All language subtitles for Queen.of.Spades.Through.the.Looking.Glass.2019.1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقدیم به همه ی پارسی زبانان جهان مترجم:LO(V/S)ER

دوستان این زیرنویس با زحمت بسیار تهیه شده،درضمن اولین تجربه ی بنده در ساخت زیرنویس هست.لذا اگر اشتباهی یا کم و کسری ای در زیرنویس احساس کردین.ازتون معذرت میخوام.به زور گوگل ترنسلیت از روی زبان ویتنامی براتون به فارسی ترجمه کردم.حالشو ببرین

هی،مرد

آرتوم صداش رو خفه کن

اسگل خان میگم صداش رو کم کن- مامان ببین باز بهم گفت اسگل خان-

من فردا امتحان دارم

-اولیا،یکم با برادرت مهربون باش. -من که پرستارش نیستم.

بسته دیگه،این قدر سرو صدا نکن- برش گردون-

بازی تموم شد- برش گردون اینجا-

الان حسابت رو میزارم کف دستت- بسته گوش کنین،همین الان تمومش کنین!-

مامان- مامان!-

.تاتجانا تا لحظه آخر برای نجات فرزندانش جنگید

اون موفق شد اما به بهای جون خودش

.ما همیشه فداکاری و ایثار اون رو به خاطر خواهیم سپرد

.اون(زن)با نهایت عشق پاک و عاشقانه ی مادری مُرد

.اما میراث او هنوز با گِدآچنیس زنده است

.تاتجانا یک قهرمان بود شوهرش در خارج زندگی میکنه

اون زن و بچه اش رو ول کرد؟واقعا؟چطوری تونست؟!

بچه های بیچاره!- اونا چی میشن؟- !احتمالا به یه مدرسه شبانه روزی فرستاده بشن-

بس کنید دیگه- صدای اون دیگه هیچ وقت شنیده نخواهد شد!-

قلب عاشق اون آخرین خاطره ای بود که در یاد ها باقی موند

.تاتجانا،تو زندگیت رو بیهوده فدا نکردی

آرتوم،پسرم- بچه های تو الان اینجا هستند-

!کمکم کن،پسرم

!!آرتوم،نجاتم بده مامانی؟-

...نجاتم بده.پسرم،آرتوم- مامان؟-

آرتوم- مامان،اون اونجاست،صداش میشنوم بزارش بهش بگم-

بزار بگم- آروم باش-

.مامان

خواب بد دیدی؟

روانشناس مدرسه ما کارش خیلی خوبه

.ما نیازی به توصیه های یه راننده نداریم

من فقط میخواستم کمک تون کنم

میشه فقط بدون حرف زدن راتو بری؟

بیشتر از این چیزی ازت نمیخوایم

فهمیدم.ساکت میشم

بالاخره رسیدیم

تا اون موقع جا برای گروه های دیگه هم باز کنین

معذرت میخوام،چند نفر تازه وارد داریم-

روز خوش- خوشت باشه-

سفر چطور بود؟- اتفاقی نیوفتاد-

بچه های گد آچنیس اینجا هستند. .من هلا والنتینا هستم

.و بله دبیر خودتون رو بشناسید.ایشون هم به شما درس خواهند داد

من ایگور هستم.خیلی خوشبختم

.همینجا دور و بر مدرسه هستم دنبالم بیاین

بیا بریم- خفه بابا-

صبر کن.همونجایی که هستی واستا

این قدر بی ادب نباش- اون فقط یکی از فاحشه هاته-

نشنیده حسابش میکنم- .من درست پشتت هستما

بیاین بریم

.اونا دیگه توهین نمیکنن- کی روز جمعه رو برای من برداشته؟-

مامان

میتونی یه اتوبوس بگیری- اما یه ماشین اینجا هست-

تنهایی فکر کردی؟تو فقط بلدی پولات رو برداری ببری با اون حروم کنی

خیلی ببخشید،معذرت میخوام.از دیدن شما خوشحالم

من میخواستم به خاطر کمک مالی جدیدی که به هیئت مدیره ی مدرسه صورت گرفت از شما تشکر کنم

ما بالاخره میتونیم سمت چپ مدرسه رو نوسازی و تعمیر کنیم

من کاری نکردم واسه بچه ها- عزیزم،کارت خیلی طول میکشه؟-

یه دقیقه وایسا لطفا.بسیار خب

هفته بعد می بینمت- میبینمت،فعلا.-

خودشیرین

...ما منتظر اسناد تا روز جمعه هستیم،اما فروش ما

من میتونم برم؟- بله بله-

جلسه باید برگزار بشه کارها یکم تا هفته بعد طول میکشه بسیار متاسفم

خب- اوه مامان اون پسره رو میبینی؟-

اما هیچ بهونه ای نباشه- خیلی هم عالی،خیلی لطف میکنید-

چند دفعه باید بگم؟- آلیسا،دارم با گوشی حرف میزنم،آروم باش

بله،متاسفم،میشنوم- باید بعدا زنگ بزنم بهت؟-

سلام ایگور- روز بخیر آلیسا-

بیاین بریم

ایگور بچه های خودتن؟-

نه اینا دانش اموزای جدید هستن،اُولیا میاد کلاس شما

واقعا؟خیلی خوبه.یه تخت هم تو اتاق ما خالیه

آلیسا ازت خواهش میکنم یکم اون آرایشت رو پاک کن

- اتاق42,زودباش،زوباش الیا زودباش

بجنب،دنبالم بیا

مدرسه شبانه روزی ما همین اواخر باز شده

اما الان تبدیل به بهترین مدرسه شده.از این طرف لطفا

ما میخوایم دانش گسترده خودمون رو انتقال بدیم

توسط ازمون های مقدماتی ای که توسط معلمان در سراسر کشور گرفته میشه

و البته که درفضایی دلپذیر

علاوه بر این از پیشنهادات نحوه ی آموزشی هم استقبال میکنیم

از این طرف لطفا

این پشت خوابگاه دختراس واین ور هم خوابگاه پسرا

کلاس ها از ساعت هشت شروع میشه در بین روز شش ساعت هم فقط استراحت دارین

ساعت ده شب هم خاموشیه

لطفا توجه داشته باشین که اجازه ندارین به این بخش وارد بشین

این یه سازه از ساختمانه،ساخته شده در قرن نوزدهم

این طرف هم محل استراحت معلمان

شما میتونید در وقت آزادتون یا استراحت کنین یا به انجام تکالیفتون بپردازید

شما قراره تو یه اتاق،مشترک باهم باشین

ولی من این رو نمیخوام

اما پدرتون از ما خواستش که- اون پدر ما نیست-

زودباش.بیا بریم کوچولو از این طرف

به هر حال اون ناپدری و قیّم شماست

.شما قراره باهم زندگی کنین منم مادر بچه کوچولو ها نیستم-

یکم پیش گفتین یه تخت تو اون اتاق هست.همون رو برمیدارم

غیر قابل انتظار بود

اینم بفرست پیش بقیه پسرا

بیا بریم

سونیا،نون سبوست رو بخور- اها،دارم میخورم-

دوست دخترت خیلی باریک و رو فرمه برخلاف تو

خیلی ممنون و سلام مارینا- سلام آلیسا-

تا بعد مامان- ویادت باشه بعد از ساعت هفت چیزی نخوری-

!چیپس

با تشکر از شما بهترین دوست

!من فقط دارم به دوست دختر چاقم خدمات رسانی میکنم

آره خیلی معلومه از این رفتارات قشنگ من رو دوست داری

پدر و مادر شما دَکتون کردن؟

اره یه جورایی

برش گردون - سینه هام رو خیلی کوچیک کشیدی مال من اینجوری نیس

اولا این هنوز کامل نشده و دوما این نقاشی جنابعالی نیست

این داداش کوچیکه ماست.و همین طور عزیز دوردونه

و آخر هفته ها هم اون همه چی رو تماشا میکنه- من دوبی هستم.همیشه اینجا زندگی میکنم-

سلام به همگی- سلام-

تکالیف انجام شده؟- بله-

و اینم کیریل.الیا هم اتاقی جدید ماست

فیزیک و هندسه

خیلی خب

میرم چایی بگیرم

همین بعد از ظهر؟- الیا؟-

آرتوم پیش بچه هاس تو اتاق شماره ده

من اهمیتی نمیدم

آلیسا نگاه کن.دوست دختر آیندت داره ایگور رو از راه به در میکنه

ایگور احمق نیست.این تیپ دختر هارو هم دوست نداره

...معذرت

چرا وقتی از کسایی که کنارمون هستن خوشت نمیاد اذیتشون میکنی؟

تو فقط بخور

آرتوم

دلبندم

آرتوم

تقریبا داشتم جوون مرگ میشدم! خفه خون بگیرین.الان توجه همه رو جلب میکنید

چرا هنوز تو رخت خوابین؟نکنه یادتون رفته؟

سلام عرض شد- یا نکنه از پارتی بدتون میاد

بلند شید!بلند شید!بلند شید!

داشتی در میرفتی؟ پ ن عقل کل داشت میرفت کلاسش-

بیدار شدیم جناب،حالا چی؟

باید یه نوشیدنی با ما بزنی!- واوو ها-

بله،دختر شجاع

فکر خوبی نبود شبونه این کار رو بکنی.باید حداقل تا صبح صبر میکردی

بهترین زمان برای در رفتنه

دوبی،اون دلایل خودش رو برای فرار کردن داره و ما فقط کمکش میکنیم

منم میخوام فرار کنم

تنها راهش از راه پنجره هاس که تو نمیتونی رد بشی

گاو احمق- خودتی-

همه میخوان از اینجا فرار کنن غیر از یه نفر-

!!دوبی جیگر

من یک بورس تحصیلی رو در رقابت "نم" به دست آوردم.

پس یعنی داوطلبانه اومدی اینجا؟- اینجا یه مدرسه عالیه-

خیلیا اصلا قدر امکانات اینجارو نمیدونن

دوبی،این قدر مزخرف نباف،الیا،اگه حوصلت سر رفته بهم بگو

چرا گفتی صبح زود بهتره؟

به خاطر کامیون حمل زباله ها

درضمن،رانندش هم هرجا خواستی پیادت میکنه

شوخی کردم،میتونی تو کامیون قایم شی

آرتوم

عزیزم- مامان-

کمکم کن

تو میتونی نجاتم بدی،آرتوم

مامان.مامان

کمکم کن- مامان-

آرتوم

من درست پشت در هستم

عزیزم

کمکم کن

عزیزم.آرتومم،کمک کن

مامان- نجاتم بده - عزیزم.سریع،زودباش

مامان.مامان.مامان.مامان

الیا- تو چرا تو تختت نیستی؟-

!مامان زندس- ببند گالت رو-

من دیدمش- خفه-

مامان،اون زندس- بهتره ساکت شی

من برش میگردونم

مامان منتظره- اتاق شماره ده کجاس؟-

من نشونت میدم- تو باید باهام بیای.بهت میگم کجا دیدمش-

من باهات میام- تو باید بلافاصله برگردی تو تخت خودت-

فهمیدی؟- زودباش،بجنب،سریع

منم باهاش میرم

الیا،مامان اون جاست- ساکت باش-

اون،اون پشته- گفتم خونسرد باش.آروم بگیر-

ولی مامان اونجا بود.من مامانمو میخوام- آرتوم-

وایسا.برگرد اینجا

چه خبر شده اینجا؟

بگو،الان دیوونه شدی؟-

پشت همین جاست- ولش کن-

چی شده؟- بیخیال،ما هم میخوایم بدونیم چی شده-

اون اینجاست

اون اینجاست

برو همین الان بخواب- همین الان.زودباش مامان اونجاس-

هیش!هیش- مامان.اون اون جاست-

بزار ببینم- خونسردباش-

واو.خیلی باحاله

خنگ الاغ- داداشت حسابی قاطی داره-

خفه بابا

واو

چه عجیب غریب

چرا اونا باید به این چیزا نیاز داشته باشن؟

اینجا یه بویی میده

دوبی،مراقب باش،لعنتی

آلیسا،یه عکس ازم بگیر

آرتوم،ای کله پوک.من دیگه دنبالت نمیام،زودباش،همین حالا

مامان همین جاست- خفه شو-

الیا،مامان اینجاس

بهت گفتم بیا بریم- اما مامان زندس-

این پسر کوچولو عقلش رو از دست داده- نگاه کن-

یه نقاشی از یه راه پله اس

شما نمیدونید چیه؟- نه-

پس حتما داستان ملکه سایه هارو نشنیدین

لابد داستانیه که قبل خواب بچه ها تعریف میکنن

بهشون توجه نکن- این داستان باعث میشه مو به تنتون سیخ بشه-

فقط مو های تنمون سیخ میشه یا یه جاهای دیگمونم سیخ میشه؟-

بقیه رو هم هم خبر کنیم؟- از خودم در نمیارم این یه افسانه باستانیه-

این قدر ترسو نباش دوبی- -همین الانشم خودشو خیس کرده-

خودتو خیس کردی؟- من ترسو نیستم-

خب حالا چه جوری کار میکنه؟-

به یه شمع نیاز داریم

بعد باید سه بار بگیم

ملکه سایه ها ظاهر شو- خیلی خب حاضر شید-

ملکه سایه ها ظاهر شو

ملکه سایه ها،ظاهر شو ملکه سایه ها ظاهر شو

حالا یه آرزو بکن- آها-

من آرزو میکنم یه میلیونر بشم- به گروه خونیت نمیخوره-

اه،آرزو میکنم مدرسه آتیش بگیره- شمع رو بده من-

آرزو میکنم زن بابام یه مرگ دردناک و وحشیانه داشته باشه

چطور بود؟حالا تو

نه ممنون،آرتوم بیا بریم،زودباش- صبر کن یه دقیقه وایسا-

پس بمونید همینجا- یعنی هیچ آرزویی نداری؟!،الیا؟-

من یدونه دارم- ایول پس به تلاشت ادامه بده-

میشه گوشاتون رو بگیرید؟- ما همین الانشم میدونیم چه آرزویی داری-

چه آرزویی؟- یه خوراکی-

نه اشتباه میکنی- پس حتما ساندویچه-

الاغ

من آرزو میکنم

دیگه جاق نباشم

حالا تو

بچه ها من یه درخواست خیلی بی نظیری دارم

...آرزو میکنم ایگور من رو تو یه جای خلوت بوسم

آلیسا.صبرکن- چطور-

اینجا بچه هست- خب-

من آرزو میکنم

ایگور دوستم داشته باشه فقط همین

اینجا چیکار میکنی؟

من آرزو میکنم

مادربزرگم رو قبل از اینکه بمیره یه بار دیگه ببینم

هی

من همتون رو میکشم

اسکیسی- ای احمق-

همگی از این طرف فرار کنین

من میخوام مامانم برگرده

و همیشه پیشم بمونه

خواهش میکنم

حسابت رو میرسم،سونیا

همون طور که میدونید،دین اکثریت مردم بین النهرین پولیتیسم(شرک) بوده

این نشان دهنده ی اعتقادات و فرقه های آنها بوده

آشوری ها، اکبدیایی، سومری ها و ...؟

وچی؟یدونش موند کی میدونه؟-

خب؟هیچ کس؟

البته،بابلی ها

سونیا- هرکدوم از اونها خصوصیات خودشون رو داشتند-

همچینین سنت ها واداب رسوم های خودشون رو

ببخشید-

سونیا،همه چی رو به راهه؟- متاسفم،من باید برم بیرون-

متاسفم.دوباره دیر کردم

.اما مردم این بین النهرین نیز به شیاطین و روحیه تند و زننده اعتقاد داشتند

کارت تمومه

اونها برای اعتقاداتشون دلایل و راه های برای محافظت از اون سنت داشتند

کیریل

داشتم راجبه چی صحبت میکردم؟- احتمالا درمورد زن های لخت-

اولیا یه لحظه بلند شو- اتفاقی افتاده؟-

جنابعالی دیشب میخواستی از مدرسه فرار کنی بری خونه؟-

میخواستم هوا بخورم- تنهایی هوا بخوری؟-

بله تنها

از اونجایی هنوز همین جا حضور داری از مجازاتت صرفه نظر میکنم

من به شما یادآوری می کنم، چون شما باید بعد از ساعت 22(ده شب) تو اتاق بمونید.

کاملا روشنه؟

پرسیدم کاملا روشنه؟

خیلی ممنون

داشتی میرفتی پیک نیک؟

لعنتی

اره راستش

فکر کنم می خوای به مسکو بری،جایی داری توش زندگی کنی؟-

میرم پیش دوستم

پس آرتوم چی میشه؟

اهمیتی نمیدم.بره جهنم

...اولیا مادر شما مطمئن نیستش که

مادر من مرده

و من دیگه نمیدونم اینجا باید چیکار کنم.- بله،این خیلی دردناکه-

اما آرتوم هنوز فراموش نکرده،اونم درست مثل تو از مرگ مادرش زجر میکشه

ایگور، من فکر کردم شما یک معلم هستید و نه روانشناس.

بگیرش

خیلی ممنونم.جبرانش میکنم

حداقل یه نامه یا یه پست کارت بفرست

مامان؟

آرتوم

آرتوم

آرتوم صبر کن

اونجاچیکار میکنی؟بیا این طرف

مامان اونجاست.من میخوام برم پیشش

تو عقلت رو از دست دادی.از اب بیا بیرون

تا سه میشمرم،یک

دو

.....س

نگران نباش همه چی مرتبه

بزار دوباره بپرسم.چرا اون رو بردیش تو اب؟-

همون طور که گفتم یه زن تو اب بود.کاملا سیاه بود.کار اون بود

وهمچنین اون بود که میخواست آرتوم رو غرق کنه؟-

کار من نبود- ما همه مون شاهد این بودیم قبلا که-

چقدر جنالعالی نسبت به برادر خود بی فکر و بی رحم بودید

این کاملا فرق میکنه آرتوم خودت بهشون بگو

اولیا.من خودم دیدم

نکنه ترسوندیش که حرفی نزنه.راستش رو بگو.حرف بزن

آی آرتوم- اولیا-

آرتوم.ب..بهشون بگو که من پریدم تو آب تا تو رو نجات بدم

بهشون بگو که تو هم اون زن رو دیدی

چرا لال شدی حرف بزن

اولیا گوش کن- چرا لال شد آرتوم؟-

اولیا بس کن- چرا؟-

بس کن همین الان

بسیار خب،من بعد قراره که جنابعالی دیگه به برادرت نزدیک نشی

وعلاوه براین،من این موضوع رو به پدرت هم اطلاع میدم

چرا هی بهم زنگ میزنی؟

کیریل.پسرم.میدونی که من خیلی دوست دارم درسته؟

مستی؟

مادرت رو هم دست داشتم

خواهش میکنم من رو ببخش

بابا،چی شده؟دیانا چرا اونجوریه؟

من یه اشتباهی کردم

من فکر کردم با اون شاد تر هستم

- چه اتفاقی برای دیانا افتاده؟ - همه چیز امنه

چه اتفاقی افتاده الان راجبه چی داری حرف میزنی؟

لطفا مراقب خودت باش

خیلی متاسفم.- بابا-

چی کار داری میکنی بابا؟خواهش میکنم نکن

اولیا

اوه ببخشید

چی میخوای؟

اولیا،من باورت دارم.من فکر نمیکنم که برادر تو

...میخواسته تو رو- خیلی ممنونم ازت وغیر از تو کی باور میکنه؟-

چون این زن سیاهپوش...- از کجا شنیدی؟-

ایگور به من گفت،اولیا

اون زن یه سر تاس(بدون مو)داشت؟

گفته شده که ملکه سایه ها تاس بوده

چرا همتون به من خیره شدید؟- کیریل،خونسردباش-

چی میخواید ازم؟- کیریل،کیریل-

راه رو باز کن.متفرم ازتون.زودباش عجله کن .از جلو رام بکش کنار

آروم باش- از سر راهم برو کنار-

خونسردباش.من مطمئنم حال مادر خوبه.همه چیز رو به راهه.الان آرومی؟-

خیلی خب پاشو- جمع نشید،همتون برگردید کلاس هاتون-

همتون برگردید سرکلاس هاتون- من خوبم،فهمیدم بابا. برو،برو.حرکت کن-

ساکت باش.نفس عمیق بکش- چی میخواد؟-

خب چه اتفاقی افتادش؟-

پدرش دوست دخترش رو کشت و بعدش خودکشی کرد.

این کار ملکه سایه هاس

باز دیوونه شدی دوبی؟- اون فقط مزخرفات بود

من باید آرتوم رو پیدا کنم

اولیا،کیریل دقیقا همین آرزو رو کرد

آرتوم

آرتوم چرا به اونا هیچ چی در مورد اون زن سیاه پوش نگفتی؟

بهم اجازه نداد بگم

اون زن کیه؟

خودت بزودی می بینیش

آرتوم تو دیشب هم ملکه سایه هارو دیدی درسته؟

ببخشید

من از این بعد باید مراقب آرتوم باشم تا ازش دور باشی

دستور مدیر مدرسه اس- اما اون برادر منه-

میدونم اما همین الان باید از اینجا بری.- بیا بریم.

بریم.بریم

من یه سری اطلاعات در مورد این افسانه در آوردم

اولین مالکش کونتس اوبولنسکا بود.

یه زن تنها و دل شکسته بود

در سال1888قلعه (خانه)ی خود را تبدیل به یک یتیم خانه کرد

سپس در طول دو سال 19کودک را در یتیم خانه کشت

بر اساس گزارش رسمی،اون این کار را به خاطر کمک هزینه ها انجام داد

اما همچنین نسخه ی دیگه ای از داستان وحود داره

نترس

من این روح را در عوض روح دیگری می دهم. شیطان پروردگار من است، اوست که ابدییست.

این قربانی را بپذیر،این قربانی را بپذیر،این قربانی را بپذیر،

شیطان!این روح را به عنوان هدیه از من بپذیر و روح نیکولای من را برگردان

این روح را در عوض روح دیگر به تو پیشکش میکنم

نیکولای ام را برگردان،نیکولای ام را برگردان

ای شیطان.من هرکاری برای نیکولای میکنم.نیکولای را برگردان و بعد هر چه میخواهی بکن

اون یه جادوگره،بکشیدش

بمیر،تو یه هیولایی- جادوگر رو بکشین،موهاش رو ببرید-

آیین های شیطان پرستیش رو در یک اتاق مخفی انجام می داد

اون زن به شیطان دعا کرد

کشاورز ها زبونش رو بریدند،مو هاش رو زدند و به قتل رسوندنش

اگه بخوایم این افسانه رو باور کنیم طبق این افسانه اون همه رو نفرین کرد وگفت انتقام خودش رو میگیره

اون زن راهی رو پیدا کرد تا روح خودش رو در آینه احضار کنه

تا ابد جاویدان باقی بمونه

و حدس میزنم الان به عنوان کونتس اوبولنسکا شناخته میشه

ملکه سایه ها- و ما الان داخل قلعه(خانه)ی اون هستیم

خیلی از کشاورز ها و بچه هاشون نیم سال پس از مرگ اون زن به طرز عجیبی فوت کردند

اونا پس از اینکه یک زن مو بریده شده در آینه ظاهر شد مردند

هی

چرا شما دوتا تو تخت تون نیستین؟

من....به اولیا تو یه مقاله کمک میکنم

الان دیر وقته،فردا بهش کمک کن.برید اتاقتون

بانوی سیاه پوش

من نمیدونم ایا واقعا شما وجود دارید یا نه

اما اگه واقعی هستین

پس لطفا پدرم رو برگردونین

من واقعا نمیخواستم این اتفاق بیوفته،واقعا

چیزی که آرزو کردم واقعا چیزی نبود که میخواستم

لطفا پدرم رو برگردون

!بابا

!بابا

لطفا من رو ببخش به خاطر کاری که کردم

من نمیخواستم این اتفاق بیوفته

بابا،خواهش میکنم،من رو ببخش.قسم میخورم این واقعا چیزی نبود که میخواستم

از ته قلبم میگم راضی نبودم همچین اتفاق وحشتناکی بیوفته

من رو ببخش،بابا،من رو ببخش

چه اتفاقی داره میوفته؟

دخترا و پسرا گوش کنین.گوش کنین

امروز هیچ کلاسی برای آموزش نداریم

ساکت- ساکت باشید-

همه ی شما با هم به جنگل میرید برای جست و جوی دانش آموز کیریل ماکشانوو

اون گمشده

چی کار میکنی؟

متاسفم

کیریل

کیریل

کیریل- کیریل-

کیریل

کیریل- کیریل-

-کمی سریعتر، بچه ها- اینجا در دهه شصت، یک اردوگاه تابستانی بود.-

سه بچه در اینجا گمشدن- کیریل-

در دهه نود(1990)اینجا تبدیل به یه چشمه آب گرم شد.سه بچه مرده و دو گمشده

سونیا،مریض شدی؟

نه احتمالا باید صبح چیز خیلی بدی خورده باشم

کیریل

کیریل

کیریل

کیریل

کیریل

کمکم کنین،کمکم کنین

چی شده؟- اونجا-

اونجا چیه سونیا؟- یه زن اونجا بود،کاملا سیاه بود-

خیلی خب،آلیسا.برش گردون به اتاقش،زودباش

سخت نگیر- و شما ها به جست و جو ادامه بدین

بگردین

من دیدمش،راست میگم

آره،درست،به نظر یکم خوراکی لازم داری

سونیا،دقیقا کجا بود؟

16,17,18,19

درست به همون اندازه که کونتس بچه کشت

یوجین(اسم دیگه ی دوبی)بیا اینجا

ن(نیکولای)اوبولنسکی.بچشه؟

اون تنها پسرش رو کشت؟

به نظر شبیه یه ملوان کوچیکه- من قبلا دیدمش-

اون زن نکشتتش

کار بچه های دیگه بود.اونا عروسک مورد علاقش رو داخل دریاچه انداختن

اون برای بیرون آوردن عروسک رفت تو اب و غرق شد

اون برای انتقام گرفتن روح خودش رو به شیطان فروخت؟

همه این داستان ها .ساخته های من در آوردی کشاورز های قاتل بود

اونا با این بهانه روی قتل سر پوش گذاشتند و تمام دارایی هاش رو به سرقت بردند

اون فقط مادری بود که بچه اش رو از دست داده بود

این اتفاق قلب اون رو شکست

بیخیال

خیلی خب بچه ها برگردین پیش بقیه زودباشین

عجله کنین

اون چطور کونتس رو میشناخت؟

هی صبر کن،این همون عروسکه؟

آرتوم،تو و خواهرتی؟

نه،من و مامانم

چقدر قشنگه

میشه نقاشیت رو ببینم گوشا؟- هنوز تموم نشده-

خیلی خب.صبر میکنم تا کاملش کنی.آفرین.بسیار خب حالا گوشه هارو رنگ کن

چرا نقاشیش میکنی وقتی که مرده

از اونجایی که قراره رنگ کنین بهتره از رنگ های شاد استفاده کنین

چ.چی شد؟

چی شدش گوشا،نشونم بده کجات زخمی شده

من به گوشا گفتم،بزار اونا بفهمن که تو مجازاتش کردی

اون تقصیر خودش بود

مامان کی برمیگردی پیشم؟

مامان؟مامان؟- آرتوم-

داری با کی حرف میزنی؟- با مامان-

آرتوم

مامان مرده.وخودت هم میدونی

مامان گفتش تو رقت انگیزی

اون گفت تو دوستم نداری

مامان هیچ وقت همچین چیزی نمیگفت

چرا به گوشا صدمه زدی؟

کی این عروسک رو داده بهت؟- مامان داد-

بزار ببینمش- بهش دست نزن-

مامان گفت میخواد همه ی شما هارو ببره پیش خودش

یه جیز معرکه آوردم برات

ممنون- حالت چطوره؟-

...بهترم.نه زیاد

الان میتونم همه چی بخورم غیر از این

اگه نخوریش مجبورم بگردم دنبال یه دوست دختر چاق دیگه

آلیسا

آلیسا

چی میگی؟کارایی که میکنی اصلا من رو نمی ترسونن

از الان به بعد اصلا به چیزی توجه نمیکنم

من عاشق چاقی هستم.همه جیز رو میخورم

خب؟حالا چه غلطی میخوای بکنی با این جادوگر؟

دومین آرزو هم به حقیقت پیوست- دوبی این قدر خرافاتی نباش-

به خاطر تو سونیا این خرافات رو باور کرد

این خرافات نیست.کیریل و سونیا آرزو هاشون برآورده شد

یه پسر گمشده،یه تیغ پیدا شده در غذا،یک صورت زخمی شده

اونم وقتی که تو مدیر بودی

میخوای راجبه این ها گزارش بدی؟میدونی اگه اسپانسر هامون بفهمن چی میشه؟

اون وقت هیچ مدرسه شبانه روزی ای تو رو به عنوان یه معلم نمی پذیره

بهت قول میدم

اینجا واینستید و خیره بشید

اقای ایگور،بیاین ما باید یه جیزی رو فورا بهتون نشون بدیم

یه انبار پر از زبالس،همش همین

اینجا نشون میده،یه نقاشی روی دیوار هست

در ابتدا به نظر میرسه یه مراسم قربانی کردن رو نشون میده

نشان دهنده ی یک مراسم احضار روح- نماد ملکه سایه ها

همینه- ایگور،دیدی درست میگفتیم مگه نه؟

نه

این یه نماد باستانیه که نشون دهنده اینه که یعقوب پیامبر به سمت راست میره(راه راست در ادیان معمولا به بهشت اشاره داره)

و شیطان هم به راه چپ(به جهنم)

چطور میشه پیمانی رو که با شیطان بسته شده پس گرفت؟

با توجه به برخی افسانه ها،دستور العمل هایی برای عوض کردن قوانین هست

شما هر چیزی رو خواستین برمیگردونین- پس آرزوها چی میشه-

...بچه ها شما زیادی راجب این نگران هستین اما شما راجبه این آیین چی میدونین؟-

بسیار خب اگه شما میگین اون بچه ها رو اینجا به قتل میرسوند

پس باید اینجا یه تونل یا زیرگذری وجود می داشت

ایگور،ببین

خیلی خب کمکم کنین

همین طوری نگه دار

دیگه کی تو زیرزمین بود؟

دوستمون.سونیا....گریشوا

اونم یه ساعت پیش مرده

حتما خودکشی کرده،یحتمل درگیر موضوع عشقی با کیریل بوده

حرفمون رو باور کنین،این تصادفی نیست- درسته فهمیدم.لابد دست سرنوشته

شما باید الان با ما بیاید- برای چی-

برای پاره ای از توضیحات- ...میتونم بیام ولی الان اوضاع مدرسه

مدرسه همین الان درش تخته میشه-

شورای والدین دانش آموزی در مورد اتفاقات درجریان قرار گرفتن

چی؟- امنیت بچه ها در معرض خطر قرار گرفته-

با من بیا

پس ما چی؟

من الان زنگ میزنم به مادرم

شما فعلا پیش من می مونید

آرتوم هم همینطور

تو خویشاوندی داری؟- مادر بزرگم-

اما اون خیلی دور از اینجا زندگی میکنه

گوشا،پدرت اومده دنبالت- بابا،بابا-

بابا این همون چیز بود که میخواستم- زودباش عزیزم.میخوایم بریم خونه-

خیلی ضروری بود که زنگ زدی آلیسا؟- سلام مامان،کجایی؟-

نمیتونم الان صحبت کنم،آلیسا- چی شده؟-

بعدن باهات تماس میگیرم- هنوز سرکاری؟-

باهات تماس میگیرم- دوساعته که اینجا منتظرت موندم-

متاسفم تا بعد

من خیلی از رفتن به خونه خوشحالم-

زهر مار

همه چی رو آوردی؟- آره-

ایگور صبر کن

میتونم باهات بیام- مادرت نمیاد سراغت؟-

بزار برم- لال بگیر-

دست از سرم بردار.من نمیام.مامان اینجاست،من اینجا پیش مامان می مونم

چی میگه؟- من همینجا می مونم،ولم کن-

سخت نگیر- بیا بریم-

زودباش- من با شما نمیام-

ساکت باش، درست میشه- من پیش مامان میمونم-

آروم باش، آروم

آرتوم،واستا،آرتوم

دوبی جایی نرو خواهش میکنم

سوار شو من همین الان برمیگردم

آرتوم

آرتوم

همون جا وایستا

آرتوم،صبرکن

من میدونم کجاست

یوجین

یوجین

یوجین

چی؟

یوجین عزیزم

من از دیدنت خیلی خوشحالم

چطوری اومدی اینجا؟- من همین جا بودم،زمان من به سر رسیده-

نه- چرا رسیده-

نه مادر بزرگ عزیزم- ...من باید یه چیزی -

نه مادربزرگ- حالا که خودتم اینجایی-

نه مادر بزرگ- ...من باید-

نه نمیر- قوی باش-

خواهش میکنم مادربزرگ.تو نمیتونی،نباید بمیری

خواهش میکنم نمیر،مادربزرگ نه

آرتوم- اولیا-

اولیا اون باید آرزوش رو باطل کنه،وگرنه زنه ولش نمیکنه

!مامان داره میاد

آرتوم،تو باید آرزوت رو پس بگیری

مامان مرده

این مامان نیست

آرتوم،آرتوم

بزار بره

آرتوم،آرتوم،نه،نکن

بزار بره،آرزوت رو پس بگیر،آرتوم بجنب

آرتوم

دوست دارم

آرتوم نه

این کارو نکن.بزار بره،ای هیولا

آرتوم....آرتوم

من اینجام

برش گردون هیولا- صبرکن-

تو هنوزم میتونی آرتوم رو نجات بدی

ایگور گفتش که این یه نماد باستانیه که میگه شیطان به جهنم میره

این درست نیست.من اونجا بودم

آرتوم الان توی دنیای آینه ست

اون یه روزنه رو(به دنیای مردگان) باز کرده

از روزنه هم میشه وارد هم خارج شد.بهم کمک کن

آب هم سرده،پس خوبه- چرا؟-

بدون اکسیژن .مغز میتونه حداقل چهار دقیقه تو اب سرد دووم بیاره شاید هم تا هشت دقیقه

میخوای چیکار کنی؟-

روح مامان یه دقیقه است که رفته بیا اینجا

من اینجا میرم زیر آب و غرق میشم

تو هفت دقیقه بعد باید من رو برگردونی

انجامش بده

من نمیتونم این کار رو بکنم

وارد شدم

یوجین

یوجین،صدام رو میشنوی

کیریل؟

سونیا؟

سونیا

اون زن اونا رو با خودش برده،ا نا خیلی وقته که مردن

اونارو باخودش برده،دوست داره تو رو هم با خودش ببره

مامان

مامان نجاتم بده مامان

مامان،خواهش میکنم- کمکم کن،مامان-

آلیسا

کمکم کن،کمک کن- مارو از اینجا ببر بیرون-

کمک،کمک- خواهش میکنم کمکن کن-

کمکم کن،کمک- کمکم کن،اولیا،نجاتم بده-

من خیلی می ترسم

من خیلی سردمه،اون زن خیلی ترسناکه- من رو از اینجا ببر بیرون-

اولیا،اون میگیرتت

من خیلی متاسفم

یوجین،چه اتفاقی افتاد؟

همون جا بمون- واسه چی؟-

نزدیک نشو

تو باعث شدی این کار رو بکنم

و اگه راست گفته باشم اولیا باید الان توی دنیای مردگان باشه

مادر بزرگ منم زنده میمونه- آروم باش،بزارش کنار-

هنوز همه چی تموم نشده- شاید برای بقیه خانواده ها.فامیل مهم نباشه

ولی واسه من مهمه

یوجین- نزدیک تر نیا-

یوجین

خونسردباش و گوش بده بهم

تو نمیتونی با کشتن یه نفر یکی دیگه رو نجات بدی

شیاطین هیچ وقت به قول هاشون عمل نمیکنن

ما هنوز میتونیم اولیاو آرتوم رو نجات بدیم،بجنب،باید باهم بریم

آفرین،پسرخوب

بلند شو،تو باید آرزوت رو پس بگیری

تو میتونی

من

دیگه آرزویی ندارم

من میخوام مادر بزرگ به حالت سابقش برگرده

هی؟

آرتوم؟

آرتوم،از اونجا بیا بیرون

ما زیاد وقت ندارم.زودباش همین الان

ما باید برگردیم

من اینجا میمونم

پیش مامان

ما حالا پیش هم هستیم برای همیشه

یک،دو،سه

چهار،پنج

تو دوستم نداری؟

چرا البته که دارم،تو برادرم هستی

تو از من متنفری

تو هیچ وقت دوستم نداشتی

خواهش میکنم من رو ببخش،من هم دلم برای مامان تنگ شده،حتی خیلی بیشتر از قبل

مادر واقعی خودمون رو به یاد بیار

خواهش میکنم من رو ببخش

یک،دو،سه،چهار

یک،دو،سه،چهار

من واقعا تو رو دوست دارم

منم تو رو دوست دارم

حالا بیا بریم بیرون

بزار اون بره

تو هنوز آرزوی من رو برآوردی نکردی- اولیا،نه-

با تمام وجودم

ملکه سایه ها ظاهر شو،ملکه سایه ها ظاهر شو،

من آرزو میکنم- نه-

آرتوم،تو خوبی؟

اولیا،اولیا،اولیا،بیدار شو

بیدار شو،اولیا،بدو، صبرکن-

اولیا،خواهش میکنم،خواهش میکنم،اولیا،بیدار شو

خواهش میکنم.خواهر،پاشو یک،دو،سه،چهار‌‌-

اولیا،ازت میخوام بلند شی

خواهش میکنم اولیا.خواهش

اولیا

آینه رو بشکن همین حالا- یوجین،انجامش بده-

همه چی روبه راهه؟تو خوبی؟ آره-

آرتوم،اولیا،هر دوتون خوبین؟- سونیا و کیریل اونجا موندن-

همین طور آلیسا

اولیا،من خیلی متاسفم- بیاین زود از اینجا خارج بشیم-

شما میرین پیش ناپدری تون؟- نه-

من سال بعد هجده ساله میشم و میتونم از آرتوم مراقبت کنم

بعدش میتونیم همدیگه رو ببینیم تا اون موقع باید یه خونه برای شما دست و پا کنیم

من میخوام برم و با مادربزرگم خداحافظی کنم

البته،کمکت هم میکنیم،هزینه سفرت رو پرداخت میکنیم و سوار قطارت میکنیم

اولیا

ازت ممنونم که برگشتی

چطور به اون جادوگر پیروز شدی؟

!!!این یه رازه اسگل خان

آرتوم

آرتوم

آرتوم

آرتوم

❤خیلی ممنون از شما برای تماشای این فیلم زیبا❤

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.