All language subtitles for the.innocents.s01e01.WEB

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـم: میـــکائـــیل ، آریـــــا ::» |^|#MK ,Ariya |^|

.لطفا اینکارو نکن

اون بالا چه اتفاقی افتاد؟

چرا داشتی اینکارو میکردی؟

نکنه بخاطر بیماریته؟

..نه، فقط بخاطر این نیست

اما اگر نمیگرفتمت بازم میپریدی؟

.آره

چیزی که در این لحظه میگم ..و چیزی که بعدش حس میکنم

.دیگه یکسان نیستن

.خب الان دیگه تحت مراقبت منی

"وقتی شنیدم تو و "استاینر ..چه نقشه ای داشتین ، من

.واقعا میخواستم حمایتتون کنم

ولی فکر کردم "جون" اومده اینجا .راجبِ چیزی که از دست دادم خیلی عصبانیم کرد

.من نتونستم تمرکز کنم

.اگر بخاطر تو نبود هیچکدوم از اینا اینجا نبود

.اینطوری بود که پناهگاه رو ساختیم

.باهمدیگه

.اینطوری میتونیم به این زن ها کمک کنیم ." و حالا این دختر جوان ، "جون

ما داریم اینجا یک خانواده تشکیل دادیم مگه نه ، "بن"؟

.درسته عشقم

.ما "فرایا" رو از دست دادیم

.من از دست دادن تورو نمیتونم تحمل کنم .نمیتونم

."این پایانش نیست "رونا .این فقط آغاز ماجراست

.و هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم

.هرکاری

.میدونم که انجام میدی

.هری

.من خیلی هیجان زده ام

.و فقط کافیه که اینو یادداشت کنم

تا بتونم به تظاهر کردنم که دختر خوبیم .برای آخرین روز هم ادامه بدم

جون"؟"

..مدت زیادی رو انتظار کشیدیم ..و حالا ، بعد از تمام نامه هامون

با تمام رویا هامون ، هیچوقت طاقتِ باور کردن .اینکه ممکنه به حقیقت بپیونده رو نداشتیم

.فرار میکنیم .آزاد میشیم

!"جون" !صبحونه

دور از بابا و قانونای مزخرفش ..که بهم میگه باید چیکار کنم

.. و چطوری احساس کنم

.و فکر میکنه میتونه منو توی یه جزیره ی اسکاتلندی حبس کنه

.جایی که هیچوقت نمیتونم بزرگ بشم

.خب ، فراموشش کن من باهات میام

.چون وقتی من باهاتم ، حس میکنم هر چیزی ممکنه

هری"؟" میتونی موهای "لوئیس" رو بشوری؟

بعد از تمام چیزایی که پشت سر گذاشتی .هنوز امید داری

.و شجاعی

.و تو منو به عنوان کسی که هستم میبینی

...و باعث میشی احساس

!"جون"

.سرزندگی کنم

.من میدونم که همه چیز قراره تغییر کنه .و من براش آماده ام

!آب داره میاد .چشماتو ببند

."دوستت دارم "هری پولک

.نمیدونم امروز میرسم برم خرید یا نه

.مشکلی نیست ، من میرم

.خب، یه اسکانس 20 تایی از قوطی بردار

.آرون" هم تا یک دقیقه دیگه میاد" - .اوکی -

.یالا ، بیا بالا، بابا

.مامان همیشه آرزوی زندگی توی شمال رو داشت

.اون عاشق اسکاتلند میشد ..یه جایی که

.سرد و رویایی باشه

خب، قرار نیست اونجا باشه ، مگه نه؟

چیشده؟

چیدن سبزیجات ، شکستن چوبا ..دوختن لباسا

.هر کاری که انجام میدم یه جور شغله

.بخاطر همین اینجا زنده موندیم .هممون وظایفی داریم که باید انجام بدیم

.نگرانی شدی

هنوز نمیخوابی؟

.من هیچ خواب خوشی نمیبینم

.فقط کابوس میبینم

.خیلی واقعین

.بعضی وقتا نمیدونم خوابم یا بیدارم

.قراره که امروز یه تست دیگه داشته باشم

..میدونی ، راه راحت تری برای حرف زدن باهات پیدا کردم

.بالاخره ، ما مثل همیم - ..."النا" -

من 4 ماهه اینجا بودم .و هیچی راجب تو نمیدونم

.از جایی که اومدی و از آدمایی که ترکشون کردی - !"النا" -

.قبلا هم بهت گفته شده بود

.ما راز هامون رو در میون نمیذاریم

.راز هامون باعث تحرک قدرت تغییرمون هم میشه

.و تو باید اینو بهتر بدونی

..بهم گفت که فردا تولد "جون"ـه .فردا

.اون با من

.نه ، بذار خودم ببرمش

.اون باید دست از این رفتارش برداره

.باهاش حرف میزنم

..بابا میدونم که از این چیزا خوشت نمیاد ولی

باحال نیستن؟

من رو هم میبری؟

.ممنون

.میدونم قوانین یکم سفت و سختن

وقتی برسیم اونجا .میتونیم یکم در آرامش باشیم

..میدونی که لازم نیست تظاهر کنی

.هنوز عصبانی هستی ، بهت حق میدم

.تغییر و تحول سخته

.ترسناکه

.اما همه ی ما باید تغییر کنیم

.مشکلی نیست

..من راجبش حرف زدم و

.آماده ی یک شروع تازه ام

.یه جورایی همیشه منو غافلگیر میکنی

.دنیای بزرگ تری اون بیرون هست

.میتونم اونجا زندگی کنم

.ممنون

.خب ، بعدا میبینمت بابا - .بعدا میبینمت -

.اینم از این

.آخرین نامه ای که برات اینجا میذارم

.و میدونی چیه؟ دلم برای رابطمون تنگ میشه

..دارم فکر میکنم که گرفتن دستات چه حسی داره

..که ببوسمت

هیچوقت از چیزی هراس نداشتی .یا بخاطر بابات مخفیانه زندگی نکردی

."میخوام از تمام اون چیزا تورو دور کنم ، "جون

.و هیچوقت هم بهت نمیگم که چه کسی باشی

.آره ، قالپاقا تمیزه

.کلا 321 هزار کیلومتر رفته

. و دنده‌ش هم یه خورده سفته .ولی مشکلی پیش نمیاد

..میدونم درمورد احمق بودن شوخی میکنم ، ولی

.من احمق نیستم - .خوبه -

.آره ، میخرمش - . خوبه -

.این 90 تا

.بیخیال "هری" ، رفیق قرارِ ما روی 200 تا بود

.آره

اینو از کجا گیر اوردی؟

با پول فرقی نداره ، مگه نه؟

.ترک کردن سخته

.و وقتی که میریم ، نمیدونم میتونیم دیگه هیچوقت برگردیم یا نه

اما جدا بودن از تو خیلی بد تر از هر چیزیه .که ممکنه اونجا باهاش رو به رو بشیم

.حس میکنم همه چیز داره آغاز میشه

.اما باید مطمئن بشی

.هر دوی ما به هم میرسیم .باهات تماس میگیرم

هردوتاتون ، آره؟

حب حالا کی هست؟

کلا از زیر زبونت چیزی نمیشه کشید بیرون مگه نه؟

.فقط سوئیچ رو بهم بده - .خیلی خب ، گوش کن سفر بی خطری داشته باشی -

.اره ، خوشحال شدم - .سلامم رو به "گاوین " برسون -

..پس اگر افکار دیگه ای به سرت زد

..اگر بیش از حد یا دردناک بودن

.من درک میکنم

."اما من دوستت دارم "جون مک دنیل

.اما اگر تو هم منو دوست داری میدونی که باید چیکار کنی

با همه خداحافظی کردی؟

.آره

!سلام ، خورشید طلوع کرده - !باشه حرفتو قبول میکنم -

خب، چی برام اوردی؟

پس بار و بندیلشو بسته، آره؟

برای فیلم "مرد حصیری" دو آماده شده؟

جریان چیه؟

..جون"، تو"

امروز بد تر شده؟ - .آره -

..ببین

.فردا 16 سالت میشه

و "جان" میخواد مارو ببره یه جای دور

.و میخواد تورو خونه نشین کنه

..هیچ مدرسه ای

.هیچ رفیقی در کار نباشه .هیچکسی نباشه که سراغتو بگیره

میخوای آخر و عاقبتت مثل من بشه؟ - .نمیتونی همه چیزو بندازی گردن بابا -

.اون پدر ما نیست

.واقعا دوست داشتم اینجوری صداش نمیکردی

.ببین ، بیماری انزوا طلبی قابل درمانه

میدونی ، اگه بذاری فقط یه نفر کمکت کنه .میتونی از اینجا بری

..میدونم ، به نظر ترسناک میاد - .من نترسیدم -

..این

فقط کسی نیست که بخوام ببینمش .و کاری هم نیست که بخوام انجام بدم

"تو فقط منو میبینی "رایان .و من دیگه قرار نیست اینجا باشم

.گوش کن

.فرار کن .هر چقدر میتونی دور شو

.به پشت سرتم نگاه نکن

.بیا ، صبر کن

.هری"، دوستت داره" .ازت مراقبت میکنه

.اما پول زیادی نداره

..ببین ، این یه پیش پرداخته

.به اندازه ای که تورو راهی کنه کافیه

..نه، این پول توئه ، من نمیتونم - .رمز کارت تاریخ تولدته -

.بگیرش

.دلم برات تنگ میشه

.آماده باش

.ساعت ده

.ساعت ده

.زود باش بابا

.این تیشرتو بکن تنت

.نمی‌خوای که سرما بخوری

.آماده‌ای؟ اینم از این

.بفرما

.من یکم میرم بیرون

می‌خوای بخوابی؟

.مامان خونه‌ست

.کاش می‌تونستی "جون" رو ببینی

.دوستت دارم، بابا

باشه؟

.و همیشه به فکرتم

.تو قیافۀ مهربونی داری

.باید با پسرم آشنا بشی

.بیا

.یکم بخواب

رایان؟ خوبی؟

چی شده؟

چیه؟

واقعاً؟

.زودباش، ماشین رو اون پایین پارک کردم

!ایول 16 سالگی

می‌تونستی خودت .تنهایی این کارو بکنی

.هیچوقت نمی‌تونی منو راضی کنی باهات بیام

.ما میریم، رایان

حتی اگه مجبور باشم کلِ .راه دنبال خودم بِکِشمت

،اگه بخاطر من نمیای .بخاطر خواهرت بیا

.جون" تنها کسی‌‍ه واسم اهمییت داره"

،بخاطر اینکه مامان رفت .تو می‌خوای اونو زندانی کنی

...تو عین یه مرض داری کل خانواده‌مون رو نابود می‌کنی - !یه‌بار هم که شده خفه‌خون بگیر -

.باید بهم اعتماد کنی

،وقتی به جزیزۀ "فِیر" رسیدیم .اونجا با هم صحبت می‌کنیم

.بعنوان یه خانواده

.بعدش می‌فهمی چرا دارم این کارا رو می‌کنم

.ساعت 6 صبح با صبحانه‌ت میام اینجا

می‌خوام تا اون‌موقع بیدار .شده باشی و دوش گرفته باشی

خب. نظرت چیه؟ - همم؟ -

.آره، صددرصد فرق می‌کنه

!اوه، عاشق این آهنگ‌ام! عاشقشم

،اصلا تا حالا نشنیده بودمش .ولی همین‌جوری عاشقش شدم

.فکر می‌کردم تو آدم ساکتی باشی

من با کی فرار کردم، هان؟ - الان دیگه خیلی دیر شده -

!هی! هی. برگرد توی ماشین

!تو هم امتحان کن. باحاله .واقعاً باحاله

.ببخشید

زیاده‌روی کردم - نه -

اینجا منتظرت می‌مونم - باشه -

.هری

چیه؟ از آواز خوندنِ من خوشت نمیاد؟

چی شده؟

اون قرص‌ها واسه چی‌اند؟

فقط یه چیز دیگه‌ست که .از مامانم به‌ارث بردم

صرع. اونم وقتی تقریباً همسنِ .من بود، حمله‌هاش شروع شد

...تو هم تا حالا حمله داشتی - اوه، نه، نه -

.تحت کنترل دارمش

."ولی فقط آرامبخش‌اند، "جون

مامان منم چند سال پیش از .همین قرصا استفاده می‌کرد

."و... روی برچسبش نوشته بود "جان مک‌دنیل

.ببین، فضولی نمی‌کردم ...همین‌جوری از توی کیفت افتاد بیرون، و منم

.نه، اشکال... اشکالی نداره، راستشو می‌گم ...من

.نمی‌خوام چیزی رو ازت مخفی کنم

!لعنتی

داری چیکار می‌کنی؟ - باید کمک کنم -

همینجا بمون، باشه؟

سلام، ممنون که وایسادین - اشکال نداره -

.اینجا دید درستی نداره

قانون "ساد" ‌‍ه دیگه، نه؟ [قانونی که می‌گوید همه‌چیز در بدترین زمان‌ممکن خراب می‌شوند]

.اینم... یه قراضه است

.آره - تو... تو از موتورها چیزی سر در میاری؟ -

یه کوچولو - ...ممکنه که... میتونی یه نگاه به -

آره، حتماً - یه نگاه بکن، ممنون -

...من هیچی از موتوها سر در نمیارم، واسه همین

.اشکال نداره

.آره، برو روشنش کن

ببینم چیکار می‌تونم بکنم - باشه، عالیه -

"جون" - بازم گاز بده -

اسم منو از کجا می‌دونی؟ - ."من دوست مامانت‌ام، "الینا -

.بازم گاز بده. دوباره

.اسم من "استاینر"‌‍ه

.من... من نمی‌فهمم

من، اه.. یه پیغام از طرف مامانت دارم .توی گوشیمه، داخل وَن

.هفته‌هاست که دارم دنبالت می‌گردم

.آره

مامانم... مامانم کجاست؟ - .یه جای امن -

.اون... اون ازم خواست که پیدات کنم

.بازم امتحان کن

.حرفت رو... حرفت رو باور نمی‌کنم

...آره

.نمی‌تونم مشکل از کجا می‌تونه باشه

...ولی، اه

جون"؟" - ببین، من می‌خوام کمکت کنم -

!نه، نه، نه! ازم فاصله بگیر

!هی

!بیا بریم - !ولش کن -

!درب وَن رو باز کن

!نه، نه - جون"؟" -

!سوار شو

!هی، هی - !گم شید -

!گم شید! دست از سرمون بردارید

،آروم باش .چیزی نمیشه

.آروم باش، چیزی نمیشه ...آروم باش

.هری، بابات

اون مُرده؟

...ما باید

باید از جاده خارجش کنیم - باشه -

.باید جابه‌جاش کنیم ...باید از جاده خارجش کنیم. باید

.باشه

.زودباش، پاشو بگیر

.قیافۀ مهربونی داری

.اون... اون می‌دونست من کی بودم

.اون... دربارۀ مامانم حرف می‌زد

می‌گفت توی گوشیش یه پیغام ...از طرف مامانم داره

.از اینکه چرا ما ول کرده و رفته

.هری، باید... باید وایسی

.ببین، اون جلو، می‌تونی دور بزنی

.هی، زودباش

.سلام، یه اتاق می‌خواستم

.اسم و کارت شناسایی‌تون رو لطف کنین

.خدمت شما

.با کارت "ویزا" یا "مَستر کارت" پرداخت کنین

...ام، ما

.ما پول نقد داریم

صبحانۀ سبک هم میخواین؟

.اه، نه ممنون

."من یه قاتل ام، "جون

.نه

.اصلاً، تو که مطمئن نیستی

.باید با پلیس تماس بگیریم

الان درست فکر نمی‌‌کنی، خب؟ ...فقط

فقط چشم‌هات رو ببند، باشه؟

...ولی ما

.ولش کردیم به امون خدا

،آره و حالا هم به راه‌مون ادامه می‌دیم، باشه؟

...ولی اگه کُشته باشمش، نمی‌تونیم به راه‌مون ادامه بدیم - ...هری، بس کن. اون -

...قرار بود این یه شروع دوباره باشه

.شروعی واسه همه‌چیز .واسه... خودمون

.نمی‌تونم

.همه‌چیز عوض شده

.همه‌چیز عوض شده

!نه

استاینر" میشه لطفاً بهم زنگ" بزنی و بگی چه‌خبر شده؟

.زود بیدار شدی، عزیزم چرا برنمی‌گردی به تختت؟

چی شده؟

استاینر" دیشب زنگ زد" - چی؟ -

چرا بهم نگفتی؟ - اخیراً تحت فشار و استرس زیادی بودی -

از اون روز به بعد دیگه خودت نبودی - می‌خوام اون روز رو فراموش کنیم -

.خواهش می‌کنم

.اه، خب، به‌نظر خبر خوبی می‌اومد .می‌گفت فرصتی که دنبالش بودیم پیش اومده

،که خودش هم انتظارش رو نداشته

،ولی اون عجله داشت .و خط‌دهی هم بد بود

...سعی کردم امروز صبح بهش زنگ بزنم، ولی

.جواب نداد

.نه. پس باید صبر کنیم

..بن

...کاری که می‌خواستم بالای پرتگاه بکنم

.بی‌ملاحظگی و خودخواهانه بود

.ولی جلوم رو نگیر

.منم باید بخشی ازش باشم .الان دیگه درک می‌کنم

.منم... منم می‌خوام به "جون" کمک کنم

.شانس کمی داریم، میدونم

...ولی اگه "جون" هم یکی از ماها باشه، اون

.اون بیرون توی خطره

.اون به اینجا توی پناهگاه تعلق داره .کنار مادرش

،و کنار ما

.جایی که در امنیت‌‍ه

.یه زنی هست که می‌شناسمش

.زنی که عاشقشم

.گور بابات، جان

جون"؟"

.وقتشه بیدار شی

جون"؟"

عزیزکم؟

!رایان؟ بیدار شو

!رایان؟ "جون" رفته

.تو رو خدا

جون"؟"

جون"؟"

.هری

!نه وایسا! وایسا! وایسا! هری

اون کجاست؟ - باید کمکم کنی -

...به خدا قسم. اگه یه مو از سرش کم شده باشه

...بهم گوش کن، هری، خواهش می‌کنم - با "جون" چیکار کردی؟ -

گوش کن - با "جون" چیکار کردی؟ -

.وایسا، صبر کن

!هری! هری! نه - !ولم کن -

!صبرکن - !ولم کن -

!ببین! ببین

.منم

!هری، منم

.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.com ..::..

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـم: میـــکائـــیل ، آریـــــا ::» |^|#MK ,Ariya |^|

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.