Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کاری از : SHAHryaR
ارائه شده توسط کانال تلگرام : @AkshayFans
زیرنویس : شـہریار
@SHAHryaR_Hbr
اقای کی.کی - بله اقا
داشتی چکار میکردی ؟
داشتم درس میدادم و شما گوش میکردین
نه..نه شما گوش میکردین.. من درس میدادم !
من گوش میکردم شما درس میدادین آقا
چی درس میدادم ؟
شما، شما دربارهی شاعر مشهور جناب بیهاری درس میدادین
که سال 1652 بدنیا اومد و سال 1721 وفات کرد
اون پسر کشاو داس بود و بوندلکاند زندگی میکرد
اون کتاب هفتصد نظم رو نوشته
..که در اون احساسات یک عاشق به چنین طرزی بیان شده اند
نمیتونه بر تکه کاغذ نوشته شه..
نمیتوان بر تکه کاغذی اینو نوشت
وقتی که من میخوام احساسات قلبمو بیان کنم
...یعنی- کافیه-
ولی حواست که جای دیگه بود
حواسم که به شما بود جناب دلم جای دیگه ای بود
خوبه حالا
ولی گوش کن، فقط به اندازه ای که بهت درس میدم گوش بده
بیشتر از اون نه بشنو و نه بهم بگو باشه اقا-
خب در اشعار جناب بیهاری بیشتر از اظهار عشق پیدا میشه
...اون تدبیر و تجارب زیادی داشته
خب کی.کی بگو شعر یاماگارالنکار از بیهاری کدومه ؟
بگو کی.کی
شما داشتین اون دوبیتی از بیهاری رو درس میدادین اقا
تو اونجا چکار میکنی ؟
همینو دارم بهتون میگم
فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه
این کیه ؟ این سانیه-
تو اتاق بغلی نشسته بود حشیش میکشید
حشیـش
بگو این سیگار از کجا اومده ؟
کی بهت داده ؟
اینجوری نمیگه، باید با اخراج تنبیه بشه
نه.. نه بنال-
اون .. اون بابا
چی گفتی عوضی اسم منو میگیری ؟
جرأت کردی اسم منو ببری - بابا
اینجارو ببین قربان - اوه خدای من اینهمه مواد
چه زیاد
سریع ببرش پیش مدیر
بنظرم پیش مدیر رفتن بی فایده است
براش فقط یه درمان هست..پلیس
کوکایین..حشیش نه نه-
مواد نه قربان- اسمک-
نه نه هروئین-
نه قربان
بلند شو
بارزس دی.دی
داوود دورانی
همونقد که کله ام داغ و گرمه دلم به همون اندازه نرمه
از تو احساس خجالت میکنم
دلم بحالت میسوزه
از دانشگاه اخراج شدی
هفت سال مجازات مشقت بار
لکه ی ننگی بر عزت و آبروی پدرمادرت
همه اینا مجازات توئه
و مسئولش یکی دیگه است
من قول میدم تورو از زندونی شدن و
اخراج شدن نجات بدم
اگه تو بهم اینو بگی که اون شخص کیه
که به تو جنس عرضه میکنه
نه نه - بگو کیه که بهت جنس میده ؟
بگو
رانا ! ، مرسی
ک.ک کجاست ؟ نمیدونم-
برو.. برو
اهای
چیه ؟
برید.. برید
یالا دیگه
برید
با دقت بهم گوش بدین
..روراست بهم بگین ک.ک بین شما کدومه وگرنه
وگرنه ؟
تو ک.ک هستی
؟تو بابا رو تحویل پلیس دادی
و کاسبی منو توی دانشگاه تموم کردی
اصن عاقبت درگیری با رانا رو میدونی ؟
دست گره میکنی
بنظر میاد روزات تمومه بچه
خیلی فساد وجود داره
فساد خیلی زیادی وجود داره
ولی تو نباید اجازه بدی تو این اداره پلیس فساد ایجاد بشه
ببین بازرس داوود دورانی مشهور به دادو !
شما این یونیفرم رو پوشیدی
برای همین فکر میکنی همه دزدن
ولی من اون رانا رو میشناسم
خیلی فرد محترمیه خیلی خیلی محترمه
و اگه فرد محترمی رو زندونی کنی
مردم اعتمادشون به قانون از بین میره
ولش کن ، ولش کن
رانا بیگناهه یا نه، تصمیمشو دادگاه میگیره
لطفاً. حالا شما میتونین تشریف ببرین
اینو داشته باش ! من دارم درخواست میکنم و تو متکبرانه رفتار میکنی
تو کالیکا پراساد رو نمیشناسی،من عضو پارلمانم
رانا رو آزاد کن وگرنه تو یه لحظه از کار بیکارت میکنم
اینجا خونه ات نیست که مزخرف بگی و من فقط گوش بدم
گم شو !
اینکه..بی حرمتی..
اگه یه دقیقه دیگه اینجا وایسی
..لُختت میکنم میفرستمت
برو بیرون
ول کن.. ولم کن خب.. گمشو-
ایندفعه از در جلو انداختمت بیرون
یادت باشه دفعه بعدی اگه به این کلانتری بیای
همه سیاست بازیاتو از در پشتی میندازم بیرون
بلندم کنین دیگه احمقا بلند شید-
اقای کالیکا، خیلی بهت بی حرمتی شد
کدوم سیاستمداره که بهش بی حرمتی نشده
تا وقتی خراب نشی، سیاستمدار نمیشی
و من هم که عضو پارلمان مجلس هستم
من میدونم چه موقع باید بیرون رفت یا چه موقع اعتراض کرد
و چه موقع باید شعارهای قوی رو فریاد زد
بگو مرگ بر دی.دی-
بگو مرگ بر دی.دی-
بگو مرگ بر دی.دی-
الو بازرس دی.دی ؟ رئیس پلیس هستم-
بله قربان دی.دی ام
چرا رانا رو زندونی کردی ؟
قربان اون ساقی مواد مخدره
توی دانشگاها تریاک و حشیش و مواد پخش میکنه
میتونی اینو توی دادگاه اثبات کنی ؟
بله قربان همه مدارکی که گناهکاریش ثابت بشه رو دارم
شاید اینو نمیدونی که با افراد
خیلی کله گنده ای در ارتباطه
و ممکنه یونیفرم ات رو از دست بدی
قربان، برای اشخاصی مثل رانا این یونیفرم رو پوشیدم
اگه نتونم اینارو به سزاشون برسونم
پس این یونیفرم به چه دردی میخوره ؟
بهتره خودم استعفا بدم
و اگه من بهت بگم که رانا رو آزاد کنی چی ؟
قربان اخه- باز هم تو اونو ولش نکن
چشم
و گوش کن،ممکنه افراد زیادی برای ازادی رانا بیاند
و تماسهای زیادی هم از فرمانده و بالادستیا دریافت کنی
و ممکنه که بین اونا من هم تماس بگیرم !
ولی تو آزادش نکن
ممنون قربان خیلی متشکرم
بگو مرگ بر دی.دی-
بگو مرگ بر دی.دی-
بگو فساد.. بگو مرگ بر دی.دی-
بگو مرگ بر دی.دی-
بگو مرگ بر دی.دی-
شاید فکر میکنی این زنگهای تلفن و شعارها برای نجات دادن توئه
این برای نجاتت نیست..موجب زدن توئه
مرگ بر فساد !
تا وقتی این سیاستمدارا داد بزنن
تا وقتی تلفن زنگ میخوره
تو هم جیغ و داد میزنی
زده خواهی شد تا زمانیکه جرم هات رو قبول نکنی
باتون های پلیس رو بشکنید بشکنید بشکنید-
فساد زیاد..فساد زیاد.. - نباید باشه
" با تمام شواهد و مدارک موجود
و با درنظرگرفتن پذیرش و شهادت رانا "
" دادگاه اون رو مجرم شناخته و هفت سال زندان بهش داده میشه "
آب خوردنت تموم شد ؟
آب خوردی ؟ - اره
..داشتم میگفتم که تو مدالهای زیادی بدست آوردی
ماشاالله مجرمای زیادی هم دستگیر کردی
امروز من هم دو مجرم رو سر صحنه دستگیر کردم
باید براشون تصمیمی گرفته بشه
شما ؟ اره این میرزا لکنوییِ حقیر و خاکی-
کی هستن ؟
یکیشون دخترم شهنازه
و اون یکی هم جناب بازرس داوود دورانی معروف به دی.دی
خب چه تصمیمی درباره اشون بگیریم ؟
..خب
مجرم اولی گناهش رو قبول کرده
حالا اگه تو هم جرمت رو بپذیری
من هم بعنوان قاضی بهتون مجازات ازدواج میدم
که همه زندگیتون باهم پیوند داشته باشین
گناهت رو قبول داری ؟ بله میپذیرم-
یکم بخند و بگو پسرم بله قبول دارم-
" توی آغوش..با گیسوی پریشان ، ''
" توی آغوش..با گیسوی پریشان ''
" وقتی بانویی زیبا میاد "
" توی آغوش..با گیسوی پریشان ، ''
" وقتی بانویی زیبا میاد "
" بدون ابر ، باران میبارد "
" وقتی فصل باران آغاز شود "
" وقتی فصل باران آغاز شود "
'' خدایا توبه از چنین حالاتی ''
'' خدایا توبه از چنین حالاتی ''
'' تو همچین وضعی..حس عرق کردن و بیحالی دست میده ''
" بدون ابر ، باران میبارد "
" وقتی فصل باران آغاز شود "
" وقتی فصل باران آغاز شود "
'' نم نم سرما میریزه ''
'' هوا تازه و بهاری میشه ''
'' بیا طراوت رو بهت برگردونم ''
'' نم نم سرما میریزه ''
'' هوا تازه میشه ''
'' بیا طراوت رو بهت برگردونم ''
'' مناظر تشنه اشاره میکنند.."
" بیا تا توی دلم غرق ات کنم ''
'' این بی قراری و اشتیاق برای عشقه ''
'' ای زندگی دیوانه ، ما به هوش نیستیم ''
'' این جادوی عشق تو ''
'' این جادوی عشق تو ''
قلبم رو به طپش میندازه ''
'' بدون ابر ، باران میباره ''
" وقتی فصل باران آغاز بشه "
" وقتی فصل باران آغاز بشه "
'' پیوستن تو با من ''
'' با پیوستن من با تو ''
'' لحظه ی دلپذیر میاد ''
'' پیوستن تو با من ''
'' با پیوستن من با تو ''
'' لحظه ی مطلوب و دلپذیر میاد ''
'' هرچی تو نوشتی رو من خوندم "
'' داستانمون به واقعیت تبدیل شد ''
'' بیا نزدیک ، دور نشو ای زندگی من "
'' ای یارم ، تمام خوشی هام متعلق به تو ''
'' وقتی دو جوان تشنهی تنها بهم میرسن ''
'' وقتی دو جوان تشنهی تنها بهم میرسن ''
'' مستی شروع به انتشار میکنه ''
'' بدون ابر ، باران میبارد ''
" وقتی فصل باران آغاز شود "
" وقتی فصل باران آغاز شود "
" توی آغوش..با گیسوی پریشان ، ''
'' وقتی بانویی زیبارو میاد ''
'' خدایا توبه از چنین حالاتی ''
'' تو همچین وضعی..حس عرق کردن و بیحالی دست میده ''
'' بدون ابر ، باران میبارد ''
" وقتی فصل باران بیاید "
" وقتی فصل باران بیاید "
الو بازرس دی.دی ام میدونم باو-
و اینم میدونم که چه کارای بزرگی کردی
ازدواج هم کردی و الان پدر یه بچه هم هستی
برای همین من فکر کردم حتماً بهت یه هدیه بدم
چی میگن بهش .. تحفه
قبل از پیشکش دادن اسمت رو بگی خوشحال تر میشم
اونم باید بشه
همین الان باید بیای لال دروازه
اونجا هم بهت هدیه میدم هم اسم و مشخصاتم
وگرنه حتی فرصت پشیمونی گیرت نمیاد
ولی تنها و غیرمسلح بیا
من منتظرتم الو الو-
الو..الو
الو...الو...شهناز ، شهناز
الو الو
داوود
زیادی تکون میخوری
فساد زیاده
خیلی زیاد
حتی در نیروی ضدفسادی
مثل تو هم فساد هست
احمق عوضی..خیلی متکبر و گستاخ بودی
اون چیزی که تو براش مزاحمت ایجاد میکردی
اون مار بود
و اسم اون مار، رنگناتنه
خوش اومدی بازرس
من رنگناتنم، مالک سازنده های رنگناتن
همون رنگناتن
همونی که جنس های غیرقانونیش رو گرفتی..همون رنگناتن
همونی که جنس های به ارزش چند میلیونش رو بالاکشیدی ، همون رنگناتن
همون آدمی که توی زندون اسیرش کردی،همون رنگناتن
این،این رنگناتن
ما دشمن تو نیستیم
دشمن تو مواد و حشیشه
دشمنات کوکائین و هروئین و مشروبات داخلیه
اونا ازت انتقام میگیرن،ما که کاری نمیکنیم
بیا اینجا ، بیا اینجا
این میره تو معده ات و همچین فسادی ایجاد میکنه که همه دستورالعمل ها متوجه بشن که
که رنگناتن همچین ماری بود
که بدون معطلی دشمنشو ازبین برد
بخاطر خدا ولش کنید
رحم کنید
ستمگرا
خدایا
داوود..داوود
داوود بلند شو
بخاطر خدا بلند شو
خودتو کنترل کن
قوی باش داوود
بلند شو
داوود! داوود
نه..داوود..داوود
نه.. داوود ! داوود !
ولش کن..ولش کن
نزنش ولش کن
داوود ، داوود ، داوود
شهناز
داوود
داوود .. کمک..
داوود
داوود
داوود
داوود..داوود
داوود!داوود
بیا بزن
بجنب.. منو بزن
یالا
منو بزن
داوود
شهناز
کیشن کاشیاپ .. بیا
بقیش؟- بعداً-
بسیار خب.. میبینیم
بشین
کیشن کاشیاپ ، شاگرد اول
خوبه
بازیها، فعالیتهای اجتماعی.. بسیار خوب
قبل از این سابقه کاری داری ؟
بله اقا. من هشت سال سابقه دارم
سابقهٔ رفتن اداره به اداره بعد از گرفتن مدرک و شنیدن سخنانتون
سابقهٔ کیلومترها پیاده روی
بجز اینا سابقه های دیگه هم دارم قربان
سابقه ی گرسنه موندن
سابقه ی قرض گرفتن با دروغ
دادن تسلای خاطر دروغین به برادر و زن داداشم
خوبه..تجربیات زیادی داری
اما متأسفانه این سوابق باعث رد صلاحیتت میشه
نه اقا.. شما نمیدونی
که رد صلاحیت برای من و میلیونها جوون مثل من چیه
سفارش و پارتی بازی و بی ایمانی
منظورت چیه ؟
یعنی من پول حروم برای رشوه دادن به شماها ندارم
و سفارش هیچ وزیر حروم خوری رو هم ندارم
تنها چیزی که داریم صداقت و تلاش و غروره
که به هیچ درد شما نمیخوره
باشه، هر وقت بهت نیاز داشتیم تماس میگیریم
حالا برو بیرون
نه اقا، من وظیفه ام رو انجام میدم و میرم
و اثبات میکنم شماها بهمون نیاز دارین
نیاز هست
نیاز هست..نیاز هست
نیاز به نابودی این حسابهای فاسد هست
نیاز هست..که با رشوه و حروم خوری.. رام سینگ..راگو..سریع بیاین-
همه چیو داره خراب میکنه هی-
مگه با کار دادن بهم لطف میکنی عوضی؟
ولت نمیکنم
؟شماها وایسادین چیو نگاه میکنین
همتونو ایستگاه میکنن
هیچ شغلی بهتون داده نمیشه
همه اشون رذل اند
؟الو اداره پلیس
؟رفتی شغل رو بگیری یا چاقوکشی کنی
ببین با عصبانی بودن چیزی حل نمیشه
اگه اونا دغل بازی میکنن
؟این بیچاره چه گناهی داره
اره تقصیر از منه
از بچگی نگهداری و بزرگش کردم..تقصیر منه
بهش خوندن نوشتن یاد دادم ، لایق اش کردم
تقصیر منه
هشت ساله اون شغل دلخواه گیرش نمیاد
اینم تقصیر منه
و وقتی کار گیرش میاد دعوا میکنه و میزنه و بازداشت میشه
اینم حتماً تقصیر منه
و بزرگترین گناهم اینه که
هر دفعه آزادش میکنم
بجای کم کردن بار و فشار زندگی
اون بارِ غم بهم میده
کافیه زیادی شد
الان من نمیتونم بیشتر این بار رو تحمل کنم
شونه هام ضعیف شدن
من شکستم
شکسـتم
گوش کن
اه دیوونه از حرفای اون ناراحت میشی
نه زن داداش، برای این افسوس میخورم
که داداشم هم منو درک نمیکنه
میفهمه ، برای همین نگرانه
بهرحال داداش بزرگترته کیشن
اون نمیتونه ناراحتی تورو ببینه
اون عصبانیه چون کاری از دستش برنمیاد
برای همین روی تو خالی میکنه
برو از دیروزه که کاویتا چند بار سراغتو میگیره
پدر هم نگرانه
برو و ببینشون..امروز پونزده اگوست هم هست
جناب سینها روز استقلال بر شما مبارک متشکر،همچنین-
بشین
پونزده اگوست برای من کمتر از جشن نیست
زمانیکه من با مبارزه برای آزادی همکاری میکردم
خب این روز استقلال مثل یک رؤیا بنظر میرسید
برای محقق کردن این رؤیا مبارزین آزادیخواه زیادی
جونشون رو دادند ، خیلیا فداکاری کردند
تا سرانجام به واقعیت تبدیل شد
ولی تفاوت زیادی بین اون پانزده اگوست و این وجود داره پدر
اره اره چراکه نه
اون پونزده اگوست من جوون بودم
و این پونزده اگوست تو جوونی
من که جوونم پدر، اما اون پونزده اگوست و روز آزادی
هر لحظه ممکنه بمیره
تو داری اینو میگی ؟
تو که خبرنگاری ، .. آزادی به معنای واقعی به شماها رسید که هر چی بخواین بنویسین
صدای جامعه رو میتونین به دولت برسونین
ما همچین آزادی نداشتیم
داری چکار میکنی ؟
هیچی
دنبال منظور از استقلال بودم
استقلال یعنی مستقل و آزاد بودن
یعنی ارباب خود بودن
نه مث تو کله شقی کردن ؟چطور-
من میدونم دیروز کجا بودی
پس باید بدونی ما کله شقی نکردیم اونا بودن
با نمایش شغل دادن بهمون
با احساسات ما بازی کردن
فریبمون دادن
آسون ترین کار تو دنیا، اعتماد به دیگرانه
..که الان تو داری انجام میدی
؟میدونی چرا
چون اساسِ اعتماد به نفس درونت ضعیفه
واقعا میخوای بگی که هیچ شکافی
در ساختار مدیریتی وجود نداره
وجود داره ، البته که هست
اما باید با باور و ایمان این خلأ رو پر کرد
نه با خشونت گنده اش کرد
پدرجان ، بیخیال حالا
خیلی برای کیشن سخنرانی کردی
دخترم این تبادل افکاره
که همیشه بین من و کیشن اتفاق میفته
من باید برم توی مدرسه پرچم رو بالاببرم
دیگه میرم
و اینکه به کیشن غذای سبزیجات مورد علاقه اش رو بده
فهمیدی
گوش کن .. حداقل غذا بخور و برو
من گرسنه ام نیست که چی-
یکم که میتونیم باهم بشینیم
تو هشت سال.. چقد عوض شدی
تو هم مثل پدر داری حرف میزنی
نه کیشن ، واقعاً
هر چقد پیچیده بنظر میای..همونقد اسون بودی
همه ی شیرینی درونت تبدیل به زهر شده
آقای سینها
تشریف بیارید بیرون
عجیبه ، امروز همه جشن آزادی میگیرن
اینجا خونه اتون چرا انقد ساکت و تنهاست
عمو میرزا شمایی..سلام علیک زنده باشی-
؟پدر بزرگوارت ، مبارز آزادی کجاست
؟بله
بابات کجاست صداش کن خونه نیست-
چطور میتونه امروز خونه باشه
حتما یه جایی داره پرچم آزادی رو بالا میبره
برای عده ای سخنرانی میکنه
حتما داره میگه برای آزادی چقدر باید فداکاری کرد
و توجیه میکنه که به عدل و قانون باور داشته باشین
درهای قانون رو بزن
حتی اگه عدالت برسه یا که نه
؟مگه نه
بهش بگو من اومده بودم
میرزا لکنویی
و همچنین بگو توی دستم حلقه ای از گل بود
و بگو که اون حلقه برای اون نبود
برای کسیه که هشت سال زندگیشو برای قانونِ کور فدا کرده
و امروز روز آزادیشه
آزادیت مبارک
بابا..بابا
شما چرا گریه میکنی ؟
چیزی نیست دخترم..چیزی نیست
؟کجا میری داوود
انتقام هر فریاد و هر قطرهٔ خون شهناز رو میخوام عمو
باشه پسرم برو جلوتو نمیگیرم
ولی یه دفعه قبل رفتن یه نگاه به این طفل معصوم بنداز
که بعد از مدتها عشق پدرش نصیبش شده
بعد از انتقام گرفتن از اون ستمگرا
تو قادر نیستی مادرشو بهش برگردونی
ولی پدرشو قطعاً ازش میگیری
زمان سپری شده ات در زندان که بهت برنمیگرده
!ولی محرومیت اون بهش برمیگرده
حتماً یتیم اش میکنی عمو-
حق بامنه
؟فکر میکنی برای نابودی اون ستمگرا قدرت میرزا کم بود
نه به لطف خدا قدرت زیاد بوده
ولی من با این فکر این دستها رو متوقف کردم، که اگه من اون ستمگرا رو نابود کنم
پس کی روی سر این بیگناه دست میزاره (ازش مراقبت میکنه)
؟چی میخوای که من جلوی اون قاتلا سلاحم رو بندازم
اره میخوام سلاح ات رو جلوشون بندازی
چون اگه ما میخوایم این جنگ رو ببریم
پی باید سلاح های اونا رو سلاح خودمون قرار بدیم
من بهت یاد میدم که چطور میشه جنگ به اسم قانون رو با قاعده پیروز شد
قضیه اینه که فساد زیاده
فساد خیلی زیاده
اما شما خبرنگارا که دیدین
من در برابر فساد چقدر وایسادم
ایستادم و خواهم ایستاد
ما اجازه جنایات بر قشر فقیر رو نخواهیم داد
ابداً
؟پس آیا میتونین ساختن استخرشنا در منطقه فقیرنشین رو متوقف کنین
!میتونین متوقف کنین نه... متوقف میـکنیم
تا وقتی من زنده ام تو اون منطقه استخری ساخته نمیشه
چنان صدایی علیه اشون بلند میکنم
که همهی دولت شروع به لرزیدن کنه
؟فکر کردین من چی هستم
ولی ما شنیدیم که دولت به خواسته های فقرا توجهی نمیکنه
تو نخواهی فهمید
این خیلی فساد سطح بالاییه
تو هر بخشی فساد هست
اگه دولت اینجا به خواسته ها توجهی نکرد میرم مرکز
و درخواست کمیته ی تحقیقات میکنم
؟آیا شما برای بحث انقدی میرید دهلی
همون دهلی رو میارم اینجا
ولی یک فساد رو از بین میبرم
فساد زیاده خیلی خیلی زیاده
اگه این فساد از بین نره
..در سطح ملی تحریک و اشوب ایجاد میکنم
ما ازشون نمیگذریم
ولی اجازه نمیدیم علیه فقرا جنایاتی صورت بگیره
خیلی مسئله خوبیه
این هتل پنج ستاره دارا درباره خودشون چه فکری کردن
؟که زاغه نشینی رو کنار میزنن و استخر درست میکنن
هـرگز .. هـرگز
اکه اینجا استخر شنا ساخته بشه
خون ما در آن خواهد بود
خیلی طول نمیکشه که این دستهای ملتمس به مشتهای گره شده تبدیل بشه
مرگ بر رنگناتن
مرگ بر رنگناتن
انقلاب زنده باد
انقلاب زنده باد
صبر کنید وایسید ؟چی داشتی میگفتی-
بیا بهت نشون میدم سیاست بازی چیه
بیا بشین توی ماشین
یالا هل بده
عوضی افلیج برو هل بده
یالا هل بده
وایسا
عقب ..عقب.. زودباش
بگیرش..بگیرش
کجارفت اوناهاش-
خسته امون کرد بشین دادا-
کجا میخواد بره عوضی برو اون معلول رو بگیر بیار
؟مسئله چیه
گردن کلفتا اومدن منو ببرن ؟کی بودن آدمای بالو-
قانون چنین سپریه که از هممون محافظت میکنه
من همیشه میگم که یه روز هممون باید بهش پناه ببریم
دادگاه و قانون از همه بالاترند
و هیچکس نمیتونه اینو انکار کنه
من افتخار میکنم که تو بهش احترام میزاری
بنظر امروز پدر از کیشن خیلی راضیه
چرا نه ، اون همچین کاری کرده اخه
با باور به قانون به پلیس کمک کرده و جون یه انسان بی گناه رو نجات داده
پلیس که بعداً رسید پدرجان
جون آقای دینا رو دی.دی نجات داد
سلام علیک جناب وزیر
؟چطوریایی شیاملال همه چی روبراهه اره-
همه طرف دود بزن حشره ها دارن زیاد میشن چشم-
اخه چرا نه، نه فقط من بلکه توهم کسایی که به دینانات حمله کردن رو دیدی
؟پس چرا نمیخوای به قانون کمک کنی
من به همچین قانون افلیجی اعتقاد ندارم !که نیاز به کمک داشته باشه
چرا رُک نمیگی بزدلیت منع ات میکنه
تو ترسیدی
باید ترسید
کاملاً باید ترسید
چون وقتی تاسِ قانون میچرخه همراه با دروغ، حقیقت هم از دست میره
هیچ استثنایی هم وجود نداره
بهم گوش کن و تو هم فراموش کن که چی دیدی
فراموش کن
باشه فراموشش میکنم
منم فراموش میکنم مثل تو که فراموش کردی اون دخترت رو کشت
ک.ک.. داوود-
شهناز بیچاره.. یه شوهر قاتل نصیبش شد
و یک پدر بزدل
؟تو ک.ک هستی ؟تو به پلیس شهادت میدی
ولی الان تو کاری رو انجام میدی که من میگم
با واق واقِ سگها ک.ک راهش رو عوض نمیکنه
که اینطور بیا-
ولم کنین کیشن-
اگه یه قدم دیگه بیای جلوتر
میکشمش
احمق بهش خودکار بده
هی تو بهش یه کاغذ بده
امضا کن
زود امضا کن وگرنه میکشمش
زودباش
سریع امضا کن
گمشو
.. یاملا دیوی
جناب رنگناتن مبارکه
مقالات شرکت پذیرفته شدن
امشب ، همه محله فقیرنشین جلوی هتل ات پاکسازی میشه
عزیزی ویملادیوی.. افتتاح استخر رو میزارم به عهده خودت و ترتیب لباس شنا میدم
؟بله تو متوجه نمیشی-
زبون تلوگوئه
گفتم وقتی تو محله فقرا استخرشنا ساختم
افتتاح اش رو به عهده تو میزارم
با ترتیب دادن یک لباس شنا برات
ای بابا از دست تو ؟چه حرفایی میزنی
نه..یه ذره اروم بخندین
وگرنه شوهر خبرنگارت
تو روزنامه فردا مزخرف مینویسه
نه اون خیلی وقته خوابیده
جای نگرانی نیست جناب رنگناتن
ویملا دیوی..تو انقد زن باهوشی هستی
ولی شوهرت همچین احمق درجه یکیه
باید بهش بفهمونی
براش میتونم کارخونه و دفتر روزنامه باز کنم
این کار پست مناسب اون نیست
بهش بفهمون باشه-
من یک دفعه دیگه سعی میکنم
امریت هنوز وقت هست
باهاش دوستی کن، یه دفترروزنامه والامقام ازش برای خودت دربیار
خودت مالک باش و بشین امریت.. خودت
با فروختن کشور به خیانتکارا
و اشتباهِ مالک فرض کردن خودت
.. رو فقط تو میتونی مرتکب بشی
نه من
؟دی.دی دستگیر شده ؟به چه جرمی
جرمش فقط این بود که
..جون دینانات رو نجات داد
مبارزه علیه قانون رو بس کن میرزا
ممکنه از محافظین قانون گناهی سربزنه نه در قانون
تو که تجربشو داری
خیلی ، و کیشن به تجربه ام بیشتر اضافه کرد
که دی.دی رو به جرم قتل دینا نات زندونی کرد
اشتباهه
من هیچ اظهاراتی بر ضد دی.دی نداشتم
تو اون اظهارات امضای تو هست بزرگوار
؟امضای من اره-
اظهارات
' امضا کن..امضا کن '
این قطعا کارِ بالوئه
؟قضیه چیه چرا نمیگی
دیروز بالو رو برگه خالی به زور ازم امضا گرفت
قطعا کار همونه
حتما عوضی اظهارات دروغین تحویل داده
؟چرا قبلا اینو بهم نگفتی
تو باید فوراً پلیس رو در جریان میگذاشتی
حالا برو پیش بازرس و بگو که دی.دی بی گناهه ، برو
نگران نباش میرزا
از اصول قانونه که حتی اگه صد نفر گناهکار آزاد بشه
اما یک بیگناه نباید مجازات بشه
اگر دی.دی بیگناهه، پس قطعاً هیچ اتفاقی براش نمیفته
هیچ اتفاقی براش نمیفته، تو برو
بسیار خب
هی پیری ، بعد از آزاد شدن دی.دی اگه اونو تو نجاری ات نگه داشتی
همراه با تو ، این بچه رو هم میفرستم بالا ؟فهمیدی
اقا صداتون کرد
معذرت اقای دی.دی ، بالو کارارو کرد و شما اذیت شدی
ولی اقای ک.ک همهی اظهاراتشو بیان کرده
حالا میبینی که بالو نمیتونه ازم فرار کنه
هی بازرس نمیزاری راحت زندگیمونو بکنیم
دولت برای ادمایی مثل تو
جایی برای راحت زندگی کردن، ساخته.. زندان
اومدم ببرمت همونجا
بیا..بلند شو
بیا بشین بازی رو شروع کن
به چی نگاه میکنی بشین بازی کن
این چیه ؟
کیشن تو هم زود آماده شو
باید ماشین بگیریم
نه زن داداش من نمیام
؟چی
اره.. من این منطقه و شهر رو نمیتونم ترک کنم و برم
؟چرا.. چرا نمیری
؟چرا برم
؟فقط بخاطر اینکه بالو و چند تا ادمکش اینجا هستن
؟فقط بخاطر اینکه اینجا پادشاهی ادمکشایی مثل کالیکا و رنگناتنه
و بهرحال اصن ..جایی که میخوای بری
؟ادمکشایی مث رنگناتن و کالیکا نیستن
؟اونجا چاقوکشی نمیشه
اینا بر کل کشور حکومت میکنن
اگه ما مثل بزدلا فرار کنیم
پس همه ی زمین محدود بنظر میاد
میخوای بگی که من بزدلم
اره.. بزدل هستی
باشه زن داداش ، اگه میخوای منو مثل ترسوها که صورتشونو میپوشونن ببینی
پس من حاضرم باهات بیام
نه کیشن ، شاید حق با توئه
من هم نمیتونم بزدلی تورو تحمل کنم
شاردا زود باش بیا ماشین میره
همیشه یه چیز یادت باشه کیشن
که یه زن داداش مثل مادرت و یه برادر مثل پدر
همیشه برات بی قرار خواهند بود
؟چرا .. چی شده
؟چی شده
بگو چی نشده..
دخترم شهناز ازم گرفته شد
بخاطر تو
تو زندگی آروم و ساکتم، نابودی و آشوب اومد
همش بخاطر تو
؟و تو میپرسی چی شده
کتاب خوشحالی من ورق ورق پخش شده
مقداری کلمات ازش باقی مونده نمیتونم از دستشون بدم
قلب من انقدر قوی نیست
خدا بجای دخترم یکی دیگه داده..کافیه به همین راضی ام
من هیچ چیز دیگهای نمیخوام
برای همین فکر میکنم که دیگه رابطه ای بینمون وجود نداره
بعد از امروز..دوباره دیگه اینجا نیا
خیلی لطف خواهی کرد اگه دوباره اینجا نیای
از اینجا برو
؟پدر..شما پنج وقت نماز میخونی مگه نه
اره دخترم
؟برای همین روی پیشونیت علامت داره
اره برای همینه
؟شما میگی که بجز خدا جلوی هیچ کس دیگه ای نباید خم شد مگه نه
بی شک. بجز خدا جلوی هیچ کس دیگه نباید خم شد
؟و اینم میگی که بجز خدا، از هیچ کس نباید ترسید مگه نه
البته.
؟پس چرا بابام رو از خونه انداختی بیرون
بگید..چرا انداختینش بیرون..بابامو
؟شما از اون ادمکشا میترسین
؟چرا نماز میخونین اصن
پدر.. کسی که بهمون زندگی میده خداونده
پس اون ادمکشا چکار میتونن بکنن
شاید فراموش کردی که خداوند از همه بزرگتره
بی شک دخترم.. خدا از همه بزرگتره
بریز..بیشتر بریز دادا
مشروب با پول حرومه
اگه از پول خودت بود یه ذره میریختی
آقای کالیـکا
دشموک این مشروب رو از درامد خودش مینوشه
توی دوازده ساعت شغل دولتی
من 24 ساعت برای تو کار میکنم
فساد خیلی زیاده
!و حالا توی فساد تو هم فساد شروع شده
دولت اگه بندازتت بیرون یا نه
ولی ما ازینجا با لگد پرتت میکنیم بیرون
..ببین رنگناتن خفه-
بالو از ادمای منه و توی کلانتری تو زندونیه
و تو میگی که از درامد خودمه
و از طرفی صداتم بالا میبری
؟چی.. بالو بازداشته
جوری ادابازی درمیاری انگار اسم باباتو پرسیدم
یه چیزو با دقت گوش کن
.. اگه تو کار ما یه ذره بی ملاحظه باشی
؟چرا از این عصبانی میشی
اون دیروز مرخصی بود
حتما مرخصی دولتی بوده.. ما اونجا مرخصی پرخصی نداریم
؟اون پلیس دوستاره با چه جرأتی آدم تورو زندونی کرده
دو ستاره اش رو یک ستاره میکنم و کاری میکنم اون عوضی به التماس کردن بیفته
فقط ببینید..یه تماس میگیرم و بالو آزاد میشه
نه دشموک بزار باشه
وللش
آدم ما با یه افسر دوستاره دستگیر شده
و..اقای کالیکا اونا وجهه ام رو خراب کردن ؟چی-
اون شأن منو خراب کرده
اگه اون دوچهارساعت توی زندون باشه..ارزش منو میفهمه و کله شقی نمیکنه
نفهمیدی نه..
اون به میل خودش خودسرانه کار نمیکنه
باز همون قضیه
نگرانی که بالو نیست ، رنگناتن
نگرانی درباره اون بازرس پانده است
خیلی زرنگ بازی در میاره
باید یه کاریش بکنیم
عوضیا..اون میرزا خیلی حمایتتون میکنه
الان به همتون یه درس اساسی میدم
این نجاری رو اتیش بزنید..بنزین بپاشید
بالو..خیلی جای تأسف داره برات
که امروز عمو میرزا اینجا نیست
اگه اون اینجا بود
امروز هم قصر در میرفتی
؟ناموساً
گوتیا..تاندیا ، این حروم زاده ها رو تیکه تیکه کن
؟اقای بالو..چکار میکنی
؟چرا دستاتو با خون اینا کثیف میکنی
پیری..بهت که گفته بودم
اینارو نباید اینجا ببینم
ولی جناب بالو..شما هیچ خطری از جانب اینا ندارین
من که هستم..یعنی من هستم
اگه اونا گستاخی کردن
استخوناشون رو میشکونم
عوضی..زرنگ بازی درمیاره
نه اینجوری ظلم نکنین..
کیشن..کیشن..نه کیشن
کیشن
توئه احمق ، منو ترسوندی
سگ ذلیل ، برو و به ارباب هات بگو خودشونو سفت بگیرن
از امروز میرزا بر علیهشون اعلان جنگ میکنه
برو و بهشون بگو
احتمالاً باید از پونا نامه اومده باشه
داداشت و زن داداشت که خوبن ؟
نامه انتصابه عمو
شغل پلیسی گیرش اومده
که اینطور..تبریک میگم پسرم
من این کارو نمیکنم
همچین یونیفرمی که لکهٔ ظلم و بی انصافی بهش خورده رو نمیخوامش
تو میخوایش پسرم، تو و من این یونیفرم قانون رو میخوایم
همین امروز ما علیه ظلم اعلان جنگ کردیم
تو چنین موقعی یونیفرم قانون
که میگیری..کمتر از یک سلاح نیست
برای همین تو باید اونو بپذیریش
چه چیزای اشتباهی بهش یاد میدی میرزا
برای خودخواهی و لجبازی خودت چرا از این دو مرد جوون استفاده میکنی
با دادن سلاح قاعده به دست قانون اینارو به کام مرگ میفرستیشون
و تو که نتیجهی از حد قانون گذشتن رو تحمل کردی
..باز هم
آفرین کیشن..آفرین
این همه سال اینو از من یاد گرفتی
بی احترامی به قانون
و زیر پاگذاشتنش و شکستن قانون
اگه شکستن قانون جرم باشه آقای سینها
پس تو هم این اشتباه رو مرتکب شدی
زمان مبارزات آزادی..
؟قانون رو نشکستی
قبلاً قضیه فرق میکرد
کشور دست دشمن ها بود
امروز هم کشور دست دشمنه
دست دشمنای جامعه
آزادی که شما بدست آورده بودی
تو دست آدمکشایی مثل کالیکا و رنگناتن اسیره
امروز هم ما برده ی رشوه خورا و بازار سیاهیا هستیم
ما باید سینه ی زمین آزادی رو بشکافیم
و حقیقت آزادی رو استخراج کنیم
و این کارو همین جوونا انجام میدن
برای بدست آوردن آزادی باید خون خودت رو فدا کنی میرزا
نه بقیه رو
چیزی که به این جوونا یاد میدی بی اعتمادی و ناباوریه
و نتیجه اش صرفاً ویرانی و تخریب.. فقط ویرانی
؟آقای دشموک چکار میکنی
کار بیهوده
چته دشموک دیوونه شدی
مگه بهت پودر فلفل داده که
که اینجوری قرمز شدی
این بزمچه توسط اون حروم زاده ها زده شده
وقتی به اندازه کافی قوی نیستی
مث عروسا حنا میزدی و مینشستی.. شخمِ سگ
سگ تویی دشموک
که هر کی برات استخون بندازه براش دم تکون میدی
تو رو من داد میزنی اخه
؟ آدمای میرزا تورو زدن یا منو
خفه شید
جوری استدلال میکنین انگار معشوقه های همدیگه اید
جناب کالیکا خفه..اخه دوتا جوون توی عوضی رو زدن-
خیلی افتضاحه
اون موقع من مست و پاتیل بودم اقا احمق-
جوری میخوره انگار فردایی وجود نداره
یه روزی اتفاق بدی برات میفته و تو حتی نمیفهمی چی شد
و میرزا هم جوری سینه سپر راه میره انگار قلعه سرخ رو فتح کرده
شما چرا نگرانی اقای کالیکا
بالو اینجاست..گردن اون میرزا رو میشکونم
اوج حماقتشون رو ببین برای کشتن شیر ها..سگ فرستادن
اونم همچین سگای داغونی
اگه کالیا یکسره این کالوبالوا رو میفرستاد مبارزه کیف میداد
هی پیـری
رنگناتن..اگه ما بخوایم میتونیم همین الان بکشیمت
ولی ما نیومدیم که حمله کنیم اومدیم علیه ات اعلان جنگ کنیم
جنگ بین من و تو شروع شده
پس ازین به بعد هرقدمی که میزاری یادت باشه
مرگ بالا سرت وایساده و تباهی زیر پاهاته
یادت باشه
اقای رنگناتن.. اون حروم زاده اومد توی خونه مون و تهدید کرد
و اسلحه ات رو هم با خودش برد
اون نگرفت که ، ما بهش دادیم
من بهش دادم
اگه اسلحه مجوزدار من پیش اون پیدا بشه
کار تو هم آسون تر میشه
بلند شو استاد
بلند شو- ؟چته سر صبح اذیت میکنی
و این چای چوتو رو بخور.. گرم و تازه
؟استاد دیشب باز کاری کردی
؟چوتو برو ببین پلیس اینجا داره میاد
میبینم
دی.دی بلند شو
من میخوام این نجاری رو تفتیش بدم
؟مجوز تفتیش داری
میدونستم اینو میپرسی
ببین
بسیار خب میتونین بگردین
؟قربان چای داغ و تازه چوتو رو میخوری ببند-
همه این نجاری رو بگردین
من اینو میگردم
صبح بخیر خانم
صبح بخیر بفرمایید-
سریع بنوشید..چای چوتو
چای چوتو انقد شیرینه که
همهی پریشونی هاتون رو فراموش میکنید
؟میدونی..نمیدونی
همه پروسه کشور بعداز چای چوتو شروع میشه
و همه مشکلات کشور
بعد از نوشیدن چای چوتو
؟درگیری اره-
رفتم تو نجاری چای بدم
اونجا مشکل آغاز شد
پلیس یورش کرد
صبر کن الان بهت میگم اونجا چه خبره
اون پاسبون رو ببین
ببین..اون هرروز مفتکی چوبای عمو میرزا رو میبره
اینور اونور رو نگاه میکنه
و اون لاغره
هر روز غذای مفت میخوره
اونا فساد رو تو کشور ترویج میدن
پول زور هفتگیِ اون کله خرا رو هم جمع میکنن
.ببخشید خانوم،یادم رفت چایتونو بیارم
.من که چایی خوردم- .ممنونم-
.باشه خانوم بازم براتون چایی میارم
الآن دیگه هرکاری میخواستین میتونین بکنین .خیلی زود،من دیگه میرم
خواهرای عزیزم،شما آقای کالیکا و آقای رنگناتان رو خیلی خوب میشناسین
.امروز اونها مهمونای ویژه ما هستن
.این شما و آقای رنگناتان و آقای کالیکای عزیز
برادرا و خواهرای ویملای عزیز
...انقدر که شما امروز بهم احترام گذاشتین
.من اونقدر لایقش نیستم
.خیلی فساد زیاده
.واقعا خیلی بیشتر از اینه
....بخاطر این چیزهای زیاده که
که من نمیتونم هیچ زنی رو رها کنم
واسه همین هرجا فرصتی گیر بیارم چه یواشکی آزادانه .از زنها دفاع میکنم
.درغیر این صورت حزب مخالفتون شروع به کار میکنه
واسه همین چرا من از این صحنه دور بمونم .وکاری نکنم
حتی این کارو آزادانه آقای رنگناتن هم انجام میده
.کسی که شما باید بهش احترام بذارید که ایشونه
جناب آقای رنگناتن
.ممنونم،ممنونم،ممنونم
بفرمایید...شروع کنید
..شروع کنید- چی؟...بله-
از اینکه منو اینجا دعوت کردید، .بخاطر اون خیلی خیلی ممنونم
من خیلی کارا برای خانوما کردم،چرا؟
بخاطر اینکه وقتی میبینمشون،یه چیزی در من اتفاق میفته
واسه همینه که برای پیشرفت خانوما .هرکاری بتونم میکنم
اما،اینجا آدمای خوبی وجود ندارن
اونا به من و عشق من نسبت به خانوما حسادت میکنن
...همین چند روز پیش...یسری آدم واقعا حسود
بهم تهمت زدن واقعا تهمت زدن که من به یه خانوم تجاوز کردم
.منم کشوندمشون به دادگاه
...و اونا رو رو سیاه کردم
!اوه،خدای من
!جناب کالیکا
.جناب رنگناتن
...دستا بالا،حرکت نکن
تو چی میخوای؟
...پلیس دنبالمه- خوب؟-
خوب که چی،ماشینو روشن کن
...ببین،اون بیرون هنوزم خطر گرفتار شدن به پلیس هست
.من میتونم هرجا میخوای برسونمت
...ممنونم
گوش کن
...بهتر نیست بجای افتادن دست پلیس
به من اعتماد کنی؟
ببین وقت برای فکر کردن نیست
پلیس هرلحظه ممکنه برسه اینجا
.لطفا بیا
لطفا بیا
.اونجا عکس مامانمه،ببین کاملا شبیه توه
.همون چشما،همون بینی حتی همون لبا
من خیلی دلم براش تنگه
...اگه تو اینجا پیشمون بمونی
.دیگه منم وقتی به اون عکس نگاه کنم گریه نمیکنم
پیش ما میمونی دیگه،مگه نه؟
منم میتونم مامان صدات کنم،میتونم؟
اوه خدای من،این دیگه چه معجزه ایه؟
.اینکه شانویه منه
ببینید پدربزرگ،شماهم همین نظرو دارین؟
اون دقیقا شبیه مامانمه،اینطور نیست؟
.اون دقیقا شبیه شانوه
اگه این شانو نیست،پس کیه؟
.ماریا...ماریا دسوزا
بخاطر اون مهمون خونه روبروییتون آمدم
.میخوام اونجا بمونم
تو مهمون خونه،چرا؟
پس خونه خودت چی؟
...منم یه خونه داشتم
یکمی دورتر از اینجا،نزدیک ایستگاه پلیسه پاهادگنج
من خیلی با پدرم و جکیه خودم خوشحال بودم
...اما خوشیه منو،چشم زدن
من عاشقتم ماریا...عاشقتم
...من میخوام تو پاریس باهم ازدواج کنیم
...و ماه عسلمونو تو هالولو بگذرونیم
.لندن،نیویورک،سوئد همه جای دنیارو بگردیم
...واسه همین خیال ندارم اینجا کار کنم
میخوام برم خارج و کلی پول دربیارم
.من عاشقتم جکی،رویای تو حتما واقعیت میشه
میدونی پدرم دوتا دوست داره،کالیکا و رنگناتن
اونا یه تجارت خیلی بزرگ دارن- !واقعا؟-
...آره و امروز عصر قراره که من شام
.ببرم براشون به مهمون خونه
.و بابا گفت که میتونم تورو هم ببرم
...عزیزم من منتظرم
.که جکی ما سرو سامون بگیره
...اونموقع من میتونم دست دخترمو تو دستش بذارم
.و یه نفس راحت بکشم
اما جکی مراقب هیچی نیست
...الآن خیلی دیر شده و اون
اونا باید خیلی گرسنه باشن
...تو یکاری بکن براشون غذا ببر
.به زودی جکی میاد میفرستمش اونجا
.باشه،جکی رو زود بفرستین،خداحافظ- .خداحافظ-
خیلی فساد بالاست
واقعا خیلی زیاده
خالقش تو خلق این خیلی فساد و انحراف ایجاد کرده
...جناب رنگناتن،چه مالی ساخته
.من احساس میکنم آب عشق آمده
چی؟
تو متوجه نمیشی
آقای کالیکا جوجه خیلی دوست دارن
چی میگن بهش...رون مرغ خیلی دوست داره
.ولی من که مرغ نیاوردم
تو چه میدونی که چی آوردی؟ساده لوح
هی مرغ من بیا اینجا
.بیا اینجا من بهت نشون میدم
...بیا یکم نزدیکتر
نگران نباش عزیزم،راحت بگیر بشین
تو برای جکی یه شغل میخوای
...من بهش میدم...من بهش یه شغل میدم عزیزم
من میفرستمش خارج
من بهش یه سرویس میدم
تو کجا میخوای بری عزیزدلم
...من میرم دیگه
مرغ جناب کالیکا
...آهای
!جکی
..رون مرغ- ...ولم کنین-
!ماریا!ماریا
!ماریا- ...نه-
!ماریا
!ماریا!ماریا
!ماریا!ماریا
!ماریا!ماریا
!ماریا
!اوه خدا
!ماریا- ...جکی-
من اون دوتا عوضی رو ول نمیکنم
...جکی
من اون حرومزاده هارو ول نمیکنم
.میکشمشون
!عوضی!حرومزاده
چرا میخوای اینکارو بکنی که برق بگیرتمون؟
قربان،قربان،عکستون تو روزنامست- چی؟-
کالیکا و رنگناتن به دختری تجاوز کردن
جکی حقیقت را گفت؟
مرغ بالاخره تهدیدشو عملی کرد جناب کالیکا
جناب وزیر،اون که تو اخباره شمایین؟
.اینا همش دروغه،تهمته
.وقتی شما آتیش بپا میکنین اول دستاتون میسوزه
...اما جکی
...تقصیر هیچ کس نیست
این همش کار حزب مخالفه
تو هر عمل این دولت فساد وجود داره
تهمتی که بر من هست
در این مورد دادگاه تصمیم میگیره .همینو بس
برای استامپ ده روپیه بیار
..چه جور وکیلیه؟اونکه سروقتمنیامده
این وقتمون که گذشت یه وقت دیگه بگیر . ودنبال یه وکیل خوب باش
خدا مارو از دست بلاهای اطراف دادگاه نجات بده
شما اینجا منتظر کی هستی عزیز دل؟
برای جکی؟جکی که رفت خارج
اون امروز نمیاد برای شهادت دادن
من یکاری براش جور کردم تو سالن مدم تو دبی
تو که کاملا ساده لوح از آب در اومدی
...ولی جکی نه،اون برعکس تو زرنگه
بجای اومدن به دادگاه،فورا رفت خارج کشور
...و واسه تو فقط یه نامه گذاشت
ماریای عزیزم"
...اون رویایی که من با تو میدیدم،که باهم به خارج بریم مجبور شدم برا محقق کردنش برم خارج
برای موفقیت و تحقق رویایی که میبینم
اینجوریه که دوباره خوشی بدست میاریم
".جکیه تو
.تو هیچوقت خوشبخت نمیشی،تو اعتماد منو شکستی
.تو عشق ماریا رو فروختی
!تو خودتو فروختی...تو خودتو فروختی
!تو یه عوضی
!بابا!بابا
.بابا آروم باش
بابا،بابا،بابا چی شده؟
بابا،بابا
!بابا
...من برا انتقام گرفتن از اون عوضیا
...به اونا شلیک کردم
.اما...پلیس افتاد دنبالم
.و من برای فرار از دست پلیس رفتم تو ماشین جناب دی.دی
...و
.اون بازیش خوبه دخترم
.فقط فک کن اون تورو آورده به خونه خودت
اینجا خونه خودته عزیزم
.از امروز به بعد اینجا میمونی به عنوان دختره من
.به عنوان شانوی من
.آره عزیزم
بله،بله حالا دیگه توی انتخابات چیز زیادی اتفاق نمیفته
.البته
کی.کی تو؟- قربان جناب سروان کیشن کاشیاب گزارش میده-
جناب سروان جوان
بله قربان
خوب پس حالا اراذل و اوباش هم یونیفرم میپوشن
بله،قربان
.حالا به یه غربتی روستایی هم مسئولیت به این بزرگی میدن
.بله،قربان
.متعجبم
منم متعجبم قربان
پس چرا این یونیفرمو در نمیاری؟
شما همه اینارو به من میگفتین؟- آره-
چی شد قربان؟
!هیچی..هیچی
به مناسبت ارتقای رئیستون داشتم دست میزدم
کف بزنین کف بزنین شما هم
!بسه!بیا برو بیرون
.کی.کی من همین الآن تورو برکنار میکنم
یکمی فکر کنین قربان،من الآن از سر گروهبانی آمدم
اگر من واقعا راستشو بگم،اون موقع تو باید ازم اجازه بگیری
...اگر این خبر پخش بشه که یک افسر جوون
.یه یه بالا دستیش سیلی زده
.راجبش فکر کنین
این خیلی چیز زیادیه
این واقعا چیز زیادیه
...الآن اجازه هرچیزی
برای اینکه جلو بره به خیلی چیزای زیادی احتیاج داره
واسه همین هر اراذل اوباشی یونیفرم میپوشه
اون میدونه که الآن قانون خیلی ارزون و هرچیز دیگه ای گرون شده
ولی قبل اینکه حال ما خراب بشه
.باید فکر کنیم چطوری یونیفرم کی.کی رو از تنش دربیاریم (یعنی کاری بکنیم اخراج بشه)
شما داری از رامپور میای؟
...که یونیفرم اونو در بیاری
برای چی میخواین همچین کاری بکنین؟
فکر کردی اون از یونیفرم میترسه؟
نه،نه چرا من بترسم؟
پس چرا انقد مزخرف میبافی که خراب شده، خراب شده؟
.حالا میبینی که یروز یونیفرم کی.کی هم بدرمون میخوره
.ولی من خیلی میترسم جناب رنگناتن
...هرچقدر که داره قدرت میرزا زیاد میشه
.همونقدرم خطر آمریت برامون زیاد میشه
الآن بدون دادن دست دوستی با میرزا
.بردن انتخابات خیلی مشکله
...شما نگران نباشین خانوم
...هنوز بالو زندست
.از منطقه من یک رای هم بیرون نمیره- ...ساکت-
مگه اینم خبر فرار کردن زنته که بیرون نمیره
...بهم یه فرصت بدین
.مناون میرزا و پسرشو میکشم
آره،ومنو تو مشکل میندازه
.آخه عوضی یروز بالاخره خودمگیر میفتم انقدر که تورو .نجات میدم
...وقتی تو منطقه هیچ کس ازت نمیترسه
پس چرا میخوای بری لات بازی دربیاری؟
بشین سرجات النگو دستت کن
...هی سروان،انقد برای من باهوش بازی درنیار
کریشنا نگر رو هرسال بالو میشکنه
.وامسالم بالو انجام میده،فهمیدی
...شکستن مجسمه یه چیزه
.وشکستن رای یچیز جداست
آقای رنگناتن من نمیخوام به بالو اعتماد کنیم الآن خوب نیست
...نه...نه...نه
.بالو از قدیمی ترین آدمای ماست، خانوم ویملا
اون خیلی کارا برامون کرده
ما بهش یه شانس دیگه میدیم
اگر امسالم دیگ کریشنا نگر گویندا رو شکست
اون هنوزم تو منطقه نفوذ زیادی داره
.آره،اگر نشکنه که خراب میشه
"گویندا داره میاد همه رو خوشحال کنه"
"گوپولا میاد،همه و برقصونه"
"گویندا داره میاد،همه رو خوشحال کنه" (گویندا و گوپالا از اسم های خدایان هند)
"گوپالا میاد،همه رو برقصونه"
".گویندا داره میاد،همه رو شاد کنه"
"گوپالا داره میاد همه رو برقصونه"
".گلدون رو بشکنین"
"گلدون و بشکنین"
"طناب و پاره کنین"
".گلدون رو بشکنین"
."هرکار دلتون میخواد بکنین،دیگه نه گوش میده نه میبینه"
".گویندا داره میاد همه رو خوشحال کنه"
".گوپالا داره میاد همه رو برقصونه"
".گویندا داره میاد همه رو خوشحال کنه"
".گوپالا داره میاد همه رو برقصونه"
".اینجا نه عجله هست،نه کسی متوقف میشه"
"من همینجوری به حرکت میکنم به جلو"
".اینجا نه عجله هست،نه کسی متوقف میشه"
"من همینجوری حرکت میکنم به جلو"
".با قدرتم کاری میکنم که دنیا در اختیارم باشه"
"جلوی هر کسی قسم میخورم"
".ظلمو ستم رو نابود میکنم"
".هروقت باید تو آسمون باشم"
".میام روی زمین"
"چرا قبول نمیکنی؟"
"چرا نمیدونی؟"
"چرا قبول نمیکنی؟"
"چرا نمیدونی؟"
".میخوام یه راه دیگه نشونت بدم"
".گوینداداره میاد،همه رو خوشحال کنه"
"گوپالا داره میاد،همه رو برقصونه"
"گویندا داره میاد،همه رو خوشحال کنه"
"گوپالا دارا میاد،همه رو برقصونه"
".میخوام نشونتون بدم امروز،کی از همه قویتره"
"میخوامنشونتون بدم امروز،کی از همه قویتره"
"نمیتونین فرار کنین امروز،میخوام بهت یه درس بدم"
"این اراده منه،بهتون قول میدم و هرگزم نمیشکنمش"
"بیاین باهام بجنگین،نترسین"
"من تورو هرگز ول نمیکنم"
"هرکار میخوای بکن"
"چه زنده باشی یه مرده"
"هرکاری بکنی،زنده باشی یا مرده"
".هیچکس نمیتونه نجاتت بده"
"گویندا داره میاد،همه رو خوشحال کنه"
"گوپالا داره میاد،همه رو برقصونه"
"گویندا داره میاد،همه رو خوشحال کنه" (گویندا و گوپالا از اسم های خدایان هندی)
"گوپالا داره میاد،همه رو برقصونه"
!یا علی
...کیشن از یونیفرم پلیس چی گیرش اومد
...انگار دست یه بچه اومده
.بالاخره هم خودشو به کشتن میده هم یکی دیگه رو
ولی مگه چی شده؟
..چه ضرورتی داشت با بالو و گروهش دربیفته
.سر شکستن گلدون
.زیر سر میرزاست،من میدونم زیر سر میرزاست
.اونم بالاخره مثل اونا میفاه تو راه غلط
...اگه راه غلط باشه چی میشه
اونممنو به همون مقصدی میرسونه،که شما هم میخواین برین
.من کجا میخوام برم،لازم نیست تو نگران باشه
اما من انقد میدونم،که ممکنه
.نذارن تو هیچوقت به حقیقت برسی
.و خشونت رو هیچوقت با بی خشونتی نمیشه جواب داد
...کاویتا تو براش تو ضیح بده
...که با پوشیدن لباس قانون،کار غیر قانونی نمیتونی بکنی
!تو براش توضیح بده
توضیح بده،شمابرام توضیح بدین یچیزیو
چیو تو ضیح بدم من که خودم سردر نمیارم
.تو چقدر دور شدی کیشن،و من کاملا تنهام
سکوت کاملا منو دوره کرده تو تاریکی
من خیلی میترسم کیشن...خیلی میترسم
...نه کاویتا،این تاریکی و سکوت فقط توی راهه
..وقتی به مقصد برسیم
.اونجا خیلی روشنه
.خیلی روشنه- ...کیشن-
گولو...گلنار عزیزم
اون...اون خوابه؟
ای زرنگ،چطوری کاری کردی بخوابه؟
من که خسته شده بودم بس که سعی کردم
...هرجوری،هرکاری کردم بخوابه
...هزاران سوال توی قلبش بود
.که من برای یک کدومشون جوابی نداشتم
چه سوالایی که میپرسید
بعضی وقتا میپرسید،چرا مامان رفت؟
بعضی وقتا میپرسید،چرا بابا مامانو کشت؟
...بعضی وقتا میگفت
بابا بزرگ چرا به مامان زنگ نمیزنی برگرده؟
....بعضی وقتا ازم میپرسید- .ولی از من سوالی نپرسید-
سریع خوابش برد
آره...الآن دیگه سوالی تو قلبش نیست
.اون مادرشو پیدا کرده
.همونجور که من دخترم شهنازو پیدا کردم
.پدر دخترشو پیدا کرده،دختر مادرشو
اما داوودم...هیچی گیرش نیومده
.اون هنوزم تنهاست
کاملا تنها
نمیدونم کی پروردگار صداشو میشنوه؟
کی پروردگار صداشو میشنوه؟
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" مناظر زیبا عطر خوش را ربودند "
"فصل عشق ، بهار را آورد "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" مناظر زیبا ، عطر خوش را ربودند "
" فصل عشـق ، بهار را آورد "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" زنبورها ترانهٔ شکوفه ها رو زمزمه میکنند "
" نغمهٔ نفس تشنهی فلوت رو مینوازن "
" زنبورها ترانهٔ شکوفه ها رو زمزمه میکنن "
" نغمهٔ نفس تشنهی فلوت رو مینوازن "
" پرنده آواز میخونه .. به همهی دنیا میگه "
"حس عشق و ضربان قلبم رو افزایش میده "
" در چمنزارهای باغ اگه امروز نشه فردا "
" هزاران گل میشکفه "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" مناظر زیبا ، عطر خوش را ربودند "
" فصل عشـق ، بهار را آورد "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
" توی چشمات رویاهایی هست "
" بعد از تاریکیِ غم ، نوری از امید روشن است "
" توی چشمات رویاهایی هست "
" بعد از تاریکیِ غم ، نوری از امید روشن است "
".پرنده های آسمون همیشه قفس رو میشکنن"
".و همیشه روی شاخه های درخت خوشبختی میشینن"
" تو بزودی مقصدت رو پیدا میکنی "
" ای مسافر ، انقد زود ناامید نشو "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
"قلبم شروع به حرف زدن کرد"
" مناظر زیبا ، عطر خوش را ربودند "
" فصل عشق ، بهار رو آورده "
" نسیم خنک شروع به وزیدن کرد "
" قلبم شروع به حرف زدن کرد "
...نه مادر...بذار برم- ...!دخترمو ول کن...نجاتش بده-
این سرو صدا چیه از بیرون میاد؟
حتما بالو دوباره داره لات بازی در میاره
.اما این صدای سنگیتا و جاینتیه
.بیا- .نجاتم بده-
.یکی خواهرمو نجات بده
کمکم کنید...ولم کن- ساکت زود باش حرکت کن-
.ولش کن
.ازاینجا برو- خواهرمو ول کن-
!عمو،عمو لطفا خواهرمو نجات بده
!نه
...اون بالوی،از آدمای رنگناتنه
.اون در ملا عام خانوم کالو وسنگیتا رو کشت و در رفت
..و اون سروان دشموک اون ثدای فریاد منو شنید
اون گفت،حتما اشتباه کردیم
...تو درست نتونستی ببینی
!شنیدی شماره عینکم عوض شده
!اون بالو نبوده شنیدی تو؟
شماره عینکم عوض شده
...من میدونم پدر
.و من میدونم که حتما شاهد دیگه از غیر از شما اونجا بود
.اما این نمیتونه بالو رو گناهکار ثابت کنه
...چون در گزارش پلیس
درج شده کا در عصر یک شنبه،اون تو ی .بازداشت بوده بخاطر جرم دیگه ای
.واین تمام اظهارات شمارو بی استفاده میکنه
.این مسخرست
اون کسایی که میخوان از قانون محافظت کنن .خودشون دارن میشکننش
پس چرا مردم از قانون پیروی میکنن
و اون همسرت،اون چکار میکنه؟
اون چکار میکنه؟
.اون خودشم قسمتی از ایناست
چون اون هم عضوی از همون اراذل و اوباش این شهره
.اون هم همکاره کالیکا و رنگناتنه
..پس اون...پس اون جناب سروان حق داشت
.شماره عینک من واقعا عوض شده
.نه پدر،شماره عینکتون عوض نشده
...خیلی آروم همه چیز عوض شد
.و برای متوقف کردن این ،ما باید یه نبرد دیگه رو شروع کنیم
...و من باید این نبردو از خونه خودم شروع کنم
بله پدر،من تصمیم گرفتم که این مبارزه رو با انتخابات .خانوم ومیلا شروع بشه
.من به پشتیبانی و دعای خیرتون احتیاج دارم
من اینطور فکر نمیکنم آمریت...فکر نمیکنم الآن بتونم .جزو هیچ نبردی باشم
...اینجوری نگین پدر
...نمیخوای بخاطر آزاد کردن کشورت
ببینی که چطوری کارهای قانونی به خاک کشیده میشن
...نه پدر،لطفا باورتونو ازم نگیرین
باور شما قدرته منه
اینو ازم دریغ نکنین...دریغ نکنین
"...هندوستان ما بهترینه"
"تو کله دنیا.."
میتونم نور باور خودمو تو چشمای تو ببینم
.من با توام آمریت
۱۰لاک؟- ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰.۱۰ لاک؟-
.بله...۱۰ لاک
میرزا فک کردی من احمقم؟۱۰ لاک؟
...جناب وقتی یک نفر بخاطر یک رای،انتخاباتو میبازه
.اون موقع یک رای بیشتر از ۱۰ لاک روپیه می ارزه
...واین میرزا لاکنویی بهتون قول میده
که به شما بیشتر از ده لاک رای بده توی ده لاک
شما دارین میپرسین که ده لاک برای این انتخابات
ازدواج ومیلا با ده روپیه برگزار شد
گرون و سنگین گریه کنی ، یه بار..سست و ارزون گریه کنی.. بارها
چون قیمتش ده روپیه بوده شوهرش فقط ده رو پیه داده .برای پرداخت قیمتش
مجبور شده بده اگر بیشتر میخواستن بیشتر میداد ...نه مجبوره خلاف آمریت عمل کنه
نه لازم بودپدر جون کمکش کنه
و نه شما امروز به حمایت این حقیر احتیاج پیدا میکردین
اگر ما به تو نیاز داریم میرزا،توام به ما نیاز داری
.بدون ما،زندگیت هیچ کار گردانی نداره
...شما نگران اون نباشین خانوم
یه شعر بگم؟
" تیشه بہ غیر مَر نہ سکا کوھکن اسد۔۔سرگشتۂ خمار رسوم و قیود تھا "
شماها متوجه نمیشید....من دیگه میرم خداحافظ
آهای میرزا غالب( شاعر )،اینجا صدات نکردیم .که برامون شعر بگی
تو ده لاک میخوای،پس میگیریش
اما یادت باشه این بار همه فساد ارتباطی انتخابات به تو مربوطه .
...اگر تو راه حلش مشکلی پیش بیاد
تو ترتیب و سازماندهی مراسم فساد شما
یه راه حل جدید براش میتونین پیدا کنین
و یک چیز عمومیه و پذیرفتن جدیده
صدای همه رو در میاره- چی؟-
.منظورم اینه که من ده لاکو نقد میخوام
.نقد...بهت میدمش
.من ده لاک رو بهت نقد میدم
.نقد
اینکه اولیش بود،بگو دیگه چی میخوای؟
بعدی اینکه تا وقتی انتخابات تمام نشده ...کسی مثل بالورو
.نمیخوام وارد منطقه انتخابات بشه- .باشه-
.یادت باشه، بقیه رو من مواظبشم خیالت راحت
.خدا حافظ
...نه این برخلاف اصول من و پدرمه
انتخابات نمیخواد با ایده ها و اصولها بجنگه
با دروغگوها و آدمای ناجور میجنگه
و شما میتونین با هزارتا تاکتیک خداحافظی کنید با ده لاک
بعدش میخوای این ده لاک رو آگهی کن
حزب کنار بزن،آتیشش بزن
تبه کاری رو بزن کنار.شراب رو بزن کنار
و اونموقع فقط مقام گیرت میاد
وبعد این...بعد این از اصول پدرت زندگی درست کن
.وخواباشو به حقیقت تبدیل کن
.یک چیز یادت باشه،توهمه اینا من همراهت نیستم
...من با خانوم ومیلا هستم
.من با کالیکا و رنگناتن هستم
....تا اونجا باشم و
.و کار خودمو خودم بتونم انجام بدم
این مزخرفات چیه؟
این که خیلی چیز زیادیه
.اون عکس منه
.این پوستر هنوزم چاپ میشه
.و فردا اینو میبینین که کل شهرو پر کرده
...آقای کالیکا و آقای رنگانتن هردوتون خوب میدونید
...همه آدمامیدونن
.که این بالو قاتل خانوم کالو و سنگیتاست
اگر این حرف بیشتر بچرخه
...برای خانوم ومیلا بردن انتخابات مشکل نه
...غیر ممکن
اون حرف درستی میزنه آقای رنگناتن
.درسته آقای کالیکا
این جناب سروان کی.کی آدم خودمونه
.چون اون آدم میرزاست
.ومیرزا هم آدمه خودمونه
.حق با توه
این بهتره که بالو دستگیر بشه
.این جناب سروان منو دستگیر میکنه
...من که ابنو- !ساکت-
احمق،توباید خودتو گیر بندازی
تو مارو تو دردسر میندازی عین یه دختر جوون
!برو
.این خیلی مهمه که اون قبل فردا دستگیر بشه
.چون فردا پوسترش همه جا چاپ میشه
و اونموقع تو یه رای سیاهم گیرت نمیاد
.چرا فردا،همین امروز باید دستگیرش کن
تو نباید کاری بکنی ابنجوری بهتره
...قربان- داری به چی نگاه میکنی جناب پلیس؟-
وظیفتو انجام بده و ببرش
و اونو جوری ببر که مردم مطمئن بشن که آدم ما نیست
!برو
ببین،نزدیک نشو
.بمن نزدیک نشو
.بگیرش،وگرنه فرار میکنه
اون رفت
.آقای بالو ،حالا درستت میکنم
همه اینا نه فقط ساختمان ساز معروف رنگناتن
.بلکه ام.پی کالیکا و ام.ال.وی.ومیلا هم باااش هم دست هستن
...من مدارک موثقی در این باره دارم
و این در حضور همه رو میکنم
دقیقا فقط دو روز قبل انتخابات...فقط دو روز قبل
خانوم ومیلا رو بروی شما خواهد بود
.وقتی همه چیز قراره رو بشه
.سلام- .آقای رنگناتن ومیلا صحبت میکنه-
.چی شده انقد دیروقت تماس گرفتین
.زمین لرزه شده
.هنوز نه،ولی قراره بشه
.درست بگو ببینم
.آقای رنگناتن...من انتخاباتو باختم
چی؟
.داری هذیون میگی
.من خواب بودم،حالا بیدار شدم
شما میدونی که آمریت پال این همه پول از کجا آورده؟
تا کمپین انتخاباتی بزنه
اون باید چقد پول داشته باشه تو چرا نگرانی
حتما گدایی کرده
نه آقای رنگناتن آمریت پال داره پولای شمارو خرج میکنه
...پوله من- ...بله-
...من یه شالی تو اتاق آمریت پال پیدا کردم شبیه
همونی که توش پولارو به میرزا دادین- چی؟-
این میرزا میخواد اون شال رو تبدیل به کفن من بکنه
حالا میبینی من برای میرزا با همون قبر درست میکنم
...هرجوری بکشیش یا بسوزونیش
.بازم برای من بردن انتخابات غیر ممکنه
...من راجبه بردن نمیدونم
.اما از باختن نجاتت میدم
منظورت چیه؟
...اضطراری،باید انتخابات وبندازیم عقب
...وبرای این،شوهرت
میفهمی مگه نه؟
...اما- تو بگو میخوای ببری یا نه؟-
من هیچ جوره نمیخوام ببازم
.تو نمیبازی
...این آمریت لاله که
.اونا کشتنش
چه اتفاقی افتاده؟
.من میخوام رییس پلیسو ببینم
بگو،من رییس پلیسه اینجام
شما معنی رییس پلیسو میدونین؟
...یعنی رییس پلیس
...اون تو اداره پلیس از همه بالاتره
من اینو میدونم- .شمایین که هیچی رو نمیدونین-
اگه میدونستین تو ملا عام تو منطقه کسی رو نمیکشتن
اونم یه کاندیدای قانونی حزب رو
.رو کشتن و شما ازش بیخبرین
ببینید،پلیس هرکاری لازم باشه انجام میده
.پلیس هیچکاری نمیکنه
چون شما هیچکاری بنمیکنین هرروز داره قدرت .جنایتکارا بیشتر میشه
مردم دارن باورشونو به پلیس از دست میدن
اگه شما حواستون باشه خیلیا تو این جنایت دست دارن
...از کمیسر پلیس گرفته تا
وزیر همه رو بازخواست میکردین
من تمام کسایی که کار غیر قانونی میکنن از بین میبرم
...الو- صبح بخیر،قربان-
سروان کیشن کاشیاب ازایستگاه پلیس بازار گزارش میده قربان
...بله کی.کی
.قربان،آیا میدونین کی آمریت لال رو به قتل رسونده
...بله..بله
و الآن جناب سروان دشموک تو بازار چکار میکنه؟
اما چطور؟
قربان،الآن میفرستم رو مانیتورتون
من یه میکروفون تو تلفن گذاشتم
نه..نه...نه من آمریت لال رو نکشتم
داری دوروغ میگی
من میدونم چطور یه دوروغ رو تبدیل به حقیقت بکنم میرزا
اگر من دارم میگم تو آمریت لال رو کشتی
.پس تو قاتلی
...مهم نیست چقدر تلاش کنی تا ثابت کنی
.من میدونم چکار بکنم تا تو قبول کنی میرزا
چه خیال کردی که من ازت میترسم که این جنایتو قبول کنم؟
این بقیه هستن که از میرزا میترسن
میرزا یه سنگه،که اگه بهش حمله کنی پرواز میکنی(میمیری)
.تو هرگر نمیتونی میرزا رو درمونده کنی دشموک،هرگز
ما نمیخوایم تورو درمونده کنیممیرزا
.تو داری بخاطر بقیه جنایتات مجازات میشی
.بخاطر حقبازیت
تو از رنگناتن پول گرفتی،تا خانوم ومیلا رو برنده کنی
ولی رفتی پول رو دادی به آمریت لال
.واسه همین ما مجبور شدیم آمریت لال رو بکشیم و .مسئولش تویی
بچه حرومزاده حقه بازی،تو داری به میرزا وفاداری یاد میدی
هی دشموک،به خود تو هم کلک زدن
تو هیچوقت با کارای نابابت،موفق نمیشی
!تا مرگ هم موفق نمیشی
من چطوری موفق نمیشم؟
من کاملا موفق میشم
قانون تو دستای منه و قاعده هم پشتمونه
اگه به جرم دوروغی قتل موفق نمیشدیمگیرت بندازیم
همونجوری هم در برداشتن آمریت لال از سر راهمون موفق نمیبودیم؟
.مگه تو کی هستی میرزا
!تو میتونی مدرک و شاهد خیلی آسون گیر بیاری
و مجازات مفتی گیرت میاد
...و یه قسمت از
!دشموک
...رام سینگ،سیرک،پاتلا،گنگا
رام سینگ،آهای رام سینگ...رام سینگ اینو باز کن
.رام سینگ...احمق
پاتیل...بازش کن
کلید کجاست؟ کلید کجاست،کلیدو یاد رفته،بشکنش
این چی بی ادبیه کی.کی؟
ببخشید قربان،اما شما کجا دارین میرین؟
..قاتل آمریت لال از زندان فرار کرد و شما
.شما نگران نباشین قربان،زود دستگیرشون میکنیم
اینجا چه خبره؟
..قربان این کی.کی با قاتلای آمریت پال دستش تو یه کاسه ست
با کمک اراذل باعث فرار میرزا شد- این دوروغ میگه قربان-
و منم میخواست بکشه- اون دوروغ میگه-
.من همه چیزو میدونم
به من تیر بزنی بازم مار توی آستین قانون رو با تیر میزنم
بله قربان شما درست میگین،باید با تیر بزنیمش
.جناب سروان کی.کی زندانیش کن
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" تمام شهر سرشار از بی رحمی شده "
" تمام شهر پر از بی رحمی شده "
" اینجا دلها پر از خوف و پشیمانی شده "
"اینجا دلها پر از پشیمانی شده"
"ما از همه گناهانمون شرمنده ایم"
"ما از گناهانمون شرمنده ایم"
" ما به آمرزش و بخشش احتیاج داریم، گناهکاریم "
" ما به بخشش احتیاج داریم،گناهکاریم "
"کشتی زندگیمون دچار طوفان شده"
"کشتی زندگیمون دچار طوفان شده"
" اگر دلمون ثروت ایمان نداشت،مرده بودیم "
"کمی لطف و مرحمت کن"
"بهم کرمی بکن،یک نگاه لطف بهم بینداز"
"من به درگاهت امدم تا ازت درخواست کنم"
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" کمی بهم لطف کن یا رسول الله "
" شفاعتم رو بکن."
"وقتی که روز محشر رسید"
"برای همه امت اسلام."
" جایگاه بهشت هست "
"خداوند که درود میفرسته "
"در هر لحظه بر محمد"
"...همه فرشته ها میگن"
"صلوات بر نبی خدا"
"به معراج فراخوانده شده"
"مولا به روی عرش"
"برترین در بین تمام مخلوقات"
" انسان والا مقام "
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
"سلام و درود خداوند بر او"
!بابا بزرگ
نه گلنار،نه- بابا بزرگ-
.فرار کن با مادرت،بگیرش عزیزم
بخاطر خدا ،برو باهاش فرار کن دخترم
!بدو!بدو!بدو
' أشهَدُ اَنَّ محمَّد رسول اللّٰه '
این خیلی زیاده دی.دی
.این واقعا خیلی زیاده
اما چی خیال میکردی
که بین فساد ما..موتور فساد تو هم کار میکنه
و ماهم خبردار نمیشیم
من میکشمت!تو واقعا احمقی
آمدم بهت بگم که تو میخواستی بما نارو بزنی
..ایراد نداره
الآن هرجایی احتیاج باشه تمامش کنیم،تو باید اینکارو انجام بدی
اول تو باید برای پدر زنت قبر آماده کنی
اگر سعی کنی زیاد باهوش بازی در بیار .کی آخرین خواسته اون پیر مردو انجام بده
هروقتم نوبت تو بشه ما اونکارو برات میکنیم
.وخیلی زودم نوبتت میشه
دی.دی...دی.دی
!دی.دی
.ماشینو نگه دار
ازت خواهش میکنم،لطفا منو از خیابون رد کنید
آره...آره بیا بامن
.عجله کن...عجله کن
چکار میکنی ولم کن؟
.تو کی هستی ؟ولمکن
...ساتیا شیوام سوندارام
...تو خیلی خوشگلی...خیلی
دقیقا مثل پدر که وظیفه شناسه
به همون اندازه دخترش خوشگله
پدر پیرت خیلی باهوشه،اون با خیلی جاها رابطه داره
نه که اون پیری به جایی میرسید
نه اون اظهاراتم به رئیس پلیس میرسید
نه این به اینجا میرسید
.اون پلیس چکار میخواد بکنه ،هیچی
اون نمیتونه از اظهارات فساد بازی در بیاره
همه فساد از دست این معشوقه کی.کی هست
..نه
...نه
.ولم کنید
...نه...نه...نه
"!آهای"
"آهای...آهای"
"!آهای"
"آهای...آهای"
" بزار قِر بدم... بزار همه رو زجر بدم "
" بزار منحرف بشم و گمراه کنم "
" بزار قِر بدم... بزار زجر بدم "
"بزار گمراه بشم و منحـرف کنم "
" وقتی که یه ذره مست میشی "
" وقتی که یه ذره مست میشی "
" اونوقت دیدار لذت بخش میشه "
" بزار قِر بدم... بزار زجرشون بدم "
"بزار گمراه بشم .. بزار منحـرف کنم "
"عشقه من"
"قلبم داره میترسه"
"تو عزیزدلم،نادونی میکنی"
"عشقه من."
"قلبم داره میترسه"
"تو عزیز دلم،نادونی میکنی"
"جوونیو تازگیه من"
"دیوونه کنندست"
" وقتی تو منو اذیت کنی "
"وقتی تو منو اذیت کنی "
" اونوقت دیدار لذت بخش میشه "
"بذار بفهمم ، بذار بفهمونم"
"بزار گمراه بشم .. بزار منحـرف کنم "
" بزار قِر بدم... بزار زجرشون بدم "
"بزار گمراه بشم .. بزار منحـرف کنم "
"!آهای"
"...آهای...آهای"
"!آهای"
"...آهای...آهای"
"نگاهت رو که اینجوری میبینم "
" بدنم آتیش میگیره "
" چه اتفاقی افتاده؟ "
" یه جادو اتفاق افتاده "
" نگاهت رو که میبینم "
"بدنم اتیش میگیره"
" چه اتفاقی افتاده "
" یه جادو اتفاق افتاده "
"این شب تنهایی"
"نفسام میگن"
" وقتی لب هامون به همدیگه میخوره "
" وقتی لب هامون به همدیگه میخوره "
" اون موقع ملاقاتمون لذت بخش میشه "
" بزار قِر بدم... بزار زجر بدم "
"بزار گمراه بشم .. بزار منحـرف کنم "
" بزار قِر بدم... بزار زجر بدم "
"بزار گمراه بشم .. بزار منحـرف کنم "
!کیشن!نه کیشن
زندگی من به آخر خط رسیده
...اما تو قانون رو تو دست خودت نگیر
من نیاز به حمایت قانون ندارم،کویتا
برای تو فقط قاعده میتونه انصاف رو برقرار کنه
.اما قانونه امروز نه
..اما من برقراری انصاف توسط قاعده تورو نمیخوام
من انصاف رو از قانون میخوام
تو هنوزم از قانون حرف میزنی
...هنوزم از اون قانون حرف میزنی
که طبق قاعده مار سمی دشمن پیش میره
نه من راجبه اون قانونی حرف میزنم که حفاظت ازش وظیفته
راجبه اون قانونی که پدر بهش باور داشت حرف میزنم
تو میتونی از وظیفت برگردی
اما من نمیتونم باور پدرو بشکنم
.من انصاف دادگاه رو میخوام و از اونجا برقرارش میکنم
دادگاه جنایت کارارو مجازات میکنه کویتا
اما جنایت کاراونیه که جرمش ثابت بشه
اخه چطوری ثابت میکنی که بهت چی گذشته؟
مدرک و شاهد از کجا میاری؟
...مدرک و شاهد آوردن کاره توه
.کاره پلیس
بیشتر از پلیس امروز مدرک و شاهد پیش جنایت کاراست
و جلوی اون مدارک
این نشان قانون بکار نمیاد
اما من درمونده نیستم کاویتا
...اگر انصاف رو توی دادگاه بدست نیاریم
پس من بیرون دادگاه می ایستم
.وانصاف رو برقرارمیکنم
.بهت قول میدم
.شلیک نکن
قبل شلیک کردن یه نگاه به اونجا بنداز
.حالا این تفنگ ماله من
...و تا وقتی که دادگاه رای نداده
.شماها اینجا میمونین
.همش همین بود قربان
...قربان،میتونم بگم که تمام اتهامات
.دوروغ و بدون اساسه
داستان تجاوز کویتا مثل داستان قتل خانوم ومیلا .کاملا ساخته و پرداخته ذهنه و سندیت نداره،قربان
...قربان، من میتونم ثابت کنمکه
که همه اون شهود و مدارک
.همه کاملا خیالی و دوروغین هستن،قربان
با ارائه این شهود و مدارک میخوان دادگاه رو گمراه کنن،قربان
. و پلیس هم تو این امر دخیله، قربان پلیس شال و چیزایی که علیه آقای رنگناتن معرفی کرده
.سه ماه پیش دزدیده شدن جناب قاضی
و به اون مرد پول داده شده که علیه موکل من شهادت بده
.بیا...بیا
برو بالا
آفرین،ازش برو بالا
طنابارو باز کن
...کویتا سینها گفت که خانومومیلا رو کشته
ولی من ثابت میکنم که خانوم ومیلا زندست و در وریتاماس زندگی میکنن
این هم لیست کسایی که وارد اونجا شدن
که توی گزارش شماره پاسپورت خانوم ومیلاهم هست
...این همگزارش دی ان ای و گروه خونی که روی لباس کویتا بوده
.که کاملا با گروه خونی خانوم ومیلا فرق داره
این هم گزارش پزشکی خانوم ومیلا
.این دیگه در اختیار شماست قربان
تمام سوابق موکل من تا به امروز کاملا پاکه قربان
کسی که خدمت به مردم رو انتخاب میکنه
.چطور میتونه همچین کاری رو با هرکسی بکنه
موکل من همیشه به فکر کمک و دلسوزه خانوما بوده قربان
و این یه چیز بزرگه قربان
...زمانی که کویتا سینها ذکر کرده
.زمانی بوده که موکل من اصلا در شهر نبوده
تنها یک دلیل برای زدن اتهامات دوروغین به موکلم وجود داره
.دشمنی قدیمی سروان کیشن با موکل من
.و رابطه شخصی کویتا با سروان کیشن
.حالا دادگاه همه چیزو واضح میدونه قربان
. وحالا دادگاه میتونن نظر رای خودشونو بدن
با توجه به تمامی مدارک و شواهد
...دادگاه به این نتیجه رسیده که
نه...جناب قاضی نه
من نمیذارم دادگاه نظرشو بده
...من میدونم که نتیجه ای که دادگاه بهش رسیده
تو اون نشانی از انصاف نیست
شما به نتیجتون رسیدین،جناب قاضی
نه پدر من نمیذارم این تصمیم گرفته بشه
..من به دادگاه اومدم چون شما بهش باور داشتین
.من نمیذارم باور شما تو این دادگاه از بین بره
!کویتا
!نه...کویتا
نه....کویتا!نه
کی.کی ولشون کن
گفتم ولشون کن...
به خودت بیا...چه..
...شما برین قربان
ارائه ای از کانال تلگرام : @AkshayFans
!کیشن
اوه خدا...کیشن
!کالیکا!رنگناتن
امروز هم کشور در دست دشمن هاست
تو دستای دشمنای جامعه
آزادی ای که شما بدست آورده بودین
تو دست تبهکارایی مثل کالیکا و رنگناتن اسیر شده
امروز ، هنوز ما برده ی بازار سیاهیا و رشوه خورا هستیم
ما میتونیم حقیقت آزادی رو در این حالات هم بدست بیاریم و تعبیر کنیم
ترجمه و زیرنویس : شـہریار SHAHryaR
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.