All language subtitles for Aur.Pyaar.Ho.Gaya.1997.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از مسعود

"و عشق اتفاق افتاد"

آقاي مدير، همه حساب‌هاي من تو اين بانک‌ـه

لطفا اجازه بديد صندوق امانات داشته باشم

در حال حاضر صندوق خالي نداريم به محض اينکه خالي شد، براتون کنار ميذاريم

اگه نمي‌تونيد بهم صندوق بديد اجازه بديد با خانوم حرف بزنم

متاسفم، الان نمي‌تونيد ايشون رو ببينيد الان تو جلسه مهمي هستن

آقاي کاپور، من مشکلي براي دادن وام بهتون ندارم

از زماني که پدرتون تجارتش رو شروع کرد

همه حساب‌هاي بانکي خانواده‌تون تو بانک ماست

...ولي خريدن سهام 4 کروري يه شرکت

به نظرتون کار درستيه؟...

خانوم گاياتري ...نمي‌خوام از خودم تعريف کنم

ولي شما خوب ميدونيد، من جايي که پولم سود نکنه، سرمايه گذاري نمي‌کنم

شما فقط وام رو براي من جور کنيد اونوقت مي‌بينيد که چقدر سود مي‌کنم

آقاي کاپور، براي همچين وام سنگيني بايد ضمانت بدين

خانوم گاياتري، حس مي‌کنم شما به من اعتماد نداريد

...اعتماد دارم ولي- لطفا وام من رو قبول کنيد-

سهام شرکت ام‌اس‌فرتيزايلر ...رو که خريدم

به شما ميدم...

البته فکر مي‌کنم اين مدت طولاني که داريم با هم کار مي‌کنيم

بايد يه مزايايي برامون داشته باشه

بسيارخب

تا فردا اسناد وام رو براتون آماده مي‌کنم ممنون -بفرماييد چايي-

واي خداجون- چي شده؟-

!ساعت 4:30شد

بايد بابا و مامانم رو به کليساي ماهيم ببرم

حالا خيلي دير شده ...اگه برم ميگيره ميزنم

منظورم اينه که خيلي عصباني ميشه

دير شد و گل پسرت هنوز پيداش نشد

درستش مي‌کنم همين امروز اون پدر سوخته رو حالي مي‌کنم

چرا به خودتون توهين مي‌کنيد؟

ببين، بيا يه ريکشاو بگيرم

چي؟ اگه ريشکاو بگيريم بدبخت با اين وزن تو که له ميشه

نگهبان، برو يه تاکسي بگير

بذارش بياد اون موهاي بافته شده‌ش رو ميزنم مي‌برم

هر روز همينجوري عصباني ميشي

هر روز از کيلاش ناراحت ميشي و فوري هم مي‌بخشيش

اون پدر سوخته رو چون پسرمه نمي‌بخشم

...تنها دليلي که اون رو مي‌بخشم اينه که

يه نوه عزيز و دوست داشتني بهم داده...

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.xyz

تو کوچه‌ها مي‌گردم و" "قايم باشک بازي مي‌کنم

"ولي نتونستم عشقم رو پيدا کنم"

"گل‌ها شکوفه دادن و لبخند ميزنن"

"ولي باز دلم حس خوبي نداره"

تنها همين داستان رو دارم" "فقط همين يه مشکل رو دارم

شايد يه روزي يکي بياد و" "بگه که دلش رو بهم داده

"...دنبال عاشقي مي‌گردم که"

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

تو کوچه‌ها مي‌گردم و" "قايم باشک بازي مي‌کنم

"ولي نتونستم عشقم رو پيدا کنم"

"گل‌ها شکوفه دادن و لبخند ميزنن"

"ولي باز دلم حس خوبي نداره"

تنها همين داستان رو دارم" "فقط همين يه مشکل رو دارم

شايد يه روزي يکي بياد و" "بگه که دلش رو بهم داده

"...دنبال عاشقي مي‌گردم که"

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"کاشکي بياد و باهام حرف‌هاي شيرين بزنه"

صورتم رو ماه صدا بزنه" "و موهام رو شب

"کاشکي بياد و باهام حرف‌هاي شيرين بزنه"

صورتم رو ماه صدا بزنه" "و موهام رو شب

اگه به ديدنم بياد" "...بايد بهم بگه عشقم

"آرزوي داشتن تو تو قلب منه..."

من ديوونه توام و" "اگه بخواي جونم رو فدات مي‌کنم

من ديوونه توام و" "اگه بخواي جونم رو فدات مي‌کنم

اگه من عصباني بشم" "بترسه و با لکنت حرف بزنه

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

اگه بوپال بره" "برام تنباکو مياره

"شايد هم برام لهنگا از نينيتال بياره" *لهنگا: دامن سنتي هندي*

اگه بوپال بره" "برام تنباکو مياره

"شايد هم برام لهنگا از نينيتال بياره" *لهنگا: دامن سنتي هندي*

اگه به بريلي بره" "حتما برم سرمه دون مياره

"اگه لاکنو بره حتما برام کامداني مياره" *کامداني: لباس نيم تنه*

اگه به بنارس بره" "حتما برام ساري مياره

اگه به بنارس بره" "حتما برام ساري مياره

وقتي هم دهلي باشه" "ازم بپرسه که چي مي‌خواي؟

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

تو کوچه‌ها مي‌گردم و" "قايم باشک بازي مي‌کنم

"ولي نتونستم عشقم رو پيدا کنم"

گل‌ها شکوفه دادن و لبخند ميزنن" "ولي باز دلم حس خوبي نداره

تنها همين داستان رو دارم" "فقط همين يه مشکل رو دارم

شايد يه روزي يکي بياد و" "بگه که دلش رو بهم داده

"...دنبال عاشقي مي‌گردم که"

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

"يکم ديوونه و يکم باهوش باشه..."

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا

بيا...قلعه‌ت رو باختي

اين چيه؟‌هااا؟

پنجاه ساله داري باهام شطرنج بازي مي‌کني

هزار بار بهت گفتم که اين اسب‌ـه ....اسب

فقط سمت راست يا چپ ميره اون هم دوتا دوتا

ولي تو هميشه وزير من رو برميداري

اسب مال خودمه، هر جوري بخوابم حرکتش ميدم نه هر جوري که تو بخواي

ولي زمين بابات که نيست شطرنجه...قوانين خودش رو داره

ميدوني چيه؟ هر موقع مي‌بازي مي‌خواي تقلب کني و از زيرش در بري

يعني چي بازي رو خراب مي‌کنم؟

عصربخير بابا عصربخير مامان -عصربخير-

چرا هميشه اينجا پام گير مي‌کنه؟

خيلي دير کردي- ...تو جلسه با -

وکيل بودم مامان جون...

آرشي کجاست؟- خوابه-

چي شده؟ امروز زود رفته بخوابه

مراسم سانگيت پريا بود "براي همين خسته بود "سانگيت: آوازخوني

فردا عروسيه پرياست زياد سرکار نموني

حتما بايد بريم عروسي

مامان جون

همه دوست‌هاي آرشي ازدواج کردن

به نظرم الان وقتشه تا براي آرشي شوهر خوبي پيدا کنيم

دوباره تو خواب داره راه ميره

بابا

بيماريش همينجوري خطرناکه

اگه بعد از ازدواجش هم ...تو خواب راه بره

شوهر بيچاره‌ش بايد نگهبان بشه...

...يه کلمه هم درباره دخترم حرف نزني‌ها- دختر منم هست-

چندبار گفتم تو مرکز درماني طبيعي بنگلور بره بستري شه

بعد از يه دوره درمان 6 ماه حالش خوب ميشه

ولي حرف که گوش نميده منم نميدونم فردا چيکار مي‌کنه

خانوم‌ها و آقايون

اين يه اسب معمولي نيست

مادرش دايانا برنده "دربي" شده

و اين اسب مطمئنا برنده مسابقات آينده خواهد شد

از الان مزايده رو شروع مي‌کنيم

چهار لاک- چهار لاک....يک-

چهار لاک...3- پنچ لاک-

پنج لاک -پنج لاک- شش لاک-

هفت لاک

هشت لاک- نه لاک-

ده لاک- يازده لاک-

پونزده لاک

پونرده لاک پونزده لاک...يک

پونزده لاک...2

پونزده لاک...3

واي خداجون، ديوونه شدي ديگه رد دادي

اسب 15 لاکي گرفته

تو که 15 اسب گرفتي، کلي هم خرج کردي تازه اون هم با کالسکه

اون پولي که دادم و کل شهر رو جمع و جور کردم رو تازه نگفتم

...ولي بابا، 15 لاک‌ـه- بسه ديگه-

داره بچه‌م رو اذيت مي‌کني

بچه؟؟؟ ...رفته اسب 15 لاک خريده

بابا، شما هم با اين بچه بچه گفتين زدين لوسش کردين

تو رو با بچه بچه لوس نکردم؟

اونوقت ببين چه پسر بي‌تربيتي شدي

ببخشيد بابا

بابابزرگ، فقط شما من رو درک مي‌کنيد

ولي يه چيزي رو بگو عزيزم اسب رو واسه چي مي‌خواي؟

...بابابزرگ، واسه اين که

!!خداي من! عجب فکري

مبارک باشه ممنونم-

ببين آرشي چي آورده کيشور...نگاه کن-

بابا

بابا، خواهش مي‌کنم. بذار برگرديم از ديدن‌تون خوشوقتم-

سلام

من پيش عروس و داماد نميرم چرا نميري؟-

با اين نمايشي که آرشي با اسب راه انداخته، نميرم

وقتي من با يه الاغ اومدم اينجا اون نمي‌تونه با اسب بياد؟

...ولي بيا زود باش بيا-

...سلام

کيلاش...تويي؟

خداي من....مالهوترا؟

زن داداش؟

خيلي وقته همديگه رو نديديم- يه 15 سالي شده-

بيا بشينيم و حرف بزنيم

زن داداش بفرماييد

آرشي، اين چيه؟

موهيني بهم گفت که کيشور عاشق اسب‌ـه

من گفتم هديه عروسي بهتر از اين چي ميشه؟

چي بگم رفيق؟ از وقتي منتقل شدم دهلي هميشه خدا سرم شلوغه

اصلاً وقت ندارم

خان داداش، يه دختري داشتين اسمش چي بود؟

ها...آرشي، آرشي

اوناهاش...پيش عروس و داماد يه اسب سورپرايزي-

خيلي خوشگل شده چقدر هم بزرگ شده-

مالهوترا، نميفهمي بچه‌ها کي بزرگ ميشن ولي خودمون که پير ميشيم، سريع مي‌فهميم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

کيلاش داداش، روهيت من هم آقايي شده- که اينطور-

اين روزا تو اروپا تجارت پارچه داره

خان داداش

...براي آرشي پسر مناسبي

خب...راستش هنوز مورد مناسبي پيدا نکردم

يه چيزي به دلم افتاد

اگه که ناراحت نمي‌شيد، بگم؟ بفرماييد زن داداش-

براي روهيت دنبال يه دختر مي‌گرديم

اگه شما خوش‌تون مياد که؟- معرکه‌ست-

شايد هم خدا بعد اين همه سال گذاشت ما همديگه رو ببينيم

که اين دوستي‌مون تبديل به رابطه فاميلي شه

سلام آرتي

چرا تنهايي نشستي؟ همينجوري-

بيا پيش‌مون

اين چش شده؟ تو کالج که بمب انرژي گروه‌مون بود

هميشه مي‌خنديد و شاد بود

نميدونم بعد از ازدواجش خيلي ساکت شده

چرا؟ مگه بعد از ازدواج دخترا اينجوري ميشن؟

خب اين رو بعد از ازدواج مي‌فهميم

صبح بخير صبح بخير بابا، يالا بيا ورزش کن-

نترس بابا، خودتونين که

سلام

آرشيف مي‌خوام يه چيزي بهت بگم

ميدوني مامانت وقتي با من ازدواج کرد چند سالش بود؟

تقريبا همسن الان تو بود

به نظرم الان وقت مناسب براي ازدواج‌ـته

چرا بابا؟ حس مي‌کنين تو خونه زيادي ام؟

دختر کوچولو من هيچوقت زيادي نيست

کي همچين دختر دوست داشتني داره؟

...اين يه سنت براي دختراست

تا وقتي که ازدواج کنن با پدر و مادرشون زندگي کنن

يه روزي بايد پيش شوهرت بري

براي همين مي‌خوام بدونم که پسري هست که دوسش داشته باشي؟

نه. کسي نيست

ولي من يکي رو در نظر دارم- کي؟-

يادته آقاي مالهوترا رو ديشب تو مهموني دهلي ديديم؟

يه پسر به اسم روهيت داره

تو اروپا تجارت پارچه داره

راستش، از بچگي مي‌شناسيش

يادته اون خونه باغي که نينيتال بود و هميشه مي‌رفتيم

که يه کلبه چوبي کوچيک داشت؟...

يادم نمياد

مالهوترا بهم گفت که روهيت هنوز تو رو فراموش نکرده

هنوز تو رو يادشه

شايد يه روزي جايي همديگه رو ببينيم" "که به غير از دوتامون کسي نباشه

"کنار هم بشينيم و غرق افکارمون باشيم"

يه چيزي من ميگم" "و يه چيزي هم تو بگو

شايد يه روزي جايي همديگه رو ببينيم" "که به غير از دوتامون کسي نباشه

"کنار هم بشينيم و غرق افکارمون باشيم"

يه چيزي من ميگم" "و يه چيزي هم تو بگو

"گاهي ميگم گوش کن چي ميگم"

"گاهي تو ميگي خب بگو"

گاهي ميگم اي نازنين" "گاهي تو ميگي اي همنشين من

من ميگم زيباتر از ماهي" "و بدون تو آروم و قرار ندارم

بعد تو ميگي آره ميدونم" "بعد من ميگم که عاشق توام

شايد يه روزي جايي همديگه رو ببينيم" "که به غير از دوتامون کسي نباشه

درباره آب و هوا، کوچه‌ها" "و هدف‌هامون حرف ميزنيم

درباره گل‌ها و روياها و" "آخر سر عشق حرف ميزنيم

درباره آب و هوا، کوچه‌ها" "و هدف‌هامون حرف ميزنيم

درباره گل‌ها و روياها و" "آخر سر عشق حرف ميزنيم

کاشکي اين تنهايي مثل عطري شه" "که باهاش بدن‌مون تازگي پيدا کنه

دلم به تپش مي‌اُفته و نگاهم مي‌لرزه" "وقتي لمست مي‌کنم

من هم همه‌ش ميگم که بدون تو" "نميتونم زندگي کنم

"بعد تو ميگي آره ميدونم"

"بعدش من ميگم که عاشق توام"

شايد يه روزي جايي همديگه رو ببينيم" "که به غير از دوتامون کسي نباشه

اين باد شيطون بال‌هات رو باز مي‌کنه" "ولي من تو رو ميگيرم

اين اشاره‌هاي من رو متوجه شو" "وقتي که با اسم‌هاي مختلف صدات مي‌کنم

اين باد شيطون بال‌هات رو باز مي‌کنه" "ولي من تو رو ميگيرم

اين اشاره‌هاي من رو متوجه شو" "وقتي که با اسم‌هاي مختلف صدات مي‌کنم

با عشق تو رو گاهي" "نور مهتاب يا ملودي آهنگ صدا مي‌کنم

"تو ترانه من و آهنگ زندگي مني"

تو عشقم و نيمه گمشده مني" "اگه بخواي جونم رو هم برات ميدم

"بعد تو ميگي آره ميدونم"

"بعدش من ميگم که عاشق توام"

شايد يه روزي جايي همديگه رو ببينيم" "که به غير از دوتامون کسي نباشه

شايد خدا بخاطر همين بعد از اين همه سال باعث شد همديگه رو ببينيم

تا بتونيم اين دوستي رو به رابطه فاميلي تبديل کنيم

پس ديگه جواب‌تون مثبته؟

اين چه حرفيه؟ معلومه که آره از طرف ما جواب مثبته

به نظر من بهتره که آرشي يه بار روهيت رو ببينه

روهيت کي از سنگاپور برمي‌گرده؟

فردا از سنگاپور به سوئيس ميره

کارخونه منسوجات رو تازه اونجا شروع کرده

به محض اينکه رسيد هند مي‌فرستمش پيش شما

باشه ولي ميشه عکسش رو داشته باشيم؟

به محض اينکه رسيديم دهلي عکسش رو مي‌فرستيم

شما مي‌خواين شيريني بخوريد؟

آرشي داره ازدواج مي‌کنه و اونوقت من نميتونم دهنم رو شيرين کنم؟

مگه دکتر، شيريني رو براتون ممنوع نکرده بود؟

مي‌بينيد توروخدا؟ حرف‌هاي دکتر بيشتر ار حرف‌هاي مامانش مهمه

وقتي بچه بود ميذاشتمش تو بغلم و بهش شيريني مي‌دادم

حالا امروز شيريني رو از دستم ميگيره

براي اينکارا بزرگت کردم؟

خان داداش، اجازه بدين شيريني بخورن ببينيد چقدر ناراحتن

همه‌ش فيلمه، فيلم داره بازي مي‌کنه

شما نگران نباشيد شما دهن‌تون رو شيرين کنيد

آرشي خانوم، تلفن داريد ببخشيد-

از امروز ديگه موهات رو نمي‌بافم

اشکال نداره، خودم براش مي‌بافم

الو؟؟ چي؟؟

آرشي؟ ...مادو، اين-

ميدوني که آرتي و آشوک ازدواج‌شون سنتي بود

...آره ولي

قبل از ازدواج، آشوک پسر خيلي خوبي بود

ولي بعدا فهميد که اون شرابخوره

قماربازه و معشوقه هم داره

بيچاره به کسي نگفت و همه چيز رو داخل خودش مي‌ريخت

آخر سر هم نتونست طاقت بياره و خودکشي کرد

اين چه حرفيه آخه؟

نميتوني واسه ديدن روهيت مالهوترا به سوئيس بري

بابا، من بدون ديدن روهيت و نشناختن اون ازدواج نمي‌کنم

من کي جلوت رو گرفتم؟

آروم حرف بزن...آروم ببخشيد بابا-

خب بذار بياد هند بعد برو ديدنش

بابا، چرا متوجه نيستين؟

تو ازدواج سنتي، وقتي پسر ...به خونه دختر مياد

هميشه خودش رو آدم خوبي وانمود مي‌کنه...

اگه شراب خور باشه که با بطري مشروب نمياد تو خونه‌مون -درسته

اگه قمارباز باشه که به يه دست ورق نمياد خونه‌مون -درسته

اگه هم با کسي رابطه داشته باشه که دست دختري رو نمي‌گيره بياد خونه‌مون

کاملا درسته

بخاطر همين مي‌خوام برم سوئيس و روهيت رو ببينم

چي فکر کردي؟ که اون خود واقعيش رو تو سوئيس بهت نشون ميده؟

من بهش نميگم کي هستم و براي چي به سوئيس اومدم

...با يه اسم ديگه به ديدنش ميرم

تا وقتي که بفهمم آقا واقعا چجوريه...

لطفا بليطم رو براي فردا آماده کنيد

باشه، منم همراهت ميام بابا، خواهش مي‌کنم-

اگه شما رو بشناسه که خود واقعيش رو نشون نميده

تازه، بچه که نيستم اولين بار هم نيست که تنهايي مي‌خوام برم جايي

درست ميگه

بايد اون رو ببينه

برو بليط هواپيما رو سريع بگير

تو اين خونه کي به حرف من گوش ميده؟ هر کاري مي‌خوايين بکنيد

سلام چامي-

حالت چطوره؟ خوبم، تو چي؟ -منم خوبم-

پروازت چطور بود؟ عالي بود-

خيلي ازت ناراحتم چرا؟-

تو گفتي که تو يه روز ازدواج مي‌کنيم

ولي حالا داري تنهايي ازدواج مي‌کني

اگه بخوام منتظر تو بمونم بايد تا آخر عمر مجرد بمونم -ببخشيد

بله خانوم انگليسي صحبت مي‌کنيد؟ -بله-

از کجا مي‌تونم تاکسي گير بيارم؟ اونطرف، راننده‌ها اونطرفن-

اون چمدون منه

کي زن داداش رو مي‌تونم ببينم- بزودي-

دزد، دزد، يکي به پليس زنگ بزنه دزد، دزد، يکي به پليس زنگ بزنه

چي شده خانوم؟- ببين چقدر پرووئه؟-

جلو همه چمدونم رو برداشته برده

هر چيزي هم حدي داره فرودگاه هم ديگه جاي امني نيست

يه لحظه غفلت کني ميزنن وسايلت رو ميزنن

قيافه‌ت ميخوره از خانواده محترمي باشي

ولي کارت چيه؟ دزدي..دزدي مي‌کني

دزد عوضي

من اونجا بودم و چمدونم پيشم بود

چمدونت اونجا بود يا هنوز هم هست

چمدون‌هامون شبيه به همه براي همين اشتباه کردم

ببخشيد

دزد، دزد...پليس ببينيد چقدر پروئه

راحت چمدونم رو برداشته و مي‌خواد ببره

هر چيزي حدي داره فرودگاه هم جاي امني نيست

يه لحظه غفلت کني چمدونت رو بردن

قيافه‌ت ميخوره از خانواده شريفي باشي ساکت-

ولي دزدي مي‌کني. دزدي اوه خدا-

!خفه شووو

تو همينجا بمون من ميرم ماشين رو ميارم

باشه

عطسه کردي و زدي کل شب‌ـم رو خراب کردي

ببخشيد بله-

ميشه چمدون‌هام رو تو صندوق عقب بذاريد بله -ممنون-

يه دونه عطسه خوب نيست ولي دوتا عطسه شانس مياره

پس لطفا يه بار ديگه عطسه کنيد چيزي که از دست نميديد

چه يه عطسه چه دو عطسه

خانوم، نميذارم همينجوري در بريد

اگه با زبون خوش نشده با اجبار بايد عطسه کني

يه عطسه ديگه...يه عطسه ديگه يالا...يالا. عطسه کن

خيلي خيلي ممنون

اين عطسه دومت، زندگيم رو از اين رو به اون رو کرد

حالا من اين قرض رو چجور ادا کنم؟ چجور ادا کنم؟ چجور ادا کنم؟

اينا ديگه چيه؟

سرويس اتاق يه لحظه-

شام‌تون حاضره بذاريدش همون بيرون

ممنون ممنون-

کيه که اينقدر سروصدا مي‌کنه؟

تو؟؟؟- تو؟؟-

خجالت نمي‌کشي با لباس‌هاي من اينور و اونور ميگردي؟

از عمد چمدون‌ها رو عوض کردي

از عمد به يه ورم بابا زده ظاهرم رو عوض کرده

چمدونم کجاست؟- داخله-

هي، کجا ميري؟

واي مامان

کيفم؟ کيفم کجاست؟ ...همين الان مي‌خوامش

کيفم رو بده نکن، ولم کن-

...اي دختره

الو؟ الو؟

آرشي؟

حالت خوبه، نه؟- آره خوبم-

روهيت مالهوترا رو ديدي؟ امروز مي‌بينمش-

امروز؟ هند ساعت 8:30 اونجا ساعت چنده؟

الو...؟

ساعت چنده دخترم؟

ساعت 3 عصر سه عصر؟-

ساعت 3 شده

ديرم شده، خداحافظ

ببخشيد؟ بله-

مي‌خواستم آقاي مالهوترا رو ببينم اينجا نيستن، رفتن بيرون-

کجا رفتن نميدونم، به من چيزي نگفتن-

ببينيد، حتما بايد ببينم‌شون

براي ديدن ايشون از هند اومدم

خب، يه کاري کنيد امشب به رستوران بريد

هر شب همونجا شام ميخورن

باشه، ممنون خواهش مي‌کنم-

!خوبه

ببخشيد بله؟-

ميشه يه لحظه باهام بيايد البته-

يه عينک آفتابي هست که مي‌خوام ...و

تو چرا اين عينک رو زدي؟

اينجا گذاشته بود، خوشم اومد و زدمش

ولي من ازش خوشم اومده بود چرا ناراحت ميشي؟-

بگذريم...شما بيشتر بهش نياز داريد

مي‌خوام کسي به غير از من ...چشم‌هاي خوشگل شما رو نبينه

و چشم‌تون نزنه...

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

بعضي وقت‌ها شرارت" "بعضي وقت‌ها هم عشق

"هميشه چشمات يه چيزي اشاره مي‌کنن"

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

بعضي وقت‌ها شرارت" "بعضي وقت‌ها هم عشق

"هميشه چشمات يه چيزي اشاره مي‌کنن"

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

"گاهي اين چشمان همانند درياي آبي‌ـه"

"گاهي هم شبيه جام شراب‌ـه"

"گاهي اين چشمان همانند درياي آبي‌ـه"

"گاهي هم شبيه جام شراب‌ـه"

"گاهي چشمان شبيه نور اول صبح‌ـه"

"گاهي هم شبيه شب، مست کننده هستن"

"گاهي به مناظر نگاه مي‌کنن"

"گاهي هم خودشون شبيه مناظر هستن"

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

"گاهي اين چشمان باهام مهربونن"

"منم يواشکي اينکار رو مي‌کنم"

"گاهي اين چشمان باهام مهربونن"

"منم يواشکي اينکار رو مي‌کنم"

"مي‌خوام بهشون سلام کنم"

"اگه بهم نگاه کنن، بهشون سلام مي‌کنم"

"وقتي بهشون نگاه مي‌کنم ميگم که"

همچين چشمان زيبايي" "هيچوقت به وجود نمياد

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

بعضي وقت‌ها شرارت" "بعضي وقت‌ها هم عشق

"هميشه چشمات يه چيزي اشاره مي‌کنن"

"مثل ستاره مي‌درخشن"

"چشم‌هاي ستاره وارت"

ببخشيد، رزروي به اسم آقاي مالهوترا داريد؟

"به زبان سوئيسي حرف ميزنه"

آهاي؟ رزرو؟ آقاي مالهوترا؟ "به زبون سوئيسي حرف ميزنه"

"به زبان سوئيسي حرف ميزنه"

ميتونم يه تاکسي بگيرم؟ تاکسي؟ لطفا؟-

"به زبان سوئيسي حرف ميزنه"

"به زبان سوئيسي حرف ميزنه"

يه چيزي بهت بگم، قيافه‌ت شبيه الاغه ولي هيکلت مثل خوک‌ـه

"ممنون "به زبون هندي ميگه- بله؟-

ممنون- ممنون-

"به زبان سوئيسي حرف ميزنه"

!کمک

!يکي بهم کمک کنه

بيا با همديگه بريم هتل

وگرنه اگه دوباره به اراذل بر بخوري نمي‌تونم نجاتت بدم

بريم

بريم

تو که اينا رو استخدام نکرده بودي؟

چي؟؟؟

آره، استخدام‌شون کردي بعد هم زديشون تا من رو تحت تاثير قرار بدي

از صبح همه‌ش داري اذيتم مي‌کنه

"با چشمان ستاره وارت"

يه لحظه الان برمي‌گردم

هي...کجا ميري؟

تا اراذل رو بگم بيان- باشه بابا، باورت کردم-

لطف کردين که بهم اعتماد کردين

حرف رو باور کردم بهت اعتماد نکردم

غيرممکنه...غيرممکن

چجور مي‌تونه اينطور باشه؟ خودش مياد سمتم و جيغ ميزنه

خودش اراذل رو نگه ميداره و کمک مي‌خواد

وقتي هم بهش کمک مي‌کنم بهم شک مي‌کنه

وقتي هم مي‌خوام اراذل رو برگردونم باورم مي‌کنه

اوووه، نميتوني خفه شي؟ از کي دارم به چرت و پرت‌هات گوش ميدم؟

چرا به حرف‌هاي من گوش ميدي؟ من که دارم با خودم حرف ميزنم

پس خفه شو و تو ذهن خودت حرف بزن

چرا من بايد بشنوم حوصله‌م رو سر بردي

خب چي مي‌خواي؟ مي‌خوام از اين دنيا محو شي-

!ساده‌ست که

اين سکه رو بگير با اين سکه چيکار کنم؟-

قدرت اين فواره رو نميدوني؟

فقط چشمات رو ببند و سکه رو بنداز تو آّبشار

آرزوت برآورده ميشه

آرزو مي‌کنم اين از جلوم محو شه

اين کجا رفت؟

آرزو کردي از جلوت محو شم من هم رفتم پشت سرت

ببين، بذار جلوي تو راه برم

وگرنه ميگي که دارم تعقيبت مي‌کنم

اگه هم من پشت سرت بيام ميگي من دارم تعقيبت مي‌کنم

خب بيا با همديگه راه بريم

شبت بخير

آرشي

آرشي

تو خواب راه ميره؟

آرشي...اتاق منه ...اتقا تو

تو اتاق من؟؟؟ !!عجب دختري

چي شده؟

چطور جرات مي‌کني؟ اينقدر پررو شدي که مياي تو اتاق من مي‌خوابي

الان به مدير زنگ ميزنم آروم باش خانوم خانوما-

اگه به مدير زنگ بزني !آبروي خودت ميره نه من

چون من تو اتاق تو نيستم تو"، توي اتاق مني"

تو خواب که راه رفتم اومدم تو اين اتاق؟

اين رو خودت بهتر ميدوني ديگه با تو خواب رفتن اومدي اينجا يا عمدا؟

!!خفه شو بابا

اين که عکس منه

عکس من دست تو چيکار مي‌کنه؟

عجيبه، اين تويي؟

از اسبه خوشم اومد براي همين عکس رو گرفتم

سلام

صبح بخير

...هي گوش کن

ببين، الان خيلي عصباني ام اذيتم نکن

براي همين نيازي به دويدن نداري

با اين عصبانيتت همه کالري‌هات رو سوزوندي

ديدي...دوباره عصباني شدي

...شايد ندوني که يه لحظه عصبانيت

برابر با يه ساعت ورزش‌ـه؟...

تو نمي‌توني خفه شي،‌ها؟ باشه..خب اين رو بگو-

شب‌ها دقيقا کي تو خواب راه ميري؟

تا حداقل در رو قفل کنم لطفا تنهام بذار -باشه، باشه-

ولي قبل رفتنم يه چيزي بهت بگم

از روش ورزش کردنت خيلي خوشم مياد

قشنگ مي‌توني اندازه بگيري که چند متر دويدي

منظورت چيه؟ خودت اندازه بگير-

آقاي لاد، لطفا سريع اسناد من رو آماده کنيد

محموله‌م تو گمرک خوابيده

نگران نباشيد تا 15 دقيقه ديگه آماده‌ش مي‌کنم

لطف مي‌کنيد خيلي ممنون

آقاي کاپور خانوم گاياتري، سلام -سلام--

بفرماييد. بريم داخل دفتر بشينيم بفرماييد

امروز تو روزنامه، خبر شرکت ام اس فرتلايزر" رو خوندين؟"

نه، نخوندم اون شرکت کلي مشکل داره-

شما هم سهام زيادي از اون شرکت خريديد

اگه اون سهام جعلي باشن چي؟

ببينيد خانوم گاياتري، همچين اتفاقي نمي‌اُفته

تازه، هر وقت اتفاقي افتاد نگران ميشم چرا از الان خودم رو نگران کنم؟

ناراحت نشين ولي توي تجارت خيلي بي دقت هستين

بي دقت نيستم فقط وقت ندارم

تو يک ماه، هشت روز براي آخر هفته‌ها از دست ميديم

چهار روز هم براي مراسم رفتن دوست و آشنايي

چهار روز ديگه رو هم به سالن زيبايي ميريم

ميدونيد که، تقويت مو و شامپو زدن

خب تو اين 14 روز باقيمونده چيکار کنم؟

تازه اين روزا خيلي سرم شلوغه دارم سور و سات عروسي آرشي رو آماده مي‌کنم

آرشي رو مي‌خواين به کي بدين؟

پسر يکي از دوست‌هاي قديمم که اهل دهلي‌ـه، روهيت مالهوترا

"تو نفس‌هام فقط اسم توئه"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

تو روز و شب مني" "سکوت و حرف زدن مني

"اين پيام رو از طريق ابرها برات مي‌فرستم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو نفس‌هام فقط اسم توئه"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

ببخشيد خانوم بله؟-

از هند يه تماس داريد ممنون-

الو؟

آرشي دخترم، حالت چطوره؟

خوبم روهيت رو ديدي؟-

بابابزرگ، خسته شدم از بس دنبال اين روهيت مالهوترا گشتم

دخترم اين خونه بدون تو خيلي سوت و کوره

يه کاري کن

...اگه روهيت رو ديدي که خوبه

وگرنه برگرد خونه...

اگه امروز نديدمش حتما برميگردم

باشه؟ باشه دخترم، مراقب خودت باش-

خداحافظ خداحافظ-

ببخشيد بله-

اين بسته مال آقا روهيت مالهوتراست آقاي روهيت؟-

آقاي روهيت مالهوترا، اتاق 309

لطفا اين رو تو اتاقش بذاريد باشه-

ممنونم ببخشيد -بله-

شما...شما روهيت مالهوترا رو مي‌شناسيد؟

آره، دوستمه !!!ايول-

ببخشيد

من بايد روهيت رو ببينم- چرا؟-

مگه وسيله‌هاتون پيشش جا مونده؟ وسيله؟...منظورتون چيه؟-

اون بهم گفت که وسيله‌هاتون با هم عوض شدن

اون....اون روهيت مالهوتراست؟

نمي شناختينش؟- نه؟-

براي ديدن اون اومده بودم

جالبه، روهيت رو تو فرودگاه ديدين

حتي باهاش دعوا هم کردين

تو اين هتل هم اتاق بغليش هستين اونوقت ميگين دنبال روهيت مي‌گردم؟

کجا ميتونم روهيت رو پيدا کنم؟

"تو چشمام عکس صورت تو شکل گرفته"

"انگاري که تو سرنوشت مني"

"از دل تو تا دل من"

به نظر مياد ضربان قلب مون" "مثل يه زنجير مي‌مونه

"تو خواب‌هام هميشه تو رو مي‌بينم"

"نميدونم چرا اين اتفاق مي‌اُفته"

کي ميدونه که چرا اين همه گلبرگ عشق" "بر روي مژگان من هست

براي زيباتر کردن روياهام" "بايد اينکار رو بکنم

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"روي گل‌ها، قطرات شبنم هست"

"به نظر ميرسه که محفل رنگ‌هاست"

"اين فصل و اين منظره"

"بهم ميگن که فقط وجود تو اينجا کمه"

وقتي تو باغ همديگه رو مي‌بينيم" "همه پرنده‌ها شروع به خوندن مي‌کنن

اينچا پر از عطر و بوي تو شده" "حتي نسيم هم عطر و بوي تو رو داره

"با عطر تن تو حتي غنچه‌ها، شکوفه ميدن"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو نفس‌هام فقط اسم توئه"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو روز و شب مني"

"سکوت و حرف زدن مني"

"اين پيام رو از طريق ابرها برات مي‌فرستم"

خيلي بانمکه

اين آهنگ رو براي کي مي‌خوندي؟

براي اسب‌ـه ديگه چي؟ اسب؟-

جوک بامزه‌اي بود

ولي روي عکس که اسم من نوشته شده بود

اسم تو؟ آره-

رو عکس نوشته بود آرشي و طوفان

فکر کردم اسم اسب‌ـه آرشي و تو هم طوفاني

طوفان چقدر هم که شوخ طبعي

من چقدر احمقم، بابابزرگ راست مي‌گفت بايد از عقلم خوب استفاده کنم

اين همه تو رو ديديم ولي يه بار اسمت رو نپرسيدم

اگه مي‌پرسيديم اينقدر اذيت نمي‌شدم

يه چيزي رو بهم بگو، چي شده که اينقدر يهويي به اسم من کنجکاو شدي؟

...ميدوني

من از هند براي ديدن تو اومدم...

چرا؟ اشتباهي کردم؟

...راستش، من و تو

...من و تو

بايد حتما شما رو ميديدم آقاي روهيت مالهوترا

من طراح لباس هستم و ...شرکت‌مون مي‌خواد که

طراحي‌هايي که آماده مي‌کنيم رو شما آماده کنيد

خانوم، اينجا جاي درستي براي صحبت در مورد کار نيست

امشب با همديگه شام ميخوريم و اونجا صحبت مي‌کنيم

پس روهيت مالهوترا رو ديدي؟

آره بابابزرگ، حتي واسه شام دعوتم کرده

اميدوارم که چيزي درباره خودت نگفته باشي؟

نه، اول مي‌خوام امتحانش کنم

وقتي که مطمئن شدم ...شرابخور يا قمارباز نيست

اون موقع خودم رو معرفي مي‌کنم...

منتظر تلفن‌تون مي‌مونم

باشه بابابزرگ، خداحافظ

زنده باشي موفق باشي

ببخشيد، ميشه من رو به ميز 301 ببريد؟ بله-

مهمون‌تون تو کازينوئه؟ کازينو؟-

سلام سلام-

داري قمار مي‌کني؟- آره، تو هم بيا-

بيا بريم

صبر کن، حداقل بذار اين سکه‌هام تموم شن

چقدر سکه گرفتي؟ هزار دلار-

اگه هزار دلار برنده شم چي؟ خوب برنده شو-

‌اين هزار دلار سکه رو برگردون هزار دلارت برمي‌گرده

بيخيال روهيت...مسخره نکن مسخره نمي‌کنم-

با پولي که آدم تو يه روز مي‌بازه

با اون پول يه آدم فقير مي‌تونه کل زندگيش رو بگذرونه

...مي‌تونه بچه‌هاش رو خوب بزرگ کنه و

زندگي راحتي داشته باشه...

نمي‌خواد برام سخنراني کني روهيت من ميرم-

روهيت؟

اوه، روهيت. ضدحال زدي تو بهم ضدحال زدي-

بيا بريم درباره کار حرف بزنيم

من رفتم ببخشيد-

روهيت...روهيت روهيت، واقعا ناراحت شدي؟

باشه، باشه متاسفم

متاسفم

بريم، شام آماده‌ست بيا اول بريم بار-

تو شراب ميخوري؟ من شراب نمي‌خورم-

ولي تو که ميخوري؟ من شراب نميخورم، بريم-

گرسنه‌م نيست، يه کاري کنيم بيا بريم ديسکو

ديسکو؟ آره، بيا بريم-

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

چي شد؟ خسته‌م-

باشه، بيا بريم

تو همينجا بمون، الان ميام باشه-

!هي

تو خيلي خوبي روهيت خيلي خوبي

تو مشروب خوردي؟ !دوستت دارم-

!!تو مستي

شمال، جنوب، شرق و غرب" "تو خيابون‌هاي غريب مي‌گردم

روزها مي‌رقصن، شب‌ها مي‌رقصن" "دلم مي‌رقصه، خودم هم مي‌رقصم

هر چي که دلت مي‌خواد بگه" "بگو، به اين ميگن ديوونگي

شمال، جنوب، شرق و غرب" "چرا دور و بر من مي‌گردي؟

حتي اگه روزها برقصن يا نه" "شب‌ها ديوونه‌اند و مي‌رقصن

"چرا اينجوري مي‌رقصي؟"

شمال، جنوب، شرق و غرب" "تو خيابون‌هاي غريب مي‌گردم

روزها مي‌رقصن، شب‌ها مي‌رقصن" "دلم مي‌رقصه، خودم هم مي‌رقصم

"آره بابا، آره"

"ما غريب‌ايم و تو اين شهر غريب"

"اي ديوونه، کجا مي‌خواي بري"

حالا به حرف‌هام گوش بده و" "بذار تا خونه برسونمت

کل شهر چراغوني‌ـه" "نمي‌تونم فقط يه جا رو نگاه کنم

کي دلش مياد اينجا رو ول کنه" "و بره جايي ديگه

يکم صبر کن، يکم صبر کن" "صبر کن

ولم کن، ولم کن" "ولم کن

"عزيزم، با اين مستي‌ت مي‌خواي کجا بري؟"

شمال، جنوب، شرق و غرب" "تو خيابون‌هاي غريب مي‌گردم

روزها مي‌رقصن، شب‌ها مي‌رقصن" "دلم مي‌رقصه، خودم هم مي‌رقصم

"آره بابا، آره"

"اگه اين مستي‌ـت تموم نشه"

"تو اين شهر بدنام ميشي"

"قبل از هر کاري يکم فکر کن"

"هوش و حواست کجا رفته؟"

"کاشکي دنيا داستان بنويسه"

"از اينکه من رو بدنام بدونن، نمي‌ترسم"

حالا دلم هر کجا که بگه" "همونجا ميرم

يکم صبر کن، يکم صبر کن" "صبر کن

ولم کن، ولم کن" "ولم کن

يکم بفهم اي ديوونه" "اين آوارگي‌ـه

شمال، جنوب، شرق و غرب" "تو خيابون‌هاي غريب مي‌گردم

روزها مي‌رقصن، شب‌ها مي‌رقصن" "دلم مي‌رقصه، خودم هم مي‌رقصم

"آره بابا، آره"

روهيت

دروغ

من بهت دروغ گفتم الان بگير بخواب-

صبح با هم حرف ميزنيم ولي من بهت دروغ گفتم-

من دروغگوام...دروغگو

دروغگوام

من طراح مراح نيستم

!!نه

تو شرکت کسي هم کار نمي‌کنم

من همون آرشي ام

...که بابا و مامانت، عروسي ما رو

عروسي تو و من...

...من دختر کيلاش نات هستم

خانوم، براي شماست ممنون -خواهش مي‌کنم-

آرشي

از همون اولين باري که ديدمت عاشقت شدم

ولي من فکر مي‌کردم که دختر باحيايي هستي

فکر مي‌کردم؟

وقتي خود اصليت رو ديشب ديدم خيلي ناراحت شدم

زني که قمار بازي مي‌کنه شراب مي‌خوره، نمي‌تونه زن من باشه

!!!نه

من رو فراموش کن آرشي نه!! -فراموشم کن-

!!!!!!نه

روهيت...اتاق شماره 309 لطفا

ببخشيد خانوم همين الان رفتن

روهيت...روهيت وايسا

!خواهش مي‌کنم

روهيت...وايسا

روهيت...وايسا ديگه

صبر کن

روهيت

صبر کن

روهيت، من اون دختري که فکر مي‌کني، نيستم

من فقط داشتم امتحانت مي‌کردم

فيلم بازي نکن بذار برم

ولي به حرف‌هام گوش بده علاقه اي ندارم-

چرا؟ مگه من چه مشکلي دارم؟

مگه دندون‌هام تيزن که گازت بگيرم؟

يا شاخ دارم که بهت بزنم؟

دندون رو ميشه کشيد و شاخ هم ميشه در آورد ولي عادت‌هاي آدمي عوض نميشن

من رو ببخش، اشتباه کردم من قمارباز و شرابخور نيستم، من رو ببخش

روهيت، خواهش مي‌کنم

بيا..ببين چيکار مي‌کنم من رو ببخش

ديگه همچين کاري نمي‌کنم لطفا من رو ببخش

لطفا من رو ببخش

روهيت...روهيت بهش بگو من رو ول کنه

ولم کن...روهيت

کمکم کن...کمک

روهيت، کمکم کن ولم کن

ميدوني اين فواره چه قدرتي داره؟

چشمات رو ببند و سکه رو تو آب بنداز

اونوقت آرزوت برآورده ميشه

سکه داريد؟ نه -سکه دارين؟-

نميشه يه سکه بهم بدين؟

لطفا بهم بدين، خواهش مي‌کنم خواهش مي‌کنم...يه سکه

يه سکه نمي‌تونيد بديد؟

سکه داريد؟ نه -گداهاي خسيس-

لطفا...لطفا...لطفا

بفرماييد ممنون-

روهيت

لطفا برگرد پيشم برگرد پيشم

تبريک ميگم ممنون-

مبارک باشه مرسي-

جامي به ماري همه چي رو گفتي؟ که قبل از ازدواج چيکارا کردي؟

من هيچي رو مخفي نکردم تو بگو، همه چي رو به آرشي گفتي يا نه؟

داداش جامي، من همه چي رو درباره روهيت ميدونم

چندين ساله اون رو مي‌شناسم

بچه که بوديم همه‌ش با هم بازي مي‌کرديم

شما هم سعي نکنيد بين‌مون رو خراب کنيد

روهيت، بريم؟ ...بايد به بابام زنگ بزنم

و بهش بگم که پدر و مادرت رو ببينه... و تاريخ عروسي‌مون رو مشخص کنن

!روهيت

چي شده روهيت؟

آرشي

...من تو رو خيلي دوست دارم

...ولي...

ولي بهت دروغ گفتم...

دروغ آره-

من...من روهيت مالهوترا نيستم

دوباره داري شوخي مي‌کني

دارم حقيقت رو ميگم

من...من روهيت مالهوترا نيستم

اسمم بابي اوبري ئه

چي گفتي؟

تو روهيت مالهوترا نيستي؟

تو روهيت مالهوترا نيستي؟

!!جوابم رو بده

...آرشي، هر کاري که کردم

دوست دارم آرشي و من ازت متنفرم-

ازت متنفرم

گوش کن آرشي نمي‌خوام چيزي بشنوم-

بهم دروغ گفتي تو بهم دروغ گقتي

بهم دروغ گفتي آرشي، لطفا -باهام حرف نزن-

حرف نزن

تو بهم دروغ گفتي

بهم دروغ گفتي

بهم دروغ گفتي آرشي-

تو يه دروغگويي روهيت مالهوترا !!!!نه

بابي اوبري، تو يه دروغگويي بابي اوبري، يه دروغگو

!!!!!!!يه دروغگويي

آرشي دخترم چي شده؟

چي شده؟ داره گريه مي‌کنه-

آرشي دخترم چي شده؟ چرا گريه مي‌کني؟

ديديش؟ باهاش حرف زدي؟ نه-

مشروب ميخوره؟ نه-

قماربازه؟ نه-

با دختري رابطه داره؟ نه-

پس چرا داري گريه مي‌کني؟

نه مشروب ميخوره ...نه قماربازه

و نه روهيت مالهوتراست...

چي؟؟ اگه روهيت مالهوترا، روهيت مالهوترا نيست، پس اون کيه؟

گولم زد

کي گولت زد؟ روهيت مالهوترا-

ولي تو که الان گفتي روهيت مالهوترا، روهيت مالهوترا نيست

روهيت مالهوتراي تقلبي رو ميگم

دخترم، ديگه بسه برگرد

آره، به نظرم برگردم بهتره

فراموش کن همه چي رو فراموش کن

باشه با پرواز بعدي بيا خونه-

بهم زنگ بزن و بگو با کدوم پرواز داري مياي

باشه بابابزرگ

مراقب خودت باش عزيزم

چه خبره؟ چي شده؟

روهيت مالهوترا، روهيت مالهوترا نيست؟

آخه چطور ممکنه؟

آرشي، گوش کن چي ميگم با من حرف نزن-

داداش، شما بگين، درسته که وقتي يکي حقيقت رو ميگه رو مجازات کرد؟

دروغگو فقط دروغ ميگه نميتونه حقيقت رو بگه

من بهتون ميگم حقيقت چيه ببخشيد، متوجه نميشم-

نيازي نيست بفهمي فقط گوش بده

من اول عاشق اين خانوم شدم

ولي اين خانوم نمي‌خواد با من حرف بزنه

بعدش فهميدم که ايشون اومده و دنبال روهيت مالهوترا مي‌گرده

منم فکر کردم بهترين راه ...براي نزديک شدن بهش

اينه که خودم رو روهيت جا بزنم...

يه چيزي بگم؟ الگي خودش رو عصباني گرفته

خيلي خيلي من رو دوست داره ازش متنفرم-

واي خدا...از دست اين برق

بهم دست نزن

من رو ميزني؟ تقصير خودته-

!!!متقلب

آرشي...خواهش مي‌کنم

وايسا دخترجون

"مي‌خواي تا هميشه ازم ناراحت باشي؟"

"من رو ببخش اي جان جانانم"

اشتباهم رو قبول مي‌کنم" "من رو ببخش اي جان جانان

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

من خودم شرمنده ام" "دوباره اين اشتباه تکرار نميشه

"مي‌خواي تا هميشه ازم ناراحت باشي؟"

"من رو ببخش اي جان جانانم"

"من رو ببخش، به خودت قسم ميخورم"

اين چه لجبازيه؟" "اين چه شکنجه ايه؟

هر جا که همديگه رو ببينيم" "حتي يه نگاه بهم نميندازي

اينجوري ناراحت نباش" "حداقل يه نگاهي بهم بنداز

اينجوري ناراحت نباش" "حداقل يه نگاهي بهم بنداز

ببين کسي که برات مي‌ميره رو" "به چه روزي انداختي

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

من خودم شرمنده ام" "دوباره اين اشتباه تکرار نميشه

"مي‌خواي تا هميشه ازم ناراحت باشي؟"

"من رو ببخش اي جان جانانم"

"من رو اينجوري از دلت بيرون نکن"

"پيدا کردن کسي که عاشقت باشه خيلي سخته"

يکم فکر کن مهربون خانوم" "يکي مثل من رو از کجا مي‌خواي پيدا کني؟

ديگه اينقدر ناراحت نباش" "بيا با هم دوست شيم

ديگه اينقدر ناراحت نباش" "بيا با هم دوست شيم

"گذشته‌ها ديگه گذشته"

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

عصبانيتت رو بذار کنار" "قيافه گرفتنت رو بذار کنار

من خودم شرمنده ام" "دوباره اين اشتباه تکرار نميشه

"مي‌خواي تا هميشه ازم ناراحت باشي؟"

"من رو ببخش اي جان جانانم"

آرشي، لطفا من رو ول نکن

آخه به چه گناهي داري مجازاتم مي‌کني؟ گناهم اينه که عاشقت شدم؟

يا بخاطر اينکه روهيت مالهوترا نيستم؟ آقاي روهيت مالهوترا-

لطفا به پذيرش رجوع کنيد آقاي روهيت مالهوترا

لطفا به پذيرش رجوع کنيد

روهيت مالهوترا هستم آقاي روهيت مالهوترا؟-

ممنونم

ببخشيد، شما آقاي روهيت مالهوترا هستين؟ بله-

من از هند براي ديدن شما اومدم

واقعا؟ بله، طراح لباس هستم-

شرکت مون، من رو براي ديدن شما فرستاده

ولي شما تو فرودگاه اون هم با اين وسايل

داريد برميگرديد هند نه، اصلا-

اومدم دنبال دستيارم که تازه از هند اومده

آقاي روهيت، بايد درباره موضوع مهمي باهاتون صحبت کنم

ببينيد الان خيلي خسته ام

ولي بايد صحبت کنيم

تو مهمونسراي "هاليدي" هستم براي ناهار مي‌بينمتون

حتما

نه بابابزرگ

رفتم فرودگاه ولي اونجا روهيت مالهوترا رو ديدم

مگه نگفتي که اون روهيت مالهوترا نبود؟

اون تقلبي بود اين روهيت مالهوتراي واقعيه

قراره براي ناهار ببينمش بعد از اينکه ديدمش بهتون زنگ ميزنم

باشه

خداحافظ آرشي برنمي‌گرده؟-

يه بار ميگه روهيت مالهوترا رو پيدا کرده

يه بار هم ميگه روهيت مالهوترا تقلبي‌ـه

حالا هم ميگه روهيت مالهوتراي اصلي رو پيدا کرده

نميدونم چندتا روهيت مالهوترا رو قراره ببينه

بفرماييد تو

آرشي؟

چرا اومدي اينجا؟

آرشي، امروز قراره روهيت مالهوترا رو ببيني

و اميدوارم هر چيزي که دوست داشته باشي تو شوهر آينده‌ت ببيني

چون تو که خوشحال باشي منم خوشحالم

خيلي ممنون

و مي‌خوام وقتي امروز ...روهيت مالهوترا تو رو مي‌بينه

حس کنه که يه فرشته از... آسمون به زمين اومده

براي همين اين لباس رو برات گرفتم

تو اين لباس خيلي خوشگل ميشي

ازت متنفرم

شامپاين؟ نه، ممنون-

عجيبه! شامپاين هم نميخوري؟

ولي من عاشق مشروب هستم

عاشق الکل‌ـم

تو روز هم مشروب ميخوريد؟

کي گفته نبايد تو روز مشروب بخوري؟

...ولي بازم...مشروب تو روز

من روز و شب‌ـش برام مهم نيست هر موقع حسش بود، ميخورم

روهيت مالهوترا هستم

!اوووه نه

باخت؟

يه کاري کن، تو مسابقه بعدي 2 لاک روي کلئوپاترا شرط ببند

قمار هم مي‌کنيد؟ قمار، سرگرميه-

چقدر باختين؟

حدود يه لاک دلار يک لاک دلار؟-

پس براي چي دارم پول در ميارم؟ تا حالش رو ببرم

مي‌خوام از زندگيم لذت ببرم و دارم هم عشق مي‌کنم

روهيت، با پولي که تو يه روز مي‌بازي

با اون پول يه آدم فقير مي‌تونه کل زندگيش رو بگذرونه

مي‌تونه بچه‌هاش رو خوب بزرگ کنه و زندگي راحتي داشته باشه

اوه بيخيال! حوصله‌م رو سر نبر اينقدر واسم سخنراني نکن

روهيت، حالت چطوره؟ سلام عزيزم-

مشتاق ديدار آره، امروز رسيدم-

امشب چيکاره‌اي؟ هيچي-

خب پس يه کاري کن به اتاق 394 بيا و تا حالش رو ببريم

باشه؟ ...و

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

آرشي ديگه تو عمرش دلش نمي‌خواد روهيت مالهوترا رو ببينه

خوب بازي کردم، نه؟ آره، عالي بود-

به کارت اومد‌هااا؟

عالي بود ممنون، بفرماييد-

من عاشق بازيگري ام

قول دادي من رو وارد صنعت فيلمسازي کني

قول بده؟ بازيگر عالي هستي-

تو بمبئي بيا، خودم يه نقش تو فيلم "سوباش گاي" برات جور مي‌کنم

آرشي

نمي‌خواستم که تو برگردي

متاسفم آرشي

وايسا آرشي

آرشي

آرشي، به حرف‌هام گوش بده

آرشي لطفا گوش کن ببين چي ميگم

آرشي لطفا

!!آرشي

!!آرشي

!!آرشي

آرشي، ماشين رو نگه دار

آرشي...وايسا

آرشي...چيزي نيست

آرشي

دوباره داري تو خواب راه ميري

بابي

من تو خواب راه نميرم

بيدارم

اين موسم و هوا به خاطر تو بيداره" "به خاطر منه

"اين بادها به خاطر تو مي‌خونن، به خاطر من"

يه تازگي خاصي تو گل‌هاست" "جاده روشن جلومونه

انگاري توي روز هم نور مهتاب" "داره مي‌تابه، عشق من

"به خاطر تو و به خاطر من"

اين موسم و هوا به خاطر تو بيداره" "به خاطر منه

"اين بادها به خاطر تو مي‌خونن، به خاطر من"

يه تازگي خاصي تو گل‌هاست" "جاده روشن جلومونه

انگاري توي روز هم نور مهتاب" "داره مي‌تابه، عشق من

"به خاطر تو و به خاطر من"

اين موسم و هوا به خاطر تو بيداره" "به خاطر منه

"اين بادها به خاطر تو مي‌خونن"

"ببين چه خوشي برامون آورده"

"زندگي انگار با عشق دوتامون تموم شده"

"ببين چه خوشي برامون آورده"

"زندگي انگار با عشق دوتامون تموم شده"

کي همچين هوايي بوده" "کي همچين گرمايي تو دلم بوده؟

پرده از روي غنچه گل‌ها برداشته ميشه" "مستي موج‌ها طغيان مي‌کنه

"دنياي روياها مي‌درخشه، عشق من"

"به خاطر تو و به خاطر من"

اين موسم و هوا به خاطر تو بيداره" "به خاطر منه

"اين بادها به خاطر تو مي‌خونن"

"اين آسمون‌ها دارن گوش ميدن"

آروم آروم و يواش يواش" "اين دل داستان عشق رو ميگه

"اين آسمون‌ها دارن گوش ميدن"

آروم آروم و يواش يواش" "اين دل داستان عشق رو ميگه

"انگاري که هوا هم داره تغيير مي‌کنه"

زنبورها وز وز مي‌کنن" "بادها مي‌وزن

"تارها زده ميشن، عشق من" *منظورش تار موسيقي*

"به خاطر تو و به خاطر من"

اين موسم و هوا به خاطر تو بيداره" "به خاطر منه

"اين بادها به خاطر تو مي‌خونن"

بابي بعد از 8 سال داره برميگرده

اگه من رو تو فرودگاه نبينه ناراحت ميشه

ميدونم خانوم. ولي اين گزارشات رو بايد همين امروز به "بانک ريزرو" بديم

امروز، آخرين روزه

لطفا چک کنيد و امضا کنيد

باشه

شما با ماشين به فرودگاه بريد بابي رو سوار کنيد و برسونيدش خونه

خونه مي‌بينمتون چشم خانوم-

بابابزرگ آرشي، دخترم-

به خونه خوش اومدي

سلام مامان بزرگ

پروزات چطور بود؟ خيلي خوب بود بابابزرگ-

ايشون بابي‌ـه سلام آقا-

حال‌تون چطوره؟ خوبم-

آقاي کاپور سلام -خوش اومدين-

مامان نيومده؟ تو خونه منتظره-

ببين...تو پسر گاياتري دوي هستي؟

بله خوبه-

مادرت رو خيلي خوب مي‌شناسم سلام من رو بهش برسون

حتما، من ديگه مرخص ميشم خداحافظ آرشي

خداحافظ

تو پروازت ديديش؟ تو سوئيس ديدمش-

چيکار ميکني بابي؟ ديوونه شدي بابي؟

بذارم پايين...الان مي‌اُفتم

مامان، من خيلي خوشحالم

منم خيلي خوشحالم که تو برگشتي

از فردا بيا دفتر و همه کارا رو خودت انجام بده

..خب بابي

...اين همه سال خارج بودي

دلت واسم تنگ شد؟...

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

چي شده بابي؟

"تو نفس‌هام فقط يه اسم هست"

اونجا براي مديريت تجاري رفته بودي يا آهنگ خوندن؟

متوجه نشدي مامان من عاشق شدم

جدا؟ آره-

اسم دختره چيه؟ آرشي-

دختر کيلاش نات کاپور

دختر کيلاش نات کاپور

...ولي اون قرار بود با يکي

از دهلي به اسم روهيت مالهوترا ازدواج کنه...

اوه مامان من روهيت مالهوترام

چي؟ تو روهيت مالهوترايي؟

داستانش طولانيه مامان

بخوام کوتاه بگم من و آرشي همديگه رو دوست داريم

چه پسر خوبي دارم، ديگه نيازي نيست براش دنبال عروس بگردم

خب پس...کي آرشي رو مي‌بينم؟

باشه، فردا صبح ميام اونجا حتما

باشه، خداحافظ آرشي-

آرشي، عزيزدلم بابايي-

کارت رو انجام دادي؟

مي‌تونستم يه زنگ بزنم روهيت مالهوترا بياد اينجا ولي کي به حرف من گوش ميده؟

بابا، من خيلي دنبالش گشتم ...فردا بهش زنگ ميزنم-

و ميگم روهيت بايد اينجا...

ديگه از اسم مالهوترا خسته شدم

...ولي ديگه نمي‌خوام درباره‌ش حرف بزنم بابا-

شب بخير

شب بخير بابابزرگ شب بخير مامان بزرگ -شب بخير

ديدين...ديدين چقدر زدين لوسش کردين؟

اصلاً به حرف‌هاي من گوش ميده؟

پروازش طولاني بوده حتما خسته شده

فردا صبح باهاش حرف ميزنم

تو برو موهات رو بباف

مامان؟ چيه؟-

امروز شما موهام رو ببافين باشه-

من برات ببافم شما واسه خودتون ببافين -اي پسره-

بفرماييد خانوم، بفرماييد سلام بابي-

اين چيه پوشيدي؟ چرا؟ مگه مشکلش چيه؟-

تو مامانم رو نمي‌شناسي خيلي سنتي‌ـه

رام سينگ؟ بله آقا-

چيکار مي‌کني؟ اولين باره مامانم رو مي‌بيني-

بهتره سرت رو بپوشوني

دلت نمي‌خواد مامانم رو عصباني ببيني خيلي خطرناک ميشه

من ميرم تو فکر نباش...با من بيا-

راستي تا مامانم رو ديدي اول بهش احترام بذار

اگه ازت چيزي پرسيد با لبخند بهش جواب بده

دوباره احترام بذار باشه؟ -فهميدم-

احترام بذار

مامان ...اي واي-

رام سينگ چش شده؟ اين آرشي ـه...رام سينگ نيست-

آرشي

چرا دستار زده؟

خب مادرجان، چطور مي‌تونستم جلوي شما سر لختي باشم؟

کافيه دخترم بلند شو...بلند شو

همون عروسي که روياش رو داشتم بالاخره گيرم اومد

فقط به لطف دعاي شماست بلند شو...بلند شو-

دعاي خير من هميشه باهاته دخترم

به بابات جريان رو گفتي؟

گفتم اگه شما بهشون بگيد بهتره

بلند شو دخترم...بلند شو بيا و کنار من بشين

بيا بشين

حالا برو به بابات بگو که عاشق اين پسره شيطون شدي

تو اولين باره به ديدن من اومدي اون هم داره سر به سرت ميذاره

جرات داري عروسم رو اذيت کني، بابي

مگه چيکار کردم؟ کافيه-

عروس، تو اينجا بشين الان ميام

من رو مسخره مي‌کني؟ مگه چيکار کردم؟-

تا رسيدم احترام بذارم،‌ها؟ مگه چه اشکالي داره؟-

ولت نمي‌کنم، حساب رو ميرسم

من رو مسخره مي‌کني‌ها؟؟ ولت نمي‌کنم -مامان

مامان

مامان آفرين-

چرا وايسادي يالا بزنش

مامان تو ساکت-

با اين کارش بايد هم کتک بخوره خداروشکر يکي پيدا شد که اين رو بزنه

دخترم، دستت رو بده

مادرجان، اين النگوها؟

وقتي مادرشوهرم براي بار اول من رو ديد

اين النگوها رو دستم کرد

از آرشي چيزي پرسيدي؟ چي مي‌تونم ازش بپرسم؟-

صبح زود از خونه رفت بيرون وقتي برگشت ازش مي‌پرسم

بابابزرگ...مامان بزرگ

دهن‌تون رو شيرين کنيد

به چه مناسبتي؟ قرار عروسي خودم رو گذاشتم-

چي؟ تو قرار عروسي خودت رو گذاشتي؟-

آره با کي قرار عروسيت رو گذاشتي؟-

همون پسري که تو فرودگاه ديدين همون

اون آره -آرشي-

چرا همچين چيزي رو زودتر بهمون نگفتي؟

مامان بزرگ

گفتم هر موقع مادر بابي قبول کرد اون موقع بهتون ميگم

همين الان از خونه‌شون برگشتم قبول کردن

اين رو ببينيد بهم النگو دادن

واي خدا...چه زمونه‌اي شده

خودش ميره و درباره عروسيش حرف ميزنه

خودش هم هديه عروسي رو قبول مي‌کنه

اين که خيلي خوبيه

بعضي دخترا که اول ميرن ماه عسل

بعد ميان به خانواده‌شون ميگن که عروسي کردن

ولي اون قولي که کيلاش به مالهوترا داده چي؟

من با کيلاش حرف ميزنم

بحث زنگي نوه‌مونه

خودش بايد تصميم بگيره که بقيه زندگيش رو با کي بگذرونه

اگه شما با کيلاش حرف بزنيد شايد روهيت رو بيخيال شه

ولي تا بابي رو نبينه بله رو براي عروسي نميده

اين اولين باره يه حرف منطقي زدي

باشه آرشي من امشب با کيلاش حرف ميزنم

ولي تو فردا به بابي بگو بياد بابات رو ببينه

خوبه

آقا...بفرماييد ممنون-

سلام، يکم کوتاه کنيد

ببخشيد

به من که نمي‌خندين؟

با شما هستم آقا

...نه واسه اينه که

چيه؟ تا حالا موي کسي رو نديدي؟

ديدم ولي همچين سري تا حالا نديدم

يه چيزي بهتون بگم؟

موهاتون رو نبايد ببافين بلکه بايد گير بزنيد

چي؟؟

...يه کله گرد کچل و يه گيره

خفه شو و سرت به کار خودت باشه افتاد؟

باشه..باشه، ببخشيد بايد هم متاسف باشي-

خودت رو کنترل کن کي.کي خودت رو کنترل کن

1...2...2 ببخشيد-

اجازه بديد اين گل رو تو گيسوهاشون بذارم اينجوري قشنگ‌تر ميشه

پسره بي‌ادب، عوضي

تموم شد؟ نه آقا-

بيا...نترس

مامان بزرگم رو ديدي يادت نره بهش احترام بذاري

مامان بزرگ، بابي مامان بزرگ، سلام-

زنده باشي...زنده باشي پسرم بيا بشين

ميرم بابا رو صدا کنم

حال مامان چطوره؟ خوبه، ممنون-

چرا اون نيومد؟ آرشي گفت، باباش مي‌خواد اول من رو ببينه-

اين چه اسميه بابي؟ کي اسمش رو ميذاره بابي؟

پسره از پشت خوبه، موهاش هم بلنده چرا نمي‌بافه؟ -بابا

من ميرم يه لحظه، يه لحظه-

ببخشيد

حالت چطوره پسرم؟ خوبم-

آخرين باري که ديدمت اينقدر بودي

خيلي کوچولو بودم

چندين ساله مامانت رو ميشناسم پسرم

همه حساب‌هامون رو بانک اونه

ميدونم

چرا صورتت رو قايم مي‌کني؟

خجالت مي‌کشم؟ چرا از من خجالت مي‌کشي؟-

نبايد قيافه دامادم رو ببينم؟

چرا شما ببينيد آقا؟ دخترتون که پسنديده

بذار ببينمت بايد بگم خيلي خجالتيه

دستات رو بيا پايين پسرم مشکلي نيست

خيلي هم قويه

خب من چشمام رو مي‌بندم. باشه؟

حالا چشمام رو باز کنم؟ نه-

تو همينجا بمون عزيزم -مامان-

فکر کنم بابا خيلي ازت خوشش اومده

مطمئني؟ پس چرا رفت اونور؟

حتما رفته برات يه هديه بياره

مامان جون...مامان جونم

چيکار مي‌کني؟

مُرده؟ بابا، فرار کرد-

خوب شد فرار کرد وگرنه امروز کيلاش نات کاپور قاتل مي‌شد

ولي بابا عروسي من چي؟

با اون عوضي آشغال هيچوقت ازدواج نمي‌کني

مامان، تو آرايشگاه موهام رو مسخره کرد

تو هم کار اشتباهي نکردي آقاي کيلاش نات يکم عجيبه

...ولي من چند بار بهت گفتم

اينقدر سر به سر مردم نذار...

مامان، از کجا ميدونستم اون باباي آرشي‌ـه؟ حالا چيکار کنم؟

حالا چيکار مي‌کني دوست من؟

مشکلي نيست مشکلي نيست

آقا، بابي اوبروي براي ديدن شما اومدن

کسي به اسم بابي اوبروي نمي‌شناسم

اگه دوباره يکي اومد و گفت بابي اوبروي هستم، بندازش بيرون

اگه داخل باشه چي؟ ...اونوقت بهش شليک-

سلام آقا از اين خونه بزن بيرون-

آقا من براي معذرت خواهي کردم متوجه اشتباهم شدم

راستش مدل موهاتون خيلي عاليه

معرکه‌ست، بي‌نظير

براي همين هم موهام رو مثل شما بستم

البته يکم از مال شما کوتاه تره دوباره داره موهام رو مسخره مي‌کنه-

برو وگرنه مي‌کشمت

اگه من رو بکشيد پس آرشي چي ميشه؟

وقت شما خودتون رو دار زديد اون هم آواره و يتيم ميشه

گفتم بزن بيرون نه پدرجان-

تا وقتي که قبول نکنيد از اينجا نميرم

نميري...باشه پس من ميرم

نمي‌تونم تو يه خونه دو تا گيس رو تحمل کنم

نه، هرگز ولي پدرجان...خواهش مي‌کنم- -نه

اي خدا...حالا چيکار کنم؟

سلام مادربزرگ

بابي، تويي؟

مادربزرگ، اومدم نذري پخش کنم بفرماييد

نمي‌تونم بخورم چرا نمي‌تونيد؟-

قند خون دارم

تازه کيلاش قسم‌ـم داده که

سمت شيريني نرم

مادربزرگ، اون ازتون خواسته شيريني نخوريد نه اينکه نذري نخوريد

نذري که به اسم خدا باشه نه شوره نه شيرين

نذري، نذريه ديگه

و نخوردن نذري، گناهه

تو پسر خوبي هستي

مادربزرگ برام يه کاري کنيد؟ چي؟-

از آرشي بخوايد ديگه به خونه‌مون زنگ نزنه

ديگه من رو اونجا پيدا نمي‌کنه مي‌خواي بري جايي؟-

کجا مي‌تونم برم؟

...از اين به بعد خونه‌م اينجا ميشه

بقيه زندگيم رو صرف خدمت به خدا مي‌کنم

چي داري ميگي؟ تو اين سن چرا اينقدر ناراحتي؟

مادربزرگ من بدون آرشي نمي‌تونم زندگي کنم اون هم همينطور

چرا از پسرتون نمي‌خوايد ناراحتيش رو ...بذاره کنار

و با عروسي‌مون موافقت کنه؟...

پسر من خيلي حساسه تو هم اذيتش کردي

شما کي مي‌خواين کمک کنيد؟ کسي بزرگتر از مادربزرگ هم هست

اگه بخواين هر کاري مي‌تونيد بکنيد

ديگه از دست من خارجه

کيلاش، خانواده مالهوترا رو براي فردا شب دعوت کرده

الان بمبئي هستن

امروز، تاريخ عروسي آرشي و روهيت رو مشخص مي‌کنن

نه مادربزرگ، نبايد اين اتفاق بي‌اُفته وگرنه من ميميرم

بايد جلوي اين مراسم رو بگيريد ...تموم زندگيم رو بهتون شيريني

منظورم نذري ميدم....

باشه خب...يه کاريش مي‌کنم

الکي خودتون رو نگران کردين

بفرماييد..از طرف من که قبوله

تبريک ميگم

فقط يه بار آرشي و روهيت همديگه رو ببين ...بعدش...مامان

مامان، مامان...روهيت مالهوترا مامانم هستن-

بعدا دعاي خيرم رو بهت ميدم اول پاسپورتت رو ببينم

چرا بايد پاسپورتش رو اينجا بياره؟

پاسپورت نيست کارت جيره بندي رو ببينم

چي داري ميگي مامان؟ تو ساکت-

پاسپورت...اين کارت جيره بندي متوجه نميشيم-

ميدونيد برامون مهمه که مطمئن شيم اين روهيت مالهوتراست يا نه

من تاييد مي‌کنم مامان اين خود روهيت مالهوتراست

تو ساکت

زاستش، چند روز پيش آرشي ما به اروپا رفت

اونجا يه پسري رو ديد که مي‌گفت روهيت مالهوتراست

بعد از اينکه با هم بودن و خوش گذروندن ...و آهنگ خوندن

متوجه ميشه که اون روهيت مالهوترا نيست

مامان، چي داري ميگي؟ تو ساکت-

بعدش آرشي يکي ديگه رو مي‌بينه

مامان تو ساکت-

اون هم ادعا کرد که روهيت مالهوتراست

دوباره با هم گشتن و کلي آهنگ عاشقونه خوندن

ولي بعدش فهميد که اون هم کلاهبردار بود

حالا اين سوميه

اگه بعد از ازدواج چهارمي يا پنجميش بياد چي؟

چي داري ميگي مامان؟ چرا گريه مي‌کني پسرم؟-

مگه چي ميشه فوقش اينا عروسي رو قبول نمي‌کنن

اون هم بعد از اين چيزايي که شنيدن

ولي بايد همه چي رو بگيم، مگه نه؟

از خوبي شماست که حقيقت رو بهمون گفتين

هر کي مي‌تونه اشتباه کنه درسته-

حتي اگه بعد از ازدواج هم اشتباه کنه ما مي‌بخشيمش

خداي من!! چه خانواده بي‌حيايي

چطور مي‌تونيد بعد از دونستن اين اتفاق‌ها عروسي رو قبول کنيد؟

من نمي‌تونم نوه‌م رو دست همچين خانواده بي حيايي بسپرم

مامان بريم آرشي -مامان-

!!مامان ساکت-

مالهوترا....من رو ببخش

من واسه 2 روز خونه نبودم اونوقت تو مي‌خواستي قرار عروسيش رو بذاري

بابا، اون موهام رو مسخره کرد موهام رو مسخره کرد به يه ورم-

چه اشکالي داره يه گل تو موهات بذاره؟

يکي تو موهاتون گل بذاره شما خوش‌تون مياد؟ -خفه شو

ميزنم اون موهات رو کوتاه مي‌کنم باباجون-

آرشي، دخترم نگران نباش

تو فقط با بابي عروسي مي‌کني

همين الان بهش زنگ ميزنم و واسه شام دعوتش مي‌کنم

چرا دوباره داري با موهات ور ميري؟

به پانديت زنگ بزن، زود باش

...طبق طالع بيني زوجين

...موقعيت زمين الان...

...نشون ميده که خب چي رو نشون ميده؟-

نشون ميده که تا 11 ماه ديگه هيچ روز مبارکي براي عروسي نيست

منظورتون اينه که توي هند تا 11 ماه ديگه کسي ازدواج نمي‌کنه؟

کيلاش نات کاپور هستم، گفتم که ساعت 4:30 نمي‌تونم براي موهام بيام -ممنون

قبل از عروسي حتما يه دستي به موهات بکش باشه؟

يه لحظه

ديدين، ديدين مادر و پسر چطور موهام رو مسخره مي‌کنن؟

اين عروسي به هيچ وجه پدرجان، آروم باش-

درباره موهاي من حرف زد

من که بعد از ازدواج موهام رو ميزنم

نه مويي هست نه نگراني

...دوباره داري موهام رو ساکت باش-

..بابا، داره موهام رو- ساکت شو، مهمه-

بابا هميشه سرم داد ميزنه

يه روز مبارک هست همين چهارشنبه

همين چهارشنبه؟ آره-

مي‌تونيد سريع مقدمات عروسي رو آماده کنيد؟

منظورتون چيه؟ تاريخش خوبه ديگه؟ -بله-

ماري، يکم براي پانديت شيريني بياريد

تو هم که کم نمياري بازم مي‌خواي شيريني بخوري

پانديت جي گفتن که همين چهارشنبه روز مبارکيه

شما که اعتراضي نداريد؟

آقاي کاپور، چه اعتراضي مي‌تونم داشته باشم؟

من که دلم مي‌خواد هر چه زودتر آرشي به عنوان عروسم به خونه ـم بياد

ولي بابا، تو اين وقت کم چطور مي‌تونيم مقدمات عروسي رو فراهم کنيم؟

مگه مي‌خواي چيکار کني؟ فقط تلفن رو بردار و چندتا سفارش بده

براي کارت دعوت هم، يه روز براي چاپ شون، 2 روز هم براي پخش‌شون

پدرجان، رو کارت دعوت اشتباهي اسم روهيت مالهوترا رو ننويسيد -ميزنمت‌ها

پس عروسي همين چهارشنبه ست

و مراسم نامزدي...فردا

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

"بعضي‌ها ميدونن، بعضي‌ها هم نميدونن"

"که اين پروانه‌ها، ديوونه شدن" *منظور از پروانه : عاشق*

"بعضي‌ها ميدونن، بعضي‌ها هم نميدونن"

"که اين پروانه‌ها، ديوونه شدن"

اين دوتا پروانه رو ببين" "هردوشون ديوونه شدن

از وقتي چشم‌هاشون به هم خورده" "هوش ازش سرشون پريده

"!اي خدا، اين ديگه چه مستي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

اين دوتا پروانه رو ببين" "هردوشون ديوونه شدن

از وقتي چشم‌هاشون به هم خورده" "هوش ازش سرشون پريده

"!اي خدا، اين ديگه چه مستي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

از وقتي تو رو به دست آوردم" "دنيا رو فراموش کردم

ببين رشته نازک عشق" "ما رو به کجا آورده

ببين رشته نازک عشق" "ما رو به کجا آورده

"به داستان‌هايي که تو دنيا پيچيده گوش کن"

"مردم ميگن که ما ديوونه ايم"

"مردم ميگن که ما ديوونه ايم"

"حرف‌هاي دل رو خود دل مي‌فهمه"

"دنيا کي اين حرف‌ها رو درک کرده؟"

"پس هر چي که مشهورتره رو قبول مي‌کنم"

از وقتي چشم‌هاشون به هم خورده" "هوش ازش سرشون پريده

"!اي خدا، اين ديگه چه اقراري‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

اگه ببيني، فکر مي‌کني" "رسيدن به هدف راحته

ولي اگه خوب گوش کني دل بهت ميگه" "که مشکل سر راهت قرار ميگيره

ولي اگه خوب گوش کني دل بهت ميگه" "که مشکل سر راهت قرار ميگيره

چي واسه فکر کردن و نگاه کردن هست" "همين الانش هم دلم رو دادم رفته

"مرد مقدس، حلقه عشق رو به گردن انداخته"

"مرد مقدس، حلقه عشق رو به گردن انداخته"

"حرف‌هاي دل رو خود دل مي‌فهمه"

"دنيا کي اين حرف‌ها رو درک کرده؟"

"پس هر چي که مشهورتره رو قبول مي‌کنم"

از وقتي چشم‌هاشون به هم خورده" "هوش ازش سرشون پريده

"!!اي خدا، اين ديگه چه دلداري‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه مستي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

"اي زمين و آسمان گوش کن"

"داستان عاشقانه اين دونفر رو"

"اين چه ديوونگي که درون هر دوتاشون هست"

"اين دو ديوونه عاشق به کجا ميخوان برسن"

"اي زمين و آسمان گوش کن"

"داستان عاشقانه اين دونفر رو"

دل‌هاش مشتاق‌شون و ملودي" "که تو جسم‌شون هست

"هردوشون دارن از اين کوچه‌هاي دنيا ميرن"

"هم جنون دارن هم آرومن"

از وقتي چشم‌هاشون به هم خورده" "هوش ازش سرشون پريده

"!اي خدا! اين چه آرامشي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه اقراري‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه اقراري‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه اقراري‌ـه"

"!اي خدا، اين ديگه چه عشقي‌ـه"

آقاي لاد بله خانوم-

اين کارت‌هاي دعوت رو خودتون شخصا ببريد بله-

اينا رو هم پست کنيد اينا رو هم خودم ميدم -بله

لطفا دوباره ليست رو چک کنيد که کسي جا نمونه -نه خانوم

ه رچي باشه همين يه پسر رو دارم وگرنه مردم ناراحت ميشن

يادتون نره به کارمندا کارت دعوت بديد بله خانوم-

بله....بفرستيدشون داخل

خانوم بله-

چندتا افسر از اداره بازرسي براي ديدن شما اومدن

افسراي اداره بازرسي؟ چي ميخوان؟

عصرتون بخير خانوم عصر شما هم بخير-

رامان تياگي هستم افسر اداره بازرسي

اوه...لطفا بفرماييد ممنون-

لطفا بشينيد ممنون-

چه کاري از دست من بر مياد؟

درباره کلاهبرداري شرکت جعلي ام‌اس‌فرتلايزر خبر داريد؟

بله. در موردش شنيدم

...بهمون اطلاع دادن که آقاي کيلاش نات کاپور

سهامي به ارزش 4 کرور... از شرکت ام‌اس‌فرتلايزر خريداري کردن

و اينکه بانک شما براي خريد سهام بهشون وام داده

بله...درسته

خانوم، ما همه جزئيات وام بانکي آقاي کاپور رو مي‌خوايم

الان ساعت 6:30 و همه کارمندا هم رفتن

مي تونيد فردا صبح بيايد همه جرئيات حساب‌شون رو بهتون ميدم

خيلي ممنون خواهش مي‌کنم-

خانوم گاياتري، من دارم دخترم رو به شما ميدم

دختري که قد دنيا برام ارزش داره

فکر مي‌کنيد...من مي‌تونم سرتون کلاه بذارم؟

منظورم اين نبود آقاي کيلاش

ولي فردا قبل از ساعت 10 صبح شما آقاي لاد رو ببينيد

و وامي که تو حساب‌تون هست رو برداريد

...ببينيد، آدمي هر چقدر هم پولدار باشه

ولي باز هيچوقت 4 کرور رو تو.. خونه نگه نميداره

تازه، شما هم نيازي نيست پول نقد بهشون نشون بديد. فقط اطلاعات حساب رو بديد

مي‌تونيد حساب يکي ديگه رو نشون‌شون بديد

فقط بحث 4، 5 روزه

عروسي داريم کلي کار داريم

عروسي که تموم شد پول رو برميدارم

زياد بهش فکر نکنيد گاياتري خانوم لطفا اينکار رو بکنيد

کارت دعوت‌هاي عروسي رو پخش کردين؟

پخش شدن...خيلي خب ديگه با اجازه من ميرم

خداحافظ خداحافظ-

رام سينگ، مامان کجاست؟ طبقه بالا هستن آقا-

مامان؟

مامان؟

چيه بابي؟ بيا غدا بخوريم...بياين ديگه-

تو بخور من اشتها ندارم

باشه مامان

وقت پروازمه آقاي لاد

ولي وقتي افسرهاي اداره بازرسي اومدن، چي بهشون بگم؟

نبايد حقيقت رو پنهون کنيم

پس لطفا حساب آقاي کاپور رو نشون‌شون بدين

باشه؟ چشم خانوم-

به هتل بگو بايد منوي غذا رو با هماهنگ کنن -بله

بايد بهترين غذا رو برامون آماده کنن

ببخشيد آقا

آقا، چند نفر ميخوان شما رو ببينن کيه؟-

آقاي کيلاش کاپور؟ بله-

رامان تياگي هستم از اداره بازرسي

بفرماييد

به اسم شما حکم دستگيري داريم

کيلاش؟ يه لحظه بابا-

جريان چيه پسرم؟

هيچي بابا...بخاطر يه سري ...سهام شرکت

نگران نباشيد

من به وکيلم زنگ بزنم ببخشيد آقا-

همين الان بايد همراه ما به مرکز بيايد

يعني چي؟ نمي تونيم به وکيل‌مون زنگ بزنيم؟

متاسفم آقا متاسفم

فکر کردن کي ان؟

اين چه طرز برخورد با آدماي شريفه؟؟ يعني نمي‌فهمن؟

آروم باش چطور آروم باشم؟-

...وکيل به وکيل چي بگم آخه؟-

اونا پسرم رو بردن

مگه جنايتکاره که بردنش؟

مگه چيکار کرده؟ کسي رو کشته؟ دزدي کرده؟

خودم درستش مي‌کنم

چي شد؟ چي شد؟

بهم بگو چي شد؟

...زنگ بزن دکتر

...زنگ بزن دکتر

آقاي کاپور، ميدونيم شما کلاهبردار نيستيد

و اينکه سر کسي کلاه نذاشتين...

ولي قانون...قانونه

...ميدونم همه اينا بخاطر غفلتم بوده ولي

نگران نباشيد آقاي کاپور دادگاه امروز بسته ست

شب به خونه قاضي ميرم و وثيقه آزادي شما رو ميگيرم

ممنونم

الو؟ آقاي شريواستان؟-

به آقاي کيلاش نات کاپور بگيد که پدرشون سکته قلبي کردن

آقاي کاپور، پدرتون سکته قلبي کردن

!خداي من

آقا

پرواز خانوم تا 30 دقيقه ديگه مي‌شينه من ميرم فرودگاه دنبالشون -باشه

بابا

آقاي کاپور

حال پدرم چطوره؟ حال‌شون خوبه-

سکته خفيفي بود

مي تونم ببينمش؟ بله، البته-

مشکلي نيست ممنون-

بابا

بابا، همه چي درست ميشه

راستش، حسابدار يه اشتباهي کرده بود

...وکيلم امشب به خونه قاضي ميره

و وثيقه آزاديم رو ميگيره...

بابابزرگ نگران نباشيد همه چي درست ميشه

...هميشه آرزو داشتم که

روز عروسيت... به مهمون‌ها خوش آمد بگم

گفتم مي‌رقصم، مي‌خونم

نااميد نشو

عروسي آرشي هر موقع شما خوب شدين برگزار ميشه

نه

پانديت حي گفت اگه عروسي اين چهارشنبه برگزار نشه

ديگه تا 11 ماه ديگه هيچ.... روز مبارکي نيست

عروسي بايد همين چهارشنبه برگزار شه

باشه بابا

هر جور شما بخواين

عروسي آرشي همين چهارشنبه برگزار ميشه

بفرماييد

از اين طرف لطفا ممنون- -بفرماييد

سلام مادرجان سلام دخترم-

از بيمارستان ميام بابابزرگت خواب بود

بابات و مادربزرگت کجان؟

اونجا نشستن

خيلي خب...شما دوتا اينجا بشينيد من الان ميام

...مامان، بعد از سکته قلبي بابا

بايد تصميمات اين خونه رو... با دقت بيشتري بگيريم

براي اين ميگم چون تو روزنامه‌ها آبرومون رفته

سلام خاله جان سلام خان داداش

بفرما گاياتري

خاله جان، فکر کردم حالا که حال ...آقاي کاپور مناسب نيست

...عروسي آرشي و بابي

خانوم گاياتري، شما روزنامه امروز رو خوندين؟ ...نه، نتونستم-

پس بخونيد کيلاش-

خان داداش به خاطر شما کل آبروم تو اين شهر رفت-

ببينيد...ببينيد چقدر بهم بي احترامي کردن

ولي من چه تقصيري دارم خان داداش؟

اگه مي‌خواستين، مي‌تونستين به راحتي اّبروم رو بخريد

ولي اينکار رو نکرديد

فکرش رو نکرديد که با رفتن آّبروي من ...آّبروي يک پدر

آبروي دخترش هم ميره...

اون دختري که قراره عروس شما بشه

شما چي فکر مي‌کنيد؟ که من از عمد باعث بي آبرويي شما شدم؟

خانوم گاياتري، امروز به خاطر شما بي آبرو شدم

...ممکنه هم فردا دخترم بي‌آبرو شه و

شما بگين مگه تقصير ما بوده؟...

شايد بتونم بي‌آبرويي خودم رو تحمل کنم

ولي بي آّبرويي دخترم رو به هيچ وجه نمي تونم تحمل کنم

براي همين، به خانواده‌اي مثل شما دختر نميدم

کيلاش، چي داري ميگي؟ خاله جان؟-

خان داداش

يکم فکر کنيد، اگه اين ازدواج برگزار نشه کلي بدنامي برامون مياره

من که هر چي بدنامي بود گيرم اومده

از اين که بدتر نميشه

...ولي وقتي مردم بفهمن که

کيلاش نات کاپور، دخترش رو به شما نداده

شايد اونموقع بفهميد که بي آبرويي يعني چي

شايد براي همين مي‌خوام که مسخره خاص و عام بشيد

مي‌خوام شما هم بدنام بشيد

تا اون بي‌آبرويي که من ميکشم شما هم بکشيد

اين چه وضع حرف زدن با مادرمه؟

برو خدا رو شکر کن که ...دارم باهاش حرف ميزنم

از خونه بيرونش نکردم...

بيا بريم مامان بابي-

بابي، لطفا نرو

بابي...مادرجون

بابا، لطفا جلوشون رو بگير

مامان بزرگ...جلوشون رو بگير

دخترم...آروم باش

آروم باش

با اين لحن بي ادبانه اي که حرف ميزد منم مي‌تونستم همونجوري جوابش رو بدم

...ولي بخاطر حرف‌هاي شما

که ساکت موندم ولي بابي-

اينجوري عصباني شدن فقط اوضاع رو پيچيده تر مي‌کنه

اگه مي‌تونستي يکم تحمل کني مامان، مي‌تونم همه چي رو تحمل کنم-

ولي توهين به شما رو نمي‌تونم تحمل کنم

پسرم، براشون اتفاق بدي افتاده براي همين ناراحت شده بودن

ناراحت بودن دليل نميشه که شما رو تحقير کنن

جوري که پدر آرشي با شما حرف زد

...مي‌تونستم

يه چيزي رو بهم بگو مامان اشتباه از شما بود؟

تنها اشتباه من اين بود که حقيقت رو به افسرهاي اداره بازرسي گفتم

...ولي اونموقع نميدونستم که

که بخاطر اينکار تو مجازات ميشي...

ولي تو نگران نباش، من هر جوري شده کيلاش نات رو قانع مي‌کنم

نه مامان نيازي نيست باهاش حرف بزنيد

ازدواج با آرشي، تصميم خودم بود

و اينکه چيکار کنم هم خودم تصميم ميگيرم

کيلاش الان داره زمان سختي رو مي‌گذرونه

ولي بازم، نبايد باهاش اينجوري حرف ميزد

نبايد باهاش اينقدر بي‌ادبانه حرف ميزد

وقتي من اينقدر ناراحت شدم پس ديگه اونا چه حسي دارن؟

يه کاري کن...به بابي زنگ بزن

تا الان 4،5 بار بهش زنگ زدم مامان بزرگ ولي جوابم رو نميده

خب...فردا صبح برو خونه‌شون

باهاش حرف بزن مطمئنم که درک مي‌کنه

بله آقاي لاد

نه، دفتر نميام

بعدا بهتون زنگ ميزنم باشه

آقاي باباي، خانوم آرشي براي ديدن شما اومدن

بهشون بگيد خونه نيستم

مشکلي نيست رام سينگ

!!آرشي

چي شده دخترم؟

خاله

من اون عروسي که روياش رو داشتين نيستم

بله مالهوترا، من تصميمم رو گرفتم

نيازي نيست مهمون زياد دعوت کنيم

...پدرم حالش خوب نيست

حالش که خوب شد يه مهموني ميگيرم

با پرواز پس فردا ميايم

ولي عروسي بايد چهارشنبه برگزار شه، مالهوترا

نه، مامانم نمياد فقط من و آرشي ميايم

درسته

م يتونيد تو هر هتلي برگزارش کنيد

خب مالهوترا، پس فردا مي‌بينمت

آرشي، من پدرتم بدي تو رو نمي‌خوام

ميدوني که بابا حالش خوب نيست ...و دکتر گفته که

عمل قلب باز تو اين سن...

بابا هميشه آرزو داشت تو رو توي لباس عروس ببينه

من مي‌خوام اين آرزوش رو برآورده کنم

کيلاش

...اگه بفهمه که آرشي با بابي ازدواج نمي‌کنه

به اين دليل به ازدواجش با بابي راضي شده بود

چون آرشي راضي بود...

ولي اگه آرشي بهش بگه با ازدواج با روهيت راضي‌ـه

اون هم روهيت رو قبول مي‌کنه

ولي به نظرت درسته اين رو بهش بگيم؟

مي تونيم بعدا بهش بگيم

در هر صورت...عروسي دهلي برگزار ميشه

وقتي بابا از بيمارستان مرخص شد

...به آرشي ميگيم که با روهيت

"تو نفس‌هام فقط اسم تو هست"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو شب و روز مني"

"هم سکوت و هم حرف زدن مني"

"اين پيام رو از طريق ابرها مي‌فرستم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"انگاري که ابرهاي غمگين همه جا رو گرفتن"

"اين نتيجه عاشق شدنمه"

"اين ويروني درونم مي‌مونه"

"و اين تنهايي هميشه کنارمه"

چشمام خيسن و دلم مي‌سوزه" "اين نتيجه عشقه

"ولي باز هيچ شکايت و گله اي از تو ندارم"

حتي اگه بميرم هم" "تو رو سرزنش نمي‌کنم

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو نفس‌هام فقط اسم تو هست"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"اي همسفر، شب و روز به تو فکر مي‌کنم"

"تو شب و روز مني"

"هم سکوت و هم حرف زدن مني"

"اين پيام رو از طريق ابرها مي‌فرستم"

آرشي

با پرواز فردا ساعت 12 به دهلي ميريم

برو ديدن بابابزرگت

بابا...خواهش مي‌کنم

به زور من رو دهلي نبريد

چي مي‌خواي بگي؟ که با روهيت ازدواج نمي‌کني؟

مي‌خواي با اون بابي اوبروي ازدواج کني؟

که بخاطر مادرش، آّبروي بابات تو کل شهر رفت؟

...ولي بابا

هر اتفاقي که افتاد ...تقصير مادر بابي

منظورت اينه که تقصير من بود؟

نه بابا

چند روزه يه آدم غريبه رو ديدي

و بخاطر عشق اون احترام به پدرت رو فراموش کردي؟

لعنت به همچين بچه‌هايي

هيچوقت فکرش رو نمي‌کردم که ...آرشي من...با من...با من

فکرش رو نمي‌کردم

آرشي

...امروز متوجه شدم که

پدري که دخترش بهش احترام نميذاره

اون پدر حقي براي زنده موندن نداره...

!!!بابا

چيکار مي‌کني؟

هيچوقت اينکار رو نکن

باشه....هر چي شما بگين قبول مي‌کنم

آرزوم بود که تو رو توي لباس عروس ببينم

...ولي حداقل مي‌تونم تصورش رو بکنم

م يتونم تصور کنم که دخترم تو لباس عروس، چقدر خوشگل ميشه

...با گردنبند عروسي روي گردنش

خال روي پيشونيش سيندور روي موهاش

خيلي خوشگل ميشه خيلي

فقط از اين ناراحتم که ...وقتي برگردم خونه

تو اونجا نيستي...

...ولي همين که هر جا که هستي خوشحالي

همين آرومم مي‌کنه...

مطمئنم خوشبخت ميشي

چرا گريه مي‌کني؟

عروسي مناسبت خوشي‌ـه و بايد خوشحال باشي

تازه، تو که با غريبه ازدواج نمي‌کني

با کسي که عاشقشي ازدواج مي‌کني

تو اون رو دوست داري اون هم تو رو دوست داره

راستي، اين کجاست؟ چرا نيومده ملاقاتم؟

سرش شلوغه يعني چي شر شلوغه-

اينقدر که نمي‌تونه به ديدن من بياد؟

برو و بهش هشدار بده که اگه تا فردا به ديدنم نيومد

ميزنم سياه و کبودش مي‌کنم

ميزنم لهش مي‌کنم وسط گوشاش يه سوراخ درست مي‌کنم

!بابي

چرا اومدي اينجا؟

ميدوني که بابابزرگم حالش خوب نيست

سراغت رو ميگيره

اگه مي‌توني فردا به ديدنش برو

باشه

و.....من فردا صبح ميرم دهلي

قراره پس فردا با روهيت مالهوترا ازدواج کنم

بابابزرگ خبر نداره هنوز فکر مي‌کنه با تو مي‌خوام ازدواج کنم

لطفا در اين مورد چيزي بهش نگو بابي

خدانگهدار

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

عروسي آرشي يه مسئوليت بود

که اون هم تموم ميشه

پسر خوبيه از خانواده خوبي هم هست

خوب شانسي گيرش اومده

تازه، زوج خيلي خوبي ميشن

سلام بابابزرگ

اوه بابي...بابي بابي

عمر طولاني داري، همين الان داشتيم درمورد تو حرف ميزديم

شانس آوردي که اومدي وگرنه چنان تنبيه‌ت مي‌کردم

اين چه حرفيه بابابزرگ؟ چطور مي‌تونم به ديدن‌تون نيام؟

...راستش

ميدونم، کلي کار داريد سور و سات عروسي و اين حرفا

آروم باشيد...دکتر گفته که نبايد زياد حرف بزنيد

ميدوني چرا ازم مي‌خواد حرف نزنم؟

تا حالتون زود خوب شه اشتباهه-

جلوم رو ميگيره چون منم نميذاشتم شيريني بخوره

انتقام شيرينه، آره عزيزم؟

اينا رو ول کن، خونه‌تون شلوغ پلوغ هست؟

اگه موقع عروسي، خونه شلوغ نشه پس کي بشه؟

همه مهمونا رسيدن؟

مهمونا؟ خونه پر از مهمون شده

حتما کل شب مراسم آوازخوني داريد، آره؟

آره بابابزرگ، کل شب رو مي‌رقصن

ديدي...ديدي تو عروسي چي مي‌خواي بپوشي؟

شرواني بابابزرگ شرواني-

بابي من يه دوماد همه چي تمومه مي‌خواد شرواني بپوشه

خيلي ازت خوشم مياد پسرم

فقط هيچوقت آرشي من رو ناراحت نکن

بابابزرگ، بهم اعتماد کنيد آرشي رو خوشبخت مي‌کنم

...اينقدر عشق بهش نشون ميدم که

اينقدر عشق که هيچوقت فکر نکنه همه چي رو ول کرده و به يه خونه جديد اومده

تو کل زندگي‌مون اجازه نميدم هيچوقت ناراحتي بکشه

چون من دوستش دارم

آرشي که خوشحال باشه منم خوشحال ميشم ديگه

چي شده؟ هيچي-

اشک‌هات که دارن ميگن يه چيزي شده

اينا اشک‌هاي خوشحالي ان

زن ديوونه....بعد از 50 سال کنار هم بودن

نمي تونم فرق بين اشک‌هاي ناراحتيت و خوشحاليت رو بدونم؟

بگو....چي شده؟

آرشي زود باش وقت پروازه

زود باش... ديرمون شده

پس آرشي قراره با روهيت مالهوترا عروسي کنه

بله

بابي...تو واقعا آرشي من رو دوست داري؟

بابابزرگ، من آرشي رو خيلي دوست دارم

دروغ ميگي

اون داره ازدواج مي‌کنه اونوقت تو اينجا نشستي

اين عشق نيست مرد جوون

عشق چيزيه که ما نسبت به هم داشتيم

درباره الان حرف نميزنم

درباره 50 سال پيش حرف ميزنم

که حتي اجازه نمي‌دادن همديگه رو ببينيم

پدر و مادرش اجازه نمي‌دادن با من ازدواج کنه

حتي اگه تا آخر عمرش دختر ترشيده بشه

آره، من هم به بهونه معبد به ديدنش مي‌رفتم

من هم از درخت بالا مي‌کشيدم تا به بالکن خونه‌شون برسم

يادته يه بار شاخه درخت شکست؟

خيلي زخمي شده بودي آره؟

تو بيمارستان بستري شدم

پدر و مادرم هم از اين فرصت استفاده کردن و قرار عروسيم رو با يکي ديگه گذاشتن

وقتي شنيدم، از بيمارستان مستقيم رفتم خونه شون

خونه‌شون چراغوني بود

منم همه جا بانداژ بود چجور مي‌رفتم داخل؟

من هم با چشم‌هاي گريون داشت حنا به دست‌هام ميزدن

همون موقع بود که صداي خوندنت رو از بيرون شنيدم

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

"عشق، داستان تعريف کردنه"

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

"عشق، داستان تعريف کردنه"

"عشق، داستان تعريف کردنه"

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

تو چشم‌هاشون رويا دارن" "اين ديوونه عاشق، تو راهه

"مي‌خواد ديوونگي واقعي رو به دنيا نشون بده"

مي‌خواد هوش و حواسش رو از دست بده" "مي‌خواد جونش رو از دست بده

"ميخوان روي عشق و جون‌شون شرط ببندن "

"زندگي، رقصيدن و خنديدن‌ـه"

آرشي...ولم کن

ولم کنيد...ولم کنيد

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا

!!آرشي

!!آرشي

!!آرشي

!!آرشي

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

صبر کنيد

يه لحظه

دستبند رو بدين به من

به اين هم بايد دستبند بزنيد

چون دوتاشون به يه اندازه مقصرن

اون هم اين رو ديوونه وار دوست داره

ممنونم بابا

بهتره از "اير اينديا" ممنون باشي

ديگه اينقدر موهام رو نکش ناسلامتي الان داماد مني

"و عشق اتفاق افتاد"

First Edited - Farsi Version 07.05.2020 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.