Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یه روز دیگه توی دفتر
چراغا روشنه اما هیچکس خونه نیست؟
اون یه درون امنیتیه
انتقام جویان،من دارم یه پیام اضطراری
از یکی که توی طبقه 20 گیرکرده دریافت میکنم
اما مکان کاملاً قفل شده هیچ اثری از نشانه زندگی نیست
،مردمورچه ای ،اگه کمک لازم داشتی
ما میتونیم توی 10.3 دقیقه به اونجا برسیم
ممنون،ویژن اما هیچی اینجا نیست که نتونم انجامش بدم
اگه کمک خواستم باهات تماس میگیرم
اینجا چی داریم؟ مژه یه نفر؟
یا موی دماغ؟
و با شانس من،احتمالاً موی دماغه
دستبند لاستیکی
اینجا تدارکات دفتری عالی ای داره
پسر،من خوبم
پیام از این اطراف اومد
اما درهای داخلی باز نمیشن مگه اینکه امنیت رو خاموش کنم
اینجا شوخی بردار نیست
پیشرفته ترین وض امنیتی که تاحالا دیدم
اسکن دی ان ای؟دی ان ای منو که نمیخوای
بیا،کامپیوتر اینو به جاش بگیر
هی،من نمردم
!عالیه
مجسمه های پلنگ؟ یه نقشه جهانی قدیمی؟
اینا همه مال واکانداست
بلک پنتر،یکی یه عالمه از وسایل شمارو دزدیده و اینجا گذاشته
اما نگران نباش.من حواسم هست ...زمانی که من
این یه ساختمان فوق سری واکاندانه
که با پیشرفته ترین امنیت محافظت میشه
چطور اومدی داخل؟ - با قدرت خودم؟ -
یه چیزی اشتباهه
...ساختمان داره منفجر میشه!اما نگران نباش.فکرمیکنم من
،خب،این جدیده.به جای اینکه انتقام جویان دنیا رو نجات بدن
.دنیا انتقام جویان رو نجات داد
ما باید به واکاندا بریم
وقت نداریم که توی عمارت وایسیم
من به زودی به واکاندا میرسم
برای ورود من آماده شید
اه،بسه.میدونی که من دیگه یه دزد نیستم من یه قهرمانم
تو به ساختمان من نفوذ کردی
اره،قبول میکنم اون بد بود
فردی که با تماس اضطراری تورو فریب داد از استعدادهای تو استفاده کرد
حالا اونا میدونن که چطور امنیت ملی
،خود واکاندا رو هم شکست بدن باتشکر از تو
.خب،من خراب کردم اما از کجا باید میدونستم؟
"ساختمان از بیرون که نگفته بود"واکاندا
چرا من باید واکاندا رو روی یه ساختمان بذارم؟
،مردم نباید درباره اهمیت های واکاندان بدونن
و نباید ازشون سو استفاده هم کنن
من ترجیح میدم چیزا رو با احتیاط پیش ببرم
،تو و من هردومون.من ترجیح میدم که مردم ندونن من یه دزد بودم
،و اینکه من کسی بودم که امنیت تورو شکستم
و اینکه من مثل یه احمق بازی داده شدم
ببین،من برای همه اینا متاسفم
عذرخواهی پذیرفته شد
اما تو باید عاقل باشی که کاری که کردی رو ساکت نگه داری
توی واکاندا،مجازات کارهای تو بده
بد،مثل...مرگ؟
بدتر از مرگ
من هرگز نمیتونم بفهمم که داری شوخی میکنی یا نه
!واکاندا
هیچ گزارشی از
مزاحمین توی بردارواکاندان نیست
اگه ما عجله کنیم،ما شاید بتونیم از اشتباه تو برای تبدیل به فاحعه شدن جلوگیری کنیم
اینا دوربین های مقاوم دربرابر حمله است؟
تو سوال هایی مثل این میپرسی و نمیدونی چرا مردم هنوز تورو به عنوان دزد میشناسن
هی،من نمیخوام به کاخ تو نفوذ کنم
من دیگه اون آدم نیستم ،میدونی،هرروز
...من مثل یه دیوانه میجنگم که ثابت کنم - !بخواب -
!خب،ببخشید که اشاره کردم
چی؟سیستم از کنترل خارجه
میتونی خاموشش کنی؟ما باید خاموشش کنیم...به صورت دستی
!اه،اره
.اره!خیلی خوبه
،تلاش های شما سرگرم کننده است
اما درنهایت بیهوده
هدف ما خواهشه
خب،فقط این کیه که ما داریم ازش خواهش میکنیم؟
بارون زیمو
انتقام جویان قبلاً باهاش روبرو شدن
،پدر زیمو یکبار تلاش کرد که به واکاندا حمله کنه
.اما اون توسط پدرم،پادشاه تی'چاکا متوقف شد
پدر اون شکست خورد،همونطور که زیمو خواهد خورد
من پدرم نیستم من از او بهترم
و من به شدت موفق تر بودم
،با تشکر از مردمورچه ای،من الان میتونم نه تنها سیستم های امنیتی کاخ تو
بلکه کل ملت تورو کنترل کنم
تو به زودی با شکست آشنا میشی و همچنین با نبوغ عالی من
حالا ببین که امنیت واکاندان به دستورهای من گوش میدن
!درون ها دارن به سمت شهر میرن
این خشم خیلی جدی ایه
لطفاً،منطقه رو هرچه سریعتر تخلیه کنید
هی،شنیدید پادشاه چی گفت!همه به سمت تپه ها برید
گرسنه اید؟ یه ساندویچ مشت بخور
بلک پنتر درون های امنیتی رو ساخته که قوی باشن
اما اونا فنا ناپذیرنیستن
...من خجالت میکشم که کار خودم رو از بین ببرم
اما به هرحال اونا درحال ارتقا بودن
!هی!اینجا
!هزار امتیاز اگه مردمورچه ای رو بزنید
پایان خط
من داشتم درباره امتیازا دروغ میگفتم
اما میدونستید،درسته؟
!مرد مورچه ای،تحمل کن
!من...دارم...نیرو...کمک...هوایی خبرمیکنم
فکرمیکردم که رفتنی بودم
هنوز ممکنه اتفاق بیوفته
آخرین درون کاملاً از کنترل خارجه
اون به سادگی بقیه نابود نمیشه
صبرکن. تو به بقیه میگی آسون؟
یکی از اون تیغ های پرتابیت رو آماده کن
خطا نزن
پسر،چقدر انقدر هدف گیری عالی ای داره؟
!مردمورچه ای
.اون خیلی چشمگیربود
من پر از سوپرایزم
،همه سیستم های امنیتی غیرفعالن
و بارون زیمو خواست که از دورا میلاژ دوری کنه
زیمو دنبال چی بوده؟
،کاخ پراز ویبرانیوم نادره
تکنولوژی پیشرفته،گنجینه های عظیم
اعلی حضرت،ما چیزی پیدا کردیم
در مخصوص
همینجا مراقب باشید
ما دیگه سوپرایز غیرمنتظره ای نمیخوایم
،کاخ فعلی واکاندان درباره ویرانه های کاخ سابق دروغ میگه
که مستقیماً با معادن ویبرانیوم اصلی ما طراحی شده
معدن ها به دستور پدرم محدود شدن
تله های باستانی همه جا هستن
احتیاط کن
خب،چی اون پایینه که انقدر مهمه؟
نمیدونم.پدرم هرگز بهم راز رو نگفت
راز بزرگتر،دردسر بزرگتر
!تکون بخور
"احتیاط کن"
حله
بابای زیمو تلاش کرد که به واکاندا حمله کنه
پدر زیمو چی میخواست؟ - اون به دنبال قدرت بزرگ بود
اون تمام چیزیه که بابام گفت
صبرکن،صبرکن،اینو ببین؟
یه مکان عالی برای تله
ببین چقدر ورودی باریکه؟
!دیدی گفتم
... من کارمو میدونم یا من
مطمئنی این تله ها باستانین؟
اون شبیه تیغه برشه
اه،بسه"تیغه برش"؟ اون خنده دار نیست؟
اسکات،من میتونم شوخی های بد تورو تحمل کنم و باهاش کنار بیام
اما لطفاً ازم نخواه که بهشون بخندم
خب،باشه "از اونجایی که گفتی"لطفاً
جالبه
کل مبارزه نمونه مشابهی
،با افسانه شغال کنجکاوه
یه قصه واکاندایی ... که یعنی
به دستوراتم گوش بده
،چیزی درباره افسانه شغال کنجکاو نمیدونم
اما فکرمیکنم به یه کروکدیل بزرگ ختم شد
مثل اونی که اونجاست؟اره،اما اون معنی نمیده
...همه این تله های مرگ
چطور بارون زیمو از همه اینا گذشت؟
افسوس،که من اینکارو نکردم
به جاش،شما رو دنبال کردم
اجازه دادم که شما تله هارو غیرفعال کنید و منو به جایزم برسونید
...اون قرار بود فقط یه افسانه باشه
سنگ طلسم روح کروکدیل
،و با تفکر در دهه ها قبل
پدران ما روی این سنگ جنگیدند
خیلی قدرتمند و غیرقابل پیش بینی که نزدیک بود هردوی اونا رو نابود کنه
،تنها راه نجات اونا این بود که باهم کارکنند
برای غلبه بر قدرت این سنگ طلسم به ترکیب یه واکاندانی
و یه خارجی احتیاجه
پدرم هرگز چیزی درباره این نگفته بود
چرا واکاندانی ها راز هارو نگه میدارن؟
این مثل یه سرگرمی چشمی یا همچین چیزیه
پدرای ما روی آتش بس موافقت کردن و اونو اینجا گذاشتن،هرگز دوباره ازش استفاده نکردن
اما من قویترم
من قدرت اونو مهار میکنم جایی که پدرم شکست خورد
"تو هرگز قبلاً نگفتی"ممنون - چی؟ -
.بسه،بارون زیمو من تورو به واکاندا آوردم
من تورو به اینجا آوردم تو دوبار از من استفاده کردی
حداقل تو میتونستی یه "ممنون"بگی
اره،ادبم کجا رفته؟
لطفاً ،اجازه بدید که عمیق ترین قدردانیم رو بیان کنم
!نه!طلسم مال منه
،با توجه به افسانه
هیچکس نمیتونه روح کروکدیل شیطانی رو کنترل کنه
،اون از میل تو برای قدرت تغذیه میکنه
تورو کنترل میکنه
این برای حکومت بر ضعفاست
من نه.زیمو نه
من اتفاقی میخوام که جیغ زدن رو تموم کنیم
داره چی میشه؟
روح کروکدیل داره بدن و مغز زیمو رو تحت کنترل میگیره
بدترین بخش های اونو میگیره اونو به یه هیولا تبدیل میکنه
اون به نوعی داره ویبرانیوم رو کنترل میکنه
اما قادرنیست که خودشو کنترل کنه
،تبدیل شدن به اون سایزه یه چیزه
وقتی قوی بشه یه چیز دیگه
تو یه بار تونستی به اون سایز تبدیل شی
نه!منظورم اینه،من بزرگ شدم،اما دیگه نه
اون خیلی زشته
تازه،من یه ایده دارم زودباش
،اگه ما نتونیم زیمو رو بزنیم ما طلسم رو میزنیم
من میخوام تلاش کنم و اونو ازش دورکنم
انجامش بده من حواسش رو پرت میکنم
زیمو!این پایین!منو میبینی؟
فکرمیکنم اون منو دید
اونجوری که فکرمیکردم پیش نرفت
،با توجه به افسانه
انرژی های بی ثبات دارن توی بدن زیمو ساخته میشن
،اگه زیمو نتونه انرژی هارو کنترل کنه
اون میتونه کل شهر رو با خودش خاکستر کنه
،میدونم بابای تو چیزی درباره سنگ طلسم به تو نگفت
اما چیزی هست که بتونیم علیهش استفاده کنیم؟
نقطه ضعفی هست؟اگه باشه،من نمیدونمش
البته هیچکس چیزی نمیگه
چون اونا نمیخوان ابهتشون رو از دست بدن
تو تونستی بزرگ بشی
،اگه بتونی به اندازه زیمو برسی اون میتونه تفاوتی ایجاد کنه
زمانی که بزرگ میشم،من بیهوش میشم
بعدش من هزیون میگم.نمیدونم حتی بتونم دوباره انجامش بدم
فهمیدم.تو نمیخوای خودتو خراب کنی
ما خیلی وقت نداریم.اگه هنوز میتونی انجامش بدی،سریع انجامش بده
هیچ اتفاقی نمیوفته
!زیمو
تو نمیتونی کنترلش کنی
گرسنگی تو برای قدرت اون تو و هزاران بی گناه رو نابود میکنه
نه،بلک پنتر
ببین چطور از قدرت استفاده میکنم !طوری که به من تعلق داره
لباس تو از ویبرانیوم ساخته شده
،حالا من ویبرانیوم رو کنترل میکنم !که یعنی تورو کنترل میکنم
!اه،زیمو
من اینجام که جوک بگم و بزنمت
و من دیگه جوکی ندارم
خدارو شکر
!سعی کن محکم بگیریش - گفتنش برای تو آسونه -
بهانه نباشه تو میتونی انجامش بدی،اسکات
!تی'چالا،دارم از دستش میدم !نمیتونم تحمل کنم
...چیزی که زیمو گفت
!اسکات،نمیتونم تنهایی انجامش بدم
!این به یه واکاندانی و یه خارجی باهم نیاز داره
!سنگ طلسم رو بگیر!زودباش
!ما وقت نداریم
!نه
مردمورچه ای!میشنوی؟
!اسکات
چی؟
،هی،رفیق من وسیلت رو پیدا کردم
به کسی نگو که من هزیون گفتم،باشه؟
زودباشید،بچه ها،مراقب باشید
.اون چیز گرونه من یه تمدن دارم که مراقبش باشم
ما آخرین فایل شمارو دریافت کردیم
من فکرمیکنم این دقیق ترین گزارشیه
که تاحالا از واکاندا ثبت کردی
خب ،گذشته،من دلیلی برای حفظ اطلاات
داخل سیستم های واکاندان داشتم
اما من دارم با نگه داشتن یه عالمه راز کنار میام
اسرار زیاد،مشکلات زیاد
به بقیه انتقام جو ها بگو که ما برای چند روز توی واکاندانیم
مردمورچه ای داره توی تعمیر و طراحی دوباره امنیت ملی کمکم میکنه
این هوشمندانه است؟چون،بالاخره اون یه جنایتکاره
هی!بسه،پسر
و حالا حتی یه روبات هم منو مسخره میکنه
من سزاوارش نیستم
تو هرگز نگفتی که با طلسم چیکارکردی
من اونو یه جای امن گذاشتم یه جایی که فقط خودم میدونم
نمیخوای به من بگی؟
چه اتفاقی برای"اسرار زیاد،مشکلات زیاد"افتاد؟
نه،به هیچکس نمیگم
همم؟
بعداً بهت میگم
:تیم ترجمه دانلود ها تقدیم میکند WwW.Downloadha.com
:ترجمه و زیرنویس از Sep Sensi
Downloadha.com Presents
Translated By: Sep Sensi
:کاری از تیم ترجمه دانلودها WwW.Downloadha.com
:ترجمه و زیرنویس از Sep Sensi
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.