Afrikaans
Akan
Albanian
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bosnian
Breton
Bulgarian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ساده هست ، از اونی که فکر میکنی راحتتره
H@rika . ترجمه زیر نویس : هاریکا aloneharika@gmail.com
چی میشه اگر مستقیم بریم سراغ گائیدن ؟
" خواهر زن خوب : عشق ممنوعه "
بیائید به این دو رقاص سکسی خوشامد بگیم
... آبجی بزرگه
تبریک میگم ، برات دعا میکنم که خوشبخت بشی
دلم برات تنگ میشه - منم همینطور -
به همین زودی اخم نکن امیدوارم خوشبخت بشی آبجی جوونم
مراقب خودت باش
خودتم همینطور
شوهر خواهرت وو -سونگ ادم خوبیه
امروز واقعا خانم زیبائی شدی
خودتم همینطور خوشگلترین عروسی شدی که تا حالا دیدم
بوو وون سئونگ ، اگر یه وقت کاری ...کنی که خواهرم ازت ناراضی باشه
... یا بهش صدمه بزنی
اونوقت شاید مرگ برات کافی نباشه
چی شده ؟ چرا امروز اینقدر ادم اینجاست ؟
نمیدونم ... شاید همش به لطف تو باشه
شایدم واسه من ؟
یه لحظه صبر کن ، مردی که اونجاست الان 10 بار پشت میز جلو و عقب شده
اقای کیم ، یه وکیله که از اختلال دو قطبی رنج میبره
اون یه جار رو برای مدت طولانی واسه درمان رزو کرده
در ادامه ، اون گلها از طرف مدیر پارک هست
قبل از هر چی ، ساکت باش ، من رئیسم ...این جزو اصول اولیه هست ،جنده خانم
1...2...3...4...5
به خواب برو
الان ، تو عمیقا به خواب فرو رفتی
تو در خواب هستی و مثل یک پرنده ازاد پروزا میکنی
... تمام مشکلات و مسئولیتها رو رها کن
تمام اظطراب و نگرانی های خودت
حالا ، ذهنت روی خودت متمرکز کن و بقیه رو فراموش کن
مردی که مقابل من هست مثل مردهای عادی هست ارومه و دائم به سکس فکر میکنه
به دیدن چیزهائی مثل این عادت داشتم
شاید الان داره تصویر بلندبالائی از دختر رویاهاش می بینه
اره ، پاک چطوره؟ ... خودت ترتیبش بده
چی داری میگی ؟ ... این فقط کار خودته
!هنرمند آرایش کنید مگه چه مشکلی با پوشیدن این لباس داری ؟
چرا ؟ این که عالیه
سینه هات کنترل کن ببین اصلا قلمبه نیست
اونا باید شَق و رَق وایسن ، جوری که انگار میخوان لباس پاره کنن ،اینجوری
داری چیکار میکنی ؟
باور نمیکنی !؟ واسه امتحان بلند شو
ببین این کوون قلبمه نیست
! مرض داری
ببین ،کارم اینه باعکس یه چیز معمولی به عالی تبدیل کنم
مگه مجبوری ، بری کنار خیابون غذا بفروشی وقتی فروش نداری
اگر یه بار دیگه اینکارو بکنی ، بهت قول میدم پشیمون میشی
ذاتا ادم خرابی هستی نکنه میخوای صورت جِر بدم ؟
فقط دارم سعی میکنم عکست سکسی و جذاب به نظر بیاد
اونم کمتر از یه سوپر مدل جهانی
موقعیت و پناسیل خوبیه
اگر معمولی به نظر بیاد همش بی فایده میشه
درک میکنی ؟
... خوبه ، یکبار دیگه
... بازم
خوبه
!قهرمانی
!پوستر عالی میشه
!خیلی سکسیه
!عالی
!تنگتر بغل کنین
! سعی کن چشمک شیطنت باری بزنی
... همینه
یه بار دیگه
خیلی خوب ، دخترای ابی ممکنه بترکونین
ماریا
عکسها چطور بود ؟ موقع اجرا اروم بودی ؟
کاملا واضح
خدارو شکر ، خوب بگو ببینم در مورد هیکل دوستت چی فکر میکنی ؟
معرکه هست
وقتی تو دانشگاه هاروارد بود معروف شد
... پس
غیر از اون ؟
باهوش ، سکسی ، باشکوه و همینطور مصمم در پول در اوردن
چیکار میکنی ؟
چرا ساکتی ؟
!مرض
هنوز داری میخوری ؟
تمام روز با این ور رفتی
سریع بخور ، میخوام برم یه کراوات برای شوهر خواهرت بخرم
به این سرعت تحت تاثیر غریبه ها قرار میگی خیلی نکبتی
وو- سونگ اومدی خونه دادشی جوونم
خواهرم خیلی درگیره که برات کروات بخره اون به اندازه کافی برات مایه میذاره
ها-جوو ، نمیخواد زحمت بکشی اول غذا میخوریم
بیا غذا بخوریم
خونه غذا میخوریم جوونه ها رو اماده کن
هی شیویل ها ، هنوزم مثل بچه ها رفتار میکنید
یکم وقار داشته باشید اون الان شوهر خواهرته
بیا بخوریم
خواهر ، حتما نمیدونی ،خوردن جوونه اینروزا خیلی طرفدار داره
انگار اصلا خبر نداری ؟ معلومه میشه پیر شدی
چی داری میگی ...؟
زوج های مسنی مثل شما حتی ...اگر با هم ازدواجم کرده باشید
اصلا نظر نمیاد که با !هم زیاد صمیمی باشید
...عزیزم
داداشی ، همین الان بهش یه دسته گل بده
به سلامتی خوشبختی و همبستگی خودمون
!...خیلی خوشخواره
دیر وقته ، پنداری الان دیگه وقتشه زوج های متاهل با هم باشن
به صورتهای رضایت بخش خودتون یه نگاه بندازین
در کل ، قلب ادمها مثل این نون میمونه ظاهرش میگه سفته ولی شکننده هست
کار من مراقبت از همین قلبهاست
دیگه خرابش نکن
توی زندگی نباید بیش از حد در مورد مشکلات فکر کنی
مخصوصا وقتی با شما بچه هات زندگی میکنم خوشبختی پنداری همیشگی هست
درسته ، آبجی ؟
متاسفانه تا الانش که ادمی پیدا نکردم که بتونم بهش عشق بورزم
اینجوری حرف نزن
راستش ، واقعیت همینه دیگه
...شاید انتظاراتم زیادی بالا باشه ، ولی
متاسفانه ، ادمائی مثل شوهر خواهر م رو که لیاقت عشق ورزیدن داشته باشن پیدا نکردم
... اشکالی نداره ، شاید
شاید باید سعی کنم با زنها قرار بذارم
!جدا
... خوب
فکر میکردم ، خوشگلی زنها باید هدف اصلی باشه
اخرش فهمید م زیبائی چیز مهمی نیست ولی احساسات عشقی حرف اول میزنه
اون میتونه هر چیزی قبول کنه وقتی یکی مثل خواهر خوشگلم پیدا کنه
فعلا دیگه زیاد بهش فکر نکن خوشبختی تو زندگی یه هدیه هست
اگه یادت باشه ، اون وقتا که بچه بودیم ، هر وقت بازی می کردیم تو می باختی
من همیشه عادت داشتم اینجوری تو ...رو دلداری بدم ولی حالا نگاش کن
تو دیگه بزرگ شدی ، هنوزم مثل بچه ها رفتار میکنی
کافیه قبول کنی که بازنده بودی
عزیزم ، داری چیکار میکنی ؟
!اهان ، الان میام پائین
خیلی کار داری ؟
یه لحظه صبر کن
اولین باریه که تمومش کردم
باشه
!...واقعا که افتضاحه
خانم هان- یونگ ، به خاطر پذیرفتن این مصاحبه ازتون ممنونم
چه برنامه ای برای پیشرفت خودتون در آینده دارید ؟
هیچ تکنیک خاصی وجود نداره یه نگاه به این قرار داد بندازید
خیلی حسته کننده هست
من حتی یک مشتری از دست ندادم برعکس ، خیلی هم محبوب هستم
چی فکر میکنی ؟
اونا اغلب بهم هدیه میدن تا بتونن خارج از نوبت وقت بگیرن ، خیلی راضیم
این کار کاملا واضح و مشخصه
میدونی زیبائی توی یه همچین کاری چه نقشی داره ؟
زیبائی خودش یه جور تبلیغات مخفی حساب میشه
حتی میتونه خیلی مفید تر از این باشه که مجانی لباست در بیاری
اگر مشکل اونا تموم نشده باشه قطعا دوباره بر میگردن
چطوره ، هنوزم سوالی هست ؟
سعی میکنم بهترین جواب بهتون بدم
یا شایدم توی رابطه عشقی خودتون مشکل دارید
میدونستی ؟ احساسات در یک رابطه از اهمیت خاصی برخورداره
... اگر واقعا دلت بخواد
میتونم چند تا راهنمائی بهت بدم
مثلا وقتی یه مرد باهات اشنا میشه ،پس اون می تونه باهات بخوابه
اگر اون به تو نمیخوره ...تنها جواب عاقلانه ، نه هست
برعکس ، اگر کاملا باب دلت هست خجالت نکش ، رک و پوست کنده بهش بگو
چطوری یه مرد تور کنم ؟
یه مرد خوش تیپ ؟
مرد خوشتیپ ؟
صدات بیار پائین ، و اروم ... در گوش اون زمزمه کن
دلت میخواد باهام عشق بازی کنی ؟
خیلی ازتون ممنونم
چه ضرورتی باعث شده خواهرم به دفترم بیاد ؟
... در واقع
بذار یه قهوه برات بیارم
... ماریا
...راستش ، کنجکاو بودم بدونم
میتونی انزال زودرس درمان کنی ؟
چی ؟
فکر میکنی از اونجور مردا هستم ؟ من فقط خیلی گرفتارم
اینجور درمان میتونه فشار کاری رو هم کم کنه
!دارم بهت میگم من سالم هستم
میخوای من توسط هان -یونگ درمان بشم!؟
! فقط داری باعث خجالتم میشی
!پنداری این تو هستی که باید درمان بشی
در عالم پزشکی این سکس با محارم محسوب نمیشه
هان - یونگ
اگر نمیتونی خودت کنترل کنی پس کی قراره بهت کمک کنه ؟
پس، لطفا حرف گوش کن داداشی
سعی کن اروم باشی
چشات ببند، تمام استرس رها کن و قلبت باز کن
5...4...3...
واقعا ، مریض نیستم
گوش کن ، فقط میخوام هیپنوتیزمت کنم لازم نیست بترسی
بیخیال ، فراموشش کن
چه اشکالی داره فقط همینجا باهم شام بخوریم ؟
مثل یه مرد بر غرورت غلبه کن
... گوش کن
سعی کن با خودت رو راست باشی
نه ، فقط موقع خواب وقتی رابطه داریم به قضیه گند میزنم
یالا دیگه ، سعی کن دراز بکشی
خیلی خوب ، سعی میکنم که بتونم
باشه
حالا بیا به ضمیر ناخود آگاهت وارد بشیم و تمام استرس و رها کنیم
5...4...3...2...1...
شلیک
بگو ببینم به چی فکر میکنی
چی داری می بینی ؟
تختخواب خیلی قشنگ
... بهم بگو بعدش داری چیکار میکنی
بهم بگو
...من
... من دارم
چیه ، حرف بزن ؟
نمیخواد بترسی ، حرف بزن
اون خیلی زیباست
جدا سکسیه نمیتونم مقاومت کنم
بعدش ؟
نمیتونم این همه زیبائی رو نادیده بگیرم
بهم بگو ، کی رو داری می بینی ؟
ها - یئون
ارومتر ، خیلی خوشمزه هست
بگو ببینم ، واسه چی فرستادی دنبالم ؟
یه چیزی بود که میخواستم بهت بگم
در باره چی ؟
...راستش ، گفتنش خیلی سخته
خیلی خوب ، پس برمیگردم دفتر کارم
خوب راس میگی که کار داری ؟ یا داری ازمن فرار میکنی ؟
چی داری میگی ؟
وقتی هیپنوتیزمت کردم فهمیدم تو سرت چی میگذره
ها- یئون
بعضی چیزا بهتره حل نشده باقی بمونه
داری راس میگی ؟
میدونم ، عاشق کی هستی
تو با خواهرم سکس می کنی ولی توی ذهنت من تصور میکنی
زندگی توی تخت خوابت اصلا با خواهرم هماهنگ نیست و این اون نگران کرده
ولی تو فقط موقع سکس تو ذهنت من تصور میکنی
شایدم داری زن دیگه ای رو تصور میکنی ولی باید به خواهرم وفادار باشی
من ببخش
زود بیا خونه برات شام اماده کردم
دیر میای چرا دیر میای خونه ؟
خوب ، زیاد خودت سر کار خسته نکن
گوش کن ، چه چیز باعث میشه حَشری بشی سعی کن به همون توجه کنی
عزیزم
!...این تقصیر منه
! به همه چی گند میزنم
چرا سر این موضوع داد میزنه ؟
من همیشه دنبالش هستم چرا که اون فقط تو قلبم جاداره
درمانش پیشرفتی هم داشته ؟
نباید اینقدر غصه بخوری باید یکم بیشتر صبر کنی
فقط کنجکاوم بدونم پیشرفتش در چه حدی هست
تمامش هم بخاطر اینه که تو تخت خواب بتونه کاری بکنه
بهم قول بده
کمکش کنی که این مشکل پشت سر بذاره
بهم قول میدی ؟
... راستش
راستش حس میکنم خیلی وقته دیگه بهم علاقه ای نداره
باید چیکار کنم ؟
چطوری آخه ؟
باشه ، تمام سعی خودم میکنم که این قضیه هر چه سریعتر فیصله پیدا کنه
مشکل چیه ؟
ماریا ، در مورد من چی فکر میکنی ؟
میخوای با من وارد رابطه عاشقانه بشی ؟
لعنتی
خودم مشکلی ندارم مربوط میشه به خواهر و شوهر خواهرم
ها-جوو حس میکنه که شوهرش دیگه بهش علاقه مند نیست
اون ازم قول گرفته که به شوهرش کمک کنم
راس میگی ؟
نباید اینکارو بکنی ، تنها چیزی که نباید حتی !فکرشم بکنی ، تو جامعه شما کفره
ها_ جوو یادت باشه اون خواهرته اینجوری کارت نابود میکنی
میدونم ، ولی از اینکه اونارو اینجوری ببینم دارم داغون میشم
چرا ؟
... فکر کنم
شرایط تو اصلا خوب نیست ، تو تمایلاتی داشتی که هیچوقت تحقق نیافته
این که مشکل بزرگی نیست
اشکالی نداره ، لازم نیست در این باره نگران باشی
قبلا مشکل پیدا کردیم یه راه حل فوری براش پیدا میکنم
وو- سونگ ، این مطالعه کن برنامه درمانی هستش
افسردگی در بیمارن ممکنه بخاطر نرسیدن به تمایلات بوجود بیاد
! شوهر خواهر
این دیگه چه قیافه ضایعیه که به خودت گرفتی ؟
ها - یون ، تمایل در بعضی شرایط کنترل کردنش سخته
مشکلت اینه که داری سعی میکنی فانتزی های سکسی خودت در واقعیت تحقق ببخشی
ولی نمی تونی واقعیت و فانتزی سکسی خودت را از هم جدا کنی ، دلیلش اینه
توی فانتزی همه چیز زیباست و در واقعیت خیلی فرق داره
باید هر چه سریعتر با این مشکل مقابله کنیم
تو داری قلب خواهرم میشکنی
میدونستی که خیلی تورو دوست داره ؟
دارید تو ماشین گپ میزنید
توی خیابون به هم برخوریدم
بیایین بریم تو خونه
ببخشید ، ولی باید برم سروقت دوستم
خیلی خوب پس
بیا بریم داخل
قربان ، منم بوو -وو سونگ همه چی مرتبه
امروز مجبورم برم خونه یه مشکلی هست که باید ترتیبش بدم
ماریا ، لطفا وقتی میرم مراقب همه چیز باش
داری کجا میری ؟
... نگو که میخوای
قبلا گفتم نباید دخالت کنی
ببینم هنوز یادته دیروز چی بهت گفتم ؟
لطفا ، بازم در بارش فکر کن
ها-یونگ ، بهتر نیست بیخیال قضیه بشیم
راستش یه چیزهائی هست که میشه بهش فکر کرد ولی نمیشه براش توضیحی داد
بدترین حالتش اینه که توی دامش گرفتار بشی
درست مثل وضعیت فعلی خودت
تو نمیتونی از تخیالت خودت رها بشی باید یکی بهت کمک کنه
داری از تخیالت خودت رنج میبری ، چرا سعی نکنی که ازش خارج بشی ؟
مطمئنی این روش میتونه مشکل من حل کنه !؟
از نقطه نظر روانشناسی ...بهترین راه حل یه مشکل
بستگی مستقیم به همکاری خود بیمار هم داره
همکاری میکنی یا نه !؟
ولی چطوری میخوای افسردگی درمان کنی ؟
آسونتر از اونیه که فکرش بکنی
به قلبت رجوع کن ، اینجوری میتونی از شر عذاب وجدان خلاص بشی
مستقیم برو سر اصل قضیه
روی یه چیز تمرکز کن حق نداری خودت به این راحتی گول بزنی
مشترک مورد نظر قادر به پاسخ گوئی نیست
شوهر خواهر
کارت حرف نداره
راستش طاقت سکس کردنت و دوامت فوق العاده هست
شوهر خواهر ، خیلی از رنگ صورتی خوشت میاد ؟
درسته ، عاشق رنگ صورتی هستم
الان که فانتزی های سکسی خودت خالی کردی ، چه حسی داری ؟
تا الان بهتر از این نبودم ، خیلی ممنون
الان وقتشه که دیگه از فانتزی !...های تو بزنم بیرون
ممنون
... ولی
تا الان هیچوقت اینقدر لذت نبرده بودم
دکتر ، جلسه درمانی تموم شده ؟ هنوز یه بیمار دیگه اینجا هست
خوب ، تقریبا تموم شده
راسته که اون دوست دخترته ؟ - چی ؟ -
ماریا ، منظورم اونه
درسته
با این تصمیمی که گرفتی متقاعد شدی ؟
راستش نه
فعلا در این باره بحث نکنیم
قبلا ، نمیدونستم چطوری با مشکل خودم روبرو بشم ، حتی اینکار به فکرم هم خطور نکرده بود
بهم کمک کردی بهش خاتمه بدم
تو بهم ثابت کردی تندرست هستم فکر نکنم دیگه درگیر تخیلات خودم بشم
چطوری میتونم تو ذهنم یکی رو بکشم ؟
ها- یونگ ، همش به لطف تو بود
تو بهم حس این دادی که انگار از نو متولد شدم
ماریا ، حالت چطوره ؟
پنداری فعالیت بدنی خیلی سنگینی پشت سر گذاشتی
بوو-وو سونگ ،برنامه ریزی کرده بودیم که با هم بریم خرید ولی انگار منتفی شده
... بو- وو سونگ
وقتی پنجره شکسته بشه باد و بارون میاد داخل ، و وقتی اتاق خیس بشه مطمئن باشه یخ می کنه
امیدوارم وقتی شب فرا میرسه شما سه نفر هنوزم قادر باشی با صمیمت زندگی کنید
بعدا می بینمت
در باره چی حرف می زدید ؟
متاسفانه ، بیمار داشتیم و انگاری به یه مهمونی دعوت شدیم
کی ؟
همین هفته
متاسفم ، ولی انگار این هفته برنامه هام بدجوری فشرده هست
دکتر ، دکتر یئون
خیلی وقته شبها کابوس می بینم
چطور، میتونم با این روش خودم درمان کنم ؟
میتونی
وقتی که خواب میرم بین ...ابرها به پرواز در میام
بعدش خدایان رو میبینم و باهاش صحبت میکنم
سلام، الهه جذابیت
چی ؟
به سختی به پرواز کردن و دنبال کردن الهه جذاب ادامه میدم
ولی اون خوشگله در حالی که دستش تکون میده غیب میشه
داری توهم میزنی ؟
نه ، بعدش کلی ماهی در حال شنا می بینم
ولی یکدفعه یک کوسه از راه میرسه ! و من داد میزنم لطفا من نخور
وقت تمومه ، متاسفم ولی بیمارای زیادی منتظر هستن
اگر دوست داشتی میتونی با ماریا برای تنظیم یه وقت دیگه برنامه ریزی کنی
ولی این چند روز بهتره زیاد به چیزی فکر نکنی و رژیم غذائی خودت کنترل کنی
دکتر یئون ، لطفا
!!!... ماریا ... ماریا
دکتر ، ها -یئون خانم دکتر خوشگل
! این بیمار یه منحرف پیره !کوون کش
!تو میخوای ، میخوای این بخوری !من میخوام بخورم
پری دریائی
چرا یه همچین بیمارائی قبول میکنی ؟ اگه بازم اومد ، ردش کن
مشکل جنسی تو در حال حاضر تموم شده ، الان چه حسی داری ؟
راستش ، فکر میکنم که دوباره متولد شدم
... ها- یئون
تو واقعا زیبا هستی مثل یه الهه آسمانی
ظاهرا ، دلم میخواد همیشه با تو باشم
اگه با تو باشم زندگی فوق العاده ای دارم
راس میگی ؟ پس خواهرم چی ؟ اون اینقدر دوست داره که همه چیز بخاطر تو بیخیال شده
به نظرت تا حالا به ما شک نکرده ؟
... بوو -ووو سونگ
بهتره ، این روش درمانی رو دیگه تموم کنیم
ها-یئون ، این مال توئه
پیوند ما در آسمان هاست
وقتی اون دیدم ، گفتم حتما باید اون دستت کنی
ممنون
همیشه زنده باشی ، تولدت مبارک
امیدورام همیشه سالم و خوشبخت باشی
بفرمائید ، این هدیه از طرف من هست
اینم از طرف شوهر خواهرت
بخاطر همه چی ممنونم
یک لحظه ببخشید
درمان چطوری پیش میره ؟
پیشرفتی داشته ؟
دیروز بهت گفتم رابطه جنسی
انگار تقریبا یکم بهتر شده
الکی نگو
! صبر کن ، نرو
خواهرم خیلی خوشحال بود لطفا دیگه درباره هیچی حرفی نزن
هنوز نتونستم خودم پیدا کنم همیشه جات برام خالی میمونه
تو باعث شدی که عاشقت بشم
ها- یئون ، پس باید چیکار کنیم ؟
اوایل فکر میکردم جای اشتباهی ایستادم ولی منم همیشه به تو فکر میکنم
...منم دوست دارم
ولی انگار قسمت نیست با هم باشیم
باشه همه چیز فراموش میکنم
وو سئونگ ؟
... ها - یئون
خواهر ...؟
وو -سئونگ ؟
شماها کجائین ؟
از دوران کودکی ، ما همیشه با هم بودیم و به هم وابسته بودیم
در واقع من دنبال حل مشکل شوهرم بودم
ولی قبلا فهمیده بودم چه اتفاقی داره میوفته ،شاید این قسمت من بوده
!...من همیشه بازنده بودم خواهر عاشق
ها - یئون ، چیه ؟
چیزی خوردی ؟
خواهر ، متاسفم ، همش تقصیر من بود
از همون جلسه درمان اول ، نباید اجازه میدادم این اتفاق میوفتاد
در صورتی موقع ازدواج شما دو تا من بهش گفتم حق نداره به خواهرم آسیب بزنه
یادت میاد ؟
راستش ، من هنوز یادمه
ولی ، در حقیقت این من بودم که به خواهرم صدمه زدم
فقط میخواستم بهتون کمک کنم و ازدواجتون نجات بدم
ولی الان مقصر واقعی پیدا کردم
با این حال ، دقیقا در طول درمان بود که عاشقش شدم
ها- یئون
به هر حال ، کاری که نباید میشد دیگه شده
تو خواهر من هستی و بهتر از هر کسی شخصیت شوهر من درک میکنی
و هرگز بخاطر من احساس گناه نکن
فعلا بهتره مراقب رانندگی تو جاده باشی
بعدا می بینمت
باشه خواهر ، بعدا می بینمت
!مهمونی بهم بگو مهمونی کجا برگزار میشه !؟
! بچه شدی !مگه نمیبینی دارم کار میکنم
!میدونم این هفته یه مهمونی هست ، بگو ببینم
چرا ، مگه میخوای بیای ؟ بدون بلیط راه نمیدن
! پس ، فوری بهم یه بلیط ورودی بده
صبرکن ببینم ، چی شد یه دفعه تصمیم گرفتی بیای مهمونی !؟
میتونی از مردی که اونجاست بلیط ورودی بگیری
!لطفا یک بلیط ورودی بهم بده
تا حالا مهمونی بال ماسکه بودی ؟
تا حالا نه ، ولی چرا به یه همچین مهمونی اومدیم ؟
... راستش
ما نباید به یه همچین مهمونی بریم
به خاطر موضوع خواهرت ، صادقانه ازت عذر خواهی میکنم
فکر نمیکنم ، اون همینجوری خونه رو ترک کرده باشه
انگاراین من بودم که بهش صدمه زدم
من دوسش دارم ، ولی دیگه نمیدونم باید چیکار کنم
یالا ، بیا بریم پائین
این برای تو
این چیه ؟
این ماسک برای مخفی کردن هویت و شخصیت خودت هست
اینم بخشی از درمان هست تصورات و تمایلات خودت برآورده کنی
تصورات ؟
منظورت چه تصوراتی هست ؟
بعدا خودت جواب سوالت پیدا میکنی
... زود باش
عینک بردار و ماسک بزن
بعدشم میری داخل ، خود منم خیلی زود پشت سرت میام
خودتی...؟
ها-یئون
ببخشید خواهر ، فعلا باعث نگرانیت شدم
وقتی خونه رو ترک کردم فکر کردم همه چی تموم شده
خواهر ، متاسفم
... دیگه هیچوقت نمیتونم خودم ببخشم
اگر قرار باشه به خواهر خودم صدمه بزنم
میدونی ، من هیچوقت تو رو سرزنش نمیکنم
ولی حتی فکرشم نمیکردم بو-وو سونگ بتونه اینکارو بکنه
فقط نمیخوام دیگه چیزی با اون تجربه کنم تا همه چیز خراب کنم
ولی نمیتونم این همه سال بیخیال بشم اونم بخاطر اینکه قوی نبودم
... من ببخش خواهر
... اشکالی نداره
این غیر منتظره بود می تونستی اینقدر خوب باشی
هر چند تو خوشت نیومد
ولی من واقعا لذت بردم
... ولی
ولی چرا باید اینجوری باشه ؟
خودتم میدونی ، همش بخاطر اینه که میدونی دوست دارم
من اشتباه میکردم
پس واقعیت داشت ، که تو در اصل با خواهرم ! عشق بازی میکردی ، نه خود من
در واقع ، تمام اینها برنامه ها - یئون بود
... وو- سونگ
اولش من قبول نکردم ولی ها- یئون اصرار کرد
ظاهرا تمام اینها بخاطر اخرین جلسه درمانی بوده
ها- یئون نمیخواد ببینه که ما از هم جدا میشیم
الان میخوام برم
بعد از رفتن من امیدوارم بتونی شیطون در درون قلبت از بین ببری
میدونم قادر هستی تمام اینارو پشت سر بذاری
چون میدونم از پسش برمیای
!!!... به سلامتی
! اوه ، خدای من
!خواهر
!تبریک میگم
!به هر دوتون تبریک میگم
! بزنیم به سلامتی
!به سلامتی بچه و همسر عزیزم
Ts.By:H@rika harika_alone@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.