Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir
از شمشیر و چاقو میپرسم، و رنجش رو♪ ♪از بین میبرم
میترسم که کینه های تازه و کهنه♪ ♪دردسرهام رو بیشتر کنن
خواهان تمام شیوه های جنگی هستم و♪ حرکت میکنم تا ببینم چه کسی از همه ♪ماهرتره
♪تقدیر تغییر میکنه و قابل پیشبینی نیست♪
♪از جاده و مسیر مقابلم میپرسم♪
♪نیمه گمشده ام کجاست؟♪
از باران و آسمانهای پاک در مورد♪ ♪مشکلات ذهنم سوال میکنم
♪هر روز و هر شب با ماه روبرو میشم♪
از گلها و برگها میپرسم، رنگشون♪ ♪بی نظیره
شادی و درد هر دو کوتاه هستن، چند♪ ♪بهار باقی مونده؟
از پاییز و زمستان میپرسم، این بوران♪ ♪ادامه خواهد داشت
رنگین کمان به راحتی پراکنده میشه♪ ♪ولی تحمل روزهای عمر بسیار سخته
هیچکس نمیدونه چرا گلها زودتر♪ ♪شکوفه دادن
آسمان تحقیرمون نمیکنه، تو هم ازت♪ ♪سنی گذشته
دنیای ستیزه جو کوچیکه، اما باقی♪ ♪دنیا وسیعه
♪من اونهایی که رفتن رو فراموش کردم♪
هیچکس نمیدونه که چرا گلها زودتر♪ ♪پژمرده شدن
آسمان هیچ غم و اندوهی احساس نمیکنه♪ ♪تو هم پیر شدی
قهرمانان جونشون رو از دست دادن و♪ ♪وقت کمی باقی مونده
♪من اونهایی که رفتن رو فراموش کردم♪
مترجم: Homa_WX
کلمه افتخـار
[قسمـت 16]
،من تمام زندگیم رو به سختی تلاش کردم
،و چیزی به بهشت
یا برادرهای دنیای هنرهای رزمی !بدهکار نیستم
،حالا
توی تله افتادم و نمیتونم توضیحی از .خودم بدم
!ولی وجدانم پاکه
.اگر میخواین باورم کنین
اگرم باورم نمیکنین، چیز دیگه ای برای !گفتن ندارم
درسته! برادر ارشدم چیزی برای پنهان .کردن نداره
،اگر حرفش رو باور نمیکنین
!پس باهامون بجنگید
!یالا
.سر من درست همینجاست
!بیاین ببرینش
من امروز یا همراه برادر ارشدم زنده میمونم .یا میمیرم
بعید میدونم که
این گروه های درهم برهم شما
!بتونن بر اتحاد پنج دریاچه ما غلبه کنن
!مرگ و زندگی با رئیس
!مرگ و زندگی با رئیس
!عالیه
.بیاین بجنگیم تا ببینیم کی میبره
میخواین به زور ما رو شکست بدین؟
نشنیدین که میگن شر بر خیر پیروز نمیشه؟
.ما هزاران قهرمان اینجا داریم
باید از اتحاد پنح دریاچه بترسیم؟
پسر من به طرز وحشیانه ای توسط دره .شبح کشته شد
فایده ی ادامه ی این زندگی چیه؟
گائو چونگ، تو یک هیولای بی رحم و !شومی
!من میکشمت
اتحاد پنج دریاچه
!برادر ارشد
استاد، ما واقعا قرار نیست جلوشون رو بگیریم؟
.استاد، این مورد واقعا مشکوکه
من فکر میکنم که برای رئیس گائو پاپوش .دوختن
.پدر هم که اینجا نیست
...ما نباید
!بریم
.راه بیوفتین
!استاد
مگه گائو چونگ از دوستای صمیمی فرقه شمشیر باد آرام نیست؟
کی فکرش رو میکرد
که اونها اولین کسایی باشن که !فرار میکنن
چرا گائو چونگ هنوزم قصد حمله نداره؟
دیگه برای چی داری
وانمود میکنی؟
.نه، امکان نداره اشتباه کرده باشم
.گائو چونگ حتما حقه ای توی آستینش داره
!همه، حمله کنید
!حمله کنید
!انتقام استادمون رو بگیرید. بکشیدش
!بکشیدش
.استاد
.باهام بیا
!ولش کن
تو کی هستی؟
،اگه از آشناهای گائو چونگ نیستی
بهت کمک میکنم تا ارباب جوان جانگ رو .نجات بدی
!من پدرتم
!تو
!حمله کنید
!چنگلینگ مراقب باش
حالت خوبه؟
!برادر ارشد
!عمو گائو
!عمو گائو
چنگلینگ
!چنگ لینگ رو از اینجا دورش کنین
.بیا چنگلینگ رو برداریم و از اینجا بریم
فرقه دریاچه تای
اتحاد پنج دریاچه فرقه دریاچه آینه
!نه
!شان ار
!همگی، دست از جنگیدن بردارید
!همگی تمومش کنید
!بس کنید
!برادر، دیگه تمومش کن. ما باختیم
.التماست میکنم
.لطفا زره لعابدار رو بهشون بده
برادر! داری چی میگی؟
!برادر
هنوزم نمیفهمی؟
فکر کردی داری بهش کمک میکنی؟
!تو داری اونو به کشتن میدی
!گائو چونگ
تو شرارتهای زیادی انجام دادی و باعث .نابودی خودت شدی
به خاطر تو، اتحاد پنج دریاچه
!بی آبرو شد
هنوزم میخوای اینهمه آدم
به خاطر گناه های تو بمیرن؟
!زره لعابدار رو به ما بده
!زره لعابدار رو تحویل بده
!همه، خفه شید
،حرومزاده ای مثل تو
به چه حقی برادر ارشد من رو زیر سوال میبره؟
.مدارک کاملا واضح هستن
کی اینجاست که نتونه اونو زیر سوال ببره؟
ارشد هوانگ
.باند گداها همیشه سر قولش میمونه
.امیدوارم بتونی امروز شاهد ما باشی
اگر برادر ارشدم زره لعابدار رو تحویلتون بده
.باید بذارید زنده بمونه
منم حاضر از تمام ثروتم بزنم و همراهش ،یک راهب بشم
و دیگه هیچوقت خودم رو درگیر مسائل .دنیای هنرهای رزمی نکنم
!ارشد هوانگ، التماست میکنم
!برادر دوم
!جلوی همچین آدم آب زیرکاهی زانو نزن
!بلند شو
برادر
.بنای یادبود پنج دریاچه شکسته شد
.اتحاد پنج دریاچه داره از هم میپاشه
!خواهش میکنم به خودت بیا
.به شیائو لیان فکر کن
میخوای اون در حالی که گناه های ما رو به دوش میکشه راحت زندگی کنه؟
برادر
بلند شو
.به حرفت گوش میکنم
...زره لعابدار رو
!بهشون میدم
!برادر، تو نمیتونی
.برادر پنجم، لطفا مراقب دخترم باش
لطفا کاری کن تا اون بتونه
!یک زندگی عادی داشته باشه
برادر ارشد
!تو نباید اینکارو بکنی
!برادر
!حرومزاده ها
شما از این روش نفرت انگیز استفاده کردین
،تا فقط زره لعابدار رو ازم بگیرین
مگه نه؟
من توسط یک آدم رذل فریب خوردم و هیچ .راهی برای دفاع از خودم ندارم
،من امروز برای اثبات بی گناهیم
.ارتباطم رو با اتحاد پنج دریاچه قطع میکنم
زره لعابدار، تهدیدی برای دنیای هنرهای .رزمی محسوب میشه
جهت جلوگیری از خطرات احتمالی ،در آینده
من امروز
!اونو از بین میبرم
!نکن
!نه
گائو چونگ
!استاد! استاد
!استاد! استاد
فرقه یویانگ
!نه، استاد
!عمو گائو
!عمو گائو
!استاد
!چنگلینگ
!عمو گائو
!استاد! استاد
!استاد! استاد
!استاد! استاد
!استاد! استاد
!عمو گائو
!عمو گائو
استاد. تو مطمئنی که ما به گردهمایی ،قهرمانان برنمیگردیم
و درعوضش میریم خونه؟
امروز تمام قهرمانان در گردهمایی دور .هم جمع شدن
این یک فرصت عالی برای ماست تا .مشهور بشیم
چطور ممکنه که ما همچین واقعه هیجان انگیزی رو از دست بدیم؟
،به علاوه
.شما و رئیس گائو بهم نزدیکید
...ما نباید
.خفه شو
.ما برمیگردیم
مو هوای یانگ، رهبر فرقه شمشیر باد آرام
.چنگلینگ، یه چیزی بخور
.ممنونم استاد
اوه راستی. استاد، عمو ون کجاست؟
.تو اول بخور
.اون رفته بیرون
.من میرم پیداش کنم
آ شو
من آدم رذلی هستم نه؟
،اگر قلب مهربونی داشته باشی
.پس رذل نیستی
فقط تو باید بقیه رو فریب بدی؟
،حالا چون یک بار یه نفر فریبت داده
خجالت آوره که
.انقدر احساسی برخورد کنی
.تو از شاگرد منم بدتری
.اینبار مرتکب اشتباه بزرگی شدم
من رفتم تا از بازی کس دیگه ای ،لذت ببرم
ولی انتظار اینو نداشتم که
.خودمم یکی از بازیگرهای اونجا باشم
تو فکر میکنی
من به اندازه خودم خیلی باهوش بودم؟
تو واقعا خوب میدونی چطوری از خودت .تعریف کنی
.تو به اندازه خودت خیلی حماقت کردی
.افسر جو، تو خیلی باهوشی
تو متوجه شدی چه اتفاقی افتاد؟
این نقشه کاملا دقیق برنامه ریزی .شده بود
حتما یکنفر از پشت صحنه اوضاع رو .کنترل میکرده
.شایدم بیشتر از یکنفر
فعلا نمیتونم
با اطمینان بگم که
.هدف این فرد دقیقا چی بوده
مگه به خاطر زره لعابدار نبود؟
.فقط این نیست
مهم نیست دلیلش چی بوده، گائو چونگ تمام اعتبار خودش رو از دست داده
.و اتحاد پنج دریاچه هم کارش تمومه
.دقیقا اینطور نیست
،در مقایسه با گائو چونگ
جائو جینگ در مهمترین لحظه یک قدم ،عقب رفت
اون وانمود کرد که ضعیفه
و تمام سرزنش ها رو کاملا از خودش .دور کرد
من یادمه توی یادداشت های پنجره بهشت
اون یک اسم مستعار دیگه به غیر از سای .منگ چانگ داشت (چهره ای تاریخی، معروف به شهامت)
.و اون جائو شوانده است یک شخصیت تاریخی که تبدیل به یک) (قهرمان شده
،اون زمان ازش یادداشت برداری نکردم
،ولی حالا که بهش فکر میکنم
اون اشک ریختن های الکی و استفاده از اخلاقیات
برای جلب توجه بقیه
.واقعا دیدنی بود
جائو شوانده؟
کی همچین اسم مستعاری بهش داده؟
.چه آدم بدیه
.تقریبا به بدی تو عه
من آدم بدی هستم؟
ون نیکوکار
.من که همیشه باهات خوب برخورد کردم
واقعا؟
پس چرا من نمیدونستم؟
فهمیدن حقیقت سخته، توطئه چینی .هم سخته
هر چقدر هم که انسان تلاش کنه
،تا هر قدم رو متعادل نگه داره
.بازم نمیتونه از آسمانها پیشی بگیره
نابود کردن یک نقشه ی دقیق
.خیلی راحت انجام میگیره
ممکنه به خاطر خیانت یکی از ،افراد باشه
.یا یک باران غیر منتظره
مهم نیست که برنامه ریزی های انجام ،شده چقدر عمیق هستن
بالاخره یک روز میرسه که حقیقت .آشکار میشه
تا زمانی که صبر داشته باشی تا لایه ها ،رو از روی لایه های دیگه کنار بزنی
.قطعا کلید گمشده رو پیدا خواهی کرد
این یعنی اینکه یک طرح
کامل تغییر میکنه و با شرایط سازگار .میشه
کاری که فرد کنترل کننده باید انجام بده
،اینه که به وضوح شرایط رو ارزیابی کنه
.و در لحظه مناسب امور رو پیش ببره
،درک کردن قلب مردم کار سختیه
.ولی کنترل طبیعت انسانی کار راحتیه
طمع بی پایان
.طبیعت هر انسانیه
.این یک حقیقت غیرقابل بحثه
لائو ون
فکر نکن که میتونی
.از طبیعت انسان سر در بیاری
اول موضوع چهار فرزانه آنجی بود و حالا .گائو چونگ
به اندازه کافی مرتکب اشتباه نشدی؟
لجبازی های اشتباه فقط به خود فرد .آسیب میزنن
.طبیعت انسانی خیلی حریصه
ولی در عین حال میتونه صالح و وفادار .باشه
تو دقیقا چی میخوای؟
اگر بهت بگم، بهم کمک میکنی؟
فقط درصورتی که بهم بگی میتونم بهت .کمک کنم
...من میخوام
من میخوام شیاطین و هیولاهایی که به این دنیا تعلق ندارن
!به جهنم برگردن
با مهارت رزمی که گائو چونگ داره
اون بدون شک میتونست فرار کنه و .یک راه پیدا کنه
ولی کی فکرش رو میکرد که اون
شکست بخوره و بی گناهی خودش رو
،بعد از سقوط بنای یادبود پنج دریاچه .با مرگ خودش ثابت کنه
،اگر تو دیگه زنده نباشی
این معنی رو نمیده که همه چیزت رو باختی؟
پدر، تو واقعا همه چیز رو پیش بینی ،کرده بودی
.و ذهن اونو درست خوندی
،یک فرد قوی به راحتی شکسته میشه .یک فرد بی گناه به راحتی آلوده میشه
بار و بنه ی گائو چونگ
برای سالهای زیادی اون رو تحت فشار .قرار داد
.منم برای مدت بیست سال بازیش دادم
.فقط قدم آخر باقی مونده بود
،و حالا
من هرچیزی که لازم داشتم رو بدست .آوردم
واقعا حیف شد
.که همه چیز عالی پیش نرفت
چه چیزی عالی پیش نرفته؟
،من فکر کردم که حساب همه چیز رو کردم
ولی انتظار اینو نداشتم که
ارشد هوانگ فریبم بده
و تای هونگ و لو لیو رو برای سرقت گائو .شیائو لیان بفرسته
.من الان افرادمون رو دنبالشون فرستادم
پدر، ما باید گائو شیائو لیان رو بکشیم؟
البته که نه
،من میخوام که اون زنده بمونه
.و زندگی خوبی داشته باشه
.اون سمبل زنده ی منه
،هرچی اون شادتر زندگی کنه
.من صالح تر و وفادارتر به نظر میرسم
.باشه. من به حرفت گوش میکنم
.اینبار کارت خیلی خوب بود
اگه از جادو استفاده نمیکردی
،تا دنگ کوان رو کاملا گیج کنی
.مغلوب کردن گائو چونگ کار راحتی نبود
ولی شاگردای اون
.واقعا وفادار هستن
مخصوصا اون سونگ هوای رن
،من اینهمه باهاش خوش رفتاری کردم
ولی انتظار نداشتم که اون یک جاسوس .دو جانبه باشه
من قبلا هم گفتم که
.اون آدم خوبی نیست
.پدر، تو حرفم رو باور نکردی
.تو حتی اونو فرزندخوانده ی خودت کردی
حتی به خاطر اون از دستم عصبانی شدی
.و باهام بحث کردی
الان چی؟ حالا میبینی؟
حق با من نبود؟
.شاه عقرب، تویی؟ منو ترسوندی
پدر ازت خواست به اینجا بیای؟
آره
.زره لعابدار رو بده
وایسا
دستور لفظی یا نشان پدر رو داری؟
.من خودم شخصا به اینجا اومدم
دیگه چه نشانی احتیاج داری؟
این مسئله خیلی مهمیه و ما نباید مرتکب .اشتباهی بشیم
پدر فقط به من گفت که این رو امشب .بدزدم
.اون هیچوقت ازم نخواست که به تو بدمش
تو چی گفتی؟
،بدون نشان
.این رو بهت نمیدم
هر دوی ما کمکهای مورد اعتماد پدر .هستیم
...فقط
.بیخیال، میتونی بری
فقط یک نفر از ما
.میتونه زنده بمونه
چطور میتونم اجازه بدم یکنفر
نقشه های من رو خراب کنه؟
.من میتونم به هدفهای خودم برسم
حق با من نبود؟
کار خوبی کردم که سونگ هوای رن رو .کشتم
،وگرنه پدر
زره لعابدار و نقشه های تو همش .خراب میشد
.خیلی خب، من اشتباه کردم
.عقرب، من معذرت میخوام
،از حالا
.تو تنها پسر من هستی
زره لعابدار کجاست؟
.تو بهم اعتماد کردی
.من اونو همیشه با خودم دارم
عقرب
زندگیم و هرچی که دارم توی دستای .تو هستن
تو تنها کسی هستی که من در این دنیا
.بهش اعتماد دارم
.لازمه یه کار دیگه هم برام انجام بدی
.پدر لطفا بهم بگو
ما هنوز باید اون مو سی یوان احمق رو .آروم کنیم
.شاید بعدا بتونیم ازش استفاده کنیم
اون مو سی یوان احمق
در هنرهای رزمی افتضاحه، اندازه ی ،یک گاو هم سرش نمیشه
.و خیلی هم زشته
چرا باید پیش خودمون نگهش داریم؟
عقرب
.به یک گله گوسفند فکر کن
یک گله گوسفند
به طور طبیعی و احمقانه دور هم .جمع میشن
،اگر یک گوسفند راه رو هدایت کنه
،بقیه گله هم دنبالش میرن
حتی اگر اون گوسفند داره به کمینگاه .گرگ ها میره
اتحاد پنج دریاچه هم یک گله گوسفنده
و مو سی یوان
.گوسفند راهنمای انتخابی منه
من هیچوقت نمیتونم جلوتر از تو .فکر کنم
،به هر حال
من از حالا دیگه همیشه به حرفت گوش .میکنم
،تا زمانی که ما با هم کار کنیم
،دنیای هنرهای رزمی
و باقی دنیا
.دیر یا زود برای خودمون میشن
.شاگرد چین هوای جانگ
کی فکرش رو میکرد، با این مهارت رزمی افتضاحت بتونی انقدر سریع فرار کنی؟
.کلی زمان برد تا بتونم پیدات کنم
.ارشد، دوباره همدیگه رو دیدیم
منظورت چیه که میگی دوباره؟
.من تمام مدت داشتم تعقیبت میکردم
.فقط این یارو مایه دردسر شده بود
اون وقتمو گرفت، برای همینم .گمتون کردم
استاد
چنگلینگ. ایشون یه بای یی، ارشد .یه هستن
.ارشد، این شاگردمه، چنگلینگ
.به نظر میرسه که یک کودنه
هر چی میگذره نسل های جدید از قبلیا .داغونتر میشن
مهم نیست بچه ی من چقدر کودن باشه
بازم از اون هیولاهای پیری که
.حرف زدن بلد نیستن، خیلی بهتره
بچه ی تو؟
چیه؟ تو هم از کاخ چهار فصل هستی؟
!بذارین بیام بیرون
کی اونجاست؟
میخوای کی اونجا باشه؟
.تو
پس قطعا کسی که تو میخوای، اون .تو نیست
خیلی خب
تو ضعیفتر از یک اسباب بازی بچگانه ،هستی
.هیولای وزغ پیر
فکر کردی کی هستی؟
.علیه من میجنگی؟ بیا بریم بیرون بجنگیم
.آ شو، جلوی منو نگیر
.یک دقیقه صبر کنین
!بریم
.بریم
.ارشد یه. بیرون داره بارون میاد
نمیشه یک روز که هوا صافه با هم بجنگین؟
لائو ون
.آزادم کنین
.آزادم کنین
احمق کوچولو. فکر میکردی کی باید اون تو باشه؟
.فکر کردم آبجی شیائو لیانه
چنگلینگ
اونها برای پیدا کردن زره لعابدار بهش .احتیاج دارن
،تا زمانی که این حقیقت وجود داشته باشه
.اونها بهش صدمه ای نمیزنن
.هنوزم برای نجاتش فرصت داریم
تقریبا یادم رفته بود
آ شو هنوزم یک عروس شاگرد داره
.که اون بیرون گم شده
.البته که باید نجاتش بدیم
ارباب جوان لونگ
برادر هوانگ
اوضاع چطور پیش میره؟
.تمام تلاشی که کردیم بیهوده بود
.لااقل هنوز این دختر رو داریم
بذار فکر کنم ببینم باید از اون برای مذاکره با جائو جینگ استفاده کنم
.یا اون شن شن احمق رو فریب بدم
زره لعابدار پیش کیه؟
.هیچکس
هیچکس؟
،قبل از اینکه اون عوضی بمیره
.گفتش که زره لعابدار رو از بین برده
.من باور نمیکنم
.ولی زره لعابدار واقعا پیش اون نبود
چطور ممکنه که یکدفعه ناپدید بشه؟
ما برای چی اینهمه به خودمون سختی دادیم؟
جنازه گائو چونگ کجاست؟
اتحاد پنج دریاچه اونو برداشت؟
جنازه؟
کدوم جنازه؟
اون سگهای وحشی تمامش رو تیکه تیکه .کردن
.ولی زره لعابدار واقعا اونجا نبود
کاخ چونگ وو
!برادر
!برادر
!برادر
برادر، داری کجا میری؟
.برادر ارشد تازه مرده
میخوای من رو تو این اوضاع تنها بذاری؟
چرا باید بمونم؟
دیگه چه عزتی برای موندنم باقی مانده؟
،اگر من دردسر درست نمیکردم
...برادر ارشدم اینجوری
برادر پنجم. از بین ما پنج برادر
.فقط من و تو موندیم
،اگر تو هم بری
.کار اتحاد پنج دریاچه واقعا تمومه
.شیائو لیان هنوز پیدا نشده
قبل از مرگ،برادر ارشد بهم گفت
.تا شیائو لیان رو در امان نگه دارم
.تمام افرادمون دنبالش میگردن
.یائو جی هم دنبالش میگرده
.به حرفم گوش کن. نرو
.اتحاد پنج دریاچه به یک رهبر احتیاج داره
!همینجا بمون
برای من بهتره که
.از اینجا برم
،اگر تونستم شیائو لیان رو پیدا کنم
اونو با خودم به جنگل بامبو در کوهستان ،داگو میبرم
و دیگه هیچوقت به این محل مصیبت زده .برنمیگردم
برادر دوم
اتحاد پنج دریاچه
.حالا دیگه به تو وابسته است
.من بی مصرفم
.معذرت میخوام
پدر
میخوای همینجوری بذاری بره؟
...زره لعابدار
.گائو چونگ، باهوش و آب زیرکاه بود
اون شورش رو در گردهمایی قهرمانان پیش بینی کرده بود
،و از مرگ شن شن میترسید
برای همینم زره لعابدار رو پیش خودش .نگه داشته
کی اهمیت میده که این حقیقته یا نه؟
.بذار برم سراغش و بکشمش
.امکان نداره
.من میخوام شن شن زنده بمونه
،اگر سرخود کاری بکنی
نباید من رو به خاطر بی رحمیم .مقصر بدونی
چشم
.تو باید متوجه اهداف من باشی
من تمام زندگیم رو صبر کردم
.تا به این موفقیت برسم
اگر یک دوست قدیمی به عنوان شاهد ،نداشته باشم
اون وقت مثل این میمونه که
.تمام مدت در تاریکی پنهان شده بودم
.پدر، من میتونم شاهدت باشم
.تو که حساب نمیشی
ما خانواده همدیگه ایم. یک نفر به حساب .میایم
.تو که غریبه نیستی
بیا
تمام کسایی که اسمشون توی این لیسته .باید کشته بشن
،از یک روش بی رحمانه استفاده کن
.و هیچکس رو زنده نذار
عقرب، میخوام این رو بفهمی که
طمع تنها چیزی نیست که قلب آدمی .رو کنترل میکنه
پس دیگه چی میتونه باشه؟
.پدر، لطفا بهم یاد بده
ترس
شاگرد چین هوای جانگ، چیزی برای خوردن داری؟
.ارشد. من اسم دارم
.من هر چی که دلم بخواد صدات میزنم
.مزخرف نگو
.حق با شماست، ارشد
حق با منه؟
غذا چی شد؟
این چیه؟
این غذای آدمیزاده؟
چنگلینگ
خانواده تو یک نسخه از مبدا شخصیتهای چینی 40 کتیبه رو داشتن؟
.آره... فکر کنم
،خب پس جلوی عکس صورت این
اصطلاح "مورد نفرت جاودانه ها و شیاطین" نبود؟
من الان شنیدم که
،یک نفر به دنبال حقیقت بوده
،که توسط دیگران فریب خورده
و حتی توی نقشه هاشون بهشون .کمک کرده
الان شرم نمیکنی که اینجا داد و هوار میکنی؟
.هی پسر
توی اون فرهنگ لغتی که خانواده تو ،جمع آوری کردن
حتما باید جلوی صورت اون
کلمه ی "اسباب خنده" نوشته شده باشه، نه؟
میخوای واقعیت رو بدونی؟
فکر کردی حقیقت
با پای خودش سراغت میاد؟
رفتی حقیقت رو بفهمی؟
میدونی کجا پیداش کنی؟
اصلا میتونی پیداش کنی؟
!تو
.ارشد، لطفا بهمون یاد بده
فکر کردین که گائو چونگ
اینهمه تلاش کرد که این پسر رو پیدا کنه
تا فقط چند کلمه
در گردهمایی قهرمانان حرف بزنه؟
.پدر اون، رهبر هیئت لونگ یوانه
.اونها اصالتا یک گروه نمایشی هستن
"ولی عنوان " رهبر هیئت لونگ یوان
.الان دیگه هیچ ارزشی نداره
اون به چه دردی میخوره؟
.هیولای پیر، انقدر موضوع رو کش نده
چرا اونو گرفتی؟
.تو خفه شو احمق کوچولو
.اون کلید تمام قضایاست
کلید؟
نمیخواین بدونین که
بیست سال پیش
چه اتفاقی برای رونگ شوان و زره لعابدار افتاد؟
.هیئت لونگ یوان، کلید گذشتس
من چرا باید بخوام
درمورد رونگ شوان و زره لعابدار بدونم؟
،وقتی به سن من برسی
.خودت میفهمی چرا
همیشه که فهمیدن اینکه یک نفر چی میخواد
.سخت نیست
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت adrama.ir مترجم: Homa_WX
هنگام عبور از رودخانه ی سرد، آسمان♪ ♪خاکستری رنگ بود
نور ماه داخل فنجانم در شب، غم منو♪ ♪در میان لبخندم منعکس میکنه
کی به من اجازه داد تا سوار بر اسب♪ ♪دور دنیا رو بگردم؟
کیه که در رویای خودش مسته و وقتی♪ ♪بیداره نمیتونه خونه اش رو پیدا کنه؟
♪باران سرد بر پنجره ام بوسه میزنه♪
،نفرت و تهمت برام اهمیتی نداره♪ ♪اما غم و اندوه باقی مونده
نسیم بهاری در کنار رودخانه با خود♪ ♪سرسبزی رو به همراه داره
♪ولی من نمیتونم قلب سردم رو گرم کنم♪
♪این همون نور امیدمون از ناکجاآباده؟♪
از اینکه زودتر تو رو ندیدم پشیمونم، ولی♪ ♪حالا ما بالاخره همدیگه رو دیدیم
♪اجازه نده فصلها بیهوده بگذرن♪
برای یک زندگی آرام و بی دردسر، از♪ ♪ماجراجویی های خودت دست بکش
نور امید ده هزار خانواده، دنیا رو♪ ♪روشن میکنه
گذشته همانند دودی در میان طوفان شن♪ ♪ناپدید میشه
باقی روزهای عمرم رو با لذت بردن از♪ ♪زندگی ام در کنار تو سپری خواهم کرد
♪همیشه در کنارت خواهم ماند♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.