهم بزنی

عجب آدم بی حالیه

همون کوتاهی همیشگی رو میخوای؟

نه، لطفا امروز موهامو اتو کن

بنظرتون میتونم موهامو این شکلی کنم؟

میخوای جایی بری؟ سر یه قرار از پیش تعیین شده؟

نه قرار از پیش تعیین شده نیست

میتونین ابروهامم مرتب کنین؟

باشه متوجه شدم

(نتونستم بهت بگم چون بنظر میاد که سرت خیلی شلوغه)

(روز موعود! برو جلو آرسنال)

کیه؟

همخونه جدیدمه

فکر کنم طرفدار دو آتیشه فوتباله

اغلب مردا اینجورین

فکر کنم همین کافیه

(در دیدنتون خوشوقتم،جی هو)

از صورتی خوشت میاد مگه نه؟

آره، مشخصه من اینه

خب مردا هم این روزا صورتی دوست دارن؟

چون هیچ بویی از زیبای نبردی ازین چیزا بلد نیستی

صورتی رنگی نیست که به هرکسی بیاد

بهم میاد چون رنگ پوستم دقیقا باهاش همخونی داره

یعنی میگه مردا نباید صورتی دوست داشته باشن؟

وای خیلی خستم

چی؟ برگرد سرکارت

دوره و زمونه عوض شده

دیگه چیزی بعنوان زنونه و مردونه وجود نداره

درسته ما توی دنیای پیشرویی درحال زندگی هستیم

(در دیدنتون خوشوقتم،جی هو)

ببخشید

(مهمانی بعد از برنامه ی عشق بینگ گو)

لطفا بهمون سوجو بده میشه یکی دیگه بهمون بدی؟

نویسنده

بیا اینجا

خوش اومدی چرا اینقدر دیر اومدی؟

بشین

لباست خیلی خوشکله

فکر میکنی اینقد تلاش کردی که بخوای دیر بیای؟

دستیار نویسنده برای مهمونی بعد از برنامه میتونه دیر بیاد؟

ببین داره چیکار میکنه. باز داره همون کارو میکنه

بخاطر اینکه جی هو بشینه کنارت هرکی اومد رو رد کردی بره

واقعا؟

دلت برام تنگ شده بود نه؟ بابا کی اینکارو کردم؟

خیلی زود گرمم میشه

بخاطر همین کنارمو خالی نگه داشتم

اوی... حالم از دیدن شما دوتا بهم میخوره

میتونین باهم قرار بذارین یا باهم بخوابین. برام مهم نیست

هرکاری دوست دارین بکنین

سه ساله دارین باهم لاس میزنین

حالا کی خودشو بیشتر میگیره؟؟

اینجوریم نیست

خودت فکر میکنی کیه؟

من که نیستم

چیکار میکنی؟

یعنی جی هو بهش علاقه نداره؟

چرا؟ مگه یونگ سوکِ ما چشه؟

چی برای خودتی میبری و میدوزی؟

اونکه برام شبیه مردا نیست

ما برای هم برادریم

سه ساله که دارم ازین پسر بامزه مون مراقبت میکنم

فکر کنم منظورش همین بود. اصلا بهت هیچ علاقه ای نداره

اعتماد بنفسمو زد خورد و خاکشیر کرد

هروقت اراده کنم میتونم یکاری کنم که عاشقم بشی

واقعا؟

پس بهتر امروز قبل ازینکه من دلتو ببرم نمیری

واقعا میخوای اینکارو کنی؟ بیا همین کارو کنیم

بیا بخوریم

بسلامتی بسلامتی

خسته نباشی

فلش چی؟ کار میکنه

خب مشکل بستن برنامه هنگام وارد شدن به سیستم چی؟

باگ* رو رفع کردم مشکل و خطای موجود توی سیستم*

مشکل دیگه ای توی آپلود پروفایلها و ویدئوها هست؟

نه. درسته

خسته نباشین

آپدیت گیول مال اِ، ورژن 2.0

(درحال آپدیت، منتظر بمانید)

(آپدیت کامل شد)

کامل شد

!!یسسس

...سه هفته گذشته برای آپدیت جدید گیول مال اِ

شبانه روز زحمت کشیدید

برای تشکر کامل ازتون

از پاداش آخر سالتون هیچ دریغی نمیکنم

اوایل کار، گیول مال اِ هرماه فقط 50 دلار سودش بود

...واقعا نمیدونم چجوری باید از شماها

تشکر کنم که باعث شدید رشد سالیانه این شرکت به 200% برسه

...حتی نمیتونم

میتونم که مایه خجالته

اما بیاین شعارمونو فریاد بزنیم

...ما

خانواده نیستیم خانواده نیستیم

...پس بدرستی حقوق رو پرداخت کنید

بسلامتی بسلامتی

بنوشیم بنوشیم

آبجو من گرمه. چرا اینجوریه؟

فکر کنم الان میتونین لباستونو عوض کنین

قبلا عوض کردم

دیروزیه یکم تیره تر بود

امروزیه یکم روشنتره

آها

اگه گفتین الا کیو دیدی؟ یون سو هی رو دیدیم

واقعا؟ واقعا؟

واقعا؟ کجا؟

یون سو هی؟ کی هست؟

چیه؟

یکی از سرمایه گذارامونه؟

درسته

نویسنده یون

سلام سلام

نوسنده بخاطر تلاشتون ازتون ممنونم

این چه حرفیه. همگی سخت کار کردین

اینجوری نیست

خب من دیگه باید برم

ببخشید نویسنده

مجبور بودی سخت کار کنی تا جای منم پر کنی

چته تو؟

تو این سه سال یبارم ازم تشکر نکردی

راست میگی

تقریبا سه ساله که همو میشناسیم

اما نویسنده

میخوام یه چیزی بهت بگم

ببخشید که

پریدم وسط حرفتون

میخوام یه چیزی بهت بگم

ببخشید که

پریدم وسط حرفتون

آها اکی

میرم یکم قدم بزنم باشه

زود برگرد

اوه نه

...*سانچز بازیکن آرسنال*

معرت میخوام

خیلی دلم میخواست این بازی رو نگاه کنم

شوت

عالی بود

خوبین؟

واقعا معذرت میخوام

...بخاطر... من

...منظورم اینه تو بازی قبلی

...وقتی که سانچز گل پیروزی رو زد

داور گفت که آفسایده

اما آفساید نبود. خودم سه بار بازی رو تماشا کردم

اگه آفساید نبود. آرسنال میتونست بازی رو ببره

...نمیگم که تاکتیک ونگر* عالی بودا، اما مربی آرسنال*

معذرت میخوام

...طرفدار

آرسنالی؟

یون بومی، نام سه هی کجاست؟

هی، رئیس داره باهات حرف میزنه ها

یا خدا اوه

چی بود دیگه؟

آقای پارک، نویسنده یون رو ندیدی؟؟

ندیدمش

کجا غیبش زده؟

اگه کامل بهش فکر کنی

از وقتی که آرسنال توی لیگ برتر بازی کرده 7 بار چهارم شده

برای لیورپول هم همینطوره

...نشستی شمردیش

خودم به تنهایی آمار همه نتایجشون رو جمع کردم

کجایی؟ من بیرونم

توی پارکینگم

برو، فکر کنم دوست پسرته

نه بابا دوست پسرم نیست

نه هنوز البته

داریم کم کم باهم آشنا میشیم

راستش همین چندلحظه پیشم میخواست ازم درخواست کنه باهاش برم بیرون

...اما استرس گرفتم

و فرار کردم اومدم اینجا

...میخواستم اگه آرسنال بازی امروز رو ببره

اول خودم احساساتمو بهش اعتراف کنم

...اما

چرا دارم این حرفا رو بهت میزنم

وقتی که غریبه ای؟

خوشتیپ و قدبلنده

همینجوریه؟ خوشتیپه مگه نه؟

...آره میتونم بگم که نمرش

هفت از دهه

اینکه خیلی کمه

کم کمش 9 هست دیگه

قدبلندهو ابروهاشم ضخیمه

شونه هاش پهنه. کارم که داره

هی دلم برات تنگ شده بود

...حتی

دوست دخترم داره

خدای من دلم برات تنگ شده بود

گل گل

بهش که فکر میکنم

هیچوقت تو زندگیم مهاجم نبودم

ممنون

ممنون خواهش میکنم

ممنون نویسنده

نویسنده، بیا بشین اینجا

چی؟ کجا رفتی؟ دلم برات تنگ شده بود

منم

بخور بخور باشه

بیاین بازم باهم کار کنیم ممنونم

بخوریم

...همیشه از خودم دفاع میکردم

و توی زمان درست به عقب برمیگشتم

(با کسی قرار میذارم. میخواست اون موقع اینو بهت بگم)

...من نه جرات گرفتم توپ رو دارم

و نه دوری ازش رو

من یه مهاجم غیرحرفه ایم

(واقعا؟ عالیه! تبریک میگم

رئیس ما

میدونی که این سو استفاده از قدرته؟

ما توافق کردیم که من فقط بخش اول شام تیمی رو شرکت کنم

خب خودم میرسونمت خونه. به راننده جانشین زنگ زدم بیاد

ولش کن. با اتوبوس میرم

اتوبوس سریعتر از ماشینه

بهت گفتم که با اتوبوس میرم

اتوبوس سریعتر از ماشینه

بهت گفتم که با اتوبوس میرم

خب، مترو هم هست

اتوبوس سوار شد

نمیشه با اتوبوس بری خونه؟

اینجوری کمتر احساس خجالت میکنم

...خب

مطمئنی اینجوری کمتر احساس خجالت میکنی؟

نه

اولین باره که به این منطقه اومدم

اغلب بیرون نمیرم و ازینکه که شبا هم بیرون باشم متنفرم

یا خونه م یا سرکار

پس اینجوری دیگه هیچوقت همو نمیبینیم

تا وقتی که اتوبوس بیاد حداقل ده دقیقه باید منتظر بمونم

نمیخواد اینجوری معذب باشی

دیگه نباید احساس خجالت کنی

...از خودم

خجالت میکشم

از تو نه، از خودم

تو این سنم فرق بین عشق و مهربونی رو نمیدونم

سه سال ازش خوشم میومد

تا الان که 30 سالم شده پیش خودم نگه داشتم

ازین حماقت خودم خجالت میکشم

بیست ساله که نیستم مثلا 30 سالمه

نمیدونم قراره تو این سن چه غلطی کنم

دلیلش اینه

نمیخواد خودتونو اذیت کنین

توی حرفاتو گفتین که 30 سالتونه

سن فقط حدی از نئوکورتکسته

جان؟

نئوکورتکس در بخش بیرونی مغز قرار گرفته

و مسئول مفاهیم زمانی مثل سن 20 یا 30 سالگی هست

گربه ها مثل انسان ها نئوکورتکس ندارن

... پس حتی اگه غذای تکراری بخورن یا کار تکراری رو

...رو توی همون خونه همیشگیشون و هر روز انجام بدن

هیچوقت خسته و افسرده نمیشن

گربه ها نه آینده ای دارن و نه گذشته ای

"من 20 سالمه، من 30 سالمه، به زودی 40 سالم میشه

فقط یک گونه از موجودات روی زمین هستن که خودشونو توی زمان محصور کردن

اونم فقط انسانهان

..فقط انسانها هستن که با استفاده از سن بقیه رو مجبور میکنن که پول خرج کنن

و احساساتشون رو به تصویر بکشن

این چیزیه که انسان در ازای تکامل بدست آورده

چه 30 ساله باشن یا 40 ساله

برای گربه ها فرقی نداره

حس عجیبیه

...حرفای بی سر و تهش

از هرچیز دیگه ای اون روز بیشتر حالمو جا آورد

...خب

اسمتون چیه؟

بهتره اسمتونو ندونم؟

بله

باشه

با اینکه کاملا غریبه ایم

اما با شما خیلی راحتم

شاید بخاطر اینه کاملا غریبه ام اینقدر راحتین

فکر اینکه ممکنه دیگه نبینمش

یکم ناراحتم کرد

بخاطر اون داستان نئوکورتکس ازتون ممنونم

فکر میکنم که توی این زندگیم تقریبا شکست خوردم

اما همه تلاشمو میکنم

موفق باشی

به هرحال که هممون این زندگی رو یبار بیشتر طی نمیکنیم

برای یه لحظه فراموش کردم

...این زندگی

...این لحظه

تو فقط یه شانس داری

روز طولانی بود

از خونه ای که پنج سال توش زندگی میکردم نقل مکان کردم

بعد از سه سال کسی که دوسش داشتم وارد رابطه شده

یه غریبه رو بوسیدم

راهی که میری عالیه

یون جی هو

تصور نمیکردم که توی 30 سالگیم اینجوری زندگی کنم

اما با توجه به اینکه اولین بارم بود

اونقدرا هم بد نبود

همونطوری که بهم گفت

...هممون این زندگی رو

اولین باره که زندگی میکنیم

تیم ترجمه بارکد برای حمایت از تیم ترجمه ی بارکد لطفا در کانال ما عضو شوید @barcodesubtitle

اگه خوب پول میده چرا فقط باهاش زندگی نمیکنی؟؟

این امتیاز اصلا ممکنه؟

این مرد اینجا زندگی میکنه؟

چطوری اومدی اینجا؟

...چرا همه ی همخونه ها

میپرسی صاحبخونه مرده؟؟

وانمود کن چیزی نشنیدی

اون عوضی زدت؟؟

اینجا خونه پسرمه بله؟

اه هیچی نمیشنوم

اینجا تنها جاییه که میتونم بخوابم

ببخشید

و تو منو ازونجا انداختی بیرون میدونی؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.