All language subtitles for Oh My Kadavule 2020.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"اوه خدای من" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

مترجم: سیتا

!هی

!کله نودلی

چرا اینقدر پکری؟

!مهم نیست ، آرجون

!ای

چیه؟

!اوی

مانی اومد

!سلام کله نودلی

!!!پسر- !!!پسر-

!احمق

بعد از اینکه ازدواج کردی ...کم میایی مارو ببینی

!و حالا هم دیر کردی...

من دیر کردم چون ازدواج کردم

فقط مردای متاهل میتونن بفهمن که بعد ازدواج دیدن دوستا چقدر سخت میشه

شما هیچ وقت نمیفهمید

تازه باید خوشحال باشی که اینجام

!گمشو

تو سختی زیادی تحمل کردی که بیای و مارو ببینی، پس برو

تو داری به من بی احترامی میکنی آرجون؟

تو بهم گفتی بیام اینجا باهم بنوشیم و الان داری تحقیرم میکنی؟

!من میرم

اون چی بود؟

نوشیدنی مهم تره

...اما پسر

برگه های درس ترمودینامیک رو خوندی؟

من که فکر میکنم یه قرن طول بکشه تا تو بتونی همشون رو بخونی

!و اون بهت یاد میده

!این یه موفقیته پسر

باید اینو جشن بگیریم

ها؟ - !آره -

شبیه ناناری سارباته (نوشابه با رنگ طبیعی)

!هی آنو

!زودتر بخور

!به سلامتی

!اوه جادوگر

بیبی؟

رفتی با دوستات مشروب بخوری، درسته؟

بیبی، من بهت قول دادم دیگه نمیخورم

!هی

بیا اینجا، من بهت ثابت میکنم که اشتباه میکنی

باشه، لوکیشن رو بفرست میام اونجا

!میفرستیا

باشه، من دیگه باید برم

خودمو میرسونم و توضیح میدم، باشه؟

ببببب بیبی

!اوی اوی اوی

بای بای بای بیبی- بذار برسم خونه، تو یکی رو میکشم -

!خداحافظ بیبی

!اوه خدا

!پسر

فکر نمیکنی بیبی زیادی براش بچگونه ست؟

اون زنمه و من همیشه اینجوری صداش میکنم

تو مشکلی داری؟

حالا چرا به خاطر این ازدواج مسخره اینقدر از خود بیخود شدی؟

!اوی

فکر کردی ازدواج واسه شما بچه ها خیلی آسونه؟

چهار پنج سال تو رابطه، و بعدش ...ازدواج و عشق و حال تو تخت

...همچین چیزی تو ازدواج سنتی وجود نداره

نباید توقع داشته باشی همون کارایی که ..‌روز اول میکردید رو انجام بدید

!هیچی پسر

!ازدواج سنتی خیلی باحالتره

تو هم بالاخره یه روزی به گروه ما اضافه میشی

!عمرا

من که دلم نمیخواد با غریبه ازدواج کنم

!باحالتره ها - !گمشو -

!هی، خواهیم دید پسر

!گیرم انداختی پسر

!تو یه روزی گیر میفتی و من میبینم

آرجون؟ هم؟ -

میای باهم ازدواج کنیم؟

ها؟

آرجون؟

ها؟

...اوه

تو آرجون نیستی؟

چرا

تو؟

میرا، ارشدت تو مدرسه

منو فراموش کردی؟

!آبجی میرا

آبجی؟

من فقط دوسال ازت بزرگ ترم

!چقدر سریع میگذره

آخرین باری که همدیگه رو دیدیم دوران مدرسه بود

بعد از اینکه تو سال هفتم مدرستو عوض کردی، آره؟

!آره

بابا به کرالا منتقل شده بود ما هم باهاش رفتیم

!میرا

یه دقیقه

باشه دیگه باید برم

بعدا همدیگه رو میبینیم

!خداحافظ - !باشه -

!من اینجام

هی، یادت نره منو تو فیسبوکت اد کنی

باشه؟

آبجی میرا؟

منم بغل میکنی؟

!آبجی

!دلش برای بغل های آبجی تنگ شده

!ممنون داداش

میشه دیگه قضیه بغل رو فراموش کنیم؟

ها؟

من ازت پرسیدم"میای با هم ازدواج کنیم"؟

...اما تو تلاش میکنی هی بحثو عوض کنی

!هی

!ما رفیقیم بابا

!مسخره بازی در نیار

اونم دوستمه، پس چرا من همچین احساسی نسبت به اون ندارم؟

!هی

!من متاهلم

مگه فرقیم میکنه؟

!گمشو

!خودت گمشو

اسمش متیو ئه

سن: ۲۸ سال، دکتر

این تنها چیزیه که ازش میدونم

ده ساله بابا همش بهم میگه با این یارو ازدواج کن

من یکم گیج شدم

میشه همینو بگی؟

که نمیخوای با غریبه ازدواج کنی

خودمم مغزم خوب کار نمیکنه

سوال نپرس

بده به من

بذار قیافه شو ببینم

!هممم

یه خورده شبیه عقب مونده هاس

بهتر

بهتر از اون چیزیه که فکرشو میکردم

!هممم

بده ببینم

...یه بار فکر کن

!و اگر جوابت مثبت بود بهم خبر بده

باشه؟

!هی

!آنو

!اوه خدایا

!هی

!آنو

پسر، اول صورتحساب رو پرداخت کن بعد برو خونه

ها؟

!هی

چرا مجبورم میکنی من حساب کنم؟

!آنو

داداش، یه دقیقه صبر کن

!برو داداش

"یه فرشته گفت، هیچ محدودیت سنی برای دوستی وجود نداره"

!شکستت دادم - حالا چرا داد میزنی؟ -

"اون گفت، هیچ جدایی برای دوستی واقعی وجود نداره"

!کله نودلی

"حتی زمانی که یه بچه کوچیک بودیم" "باز هم شانه به شانه هم حرکت میکردیم"

"با مبارزه و شکست و خواندن آهنگ مصطفی با همدیگه، بزرگ شدیم"

!هی کله نودلی اون دیگه کیه؟

!ها؟ میرا آکا !کلاس ششمیه

...اون آبجی خوشکله، مگه نه؟

!آره پسر

"دوستی تنها دارایی ماست" "دوستی تنها دارایی ماست"

!تولدت مبارک - !ممنون -

آنو، مامانت کجاست؟

"دوستی تنها دارایی ماست"

"حتی اگر هزاران رابطه بیان و برن" " باز هم دوستی ما پا برجاست"

!آرجون، تو خیلی خوب بازی میکنی

آکا، تو هم قصه گوی خوبی هستی

خیلی خب، خداحافظ

"وقتی فیلم تالا آجیت رو دیدیم کل دانشکده رو به آتیش کشیدیم"

"حتی با وجود تقلب تو امتحانات شکست میخوردیم"

"وسایل هامونو به اشتراک میذاشتیم اما سموسه هامونو، هرگز"

آرجون! وقتی ترم تموم شد بریم دور دور؟

!با موتور

اگر ما با موتور بریم مانی چطوری میخواد بیاد؟

با ماشین بریم

"دوستی تنها دارایی ماست" "دوستی تنها دارایی ماست"

"دوستی تنها دارایی ماست"

"حتی اگر هزاران رابطه بیان و برن" " باز هم دوستی ما پا برجاست"

!به سلامتی - !به سلامتی -

این دیگه چه گوهی بود؟ - !اوو -

!ما دیگه اینجا نمیایم

"یه فرشته گفت، هیچ محدودیت سنی برای دوستی وجود نداره"

...اوه، پسره به دختره ابراز عشق کرد

بعد دختره زد هرچی دم دستش بود رو داغون کرد

این دیگه چه منطقیه؟

عشق از منطق تو خارجه کله نودلی

جادوئه

"باهم سیگار میکشیم، با هم چشم چرونی میکنیم، با هم سوار موتور میشیم"

"حرفهای مسخره تو بالکن" "روزگارمون اینطوری گذشت"

!پیروزی! پیروزی

هیچ جایی برای شعار در زندگی آشوک وجود نداره

"هیچ ریاکاری بین ما وجود نداره"

!اوه، از دست این پاشنه ها

هی، اینجا چیکار میکنی؟

اینجا تنها وایساده بودی، گفتم بیام اینجا

اینطور نیست

فکر میکنی با دیدن صورتت میتونم فراموش کنم؟

!پسر چطوره؟

خوبه؟

میخوای بپوشیش؟ میتونم فردا بدم بهت

مامان، چرا هرروز دوسا درست میکنی؟

وقتی ازدواج کنی دلت برای دوسا های مامانت تنگ میشه

خب من بهت یادآوری میکنم

اول اون گوشواره های مسخره رو از گوشت درار

بعد در مورد دوسا های مامانت نظر بده

خاله، میتونم یه دوسا تخم مرغ دیگه بخورم؟

"دوستی تنها دارایی ماست"

میای با هم ازدواج کنیم؟

!آرجون

!آرجون

چرا لبخند میزنی؟

یه خواب خوب دیدم

!آنو

بهش فکر میکنم

دلیلی ندارم که بهت نه بگم

منظورت چیه؟ نمیفهمم

منظورم اینه که، دلم میخواد باهات ازدواج کنم

!هی

اینارو فقط چون مستی نمیگی، درسته؟

من بیش تر خاطره هامو اینجوری ساختم رفیق

!آقا

میشه برید اونورتر ؟

!سلام رفیق

آنو هنوز نیومده؟

حال سواتی چطوره؟

ها؟

!خوبه

پسرت؟

!اونم خوبه

چه اسمی براش انتخاب کردی؟

!هی احمق

!شرمنده آقا

چه ربطی به الان داره؟

!هی پسر

شما هردوتون توی موقعیت طلاق بی فکرید

ازدواج با اون کلا اشتباه بود برای همین اینجام

!احمق

!پسر

!خواهش میکنم رفیق

...اگر شما با هم کنار بیاید

!پسر

!این کار نمیکنه پسر

همین

از اینجا برو

!هی

بیا تو خانم

میشه یکم برید اونور تر؟

!برو اونور، برو اونور

بشین خانم

!رفیق

ها؟

چرا داری میری؟

اون دوست منم هست رفیق

!سلام

لطفا بشینید

اولین پرونده کدومه؟

!هی دادا

لباس آبی دارم با تو حرف میزنم

چیه؟

انگار رفیقت خیلی اصرار داره زنت رو برگردونه؟

ها؟

!تو

تو کی هستی؟

چی میخوای؟

آرجون ماریموتو

بیا در مورد چیزی که میخوام بعدا حرف بزنیم

چرا فکر میکنید امروز میتونید توی این دادگاه طلاق بگیرید؟

ها؟

خب اونم اینجاست

!هی

چطور اسم منو میدونی؟

...فقط اسمت نیست

من هرچیزی که قراره برات اتفاق بیفته رو میدونم، تو این دادگاه و ۱۵ دقیقه دیگه

میتونم بهت بگم؟

میخوای گوش بدی؟

:دو دقیقه دیگه یه پسر میگه "...پرونده ۲۳۳۱۴ آرجون ماریموتو و آنو پالراج"

...شما هردوتون روبه رو قاضی می ایستید

...و قاضی میخواد رضایت نامه بگیره

...و تو رضایت میدی

...و اون همون سوال رو از زنت میپرسه

وقتی اون میخواد به سوالات ...جواب بده، کم میاره

...و از ترس و اضطراب غش میکنه

...و افسر زنگ میزنه به ۱۰۸ که آمبولانس بیاد

...و وکیل یه لیوان آب میپاشه توی صورت زنت

...و دو دقیقه دیگه آمبولانس میرسه

با وجود اینکه اون یکم مردده ...دوستت اونو میبره تو آمبولانس و

جلسه دادگاه به ساعت چهار ...بعد از ظهر موکول میشه

...وقتی تو ساعت چهار میرسی

از طلاق منصرف میشی

!ها

عقلتو از دست دادی

چطور ممکنه آمبولانس توی این ترافیک شهری دو دقیقه ای برسه؟

چیزایی که این احمق میگه همیشه به حقیقت تبدیل میشه داداش

تو این ترس رو خواهی داشت که طلاق بگیری یا نه

من نمیترسم

اگر ترسیدی چی؟

به این آدرس برو

رئیسم راحت طلاقتو ثبت میکنه

پرونده ۲۳۳۱۴ آرجون ماریموتو و آنو پالراج

باید رضایت هردوتاتون رو برای طلاق داشته باشیم

من رضایت دارم

میتونیم رضایت شما رو داشته باشم؟

!اوه خدا

ببین چه اتفاقی افتاده؟

!آنو

!آنو

الو ۱۰۸؟

!خانم

!پاشو خانم

جواب باباتو چی بدم؟

یکی چک کنه ببینه آمبولانس رسیده یانه

!برید کنار - یکم جا به ما بدید -

میری اونور؟

جلسه دادگاه به چهار بعد از ظهر موکول میشه

ها؟

حالت خوبه؟

...خب

ساعت چهار برای طلاق میای دیگه، نه؟

!هی

...مزخرفه

با چه آدمی رفیق شدیم! آره؟

تو این ترس رو خواهی داشت ...که طلاق بگیری یا نه

...اگر ترسیدی

همینجاست

اسم همچین جای داغونی دادگاه عشقه؟

داغون؟

ساختمون به این بزرگی رو نمیبینی؟

ساختمون؟

سر صبحی از این شوخیا؟

امروز چیزی زده یا چی؟

!تو

...من سرحالم

تو هم مثل اینکه سرحال میای

پس پول اِخ کن بیاد

خیلی حواستو جمع کن داداش

!سر صبحی عقلشو از دست داده

!دادگاه عشقه یا دادگاه ارواح

!هی آرجون

!خوش اومدی

به نظر میرسه ترسیدی

بهت که گفتم، تو میای

تو؟

تو کی هستی؟

چطور از همه اون اتفاقات خبر داری؟

این دادگاه عشق چیه؟

چرا نقشه کشیدی منو گیر بندازی؟

نخند، دارم با تو جدی صحبت میکنم

جواب بده

!رئیس

!رئیس

!اه

!آخخ

!آههه

!اومدم بابا

!اهههههه

!آه

!هی

!سلام آرجون

!آهههههه

چطوری؟

ها؟

دادگاه تا کجا پیش رفت؟

ها؟

!قربان

شما کی هستید قربان؟

کاری کردید زندگی من تبدیل به دراما بشه

ها؟

شما دقیقا کی هستید آقا؟

چرا پاتونو به زندگی من باز کردید؟

!چند لحظه

هی، اون تلفن رو میدی؟

!تلفن اونجاست، خودت برو و برش دار. برو

یه صندلی از اونجا بیار بشین

برای چی؟

تو بشین، بهت میگم

!بشین عزیزم

!آروم باش

آروم؟

من گیج شدم، شما دوتا تو همچین جایی دقیقا چیکار میکنید

چطور توقع دارید من آروم باشم؟

!خیلی خب

همه ی سوالات رو جواب میدم

...اما یه چیز مهم اینه که

به من اعتماد کن، اگر بخوای میتونم کاری کنم راحت طلاق بگیری

کی؟ تو؟

!هم، هم

!شوخی نکن جناب

!هی هی

مشتری داره میره، نمیخوای جلوشو بگیری؟

ها؟

مگه چی شده آرجون؟

اینقدر کم صبر نباش

اصلا این بی صبریاته که باعث شده اینجا باشی

صبور باش

!آنو

چرا میخوای ازش طلاق بگیری؟

...دلیلشو بگو

...من فوری طلاقو ثبت میکنم

درگیر زمان نباش جناب

اینجا هیچ کس به زمان توجه نمیکنه

اگر اینطور بشه، رئیسم قبل از ساعت ۳ پرونده رو حلش میکنه

...آرجون ماریموتو

...آنو

...پالراج

!پالراج

ازدواج عشقی؟

عشق بعد از ازدواج؟

چی؟

نه ازدواج عشقی ..‌.نه عشق بعد از ازدواج

پس دقیقا بگو چی بینتون بود؟

ازدواج عشقی بدون عشق

رئیس، اون داره گیجمون میکنه رئیس

بهترین دوست دوران کودکیم بود ازم خواست باهاش ازدواج کنم

بهش گفتم آره چون دلیلی برای نه گفتن نداشتم

اما هیچ عشقی وجود نداشت قربان

اوه...پس این ازدواج عشقی بدون عشق بود

!آره آره

پس تو هیچ عشقی نداری، درسته؟

آیا این دلیل خوبی برای نه گفتن نبود؟

نمیتونستی راحت ردش کنی؟

این مشکل جوونای ماست

...میگن بله، اما فکرشم نمیکردن

به خاطر یه بله ساده کل عمرشون پشیمون میشن

یعنی هیچ احساسی نداری؟

هر روز قبل از اینکه بخوابیم با تلفن با همدیگه حرف میزنیم

بعد از ازدواج فکر میکردم، این رابطه دوستانه قراره تو تخت هم ادامه داشته باشه

درسته؟

اینجا کجاست؟

برای همین راضی شدم بله رو بگم قربان

اما بعد از ازدواج تنها چیزی که میدونم

...اینه که اشتباه بزرگی کردم

چرا؟

مردم از خداشونه دوستشون زنشون بشه

دوستت زنت شده

چرا ناراضی هستی؟

احمقه دیگه

چیه آرجون؟

!عقل کل

تو میتونی به زنت به چشم یه دوست نگاه کنی

...اما به دوست به چشم یه همسر

اصلا ممکن نیست

ازم بپرس

کلی از این داستان هارو برات تعریف میکنم

خب، هردوتون تصمیم گرفتید باهم ازدواج کنید‌. درسته؟

چطور تو خونه باهم کنار اومدید؟

از وقتی که ازدواج کردید بگو مگو هاتون شروع شد؟

دقیقا روز بعد از اینکه اومدیم خونه

دوتا پدرهامون و اون دختر

!مامان

!آرجون، بیا بیا بیا

خوابتو بهم زدیم؟

اول برو صورتتو بشور بعد بیا

در مورد ازدواج تو و آنو حرف میزنیم

گفتی میخوای با آنو ازدواج کنی؟

به چی داری فکر میکنی؟ !حرف بزن

!بله بابا

مگه نگفتی اون فقط یه دوسته؟

!اون هنوزم دوستمه بابا

!آقا

چطور ممکنه؟

چیو چطور ممکنه؟

چطور ممکنه آقا؟

دارم میپرسم، دارید در مورد چی حرف میزنید؟

یعنی چطور راضی شدید دخترتونو بدید به این؟

!شرمنده رفیق

!آقا

من آرجون رو از بچگیش میشناسم

مطمئنم اون از دخترم به خوبی مراقبت میکنه

پس چه نگرانی وجود داره؟

...آقا شما

نکنه نگرانید که ما مسیحی هستیم؟

اوه نه، ما به همچین چیزایی اهمیت نمیدیم

پس چی آقا؟

آقا، اون دوسال پیش عقلشو از دست داد

خوب نشد متاسفانه

حتی زمان رو نمیتونه به خاطر بسپاره

!آقا

پس این چیزیه که اذیتتون میکنه؟

به جای اینکه بره تو شرکت غریبه ها کار کنه

میتونه بیاد پیش دخترم تو شرکت من کار کنه

اونا دو نفری میتونن مراقب شرکت باشن، درسته؟

نظرت چیه آرجون؟

...خب

چرا از اون سوال میپرسید آقا؟

دخترتونو بهش دادید و یه کار هم براش دست و پا کردید

شما قلب بخشنده ای دارید

خب کی جشن عروسی بگیریم؟

هرچه زودتر باشه بهتره

!تو - !همم -

پدرزنت واقعا یه مرد طلاییه

کی؟

پدر زن من؟ - آره -

!داستانو تا آخر گوش کن

گیج شده بودیم، که جشن عروسیو ...تو کلیسا برگزار کنیم یا تو معبد

.‌‌..ولی به جاش تو اداره ثبت برگزار کردیم

... تو هتل ۵ ستاره یه جشن مختصری گرفتیم

پدرزنم برای کادوی عروسی بهمون یه واحد آپارتمان تو طبقه چهاردهم داد

زندگی...واقعا شیرین بود قربان

باشه باشه، مشکلشو بگو

قربان؟

!مشکلشو بگو دیگه

میگم قربان

چی شده؟

!هیچی هیچی

!یه دقیقه

چرا میخندی؟

....خب

!تو دوست دوران کودکیم بودی

یدفعه، لحظه رمانتیک ساختن با تو توی اتاق مشترک

...فکر نمیکنم الان آمادگیشو داشته باشم

برای همین خندیدم

تو چی؟

اجبار رو دوست ندارم

باید بذاریم تو زمان مناسب اتفاق بیفته

مطمئنی؟

مطمئنم

میتونیم تا ماه عسل هم عقب بندازیمش

!تراژدی لعنتی

!داداش

!خب...اممم

ما زمان زیادی رو با هم دوست بودیم

یهویی به چشم همسر نگاه کردن ...

آههه...

...یه خورده رقت انگیزه

میفهمید منظورمو؟ - بله، میفهمم میفهمم -

...خب

اون دختر با این دوست شد که این اولین اشتباهش بود

!خب، ادامه بده

بدون عشق، سه هفته اول به خوبی گذشت

!وای

!هی

پس جای من کو؟

اینجا، این گوشه

"حالا فصل جدیدی از کتابمون شروع شد"

"کمدمون کوچیکه" "این یه مشکل بزرگه"

"تازه این مشکلی نیست" "...حتی اگر بدونم"

تو کی هستی؟

!اوه، هی آرجون...اوه خدای من

"همه جا بمب پرت میکنیم"

"حتی بعد از اون، هم زندگی باز هم برامون هیجان انگیزه"

حالا فهمیدم دوسا های مامانم چقدر با ارزشه

به اینم میگن دوسا؟

!آرجون

"هرروز با هم دعوا میکنیم"

!هی

!کله نودلی

!داشتم از ترس سکته میکردم

"حتی بعد از اون، هم زندگی باز هم برامون هیجان انگیزه"

"افسونی بخون و چشم بد رو دور کن"

بابابزرگ، این خونه ما نیست

!شرمنده داداش بابابزرگم آلزایمر داره

!آرجون، خواهش میکنم آرجون - !برو به درک -

!اوه موهام

!نه

به خاطر همین فرار کردم - فرار کردی؟ -

!یه دقیقه بابا

!آرجون

!بابا ازت خواسته دوشنبه بیای دفتر

مشکلی باهاش نداری، آره؟

!منتظر بمون و بازی کالی رو تماشا کن

هی! جواب منو بده

باشه - گفت باشه، بابا -

گیر نده آنو، باید از مانی ببرم

!مشکلی نیست

!اوه

!سلام

این کیه؟

!این کله نودلیه، دوستم

!هی

!اوه...همسرم

!آره

حالا از مانی بردی؟

!آره

"این یه مشکل بزرگه"

شما هم مثل بابابزرگم آلزایمر گرفتید؟

!اونو بریز رو صورتت

!برو به جهنم

!قهوه هم اومد

!من تورو میکشم

چه غلطی داری میکنی؟

"حتی بعد از اون، هم زندگی باز هم برامون هیجان انگیزه"

"افسونی بخون و چشم بد رو دور کن"

اینجوری میخواستید زندگی زن و شوهری رو شروع کنید؟

حالا آخرش تونستی مانی رو شکست بدی؟

آره

این دوتا معنی میده یا فقط یکی؟

فقط یه معنی میده قربان

خیلی خب، بعد از ۳ هفته چه اتفاقی افتاد؟

تو شرکت پدر زنم مشغول شدم

حالا کارش چی بود؟

چه اصراری داری تو دفتر کراوات بزنی؟

!هی کله نودلی

این اولین روزیه که میرم سرکار

یه جوری ببند انگار سواگ ویبا داره میره دیدن بابات

!هی

دفتر کجاست؟

اینجا دفتره

اینجا؟ - آره، بیا -

!هی

این آشغالا چیه اینجا؟

دفتر داخله؟

!آرجون

اینا چیزایین که شرکت ما تولید میکنه

مگه نگفتی سرامیک؟

خب سنگ توالت هم جزو سرامیک هاست دیگه

تو مدرسه راجع بهش نخوندی؟

!نه

!بیا

صبح بخیر، خانم - صبح بخیر -

!هی آنو

چطور میتونی ولم کنی و بری؟

بهم نشون بده کارم چیه

!شرمنده! یه لحظه

!ها، تسلین - !بله خانم -

ببرش پیش بابا

چشم خانم

بابا در مورد کارت بهت توضیح میده، باشه؟

!موفق باشی

!باشه - خداحافظ -

!ببخشید قربان

ما باید مطمئن باشیم طراحیش یه جوری باشه که زانو ها موقع نشستن روش خواب نره

هی آرجون، بیا

بیا اینجا

!خدایا

!بشین

ها؟

بشین دیگه؟

منظورتون اینجاست؟

آره، اونجا...حالا بشین

کیفتو دربیار

دربیار

هممم، بشین

راحت بشین

بشین دیگه

اندازش خوبه، آره؟ - !آره -

ها، راحته؟

آره؟

عمو؟

چاهش چی؟

خسته نشدی، آره؟

اینجا چی؟- !عمو -

چیکار میکنی عمو؟

اینجا تنها جاییه که آدما میتونن راحت فکر کنن

پس ما باید از راحتی و کیفیتش مطمئن شیم، درسته؟

پس از این به بعد شغل تو این خواهد بود اسم این شغل رو چی میذارن؟

کنترل کننده کیفیت سنگ های توالت، قربان

آره همون

عمو، آخه من چطور همچین کاری کنم؟

هی! من ۲۰ ساله دارم اینکارو انجام میدم

حالا عموت سالخورده شده

چون زانوهام درد میکنه نمیتونم بشینم

به خاطر همین ازت خواستم بیای اینجا

!ها؟ موفق باشی

!پسر

ما باید بهترین کیفیت رو به مشتریامون ارائه کنیم

و ما قبل از تحویل به مشتریا باید از کیفیتش اطمینان حاصل کنیم، فهمیدی؟

مواظب خودت باش - چشم قربان -

!هی

شما دوتا دارید به بدبختی من میخندید؟

نه داداش، نگاهی که به اتفاقات زندگیت داری خنده داره

"زنگ هشدار تو گوشم پیچیده" "مثل مست ها از خواب بیدار میشم"

"هر وقت یه توالت جدید به لیست کنترل کیفیت اضافه میشه مغزم هنگ میکنه"

"زندگی خسته کننده شده"

"با عجله صبحونه خوردن و ...بعد تکاپو پشت موتور قدیمی"

"...رفتن به مسیر اشتباه و عصبانی شدن"

"زندگی خسته کننده شده"

"!این دیگه چه زندگیه !این دیگه چه زندگیه"

"!این دیگه چه زندگیه تحملش خیلی سخته"

"!این دیگه چه زندگیه"

!هی کله نودلی - !هممم -

شغلم خیلی خسته کننده ست

فکر نمیکنم این شغل به درد من بخوره

تو روزای اول کار، هرکاری خسته کننده ست آرجون

باید از فرصتت استفاده کنی

باشه، باشه، بسه دیگه! بسه

از فرصتت استفاده کردی آرجون؟

بله استفاده کردم

خیلی استفاده کردم

تصور کن چه اتفاقی برات میفته وقتی همچین شغلی رو ۶ ماه تحمل میکنی

"صحبت کردن با تلفن روی سنگ توالت" "زخم زبون های رئیس"

"هروقت تیکه بارت میکنه" "لبخند های مسخره تحویلت میده"

"سلامتی دیگه رفته، وضعیت بدن خرابه"

"سلامتی کجاست؟ مثل دستگاه خراب شدم"

"زندگی نه به شیش" "یه همسر اعصاب خورد کن"

"هردوتاش یکین" "دارن مغزمو از بین میبرن"

"!این دیگه چه زندگیه"

"!این دیگه چه زندگیه" "!این دیگه چه زندگیه"

"تحملش خیلی سخته"

"!این دیگه چه زندگیه" "!این دیگه چه زندگیه"

"پس دوچرخه تو داغون کن" "خودتو خلاص کن"

خیلی خسته کننده ست

تو هم همین فکرو میکنی؟ گرفتاری که گیر کردم توش

اگر این معلم مورد علاقه مم بود از کلاس خسته کننده ش جیم میشدم

...نه ساعت در روز

همش کاری که باید انجام بدی ...اینه که بشینی و پاشی

اونم با لباس رسمی

فکرشو بکنید من چه احساسی داشتم؟

من اصلا راضی نبودم

اما توانایی رد کردن رو نداشتم

بپرس چرا؟ !به خاطر تعهد

باشه، بشین تا مشکلتو حل کنیم

نه، من وایمیسم

...همه چی مرتبه

آخر به زنت "نه" گفتی؟

برای چی؟

مگه تو اون کار کسل کننده رو شیش ماه تحمل نکردی؟

مگه ازش متنفر نیستی؟

پس چرا توانایی نه گفتن و تموم کردن ماجرا رو نداری؟

قبلا نمیتونستم کاری کنم قربان

...اگر بهش نه میگفتم

ناراحت میشد، درسته قربان؟

آره، حق با توئه

پس تو چیکار کردی؟

تصمیم گرفتم تحملش کنم اما ظاهرا اون نمیخواست تحملم کنه

!خوب نیست

!ببخشید قربان

یه دختره اومده به کمک احتیاج داره بفرستمش داخل؟

!هممم - چشم قربان -

!هی - !هممم -

!بشین روش - !هممم -

فردا تعدادیشونو میفرستیم پونه - !هان -

کیفیتشون رو چک کن - چشم عمو -

این یه مشکلی داره، سریعا برش گردون آرجون؟ -

!میرا

تو اونو از قبل میشناسی؟

میشناسمش عمو

...پس برو بهش کمک کن، ببین چی میخواد

...من جلسه دارم

اینجا چیکار میکنی؟

هیچی ازم نپرس

فقط بهم بگو چی میخوای، کمکت کنم

!آرجون، من دستیار کارگردان گوتام منون شدم

واقعا؟

!هممم

داریم دنبال یه لوکیشن معمولی ...میگردیم واسه فیلم بعدی

...شیش روزه فیلمبرداری شروع شده

...خوشحال میشم بهم اجازه بدی

چرا شیش روز میتونی شصت روز کرایه کنی

این شرکت منه

شرکت تو؟ - !آره -

...نه، منظورم اینه که

...شرکت پدر زنمه

...اما نگران نباش، من مراقب همه چیز هستم

!هی

تو ازدواج کردی؟

!هممم، هممم

تصمیم داری تو این چند روز چقدر شوک وارد کنی؟

مهم نیست، به خاطر کمکت ممنونم

من ممنونم

راستش اینجا خیلی کسل کننده ست

خیلی باحال میشه اینجا فیلمبرداری کنید

همش همین؟

خیلی خب، اوه...شماره تو بده

من همه چیز رو بررسی میکنم و غروب بهت زنگ میزنم

!حتما - هممم؟ -

- ۹۸۴۱۰... - ۹۸۴۱۰...

- ۲۲... - ۲۲...

- ۴۸۵... - ۴...۸۵...

!آره - !خیلی خب -

این میرا کیه؟

دوست دوران مدرسه، قربان

هممم؟

کراش بچگی قربان

!خجالت میکشی

عکس میرا چطور از اینجا سر درآورده؟

!پرونده تحصیلی !تو ادامه بده

!میرا

...اون توی دفتر من

!مثل گوتام منون شروع نکن، فقط برو

...بسته ها و محموله ها تو طبقه بالا هستن

انبار کالا هم اون پایینه

خوبه - اینم خوابگاه دفتره -

از هرچی که خواستی میتونی فیلمبرداری کنی

اما میرا، من توقع نداشتم دوباره بتونم ببینمت

آخرین باری که همدیگه رو دیدیم، ازت ...خواستم منو تو فیسبوکت اد کنی

...و تو هیچوقت منو اد نکردی - متاسفم -

الان اد میکنم

هممم؟ - !خوبه -

من باید برم - خداحافظ -

!خداحافظ

!آرجون

هی! اون کی بود؟

آشنا به نظر میرسید

میرا، ارشد دوران مدرسمون؟

آه...ما اونو توی بار دیدیم

فراموش کردیا

آه...همونی بود که بهش میگفتی آکا؟

داشتم باهاش حرف میزدم، بهم گفت که بهم زنگ میزنه

خب، اون اینجا چیکار میکنه؟

خب، اومده بود اینجا تا یه لوکیشن !مناسب برای فیلمبرداری پیدا کنه

فیلمبرداری؟ - !آره -

خب تو چی گفتی؟

!گفتم باشه

چی؟

...گفتم آره تو گفتی آره؟ -

اصلا فکرشو کردی اونا اینجا فیلمبرداری کنن ما چطوری کار کنیم؟

تو اصلا عقل تو کله ت داری؟

!هی آنو! داد نزن

اول بهم بگو، کی بهت گفت بهش بله بگی؟

عمو ازم خواست که کمکش کنم

بابای من؟

چی شده آنو؟

بابا، تو اجازه دادی گروه فیلمبرداری اینجا فیلمبرداری کنن؟

!نه عزیزم

!خب

شما ازم خواستید که کمکش کنم، عمو

!بله آرجون

اما فکرشو کردی وقتی گروه فیلمبرداری بیان اینجا اوضاع کاسبی ما چقدر آسیب میبینه؟

ها؟

!بله عمو

بهش زنگ میزنم میگم امکانش وجود نداره

!الو

!آره بگو

!بشین - !قربان -

چطور میتونم روی صندلی شما بشینم؟

یه صندلی که برای همیشه !مال یه نفر نیست آرجون

!بشین

!بشین

...احساس میکنم - میزم خیلی کثیفه، چرا تمیزش نکردی؟ -

این میز شماست قربان خودتون باید مرتبش کنید

!همش کارتون رو به دیگران میسپارید

باشه...باشه !بیا...بیا

مگه نمیخواستی یه چیزایی ازش بپرسی؟ - ...ازش بپرسید، من احساس میکنم -

پسر، جلوی اون سر من داد نزن اون مشتری ماست

من احساس میکنم زنت به خاطر فیلمبرداری از دستت عصبانی نبود

به خاطر این عصبانی بود چون پای میرا به زندگیت باز شده بود

من مطمئنم به خاطر این بوده

داداش، به نظر میرسه منتظر کسی هستی

!هممم

!بله داداش

!سلام میرا

!سلام

!یه دقیقه - !باشه -

!سه تا کافیه

ممنون آبجی بزن به حساب

!باشه

چی شده؟ میخوای چیزی بگی؟

چی شده؟

!میرا - !هممم -

...من فقط

من وانمود کردم اونجا شرکت ...منه و بهت بله گفتم

...اما اوه

...عمو و زنم

...باهاش موافق نیستن

...پس

!اشکالی نداره

خب پشت تلفن بهم میگفتی

!نه

میخواستم شخصا بیام و ازت معذرتخواهی کنم

!خب...

!متاسفم میرا

!اشکالی نداره

...تو این چند روز دوباره میگردم

...حتما یه لوکیشن مناسب پیدا میکنم

آبجی میرا، فیلم شروع شده نمیخوای بیای؟

من میام تو برو

باشه باشه، زودتر بیا - باشه میام -

آرجون؟

میخوای برای فیلم بهمون ملحق شی؟

کجا؟

اینجا سالن غذاخوریه

اینجا حمومه

!اینجا خیلی خوبه میرا

واقعا؟ - آره -

آرزو دارم یه بار تنهایی اینجا فیلم ببینم

"تو یادمون میدی"

اما اینجا همیشه شلوغه

'آخه اتاق خوابه چرا این چیزا رو میگی'

'تو قبلا بهم نگفتی'

!میرا

چه احساسی داری از اینکه تو صنعت فیلمسازی کار میکنی؟

از وقتی بچه بودم به داستان !سرایی علاقه داشتم آرجون

...برگشت به مدرسه و دانشکده

...و کارگردانی توی دراماها

بالاخره باید هممون کاری کنیم که ...مورد تحسین واقع شیم

برای همین تصمیم گرفتم که کارگردان بشم

بعد فکر کردم که فیلمبردار بشم

و الان این کار رو پیدا کردم

منم همیشه دلم میخواست توی مدرسه و دانشکده مورد توجه قرار بگیرم

!هممم

یه آرزوی کوچیک هم داشتم و دلم میخواست بازیگر بشم

واقعا؟ - !هممم -

پس چرا تاحالا تست بازیگری ندادی؟

...آرزو داشتم

...اما هیچ وقت براش تلاش نکردم

چرا؟

!نمیدونم میرا

خانواده با سطح مالی متوسط

اگر برم و به بابام بگم که ...میخوام تو فیلم ها بازی کنم

حتی تصور عکس العملش ...هم منو میترسونه

!هی سلام

!سلام

کجا بودی آرجون؟ چرا دیر کردی؟

!رفتم میرا رو ببینم

برای چی؟

برای چی؟

شرکت شما درخواست فیلمبرداری رو رد کرد، درسته؟

رفتم تا ازش معذرتخواهی کنم

میتونستی بهش زنگ بزنی و توضیح بدی، درسته؟

!هی

عذاب وجدان داشتم برای همین رفتم تا شخصا ببینمش و اینکارم کردم

نکنه به خاطر اینم باید از تو و بابات اجازه بگیرم؟

!سر من داد نزن آرجون

مگه من ازت نخواستم تو دفتر سر من داد نزنی؟

تو به حرفم گوش دادی؟

گوش دادی؟

بهت شک داری؟

در واقع تو خودت میدونستی بهت شک داشته، شاید هم اینطور نبوده

توی زندگی زناشویی اینجور شک ها طبیعیه

ها؟

هیچی، ادامه بده

...بعد از اون اتفاق، قربان

اون یه هفته تمام با من حرف نزد

'تو از کجا فهمیدی دستشویی تمیز میکنم؟'

'یعنی تو واقعا دستشویی تمیز میکنی؟'

!هی

چرا کانالو عوض کردی؟

'یعنی میگی حرف مفت میزنم؟'

این آهنگو دوست ندارم

مگه تو آهنگ های ای آر رحمان رو دوست نداری؟

از سبک آهنگای ای آر رحمان خوشم نمیاد

راضی شدی؟

'این مسئله جداست'

'قبلا یه شرکت داشتم که همینکارو میکرد'

'پس حرف مفت نزن و کارتو بکن'

'دستتو بکش دیوث'

'آخه اینجا جای شتر شستنه؟' 'چقدر بو میده'

'برگرد -' 'چرا سعی میکنی اذیتم کنی؟ -'

'بگو این چیه؟'

!هی

!!!هی - !هی! هی هی -

!هی مانی

!رفیق

!مادر شدم پسر

ها؟

شرمنده، اون مادر شده

!هایو - اوه خدای من! مبارک باشه -

!مبارک باشه پسر

!ممنون

هی نودل - خوبی مانی؟ -

هی بهشون شیرینی تعارف کن

بریم

این نگاه های عجیب غریب چی بود رفیق؟

چرا اینقدر زود رفیق؟

زود؟

!پسر

اینم یه مرحله از زندگیه

احساس میکنم به یه چیز فوق العاده رسیدم

نه، اون پوستمو میکنه. نمیدونم چطور مردم همچین چیزی رو میکشن

یه چیزی رفیق

شما برنامه ای برای ساختن بچه ندارید؟

اینو باش

هیچی بین ما اتفاق نیفتاده

چی؟ هیچی اتفاقی نیفتاده؟

!پسر

حالا چرا داد میزنی؟

یعنی واقعا هیچ اتفاقی بینتون نیفتاده؟

!پسر

شما مشکل دارید درسته؟ چرا نمیرید پیش دکتر؟

!لعنتی

خب؟

نمیتونم کله نودلی رو به چشم یه همسر ببینم

اون همش بهم شک داره

به تو شک داره؟

چرا؟

!ها

!پسر

اون احساس ناامنی میکنه

فهمیدم چرا بهت شک داره پسر

...اگر هیچ اتفاقی بینتون نیفتاده

خب مشکلی نیست

تو باید پیشقدم شی پسر

به چی داره نگاه میکنه؟

فهمیدی پسر؟ تو باید پیشقدم شی

!هی

پسر

میگم تو باید پیشقدم شی

فهمیدی؟

این دیگه چه خریه؟

قربان، من از اینهمه راستگویی خسته شدم

اون موبایل فقط توی زمان اشتباه زنگ خورد

اوه پس میرا توی زمان اشتباهی بهت زنگ زده؟

یعنی اگر زنت اونجا نبود مشکلی نداشت؟

معلومه

!دادا

...وقتی حس رمانتیک میاد

تو باید با حرکات کیوت و حتی ...رفتار های باحال انجامش بدی

!بگیرش

اما توضیح دادن بی فایده ست

!تو که هیچی حالیت نیست

!سلام

مقصدت کجاست داداش؟

اوه...رویاپورام

...رویاپورام

رویاپورام کدوم طرفه، داداش؟

!هی

...تو راننده تاکسی تو چنای هستی

چطور نمیدونی رویاپورام کجاست؟

...عصبانی نشو داداش

من همش یه هفته ست اومدم این شهر

باشه، تو برو من بهت میگم

ممنون داداش

دو کیلومتر رو مستقیم برو و بعد بپیچ سمت چپ

...شرمنده داداش به خاطر

عقده های کاریمو سر تو خالی کردم

!شرمنده

اشکال نداره داداش

...خب

...امیدوارم عصبی نشی

...برات یه پیشنهاد دارم

وقتی میری سرکار با روی خوش برو

ما کارمون رو با نهایت عشق انجام میدیم داداش

اینجوری زندگی هم روی خوششو نشون میده

من کارمو دوست ندارم داداش

چرا؟

مشکل دارم

پس کارت رو مثل داداشت انجام بده

چرا لبخند میزنی داداش؟

...هیچی

یکی از دوستام تو صنعت ...فیلمسازی کار میکنه

بهش گفتم دلم میخواد بازی کنم

دیگه از کارم خسته شده بودم

حالا یکهو بهم خبر داده که باید بیام و تست بازیگری بدم

پس برو و تلاشتو بکن داداش

!داداش

مشکلات من بیش تر از اون چیزیه که تو فکرشو میکنی

مگه چیه؟

به مشکلاتت فکر نکن داداش

تو واقعا دلت میخواد بازی کنی، درسته؟

!هممم

!پس برو و تست بده داداش

آخرش خوشحال میشی که برای علایقت تلاش کردی

! داداش

راننده تاکسی بودن شغل مورد علاقته؟

!نه داداش

این یه شغل پاره وقته

رویام با این زمین تا آسمون فرق میکنه

رویاها و احساسات ما مثل ...ابر تو آسمون شناورن

که یکهو از زبون یه غریبه در میاد

میتونستی به حرف راننده گوش بدی و تست بدی، چرا اینکارو نکردی؟

ببند نیشتو

رفتی تست دادی، درسته؟

ها؟

!بگو داداش

سلام! قبل از اینکه بری موبایلتو بده و بعد برو

!میرا

فکر کردم نمیای

با خودم فکر کردم بیام و تست بدم ...پس

باشه! اینجا منتظر بمون

!میرا

هیچ صحنه ای یادم نمیاد که انجامش بدم

میشه یه فیلمنامه بهم بدی؟

...خودم حلش میکنم

...خب...فیلمنامه

!اینجاست

برای این فیلمنامه آماده شو

باشه؟

!میرا

این فیلمنامه که برای کاراکتر زنه

اوه...تو فقط واسه این آماده شو من خودم یه جوری درستش میکنم

پس بیا با همدیگر انجامش بدیم

!پسر

این داستان منه

وقتی اومدی تو موبایلتو خاموش کن

!میرا- آقا؟-

چند نفر دیگه مونده؟ - دوازده تای دیگه-

بهشون بگو بیان تو

!خوبه

!بشین

اسمت چیه؟

!آرجون

ها؟

آرجون، قربان

هممم، خوبه

برای تست آماده ای؟

فیلمنامه چیه؟

ص...ص، صحنه بهم زدن قربان

!باشه

!باشه

ببینیم

اولین بارته؟

!آروم باش

باشه؟

...اصلا فراموش کن

هفت هشت نفر جلوت ایستادن...

فقط روی کاراکترت تمرکز کن و کلمات رو به زبون بیار

باشه؟

!آروم باش

چشماتو ببند و یه نفس عمیق بکش

باشه؟

آماده باش

...و

!ضبط

!سلام

بگو پریتی

آچو، سر مسابقه چه اتفاقی افتاد؟

من باختم

باشه فراموشش کن همیشه مسابقه بعدی وجود داره

آسیب که ندیدی، درسته؟

آسیب دیدم، که چی؟

حالا چرا داد میزنی؟

من فقط حالتو پرسیدم

...این

این مشکل من به عشق ربط داره و تو هرگز نمیتونی این درد رو تسکین بدی

!پریتی

قبل از اینکه وارد زندگیم بشی بوکسینگ همه چیزم بود

تمرکزم کلا روی مشت زنیم بود

اما الان؟

همه توجه و تمرکزم درگیرت شده

قبلا شکست و پیروزی رو با هم داشتم پریتی

...اما

دیگه از شکست نمیترسم

الان دیگه من خود ترسم

میترسم اتفاقی بیفته و نتونم باهات زندگی کنم

میترسم قبل از اینکه وارد رینگ بشم شکست بخورم

نمیذارم رویاهام نابود بشن پریتی

...تو

من این عشقو نمیخوام

!آرویند

احمق نباش

اصلا اگر بخوای میام و میبینمت

نمیخوام

اگر شخصا ببینمت ممکنه درگیرت شم

!باشه

اما چطور میخوای منو فراموش کنی؟

!آرویند

طبیعی بودی آرجون

خوب تست دادی

خبرت میکنیم

ما کار میکنیم

آره؟

...اما

...واقعا

!خسته نباشی

...بعد از اینهمه مدت

توی زندگیم مورد تحسین واقع شدم قربان

و دلیلش هم اونه

اون نگاه متفاوتی به من داشت

که نمیدونستم عشقه یا چیز دیگه

اما فکر میکنم اون دختر مناسبی برای منه

!هی هی هی هی هی- !عزیزم-

تو با دختری که باهاش ازدواج کردی زندگی نکردی

میخواستی با دختری زندگی کنی که دوستش داشتی

هیچ اشتباهی وجود نداره

!قربان

اینطور نیست قربان

کاری که کردم خیلی اشتباه بود

میخواستمش

راستشو میگم

نمیخوام چیزی رو مخفی کنم

!ممنونم میرا

برای چی؟

...اگر به زندگی من بر نمیگشتی

برای همیشه توی شغلی گیر میفتادم که اصلا دوستش نداشتم

...فقط الان

احساس میکنم کاری رو انجام ...میدم که دوستش دارم

حالا دلم میخواد اینکارو انجام بدم

بازیگر شدن تنها آرزوی منه

تو بازیگر خوبی هستی آرجون

از این به بعد تمام تلاشتو بکن تا خوب بازی کنی

هی، تو برای تست به من فیلمنامه دادی درسته؟

!اون فیلمنامه عالی بود

میتونی ازش استفاده کنی حتما هیت میشه

ممکن نیست

چرا؟

خیلی تلاش کردم تا بالاخره اونو تبدیل به فیلم کنم

فیلمبرداری توی روز دهم متوقف شد

هی، دروغ نگو

دروغ نمیگم کاملا جدی م

تهیه کننده ازم خواست که پسرشو به عنوان قهرمان فیلم قبول کنم

وقتی دیدمش فهمیدم که اون با فیلمنامه من هماهنگ نیست

اما از یه طرفی هم نمیخواستم به شانسی که در خونه مو زده بود پشت کنم

روز اول که فیلمبرداری شروع شد اون خوب بازی نکرد

من جلوی همه سرش داد زدم

خیلی بهش بر خورده بود چطور میتونستم بهش توهین کنم

اونم فیلمبرداری رو متوقف کرد

...خب

تو میتونستی با یه تهیه کننده دیگه شروع کنی، درسته؟

!زندگی بهت یه شانس دیگه میده آرجون

اما نه تو سینما

متاسفم

!هی

!میرا

!میرا

!امیدتو از دست نده میرا

تو حتما شانس میاری

نه فقط تو سینما آرجون

حتی تو زندگی هم به چیزایی که آرزوش رو داشتم نرسیدم

خوبه، مواظب خودت باش

!آنو

!هی

...اونطوری نیست که فکرشو میکنی

چرا بهم سیلی زدی؟

برای قهوه نیومدی

!موبایلت هم خاموش بود

...نمیدونستم کجا رفتی و چه بلایی سرت اومده

...کل شهر رو گشتم و آخر سر که رسیدم اونجا

تو مست بودی و داشتی با یه دختر ...غریبه خوش میگذروندی

حالا توقع داری به جای سیلی زدن حلوا حلوات کنم؟

!هی

!چرت و پرت نگو

اوه، من چرت و پرت میگم؟

!باشه

هیچ چیزی بین شما دوتا نیست، خوبه؟

همین الان بهش زنگ بزن و بگو آبجی

همین الان زنگ بزن

محض رضای خدا سعی کن بفهمی

قضیه اونطوری نیست که فکرشو میکنی

به خاطر اون بود که امروز شانس آوردم و تست بازیگری دادم

چی؟

صبرکن صبر کن چی؟

شانس آوردی بازی کنی؟

!اوه خدا

اوه، پس باید زنگ بزنی و به خاطر ول چرخیدن باهاش ازش معذرتخواهی کنی

!هی

کورکورانه منو نصیحت نکن

من دلم میخواست بازی کنم پس رفتم تست دادم

همین

...اگر دلت میخواست

چرا اینهمه مدت دنبالش نرفتی؟

چرا گذاشتی موقعی اینکارو کردی که اون اومد؟

چرا؟

به خاطر اون نبود

وقتی برای شرکت شما کار میکنم ...و برمیگردم به اون جهنم

متوجه شدم...میتونم کاری رو انجام بدم که دلم میخواد

گذشته از اون، من دیگه نمیرم کیفیت و راحتی توالت هارو آزمایش کنم

اون توالت های مسخره و بابات

فهمیدی؟

حق نداری در مورد بابام اینجوری حرف بزنی

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

!هی

تحمل نمیکنی؟

فکر کردی شرکتتون اپله؟

شما فقط سنگ توالت میسازید، میفهمید؟

لایق همینید نه چیزی بیشتر از این

آدم کودن و بنجلی مثل تو لایق هیچی نیست چه برسه به کار و همسر

مگه من ازت خواستم؟

هیششش

من ازت خواستم باهام ازدواج کنی؟

من اومدم به بابات التماس کردم بهم کار بده؟

من فقط هرچی شما گفتید رو تائید کردم

من شایستگی ندارم

من اصلا نمیخواستم ازدواج کنم

!درسته

!درسته

چون از ازدواجت راضی نبودی تصمیم گرفتی با اون دختره بریزی رو هم

تو نمیتونی هرکاری که دلت خواست انجام بدی

اینجام تا یه سوال رو ازت بپرسم

...که چی اذیتت میکنه

چرا بعد اینهمه توضیح بازم در مورد اون حرف میزنی؟

!آره

اگر با تو ازدواج نکرده بودم میتونستم با اون برم

فهمیدی؟

برای همین بود تو توی اون روز جهنمی قبول کردی؟

ها؟

اگر تو راحت میگفتی "نه" منم میتونستم با پسری که بابام برام انتخاب کرده ازدواج کنم

ها؟

هنوزم دیر نشده

میتونی ازم طلاق بگیری و با خیال راحت با پسری ازدواج کنی که بابات برات انتخاب کرده

طلاق؟

طلاق؟

پس تمام مدت داشتی به همچین چیزی فکر میکردی، آره؟

!آره

‌...بدون عشق یا تفاهم

...ازدواج کردن بی معنیه

میتونیم طلاق بگیریم و با خیال راحت زندگیمون رو بکنیم

...پس تو

پس تو از همون اول هم منو دوست نداشتی؟

!نه

...پس خلاصه اش کنیم

بدون اینکه بدونی دختره ...رو دوست داری یا نه

بزرگترین اشتباهتو که ازدواج ...با اون بود رو مرتکب شدی

و تو دلیل همه ی مشکلاتتو به خوبی درک کردی

اینطور نیست؟ - !چرا -

حالا چرا منو کشوندید اینجا قربان؟

من با کسی ازدواج کردم که ...یه روزی بهتریم دوستم بوده

‌‌‌...و این جزو سرنوشتم بوده که این مرد سرراهم قرار بگیره

و دلیلش رو به خوردم بده

این فقط مردی نیست که !سرراهت قرار گرفته

این مرد میخواد به راه راست هدایتت کنه

این مرد؟ - !آره -

!لعنتی

چه کاری از دست این بر میاد؟

!احمق کودن

‌‌‌مگه نگفتی این جزو سرنوشتت بوده که این مرد سرراهت قرار بگیره؟

خب اون منم دیگه

تو...منظورت اینه که

خدایی؟

خدا؟

اگر تو بفهمی که همه ی این مشکلات گذراست و تو به خواستت میرسی، من دیگه حرفی ندارم

قربان؟

تو چی؟

!یه خدای دیگه ام

!یه خدای دیگه ای

بله

!تو

وقتی اومدم اینجا فکر کردم یه چیزی تو مایه های سوامی دست طلایی هستید (سوامی: یکی از پیشوایان هندو امروزی)

فکر کردم برای زندگی بهتر میخواید خاکستری چیزی بهم بفروشید

اما شما معبد واسه خودتون راه انداختید ادعای خدایی میکنید

از همون اول میخواستید گیرم بندازید

خدایان؟ - !بله -

!اوه خدای من

بامزست اینطور نیست؟

!دادگاه عشق

برای دادگاه دیرم شده ...پس من باید برم، اما

بابت سرگرمی ممنون

خدایان؟

!هی آرجون

وقت ندارم

!آرجون، صبرکن پسر

تو! برو به درک

اگر یه چشمه معجزه نشونت بدم حرفمو باور میکنی، درسته؟

!آیوشمان باوا (به سانسکریت: زندگی طولانی)

"!اوه خدای من"

"!اوه خدای من"

"!اوه خدای من"

"من همون خداییم که دنیا کف دست من میگرده"

"!اوه خدای من"

نترس فرزندم

من اینجام تا بهت کمک کنم

مطابق با خواست تو عمل میکنم

اشاتباهاتمو جبران میکنم

"من بر هرکسی روی زمین نظارت دارم"

"!اوه خدای من"

"من همون خداییم که دنیا کف دست من میگرده"

"!اوه خدای من"

...برای ساختن زندگی مطابق با آرزوت

من به تو یه شانس دوباره میدم

این بلیط

نگرفتی، آره؟

این یه بلیط برای شانس زندگی دوباره ست

هنوز نفهمیدی، درسته؟

میدونیم نفهمیدی

بگیرش

!رئیس

عوارضشو بگو رئیس

عوارض شماره ۱

این بلیط باید همیشه همراهت باشه

عوارض شماره ۲

تو به هیچ کس نباید در مورد زندگی دوباره حرفی بزنی

عوارض شماره ۳

...اگر بگی

...میمیری

"من تو موبایلتم، من تو توییترم"

"هرجایی میتونی منو ببینی"

"یه دقیقه کافیه تا دنیا عوض شه"

"جرات عوض کردن خواسته ها" "من ممکنش میکنم"

"نیازی نیست زیادی به مخت فشار بیاری" "من خدای توام"

!آرجون

!هممم

!آرجون

!هممم

آرجون، چرا داد میزنی؟

چه خواب بدی بود

!آرجون

!ها-ها

در مورد چیزی که ازت خواستم حرفی نزدی

در مورد چی؟

!در مورد ازدواجمون

!نمیتونم باهات ازدواج کنم آنو

!اوه

یه دلیل برای نه گفتنت بگو

یه دلیل؟

...چون ما قبلا

!بگی میمیری

چیکار میکنی؟

!اوه

تو برای ازدواج عشق میخوای آنو

ما رفیقیم

...بیا تا آخر همینطور بمونیم

...هم برای تو خوبه

...هم برای من

و هم برای دیگران

ها؟

اینارو فقط چون مستی نمیگی، درسته؟

من بیش تر خاطره هامو اینجوری ساختم رفیق

!خداحافظ

!داداش، برو داداش

!برو، برو، برو داداش

!هورااااا

!ووهوو

تو، چه مرگته؟

!ووهو، ووهو

هی تو! اگر از این صداها دربیاری میندازمت بیرون

!ووهو، ووهو، وووهوووو

مرتیکه! چه مرگته؟

!داداش

!نمیدونی چقدر حالم خوبه داداش

پول نمیخوام، فقط گورتو گم کن

!مرتیکه روانی

!خونه من

!ساعتم

!تلوزیونم

!مبل

!خونه من

!من برگشتم

!اوه خدای من

!مامان

!بابا

!اتاقم

!تختخواب دونفره

!مرد متاهل

!تخت خواب تکی

!مرد سینگل

هی، منو تو فیسبوکت اد میکنی؟ خداحافظ

!مرد سینگل

!من

برای ساعت یازده بیدار شدن !ساعت کوک میکنه

!آرجون

!هی آرجون

!پاشو

!مامان

چی شده؟

!مامان

چی شده؟

!مامان

چی شده؟

!احمق

دوش بگیر بعد بیا صبحونه بخور

!مامان، مامان، مامان، مامان - !هی، هی، هی -

چی شده؟

چه مرگش شده؟

!هی آرجون

غروب برو بیرون بابات میخواد ببینتت

!هی

من دارم باتو حرف میزنم و تو داری به دست خالیت نگاه میکنی؟

یعنی نمیتونی اینو ببینی

!نه

پس تو چیزی که تو واقعیت وجود داره رو میتونی ببینی، درسته؟

!هی

از سر ظهری که بیدارت کردم صدات تغییر کرده

!هی

دیشب مست کردی؟

ها؟ نه، نه، هیچی نخوردم

بیا، یکم دوسا بخور

!اوه خدای من

مدتها بود که دلم برای دوساهای فوق العادت تنگ شده بود

!باید دوساهای اونو بخورید - !اگر حقیقتو بگی اونوقت... -

هی، هی

چیکار میکنی؟

!تو نمیفهمی مامان

مطمئنم یه چیزی دیشب زده

داداش، به نظر میرسه خیلی وقته منتظر کسی هستی

!نه

!اینطور نیست

!باشه

!خودشه مانی

!بگو پسر

دقیقا چی شده؟

تو به آنو بله گفتی؟

!نه رفیق

چرا؟

!چون میرا رو دوست دارم

چی؟

منظورت آبجی میراست؟

!هی

!میرا

بعد از اینهمه سال دیشب توی بار دیدیش

چطور اینقدر سریع عاشقش شدی؟

...رفیق، من حال ندارم به تو دوساعت بفهمونم

!تو نمیفهمی رفیق

من نمیفهمم؟

"هی، هی هی اون داره من رو میکشه"

پسر، این چرت و پرتا چیه؟ اون ازت بزرگتره

گوش کن، همچین اشتباهی نکن

!هی

مهم نیست از من بزرگتر باشه حداقل اخلاقش خوبه، رفیق

!هی هی هی

چرا همچین فکری میکنی؟ - خب باید برم. خداحافظ خداحافظ -

"هی، هی هی اون داره من رو میکشه"

"چشماش هزار ولتیه، انگار دارم مثل جلیبی سرخ میشم"

!میرا

!آرجون

اینجا چیکار میکنی؟

!خونه دوستم، نزدیک اینجاست

اما من هیچوقت تورو اینجا ندیدم

منم تورو هیچوقت اینجا ندیدم

باشه، بعدا باهم حرف میزنیم !خداحافظ

!خداحافظ

!آرجون

!اوه...آرجون

متاسفم، موتورم روشن نمیشه یه کار مهم دارم، میتونی منو برسونی؟

!ببخشید که تو زحمت میندازمت

چیه؟

!حتما میرا

چه اتفاقی افتاده؟

"یاما یاما یاما...اون داره منو میکشه"

"اون به من حمله کرده" "میخواد منو به چند قسمت تقسیم کنه"

"یاما یاما یاما...اون داره منو میکشه"

"همش تو ذهنم ول میگرده" "باعث شده دیوونه بشم"

چرا اینقدر عجله داری میرا؟

!خب آرجون

یه تهیه کننده پیدا شده که هزینه فیلممو به عهده بگیره

اون گفت امروز میریم که قرار داد رو امضا کنیم و یه قهرمان برای فیلم پیدا کنیم

پس میشه کمکم کنی؟ نباید دیر برسم

هی، اصلا نگران این موضوع نباش ....سریع میرسیم اونجا

!زندگی یه شانس دیگه بهت میده آرجون

اما نه تو سینما

!آرجون، برو آرجون

برو! یه دقیقه

خب، چطوری براش توضیح بدم که به خاطر خودش اینکارا رو میکنم؟

اوه...میرا؟

ها؟

این روزا تهیه کننده ها اصرار دارن تا بچه هاشون شخصیت اصلی داستان باشن

کارگردان ها هم همیشه بله میگن ...و فیلم با چند تا بی استعداد ساخته میشه

و تازه فیلم هم زیاد خوب فروش نمیره

اینا رو از کجا میدونی؟

...نه، خب شنیدم. پس

!خیلی مواظب باش میرا

!ممنون

برای چی؟

!برای گیج کردن من

!هی

میتونم باهات بیام؟

اما حرف نزن

!بیا

!نه ممنون

خودت میتونی مراقب همه چیز باشی - باشه -

خوش اومدی، برو تو

زودتر برو تو عزیزم، زمان خوش یمن داره میگذره

!بیا بیا

!تو

اون قرار داد لعنتی کجاست؟

!اوه اینجاست

!بیا بیا

اینجاست، به خدا ادای احترام کن و قرار داد رو امضا کن

همه چیز مرتبه عزیزم

خب قربان، نگفتید کی قراره قهرمان بشه

خب، کی میتونه باشه...پسرم !بیا اینجا پسر

!اونجاست

!توله شیر منه

!چه سبکی، واو

این کیه؟

امضا کن عزیزم

قبل از اینکه زمان خوش یمن بره امضاش کن

امضا کن عزیزم

...امضا کن، امضا کن

!امضا کن، امضا کن

چی شده؟

خب، همون اتفاقی افتاده بود که تو میگفتی

راستش یکم گیج شدم

خب...ولش کن چه اتفاقی اون تو افتاد؟

قرار داد رو امضا کردی؟

همون چیزی بود که فکر میکردی؟

فکر میکنی اون پسر گند میزنه به داستانت؟

اون؟

پس کی؟

خیلی سخته بتونم دوباره شانس بیارم

فکر میکنم باید قبول کنم

!اوه خدا، میرا

بذار به چیزی رو بهت بگم که خودم قبلا تجربه اش کردم

...زندگی بهت یه شانس دوباره میده

اما نه تو سینما؟

!بی فکر نباش میرا

ها؟

!خواهش میکنم

!خوب بهش فکر کن

!الو

برگه قرار داد همونجاست

داره دیر میشه

یه دقیقه

چرا اینقدر لفتش میدی؟

خب، فکر کنم اشتباه کردم

خیلی مایل به ساخت فیلم با شما نیستم

!متاسفم

!بریم

!هی

همونجا وایسید

!چه تصمیم غم انگیزی گرفتی

بین اینهمه تهیه کننده ما فقط به زن ها شانس میدیم

و حالا داری ردش میکنی؟

به زن ها شانس میدید؟

ممنون از پیشنهادتون اما امضا نمیکنم

!هی

خواهیم دید، تو هرگز موفق نمیشی فیلمتو درست کنی

!هی

برو دختره رو بگیر

نمیشه به یه دختر آسیب زد، برید داخل

وقتی انگشت وسط بهش نشون دادی خیلی قیافش دیدنی بود

!اوه خدای من

!خیلی دل و جرات پیدا کردی میرا

من که شگفت زده شدم

آها، این دور و بر ول میچرخیدی ببینم تو کار و زندگی نداری؟

مگه نمیدونی

من همین دیروز تونستم درسای دانشکده رو قبول شم

اما...دلم میخواد بازیگر بشم

همیشه دلم میخواست تست بدم میشه راهنماییم کنی، البته اگر مایل باشی

!اوه

تو توی مدرسه هم خوب نمایش اجرا میکردی

تو بازیگر خوبی هستی آرجون

از این به بعد تمام تلاشتو بکن تا خوب بازی کنی

همون حرفا

ها؟ نمیفهمم

!تو درک نمیکنی میرا

به هرحال ممنونم

آرجون، بیا داخل بعد از بارون میتونی بری

!نه، مشکلی نیست میرا

!این حرفا چیه، بیا

...اوه عزیز دوست داشتنی من " "یه چیز خاص در زیباییت وجود داره

"با اون قدرت هیپنوتیزمی که مثل تیک تاک داره، دیوونه ام کرده"

از ارابه طلا ساخته شده، که با سرعت تو پیاده رو در حال حرکته"

"که باعث میشه دنبالش راه بیفتم "

"میخوام الماس کوه نور رو بدزدم و باهاش یه جفت پابند درست کنم"

"و توی ماه علسمون بهش هدیه بدم"

"برای باهم زندگی کردن" "باید اول از بانک وام بگیرم"

"و یه خونه خوب توی کشمیر بخرم"

"هی، هی هی اون داره من رو میکشه"

"چشماش هزار ولتیه، انگار دارم مثل جلیبی سرخ میشم"

"هی، هی هی اون داره من رو میکشه"

"چشماش هزار ولتیه، انگار دارم مثل جلیبی سرخ میشم"

!دلم میخواد بارون برای همیشه بباره

چرا؟

...‌اوه

...خب

...اگر تا ابد تو چنای بارون بباره

دیگه مشکل کم آبی نداریم، درسته؟

!میرا - !هممم -

شماره ت چیه؟ - یادداشت کن -

- ۹۸۴۱۰ - ۹۸۴۱۰...

- ۲۲... - ۲۲...

- ۴۸۵!

تو از کجا میدونی؟

اوه، این درسته؟

کاملا تصادفی بود

!بارون بند اومده میرا

باید برم

ممنون بابت قهوه

!آرجون

...اگر امروز ندیده بودمت

یکی بزرگترین اشتباهات ...زندگیم رو مرتکب میشدم

...اوه

امااتفاقی که امروز افتاد به نظر تصادفی نمیاد

!قسم میخورم همش تصادفیه

شاید همشون ایده ان

بله، اینم میتونیم بگیم

!ممنونم آرجون

!هی

!این شروتیه

!بهترین دوستم

!این آرجونه

هم مدرسه ایم

"...اوه اون دختر داره منو ذوب میکنه"

"شبیه یه جلیبی داغ داغ"

!هی

بشین

جدیدا ول میچرخی

مثل یه موجود بی مصرف نشین تو خونه برو دنبال کار بگرد

!بابا

من میخوام بازیگر شم بابا

چی؟

میخوای درس بخونی؟

تو که ۶ سال پیش مهندسی خوندی

دیگه چه درس دیگه ای میخوای بخونی؟

...درس نه بابا

‌‌‌...بازیگری

چی گفتی؟

میخوای بازیگر شی؟

دیوونه شدی؟

میگه میخواد بازیگر شه، لعنتی

نه بابا

از بچگی آرزو داشتم بازیگر شم

چرا نمیذاری تلاشمو بکنم؟

هی، من صبح دیدمت رفتارت خیلی عجیب غریب بود

چرا میخوای تو سینما کار کنی؟

...کار پیدا کن، کار کن و سر و سامون بگیر

نمیتونم مامان

بعد از مدتی یه فرصت پیدا کردم که زندگیم رو تغییر بدم بعد تو اینجوری حرف میزنی

!بهت گفتم دهنتو باز نکن

!زندگیم خسته کننده شده مامان

چی؟

خسته کننده؟

پس چرا خرج رو دستمون گذاشتی رفتی مهندسی خوندی؟

برای چی؟

خواهش میکنم بابا

بذار یه بار تلاشمو بکنم

چی میگی؟

چرا اینجوری رفتار میکنی؟

!بگو رفیق

!آرجون

به خواستگاری متیو بله گفتم

هفته دیگه جشن نامزدیمونه

زنگ زدم که فقط همینو بگم

نه چیزی بیشتر

!آنو

اون رفت

!هی

چرا خودتو انداختی وسط گفتگومون؟

چرا به تماساش جواب نمیدادی؟

چی؟

خوشت میاد دوستات رو دست میندازی؟

!لعنتی

چی گفتی؟

پسر

تو نمیفهمی رفیق

من نمیفهمم

تو کسی بود که امروز صبح گند زدی به همه چیز

چت شده بود؟

یهو عاشق میرا شدی؟

آنو رو ناراحت کردی؟

چه مرگت شده؟

اون فقط ازت خواست که باهاش ازدواج کنی

اگر دوستش داری بگو بله اگر نه برو به درک

!رفیق

آنو دوستمونه

فراموشش نکن، باشه؟

احمق

!عزیزم، فقط یه بار دیگه عزیزم

چرا همش اصرار میکنی؟

!عزیزم

!فقط یه بار

باشه، حالا برو

باشه

فکر کردم نمیای

!بیا

هی! آروم باش

!هی - !سلام -

چطوری؟ - خوبم -

!الان بگو

چرا درخواستشو رد کردی؟

تو متوجه نیستی رفیق

عزیزم، این منو ناراحت میکنه

هی،آنو اینجاست

چرا منو نادیده گرفت؟

خودت بهتر میدونی، درسته؟

حالا نوبت اونه

بریم سیگار بکشیم؟

بریم

"درچشمانت خیره میشم" "بدون اینکه به صورتت نگاه کنم"

"در روحم، از دستت دادم"

چیه؟

ها...چیه؟

!متیو نه

متیو

"آرزو دارم این شب زود تر بگذره"

"حتی شاعران هم در وصف" "این احساس اشتباه میکنن"

"دلم دشمنم شده"

داری نگاه میکنی؟

...فکر کن اون یه گاو توی معبد طلاییه

اما اون واقعا خوب به نظر میرسه، درسته؟

این قیافه چیه به خودت گرفتی؟

اما به نظر میرسه دوتاتون هم ناراحتید

خیلی رقت انگیزه

چرا نمیری باهاش حرف بزنی؟

حتما برو

میفهمی؟

اگر چیزی ازت بپرسم، بازم میگی تو نمیفهمی

آره اصلا من نمیفهمم

هی آرجون، بیا

آنو اینجاست ماا...عمو جان؟

آنو با متیو رفته بیرون اما برمیگرده، تو بیا تو

اشکال نداره عمو وقتی آنو برگشت میام

هی، بیا تو

بیا

بشین

ویسکی؟

نه، من خوبم عمو

این اسکاچه پسر

عموجان میخوام رانندگی کنم

!باشه

!خدایا

!به سلامتی

آنو بهم گفت

که همش ول میچرخی

هممم، بله عمو

چرا تو شرکت من کار نمیکنی؟

!هی

اگر دوست نداری اشکالی نداره

این عکس العملا چیه؟

بشین پسرم بشین

چرا راضی نیستی؟

...اوه

دلم میخواد بازیگر شم عمو

خب...میخوام تست بازیگری بدم

خیلی خوبه

اگر تو این سن نتونستی نتیجه خوب بگیری میخوای چیکار کنی؟

فکر میکنم دانشگاه هنر خوب بازیگری آموزش بده

!ولی تو تلاشتو بکن

آسون نیست عمو

بابام اجازه نمیده به آرزوم برسم

همیشه با من مشکل داره

...خب

بیخیال عمو

با من بیا

!بیا

کالیکولام

اونجا جاییه که من به دنیا اومدم

یه روستای کوچیک تو تیرونلویلی زیلا

تا بزرگ شدنم، حتی یه دونه توالت اونجا ندیدم

همیشه بیرون از خونه میرفتیم برای دستشویی

یه روز، مادرم برای همون کاری ...که تو میدونی رفت مزرعه

مار نیشش زد و مرد

کی مقصر بود؟

مقصر خودمون بودیم که تو خونمون توالت نداشتیم

اگر ما تو خونمون توالت داشتیم مامانم اینجوری میمرد؟

همون موقع تصمیم گرفتم

که باید وضعیت تغییر کنه و این منم که باید عوضش کنم

با خودم گفتم باید توی روستامون رایگان توالت بسازم

...همه بهم خندیدن و بهم گفتن دیوونه

اما من نا امید نشدم

با یه کیف که تنها داراییم بود، رفتم چنای

صبح تا شب جون کندم

و به همین دلیله که الان شرکت تولید سنگ توالت دارم

...الان من ویلا دارم، ماشین

...کلی پول تو بانک

اما خوشبختی این چیزا نیست پسرم

من اون پول رو با زحمت ...خودم بدست آوردم

...وهمونطور که میبینی توی روستامون

...۴۲۰ تا توالت رایگان ساختم

کسایی که یه روزی بهم میخندیدن ...و مسخره م میکردن

‌...الان تحسینم میکنن

وقتی ما تلاش کنیم و لیاقت خودمون رو ثابت کنیم

اونموقع ست که دیگران به ...ما ایمان پیدا میکنند

ما باید چیکار کنیم؟

فقط سختکوشی

...اما یه چیز

من تو نگهداری از همسرم کاملا شکست خوردم

اون از دنیا رفت

..‌.تصور اینکه روزی دخترم ازدواج میکنه

...منو میترسوند

اینکه کسی هست که به خوبی مراقبش باشه یا نه

خوشبخت میشه؟

من آرجون رو از بچگیش میشناسم

مطمئنم اون از دخترم به خوبی مراقبت میکنه

پس چه نگرانی وجود داره؟

فکر کردی شرکتتون اپله؟

شما فقط سنگ توالت میسازید، میفهمید؟

!مواظب خودت باش عمو

من دیگه میرم

عمو، اینو به آنو بدید

!متاسفم عمو

برای چی؟

!متاسفم

اون با بابام صحبت کرد، میگفت احساس بدی داره چون شما باهاش صحبت نمیکنید عمو

خب من چیکار کنم؟

میترسم زندگیشو تو سینما تباه کنه

مگه بچه کوچولوئه که نشونش بدم چی خوبه چی بده؟

دیگه مرد شده

میفهمم عمو

اما نگرانی شما بیمورده

اما منظورم این نیست که شما فقط حمایتش کنید

اون واقعا با استعداده

یه نگاه به این بندازید

'اهمیت نمیدم تاریخ در مورد اعتبار من چه فکری میکنه'

'من به شعار اهمیت نمیدم '

این ویدئو وقتی تو کالج داشت نمایش بازی میکرد گرفته شده

‌‌‌...خودتون میتوید آدمای زیادی

رو ببینید که براش دست و سوت میزنن

زندگی فقط یه بار فرصت میده

پس چرا نمیذارید بره دنبال استعدادش؟

مطمئنم یه روز باعث افتخارتون میشه

خواهش میکنم عمو

باهاش صحبت کنید

خواهش میکنم

مواظب خودت باش دخترم - ممنونم عمو -

امیدوارم خوشبخت باشید

مواظب خودت باش

!ممنون زن عمو

ما هم آرزو داریم اون یه روزی ازدواج کنه

وقتی همش به فکر فیلم بازی کردنه فکر میکنی کی باهاش ازدواج میکنه؟

تو بهم بگو

تو با همچین پسری ازدواج میکنی؟

!معلومه که ازدواج میکنم زن عمو

اما اگر زیاد تو نقش فرو میرفت قسم میخوردم که ازش طلاق میگرفتم

!هرچی

!هی

!هی

!متاسفم

!منم متاسفم

!کله نودلی

!تبریک میگم

یه کارت دعوت هم برای مانی فرستادم تو هم میخوای بیای جشن؟

بریم

!خداحافظ مامان

!هی

یه روز بالاخره کار خودتو کردی

!ممنون بابا

"از بین اینهمه زن کدومو به همسری انتخاب کنم؟"

هی آهنگش خوب بود، چرا قطعش کردی؟

مگه از اینجور آهنگا بدت نمیومد؟

همش آهنگای ای آر رحمانه

روشن کن بابا

!نه

از آخرین باری که با هم حرف میزنیم مدتها میگذره

!باشه

هی، یادم رفت یه چیزی رو ازت بپرسم

!شنیدم عاشق میرا شدی

مانی اینو بهت گفته؟

‌...از وقتی بچه بودیم میدونستم

...تو روش کراش داری

همچین چیزی نیست

...فقط الان

...یه چیزایی راجع بهش میدونم

!اوه

ازش خواستی باهات بره بیرون؟

!هی

من حتی مطمئن نیستم اون دوستم داره

چطور ازش بخوام باهام بره بیرون؟

باشه، همین الان بهش زنگ بزن

برای چی؟

...بهش زنگ بزن و بگو

...ما این هفته یه پارتی مجردی داریم

...و ازش بخواه اونم بیاد

!هی

چرا باید بیاد پارتی مجردی؟

!دقیقا

اصلا نیازی نیست اون بیاد یه مهمونی عجیب غریب

...اما اگر تو ازش بخوای اون حتما میاد

...چون از تو خوشش میاد

!هی

!کله نودلی

!هان

چیه؟

بهش زنگ بزن

!هان

خطش اشغاله

باشه پس ولش کن

اما بذار اون زنگ بزنه، باشه؟

این چرت و پرتا چیه میگی؟ میزنمتا

اوهو، فکر کردی اگر تو منو بزنی خانوادم ساکت میشینن و نگات میکنن؟

فقط جرات کنی دست بهم بزنی طلاقمو میگیرم و میرم

داری سعی میکنی با این دسته جارو تهدیدم کنی؟

میخوای چه غلطی کنی، از من طلاق بگیری؟ من خودم طلاقت میدم، حالا برو بیرون

هی! چرا میری؟

مگه در خونه باباته که اینجوری میکوبی به هم

!هی مانی

!هی

شما دوباره برگشتید؟

!عالیه

!هی سواتی - چته؟ -

دوستام اومدن، بیا بیرون

خوش اومدید

چرا داشتید در مورد طلاق حرف میزدید؟

مشکل چیه مانی

شما مثل بچه ها با هم دعوا میکردید صداتون تا بیرون میومد

و شما اینجوری با هم دعوا میکنید؟

خواهشا این توصیه هارو نگه دارید واسه خودتون

کیه که تو خونه دعوا نکنه؟

شما حتی نمیدونید ما داریم !سر چی دعوا میکنیم

!خب...

من بهش گفتم، برای زندگی بهتر یه بچه بیاریم

اون گفت نه

چرا سواتی؟

اگر بچه دار شیم زمانم هدرمیره باید تمام وقتم رو از اون نگهداری کنم

!خب...

با همه این حرفا، به بحث ها ذره ای از عشقمون کم نمیکنه

من عاشقشم پسر

هیچ وقت ترکش نمیکنم

عزیزم؟

یادته تو دانشکده چه مسخره بازی هایی درمیاورد؟

حالا ببینش

خانواده تشکیل داده

چرا نمیتونیم بفهمیم بعد ازدواج با هم به مشکل برمیخوریم یا نه؟

!اوه، اوه

!میرا، میرا

!هی

جوابشو بده، جوابشو بده - !نه نه نه -

!الو

!میرا

!بله، آرجون

چی ازش بخوام؟ - بهش بگو دیگه -

چی شده؟

...این هفته

!یه دورهمی مجردی راه انداختیم

!باشه

میای؟

حتما، میام

!آره

"انگار قلبم بال درآورده"

"اگر جوانی پس قهرمان باش و شجاعت به خرج بده "

"من درگیرت شدم...هی" "چطور تونستی نفسمو بدزدی؟"

"چطور منو جادو کردی که زبان مادریم رو فراموش کردم؟"

"من درگیر عشق شدم"

"که نمیتونم دردی رو تحمل کنم"

"شاید یه احساس جدید در وجودم جریان پیدا کرده"

"آیا سرنوشته؟ اوه عشق چقدر گیج کننده ست"

"...عشق چقدر گیج کننده ست"

"...عشق چقدر گیج کننده ست"

"انگار قلبم داره لیز میخوره"

من برم ماشین رو بیارم، زود برمیگردم - !باشه -

هی مانی؟ تو که میگفتی سر و وضعم خوب نیست

!هی

تو حتما باید بیای عروسیمون

دهم مارس؟ - !آره -

!تولدم

اوه، چه تصادفی

...خب پس

برای خرید عروسی میری؟

نه، هنوز نرفتم

گوش کن، باید بیای. باشه؟

حتما میام

!هی، میرا

تاکسی اومد

از دیدنت خوشحال شدم - !موفق باشی، خداحافظ -

۲۵ روز دیگه به عروسی مونده، زودتر برو خرید

!چشم

باشه، مواظب خودت باش

هی، من مواظب خودم هستم تو اینجا بمون

مطمئنی؟

بله بله، مواظب هستم خداحافظ

!باشه

!خداحافظ - !خداحافظ -

"...نصفم ستاره ست، نصفم دیوانه"

"...زندگی من عادی نیست"

من مطمئنم از تو خوشش میاد

هممم؟ - !هممم -

یه برنامه سورپرایز خوب برای تولدش بچین

چیکار باید بکنم؟

یعنی یه ایده کم دردسر میخوای؟

پس تو برای خرید عروسی باهام میای بیرون

منم به تو ایده میدم

معامله؟

ویدئوی تولد

ها؟

ویدئوی تولد؟

ویدئوی تولد؟

!اومم

ممکنه از ویدئو دوران کودکیش خوشش بیاد

همه رو دور هم جمع میکنی

...ویدئوی تولد رو نشونش میدی

چطور ازش خواستگاری کنم؟

آخر ویدئو، برای تولدش یه آرزو کن و ازش خواستگاری کن

!هی

اینو امتحان کن، این به نظر خوب میاد

فکر خوبیه

...اما

اما؟

!هی

من چیزای کمی درموردش میدونم

چطور دنبال آدمای مورد علاقه اش بگردم؟

تو دوستاشو میشناسی؟

!هممم

میدونستی پاشنه بلند اصلا بهت نمیاد؟

چرا هی اصرار میکنی بخری؟

حتی ممکنه روز عروسیت لیز بخوری یا حتی بیفتی

پس مواظب باش

بیشتر دوستای صمیمیش تو کرالا ان

پس به همشون زنگ بزن و بگو وقتشون رو خالی کن و از کرالا شروع کن

چطور میتونم بدون برنامه ریزی برم اونجا؟

...این بهتر نیست؟

بهشون بگم صدا ضبط کنن و برام بفرستن؟

بدون برنامه ریزی؟

!هان

!هی

...مهم تر از اون کادویی که میخوای بهش بدی

تلاشته که تحت تاثیر قرارش میده

!اوه

به هرحال، تو این همه چیز رو از کجا میدونی؟

منم دخترم بابا

!آرجون

!هممم

"!اوه خدای من"

چطوره؟

!خیلی قشنگه

"...عشق چقدر گیج کننده ست"

"!اوه..."

"...عشق چقدر گیج کننده ست"

!پسر

!بگو

تصمیم دارم یه ویدئو درست کنم و تو جشن تولد میرا ازش خواستگاری کنم

انجامش بده

کی جلوتو گرفته؟

میخوام چند روزی برم کرالا

باهام بیا

!ای

راهی نیست

پدرزن و مادر زنم اومدن

خودت تنهایی برو

باشه بابا، قطع کن

میتونم باهات بیام؟

!اذیت نکن آنو

عروسیت این هفته ست

فقط دوروزه، خب؟

خودم حلش میکنم

همونطور که مانی گفت، آرجون زندگی بعد ازدواج تغییر میکنه

دیگه ملاقات کردن دوستا سخت میشه

...بیا این قضیه ازدواج رو فراموش کنیم

...و فقط به روز های دانشکده فکر کنیم

میخوام وقتمو با تو بگذرونم

!خواهش میکنم آرجون

...روز های آخر دانشکده

یادته ازم خواستی باهم بریم موتور سواری؟

!هممم

الان بریم؟

مطمئنی؟

جدا؟

!آره

باشه، پس بریم

"دیروز من تورو به یه چشم دیگه میدیدم"

"امروز تو تبدیل به خاطره شدی"

"در رویاهام یه جای خالی برای تو نگه داشتم"

"که در قبلم مثل موج در گردشه"

"دلم میخواد مثل بادبادک اطرافت در گرش باشم"

"و منتظر بمونم تا با دستات من رو بگیری"

"معنی این کارا چی؟" "باید ازت بپرسم"

"...اگر زمان با هم بیاد"

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟" "آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم با هم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟" "آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"اگر به حرفای شیرینت ادامه بدی" "تمام دردام بهبود پیدا میکنن"

"مانند یه کاغذ که در هوا پرواز میکند"

"...رو به روی نور خورشید"

"...باقیمانده زمان های بعد از گرما"

"به ماه نگاه کن"

"بعد از اینکه امروز دیدمت" "‌...از خودم پرسیدم"

"اینهمه مدت الماس رو در دستانم نگهداری میکردم؟"

"بعد از فهمیدن حقیقت" "قلبم همچنان میگوید"

" فقط من میتونم دستاتو بگیرم" "و باهات حرف بزنم"

!به نظر میرسه قراره بارون بیاد آرجون

میگم چطوره بریم هتل، بعدا میتونیم بریم

!هممم...باشه

اینجا به نظر کوچیک میاد

من خیلی خسته ام

مشکلی نیست

فقط یه شب، باشه؟

حلش میکنیم

فکر کنم اون اتاق آخریه باشه

چیکار میکنی؟

باشه، من روی زمین میخوابم

!هی

!کله نودلی، دوستم

!هی

آرجون خواهش میکنم آرجون لطفا

!برو به درک

چیه؟

هیچی

زودتر بخواب، باید صبح زود بیدار شیم

هزینه این آیتم چقدر میشه؟

نمیدونم

منظورم اینه که، اون دختره هرشب چقدر میگیره؟

منو نزن

اون زنمه

شرمنده داداش شرمنده، من نمیدونستم

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم با هم نفس بکشیم؟"

این منظره رمانتیک نیست؟

!هوم

هممم، داره ضبط میکنه

!عاشقتم آنو

چرا اسم اشتباه رو گفتی پسر؟

ها؟

!متاسفم

باشه، ایندفعه درستش کن

هوم، آنو

الان نه

الان حسش نیست

وقتی تنها بودم میگیرم

!اوههه

!پس میخوای تنها ضبطش کنی

!خداحافظ

!یه لحظه

!هممم

میشه از برادرمم فیلم بگیرید؟

اوممم...اسم برادرت چیه؟

!کریشنا

!کسی به اسم کریشنا...تو لیست وجود نداره

اوم...میرا و برادر من یه مدت باهم قرار میذاشتن

همین چند وقت پیش باهم بهم زدن حتما شروتی فراموش کرده بهتون بگه

اما مطمئنم میرا برادرمو تو ویدئو ببینه خوشحال میشه

...چطور میتونم آخه

برادرت کجاست؟

اوه...اون رفته کلوپ بوکسینگ

فقط دو دقیقه منتظر بمونید من میارمش اینجا

پس بیا با همدیگه انجامش بدیم

پسر! این داستان منه

!پریا

!کریشنا

اون بوکسوره؟

بوکسینگ همه چیزشه

!کریشنا

این یه شغل پاره وقته

رویام با این زمین تا آسمون فرق میکنه

حالا تو چه اصراری داری دوست پسر سابقشو ببینی؟

هی، منو نشناختی

!داداش

چطور اومدی اینجا؟

قسم میخورم اصلا انتظار نداشتم همچین جایی ببینمت

!پریا

اینا کین؟

اونا دوستای میرا هستن که برای ضبط ویدئوی تولد میرا از چنای اومدن

!داداش

من قبلا خیلی از میرا ضربه خوردم

...اگر دوباره من تو ویدئو ببینه

ممکنه درداش یادش بیاد

پس، بیاید همچین کاری نکنیم

خواهش میکنم

'الان من دیگه خود ترسم'

'میترسم اتفاقی بیفته و نتونم باهات زندگی کنم'

'میترسم قبل از اینکه وارد رینگ بشم شکست بخورم'

!داداش

تو ادامه ندادی، درسته؟

تو از کجا میدونی اون ادامه نداده؟

من پسرم

هرکسی تو زندگیش گذشته ای داره آرجون

!به هیچی فکر نکن و از میرا خواستگاری کن

اون حتما قبول میکنه

تو با موهای فرفری خیلی قشنگتری آنو

چرا در مورد یه چیز خارج از بحث حرف میزنی؟

...بهش فکر کردم

...و گفتم

!اینهمه مدت با اسم کله نودلی اذیتم کردی

میشه بگی چت شده؟

فقط فهمیدم بعضی وقتا برای دیدن خوبی های زندگی خیلی دیره

!برای همین

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟" "آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم با هم نفس بکشیم؟" "آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"آیا باز هم میتونیم نفس بکشیم؟"

"اگر به حرفای شیرینت ادامه بدی" "تمام دردام بهبود پیدا میکنن"

!هممم

!بابت سفر ممنون آرجون

این دور روز رو هیچ وقت تو زندگیم فراموش نمیکنم

تو زندگیت موفق باشی

!آنو

هممم؟

'...بدون عشق یا تفاهم'

'ازدواج کردن بی معنیه'

'میتونیم طلاق بگیریم و با خیال راحت زندگیمون رو بکنیم'

'...پس تو'

'از همون اول هم منو دوست نداشتی؟'

!خوشبخت بشید

"اوه این دل، هرگز فراموش نمیکنه" "این دل، این دل"

"حالا که در دل جا گرفتی"

"اوه این دل، هرگز فراموش نمیکنه" "این دل، این دل"

"حالا که در دل جا گرفتی"

ساعت چهار برای طلاق میای دیگه، نه؟

طلاق؟ طلاق؟

تو برو بابا، من اینجام - !باشه -

باهام بیا

!هی، سلام - !سلام -

چی شده رفیق؟

ویدئوی تولد میرا رو درست کردی؟

من که مطئنم بعد از دیدنش بغلت نیکنه و میبوستت

!هی میرا! تولدت مبارک

!تولدت مبارک میرا

خیلی وقته ندیدمت

!تولدت مبارک عزیزم

امیدوارم تو همه روزهای زندگیت خوش باشی

تو خوشحالی، درسته؟

!تولدت مبارک میرا

!یه سورپرایز دیگه هم هست

اونطرف رو نگاه کن

!متاسفم

آرجون؟

!ممنون

...احمق

مانی؟

فکر کردی ویجای پرو اوناکاگایی؟

پس چرا اینکارو کردی؟

چرا اینهمه کار کردی؟

!قسم بخور

احساس بدی نداری که دختری که عاشقشی داره با یکی دیگه میره؟

!من احساس بدی دارم پسر

از همون موقع که آنو و متیو !رو تو جشن نامزدی دیدم

!وقتی متیو آنو رو بوسید

!داشت منو میکشت پسر

!هی

تو عاشق آنو شدی؟

!رفیق

پسر، الان من نباید اینجا باشم

میرم بیرون

!هی آرجون

آرجون؟

!هی پسر

!هی

آنو میدونه تو عاشقشی؟

پس چرا بهش نگفتی؟

!تو نمیفهمی رفیق

...لعنتی

اگر موقعی که ازت درخواست کرد بهش بله گفته بودی، الان به جای اون یارو تو اونجا بودی

!دیگه همه چیز تموم شد

خدا سرنوشت تورو اشتباهی نوشته

!هی

چرا مثل دیوونه ها میخندی؟

!تو نمیفهمی رفیق

!لعنتی

تو هرگز نمیفهمی دارایی های زندگیت چقدر ارزش دارن

وقتی از دستشون بدی میفهمی، درسته؟

!هممم

!پس بیا

بیا، با آنو حرف میزنیم و عروسی رو متوقف میکنیم

!هی

مثل قهرمانای سینمایی نشو رفیق

میری یا خودم تنها برم؟

!هی

تو فکر کردی اگر بری باهاش حرف بزنی همه چیز رو ول میکنه و میاد؟

!آنو شخصیت عملگرایی داره رفیق

اون نمیاد

احمقی دیگه

!هی

!ریکشا

!آنو

!هی رفیق، بریم

بوپاتی، دو تا شات تکیلا لطفا

هی کودن

از عروسیت جیم شدی اومدی مشروب میخوری؟

!سه تا شات دیگه لطفا

چه اتفاقی افتاده آنو؟

!دلم نمیخواد ازدواج کنم، آرجون

تو نمیخوای؟

پس چرا قبول کردی ازدواج کنی؟

تو چرا از میرا خواستگاری نکردی؟

!داره از تو سوال میپرسه

!جواب بده، جناب

احساس کردم دیگه بهش علاقه ندارم

!خب...

داره دروغ میگه آنو ..‌.اون دوستت داره

!ساکت شو

!میدونم آرجون

!هی- هی

!مواظب باش

!عاشقتم آنو

فقط فهمیدم بعضی وقتا برای دیدن خوبی های زندگی خیلی دیره

!خوشبخت بشی

همون موقع فهمیدم دوستم داری

آیا متیو رو به عنوان همسر خود میپذیرید؟

میدونستم اگر بگم نه، کلی آدم بهم خیره میشن

اما تو هم حال خوبی نداشتی

...به خاطر همین

...همه چیز رو ول کردم و اومدم

اینجا تنها وایساده بودی

گفتم بیام اینجا

اینطور نیست

فکر میکنی با دیدن صورتت میتونم فراموشت کنم؟

کاری که تو انجام دادی دیوونگی محض بود

!میدونم

...اما

عشق از منطق من خارجه

!جادوئه اینو تو بهم گفتی

هی! زودباش زودباش زودباش

!الان بگو

!آنو

!تو دختر خوبی هستی آنو

اما من لیاقت تورو ندارم

!متیو مرد خوبیه

!تورو خوشبخت میکنه

!تو راست میگی

!اما اون تو نمیشه

فقط وقتی با توام خوشحال خواهم بود

!نه

!خودتو تو جهنم انداختی

!هی

جهنم یا بهشت، یه جوری میگه انگار توش زندگی کرده

چطور بدون تحقیق همینجوری حرف میزنی؟

!رفیق

!تو نمیفهمی رفیق

!باز شروع کرد

!هی

این چرت و پرتا چیه هی تکرار میکنی؟

اول بهم بگو این چیه

وقتی بفهمم بهت میگم

!بگو آرجون

!نه آنو

!هی الان بهم بگو

!بگی، میمیری

من قبلا باهات ازدواج کردم، بهت خیانت کردم و تصمیم گرفتم طلاقت بدم

فهمیدی؟

ها؟

فهمیدی؟

تو میمیری

!هی

!هی

آرجون، چیکار میکنی؟

!آرجون

!آرجون

!آرجون! کامیون

!شانست از بین رفت

همین

توی اون زندگی مردی

!قربان! قربان قربان

!آرجون

بی توجه بودن به شخصیت تنها مشکل تو بود

اما ما تورو میبخشیم و برت میگردونیم به زندگی قبلیت

اینجا واینستا حرف بزن

برو برو برو، باید به دادگاه برسی

ساعتت خرابه درسته؟

‌‌‌....اگر برم دادگاه

...و...اگر من و آنو طلاق بگیریم

به من یه شانس دیگه بده قربان زندگی منو دوباره ریستارت کن

اینجوری میتونم با قاطعیت بله رو بگم و خوشبختش کنم

خواخش میکنم قربان

مشکلش قهرمانیه که داره از درون گولش میزنه

خودت چی فکر میکنی؟ قهرمانه؟

ها؟

!برو

برو دادگاه و آنو رو ببین

!قربان

خجالت میکشم تو صورتش نگاه کنم

تنها انتظاری که ازت داره عشقه

!پس برو

!به پای زنت بیفت

!وای چقدر دراماتیک

!دلم برای آدما میسوزه

!قربان

میتونم یه بار بغلتون کنم؟

!همممم

"!اوه خدای من"

!مواظب خودت باش

"!اوه خدای من"

"!اوه خدای من"

"من همون خداییم که دنیا کف دست من میگرده"

"!اوه خدای من"

"همه ی ستاره ها و کهکشان ها" "توی جیب من قرار دارن"

خیلی خسته ام

یه مدت بریم تعطیلات؟

!رئیس

کلی پرونده ناتموم داریم

باید کارمون رو تموم کنیم

فقط همینجا میمونیم

!اوه خدای من

!هی رفیق

اینکارو نکن

گوش کن، اینقدر احمق نباش

بیا آقا

خانم میخوان رضایت بدن

بیا، بیا و اینجا بشین

صبح از حال رفتی، الان حالت خوبه؟

همش اضطرابه خانم

نه بیش تر

هردوتون راضی به طلاق هستید؟

!هممم

بله، من راضیم - !خیلی خب -

!خانم

من طلاق نمیخوام خانم

شوخیت گرفته، آره؟

سر صبح گفتی طلاق میخوای، الان میگی نه؟

هیچ میدونی چقدر پرونده طلاق ریخته رو سرمون؟

چی پیش خودت فکر کردی؟

دارم باهات حرف میزنم، نگاه کن

اشتباه از من بود خانم

دادخواست طلاق تصمیم احمقانه من بود

نه اون

!اون خیلی منو دوست داره خانم

هر کاری به خاطرم میکنه

چرا؟

اون حتی همه چیز رو رها کرد تا بیاد پیش من

!دخترا دوستش دارن

!اما هیچ کس اون نمیشه

من ارزش اون رو درک نکردم و از دستش دادم

ازم نپرسید چی شد و چه اتفاقی افتاد

!خودمم امروز فهمیدم

...این کله نودلی که اینجا وایساده

اون دوستم، عشقم، خانوادم همسر و همه چیزمه

!تازه فهمیدم خانم

میدونم از دستم عصبانیه

...اما مطمئنا یه روز

بهش ثابت میکنم چقدر دوستش دارم

و ازش میخوام بهش یه !شانس دوباره بده خانم

فقط یه شانس

!خواهش میکنم خانم

حرفات تموم شد؟

حالا چی؟

بهش یه شانس دیگه میدی؟

اصلا چرا باید از همون اول بهش شانس میدادیم

!فقط دادگاه رو تموم کنید خانم

هیچ عکس العملی نشون نمیده

ها! به نظر میرسه بهت اعتماد نداره

!خانم

شما هرگز نمیفهمید

اون تنها با یه نگاه به این صورت همه چیز رو متوجه میشه

...اگر فکر میکنید دروغ میگم یا راست

!اوه

!چه سیلی بود

به آبجی میرا زنگ میزنی؟

!آبجی میرا

بهم قول میدی دیگه دور و بر

سینما و بازیگری نمیگردی؟

بازیگری رو قول نمیدم و سینما رو چرا

واقعا دوستم داری؟

اینارو چون مستی نمیگی، درسته؟

!شرمنده عالیجناب

برو خونت از اینکارا کن

چه پرونده احمقانه ای بود

پرونده منحل اعلام میشه

!لرد وینایاکا

دوستام میخوان طلاق بگیرن

!اون یه احمقه

!اما پسر خوبیه

نمیدونم چیکار کنم

خواهش میکنم یه کاری کن طلاق نگیرن

۱۰۰۰ تا نارگیل نذرت میکنم - !رفیق -

!اوه خدای من

دوباره غش کرد؟

!هی

ما با هم برگشتیم

باهم برگشتید؟

باهم برگشتید؟

...اما

سر صبحی که قضیه فرق میکرد

...الان یهو چی شد

چطور شد رفیق؟

!خب

!تو نمیفهمی رفیق

عوارض شماره ۲

تو به هیچ کس نباید در مورد زندگی دوباره حرف بزنی

عوارض شماره ۳

...اگر در موردش حرف بزنی

...هیچی نمیشه بابا

تو هم بگیر

بالیوود وان Bollywood1.Co

"هی، هی هی اون داره من رو میکشه"

"چشماش هزار ولتیه، انگار دارم مثل جلیبی سرخ میشم"

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.