All language subtitles for Hotel.Lake.2020.ProMovi.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =

~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =

~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =

~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =

...:: هتـــل دریاچـــــه ::...

:ترجمه و زیرنویس ~ Bahar, Reza.ch, Angel2lisa, Miss.s ~

خانوم هان یو‌می

از این طرف لطفا

یعنی میگی مامانت 5 سال پیش فوت شده؟

بله

وقتی بهم زنگ زدی و اینو گفتی، شوکه شدم

جدا از این

وقتی بچه بودم، پدر و مادرم از هم جدا شدن

اونقدرا از مامانم خاطره‌ای ندارم

ولی اون هم بابای همیشگیم نیست

آها اینطوریه

واقعا پیدا کردن یک نفر که به فرزندی بگیرتش، سخت بود

به هر حال شما خواهرشین

ولی هنوزم باید مطمعن میبودیم

نگرانم نتونم درست ازش مواظبت کنم

تنها زندگی میکنم باید دنبال کار بگردم

چیکار کنیم پس؟

ما نهایتا تا سه ماه میتونیم ازش نگه‌داری کنیم

پرورشگاه چی؟

بله

ولی وضعیت جی‌یو یکم سخته

با توجه به نتایج روانشناسیش، نمیتونیم بگیم که مشکلی نداره

و قدرت تخیلش در مقایسه با قدرت تکلمش، بیشتره

تخیل هم میتونه مشکل‌ساز باشه؟

آخه اون دروغ میگه

راستش، بیشتر باعث استرس بقیه بچه‌ها میشه

اگه نمیتونی مسئولیتشو قبول کنی باید واگذارش کنی

به علاوه خانواده های زیادی هستن

که دنبال به سرپرستی گرفتن بچه‌ان

اون مغزش معیوبه، درسته؟

چه خوب که خودتون متوجه شدین

جی‌یو هم اومد

جی‌یو بیا اینجا

اونی اینجاست

هی، بشین و کمربندتو ببند

جدی نمیخوای بشینی؟

الآن داریم کجا میریم؟

گفتم که میریم پیش خاله

خاله کیه؟

یکی از دوستای مامانه

خب من کجا قراره زندگی کنم؟

جایی که به دنیا اومدی زادگاهت

خاله باهات خوبه

خیلی مهربونه

باید برم خونه و منتظر بابا بمونم

حتی اگه منتظر باباتم بمونی، اون برنمیگرده

یو‌می - سلام -

خوش اومدی

اون جی‌یوعه؟

آره

جی‌یو

خیلی بزرگ شدی

بیاین داخل

اگه کار پیدا کنم، خیلی بهتر میشه

ولی الان نمیتونم

ببخشید که اینو ازتون میخوام خاله

اشکالی نداره

نمیتونیم بذاریمش پیش یه آدم غیر قابل اعتماد

خیلی وقته گذشته

بعد از مراسم تدفین، این اولین باره؟

بله

...خدایا، یعنی واقعا

از مرگ یون‌هی اینقدر گذشته؟

زمان خیلی زود میگذره

...یادته

تو و سانگ‌وو اونجا قایم باشک بازی میکردین

خیلی گوگولی و ناز بودین

سانگ‌وو چیکار میکنه؟

شنیدم رفته استرالیا

بله، امروز صبح باهاش حرف میزدم

هروقت اتفاقی میفتاد، اون دنبالم میگشت

هی

به چیزی دست نزن

مشکلی نیست

اشکالی نداره، بازی ـتو بکن

انگار یه چیزایی یادشه

هنوزم همونجاست

چجوری یادگار یون‌هی رو بندازیم دور؟

منم بعضی وقتا بهش فکر میکنم

یون‌هی اونجا پیانو میزد

ما هم اینجا مینشستیم و گوش میدادیم

روز‌ های شادی داشتیم

تا آخر هفته اینجایی، درسته؟

ببخشید، باید زودتر برم چون کار دارم

براتون اتاق آماده کرده بودم

خواهرتم باید یکم بمونه تا به محیط اینجا عادت کنه

جی‌یو

میخوای همینجوری اینور و اونور بچرخی؟

موقع تعطیلات زمستونی دوباره برمیگردم

باید اینجا از مامان مراقبت کنی

یومی

یومی، وقت رفتن به خونه‌ست

یومی

متوجه شدم

اون چیه؟

این پانیه

این اتاق رو یادت میاد؟

مامانو چی؟یادت میاد؟

نوچ

بابات چی بهت میگفت؟

میگفت مامان دیوونست

راست میگفت؟

...تو

دوباره اینجا نیا

فهمیدی؟

واو

این اتاقه خیلی بزرگه

دستشوییش هم خوبه

اینجا جای منه، تو برو اونور

هی، بس کن

یه چیزی رو بهم قول بده

طبقه بالا نرو

به اتاق‌های دیگه هم سرک نکش

و از هتل بیرون نرو

چرا نرم؟

یه عالم اتاق عین هم اینجاست، گیج میشی

خب تو میای پیدام میکنی

به نظرت این قایم باشکه؟

بیا قایم باشک بازی کنیم

من نمیخوام بازی کنم

...یک دو

سه

...اه جدی

وای خدا

ببخشید

یه بچه رو این اطراف ندیدین؟ فکر کنم اومد این طرف

از کجا بدونم آخه

اینجا هتله یا زمین بازی آخه؟

شایدم تو یه سوراخی گیر افتاده

چرا داری میدویی؟

یکی اونجاست

کجا؟

هیچ‌کس اونجا نیست

...تو

خیلی حرف میزنی

نخیرم

چرا نه؟

اگه همینجور دروغ بگی، میری جهنم

اه، خسته شدم

تو اصلا شبیه مامانت نیستی

هی

یون جی‌یو

خوشمزه‌ست؟

بگیر، بیشتر بخور

چرا هرچی میپوشی بهت میاد؟

هی

فقط همین طبقه اول بمونیا

یومی

یادته پشت خونمون یه شهر بازی بود؟

همونی که همیشه میرفتی

فردا جی‌یو رو ببر اونجا

بعد از این همه وقت، خوبه که خانواده دور هم خوش باشن

باشه

تو خیلی خوشگلی

دوست‌پسر داری؟

چی؟

نه

چرا نه؟ به نظرم خیلی خاطرخواه داشته باشی

فقط خوشم نمیاد

دوست ندارم ازدواج کنم

درسته

جدیدا میگن کار از مردا مهم تره

ولی اگه هیچی خوب پیش نره

اون موقع به فکر ازدواج میفتن...

فکر میکنی آسونه که یه پدر و مادر پولدار گیرت بیاد؟

خراب کردن زندگی یک نفر خیلی آسون میشه وقتی که با آدم اشتباهی آشنا بشی

با اونی نوشیدنی میخوری؟

نه مچکرم

خیلی فکر کردم

باید ریلکس کنی زیادی فکر کردن باعث میشه دیوونه بشی

لعنتی

بسه

باشه

رفتم

تو دیگه خیلی بیخیالی

نمیخوای تمومش کنی؟

کی سرکار همینجوری نوشیدنی میزنه؟

اون خیلی استرس داشت

منم همینجور بودم

بعد از اینکه طلاق گرفتم، اومدم اینجا

ولی خوشبختانه

تصمیم گرفتیم هتل رو واسه یک ماه ببندیم

ببندین؟

حالا اگه حتی در رو باز کنی

... نمیتونی برگردی

توی فصل شلوغ حتی با وجود استخدام کارکنان نیمه وقت ، سرمون شلوغه

اما توی فصل خلوتی اصلا مهمون نداریم

بله

هی

= ProMovi.ir =

چیکار میکنی ؟

... این

سرگرمی منه

بیا اینجا

قشنگ نیست ؟

... با اینکه قشنگه

ولی به نظر مصنوعیه

واقعا ؟

به نظر من که فقط قشنگه

غمگین و مرده

مگه مرده نیست ؟

اوه ، خدای من

این خود زندگیه

این راز منه

نگاشون کن

تر و تازه ان ، مگه نه ؟

راستی ، لباسو کجا گذاشتی ؟

راحت باش ، میتونی اینجا بپوشیش

خوبه

خواهر

آه ، کارآگاه اوه اینجا هستن

چه کمکی از دستم بر میاد ؟

داشتم میرفتم سر کار

... راستی

... ایشون کی هستن ؟

... ایشون

دختر دوستمه

... این

... شنیدم برای سلامتی خوبه

زیاد دارو نخور

بیشتر از این بخور

ممنون

هیچوقت ندیدم سلام کنه

پیشخدمته یا رئیس ؟

خدایا

داری میری ؟

باید برم ، کار دارم

چرا ؟ اتفاقی افتاده ؟

روستای بغلی یه زن ناپدید شده

به نظر آواره میاد کسی نمیشناسدش

آهان ، راستی

کمک کن اینو پست کنم

دوباره که نمیخوای بخاطر پول غیبت بزنه ؟

کسی چه میدونه ؟

راستی شبا نرو بیرون

تو هم مواظب باش

هی ، هی ، چرا اینو پس میدی ؟

هی ، نگران نباش

هی

میخوای سوار اون بشی ؟

منم عکس میخوام

خیلی باحاله

سویون کیونگ ، اینجا رو نگاه کن

اینجا رو ببین

سوار چی میشی ؟

چیکار میکنی ؟

وقتی میخواستم ازت عکس بگیرم دوربینو نگاه نکردی

با کی صحبت میکردی ؟

آجوما

اون گفت منو دوست داره و میخواد با من بازی کنه

تو خیلی مهربونی

چطوری ؟

اینجا رو دوست داری ؟

نزدیک خونه خاله است هر روز میتونی بیایی اینجا

اونی چی ؟

خاله هست دیگه

از خاله بدم میاد

هنوز بهش عادت نکردی

اگه یکم بیشتر بمونی ، ممکنه از خاله خوشت بیاد

بریم ، وقت شامه

بعدا دوباره میاییم

اینجا شبا رنگی تره

پس بریم قایم باشک بازی کنیم

قایم باشک رو باید با بچه ها بازی کرد

من از بچه ها بدم میاد

چرا ؟

اذیتم میکنن

... اگه کسی اذیتت کرد

... فرار کن

نذار بقیه اذیتت کنن

... چهار ، پنج ، شیش

... هفت ، هشت

... نه

ایناهاش ، اینجاست

با کی حرف میزنی ؟

جی یو

ببخشید

جی یو

هرزه

چی ؟

سلام بی سلام

راستی خواهر

میخوای خواهرتو بذاری اینجا ؟

بله

اگه من جات بودم، اینکارو نمیکردم

چرا ؟

اینجا یه مشکلی داره فکر کردی چرا کارمنداش زیاد دووم نمیارن ؟

من بقدر کافی حقوق میگیرم

وگرنه ، منم میرفتم

پرسیدم چرا ؟

اینجا

یه چیز عجیبی هست

... اون اتاق

405

چی ؟

کارمند جدیده ؟

صبر کن

میدونی که

یه زن که اینجا کار می کرد تو اون اتاق مرد ؟

شنیدم که دیوونه شد و خودشو دار زد

نمیخوام بدونم

اون زن خیلی خوش شانسه

شنیدم که دوست رییسه

چون رییس غیر طبیعیه

چون دوستش هستی میخوای بی خیال این موضوع بشی ؟

تظاهر به مهربونی میکنی و با مرده ها سر و سری داری

وقتی کارت باهاشون تموم شد نابودشون میکنی

اون جسد

چشمای وحشتناکش زده بود بیرون

گفتم نمیخوام بشنوم

= ProMovi.ir =

بعضیا میگن اون ، دختر یکی از دوستاشه

تو دختر اون زنی ؟

تموم روز مست کردی و از این چرندیات میگی

و اونی که میگی ، من نیستم اینقدر پرت و پلا نگو

جی یو

سنگ ، قیچی ، کاغذ

سنگ ، قیچی ، کاغذ سنگ ، قیچی ، کاغذ

اینو ببین ، اینو ببین

میدونستم این جوری میشه

من همه این چیزا رو فاش میکنم

گفتم که نرو توی اون اتاق

کجا میخوای بری ؟

چرا سر پنی رو از بدنش جدا کردی ؟

من نبودم- پس کی بود ؟-

روح خرگوش

دروغ میگی

راست میگم

کارای بد میکنی ، داد هم میزنی ؟

من اجازه نمیدم ، بیا اینجا

هی

ولم کن

هی

بریم خونه

خونه نداریم

مگه اینکه بری یتیم خونه

باید از خاله بخوای که اجازه بده اینجا بمونی

کسی هم هست دوستت داشته باشه ؟

هست

کی ؟

مثلا پدرت ؟

آجوما

آجوما یه رین ؟

آجوما هه که تو اتاق مامان زندگی میکنه

کی اونجا زندگی میکنه ؟

کسی اونجا نیست

الان داره پشت سرت میخنده

بفرما بنوش

این چایی حالتو بهتر میکنه

چطوره ؟ خوشمزست ؟

بله

جی یو عصبانیه ؟

نه

تو خیلی درونگرایی

چرا از من قایمش کردی ؟

... خاله ، میدونی

چی ؟

هر وقت من میام اینجا

... به سانگ وو حسودیم میشه

چرا ؟

چون در مقایسه با مادر من

شما بیشتر شبیه مادرایی ، خاله

آها

که اینطور ؟

یون هی یه خورده با آدمای عادی متفاوت بود

بایستی بخاطر نوازندگی پیانو مشهور میشد

ولی اوضاع براش خوب پیش نرفت

و بعدش هم که حامله شد

بهتر بود که بچشو رو بدنیا نمیاورد

وقتی نمیتونست مسئولیتشو عهده دار شه

انگاری مامانت رو مقصر میدونی

... نه ...فقط

بچه ها عاشق این هستن که .... پدر و مادرشون

ازشون مراقبت کنن ... همراهشون باشن ....

ازشون محافظت کنن

خیال میکردم که قلبت خیلی بزرگه

از دبیرستان تاحالا اینجا نیومدی ؟

یه بار اومدم

کی ؟

روزی که مامان مرد

بنظر میومد حالش بدتر شده

چون تازه از بابای جی یو طلاق گرفته بود

مامان

مامان

مامان ، چرا دوباره اینجوری میکنی ؟

کی میخوای به خودت بیای ؟

تا کی قراره اینجوری باشه ؟

تا کی میخوای به این کارات ادامه بدی؟

همش نگران اینم که نکنه شبیه تو بشم

... بابا و مامانبزرگ

هرکاری که انجام میدم میگن شبیه مامانتی

نمیخوام به خاطر تو باهاشون دعوا کنم

دیگه خسته شدم

... برا همین

مامان ، دیگه به من زنگ نزن

اونموقع فکر میکردم

مثل مامانم

خوشحالم که شبیهش نیستم

یومی

آدما

بعضی وقتا خیلی درمونده میشن

مهم نیست که چقدر سخت باشه

دوباره میجنگن ...

مریض میشن

مشکلاتشون بزرگتر میشه

... اما

فقط اعضای خانواده هستن که میتونن به هم تکیه کنن

باید بیشتر مراقبت میبودم

منو ببخش

از الان به بعد

دیگه مراقبتم

فکر میکردم که اومدنت به اینجا

مثله سرنوشته

واقعا از اینکه از جی یو مراقبت میکنید ازتون ممنونم

کار درست هم همینه

راستش ، امیدوار بودم که توام اینجا بمونی

و هتل داری رو یاد بگیری

خانواده ها باید کنار هم بمونن

... خب

دربارش فکر میکنم ...

پیداش نکردی ؟

اون خانومی که کار میکرد کجاست؟ اتاق هارو چک کردی ؟

چمدوناش بود

فکر نمیکنم این بچه دزدی یا همچین چیزی باشه

تلفنش کجاست ؟

ایناها

تو اتاق بود

ببخشید، کاراگاه اوه

یه رین ممکنه که رفته باشه تو دهکده هرازگاهی این کارو میکنه

اه

به رئیسش چیزی نمیگه و همینجوری میره

راستش خیلی ثبات اخلاقی روحی نداره

تو برو اطراف دهکده رو بگرد

بله

غیراز اینجا

جایه دیگه ای هست که بچه ممکنه خودش تنهایی رفته باشه ؟

جی یو

جی یو

جی یو

یو می

خاله

مامان اونجاست بچه هم باهاشه

چی ؟ کی ؟

همونجاست

خیلی نگران نباش

راحت بخواب

جی یو

جی یو

اونی

... میدونی

گیاها بخاطر کم آبی میمیرن ...

بچه هایی که توی چاه زندگی میکنن دیوونه میشن و همدیگرو میخورن

... یک

... دو ... سه ... چهار

سگها همدیگرو میخورن اینقدر میخورن تا فقط یکیشون زنده بمونه

میدونی چه بلایی سر اون یدونه سگ باقی مونده میاد ؟

... اون زنه رو

من دیدمش

کجا ؟

زیرزمین

... اون زن

نمُرده

گولمون زده

منظورت چیه ؟

اوه

اوه ، بو میاد

اه ، سرم درد میکنه

باید برم

خاله

... درباره لی یه رین - واقعیتش من درموردش خیلی نمیدونم -

شاهد کجاست ؟

هان یومی

میشه صحبت کنیم ؟

بله ؟

هان یومی

چرا رفتی اتاق لی یه رین ؟

اون اومد اتاقم

قبل از اینکه اونجا برم

... پس یعنی

... لی یه رین ـی که زنده بودُ دنبال کردی

و لی یه رین مُرده رو پیدا کردی ؟

اره

کاراگاه بنظرم زمان مناسبی

برای حرف زدن نیست باشه فردا

چش شده ؟

خیلی گیج میزنه

خب حقم داره

اولش بچه گم شد و حالا هم یه جسد دیده

خانوم شما خیلی با مردم مهربونی

از همون اولش هم عجیب میزد

... مراقب باش

با این همه ادم عجیب و غریب ...

یه جمله هست که میگه جایی که ادمای دیوونه باشن ادمای عادی هم دیوونه میشن

چی از جونم میخوای ؟

میخوای ازاینجا برم ؟

کل زندگیم بدون نگاه کردن تو چشمای مردم زندگی کردم

فکر میکنی من حالم خوبه ؟

! منم دارم درد میکشم

هنوزم درد میکشم

چرا با من اینجوری میکنی ؟

چرا تو ارامش نمیمیری ؟

واقعا نباید اینکارو با من بکنی

مامان ، نباید اینکارو با من بکنی

اه راستی

اون مورد خودکشی چی شد ؟

... خب

هیچکس دنبالش نمیگرده ،هیچ خانواده ای نداره

فقط کسایی که ازش طلب داشتن، دنبالشن

خیلی زندگی بی سر و صدایی داشته

خیلی بی سروصدا

تو باید دنبال بچه گمشده هه بگردی ، اره ؟

اره ،تاحالا که چیزی دستگیرم نشده

پس

به طور خلاصه

مامانت 5 سال پیش خودش رو تو هتل کشت

بعدش هم که یه رین خودش رو کشت

بله

اون بچه هم که گم شده

به خاطر ارواح گم شده ؟

... با اینکه بنظر عجیبه

اما راسته ...

... خب

منظورت اینه که مامانت که مرده بچه رو برده ؟

شوخی میکنی ؟

یه چیزی بگو با عقل جور دربیاد

هان یومی

تحت درمانی ، اره ؟

چی ؟

شنیدم بعضی وقت ها به خاطر افسردگی میری بیمارستان

مدرست رو هم ول کردی

بعضی اوقات توهم میزنی و بعضی چیزا رو به یاد نمیاری

درسته ؟

اونقدر بد نیست

الان بهترم

داروهات رو بخور حتی اگه جدی نیست

باشه ؟

هان یومی

خواهرت کجاست ؟

چی ؟

منظورم رو نفهمیدی ؟

خودت خوب میدونی

بچه ها یه بار اضافی ان

مگه نه ؟

منظورت اینه من یه بلایی سرش اوردم ؟

خاله بهم قول داد که تو نگهداریش بهم کمک کنه. برای چی باید بلایی سرش بیارم ؟

پس چرا نصفه های شب دزدکی گذاشتی رفتی ؟

احساس گناه میکردی ؟

هان یومی صبر کن

نمیتونی دهکده رو ترک کنی

میفهمی چی میگم ؟

ببخشید نونا

هنوز بچه رو پیدا نکردی ؟

= ProMovi.ir =

اگه جوابت اره است ، یه بار ضربه بزن اگه نه ، دوبار

اینجا چیکار میکنی ؟

جات اینجاست؟

تنهایی؟

اینجا مُردی؟

کسی تو رو کُشته؟

خودکشی کردی؟

تو بچه رو دیدی، مگه نه؟

میدونی کجاست؟

...خب

نکنه دست توئه؟

مثل اینه

من اینکارو نکردم

!برو

!برو ! ولم کن

حالت خوبه؟

چطور میتونی همینطوری بری؟ ازش برام بگو

لعنتی کصافط

چه خبره؟

اون چی بود؟

تو چی دیدی؟

یه زن مُرده با گردن شکسته

دیگه؟

بازم بودن؟

...من

اونو زنده دیدم

از چی حرف میزنی؟

خب

نه مُرده ـس و نه زنده ـس

هیچی نمیدونم بهتره دنباله ـشو نگیری

صبر کن، جی یو کجاست؟

جی یو رو ندیدی؟

بس کن

احتمالا اونم مُرده

پس بهتره زودتر از اینجا بری

تا وضع بدتر نشده

بازم بذار برم؟

چیزی خوردی؟

میدونم که نمیتونی بخوابی

ولی این تزریقا رو نباید زیاد انجام بدی

بعدشم

اگه به این کار ادامه بدم گیر میفتم

یون کیونگ" همچین دوستاییم داشته؟"

بهرحال، ممنون که اومدی

آیگو مادرش بچه رو ول کرد

دیگه خبری ازش نشنیدم

معلوم نیس بچه مُرده ـس یا زنده

پنج سالی گذشته

منم دیگه کنار کشیدم

همینکه رفت سئول، اونم گم شد

اون مال یون کیونگه؟

بله مال اونه

...اون صبح تا شب

دائم ساز میزد نمیدونم چه فایده ای داشت

میگفت یه هدیه از طرف یه آشناست

بابتش خوشحال بود

از طرف کی؟

یکی تو روستا بود که به مردم ساز زدن یاد میداد

احتمالا

این شخص نبوده؟

آره

میشناسمش

آدم خوبیه

وقتی یون کیونگ ناپدید شد خیلی نگرانش بود

بعدش فهمیدم

چرا انقدر نگران بود

تو خانوادشون یه قتل اتفاق افتاده بود

منظورتون چیه؟

شنیدم که بچه هاشو فرستاده بوده که خارج درس بخونن

پسره وقتی برگشت پاک عقلشو از دست داده بود

پسرشو همه جا بُرد

روشای مختلفی رو امتحان کرد اما پسرش خوب نشد

آخر سر پسره خودشو دار زد

اومدین

کیم یون شیل به عنوان گمشده گزارش شده بود

مدت زمان گم شدنش هم یکسانه

یادداشتی واسه خودکشی در کار نیست

به نظر نمیرسه به خاطر پول مفقود شده باشه

کجان پس؟

اینجا چه خبره؟

!تکون نخور

!بندازش رو زمین

!بندازش

رئیس کجاست؟

نمیدونم

باید از اینجا بریم بیرون

!تکون نخور

جی یو

بهت گفتم از جات تکون نخور

خواهر

...چرا

راستش، واقعا ازت خوشم نمیاد

ببین با مامانت چیکار کردی خیلی ظالمی

با سانگ وو

چرا اونکارو کردی؟

سانگ وو مریضه

مگه سانگ وو نمرده؟

چی میگی واسه خودت؟

کی مُرده؟

...اون فقط

داره بدتر میشه

چون تمام این مدت سانگ وو خیلی تنها بود

ولی میدونستی

...وقتی تو اومدی

سانگ وو واکنش نشون داد

چی میگی؟

بهت که گفتم

تو باید اینجا موندگار شی

خاله، تو دیوونه ای

...تو خودتو نمیبینی

بعد به من میگی دیوونه؟

کاملا درک میکنم

که تو جهنم زندگی میکنی

...خاله

لطفا بذار ما بریم

به هیچکس حرفی نمیزنم

یا حداقل بذار جی یو بره

اینکه دیگه عیبی نداره

همه گفتن حرفی نمیزنن

ولی آخرش میخواستن از شر من و سانگ وو خلاص شن

...یون شیل، یه رین

همینطور یون هی

...مامانم

خودکشی نکرده؟

یون هی سانگ وو رو آورد اینجا

گفت از من و سانگ وو مراقبت میکنه

...اما

آخرش بهمون خیانت کرد

یون کیونگ

یون هی

نه - تو دیوونه ای -

!بندازش! نه

تو عقلتو از دست دادی

نباید به این کارت ادامه بدی

تو مامانمو کشتی؟

چیه؟

یهو دلت برای مادرت سوخت؟

تو مامانمو کشتی؟

نه

بهش کمک کردم از جهنم بیرون بیاد

تو هم میدونی

وضعیت یون هی چطور بود

قبولش کن

آدم اینطوری زودتر خلاص میشه

خاله

این کارو نکن

به خودت بیا

تو باعث شدی که سانگ وو اونطوری بشه

درسته

تقصیر منه ...من

نباید بچه رو جای دور میفرستادم

ولی دیگه مهم نیست چون تو اینجایی

ولم کن

!ولم کن

تکون نخور الان تموم میشه

یو می

تو هم خوشت میاد؟

ما باهم زندگی میکنیم

یو می

متاسفم پاشو

وقتشه بریم خونه

جی یو

اونجا

آجوماس

!جی یو فرار کن

!جی یو، برو

جی یو

!برو! زود باش

...من

میخوام ازت مراقبت کنم

اونی

سانگ وو

سانگ وو

سانگ وو

پسرم بیا اینجا

جی یو

اونی

درد داری؟

نه

درد نمیکنه

الان داریم میریم کجا؟

وقتشه بریم خونه

بشین و کمربندتم ببند

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.