All language subtitles for Twisted S01 05 - HDTV.x264-2HD-ASAP

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

....آنچه در "منحرف شده" گذشت... - چطورياست ؟ -

دوباره هميشه پيش "دني" بودن ؟

. بشدت فرق داره

. یه مواقعی از بهار پارسال گرفتش

میدونی کجا ؟ کی اینو بهش داد ؟

آیا این با اتفاقی که واسش افتاد ارتباطی داره ؟

چی از جون من میخوای ، "دنی" ؟

...فقط میخوام

...نمی تونم چیزی رو داشته باشم

. که بهم کاری که کردم رو یاد آوردی کنه...

شامل گردنبند "تارا" هم میشه ؟ - کدوم گردنبند ؟ -

چه خبر شده ؟

چیزی توی اتاق خواب نبود ؟ . باشه ، بیاید بریم

. میدونم که داشت دنبال چی میگشت

...وقتی "رجینا" مرد ، اون داشت گردنبند

. عمه "تارا"ـم رو مینداخت گردنش...

چرا این رو بهمون نگفته بودی !؟

به گمونم باید بفهمیم که

. رجینا" چطور گردنبند رو به دست آورده"

. فکر میکردم از کره بادام زمینی متنفری

. به خاطر اینکه آدم رو خپل نشون میده

. دیگه همچین مشکلی ندارم

واقعاً الآن داری درباره یه آدم مرده قضاوت میکنی ؟

نه ، فقط داری خیلی . تند میخوریش

. یه نفس بگیر - . نمیتونم -

. خدا گیاه خواره . به غذا خوردن یکم گیر میده

، اگه راجع به این بفهمه . من رو میکشه

، اگه تو بهشت همچین کاری بکنی . میکشنت

. "من الآن دوباره گفتم "کشتن

بهشت ، آره ؟

. خوب بازی کردی

...خب

مجبور بودم راجع به اینکه با چند . نفر خوابیدم دروغ بگم

. فقط به زیر دوتا اجازه میدن

، خب

. راجع به چیزای اصلی بهم بگو . روشنم کن

تو چت شده ؟

. هیچی

♪ یه نفر یه راز داره

♪ . و اسمش هم "لیسی"ـه

. رو کن ببینم ، پتیاره

راجع به "دنی"ـه ؟

می خوای که بکشیش ، مگه نه ؟

. چی ؟ ، نه ، نمیخوام

. سرزنشت نمیکنم

...اون مو بلند

، با اون چشمای شیطانی

. اون قدرتمند ، با اون دستهای آلوده به قتل

، وقتی "دنی" من رو کشت . داشت لبخند میزد

. اون موقع عجیب غریب بود

. اما حالا...جذاب

اون رو از کجا آوردی ؟

این ؟

نمیدونم . چرا ؟

فکر میکنی یه سرنخه ؟

. نه ، به من ربطی نداره

فکر میکنی "دنی" این رو ازم برداشته ، مگه نه ؟

. رجینا" ، خواهش میکنم فقط تمومش کن"

فکر میکنی وقتی که من رو کشت . این رو ازم برداشت

فکر میکنی این رو ...از روی گردن سرد ، مُرده ـم

. کَند

منابع تایید کردند که حکم تفتیش ...در محل سکونت "دسای" اجرا شده

وایسا ، مامان ، فکر کنم . بابا میخواد فریاد بزنه

، جریان قتل "رجینا کرین" حل نشده باقی می ماند

و مردم "گیرین گراو" را روز افزون به سمت پرتگاه نزدیک میکند

....به سمت جشن مشهور سالانه ی پاییزی

هی ، حل نشده . منو میگه

. خب ، جشن قطعاً دیگه داره همگانی میشه

شاید منم چند تا غریبه گیرم بیاد . که برای کلاس کوزه گریم ثبت نام کنن

. تو دیگه نیاز به آگهی بیشتری نداری

. دکه ـت قراره که فوق العاده بشه

فوق العاده کافیه که امسال بیای یه سری به جشن بزنی ؟

. جزء علایقم نیست

. عادت کن که باشه

من و تو پر نقش و نگار ترین لباسهای رسمی رو

. برای اونشب درست میکنیم که بپوشی

از اون لباسهای بزرگ با اون . ربان های صورتی و شیک

آره ، خب . من دیگه ده ساله نیستم ، مامان

. خبر دارم ، عزیزم

...متاسفم ، من فقط

این کارا یکم از مد افتاده است ، میدونی ؟

. منصفانه است

بیاید امیدوار باشیم محض رضای همه هم که شده

. دنی" هم مثل تو فکر کنه"

چرا ؟ شبیخون زدنت چیزی . بر علیهش پیدا نکرد

. حتی گردنبند رو

گردنبند ؟ کدوم گردنبند ؟

تو میخوای بهش بگی ؟

رجینا کرین" داشت گردنبند" ...تارا دسای" رو گردنش مینداخت"

. وقتی که مرد

این همه اون چیزیه که "دنی" بهت گفته ؟

...و گردنبند از

. رجینا" گم شده"

چرا "دنی" باید "رجینا" رو بکشه و تنها چیزی رو برداره

که ممکنه گناهکار جلوش بده ؟ - . سوال خوبیه -

دنی" ارتباطش رو با این گردنبند" بهت توضیح داد ؟

. یه ارث خانوادگی بود

به هر حال ، بیشتر علاقه مند نیستید که بدونید کی گردنبند رو به "رجینا" داده ؟

. که چرا اون رو داشت - ، باور کن -

. داریم به هر طریق ممکنی دنبالش میگردیم

...من باید برم مدرسه ، پس

. باشه ، پیاده روی خوبی داشته باشی

رجینا" گردنبند "تارا" رو داشت ؟"

فکر میکنی کی اون رو بهش داده ؟

چی ، نکنه تو هم میخوای بگی "دنی" بی گناهه ؟

. نمیدونم که چه فکری بکنم - . خب ، خیلی واضح به نظر میرسه -

. جو" داره از کنترل خارج میشه"

. شاید وقتشه که یکم همبستگی مون رو بیشتر کنیم

. فکر کنم شهرمون باید تحریمش کنه

. جشن پاییزی یه سنت گرامی ـه . یه هماوری خانوادگی ـه

و آخرین چیزی که نیازه اینه که یه . قاتل بیاد و همه رو وحشت زده کنه

"واو ، بگو واقعاً چه احساسی داری ، "تیم کلورت

. ساکن محله

یکم کورن فلکس میخوای ؟

. آره آره

. خودم...خودم درست میکنم

تو ، فکر میکنی که بری ؟

...به

جشن پاییزی ؟ . نمیدونم

تو چی ؟

اوووه ، بعد از اون جشن خیریه ؟

. فکر کنم نیاز دارم که یکم از شهر فاصله بگیرم

. شاید تو هم بهش نیاز داری

"خب ، نه بر اساس حرفهای دکتر "ریدی

اون ازم میخواد که با اتفاقات با معنی گذشته ام متصل بشم

. ممکنه که به "تحول" ام کمک کنه

خب من تصمیم گرفتم یه سری از وسایل . پدرت رو برای خیریه اهدا کنم

. یه نفر امروز صبح میاد که ببرتشون

. فکر بدی نیست

کدوم چیزا ؟

، بعضی از لباسها ، کت شلوارها و کراوات ها

. اون صندلی بزرگه که اون اتاقه

همون صندلی ـه؟

مشکلیه ؟

. یه جورایی ، آره ، راستش

...شاید خیلی زوده که

...از دست وسایلای بابا خلاص بشیم... . خوشم میاد که داریمشون

، بهم یه احساسی مثل این میده که

. هنوز اینجاست

. باشه

. میتونیم صبر کنیم

. ممنون

( Litoo ) "ترجمه و زيرنويس : "محمد شهيدي ( Mani Vampire ) "ماني ومپاير"

منحرف شده" قسمت پنجم از فصل اول" جشن و برآشفتگی چهارشنبه ، نوزده تير 1392

بیخیال ، تو همونی که بهم گفت که . به این کلاسهای ریاضی احمقانه بیام

چی ؟ حالام باید بیام تو جشن پاییزی کمکت کنم که کیک بفروشی ؟

. نه ، اونا کیک های گردن

فهم...فهمیدی ، درسته ؟ . مثل دایره میمونن

. کلاسای ریاضیت حتماً بهت اَشکال رو یاد دادن

، باشه ، خب ، یکی از همین سالها . پات رو به این جشن باز میکنم

. آره ، خب ، ولی نه امسال

. روحیه شهر گردیم بعضی وقتا زیاد خوب نیست

به خاطر مسائل "دنی"ـه ؟

...به گمونم آرزو میکنم که کاش مردم بیشتری

بهش یه شانسی بدن ، میدونی؟...

آره ، ولی میفهمی که مردم چرا هنوزم وحشت زده ان ، درسته ؟

. نمیگم حق دارن که وحشت زده باشن

. نه ، میدونم

مردم هرچی که میخوان . میتونن فکر کنن

، جشن پاییزی خوش میگذره

...اما نمیدونم

شاید من فقط دیگه

. یکی از اون دخترای اجتماعی نیستم

معلم اجتماعیم آقای "جسپر" میگه که

تمام انسان ها به یه اندازه ، به سنت ها و اجتماع

. نیاز ِاولیه دارن

برای پی بردنش میتونی به زمان . سرخپوستان مایا اشاره کنی

درسته . چون سرخپوستان مایا . هیچ وقت اشتباه نمیکنن

خدا ، این آخر هفته . چقدر دلهره دارم

. جشن پاییزی چه جور رسمیه

میدونم . یه جورایی . کاش میتونستم برم

. بیخیال ! داره یه شب تو منهتن گیرت میاد

. آره ، با والدین و برادرم

من بهترین لباس رسمی رو . برای اونشب انتخاب کردم

زرد با سر آستین های براق قرمز . که هر طرفش زده بیرون

"آرچی" ، "اسکات" و "ساریتا" . اونا هم دارن از شرش خلاص میشن

سال غیر عادی ایه "ب.ر"

. "بعد رجینا"

. درسته

. خدایا ، اون خیلی تو کف این مراسم بود

تا حالا خوابش رو دیدی ؟

. تمام اوقات

. انگار تو ناخودآگاهم واسه خودش اتاق داره

. من دیشب خوابش رو دیدم

. ازش راجع به اون گردنبند پرسیدم

. میدونی ، اون قرمز طلاییه که همیشه گردنش بود

همونی که پلیس داشت راجع بهش میپرسید ؟

. آره

. باعث تعجب ـمه که از کجا آوردتش

. باید از مامان "رجینا" راجع بهش بپرسی

. نه ، نمیخوام که مزاحم اون بشم

دنی دسای" ، نباید اجازه ورود" . به جشن رو داشته باشه

این راجع به امنیت بیشتره ، خیلی خب ؟

. این یه همایش خانوادگیه ، کاریه که تو بچگی خودم میکردم

. و حالام دارم با بچه هام میکنم

. باشه ، بیاید حل و فصل کنیم

میدونم که اخبار ِرسانه ها هممون ، رو یکم به لبه پرتگاه برده

. اما نمیتونم مانع اومدن هیچ ساکنی بشم

درسته ، ما کی هستیم که راجع به "دنی دسای" قضاوت کنیم ؟

پلیس هفته ها وقت داشت که . بازداشتش کنه ولی نتونست

. آره ، اما این باعث نمیشه که بی گناه باشه

، ما برای صحبت درباره پرونده اینجا نیستیم

. اینجاییم که درباره امنیت تو جشن پاییزی صحبت کنیم

و میخوام به تمام افراد اینجا اطمینان بدم

. که این مسئولیت رو خیلی جدی میگیرم

خب ، ما چطور قراره این رو ، "باور کنیم رییس "مسترسون

وقتی که تو به دخترت اجازه میدی که اطراف شهر با اون قاتل ورجه وورجه کنه ؟

. "دخترم رو وارد این جریان نکن ، "تیم

. خیلی خب ، خیلی خب ، همگی

. بیاید سخت نگیریم

بیاید فقط بیخیال رییس "مسترسون" بشیم ، باشه ؟

شهردار "رولینز" ، من از وقتی که ...پنج سالم بوده داشتم به این جشن میومدم

. و منم از وقتی سه سالم بوده میرفتم

. "پس به گمونم شکستت دادم ، "تیم

حالا ببین ، چه "دنی دسای" باشه

، چه "دنی دسای" نباشه میدونم که این قراره

. یه جشن پاییزی رویائی ، امن و بامزه بشه

و رییس "مسترسون" هم قراره ! ازش اطمینان حاصل کنه

، درست میگم رییس "مسترسون" ؟

. خیلی خب

خب ، تو فکر میکنی به یه شکلی

یه همایش بزرگ این آخر هفته داریم ؟

احتمالاً ، شاید ...یه دونه باشه

. پاییزی

. خوب گفتی

خدایا ، اون رقص دیوونه واری که

من ، تو و "لیسی" عادت داشتیم تو مراسم رسمی اجرا کنیم رو یادت میاد ؟

. آره . آره

عادت داشتیم که سرش خوش بگذرونیم ، نه ؟

. آره ، درسته

. تو باید بری

...من ؟ به جشن

وقتی که مردم واقعی دارن میرن ؟

آره . چرا که نه ؟

اگه من باهات بیام چی ؟

مگه تو به جشن پاییزی نگفتی

....یه مراسم کهنه ، بنجل و از مدافتاده است که"

"با روحیه آدمای فدایی غیرتی شهر تشکیل میشه ؟

. هیچوقت نگفتم که بنجل ـه

. بیا فردا فقط یکم بریم اونجا

. آره ، باشه ، حتماً

، "سلام ، "لیس ...چه

چه اتفاقی داره میافته ؟ - . من فقط منتظر غذام هستم -

. "سلام ، "جو

. "لیسی"

..."خب من و "جو

داشتیم در مورد جشن پاییزی.... حرف میزدیم ، تو میری ؟

. مجبورم . مادرم یکی از تشکیل دهنده هاست

تو نمیری ، میری ؟

. داشتیم دربارش حرف میزدیم ، آره - واقعاً ؟ -

همه بعد از ریختن پلیس به اونجا . خیلی دلواپسن

همون ریختن پلیسی که شواهدی رو روشن نکرد ؟

. همونی که میدونیم دیگه

. مم

. تو بهترین دوست "رجینا" بودی

. فکر میکنی از همه چیزش سر در میاوردی

. خب ، خانوما دیگه واسه

. عصر امروز شوخی بسه

واقعاً "جو" ؟ مثل چی ؟

اوه ، نمیدونم ..."اینکه "رجینا

. اون گردنبند رو از کجا آورده چطوره...

تو چی راجع به اون گردنبند میدونی ؟

. باشه ، "لیسی" ، ببین

...اون گردنبند

.متعلق به عمم "تارا" بود...

به خاطر همینه که پلیس انقدر . به گناهی که کردم خیره شده

چطور اونارو مقصر میدونی ؟

. "دنی" به مدت پنج سال زندانی بود ، "لیسی"

فکر نمی کنی اون شخصی که اون گردنبند رو به "رجینا" داده بود

....ممکنه که با قتلش مرتبط باشه

. "فقط بس کن ، "جو

. این یه بازی نیست . رجینا" یه انسان واقعی بود"

. هیچوقت نگفتم که نبود

و چطور میخوای با این جریانات دیوونه کننده

که داره اتفاق میافته به اون جشن بری ؟

! این خودخواهی ـه

! داری همه چیز رو راجع به خودت میکنی

بهش گوش نده ، باشه ؟

. اشتباه میکنه

هی ، اینو نگاه

اون "دنی دسای"ـه

"سلام ، خانم "مسترسون

جو" این طرفاست ؟"

. همین الآن رفت به "ریکو" سلام بده

....خب

این قضیه تا کجا پیش رفته ؟

، خیره شدن زیاد و نگاه های عصبی

...که تا اینجای کار بدک نبوده

. پس خوبه ، به گمونم

دارید سفالگری درس میدید ؟

. آره - . باحاله -

همیشه میخواستم یاد بگیرم . که چطور یکی از اینا درست کنم

. پس باید ثبت نام کنی

واقعاً ؟ مطمئنید مشکلی نیست ؟

. آره ، البته که مشکلی نیست

داری ثبت نام میکنی ؟

. فوق العاده است

خب ، اومدم ، دیدم . من درست فتحش نکردم

. اما کسی باهام دعوا نکرد . درسته ؟ ، این پاداش ـه

ميخواي بري ؟ . بريم يکم غذا بخوريم

راستش ، من توي دکه ي رياضي "ريکو" براي کار . ثبت نام کردم

و فکر کردم شايد

. بتونيم امشب به مهموني رسمي بريم

. "جو"

تو ميخواي امشب بياي ؟

، فوراً نگو نه

اما من يه لباس چند تا دکه پايين تر ديدم

. و فکر ميکنم اون خيلي به تو مياد

....امم...امم

. حرف نزن . اينجا

. بمون

اون زن بيچاره سال هاس که داره سعي ميکنه

. يه لباس رو تن من کنه

پس ، چي سر اون قضيه که

قرار بود يه چندتا دکه رو چک کنيم و بريم اومد ؟

من فقط نميخوام به شانسم نه بگم ، باشه ؟

. نزار "ليسي" بره تو مخ ات

. اگه ميخواي به جشن پاييزي بري ، بايد آماده باشي که بري

خب ؟

.....اين

. اين يه لباس ـه

. فکر کنم تو داخلش بي نظير ميشي

راستش ، من

.فکر کنم شايد بهتره يه چيزي از خارج از کمد لباسيم بپوشم

، ميدوني، مثل ،يه شلوار زيبا

. شايد يه ژاکت با کلاس

. شلوار....و ژاکت

. چقدر مجلسي

. تو خيلي بافکر بودي که اينا رو آوردي

اين از

آخر هفته ي دخترونه تون سال گذشته توي ، کيپ کاد" هست"

مگه نه ؟ . آره ، فکر کنم همونه

. اون خنده رو نگاه کن

خانم "کرين" ، ميدونيد "رجينا" اون گردنبند رو از کجا آورده ؟

.نه ، خبر ندارم . ميدوني رييس "مسترسون" هم همين رو ازم پرسيد

.آره ، منم همينطور

چي بهش گفتي ؟

خب، فقط اينکه اون از شش ، هفت ماه پيش . شروع به گردن انداختش کرد

. اون بهم گفت که يه هديه است

اون هيچوقت نگفت که کي اون رو بهش داده ؟

ليسي" ، جريان اين چيه ؟"

. هيچي . متاسفم

. فقط کنجکاوي

، خب ، "ليسي" ، اگه اشکالي نداره

من خيلي کار دارم که انجام بدم . آخر سر بايد يه سري به اون . نامه هاي تسليت بزنم

کمک ميخواي ؟

ميتونم براتون مرتبشون کنم ، يه ليست از ،کسايي که نامه دادن بنويسم

. که راحت تر بشه جوابشون رو بدي

.....اوه

. ليسي" ، اين عاليه" .ممنون

."جان"

. از صبح تا حالا هي به دفترم دارن زنگ ميزنن

حدس بزن کي ميخواد به جشن بياد ؟

و حدس بزن کي همراهش ديده شده ؟

.چه بازي جالبي . بزار ببينم

، مو فرفري ، خوش خنده

که جوابش ميشه "جو" ؟

. خودشه

. به اضافه ي زنت

. ميخواي چي بگم ؟ من مشغول بودم

. آره ، مشغولِ مسخره کردن اين شهر

.اون ریختن پلیس به اونجا مثل حمله ي دزدان دريايي بود

"و تا جايي که ميتونم بهت بگم ، که کل تحقيقات "کرين

! يه گنده کاري کامله - . دارم روش کار ميکنم -

. اون گردنبند هنوز بهترين سرنخي ـه که داريم

اين چيزيه که تو خونه ي "دساي" دنبالش بودي ؟ يه گردنبند ؟

.... ما دنبال يه پيوند بين "رجينا" و "تارا" هستيم

. اون دختر گردنبند رو از کجا آورده

، بعد از مرگ "تارا" اون در اختيار پليس بوده

.بعدش هم وکيل املاک اما هيچکس گزارشي مبني بر

. کسي که اون رو گرفته نداره

پس یه سلاح که متعلق به روانی باشه چی ؟

. دني" بايد با يه چيزي اون دختر رو زده باشه"

. هنوز اون رو پيدا نکرديم

. اما نشونه هايي از رنگ روي محل ضربه بود

رنگ چي ؟ .نمي دونم

. خيلي چيزا هست که ما نميدونيم

، صحنه ي جرم به خاطر اون مهموني داغون بود

، حرف هاي شاهد ها نامشخصه . چون همه مست بودن

ميبيني دارم با چي سرو کله ميزنم ؟ ..... يه گردنبند

....... جشن پاييزي

. اين مهمترين روز سال براي "گرين گراو" هست

. تو که اينو ميدوني ،هر مشکلي که پيش بياد

. تو شخصا جوابگوي من هستي

واضحه ، "کايل" ؟

. "مثل آينه.... "جان

. بياين ، کيک هاي گرم بخرين

. اونا پف کردن و مزه ي عالي دارن

کيک هاي تازه بخرين ، به دکه ي رياضيات کمک کنين که ، پول در بيارن

پول رو براي چي ميخواي ؟

.... هزينه هاي سفر ، اتاق هاي هتل

....کارت هاي نوشتاري

. مثل وسایل یادآوری

خوب پيش ميره ، نه ؟ - . فکر کنم -

. يالا ، "دني" يه ماشين فروشه

ناراحت نشي ، اما رفقاي رياضيت

. کلا فروشنده زاده نشدن

هي، يه کيک ميخواي

از من بخري ؟

. باشه

ميشه اين کيک ها رو ببري روي ميز ؟

. آره - . ممنون -

حالت خوبه ؟

. فکر کردم به کمکم نياز داري

.آره ، کمکت (ميگه بدون دني)

. باشه

. اشتیاق بيشتر . اشتیاق بيشتر

! اشتیاق بيشتر . کيک براي همه ! کيک

آقا ، دوست دارين يه کيک بخرين ؟

. نه از تو

چرا دست از سر اینجا

بر نمیداری ، و یه جور رفتار میکنی انگار همه چی خوبه ؟

. ولش کن ميشه گورت رو گم کني ؟

. اونم به اندازه تو حق داره که اينجا باشه

....باشه ، شايد فقط بايد آروم باشيم ، چون

. آروم باش . من ميتونم برم

چطور ازش دفاع ميکني ؟ ! اون يه قاتله روانيه

! تو منگولي چقدر يعني اينقدر احمقي ؟

! من به خاطر بچه ها مون اومدم اينجا

. اون يکي از بچه هامون ـه

آقا ؟ آقا ؟ ! هي

! "هي هي هي هي ، "تيم

تيم" "تيم" ! دستت رو ازش بکش . باشه ؟"

باشه ؟

. خب

. خب ، مردم آروم باشين

. هيچي براي ديدن وجود نداره حرکت کنين ، باشه ؟

. زود باشين ، روز خوبي داشته باشين

. از جشن لذت ببرين

.....خب بعضي از اونا

.بعضي هاشون خوردني به نظر ميرسن

...اون يکي .اشکال نداره. بازم داريم

.باشه

.و "دني" گفت که براي شام کيک هاي بيشتري مياره

ميدوني چيه ؟ .فکر ميکنم "دني" به اندازه کافي زحمت کشيده

."بيخيال، "ريکو

.امشب قراره خوش بگذرونيم

.هر سه تامون

تو.... تو ميخواي امشب به اون مهمونيِ رسمي بري ؟

با اون ؟

بعد از اتفاقي که افتاد ؟

.اون که بي تقصير بود

.اگه امشب بري ( به مهموني) ديگه اينجوري نيست

.درست ميشه

.بابام نميزاره اتفاق ديگه اي بيافته

يه دفعه چي شد که ميخواي بري ؟

فقط به خاطر "دني" ؟

.اون 5 سال تو بازداشتگاه جوانان بوده

.درسته- من فقط احساس ميکنم که-

اون مستحق يکم تفريح هست ، مگه نه ؟

.نميتونه تنهايي بره .به من اونجا نياز داره

باشه، پس امشب مي بينيمت ديگه ؟

.حتما

.باشه

!ممنون

."دني"

.هي

.ممنون که اونجا ازم طرفداري کردي

.يه جورايي حال چند نفر رو گرفتي

.فقط کارم رو انجام دادم - . ميدونم -

.فقط نمي دونستم که کارتون شامل حفاظت از منم ميشه

.من مسئول حفاظت از هرکسي که اينجا زندگي ميکنه هستم

.و تو اين کار رو با اومدن به جشن سخت تر کردي

متوجه شدي ، مگه نه ؟

حالا کجا ميرفتي ؟

،اين شيريني ها رو ببرم براي "ريکو"، و بعدش ميخوام برم خونه

.که شايد لباس هام رو براي امشب عوض کنم

.من براي "ريکو" ميبرم شون

فکر کنم هر دومون ميدونيم که تو امسال به اندازه ي کافي .جشن پاييزي داشتي (منظورش اينه براي امسال ديگه کافيه)

،به هر حال

.اين ايده ي "جو" بود، که امشب بريم

.اون واقعا به اين نياز داره

.اون ميتونه بره

.فقط با تو نه

.فکر کردم که وقتشه که پيشرفت "دني" رو چک کنم و ببينم چطوره

خب ؟

اون چطوره ؟

.خوبه

.اون مرد جوان و باهوشيه

.آره ، هست

و دکتر "رييدي" ، من مطمئنم که شما

"بعضي از کلمات نفرت انگيزي که مردم براي توصيف "دني .استفاده ميکنن رو شنيدين

....،هيولا، ديوونه

.جامعه ستيز

. "من بودم اصلا توجهي نمي کردم، خانم "دساي

.اين وقت تلف کردنه

ميدونم. اما به ،عنوان يه مادر

وقتي مردم اونجور صداش ميکنن چه واکنشي بايد نشون بدم ؟

.حرفم واضح نبود

....آه

نشونه هاي يه فرد جامعه گريز چيه ؟

.تا بتونم توضيح بدم که "دني" يکي از اونا نيست

.بيشتر جامعه ستيز ها کسي رو نميکشن

، اما اونا از خودشون چرب زباني

،جذابيت سطحي

. و توانايي دروغ گفتن به راحتي ، رو نشون ميدن

.درسته بزار ببينم، ديگه چي ؟

.اونا ريسک کردن رو دوست دارن

.به عواقب ريسک کردن توجهي نمي کنن

.اونا توانايي تقليد احساسات انساني رو دارن

....غم، تفريح

اين واقعي نيست، ولي اونا به قدري خوب انجامش ميدن .که تو باور ميکني که واقعيه

کمک کننده بود ، خانم "دساي" ؟

."بله، دکتر "رييدي

.ممنون

خب، اون در چه وضعه ؟

.خوب. يه چندتا گلدون فروخت، چندتا ثبت نام براي کلاس داشت

اون هنوز داره سعي ميکنه که اون لباس رو براي ...امشب تنم بکنه

.اما به غير از اون ، اون يه "تس" ـه خوشحاله

....،ميخواي ميخواي امشب رو بموني ؟

شايد يه فيلم کرايه کرديم ، يه دوري زديم ؟

.باشه. آره

.من فقط... فکر کردم تو ميخواي بري

،جو" ، اين رو گردن من ننداز. اگه ميخواي امشب بري" . پس برو

....دني"، من"

من حس ميکنم اگه تو قايم بشي و مثل يه

...قاتل طرد شده، رفتار کني، بعدش

.اينجور فقط باعث ميشي که مردم همين فکر رو درباره ات کنن

.اين دليل خوبي نيست که بيام و خودتم اين رو ميدوني

همه چي مرتبه ؟

.آره. امشب جايي نميريم

. اوه

براي چي ؟

.دني" نظرش عوض شده"

تو هم نظرت عوض شده ؟

. عزيزم ، من تو رو ميشناسم

،ميتوني بگي از همه اينا بدت مياد

، اما از موقعي که گفتي ميخواي بري

.ميتونم بهت بگم که چقدر تو رو خوشحال ديدم

.باورم نميشه تو قول دادي همه اينکار ها رو بکني

. گناه يه انگيزه ي قويه

.پس تو در مورد يه گردنبند مسخره تحقيق ميکني

که چي ؟

خب ؟

چطور شدم ؟

.سکسي

سکسي ـه "منهتن" ؟

مامانم همش گير داده بود

که چرا اينقدر آرايش کردم

." اما بهش گفتم ، مامان، داريم ميريم "نيويورک .دهه ي 60 که نيست

.با اين همه چيزاي شگفت انگيز و بدون آرايش

! مثل اينکه "نيويورک" ـه ها

،ميخوام به "برادوي" برم (برادوي پارکي تو نيويورک ـه که پاتوق همجنس باز هاس)

.ميخوام اون پسراي جذاب "برادوي" رو ببينم

،منظورم اينه ، ميدونم که همه ي اونا همجنس بازن

،اما اگه کسي بتونه اونا از همجنس بازي متوقف کنه .اون منم

از اونجايي که من اين همه آرايش کردم و لباس پوشيدم

....و رفتارم و حرکاتم

چي شده ؟

مثل يه هرزه شدم ، مگه نه ؟

چيه ؟ رژ لبم زياده ؟

.نه ، "فيبي". تو عالي شدي

.باشه

.واو . تو فوق العاده شدي

... ،تو چطور - من ؟ -

.همش کاره "تس" ـه .بايد اونو ميديدي

اون از خوشحالي اصلا انگشت به دهن

.مونده بود

.شرط ميبندم همين طوره

.خوشحالم که تصميم گرفتي بري

. منم همينطور

.اما ازت ميخوام که با من بياي - ....ببين -

.حق با تو بود

. جشن پاييزي خيلي براي من مهمه

...اما دليل اينکه چرا براي من مهمه به اين خاطره که

. که من با تو اونجا باشم

يالا ، ميخواي کاري کني اون رقص بامزه رو

خودم تنهايي انجام بدم ؟

. عادلانه نيست

. خب

. شبيه پدرت شدي

. آره

. بايدم اينجور باشه . اين يکي از کت و شلوار هاي قديمي اونه

جالبه که اندازه منه ، نه ؟

. خوشحالم که نگهش داشتي

.... ميشه

ميشه تو اين کمکم کني ؟

. جو" بيرون منتظره و يکم بي قراره"

بابات هيچوقت يادت نداد که چطور يه کروات رو ببندي ؟

. آره ، فکر کنم از اين يکي جا موندم

موقعيت هاي زيادي براي پوشيدن لباس رسمي .تو بازداشتگاه جوانان نبود

. نکته خوبيه

. تموم شد

. به خاطر کمکت ممنون ، مامان

. "من هميشه کمکت ميکنم ، "دني

. اين وظيفه ي منه

دوست داشتني ـه ، مگه نه ؟

....رجينا" همش ميگفت که جشن پاييزي"

.روز موردعلاقه ي اونه . ميدونم

. اون هفته ها رو دنبال يه لباس عالي ميگشت

، اگه ميفهميد که لباس تو هم رنگِ لباس اونه

. مجبورت ميکرد که يه چيز ديگه بپوشي

. اون ميتونست کاملا حالت رو بگيره

دارين ميرين ؟

. آره ، من فقط ميخواستم بيام و اين رو ببينم

من اين روزا زياد خوب با رويداد هاي بزرگ اجتماعي . کنار نميام

. خوشحالم که مردم اينطور از "رجينا" ياد ميکنن

... اين

. دخترِ شوخُ ، زيبا و خوشحال

. کل زندگيش

. جشن پاييزي ما مردم رو از سراسر کشور به اينجا ميکشونه

. امروز من يه زوج رو از آبشار "نياگارا" ملاقات کردم

، وقتي که بزرگترين آبشار جهان رو داشته باشي

.... و به ديدن ما بياي

.شهردار "رولينز"، باعث افتخاره که شما رو ميبينم

. "ممنون، "دني

،شما دوتا فوق العاده شدين

اما چرا به سمت خونه نميرين ، باشه ؟

اينجا چه خبره ؟ - . رييس "مسترسون" ، اينجايي -

. اميدوارم يکم منطقي با دخترت صحبت کني

،ما نمي خوايم چيزي رو خراب کنيم

. ما فقط ميخوام اينجا باشيم

.... تو ميتوني بموني ، عزيزم ، اما

. اگه دني بره ، منم ميرم

ببين ، ما مي تونيم بريم

.اگه اين چيزيه که شما واقعا ميخواين

، اما اگه ما رو بندازين بيرون

. ميدوني که ، يه داستان جديد تو روزنامه ميشه

....متوجه ام ، و

اگه توجه کرده باشي اين يه داستان بهتره ؟ ( موندن دني رو ميگه)

. حداقل در مورد جشنِ پاييزي ـه

. نه اگه يه مشکلي پيش بياد

. پيش نمياد

. مردم به شما گوش ميدن

. بهتون احترام ميزارن

...خب

چيکار کنيم ؟

خانم ها و آقايون ، وقت معرفيِ

شرکت کنندگان مسابقه ي پرتاب سيب امساله

. که بر حسب تصادف انتخاب شده ان

! " هيلي ليندون"

! "بيا بالا ، "هيلي

! "تيم کالورت" ! "تيم"

..... و

! "دني دساي"

. حالا مردم آروم باشين ، هر مرد

يا زن يا بچه اي که قابليت پرتاب سيب رو

،به صورت انساني توي بشکه داشته باشه ميتونه شرکت کنه درسته ؟

. خب ، قوانين ساده ان

کسي که بيشترين سيب رو توي بشکه اش بندازه . برنده اس

! آماده اين ، سر جاي خود ، بندازين

! "برو ، "دني

!"بزن ، "دساي

! "يالا ، "دني

. هي

. تو....خوشگل شدي

. ممنون

. واو ، "ريکو" . خوب به خودت رسيدي

.... ،آره

. من اين کت و شلوار رو هر سال ميپوشم

. خب ، خوشحالم که تو اين لباس ميبينمت

! "يالا ، "دساي

. فقط يکنواخت بنداز

! خب ، وقت تمومه

. همينه . خيلي خب ، داوران

کي برنده ي امسال جشواره يِ پاييزيِ پرتابِ سيب ـه ؟

ميدوني ، من اين آخرا داشتم به تو ميرسيدم

مي خواي نصفش کنيم ؟

جايزه رو نصف کنيم ؟

. يا نه ، مشکلي نيست

. اوه اوه ! مردم ....با اکثريت تعداد سيب

! برنده ي ما "تيم کالورت" ـه

! آره ، عزيزم

. واو

. واقعا گند زدي بهش

،ميدوني ، نميشه که هميشه ببري . سال بعد اون رو ميبرم . مشکلي نيست

. آره ، آره

. همه چيز بي سر و صدا انجام شد

. خوب کنترلش کردي ، جان

اگه تو کارت رو انجام ندي ، من . مجبور نيستم که انجامش بدم

. دخترت رو ببين

. اون خيلي خوشگله

. همينطوره

. "سلام ، رييس "مسترسون

."دني"

...جو"، تو"

. من نمي تونم تو اين لباس ازت ببرم ( از لحاظ زيبايي ميگه )

.آره . شايد يه امتحان کردن بد نباشه

. تو کارت حرف نداشت ، مامان

.ممنون

. شايد يه بار ديگه هم اينکار رو کرديم

. عزيزم

. موهات - چيه ؟ -

....اين - مشکلش چيه ؟ -

.ببين ، براي اينکه بدوني ، من اينجا نيومدم تا باهات دعوا کنم

پس چرا اومدي ؟

. به خاطر دخترت ،اون ميتونه خيلي قانع کننده باشه

. اينجا

. بگيرش

. براي موقعي که خواستي يکم رنگ بهش اضاف کني

. باشه

. بيا - . خداحافظ -

. من ميرم يه قدمي بزنم

. باشه

.... ميخواي منم - .نه -

. بعدا ميبيمت

.ممنون

. هي

. جو" ، اون لباس حرف نداره"

. ممنون

. تو هم خيلي خوب شدي

. آره ، واقعا همين طوره

خب ، تنهايي اومدي اينجا ؟

. مامان و خواهرم همين دور و ور هستن

. خب ، خوشحال ميشم که آويزون ما بشي

. داشتيم به اين فکر مي کرديم که رقص بامزه مون رو انجام بديم

يادته ؟ - .... وايسا ، تو

. ما ميخوام همين کار رو کنيم

. ممنون ، اما بايد مادرم رو پيدا کنم

. بچه ها بعدا ميبينمتون

. ديگه هرگز اين کار نمي کنيم

صورت بقيه رو ديدي ؟

. فکر کنم از شرمندگي سياه شدم

. نه

. اصلا - يالا ، واقعا ؟ -

. يه رقص آروم

بعد از کاري که کرديم ، فکر نمي کنم

. بيشتر از اين بتونيم خودمون رو شرمنده کنيم

. "هر چيزي ممکنه ، "دني

. يالا

. يالا - . باشه -

."آروم باش . آروم باش ، "مسترسون

. باشه

ديدي ؟ خيلي هم بد نبود ، درسته ؟

. فقط يکم

. يه کوچولو

همه چي مرتبه ؟

. آره

. من فقط... بايد يه سر برم تا خونه

. نگران نباش . احتمالا چيزي نيست

ميخواي بعدا براي شام ببينمت؟

. آره ، حتما - . باشه -

. "هي . هي ، "ليس

. پيامت رو گرفتم چي شده ؟

اين پنهان کاري براي چيه ؟

اين به "رجينا" فرستاده شده بود ؟ کي ؟

. اين دو روز قبل از اينکه بميره فرستاده شده بود

.ما بايد اين رو ببريم پيش پليس

. نه ، نمي تونم - . بيخيال -

. رييس "مسترسون " دو بلوک اون ور تره

. نمي تونم ! نه هنوز

اگه اين ربطي به اتفاقي که براي اون افتاده نداشته باشه ؟

اگه داشته باشه ؟

متاسفم . من آماده نيستم که اون رو طوري که بقيه

.به ياد ميارن خراب کنم (يعني يه جور ديگه در موردش فکر کنن)

. من اول بايد بفهمم که اين چه معني ميده

! ما بايد بفهميم اين رو کي فرستاده

.... تو و من ، ما بايد

. و "جو" .... من اين رو ازش مخفي نمي کنم

. باباش رييس پليس ـه

! من اين رو ازش مخفي نمي کنم

چرا ميخواستي اينجور ملاقاتم کني ؟

چطور قرار بود همديگه رو ملاقات کنيم ؟

،ميتونستي بهم پيام بدي ، ميتونستي بهم زنگ بزني

.ميتونستي تو مدرسه باهام صحبت کني

چرا اينطوري ؟

.... مگه اينکه

. مگه اينکه بخواي من رو تنها گير بياري

ميدوني چيه ؟ ! تف تو روحت

. ليسي" ، متاسفم" . نبايد اون حرف رو ميزدم

. ليسي" ، وايسا وايسا وايسا"

. هي

. سلام

. خب "دني" و من به زودي براي شام همديگه رو ميبينيم

ميخواي با ما بياي ؟

. نه ، ممنون

. پاهام تو اين کفش ها اذيت هستن

فکر کنم باعث ميشن، پاهام پينه اي يا يه همچين . چيزي بزنن

. مثل اينکه انگشت بزرگم زخم شده

.... تا اينکه مامانم يکم - . باشه -

. بسه - . باشه -

. باشه ، خب ، بعدا ميبينمت

چرا بهش اعتماد داري ؟

. اون خيلي به ما دروغ گفته

رجينا" گردنبند عمه ي اون رو مي پوشيده ؟"

، اون دروغ نگفت

... اون فقط . اون فقط بهمون نگفت

. اينم همونه ديگه

. دني" و من از موقعي که به دنيا اومديم بهترين دوستاي هم بوديم"

. من نمي خوام بي خيالش بشم

. من ميرم خونه

باشه . خب ، ميخواي پدر و مادرم برسوننت ؟

. نه ، مي تونم راه برم

.... فکر کردم گفتي که پات

. مشکلي نيست

ميخواي يکم قهوه برات درست کنم ؟

. نه ، ممنون

."باشه ، فقط بگو چي تو ذهنته ، "کايل

. تو اصلا دهنت رو موقع رانندگي باز نکردي

. اون تو کلاس توئه

من برگ هاي ثبت نام رو

.وقتي امروز عصر اومدي ديدم

خوبه . ميخواي به "دني" زنگ بزنم

و از کلاس شوتش کنم بيرون ؟

. قضيه کلاس نيست

پس چيه ، "کايل" ؟

. تو قرار بود که طرف من باشي

. اون امشب خيلي خوشحال بود

. من يه بارم اون دختر رو اينجور نديده بودم

. موندم چرا اينجوره

،ميدونم تو "دني" رو براي همه چيز سرزنش ميکني

. اما برگشت اون به اينجا براي "جو" خوب بوده

! خداي من ، "تس " ! تو توسط اون رواني ديوونه طلسم شدي

. سر من داد نزن

. اون يه نفر رو کشته

،اون يه طناب انداخته دور گردنش

. و خفه اش کرده

اما چه اشکالي داره ، درسته ؟

. اون دخترمون رو مجبور کرد که يه لباس بپوشه

... کي اهميت ميده که اون دومين نفر رو هم بکشه

. "يه نفر هم سن "جو

، اگه اينقدر ضايع است که "دني" اينکارو کرده

پس چرا نمي توني مدرک ديگه اي پيدا کني ؟

. خب ، اين عاليه

، من اين رو از دخترم ، از شهر

. از شهردار و حالا از زنم شنيدم ميخواي چي بگم ؟

، اينکه تو با مني ! اينکه ميخواي کمکم کني

. اينکه تو به امنيت دخترمون اهميت ميدي

. منم به اندازه ي تو به امنيت دخترمون اهميت ميدم

. اينطوري به نظر نمياد

عصبانيتت رو به خاطر اينکه نمي توني

. اين پرونده رو حل کني ، رو من خالي نکن

چه خبرا ؟

. ليسي" ،.... "ليسي" به چيزي پيدا کرده"

Mani Vampire ترجمه و زيرنويس از : محمد شهيدي و

.:.:www.9movie.ir:.:.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.