All language subtitles for Shadow.in.the.Cloud.2020.HDRip.XviD.AC3-EVO-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« نیروهای هوایی متفقین » « اطلاعیه‌ی مهم »

!هی، تو

هان، چیه؟

مگه تو نباید بیشتر مواظب باشی؟

عه، من خیلی مواظبم

حالا، بزن به چاک. سرم شلوغه

!تقصیرِ من نبود. اون یه گرملین بود

یه گرملین؟

...آره، همه قصه‌ی گرملین‌ها رو شنیدن

،اونا سیم‌کشیِ هواپیماها رو می‌جون .سیستمِ ناوبری رو خراب می‌کنن

!اونا از صدمه زدن به ما لذت می‌برن

گرملین‌ها فقط تو خیالاتِ تو هستن

ما به نیروهامون مدیونیم که تمرکزمون رو حفظ کنیم

،خلبان‌های حواس‌پرت باعثِ حوادث میشن !نه موجوداتِ عجیب و غریب

این مسئولیتِ توئه که محتاط باشی

مرتب بودنِ محل کار باعثِ ایجاد محیط سازنده‌ای میشه

!سر و وضعت رو مرتب کن

ما افراد با دل و جرأت و حواس جمع لازم داریم

مراقبِ خودت باش تا آماده‌ی نبرد بمونی

!رو کارت تمرکز کن

،از حواس‌پرتی پرهیز کن .و هُشیار و آماده باش

هان؟ « به من لگد بزن »

بیاید آسمون‌هامون رو امن نگه داریم !تا بتونیم تو این جنگ پیروز شیم

گرملین‌ها فکر می‌کنن صدمه زدن » « به شما حال میده

« ماد گرت »

« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

« سایه‌ای در میانِ ابرها »

« پایگاه هوایی اوکلند متفقین » « نیوزیلند، 1943 »

هی! هواپیمای «فولز اِرند» کجاست؟

!هی

!هی، محض رضای خدا جواب بده

چی...؟

کجا رفتی؟

« فولز اِرند »

!واسه این کُس‌شعرات خیلی زوده

،دیشب زیادی مشروب خوردی تاگرت، رفیق عزیز؟

خدایا. دهنت رو ببند

اوه، سلام علیکم، جیگر

فکر کنم دستشوییِ زنونه اون طرفه

من تو این پروازم

متوجه شدید یه شیلنگِ هیدرولیکِ لق از چرخ‌ها آویزون شده؟

هان؟ یه شیلنگِ هیدرولیک لق؟

تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟ .همین الان پیاده شو

من تو این پروازم - !آره جونِ عمه‌ات -

من مأموریت دارم تو این پرواز باشم - این یه گردشِ تفریحی نیست، خانومی -

!پیاده شو

اون پشت چه خبره؟

من مأموریت دارم تو این پرواز باشم

!از هواپیمای لعنتی من برو پایین

!دوباره به من دست نزن

!وای

روبراهی، تاگ؟

تاگرت، اون کیه؟

من مأموریت دارم سوارِ این پرواز بشم

دستوراتِ سرگرد رایگرتـه

جدی، اون پشت چه خبره، بچه‌ها؟

اون یه دختره؟ من هیچی نمی‌شنوم

هی! اون واقعاً یه دختره که سوار هواپیما شده؟

میشه یکی بهم بگه اینجا چه خبره؟

...دورن! اون یه زنه که

آره، رفیق. یه دختره! خبرِ خوب، بکل

صدات رو نمی‌شنوم - اومده اینجا بکارتت رو بگیره -

نه، جدی میگم، واسه چی اینجاست؟

نمی‌دونم والا! ولی از منظره لذت می‌برم

منم همینطور

کاپیتان! الان یه دختری سوارِ هواپیما شده

و ادعا می‌کنه مأموریت داره تو این پرواز باشه، قربان

چی؟ - !نمی‌دونم -

نامه از دفترِ شخصِ سرگرده، قربان

سرگرد رایگرت، هان؟

من این ساعت با دُمِ شیر بازی نمی‌کنم

داریم فرصتِ پریدن رو از دست می‌دیم، قربان

ویلیامز، چیزی در این مورد می‌دونی؟

نه، قربان. اون نامه برای شماست، نه من

الان واسه این چیزها وقت ندارم

بفرستش تو برجکِ پایینی تا وقتی از زمین بلند شیم

وقتی ارتفاع گرفتیم سر در میاریم قضیه چیه

تو، با من بیا، زود

کاپیتان، چراغ سبز داریم

!این بالا موضعِ دیگه‌ای نیست

دستورِ کاپیتانه... همین الان برو توی برجکِ پایین تا پرواز کنیم

پس منتظرِ چی هستی؟ می‌خوای اون یکی دستت رو هم بشکنم؟

برو تو دیگه. داریم بلند می‌شیم

هی! همیشه رو پای من واست جا هست، عزیزم

شروع نکن، دورن

من باید از این محافظت کنم - خب، پس ازش محافظت کن -

نمی‌تونم بسته‌ام رو ببرم اون تو

!خدای بزرگ. خب، بذارش این بیرون

تو دستور صریحاً قید شده که !از بسته‌ام محافظت کنم

خب، می‌تونی بری سوارِ هواپیمای بعدی بشی

من ازش محافظت می‌کنم

تو گنبدچه‌ی بالایی برات نگهش می‌دارم

اون حسّاسه... باید راست نگه داشته بشه

خیلی خب

محتویاتش کاملاً محرمانه‌ست

باشه

!آخرین فرصته، خانومی

آره یا نه؟

عذر می‌خوام، کاپیتان - هر وقت آماده باشید پرواز می‌کنیم، بچه‌ها -

بله، قربان. آماده‌ی پرواز هستیم

اون دیگه چی بود؟

حالا باید با یه دخترکِ پر فیس و افاده سر و کله بزنم که بهم زور میگه

آره. آخه ما از کِی شدیم کشتیِ نوح، هان؟

چیه، حالا که یه رنگین پوست تو کابین داریم باید هر زنِ بالداری رو مُفتی سوار کنیم؟

،این یه مأموریتِ متفقه .ستوان فینچ

داریم باهم کار می‌کنیم - ستوان دیگه چه کوفتیه؟ -

...انگلیسی حرف بزن. من نمی - هی، هی. بچه‌ها. بچه‌ها -

میشه برگردیم سرِ بحثِ فعلی؟

تو گفتی «زنِ بالدار»؟ منظورت از «بالدار» چیه؟

دستش شکسته

آخه دستش رو می‌خوایم چیکار؟ کونش چطوره؟

با اون روپوشی که تنش بود، نمی‌تونستم ،تشخیص بدم، شیک و پیک بود

،ادای سربازها رو در میاورد ...ولی این رو بهتون میگم بچه‌ها

از کیرِ شیطان هم داغ‌تر بود

حاضرم واسه رسیدن بهش تاگرت رو هم بُکنم

!یعنی، جدی میگم

.یکی از اون دهن‌ها داره می‌دونی، از اون دهن‌هایی

که می‌تونی کل روز بُکنی توش

،خب، لعنتی. شاید اگه پرواز کسل‌کننده شد

همه بتونیم یه حالی بکنیم - شاید تو بتونی یه دستی -

باهاش حال کنی، ولی دختره واسه حال دادن به من هر دو دستش رو لازم داره

باورم نمیشه یه کُس انقدر بهم نزدیک بود و حتی نتونستم نگاهش کنم

اون یه کُسِ خیلی مخفیه، دوستان

سلام، بچه‌ها

امیدوارم از این که امروز باهاتون میام ناراحت نشده باشید

...آه

گندش بزنن

ببخشید، عزیزم. حواسم نبود بی‌سیم وصله

آره، شرمنده. ما فقط داشتیم تعریف می‌کردیم

اوه. حالا دیگه باید مراقب باشی

دلت نمی‌خواد گنده دماغ بشم

هر وقت دلت بخواد می‌تونم یه سرِ گُنده بهت بدم، عزیزم

دورنِ سگ صفت دوباره شروع کرد

هی، اسمت چیه، عزیزم؟

افسرِ پرواز گرت. و تو چی؟

سرباز دورن، در خدمتِ شماست

...من سرباز بکل هستم .تیربارچیِ پشت

ستوان فینچ، عزیزم... افسرِ ناوبر

گروهبانِ فنی تاگرت - متصدیِ بی‌سیم

خب، از آشناییِ با همه‌تون خوشوقتم

خیلی ممنون که اجازه دادید امروز همراهتون بیام

من کاپیتان ریوز هستم

من و خدمه‌ام استراحتِ خودمون رو کوتاه کردیم چون متحدهامون

تو ساموآ نیازِ فوری به این ترانسپوندرها داشتن

آقای ویلیامز، کمک خلبانِ ما ...از نیروی هوایی نیوزیلند

محموله رو زیرِ نظر داره

اون ساعت‌ها قبل تأیید شده پس چرا در زمانِ بلند شدن

یهویی یه مسافر سوارِ هواپیمام میشه؟

.من مسافر نیستم، قربان .از نظر فنی، منم خدمه‌ام

من که خیلی شک دارم

هیچ زنی تو نیروهای هوایی نیست

قطعاً هست

من از قوای پشتیبانی زنانِ نیروی هوایی سلطنتی هستم

که مطمئنم مرد اسکاتلندی‌تون هم از نیروی هوایی سلطنتیه

تو هیچی در مورد من نمی‌دونی

آره، تاگرت یکی از ماست - چراغ کجاست؟ -

ما باهم رفتیم جهنم و برگشتیم

من از غافلگیری خوشم نمیاد، خانم گرت

درک می‌کنم، قربان، ولی این یه محموله‌ی ،لحظه آخری از بالاترین سطح بود

و اگه دستور رو خونده باشید، محرمانه‌ست

.قرار نیست سؤالی بپرسم .خیلی خب، خانم گرت

افسرِ پرواز گرت

‏6,000 پا و در حال صعود

دریافت شد

البته، کاپیتان. در حال صعود به 8,000 پایی

،خانم گرت

شما دقیقاً چطوری افسرِ پرواز شدی؟

شما ویلیامز هستی، درسته؟

من ستوانِ پرواز ویلیامز از نیروی هواییِ سلطنتی نیوزیلند هستم

.درسته. شرمنده، ستوان .خیلی از آشنایی‌تون خوشوقتم

فکر می‌کردم زنانِ نیروی هوایی خدمه‌ی پرواز نیستن

آره. یه «دودو» چطوری می‌تونه به خودش بگه افسرِ پرواز؟ (پرنده‌ای بی‌پرواز و منقرض شده)

یه دودو؟ - ،می‌دونی، زمین‌گیر -

مثلِ یه پنگوئن یا مرغ

!مرغ‌ها می‌تونن پرواز کنن، کله پوک

هی، نمی‌تونن فاصله‌ی زیادی پرواز کنن، فینچ

.من پرنده نیستم .یه مکانیکِ پرواز و خلبانم

اوه. خب، ببخشید، علیاحضرت

خبر نداشتیم شما خلبانِ نمونه‌ای

پس، سابقه‌ی پرواز داشتی؟

آره

چطوری؟ - ،قبل از این که عضو زنانِ نیروی هوایی بشم -

نیروی ذخیره‌ی حمل و نقل هوایی بودم

اوه. خب، پس خلبان نیستی

یه مأمورِ تحویلی

درسته

،سلام، گرت. امم... جوری که من شنیدم

...‏99 درصد زنانِ نیروی هوایی همجنس‌بازن

و 1 درصد باقی هم فاحشه‌ان

حالا، به نظرت این حقیقت داره؟

و اگه اینطوره، تو کدومشون هستی؟

سؤالِ خیلی خوبیه، سرباز دورن

ما 100 درصد سرباز هستیم - !نه -

!اوه، پس تو هم سربازی - بچه‌ها، من از الان احساس امنیت می‌کنم -

اگه تو نبرد نبودی سرباز نیستی

هی، دست از سرش بردارید، میشه؟ .داره کارش رو انجام میده

و شما؟

گروهبان دوم والتر کوئید

!جووون

چایی نخورده پسرخاله شدی، هان، کوئید؟

خدای بزرگ، حس می‌کنم یکم سُرخ شدم

اونا بالا جای بسته‌ام امنه، گروهبان کوئید؟

اوه، من اینجا یه بسته‌ی گُنده واست دارم، عزیزم

جای بسته‌ام امنه؟

!بسته. عالی بود - هی، بیخیال، بچه‌ها -

زِر نزنید. بسته‌تون صحیح و سالمه، خانم گرت

هی، به هر حال چی توشه؟ یه رمزگشا؟

رو بارنامه نوشته بود محرمانه، بکل

!اوووه - ،جدی -

وقتی دماغت رو تا ته کردی تو کونش چطوری نفس می‌کشی؟

خیلی خب، آقایون. می‌دونم فضا با مهمونِ جدیدمون

خیلی هیجان‌انگیزه. ولی بیاید ورّاجی رو به حداقل برسونیم

در حال صعود به 8,000 پایی

...کاپیتان، ترانسپوندرها

تحملِ دمای انجماد رو ندارن...

می‌دونم، ویلیامز

فقط باید قبل از کاهش ارتفاع توفان رو پشت سر بذاریم

هی، بچه‌ها. اوضاع جایی که هستید امن و امانه؟

آره، این بالا امن و امانه

آره، این پشت هم امن و امانه. چطور؟

،وقتی داشتیم میومدیم زیرِ پوشش ابری .فکر کردم یه چیزی دیدم

بهتر بود اون موقع بهمون می‌گفتی، فینچ

چی دیدی، فینچ؟

نمی‌دونم. شاید یه هواپیمای غیرنظامی

فقط یه لحظه بود

،منظورت موقعیتِ ساعت یازدهه

تقریباً یک دقیقه بعد از صعود

در واقع، منظورم همینه، گرت

اون پایین دیدیش؟ - آره، دیدمش -

گرت، تونستی خوب ببینیش؟

،ممکن بود یه هواپیمای ملخی باشه .همونطور که فینچ گفت

اینم مثلِ شیلنگ هیدرولیکِ لقت

روی باند فروده، خانم گرت؟ - شیلنگِ هیدرولیکِ لق؟ -

اوه، خانم گرت وقتی سوارِ هواپیما شد سراسیمه و نگرانِ آویزون بودن یه چیزی

از انتهای چرخ‌ها بود - ...نه، من -

ما خیلی عالی بلند شدیم

آقایون، با این که خیلی از این ،بحث‌های رنگارنگ لذت می‌برم

این صحبت‌ها باعثِ حواس‌پرتیـه

بیاید تا عبور از توفان ارتباطاتِ رادیویی رو قطع کنیم

...کاپیتان، من - ارتباط رادیویی ممنوع -

...نه، قربان، ولی من - .سکوت! این یه دستوره -

قربان، من یه چیزی زیر بالِ سمت راست می‌بینم

تکرار کن؟

...گفتم من

من یه چیزی رو دیدم که روی بالِ راست حرکت کرد

اسمِ اونا پروانه‌ست، عزیزم

و اونا به پروازمون کمک می‌کنن

واضح‌تر توضیح بده - ...من یه -

یه سایه دیدم، قربان

یه سایه؟

...بله، قربان. یه سایه

داخل چراغ‌های علامت

چراغ‌های علامت؟

.داخلِ نور چراغ‌های ناوبری، یه سایه دیدم .رفت اون طرفِ بال

...دیدمش. اون

...اون شبیه یه جور حیوون بود. یه جور

و منم می‌بینمش - گمونم پاگُنده‌ست -

آره، یا یه گرملین

گرت، چرا از اون برجک نمیای بیرون؟

من فقط فرستادمت اون پایین که حین بلند شدن جات امن باشه

...قربان - گرت، اگه بخوای جام رو باهات عوض می‌کنم -

جات رو باهام عوض می‌کنی، کوئید؟ - حتماً -

برجکِ بالا، برجکِ پایین؛ برام فرقی ندارن

،مواضع خدمه قابل تعویض نیست .گروهبان دوم کوئید

...پس، چی - ببین، فقط میگم -

،اگه اون پایین مشکل داره ...شاید یه نفر

من این پایین مشکلی ندارم، آقای کوئید

من چیزی رو که دیدم گزارش می‌کنم

خانم گرت، اتفاقی برات نمیوفته

.بی هیچ چون و چرایی .همین الان بیا کابینِ بالا

بله، قربان - ،کاپیتان، با کمالِ احترام -

.باید حواس‌مون رو جمع کنیم .من و دختره یه چیزی دیدیم

،شاید هیچی نباشه ،ولی باید حواس‌مون رو جمع کنیم

حداقل تا وقتی که از ابرها خارج شیم

بهتون اطمینان میدم اینجا منطقه‌ی جنگی نیست

ژاپنی‌ها هرگز انقدر تا جنوب نیومدن

موافقم. گرت، همین الان از برجکِ پایین بیا بیرون

بله، قربان

!آخ

لعنتی

گرت، از دریچه بیا بیرون

بله، قربان

...گندش بزنن

...آه، قربان، ما یه

یه مشکلِ کوچولویی با دریچه داریم

خیلی خب، گرت. بذار مراحلش رو بهت یاد بدم

خب، از دستگیره‌های فولادی که بالای سرت هستن استفاده می‌کنی

بله، قربان. یکی از دستگیره‌ها شکست، قربان

شکست؟ - تو دستم، قربان -

اون دسته‌ها توسط یه دستگاه توی ...کارخونه پیچ شدن، گرت. نمی‌تونی

،در جریانم آقای تاگرت ...ولی تو دستم شکست، پس

!یا قمر. اون خود هرکوله

یه اسطوره تو هواپیماست، خانم‌ها و آقایون

دورن، کافیه. گرت، بندِ چرمی سمتِ چپ

...دریچه‌ی اصلی رو بکش - بند چرمی -

روی دریچه‌ی ثانویه هم کَنده شده، قربان

.نمی‌تونم از داخل به زور بازش کنم ...اگه یکی‌تون بتونه

.اتفاقی برات نمیوفته، گرت .فقط آروم باش

!آرومم

آروم باش، خانم گرت

ما سعی داریم کمکت کنیم

اینجا یه مشکلی داریم

تاگرت، چی می‌بینی؟

پیچ. همه جا پر از پیچه

گرت، تو اون پایین به چیزی دست زدی؟

!نه - این بیرون چی؟ -

کنجکاو نشدی اهرمی چیزی رو بکشی؟

تا جایی که یادمه، آقای تاگرت، داشتی من رو دو دستی فرو می‌کردی این تو. وقت نداشتم

دورن، بکل، یه دستی بهم برسونید

دریافت شد، تاگ - اون بالا چه خبره؟ -

آروم. آروم. به سمتِ چپ. یالا

میشه لطفاً یکی گزارش بده؟

هی! بهش فکر نکن، دختر جون. خب؟

.ذهنت رو ازش منحرف کن .مردها دارن حلش می‌کنن

!این سیم‌ها پاره شدن

اینجا چه غلطی کردی، گرت؟

!من هیچ سیمی رو بیرون نکشیدم !خودت که اونجا بودی

چی...؟

قربان، سیستمِ برق به یه مشکلی خورده

چه خبر شده؟

فیوزهای عقبِ کابین پریدن

دریافت شد. سعی کن علتش رو پیدا کنی

...قربان - اون صدا دیگه چیه؟ -

صدای تجهیزاته؟ - چه صدایی؟ -

اون. شنیدیـ... الان این صدا رو نشنیدید؟

فقط روی ابرها تمرکز کن، گرت

جک و جونورِ دیگه‌ای اون بیرون می‌بینی؟

ممنون. ممنون، فینچ

ستوان فینچ

ممنون، ستوان فینچ

.خدای بزرگ، صداش رو گوش کنید .داره قاطی می‌کنه

ولش کن، بکل

هی، کوئید، من اونی نیستم که از سایه‌ها جا می‌خوره، خب؟

اگه جا نخورده بود، نمی‌فهمیدیم

دریچه خراب شده، می‌فهمیدیم؟

خب، همه چی بالأخره خراب میشه

من از طرفِ بکل معذرت می‌خوام، خانم گرت

اون به حرف زدن با خانم‌ها عادت نداره

.هی، این هیچ ربطی به زن بودنش نداره، کوئید به خاطرِ موضعشه، می‌دونی؟

،تیربارچی‌های پایین همیشه دیوونه میشن .و منظورم دیوونگیِ باحال نیست

اون پایین تو آکواریومِ پلاستیکیِ کوچولوت گیر افتادی

در انتظارِ سقوط و مرگی

نه جایی، نه وقتی برای فرار

نه، قربان

،نمی‌تونستی. می‌تونستی من رو بفرستی زندان

...کل روز شکنجه‌ام کنی. ولی امکان نداره

بس کن، بکل - اون دریچه در چه حاله، بچه‌ها؟ -

داری با عصبانیت حرف می‌زنی، خانم گرت؟

بله، درسته، کاپیتان. عصبانیم

واو، واو، واو - بله، درسته، کاپیتان» -

«عصبانیم - ،خدای من -

می‌ذاری اینجوری حرف بزنه؟

!ساکت

...اگه من اونجوری با کاپیتان حرف می‌زدم

اون بالا چه خبره؟

خانم گرت، ما سعی داریم کمکت کنیم

،نه، من تو یه موقعیتِ خطرناک هستم

و گزارشی دریافت نمی‌کنم

تو یه غیرنظامیِ کمکی

اصلاح می‌کنم، قربان. من افسرِ پروازم

خدای من. سلیطه دیوونه شده

این سلیطه بیش از 200 ساعت روی اقیانوس آرام پرواز کرده

.تو هواپیماهای غیرمسلح حالیت میشه چی میگم؟

.بدونِ اسلحه و خدمه .تک و تنها بالای قلمروی دشمن

کدوم یکی‌تون می‌تونه این حرف رو بزنه؟

این اولین باری نیست که من به یه مشکل

حین پرواز برمی‌خورم، ولی این اولین باریه

که مجبور شدم اینجا بشینم و به حرف‌های برادران مارکس در این مورد گوش کنم

که کی اول می‌تونه من رو بُکنه، وقتی من سعی دارم کارِ خودم رو انجام بدم

پس مسخره‌بازی رو بس کن و من رو از این حباب بیار بیرون

به جای این که وقتی بهت میگم چی دیدم از کوره در بری

حالیت میشه چی میگم؟ مفهومه؟

!مفهومه؟

یه دقیقه دیگه

!یه مدالِ افتخار به خودش تقدیم می‌کنه

چیکار نمی‌تونی بکنی، عزیزم؟

خلبانِ نمونه‌ای؛ مهندسی

...تاگرت، دورن، بکل .فعلاً دریچه رو ول کنید

بیاید به افسر گرت یکم فرصت بدیم یکم حرص و جوشش بخوابه

دریچه رو ول نکنید

با کمال میل، قربان - چشم، قربان -

نه، من باید از این برجک بیام بیرون

الان من رو از برجک بیارید بیرون

اوه، صداش مثل خراشیدنِ ناخن رو تخته‌سیاهه

،من برای محافظت از بسته‌ام اینجام ...من رو

ور، ور، ور، ور - !من رو این تو نگه ندارید -

بذار اون تو بمونه

قربان، اگه دلتون بخواد می‌تونم بی‌سیم اصلی رو قطع کنم

ارتباطم رو قطع نکنید

لطفاً همین کارو بکن، گروهبان تاگرت

و همزمان مدارکش رو از پایگاه هوایی اوکلند و ساموآ برام استعلام کنید

.همین الان من رو از برجک بیارید بیرون .من برای محافظت از اون بسته اینجام

قطعش کن، تاگرت - من رو تو این برجک نگه ندارید -

کاپیتان، ریوز، اگه ارتباطش قطع باشه

...و چیزی ببینه - همین الان من رو از برجک بیارید بیرون -

فکر کنم همه به یکم سکوت نیاز داریم

باند رو عوض می‌کنم - ارتباطم رو قطع نکنید -

کاپیتان

!کایپتان

!لعنتی

!لعنتی! عوضی‌های احمق

!لعنتی

!خدا لعنتتون کنه

لعنتی

خیلی خب

کاپیتان یه هواپیمای جیک، تو موقعیتِ ساعت 5 ‏400 پا زیرمون تو ابرهاست. کاپیتان، می‌شنوی؟

...یه آیچیِ ژاپنی درست زیرِ

!لعنتی

!اَه

لعنتی

تکرار می‌کنم... جهتِ برجک پایین رو عوض نکنید

تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده

همه می‌دونیم چه اتفاقی افتاده، کاپیتان

!اون زن که پایینه یه تفنگ داره

!می‌دونستم اون خطرناکه

نه، مرد. اون کلاً دیوونه‌ست

اون از اول توهم زده بود

گرت، صدام رو داری؟

!گرت، جواب بده

!گرت؟ - این پایین همه چی روبراهه -

اوه، خدای بزرگ

خانم گرت، بهم بگو اون پایین چه اتفاقی افتاد

آره، گرت. به کاپیتان بگو چرا داری به تک‌شاخ‌ها تیراندازی می‌کنی

چرا به بال‌های یه تینکربل شلیک می‌کنی

خفه شو، دورن! بذار حرف بزنه

تأیید کن که الان یه گلوله شلیک کردی

من شلیک نکردم

تأیید کن که تو هواپیمای من یه تفنگِ بدون مجوز داری

ندارم، قربان

خانم گرت، هفت تا مرد این بالا هستن که

صدای یه جور هیاهو و شلیک گلوله شنیدن مثل روز روشنه

داری به ما میگی دروغگو؟

.اون صدای شلیک گلوله نبود، قربان .اشتباه شنیدید

اوه، اشتباه شنیدم؟ همه‌مون اشتباه شنیدم؟

پس چی بود؟

اون صدای... برخورد یه پرنده به کنارِ هواپیما بود، قربان

من رو ترسوند

اون پرنده صدای خیلی بلندی داشت

اون پرنده تفنگ داشت؟

،افسر گرت

،اگه چیزی هست که بهمون نمیگی .الان وقتشه

فقط بهمون بگو چه خبره

و همه چی درست میشه، خب؟

گروهبان کوئید، کیفِ رادیوم دستته؟

بله، خانم. این بالا پیشِ من صحیح و سالمه

کیفِ رادیوی من اولویتِ اول ماست

اون مهم‌ترین شیء تو این هواپیماست

...متوجهم، گرت، ولی

ولی چی؟

چی ازم می‌پرسی؟ - ...دارم می‌پرسم -

چیکار می‌کنی؟

و منم بهت گفتم. محرمانه‌ست

،متوجهم که محرمانه‌ست

ولی وقتی همش بهمون دروغ بگی چطور می‌تونیم بهت اعتماد کنیم؟

اصلاً به حرفم گوش میدی؟

اوه، بیخیال، کوئید. فقط داری حرصش رو در میاری

آره، فکر کنم دچارِ بدخلقیِ ...قبل از قاعدگی شده

کاپیتان، از مرکز کنترلِ رادیویی اوکلند بهم پیام دادن

ادامه بده - یه مشکلی داریم -

.نه، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم گوش کنید .ما تو خطریم

شک ندارم. تاگرت، چی گفتن؟

اوه، از این خوشتون نمیاد

اوکلند میگه هیچ گزارشِ آسیب دیدگی

.برای ماد گرت ندارن اونا اصلاً کسی به اسمِ ماد گرت

.تو فهرست زنانِ نیروی هوایی‌شون ندارن یه ماد جانسن دارن

که ده ماه قبل از یگان خلبانان خدماتی زن ...منتقل شده، ولی

بچه‌ها، داریم یه مسافرِ قاچاقی می‌بریم

تو کی هستی؟

تو کی هستی، خانمِ گرت؟

یه جنگنده‌ی دشمن تو فاصله‌ی نزدیک بود

خیلی خب. تاگرت، دریچه رو به زور باز کن

و برای بازجویی بیارش بالا

بله، کاپیتان

!اَه

!اوه، زنیکه‌ی پررو - تاگرت، گزارش بده -

!اوه، اون چرخ‌دنده‌ها رو از داخل درگیر کرده

!گرت - به دقت به من گوش کنید -

یه هواپیمای آیچی ای13اِی ژاپنی ،در فاصله‌ی خیلی نزدیکِ ماست

به احتمالِ زیاد الان درست زیرِ ماست

ژاپنی‌ها ازش برای شناسایی و نبرد استفاده می‌کنن

بهت که گفتم... ژاپنی‌ها نمی‌تونن تا اینجا پرواز کنن

فقط چون تا الان نیومدن به این معنی نیست

که الان نتونن شروع کنن. جیک یه هواپیمای شناساییِ دریایی دوربرده

اونقدر هم دوربرد نیست - ،من می‌دونم چی دیدم -

و اون آیچی قراره با جنگنده‌های زیرو یا اس‌ای5 برگرده

و ما قراره اینجا کاملاً بی‌دفاع باشیم

.یه اهرمِ دستی اینجا داریم طولی نمی‌کشه

که این مروارید رو از صدفش در بیاریم

...بچه‌ها، یه

یه... یه موشِ گُنده - الان نه، بکل -

گرت، تو همین الان باید بهمون ،جواب‌های سرراست بدی

یه نیروی زنِ غیررزمی مثلِ تو چطور یه تفنگ گیر آورده؟

بکل، الان چی گفتی؟

نه، داری با من حرف می‌زنی

تو کی هستی، خانم گرت؟

،ویل... ویلیامز

تو نیوزیلند موش‌های غول‌پیکر هست؟

چی؟

اوه، خدای من - ،بکل -

پشتِ بی‌سیم حرف نزن

،اون مو داره، دست‌هاش شکلِ قلابن .صورتش لِه و لورده شده

درست میگم، بکل؟

!به سؤالِ کاپیتان جواب بده، گرت

تاگرت، اون دریچه رو باز کن و تپانچه‌ات هم

دمِ دستت باشه - بله، کاپیتان -

گرت، می‌خوای به سؤالاتِ من جواب بدی

یا به رفتار مثلِ یه نفوذیِ دشمن ادامه بدی؟

.من دشمنِ شما نیستم !تکرار می‌کنم، نیستم

پس کوئید اون بالا تو اون کیف چه کوفتی

رو نگه داشته؟ - ،اگه اون کیف رو دستکاری کنید -

،باید به رایگرت جواب پس بدید

و اگه هرکدوم از شما رایگرت رو ،مثل من بشناسه

این کار منجر به محاکمه‌ی نظامیِ تک تکتون میشه

من دستورات رو نقض نمی‌کنم

کوئید، داره بلوف می‌زنه

،در این مورد مطمئن نیستم، تاگرت

ولی می‌دونم نمی‌خوام بیش از اونی که مجبورم سر به سر سرگرد رایگرت بذارم

بکل، اون موش رو کجا دیدی؟

کجا دیدیش...؟

!جیک رو می‌بینم - !خدای من -

!این دختره عجب رویی داره

گرت، بهمون بگو دقیقاً به کجا نگاه می‌کنی

نمی‌تونه بهمون بگه چون داره همش رو از خودش در میاره

در این مورد مطمئنی؟

،چون شما رو نمی‌دونم

ولی من این پشت دارم دلهره می‌گیرم

!لعنتی - تاگرت، گزارش بده -

اون یه جوری کنترلِ دستی برجک رو لغو کرده - قربان، اجازه‌ی شلیک می‌خوام -

شوخی می‌کنی؟

قربان، درخواستِ اجازه‌ی شلیک به جنگنده‌ی دشمن رو دارم

هیچی جلومون نیست

،هیچی پشتِ سرمون نیست ...ولی کاپیتان

اون دیوونه شده - گرت، آروم باش -

!پایین تو موقعیتِ ساعت 3 می‌بینمش

می‌خوای بهت اجازه بدم؟

حتی اگه بهت اجازه هم می‌دادم بلد نبودی شلیک کنی

داشتم ادب رو رعایت می‌کردم

!کونِ لقت

!اون زدش! اون زدش !راست می‌گفت

!تمام مواضع گزارش بدید

جلومون امن و امانه، قربان

برجکِ بالا آسیبی ندیده

بله، خوبیم - !لعنتی -

الساعه به پایگاه اوکلند بی‌سیم می‌زنم، قربان

!لعنتی - بکل، خبوی؟ -

یا قمر! یکی‌شون درست از جلوی صورتم رد شد

بکل، خوبی

اگه یه سانت این طرف بود !قیمه قیمه می‌شدم

هی اون احساسی که لای پاهات داری !به خاطر خایه‌فنگ شدنته، بکل

!هی، کیرم دهنت، فینچ

این غیرممکنه. اونا بُرد لازم رو ندارن

خب، الان دارن. مراقب باشید، بچه‌ها

از این لحظه مأموریت‌مون رزمیـه

با کمالِ احترام، قربان، کمک خلبان‌تون

...یه میمونِ کله پوکه، در نتیجه

چرا دهنت رو نمی‌بندی، فینچ؟

داشتم حقایق رو می‌گفتم

اوه، ولی، قربان، غیرممکنه ژاپنی‌ها !بتونن این همه راه تا جنوب بیان

!تمومش کن، مردک !الان وقت و جاش نیست

گرت، صدامون رو داری؟

اینجام. بسته‌ام در چه حاله؟

.اوه، هی، هی، هی. صبر کن صداش عوض شده، درسته؟

کسِ دیگه‌ای هم می‌شنوه؟

آره، من می‌شنوم

هی، بچه‌ها. اون خیلی تمیز از 500 متری به بالِ هواپیمای لعنتی ژاپنی شلیک کرد

!ارواحِ عمه‌اش - !من دیدمش -

!من یه ردِ دود دیدم !فکر کنم عاشق شدم

کیرت رو غلاف کن و به صداش گوش کن، دورن

وضعیتِ بسته‌ام چطوره؟

بسته‌ات سالمه، خانم

کنارمه، همونطور که گفتی سمتِ درستش بالاست

،اونا برمی‌گردن. اگه حمله کنن

یعنی پشتیبانی دارن

اون آمریکاییه. لهجه‌اش آمریکاییه

اون از لحظه‌ای که سوارِ این هواپیما شده ما رو خر فرض کرده

اون می‌تونه من رو هر جایی دلش می‌خواد ببره

!اون خودِ آنی اووکلیه (زنِ تک‌تیراندازِ آمریکایی)

،تا جایی که می‌دونیم ممکنه زنِ هیتلر باشه

مگر این که بخوای ما رو روشن کنی، گرت

اگه اون بسته رو باز کنیم می‌تونیم خودمون رو روشن کنیم

من نفوذیِ دشمن نیستم

،و اگه دلتون محاکمه‌ی نظامی می‌خواد ...عیبی نداره

زودتر بسته رو باز کنید

خب، پس تو کی هستی؟

فامیلیِ پدرم گرتـه

فامیلیِ شوهرم جانسن بود

!لعنتی، تو متأهلی!؟ لعنتی

،بعد از اون تیراندازیِ خفن .واسه خواستگاری آماده بودم

فکر می‌کردم زیادی واست فاحشه‌ام، دورن

اوه، هیچکس زیادی واسه من فاحشه نیست، عزیزم

چرا تفنگ داری، خانم جانسن؟

چرا صدات رو عوض کردی؟ این جاسوس بازی‌ها واسه چیه؟

،مأموریتِ من محرمانه‌ست .به دستورِ سرگرد رایگارت

این تنها چیزیه که لازمه بدونید

قربان، می‌تونیم بازش کنیم و بگیم بازش نکردیم

حرفِ اون در مقابل حرفِ ماست

،ای کاش می‌تونستم، تاگرت .ولی دستور واضح بود

هرچی که اون توئه سطحِ بالاست و نباید دستکاری بشه

بکل، در چه حالی؟

چیزیش نمیشه. لازم نیست نگرانش باشی

اون اولین نبردت بود، آره؟

خوب موضوع رو عوض کردی، گرت

...می‌تونم

می‌تونم یه حدس در موردت بزنم، گرت؟

بزن

...تو یه

،یه جور دخترِ صاف و ساده‌ای ...مثل یه

خانم معلم مدرسه؟ - اوه، بکل -

چی باعث میشه این حرف رو بزنی؟

...خب، یه دختری بود، می‌دونی، تو خونه

تو دبیرستان. مارجی - بکل، ناموساً بیخیال -

خب، هرگز تو جشنواره‌ی زیبایی نمی‌دیدیش

...ولی

می‌دونی، می‌تونستم کل روز باهاش حرف بزنم

اوه، بکل، ناموساً بس کن

اون همیشه یه جوکی می‌گفت ،یا یه نظرِ زیرکانه داشت

می‌دونی؟ مُخش خیلی خوب کار می‌کرد، مثلِ تو

بکل، اینجا و الان وقتش نیست

آره. می‌دونم، قربان. آره

...نمی‌دونم. شایدم دارم یه ذره

شاید... باید بهش پیشنهاد دوستی می‌دادم یا یه چیزی، می‌دونی

آروم باش، بکل - فقط گاهی اینجا -

بهش فکر می‌کنم و حالا ،که ژاپنی‌ها حمله کردن

مثل اینه که شاید دیگه هرگز ...نمی‌تونم بهش بگم که من

!بکل، گفتم تمومش کن

کاپیتان، موتورِ سه ایراد پیدا کرده

چی؟

سامبو، داری چه غلطی می‌کنی؟

جواب نمیده

قربان، اجازه بدید برگردیم

دارم فکر می‌کنم

قربان، خبرهای بدی دارم

هیچ جوابی از موج کوتاه و موج بلند نمی‌گیرم

هیچی

مأموریت ادامه پیدا می‌کنه، آقایون

ما تو شرایط بدتر از اینم بودیم

احسنت - بله، قربان -

مفهومه

یالا

گُه توش

یالا

من یه چیزی می‌بینیم

میشه دقیق‌تر بگی چی می‌بینی، عزیزم؟

...اون یه جور

...جونده‌ی

...خیلی بزرگ

و خیلی خطرناکه

.خانم جانسن، از مزخرفاتت خسته شدم .نمی‌خوام یه کلمه دیگه در موردش بشنوم

گرت، گوش کن. دیگه لازم نیست دروغ بگی

.اون دروغ نمیگه !یه گرملینِ واقعی رو هواپیماست

یه چی؟ - مثلِ همون کارتونه؟ -

...نمی‌دونم، ولی... ولی آخه چطوری

خب، قطعاً همه دارن دیوونه میشن

!من دیوونه نیستم

بچه جون، به من گوش بده

اولین نبرد ذهنت رو به هم می‌ریزه

.گرملینی در کار نیست فقط یه زنِ ساحره اینجاست

که سعی داره گولت بزنه

هیچ ربطی به اون نداره

هر چه زودتر درکش کنی، زندگیِ بهتری در انتظارته. می‌شنوی؟

!واوا، واو، واو، واو !چه خبره؟

کاپیتان، نصفِ آمپرهای فرعی صفر شدن

سیستم‌های هیدرولیک کار نمی‌کنن

آره، چون اون جونور همه‌شون رو از زیر هواپیما پاره کرد

!گرت، کافیه دیگه

...ببین، اگه یه گرملین نیست

!نه، نه، نه

.اون گرملین نیست .گرملین یه حیوون نیست

گرملین خرابکاریِ یه نفر دیگه‌ست

ولی قربان، غیر از این چطور میشه توضیحش داد؟

گرملین یعنی این که یکی گند زده

.و داری بابانوئل رو سرزنش می‌کنی ،اون یه بهانه واسه شونه خالی کردنه

نه یه حیوونِ واقعی

من یه جونورِ گُنده‌ی پشمالو شبیه به موش دیدم ...که دست‌هاش شکل قلاب بودن

دقیقاً همون کلماتی که دختره به کار برد

بیرون روی تیغه‌ی دُمِ عقب...

آره، جایی که هیچکس دیگه نمی‌تونه ببینتش

!همه قصه‌اش رو شنیدیم

من سال‌ها شنیدم که خلبان‌ها در مورد این موجودات حرف می‌زدن

حیواناتِ جهش‌یافته که میان سر به سرمون بذارن

خدای بزرگ. عقلت رو از دست دادی

دختره ایده‌ی اون جونورِ موشی رو انداخت تو سرت، بکل

!اون خودش حرفش رو پیش کشید

آره، بعد از این که تو بهش گفتی چی بگه

من تمامِ این مدت رو یه خط عمومی بودم

اصلاً چطور می‌تونستم چیزی بهش بگم - !نمی‌دونم -

...با هرچی که تو اون کیفه

شاید یه جور دستگاه کنترلِ ذهنه

!و اون وقت من دیوونه‌ام؟ - اون دیگه چه کوفتیه؟ -

.دختره هیچی بهم القا نکرده ،من می‌دونم چی دیدم

و دختره هم اون رو دیده

گرملین الان روی بالِ راسته

ملخ 4

چی، دورن؟ الان چی گفتی؟

!اون یه گرملینِ واقعیه !خودتون نگاه کنید لعنتی‌ها

!می‌بینیش، دورن؟ می‌بینیش، آره؟

!هیچی اونجا نیست، دورن

کوئید، تو هم می‌بینیش؟ - ...دورن، من -

کجا رو نگاه می‌کنی؟

قربان، موتور 4 هم ایراد پیدا کرده

چیکار کنیم؟ - !دورن -

گزارش کن واقعاً چی می‌بینی

!قربان، تو دوده !یه حیوونِ بزرگ بود، قسم می‌خورم

نمی‌تونم هیچی ببینم - کارِ دختره‌ست -

.به خاطرِ چیزیه که تو اون بسته داره !جنگِ روانیه

هی، عوضی! داری بهم میگی توهّم زدم؟

آره، همه که نمی‌تونیم خیالاتی شده باشیم

...قربان، به من گوش کنید. این

کاپیتان، اجازه می‌دید برگردیم؟

!به نوبت

تاگرت، دارم فکر می‌کنم حق با توئه

این ناهنجاری‌ها با اون بسته شروع شدن

هیچ چیزِ اون بسته رو چیزی تو این هواپیما اثری نمی‌ذاره

تحتِ هیچ شرایط بازش نکنید

...قربان، من الان

تو نامه نوشته بود بسته رو باز نکنید

تو نامه‌ی لعنتی رو نخوندی

،گروهبان دوم کوئید

،بسته رو باز کن. اگه از رایگرت می‌ترسی

من مسئولیتش رو گردن می‌گیرم - ...قربان، من فقط -

کوئید، این یه دستوره

کوئید، بسته رو باز نکن

،کاپیتان، اون در مورد ژاپنی‌ها دروغ نمی‌گفت

!و در مورد گرملین دروغ نمی‌گفت

،ستوان فینچ

بسته رو از کوئید بگیر و بازش کن

قربان - بسته رو باز نکنید -

الان! هرچی که تو اون بسته‌ست چیزیه که باعث

ایراداتِ این هواپیما میشه - بله، قربان -

!کوئید - !دهنت رو ببند -

!بسته رو باز نکنید ...تو رو خدا بازش نکنید

!دهنت رو ببند - عجب گیری کردیم -

خیلی خب، والت. اون رو بده به من

نه

کارو سخت نکن، رفیق

ببین، من فقط از دستورات اطاعت می‌کنم

نه، من هیچی بهت نمیدم

بسته رو باز نکنید - برش دار دیگه، فینچ -

ناسلامتی سه نفر به یه نفرید

بسته رو باز نکنید - ...کوئید، بهت التماس می‌کنم -

خریت نکن

.تو رو خدا این کارو نکنید .تو رو خدا بسته رو باز نکنید

!واو، واو، واو، واو - لعنتی -

عقلت رو از دست دادی لعنتی؟

،اگه اون تفنگ رو نذاری کنار، کوئید

...به خدا قسم - برید عقب -

!همین الان دستت رو از تفنگ بکش

!گفتم برید عقب لعنتی‌ها

...خدای بزرگ! اوه، محض

گرفتمش! گرفتمش

اون دیگه چه کوفتیه؟ - خواهش می‌کنم -

اون نمی‌تونه چیزی باشه که به نظر میاد، درسته؟ درسته؟

حتماً شوخیت گرفته. یه بچه اینجاست

.خدای بزرگ، این بچه خیلی کوچیکه !نباید این بالا باشه

بچه رو بده به من، فینچ

نه، قربان

همین الان بچه‌ی من رو بده

صبر کن

بچه‌ی تو؟

امکان نداره

والت، متأسفم

ممنون

نمی‌تونیم این مأموریت رو ادامه بدیم

برمی‌گردیم پایگاه - بله، کاپیتان -

قربان. مسیری برای برگشت تعیین می‌کنم

.خب، صبر کن ببینم پس این بچه‌ی توئه؟

از اون؟

مرد، اون متأهله

کوئید، شماها زن و شوهرید؟

نه، بکل

کوئید حروم‌زاده‌ی احمقیه که خاطرخواهِ جنده‌ی یکی دیگه شده

دهنِ کثیفت رو ببند عوضی

می‌خوای چیکار کنی؟

اگه فکر می‌کنی می‌ذارم اینجوری ،در موردش حرف بزنی

!عقلت رو از دست دادی

اون امروز جونِ همه‌مون رو نجات داد

و دو برابر هر کدوم از شما هوانورده

،ببینید، قبلاً باید مخفیش می‌کردم ،ولی الان دیگه تمومه

،و تا وقتی که فرود بیایم هر کدوم‌تون یه حرفِ بد دیگه

به ماد بزنه، از برجکِ لعنتی میام پایین

!و سرش رو قطع می‌کنم

!شیر فهم شد؟

.خب، گندش بزنن، والت اگه می‌دونستیم دوست دخترته

هرگز اونجوری باهاش حرف نمی‌زدیم

هر دوتاشون ما رو خر کردن

روحت هم خبر نداره چقدر بگا رفتی، کوئید

اون هیچ دخالتی تو این قضیه نداشت، خب؟

!از اولش نقشه‌ی من بود

چه نقشه‌ای بود، خانم جانسن؟

چه نقشه‌ای؟

...شوهرِ من. من

،وقتی ازدواج کردم بچه بودم .و نمی‌دونستم

نمی‌دونستم چقدر مشروب خوردن رو دوست داره

...یا این که شروع به کتک زدن من می‌کنه. من

جنگ شروع شد و من می‌تونستم ...با یه تیر دو نشون بزنم

هم به کشورم خدمت کنم و هم از اون عوضی فاصله بگیرم

...والت و من

فقط داشتیم شیطنت می‌کردیم

می‌دونی، تا این که قضیه جدی شد

،وقتی بهش گفتم متأهلم ولم کرد

که درک می‌کنم، ولی بهش نگفتم که حامله‌ام

...حتی فکر نمی‌کردم که

بچه رو نگه دارم. فکر می‌کردم ...بچه رو میدم به یکی. ولی

نتونستم

...نمی‌دونم کی من رو لو داده، ولی

،دیروز شوهرم اومد تو پایگاه

...و لحظه‌ای که تنها گیرم میاورد

می‌خواست من رو بکشه

اجازه نمیدم با ننگ از خدمت اخراج شم

تا یه دائم‌الخمر بتونه تو خلوتِ خونه‌اش من رو خفه کنه و بکشه

اجازه نمیدم بچه‌ام یتیم بشه

یا بدتر

پس، آره. من سرنامه رو دزدیم .یونیفرم رو دزدیم... همه رو

چرا بهم نگفتی؟ - الان گفتم، والت -

چرا بهم نگفتی؟ - !شاید می‌ترسیدم، والت -

نمی‌دونستم قراره چه غلطی بکنی

،مجبور بودم از اونجا بزنم بیرون ...و نمی‌دونستم که قراره

من رو برگردونی و تحویلش بدی یا دوباره ولم کنی و بری

تو با یه سند جعلی و یه بچه تو یه کیف سوار هواپیمای من شدی

فکر می‌کردی قراره چی بشه، خانم جانسن؟

فکر کردم می‌تونم با یه پروازِ باری فرار کنم ساموآ

آره، ولی با یه بچه؟

من هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

از پرستارها خواستم یه مسکّنی بهم بدن ،که بچه‌ام رو آروم کنم

و سوارِ هواپیما شدم

...فقط فکر کردم

شاید

شاید اگه شانس میاوردم

،خانم جانسن، آقای کوئید ،به محض این که فرود بیایم

هردوی شما به دستور نیروی هوایی ایالاتِ متحده بازداشت هستید

!دشمن رو می‌بینم

بکل، گرملین رو می‌بینی؟

نه. موقعیتِ ساعت 6

باید پشتِ کدوم تیربار باشم، بکل؟

خیلی خب، خودتون رو جمع و جور کنید

خودتون رو جمع و جور کنید - خیلی خب، همگی. حواستون به هدف باشه -

لعنتی

تأیید می‌کنم سه جنگنده‌ی زیرو دارن از پشت بهمون نزدیک میشن، رفقا

.لعنتی، لعنتی، لعنتی گفتی سه تا؟

!خدای بزرگ - می‌بینم‌شون -

.می‌بینم‌شون. دارن جدا میشن، بچه‌ها .دارن جدا میشن

کاپیتان، الان‌هاست که بهمون برسن

نمی‌تونیم ازشون سریع‌تر بریم؟

با دوتا موتورِ خاموش اصلاً امکان نداره

نه بابا! همه موضع بگیرن

برای مانورهای گریز و آتشِ دفاعی آماده شید

صدا رو شنیدید؟

می‌شنوم. اون سر و صدا واسه چیه؟

لعنتی، یه چیزی روی بدنه‌ی هواپیماست

کوئید، داره میاد به سمتِ تو

یه چیزی... یه چیزی رو برجکـه

...کوئید - !یه چیزی رو برجکِ لعنتیـه -

چی شده؟

چی شده؟ - !چه خبره؟ -

!کوئید

!کوئید، یه چیزی بگو

.کوئید، الان یه چیزی بگو بچه کجاست؟

!کوئید، یه چیزی بگو

...لعنتی. لعنتی. لعنت بهش. اون

کوئید مُرده

نه، نه، نه، نه

.قربان. قربان. لعنتی، اون رفته ...بچه‌ی لعنتی

اون کدوم گوریه؟

رسیدن

تاگرت، برو پشتِ تیربار میانی سمتِ چپ

!همه‌مون قراره بمیریم

روحت هم خبر نداره تا کجا پیش میرم

!روحت هم خبر نداره تا کجا پیش میرم

!یالا

!نه

!لعنتی

خدایا

سلام، عزیزم

همه چی درست میشه، عزیزم

همه چی درست میشه. خب؟

باید بریم، عزیزم

طاقت بیار

!خیلی خب

!خب، یا حضرتِ پیغمبر

!این عشقِ زندگی من نیست

به مهمونی خوش برگشتی، عزیزم

همه چی درست میشه

گرت؟

تو دیگه چجوری اومدی این بالا؟

!برگرد! روی زیروها تمرکز کن

!چشم، خانم

طاقت بیار، عزیزم

!دست از سرم بردار لعنتی !گرت

!مواظبِ اون بچه باش، احمقِ کودن

!تاگرت! نه

لعنتی

!لعنتی

!خدا لعنتش کنه

!لعنتی

بیخیال، لازمش نداریم

همه‌ی این آمپرها از کار افتادن

نمی‌تونم هیچکدوم رو بخونم - !لعنت بهش -

!سوخت رو خالی کنید - !گرت؟ -

!تو چطوری اومدی این بالا؟

باید سوخت و محموله و همه چی رو بریزیم بیرون

،باید وقتی می‌شینیم سبک باشیم

وگرنه به محض برخورد منفجر می‌شیم

نه. اون محموله جایی نمیره

!مهم نیست. بریزش دور

!سرتون رو بدزدید

!کاپیتان

کاپیتان

قربان! قربان

متأسفم - چی گفتی؟ -

چی فکر می‌کردی؟

.نه، نه، نه. پیشم بمون .کاپیتان، پیشم بمون

کاپیتان، دیدم رو از دست دادم، قربان

موقعیتِ شما چیه؟

کاپیتان، شما دید دارید؟

تموم کرده

اون مُرده

ویلیامز، تو باید این هواپیما رو فرود بیاری

نه، نه، نه، نه - چاره‌ای نداری -

نمی‌تونم. نمی‌تونم. نمی‌تونم - باید این هواپیما رو فرود بیاری -

ما چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، ویلیامز

یا این هواپیما رو فرود میاری یا در حال تلاش می‌میریم. باید شانست رو امتحان کنی

باشه. باشه. باشه

من دیدت رو تأمین می‌کنم - !خیلی خب -

،اگه قراره من سقوط کنم !همه‌مون سقوط می‌کنیم آشغال‌ها

!این چیزیه که گیرت میاد «دولتِ آمریکا میگه: «کونِ لقت

پشمام! تو دیگه از کجا اومدی؟

باید این هواپیما رو یه جایی فرود بیاریم

فرود بیاریم؟ شوخی می‌کنی؟ - نه، فرودش میاریم -

فقط باید یه جایی پیدا کنم

ریوز این حرف رو زده؟

ریوز مُرده

.ویلیامز، برو به راست. برو سمتِ ساحل .تو موقعیتِ ساعت 3 قراره داره

!خیلی خب

تو گفتی ریوز مُرده؟ - آره -

خب، چیه؟ اون عوضیِ خل وضع هواپیما رو می‌رونه؟

.سفت بشین، فینچ .قراره متلاطم شه

!شوخیت گرفته لعنتی؟

چیزی نیست. چیزی نیست

چیزی نیست

همه چی درست میشه

والت

تو... تو صدمه دیدی - من اینجام -

!لعنتی! گندش بزنن

!کمک! کمک

صبر کن، صبر کن

این رو ول نکن - هرگز ولش نمی‌کنم -

!یکی بیاد! هی! چه خبره؟

!یعنی چی، ولم کن

!هی، تو چه مرگته؟ - !هی، تو -

!ولم کن! ولم کن

!بکل، شلیک نکن

!مواظب باش

!خدای بزرگ

!سرت رو بدزد

!لعنتی! خدا لعنتش کنه !خدای بزرگ! گرت

.داریم شیرجه میریم. ارتفاع‌مون خیلی کمه !ارتفاع‌مون از زمین خیلی کمه

یالا - !صبر کن، صبر کن! کلاهم -

!بکل، یالا - باشه -

!یالا - خدای من. پشمام -

!لعنتی! دورن

!دورن

بشین کمربندت رو ببند - وای خدا. وای مامان -

پایین رو نگاه نکن! یالا

!بشین کمربندت رو ببند

چی؟

،اگه می‌خوای دوباره مارجی رو ببینی .کمربندت رو ببند

چشم، خانم

!لعنتی - چرا داریم شیرجه میریم -

.سکان‌های اُفقی گیر کردن .نمی‌تونم از شیرجه درش بیارم

!پس می‌چرخیم

!چی؟

‏180 درجه می‌چرخیم، اون موقع دماغه رو به پایین میشه دماغه رو به بالا

.ما رو از حالتِ شیرجه در میاره .نمی‌تونم تنها انجامش بدم

!چرخشِ کامل سکان به چپ

!موتور 1 و 2 رو خاموش کن

!سکان رو خلاص کن

!در حال خلاص کردن

!موتور 1 و 2 رو با حداکثرِ توان روشن کن ،چرخشِ کامل سکان به راست

شَهپرِ راست رو کامل خم کن

!بیا سمتِ راست رو ببریم بالا

!لعنتی

!موفق نمی‌شیم

!داریم خیلی سریع میریم !نه، نه، نه، نه! نه

!داریم بیش از حد سریع میریم

صبر کن. صبر کن. صبر کن

دارمش - نه، نه -

دارمش. چیزی‌مون نشده - !نه. والت -

دارمش! چیزی‌مون نشده - !همه‌تون مُردید -

!بکل - گرت؟ کوئید؟ -

بکل، خوبی؟ - !پشمام -

آخ! آخ - اوه، ببخشید -

ببخشید

خدای من. ویلیامز، خوبی؟ هی، کاپیتان کجاست؟ « اکسیژن »

از دستش دادیم - !چی؟ نه. نه - « اکسیژن »

!باید بریم. باید بریم

.تو لوله‌ها سوخت هست .تو هواپیما اکسیژن هست

باید بریم - باید ویلیامز رو بیاریم -

!والت، بچه - باید ویلیامز رو بیاریم -

.بکل می‌تونه بیارتش !از هواپیما برو بیرون، والت

خیلی خب - !برو -

خیلی خب - !یالا! یالا -

!یالا! عجله کنید

!برید، برید، برید، برید

!بجنبید - !یالا! یالا -

!برید

!یالا

تو می‌تونی. یالا. یالا

هی. هی، زیروها کجان؟ هان؟

زیروهای لعنتی کجان؟

.فکر کنم همه‌شون رو زدیم، بکل .فکر کنم همه‌شون رو زدیم

!آره! ایولا

!بگیریدش، عوضی‌ها

!آره

نه. نه، نه، نه

خواهش می‌کنم، عزیزم

سلام، عزیزم

موفق شدیم، هان؟

این یه معجزه‌ست

...یعنی، همچین قصه‌هایی رو شنیدم

بچه‌هایی که آب تو قایق و غیره با خودش میاره، ولی...

آخه، از سر گذروندنِ تمام اون اتفاقات؟ این یه معجزه‌ست

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

...یعنی

قراره تو دردسر بیوفتی، مگه نه؟

اون یه مأموریت داره - نه، ندارم -

چرا، داری. یادته؟

یه نفر مدارکش رو گم کرد

اوه - آره -

آره - آره -

آره. نه، یادمه. من اونجا بودم

.دیدم که داشتن در مورد چی حرف می‌زدن ...فقط

،می‌دونی، حتماً تو دفتر یه اشتباهی شده

.می‌دونی، منظورم چیه !امان از دستِ منشی‌های لعنتی

می‌دونی، زن‌های لعنتی

چشونه، بکل؟

هیچی

ماد

...من

...متأسفم که ولت کردم. من

کارِ درست رو نکردم

...ولی

هر چیزی که می‌خوام همینجاست

...پس

والت

...میشه

...میشه - والت -

...میشه بهم افتخار بدی

«گفتم: «این رو ول نکن

.چیزی نیست. مامان اینجاست .مامان اینجاست. خب

برو بغلش

هیس. یالا

هیس. بیا بغلم

بیا بغلم. بیا بغلم

هیس

هیس. می‌دونم گرسنته

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.