Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسامی این کار بذار بعدش بکن دیرت میشه
تقریبا تموم شده
بیا بریم
امروز هوا سرد شده
بله
کی برمیگردی خونه ؟
...مثل همیشه
ترجمه زیر نویس :هاریکا H@rika
" خاطرات شهوانی یک بانوی منشی "
کارت درسته
!بس کن
harika_alone@yahoo.com
میشه این کنترل کنید ؟
خانم سوزومورا - بله -
انگار خیلی بهم ریخته ای
ببخشید ، چیزی نیست
امروز به خاطر سفر کاری ازاکا باید برید
در نبودم مسئولیت میسپارم دست خودت
بهتون حسودیم میشه ، حتما در طول سفر برنامه ریزی برای یه دوره بازی گلف هم بکنید
اینقدر گرفتار میشم که وقتی برای اینکارا ندارم
این بده قسمت مدیریت - چشم -
توگورا - بله ، ببخشید -
! نه ! هنوز نه
نمیتونم بیشتر از این خودم نگه دارم ، هنوز سر کاریم ،نمیتونیم بیشتر از این لفتش بدیم
!نه ، هنوز آبت نیار بازم میخوام
!نمیتونم خودم نگه دارم
ابم داره میاد
" هفتاد درصد از تجار ممتاز هنوز باکره هستن "
نرخ پیشنهاد ازدواج به دختران کارمند ادارات افزایش یافت
میگه نخبگان برای خلاص شدن از بکارت خود عجله دارن
حتما دارن اغراق میکنن مطمئنم
حتما همینطوره
ولی یکم احساس نگرانی میکنم
ببخشید ، کوماکو امشب نمی تونم برم
مطمئنی نمیتونی ؟
حتما خوش میگذره که فقط جمع دخترونه بریم بیرون
به پدرم قول دادم باهاش برم خرید
پس فردا شب خودمون کلی خوش میگذرونیم - باشه -
خدانگهدار - می بینمت -
آسامی دائم در مورد پدرش حرف میزنه
کی میدونه شاید با باباهه رابطه داره
سریع اومدی
خودت گفتی سریع باشم تا بتونی به قطار برسی
!...گشنمه
به ، به ، طاقت نداری ، هان !؟
...الکی
میرم یه دوش بگیرم
بعدا هم میتونی اینکارو بکنی
عاشق وقتیم که !کُس و کونت بوی عرق میده
! نه ، نکن کثیفم
! نه - هی -
دوسم داری ؟
اوو-هان
پس بگو
دوست دارم
پدر
بازم زیادی خوردی
بهم قول دادی روزا فقط یه گیلاس بخوری
وقتی دیر میای خونه اینجوری میشه دیگه
این حرف بخاطر خودت میگم
غذا خوردی ؟
خوردم
آسامی
یادته که بهت گفتم
درباره اون پسره تسوکاموتو که به دفترم زنگ زده بود ؟
اره یادمه
گفتی که میتونه شوهر خوبی برام بشه
نظرت چیه یه قرار باهاش بذاری ؟
اینجوریام نیست که بخوام بهت فشار بیارم
ولی تو بزودی 24 سالت میشه
خود منم از زندگی کردن با تو خیلی راحت هستم
سوکاموتو جوونترین فرزند خانواده هست
والدینشم خیلی مشتاقن که زودتر براش زن بگیرن
اگر برات اشکالی نداره
نظرت چیه تعطیلات اخر همین هفته رو باهاش یه قرار بذاری ؟
! پدر - ! فقط نصف گلاس -
!نه - ! خواهش میکنم -
!نه
پس ، یه کوچولو
به هرحال یه بارم که شده اون ببین
اون ادم خوبیه ، یه مرد خوب ...و مناسب اینروزا کم یابه
دلت میخواد بریم یه بار نزدیک همین نبش خیابون؟
خیلی خوب
کوماکو امشب بپیچونیم
قرار گذاشتن که خود فروشی نیست ؟ - نظرت چیه ؟ -
فکر کنم دوست پسرش تو بخش مدیریته
هان ؟
لعنتی هر روز دوست پسر عوض میکنه
بخاطر همینه همه بهش میگن " استراحت گاه عمومی "
منظورت چیه !؟
چی میخوای بخوری ؟
من میخوام کباب چوبی میخورم
اونجارو ، نگاه کن اونا چقدر نازن
انگار سردشونه
شاید چندتائی بگیرم
واسه سرگرمی خیلی عالین
بذار این دوتا رو بردارم این صورتیه و اون ابیه که اونجاست
اونا خیلی زود می میرن
منظورت چیه ؟
پس چرا این جوجه هارو می فروشی اونم وقتی میدونی که می میرن !؟
حتی اگرم اونارو نفروشم اونا بازم می میرن
جوجه های نر فقط برای خوراک خوک خوبن
!چقدر بی رحمانه
اره
اگر واقعا در نگهداری و ...مراقب ازشون تلاش کنی
ممکنه دو یا شایدم سه درصد ! از اونا زنده بمونن
... ولی فکر نکنم تو مالت به این حرفا بخوره
! خیلی بی ادبی - یعنی میخواد بهمون توهین کنه ؟ -
بیا بریم - اون عقل درستی نداره -
بیا ، بیا بریم
!آسامی !پدرت اومده خونه
یه چیزی برات خریدم
چرا بازم اینقدر مشروب خوردی ؟
من مست نیستم
اوقات خوشی داشتم
!پدر - ! اینقدر غُر نزن -
امروز رفتم سروقت یه دوست قدمی
امروز رفتم یه برادر در آغوش کشیدم کسی که 30 ساله ندیده بودمش
ایرادی نداره ، ولی کی باید مراقب سلامتی تو باشه ؟
اون بدن خودته
میدونم
تو هم درست عین مادر مرحومتی
اونم دائم من سرزنش میکرد
همینه دیگه
دلم میخواد زیاد عمر کنی ، عمر طولانی
اره ، بهار امسال بازنشسته میشم
من و رفیق قدیمی دربارش حرف زدیم
....اینکه چه رفیقای همدلی بودیم
در طول جنگ و توی جامعه
اگر همینجوری بخوابی سرما میخوری
پدر
رفیقای جوری بودیم
نگاه کن ، به نظرت شکم من یکم نزده بیرون ؟
چی فکر میکنی ؟
بسکه زیادی هله و هوله میخوری
هله وهوله براش تنها چیزیه که ازش لذت میبره
بعدشکم ، خیلی ضایع هست که مثل کوماکو فقط از سکس کردن لذت ببریم
امروز رفتارش یکم عجیب شده بود
شاید قرار دیشبش افتضاح بوده
اینجوری حال میکنی ؟
شایعات واقعیت داشت
تو با هر کسی که بشه میخوابی
واقعیت نداره !همش دروغه
!بس کن
!بسه
!نه
چه بلائی سرت اومده !؟
میدونی
فکر نمیکنی من زن بدبختی باشم !؟
بودن با اون همه مرد شانس !عاشق شدن ازم گرفته
همیشه مردها بهم خیانت کردن
دختر کارمند بودنی که اصلا خوش نمیگذرونه
به مردا حسودیم میشه
اونا بدجوری باهم رقابت میکنن
ولی اونا یه چیزی دارن که بخاطرش رقابت کنن
حتی اگر ما زنها تمام تلاشمونم بکنیم
ما هیچوقت نمیتونیم رئیس بخش بشیم
راس میگی ، از ما فقط به عنوان چیزای تجملاتی درون اداره تعریف میکنن
حواسم هست که من مسن ترین زن توی اداره هستم
درواقع تصمیم داشتم یه کار خدماتی شروع کنم
و یه فرشگاه کوچیک برای خودم دست پاکنم
حتما موفق میشدی
امروز اخرین روز بیست خورده ای سالگی منه
فردار روز تولدته ؟
درسته
ولی هیچکس ندارم که باهاش جشن بگیرم
آسامی تو ادم خوش شانسی هستی که پدرت داری
اگر دوست داشته باشی !فردا میتونی بیای خونه من
جدا ؟ داری ازم دعوت میکنی ؟
بله ، اگر دوست داشته باشی
! خیلی خوشحالم
همیشه دلم میخواست پدرت ببینم
! اوه ، خیلی خوشحالم
غافلگیرم کردی اصلا انتظار نداشتم باهام تماس بگیری
انگار کوماکو حدس زده بود از طرف تو بوده
برام مهم نیست
قرار بود فردا برگردی
از کیوتو سوشی خریدم و با خودم اوردم تا باهام قسمت کنیم
امشب باهام بمون
نمیتونم
چرا نمیتونی ؟
امشب نمیتونم
!هی
پس شُرت و کُرست ؟
اینقدر داد نزن مردم دارن نگاه میکنن
از لباس زیرت چه خبر؟
انتظار نداشتم امشب تو رو ببینم برای همین چیز خوبی تنم نکردم
به این چیزا اهمیت نمیدم
ولی خودم اهمیت میدم
بعدا همونجا از فروشگاه بخش یه چیزی میخریم
چقدر خرج برمیداره ؟ 5000ین ؟ 10000ین ؟
!عجله کن
هی ،برام خواستگار اومده قراره برای ازدواج دعوت بشم
قصد دارم ازدواج کنم
جدی میخوام اینکارو بکنم
میخوای یه قهوه بزنی ؟
اون هدیه برای بچته ؟
این تنها چیزی که اونا میخواستن
باید بری خونه ، بای
! مشنگ
جلوتو نگاه کن
راس میگه جلوت نگاه کن
!کونت میذارم هان
از الان دیگه مراقب باش
از الان به بعد باید مراقب باشی
!بچه کوونی ! مسخره بازی در نیار
حالت خوبه ؟
مرتیکه چقدر بی رحم بودش
ریقوی کثافت یکی مثل خودش میخواد که بهش گیر بده
همین اطراف زندگی میکنی ؟
نه
! بذار اینکارو بکنم
!نه ! من عاشق یه نفر هستم
ببخشید
تمام اینا بخاطر این مرتیکه ریقوی
توی احمق
چیه ؟ ورم کرده
لعنت بهت
همش تقیر توئه این تویی که هی سیخ تو کونم میکنی
عذر خواهی کن !تو کیر شرم اوری هستی
احمق
لعنت به تو
احمق
سلام
کوموکو لزومیدا هستم
آسامی دائم در باره شما حرف میزنه
حتما ازم شکایت میکنه
اصلا ! دائم از بابای تو دل بروی خودش تعریف میکنه
از دهنم پرید
اشکالی نداره
جدا ؟ دلخور که نشدی !؟
به هیچ وجه
پس از الان به بعد میتونم بابا صداتون بزنم ؟
جدا دلم میخواست شمارو ملاقات کنم
باعث افتخاره
همانطوری که تصور میکردم مرد با شخصیتی هستین
اوه ، ببخشید
آشپزی کردین ؟
میخواستم یه چیزی برای جشن تولد شما درست کرده باشم
چی شده ؟
تا حالا هیچوقت از یه مرد اینجور کلمات محبت امیزی نشنیده بودم
خوب ، آشپزی تنها سرگرمی که دارم
آشپزی سرگرمی شماست ؟
بله ، چیز دیگه ای نیست که دلم بهش خوش کنم
اگر میتونستم از اول شروع کنم هیچ رقم دلم نمیخواست کار دفتری بکنم
احتمالا سر اشپز دوم میشدم
حتما بهتون میومد
اسامی چیکار میتونست باهام بکنه ؟
اسامی اهمیتی نداره - هان ؟ -
...پاپا یا ترجیح میدین اقای سوزومورا
نظرتون در باره زنی که از مشروب خوردن خوشش میاد چیه ؟
میگساری دوست داری ؟
تولدت مبارک - تولدت مبارک -
بفرمائید ، کاماکو
آسامی بیا زود باش - تولدت مبارک ، کاماکو -
معرکه ای - نه ، نه -
اوه ،نه
اون از وقتی 4 ساله بوده نواختن پیانو رو شروع کرده
و شما چطور خانم آسامی ؟
کمی خطاطی کار میکنم
اوه ، فوق العاده هست
پس شما تو منچوری خدمت میکردی ؟ خود منم همونجا خدمت کردم
عزیزم این موضوع خوبی برای بحث نیست - اوه ؟ -
خیلی شانس اوردیم که با خانم اسامی اشنا شدیم
از وقتی همسرم فوت کرده اسامی تمام کارهای خونه رو به عهده گرفته
الانم که بزرگش کردم
تمام ارزوم اینه که عروس خوشبختی بشه
یه لحظه من ببخشید - خواهش میکنم -
هیروشی ، بگیر بشین
امیدوارم این ارتباط دائم باشه - منم همینطور -
ببخشید - اوه ، خواهش میکنم -
غافلگیر شدم چرا لباس رسمی پوشیدی
خودت چرا پوشیدی ؟
ساقدوش این عروسی هستم
تو که برای قرار ازدواج به اینجا نیومدی ، درسته !؟
برای همین اومدم
!خوبه
خیلی سکسی شدی بدجوری من حَشری کردی
!...دیگه چرند نگو
!...باید بکُنمت
!نه ! یه همچین جائی نه
کردنت اونم توی یه همچین جائی عالیه
متاسفم ، ولی امروز از نظر عادت ماهیانم برام خطرناکه
نگران اون نباش
!نه
!نه
!نه
!نه
می ترسم حامله بشم
!نگران نباش
نمیخواستم بهت بگم ، ولی من وازکتومی کردم (وازکتومی =نوعی جراحی در مردان برای پیشگیری از بارداری است)
کی ؟ کی اینکارو کردی ؟
پارسال
درست بعد از اینکه بچه من سقط کردی
پس نمیخواد نگران چیزی باشی
!نه ، داری دروغ میگی
از کدوم آهنگسازای کلاسیک خوشت میاد ؟
من ؟ خوب مطمئن نیستم
شومان به نظرت چطوره ؟
فکر کنم آهنگاش عالی باشه
وقتی پای اجرای پیانو میاد وسط
مختصصین موسیقی بیشتر به شاپن علاقه نشون میدن
ولی خودم شومان ترجیح میدم
گوش کن اقای سوکاموتو - بله -
دوست داری بدونی من به چی علاقه دارم ؟
خواهش میکنم
این چیزی که خوشم میاد ، گرفتی ؟
!صبرکن ! در واقع خود منم از این خوشم میاد
پاکت لازم نیست
با پدرت مشروب میخوری ؟
یه وقتهائی مجبورم باهاش هم پیک بشم
خیلی ممنونم
اسم رستوران باید چی بذاریم ؟
بذار ببینم
نظرت درباره اسم هاروکاما بعد از اسم کوماکو چیه ؟
بعد از اسم من ؟
سلام
آسامی الان موقع خوبیه
باید یه چیزی بهت بگم
اگر درباره ازدواج با سوکاموتو هست اصلا خوب نیست
خانوادش احتمالا از ادامه کار منصرف شدن
نه ، در اون مورد نیست
...راستش ، در باره
گوش کن تصمیم گرفتم با بابات ازدواج کنم
از نظر تو اشکالی نداره ؟
ما تصمیم خودمون گرفتیم
وقتی پدرت بازنشسته شد تصمیم گرفتیم یه رستوران باز کنیم
کتلت خوک محصول اختصای ماست
البته ، منم از کارم استعفا میدم
باهمدیگه یه زندگی جدید شروع میکنیم
آسامی تو که مخالفتی نداری ، داری ؟
ممنون
در باره این ایده عالی خیلی فکر کردم
دلم نمیخواد وقتی ازدواج کردی باعث زحمت تو باشم
اشکالی نداره پدر تو تصمیم درستی گرفتی
تبریک میگم
ممنون ، خیلی خوشحالم
عالیه - اره ، خلاص شدم -
مطمئنم تا زمانی که در کنار هم کار کنیم موفق هستیم
آسامی ، جدا در مورد کار ما موافقی ؟
معلومه
کوماکو
به خوبی از پدرم مراقبت کن
نگران نباش مگه نه ، عزیزم ؟
... خوب ، منم
هی ، چه خبر ؟
فقط حسی شبیه جوجه های تو پیدا کردم
دارم ناهار درست میکنم دلت میخواد بهم ملحق بشی ؟
حتما
!اوه داری اسباب کشی میکنی ؟
اره
وقتی با این جوجه ها زندگی کنی دیگه حالت از اونا بهم میخوره
دیگه دلم نمیخواد بیشتر از این اونارو به رنگ قرمز یا ابی در بیارم
داری شغلت عوض میکنی ؟ - اره -
من اهل کیوشو هستم دارم برمیگردم خونه تا از اول شروع کنم
اوضاع با دوست پسرت چطوری پیش رفت ؟
مطمئن نیستم
تا حالا عاشق شدی ؟
عاشق دختری که الان توی همین اتاقه
چی ؟
شوخی میکنی
زنها من متعجب میکنن
با هر دختری که فرزندم به دنیا بیاره زندگی میکنم
ادم خاصی نیستی
درسته ، نیستم
خیلی خوب ، اماده شد
ازخوب جائی شکست ؟
انگار خوبه
چرا باهام نمیای ؟
! کمی برندی با شراب در راه سفر به هاوائی بنوشید
!صبرکن
مدیر
جلسه هیئت مدیره امروز برای ساعت 3 برنامه ریزی شده
فهمیدم گزارش اماده کردی ؟
باد
چرا در باز گذاشتی ؟ هوا سرده
برو حموم یه ابی به تنت بزن
هنوزم در باره اون چیز عصبانی هستی ؟
من بخاطر تو وازکتومی کردم
بهم نگو که دلت میخواست ازم بچه دار بشی ؟ نکنه میخواستی ؟
نه ، موضوع این نیست
تو الانشم سه تا بچه از خودت داری
بیخیال
...این چیزیه که میخواستی بگی
با اومدن به دریاچه اونم جایی که با همدیگه اون شب به یاد ماندی رو داشتیم ؟
زمستون موقع خوبی برای !اومدن به کنار دریاچه نیست
اینجا خیلی راحت سرما میخوری
اونموقع هم که زمستون بود ، خوب
طوفان شدیدی هم میومد
تو همینجا وایساده بودی
و خودت گفتی زمستون بهترین موقع برای اومدن کنار دریاچه هست
اینکه چندان اهمیتی نداره
... بیا اینجا
... من از
...صدای طوفان دستپاچه شده بودم
...و تمام شب خودم تو بغل تو چسبونده بودم
همینطور گریه میکردم
چی شده ؟ ...چرا تو تاریکی نشستین
هوا بدجوری سرد کرده
براتون یه چیز داغ اوردم
بفرمائید واسه شما
اجازه بدین فنجونتون پر کنم
اوه ، ببخشید
دارم مزاحمتون میشم
تنهاتون میذارم
صبرکن ، داری کجا میری ؟ - میرم خونه -
!چی ؟ خودت خواستی که بیائیم اینجا
اسامی ، ببخشید
بذار جبران کنم
ببینم تو عاشق یکی دیگه شدی ؟
نه
ولی میخوام باهات بهم بزنم
!نه ! اجازه نمیدم من ترک کنی
!نه !ولم کن - آسامی -
! بس کن ! ولم کن، بذار برم
!خواهش میکنم ، بس کن !ولم کن
!نه !نه
!نه ،خواهش میکنم
! بس کن !خواهش میکنم
!بسه
!تمومش کن
!بسه
!بس کن ! خواهش میکنم
" اینجا خیلی غمگینه "
" اطراف من "
" من عازم یه سفر هستم "
" برای رفتن به یه جای خیلی دور "
" با کوله باری پر از خاطرات "
" به تنهائی در یه قطار "
" بیرونه پنجره قطار "
" تصاویر عبور میکنند "
" اینکه تا دیروز چی بودم "
" یه زندگی تلخ "
" که هیچوقت به اون برنمیگردم "
" مجبورم با این شهرم خداحافظی کنم "
" دیگه هیچ اشکی برای ریختن ندارم "
" فردا که شروع بشه همه چیرو بیخیال میشم "
" همانند باد ازاد زندگی میکنم "
" به تنهائی دلم از هر غمی رها میکنم "
" چشات ببند و به قلبت نزدیک شو "
" و کتاب خاطراتت ببند "
اوه ، من همچو بادم من همچو بادم
" سفر بی انتهارو ادامه میدم "
" باهام عشق بازی کن هر چقدر که دلت میخواد "
" وقتی که اینکارو میکنی "
" دارم باهات خداحافظی میکنم "
" بخاطر اینکه خودم باشم "
" یه زن بیخیال "
" یک باد بیخیال و ازاد "
Ts:By:H@rika aloneharika@gmail.com
" به رویاهام نفوذ کن "
" همانند یه مه ارغوانی "
" که در جریان هست "
" یه نفر بهم بگه "
" کجا باید برم "
" پایان "
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.