All language subtitles for Swallow.2019.720p.BluRay.x264.AAC-[YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

زیرنویس از عرفان مرادی

‫توجه کنین لطفاً. ‫به من توجه کنید لطفاً

‫متنفرم که شما رو از غذا و شراب‌تون دور کنم

‫ولی می‌خواستم سریع یه چیزی رو اعلام کنم

‫در مورد پسرم، ریچی

‫امشب، ما می‌خوایم اونو جوون‌ترین مدیر عامل تاریخ ...

‫شرکت کوچیک‌مون کنیم

‫آفرین پسرم. ‫لیاقتش رو داشتی

‫آفرین. یالا. ‫پاشو، ریچی

‫یالا. ‫پاشو

‫می‌دونین، من بدون همسر زیبایم «هانتر»

‫نمی‌تونستم هیچکدوم از این کارا رو بکنم

‫اون، ...

‫فداکار و ازخود‌گذشته بوده

‫و اون نور زندگیمه

‫اوه، والدین ما یه خونه برامون خریدن

‫پس تشکر می‌کنم بابت خونه

‫وای! ‫خودتو ببین!

‫دلت واسم تنگ نشد؟

‫این عالیه

‫فکر کنم اون بیرون ‫واسه گُل کاری فضا داشته باشیم

‫نزدیک استخر

‫اگه مشکلی نداشته باشه ‫می‌خواستم یکم گُل بکارم

‫اوه، جدی؟ ‫چه جور گلی؟

‫نیلوفر، لاله، سوسن

‫شرمنده عزیزم، ‫یه لحظه وایسا

‫- باید جواب اینو بدم ‫- باشه، البته

‫اسم خوبی واسه یه گُل‌ـه. مگه نه؟

‫سوسن. ‫[شکوه صبح‌ها]

‫مثل شکوه یه صبح زیبا

‫این روزا از صبح‌ها خوشم میاد

‫این خونه نور خوبی داره

‫حس می‌کنم خیلی خوش‌شانسم

‫حس می‌کنم خیلی خوش‌شانسم

‫مامان، داریم صاحب بچه میشیم

‫آره

‫آره

‫می‌دونم

‫حتماً

‫وای!

‫وای! ‫وای!

‫وای!

‫فقط ...

‫اومدین!

‫عزیزم، عجب روزی!

‫- آره، آره. عالیه ‫- خبر خوبیه!

‫- سلام عزیزم ‫- سلام

‫اینجا رو باش

‫مدیرعامل آینده شرکت‌مون اینجاست

‫دقیقاً اینجا

‫واسه زایمان ریچی ‫30ساعت توی اتاق عمل بودم

‫نمی‌خواست به دنیا بیاد. ‫اونجا جا خشک کرده بود

‫30ساعت. ‫و بعد موقع زایمان آبی بود

‫- آبی؟ ‫- آبی کم رنگ

‫همه فکر کردیم که مُرده

‫ولی بعد شروع کرد به ‫دست و پا زدن و گریه کردن

‫و مکیدن دم گربه

‫- چی؟ ‫- آره. آره

‫ظاهراً من دم گربه رو ‫به پستانکم ترجیح میدادم

‫دم اون گربه همیشه خیس بود

‫می‌دونی، هانتر هم یه بچه شیطون بوده

‫بهشون در مورد ... ‫چی بود؟

‫مردی که کنار جاده ...

‫- آره، آره، آره. بهشون بگو ‫- این ...

‫نه. بگو. ‫خوبه، خوبه

‫یالا

‫این عالیه

‫این واقعاً یه داستان نیست

‫یه مردی بود

‫از اون آدمای محلی دیوونه

‫که کنار جاده می‌ایستاد

‫و واسه هر ماشینی که رد میشد ...

‫یه بوس می‌فرستاد

‫و اول منو می‌ترسوند

‫چون ریش داشت

‫و موهاش کثیف و دندون‌های خراب بودن

‫یه جور ندای مذهبی بود

‫- اون مجبور بود ... ‫- در ضمن ریچی

‫قبل از اینکه یادم بره. ‫اوضاع با شرکت کارور چطور پیش رفت؟

‫قرارداد رو فرستادن ‫و امضاش الکترونیکیه

‫چون یکی از همکاراشون واسه سفر ...

‫به آفریقا رفته

‫کی؟ نمی‌دونستم. ‫از این موضوع خبر نداشتم

‫- ظاهراً یه پسرو به سرپرستی گرفته ‫- واقعاً؟

‫- خودشه ... ‫- نمیدونستم

‫ختم معامله

‫خیلی‌خب. ‫باید بهش رسیدگی کنی

‫نه، نه، دوشنبه صبح زود ‫براش ایمیل می‌فرستم

‫- باشه. خوبه ‫- درستش می‌کنم

‫اون سفره. ‫نه واقعاً

‫خب، اگه اون سفره ...

‫- نه. جدی میگم. جدی میگم ‫- می‌دونم

‫- باشه، خیلی‌خب ‫- ولی اون خارج از کشوره ...

‫جایی نیست که بتونی اینترنت گیر بیاری

‫تو صحرای آفریقاست

‫عیبی نداره. ‫اهمیتی نمیدم

‫فکر نکنم چیزی واسه نگرانی باشه

‫شرمنده

‫این یخ خیلی خوشمزه‌اس

‫- آه! ‫- شرمنده، عزیزم!

‫بدون اجازه اومدم تو

‫- منو ترسوندی ‫- معلومه

‫فقط می‌خواستم اینو واست بیارم

‫کتاب خود-آموز!

‫وقتی حامله بودم ‫این کتاب رو خوندم

‫و بعد زایمان واقعاً کمکم کرد

‫خدای من. ‫عاشقشم

‫می‌خوام نهار درست کنم

‫ساندویچ پنیر کباب شده و سوپ گوجه فرنگی

می‌تونی بمونی؟

‫- اوه. ای کاش می‌تونستم ‫- می‌تونم چیز دیگه‌ای درست کنم

‫نه، نه، نه. به خودت زحمت نده. ‫بهتره برم

‫تو با موی بلند خیلی خوشحل میشی

‫باید بذاری بلند بشه

‫ریچی از دخترایی که موهاشون ‫بلند و زیباست خوشش میاد

‫واسه چی اینقدر خوشحالی؟

‫به خودم افتخار می‌کنم

‫امروز یه کار غیرمنتظره کردم

‫چی؟

‫بهم قول میدی ‫اگه بهت بگم بهم نخندی؟

‫قول میدم چی شده؟

‫پرده ...

‫واسه سینما خانگی پرده آبی انتخاب کردم

‫خوبه

‫اونقدرا هم غیر منتظره نیست

‫ولی مطمئنی رنگ درستی انتخاب کردی؟

‫یه خورده عجیبه

‫بنظرم جواب میده

‫و تو گفتی می‌تونم ‫هر رنگی بخوام انتخاب کنم

‫گفتم. و می‌تونی. ‫البته که می‌تونی

‫به تو بستگی داره. ‫از چیزای غیرمنتظر‌ه خوشم میاد

‫بیا اینجا

‫من تو رو خوشحال می‌کنم؟

‫من شادترین مرد کُل دنیام

‫همچی تو رو دوست دارم. ‫هر چیزیت رو

‫از دستم عصبانی نیستی؟

‫در مورد چی؟ ‫پرده؟

‫نمی‌دونم

‫فقط می‌خوام مطمئن بشم ‫که کار اشتباهی نمی‌کنم

‫نمی‌کنی

‫حتی اگه سعی کنی ...

‫نمی‌تونی کار اشتباهی بکنی

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب ‫خیلی‌خب

‫عزیزم؟

‫عزیزم، تو این کراوات رو اتو کشیدی؟

‫آره

‫چروک شده بود

‫نباید این چیزا رو اتو بکشی

‫به ابریشم کراوات آسیب دائمی میزنه

‫باید با اتو بخار انجام بشه

‫می‌بینی؟

‫اوه. لعنتی. ‫شرمنده

‫کراوات دیگه‌ی داری که بپوشی؟

‫نه چیزی که با لباسم بخونه

‫لعنت

‫الآن باید چه غلطی بکنم؟

‫عیبی نداره

‫شواهد جدید پزشکی نشون میده ...

‫که خوردن گوشت اضافه داخل رحم، بعد از زایمان

‫می‌تونه هورمون‌ها رو بالا ‫و میزان شیردهی رو افزایش بده

‫و امکان مبتلا شدن به ‫افسردگی بعد زامیان رو کاهش میده

‫اگه فقط گوشت اضافه داخل رحم رو خشک کنین ...

‫و اونو داخل رژیم غذایی‌تون جا بدین

‫سلام!

‫آره

‫الآن میام اونجا!

‫خداحافظ

‫خوبه. ‫عالیه

‫منم می‌خواستم یه هنرمند بشم. ‫می‌دونی؟

‫واقعاً؟

‫خب، یه بازیگر

‫می‌تونم ببینم. ‫تو یه آدم با استعدادی

‫ممنون. ‫تو هم همینطور

‫ممنون

‫خب قبل از اینکه با پسرم آشنا بشی ‫واسه پول در آوردن چیکار می‌کردی؟

‫اکثراً اوقات خرده فروشی می‌کردم

‫- فروشندگی تو فروشگاه؟ ‫- آره

‫چی می‌فروختی؟

‫لوازم بهداشتی

‫مایع حموم، ‫شامپوی بدن

‫صابون

‫خب، عجب شانسی آوردی ‫که با پسر من آشنا شدی

‫آره

‫واسه کارهای طراحی و تبلیغات ...

‫مصاحبه میدادم

‫ولی جوری نبود که بخوان منو استخدام کنن

‫فقط شکر گذارم ...

‫واسه ریچی و شماها

‫که یه زمین سخت برام ساختین ‫که بتونم روش بایستم. می‌دونی؟

‫ضمن اینکه الآن وقت آزاد زیادی دارم

‫واسه نقاشی و هر چیزی که دلم خواست

‫بهترین نصیحی که یه نفر بهم داد این بود که ...

‫"تظاهر کن تا موقعی که بهش بررسی"

‫تو داری تظاهر می‌کنی ‫یا از قبل بهش رسیدی؟

‫ببخشید؟

‫تو شادی یا تظاهر می‌کنی که شادی؟

‫من شادم

‫- سلام. سلام، سلام، سلام. ‫- چه خبر شده؟

‫نه، نه، نه ‫نه، نه، من بودم ...

‫می‌خوای کاری کنی ‫که بدونیم چقدر مستی؟

‫- از پسش بر میام ‫- من اصلاً هم مست نیستم

‫خوبه که من تو رو رسوندم خونه

‫- آره، مرد. چه سکسی! ‫- آره، برو اون تو، رفیق!

‫یالا

‫یه لحظه!

‫هی، عزیزم؟ ‫اون تو چه خبره؟

‫چیه؟

‫چی شده؟ ‫داری میلرزی

‫چیزی نیست. ‫من خوبم

‫- الآن میام پایین ‫- باشه

‫- امکان نداره. امکان نداره ‫- از اونجا بیا بیرون

‫امکان نداره. امکان نداره ‫تو دستبند دستته

‫حتی تست الکل هم لازم نداری

‫دستبند دستته. ‫کارت تمومه. کارت تمومه

‫کی نفر بعدیه؟ ‫کی نفر بعدیه؟

‫انگار تو کمپ نظامی هستی

‫چی شده؟

‫- چی؟ ‫- خیس شدی

‫آره. شرمنده

‫آره، من آرن هستن. ‫با ریچارد کار می‌کنم

‫من هانترم. ‫با ریچارد ازدواج کردم

‫تبریک میگم

‫- واسه چی؟ ‫- واسه بچه

‫اوه. آره

‫هی، میشه بغلت کنم؟

‫- چی؟ ‫- بغل؟

‫میشه منو بغل کنی؟

‫چرا؟

‫چون اونقدر مست نیستم ‫که ازت بوس بخوام

‫- من همسر ریچی هستم. یادته؟ ‫- خب ...

‫فقط یه بغله

‫فقط یه بغل عزیزم

‫من تنهام

‫باشه، بیا اینجا

‫- ممنون ‫- خواهش می‌کنم

‫حاضری؟

‫وای

‫اوه، اونجا رو ببین

‫انگار یه چیز دیگه هم اونجاست

‫- چی؟ ‫- منظورت چیه؟

‫تصویرش تاره. ‫بذار جابجاش ...

‫ریچی! ریچی!

‫ریچی، کجایی؟ ‫- من ...

‫- این لازم نیست! من خوبم! ‫- من... من همینجام!

‫- من حالم خوبه. ‫- هانتر من همینجام!

‫تو چه مرگته. هان؟

‫واقعاً. واقعاً... می‌خوام سعی کنم که تو رو درک کنم

‫چرا؟ چرا باید همچین کاری بکنی؟

‫منظورم اینه که، واقعاً تو چه مرگته؟

‫- نمی‌دونم ‫- چرا، می‌دونی

‫نمی‌دونم

‫فقط ...

‫فقط می‌خواستم این کارو بکنم ‫پس اینکارو کردم

‫اوه، عجب بهونه خوبی

‫حتی تا حالا خوردن وسایل به گوشم نخورده بود

‫- فقط صدات رو بلند نکن! ‫- می‌دونی چیه؟

‫این از اون چیزاییه که باید قبل ازدواج ...

‫به طرفت بگی

‫باید در این مورد بهم می‌گفتی

‫من در موردش نمی‌دونستم!

‫اوه، مضخرف میگی، هانتر!

‫باشه؟ ‫اینجوری بهم دروغ نگو!

‫خیلی متأسفم

‫تا حالا از این کارا نکردم

‫دست خودم نیست

‫لعنت! ‫لعنت بهش!

‫آخه تو چر مرگته؟

‫سنگ مسخره

‫آره، حتماً. ‫منو مجبور میکنی پول همشونو بدم

‫عیبی نداره. ‫تو که قدرشو نمی‌دونی

‫نه، تمام روز توی خونه می‌شینی

‫مجله می‌خونی و پرده انتخاب می‌کنی

‫خب، بنظرم اول با دارو شروع کنیم. ‫درسته آلیس؟

‫منظورم اینه که ‫فقط کمی آرومش کنیم

‫نمی‌خوام بهت بگم چطوری کارتو انجام بدی

‫ولی من پول اینا رو میدم. ‫پس نتیجه... ما نتیجه می‌خوایم

‫فکر کنم بهتر باشه که

‫کمی با هانتر تنها باشم

‫اوه، نه. ‫نه، من می‌خوام بمونم

‫آره، می‌خوام مطمئن بشم که اون ...

‫من خوبم. ‫واقعاً میگم

‫- باشه ‫- باشه

‫ما بیرون منتظر می‌مونیم

‫می‌خوای دراز بکشی؟

‫میشه فقط... واسم دارو بنویسین؟

‫می‌تونیم سلکسا یا ولبیوترین رو امتحان کنیم. ‫حتماً

‫ولی صحبت کردن هم مهمه

‫مایلی در مورد والدینت حرف بزنی؟

‫فقط وقت تلف کردنه

‫اونا باهام خوب بودن

‫یه بچگی معمولی داشتم

‫خانواده‌م منو خیلی دوست داشتن. ‫ختم ماجرا

‫فقط می‌خوام دست از خوردن اشیاء بردارم ‫تا بتونیم ریچی رو خوشحال کنم

‫و بتونیم باهم به زندگی‌مون برگردیم

‫وقتی یه چیزی رو می‌خوری ‫چه حسی بهت دست میده؟

‫نمی‌دونم

‫فکر کنم حس خوبی پیدا می‌کنم

‫از چه نظر؟

‫فقط از شکل‌شون تو دهنم خوشم میاد

‫از حسی که تو دهنم دارن خوشم میاد

‫تشک ...

‫یخ، آهن، ‫مخصوصاً آهن سرد

‫ات و آشغال‌های مثل این

‫دردش تو رو اذیت نمی‌کنه؟

‫بعضی از اشیای که خوردی واقعاً تیز بودن

‫خیلی‌خب. بیا آبشونو بگیریم

‫ما می‌خوایم یه نوشیدنی روزانه

‫از میوه و سبزیجات با کلی آهن درست کنیم

‫می‌دونی، ذهن و بدنت ‫باهم در ارتباطن

‫ولی الآن بدنت گرسنه‌اس

‫و سیگنال اشتباهی رو ‫در مورد اینکه چی می‌خواد بخوری ...

‫برای مغز می‌فرسته

‫پس ما می‌خواین رابطه بین مغز و بدن رو ...

‫دوباره وصل کنیم

‫آره. حتماً

‫حتماً

‫سلام عزیزم

‫می‌خوایم یه لحظه تو رو قرض بگیرم

‫- داریم آبمیوه میگیریم ‫- اوه، آره

‫یه نفر هست ‫که می‌خوام باهاش آشنا بشی

‫- یالا ‫- الآن برمیگردم

‫- باشه ‫- یالا

‫- کیه؟ ‫- خودت می‌بینی

‫طبقه پایینه

‫سلام. از دیدنتون خوشحالم. ‫لوی هستم

‫- سلام لویی ‫- لوی

‫اون کیه؟

‫لوی می‌خواد تو کارای خونه بهمون کمک کنه

‫یه پرستاره. ‫یه پرستار خانگی

‫با آدمایی پیر مهربون ‫و خیلی احساساتیه

‫دقیقاً چیکار می‌کنه؟

‫و یه آدم پیر نیستم

‫ببین، من باید کار کنم. ‫نمی‌تونم همیشه خونه باشم

‫پس اون اینجاست که حواسش به من باشه؟

‫نه، اون واسه کمک اینجاست

‫اگه خسته شدی ‫می‌تونه برات آشپزی کنه

‫می‌تونه به فروشگاه بره ‫و وسایلت رو بخره

‫چیه؟ ‫می‌خواد منو از همچی قدغن کنه؟

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. ‫فقط آروم باش، عزیزم. باشه؟

‫مامان؟ ‫میشه لطفاً بیای اینجا و اینو توضیح بدی؟

‫این فکر خودت بود ‫و من الآن... نمی‌تونم باهاش سر و کله بزنم

‫میدونی منم وقتی حامله بودم ‫تو خونه کمک داشتم

‫واقعاً فشارها رو از روم بر میداشت

‫ضمن اینکه تو هنوز از ‫اقامت کوتاهت در بیمارستان ...

‫خوب نشدی

‫عزیزم، لوی تو کارش بهترینه

‫کمکمون کن بهت کمک کنیم

‫خودم می‌تونم

‫خودم می‌تونم!

‫آقای ریچی ازم می‌خواد کمکتون کنم

‫من می‌تونم تنهایی آشپزی کنم

‫می‌خوام تنهایی غذای شوهرم رو بپزم

‫برو تلوزیون تماشا کن

‫خواهش می‌کنم

‫خب، اهل کجایی؟

‫دمشق

‫سوریه، نه سن پترزبورگ

‫چرا از اونجا رفتی؟

‫جنگ

‫تو اهل کجایی؟

‫مریدیت شرق. ‫بالا نیویورک

‫اونجا هیچ جنگی نیست

‫تا چشم کار می‌کنه، درخت و گاو و مزرعه‌اس

‫اگه توی جنگ بودی ‫این مشکل روانی رو نداشتی

‫وقتی قراره بهت شلیک کنن ‫فرصتی واسه مشکل روانی نمی‌مونه

‫باید برم دستشویی

‫خواهش می‌کنم خانوم

‫می‌دونی که اونا چی می‌خوان؟

‫می‌دونی که باید چیکار کنم

‫خیلی‌خب، برو

‫بیمارستان گزارش جزئیات ‫چیزای داخل معدت رو برام فرستاد

‫نوشته بود یه باطری قورت دادی

‫فقط... چیز بزرگی نیست

‫همه دارن بزرگش می‌کنن

‫آره، من یه چیزایی رو خوردم که نباید می‌خوردم

‫خب، باطری بنظر چیز بزرگی میاد

‫اگه توی معده‌ات سوراخ میشد

‫ممکن بود تو رو بکشه

‫این منو نگران می‌کنه

‫یه سوزن، سنگ، باطری

‫چرا اون اشیاء رو انتخاب کردی؟

‫نمی‌دونم

‫باعث میشه حس کنم ..

‫تحت کنترولم

‫حس می‌کنی کنترول نداری؟

‫یه چیزی هست ...

‫که می‌خواستم بهتون بگم

‫مامانم و رابطه‌مون

‫می‌دونی چیه؟ ‫بیخیال

‫هانتر

‫تولد ریچی‌ـه. ‫واقعاً باید برم

‫خداحافظ

‫- سلام، تولدت مبارک عزیزم ‫- سلام عزیزم

‫- سلام هانتر. مهمونیه خوبیه ‫- سلام سارا. حالت چطوره؟

‫مهمونی خوبیه

‫- سلام لورن ‫- سلام

‫- لباست رو دوست دارم ‫- هانتر ...

‫عاشق طراحی خونه شدم

‫این ساندویچ‌ها رو ببین. ‫فوق‌العاده‌ان

‫- یکی بردار ‫- اونا رو ازم دور کن

‫اگه یکی بخورم مجبور میشم ‫معده‌م رو شستشو بدم

‫خدای من، هانتر

‫عزیزم، متأسفم. ‫نمی‌خواستم ...

‫- من یه احمقم. نمی‌خواستم ... ‫- چی؟

‫اصلاً حواسم نبود و فقط ...

‫نه، نه، نه، بو، بو

‫نگرانش نباش

‫چیزی نیست. چیزی نیست. ‫همچی مرتبه

‫و حال ما عالیه

‫آره، هانتر کلی پیشرفت کرده و ...

‫درسته

‫مامانم یه رژیم جدید بهش داده

‫- درسته؟ ‫- چه رژیمی؟

‫پُر از... آهن و فیبره

‫- خیلی سالمه ‫- و ماهی و ...

‫- درسته ‫- درسته، درسته. آره

‫- عالی شدی ‫- دیدی؟!

‫- می‌دونم. عاشق رژیمم ‫- آره

‫بدن مورد علاقه‌مو ساخت

‫آره

‫ترجیح میدم کسی ندونه

‫خب ... ‫از دستم عصبانی هستی؟

‫عزیزم،... تمام کسایی که اینجان بهت اهمیت میدن. ‫خیلی بهت اهمیت میدن

‫غذات خوشمزه شده. ‫خیلی خوشمزه شده

‫باید از این خوشحال باشی

‫آره

‫باورم نمیشه بهشون گفتی

‫خیلی‌خب، میشه لطفاً جشن تولد منو خراب نکنی؟

‫بعداً در موردش حرف میزنیم

‫- سلام ‫- سلام

‫میشه ...

‫میشه منو بغل کنی؟

‫من تنهام

‫حالتون خوبه، خانوم؟

‫آره، ممنون

‫خیلی‌خب

‫اگه چیزی خواستین بهم خبر بدین

‫میرم بیرون

زیرنویس از عرفان مرادی

‫من ارضا نشدم

‫بگو متأسفی ...

‫واسه مهمونی

‫و اینکه به تمام آدمای دفترت گفتی

‫متأسفم. ‫متأسفم

‫واسه منم آسون نبود

‫به حمایت نیاز داشتم

‫هنوز بی قید و شرط منو دوست داری؟

‫البته

‫آره

‫آره، دارم

‫و می‌خوام بیشتر سعی کنم ...

‫که بیشتر درکش کنم

‫باشه

‫منم دوست دارم

‫متأسفم که یه خل و چلم

‫ولی خل و چل خودمی

‫خل و چل کوچیک خودم

‫بذار واسه یه دقیقه برگردیم سراغ خانواده‌ت

‫چرا؟

‫بهت گفتم که اونا معمولی بودن

‫جلسه قبلی در مورد یه مشکل ...

‫با مادرت صحبت کردی

‫اوه، خدایا

‫فکر کنم ازم می‌خوای ‫در مورد قضیه «تجاوز» بهت بگم

‫کدوم قضیه تجاوز؟

‫خیلی‌خب

‫اگه بهت بگم ...

‫باید بهم قول بدی ‫که بزرگش نکنی

‫قول میدم

‫پدرم، پدر واقعی من نیست

‫تو دهه 90 یه نفر ‫به مامانم تجاوز می‌کنه

‫و من نتیجه اون تجاوزم. می‌دونی؟

‫اون طرف رو گرفتن؟

‫آره. به زندان رفت

‫اسمش ویلیام اروین بود

‫یعنی هنوزم هست

‫می‌خوای یه عکس ازش ببینی؟

‫نه. نه راستش

‫نه، ببین

‫ببین

‫خودشه

‫با خودت حملش می‌کنی؟

‫آره

‫باهاش کنار اومدم

‫چطور باهاش کنار اومدی؟

‫خیلی بهش فکر کردم

‫مادرت به فکر سقط نیوفتاده بود؟

‫مامانم... یه آدم فوق مذهبیه

‫واقعاً مهربونه

‫خانواده من به ...

‫سقط باور نداره ‫حتی زمانی که ...

‫زنا یا تجاوز پیش بیاد

‫پس منم الآن اینجام

‫ولی ناپدریم واقعاً باهام خوب بود

‫و مامانم هیچوقت بهم بی‌توجه‌ی نکرد

‫خواهرام منو دوست داشتن

‫چطور اتفاق افتاد؟

‫مامانم به بار میره ‫و اون براش یه نوشیدنی می‌گیره

‫مامانم میره

‫و اون تا خونه دنبالش می‌کنه

‫و میره داخل

‫فقط همینو می‌دونم

‫میشه بحث رو عوض کنیم؟

‫فکر کنم این خیلی مهم باشه

‫بنظرم ارتباط زیادی با بیماریت داشته باشه

‫باشه

‫زمان جلسه‌مون تموم شده

‫چند روز دیگه می‌بینمت

‫این رنگ واقعاً بهتون میاد

‫اوه، ممنون

‫به زودی می‌بینمت

‫دوست دارم

‫منم دوست دارم

‫بیا بغلم

‫زیباست!

‫الو؟ ‫ریچارد هستم

‫به گذشته‌اش مربوطه

‫منظورت از گذشته چیه؟

‫فکر کنم زندگیش تو خطر باشه

‫اون نمی‌تونه بدون عشق و موافقت تو ...

‫از شر این حس گناه خلاص بشه

‫نه، نه، نه، نه. ‫گذشته‌اش چی شده؟

‫خواهش می‌کنم، باید بهم بگی

‫نمی‌تونم بگم. ‫از خودش بپرس

‫گوش کن، ما یه قرار داشتیم. باشه؟

‫تو باید همچی رو بهم بگی

‫همچی رو

‫اگه بهم نگی ‫دیگه نمی‌خوام ببینیش

‫مربوط به یه تجاوز میشه

‫الو؟

‫اونجایین؟

‫الو؟

‫نه، اینجام

‫خب، همونجور که فهمیدم

‫بابای هانتر به مادرش تجاوز کرده

‫و اون نتیجه اون جرمه

‫چیزی از این بهتون گفته؟

‫بهش اشاره‌ای کرده؟

‫نه. ‫نه، من نمی‌دونستم

‫نه، متوجه‌ام

‫اوه، اینجایی

‫دارم میرم باشگاه

‫می‌خوام امروز یه چیزی واست بگیرم

‫هر چی بخوای. ‫لباس می‌خوای یا گردنبند؟

‫هر چی تو بخوای، فقط بگو

‫دستبند

‫دستبند. دستبند. ‫باشه

‫حله

‫لعنت

‫لعنتی

‫لعنتی

‫لعنت

‫هانتر؟ ‫حالت خوبه؟

‫زیز تختم. ‫برو پی کارت

‫بنظر ناراحت میرسی

‫نه بابا، شرلوک!

‫خواهش می‌کنم بیا بیرون. ‫آقای ریچی از این وضعیت خوشش نمیاد

‫نه

‫اینجا خیلی خاکیه

‫شاید بعداً تمیزش کردم

‫شاید بعداً کُل اتاق رو تمیز کنم

‫اینجا جات امنه

‫جات امنه

‫خانوم! ‫خانوم!

‫نه، خانوم!

‫بنظر فکر خیلی خوبیه

‫فقط واسه مدت کوتاهی. ‫تا وقتی که بچه به دنیا میاد

‫عزیزم، نگاه کن

‫ببین چقدر زیباست

‫ما نمی‌تونیم 24 ساعته مراقبت باشیم ‫ولی اونا می‌تونن

‫میشه اینجا پیش ریچی و شماها بمونم؟

‫الآن بهترم. ‫واقعاً میگم. بهتر شدم

‫می‌دونم که زیاده روی کردم

‫می‌دونم این کارو کردم

‫فقط یه بازی بود

‫یه بازی مسخره

‫- میدونم زیاده روی کردم ‫- نه

‫تو باید بری اونجا تا خوب بشی

‫و اگه نره ریچی ازت طلاق می‌گیره

‫فقط 7 ماهه

‫پس برگه رو امضا کن، عزیزم

‫خوبه

‫آفرین دختر خوب

‫الآن میریم؟

‫آره. هی، می‌خوای اوضاع رو باهم مرتب کنیم؟

‫- آره، باهام بیا ‫- آره

‫- باهام بیا. بیا ‫- آفرین. برو

‫اوه، عزیزم، حلقه نامزدی و ساعتت رو بده

‫برات نگه‌شون میداریم

‫ما باید بریم. ‫اونا منتظرمونن

‫شارژم رو فراموش کردم. ‫یه جایی توی اتاقمه

‫اوه، اونجا گوشی لازمت نمیشه

‫من گوشیم رو می‌خوام. ‫بازی‌هام توشه

‫- باشه، من می‌تونم بیارم ‫- خودم میارمش

‫بچه که نیستم

‫- کجاست؟ ‫- دستشویی

‫چیزی نیست. ‫چکش کردم

‫خواهش می‌کنم. ‫خواهش می‌کنم، یالا

‫یالا، یالا. ‫یالا، یالا

‫- هانتر! ‫- هانتر!

‫- خدای من ‫- هانتر

‫در رو باز کن

‫هانتر!

‫- خدای من ‫- هانتر!

‫یالا. ‫برو کنار!

‫هانتر!

‫- خدا لعنتت کنه ‫- میتونی بازش کنی؟

‫هانتر؟

‫- اوه، خدایا. باز شروع شد ‫- لعنتی!

‫هی، خواهش می‌کنم! وایسین! ‫وایسین! وایسین!

‫هانتر!

‫بیا، ماشین منو ببر

‫وایسا! ‫خواهش می‌کنم وایسا!

‫یالا، خواهش می‌کنم ‫عوضی نباش!

‫یالا! هی، وایسا، وایسا

‫سلام!

‫- ممنون! ‫- خواهش می‌کنم

‫- ممنون! ‫- کجا میری؟

‫کجایی؟

‫فقط می‌خواستم توضیح بدم

‫هنوز دوست دارم و ...

‫و ...

‫فکر کنم تو یه سری چیزا زیاده روی کردم ‫که تو رو خوشحال کنم

‫مثل جایی که زندگی می‌کنیم و ...

‫بچه

‫- می‌خواستم تو رو خوشحال کنم ... ‫- نه. نه، ببین

‫- و فقط ... ‫- هیس. هیس. هیس

‫فقط گوش کن. باشه؟

‫من واقعاً دلم واست تنگ شده

‫واسه رابطه‌مون

‫می‌دونی، من ...

‫من می‌خوام اوضاع ...

‫به روال قدیمیش برگرده

‫فقط برگرد

‫قسم می‌خورم، ‫اوضاع فرق می‌کنه

‫می‌تونیم هر جا خواستی بریم

‫دوست دارم

‫منم دلم واست تنگ شده

‫پس برگرد

‫نه

‫نمی‌تونم

‫پس می‌خوای چیکار کنی؟ ‫می‌خوای ...

‫می‌خوای کارتون خواب بشی؟

‫هیچ مهارتی نداری

‫نمی‌تونی هیچ کاری بکنی

‫همینه

‫بهترین چیزی که می‌تونی بدست بیاری همینه

‫برگرد

‫برگرد وگرنه تو رو نابود می‌کنم

‫تو رو نابود می‌کنم، هرزه نمک نشناس

‫باشه.. ‫باید برم

‫با بچه‌م برگرد اینجا!

‫نه، ممنون. ‫می‌خوام برم

‫سلام مامان. ‫چه خبر؟

‫سلام عزیزم. ‫خوشحالم صدات رو می‌شنوم

‫گوش کن

‫می‌خوام بیام ببینمت

‫یه جورایی اورژانسیه

‫البته

‫خوبه که باهم کمی وقت بگذرونیم

‫واقعاً؟

‫همینو می‌وای؟

‫حتماً عزیزم

‫قدمت همیشه رو چشممه

‫فقط خواهرت با بچه جدیدش اینجاست

‫و یه خورده شلوغه

‫خواهش می‌کنم؟

‫مزاحم‌تون نمیشم

‫اتاق نداریم، عزیزم

‫- باید بری اونجا ‫- نمی‌خوای که ...

‫یک، دو، سه

‫- بیا!

‫آره. ‫عالیه

‫- خیلی‌خب ‫- این زیباست

‫واقعاً حیرت انگیزه

‫کارت عالی بود

‫ممنون

‫چشمای دخترتون به شما رفته

‫نه، چشماش به همسرم رفته

‫چشمای من کوچیکن

‫مثل من

‫قبلاً باهم اشنا شدیم. درسته؟

‫صورتت آشناست ‫ولی نمی‌تونم به یاد بیارم

‫اوه، یکم شربت بیشتر نیاز داریم

‫اوه. سلام. شرمنده

‫من لوسی هستم. ‫اسم شما چه؟

‫هانتر

‫سلام من لیام هستم

‫همه اورین صدام میزنن

‫کدوم یکی از این آدما دوست شمان؟

‫هیچکدوم ‫ولی من قراره به زودی بچه دار بشم

‫- حامله‌م ‫- تبریک میگم

‫عالیه!

‫میشه یکم کمک کنم؟

‫- نه، نه، نه ‫- نه، نه، نه

‫فقط، می‌دونی ...

‫نه، عیب نداره. ‫لازم نیست اینکارو بکنی

‫باعث خوشحالیمه

‫واقعاً لازم نیست این کارو بکنی

‫به هیچ وجه زحمتی نیست

‫- آره ‫- خیلی‌خب

‫ممنون

‫خب، هانتر ‫کی تو رو به مهمونی دعوت کرده؟

‫من ...

‫من ...

‫تو جیل مک‌کوی رو یادته. درسته؟

‫اون مادرمه

‫لوسی، سطل بازیافت جداگونه داری؟

‫آره. خودم میبرم. ‫زیر سینکه

‫شرمنده. ‫جیل کی؟

‫- مک‌کوی ‫- اون یکی از دوستای قدیمی‌ منه

‫من... خب، سال‌هاست که ندیدمش

‫هی برت. ‫چطوره بری و با دوستات بازی کنی؟

‫اوه، تا حالا در مورد جیل حرفی نزدی

‫- جیل ‫- اره. اون...

‫من، مامانش، ‫باهاش به یه دبیرستان می‌رفتم

‫آره. الآن یادم اومد. ‫هفته پیش به جیل برخوردم ...

‫و گفت که ممکنه دخترش ...

‫یه سر به مهمونی‌مون بزنه

‫یا خودش و دخترش باهم بیان

‫فکر کنم مامانت نتونست بیاد. هان؟

‫نه

‫نه، سرش شلوغ بود

‫خب، خب، چی می‌خوای؟

‫نوشابه؟ ‫شربت می‌خوای؟

‫نمی‌دونم

‫هنوز تصمیم نگرفتم

‫میشه اتاقم رو به هانتر نشون بدم؟

‫نه. نه، عزیزم

‫باید بری بخوابی. ‫از وقت خوابت گذشته

‫یالا. ‫بیا

‫و تو مسئول کباب پزی. باشه؟

‫- باشه. آره. حتماً ‫- ما همبرگر و هات داگ لازم داریم

‫باشه. حتماً عزیزم

‫خب ...

‫می‌خوای زندگیم رو خراب کن یا چی؟

‫هنوز تصمیم نگرفتم

‫فکر کنم باید همینکارو بکنم. درسته؟

‫- بهم دست نزن ‫- صدات رو بیار پایین

‫من هر کاری دلم بخواد می‌کنم!

‫من اینجا قانون میذارم

‫من رئیسم. باشه؟

‫بگو

‫بگو

‫باشه. ‫تو رئیسی

‫هی. برگرها کجان؟ ‫مُردیم از گرسنگی

‫دریافت شد!

‫- بیاین بیرون پیشمون، بچه‌ها ‫- آره

‫نه، الآن میایم. فقط ...

‫- میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟ ‫- باشه

‫باشه. عالیه

‫چرا اینکارو کردی؟!

‫نمی‌تونم توضیحش بدم. ‫این ...

‫من توهم داشتم. ‫منظورم اینه که، راهی نیست اینو توضیح بدی

‫من ...

‫باعث میشد حس خوبی بهم دست بده

‫رازها می‌تونن آدمو قوی کنن. می‌دونی؟

‫همه فکر می‌کردن من یه آدم معمولیم

‫ولی از داخل مهم بودم

‫یه آدم قوی بودم

‫خدا بودم

‫و ...

‫و بعدش افتادم زندان

و اتفاقات بد تو زندان میوفتن

‫آره، اونقدر کتکم زدن ‫که مجبور شدم کیسه شاش بذارم

‫و بعد متوجه شدم واقعاً کی هستم

‫خدا نبودم

‫یه کُسخل بودم

‫از من خجالت می‌کشی؟

‫نه

‫ولی از کاری که کردم ...

‫از اون خجالت می‌کشم

‫من شبیه توئم؟

‫نمی‌دونم

‫هستی؟

‫نه

‫ولی لازم داشتم از دهن خودت بشنوم

‫تو شبیه من نیستی

‫تو ...

‫تو کاری نکردی

‫تو کار بدی نکردی

‫تقصیر تو نیست

‫یه قرص اینجا بخور

‫24 ساعت صبر کن

‫بعدش 4 تا قرص باقی‌مونده رو بذار توی دهنت

‫دو تا قرص واسه یه طرف دهن

‫صبرکن حل بشن ‫و محلولش رو بخور

زیرنویس از عرفان مرادی

کانال زیرنویس‌های عرفان مرادی @Sub_hub

BluRay 1399/05/03

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.