Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
گزارش ناخدا از کشتی تفریحی موربیلو
ما در مسیر هاوانا به سمت جنوب غربی در حرکت بودیم
که متوجه شدیم یه مشکلی وجود داره
اون چیه توی افق؟
ولی این غیرممکنه
ظاهرا گسترهی بزرگی از بستر دریا
از زیر ما بالا آمده بود
آدمهای عجیب با رداهای بلند و کلاههای غواصی
به روی عرشه آمده بودن و با خوشحالی با مسافران نشست و برخاست میکردن
مسافران فکر میکردن این اتفاق رو برای سرگرمیـشان برنامهریزی کردیم
کشیش اعظم در بازی پرتاب حلقه برنده شد
انجامش بده. واقعیش کن
انجامش بده. واقعیش کن
انجامش بده. واقعیش کن
انجامش بده
واقعیش کن
انجامش بده
آدام، هنوز متوجه حرفی که در مورد
سفینههای فضایی گفتی نشدم
اگه من موجود فضایی بودم نمیرفتم اینور و اونور
و پیامآور صلح و نیکی جهانی باشم
:من میگفتم این یه اسلحهی لیزریه"
"آمادهی مرگ بشین، خوکهای شورشی
منم اگه فضایی بودم و بشقاب پرنده داشتم همین رو میگفتم
"یا میگفتی: "نابود بشین
معلومه که فضاییها قبلا این کار رو میکردن
حالا دیگه پیامآور صلح جهانی و توافق کیهانی شدن
و دولت نمیذاره صداش دربیاد
چرا؟ - کارشون همینه -
نمیذارن مردم از فضاییها و رآکتورهای هستهای
و مردم تبت که تونلهای مخفی دارن
و به همهی حرفهامون گوش میدن، خبردار بشن
...آدام، فکر نکنم این چیزهایی که گفتی
میدونی... واقعی باشه
چیزهای رو اینترنت ممکنه ساختگی باشن
اینا رو توی مجله نوشتن
.معلومه که واقعیه مثل شهر آتلانتیس
راستش، فکر نکنم آتلانتیس واقعی باشه
.اونجا زیر آبه و مردم توش زندگی میکنن
چطوری میتونن نفس بکشن؟
شرط میبندم کلاه غواصی میذارن
درسته - به نظرت این واقعیت داره؟ -
.معلومه که واقعیت داره منم گفتم واقعیت داره دیگه
این تنها خبری نیست که از اقیانوس میشنویم
برخی از گزارشهای اولیه ادعا میکنن زمینی که
در اقیانوس اطلس بالا آمده قارهی غرق شدهی آتلانتیس هست
این عکس که گفته میشه از آتلانتیسیهاست
توسط مسافران یک کشتی تفریحی پست شده
واقعا دوران عجیبیه
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
شنبه آخرین روز دنیا
منم - میدونم تویی، ازیرافیل -
آره. درسته. ببین، لازمه که حرفمون رو به بالادستیها برسونی
به رئیس بزرگ
پیشگوییهایی وجود داشته
پیشگوییهای انسانی چه ربطی به ما داره
خب، کراکن بیدار میشود و از بستر دریا برمیخیزد
.آتلانتیس هم همینطور و جنگلهای بارانی برمیگردن
و این تازه شروعشه
آرماگدون داره میاد
و من کاملا مطمئنم که از امروز شروع میشه
درست بعد از زمان صرف چای
.دقیقا. درست طبق برنامهاس منظورت چیه؟
ببین، میشه لطفا یه دقیقه وایستی؟
خب؟ - ...آخه -
فکر کردم شاید یه کاری باشه که بتونیم انجام بدیم
.هست. میتونیم مبارزه کنیم و میتونیم برنده بشیم
ولی نیازی نیست حتما جنگ بشه
.معلومه هست در غیر اینصورت چطوری میتونیم برنده بشیم؟
حالا نگاه کن، هر کاری که لازمه اینجا بکنی رو انجام بده
...به گروهت گزارش بده و
وزنت رو کم کن
بیخیال
تو یه ماشین مبارزهی لاغر و بدجنسی
تو چی هستی؟
...من
من نازک نارنجیم
داشت یادم میرفت
...طبق گزارشهامون
یه شمشیر آتشین دریافت کردی
گمش که نکردی؟
...چی، مثلا
همینطوری بدمش به یکی؟
دو بسته تحویل داده شد
دو اسبسوار آمادهی سواری میشوند
دو تحویل آخر هنوز باید انجام بشه
لسلی
برگرد بخواب
.نمیتونم، عشقم باید بستههایی رو تحویل بدم
صبح شنبه؟
.خب، حداقل کار محلیه فقط دو تا کار دیگه مونده تا تموم بشم
لسلی
این تحویلها رو واسه کی میبری؟
نمیدونم، عشقم
یه شخص مهم
دفتر مرکزی گفت این کار حدود 6 هزار سال پیش سفارش داده شده
داشتن شوخی میکردن
خب، شرکت فقط 80 ساله که تاسیس شده
ولی اسناد رو دیدم
...به هر حال
کار ما پرسیدن دلیل نیست
کار ما تحویل دادن بستههاست
...دوستت دارم
ببر من
منم دوستت دارم، ماد
،شاید دارم پام رو از گلیمم بیشتر دراز میکنم
ولی داشتم اظهارات ازیرافیل رو
طی جلسهی قبلیمون دنبال میکردم
پروندههای مشاهدات زمینی رو بررسی کردم
مطمئنم که توجیه کاملا منطقی وجود داره
البته
مشکلی ندارین که این موضوع رو با استفاده از
کانالهای مخفی پیگیری کنم؟
کانال مخفی نداریم، میکائیل
منم
موضوع ازیرافیلـه
احتمالش هست که واسه تو کار میکنه؟
نه؟
خب پس، شاید بخوای در مورد فعالیتهای
اهریمن کرولی تحقیق کنی
احتمالا داره بازی خودش رو میکنه
منظورم رو گرفتی؟
نه، دارم میگم نمیتونی بهش اعتماد کنی
البته که میتونی به من اعتماد کنی
من یه فرشتهام
کرولی. کرولی. کرولی
چه بازیای داشتی میکردی؟
کجا باید برم؟
انگلیس که نه
آمریکا هم نه
آتلانتیس؟ دیروز وجود خارجی نداشت
.امروز وجود داره ولی اونم نه
ماه
.اتمسفر نداره جاهای تفریحی شبانه هم نداره
ستارهی آلفاسنتوری
اونجا همیشه این موقع سال قشنگه
.سحابی زیبا نگاهش کن
توی ساختنش کمک کردم
من فقط تا حالا سوال پرسیدم
قدیما واسه اهریمن شدن فقط همین لازم بود
نقشهی بزرگی نداری؟
خدا، داری گوش میدی؟
یه نقشهی بزرگ بهم نشون بده
خیلی خب، میدونم داری امتحانشون میکنی
گفته بودی قراره امتحانشون کنی
نباید واسه نابودی امتحانشون کنی
نه تا پایان دنیا
.نباید اجازهی تردد داشته باشن کامیونهای لعنتی
واسه بقیهی کسایی که تو جادهان احترامی قائل نیستن
،قدیما که واقعا زمان خیلی زیادی هم ازش نگذشته
،هر ده متر یه کنجی وجود داشت
،بچهها اینجا بازی میکردن
عاشقها به اینجا میاومدن تا دست همدیگه رو بگیرن
و در غروب ساسکس دل بدن و قلوه بگیرن
قبل از اینکه ازدواج کنن این کار رو با ماد کرد
میاومدن اینجا تا هم رو بغل کنن
و در یک رویداد به یاد ماندنی باهم خوابیدن
شما شخصی به اسم چاکی هستین، قربان؟
رودخونه رو نگاه کن
.بله، قربان آلودگیه
میشه گفت پیشرفتیه واسه خودش
آخه خیلی قشنگه
دنیای قدیمی جالبیه، مگه نه؟ و منظورم رو اشتباه نگیر
منظورم اینه، واسه تحویل بسته به سراسر دنیا میری
و بعدش انگار برمیگردی به حیاط پشتی خودت
طعنهآمیزه
من به آفریقا رفتم
به دز موینس هم همینطور
اونجا توی آمریکاست، قربان
حالا اینجام
اینم بستهی شماست، قربان
باید امضاش کنین
بفرمایین
،آسمان سرخ در صبح هشداری برای چوپانه
یا هشداری برای دریانورده؟
هشداری برای همهاس
سومین از چهار اسبسوار
زمانی که پستیلنس بازنشسته شد جای او را گرفت
اونا کارهای جالبتوجه زیادی
در مکانهای جالبتوجه زیادی داشتن
،در طراحی مهندسی بنزین
پلاستیک و آفتکش با تکنولوژی بالا کمک کردن
به اندازهی خشکسالی و جنگ جان آدمها رو گرفتن
آلودگی یعنی این
این یکی نزدیک بود منو بزنه
متاسفانه
یه پیام براتون دارم، قربان
بسته نیست
یه پیغامه
پس تحویلش بده
فقط اینه
"بیا و ببین"
!بالاخره
معنیش چیه، قربان؟
ندای عمله
جنگ و خشکسالی
آلودگی و مرگ
امروز، با هم سواری میکنیم
بهش به عنوان مردن فکر نکن
بهش به عنوان زود رفتن برای نخوردن به ترافیک فکر کن
بازم از مجلهی آکواریانز داری؟
چون میخوایم همه چی رو بدونیم
اونایی که بهت دادم رو خوندی؟
آره، حتما. وایسا
شما بچهها آبنبات میخواین؟
شکلاتیه
...ما شیرینی نمیخوایم اونم از دست - جادوگرها -
من میخوام
پس، اتفاقی که
در نیروگاه هستهای ترنینگ پوینت افتاد
ممکنه فعالیت تروریستی باشه؟
!ممکنه
تمام کاری که باید بکنیم اینه که چند تا تروریست پیدا کنیم که قادر باشن
یه رآکتور هستهای کامل رو
در حالی که هنوز در حال فعالیت بود رو بدون اینکه کسی متوجه بشه، بردارن
اگه دیگه رآکتوری براش باقی نمونده
چطوری هنوز داره برق تولید میکنه؟
اینو نمیدونیم
امیدواریم شما حشرات نابغه توی بیبیسی
یه ایدهای داشته باشین
!توجه
اینجا کشور ماست
تحت حفاظت ماست
کاش منم باهات میاومدم
دیگه خیلی پیر شدم
،دیگه زیر استتار دراز نمیکشم
تا جاسوسی کارهای شیطانیشون رو بکنم
،حالا دیگه همه چی به تو بستگی داره سرجوخه جادوگریاب پولسیفر
این آدام یانگ رو پیدا کن و مراقبش باش
نباید تعدادمون بیشتر باشه
اگه داریم از تمام کشور در مقابل جادوگرها محافظت میکنیم؟
کسی نگفت کار راحتیه، سرجوخه پولسیفر
بیا. اینو بپوش
آونگ اکتشاف
آونگ اکتشاف
پیچ انگشتی
...فکر نکنم من - پیچ انگشتی -
پیچ انگشتی
آتش زنه
راستش من آماده نیستم کسی رو آتیش بزنم
!آتش زنه - آتش زنه -
زنگوله - زنگوله -
کتاب - کتاب -
و شمع
زنگوله. کتاب. شمع
اینا واسه چی هستن؟
ممکنه یه اهریمن رو تطهیر کنی
چطوری باید این کار رو بکنم؟
زنگوله رو بزن
شمع رو روشن کن
کتاب رو بخونم؟
وقتی تحت حملهی اهریمنی هستی
واسه کتاب خوندن وقت نداری، پسر جون
...و بالاخره
سنجاق سینه
سنجاق سینه؟
آره. این سلاحت در ارتش نور هستش
صحیح
خب دیگه برم به تدفیلد
به سلامت، سرجوخه جادوگریاب پولسیفر
و باشد که ارتش افتخار در کنارت قدم بردارن
دنیا داشت تغییر میکرد
چیزی که آدام باور داشت حقیقت داره
در واقعیت داشت اتفاق میافتاد
من یه مغازهی خوب تعمیر رادیو توی لاسا اداره میکنم
...وایستادم یه جا چایی بخورم
یه دفعه دیدم اینجام و اینطوری لباس پوشیدم
همین رو بگو
...من داشتم توی شیگاتسی بلیط قطار میفروختم
زمان استراحت واسه خوردن چای تموم شد
صبح بخیر، آقا، خانم یا شخص بدون جنسیت
اینجا سیارهی شماست، درسته؟
بله، فکر کنم
زمان زیادیه دارینش، درسته؟ - شخصا که نه -
فکر کنم گونهی ما حدود نیم میلیون ساله که دارنش
،گذاشتین باران اسیدی رشد پیدا کنه درسته، جناب؟
شاید بیخیال پخش شدن هیدروکربن شدین؟
ببخشید؟
خب، متاسفم که اینو بهتون میگم، جناب
ولی یخهای قطبـتون به شکل چشمگیری
کمتر از اندازهی معمولی برای چنین نوع سیارهایه، جناب
در این زمان به خصوص ازش چشمپوشی میکنیم
حقیقت اینه که، ازمون خواستن یه پیغام براتون بیاریم
واسه من؟
پیام اینه: "ما پیامآور صلح همگانی
"و توافق کیهانی و از همچین چیزهایی هستیم
پایان پیام
خیلی لطف دارین
خبر دارین چرا ازمون خواستن این پیام رو براتون بیاریم؟
...فکر کنم ربطی به استفادهی انسانها از اتم و
ما هم همین کار رو میکنیم، جناب
ما هم همین کار رو میکنیم
چی شدی؟
فضاییها ماشینم رو نگه داشتن
نوک سینههاشون رو شمردی؟
...فکر نمیکردم - تو یه جادوگریاب هستی -
فضایییاب نیستی
ولی یه یادداشت در موردش مینویسم
نمیدونم اینم توی مجلهی جدید آکواریانـت هست یا نه
ولی تو فکر بودم باید نهنگها رو نجات بدیم
نهنگها واقعا میتونن آواز بخونن
و مغزهای خیلی بزرگی دارن
و تعداد خیلی کمی ازشون مونده
،اگه اینقدر باهوشن
تمام روز توی دریا چیکار میکنن؟
فقط شنا میکنن و چیزهایی رو میخورن
...و آواز میخونن و وای خدا، منم دلم میخواد نهنگ باشم
صحیح
پس نهنگها رو نجات میدیم
همهاشون رو
این یه کشتی شکار نهنگ نیست
این یک کشتی تحقیقات علمی هست
فعلا در حال تحقیق در مورد این سوال هست
که در یک هفته چند نهنگ میتونه شکار کنه؟
توی رادار اثری از نهنگ یا ماهی تونا نمیبینن
چیزی بزرگتر از ماهی انچووی نمیبینن
و حالا بستر دریا ظاهرا در حال فاصله گرفتنه
!امکان نداره
...همونطور که ناخدا گفت
این خطای دستگاهه...
سطح دریا دوباره داره بالا میاد
...شد 30 متر
،در زیر رعدهای اعماق بالادست
،خیلی پایینتر از دریای ژرف
کراکن خوابیده است
و حالا بیدار شده
دانشمندان اعلام کردند به خاطر ظاهر شدن
هیولای دریایی عظیمالجثه خودشان هم سردرگم شدهاند
که به خاطر هیولای دریایی افسانهای
در اینترنت با نام "کراکن" بهش اشاره میشود - چی؟ -
طبق حرفهای سخنگوی دولت ژاپن این موجود
ظاهرا کشتیهای شکار نهنگ را مورد هدف قرار داده
و یک میلیون غذای سوشی به دنبال انتقام هستند
داشتم در مورد کرولی فکر میکردم
یه چیزی جور درنمیاد - نگاهش کن -
میخواستم آماده بشم به مگیدو برم تا پسره رو ببینم
باید تا الان دیگه میرفتم
به جاش، با یه سطل اینجا وایستادم
و منتظرم بیان تا یه لولهی کوفتی دیگه رو تعمیر کنن
.خب، کرولی آقای حیلهگر حالا چیکار کرده؟
مطمئن نیستم
ولی میدونم که چیز خوبی نیست
.خب، پس اشکالی نداره اون قرار نیست کار خوبی انجام بده
منظورم این نبود
پس کار بدی انجام نداده
کار بدی انجام نداده؟
...خب
توی دردسر نیفتاده؟
مطمئنا تو دردسر افتاده
یا قراره بیفته - وارد عمل میشیم؟ -
هنوز نه. مدرک لازم داریم
،ولی به محض اینکه به دستش بیاریم سرخش میکنیم
و قراره دردش بیاد
چی، سرخ شدنش؟
آره
درسته. سرخ میشه
دیگه برگردیم سر آرماگدون
نگاهش کن
[هشدار پیشگویی]
،وقتی ارابهی آبی رابین وارونه شد"
،سه چرخ در آسمان
یک مرد با کبودی در روی تختت خواهد بود
"سرش به مانند درخت بید درد خواهد کرد
،صدمه دیده. زود باشین باید یه کاری بکنیم
.باید از ماشین دورش کنیم ممکنه منفجر بشه
تو تلویزیون اینطوری میشن
دیک تورپین منفجر نمیشه
احتمالا فکر میکنین چرا اسمش دیک تورپینه
...خب
[زمینهای مگیدو] [محل پیشگویی شدهی آرماگدون]
چهار سوار آخرالزمان هم سطح ما سواری میکنن
...و بعدش نیروهای ما
فکر کردم "نیروهایی تاریکی" یه مقدار طولانیه
واسه همین اسممون رو گذاشتم "نیروی تاریک یک"
،ما از روی زمین بلند میشیم
در حالی که حریفانمون از بالا به پایین نزول میکنن
به این میگن آرماگدون
دنیا اینجا به پایان میرسه
خب، اسم یونانیش اینه
به طور فنی، اسمش زمینهای مگیدو هستش
آره. حفاریهای باستانشناسی اونجاست
زمینهای آووکادو اونوره
اینجا آووکادو پرورش میدن؟
آره. یه جک در موردش داریم
...میگیم
"قراره آووکادوی بزرگی باشه"
من... از جک خوشم نمیاد
من جک نمیگم
و وقتی آدمها در حضور من جک میگن
به سرعت میبینن که دارن زبونشون رو قورت میدن
نه، دارم دروغ میگم
بیشتر من زبونشون رو قورت میدم
خب، پسره و سگ جهنمی کی به اینجا میرسن؟
تقریبا 20 دقیقه دیگه
سفیر واسه مراسم عکاسی با خرابههای معبد اینجاست
،و وقتی اونا برسن
پسر اربابمون رو پای خودش وایمیسته
مراسم عکاسی؟
مراسم عکاسی چیه؟
یه شوخی دیگهاس؟
نه، جناب بدنام
خب، میدونین سلفی چیه؟
فکر کنم اهریمن کرولی اختراعش کرده
،وقتی همه چی آماده شد پسره و سگ
و چهار سوار به اینجا میرسن
و پسره کلمه رو میگه
و آرماگدون شروع میشه
یه آووکادوی بزرگ
آناتما، یه مرد رو پیدا کردیم
با ماشین تصادف کرد - میدونم. بیاین تو -
بیاین ببریمش بالا
به نظر میاد انگار انتظارش رو داشتی
همینطوره
امیدوار بودم نیاد
،اگه نمیاومد شاید هیچکدوم این چیزها واقعی نبود
...ولی اگه اینجاست پس هیولا واقعیه
منظورت سگه - نه. هیچی نیست -
به هر حال چیزی نیست که شما بچهها نگرانش باشین
هی، شماها ساندویچ میخواین؟
یه ناهار کاملا مغذی تو خونه منتظرمه
مامانم دوست داره با اشتها برم به خونه
انجامش بده. واقعیش کن
انجامش بده. واقعیش کن
انجامش بده
خداحافظ، آناتما
تو نمیای، آدام؟ - من که نگفتم میتونین برین -
بعد از ناهار میبینمتون
آدام فرق کرده - احمق نباش -
راستش، واسه همین ازش خوشمون میاد
خستهکننده نیست
میدونی منظورم چیه
باید بدونی - اون آدامه دیگه -
بهترین بازیها و بهترین ایدهها به ذهنش میاد
آره، ولی یه چیزی تغییر کرده
دیگه مثل قبل نیست
میشه یه چیز احمقانه بگم
بدون اینکه شما فکر کنین احمقانهاس؟
یکم پیش ترسیدم نذاره بریم
احمقانهاس
راستش، منم این حس رو داشتم
عزیزم، هنوز برام واضح نیست که اینجا چیکار میکنیم
زندگی دیپلمات اینطوریه دیگه
یه لحظه توی لندنی
بعدش به صورت خانوادگی
در یک سفر اکتشافی تاریخی
از محلهای باستانشناسی اسرائیلی بازدید میکنیم
ولی اصلا منطقی به نظر نمیاد
با وزارت امور خارجه نمیشه بحث کرد، عزیزم
اینا به این خاطره که گفتم همسر رئیسجمهور شبیه زنهای سبکسره؟
چون هیچوقت همچین چیزی نگفتم
اینم راهنمای محلیمون
در محل باستانشناسی در مگیدو هستش
...آقا
...من هاستر هستم
لاویستا
من یه باستانشناسم
کدوم یکی از شما سفیره؟
تدیوس دالینگ، در خدمتم
همسرم، هریت - باعث افتخاره -
تو باید وورلاک باشی
بوی عن میدی
پسر بامزهایه
همیشه عاشق یه جک خوبم
خیلی چیزها در موردت شنیدم
سگ کجاست؟ - خب، پروفسور لاویستا -
از اطلاعاتی که بهمون دادن متوجه شدم که تل مگیدو
قسمتی از مرکز اجرایی تیگلاث پیلزر هستش
...پادشاههای آشوری جذبم میکنه
!میشه خفه شی
سگ کجاست؟
چرا پسره سگ نداره؟
صداهایی میشنوی؟
چی میگن؟
چی بهت میگن؟
...صداها - آره -
...توی سرم همهاشون میگن
چی؟
بوی عن میدی...
!کرولی
جریان چیه، کرولی؟
چیکار کردی؟
.هاستر. سلام. متوجه نمیشم منظورت چیه؟
...پسره پسری که اسمش وورلاکه
بردیمش به زمینهای مگیدو
سگه باهاش نیست
پسره هیچی در مورد جنگ بزرگ نمیدونه
اون پسر اربابمون نیست
...اون گفت که من
بوی عن میدم
خب، متوجه منظورش میشی دیگه - دیگه خودت رو مرده بدون، کرولی -
دیگه به تاریخ پیوستی
.همونجایی که هستی بمون میایم بگیریمت
تو یه سرجوخه جادوگریاب نیوتن پولسیفر هستی
ظاهرا مجریهای قانون متحد شدن
هرچقدر آتشزنه که نیاز داری بهت بدن
،تا هر جادوگر
عفریته و ساحرهای که میبینی رو بسوزونی
من واقعا یه جادوگریاب نیستم
هیچ جادوگری وجود نداره
راستش من یه مهندس کامپیوترم
فقط یه چیزی نیاز داشتم که به خاطرش از خونه بزنم بیرون
من آناتما دوایس هستم
و یه جادوگر واقعی هستم
.باید اینو بخونی در مورد توـه
باعث صرفهجویی در زمان میشه
...من
،وقتی ارابهی آبی رابین وارونه شد"
،سه چرخ در آسمان
یک مرد با کبودی در روی تختت خواهد بود
"سرش به مانند درخت بید درد خواهد کرد
تو رو میگه، تصادف با ماشین و آسپرین
تا حالا در مورد اگنس ناتر شنیدی؟
نه متاسفانه
یه جادوگر از 300 سال پیش
من از نوادگانش هستم
یکی از نیاکانت به چوب بستش و زنده سوزوندش
زنا پولسیفر - یا سعیش رو کرد -
نیاکانم؟
مرتکب زنا نشو پولسیفر
معلومه خانوادهات تمایل داره خانوادهی منو بسورونه
...واسه همین
کبریتهات رو برداشتم
من نمیخوام کسی رو بسوزونم
میدونم. اگه میخواستی اگنس بهمون میگفت
همهی این پیشگوییها رو توی یه کتاب که سال 1655 چاپ شد نوشته
میدونست قراره با ماشینم تصادف کنم؟
آره
نه
آره
خانوادهام 400 ساله که سعی میکنن
از پیشگوییهای خوب و دقیق اگنس سر در بیارن
میتونی بگی ما نوادههای حرفهای هستیم
چند تا پیشگویی داره؟
هزاران پیشگویی
به طور میانگین ماهی یه پیشگویی وجود داره
راستش الان بیشترن، چون داریم به پایان دنیا نزدیک میشیم
این کی قراره اتفاق بیفته؟
حدود 4 ساعت و 15 دقیقه دیگه
بیخیال. دنیا که قرار نیست امروز تموم بشه
طبق گفتههای اگنس پایان دنیا امروز
بعد از ظهر از اینجا در تدفیلد شروع میشه
فقط نمیتونم پیداش کنم - چی رو؟ -
ضدمسیح رو. هیولای بزرگ
دنبالش میگشتم، ولی پیدا کردنش غیرممکنه
جایی که هاگزبک به پایان میرسه" هیولای جوان دنیا رو تصرف میکنه
"و خط نسل آدم در آتش و تاریکی به پایان میرسه
هاگز بک
آدام یانگ
،و آدرسش پلاک چهار
خیابان هاگبک، تدفیلد هستش
چی گفتی؟ - آدام یانگ -
اون تو خیابان هاگبک پلاک 4 زندگی میکنه
بهم گفتن حواسم بهش باشه
تو چطوری...؟
...من که لعنتی
آدام... این دیوونگیه
.اون بچهی خیلی مهربونیه اون و دوستهاش بودن
که تو رو به اینجا آوردن
منظورم اینه، اون مهربونترین بچهی روستاست
منظورم اینه، اون نمیتونه هیولای بزرگ آخرالزمان باشه
بجنب
ما نمیخوایم باهات بیایم
راستش... من اصلا نمیخوام
از این خوشم نمیاد
رفتن به خونه هیچ فایدهای نداره
.مهم نیست دیگه همه چی تموم شده
ولی ما نمیخوایم با تو بیایم
میخواین
میدونی چرا همیشه باهام میای، ونزلی؟
چون جای دیگهای واسه رفتن نیست
هدفش چیه؟
وقتی بزرگ بشیم چی باقی میمونه؟
،هر جا رو که نگاه میکنی محیط زیست در جریانه
همه چی یا داره کشته میشه یا استفاده میشه
و کسی جدیش نمیگیره
همه فکر میکنن یه جوری همه چی دوباره بهتر میشه
کجای این منطقیه؟
.آدام، اینا همهاش کار اشتباهیه من باهات نمیام
ولی میای - اصلا خندهدار نیست -
ونزلی راست میگه
.بازی احمقانهایه داری عجیب و غریب رفتار میکنی
وظیفهی ماست که دوباره شروع کنیم
درسته، سگ؟
انجل! متاسفم
.معذرت میخوام هر چی که گفتم منظوری نداشتم
،باهام همکاری کن دارم معذرتخواهی میکنم. باشه؟ خوبه
سوار ماشین شو - چی؟ نه -
نیروهای جهنم فهمیدن که تقصیر منه
.ولی میتونیم باهم فرار کنیم آلفاسنتوری
.کلی سیارهی اضافی اون بالاست کسی متوجهمون هم نمیشه
کرولی، داری مسخرهبازی درمیاری
...ببین، من کاملا مطمئنم که اگه فقط
،به آدمهای درست دست پیدا کنم اونوقت میتونم همه چی رو درست کنم
.آدمهای درستی وجود نداره فقط خدا هستش
به اشکال مرموزی حرکت میکنه و با هیچکدوممون حرف نمیزنه
خب، آره، و واسه همین با خداوند قادر صحبت میکنم
و بعدش خداوند قادر درستش میکنه
همچین اتفاقی نمیافته
تو خیلی باهوشی
چطور کسی به باهوشی تو میتونه اینقدر احمق باشه؟
میبخشمت
میرم خونه، انجل
وسایلم رو جمع میکنم و میرم
و وقتی که میرم به ستارهها دیگه حتی بهت فکر هم نمیکنم
منم تو این وضعیت بودم
بدون اون اوضاعت بهتره
!کرولی
!کرولی
فقط میخوایم باهات حرف بزنیم
میدونیم که اینجایی
!کرولی
اینجام، بچهها
سلام
!این... این... آب مقدسه
...باورم نمیشه که حتی یه اهریمن
!آب مقدس ...این... این
!ولی اون هیچ کاری باهات نکرده
فعلا
...تو
منو نمیترسونی
میدونی این چیه؟
این یه آبپاشه
ارزونترین و موثرترین آبپاش فروشگاه
میتونه یه افشانه آب رو به هوا بپاشه
با آب مقدس پر شده
میتونه تو رو به اون تبدیل کنه
بلوف میزنی
.شاید میزنم شاید هم نه
از خودت بپرس
حس خوششانسی بهت دست داده؟
آره. تو چی؟
وقت رفتنه، کرولی
...سلام؟ میدونم ضدمسیح کجا
سلام، آنتونی کرولی هستم
.میدونی که چیکار کنی باکلاس انجامش بده
!حرکت نکن
یه چیز خیلی مهم هست که باید بدونی
قبل از اینکه خودت رو رسوا کنی
...میدونم ضدمسیح کجا
.آره، وقت خوبی نیست یه دوست قدیمی اینجاست
...ولی
خب، کاملا از آزمون قبول شدی
آمادهای با بالادستیها بازی کنی
چی؟ تو دیوونهای
اربابان جهنم میخواستن مطمئن بشن قابل اعتمادی
قبل از اینکه در جنگ پیش رو بهت
اختیار سپاه دوزخی رو بدیم
و هاستر
دوک جهنم
کاملا در آزمونت موفق شدی - من؟ -
حالا، انتظار ندارم که باورم کنی، دوک هاستر
ولی چطوره با انجمن تاریکی صحبت کنیم؟
بذار ببینیم میتونن متقاعدت کنن یا نه
داری به انجمن تاریکی زنگ میزنی؟
آره، همینطوره
:و اونا میگن "!فعلا، بیعرضه"
احتمالا تو فکرین که کرولی کجا رفت؟
اهریمنها محدود به قوانین فیزیکی نیستن
طی سالها، تعداد بیشماری از ساعات الهیات
صرف بحث در مورد این سوال شده که
چند تا فرشته میتونن روی یه سر سنجاق برقصن؟
برای جواب دادن نیاز به اطلاعات داریم
اولا، فرشتهها نمیرقصن
این یکی از مشخصات مخصوص هست
که نشاندهنده یک فرشتهاس
پس، هیچی
حداقل، نزدیک به هیچی
"ازیرافیل رقصی به اسم "گاوات
رو در یک کلاب ملاحظهکارانهی مردانه
در پورتلند پلیس در اواخر 1880 آموخت
پس از مدتی، در این کار خیلی ماهر شد
و وقتی چند دهه بعد گاوات برای همیشه
از رده خارج شد، خیلی رنجیده خاطر شد
پس برای رقص یه رقاص گاوات وجود داشت
"پس جواب ساده میشه "یک نفر
بعد دوباره، شاید بپرسین چند تا اهریمن
میتونن روی یه سنجاق برقصن
به هر حال اونا هم از یه نسل اصیل هستن
و حداقل اهریمنها میرقصن
البته نه چیزی که بشه گفت رقص خوب
چه برای اهریمنها و چه برای فرشتهها
اندازه و شکل اختیارین
پس، اگه از نمای خیلی نزدیک نگاه کنین
تنها مشکل رقصیدن روی سر سنجاق
اون همه شکاف بین الکترونهاست
کرولی هم همونجا رفته
هاستر هم همونجا دنبالش میره
در حال حاضر هردوشون با سرعت فوقالعادهای
در سیستم تلفن سفر میکنن
!کرولی
!نمیتونی از دستم فرار کنی
،از هر جایی بیرون بیای !منم از همونجا بیرون میام
سه، دو، یک
صدام رو میشنوی؟ !کرولی
...سلام، من
کجایی، فسقلی؟
صدات رو شنیدم
تو و بهترین دوستت، ازیرافیل
دیگه مردین
،هاستر، دوک جهنم حالا درون یک نوار
در داخل پیغامگیر آنتیک کرولی گیر افتاده
من کجام؟ منو اینجا تنها نذار
میدونم ضدمسیح کجاست - وای نه -
میدونم ضدمسیح کجاست - نه، نمیتونی -
...جراتش رو نداری
!ای مارموز
سلام، ازیرافیل
میکائیل
اورئیل
سندلفون
...سلام
الان داشتیم چیزهای خیلی نگرانکنندهای
در موردت متوجه میشدیم
یه جورایی فرشتهی مغضوبی شدی، مگه نه؟
با دشمن همکاری میکنی؟
من باهاش همکاری نمیکردم
فکر نکن دوستپسرت که عینک آفتابی میزنه
توی جهنم باهات نسبت به بقیه برخورد متفاوتی میکنه
اونم توی دردسر افتاده
ازیرافیل، وقتشه که طرفت رو انتخاب کنی
راستش من خیلی در موردش فکر کردم
در مورد انتخاب طرف
چیزی که فکر میکنم اینه که معلومه دو تا طرف وجود داره
.تمام هدف همینه تا آدمها بتونن انتخاب کنن
معنی انسان بودن همینه
انتخابها
ولی این برای اوناست
وظیفهی ما به عنوان فرشتهها باید این باشه که این چیزها رو همینطوری نگه داریم
تا بتونن انتخاب بکنن
زیادی فکر میکنی
تو... نمیتونی
چرا این کار رو میکنی؟
.ما فرشتههای خوبیم ...باید بهتون هشدار بدم که
...تمام این کارها رو میبرم پیش
...پیش یه مسئول بالاتر
واقعا فکر میکنی بالادستی تماست رو جواب میده؟
خیلی مسخرهای
.اوه، عالیه داره شروع میشه
...شماها... شماها
فرشتههای بدی هستین
به نظر من به نفع همهاس
که همهی بمبهای هستهای شلیک بشن و از نو شروع بشه
فقط این دفعه به شکل درست
بعدش میتونیم یه فکری واسه همه چی بکنیم
اون همه بمب شلیک میشن
آدمها کشته میشن
به عنوان مادر نسلهای متولد نشده، مخالفشم
.مشکلی واسه شما پیش نمیاد ازش مطمئن میشم
شرورانه میشه، نه؟ اینکه تمام دنیا رو واسه خودمون داشته باشیم
.میتونیم بازیهای معرکهای بکنیم میتونیم با ارتش واقعی جنگ کنیم
ولی دیگه آدمی وجود نداره
همهاشون میمیرن
میتونم برای خودمون آدمهای جدیدی بسازم
آدام، خواهشا بذار بریم خونه
مامانی و باباییم رو میخوام - نه -
واستون مامانی و بابایی جدید میسازم
!خواهش میکنم، آدام
آدام، چیکار داری میکنی؟
به زودی دوستهام میان
.ازشون خوشتون میاد خیلی شبیه شما هستن
بهم کمک میکنن جلوی همه چی رو بگیرم
،جدی میگم، آدام، خواهش میکنم !نمیتونم حرکت کنم
!از این بازی خوشم نمیاد
.حالا وایسا قراره شرورانه باشه
،پس آدام رو پیدا میکنیم بعدش چیکار کنیم؟
جلوش رو میگیریم
اون داره آرماگدون رو میاره
پس ازش مودبانه بخوایم دست نگه داره؟
.نمیدونم اگنس چیزی نگفته
...همهاش چیزهایی در مورد
من و تو گفته
مثلا چی؟ - چیزهای احمقانه -
دلت نمیخواد بدونی
خیابان هوگبک زیاد از اینجا دور نیست
!محکم منو بگیر
!من احمق نیستم
توی انگلیس گردباد نمیاد
!امروز میاد
!پیشگویی 691
،چند ثانیه دیگه باد باید آروم بشه بعدش دو برابر میشه
کمتر از یه دقیقه وقت داریم که برگردیم داخل
قبل از اینکه دوباره شروع بشه
فهمیدی؟
خیلی خب. فهمیدم
!زیر تخت
!این دیوونهکنندهاس
اینجا گردباد نمیاد
اگنس گفته بعدش باید چیکار کنیم؟
بگذارید چرخهی سرنوشت بچرخد
بگذارید قلبها متحد بشوند
آتشهای دیگهای جز آتش من وجود دارد
،وقتی که گرباد میچرخد
باهمدیگر درد دل کنید - "باهمدیگر درد دل کنید" -
...دنیا داره به پایان میرسه و من
...من هیچوقت
هیچوقت یه بانک نزدم
هیچوقت به خاطر پارک ممنوع جریمه نشدم
هیچوقت غذای تایلندی نخوردم
هیچوقت خارج نرفتم
هیچوقت یاد نگرفتم یه آلت موسیقی بنوازم
...و هیچوقت
یه دختر نبوسیدی؟
نه، نه حتی یه بار
یه فنجون چای خوب برات درست کردم
همونطوری که دوست داری درستش کردم
نه تا قند و شیر غلیظ
آقای شدول. چه حرفهای خوبی میزنین
فرستادمش به داخل فنا و نابودی
کی رو؟ - سرجوخه پولسیفر -
.اون فقط یه پسر جوونه گذاشتم تنها بره
باید باهاش میرفتم
خب، بیرون داره تو هوای خوب میگرده
این غیرعادیه
،من مرد بدی هستم و بدترین گروهبان جادوگریاب
باورم نمیشه که گذاشتم تنها بره
باید برم پیشش
یه قطار به تدفیلد هست
با بلیط مدتدار اتوبوسم نمیتونم تا اونجا برم
واسه بلیط قطار هم پول ندارم
قرار نیست با دستمزد
روسپیگری و بزرگ کردن ارواح سفر کنم
پنج پوند دیگه واسه ساندویچ و قهوه لازم داری
وایسا
نباید قبلش یه شامی چیزی بخوریم؟
وقت نداریم
خب، اگه از من نمیگیری
چطوره از اون مردهای خوبی که زنگ زدن بگیری؟
آقای کرولی بهم پول مساعده نمیده
فکر کنم عضو مافیاست
ولی اون بچه سوسول جنوبی توی کتابفروشی
شاید دلرحم باشه
آره، پول داره
حتی الان، پولسیفر جوان، ممکنه در حال تحمل
شکنجههای غیرقابل تصور به دست دختران شب باشه
نمیتونم تصور کنم چی داره بهش میگذره
آره، نمیتونیم افرادمون رو اونجا تنها بذاریم
ممکنه همه جور کاری باهاش بکنن
درست توی همین لحظه
خب، فکر نکنم حتی اگه این کار رو باهاش بکنن هم
آخرالزمان بشه، آقای شدول
!خواهش میکنم، آدام
!باید بریم خونه
!اینجا خونهاتونه !اینجا، پیش من
نیازی نیست به خونه یا مدرسه یا جایی برین
یا دیگه کاری بکنین که دلتون نمیخواد بکنین
!آدام، بس کن دیگه
!خفه شو
!فقط بس کن !بس کن! بس کن
!حرف نزن !همهاتون دیگه نباید حرف بزنین
!با همتونم، دیگه حرف نزنین
سلام
من فرشتهی آسمانی ازیرافیل هستم
...دارم دنبال
یه مسئول بالادستی میگردم
کسی اونجاست؟
!تعطیل کردیم
این قضیه به شدت مهمه
آماده شدم این قضیه رو تا بالاترین سطح ببرم
...من
باید با خداوند قادر صحبت کنم
صحبت کن، ازیرافیل
...من دارم با
خدا صحبت میکنم؟
داری با متاترون صحبت میکنی، ازیرافیل
صحبت با من صحبت با خداست
من صدای خداوند قادر هستم
خب، بله. ولی اینکه تو صدای خداوند قادر باشی
مثل اینه که سخنگوی رئیسجمهور
صدای رئیسجمهور باشه
من واقعا نیاز دارم مستقیما با خدا صحبت کنم
هر چی به من بگی به خدا گفتی
خب، ازیرافیل؟
میخوام در مورد رفتار چند تا فرشته شکایت کنم
ولی موضوع مهم ضدمسیحه
،میدونم کیه میدونم کجاست
کارت خوب بود، آفرین
پس دیگه نیازی به مهملاتی در مورد
تبدیل شدن یک سوم دریاها به خون و همچین چیزهایی نیست
.نیازی به وقوع جنگ نیست میتونیم همه رو نجات بدیم
هدف اینه که از جنگ جلوگیری نشه
هدف اینه که برنده بشیم
چجور رویداد آغازینی جنگ رو تسریع میبخشه؟
به نظرمون یه جنگ هستهای چند ملیتی
شروع خوبی میتونه باشه
چه خلاقانه
مبارزه داره آغاز میشه، ازیرافیل
بهمون ملحق شو - سه سوته ملحق میشم -
چشم به هم بزنی بهتون ملحق میشم
فقط یکی دو تا کار مونده که باید تکمیلشون کنم
پس دروازه رو برات باز نگه میداریم
وقت تلف نکن
...چشم، اعظم
خوبیِ اعظم
...الو. میدونم ضدمسیح کجا - سلام، آنتونی کرولی هستم -
.میدونی که چیکار کنی باکلاس انجامش بده
.خب، میدونم کی هستی، احمق خودم بهت زنگ زدم
...گوش کن، میدونم ضدمسیح کجاست
.آره، زمان خوبی نیست یه دوست قدیمی اینجاست
...ولی - !ای ابلیس کثیف -
!با نیروهای تاریکی متحد شدی
سرگروهبان شدول؟
!ای هیولا
زنها رو اغفال میکنی تا درخواستهای شیطانیت رو انجام بدن
فکر کنم شاید مغازه رو اشتباهی اومدین
اهریمن تسخیرت کرده و من تطهیرت میکنم
با زنگوله، کتاب و شمع
باشه، خیلی خب
ولی لطفا به حلقه نزدیک نشو
هنوز داخلش نیرو هست
زنگوله
حقیقتش من اهریمن نیستم
...نمیدونم فکر میکنی چی دیدی، ولی
!کتاب
خواهش میکنم، نباید به حلقه نزدیک بشی
اینم اصولا یه شمع حساب میشه
ببین حلقه روشنه و خیلی غیرعقلانیه
که بدون تجربهی مناسب داخلش قدم بذاری
هر چیزی که فکر میکنی دیدی
!داخل حلقه قدم نذار، مرد احمق
!شیطان، دیگر بازگشتی در کار نیست
تف توش
آهای؟
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
کانال تلگرام تیم ترجمهی دیباموویز https://t.me/DibaSub
«Arman_Triple3@yahoo.com»
31/May/2019
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.