Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از امید اعرابی
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
!الو
،اون جنایتکاری که ۶ ساله دنبالشیم
استادِ تغییر چهره الان توی یه بار مشروبه
چی؟
قیافهاش چه شکلیه؟
ببخشید قربان، من نمیفهمم کسی که ۲ سال زیر پوششه رو دقیقا چجوری باید توصیف کنم
قربان! کت شلوار مشکی پوشیده
...خیلی ها کت شوار مشکی میپوشن چطور تشخیصش بدیم؟
...یه ساعت جیبی عجیب داره
...چپ دسته قربان
...این آخرین فرصته که گیرش بندازیم
داره برای همیشه از هند میره
چی؟
به نظر میرسه یکی از افراد دپارتمان ما رو خریده
اسمشو بهم بگو ...اسمش-
...الو... الو
الو، قربان تلفن با شما کار داره
مهمونی کِسل کنندهایه
بیا بریم پایین بازی کنیم
...تمام درهای ورودی و خروجی رو ببندین
...ببخشید که مهمونیتون رو بهم زدم من مامور پلیس، "بهارادواج" هستم
یه جنایتکار بین شماست که ما ۶ ساله دنبالش هستیم
پس فقط بهم ۵ دقیقه فرصت بدین و بعدش میتونین به ادامهی مهمونیتون برسین
هی! اون دخترو ول کن نمیتونی فرار کنی
نمیتونی فرار کنی... نمیتونی فرار کنی
ببخشید، تو میتونی بری برو
"موهینی"
اون کیه؟
داستان طولانی و جالبی داره
...توی راه برات تعریف میکنم
بیا بریم پایین بازی کنیم
چی میخوای قربان؟ لباست رو میخوام-
عزیزم، نمیتونم پسرمون رو پیدا کنم
...باید همین اطراف باشه برو اونطرف رو بگرد
سلام عزیزم، چرا انقدر مضطربی؟
...پسرت پیدا میشه
نمیدونم زنده یا مُرده
چی داری میگی؟ تو کی هستی؟
زندگی پسرت تو دستای منه
بیا
هی، چی ازم میخوای؟
تو چی میخوای؟
من پسرمو میخوام- پس باید بخاطرش بمیری-
بگیرش
هی، اگه من بمیرم تو دیگه نمیتونی پسرت رو ببینی
...فقط وقتی تو بمیری اون برمیگرده
...کاری که من میگم رو بکن
"دروغ" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : فاطمه
روزی روزگاری یکی از خبرهای مهم این بود
خدای آسمانی "نارادها"، با اون صدای طبل مانندش در گلو، با یک سوال بهشتی شد
اون صدای طبلش مهم نیست
...ولی سوالی که تو ذهنش بود مهمه
اون سوال این بوده که... الان بهتون میگم
!"آفریدگار "ایندرا اون میگه که ازدواج یه چیز بهشتیه
...و ما باور داریم این شما انسانهایین که ازدواجو ترتیب میدین
،ولی این روزها که تکنولوژی حرف اول رو میزنه
آیا هنوزم ازدواج از پیش تعیین شده وجود داره؟
این سوال منه ...و کل انسان ها هم میخوان جوابشو بدونن
اما به محض اینکه پرسیدم ...آفریدگار ایندرا حس بدی پیدا کرد
حتما با خودتون فکر میکنین چطور از یه خدا پرسیدم؟ ...خب خدایان هم دارای نفس هستن
...ایندرا میخواست خودش رو اثبات کنه
نارادها متوجه شد که این فقط یه سوال ساده نیست، بلکه یه بمب اتمه
...الان کارخونهی خدایان سالهاست که
تو داستان زندگی ما کاری انجام نداده
و الان ایندرا به یه دختر و یه پسر نیاز داره تا نفس خودش رو راضی کنه
بر اساس قوانین، خانوم ها مقدم ترن و در نتیجه ایندرا اول باید دنبال یه دختر بگرده
...اگر بخوایم از بدنیا اومدن اون دختر شروع کنیم اسم مادرش "لاکشمی"ه
اسم پدرش "نارایانا مورتی" و در شرکت "دوردارشان" کار میکنه
...روزبخیر، پیش بینی هوای امروز
هوا امروز نیمهابری و تا هفتهی آینده خبری از باران نیست
آقای مورتی که خودش رو پادشاه پیش بینی آبوهوا میدونه
اسم دخترش رو از روی اولین ماه انتخاب کرد "چیترا"
...چیترا... چیترا... چیترا
کاسه رو بیار
...امروز جشن نامگذاری چیترا است
...پدرش آرزو کرد بره دنبال کتاب
مادرش آرزو کرد بره سمت هر چیزی به جز پول
...بیاین ببینیم چیترا چیو انتخاب کرده
...چیترا نمیخواد نام فامیلیاش خراب بشه
...دقیقا شبیه مادربزرگش
...عمو
عموی چیترا برای جشن "دوسرا" با کل خانوادهاش اومده بود
"موقع برگشت به جشن "دیوالی
ببینم توی کتابت چی قایم کردی
هیچی قایم نکردم اگه میخوای نگاه کن
...چیترا ۶ سالهش شد
داشت فصل ۳۳ کتابش شروع میشد
صفحهی ۲۲ رو باز کنین
معلوم نیس اون پول چقدر تلاش کرد تا بیوفته
ولی تلاشی که مردم کردن تا سکسهی چیترا بند بیاد، واقعا زیاد بود
توصیف کردنش واقعا سخته
...من اصلا دعواش نکردم فقط بهش گفتم صفحهی کتابو باز کنه
همین، بعدش شروع کرد به سکسکه کردن
...بیاین
هیچ دارویی برای سکسکه وجود نداره
ولی مادر چیترا با اون سواد متوسطش متوجه دلیلش شد
هی چیترا... اون پولی که عمو بهت داد، انداختی
دلیلش اون بود
حالا ببینین این روزنامه چطور زندگی چیترا رو تغییر داد
یه مرد خوششانس هزار روپیه توی کازینو برنده شد
من میخوام میلیونر بشم
معلوم نیست اینجا روستاست یا قبرستون
...آدماش همه احمق و بیعرضهان باید دست و پاشونو بشکنیم
میخوام آدمای بد رو کتک بزنم
هی چیترا، چی داری یواشکی مینویسی؟ ببینم
هی چیترا، بگو چی نوشتی؟- نمیگم-
بگو- نمیگم-
آره
اون روز چیترا یه آرزو کرد و خیلی خوشحال بود و بعد دبیرستان هم تموم شد
کیرتی" اینجا کجاست؟" خیلی جذابه
یه جایی به اسم "سوونا" توی آمریکا
تو کی رفتی آمریکا؟
پدرت حتی اجازه نمیده پاتو از "حیدرآباد" بیرون بذاری
خب اینم یکی از خوبیهای ازدواج کردنه
میتونی به اسم ماهعسل کل دنیا رو بگردی
...بابا زود منو عروس کنین
تا یه هفتهی دیگه خوبه، باشه؟
از من خوشت میاد؟
میخوای چیزی از من بدونی؟
همهی افراد خانواده فکر میکنن که اون دوست داره ازدواج کنه
ولی اون فقط میخواد به آرزوهاش برسه
همونایی که توی این کتاب نوشته و چیترا هم برای خارج شدن از مرز نیاز به ویزا داره
ولی فقط خودش و شما این حقیقت رو میدونین
قرار ازدواج با "ویرندرا" گذاشته شد
ولی اونا خوشحال بودن غافل از اینکه خدا براشون سرنوشت دیگهای قرار داده
حتی چیترا هم خوشحال بود
حتی آفریدگار ایندرا هم که چیترا رو انتخاب کرده نمیدونه داماد چه کسیه
برین تو، زود باشین
اسم؟
راماکریشنا"، قربان"
فامیل؟
کودالورو"، قربان"
هی... توی صف وایستا
اسم؟
همونی که گفتی
الان گفتی دیگه، مگه نه؟
!این چه اسمیه- برو تو-
...اسم اون "ساتیام"ه
"که یعنی "دروغ
...اون عاشق اسمشه
...همینطور دروغ گفتن رو هم دوست داره
هیچوقت حرف راست نمیزنه
برای توصیف اون باید کتاب های زیادی مثل "رامایانا" بنویسیم
ولی از اون جایی که وقت زیادی نداریم زودتر داستانو میگیم
از مردم خجالت میکشم بگم اون پسر منه
الان ۳۲ سال سن داره ولی هنوز از حقوق باباش پول میگیره
بعد از اینکه ازدواج کنه، تغییر میکنه
اونم امتحان کردیم
چرا ریشت انقدر بلنده؟ دلیل مذهبی داره؟
...نه همچین چیزی نیست همینطوری گذاشتم رشد کنه چون قشنگه
چیکار میکنی؟
انگلیسی گفتی؟ متوجه نشدم
نفهمیدی؟
باشه... میگم شغلت چیه؟
در واقع، ماهی چقدر درآمد داری؟
اوه، درآمد
درآمد پدرم ۱۶ هزار روپیه بود
...بعد از مرگش هم ما ۶ هزار روپیه میگیریم
سود اون مبلغ هم میشه ماهی ۱۲ هزار روپیه
پس ۱۲ و ۱۶ هزار
میشه ۲۸ هزار
خانم صورت حسابتون
...قربان اون خیلی پولداره
خودش حساب میکنه
...خب پسر منم اینجوریه
کی حاضره باهاش ازدواج کنه؟
وقتی یکی از خونه میزنه بیرون نهایتا آخر شب برمیگرده
...ولی اون ماهها غیبش میزنه
...برای همین منم توی خونه حبسش کردم
تا وقتی تکلیف ازدواجش رو روشن نکنه اجازه نمیدم بره بیرون
هی، چیکار داری میکنی؟
هی وایستا
!لعنتی
بخاطر اون احمق همهی دلار هامو از دست دادم
ما با هم درس خوندیم
درس خوندن با اون مثل بودن کنار یه بمب اتم میمونه
...منظورم بی ادبی نیست
منظورم اینه انگار یه بمب تو جیبت باشه
میخواین ببینین؟ ببینین
این یارو از منم خنگ تره
"ونلا"
اون برگه رو بهم بده بده
ونلا، یه برگه دیگه بده
...ونلا
یکی دیگه بده
بده دیگه
پنج دقیقه دیگه وقت دارین
...ساتی برگهمو پس بده ...ساتی برگهمو پس بده
من از هفت دریا گذشتم تا از دست این روانی راحت بشم
نه، منظورم اینه خواهم گذشت
وقتی توی فیس بوک میبینه دارم ازدواج میکنم بهم زنگ میزنه
داری ازدواج میکنی؟ بدون خبر دادن به من
حتی خودمم نمیدونستم قراره ازدواج کنم
یک ساعته که با عروس آشنا شدم
یک ساعت؟ اسمش چیه؟
عزیزم، اسمت چیه؟
"شو" من ونلا هستم
ازدواج حتی بدون دونستن اسم طرف مقابل؟
...هی، تو لاس وگاس این چیزا عادیه
میدونی هر روز چندتا از این ازدواجا اینجا انجام میشه
...و اون خیلی هم پولداره
یه چیز دیگه دخترای اینجا عاشق پسرهای هندیان
...اگر میخوای تو هم بیا اینجا با هم میترکونیم
...همین الان هم گفتم
ازدواج من مشخص شده و من حالم خوبه و خوشحالم
شما هم دیگه با یادآوری اون حالمو خراب نکنین
باید برم وگاس
با اسب میخوای بری؟ بابام منو میکشه
تازه منم فردا قراره ازدواج دارم
...وگاس توی آمریکاست
...ببین شرکت هواپیمایی خوبی میشناسی
آمریکا؟
باید خیلی سریع برم آمریکا
میخوای بری وگاس چیکار کنی؟
...برم ازدواج کنم
داشتی گریه میکردی که من چرا ازدواج نمیکنم، مگه نه؟
حالا میخوام ازدواج کنم
گوش کن
اسفناج، ۵ تا ۱۰ روپیه، ۵ تا ۱۰ روپیه
هی لاکشمی، پسرم ساتیام رو میشناسی؟
اون میخواد بره آمریکا ازدواج کنه
از اونجایی که اینجا به اندازهی کافی دختر داریم
اگر اون قبول کنه اینجا ازدواج کنه، کی حاضره اونو رد کنه؟
نظرت چیه؟- !هیچ دختری حاضر نیست با اون ازدواج کنه-
اسفناج... اسفناج، ۵تا ۱۰ روپیه
میکشمت
!مامان گوش کن
دیگه منو خسته کردی
دوباره میخوای حقوق پدرت رو بدزدی
و همهشو توی شرطبندی مسابقهی اسب سواری از بین ببری؟
این پول دور ریختن نیست
سرمایهگذاریه
اگه بتونم با یه دختر پولدار ازدواج کنم کلی پول گیرمون میاد
فقط بهم ۲ هزار روپیه بده تو هم میتونی بیای آمریکا و اونجا بمونی
هی اونا طلای تقلبیه
فکر کردم میتونم ببخشمت ولی باز کاری کردی که نمیشه
...احمق، تو هیچوقت ازدواج نمیکنی
حتی ۱ روپیه هم بهت پول نمیدم هر کار میخوای بکن
"شرادا"
این چیه؟
این ۶۴۰ هزار روپیهست
...بهت ۳۰۰ هزارتاشو میدیم انجامش بده
!برو بیرون
!خسیس- حداقل ۴۰۰ هزار؟ خواهش میکنم آقای "شارما"؟-
خواهش میکنم بکنش ۴۱۰ هزار تا
حداقل ۴۲۰؟
خواهش میکنم
...میکشمت
خواهش میکنم
هزارو پونصد تاش کمه
اون ۱۵۰۰ تا پولی بود که من هر روز میدادم تا بیام محل کارت
عروسی که صبح برگذار میشه چرا از الان انقدر میرقصن؟
رسمشون اینجوریه
چطوری قراره متوقف بشه؟
کشاورزا الان ۳ ماهه انتظار باریدن بارون رو میکشن
الهه "وارونا" به زودی براشون بارون نازل میکنه
عروسی توی تالار برگذار میشه، درسته؟
اگه بارون بیاد چه مشکلی پیش میاد؟
با اون بارون رعدوبرق هم ایجاد میشه
یکی از اونها خیلی قویه
آقای مورتی آقای مورتی
یه صاعقه به ماشین داماد اصابت کرده
داماد حالش خوبه
ولی این زمان برای ازدواج نامناسبه باید عروسی رو متوقف کنیم
گفتم که
آفریدگار ایندرا میتونه هر مشکلی برای انسان ها ایجاد کنه
!چیترا- من خوبم-
آقای شارما، عروسیم کنسل شد
چه اتفاقی افتاد؟
دنبال یه سفر دیگه بگردم؟
...برای اون زنگ نزدم
من نمیتونم برم ماه عسل
پس لطفا هر چه سریعتر ۴۱۸ هزار روپیهی منو برگردون
سودش هم نمیخوام
میدونی بخاطر سفرت چقدر بهم ضرر زدی؟
نمیتونم کنسلش کنم اگر میخوای برو وگرنه بیخیال شو
حتی ۱ روپیه هم پس نمیدم
تو این ازدواجو کنسل کردی
ولی ساتیام و چیترا چطور باهم آشنا بشن؟
برنامه اونو توی "مومبئی" ریختم
عذرمیخوام دلیل این جلسهی اضطراری
استاد تغییر چهره بود
الان ۱۹ سال گذشته... ولی من هنوز نمیتونم فراموشش کنم
فکر کنم ساعت ۱۲:۳۰ شب بود
داشتم فیلم "شعله" رو میدیدم
چه فراموش کنی چه نکنی "جبار" میاد
جبار سینگ" یه تبهکاره درسته؟"
اون دستای "سانجیو کاپور" رو قطع کرد و فرار کرد
مثل یه قهرمان
همون موقع بود که مامور "ویکرام" بهم زنگ زد
...در مورد جنایتکاری که که دنبالش بودیم حرف میزد
...ولی هیچ فایدهای نداشت
اون جلوی چشممون فرار کرد
برای سانجیو کومار ۲ سال طول کشید تا
آمیتا پاچان" و "دارمندرا" رو پیدا کنه"
من همه چیز دارم ولی ۱۹ سال طول کشیده تا فقط یه سرنخ ازش پیدا کنم
سرنخ؟ مثل چی؟
الان توضیح میدم معمولا آدما عاشق پول و دخترن
ولی اون دیوونهست
اون عاشق کت شلوارهاییه که میپوشه
کت؟
آره... کت
چیز عجیبیه ولی باید حرفمو باور کنین
دقیقا مثل "ساچین" که عاشق کریکته
تبهکار ما هم عاشق کُت و لباسیه که میپوشه
اون حتی اهمیت میده که جنس پارچهی کُت دانمارکی باشه که توی هند دوخته شده باشه
کجای هند؟
حیدرآباد
یه خیاطی کوچیک به اسم "نورفتر" توی شهر قدیم وجود داره
سال ۱۹۲۳ ساخته شده
"مربوط میشه به سلطنت عثمانی هفتم "علی خان
به محض اینکه پارچه از دانمارک به حیدرآباد میرسه
فقط یک هفته طول میکشه تا دوخته بشه
پس زیاد وقت نداریم
اگر اون کُت رو دنبال کنیم
قطعا میتونیم گیرش بندازیم
اول باید بدونیم اون کُت چه شکلیه
به کجا داره فرستاده میشه
اونوقت میتونیم خیاط رو بندازیم بازداشتگاه، قربان
نه کل نقشهمون خراب میشه اگر اون تبهکار بهمون شک کنه
بحث ۱ سال و ۲ سال نیست نوزده ساله
الان ما یه فرصت جدید داریم
این یه کُت نرمال نیست
اون یه کلیده برای باز کردن قفل
برای اون باید یه ماموریت طراحی کنیم تا بتونیم گیرش بندازیم
چه ماموریتی؟
...شعله
بیاین نمایشو شروع کنیم
...برادر
میدونی مغازهی پارچه فروشی نورفتر کجاست؟
آقا... مستقیم برو و بعد بپیچ به چب
این روزا هم آدم خوب پیدا میشه اون آدم خوبیه
همین الان رسیدیم به موقعیت ۱ قربان برین دنبالش
الان رسیدیم به موقعیت ۲، قربان تیم برین دنبالش
رسیدیم به موقعیت ۳ قربان
صبرکنین
قربان، اون داره با یه چمدون میاد
رنگ خرمایی ... ۳ در ۲
تقریبا ۱۲ پوند
بعدش چی قربان؟
کیف رو بگیرین- مطمئنین، قربان؟-
سریع کیف رو بگیرین
همه چیزو از دست دادیم
یه لحظه
سلام
اونا پولای شماست؟
پولهای من کهنه هستن
میخوای وقتی خم میشم چمدون رو بدزدی؟ این حقه هارو خودم بلدم
من محلیام، اینکارو نمیتونی با من بکنی
هی مرد خوب
با منه؟
میخوام اون پول رو از اونی که فکر میکنه میتونه اینو بدزده، بدزدم
متوجه نشدی؟
الان توضیح میدم
میشه اینو نگه داری؟
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
!هی
هی
!مرد خوب
الان بیچاره میشم
...بدو... بدو
هی
نیاز به پشتیبانی دارم
بازار پرندگان
قربان، کُت دزدیده شد
عالیه
عالیه
عالیه- ولی ما نزدیدیمش-
کار یه دزد بود
احمق
اگه اون کُت رو از دست بدیم دیگه هیچوقت نمیتونیم اونو پیدا کنیم
اون دزد رو بگیرین یا بکُشینش
من اون چمدون رو به هر قیمتی میخوام
گرفتیمش قربان
دزد رو گرفتیم
ولی اون به طرز عجیبی داره لبخند میزنه
چرا همهتون دنبال این چمدوناین؟
حداقل ۱ میلیون روپیه توش هست؟
به جای رفتن به وگاس
میتونم وگاس رو بخرم
زود باشین
برو
هی
چرا منو کتک نزدی؟
هی داداش تو خودت دزدی، آره؟
هی داداش خودت هم دزدی، مگه نه؟
راستشو بگو... تو هم دزدی؟
خودت هم دزدی میکنی واسه همین منو کتک نزدی
داداش... داداش بگو
!اوه خدا
به نظر میرسه اون از من احمق تره
هیچوقت این همه پلیس نیوفتادن دنبال من
...جارو دستی
دوتا جارو بخر... سه تا ببر
چی توی اونه؟
داخلش چیه؟- قربان، من نمیدونم-
سریع بازش کن- باشه-
قربان، من همین الانم دیرم شده
باید برم
وگرنه شغلمو از دست میدم
رسیدش رو نشونم بده
باشه قربان
اینجاست، قربان
همینه
لاس وگاس
برو
نمیدونستم پلیس ها انقدر خوبن
خیلی آدمهای خوبیان
ولی تو نه
قربان
با این چیکار کنم؟
ولش کن بره
هی
بله قربان
در مورد این موضوع با هیچکس صحبت نکن
باشه؟
باید بخاطرش بهم پول بدین
شعله... عالیه
کی این ماموریت رو رهبری میکنه؟
"آدی"
هی... ادب نداری؟
چیه؟
نمیدونی وقتی میری جایی باید در بزنی؟
اگه بگم نمیدونم منو آتیش میزنی؟
"بهاردواج"
من دارم میرم شماها ادامه بدین
خیلی خب... مراقب خودت باش
آدی تو هفتهی دیگه میری وگاس
آدی، یه لحظه صبر کن- باشه، قربان-
به محض اینکه بلیط رزرو میکنی دیگه نمیشه کنسلش کرد
یا بیخیال پولت شو یا برو ماه عسل
آخه با کی برم ماه عسل؟
با کی باید برم؟
نمیفهمی چی دارم میگم؟
عروسی من بهم خورد
الان از کجا یه شوهر پیدا کنم؟
...باید بگردم
میرم میگردم
نامزد من توی وگاسه
من به اندازه کافی پول با خودم دارم
شرکت هواپیمایی شارما داره زنگ میزنه
الو
انگار فردا وقت مصاحبهی ویزاته
الو
چیترا! اگه بخوای میتونی پولت رو پس بگیری
تازه آرزوت برای رفتن به آمریکا برآورده میشه
واقعا؟ چجوری؟ بگو
سکوت
ببخشید
یه همسفر خوب برات پیدا کردم که باهم برین وگاس
اگه باهمدیگه برین ماه عسل
!شارما
اگه باهم سفر کنین
پولی که به ما پرداخت میکنین ۵۰ درصد کم میشه
بیشتر از این نمیتونم کمکت کنم فکراتو بکن و بهم خبر بده
بجای پول درآوردن داره ورشکست میشه
شنیدی
وقتی مشتریهایی مثل تو گیرم میاد مجبورم اینجوری خودمو ورشکست کنم
زیاد وقت نداریم بگو آره یا نه؟
هی
چیترا
همونقدر که الان دلمون برای چیترا میسوزه
معمولا از دست ایندرا هم عصبانی میشیم
چیکار میشه کرد؟ به هر حال ما هم انسانیم
بیاین ببینیم چیترا میخواد چیکار کنه؟
چرا وقتی صدات زدم جوابمو ندادی؟
چی شده؟
آره یا نه؟- آره-
وگاس
چی؟
مامان... همین الان رسیدم فرودگاه
چه آدم دیوانهای
برین کنار
حالت خوبه؟
اگه به این کارت ادامه بدی
میترسم قلبم از کار بیوفته
با اون ریشهای مزخرفش و لاس زدنش
کی میدونه؟ شاید همسفرت اون باشه
خواهش میکنم نفرینم نکن
اگه انقدر توی حرف زدن قدرت داری میتونی آرزو کنی ۱ میلیون توی لاتاری برنده بشم
چیه؟
اون خودشه؟
مواظب باش... از خودت چیزی بهش نگو
وگرنه توی دردسر میوفتی میدونی توی "دلهی" چه اتفاقی افتاده؟
از کجا بدونم چی شده وقتی من تو حیدرآباد بودم؟
باشه باشه... نکتهی اخلاقی قضیه این بود که
در مورد خودت دروغ بگو
هر چیزی از خودت میخوای بگی باید دروغ بگی، باشه؟
چیه؟
یه حقیقتی رو میدونی؟ ...تو
نمیخوام هیچ حقیقتی رو درباره تو بدونم
و قصد ندارم هیچی هم از خودم به تو بگم
مسافرتمون خودش یه دروغه
منظورم اینه ما ازدواج نکردیم ولی داریم باهم میریم سفر
پس بیا بهم دروغ بگیم
فقط در مورد دروغ حرف بزنیم
فهمیدی؟
باشه من بازی رو شروع میکنم
من "عمرا جانو" هستم
منم "شعله" ام
هی دختر، دوتا وودکای بزرگ بیار لطفا
من دارم میرم وگاس تا اونجا با یه دختر ازدواج کنم
تو چی؟
به تو ربط نداره به کار خودت برس
میخوای؟
مشروب نمیخورم
باشه
من عاشق دخترهایی هستم که مشروب نمیخورن
اوه
هی... چرا میخندی؟
از دخترهایی که مشروب میخورن خوشت نمیاد دیگه، مگه نه؟
دروغ گفتم
خودت همین الان گفتی فقط دروغ بگیم
گفتی این یه بازیه
یادت رفت؟
اوه... آره
هی... از کجا درمورد شعله میدونی؟
چه ربطی به این ماجرا داری؟
من فیلمشو ۱۰ بار دیدم
...عاشق جبار سینگم
...هی "سامبا" چند نفر بودن
ببخشید
آمریکا ۳۲۶ میلیون جمعیت داره
بین اونا ۳.۳ میلیون هندی وجود داره
۵۰ تا ایالت
از بین اونا یکی
کجا ممکنه باشه؟
چیکار داره میکنه؟
"شعبدهباز و جادوگر معروف هندی،"پادمانابام
کسی که همچنین یه هنرمند تو زمینهی آرایش و تغییر چهرهست
اون آخرین نفریه که اینجور جادو هارو بلده
ولی قسمت بد اینجاست که اون به زودی بازنشست میشه
خیلی خوشبختم از اینکه باهاتون مصاحبه میکنم، قربان
ما شنیدیم که شما به زودی بازنشسته میشین
شعبدهبازی کلاسیک هندی با بازنشستگی شما منقرض خواهد شد
مگر اینکه اونو به نسل بعدیتون منتقل کنین
نه
من خیلی خودخواهم
اونقدری که شما فکر میکنین خوب نیستم
نمایش بعدیم
آخرین نمایش شعبدهی کلاسیک هندی خواهد بود
چرا قربان؟ چون من آدم بدیام
شوخی میکنین قربان؟
جدی میگم
شوخی نمیکنم
کُت و نقاشی هر دو باید به آدرس وگاس رسیده باشن
خوبه
روز خوبی داشته باشین، آقا
دوستت دارم عزیزم- منم دوستت دارم عزیزم-
...اوه خدای من
...اون قبل از من ازدواج کرده
نه با یکی، با صد نفر
سلام
بله؟
اونا هم همین سوال رو از من پرسیدن
طفلکی
طفلکی؟ تو چرا برات مهمه؟
سر اونا چه بلایی اومد؟
به محض اینکه هوشیار شدن، رفتن دادگاه
سه میلیون پرداخت کردن و رفتن خونهشون
الان واقعا وقت گفتن این حرفاست؟
چیکار کنم که از دستش فرار کنم؟
باید تو حسابت ۳ میلیون پول داشته باشی
یا اینکه نباید ازدواج میکردی
اگه من این همه پول توی حسابم داشتم چرا باید هند رو ترک میکردم و میومدم اینجا
پس مجبوری با همین زندگی کنی
خب بعدش چی؟
هیچی ۱۰۰۰ دلار جریمه میشی بخاطر اشتباهی که موقع مستی مرتکب شدی
بعدش اگه پرداخت کنی ولت میکنن
الو
من اومدم وگاس کجایی؟
وقتی مست بودم یه اشباهی کردم- گوش کن-
ونلا
وای خدایا... حتی یادم نمیاد با کدوم ازدواج کردم
دوستان من ازدواج کردم
اگر برادر بدونه که داری دروغ میگی
باید اینجا مثل من خدمتکار بشی
یعنی... اون داماد که ماسک زده بود؟
اون منم
بهم ثابت کن
اگر تو تفنگ داری منم جرئتم زیاده
بهت ثابت میکنم
سلام
سلام
اجازه هست؟
آره حتما
اهل کجایی؟
هند
اوه من عاشق هندم
اوه، منم عاشق آمریکا هستم- چه خوب-
من ساتیام هستم، تو؟
"آمبر"- واو، بُمبر-
سلام خوشکلم- سلام-
ماه عسل
وای جانو... اگه واقعا باهاش ازدواج میکردی
اگه باهاش میومدی اینجا ماه عسل
اون از خوشحالی میمُرد
یه رعدوبرق زندگیتو تغییر داد
اینارو از کجا میدونی؟
خودت وقتی تو هواپیما مست بودی اینارو گفتی
فقط بخاطر اینکه اینجا با یه غریبه اومدی نه با شوهرت
داری گریه میکنی؟
نگران نباش. من بهت نظر ندارم
منظورت چیه که بهم نظر نداری؟
یعنی
تو اونقدرا خوشکل نیستی
خیلی معمولی هستی
منظورت چیه از این حرف؟
شاید از من خوشت نیاد
برام مهم نیست
ولی لازم نیست مستقیم تو صورتم بگی
خودت بودی که اون بازی دروغ رو شروع کردی و پیشنهاد دادی
یادت رفته؟
پس هر چی داری میگی دروغه؟
آره
من بخاطر ازدواجم گریه نمیکنم
چمدونم با یکی عوض شده
من هیچوقت لباسای انقدر کوتاه نمیپوشم
باید کلی پول بدم لباس جدید بخرم
این دروغ نیست
نگران نباش
توی این لباسا خیلی زشت میشی
این دروغه
هی
منو تنها نذار
اینجا برام جدیده
میترسم تنها باشم
سلام آدی... از وگاس چه خبر؟
مثل همیشه میدرخشه
از مضنونمون اطلاعاتی بدست نیاوردی؟
دارم روش کار میکنم
تازه رسیدم
منم همینطور... منم همینطور
الان میتونی منو ببینی؟- آره، میتونم ببینمت-
من راستش برای کُت اومدم
برای کُت اومدی؟
هنوز آماده نشده
شماره تماست رو بهم بده
این زبون رو کی یاد گرفتی؟
شماها هم برای کُت اومدین؟
اون هم برای کُت اومده
شما همدیگه رو نمیشناسین؟
اونا هم برای کُت اومدن
بهت شک کردن
اگر گُمشون کنی، ماموریت نابود میشه
یا بگیرشون یا بکُششون
برو برو، بگیرشون
ولش نکن بگیرش آدی
...آدی
آدی نمیتونم ببینمت آدی صدامو میشنوی؟ الو
کار انجام شد قربان، ماموریت سرجاشه
اون دو نفری که فرستادیم کُت رو تحویل بگیرن، مُردن
جسدشون توی خیابون پیدا شده
کار کی بوده؟- نمیدونم کار کی بوده-
یه شهروند هندی
هندی؟
من فکر میکنم از طرف سازمان اطلاعات هند باشه
سازمان اطلاعات هند؟
ما خیلی وقته هند رو ترک کردیم
یادته کی رو از اون سازمان خریده بودیم؟
سری هری" ولی نمیدونم الان کجاست"
بهمون کمک میکنه؟
"ویشاناتام"
میگن ۹۹ درصد مشکلات با پول حل میشه
اگه خیلی تلاش کنیم
میتونم ۱۰۰ درصد مشکلات رو با پول حل کنیم
به این میگن قدرت پول
با سری هری تماس بگیر
بعد از اون همه دردسر برای کُت چرا انقدر وسواس داری در موردش؟
بیخیال اون کُت بشو
اونوقت هیچکس نمیتونه گیرت بندازه
آقای ویشاناتام
پارسال وقتی توی وگاس بودم
با یه نفر آشنا شدم
اسمشو نمیدونم ولی
آدم خیلی جالبیه
برای کار کردن توی کازینو از هند اومده اینجا
متاسفانه
کل پولش رو توی همون کازینو از دست داده
بخاطر اینکه دیگه پولی نداشته که برگرده هند
چهل روز تمام از مردم گدایی میکرده
ولی هیچ فایدهای نداشته
ولی روز ۴۱ام
برای اولین بار
بجای اینکه پای خودشو بگیره گلوی یه نفر دیگه رو میگیره
میدونی بعدش چی میشه؟
همون روز دوباره متولد میشه
برای اون ۴۰ روز طول کشید تا بفهمه گردن خیلی مهمتر از پائه
تو الان ۲۰ ساله که با منی
ولی هنوز نمیدونی برای زنده موندن چی مهمه
یه نصیحت کوچیک
وزنت رو کم کن
اسم اون مرد "ایجی"ه
خیلی خوبه اگه باهاش آشنا بشی
تو کی هستی؟
من "برهاما" هستم کسی که قراره سرنوشتت رو عوض کنه
پونزده میلیون دلار
یعنی تقریبا ۱۰۰ میلیون روپیه
تابحال انقدر پول دیدی؟
میخوای ببینی؟
چیکار باید بکنم؟
چیز جدیدی نیست
هر روز همینکارو انجام میدی
در مورد جزئیاتش
هر چقدر بگذره بهت میگم
خواهش میکنم... خواهش میکنم
نه، نه، نه
تو همیشه بهم خیانت میکنی این دفعهی اولت نیست
هر دفعه داری همینکارو با من میکنی
و دارم خیلی جدی بهت میگم اگه دوباره بهم زنگ بزنی
میزنم دهنتو سرویس میکنم
از الان دیگه نمیخوام هیچی بشنوم
دیگه بهم زنگ نزن، خداحافظ
چرا اینجوری بهم زُل زدی؟
نه... نه اسم من
ساتیام هستم... تو؟
آماندا
ازدواج آماندا و ساتیام
اوه خدای من
عزیزم؟
حتی نمیتونم یه دختر هندی اینجا پیدا کنم
تا این یارو رو گول بزنم
این مردک کچل احمق
وای یه دختر هندی
همسر من
همسر من
اوه... تو چرا اومدی اینجا؟
اگه منو ببینه، منو میکُشه
ساتیام
کی اومدی وگاس؟ حالت چطوره؟ چیکارا میکنی؟
این سوالی بود که باید دیروز ازم میپرسیدی
اومدی اینجا تا با یه دختر آمریکایی ازدواج کنی؟
اگه تلفن رو قطع نمیکردی این جوابی بود که بهت میدادم
تلفنت رو روشن کن، بهت زنگ میزنم
با هم دوستن
توی هند دوستای معمولی با هم اینجوری هستن
ما هم خیلی پیشرفت کردیم
اون موقع امتحانمو از دست دادم حالا هم یه دختر رو
باز این داره زنگ میزنه
بیشعور
چرا تلفنو برنمیداری؟
برداشتم... حالا که چی؟
دیشب
دیشب کار خاصی کردی؟
دیشب همه کار کردی و الان میخوای من تلفنو جواب بدم؟
شب با من کاری کردی؟
شب؟
...دیشب
نه کاری نکردم
...یعنی همه کار کردی
من مست بودم... چطور تونستی ازم سوءاستفاده کنی؟
مگه نباید در مقابل همه از اون دختر محافظت کنی؟
انگار هیچ کاری نکردی
الو
حداقل از کاندوم استفاده کردی؟
من گفتم اینکارو بکنم ولی تو گفتی نه
اوه خدایا... حالا چطوری باهاش رو در رو بشم
باید قبل از اینکه بیاد از اینجا برم
اون اینجاست
سلام خانم، من "جوزف" هستم مدیر اصلی کازینو
میشه چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟
تبریک میگم بهتون خانم شعله ... بخاطر برنده شدن کل پول شرطبندی
میخوام این چک دو میلیون دلاری رو بهتون تقدیم کنم
کل پول؟ من؟
!بله! بله
آقا و خانم شعله... لعنتی
یعنی... باید فورا باهاش ازدواج کنم
برات ایمیل کردم چک کن و تاییدش کن
اسم عملیاتی که برای دستگیریت شروع کردن، شعلهست
توسط آدی انجام میشه
بهت که گفتم با پول میشه همه چیز رو خرید
چرا ناراحتی؟
ما الان میدونیم کی رهبر این ماموریته
اگه اونو بکُشیم مشکل حل میشه دیگه، درسته؟
به نظر میرسه ویشاناتام هنوز قانع نشده
میدونم که بالاخره دستگیر میشم، درسته؟
برات سواله چرا با این حال هنوز دنبال این قضیهام
یکم صبر داشته باش
ازم جزئیاتشو نپرس
بهم اعتماد کن... ارزششو داره
میخوام که این یارو
بیاین اینم پولتون بگیرش
سلام چیکار داری میکنی؟
حرفایی که میگفتی درست بود
اون همراه من نیست
با یه دختر دیگهاس
دلم میخواد گریه کنم
خب الان نگران اون پولی یا نگران پسرهای؟
از این سوالا نپرس
مجبورم در مورد پسره دروغ بگم
اون دختره کیه؟ بدون دونستن چیزی
نه تنها مردها، اول باید دخترهارو فحش بدیم
اگر اصلا کسی هم به اسم خدا وجود داشته باشه
به سلامتی
!نارادا
این آدما هیچ کاری برای انجام دادن ندارن؟
بخاطر همه چیز از خدا شکایت میکنن
مگه ما تعطیلات و مهمونی نداریم؟
اگه کسی به اسم خدا وجود داره باید اونو درست و حسابی مجازات کنه
چه مجازاتی؟
مجازات یعنی، مشکلات اساسی مثلا باید شکمش درد بگیره
باید خونه نشین بشه
بریم نشونش بدیم
!ایندرا
با دوست دختر من چیکار داری؟ بیا بریم
!اولیا حضرت، تاریخ شمارو ستایش خواهد کرد
دوست دارم از ته قلبشون بشنوم
شعله
چی شده؟
اون زد توی شکمم
...احمق
خدا کار دیگهای نداشت انجام بده؟
مجبوره انقدر سریع آرزو هارو براورده کنه؟
این خداها اصلا احساس ندارن اول باید خودشون رو بزنیم
اونوقت میفهمن چقدر دردش زیاده ...من عصبانی بودم که اون حرفو زدم
مجبور بود انقدر سریع براوردهش کنه؟
این آدم ها هیچوقت قدر مارو نمیدونن
یه وودکای بزرگ لطفا
خواهش میکنم، مرد منو نکُش، تو برادر منو کشتی
کی بهت دستور داده منو بکشی؟- اونا بهمون ۵۰۰ هزار دلار دادن تا تو رو بکشیم-
نمیشناسمش
کی بهت دستور داده منو بکشی؟
قربان... ماموریت افشا شده اونا بهمون نفوذ کردن
آدم فرستادن که منو بکُشن
آدی نترس، آروم باش
من نمیخوام امروز بمیرم یه کاری بکن
آدی آروم باش... یه کاری میکنم آروم باش
بچه ها یه مشکل بزرگ داریم
یه مشکل بزرگ داریم
ماموریت فاش شده
اونا در مورد شعله میدونن
از کجا فهمیدن قربان؟
هیچ گزینهی دیگهای به جز خاتمه دادن به ماموریت نداریم
چرا؟ نه نیازی نیست در واقع، آدی نقش اول ماجرا نیست
بذارین آدی بمیره کی اهمیت میده؟
اگر آدی بمیره
راز فرد اصلی هم با اون مدفون میشه
چیه؟ مگه ما موقع انتخاب این شغل قسم نخوردیم؟
حالا نمیشه آدی بمیره؟ نمیشه برای کشورش خودشو فدا کنه؟
نمیشه برای کشورش بمیره؟
ببخشید آدی... من مجبور شدم جلوی همه دروغ بگم
من نمیخوام از دستت بدم واقعا برام مهمی
مراقب خودت باش
افرادی که فرستادیم کُشته شدن، آدی هنوز زندهس، قربان
اون نباید کُت رو میگرفت
باید میدزدیدش- آجی" اونجاست"-
خیلی خب
کُت تا فردا باید توی اُردن باشه
آدرسش اینه
وقتشه اون بازیگر رو بکشیم
چرا من باید بمیرم؟ چرا من؟
من نمیمیرم
الو
الو
سلام آدی- شما؟-
به سمت چپت نگاه کن
تیر خطا نرفت
فقط یکم بیشتر بهت فرصت دادم که زنده بمونی
من در مورد شعله میدونم
کی نقش اصلی ماجراست؟
نشونم بده
فرصت کمی داری
وقتی به یه هندی نیاز دارم هیچکس پیدا نمیشه
این همون کلیسایه که توش ازدواج میکنن- اینه؟ بریم ببینم-
احمق
چیه؟- دکمهی آسانسور رو بزن دیگه-
خودشه
اون شعلهست- کدوم شعله؟-
من ساتیام هستم اون روز توی هواپیما داشتم شوخی میکردم
ویشاناتام، اون باید امروز بمیره
و ما باید کُت رو بگیریم
الو- نقاشی و کُت دست منه-
وقتشه اون بازیگرو بکشیم
قربان قربان
من نیستم، قربان منو اشتباه گرفتین
بازیگر
قربان خواهش میکنم
آجی تو رو زنده میخواد
ده دقیقه دیگه فرصت داری
نفست رو حبس کن، برادر
شعله
یه عملیات مخفی باید مخفی باقی بمونه
نباید کسی چیزی بفهمه
بازیگر
نگران نباش، نمیذارم کسی از مرگت با خبر بشه
خدا رحمتت کنه
نه قربان، به حرف من گوش کنین
منو اشتباه گرفتین
من هیچی نمیدونم، قربان
این یه ماموریت مخفیه ولی من برای تو فاش کردم
وگرنه، از کجا میتونستم بفهمم بقیه کجان
مجبورت کردم وارد بازی بشی
هدفم همین بود
...یه نفر کُت رو دزدیده
همچنین اون پیرمرد رو هم کُشته
خودم باهاشون صحبت میکنم
بگیرینش
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
اون کُت شلواری احمق کیه قیافهش چه شکلیه؟
نمیدونم نمیدونم
تلفن رو جواب بده اون میدونه
آجی کُت رو فرستادی اُردن؟
دارم میفرستم خود آجی رو هم میفرستم
کی پشت خطه؟ الو... الو
میفرستمش
تو کی هستی؟
ساتیام آلیاس، بازیگر نقش اصلی
بگو
نورفتر... خیاطی نورفتر
خیاطی نورفتر بازار "چوری"، خیابون سوم
کارت عالی بود ساتیام
ساتیام ماموریت اضطراری
من ساتیام هستم، از سازمان اطلاعات
آدی، منم از همون جام
بهمون نفوذ کردن- گوش کن، من یه کاریش میکنم-
ساتیام، همونطور که فکر میکردیم مضنون شروع به عمل کرده
وقت نمایشه
آدی بازیگر اصلی نیست
خودشه، شعلهست- قربان شعله دیگه چیه؟-
...درواقع فکر میکردم خودت میای جلو
ولی از دستم در رفتی
کُت دست منه که الانم توی راه اُردنه
تا الان من داشتم دنبالت میگشتم
ولی از الان تو باید دنبال من بگردی
میلیون ها سرباز هم برای جنگ کافی نیستن
پانداوا" پیروز نشد"
در انتها "کریشنا" تنها نبود
کروکشترا" بدون دروغ نتونست کارشو تموم کنه"
آشواتاما" یه فیل مُردهاس" [قسمتی از دیالوگ های مهابهاراتا]
وقت نمایشه
سلام ساتیام، تو بهم یه آدرس دادی و منو فرستادی اُردن
میخوای چیکار کنی؟ تو وگاس مهمونی بگیری؟
الان حس و حال مهمونی ندارم
تازه پول کافی هم ندارم
اگه میشه یکم با اون دختر وقت بگذرونم و ازدواجمو درست کنم؟
دیگه نمیتونم مادرمو تحمل کنم
بیخیال ساتیام ازدواج دست ما نیست
ازدواج توی بهشت برامون رقم میخوره
هیچ چیز از دست ما برنمیاد خداوند ایندرا برات ازدواجت رو درست میکنه
عموت رو که دیدی
و یه چیز دیگه سریع از وگاس خارج شو
پلیس فدرال از قتل ها اطلاع پیدا کرده
منظورم اون صحنهای که دیروز درست کردیه
خیلی خب فهمیدی دیگه خداحافظ
حتی یه پنی هم پول ندارم انگار باید از وگاس هم برم
حالا برم کیف پول کیو بزنم؟
!تو
اینجا چیکار میکنی؟
هی
پلیس فدرال از کجا فهمیده مضنون هندی بوده؟
تو بهشون گفتی؟
چرا بگم؟ من که هیچی نمیدونم
اونا هم حرف تو رو باور نمیکنن باشه حواستو جمع کن
حواسمو جمع کنم؟
مگه چیکار کردم که حواسم باید جمع باشه؟
من چیزی نمیدونم
کجا رفت؟
من تو کارم حرفهای ام هیچ نشونهای مثل اثر انگشت از خودم به جا نمیذارم
خودت چک کن
اثر انگشت
کیف پول
کیف پولم نیست
هی کیف پولم سرجاش نیست
انگار ۶ تا قتل توی وگاس اتفاق افتاده
و همهشو یه هندی مرتکب شده خبر داشتی؟
از کجا بدونیم؟ ما هیچی نمیدونیم
ما که اونجا نبودیم
من میدونم چون کار خودم بود
هی- حتی اونم شاهد ماجرا بود-
به من گفت به هیچکس نگم ولی خودش داره به همه میگه
تو اونکارو کردی؟
چطوری؟
...بگو... بگو
تازه برای اولین بار فهمیدم که دخترا عاشق کسی که دروغ میگه میشن
دخترا فقط عاشق دروغ ان
اینو نمیدونستی طفلکی
من پس فردا دارم میرم سوونا، تو هم باهام میای
نه من نمیام
دوستت دارم منظورم اینه ازت متنفرم
خودت میدونی منظورم چیه دیگه
واقعا ازت متنفرم
سلام ساتیام- قربان-
!ازت متنفرم
!آخ
وقتی اینجوری باهم دعوا میکنن چطور میتونن ازدواج کنن
احمق... نه تنها ۱ بار اونا ۳ بار ازدواج میکنن
فقط تماشا کن
هی آقا چیکار داری میکنی؟
یک انفجار بزرگ ساعت ۱۱ صبح در اُردن رخ داد
مختصات انفجار مقر اصلی نیرو های داعش تشخیص داده شده است
شش افسر پلیس اُردنی جان خود را از دست دادند
و یک افسر هندی به نام بهاردواج
با جراحت جزئی جان سالم به در برد
ساتیام، مقر داعش همون جایی هست که کُت قراره به اونجا ارسال بشه
خواهش میکنم- لطفا حرف نزنین، آقا- کارم ضروریه، خانم-
فقط قضیه کُت نیست یه چیز دیگهای ام هست ساتیام
چی شده؟
یه چیزی توی این کُته
هی
داری زیادی فکرتو درگیر میکنی
ما آدرسی که قراره کُت به اونجا ارسال بشه رو داریم
پس... اونم همهی مدارکی که مربوط بهش میشده رو
با این انفجار پاک کرده
امیدوارم همینطور باشه
امیدواری
چرا شک داری؟
چون نمیدونیم قیافهش چه شکلیه نمیدونیم کجا زندگی میکنه
تنها سرنخی که داریم
اینه که اون فکر میکنه ما با دنبال کردن کُتش اینجاییم
ما هم میدونیم که اگر سعی کنیم به کُت برسیم، میتونیم اونو بگیریم
اون کُت نباید قیمت زیادی داشته باشه
چرا انقدر براش مهمه که به دستش برسه؟
متوجه نمیشم
اگه کُت رو بیخیال بشه
منظورم اینه- فهمیدم چی میگی-
اونجوری دیگه هیچوقت نمیتونیم بگیریمش
اون حتی آدم فرستاد تا مارو بکُشن
از وقتی دنبالشیم میخواد مارو بکُشه
اون یه جنایتکار واقعیه
اون فوقالعادهس
خوش اومدی آقای پادمانابام
فکر کردی بهت زنگ زدم که جادوگریتو ببینم؟
تو رو استخدام کردم برای اینکه اطلاعات سِری رو بهم بدی
برای همین با دو میلیارد روپیه خریدمت
الان سازمان اطلاعات چطور از این قضیه خبر داره؟
فقط من و تو میدونیم توی اون کُت چیه
من تا دو هفتهی دیگه اون کُت رو لازم دارم
بعدش چی؟
دوباره میزنیم ایندفعه شاید درست بخوره
منظورم تبهکاری که دنبالش هستیم، بود
اگر اون کُت رو میخواد
هیچ گزینهی دیگهای جز اینکه با تو تماس بگیره، نداره
!الو
آدی، یه پیشنهاد دارم که نمیتونی رد کنی
گوش کن
بیا همو ببینیم
تو خدایی؟ یا پیامبر؟
خودش شخصا زنگ زد
فردا توی سانفرانسیسکو قرار گذاشت
موقعیت هتل ترامپ
شمارهی ۲۷۸۹
حواستو جمع کن
چرا بعد از اینکه منو صدا زد، خودش پیاده شد؟
ببخشید... افراد ما درست رفتار نکردن
لطفا مارو ببخشید- ساتیام باید کشته میشد-
اونا ولش کردن
اون حتی به سایهی خودشم اعتماد نداره
چرا اونم پیاده شد؟
پس من با کدومشون حرف زده بودم
ساتیام ممکنه بهم مشکوک شده باشه
احمق بهش نگو که من ممکنه شک کرده باشم
خودم میتونم از پسش بربیام
اون بهترین دوست منه
میدونین؟
میتونم از پسش بربیام
کُت کجاست؟
دست ساتیامه
منظورم اینه به دست ساتیام میرسه
ساتیام کجاست؟
...ساتیام... ساتیام
هتل ترامپ اتاق شماره ۲۷۸۲
هی! تو خیلی دهن لقی
چرا بهش گفتی من اینجام؟
احتمالا کل نقشهی مخفیمون رو فهمیده
الان احتمالا تفنگشو درمیاره یه کاری بکن
اون اینجا چیکار میکنه؟
امکان نداره بدونی چرا
کارمون تمومه
میخوای بهمون نارو بزنی؟
..."آقای "مارتین
بچه
گوش کن
پونزده میلیون دلار
تقریبا میشه ۱۰۰ میلیون روپیه
تا بحال انقدر پول دیدی؟
میخوای ببینی؟
پس هوشمندانه بازی کن
هتل ترامپ
آدی احمق! میتونستی اسم هر هتل کوچیک دیگهای رو بگی
الان حتی یه پنی هم پول ندارم باز برم جیب کیو بزنم
اسم من ونلاست ، اگر چیزی نیاز داشتین به من بگین
باشه... من همین اطرافم- باشه حتما-
!عجب زندگی خوبی
کدوم زندگی؟- سلام ونلا-
اینجا چیکار میکنی؟
این مگه سوال من نیست؟ اگه تو این سوالو بپرسی
اونوقت من دیگه کیو بگیرم؟
آره منظورمو اشتباه گفتم منظورم اینه به پای کی بیوفتم؟
هنوز یه نفر دیگه باقی مونده
هی... هی... شغل تو آدمکشیه؟ یا تو آدمکشی حرفه ای هستی؟
چرا همون موقع تو "تلوگو" نپرسیدی؟- الان دارم میپرسم شغلته یا فقط بلدی؟-
هر دوش، بیا باهات کار دارم
پس کارم چی میشه؟- بیا-
...چرا باید به صندوقدار رشوه میدادی و اتاق رو رزرو میکردی
اونم همچین اتاق بزرگی؟
بهشون گفتیم که قراره توی این اتاق اقامت کنیم
هی! به کی گفتی؟ کی قراره بیاد اینجا؟
چند نفر قراره بیان منو بکُشن، به اونا گفتم
خب چند نفر میخوان بیان تو رو بکشن
تو هم بهشون آدرس دادی که یه وقت سختشون نباشه؟
آره
هی، من آدمی هستم که دارم با شرافت زندگی میکنم
تو کسی هستی که مثل آب خوردن آدم میکشی اصلا ما چطوری باهم دوستیم؟
من همین الان میرم- چی؟-
گفتم که... الان میرم
هی ونلا حتی تو هم باید اینجا باشی
میتونیم باهم غذا بخوریم با هم آدم بکشیم
توی همچین اتاق بزرگی حوصلهام سر میره
مگه نمیگی اونا دارن میان؟ منتظر همونا بمون
خوش اومدین آقا
تا الان کجا بودی؟- توی شوک بودم-
اون بدون اینکه بدونه مسافرها کی هستن یا افرادش کیان خیلی خوب اوضاع رو زیر نظر داشت
و تو چرا اونجوری منو رها کردی؟
اگه یه بلایی سرم میاورد چی؟
چقدر بهت پیشنهاد داد؟
تقریبا ۱۰۰ میلیون روپیه
صد میلیون به اندازهی کل این اتاق پول میشه
اگه موافقی هال برای تو، اتاقش برای من
چی میگی؟
بله ساتیام؟
اگر پیشنهاد ۱۰۰ میلیون روپیه پول داده، قطعا یه کاسهای زیر نیم کاسهس
قطعا یه چیزی توی این کُت هست
آخه واسه یه کُت ۱۰۰ میلیون؟- صد میلیون؟-
جای کُت امنه؟
جای کُت امنه؟
آره جاش امنه
اون منو ول کرد و رفت حتی بهم یه کلمه هم نگفت
هی، چی شده؟ انگار ناراحتی؟
دلت براش تنگ شده؟ ازش خوشت میاد؟
از اینجور سوالا ازم نپرس مجبور میشم دروغ بگم که ازش خوشم نمیاد
کارت "بروهانالا" در اومد که یعنی الهه "آرجونا" تغییر قیافه داده
هر چیزی اون میگه یا هر کاری میکنه شاید دروغ باشه
...ولی کارایی که میکنه
میخوای بهم بگی کارایی که میکنه بخاطر آرامش جهانه؟ تلفنو قطع کن بابا
!بروهانالا
نمیدونم
اون میدونه تلفن رو جواب بده
۴۱۵
کُت... کُت
لعنتی
چرا بهم زنگ زده؟
ببخشید... باید تلفنتون رو خاموش کنید لطفا
من پس فردا میرم سوونا تو هم با من میای
نه نمیام
گفتی نمیای پس یعنی باهام میای
مجبوری باهام بیای، درسته؟
چرا نیومدی؟
فکر میکنین ساتیام میاد؟ نه... اون مِه که داره میاد
همه اونجا دارن ازدواج میکنن به جز چیترا
فکر میکنین چه ارتباطی بین مه و ازدواج هست؟ بهتون میگم
ما توی این مه ایندرا رو صدا میزنیم
نمیدونم اونا تو فرهنگشون کیو صدا میزنن
اون سوار بر ۷ اسب میاد
اگر توی این مه دست دختری رو بگیریم یعنی باهاش ازدواج کردیم
چیز عجیبیه، آره؟ به هر حال هرکس اعتقاد خودشو داره
ولم کن
دارم همینکارو میکنم- پس ولم نکن-
بازم دارم همینکارو میکنم
ازت متنفرم... واقعا ازت متنفرم
منم ازت متنفرم
قربان، هیچی پیدا نشد
!واو
شعله... چ اتاق بزرگیه
تا بحال تو عمرم همچین اتاق بزرگی ندیدم
الو مامان
چرا یک هفتهاس تلفن منو جواب نمیدی؟
از کجا بفهمم حالت خوبه یا نه؟
...راستی، یادم رفت بهت بگم
عموت برات یه پسر پیدا کرده که باهاش ازدواج کنی
کی ازش خواست اینکارو بکنه؟ کار دیگهای واسه انجام دادن نداره؟
من ازدواج نمیکنم
میخوای با خودت یه پسر سفید پوست بیاری و بعدم بگی این شوهرمه؟
من حتی یه کلمه هم انگلیسی بلد نیستم
اونم حتی یه کلمه انگلیسی بلد نیست
تو چقدر بی حیایی که داری همینجوری تو روی من میگی که واسه خودت شوهر انتخاب کردی
الو
قبل از اینکه یه دختر سفید پوست بگیری
منم میرم پیش پدرت
میرم همهی داراییمون رو میبخشم به خیریه
بعدش هم خودمو دار میزنم
چرا داری میدی به خیریه؟ عقلتو از دست دادی؟
تو نگران پول هستی ولی نگران من نه؟
اون دختر مال شهر خودمونه اونم اهل هندوستانه
من حرفتو باور نمیکنم اگر کنارته، گوشی رو بده بهش
یه لحظه صبر کن، الان گوشی رو میدم بهش
یه لحظه صبر کن، مامان
راستش یه کمک کوچیک میخواستم
دست خودم نبود، به مامانم دروغ گفتم
میشه باهاش صحبت کنی؟
منم همینطور
...تابحال انقدر خوشحال نبودم
واقعا پسرمو دوست داری؟- آره خیلی-
با اون ریشهاش مثل یه سوپر استار سینماست
بیصبرانه منتظرم که ببینمت زود برگردین
مامانت از من خوشش نیومد
مامان تو هم از من خوشش نیومد
بازار "توون"، اینجا همون آدرسیه که دادی
پیتر اونجاست
این پولو بهش بده اونم بهت یه چیزی میده
بیارش برای من
!پیتر
چه کمکی میتونم بکنم؟
۳۴، ۳۸
من قطعا میوفتم زندان
ببخشید- اشکالی نداره-
چرا جدیدا چپ دست شدی؟
این دستم آسیب دیده
آدی... آدی... آدی
آدی... دارم میام
هی
هی
ولم کن
تا ازت بگذرم
وگرنه دست از سرت برنمیدارم، مرد
بچه... هوشمندانه بازی کن
ولی نمیکنم
میکُشمت
سلیقهت بده
آدی
هی، آدی
بگو- کجایی؟-
استخر... با دخترهای خوشکل
توی جکوزی هستم- باشه، باشه، حله-
من دو روز میرم یه جایی، بعد بهت زنگ میزنم، باشه؟
عالیه
عالیه
برین برین
خواهش میکنم اینکارو نکنین
برین به کشورتون- ما با هم دوستیم-
اینجا چیکار میکنین؟ برگردین به همون جا
خواهش میکنم- بزنش، مرد-
همین الان برین
تو به چی نگاه میکنی؟ از اینجا برو
ومانا" بهم گفته بود"
چی گفته بود؟
زمین به انسانهایی میخنده که فکر میکنن زمین مال اونهاست
یعنی چی؟
چرا دارن میگن کشورشونو ترک کنیم؟
...آمریکا سرزمین فرصت هاست
میدونی چقدر بد دارن صحبت میکنن؟
باید آدمهای امثال اونارو کتک زد
تو میخوای بزنیشون؟
چطور میشه تو چشم آدمها نگاه کنی و کتکشون بزنی
خب بهشون نگاه نکن
چطور ممکنه؟
دارم میام
آخ جانو
تو چرا خودتو دخالت دادی؟
خوب شد به موقع رسیدم
وگرنه معلوم نبود چه بلایی سرت میاد
تو خیلی شجاعی جانو- ما از "براهمین" های "باپاتلا" هستیم-
من واقعا نیاز به حموم دارم
شما یک پیام صوتی دارید
سلام ساتیام آلیاس بازیگر
تعطیلات چطور میگذره؟
یه خبر دسته اول برات دارم
اون کُتی که ازش محافظت میکردی الان دست منه
دیگه نیازی بهت ندارم
موفق باشی
هی شعله! چرا یهو اومدی داخل؟
چیکار داری میکنی؟
کُت که اینجاست
چرا بهم دروغ گفت؟ یه جای کار میلنگه
شعله، اون کُت دیگه چیه؟
اونا دارن میان زودباش، بیا بریم
کی داره میاد؟- بیا توی راه حرف میزنیم، بیا-
هی... اونا اینجان
اون کیفو بده به من
هی احمق... نباید روی ماشینم میرفتی
الو- گُمش کردیم-
اون فرار کرد
آدی... بگو- ساتیام کجایی؟-
"کنار مجسمهی "لینکلن
میشه آتیش بدی؟- بله-
ممنون
بگیرش
الو- افسر من به کمکتون نیاز دارم-
دنبال یه مرد هندی میگردیم با بلوز آبی و یه کوله پشتی
بلوز آبی، کوله پشتی، هندی- دریافت شد-
فکر کنم پیداش کردم
اونی که دنبالشیم نیست
طراحی قشنگی داره، مرد
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
هی آقا! چیکار داری میکنی؟
قربان
چرا منو اینجوری رها کرد؟
عکسای اثر انگشت رو براتون فرستادم لطفا چکشون کنین
تو کی هستی؟
دارم ازت میپرسم تو کی هستی؟
من... در واقع
چرا اونا دنبالتن و اونا کی هستن؟
اونا... چجوری بهت بگم؟
کجا رو نگاه میکنی؟ اینجا دارم حرف میزنم
ببخشید، شعله. تقصیر منه بذار خودم حلش کنم
آخه من با این دختر چیکار کنم؟
طرف دعوای شما منم من کتکتون زدم
اون هیچ ربطی به این قضیه نداره
گذشته ها گذشته... بد رفتاری رو خودتون شروع کردین حالا معذرت خواهی کنین
ببخشید- ببخشید-
اون دیوونهاس- آره-
مشکل حل شد... اونا دیگه طرفت نمیان
ساتیام، این اثر انگشت ها با هیچکس تطابق نداره
نه مجرمی نه شخص معروفی خیلی گیج کنندهس
برای اینکه بفهمیم این اثر انگشت ها چی هستن اونو زنده میخوایم
شعبده باز و جادوگر پادمانابام
[صحبت به زبان سانسکریت]
یعنی چی؟
هیچکس نمیتونه سرنوشتش رو تغییر بده
نگفتم معنیشو بگو منظورم این بود توضیح بده
اگر کُت مستقیما از حیدرآباد میومد به عمارتمون
اونوقت نیت درونیت رو میشد
کُتی که قرار بود اول بیاد به عمارت
تو با فرستادنش به وگاس مهلت زندگیتو بیشتر کردی
ولی همزمان یک نقاشی هم که توی عمارتمون بود
برای اولین بار فرستادیش به همون آدرس
...مهلت زندگیتو
اینجوری کم کردی
خدا هیچ انسانی رو بدون نقطه ضعف نیافریده
تو خودت نقطه ضعفت رو میدونی
اگر از اون کُت چشم پوشی کنی یه فرصت برای زنده موندن داری
داری یه سری جملات بزرگ تر از دهنت در مورد قدرت و نقطه ضعف میگی
میخوام دوباره بشنوم
زود باش... بگو
قربان، یه نفر اومده ملاقاتتون
هی... سلام جناب
سلام- بشین، بشین-
و شما آقای؟- ساتیام... سازمان اطلاعات... هند-
میدونم... با نگاه کردن بهت میشه فهمید
من عاشق هندم
ولی خیلی وقت پیش اونجارو ترک کردم
بیخیال، بهم بگو چه کمکی ازم برمیاد
ما دنبال یه جنایتکار میگردیم، نیاز به کمک داریم
ارتباط شما و این نقاشی چیه؟
واو... خیلی قشنگه
حس میکنم یه جایی دیدمش ولی یادم نمیاد
میدونی من یه شعبده بازم و شعبدهی کلاسیک هندی رو اجرا میکنم
ممکنه یکی از طرفدارام اینو بهم داده باشه ولی یادم نمیاد کی بوده
خیلی خب، متاسفم ولی من یکم کار دارم باید برم
اگر یادم اومد بهت زنگ میزنم
قربان، آرزو میکنم دوستتون رو پیدا کنین
منظورم جنایتکاره
آرزو؟
خدا هیچ انسانی رو بدون نقطه ضعف نیافریده
جیبتو خالی کن مرد هر چی پول داری بده بهم
نه نه، مرد آروم باش... آروم
تو پولتو بده به من- پول منو میخوای-
تماس از ۴۱۵۵۵۵۶۹۹۶
زودباش مرد
تماس از ۴۱۵۵۵۵۶۹۹۶- ازم فاصله بگیر-
تماس از ۴۱۵۵۵
انگار داره میمیره، میخوای چیکارش کنم؟
دیگه بهش نیاز نداریم
بذار فکر کنم
۴۱۵
۶۹۹۶
اون اینجا هیچ کاری نداره
خودم میتونم از پسش بربیام
در واقع، بکُشش
کی پشت خطه؟
اشتباه گرفته
این اتاق با ۱۰۰ میلیون پول پر میشه... جای کُت امنه؟
بگو- ساتیام... کجایی؟-
کنار مجسمهی لینکلن
اشتباه گرفته
آدی؟
موفق باشی
فردا کُت رو تحویل میدیم
به کی؟
نمیدونم- نمیدونی؟-
نه
چطور میخوای اونو بدی دست یه غریبه؟
حتی نمیدونم طرف چه شکلیه
چی؟ حتی نمیدونی چه شکلیه؟
چطور میخوای کُت رو بهش بدی؟
ما براش کلمهی رمز داریم
آدرس کجاست؟- ایستگاه مترو، ساعت ۱۲:۳۰-
شمارهی قطار؟- ۲۶۷۴-
"کلمهی رمز "اومراجان
سلام... اومراجان؟
اینجا هیچکس به اسم اومراجان وجود نداره
اشتباه گرفتین... دارم میگم
اینجا کسی به اسم اومراجان وجود نداره
چیکار میتونم برات بکنم؟
ساتیام هستم... از سازمان اطلاعات
منم "گرونادام" هستم... بفرمایید
من و کُمیسرتون ۳۰ ساله که با هم دوستیم
قربان... قربان... قربان
من هیچ ربطی به ماجرا ندارم، قربان
لطفا گوش کنین قربان، قربان
الو قربان
هیچکس به جز من نمیدونه کجایی
این مردک کُت شلواری روانی کیه؟ کجاست؟
اگه خواستی بگی بهم زنگ بزن
وگرنه
قربان، قربان، قربان، خواهش میکنم من اینجا میمیرم
!خب بمیر
الو، آقای ویشانادا من توی یه تابوت گیر کردم
حتی نمیدونم آدرسش کجاست لطفا یه کاری بکن
آدما معمولا بعد از مرگ میرن توی تابوت
تو خیلی خوش شانسی که داری توی تابوت میمیری
برات گل میارم از همون رُز هایی که دوست داری
...الو... الو... الو
قربان، من واقعا هیچی نمیدونم
ولی یه نفر هست که میتونه اونو تشخیص بده
اسمش
ویشانادامه
آقای ویشانادام
الان بهتون نشون میدم قربان دو دقیقه مهلت بدین، خواهش میکنم
بهم بگو آقای ویشانادام
اگر حرف نزنی، هم منو به کُشتن میدی هم خودتو
من میخوام زنده بمونم
قربان، یکم بهم مهلت بدین
من فهمیدم که اون ترسیده چون اگر حرف نزنه شما میکُشینش
اگر حرف بزنه اونا خانوادهشو نابود میکنن نمیشه بهش اعتماد کرد
چون که... چون که
اون آدم بدیه
نظرت چیه آقای ویشانادام؟
ترست حقیقیه بگو
!بگو
ازت خواهش میکنم و به پات میوفتم
تو خانوادهی خوبی داری، بچههات کوچیکن اونا باید زنده و سالم بمونن، مگه نه؟
تو خانوادهی خوبی داری، بچههات کوچیکن اونا باید زنده و سالم بمونن، مگه نه؟
باید زنده بمونن، مگه نه؟
ببخشید قربان... اون حرف میزنه
...بگو
مگه به خانوادهت فکر نمیکنی؟
تصمیم بگیر
تصمیم بگیر
اوه خدای من، قربان اون بعد از این ماجرا دیگه منو زنده نمیذاشت
شما منو بکُشین... قربان... قربان خواهش میکنم قربان
قربان
تا وقتی اون کُت رو پس بگیرم زنده بودنش برام مهمه
بازیای که نشونم دادی خیلی چیز کوچیکی بود
نمایش واقعی
بهت نشون میدم یه نمایش واقعی چجوریه هیچکس از این بازی زنده نمیمونه
خودتو آماده کن، پسر جون
...جانو
...جانو
فکر کردی رد خونه؟ سُس بود
فکر کردم پاکش کنم ولی خواستم واکنش تو رو ببینم
تو بهم اهمیت میدی... خوشم میاد
واسه همین دلم میخواد همین الان باهات ازدواج کنم
...دوستت دارم
...منظورم اینه ازت متنفرم
هی... این چیه؟
خون
خداروشکر... فکر کردم واقعا خونه
پس اینم سُسه
چرا همراهم نمیای؟ من این همه راه حوصلهام سر میره
نگران نباش... تو برو من زود میام پیشت
ساتیام! منو ترسوندی کُت کجاست؟
اون
ساتیام من نمیتونم سکوتت رو تحمل کنم
میدونی اون اثر انگشت ها مال کی بود؟
"مال فرماندهی ارتشمون "سوبراتو رویز
فرماندهی ارتش سوبراتو رویز؟
از کجا اثر انگشت اونو آورده؟
سوبراتو رویز یه نقاشه
اون یه نقاشی دستی به شعبده باز پادمانابام هدیه داده
متهم ما اون نقاشی رو از پادمانابام دزدیده
نقاشی دزدیده شده برای یه شخصی به اسم "استیو" توی وگاس فرستاده شده
اون یه فرد ماهر توی جمع آوری اثر انگشتهایی که پراکنده شدن هست
اینجوری بود که اثر انگشت ها از نقاشی به کُت منتقل شدن
خب اون چرا به اون اثر انگشت ها نیاز داره؟
میتونه کل ارتش هند رو کنترل کنه و همچنین سلاح هستهای تولید کنه
میتونه کل کشور رو نابود کنه
یعنی به خاکستر تبدیل کنه
اون کُت باید فورا به هند فرستاده بشه الان کُت کجاست؟
فروشگاه "فری"، صندوق شمارهی ۲۷۰۶
اوه... لطفا برو بیارش- باشه قربان-
!استاد تغییر چهره
الو- ساتیام من توی فرودگاه سانفرانسیسکو هستم-
ساتیام الان یک ساعته اینجا منتظرم کجایی؟
اگه کُمیسر الان توی فرودگاهه پس اون کی بود توی اتاق؟
بهت نشون میدم نمایش واقعی چیه
کُت رو برداشتیم، قربان
فندک دارین؟- آره-
هی، ولم کنین
"بگو "افضل- پادمانابام-
وقتت تموم شده کُت کجاست؟
بیا برج ترامپ
بیا تو آقای افضل خان
خوش اومدی افضل
قربان... شما؟
ساتیام کجاست؟
کار انجام شد... ما میدونیم استاد تغییر چهره کیه
پادمانابامه
همون شعبده باز معروف، پادمانابام
اون چهرهشو به شکل من تغییر داده بود
چرا داری میخندی قربان؟
بیا بریم، قربان بیا بریم
هی
چطور تونستی از اونجا فرار کنی؟
چطور تونستی از اونجا فرار کنی؟
بکُشینش
بیا
الو
واو... حرومزادهی سرسخت
فکر کردم دیگه هیچوقت این صدارو نمیشنوم
ولی به هر حال اون کُت دست منه، چیکار میتونی بکنی؟
میخوای بهت خبرهای دسته اول رو بگم؟
اون کُتی که دستته، اونی نیست که ۱۰ روزه تو دنبالشی
اون کُت ۲۰ ساله که دنبال توئه
کُت رو چک کن
بیا بریم پایین بازی کنیم
لباستو میخوام
پسرمون گم شده
اگه من بمیرم چطور میخوای پسرت رو پیدا کنی
وقتی تو بمیری اون میاد بمیر
هی
...بابا
...بابا
...بابا
فلش بک- گذشته تا الان دنبالت بوده-
حالا، آینده داره تو رو میترسونه
تنها جایی که میتونی فرار کنی و بری
قبرستونه
باشه گوش کن... به نظرت من انقدر آدم کلیشهای هستم؟
احساسات آدم رو ضعیف میکنه
میدونی چرا دارم این حرفو میزنم؟
کُمیسر الان کنار منه
دوست دخترت هم که تازه سوار قطار شده هنوز زندهاس
اگه تا ۳۰ دقیقه دیگه با کُت نیای
داری منو تهدید میکنی؟
اگه میخوای خودم اونارو میکُشم
من هیچ خانوادهای ندارم و دیگه به هیچکس نیاز ندارم
هدف من اینه که تو رو بکشم
من تا الان ۲۸ نفر رو کشتم
سلام... پادمانابام
۲۹
من به علاوهی تو ۱۱۵ نفر کشتم
هی... یادت باشه، من اون کُمیسر رو زنده میخوام
اون کسی بود که پدرمو کشت فکر کردی منم کلیشهای هستم
باید هردوتاتونو بکشم
فقط بگو کجا باید بیام؟
اون کُت رو بگیرین
ما دنبال یه جنایتکاریم
امیدوارم دوستتون رو پیدا کنین منظورم همون جنایتکاره
فکر کنم خسته ای
من اینجام... دقیقا توی همون موقعیت ۲۰ سال پیس
تحت تاثیر قرار گرفتم، پسر
اومدم اینجا که آزادت کنم
آمادهای؟ آمادهای؟
هی، مواظب اون کُت باش
بهت گفتم، مگه نه؟
که من اون کُت رو میخوام
ولی من تو رو میخوام
میکُشمت
هی پسر، من اینجام
بیست سال پیش
همین موقعیت با پدرت پیش اومد
بهم التماس کرد تا ولش کنم
ولی تو داری میگی که منو میکُشی
نسلتون چقدر تغییر کرده
...تو واقعا پسر پدرتی یا
فقط خود پدرم میتونه سوالت رو جواب بده
چند دقیقه دیگه یه ملاقات براتون ترتیب میدم
بد نبود تحت تاثیر قرار گرفتم
بالیوود وان Bollywood1.Co
اون روز من پدرت رو نکشتم
ولی اگه میخوای منو بکشی بکُش
چطور میتونم بکشمتون قربان
اگر همینجا اونو میکُشتین
هیچکس نمیفهمید که اون کی بوده
ولی الان دیگه مُرده مگه نه؟- تو نباید میکُشتیش-
اونو زنده میخواستیم
حالا از کجا در مورد اثر انگشت ها بفهمیم؟
قربان، الان ما با اثر انگشت فرماندهی ارتش سوبراتو رویز چیکار میتونیم بکنیم؟
...خیلی کارا میتونیم باهاش سلاح هستهای بسازیم
باشه
ولی، تو از کجا قضیهی فرمانده ارتش رو میدونی؟
از کجا میدونی؟- خودش بهم گفت-
بیاین بریم
!جانو داره زنگ میزنه الان کلی غُر میزنه سرم
جانو
همهی آرزوهام با تو برآورده شد
به جز یکی
اون چیه؟- نمیگم-
بگو دیگه- نمیگم-
بگو- نمیگم-
بگو- نمیگم-
بگو- نمیگم-
هی چیترا، بگو چی نوشتی؟- نمیگم
بگو- نمیگم-
دلم میخواد با یه پلیس درجه یک ازدواج کنم
آرزو برآورده شد
ایندرا
وقتی رفته بودیم وگاس گفتی اونا ۳ بار ازدواج میکنن
یکبار گفتی وقتی توی مِه دست هم رو بگیرن برابر با ازدواجه
خیلی عجیبه
بالاخره وقتی برگردن هند هم اینجا عروسی میکنن
دفعهی سوم چی میشه؟
احمق
همونجا تو وگاس بود دیگه یه بارم همون شبی که مست کردن ازدواج کردن
دوستت دارم
به همین راحتی، نفس ایندرا هم راضی شد
!و ثابت شد که ازدواج توی بهشت صورت میگیره
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.