Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
محاکمه شیطان کرولی
با مدرک شروع میشه .و در جلسه با مجازات کامل تمام خواهد شد
.همهگی برخیزید
.خائن رو بیارید
.سلام،بچه ها
.جای خوبی اینجا دارین
.برای تو،خوب نیست
.با چندتا گیاه خونگی خوب میشه
.ـ شاید با یه میز قهوه !ـ ساکت
.زندانی باید نزدیک بشه
.من که از خدامه
.خب،ما چهار نفر
لاستیک پل؟ گروه چهار نفره آرایشگاه؟
محاکمه خائن
ارباب بیلزباب،شما...؟
من قاضی هستم
.من شاکی هستم
پس دگون از من دفاع میکنه؟
متاسفانه نه
نه،من فقط محض اینکه .چیزی یادشون نره اینجا هستم
.ولی اینجا رو مخصوصا برای تو ساختیم
.باید مکان محاکمه تو باشه
.و باید مکان نابودی تو باشه
بچه ها،نباید خودتون رو اینقدر به دردسر مینداختین
مشکل چیه؟
همچین قابلیتی رو توی .ماشین های مدرن پیدا نمیکنی
کرولی؟
.سلام،اِزیرفل،میبنیم یه سواری پیدا کردی
.لباس قشنگیه بهت میاد
.این مرد جوون نمیزاره بریم داخل
.بسپرش به من
مردارتشی
...منو دوستم راه درازی رو اومدیم
کدوم یکیتون اینکارو کرد؟
.خیلی خب،اون بچه ها توی دردسر بزرگی هستن
شما هم همینطور،جایی نرید
نود سال گذشت یه خراش برنداشتی
حالا خودتُ ببین
کرولی،اون یه اسلحه داره
داره نشونه میگیره،یه کاری بکن
.الان توخودم هستم مثلا
!کرولی
.من فرشته خوبه هستم
.نباید از من انتظار داشته باشی کثیف کاری انجام بدم
تا سه میشمارم،بعد از انگشتم استفاده میکنم
خانووم،فقط پنج ثانیه بهتون .وقت میدم تا این منطقه رو تخلیه کنین
.خدا بیامرزتت
.ماشین خوبی بودی
.ـ کارت با اون سربازه خوب بود ...ـ خب
خدا کنه جای بدی نفرستاده باشمش
.خیلی خب
.باید مسئله ماشین رو کنار بزارم
.من حسابشون رو میرسم
.اصلا نترس،پسرجان
.من یه انگشت دارم
تو هم باید اسلحه ات رو بیاری .بالا گروهبان شدول
.اینجاییم تا دهن چندنفری رو سرویس کنیم
بترکون اِزیرفل .دهنشون رو سرویس کن
.بخاطر بهشت
.اوه!باورم نمیشه این حرفو زدم
.هوی!جوون
بله؟
ـ پسرت آدام ـ الان چیکار کرده؟
من دیدم که پسرت با گروه کوچیک رفقاش
.رفتن پایگاه نیروی هوایی
اگر فکر میکنی ارتشی ها و اینجور آدما
حماقت بچه تو رو تحمل میکنن
.من یکی که فکر نمی کنم ...ـ آدام
.دیدی که با گیاه بگونیا من چیکار کرد
اگه پسرت جنگ جهانی سوم .رو شروع کرد منو مقصر ندونی
iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co
و مهدی ترابیPunisher ترجمه از آرمین
کانال تلگرام @Punisher_Sub
دقیقا کجا داریم میریم؟
تا چند ساعت دیگه،موشک ها میرن رو هوا
.نیروهای بهشت و جهنم حمله میکنن
و همه چی به یه .بچه کوچولو بستگی داره
سکوت، حباب دنیا رو در .چنگ خودش نگه میداره
این آدما،فکر میکنی تروریست بودن؟
...در یک نگاه خوب و دقیق
.بله
.باید محیط نامرئیشون رو میدیدی
مگه مشکلی داشت؟
نه
.مثل سیاه چاله بود
.فکر نکنم کاملا انسان باشن
.اگه میشد بفهمیم چی دارن میگن
.ما دیگه پروتکل پرتاب "ای.سی.ام.ای.6" رو بدست نداریم
!به نظرم ما هک شدیم
...دستورات حمله اتمی صورت گرفته
.بر علیه بلژیک
مطمئنی این فکر خوبیه؟
ببین ما میخوایم کنترل ها رو قطع کنیم
ولی یه جور ماهواره خودکار در اینجا هست
مطمئنی این فکر خوبیه؟
.دارن میگن این پایان دنیاست
آره،خودم فهمیدم
.شروع شده
.من نخواستم شروع بشه
.وجود تو دستور به نابودی دنیا میده
.با یه فکر میتونی براشون تمومش کنی
.میتونی دنیا رو دوباره بسازی
.خودشه،همون دیوونه
.بهش شلیک کن،دنیا رو نجات بده
تو بخشی از ما هستی،نه اونا .کسی ازت سرپیچی نمیکنه
....چی؟اون فقط دیوونهس ،تو
.ـ بخاطر بهشت .ـ اوه،نه
.اینو بده من
.این چرندیات رو گوش نده
.یه کلمه بگو و من خلاصشون میکنم
!نمیشه همینطوری به بچه ها شلیک کنی
.شاید لازم باشه صبر کنیم
چی،تا بزرگ بشه؟ !بهش شلیک کن،اِزیرفل
ببخشید
.نمی تونستم بزارم شلیک کنی
ببخشید،چرا شما دو نفرین؟
قصهش درازه
...ـ ببین من توی کتابفروشی بودم .درست نیست
.شما باید از هم جدا بشین
.همش بدنم مور مور میکرد
.ولی باید بتونیم یه کاری انجام بدیم
.توی فیلم که نیستیم
سیم کوچیک قرمزی نیست .که قطعش کنیم تا شمارش معکوس تموم بشه
اگنس،تو فکر بهتری داری؟
نمیتونی تکنولوژی قرن 21ـم رو
.با یه پیشگویی الکی قرن هفدهم خاموش کنی
"چیزی که میگه نیست"
اگنس،تو اصلا سعیت رو هم نمیکنی
.سلاح ها تا دو دقیقه دیگه فعال میشه
این یعنی چی؟
نمیدونم
ـ بگو ـ فکر کنم راجب منه
من عملا یه
مهندس کامپیوتری نیستم
دلم میخواست باشم
...ولی من فقط
ـ فقط؟ ...ـ فقط
ـ فقط چی؟ ـ فقط برعکس اینم
کارم با کامپیوتر افتضاحه .هر دفعه میخوام راهش بندازم،خراب میشه
ببخشید
.ما به فنا رفتیم
زمانش بود که تصمیم .بگیرین دوستانتون کیا هستن
.و آدام تصمیم گرفته بود
ضد مسیح هم همینطور سه تا فرزند انسان
و یه سگ جهنمی سابق با مرگ روبرو شدن
و سه تا هیولا که از .ذهن بشریت اومده بودن
مسئله اینه،اونا واقعی نیستن
فقط شبیه کابوس هستن
.پسرکوچولوهای با اسباب بازی
.من پسر نیستم
من وار هستم
شما خلق شدین تا به من خدمت کنین
تا برای من زندگی کنین و بمیرین
مادرم میگه جنگ فقط .یه امپراتوری مردانه ـس اشاره به اسم زنه
.که در صحنه های عمومی مجازات شدن
.یه دختر کوچولو
از خونه فرار کردی و با .عروسکات بازی می کنی،دختر کوچولو
.من از تبعیض جنسیتی همه روزه حمایت نمیکنم
.ما دوستای واقعی آدام هستیم
.شماها نیستین
.شماها الکی هستین
.فقط چیزی رو که باور داری بگو
.من به صلح باور دارم،جنده
بنداز پیپر،سریع
.من به دنیایی پاک باور دارم
و من به غذا .و ناهار سالم باور دارم
.در واقع این یه چیز خوبه
این قبلا شمشیر تو نبود؟
.بر این باورم که بود
حالا دیگه
به افراد روحیه بده،دگون
.باشه،گوش کنین
حالا دیگه از جهنم بیرون میریم
و میریم برعلیه ارتش فرشته های بجنگیم
همتون قبلا یهبار فرشته بودین
.و در انقلاب های شکوهمندانه ای جنگیدیم
ولی شکست خوردم،ولی این مال قبلا بود
هزاران سال وقت داشتیم تا
ـ سخت تر بشیم !ـ سخت تر
ـ زرنگ تر !ـ زرنگ تر
.و خطرناک تر
ازتون میخوام بعد از من تکرار کنین
ـ سخت تر ـ سخت تر
ـ زرنگ تر ـ زرنگ تر
.یه اتفاقی داره میفته
.یه جای کار میلنگه
ـ ما احمقیم ..ـ سی ثانیه
ـ ببین،درستش کن ـ چی؟
همین الان یه کاری کن .این کامپیوتر بهتر کار کنه
گفتی هر کامپیوتری که خواستی درست کنی خراب شده
.پس...درستش کن
و سرعت موشک آرماگدون اتمی رو بیشتر کنم؟
میتونی؟سرعتش رو بیشتر کنی؟
آره
راحته،یعنی اگه بخوام عملکرد .این کامپیوتر رو بالا ببرم
فقط اینو باز میکنم .و روی دیسک یک پارچه سازی کلیک میکنم
کل دنیا
مردمی که با سوییچ برق دست و پنجه نرم میکردن
.فهمیدن که تغییر کردن
مدار شکن ها باز شدن
کامپیوتر های دیگه برنامه جنگ جهانی سوم نداشتن
و به بررسی بی ارزش .استراتوسفر خودش برگشت
.مرگ،همه اینا باید جلوش گرفته بشه
جلوش گرفته شده .ولی اونا برمیگردن
.ما نزدیکیم
.من سایه خلقت هستم
نمی تونین منو نابود کنین
.این دنیا رو نابود میکنه
.روز خوبی داشته باشین،آقایون
پررو
پررو
مرگ بال های شب رو باز کرد
بال هایی که شکلشون ماده خلقت رو به
به اعماق تاریکی میبرد
که در آن نورهای دور،اندک ـه
نورهایی که شاید ستارهایی باشن
یا که شاید کاملا یه چیز دیگه باشن
اونجا،میبینی،کرولی؟
...ـ مثل همونی که همیشه گفتم .ـ اوه،هنوز تموم نشده
.هیچی تموم نشده
جهنم و بهشت هنوز جفتشون .خواهان جنگ هستن
هوی،پسر
ضد مسیح،دوباره میگی اسمت چیه؟
آدام یانگ
پس دوستات دور هم جمع شدن .و دنیا رو نجات دادن
کارت خوب بود،گل کاشتی .هیچ چیزی رو تغییر نداده
!هوی
همون آدم توی ماشین هستی .که کتابام رو دزدیدی
اوه،خانوم کتابی،بگیرش
این بیرون چه خبره؟
.قصه ـش مفصله،وقتی نیست
.خب،امتحانم کن
...خیلی خب،
اولش،در باغ عدن
اونجا...ایشون یه مار پیر بود
.و من عملا نگهبان درخت سیب بودم
هی،آدام،سلام پیپر .سلام به جفتتون
سلام اِناثما،جلوشون رو گرفتی که دنیا رو نابود نکنن،مگه نه؟
.به نظرم
.دوست پسرم یه حقه از خودش درآورد
دوست پسرت؟
.یه قربانی مردسالار اغفال شده دیگه
.ارباب بلزباب
.چه افتخاری
.کرولی،خائن
.این کلمه قشنگی نیست
کلمه های دیگه ای .که برات دارم بدتره
پسره کجاست؟
.این یکی
آدام یانگ
سلام
...پسرجان
.آرماگدون باید...دوباره شروع بشه
.همین الان
یه عذاب موقتی
امکان نداره مانع از راه منافع بیشتر بشه
و راهی که مانع میشه هم همینطوره .این باید سرش تصمیم گیری بشه
ولی جنگ باید حالا تصمیم گیری بشه،پسر
.این...سرنوشت توعه
مقدر شده،حالا جنگ رو شروع کن
شما پایان دنیا رو میخوان فقط برای اینکه ببینین جناح چه کسی بهترینه؟
دقیقا
.نقشه بزرگ همینه
.علت کل خلقت زمین همینه
...خودم حلش میکنم،آدام
وقتی همه اینا تموم بشه
.فرمانروای کل دنیا میشی
دلت نمیخواد فرمانروای دنیا بشی؟
به اندازه کافی فکر کردن به کارای پیپر و ونزلی
و بریان تا در کل مدت .خسته نشن برام سخت هست
.من کل دنیایی رو که میخوام دارم
خب،نمی تونی شخصیتی رو .که داری کنار بزنی
تولدت،سرنوشتت .بخشی از نقشه بزرگه
ببخشید،شما مدام راجب .نقشه بزرگ صحبت میکنین
.اِزیرفل،شما صحبت نکنی کسی نمیگه لالی
.یه چیزی برام مشخص نیست
این همون نقشه غیرقابل توصیفه؟
نقشه بزرگ!مقدر شده
باید دنیایی باشه
و باید شش هزار سال عمر کنه .و در آتش و شعله تموم بشه
آره،آره،شبیه یه نقشه خوبه
فقط برام سواله همون نقشه غیر قابل توصیفه یا نه؟
.خب،جفتشون یه چیزه
.شما که مطمئن نیستین
خب،مایه تاسفه اگه فکر میکردین کاری که انجام میدین
چیزیه که نقشه بزرگ گفته
ولی شما واقعا داشتین .علیه نقشه غیر قابل توصیف خدا می ایستادین
همه نقشه بزرگ رو میدونن،نه؟ ...ولی نقشه غیر قابل توصیف
خب،غیرقابل توصیف هست،نه؟
.طبق تعریف،نمی تونیم مطمئن بشیم
ولی..مقدر شده
خدا با دنیا یه قل دوقل بازی نمیکنه
شماها کجا بودین؟
میشه من...؟
.من باید برم در دفتر ریاست...صحبت کنم
چطور باید ده میلیون فرشته رو ...از وضعیت جنگی عقب نشینی بدم
.اصلا فکر کردن بهش سخته
باید ده میلیون شیاطین رو امتحان کنی
که سلاحشون رو بزارن زمین .و برگردن سرکارشون
.خب،حداقلش میدونیم تقصیر کیه
...پسرجان
تو فقط و تنها بخاطر .یه دلیل به این دنیا وارد شدی
تا دنیا رو خلاص کنی
.تو یه بچه لوس حرف گوش نکن هستی
.و امیدوارم یکی به بابات بگه
.اوه،اونا میگن
.و پدرت خوشحال نمیشه
آدمای عجیبی نبودن؟
!نه!نه
!نه!نه!نه
چه اتفاقی داره میفته؟یه چیزی رو حس میکنم
اونا اینکارو کردن
.اونا به پدرش گفتن
اوه،نه
.و پدر شیطانیش خوشحال نیست
.شاید یه آتشفشان باشه
.نه،توی انگلیس آتشفشانی وجود نداره
خشم واقعیه،هر چی که هست .میتونم حسش کنم
.داره نزدیک تر میشه
ـ چه اتفاقی داره میفته؟ ـ میتونی منو احمق خرفت صدا کنی
ولی ظاهرا خود شیطان داره میاد
راهش همینه،آره؟
هر کسی که بخواد جنده بابل .رو اذیت کنه باید از روی جنازه من رد بشه
اوه،آقای شدول
.درسته،خودشه
.خوب شد که با تو آشنا شدم
.نباید الان تسلیم بشیم
.این خود شیطانه
مسئله راجب آرماگدون نیست .مسئله شخصیه
!ما بگا رفتیم
...یه کاری بکن
.وگرنه دیگه باهات صحبت نمیکنم
آدام،گوش کن
.پدرت داره میاد که بکشتت
.احتمالا هممون رو بکشه
بابام؟به هیشکی آسیب نمیزنه
پدرزمینیت نه،شیطان
.پدرت که دیگه در بهشت نیست
.داره میاد،و عصبانیه
میخواین چیکار کنم؟
باهاش بجنگم؟
فکر نکنم جنگیدن باهاش .چیزی رو حل کنه
باید یه کار دیگه بکنی
.ولی من فقط یه بچه ـم
.این چیز بدی نیست، آدام
میدونی،من میترسیدم که تو مظهر جهنم باشی
.به این امید بودم که مظهر بهشت باشی
.ولی تو هیچکدوم اینا نیستی
.تو خیلی بهتری
.تو مظهر انسانیتی
آدام،واقعیت الان به تو گوش میده .میتونی اوضاع رو تغییر بدی
...و هر اتفاقی بیفته،چه خوب یا بد
.ما کنارت میمونیم
.میخوام زمان رو شروع کنم
هر کاری میخوای بکنی .زمان زیادی نداری
سریعا انجامش بده
پسرم کجاست؟
تو؟تو پسر نافرمان من هستی؟
بیا اینجا
تو پدر من نیستی
پدرها برای دیدار تا یازده سالگیت .صبر نمیکنن تا سلام کنن
ـ و بعد برن و قالت بزارن ـ چی؟
...اگه من با پدرم مشکل دارم
.پس تو پدرم نخواهی بود
.باید پدری باشی که کنارم بوده
تو پدر من نیستی
چی گفتی؟
از پسش بر میایی
بگو،آدام !دوباره بگو،آدام
بیا اینجا
تو پدر من نیستی
هیچ وقت نبودی
نه
نه،نه،نه،نه،نه،نه
!نه
آدام؟آدام؟
اون واقعا پدرش نیست
اوه،محض رضای خدای اون کجاست؟ اینجاست-
الان اینجاست-
همیشه بود
از پسش براومد
!آدام
یه نفر میتونه دقیقا بهم توضیح بده
اینجا چه خبره؟
به هرحال،همهچی برای انجام بهترین کاره
تصور کن اگه شایستگی اونو داشتم چقدر وحشتناک بود
منظورت فهمیدم؟
از کجا معلوم؟
...برگرفته شده از کتاب اگنس نوتر
به محض اینکه با آتیش بازی کنی؟
پس این آخرین پیشگوییها اگنسه؟
تا اونجا که میدونم
اهوم...و آدام دوباره انسان میشه؟
تا جایی که میتونم بهت بگم،آره
...فرشته
اگه خدای معتال همه این کارهارو باهم کرده باشه،چی؟
از همون اول؟
ممکنه
نمیخوام تو گذشته بذارمش
...تو
نمیخوام اونارو تو دست های اشتباهی بذارم
اوه،ببخشید،آقایون،اینجا باید یه شمشیر باشه
اوه اینهاش
آره روش نشستم
راستش،کارت واقعا اینجا خوب بود
چقدر خوبه کسی رو داشته باشیم که ما رو به رسمیت بشناسه
...تو بخش نجات- یه نفر لازم دارم که اینو امضا کنه-
اوه،درسته
به زندگی بعد مرگ اعتقاد داری؟
گمونم باید داشته باشم
آره
،اگه به زنم بگم امروز چه اتفاقی افتاده
حرف منو باور نمیکنه
و منم اونو مقصر نمیدونم
اوه،اونجاست
میگه آکسفورد جلومونه
آره،ولی به هر حال ماشین به لندن میره
فقط نمیدونه چرا
فکر کنم باید مجبورش کنم منو نزدیک کتاب فروشی پیاده کنه
همه چی سوخت،یادته؟
اگه دوست داشته باشی،میتونی خونه من بمونی
گمون نمیکنم جناح من از موضوع خوشش بیاد
تو دیگه جناحی نداری
جفتمون نداریم
ما تو جناح خودمون هستیم
همونطور که اگنس گفت،باید جناح خودمون عاقلانه انتخاب کنیم
آدام با واقعیت خوب بازسازی کرد
اون گذشته و حال حاضر رو تغییر داد
روز یک شنبه،مردم بیدار شدن تا تقریبا دنیارو پیدا کنن
،و کاملا اینطوریی نیس
یکی اونا توش زندگی میکردند
اگرچه مردمی که مرده بودند حالا زنده بودند
و چیزهایی که شکست بود به طور معجزهآسایی بازسازی شده
اینا جدیده
مامان،اتاقم رو مرتب کردهام
!اوه
خب،خیلی کار سختی بود؟ میتونم فرش رو ببینم
حالا فقط باید اینو تمیز نگه داری
من و سگ میتونیم بریم بیرون؟
میدونی که پدرت چی گفت
گفت که حتی اگه نفهمه چرا تو دردسر افتادم،تقصیر خودمه
و؟
درست میگفت؟
میشه اینو بهم توضیح بدی؟
خب،میتونی به داخل باغ بری
یکم به سگ ورزش بدی،ولی فقط همین
ممنون مامان زودباش سگ
صبح بخیر
...اوه،من از این سوال پشیمون میشم
ولی میخوام بپرسمش
چرا اسمت ماشینت دیک تورپینه؟
...اوه،خب
دیک تورپین یه راهزن معروف بود
اهوم- یه جور شوخی بود-
آره؟
خب،بهش میگم دیک تورپین
چون همه جا میره
مانع ترافیک میشه
اوه،متاسفم که میپرسم
...هی
سرباز ویچ فایندر ....یه مهندس کامپیوتر نیست
امروز دنیارو نجات دادیم؟
نمیدونم
اهوم
به هرحال،تو یه ویچ فایندر خیلی خوب هستی
منظورم اینکه،منو پیدا کردی
،تاجایی که دولت بریتانیا مربوط میشه
ظاهرا هیولا افسانهایی کراکن ظاهر شده
یه توهم دسته جمعی بود
تعداد این توهمات دست جمعی
تو کشورمون خیلی زیاده بود
آره،فقط یکی از نماینده تجاری مارو خورد
یه بستنی چوبی با طمع توت فرنگی
و یه بستنی وانیلی قیفی،لطفا
اوضاع ماشین چطوره؟
حتی یه خراش هم روش نیست
اوضاع کتاب فروشی چی؟
یه لکه هم درکار نیس
حتی یه کتاب هم نسوخته
همهچی به همون شکلی که بود برگشت
هنوز خبری افرادت نشده؟
افرادت؟- هیچی-
درک میکنی دیروز چه اتفاقی افتاد؟
خب،یه بخشی ازشو درک میکنم
....ولی بخشی
خب،فقط یه خورده غیر قابل
توصیفه
اوه،این خیلی جالبه...که اینجا میببینمش واسم بد شانسی میاره
...قرار اوضاع بد بشه
فرشته اسرافیل طرد شده رو با طناب بستن
اینجا چندتا از چیزها مورد علاقهمون وجود داره
صبرکنین!اونارو متوقف کن- مشکلی پیش اومده،عزیزکم؟-
اوه بدشناسی عزیزم
این یه مشکل نیس معرکه است
آخ
اسرافیل
خیلی خوشحالم که به ما ملحق شدی
میتونستی فقط یه پیغام بفرستی
منظورم اینکه،آدم ربایی تو روز روشن
یه انتقال فوق العاده بود
حالا،ما کار جدیدمون با خبر میشیم؟
تو راهه
تو راهه فکر کنم از این خوشت بیاد
واقعا خوشم میاد
و باهات شرط میبندم که اومدن این یکی رو نمیببینی
...و قاتل یکی از پیروان شیطان
جرمی که خودم با چشمام دیدم
،موجودات جهنمی
شما از مدارک علیه شیطانی که به عنوان
کراولی شناخته میشه اطلاع دارین
رای شما چیه؟
!مجرم!مجرم!مجرم
هیچی برای گفتن نداری
قبل از اینکه ازت انتقام بگیریم؟
چنین چیزی ممکنه؟
تا ابد تو گودال عمیق باید باشم؟
نه،ما کاری بدتر از اون باهات میکنیم
اینکه بذاریم مناسب با جرمت مجازات بشی
فرشته میکائیل؟
این درست نیست
که با دشمن های قدیمی خودمون همکاری کنیم
خب،بال ها پس گرفته میشه،وسایل تو آوردی؟
آره
برمیگردم تا بگیرمش
...نه،فکر میکنم تا باید افتخار کنی که
دیدم که چه کارهایی میتونه بکنه
نمیتونی این منظره رو زیر زمین پیدا کنی
این آب مقدسه
بله،مقدس ترین
اوه نه اینکه بهت اعتماد نداشته باشیم،میکائیل ولی قطعا ما بهت اعتماد نداریم
هستور،امتحانش کن- اهوم-
فکر میکنی داری چه غلط میکنی؟
!اوه
!آخ
نه،نه،نه،نه مگه چیکار کردم؟
نه!نه!خواهش میکنم- مکان اشتباه،زمان اشتباه-
خواهش میکنم!خواهش میکنم!نه
،شیطان کراولی
من شمارو به نابودی توسط آب مقدس محکوم میکنم
چیزی برای گفتن داری؟
خب،آره
...اهوم
این یه ژاکت جدیده و متنفرم از اینکه خراب بشه
اشکالی نداره اگه درش بیارم؟
فقط بشقاب رو بذار پشت در
سلام،آقای اس
بله،جزیبل؟
...داشتم فکر میکردم
بعد از همه این ماجراهایی که ،این چند روز گذشته پشت سر گذاشتم
یکم احمقانه به نظر میرسه من بشقاب رو پشت در بذارم
واسه همین یه جا براتون تو میز در نظر گرفتم
تو اتاق استراحت خودتون؟
اهوم
اوه
اوه اوه
آقای پال زآیفر؟
پولسیفر- پولسیفر؟-
خب،من احساس افتخار خاصی دارم
که برای شما و خانوم پولسیفر یه ارثیه کوچیک بیارم
اینجا خانوم پولسیفر نداریم
خب،به غیر از مامانم که اونم تو دورکینگه
چه عجیب این نامه خیلی خاصه
میشه بیام داخل؟- ...اهوم-
قهوه؟
اوه،من نباید
بذارین صادق باشم ما همه خیلی به این موضوع علاقه داریم
آقای بایچین نزدیک بود خودش بیاد پایین
ولی خب این روزا مسافرت نمیکنه
نمیدونم در مورد چی فکر میکنی
میراث
اینکه تو جعبه با نامه دیگه چیه
شرکت من بیشتر ۳۰۰ سال کارش همینه
ارباب روبی؟
این برای شماست از طرف مادرتون
و این امانته
نامه ایي که مادرتون نوشته،به همراه یه سکه طلا
و پنج واقعیت جالب که در سال آینده اتفاق میافته
که اطمینان میده داره دنبال یه شغل
قانونی بسیار موفق میگرده
تنها کاری که باید بکنین اینکه داخل جعبه رو ببینین
بعد از چندین قرن با دقت بررسی شد
و بعدش صبح روز یک شنبه خاص تحویل داده شد
و خب...اینجاست
از طرف اگنسه
مطمئنی؟- من این سبک رو میشناسم-
آتناهم- بادکومیه-
خب،چی باید این داخل ببینیم؟
تو اداره شرط بندی کردیم
دوست داری بازش کنی؟
اوه،میگم اینو باید به نوههام بگم
عجیبه
...،این اسم منه
...ببخشید،من
گفت یه مشاوره حقوقیه
حالا سریع،آخرین حقیقت دنیارو پیدا کن
در مورد تو و بانو سیپدون که از بخش برنامه ریزی شهر تشکیل شده است
دقیق تر از پیشگویی اگنس نوتر
که درباره جهان باید پیدا کنین
یه ساگ ادمه داره
،میدونی مقدار خوبی زیادی کنار گذاشتم
بعضی وقتا فکر میکنم باید از لندن بریم
یه خونه ییلاقی کوچیک جور کنیم
و میگن دو نفر با هزینه کم میتونن زندگی کنن
و خیلی خوبه یه نفر این اطراف باشه
خب گمون نمیکنم سرباز پولسیفر دیگه برگرده
من تنها ویچ فاندر باقی مونده هستم
و تو منو پیدا کردی
جادوگر دیگه ایي در کار نیس ولی...من باید اینکارو بکنم
حالا چی؟
...من
...فکر کنم الان من
سوال رو جواب بدم؟
آره،ادمه بده،بعدش
بله
چندتا نوک سینه داری جیزابل؟
جیزابل بازنشسته،آقای اس
فقط دوتا
...خب
خیلی خب
خب،پس با خیانت
تو جنگ رو نادیده گرفتی
خب،فکر کنم بهتر باشه که
با من در مورد اینکه چی بهتره صحبت نکن
من فرشته لعنتی جبرئیل هستم
هدف بزرگتر این بود که ما بالاخره همه چیز رو با همه مخالفان
حل و فصل کردیم
بلند شو
فکر نمیکنم بتونم تورو راضی کنم تجدید نظر کنی
قصد داریم آدم های خوبی برای رضایت خداوند باشیم
خب،برای رضایت خداوند
میخوایم یه درس عبرتی از خیانتکارها بسازیم
پس...برو داخل شعله
درسته
خب...دوست داشتنیه که همه شمارو میشنام
ممکنه تو یه موقعیت بهتر همدیگه رو ملاقت کنیم
دهنتو ببند و بمیر
فکر نمیکنم هیچ جایی تو این نه چرخه جهنم
یه چیزی به عنوان اردک پلاستیکی وجود داشته باشه
نه؟
...آخ
اهوم
ممکنه بدتر از اون چیزی بشه که فکر میکردیم
دیگه یکی از ما نیست
اون چیه؟
پس،احتمالا فکر میکنی اگه اون بتونه اینکارو بکنه
در عجبم دیگه میتونه چیکار بکنه؟
و خیلی،خیلی زود
همه شما این فرصت رو دارین که ازش سر دربیارین
داره خالی میبنده میتونیم بگیرمش
یه شیطان در برابر بقیه جهنم؟
قراره چیکار کنه؟- خفه خون بگیر-
،از اینجا ببرینش بیرون این باعث آشوب میشه
به چی داری نگاه میکنی؟ هیچی برای دیدن نیس
هیچی برای دیدن اینجا نیس
اومدم برگردم
اوه،خدایا
میکائیل،رفیق
یه معجزه سریع برامون بکن،باشه؟ یه حوله حموم میخوام
فکر میکنم برای همه بهتر باشه
اگه تو آینده تنها باشم
مگه نه؟
درسته
مطمئنی؟- آره،مطمئنم-
میدونم دارم چیکار میکنم فقط...فقط ازش خوشم نمیاد
شگفتیها تکنولوژیکی رو میشه آشکار کرد
و احتمالا تو فقط باید اونارو از هم جدا کنی
به این روش فکر کن
میخوای تمام عمرت از نوادگان اون باشی؟
مامانت گفت نمیتونم باهات حرف بزنیم به خاطر همین برگشتم
آدام دیشب چه اتفاقی افتاد؟
فقط یه سری چیزا مهم نیست
تمام کاری که سعی میکنم انجام بدم اینکه کمک کنم و حالا تو باغ گیر افتادم
تا کی نمیذارن بیایی بیرون؟
سال ها،من انتظار سال ها رو دارم
فردا چی؟- فردا ردیف میشه-
همه چیز رو فراموش میکنن همیشه فراموش میکنن
یه سیرک تو نورتن هست
میخوایم سیرک رو تماشا کنیم
باید بریم،من روبهراه میشم
داگ،از اون پرچین فاصله بگیر
چون اگه تو از اونجا رد بشی من باید بیام دنبالت بگردم
و باید باغ رو ترک کنم
و اجازه اینکارو ندارم
ولی مجبورم اگه رفتی و فرار کردی
داگ،تو سگ بدی هستی
وایستا،برگرد اینجا
یکی بهش گفت که دنیا داره تمومه میشه
نه دقیقا،مثل تابستون
،تابستان دیگری هم وجود خواهد داشت .اما هرگز چنین چیزی وجود نخواهد داشت
دیگه هرگز
!آدام جوان از سیبهای من فاصله بگیر
!ای پسر !به پدرت میگم
نمی تونست درک کنه چرا مردم چنین آشوبی به راه میندازن
درباره افرادی که سیب هاشون رو میخورن
ولی در این صورت خیلی کمتر سرگرم کننده میشد
و هیچ وقت یک سیب وجود نداشت،از نظر آدام
خوردن هیچ سیبی ارزش اینو که تو دردسر بی افته نداره
فکر میکنی بیخیال ما میشن؟
حدس میزنم،وانمود میکنن این اتفاق نیافتاده
اهوم
درسته،کسی نگاه نمیکنه؟
هیچکی
درسته،پس عوض بشیم
درست شبیه چیزی بود که اگنس بهشون گفته بود
داشتن با آتیش بازی میکردن
و باید یک جناح عاقلانه رو انتخاب میکردن
پس همینکارو کردن
آه
یقه تارتان،واقعا؟
تارتان شیکه
پس،آخرین پیشگویی اگنس نوتر
در مورد پول بود
من ازشون یه اردک پلاستیکی خواستم
و فرشته میکائیل مجبور شد با معجزه برام یه حوله حموم بیاره
یه کوچولو تنهامون میذارن
اگه از من بپرسی،هر دو طرف قصد استفاده از اینو
فضا برای نفس کشیدن دارن قبل از اینکه قضیه خیلی بزرگ بشه
فکر کردم این قضیه بزرگ بود
نه،به خاطر پولم این قضیه واقعا بزرگ
ما همش در برابر اونا هستیم
چی؟
بهشت و جهنم در برابر انسانیت؟
درسته وقت ترک کردنه باغه
میذاری واسه یه نهار وسوسهات کنم؟
وسوسه انجام شد
نظرت درباره یه رستوران شیک و پیک چیه؟
معتقدم یه میز به طور معجزه آسایی برای دو نفر باید آزاد باشه
...آه
دوست دارم فکر کنم هیچ کدوم از اینا اتفاقات شدنی نبود
اگه تو نبودی، تووجود یکم آدم خوبی هستی
و اگه تو با تمام وجودت نبودی
حروم زاده هستی که ارزش دوست داشتن رو داره
سلامتی
به سلامتی دنیا
به سلامتی دنیا
شاید به خاطر زورگویی ها اخیرا
دچار مشکلاتی شده بودیم که در طبیعت واقعی ایجاد شده
چون وقتی اونا مشغول خوردن بودن،برای اولین بار
یک بلبل در واقع در میدان برکلی شروع به آواز خواندن کرد
کسی صدای ترافیک رو نشنیده
ولی به اندازه کافی اونجا بود
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
و مهدی ترابیPunisherترجمه از آرمین
کانال تلگرام @Punisher_Sub
پایان فصل اول امیدوارم از تماشایه این فصل لذت کافی رو برده باشید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.