Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!سونبه نیم
چی باعث شده بیای اینجا؟
من و سین قراره یه مدتی از هم جدا باشیم
این به این معنی نیس که قراره با تو باشم
نمیتونم انقدر ساده بیخیالش شم
پس نمیخوام باهات حرف های شخصی بزنم
یا چیزایی که هفت سال پیش اتفاق افتادن دوباره ظاهر شن
صبر کن
الان
خیلی خوشحالم
...جین قضیه این نیس
!نگو که نیست
!سونبه نیم
گفتی میخوای یه مدتی از دوست دخترت جدا باشی؟
!خوب این مدت رو با من بگذرون
...ما
هیچوقت این فرصت برامون پیش نیومده بود که باهم باشیم
... میخوام تو رو بهتر بشناسم
"عشـق بعـد از مدرسـه"
~ ترجمـه اختصاصـی پرومـوویـز ~ = Nasrin.Q : ترجمه و زیرنویس =
با این جدیت چی رو داری تماشا میکنی؟
... جیونگ اون یه تازه وارد ترسناک اومده
همم؟
!اُه ...اون
داری انرژی سرکوب شده ات رو تخلیه میکنی؟
از موقعی که قوزک پام آسیب دید با دوستام داریم کلاسا رو اداره می کنیم
کی میدونست که قراره همچین مربی بشم؟
مشکلی پیش اومده؟
... بانگ میونگ روک
بخاطر اونه؟
= ProMovi.ir =
... آاا سونبه نیم
خیلی متاسفم زیاد منتظر موندی؟
اشکالی نداره
میدونی لازم نبود بدویی
!خُب نمیخواستم منتظرت بذارم
باید داخل منتظر میموندی
... استیک غذای مورد علاقته
سین
شامت رو خوردی؟ ... نمیدونم
!معلم
قدیما باهم خیلی اوقات خوشی داشتیم مگه نه؟
خیلی روت کراش داشتم مث یه توله سگ همه جا دنبالت راه میوفتادم
!رسیدن بهت هم غیر ممکن بود
... جین فقط در مورد گذشته صحبت میکنه
... اگه مقدار ایکس افزایش پیدا کنه مقدار ایگرگ هم کاهش پیدا میکنه
حالت خوبه؟
خب خیلی آزار دهنده بودی
معلم
صادق باش موقع تدریس دستپاچه میشدی درسته؟
منظورم اینه که یه دختر خوشگل مث من برات چشم و ابرو می اومد
حتما باید دستپاچه و هیجان زده میشدی
... قبلاً اینو گفتم الانم میگم
زیادی خودت رو دست بالا میگیری
دست بالا؟
حتی الانم که بهش فک میکنم قبلنا خیلی خوشگل بودم
!اوپا
!بس کن یا دیگه
چرا؟
ترسیدی؟ ترسیدی که عاشقم بشی؟
...عجب کله پر بادی داری تو
ترسناکه که ازت زیاد خوشم نیومد
... قدیما تنها هدف زندگیم این بود که سر به سرت بذارم
!معلم
میخوای دفعه بعدی بریم مرغ سوخاری بزنیم؟
...رستورانی که آخرین دفعه رفتیم مرغهای خوش
اوه این چیه؟
... معلم
..آه
...ببخشید
...غذای خوب خوردن
مشکلی نیس
...لبخند زدن
در هر صورت همه اش به گذشته برمیگرده
لبخند زدن و صحبت کردن
تو فقط در مورد گذشته مون صحبت میکنی
شده ما حتی برای یکبار
در مورد آینده فکر کنیم؟
با اینکه هفت سال گذشته
امروز خیلی بهم خوش گذشت
به من هم
...من
خُب داره دیر میشه
... و آخر هفته اس
و من میخوام یه لیوان مشروب دیگه بزنم
...امروز
میخوای شب رو پیش من بمونی؟
معلم؟
!آه سونبه به هر حال داشتم شوخی میکردم
هان یه جورایی آرزو میکردی شوخی نبود درسته؟
بامزه بود
برو خونه
!سونبه
به نظرت میتونی تو یه چیز بهم کمک کنی؟
حدس میزنم که فقط یه لامپ سوخته
کدوم لامپه که روشن نمیشه؟
! آا اونجا
این؟
!همیشه از اینکار خوشت میومد
!بازم سر کار رفتی! هه هه
جین تو گفتی یکی از لامپا سوخته !دوباره الکی گفتی
هه هه هه... مچمو گرفتی
همیشه مسخره بازی درمیاری ها؟ هنوزم همون شکلی هستی
منظورت چیه؟
!اُه ساعتو نگاه کن
درست میگی دارم میرم
...سونبه
میخوای شبو اینجا بمونی؟
...جین شوخی دیگه بسه
شوخی نمیکنم
در واقع
تمام روز داشتم بهش فک میکردم
اینکه چطور باید احساساتمو ابراز کنم
...معلم
عاشقتم
جین
... خیلی متاسفم
از دیدنت خوشحال شدم
دیدنت بعد از هفت سال
خوب بود
اما
نمیتونم این شکلی تو گذشته گیر کنم
الان باید برم
الان من رو
رد کردی؟
ببخشید
= ProMovi.ir =
سین
همم ...؟
بیدار شو
اومدی اینجا که تمومش کنی؟
هوم
از حالا به بعد
... باید بس کنیم
خب منظورم اینه
دوباره با تمام قلبم میگم که
که من برگشتم
در هر صورت همیشه تو رو دوست داشتم
...سین
با من... ازدواج میکنی؟
به خاطر نمیاری که باید چی بگی؟
!بله ... نه ... حداقل یه چیزی بگو
میونگ روک
من
با اینکه اومدی اینجا و اینطوری صحبت میکنی هنوز مطمئن نیستم
اطمینانی ندارم که بتونم بهت اعتماد کنم
فک میکنم که یه کم زمان نیاز دارم
داستان عشق بعد مدرسه
این شکلی تموم شد
!ایان
داری چیکار میکنی؟
پاستیل میخوری؟
خیلی خوشتیپی نمیدونی که به کی رفتی؟
بابا
بابا؟
درسته وفتی مدرسه میرفتیم
مامانت نه میتونس آواز بخونه نه میتونس درس بخونه
تو قراره حسابی درس بخونی نه؟
یکی میخوای؟
بازم داری در موردم بد میگی؟ میخوای بمیری؟
چی؟ من که چیزی نگفتم... درسته ایان؟
آا هوا خیلی گرمه
هی من فقط حقیقت رو گفتم
درسته ایان؟
اون روز
تو آکادمی رقص
اگه نمی شنیدم که ده سال پیش بهت چی گذشته
نمی فهمیدم که چرا قدیما انقد عجیب و غریب رفتار میکردی
یه بوس برای بابا
و یه بوس برای مامان
هنوزم اینو نمیدونی
اگه بهم میزدیم چه اتفاقی می افتاد؟
حتی اگه آدمای دیگه ای رو پیدا میکردیم
به خوشحالی الانمون میبودیم؟
نمیدونم
اما از یه چیز مطمئنم
پونزده سال پیش
نه، بیست سالی از زمانی که با هم آشنا شدیم میگذره
...عشق بعد مدرسه
این شکلی تموم شد
*از همراهی شما سپاسگذاریم*
**تیـم ترجمـــه پروموویــــز**
= ProMovi.ir =
= ProMovi.ir =
= ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.