Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهاي از کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141 پروژه یازدهم
برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com
،)مسافرانی که " کالاباکا "(یونان . پیاده میشن ، آماده باشن
،)مسافرانی که " کالاباکا "(یونان . پیاده میشن ، آماده باشن
، چیزی نگو . وقتی بهت علامت دادم میری بیرون
. همه بشینن
. پیاده شو
چرا ؟ - . پیاده شو -
. حرکت کن
. مدارکت رو بده
از کجا میای ؟
. مطمئنم میدونستی
قصد داری کجا بری ؟
. خونه ، اگه شما اعتراضی نداشته باشین
، کارگرای " کالاباکا " تو ایستگاه منتظرن . تا به شما خوشامد بگن
. میترسیم مشکل ایجاد کنن
. اگه خوشامدگویی شما تموم شده ، من باید حرکت کنم
،" گوش کن " اودیسه هرمزا
، اون موقع که تو رفتی . ما جنگ سختی داشتیم تا مردم رو سرجاشون بنشونیم
نشستن ؟
. نه تا اون حد
، آتش هنوز درحال سوختنه
و تو از من میخوای خاموشش کنم ؟
، چیزی که میخوام اینه که . از دردسر دوری کنی
، تو فرزند یه نجیب زاده ای ، ارباب . با یه عالمه دارایی
. میل شما باید با قانون همراه باشه
، نه با این پابرهنه هایی . که میخوان زمین ها رو از شما بگیرن
بابت توصیه ممنون ، چیزی دیگه ای هم هست ؟
. یه چیز دیگه
شخصی بنام " انتیپا " میشناسی ؟ ." مارینو انتیپا "
چطور ؟
، چون اگه بفهمم که تو با اون اعدام میشین
. من تورو برمیگردونم زندان
. مدارکت رو بگیر
. بی زمینی برای تمام اون دوستان بیچاره
. اونا بخاطر یه تکه نان ، گیاه درو میکنن
، چهار سال پیش دربرابر مالک ها ی زمین . تفنگ رو با گل رز گرفته بودن
. اونا درخواست بخشی از زمین رو داشتن
، ارباب ها هیچ لطفی بهشون نکردن . و اونارو تهدید کردن ، باید یادت باشه
. یادم هست
، اینا وحشت کردن که نکنه اونا دوباره بلند شن
. اینا هم از جاهای دور کارگر مزدی آوُردن
. اینا محلی ها رو از زمین دور نگه میدارن
، ما در دوره-ی سختی هستیم پسرم . مردم ناراحتن
، شاید باید جلوی این زن حامله رو بگیری . که با ما نیاد
. باشه
خانم خوب ، میخواین بیان بالا ؟
. ممنون ، هنوز پاهام قویه
چرا منو بجاش نمیبرید ؟ - . چون دخترم ، این حامله-س -
. کی میدونه ، شاید منم باشم
، برید . افراد رو ببر سر کاراشون
، یالا بچه ها ، بیاین . تقریباً رسیدیم
چی شده بچه ها ؟ - از کجا اومدی ؟ -
. از راه دور - چقدر دور ؟ -
." از " اناپلی - . دروغ نگو وگرنه پشیمون میشی -
. صورتت مث یه سگ گرسنه می مونه
، تو یکی از اون یاغی هایی هستی . از همه جا بیرون شدین و اومدین اینجا
. گفتم که من از " اناپلی " اومدم
و کجا میری ؟ - . هرجایی دلم بخواد -
. از سر راهم برو کنار
. تو برو
. برگرد ، برگرد عوضی
. برگرد ، تکون نخور
اینجا چکار میکنی ؟ چرا نمیذاری مردم رد بشن ؟
چرا باید به تو جواب پس بدیم ؟
، از " هرمزا " چیزی شنیدین ارباب این زمین ها ؟
. ما مستخدم اونیم
،" منم پسر کوچیکشم ،" اودیسه . حرکت کن
. گفتم حرکت کن
. بذار برات فشار بدم
. یالا پیرمرد
این راسته که تو یکی از پسرای " هرمزایی " ؟
چطور ؟
، پدرم تورو تحسن میکرد . میگفت این پسر دل بزرگی داره
پدرت ؟ - . وقتی قیام شد کشته شد -
. شما با هم می جنگیدین
. من دختر کاپیتان " زیسیس " هستم
، مسیحیان عزیز من ، پسر اسراف کار مورد رحت خداوند قرار گرفت
، پدری پولدار و محترم ، برادری عاشق
. و بخش بزرگی از سرزمین
. او دربرابر پدر و برادرش قد علم کرد
. او از خانه-ی خودش دزدی کرد و گریخت
، ولی پس از مدتی ، روحش . خواهان خانه-ی پدری شد
، وی تشنه-ی بخش پدر بود . و برای همین بازگشت
، و زانوی پدر را در آغوش کشید . و پدر نیز مهربانانه وی را بخشید
، چراکه مسیحیان عزیز من
، زیبایی پشیمانی و نیروی بخش
. در ژرفترین واقعیات فرمان پروردگار است
. من برگشتم پدر
، پسرم ، من سالها این مسئله رو بتعویق انداختم
. تا تو درکنار من باشی
پدر ،" ریگاس " میدونه من برگشتم ؟
بهت نگفتم ؟ . برادرت برای شکار رفته کوه
. فکر میکردم امروز برمیگرده ولی نگران نباش
، ما الان جشن رو شروع میکنیم ، و یه روزی دیگه که اونم اومد
، برای هردوی شما مهمونی میگیریم نوشیدنی نمیخوری ؟
. بسلامتی - . بسلامتی شما پدر -
. شما یه جشن کامل برگزار کردین پدر
. اگه میدونستم ، نمیرفتم شکار
چه خبره ؟ بازم یه روز مقدس ؟
. نه پسرم ، دلیل دیگه ای برای جشن داریم
یه مادیان نازا بچه دار شده ؟
،" برادرت برگشته " ریگاس نمی بینیش ؟
، پدرم ، تو داری پیر میشی . و داری عقلت رو از دست میدی
برادرم 4 سال پیش مُرد ، یادت رفته ؟
، برادرت زنده-س . اون برگشته و من اونو بخشیدم
. و تو دستور داری براش مهمونی بگیری
، رقصنده هم آوُردی چند تا گوسفند سر بریدین ؟
. شیش تا - کدوم گوساله ها ؟ -
. همون قهوه ایه با خال سیاه
پسرت برگشته تحت تأثیر قرار گرفتی ؟ - . هرپدری اینجوری میشه -
و یادت نمیاد با تو چه کرد ؟
. من همه چی رو فراموش میکنم
. پس من کمکت میکنم یادت بیاد
، پابرهنه ها دربرابر ارباب قیام کردن
، اونا بسمت ما نونی پرتاب کردن ، که ما برای تغذیه به اونها داده بودیم
. و با تفنگ به ما حمله کردن تا زمین ها رو غصب کنن
، یادت هست وقتی رسیدی خونه ، مث گچ سفید شده بودی
و یه اسلحه بسمت من پرت کردی تا از زمین دفاع کنم ؟
گلوله هایی که در بدن من کاشتن رو یادت هست ؟
، یا زمانیکه بیدار می موندیم و با مرگ دست و پنجه نرم میکردیم ؟
چند بار با مرگ رو در رو شدیم ؟
اینارو یادت میاد پدر ؟
چطور میتونم فراموش کرده باشم پسرم ؟
، پس چطور تونستی کاری که پسر کوچیکت در اون سالهای وحشت کرد رو فراموش کنی ؟
، چطور یادت رفته اون اسلحه ای که بهش داده بودی رو پرت کرد ؟
. که اون از دفاع از سرزمین ما خودداری کرد
، و در نهایت اون دستش رو برای ، زنبورهای مهاجم از هم باز کرد
. و به نابودی ما اقدام کردن
، و حالا کسی که یکبار به ما خیانت کرده ، از زندان برگشته
. تو همه چی رو از یاد برده بودی
. تو اونو در آغوش میگیری و طبل رو بصدا درمیاری
، و گوساله ای که من عادت داشتم . با دست خودم بهش غذا بدم رو سرمیبری
این درسته ؟ ، پس اگه هست به من بگو
، چه کسی باید بخاطر کاری که کرده مجازات بشه من یا اون ؟
. تو چی میخوای " ریگاس "؟ حرف بزن - . من میخوام که اون بره -
. نه تو پسر دومی داری و نه من برادری دارم
. پدر ، بذار باهاش حرف بزنم
، نه ، هزاران بار نه . من هنوز نمُردم
. سنگ قبری بالای سرم نیست
. من زنده-م ، من ارباب شما هستم و حرف میزنم
. بگیرش
. گفتم بگیرش
. بقدر کافی قوی هستی ؟ پس بشکونش
. حالا دوتا ازا ونارو بشکون
، گوش کن " ریگاس " من بزودی میرم . ولی زمین سرجاش میمونه
. و دوروبر تو پر شده از دشمن
. و روزهایی میرسه سخت تر
. دست برادرت رو بگیرو و سفت بچسب
، همیشه باید یادت باشه . شکستن یک چوب بتنهایی کار ساده ایه
. ادامه بدین ، امروز جشن داریم
، با صدای بلند اجرا کنین تا اونایی که . اون طرف هستن صدای شمارو بشنون
. گوساله-ی دیگه-ی " هرمزا " برگشته خونه
. من میدونم ما کی هستین و از کجا اومدین
. شما از روستای " پتروهولی " اومدین
، شما اولین کسی بودین که . به ارباب شلیک کرد که داشت بشما نان میداد
. برای همینه که هرکسی شما رو به یه جایی میفرسه
. نصف شما زندانی هستین
. بقیه-تون هم راهزن های کوهستان
. وکسی که باقی میمونه ، زنها و بچه ها و چلاق ها هستن
. حالا بیاین پیش من درخواست نون کنین
، ما چلاق و گدا نیستیم . فصل دروئه ، ما اومدیم کار کنیم
. پس برید یه جای دیگه
. رفتیم ولی مارو بیرون کردن - . من چرا باید اهمیت بدم ؟ برید -
برید کوهستان سنگ ها رو درو کنین ؟
! خفه شو
، همه گوش کنن
، اگه شما برای سهم خودتون اومدین و درخواست ، دستمزد دارین و دیگه هیچی
. پس شاید بتونیم با هم حرف بزنیم
. یه قلم به من بده
، هرکسی این برگه رو امضاء کنه یه کار بهش محول میشه
. اینجا نوشته زمین مال منه
، و تا زمانیکه زنده هستی . هیچ ادعادیی بر آن نخواهی داشت
، و همچنین نوشته
، که شما کارگران قیام کننده رو عزل کردین
. که سعی داشتن زمین رو دست ما دربیارن
، و کسانیکه به سمت ما اسلحه گرفتن
. مانند دزدان مشترک و قاتلین
، هرکسی امضاء کنه . برای کل فصل استخدام میشه
، خوراک و جای خواب مجانی . حقوق مناسب
. کسانیکه نمیتونن بنویسن ، یک شکل بکشن
. هر نظر جالبی ممکنه مطرح بشه
، این برگه
، ما تصو میکنیم برادران و پدران ما ، کشته شدن
، کسانیکه سالهای پیش . بخاطر زمین های خودشون کشته شدن
. و دعا کنیم که نسبت به آن زمینها ادعایی نداشته باشیم
. نه ما و نه فرزندان ما
واقعاً میخواین چنین قراردادی رو امضاء کنین ؟
این آشغال چی میخواد ؟
معشوق تو اینه ؟ . این خواهرمه -
. خواهر شیرینی داری
، اضافه کنم که اگه با اون موافق باشین . از کار خبری نیست
. حرف بزنید - . هرچی " ایرینی " بگه -
شما خجالت نمیکشین یه زن رهبر بشه ؟
، اون بیشتر از ما میدونه . اون به بچه های ما درس میده
پس معلم کوچولویی؟ - . من بلدم بنویسم ، همین -
قراره چکاره بشی ؟ کشاورز ؟
. فقط تماشاچی
تو وسط اینا چکار میکنی ؟ - . من فقط کنجکاو شدم ، خواستم ببینم -
چی ببینی ؟
، که آیا میتونن از میون اینهمه مالک
. یه نفر رو پیدا کنند که واقعاً انسان باشه
." من شمارو میشناسم " ماریتو انتیپا
، جزیره نشینی که "تسلالی " رو به ناآرامی کشوند
. بیتل " که میخواد آتیش بزرگ درست کنه "
، من توی " پیریتوس " به پدرت گفتم
. که جرأت نداری پاتو توی زمین ما بذاری
. تمام ارباب ها همین پیام رو برام فرستادن - و تو چکار میکنی ؟ -
، برده میشم
." ریگاس "
چیه " اودیسه هرمزا " ؟ - . خون منو بیمار کرده ، میدونی که -
. پس برو تو آشپزخونه کمک زن ها
، کسی که گرسنه ها و آدمای ضعیف رو میزنه . آدم نیست
، این یارو میدونه بدون اینکه دست بهت بزنه . تورو بزنه
، این مردم پخش میشن ، و پخش شدن مثل رودخونه می مونه
، اگه نتونه گذرگاه پیدا کنه . بالا میاد و مث سیل زمین ها رو میگیره
حالا از من چی میخوای ؟
به کساییکه علیه ما قیام کردن ، نون بدیم ؟ - . بله -
. وگرنه بازم اعتصاب میکنن
اونارو میخوایم چکار ؟ . ولشون کن برن
. کارگرای دیگه پیدا میکنیم
. بفرسشون برن
. اینا مایه دردسرن - . خفه شو -
، گوش کنید ، من سواد ندارم
، ولی چیزی که برادر تحصیل کرده-م گفت . روح منو جریحه دار کرد
، این بی خانمان ها درخواست نان دارن . و بهش میرسن
. اینا درخواست کار دارن و بهش میرسن
. بیاین گرسنه ها ، بیاین با هم باشیم
. نمیخوام مردم بگن از شما ترسیدم
، تو پسر اربابی
. تو زمین خودتو داری و هنوزم آغوش باز میکنی
تو دیوونه ای یا آدم خوبی هستی ؟
. اگه به جواب رسیدی ، بگو تا منم بدونم
. چون من نمیتونم جوابی پیدا کنم
مادرمقدس ، تو اینجا چکار میکنی ؟
برو ، نمیشنوی ؟
. برو ، یکی مارو می بینه
دیوونه شدی ؟
چی شده ؟ - . هیچی -
چی میخوای ؟ - . من خواهرم رو دیدم و اومدم -
، بهش خبر دادم شماها رو بشماره . ببینه چند نفر هستین غذا تهیه کنیم
چی میخورین ، سنگ ؟
. یه کمی شراب قرمز
. شراب رو بذار و بیا اینجا
. یه کیسه لوبیا بردار و بزن به چاک
منتظر چی هستی ؟ . نمیخوام خواهرت رو بخورم ، برو
. مراقب حرف زدنت باش ، من از تو نمیترسم
. جیاگو "، برو ، بزنش "
، بهتره رفتارش درست باشه وگرنه به دردسر میُفتیم
. بهش اهمیت نده ، اون یه کمی تند مزاجه
بگو ببینم ، اونجا چند نفرین ؟ - . هفتادوچهار ، 40 تا زن -
. دو تا هم بیمار داریم
بیماریشون چیه ؟ - . تب -
اسمت چیه ؟
." ایرینی "
چند تا بچه داری ؟ - . هیچی -
پس آزادی ، چرا قبلاً نگفتی ؟
چیزی دیگه میخوای ؟
. بخاطر کاری که برات کردم هیچوقت از من تشکر نکردی
. ممنون
فقط همین ؟ - دیگه چی ؟ -
. لبای شیرینی داری و چشمای براق
. میتونی بری
چرا اینجوری نگام میکنی ؟
، دیروز که جشن رو به هم زدی . روحم زخمی شد
چرا ، حرف بدی زدم ؟
" ما برادریم " ریگاس . رفتار متفاوتی داریم
. حالا توفان خوابیده ، باید فراموش کنیم
. ما از یک خونیم
جدی ؟
، وقتی جشن رو به هم زدی ، و رگها بجوش اومده بود
. گفتم از یه خون نیستیم ، ولی الان باور میکنم که هستیم
، وقتی به بی خانمان ها گفتی
، بیاین بی خانمان ها ، به ما ملحق شین
، من به خودم گفتم . آره " اودیسه " این برادرته
. این برادر واقعی توئه
، اونجا یاد گرفتی چجوری حرفای گنده بزنی
. ولی عجله نکن
." هنوزم میتونی برادر واقعیت رو ببینی " ریگاس
. من به آخر رسیدم ، خیلی وقته این زندگی رو نمیخوام
. بس کن
، بخاطر دیدار یه نفر هر شیش ماه یکبار . فرار و ترس تا مغز استخون
از من میخوای چکار کنم ؟ . برای سرم جایزه گذاشتن
. کوتسوس "، اشغالگر " - . منو میندازن زندان -
. بذار بندازن زندان ، اینجوری همه چی تموم میشه
. بازم برمیگردی پیش ما و دوباره زندگی شروع میشه
، فراموش کن ، کل زندگی من ، شده کندن زمین دیگران
، من توی ظرفی غذا میخوردم که مال خودم نبود
، توی همون حوضی آب میخوردم که اسباشون آب میخوردن
، نمیذارم منو بندازن تو قفس . چون من برای یه تکه زمین فریاد کشیدم
." تو فریاد کشیدی و کتک زدی " کوتسوس - . من کتک زدم چون کتک خوردم -
، من خیلی صبر نکردم کتک بخورم . من اول اعتصاب کردم
. کوتسوس "، بزودی بچه-مون بدنیا میاد "
درمورد پدرش چی بگم ؟
که بعنوان شکارچی کوهستان زندگی میکنه ؟
، که کنار جغدها میخوابه و از سرما میلرزه ؟
. بگو مُرده
گنجشکان میخوانند بر بالای
بر بالای سلسله کوه ها
گنجشکان میخوانند در شاخسارهای تابستان
که تابستان اینجاست
مردان به مزرعه میروند و گندم درو میکنند
گندم درو میکنند
با دستانی لخت گندم درو میکنند
با دستانی لخت
تا روز " سن ژان " را جشن بگیرند
دختری زیبا به آنان مینگرد و به آنان غرور میدهد
تو اینجا چکار میکنی ؟ - . دارم آفتاب میگیرم -
چرا کار نمیکنی ؟
چقدر میدی ؟
. هرچقدر بخوام میدم ، به تو ربطی نداره
. همینه
، تو یه عدد به من میگی . و اگه من خوشم نیومد ، کار نمیکنم
، ترک "ها اومدن " . حالا میگی با هم برابریم
. خفه شو
اینو از کجا پیدا کردی ؟ - . یه " ترک " داد به پدرم -
باید کاغذ بازی کنم ؟
. بهت گفتم با من دوره-ی سختی خواهی داشت
چطور ؟
. اگه کار نمیکردی ، چیزی نمیخوردی
، جرأت نداری پا توی زمین من بذاری . وگرنه قلم پاتو خورد میکنم
. من بدتر میکنم
، اگه نکردم بخاطر چشمای قشنگ خواهرته
، اگه بفهمم از من شراب میدزدی
. آویزونت میکنم
، من تورو از بالا دیدم و بهشون گفتم . این منو یاد یه دوست قدیمی میندازه
، این " اودیسه هرمزا "ست . باید بهش خوشامد بگیم
منو یادت میاد ؟ - تو " کوتسوس " نیستی ؟ -
، شما رو میندازن زندان فقط نصف شما می مونین . ولی من فرار میکنم
. میفهمم
چیه ، از دیدن من خوشحال نیستی ؟
. تا زمانیکه اسلحه داری نه
. تو یه بار با ما اومدی
. مردم حقشون رو از تو میخواستن
. حالا داری مث دزد رفتار میکنی
، دیر یا زود . میفهمیدم که قانون جلوی تورو میگیره
، تو مالکی . قانون دور زمین های تو سیم خاردار میکشه
. ولی ما ، دوستان ، خارج از سیم خاردار هستیم
. قانون شما دشمن ماست
. برای همین مجبور شدیم یکی هم برای خودمون بسازیم
. این قانون ماست
. تغییر قانون راحته
. هرچی مشکل باشه ، ساده میشه
دختره کجاست ؟ - کدوم دختر ؟ -
. همون که رهبر تو بود - . رفته از " پراالونیا " چرخ قرقره بیاره -
چش شده ؟ - . الکی پرسه میزنه -
. هی ، راه برو
دنبال کسی میگردی ؟ - . تو -
چی میخوای ؟ - . میخوام به تو کمک کنم -
. تو پسر یه زن اشرافزاده ای ولی ولگرد شدی
. نزدیکتر نشو
. از چی میترسی ؟ ما تنهاییم
. گفتم نزدیکتر نیا
. اودیسه "، از سر راهم برو کنار "
. گفتم از سر راهم برو کنار
. داری اشتباه میری
." برگرد " ریگاس
. یه بار نصف روز همینجا بخاطر تو جنگیدم
، زندگیتو به من مدیونی . برو تا ازت نگرفتمش
. برو
. ما برادریم و تو خوب منو میشناسی
." من نمیرم " ریگاس
چاقو رو بنداز زمین ، میشنوی ؟
. چاقو رو بنداز زمین
. از سر راهم برو کنار
. گفتم از سر راهم برو کنار
اون با تو چکار کرد ؟ - . هیچی ، فرصت نکرد -
. اون از گرگ بدتره
، شما با هم برادرین . ولی اون مث دشمن باهات رفتار میکنه
. اونم دلیل خودشو داره - . من درموردش شنیدم -
، وقتی روستائیها قیام کردن . تو از اینکه اونارو بزنی خودداری کردی
. یکی مث تو نمیتونست یه جور دیگه رفتار کنه
. دهنه رو بکش
، راستش سعی کردم برگردم
سعی کردی چکار کنی ؟
، اونارو بزنم
، که برم تفنگ پدرم رو بردارم ، و از مزرعه دفاع کنم
. یا اونجوری که " ریگاس " میگه ، سرزمین ما
تو چی میگی ؟
. نمیدونم
، دریا هم مردم رو تغذیه میکنه . ولی به همه تعلق داره
، آسمون بارون میباره ، آفتاب داره
، ولی کسی به این فکر نمیکنه . که دورشون سیم خاردار بکشه
، همه میگن من پسر اشرافزاده-م
: منم یه صدای درونی میشنوم که میگه ،" اودیسه "
. تو بهترین انسانی
داری میری ؟
چیزی میخوای ؟
، خواستم بابت تمام کارایی که . برامون کردی ازت تشکر کنم
، اگه بخاطر تو نبود . نمیدونم چی میشد
. هیچوقت نمیذارم کسی اینجوری نسبت به تو ناشکری کنه
، تو شجاعی . من از اولش تورو تحسین میکردم
. من تحمل میکنم
، این مردم نیاز دارن زندگی کنن ، این بچه ها نون میخوان
. بزرگترها هم باید رفتگانشون رو فراموش کنن
تو کاری کردی فراموش کنی ؟
، باارزشترین چیزی که داشتم پدرم بود
، اون دست منو میگرفت
. منو میبرد سر تپه و زمین رو بهم نشون میداد
، همیشه به من میگفت ، یه روزی یه تیکه زمین مال خودمون میشه
، ما سنگ ها رو جمع میکنیم و خونه میسازیم
. نوه های ما توی زمین خودشون بازی میکنن
. بهتره فراموش کنی
. شاید مبارزه ای که پدرت شروع کرده رو بذاری کنار
الان نباید سر درو باشی ؟
، آره باید باشم
چرا اونجا نیستی ؟ - . زمین آفتاب تندی داره -
اینجا چکار میکنی ؟ - . اینجا خنکه -
. من تنهام ، از خودم خونه ندارم
. اومدم عصر استراحت کنم
بدون لباس ؟ - از کی باید خجالت بکشم ، از اسب ها ؟ -
نمیدونستی من میام ؟ - . نه -
نه ، یا شاید آره ؟
. آره
. یه بار دیگه بگو - . آره -
چرا اینجایی ؟ - . گفتم که تحمل آفتاب رو ندارم -
فقط برای همین ؟ - . از زمین خسته شدم -
، بیل و کلنگ باعث میشه دستام تاول بزنه . من برای این کارا ساخته نشدم
کیه ؟
، پیرمرد منو فرستاده . برای ناهار منتظرته
. من سرم شلوغه ، بهش بگو بدون من بخوره
. اون تنهایی نمیخوره ، خودت که میدونی
. باشه میام ، بریم
، وقتی بازم آفتاب اذیتت کرد . برو تو اسطبل
. به من خبر بده
. سلام پدر
. باید بگی سلام پدر و برادر
. برادرت هم اینجاس
. پدر ، من اصلاً گشنه نیستم من میرم
. بیا اینجا ، پشت میز سه تا صندلی هست
. برای " هرمزا " و دوتا پسراش
، تا زمانیکه شما دوتا زنده باشین . من پشت میز خالی نمیشینم
. بشین
صورتت باد کرده ، چی شده ؟
. از اسب افتادم - . دروغ نگو -
، هیچ اسبی بدنیا نیومده . که بتونه تورو از پشت خودش بندازه
با یکی دعوا کردی ، کی بوده ؟
دارم از تو میپرسم " اودیسه "، اون کی بود ؟
. من ، پدر
چه خبره ؟
. هیچی - بگید ببینم چه خبره ؟ -
، اون به من گفت ترسو . منم عصبانی شدم بهش حمله کردم
. خون مردان بجوش میاد
. شما برادر هم هستین مرد هم هستین
، مث مردم دعوا کردین . ولی الان رفتار برادرانه داشته باشین
. همیشه با همدیگه باشین
ریگاس "، چطور جرأت کردی جلوی من اینکارو بکنی ؟ "
. پدر ، من بشما احترام میذارم
. ولی نمیتونم با این ترسو شراب بخورم
،" ریگاس "
. اونو برگردون - . بازم تو صورتت میگم -
. تو مرد نیستی ، خائنی - . بس کن -
. اودیسه "، آروم باش ، گفتم آروم باش " - بازم آروم باشم ؟ -
تا کی آروم باشم ؟
. تا اینجا هستم سعی میکنم آروم باشم
، برای فراموشی اتفاق که افتاده
. من برگشتم ولی اون منو درآغوش نگرفت
: و من به خودم میگم ." این برادرته " اودیسه
، اون به من توهین میکنه . منو میفرسه بیرون و بعنوان دشمن معرفی میکنه
: و من به خودم میگم ." این برادرته " اودیسه
. اون مردم بی دفاع رو میزنه
، اون زنهای بیچاره و بدبخت رو شلاق میزنه . من خجالت میکشم
: من خیلی خجالت میکشم و بازم به خودم میگم
." این برادرته " اودیسه
، به پسر بزرگت یه چیزی بگو
. که من پسر و برادر یه ملّاکم ، یه ارباب
. ولی این باعث نمیشه که انسان نباشم
، و بهش بگو پاشو از مرز اونورتر نذاره
، چون یه روزی به خودم میگم
. این یارو " اودیسه "، برادرت نیست
،" ریگاس "
، تو سعی کردی دو تا چوب رو بشکونی . ولی نتونستی
. این شرم آوره چون روزهای سخت در راهه
. آتش باز هم می سوزونه
. کارگرها برای قیام جدید آماده میشن
، سال 1828 این اتفاق در " موریاس " افتاد
. سال 1864 هم در " اپتانیسا " افتاد
. دولت مجبور شد زمین های بزرگ به بی زمین ها بده
، و این اتفاق در اینجا در " تسلالی " هم میُفته
. تا زمانیکه اعتقاد شما این باشه
. و آخرش شما مجبور میشین با هم بجنگین
شما بما میگین بجنگیم ، ولی چجوری ؟ مث آخرین باری که بهمون شلاق زدن ؟
، این شکست خوب بود . به شما یاد داد از چه چیزی دوری کنین
. بشما یاد داد جدا نباشین و پراکنده مبارزه نکنین
، شما سالها صبوری کردین . یه کمی دیگه هم بکنین
، ولی وقتی وقتش برسه . کل " تسالی " قیام میکنه
، اونموقع شما قانوناً زمین رو میدین
. یا دست و خون خودتون رو میدین
." ایرینی ، ایرینی "
چی شده ؟
. اون زن حامله داره بدنیا میاره
. کاری کنین بهش خوب رسیدگی بشه
چند وقته داره سعی میکنه ؟
، حدود یکساعت و نیم . برو تو ، سراغ تورو میگیره
. گوش کن ، داره برای زمین گریه میکنه
. یکی داره میاد
. راهزنه
. اومده تو مزرعه داره از این طرف میاد
. از اونطرف برو ، برگرد
. اسلحه رو بذار زمین
. هُلش بده
تو چی میخوای ؟ - . زنم الان زایمان کرده -
دختر یا پسر ؟ - . پسر -
،" کوتسوس "
. کوتسوس "، پیش ما بمون "
. اون توی مزرعه بدنیا اومد ، زیر آفتاب
. بیا امیدوار باشیم بچه های اون زیر سقف بدنیا بیان
. حرکت کن بدون دردسر
. کار کنین ، همه برگردن سر کار
. سریع
. شیر رو ببند
. این پسر منه ، آخرین بار یادت رفت بازش کنی
. راه بیُفت - منو کجا میبری ؟ -
، قدم میزنیم . برای رفیق راهزن مناسبه
. نمیدونم از چی حرف میزنی
. حرکت کن
. شدیدتر
. شدیدتر بزنش
. خفه شو
، استخدامتون کردم که
. که نمیخواستم مردم فکر کنن از شما ترسیدم
. ولی حالا شما از من میترسین
، من به شما نون میدم . و شما سعی میکنین نون منو بدزدین
. شوهرش راهزنه
. این عوضی اونو به مزرعه من آوُرد
. به خونه-ی من - . اون دروغ میگه -
. خفه شو عوضی - ." شرم کن " ریگاس -
. همه-تون خجالت بکشین
. شما این مادر جدید و این بچه رو وحشی میکنین
کدوم بچه ؟
، این جاسوس راهزن-هاست . از من دزدی کرده
، فقط دو قُلُب شراب
. و یه تیکه نون که سگهای تو هم نمیخوردن
. برادرت یه دزده ، یه بی شرف تو مزرعه من
، و هرکسی همین رفتار رو بکنه ، یا یه روزی کمکش کنه
، یا بهش بگین گور خودشو کنده . چه مرد باشه چه زن
. گفتم برگردین سر کار ، برید
چی شده " ریگاس " ؟ - . داشت دزدی میکرد ، مُچش رو گرفتم -
. یکی از راهزن ها که اینجا بود ، شوهرشه
. ریگاس "، آروم باش "
. خشونت بذر بدیه که خشونت میاره
طناب رو پاره کن ، چی میخوای " ریگاس " ؟
. و تو باید بدونی که من فقط یه پسر دارم
، هراعتراضی داشته باشی . اونم پسر منه
. به این زن کمک کن
میدونی از چیه تو تعجب میکنم ؟
چی ؟
چطور ممکنه هردوی شما از یک شکم زائیده شده باشین ؟
. دهنت رو ببند
دیگه این حرفو نزن ، میشنوی ؟
از چیزی که " گیاگوس " گفت ، عصبانی شدی ؟
. ریگاس " برادرمه "
. متأسفم که یکبار بخاطر من باهاش دعوا کردی
. اون کار درستی بود
. اگه لازم بشه ، بازم میکنم
. من ترسیدم
. دارم فکر میکنم " گیاگوس " رو بردارم و برم
. این شاید برای همه بهتر باشه
، اون روزی که توی رودخونه ، از دست برادرم نجاتتون دادم
، تو از پدرت برام گفتی ، که بخاطر من جنگید و کشته شد
. بخاطر فرزندان آینده-ی تو و بخاطر همه
یادته اونموقع چی بهت گفتم ؟
. که دست از این مبارزه نمیکشم
،" ما نمیتونیم اینجا بمونیم " اودیسه . برادرت احترام هیچی رو نگه نمیداره
. فقط برادرم نیست ، منم هستم
. من نمیخوام بین دو نفر وایسم
. تو هم قدرت اونو داری
. من بیشتر از تو میترسم - چرا ؟ -
، برای اینکه
. نمیتونم با تو مبارزه کنم
از چی میترسی ؟
. وقتی به چشمام نگاه میکنی ، وقتی منو نگاه میکنی
. احساسی که در خودم دارم
." ما نباید خودمون رو گول بزنیم " اودیسه هرمزا
. تو اشرافزاده ای و من هیچی نیستم
. بابت هرکاری برامون کردی ممنون
. اومدم بهت بگم فردا میرم
،" گوش کن " ایرینی
. دیگه اینجا چیزی منو نگه نمیداره
. ولی چون مجبورم می مونم
. تو هم همینطور
تمام این مردم به تو نیاز دارن ، اینو حس میکنی ؟
. آره
، دستت رو بده به من
. و سوگند بخور که تسلیم اونا نمیشی
قول میدی ؟
." آره " اودیسه
. حالا برو
اینجا چکار میکنی ؟ - . نترس -
. برو - . بهت گفتم نترس -
. الان نیومدم سراغ تو
. اومدم مث یه مرد چند حقیقت بهت بگم
چی میخوای " ریگاس " ؟
. من تمام زندگیم رو بخاطر زمین جنگیدم
. هیچوقت درس نخوندم و سفر نکردم
. پس بلد نیستم حرفای قشنگ بزنم
. تو افتادی ولی سرت رو بالا میگیری
. من تورو میخوام
. از وقتی مادرم مُرد ، خونمون خالی شد
دنبال کلفت میگردی ؟ - . دنبال زن میگردم -
. مادری برای بچه های آینده-م
،" ریگاس هرمزا "
. این اولین باره که مث یه مرد با من رفتار میکنی
، حالا فهمیدم تو کی هستی و من کی هستم . من به این افتخار میکنم
. ولی نمیتونم قبول کنم
کسی دیگه رو دوست داری ؟ - . دیگه حرفی برای گفتن نمونده -
." بدرود " ریگاس
، یه بار به من گفتی ولگرد . و امروز مث یه مرد با من حرف زدی
، همین حالا هرچی خواستم . بدست آوُردم
. کاش هر دو دستم قطع میشد
. خوب کردی اومدی اینجا
. وقتشه تصمیمامون رو بریزیم روی هم
. دیگه نمیتونیم تحمل کنیم - چی شده ؟ -
." اون لعنتی از " کفالونیا - انتیپا " ؟ " -
. آره - بازم اون ؟ -
. آره اون ، چند روز پیش تو زمین من بود
." حالا تو زمین " هرمزا
. فردا یه جایی دیگه-س
، دختره با یه قوطی نفت راه میره . و تمام " تسالی " نفت میریزه
. بعدش یه کبریت میکشه و همه-مون رو آتیش میزنه
پیشنهادت چیه ؟
کسی رو برای این کار داری ؟
. آره یه آدم مطمئن هست ولی خیلی میخواد
، بیاین تو ، بیاین تو ، نفری دو سکه
، و حضور یه خارجی ، یه رقصنده-ی جهانی خارجی
،" یه رقصنده-ی جهانی از " بالکان
پاریس ، روم ، نیویورک
، این نه مار " بوا " هست و نه مار زنگی ." این یه روباهه از " سیبری
، تمام زمین و چیزی برات نمی مونه
. چیزی نمی مونه که عرق بریزی و زمیناشونو آبیاری کنی
. کسی تکون نخوره
بازم تو ؟ - ، همونجوری که می بینی -
کتک خوردی عاقلتر نشدی ؟
. نه اونجوری که تو منظور داری
. از کتک خوردن بدتر هم هست
میدونی چی میگم ؟ - . میدونم -
. تو منو تهدید به مرگ میکنی
، من تورو تهدید نمیکنم . من اومدم تورو به خودت بیارم
اینجا چکار داری ؟
، کاری که همیشه میکنم اینه که . باهاشون درمورد زمین حرف میزنم
چی بهشون میگی ؟
. که دیر یا زود این زمین مال اونا میشه
. شاید این تورو متقاعد کنه که هیچوقت مال اونا نمیشه
، تو قبلاً سعی کردی منو وادار کنی . ولی فایده ای نداره
. ولی ایندفعه من تورو وادار میکنم
. بیتل "، از این زمین بخور و ببین چه مزه ای میده "
، بخور و مزه کن ببین چطوری . از خون " هرمزا " رشد کرده
. برید و دیگه اونارو نزنین
، تو خودتو رسوا کردی . و شدی یه بازنده
. بذار من باهاش حرف بزنم
پس " انتیپا " تویی ؟ - . بله منم -
، میدونی نشستن مردم بقصد شورش از نظر قانونی ممنوعه ؟
. حرف بزن
. کتک زدن هم منع قانونی داره پیرمرد
، و همینطور تغذیه-ی آلوده
، بهره برداری ، دستمزد پائین
. تجاوز به زنها در مزرعه
، این حقیقت داره که تو به کارگرها گفتی باید زمین رو بگیرن ؟
بله ؟ - پس چجوری ؟ -
، یونان قانون داره
. بند 17 از قانون یونان ، مربوط به زمین میشه
میدونی دولت چکاره-س ؟
. هیچ کس نباید از زمین خودش بی بهره باشه
. میشنوی ؟ هیچکس
، هرمزای " پیر " . این تمام بند 17 نیست
. بذار جاهای خالی رو پر کنم
، بخاطر نیاز عمومی هرکسی از زمین خودش بهره میبره
میدونی نیاز عمومی چیه ؟
، که هیچکس نباید از زمین خودش بهره ببره
، مگر اینکه برای نیاز مشترک باشه
. مگر اینکه بنفع مردم و ملت باشه
." خدا حفظت کنه " انتیپا
،" و دوباره تقسیم مجدد ارضی " تسلای . شامل منافع عمومی شد
، چون فقط در اونصورت
، در اونصورت بود که " ترک "ها رفتن
. و کشاورزان " تسلای " دیگه برده نیستن
، و از وقتی تقسیم مجدد اراضی بنفع مردم شد
. به نفع ملت هم شد
. چون ملتی که شاد باشن ، گرسنه ندارن
. آزاد باد ملت - ." راه رفتن اینه " انتیپا -
. خفه شو
. برو
. راه خودتو برو
. تو آزادی
." انتیپا "
،" انتیپا "
، بخاطر خودت
. سمت چاه نرو - چرا ؟ -
. یه مرد مسلح اونطرفا پرسه میزنه
، از قیافه-ش خوشم نیومد . مث آدمکش ها بود
. شاید وقتشه
وقت چی ؟
. هیچی
کدوم سمت میره سمت چاه ؟ - . این طرف -
. بدرود دخترم ، ممنون
انتیپا "، میخوای چکار کنی ؟ "
، گاهی مرگ یک نفر
. بیشتر از زنده بودنش کارایی داره ، خدانگهدار
اودیسه " رو اینطرفا ندیدی ؟ "
. نه ندیدم
، من درمورد اون آدمکش بهش گفتم . اونم صاف رفت سمت اون
کجا میری ؟
اینجایی ؟
. کسی ما رو نبینه ، کسی نمیدونه من رفتم
. کیفت رو بده
. مشکلی نیست ، لباس جدید نخریدم
. فقط همون که بهم دادی
، آتن " که بودی ، مث ملکه ها زندگی میکردی " نمیخوای برگردی به اون دوران ؟
. معلومه که میخوام - . پس بیا -
، کسی که بهش پول داده ، کم داده
. برای یه همچین قتلی ، خیلی کم داده
. کسی که بزودی میره زیر زمین
. یه آدم عادی نیست
، اگه عادی باشه و کمیاب نباشه
، اگه کوچیک باشه و بزرگ نباشه
، اگه ترسو باشه و شجاع نباشه
. پس باید هنوز زنده باشه
. ولی مرگ رو انتخاب کرد
، و همه ما اینجائیم . تا به سوگ اون بشینیم و بهش افتخار کنیم
، مردم ، اربابان قابل افتخار
. سرداران محترم این سرزمین هستن
، این مرد زندگیش رو بخاطر رؤیایی خودش باخت
، که یکبار دیگه شادی " تسلای " رو ببینه
، که اینجارو پر از بچه ببینه
، پر از خنده های مادرانه
. کشاورزانی رو ببینه که برروی زمین خودشون کار میکنن
. و حالا دیگه بین ما نیست
، آیا رؤیای اون و همچنین رؤیای شما از بین رفته ؟
بچه های شما فراموش کردن که گرسنه هستن ؟
آیا زنهای شما بخاطر برده ها ، دست از زایمان برمیدارن ؟
، یا شما مردان
، دست از درخواست برمیدارین بخاطر ترس از مرگ تکه زمینی که خود شما رو تغذیه میکنه ؟
. یا مزرعه-ی ما یا گورستان ما
. یک کلبه و یک گورستان برادران
، کلبه برای فرزندان ما
. گورستان برای استخوان های ما
، برای همین خدا با ماست . و منو فرستاده تا این جنگ رو مورد رحمت قرار بدم
، زنده باد پدر " دیمیتریس " با کارگران شما . که از " کالفاکی " اومدن
. با ستمگران میجنگیم برادران
، من " تیمیو بازیس " هستم . تو منو میشناسی ، من کفاشم
. از روستائیهای بی چیز شما من چیزی نصیبم نشد
. شما همیشه پا برهنه هستین حتی روی سنگ
، ولی من با شمام ، یه روستایی با شماست
. آماده برای زندگی و مرگ
. ما عدالت میخوایم
. بدون اسلحه برادران ، بدون اسلحه
. و بدون خون
، پیش از اینکه برای همیشه بره . باید یه چیزی بهش بگیم
، که کلمات اون مث بذر در این زمینه
. و بهاری که خوابش رو می دیدیم ، بزودی میرسه
این سحرگاه
خورشید پدیدار نخواهد شد
این شب
ماه پدیدار نخواهد شد
اکنون که بر روی زمین افتاده ای ، ای عقاب
ای عقاب دلیر
ای عقاب دلیر
عقاب دلیر
رودخانه-ی آب شور
بمانند زندگیست
دردها را از تو دور نگاه میدارد
اشک های مارا ، اندوه مارا
ای عقاب دلیر
ای عقاب دلیر
امشب پدیدار خواهد شد
پدیدار خواهد شد
امشب ماه پدیدار خواهد شد
سحرگاه خورشید برق خواهد زد
ای عقاب دلیر
ای عقاب دلیر
سرپرست کارگرای اینجا کیه ؟
. منم - . پس باید با شما حرف بزنم -
. گوش میکنم - . فصل درو تمام شد -
. بهشون بگو فردا صبح وسائلشون رو جمع کنن
، اونا سهم خودشون رو میگیرن . و از زمین من میرن بیرون
قبوله ؟ - . قبوله -
دیگه ؟
، اون صندلی کنار میز
، میخوام بدونم باهاش چکار کنم نگهش دارم یا بسوزونمش ؟
. بسوزونش
حداقل میشه بگی چرا ؟
، ترجیح میدم نگم پدر . بقدر کافی در مراسم حرف زدم
، اودیسه "، فقط به من بگو "
تو فکر میکنی من قاتلم ؟
. برای مرگ " آنتیپاس " ؟ نه
مرگ دیگه ای هم هست ؟
. بله پدر - کی ؟ -
، مرگ هر روزه-ی این مردم . از بدبختی و فلاکت
، این جنایته . این که هر روز کلبه-ی یه نفر رو بگیری
. تو انسانی و پیرو مسیح
: لوک "، بخش 3 ، آیه-ی 11 میگه " . یکی از دولباس خود را وقف کنید
هیچوقت بطور اتفاقی این نمونه رو شنیده بودی ؟
، لطفاً من دارم کور میشم . من دارم کور میشم
. دست نگه دار ، از صابون نترس
. دارم میگم چشمام داره میسوزه
. اگه نسوزه پس کثیفی رو از بین نمیبره
. حالا برو لباس بپوش ، برو
منتظر چی هستی ؟
. برگرد
. یه نفر اینجا داره مرد میشه
همه لباس پوشیدن ؟ . بریم برای ناهار
، حالا که مرد شدی . یاد بگیر چطوری خودتو تمیز کنی
. مادرم زنده-س و تو دروغ میگی مُرده
، من برمیگردم دهکده دنبالش میگردم . تو دروغ میگی
. من بابت این بچه ناراحتم
. قبول نمیکنه مادرش مُرده
. بزرگ میشه یادش میره
. بچه ها هیچوقت چیزی از یادشون نمیره
پیرها یادشون میره ؟
. یه چیزی آوُردم بخوریم ، بیاین
. پدر بازم از من دعوت کرد برگردم خونه
. اودیسه "، من بخاطر تو میترسم "
از چی میترسی ؟ - . تو مرد بزرگی هستی ، همه تورو تحسین میکنن -
. ولی حالا یک قدم دورتر میشی
منظورت چیه ؟
، ریشه-ی یکنفر در خونه-س
. و یک مرد بدون درخت ، نمیتونه زندگی کنه
. تو پسر و برادر یه اشرافزاده زاده شدی
. تو باید برگردی
. پدرت هیچوقت برنگشت
. پدرم راه دیگه ای نداشت
انتیپا " راه دیگه ای نداشت ؟ " . اون یه خونه داشت که برگرده
. میتونست در وطن خودش با آرامش زندگی کنه
. ولی اومد اینجا که بخاطر همه بمیره
، تو بهش هشدار دادی . ولی اون جایی رفت که دلش گفت بره
اینا برای تو معنایی نداره ؟
. گوش کن " ایرینی "، تنها راه همینه
. من پیش تو می مونم و دنبال ریشه-ی جدید میگردم
تو فکر میکنی در اینمورد توانایی داری ؟
. اگه کنار تو باشم ، آره
،" اودیسه " - . دیگه چیزی نگو -
، ما تپه-ی خودمون رو پیدا میکنیم . و برای ساخت خونه سنگ میاریم
. با دستای خودمون
. و تو بچه خودتو بغل میکنی نه بچه-ی دیگران رو
میخوایش ؟
. من اولین نفر میون همه هستم
. خورشید نصف راه رو باید حرکت کنه تا به زمینای من برسه
، اون یه کفاش روستاییه
. به من گفت نه
. اون برادر احمقت مداخله کرد - . خفه شو ، بزن -
. رئیس - . ولم کن ، گفتم ولم کن -
. پدربزرگم یه کشاورز بود ، یه آدم عادی
، به من میگفت . برای حیوانات بزرگ باید نزدیک آب باشی
چی شده ؟ - . نترس -
، میخواستم تورو بندازم زمین . ولی یه دوست خوب مانع من شد
. اون نسبت به تو نظر بهتری داره
. منو مث یه ماهی احمق نگاه میکنی
تقریباً منو فراموش کرده بودی ، نه ؟
. ولی من از اونایی هستم که هیچوقت از یاد نمیرم
. پولو بده به من - کدوم پول ؟ -
، پولی که از دستمزد فردای کارگرها دزدیدی . بدش به من
. بدش به من
. بقیه-ش ، بازم هست - . من دیگه ندارم -
. در تمام زندگیت فقط مردم رو استثمار کردی
. که پولاتو چند برابر کنی و کون خودتو گُنده کنی
، حالا من بهت نشون میدم . چطوری میتونی یه روستایی خوب باشی
. ولم کن
. تاوانش رو پس میدی ، بهت قول میدم
. عوضی ، یه روز تاوانش رو میدی
، حالا بازی برعکس شد تو میخواستی منو دار بزنی ؟
. بیا ، بیا
. بسه
، اولین بار که دیدمت . از قانون خودت حرف زدی
، حالا تو صورتت میگم
. قانون تو بدتر از قانون برادر و پدر منه
. چون این قدیمی شده که کی محکوم به مرگه
، درحالیکه قانون تو جدیده . چون کمتر عامه پسنده
. دفعه دیگه که دیدمت ، منو نزن
. چون منم بدون هیچگونه لطفی ، تورو میزنم
. بریم
. گفتم بریم
." ریگاس "
تو ؟ - . حرف نزن ، سعی کن روی پای خودت وایسی -
. بد کردی اومدی ، من از کسی کمک نخواستم
. برو - ." ما برادریم " ریگاس -
، برادر ؟ نه
. خیلی چیزا بین ما هست
! کمک
! کمک
چیه " اودیسه هرمزا " ؟ فکر کردی اومدی طویله ؟
. پرسیدم چه خبره
تو خبر نداری ؟ - چی ؟ -
،" ایرینی " - چی ؟ -
. دختره رو بردن - چی داری میگی ؟ -
. دو نفر بردنش - کِی ؟ -
. همین الان ، داشتیم آماده میشدیم بریم - . لعنت بتو -
حالا داشتین میرفتین ؟
برای همین به در لگد زدی ؟
. تو تنها کسی هستی که به فکرم رسید
. اشتباه میکردی
. اگه اشتباه میکنم پس خوشحالم
. نمیخواستم تو کسی باشی که جرأت کنی
، صبر کن ، با یه تفنگ و یه مشت پابرهنه
. چیز زیادی گیرت نمیاد
. ما با تو میام
. گلوله و اسلحه برای افرادت
. منم اسب میارم
، امروز صبح یه زن دزدیده شد چیزی ندیدی ؟
! حرف بزن
. موقع سحر دوتا اسب دیدم میدوئیدن
زن باهاشون بود ؟ - . چیزی ندیدم -
چرا ؟ - . خیلی تند میرفتن -
کسی رو شناختی ؟ - . یکی اسبارو شناختم -
،" پاسیاکوس "
، امروز روز بدیه برات میدونستی ؟
چی شده ، از من چی میخوای ؟
میدونی من کیَم ؟ - ." پسر " هرمزا -
. حواست به این آشغال باشه
، من فقط یکبار از تو میپرسم . و فقط یک جواب میخوام
اون زن کجاس ؟ - چی ؟ -
اون زن کجاس ؟ - کدوم زن ، بچه ها ؟ -
اون کجاست ؟ کجا قایمش کردی ؟
! کجا ؟ حرف بزن
! بگو کجاست ، حرف بزن
اودیسه "، دیوونه شدی ؟ " میخوای بیُفتی زندون ؟
، اون حرومزاده یه کلبه و یه آغل گوسفند . توی کوهستان داره
. همه ، دنبالم بیاین
چی شده ؟
. خودشو زخمی کرده حالا شل شده
، من داره وقتم تلف میشه . مزرعه می بینمت
چیه " پاسیاکوس " ؟ - . ترسیدم -
همه چی روبراست ؟ - . آره -
. اون موقع کنار رودخونه ، بهم کلک زدی
، شاید کلاً تو مرد باشی
، ولی آدم نیستی . یه حیوون نفرت انگیز
. گرگ از یه شکم نفرین شده بیرون میاد - . تقصیر خودته -
، از تو خواستم از خودت یه نجیب زاده بسازی
، میتونستی راه بری و همه دربرابر تو خم بشن
، ولی تو گفتی نه
ولی یادت هست چی بهت گفتم ؟
، وقتی من چیزی بخوام
. دست دراز میکنم و اون بدست میارم
. مگر اینکه دستم رو قطع کنن
. برو ، من عاشق برادرتم و اونم منو دوست داره
. الانه که بیاد - . برو ، تنهام بذار -
، از این که یه زنی رو که تورو نمیخواد بدست آوُردی ، به چی رسیدی ؟
. برو
. ازت متنفرم
. از تو میخوام که زنم بشی
، فردا همه چی رو فراموش میکنیم
. همه قبول میکنن ، همه
پدر ؟
. پدر ، نه
. نه پدر
. نه پدر
پدر ، دیوونه شدی ؟ - . به من نگو پدر -
، خوکی که من می بینم افتاده تو لجن . پسر من نیست
. گمشو
اسلحه رو بنداز پیرمرد ، دیوونه شدی ؟
. اسلحه رو بنداز دارم بهت میگم
، پدر
. پدر - . از من دور شو -
. من مالک بودم ولی همیشه مرد بودم
. گمشو ، به من نزدیک نشو ، برو
. گفتم برو
. برو
. از اون جاده برو
پدر ؟
. اسب رو زین کن
. یه سفر دراز دارم
پدر ، کی ؟ کی بود پدر ؟
دیدیش ؟ - . آره -
کی بود ؟ - ." ریگاس " -
، ایرینی " باهاش بود " ." داره میره سمت " کولونز
." اودیسه " - . بله پدر -
. تو دل بزرگی داری
... نذاریه زن - . پدر -
. شما برادرین ، از یه خون هستین
. دست همدیگه رو سفت بگیرین
. کنار هم باشین
. یالا پدر - . همونجا وایسا -
، کل این زمین
. به پهنای دریا ، مال شماست
. دارم صداشو از " کالیفونی " میشنوم
. اسب ها از " فارسالا " چهارنعل میان
. کیللر " آتیش گرفته "
. دارم می بینم که دارن میان سمت زمین تو
. کنار هم باشین ، این جنگ یعنی همه چی
، صبر کن
، ببرش خونه
. یه مراسم باشکوه براش بگیر
با تو نیایم ؟
. از این به بعد ، خودم تمام کارای خودمو میکنم
." برگرد " اودیسه هرمزا
. جدا کردن خون برادر از برادر دیگه ، گناهه
اونجا چه خبره ؟
. ریگاس " پدرش رو کشت و " ایرینی " رو با خودش برد " - چی ؟ -
کی داره شلیک میکنه ؟ - ." برادرش " اودیسه -
، میدونی چیه ؟ یه روز خوب . مزرعه به چشم خودش می بینه ، یه روز بیاد ماندنی
. اسبت رو زین کن
، اودیسه "، برای آخرین بار " . دارم بهت میگم برو ، برو
اون کجاس ؟ - . گیاگوس " لطفاً برو " -
. گیاگوس "، خواهش میکنم "
. همینجا بمون و حرف نزن
." برو " گیاگوس
خیلی بهت صدمه زدم ؟
پدرمون ؟
." حواست باشه " اودیسه هرمزا
،" اودیسه "
." حالا " ریگاس
. زمین رو ببین
. وبه من بگو
چقدرش مال توئه ؟
، زمین اون دوتا رو از هم جدا کرد
. حالا اون دوتا رو به هم رسوند
، از این بعد زمین . بطور مساوی مال همه-س
. بذار مرگ اونا مارو متحد کنه
. و بذار سالهایی که میاد ما رو به هم نزدیک کنه
، نونی بخوریم که شیرین باشه
. و آزاد
چند سال بعد زمین های " تسلای " بین روستائیان تقسیم شد
جنگ برای آزادی در " مقدونیه " نزدیک میشد
الفتریوس ونیزلوس " اعلام کرد "
بردگان نمی توانند بردگان را آزاد کنند
ارائهاي از کانال تلگرامي https://t.me/Cinema141 پروژه یازدهم
برگردان و زیرنویس از اورانــوس orannous@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.