All language subtitles for -1998

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(فرشتگان گناه)

(فرشتگان گناه)

تقدیم میکند |ز1اپز۸ بهترین هارا از ما بخواهید

ترجمه از سورنا

این فیلم پر اساس داستان چما: تر دومتيكني فرانسوي که در سال 5

توسط پدر "لاتاسته"" برپا شد ساخته شده است.

نویسندگان براي داستاني که ساخته اند مسئول هستند.

با این حال سعي شده است

با استفاده از تصویرها و جزئياتي که از واقعیت گرفته شده است

فضاي این صومعه ها

و روح ماموریت آنها نشان داده شود.

درود پر مریم مقدس.

اون راننده قد بان اننده شد ب که خواست اور بلندي که خواسته بودم اومد؟

خوبه. بگو منتظر بمونه.

شما مي توئید یایین؛ شما مریض هستین.

خواهش مي کنم» بهترم. دفعه آخر هم نتوئستم پیام

- به خاطر همین فایده اي نداشت. - پس بیا. تو برامون شانس مي ياري.

من یه طرح درست کردم تا دفعه دیگه چنین آشتباهي مرتکب نشیم.

مادر "ساب پریورس" در تاکسي منتظر مي مونه.

بله مادر.

مادر "میسترس" و من به سمت در مي ریم.

با خودت چراغ قوه بیار» اونجا تاریکه.

بله مادر.

اگه جواب داد» به سمت ماشین مي ریم.

اگه مشكلي پیش اومد» از این طرف مي ریم.

علامت مادر "میسترس" سه بار چشمک. چراغه.

بعدش از این طرف به دیدن ما بیا.

۰ "سفنت جچان". نگران نباش, مادر

اوت قیلٌ یوکسور بوده.

. از انجمن مي خوام که هنگامي که ما رفتیم به عبادت آدامه بدن حتي تمام شب رو

به این ترتیب موفقیت ما قطمین خواهد شد.

زنداني ۱۶-۴۲ اینجاست مادر. اون منتظره.

اکنس!

مادر, ممنئون که اومدین!

آماده اي که با ما پياي؟

من تمام ماه رو منتظر بودم!

- ورقه آزادي ت رو داري؟ - اینجاست.

مادر...

مي دونم. يکي بهت نامه مي نوشته.

اون نامه مثو تهدید کرد.

نمي خواد نگران باشي عزیزم. نترس.

- چیز مشکو: ؟ - نگهبان چند تا ولگرد دید...

تا دور بعدي اون منتظر بموئید.

نه ما وقت نداریم. بیا اکنس.

مادر, خودشه!

"1 * هس آن ماری - رئیس صومعه منتظر شما هستند.

از زندگي اي که اینجا خواهي داشت اطلاع داري؟

یا خو ۱ و مظرودم 8.

بله» خواهران تهیدست.

ما کساني رو که از زندان آزاد شدند با

گناه و بدشانسي ضمانت هاي خدايي هستند.

مس ده تو گذشته خوبي داري» و اینجا کارت سخته.

باید کب آمادد اي -

- خيلي زیاد. - سلامت جسماني ت؟

براي دنيايي که رها کردم كافي بود.

- با کسي خداحافظي کردي؟ - با یه زوج پیر در قطار,

و یه سگ که شبیه سگ خودم بود.

من آماده ام

راهبه هاي جدید از حقوق

و تعهدهاي مشابه با تو برخوردار هستند.

تو موافقي که در بین اونها زندگي كني»

زندگي اي مثل اونها داشته باشي؟

من به همین خاطر اینجا هستم.

پس خوش اومدي.

خيلي گرفته ايء مادر سئت جان

تو وقتي آدم هاي جدید رو مي بيني هميشه خوشحال ميشي.

ثمي شم مادر, امروز من خوشحال

بذار امیدوار باشیم تا دو هفته دیگه بشي

وقتي به اگنس عادت كني.

آماده اي؟

بهم مي یاد؟

آره. به صورت من نگاه کن تا مطمتن بشي.

تنها آینه ما چشماي همدیگه س

من خيلي مسخره شدم!

مادر دومینیک!

عجله کن, منتظر ما هستند.

مادر دومینیک. نمي تونم لباسم رو درست کنم!

براي چي اومدین؟

براي پخشش خدا و بپخشش شما.

وایسین.

بخشش خدا در دست ما نیست که به شما بدیم,

اما اعمال شما باعث میشه که به این بخشش پرسید.

با اینکه بخشش خودمون رو به راحتي به شما میدیم.

شما یک یک سال زندگي ما رو تجریه

: خُم شته .* اگه خوشتون نیومدء مي توئید برید

یا اگه ما از رفتار شما ناراضي بودیم مي تونیم شما رو اخراج کنیم.

بیایید و به خانواده ما بپیو:

- چي باید بهت بدم؟» - چيدّي رو اهدا کن.

من فقط يادگاري هاي بي ارزش دارم.

به خاطر اینه که اونا رو باید بدي.

این کمربند مي تونه به خواهر "مارتا" پرسه.

این خودکار رو به خواهر "بیتریس" منشي ما بده

من یه مداد طلايي هم دارم. براي خودت.

این کتاب هاو تامه هاو عکس ها چي؟

اینا كسي رو راضي نمي کنه. بذار پیش خودم بمونه.

دختر ايي که اسب ای می داریم هحیجچجیسیی

یه نمونه باش.

- فقط براي چند روز. - هر جور میلته.

وقتي تمام دئياي تو كاغذهاي تونه. وزن زيادي پیدا مي کنند.

- چي شده؟ - آینه م رو پیدا نمي کنم مادر!

همین جا بود...

دور صومعه مي چرخه. نیست.

زنجیر و مدادم هم نیستند!

امکان نداره اونا رو دزدیده باشند

اوئا مستقیم پیش مادر "پرایرس" مي رن.

یتکتد شیو_

به خاطر مشكلي که ایجاد کردم مئو ببخشید!

اما من ۵ سال بود که خودم رو در آینه ندیده بودم.

کي رو داخلش ديدي؟

یه دزد که به لباس خواهر اگنس در اومده.

من همچنین این زنجیر و مداد رو هم دزدیدم.

- مشكلي نیست.

اگه با عادت هاي بد خودت مبارزه كني.

مي توي بموني.

با من اینقدر خوب نباشید. من به خشونت شما نیاز دارم.

براي امروز دیگه کافیه.

مادر "پرایرس" آینه رو نگه داشت. بیا بقیه ش.

اینا دیگه مال من نیست. بده به يکي دیگه.

تو چرا به اینجا اومدي» خواهر؟

- که شما رو بپینم. - ما آدماي جالبي نیستیم.

ختي شما رو ببینم. که بدبختي

من یه برادر دارم پر اون هميشه یه خواهر رو مي خواست

که فقیر باشه. چيزي که در خانواده ما نبود.

این خانواده نیست. یه مرضه. مثل جذام مي مونه.

براي بغل کردن یه جذامي. تو باید خيلي شجاع باشي.

یا غرور زيادي داشته باشي.

بعضي ها اینجا فکر مي کنند که تو مغروري.

اگه غرور اینه که فکر کنید که من انتخاب شدم

که از همه لجبازتر باشمء آره هستم

یه فرشته چنین كاري نمي کنه.

تند که دوست دارم ببینم. هستند اونا کسايي

من ملاقات هاي زيادي رو با مادر "پرایرس "در زندان داشتم.

زندان شما ن شما مجرم هاي بدي داخلش بود؟

كسايي نبودن که جرم هاي سنگيني مرتکب شده باشند.

۰ رو - اوتا رو

يکي. که همه ازش مي ترسیدیم.

اون باهوش بود و خيلي سخت مبارزه مي کرد.

زیباییش به خاطر نفرت خراب شده بود.

- چرا اوت اوتجا بود؟ - اوت به دزد ي محکوم بود.

- به خوا.

- اسمش چیه؟ - تریس.

چي شده؟

داشتیم مي گفتیم که ما خواهر "تریس" نداریم» يکي مي خوایم.

اون هنوز توي زندانه؟

دو سالش تقریباً تموم شده.

یه درخواستي داشتم مادر,

بله د

" به ادا که با مادر "پرایرس" به ز: ان برم.

تو تازه اومدي. این کار معمول نیست چرا؟

- احساس مي کنم يکي داره منو صدا مي زنه. - ماموریت تو اینجاست.

من باید برم. قبل از اینکه دیر بشه.

به قبر بنیان گذار ما پری خواهر.

اون به تو خواهد گفت که آرامش کجاست.

- من رفتم. خودش گفت که اینکارو بکنم. - خواهر!

- مئو ببخشید مادر. - رو

اون برعکس چیزیه که ما انتظار داشتیم. روحي بي تاب...

اما حداقل یه روح داره.

- ما دختر شما رو دوست داریم خانم - کیه که نداشته باشه؟

تصور کنید که دوري ازش چقدر سخت مي تونة باشه.

اگه خوشحال بود» من حرفي نمي زدم

اما این صومعه.. .من اومدم دتبائش.

شما اوئو مي بینید.

آن ماری به زيبايي شکوه و تميزي علاقه داره.

اون چطور مي تونه وسط یه مشت ً کوشحال با موم

من که فکر نمي کلم خودم بتونم.

اما آسونه خانم. من يکي از اوثا هستم.

متاسفم.

ما "ان ماری" رو دوست داریم» اما نمي خوایم اوئو نگه داریم.

همچنین كساني که به عهد خودشون وفا نکنند

من هر شب گروه مون رو با نگراني مي شمارم.

اونا همه اونجا هستند.

اگه "آن ماري" بره دلمون براش تنگ ميشه.

اما مجبوریم تحمل کنیم.

- براي چي؟

اینکه گفتي یه مجرم هستي.

شاید بد باشه. ممکن بود بیهوده باشه.

آن ماري!

تو خيلي زيبايي مادر!

خيلي خوشبختم که تو مادر من هستي.

مور هات ؟

اصلاً عوض نشدي.

عزیزم!

- من اومدم دنبال تو. - دنبال من؟

تو دیگه اینجا نمي موني.

تو گقتي مي توتم یموتم.

- آرهء اینکه جانسپار خدا باشي» نه یه مشت مجرم. - چه فرق مي کنه؟

عزیزم! با انجام کاراي خیریه با بخت بد میارزه کن.

تو به آدماي محروم که لیاقت بيشتري دارن کمک مي کني.

اینا قاتل هستند!

تو نمي فهمي.

چي رو؟

که یه کاري رو انجام

تو مئو هم نمي شناسي؟ فکر کردي مخ ضبیقم؟

فرزند عزیزم!

من بچه تو هستم. اما قوي هستم مادر.

من دئیا رو به این خاطر که سخت بود رها نکردم.

بلکه به خاطر تکراري بودنش اینکارو کردم

من اومدم تا با بدبختي مبارزه کنم. یه مردم کمک کلم.

تونم اینکارو بکنم. اینجا مي توئم اینکارو + من اینجا خوشحالم.

اما ناراحتم که باعت ناراحتي تو شدم.

تون نمي تون تقاضا توني از اخ خدا رش رنج دیگ دیگران رو تقا ۱ كني!

مئو ببخش.

چي شده» کلوتیل؟ گریه كردي؟

من راستگو نبودم...

چم هی ده صومعه براي تو خوب نیست؟

مي تونیم برات یه شغل پیدا کنیم.

من به صومعه تعلق دارم.

نها دمم دا ۲ سال باید اینجا پمونم اما من +

خب؟

5 سال دیگه ۴۵ سالم میشه.!

چرا دیر؟

پودر زدي. جانین؟

گچ. ببخشید مادر.

7 اه

این باعت رنگ پریدگیت میشه.

با ما باشي یه خورده بهت مي دیم.

انجمن تو رو پذیرفت.

- اینجاء اگه مي خواین.

مي توني سلام كني.

این يکي هیچ وقت کاري به کسي نداره.

اوت تاامیده.

ببخشید خواهر! لباس تون رو لکه دار کرد!

- نیست. - اون به عمد این کارو کرد!

اون هر چيزي که سفید باشه رو لکه دار مي کنه.

3

چرا باهاش حرف نزدي مادر؟

اون خودش نمي خواست.

براي اون» فقط حرف کسايي که دستور مي دن و تثبیه مي کنن و توهین مي کنند اهمیت داره.

اگه حرف مي دیم» فکر مي کرد ما هم اينطوري هستیم.

ما رو با نگهیان اشتباه مي گرفت.

مثو براي اون بوسه مقصر مي دوني؟

نه. تو هم حرفي نزدي.

راه بیفت!

- چي شده؟ . - زنداني ۰۲۱-۱۷ قربان

دوباره اون؟

- به نظر ناراحت مي یاد. - تقصیر خودشه.

اون سه ماه پیش اومد اینجاء

تغییرش بدیم. ما سعي کردیم که تغییرش بدیم

اما فایده اي نداشت.

اون شب و روز جیغ مي کشه.

اون با نگهبان ها خيلي بدرفتاري مي کنه.

- چرا اینطوره؟ - خودتون گوش کنید!

- زنداني ۲۱-۱۷ رو توي انفرادي گذاشتیم. آقاي رئیس. - خوبه.

- اون تا موقع آزادیش اونجا مي مونه. - كي؟

تا دو هفته دیگه. مگه اينکه من دستور بدم»

که ٩‏ او از اونجا بیرون بیاد!

تو ترس هستي؟

آره» من اسم تو رو مي دونم. هر روز میگم.

وقتي مُردم اسمم رو بگو.

تریس.

کي تو رو فرستاده؟

هیچکس. من یه خواهرم...

براي همه.

نه من! من بي گناهم! برو!

قانون اشتباه مي کنه.

برو با دزدها ملاقات کن»من هيچي ندزدیدم!

اون مئو توي هچل انداخت!

اون مئو مجبور به دزدي کرد.

من توي زندان افتادم و اون آزاده!

او دم ده مد > درا > وت دو هفته دیگه مي توته خوشحال باشه.

تو آزاد ميشي. فکر مي کني...

برو! نذار جیغ بکشم!

: اگه مي خواي جیغ بکش.

این باعث نميشه نتوئم دردت رو حس کلم.

یه درمان وجود داره. بخشش.

من يکي دیگه پیدا کردم. اولین روزي که اومدم اینجا پیداش کردم.

گذاهکار مي تونه ببخشه. بي گناه انتقام مي گیره!

يراي اوت خيئي بده!

چرا اينجايي و به حرفاي من گوش ميدي؟

رئیس زندان تو رو فرستاده که از من حرف بکشي؟

چه 3 حرفي؟

خواهر الیزابت. شما به عنوان جوان ترین فرد متن ها رو انتخاب کنید.

من مي ترسم.

از چي؟

که این فرصت بهم داده بشه

که به هر خواهر متنی پدم که تمام سال شعارش +

همه چید یه تضاه سس

خواهر گابریل.

پاسکال:

همه چیز راز است..

یامژه س. این متن ها همیشه شانسي بیرونت کشیده میشن. اما کامللةً درست از آب در میان.

رات "یونیا" هس حضر بهش میگفت معجزه اسا

خواهر برث.

آنجلوس سلیسیوس:

"عشق زود به گوش خداوند مي رسه.

هوش و فراست دیرتر به گوشش مي رسند".

سنت جان. مادر

خواهر ترزا:

"از دستوراتم اطاعت نکن. از سکوتم پيروي کن.""

خواهر آن ماري.

سنت کاترین:

2 اگر شنید صضدا اي خدا رو شن شدي +.

به حرف دیگران توجهي نکن اینها فقط پژواک آن صداهاست.

چي شده خواهر؟ مريضي؟

- صدايي رو مي شنوم. - چه صدايي؟

صدايي که توي متنم بود.

من اون روز

کمک کن باهات حرف بزئم» مادر.

چيزي که ازت مي خوام چیز سختیه.

توطضیح بده. فرزندم.

همینه, اجازه بدین توضیح ندم.

وقتي "تریس" آزاد شد به دیدنش پرید!

حالا دیگه دستور ميدي» خواهر؟

اآوت همیشه در حال دعاست.

اون به ما نیز دار اما به اینجا نمي یاد.

پیشش بریم. ما باید پیا

التماستون مي کنم.

پرو.

بچه غیر قابل تحمل!

حضرت "بندیکت" گفتند که به حرف کدوم ها گوش کنیم؟

غیر قابل تحمل ها یا عاقل ها؟

ساعت ٩‏ مادر. ۵ دقیقه دیگه.

دو دقیقه آقاي راچر.

اگه ساعت شما ۸:۵۸ رو نشون میدهء من باور مي کنم.

من همین جا مي موئم مادر.

شما باهاش حرف بزئید» من به شما اعتماد دارم.

ازم مي خواي نقش بازي کنم!

من مثل یه گربه هستم که کنار لونه موش منتظره.

اوناهاش!

این باید ۳۵۰ فرانک باشه.

داره پارون مي یاد. مي خواي منتظر بموني؟

پرو. تو مي توني

تو جوون و باهوش هستي.

مهم تر از همه اینکه. از آزادی خودت سوءاستفاده شکن. مشكلي برات پیش نمي یاد.

سلام مالدر اومدین مثو ببینید؟

من دارم مي رم دادگاه. ساعت ٩‏ شده.

خيلي خب آقاي رئیس

خوشحالم که آزاد شدي. و مدت زيلدي اینجا بودي. درسته؟

دو سال,

- مي ری پیش خانواده ت؟ - من خانواده اي ندارم.

- دوست؟ - دوستي ندارم

تو توي شهر زندگي مي كني؟

من هیچ جا زندگي نمي کنم.

سه ‏ و اج ی ۵

اگه برات مشکلي پیش اومد. خونه ما خونه خودته.

اونجا ازت استقبال ميشه.

خيلي خب» مادر.

ومد اگه مشكلي برات بیا با من حرف بزن

3 ت کمک کنم. خوشحال میشم که بهت کنم

ممئون.

بعضي از آدما نمي فهمند.

اونا درهاشون رو مي بندند.

خدانگهدار, مادر.

تریس» بیاء التماست مي کنم.

ولم کن. تو دیوونه اي!

- یه اسلحه مي خوام.

متوسط.

یه مدل "هرستل" دارم ۵ فرانک و یه مدل "ردورو" "دارم ۱۸۰ قرانک,

1 بت ی دوزید ی بهترینه. چطور کار مي کنه؟

-نه. - بیا.

ضامن سمت راست.

آتش سمت چپ -

شش گلوله مي خوری ی ه. با خشاب 1۱۲ اضافي تا

اگه نبود» برمي گردم.

من نتونستم تریس رو بیارم» مادر. تو برنده شدي.

خواهر آن ماري. بعضي احساسات در اینجا مجاز نیست.

عشق به خود يکي از اوناست.

ببخشید. اما واژه "عشق" در اون هست.

خب. تریس بهت گفت دیوونه؟

که بهم بگه حق پامنه. درسته مادر؟

خوشحالم که چنین از خود گذشته هستي. اما هدرش نده

باید یر 1۱ تور خو :۱ هر امت باشه4.

اجازه بدین با شما بي پرده سخن بگم.

فرستاده هات مي دونند که چرا از اونا درخواست نکردم.

صداي مئو پشفی,

این نگراني رو از قلب من خارج کن.

کاري که بهم سپردي رو بگو

بذار صداي راز روحي آزرده و فقیر رو بشنوم

این یه آزمونه

که شادي من با اون آغاز خواهد شد.

مارا پراي هميشه در پناه خود نگه دار,

ما رو از شر شیطان در امان نگه دار...

- تويي؟ سلام. سلام

"پس حضرت فرانسیس به او گفت:

برادر ولف؛ تو بدي هاي زيادي رو در اینجا انجام دآدي.

تو مخلوقات خداوند رو بدون

اجازه او نابود کردي.

مه کش روگ

اینقدر بي پروايي که تصوير انسان را در نزد خدا خدشه دار مي کني.

پس تو باید به عنوان یک دزد و قاتل به دار آويخته بشي.

همه براي تو گریه مي کنند.""

چي شده؟

مادر. يکي داره در مي زنه.

گوش هاي خوبي داري. ما که چيزي نشنئیدیم. و بعدش؟

- و بعدش؟ - ادامه بده.

"همه براي تو گر براي تو گریه مي کنند».

کل دنیا با تو دشمن هستند.

برادر ولف» من مي خوام با شما صلح کنم پس دیگر آنها را آذیت نکن.

و آنها تمام گناهان گذشته تو رو خواهند بخشید. پس ثه انسان ها و ثه سگ ها..."

بازم صداي در مي یاد. چرا باز نکنیم؟

بخون خواهر.

مطمئلم اون تريسي 4 مادر!

باز کردند!

تريسي » فرزندم!

مي خواي چیدی هم یی

- خواهش مي کنم منو پیذیرین. - به نظر مریض مي ياي. ما ازت مراقیت مي کنیم.

۰ شما مئو مي پذیرید؟ مئو بیرون نمي کنید؟

من ثمي تونم برگردم» من از دنیا متلفرم.

داری یاوه گويي مي کني. تو متوجه نيستي.

نفرت تو رو به اینجا نکشونده,.

خواهر "آن ماری" خوشحال ميشه. اون نگران بود.

نگران؟

خيلي خوشحام! مي دونستم که مي ياي!

تو اسم اون رو با صدای بلند صدا کردي. و اون شنید.

ون در ست 4

شورا تصمیم خواهد گرفت. براي چند ماه» آزمايشي مي مونه.

اون حالش خوب لیست و الان نمي توئه بره.

- غذا خوردي؟ - گرسته نیستم.

ازش مراقبت کن» خواهر آن ماري.

من خيلي مي ترسیدم!

از چي؟

از بدبختيء از شیطان.

اینکه تو بري و انتقام بگيري. اینکه بخشش رو فراموش کني.

اما مطمئن بودم که مي ياي.

چرا؟

با فیض الهي.

مطمتتم که هر چیزی که دیروز احساس کردي رو منم آحساس کردم.

تو صداي مئو شنيدي. من همه جا تو رو مي دیدم...

فکر مي كني مثو قبول کنند؟

اونا همه منتظر تو هستند.

من برات یه جا آماده کردم. حتي لباست هم آماده س.

تریس» من به تو یاد مي دم که خوشهالي واقعي رو پیدا كي

بهت سعادت جاوداني رو یاد مي دم. و اینکه خیاط خدا باشي...

آوردي. تو این هدیه رو براي من مملولم.

اسلحه رو داري؟

- نشونه اي پیدا نشد؟ - اون یه زن بوده.

اون با ترس شلیک کرده» يکي پایین» بعد بالا.

انتقام بوده. چيزي دزدیده نشده.

چيزي از انتقام ننوشتي.

انتقام!

از دوستاش شروع کن!

همه این شادي هاء نغمه ها و سرورها براي تونه.

هدیه هايي براي رنج هاي تو.

اگه خواهر تریس نبود. بازم این مراسم رو داشتیم.

و در لباس جدیدت تو اصلاً عوض نشدي.

- درسته. - من اوئو با نقاب تشخیص میدم.

مو‌هام معئومه؟> جر ۱ کوتاهش تکتیم >

آخرین پیوند ما با دیا بریده نمیشه تا وقتي که پیمان ببندیم.

اسمم عوض نشده؟

- پا تمام احترام. - با تقاضاي من.

چرا؟

این به تو مربوط نیست.

مواظب باش, تو شاگرد بدي رو انتخاب کردي.

اوت بیشتر از اوتن چيژزي که شکر مي کتي

پرات دردسر درست مي کنه.

ساعت ۰۲ اتاق لباسشويي.

ساعت دو من و خواهر آن ماري آواز مي خونیم.

اون از تو مراقبت مي کنه.

ساعت ۵» برام کتاب افسانه طلايي رو مي خونه...

ساعت ۷ مئو مجبور مي کنه دعا بخونم.

اون وقت زيادي رو به تو میده.

وقتش» قلبش و روحش, خيلي زیاده] 7

بهش بگو که داره زیاده روي مي کنه.

اون نمي فهمه.

تو براي اون به اینجا اومدي.

اون مئو مثل یه آدم عجیب جلوه میده.

با اون درساش؛ احساس مي کنم که به عرضه گذاشته شدم!

اون واقعاً داره خودش رو عرضه مي کنه!

اوت شیطاته؟

گربه سیاه بد!

این چیه؟

گربه سیاه» گربه مادر سئت جان.

چشمات رو بهم نشون بده» خواهر.

همش این نیست.

در چشمات شادي نمي پینم.

من بهت یادم دادم.

فایده اي نداره.

این چیزیه که منو نگران مي کنه.

- من یه ذ ی دارم با

به باغ, ُ اي محراب گل بچین بیا برا

خواهر "ماري جوزف" هم مي تونه بیاد.

بله. مادر!

که بهم نشون بدي گل چیه؟

نه دسته گل براي خدا چیه.

یه چاي سکن ای کدی .

ما دسته گل هايي از رز میخک و سوسن درست مي کنیم.

تو زبون گل ها رو بلدي؟

-ثه. - من بهت یاد مي دم.

- من زیاد چيزي نمي تونم بگم... - خواهر آن ماري!

مي رین؟ کجا دارین ۰ - به باغ

وظایف تون رو نمي خواین انجام بدین؟

- این ضروری, - از قوائین پيروي کنید!

قوائین؟ اینجا جاییه که قلب حکمراني مي کنه!

من ایو به گروه رسيدگي به گناهان گزارش میدم.

قلب من از چيزي ن چيزي نمي ترسه.

برید به اتاق تون» خواهر آن ماري. من خواهر تريسي رو امروز مي برم.

- چیز جديدي پیدا نكردي؟

تو؟ تعجب نمي کنم.

تو فکر مي كني که ار مجرم به صحنه چرمش برمي گرده.

دیگه اونقدر باملاحظه نیستند. سرشون خيلي شلوغه!

وتو؟

یه نشونه. يکي از دوستاش که یه زن بوده

در روزي که اون کشته شد از زندان آزاد شده.

- چي برای گفتن داره؟ - اون غیبش زده

- شرحي ازش داري؟ - بل و چند تا عکس.

چرا با دست به لباست ضربه مي زني؟

حضرت *هیدرگارد" این کارو مي کرد. اون به هر چیز سفيدي احترام مي داشت.

اينطوري یه حضرت نميشي.

چرا که ث؟ ما به خاطر.

همه به جز تو. آدماي با درجه تو,

مقدس شمارده نمیشن.

اگه اینکارو ن کی ری تعداد آدماي مقدس زیاد میشد.

مثل آن ماري؟

چرا که نه؟

حضرت *گرترود" میگه: "خوشحالي باعث تقدس

اون اینجا از همه خوشحال تره.

خوبه که ببيني اون خوشحاله.

و خيلي مطمئن به خود.

اوت باید مواظب باشه.

هشدار بدیم. شاید بهتره بهش

درباره چي؟

مافوق ها اون رو تحسین مي کنند.

مثل ما

اما اون نگران اوناست.

اونا فکر مي کنند که اون خودمحوره.

اوت از خطرات تاآگاهه.

- خطري [ ۳ جوا میک موم

نه بیشتر از ماء ما هنوز اینجا هستیم.

ما طبیعتاً ناقص هستیم.

اما خواهران بزرگ باید بي عیب باشند.

اون خيلي نگرانه. اون از همه چیز یه صحنه درست مي کنه.

- جا مي خواي خواهر تريسي؟

به نظر نگران مي ياي. خواهر تريسي.

یر - چرا موضوع چیه؟

بهتره یهت تکم.

خيتي خب_.

خواهر آن ماري!

دارن امه علیه تو توطنه مي کنند.

یه ۳ . : 1 این حرف رو نرن» خوب نیست

تو ملاقات هاي زندان رو رد كردي.

- ما نوبت داریم! ۹ - مادر "سنت چان" تو رو ممنوع کرده.

- کي چنئین حرفي زده؟ - همه میگن. اون اشتباه مي کنه.

دیگران مثل تو نیستند.

مادر "پرایرس" مي دونه.

اون همه ما رو دوست داره.

تو آدم مورد علاقه اون هستي.

اوت حرارت و اشتیاق تو رو دوست داره.

اشتیاق مئو؟

تيروي تو ری

همه چيزي که مادر "سنت جان" ازش متنفره.

نی مرو مقومت با این چیزیه که نمي توئم در برابرش مقاومت کنم.

این یه سرود روحاني نیست» خواهر. شنیدم که داشتي سوت مي زدي.

این روحاني ترین سروده» آهنگ سهره.

چرا پرنده آوازه خون توي قفس نداریم؟

بلبل ها و سهره ها آزادي رو دوست دارند.

ما نباید اونا رو زئنداني کنیم!

اتاقت مرتب نیست.

یه کم هم گرد و خاک داره.

- کل هر وش کردن ‏

اما قوانین میگه که ما گل ها رو

اونا التماسم کردند که اوثا رو بچینم.

اگه هر چیز زيبايي التماس مي کنه که در این آتاق باشه»

ما باید کجا بریم؟

همه چيزاهاي زیبا در وجود منه. من اوثا رو جمع مي کنم.

همچنین پاکيزگي رو.

زيبايي در کتاب هام اینقدر منو به وحشت انداخت که اوثا رو فوراً عوض کردم.

من در روز خوبي که تختم مرتب نبود بیدار شدم.

مثل اینکه کله ت پر از روياهاي قشنگه موهات آومده بیرون.

جزئیات بیشتر...

جزئیات بیشتر در زندگي وجود نداره.

آدم هاي مقدس همه وظایف شون رو مثل هم انجام میدن.

ء از سهل انگاري به وجود مي یاد.

پس اوثي که کود میده کارش زیاد تمیز نیست.

اگه اون اینجا بود» تختش رو تمیز مي کرد و چشماش رو زود مي شست!

مگه اینکه گربه تو براش هدیه اي نذاشته باشها!

کاري به گربه من نداشته پاش » اما ما رو از موش ها خبردار میکنه. اون زش

الات دیگ + یدرد کفوای وچ تقمی خورت .

3 تو اونا رو چيدي و اوثا رو

مال خودت کردی .

اونا رو به قبرستون مي بریم.

مُرده چيزي که به زندگي تعلق داره رو دوست داره.

تمام روز رو با خواهر "تريسي" سر نکن.

اينطوري دیگران و خودت رو فراموش مي کني.

تنها گذاشتن اون یه خیانته!

- به کي؟. - به خدا و به خودم.

مادر "سنت جان" به خوبي مي دونه

که چه کسي خیانت مي کنه و چه کسي وفاداره.

یه بازي بکنید. معما بگین.

من فقط يکي پلدم.

چي؟

چیه که مي ره بالا سفید میشه و مي یاد پایین زرد میشه؟

من مي دونم» خورشید.

چرا؟

این یه دومئيكکني 4.

- چیه؟ - تخم مرغ

مال من بامژه تره,

چیه چیه که خيلي بده و وسایل یا ایل یا روح ما رو کتیف ْف مي کنه؟

چرا چنین سوالي مي پرسي؟

مادر "سئت جان" فکر مي کنه . که ميزهاي خاکي خدا رو شوكة مي کنه.

ف

به نظر من خدا بیشتر نگران اینه که خاک روي روح نشینه.

خاک روي روح؟

مثلاً » رياكاري.

چرا چنین مثالي مي زني؟ این چیز ساده اي نیست.

نه نیست.

یه میز خاکي بهتر از ایثه که خواهرهاً اون گربه سیاه رو ناز کنند

و پشت مادر "سنت جان" بهثر فحش بدن.

درسته خواهر ماري جوزف؟

من؟ مگه من چیکار کردم؟

خواهر کولت؟

خواهر آن ماري.

انتقادهاي خودتون رو به گروه رسيدگي به گناهان گزارش بدین.

این مسئله اي نیست که موقع تفریح بیان بشه.

مي دوني که من قبول نمي کنم.

اینقدر خشن نشو!

مطمنئم که تو و خواهرائم موافق هستین.

یه راه براي فهمیدن این موضوع است. درخواست بده.

اصلاح خواهرانه! خوشحال ميشم اینکارو بکنم.

اصلاح خواهرانه؛ خواهر هثري.

- درباره من چي فکر ي کنید؟ - خوب اما چات

فروتن اما مغرور, باهوش اما تحریک پِیر.

این بده؟

من ۱ اینجا کارم قضا کر اوت یست.

خواهر راک >

تو عصباني » متعصب و مغروري.

- آتشی مزاج هستي. - ممتوم خواهر واگ

خواهر تریس؟

مئو چطور ارزيايي مي كني؟

بهتر از دیگران.

این ربطي به تو ثداره, من مغرورم» درسته؟

تو رک و راست حرفاتو مي زني» اما خجالتي هستي.

- من عاشق خودم هستم؟ - تو مي خواي دیگران تو رو دوست داشته باشند.

من آشفته و لجباز هستم؟

تو وفاداري» تو خودت هستي.

خواهر مادلین؟

تو خيلي به خودت فکر مي کني.

تو بقیه رو درک نمي کني.

مادلین نه» خواهر مادلین.

عشوه گرء چاه طلب و یه دنده هستي.

این درست نیست!

چرا همه اید یئو مي کین *

ما همه یه احساس رو داریم.

بقیه ممکنه اشتباه کنند» اما تو ثه!

فکر مي کردم مئو مي شناسي. فکر مي کردم مئو دوست داري.

تو حرفايي که بیشترین آسیب رو به من مي رسونه آماده کرده بودي.

عصبانیت تو مثل پخش شدن شایعه در شهر مي مونه!

ما اینجا در سایه خدا هستیم.

افکار و اعمال معناي بيشتري دارند.

و شماها مثل مورچه ها عمل مي کنید!

شماها شایسته نیستید.

ممئون خواهر.

تو حسود و بدذات هستي.

مي دولم.

تو عیب هام رو بهم گفتي. من حرفت رو باور دارم.

اما فقط یه صدا هست که مي تونم از اون اطاعت کنم.

هیچکس نمي تونه جلوي مئو بگیره.

"..رنج دیده در دست بسياري.

حتي آنهايي که او در هنگام تنگ دستي به انها کمک کرده بود.

بین آنها پيرزني بود

که هنگام قحطي از حضرت غذا گرفته بود.

او را در خیابان دید.

آنها به خاطر گل و لاي پاید از روي

یک تخته عبور مي کردند.

زن بدبخت آن زن نیکوکار را هل داد

و در گل و لاي انداخت.

مردم او رو مورد تمسخر قرار دادند.

در آنجا حضرت پاسخ داد... "۷

چي شده؟

گربه سیاه رو ناز نکنید.

"...خوشحال از آن تحقیر که به عيسي مسیح شده بود»

کسي که قلب انسان ها را از عطوفت لبریز مي کرد..."

من از خواهر "آن ماری" به خاطر بدرفتاري با یک حیوان شکایت دارم.

رای توبه. اون باید مناجات ها رو بخوئه.

امیدوارم با اینکار کسي گله مند

نشده باشه.

شکایت ها براي "ماري جوزف"؟

بله. نوازش یک حیوان.

چي؟

- در کارگاه... - اینجا توضیح نمی دیم.

براي توبه. این هفته او براي خدمات خر از همه مي یاد.

من در كليساي کوچک خندیدم.

شکايتي از خواهر "کولت" هست؟

ن شکایت دارم. خاطر نوازش یه حیوون شکای من از اون به

اون كليساي کوچک رو تمیز مي کنه.

من حرف یه خواهر رو قطع کردم.

شکایت براي خواهر توماس؟

و ره آز

دیگه کافیه!

شورا متوجه

شکایت هاي تو نمي شه.

مادر "سنت جان" قطعاً میشه.

- اونا شیطان رو وازش مي کنند! - بي معنیه!

حقیقت دارهء اون هیولا اومده که به ما ضربه بزنه.

اون یه حیوون بي گناهه.

اون شیطانه! باید مورد قضاوت قرار بگیره.

به خاطر اون ,. خواهرها گناه هان کبیره مرتکب میشن.

اونا ازش متنفر هستند.

اون دزدي مي کنه و از از همه متنفره.

اما 0 اسنت مادر جان" اوئو دوست ست داره.

خواهرها به خاطر اون گربه رو نوازش مي کنند».

ولي پشت سرش اوئو مي زنند.

شیطان داره پا غرور اینجا راه مي ره.

به چشماش نگاه کنید. مي توئید دروغ و رياكاري رو ببینید

خواهر!

یه بار پرنده اي آوازه خوان به اینجا اومد»

که برامون شادي و صمیمیت رو آورد.

و یه وزع

که بهمون احساس مهرباني داد.

گربه "سنت جان" اوثا رو خورد.

اگه مي تونستم ازش به خاطر اینکه.

جلوي اینکارو نگرفت شکایت مي کردم.

پرو. در سالن ناهار خوري درباره توبه ت حرف مي زئیم.

براي كاري که اون کرده

من توبه عمومي رو وضع مي کنم.

خواهر "ان ماري" باید پاي همه خواهرها رو بپوسه.

وقتي زمان مورد نظر رسید.

"پسر خداء

"پس از سي سال سکوت.

پیش رفت تا بذر خدايي رو

در این دنیا بکارد..."

درخواست مي کنم این قانون اجرا بشه.

مي دونه که اگه اینکارو که از اینجا اخراج میشه؟

میی دورته.

خواهر, اینکارو نمي خواي انجام بدي؟

به خوندن ادامه بده.

"وقتي زمان مورد نظر رسید» پسر خداء

پس از سي سال سکوت..."

کي باید برم؟

- خانواده ت منتظر تو - خانواده م! تند.

منت اوت دتثیا رو رها کردم.

برگردوندن من به اونجا منصفانه نیست.

فرزند عزیزم...

داشتم. من دتيايي که رها کردم رو دوست شنم

نمي دونید که چقدر دوستش داشتم.

من اوئو از قلبم کندم که به اینجا پیام

خيلي سخت بود. اما این کارو کردم.

من هیچگاه اونجا به آرامش لمي رسم.

شما مئو مجبور مي کنید به جايي برگردم که فقط غم و غصه س.

نو نگه دارین. از شما خواهش مي کنم که مئو

متاسفم. آن ماري.

خداي من» من دیگه خواهر آن ماري نیستم.

خدا مي دونه که من بهترین دوست تو هستم.

من به شخصیت تو احترام مي ذارم»

اما اگه اینجا بموني يعني انجمن قدرتي نداره.

من به دنبال یه فداكاري بزرگ هستم.

اما مواظب باش که یه فداكاري باشه ثه توبه.

خدانگهدار مادر.

مکه یاروته؟>

نه چترم رو براي آفتاب مي برم.

خيلي خوبه.

هر وقت به دیدن زئداني ها رفتیم بارون اومد.

بله اینجا صومعه س.

مادر.

خانواده *آن ماري" 4! میگن اون برنگشته.

- اون چيزي نگفت؟ اه

الو؟

بله. آن ماري همون روز از اینجا رفت.

اون حالش خوب بود.

نه. من نگران نیستم

من از اطراف مي پرسم. باهاتون تماس مي گیرم.

شما واقعاً نگران یستین؟

بریم از خواهر ""مادئین "" بپرسیم.

خواهر مادلین!

بله مادر؟

آن ماري نگفت که کجا مي خواد بره؟

اون پیش خانواده ش برنگشته؟ مي دونستم!

[ 1 ون چيزي نگفت؟

نه. هيچي نگفت.

بهتره دیر نکنیم.

اره رو اشتباه گرفتي خواهر.

ساثه بیا نزدیک ترء خ ترء خم شو,

مگه اینکه مي خواي خودت رو خسته کني.

به اره روغن زدي؟

خواهر ماري چوزف. الان توده هیزمت خراب میشه.

بله. مادر,

منظورت چیه مادر؟

چرا امروز درست و حسابي کار نمي کنید؟

8 پر عکس نو ۰۰ از وقتي که خواهر "ان ماري" رفته!

تو خوشحالي که اون رفته!

این قضیه چه ربطي به اون داره؟

بهت میم , ۱ تو باعث اخراج اون شدي!

چرا و چطور. رو کرد تمي دی 1 ۸ ۳ ب 1

تو ازش متئفر بودي» و خوشحالي که رفته! اون خيلي خوب بود!

تو اوئو مقابل مادر "سئت جان" قرار دادي.

تو یه آدم رياكاري»

دوست دارم زیر کتک سیاهت کنم!

چه خبره؟

دو خواهر به جچاي کار کردن دارت یا هم حرف مي زتند

خواهر تریس» حواست بهشون باشه.

تموم شد.

سي تا درخواست داشتین مادر,

هر زتداد نمی یه سرکش داره.

اوت قیلاً ۲۹-۱۹۷ بود. تریس رو یادتوته؟

يکي دیگه مي خواد شما رو ببینه.

بریم.

خو استم یگم. یه چيژزي درباره تریس مي

يکي از دوستان او به قتل رسیده.

بهش شلیک شده. رز پلیس هادارن دنبالش مي کردن.

اون باید انگیزه ش رو بدونه.

شاید شریک جرم بوده.

اگه اوت ایتکارو کرده باشه زیاد تعجبي هم تدارد.

اگه خودش رو مي کشت هم کسي تعجبي نمي کرد.

اوئو پادتونه؟ یادتونه چیکار مي کرد؟

اوئو خوب به یاد دارم.

جلسه شوراء فوراً

مادر "پرایرس" زودتر از معمول

مانمي توئیم براي کسي که مي خواد خودش رو نجات بده دیسک کم.

چه اینجا چه آخرت؟

کارها اغلب از جرم درست میشن.

سته مادر, در

ما نباید به فکر گناه اون باشیم.

بید فکر رستگاریش باشیم.

من تردید زيادي در این موضوع دارم.

چرا؟ اون فرمانبرداره و از قوانین پيروي مي کنه.

اگه همه مثل او بودند...

من » همونطور که مي دوئید» از رسوايي نمي ترسم.

ما باید به یه تصمیم برسیم.

وقت دادگاه اون تموم شده.

ما اوئو تحویل نمي دیم, همچنین او رو رها نمي کنیم.

اما بعد از اخراج کسي متل **آن ماري " که روح نطيقي داشت.

نمي تونم در این مورد آسون بگیرم.

من مي توئم یه خونه مذهبي پیدا کنم که ازش مراقیت کنند و بهش کار هم بدن.

سریع اینکارو بکن.

يکي خلاف کرده» یه سوراخ روي پرچین هست.

- يکي هلوهاي ما رو دار ی ره مي دزده.

زمائي اوثا رو مي دزدید. خواهر اکنس» که ای ی الان بررسي.

چيزي کم نشده,

اتفاق غیر علاي اي در صومعه نیفتاده؟

-نه هنوز, - رد پا نمونده؟

من که ندیدم...شاید شما ببینید.

من دوست دارم یه کاراگاه پشم.

پدر ما اینجاست» چه اشتباهي مي تونه رخ بده؟

بله. يکي اومده.

کسي که از تیغ ها ترسي نداشته.

سوراخ کوچیکیه. شاید یه گوسفند...

امشب با شاخه ها درستش مي کنم.

تو. در خواب و بيداري .

کسي که چشمانش همه ما رو مي بیند»

ممنون که هر شب را به من دادي!

اون سوراخ امشب پر از خار بود.

نند که من یه متجاوزم بقیه فکر مي کنند که من یه متجاوز

که اومدم آرامش داخلي رو بدزدم»

اما من هميشه دختر تو خ من هميشه دختر تو خواهم بود.

وقتي که دنیا رو رها کردم که به اینجا پیا

مسيري که ملو به تو رسوند به بزرگي دنیا بود.

تو یه پیامبر نيستي.

تو مي خواستي تا آخرین لحظه پديشگي مون رو تقسیم کنیم.

به عنوان یه انسان ساده» به عنوان یه برادر.

به همین خاطره که در عبادت هام از تو درخواست مي کنم...

بهم کمک کن! من خيلي سخت بود.

و تریس...

تریس» کسي که به من واگذار شده بود...

بگذار صداي او را در این سرود بشنوم.

چون که دیگر خود نمي توالم بخوانم...

- هلره کقی ی کشد.

اما خيلي سرده.

خواهر آن ماري!

بیار به 1 ببریم. نو به درمونگاه بی این اوئو به در

تو اوئو نمي پوسي؟

تریس؟

تو اوخو مي پیت.

- اون از پرچین مي اومده داخل. - هراشب.

اون خيلي مریضه.

دکتر چي گفت؟

اميدي نیست. قلبش هر لحظه ممکنه از کار بیفته.

خبر خيلي خوبیه!

مادر "پرایرس" بهتون گفت؟

- اون گفت که من دارم مي میرم - خواهر آن ماري!

: ترس مومت اونها براي یه سرماخوردگي بهت مسح آخر میدن.

این اولین مسح آخر منه.

اون باید بدونه.

اون نمي خواد بدوئه.

چقدر عجیبه که احساس نكکني که مرگ بهت نزدیک میشه.

کهمت ی بهن ید خته.

اما مي توئم سعي خودم رو بکنم...

توبه مثو فراموش نکن مادر.

باید سریع اینکارو بکنم.

پاهاي خواهرائع از, جلوي چشمم مي گذرند.

البته. وقتي که بتوني.

ببین» شما دارین بهم فرصت میدین.

ناراحت نباش مادر.

بهت اطمینان مي دم خداوند نمي تونه اینقدر ظالم باشه...

که چنین ماموریت مهمي رو به من بده...

و بهم اجازه بده که گربه رو توي سالن بندازم.

اون بهم این اجازه رو نمي ده.

:0 کنه اون دونه چیکار مي اما ید متتظر بمونیم.

من منتظرم مادر.

خب؟

ترس از اینجا نمي ره.

- تریس؟ - آن ماري به خاطر اون داره دووم مي یاره.

به خاطر همینه که فکر کرده مي تونه جلوي مرگ رو بگیره.

ما الان نمي توئیم اونا رو جدا کنیم» بازي اونها آشکار شده.

تو از من ز من متنف متنفري» درسته؟

چرا پاید پاشم؟

چون باهات بدرفتاري کردم.

تو نیت خوبي داشتي.

من احمقانه رفتار کردم.

اینکه تو رو تعلیم دم

تستم. غخمي دی دم هيچي : تستم در

من احمق بودم.

نه اینطور نیست.

تنها بهونه من اینه که به خاطر عشق اینکارو برات کردم.

فکر مي کردم تو رو مي شناسم, اما اینطور نبود.

من آدم جالبي نیستم.

هستي.

ن جالب بودی. تو تنها کسي بودي که براي من جالب بودي

الان ایتو مي دونم.

- مي دوثم چرا اينجليي. فکر نکن.

من كاري کردم که بهم دروغ بگي.

بگو که به خاطر من اومدي.

من بچگي کردم.

اینقدر حرف برن.

تو اومدي که پنهان بشي.

از کي؟

ارچ پراي من مهم نیست.

وقتي از زندان بیرون اومدي اتفاق خيلي بدي برات افتاد.

ی حمدي دتواي کی ده ور شده.

- تو اومدي که پنهان بشي. - درست نیست.

به جاي اپنکه زندگي رو رها كني» دنیا رو رها كردي.

ید بهت کمک مي کردم ما تکردم.

من تو رو به یه بچه پرتجمل تبدیل کردم.

من تو رو توي روشنايي کشیدم.

اسمت رو براي همه فریاد زدم. يراي خدا...

- کار عچيبي بود! - خواهر!

من با غرور در کذارت قدم زدم...

توء كسي که سرزنده بودي.

حالا چيزي که نیاز داشتي رو مي پینم.

- شاید دیگه خيلي دیر شده باشه. - من به چي نیاز داشتم؟

حضور بي صدا

کسي که در سکوت اشکات رو پاک کنه»

وتو از وجودش زجر مي كکشي.

به طور ساده» یه دوست.

یه دوست...چرا بلند شدي؟

چون مي خوام برم.

نمي خوام پیش تو باشم!

تو بازم داري دروغ ميگي!

تو داري یه چیز دیگه اي در مورد من ميگي!

پرستیژ كافي نبود. حالا دوستي!

نه تو نمي فهمي.

یه درمان برای رنج من هست: بي تفاوتي.

آره» درسته.

تو نمي توني مراقب

یه آدم حیب چو یاشی---

خدایاء من کي مي تونم تنها باشم؟

تو هستي.

این چیزیه که خيلي درد آوره.

منم تریس.

تو رو مي بینم.

من بهتر نشدم, درستا رسته؟

باید یه درماني باشه.

یه درمان هست.

به مادر "پرایرس" بگو.

مادرمون نمي تونه کمکي کنه.

من دارم مي میرم چون به اون چيزي که مي خواستم ترسیدم.

تو خيلي جاه طلب هستي.

شاید.

تو فکر مي كردي دنیا زیباست.

فکر مي كردي در زندگي امید هست.

هنوز هم همینطور شکر مي کنم.

فکر مي کردم یه قلب شکسته رو التیام بدم.

یه قلب شکسته مي تونه التیام پیدا کنه.

اما قلب مُرده نه.

توتم ایتکارو یکتم. اگه قعر مي کردم که مي توتم ای.

این شاید ۱۰۰ سال طول بکشه.

پس ۱۰۰ سال زنده مي مون موندم.

تو بهتر شدي.

آره. شاید این اولین روز از ۱۰۰ سال منه

شما هستین مادر؟

آون روز حق با من بود.

تریس له.

بله به شما اطمینان مي دم.

فرشنده تفنگ...

کسي که تفنگ رو فروخته بوده عکسش رو شناسايي کرده.

متاسفانه باید بهشون بگم که شما با اون رابطه داشتین.

اونا باید به صومعه بیان.

- دستم رو ول کن! - بهم کمک مي کنه.

تو به خاطر این نگهش نداشتي. مي خواي بدوتي با دستام چیکار کردم.

دست تو به سو اه.

پس جواب بده.

تو با دقت به من نگاه مي کني. به حرکات چهره م توجه داري!

حتي وقتي خودت رو به خواب زدي. مي دونم که صداي قدم هام رو مي شنوي.

تو يراي مادر *"پرایرس*" چاسوسي مي كتي!

- خواهر تریس! - به این صورت نگاه کن.

خوب نگاه کن»

و یادت باشه چي مي بيني. دوباره اینو نمي بيني!

دیگه نمي تونم ادامه بدم.

تو الان راز مئو مي دوني. خوشحالي؟.

تو دستم رو تگکه داشتي که یهش دستیتد يیقتيی_-

بفرما! منو تحویل قانون بده!

اگه از تو حرف مي زنم»

در این دئیا نیست.

هیچکس در صومعه تو رو لو نمیده.

اما تو نمي توني یه دروغ رو براي هميشه نگه داري.

یا نمي توني مادرمون رو فریب بدي

ثمي تولم بلند پشم» خواهر تریس.

لطفا به مادر "پرایرس " یگو.

من دارم مي رم.

خواهر عزینن ما تو را به خداي قادر واگذار مي کنیم»

که تو را از خاک آفرید. خا که هنگام مرگ هم به آن بازمي کُردي.

اکنون روح تو مي تواند از جسمت آزاد شود.

فرشتگان درخشان براي احترام به تو آماده هستند.

پیامبران درباره تو قضاوت خواهند کرد.

ارتش سفید پوش شهیدانٍ پیروزمندانه به سمت تو مي آیند.

همسرایان باکره تو را به خوابي خوش دعوت مي کنند.

مادر مقدس خداوند...*

بله. من آماده ام.

من با یه پیرزن خداحافظي کردم.

. چي گفت؟ مي دونه پیمان خودش رو ادا کنه؟

داره هذیان میگه. منتظر مي موئیم.

خواهر با پرندگان!

تو خيلي سریع شنا مي كني. نمي تونم بهت پرسم!

احساس مي کنم مریضم.

احساس خيلي خوبي مي کنم.

دی مغر 2:۵

بله. سرود تسکین دهنده رو بخونید.

پلیس. به مادر "پرایرس" بگو. پل

پلیس!

یئیسس -

بذار بمونند.

بذار منتظر بمونند. منم منتظر موئدم.

ملار "پرایرس " همه چي رو درست مي کنه.

خواهر آن ماری, مي توئي پیمان خودت رو به زبون بياري؟

بله مادر. اما عجله کن.

بهم. کتاب رو بده

من» خواهر آن ماري.

اقرار مي کنم...

نمي توئم حرف بزنم...

تریس...

من» خواهر آن ماري. اقرار مي کنم...

که اطاعت کنم...

از خداوند

از مریم مقدس»

از عيسي مسیح .

وتو مادرم» طبق قانون مان.

. و تا زمان مرگ فرمانبردار مي مائم...

به زودي مي بینمت. خواهر.

پذيراي نظرات شما در مورد ترجمه این فیلم هستیم همچنین مي توانید فیلمها و سريالهاي منتخب خود را براي ترجمه و زیرنویس به ما معرفي کنید

از طریق این وبلاگ با ما در تماس باشید 0 متشکریم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.