All language subtitles for Jung.Yi.Goddess.of.Fire.E26.2013

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::.

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

،سفالگر سلطنتی لی یوک دو و یوجونگ

برای ساختن ظرف داروی شاهزاده شین سونگ

.رقابت می کنن

،اگه یو جونگ برنده شه

،به عنوان سفالگر تعیین می شه

،اگه سفالگر سلطنتی لی برنده شه

من اونُ به عنوان

.سرپرست بون وون تعیین می کنم

.بهترین کارت رو با تمام وجود انجام بده

.بله سرپرست

،بهت ثابت می کنم غرور بدون استعداد

.چه عواقبی داره

.با این رقابت خیلی چیزها فاش می شه سفالگر سلطنتی

.درسته. منم همین فکرُ می کنم

.اینکه چقدر به خودت مغرور شدی

.و چقدر گستاخ شدی

،همچنین اینکه تفاوت بین من و تو چقدره

.واسه همه بر ملا می شه

به احتمال زیاد با این رقابت

.حقیقت رو می فهمید

حقیقت؟

الان گفتی حقیقت؟

.من می برم و تو می بازی

.حقیقت اینه

.خواهش می کنم منُ شکست بدید سفالگر لی

،توی این رقابت

.تا پای جونم تلاش می کنم تا به اون چیزی که می خوام برسم

.پس شما هم باید همین کارُ بکنید

.به روش خودتون، مطمئن شید که منُ شکست می دید

.اومدم ببینمتون تا در مورد چیزی باهاتون مشورت کنم

با من در مورد چیزی مشورت کنی؟ اون چیه؟

،کاسه ی دارویی که به یوجونگ دستور دادید بسازه

.توسط سفالگر لی هم ساخته می شه

اونا رو مجبور کردید رقابت کنن؟

.بله

.این خواسته ی من و دستور اعلیحضرت بود

چطور می تونی به خواسته ی خودت اینُ به یه رقابت تبدیل کنی؟

.بانوی من موقعیت من در گروِ این رقابت قرار گرفته

،اگه سفالگر سلطنتی برنده شد

.خواهش می کنم حمایتش کنید سفالگر سلطنتی شه

،اگه بهمون کمک کنید این اتفاق بیوفته

بهتون قیمتی دو برابر

.قیمت قبل پیشنهاد می کنم

،پدر، بدون اینکه به من چیزی بگید

چطور همچین تصمیمی گرفتید؟

.اونقدر غافلگیر شدم که فکر کردم قلبم می ایسته

بعد از اینکه اعلیحضرت استعدادت .رو تائید کرد، به این فکر افتادم

.ممنوم پدر

.یوک دو

.این رویای همیشگیه تو بود

و این تنها راهیه که می تونیم راه خانواده امون .رو به عنوان سرپرست بون وون ادامه بدیم

.تمام کاری که می تونستم کردم

.بقیه اش به تو بستگی داره

.هر اتفاقیم که بیوفته، برنده می شم

اینطوری نیست که نتونم یه کارگر .ساده مثل یوجونگ رو شکست بدم

.مشکل یو جونگ نیست

بله؟

.مواظب مون ساسونگ باش که کنار یوجونگ وایساده

.اونُ دست کم نگیر

.به خاطر لرزش دستاش نمی تونه توانایی هاشُ نشون بده

.حتی با این وجود هم مون ساسونگ رو نباید دست کم بگیری

.من هم به توانایی های اون آگاهی دارم

اون همون کسی نبود که راز فنجون سبز رو که حتی شما هم نمی دونستید، می دونست؟

،نمی خوام اینُ قبول کنم

،اما این یه حقیقته که هیچ کس توی چوسان

نیست که اطلاعات و دید اونُ در .مورد خاک، آب و آتش داشته باشه

،همچنین توی این رقابت

کاملا مشخصه که مون ساسونگ همه چیزهایی که داره

.رو در اختیار یوجونگ می ذاره

.این جنگ آسون نخواهد بود

.باید برنده شی

،هرکاری لازمه بکن

.و مطمئن شو برنده شی

.بله پدر

.موقعیت سرپرست بون وون در گروئه این رقابته

.واقعا می خوام ببرم

.حتما می برم و انتظاراتتون رو برآورده می کنم

دعا کردی؟

.بله

واسه چی دعا کردی؟

خواستی که سفالگر شی؟

.نه

کمک خواستم

.که بتونم حقیقت رو فاش کنم

.دوباره به ماه نگاه کن

وقتی قلبت

کاملا پر شد از

دعای سلامتی

،واسه کسی که از کاسه استفاده می کنه

فقط اون موقع

.می تونی بیای کارگاه

!آماده ام استاد

چه فرمی می خوای بهش بدی؟

،قبلا، وقتی در مورد ظروف سلطنتی آموزش می دیدم

،گفتید اعلیحضرت ظروفی دوست دارن

.که دهنه ی پهن و پایه ی بلندی داشته باشه

نظرتون راجع به این فرم چیه استاد؟

بچه، فکر کردی کاسه ی دارو و سوپ یکیه؟

.دارو چیزیه که مردم دوست ندارن بخورن

.پس، اگه دهنه پهن باشه، مقدار زیادی دارو وارد دهنشون می شه

.حتی قبل از خوردن دارو ازش، حالت بد می شه

.اول به فرمش فکر نکن

.فقط فضای خالیِ کاسه رو تجسم کن

.چیزی که می سازی فقط یه کاسه است

،اما کسی که از اون کاسه استفاده می کنه

.در واقع از فضای خالی داخل کاسه استفاده می کنه

.بله استاد

،سرپرست لی بهم گفت که با سفالگر سلطنتی لی رقابت می کنی

چه اتفاقی افتاده؟

سرپرست لی تهدیدت کرده این کارُ بکنی؟

.اینطور نیست

.من اینُ خواستم

چی؟ تو اینو خواستی؟

ممکنه فرصت سفالگر شدن رو از دست بدی، اینطور فکر نمی کنی؟

.اگه بخوای، می تونم رقابت رو متوقف کنم

.نه بانوی من

،اگه با نفوذ شما سفالگر شم

چطور توی بون وون شناخته می شم؟

.فقط اینکه این فرصت رو بهم دادید کافیه

می خوای یه راه ساده رو ول کنی، یه راه سخت رو بچسبی؟

،البته که آرزوی من برای سفالگر شدن خیلی جدیه

،اما می خوام مراحل سفالگر شدنم هم قابل احترام باشه

،اگه سفالگر شم

اولین زن سفالگر چوسان نمی شم؟

،واسه همین فکر می کنم اون جایگاه باید قابل احترام باشه

.فکر کردم برای سفالگر شدن، هر کاری می کنی

.اما فکر کنم شاهزاده کوانگ هی درست شناخته بودت

بله؟

،مهم نیست سرپرست لی چه قصدی داره

.این بار فقط از روی استعدادت توی ساخت کاسه قضاوت می شی

.پس همه ی تلاشت رو برای ساختنش بکن

.بله بانوی من

.واقعا سپاسگزارم

،پس با کاسه ی داروی شین سونگ، اونا با هم رقابت می کنن

و هدفشون برای یکی موقعیت سرپرستی بون وون و دیگری سفالگریه؟

شما اجازه ی این رقابت رو می دید اعلیحضرت؟

.رقابت هیجان انگیزی می شه، البته که اجازه می دم

.جفتشون به سختی کار می کنن

اعلام نمی شه که هر کدوم کاسه ی ،کیه، پس فقط انتخاب شین سونگ

.برنده رو تعیین می کنه

اینطوره؟

.یکم...ناامید کننده است

.منِ شاه هم شرکت می کنم

...اما اگه فقط با انتخاب شین سونگ تصمیم گرفته بشه

.من از تصمیم شما تبعیت می کنم پدر

...نه، نه

به جای من البته که کسی که قراره ازش .استفاده کنه باید ازش خوشش بیاد

،برای اینکه برنده ی واقعی بشن

.فکر کنم باید هر دو اعلیحضرت و شاهزاده شین سونگ رو راضی کنن

!درسته

.باید امیدوار باشیم که تصمیم من و شین سونگ یکی باشه

!باشه. شدید! شدید

.این خاک سفیدیه که جونگ استفاده می کنه، پس شدیدتر

.درسته! باید بهش کمک کنیم

!هی، هی، هی، اینطور نیست

.جونگ از یه جای دیگه خاک سفید می گیره

گفت از یه خاک سفید دیگه برای .ساخت کاسه ی دارو استفاده می کنه

.به هر حال، این چیزیه که شنیدم

اینطوریه؟

انرژیتون رو نگه دارید. بیایید وقتی قراره .به جونگ یی کمک کنیم ازش استفاده کنیم

!سفالگر سلطنتی! سفالگر سلطنتی

درست بهم بگید راجع به چی حرف می زدید؟

جونگ از یه خاک سفید دیگه استفاده می کنه؟

.بله سفالگر سلطنتی

.اما، ما دقیقا جزئیاتش رو نمی دونیم

.یه درخواستی دارم سفالگر سلطنتی

می خوام خاک سفید برای چینیم رو .جداگونه از یه تجارتخونه بگیرم

.خواهش می کنم بهم اجازه بدید یه سفارش جداگونه بدم

،وقتی بون وون پر از بهترین خاک های سفیده

می خوای یکم از بیرون بیاری؟

برای چینی های با هدف های مختلف .از خاک های مختلف استفاده می شه

.اینُ از استادم یاد گرفتم

.می خوام اونطوری که یاد گرفتم انجامش بدم

.خواهش می کنم موافقت کنید

.واقعا داری هرج و مرج بزرگی راه می اندازی

.یه نجار بی عرضه، تقصیر رو گردن ابزارش می اندازه

بهم اجازه می دید؟

،نمی خوام بشنوم بگی به خاطر اون باختی

.پس هر کاری می خوای بکن

.ممنونم سفالگر سلطنتی

داری با سفالگر سلطنتی رقابت می کنی؟

.بله

،اگه ببرم سفالگر می شم

.و اگه ایشون برنده شن، سرپرست می شن

واقعا؟

!می خوام بهم کمک کنی

چرا باید این کارُ بکنم؟

.این یه درخواست ساده از بون وونه

خاک سفید؟

.بله. از این قراره استفاده کنم

حالا که داری میاریش، خیلی خوب .می شه اگه با بهترین کیفیت باشه

.البته

.به شرط آبروی تجارتخونه امون اونُ به بون وون میارم

.نگران کیفیتش نباش

.این قبلا جایگاه سرپرست سو بود

.الان جایگاه منه

اگه می خوای براش گریه کنی چرا نمی ری سر قبرش؟

.دیگه هیچ وقت اسمش رو توی تجارتخونه ی من نیار

حرف دیگه ای داری؟

.آقا

مهمون ناخونده ای اینجا بود؟

.نه

.فقط یه آدم مزاحم بود که اومده بود منُ ببینه

سفرتون به کشورتون خوب بود؟

،بین چینی هایی که اخیرا معامله کردیم

.چیزهایی بود که سرپرست نمی خواست بفروشه، اما شما فروختی

اونها رو یادت میاد؟

.اونها رو به عنوان هدیه گرفتم

.اون ها فروشی نیستن

ازشون خوشتون اومده؟

.جونگ یی اونا رو ساخته بود و به عنوان هدیه بهم داده بود

.بله آقا. یادم میاد

سفالگری که اونا رو ساخته بود رو می شناسی؟

کجا باید برم تا اون سفالگر رو ببینم؟

چرا می پرسید آقا؟

.دلیلی دارم که باید اون شخص رو ببینم

می شناسیش؟

.اگه این چیزیه که می خواید، دنبالش می گردم

.بهتون اعتماد می کنم و می رم

امروز نیومدید اینجا چینی ببینید؟

.بعد از اینکه اون سفالگر رو دیدم معامله می کنم

.بله

،درست مثل چینی هایی که سرپرست ساخته

.بهترین چینی رو می سازم که قلب سلطنتی رو تسخیر کنه

.خواهش می کنم اون کاری که ازتون می خوام رو انجام بدید

،خانواده ی لی ما برای نسل ها سرپرست بون وون بوده

.نتیجه ی این رقابت از قبل مشخصه

تمام چیزی که ازتون می خوام اینه .که از سرپرست بعدی حمایت کنید

.بله سرپرست

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

چی؟ ایلنام و بقیه ی پسرا هم نیومدن؟

.یه دفعه ای کلی کار براشون پیش اومد که انجام بدن

.گفتن شب میان و کمکم می کنن

.به هر حال تو که کمک بقیه رو قبول نمی کنی

پس، با این فکر که خودت همه چیزش رو انجام بدی

.تمرکز کن

.بله استاد

.بیا به اتاق

،بعد از جمع کردن همه ی سفالگر ها

می دونی سرپرست چی گفت؟

،گفت اینکه تو ببری و یه سفالگر شی

.اتفاقیه که نباید و نمی تونه بیوفته

.مهم نیست. چیزی نیست که انتظارش رو نداشته باشم

واسه همین ناراحتید؟

احساس کردم یه بار دیگه دارم .مسابقه ی تعیین سرپرست رو می بینم

.اون موقع هم درست همین طور بود

.همه ی سفالگرها رفتن کارگاه سرپرست لی

.و خواهر یون اوک و سفالگر یو کاملا دست تنها موندن

.اونها حتی خاک های سفید رو هم دزدیدن

خاک سفید؟

.بله

،در اصل

.سفالگر سلطنتی یو از خاک سفید بونگ سان استفاده می کرد

،اما چون اطرافیان سرپرست لی همش رو دزدیدن

.مجبور شد از خاک سفید سون چون استفاده کنه

اینطوری بود؟

.این دفعه هم همینطوره

.هیچ کس نمیاد بهت کمک کنه

شما چطور؟

...من هم...به وضوح نمی تونم

.اما حداقل شب ها بهت کمک می کنم

.پس نگران لعاب نباش

.ممنونم خانم یون جونگ

می خواید از خاک سفید بونگ سان استفاده کنید؟

داری سعی می کنی از من تقلید کنی؟

.نه. من خاک سفیدی که می خوام استفاده کنم رو قبلا سفارش دادم

پس واسه چی اومدی اینجا؟

نکنه داری جاسوسیمُ می کنی؟

.سفالگر سلطنتی

.لطفا اینُ بیار کارگاهم

.بله

.اومدم اینجا خاک سفید برای تمرین بگیرم

.لازم نیست بهترین کیفیت رو داشته باشه

.پس از این استفاده کن

.ممنونم

.سفالگر سلطنتی

چی شما رو به اینجا کشونده؟

.شنیدم به زودی سرپرست می شید

.این بعد از رقابت تعیین می شه

.شما به هر حال می برید

.درسته. باید اینطوری بشه

این چیزیه که شما برای مدت زیادی .می خواستید، جونگ رو شکست بدید

.منم به بهترین نحوی که بتونم بهتون کمک می کنم

.این در مورد ساختن چینیه

چه کمکی ممکنه از شما بخوام؟

اگه به جونگ یی کمک نکنم چی؟

،جونگ یی ازم خواسته خاک سفید بیارم

.می دونم

...اون خاک سفید

چی می شه اگه براش نیارمش؟

،برای اینکه شما سرپرست شید

چه کاری هست که من نتونم انجام بدم؟

.بگیرش

.این دعای خیر برای شماست

همه با دعای خیر نیرو می گیرن .و تحت تاثیر قرار می گیرن

.شما هم دعای خیر منُ بپذیرید

.بله

.احساس می کنم دارم به سفالگر سلطنتی یو نگاه می کنم

.بالاخره اون روز رسید

.مطمئن می شم که دیگه به من با تحقیر نگاه نکنید

.بله

.با دیدن تو اینجا...یاد اون روز می افتم

.وقتی در گذشته با یواولدام رقابت کردم

،تو تصمیم گرفتی هویت سازنده ی چینی ها مشخص نشه

اما این چه فایده ای داره؟

فقط با نگاه کردن بهش نمی فهمن؟

.دنبالم بیایید

مادر، فقط باید اونی که دوست دارم رو انتخاب کنم؟

.درسته. خواهش می کنم همین کارُ بکن

اگه با تصمیم اعلیحضرت فرق داشته باشه چی؟

.هیچ وقت نمی دونیم چه اتفاقی ممکنه بیوفته

.واسه همین منم در مورد نتیجه کنجکاوم

.حتی نمی تونم اون ظرف دارویی که می خوام رو انتخاب کنم

واقعا شاهزاده بودن همش همینه؟

!شاهزاده شین سونگ

فقط اینُ یه بازی در نظر بگیر و اونی .رو انتخاب کن که قلبت رو آروم می کنه

شین سونگ، انتخاب تو کدومه؟

وقتی اعلیحضرت اینجان چرا من باید انتخاب کنم؟

هی! این کاسه ی تو نیست؟

.اونی که می خوای رو انتخاب کن

.ضخامتش خوبه. حس خوبی هم بهم می ده

.پس فکر کنم این برای ظرف داروم خوب باشه

اینطوره؟

فقط با توجه به بی نقصیِ کاسه، این یکی حتی توی همون دید اول بهتر به نظر نمی رسه؟

...رنگ و شکلش

.واقعا انتخابت رو دوست ندارم

.دوباره بهش نگاه کردم و فکر می کنم اینُ بیشتر دوست دارم

...نه

...نه، نه

...اون کاسه هم، با رنگ دارو

.به نظر میاد با هم جور در میان

.اعلیحضرت

،مدتی از آخرین باری که

.دیدم سریع تصمیم بگیرید می گذره

اینطور نیست؟

چقدر از آخرین باری که یه چیز به این لذت بخشی دیدم می گذره؟

.اعلیحضرت

از اونجایی که ظرف دارو، ظرفیه ،که باید دارو رو نگه داره

!شاید باید با وجود دارو درونشون تصمیم بگیریم

.بله. بیایید همین کارُ بکنیم

.به درمانگاه بگو داروی شین سونگ رو بیارن

.بله اعلیحضرت

،رنگ هر دو کاسه

.با دارو خوب جور درمیاد

حرارت هردوشون هم وقتی که توی .دستم می گیرمشون، مناسبه

.شاهزاده شین سونگ، به هرحال وقتشه داروت رو بخوری

چرا بعد از خوردن دارو

از هر دو کاسه تصمیم نمی گیری؟

.خوب می شه. ایده ی خوبیه

شاهزاده شین سونگ، چی شده؟

!شین سونگ

.عجله کنید و دکتر سلطنتی رو بیارید

.بله اعلیحضرت

.شاهزاده شین سونگ، شین سونگ

!شاهزاده شین سونگ! شاهزاده شین سونگ

!شین سونگ

...خواهش می کنم بهم کمک کنید

نمی...تونم

نفس...بکشم

!شین سونگ

چی توی دارو ریختی؟

چرا شین سونگ که حالش خوب بود، یه دفعه ای غش کرد؟

.این همون داروییه که شاهزاده شین سونگ معمولا مصرف می کنن

...پس

پس معنیش اینه که مشکل این کاسه ات؟

کی این کاسه رو ساخته؟

.من ساختم

سرپرست گارد سلطنتی اون بیرونی؟

!سریع دستگیرش کنید

!بله

!شاهزاده شین سونگ

.شاهزاده شین سونگ

.خواهش می کنم چشماتُ باز کن، شاهزاده شین سونگ

.بانوی من، نبضشون داره به حالت عادی برمی گرده

.اگه یه کم دیگه استراحت کنن، به زودی بیدار می شن

،اگه نتونی به هوش بیاریش

!تو هم زنده نمی مونی

!ایشون بیدار می شن بانوی من

دلیلش چی بود؟ دارو رو عوض کرده بودید؟

.نه بانوی من

.مشکل از دارو نیست

.با دیدن علائمشون فکر می کنم از آلرژیشون باشه

.درسته. واقعا از کاسه بوده

.بانوی من، یه اشتباهی پیش اومده

.این نمی تونه تقصیر سفالگر سلطنتی باشه

.سرپرست لی، دارو هیچ مشکلی نداشت

.اون وقتی از کاسه ی یوجونگ دارو خورد حالش خوب بود

.اما بعد از خوردن از ظرف سفالگر سلطنتی لی، غش کرد

چی توی لعاب ریخته بودید؟

.نه. اینطور نیست

.امکان نداره سفالگر سلطنتی لی این کارُ کرده باشه بانوی من

.هیچ وقت سفالگر سلطنتی لی رو نمی بخشم

،اگه اتفاقی برای شاهزاده شین سونگ بیوفته

.قطعا سرتون رو می زنم

،اگه بلایی سر شاهزاده شین سونگ بیاد .من نمی تونم زندگی کنم اعلیحضرت

.منم همین طور

.خیلی خوب می دونی چقدر شین سونگ برام عزیزه

.خواهش می کنم اونها رو با قطع سرشون مجازات کنید

خواهش می کنم کسانی که این بلا رو سر .شاهزاده شین سونگ آوردن نبخشید اعلیحضرت

.حتما

.حتی اگه تو هم درخواست نمی کردی همین کارُ می کردم

.پس به من اعتماد کن و برگرد برو استراحت کن

.خودم بازجوییشون می کنم

چی کار کنم اگه تو هم غش کنی؟

.این بین

.این بین. بیا

.همین الان برگرد و استراحت کن

.اعلیحضرت

!بگردید

.بله

.یکم خاک اینجاست

.لعاب هم اینجاست

!اینجا رو ببین

این دیگه چه وضعیه؟

شاهزاده شین سونگ غش کرده؟

.صبر کن. بذار اول آروم شم

.به هر حال، چقدر کم دل و جراتی

تو...یاد اون موقع ها نمی افتی؟

اون موقع ها؟

.بله

اون موقع سفالگر سلطنتی یو هم به خاطر اینکه قصد کرد .ملکه گونگ بین رو بکشه، توسط دفتر دادستانی دستگیر شد

درسته، پس این بار سفالگر سلطنتی لی ...خیانتکاره؟

.ای خدا. خدا رو شکر من سفالگر سلطنتی نشدم

.بهتره آدم پیشرفت نکنه

.این ها توی کارگاه تو پیدا شدن

اینا همون گل و لعابی هستن که استفاده کردی؟

.همین طوره اعلیحضرت

.دارو همونیه که شین سونگ معمولا می خوره

،ممکن نیست مشکل از دارو باشه .پس حتما مشکل از کاسه است

با چی درستش کردی؟

اعلیحضرت، تمام چیزی که من میخواستم ،این بود که چینی خوبی بسازم

.خواهش می کنم به من اعتماد کنید

چینی ای که باعث غش کردن یه نفر دیگه می شه چینی خوبیه؟

!پرسیدم چی توی اون کاسه ریختی

!به جرمت اعتراف کن

،من همیشه به خاک مثل جایگاه زندگی نگاه کردم .که زندگی ها رو درون خودش نگه می داره

،پس فقط از خاک ساحل استفاده کردم .هیچ ماده ی سمی ای استفاده نکردم

ساحل؟

!همینه

.همین باید دلیل غش کردن شین سونگ باشه

تو از خاک ساحل استفاده کردی در حالی که شین سونگ به غذاهای دریایی حساسیت داره؟

!تو رو به خیانت متهم می کنم

!اعلیحضرت

!من نمی دونستم

!من خائن نیستم اعلیحضرت

شین سونگ به خاطر کاسه ی تو غش کرد و هنوز ادعای بی گناهی می کنی؟

!اینجا رو ببینید. سریع سرش رو بزنید

!بله

اعلیحضرت، چطور یه سفالگر ساده

شرایط پزشکی شاهزاده شین سونگ رو بدونه؟

تمام گناه اون داشتن یه قلب وفاداره .که می خواسته چینی خوبی بسازه

!امکان نداره اون انگیزه ی خیانت داشته باشه

.خواهش می کنم زندگیش رو بهش ببخشید

.خواهش می کنم، بهتون التماس می کنم اعلیحضرت

فکر می کنی این به سفالگر لی ختم می شه؟

.قطعا تو رو هم به این جرم مجازات می کنم

!اعلیحضرت

،چطور در مورد بیماریِ شاهزاده شین سونگ فهمیدی

!و انگیزه ات از کشتن شین سونگ چی بوده رو خواهم فهمید

.زندانیش کنید و تا وقتی اعتراف کنه ازش بازجویی کنید

!بله

!اعلیحضرت! اعلیحضرت! اعلیحضرت

.خواهش می کنم نجاتش بدید اعلیحضرت

!اعلیحضرت! اعلیحضرت

!اعلیحضرت

!اعلیحضرت

!اعلیحضرت! یوک دو

!یوک دو! یوک دو

!پدر

!یوک دو

!پدر

!یوک دو

...یوک دو

بابا...شما هم اینا رو تجربه کردید؟

شما همه ی اینا رو داشتید؟

.بانوی من

خواهش می کنم قلب وفادار من توی .تمام این مدت رو در نظر بگیرید

و خواهش می کنم، فقط یک بار، فقط یک !بار ما رو شامل رحمت خودتون کنید

حتما

!تا روز مرگم بهتون خدمت می کنم بانوی من

!چی کار می کنید، سریع این مرد رو ببرید

!بله

!بانوی من! بانوی من

!بانوی من

.وزیر. وزیر

چرا سفالگر سلطنتی لی باید خیانت کنه؟

اینُ می دونید، درسته؟

!خواهش می کنم! خواهش می کنم نظر ملکه این بین رو تغییر بدید

!متاسفم. اما این در مورد شاهزاده شین سونگه

.حتی اگه منم ازشون بخوام، کوتاه نمیان

چطور می تونی این کارُ با من بکنی وزیر؟

اخیرا با ملکه این بین چی کار کردی؟

!با اون دفتر حساب، ایشون رو تهدید کردی

!مطمئنا به اینکه خیانت کرده باشی مشکوکن

!هرگز

چطور جرات می کنم به ایشون آسیب برسونم؟

سرپرست لی، بهتره اینُ مجازات .آسمان ها در نظر بگیری و بپذیریش

ببخشید؟

فراموش کردی؟ که با یو اولدام چی کار کردی؟

اینکه ببینم دقیقا توی همون ،دردسری افتادی که خودت درست کردی

.به نظر می رسه یو اولدام از بهشت داره بهت نگاه می کنه

چطور این می تونه فقط جرم من باشه؟

!شما بودی که در این مورد به من گفتی

!هی

!اعصاب خورد کن

تنها کاری که من کردم این بود که وضعیتی که .ملکه گونگ بین ازش رنج می بردن رو بهت گفتم

!کسی که باعث شد یو اولدام به خیانت متهم شه، تو بودی

به علاوه تو با یو اولدامی که اخراج شده بود چی کار داری؟

!امروز یه بار دیگه فهمیدم که چقدر باید از آسمون ها ترسید

چقدر باید بی شرم باشی که از بین این همه آدم از منی که تمام جرم هاتُ می دونم بخوای

!زندگیتُ نجات بدم

!برگرد

یو اولدام، تو داری این کارُ می کنی؟

...حتی بعد از مرگت هم منُ عذاب می دی

تویی؟

اینکه چه چیزهای دردناکی بابام تحمل کرده رو

.با چشم های خودم دیدم، داداش

.هیچی نگو جونگ

.سفالگر سلطنتی لی حداقل باباشُ داره که براش التماس کنه

.بابای من هیچ کس رو نداشت

...فقط مامانم بود

...با من توی شکمش

بدن سنگینش رو کشید

،پیش لی کانگ چون تا برای نجات جون پدرم التماس کنه

،و اون شب

.عاقبتش این شد که به دست اون کشته شه

،اون موقع

بابام چه احساسی داشته؟

!چقدر احساس می کرده کل دنیا داره روی سرش خراب می شه

.شاهزاده، خواهش می کنم

.خواهش می کنم فقط یه بار بهم کمک کنید

سفالگر سلطنتیِ من ...نه

.پسرم یوک دو رو...نجات بدید شاهزاده

.چطور و چه کمکی می تونم بکنم

.خواهش می کنم بیگناهی سفالگر سلطنتی لی رو ثابت کنید شاهزاده

اون برای کاسه ی شاهزاده شین سونگ که .آلرژی داره از خاک ساحل استفاده کرده

.با زبون خودش اعتراف کرد

.موقعیتشون رو نمی دونست که این کارُ کرد

.شما شخصیت سفالگر سلطنتی لی رو می شناسید

.اون یه بچه ی صاف و صادقه که فقط به چینی اهمیت می ده

.دفتر دادستانی داره بازجویی می کنه، به زودی مشخص می شه

.قبل از اون یوک دوی من می میره شاهزاده

!شاهزاده

!خواهش می کنم سفالگر سلطنتی لی رو نجات بدید

!شاهزاده

می شه مستقیما از سفالگر سلطنتی لی بشنویم چه اتفاقی افتاده؟

!بهت اجازه می دم سفالگر سلطنتی لی رو توی زندان ببینی

.این تنها کمکیه که می تونم بهت بکنم

!ممنونم شاهزاده

!ممنونم

!پدر

.یوک دو

.پدر

.پدر

چه اتفاقی افتاد؟

...پدر

...پدر

چه اتفاقی برات افتاده؟

.متاسفم که منُ اینطوری می بینید

.نه

.نه

.لطفا این حرفُ به بابات نزن

،همین که درگیر این ماجرا شدید

.می خوام همین الان همین جا بمیرم

،به هر قیمتی شده

.سعی می کنم یه کاری برات بکنم

،تا اون موقع

...فقط تا اون موقع

.تحمل کن

.احمق بودم، پدر

.نباید به جونگ اهمیت می دادم

.خیلی احساس بدی نسبت به خودم دارم

.نمی تونم خودمُ ببخشم

داری راجع به چی حرف می زنی؟

.با جزئیات بهم بگو

...شنیدم مون ساسونگ گفت

.جونگ

چرا می خوای از خاک ساحلی استفاده کنی؟

.گفتی به دست آوردنش آسون نیست

.همش به لطف استادمه

آقا، می شه لطفا به ما هم بگید؟

کنجکاوی؟

.بله

خاک ساحلی

.مواد اولیه ی خوش ظاهری داره

.و خلوص خیلی خوبی داره

،همچنین

،از اونجا که آثار زیادی از زندگی درونش دیده می شه

.این خاک پر از انرژی زندگیه

،کار کردن باهاش ممکنه سخت تر از کار با خاک کوهستان باشه

،اما اگه خوب صافش کنی

.می تونی بهترین گل سفید دنیا رو ازش بسازی

.پس باید کارمون رو خوب انجام بدیم

ما قراره صافش کنیم

.واقعا. باید خوب بدونید

،از خاک ساحلی سفید استفاده می کردید

که کاسه و گلدون و بسازید؟

.البته

،با استفاده از اون کاسه ها

.تعداد زیادی بیمار رو به مرگ رو نجات دادم

.می تونید فقط نصف حرف هاشُ باور کنید

چی؟

استفاده از خاک سفید ساحلی

ایده ی یو جونگ بود؟

.بله

...پس

تو چطور ازش استفاده کردی؟

.گفتی از هر راهی شده، مطمئن شم که برنده می شم

،توی زمینه ی کاسه و گلدون

.بهم گفتید که هیچ کس نمی تونه مون ساسوگ رو شکست بده

...پس

تو دزدیدیش؟

...،پس، این یو اولدام نبود

همش نقشه ی یو جونگ بوده؟

چی؟

...یوک دو

.تو سالم و زنده بمون

.پدر

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

این همه ی کاریه که می تونی بکنی؟

دارید چی کار می کنید؟

!توی هرزه! از اینجا برو بیرون

،می دونم تو سعی می کردی از خاک ساحلی استفاده کنی

.بله

.درسته

.من براش یه درخواست ویژه دادم

اما، بهم گفتن

.نتونستن گیر بیارن

.خیانتکار تو بودی

.پسر من، به سادگی جرم تو رو به گردن گرفت

،خاکی که من براش درخواست جداگونه دادم

رو سفالگر سلطنتی برداشته بودن؟

،اگه خاک منُ برنداشته بود

،الان

.من به جاشون توی زندان بودم

.تو هرزه ی لعنتی

.طمعشون ایشون رو توی دردسر انداخت

!دهنت رو ببند

،اگه خاک رو برنداشته بود

.به اینجا نمی رسیدیم که خیانتکار شناخته شه

.واقعا مایه ی تاسفه

...اما

.حتی لعاب رو هم دزدید

منظورت از لعاب چیه؟

،از اونجایی که خاک گیرمون نیومد

.این لعاب بی فایده است

.روزها وقت صرف ساختن این لعاب کردیم

.این یه اصرافه واقعیه

.درسته

،همونطور که گفتی

،می خواستیم یه ظاهر خیلی درخشنده داشته باشیم

.مایه ی تاسفه

چرا روی یه خاک دیگه امتحانش نکنیم؟

.خب، بذار ببینیم

...لعاب

.باید با خاک سفید جور دربیاد

،برای نمایش اصلی نه

.فقط برای تجربه ی خودمون

می تونیم امتحان کنیم؟

.باشه

.بذار همین جا بذاریمشون

.برای تجربه های بعدی

.بله خانم

.لعاب ناپدید شد

،وقتی رفتم استراحت کنم

.غیب شد

...پس، یوک دوی من برش داشته بود

منظورت همینه؟

،اون خاک ساحلی از ناحیه ی جزر و مد بود

،اگه از خاک ساحلی و لعاب پوسته ی حلزون استفاده نکرده بود

.یه خیانتکار نمی شد

...حقیقتا

.مایه ی تاسفه

،احیانا

،نکنه

از بیماری شاهزاده شین سونگ از قبل خبر داشتی؟

امکان نداره، درسته؟

،شمایی که دستور دادید لعاب رو از شکوفه ی هلو بسازن

از قبل می دونستید که ملکه گونگ بین به شکوفه ی هلو حساسیت دارن؟

چی؟

چه مزخرفاتی داری به هم می بافی؟

.این در مورد پدرمه

واقعا فکر می کنی هیچی نمی دونستم؟

.تو یوک دو رو به این رقابت کشوندی

،از قبل نقشه کشیده بودی

که اونُ یه خیانتکار کنی؟

نقشه ات همین بود؟

.تنها چیزی که می تونم بهتون بگم همینه

،اگه خاک و لعاب منُ برنداشته بود

.هیچ کدوم از این اتفاق ها نمی افتاد

.همش همینه

چقدر احساس بی عدالتی

،و ترس

.واسه بابام کردم

حالا می تونید حسش کنید؟

!تو هرزه ی لعنتی

!سر جات وایسا

...اگه یه حرکت دیگه بکنی

...،یو جونگ

.هیچ وقت نمی بخشمت

خوبی؟

.اون اصلا پشیمون نیست

!حتی یه ذره

.اون آدم باعث می شه نتونم تمومش کنم

.نمی دونستم سفالگر سلطنتی لعاب رو برداشته

می دونستی؟

.دیدن طمع مردم واسه بردن خیلی ترسناکه

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

چی این وقت شب شما رو اینجا کشونده؟

رقابت چطور بود سرپرست؟

!به هر حال می خواستم بیام بون وون

کسی که خاک سفید رو تهیه کرد

تو بودی؟

چی؟

!...خاک سفیدی که یو جونگ خواسته بود

تو اونُ به یوک دو دادی؟

.بله

خاک سفید مشکلی داشت؟

...به خاطر اون

!یوک دو متهم به یه خیانت بزرگ شد

چی دارید می گید؟

سفالگر سلطنتی متهم به یه خیانت بزرگ شد؟ چرا؟

...،به خاطر کاسه ای که از اون خاک سفید ساخته شد

.شاهزاده شین سونگ غش کرد

جونگ یی ازت خواست این کارُ بکنی؟

که خاک سفید رو به سفالگر سلطنتی لی بدی؟

جونگ یی ازت خواست این کارُ بکنی؟

...منظورتون چیه اون ازم خواست

من کسیم که کاری که بهم می گنُ انجام بدم؟

.تمام این مدت با تمام توانم بهتون خدمت کردم

اما هنوزم بهم شک دارید؟

...نه

...جونگ یی ازت خواست

.اون دوست قدیمیه توئه. این اتفاقیه که افتاده

فهمیدی؟

بله؟

...اگه بگم اون ازم خواست این کارُ بکنم

سفالگر سلطنتی آزاد می شه؟

می تونی این کارُ بکنی؟

.فکر نمی کنم ممکن باشه

.ملکه این بین و وزیرها رو امتحان کنید

،جرات می کنی

حرفم رو رد کنی؟

منم احساس بدی در مورد اتفاقاتی که برای سفالگر سلطنتی لی افتاد دارم، اما

.اون روز آدم های زیادی دیدنمون

!منظورت چیه نتونستی پیداش کنی؟ گفتی می تونی

...همه تلاشم رو کردم، اما

.نتونستم گیرش بیارم

.متاسفم

چیه؟

،به عنوان سرپرست تجارتخونه عذرخواهی می کنم

،که خاک سفیدی رو که سفارش دادی

.رو نتونستم گیر بیارم

!سرپرست سلطنتی

!کار خود جونگه

.همش نقشه ی خودش بوده

چرا این فکرُ می کنی؟

دلیلی داره که این فکرُ می کنی؟

.جونگ یی واقعا دختر ترسناکیه

می دونید چه فکری راجع بهتون می کنه؟

...فکر می کنه ماپونگ

.استاد یو اولدام رو کشته

،و فکر می کنه

.شما به ماپونگ دستور داده بودید

راجع به چی حرف می زنی؟

من به ماپونگ دستور دادم؟ ماپونگ یو اولدام رو کشته؟

با چه مدرکی همچین فکری می کنه؟

.دلیلش رو نمی دونم. اما مطمئنم همچین فکری می کنه

به بیگناهی من شک کرده و

.داره ازم انتقام می گیره

جرات می کنه

این نقشه ها رو بکشه؟

بنابراین سفالگر سلطنتی لی که هیچ ربطی .به این جریان نداره، توی تله افتاده

با اینها یه تعداد آدم با نفوذ .پیدا کنید که بتونن کمک کنه

.می تونید با چینی های بون وون بعدا بهم پرداخت کنید

.عجله کن

...توی این رقابت، من

.همه ی سعیم رو می کنم تا اون چیزی که می خوام رو بدست بیارم

...پس، سفالگر سلطنتی لی

.خواهش می کنم به بهترین نحو ممکن شکستم بدید

...یو جونگ

این چیزیه که می خواستی به دست بیاری؟

...از گفتن اینکه هرجور شده ازت ببرم

منظورت همین بود؟

.مایه ی آرامشه. کاملا خوب شدی

.حالا دیگه هیچ آرزویی ندارم

.من این کاسه ی دارو رو دوست دارم

دارو توی این کاسه زیاد به نظر .نمی رسه و از دستم هم نمی افته

.همینطور، احساس می کنم طعمش تلخیه کمتری داره

.از همون اول هم نباید می ذاشتم رقابت کنن

.همش تقصیر منه

،کسایی که باعث شدن غش کنی شاهزاده شین سونگ

.رو هیچ وقت نمی بخشم

.اما الان کاملا خوب شدم، مادر

،نمی خوام فقط به خاطر من

.یه تعداد آدم خیانتکار شناخته شن

.این کارُ نکن

بخشش های شتاب زده فقط باعث می شه .خانواده ی سلطنتی جدی گرفته نشن

،مادرت مراقب همه چیز هست .پس بهتره فقط بری استراحت کنی

.می رم پدرُ ببینم و بهشون سلام کنم

.مطمئنم به خاطر من خیلی شوکه شدن

.همین کارُ بکن

.باید منم باهات بیام

.بانوی من، شاهزاده ایم هی تشریف آوردن

خوبی؟

.بله برادر

.یه کم بیرون بمون

...شاهزاده ایم هی

.باید یه چیزی بهتون بگم

.مساله ی مهمیه

.همین الان خبرها رو شنیدم. واسه همین با عجله اومدم اینجا

خوبه که شاهزاده شین سونگ حالشون خوب شده، اما

.باید کسی رو که پشت این قضیه بوده، پیدا کنید

کسی پشت این قضیه بوده؟

مطمئنا فکر نمی کنید که

این کار یه سفالگر ساده است، آره؟

،می دونم

.کی پشت این ماجراست

کیه؟

.کسی از بون وون

.کسی که می تونه به سفالگر سلطنتی لی دستور بده

.و کسی که مدت زیادی شاهزاده شین سونگ رو زیر نظر داشته

.اون کوانگ هیه

.شاهزاده ایم هی

می دونی

چی داری می گی؟

احتمالا داره تلافی بار قبل که .خیانتکار شناخته شد رو در میاره

کوانگ هی چیزی نمی گه اما

فکر می کنه کی اونُ به خیانت متهم کرده؟

!مشخصه که ملکه و من

،از اون جایی که من برادر تَنیش بودم، نمی تونسته کاری بکنه

.به جاش شما رو نشونه گرفته بانوی من

...با ارزش ترین شخص برای شما مشخصا

هدف آسونی مثل شاهزاده شین سونگه، اینطور نیست؟

.شین سونگ بیرون منتظره

.الان باید برم

چطور باید این قضیه رو تموم کنم؟

به عنوان دومین جایگاه بون وون بهم بگو چه فکری می کنی؟

،اونا باعث شدن شاهزاده شین سونگ غش کنه چطور می شه از این گناه به راحتی گذشت؟

.اما می تونه یه اتهام اشتباه باشه

.پس من بررسیش می کنم

منظورت چیه اتهام اشتباه؟

بعد از دیدن غش کردن شاهزاده شین سونگ چطور می تونی این حرف رو بزنی؟

.صورتت...خوب به نظر نمی رسه

.متاسفم که شما رو نگران کردم پدر

.نگران بودم اتفاق بدی برات افتاده باشه

.احساس کردم قلبم داره می ایسته

.بیا. بشین اینجا. بشین

.خیلی خوبه که سالمی

.نگرانت شدم

.متاسفم برادر

!اعلیحضرت

ندیدید شاهزاده شین سونگ خواست نجاتش بدیم جون نمی تونست نفس بکشه؟

کسانی که سعی کردن به شاهزاده شین سونگ .آسیب برسونن نباید بخشیده شن

.نگران نباشید

.بهتون گفتم که اون اعدام می شه

فکر می کنید یه سفالگر ساده به تنهایی همچین جرمی انجام داده؟

،باید تحریک کننده ای پشت این ماجرا باشه ،باید اون شخص رو پیدا کنید

.و از شاهزاده شین سونگمون مراقبت کنید

تحریک کننده؟

.هون، بهتره دیگه بری

.پدر

به عنوان مقام دوم بون وون وظیفه دارم .همه ی حقیقت پشت این ماجرا رو برملا کنم

.اگه تحریک کننده ای هم باشه، باید اونُ هم پیدا کنم

.در اون مورد، بهت جداگونه دستور می دم. پس فعلا می تونی بری

اعلیحضرت، چرا به اون می گید در مورد این موضوع تحقیق کنه؟

چطور می تونید بذارید اون این پرونده رو پیش ببره وقتی ممکنه خودش پشت این ماجرا باشه؟

!این غیر ممکنه

.برادر کوانگ هی اصلا در مورد آلرژی من نمی دونست

...شاهزاده شین سونگ

،مادر

بهم نگفتید اینُ پنهان کنم؟

چون ممکنه این وضعیت من، جلوی ولیعهد شدنم رو بگیره

بهم گفتید پنهانش کنم. نگفتید؟

...شاهزاده شین سونگ

!اعلیحضرت

چطور جرات می کنی در مورد همچین چیزی جلوی اعلیحضرت حرف بزنی؟

.اعلیحضرت، شاهزاده شین سونگ هنوز مریضه .خواهش می کنم به حرف هاش توجه نکنید

مطمئنی

کوانگ هی در این مورد چیزی نمی دونسته؟

.بله پدر

،دیگه در مورد شخص محرک

.حرف نزن

.بله، اعلیحضرت

،پس

.خواهش می کنم مطمئن شید خائن اعدام شه

.بنابراین قلب عصبانی و شوکه شده ی من آروم می شه

.جناب وزیر

.خواهش می کنم

!نجاتش بدید

پسر احمق من که از هیچی جز چینی .سر در نمیاره، قراره اعدام بشه

.خواهش می کنم بی گناهیش رو فاش کنید

،اگه این کارُ بکنید

هر کاری ازم بخواید می کنم، حتی .اگه تمام داراییم رو ازم بخواید

.خواهش می کنم

.لطفا حمایتم کنید

،فکر می کنی این اتفاق اونقدر بزرگ هست

که توی جلسه ی مشاوره مطرح بشه و با وزیران اعظم در موردش بحث شه؟

.برو ملکه این بین رو ببین

.شاهزاده شین سونگ، پسر محبوب ایشون غش کرده

.عصبانیت ایشون این مساله رو به اینجاها کشونده

.واسه همین باید خشم ایشون رو آروم کنی

راه دیگه ای وجود داره؟

.مهمونمون داره می ره. راهنماییشون کنید

.فکر کنم مهموناتون نمیان

.صبر می کنم

...یه نفر

.مطمئنا میاد

نگفتم صبر می کنم؟

.برید بیرون

،تا به حال

...کلی پول به اونا دادم

،همه ی کسانی که پول های منُ دریافت کردن

...چطوریه که

...چطوریه که

هیچ کدومشون پیداشون نمی شه؟

چطوریه؟

...چطوریه

...چطوریه

،پدر

،اگه بهش فکر کنید

.اینا همش نقشه ی یو جونگ بود

از همون اولش، مطمئنم همه ی اینا رو برنامه .ریزی کرده بود که منُ بندازه این داخل

.منُ نجات بده

.خواهش می کنم نجاتم بده پدر

.بله

،فقط به خاطر یوجونگ

!فقط به خاطر یوجونگ، نمی تونم اینجا بمیرم

.بله

.مشخصه که نقشه ی اونه

فکر می کنی نمی تونم اینُ فاش کنم؟

.یکم صبر کن

،هر اتفاقیم که بیوفته

.باید زنده بمونی

.ممنونم

!ممنونم

!ممنونم پدر

...ممنونم...من

.بله- ...من-

.بهتون اعتماد می کنم و تحمل می کنم

.تحمل می کنم

!نجاتم بدید

. :براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي:. :.با لينک مستقيم و کيفيت مناسب:. .:مراجعه نماييدwww.1koreanforum.in به آدرس :.

حالا می خوای چی کار کنی؟

!می رم سرپرست لی رو ببینم

...می رم ببینمش و

،بهش بگم همه چیز رو جلوی همه ی مردم دنیا فاش کنه

.که پدرم یه خیانت کار نبوده

و این حقه ی کثیف سرپرست لی بوده .که بابام رو اینطوری نشون داد

،همینطور

.اینکه بهش بگم از بابام عذرخواهی کنه

سرپرست لی واقعا این کارُ می کنه؟

.مجبورش می کنم این کارُ بکنه

.مردم به این راحتی عوض نمی شن جونگ

...اگه این بار بازم درسش رو یاد نگیره

حتی اگه بعد از، از دست دادن پسرش هم ،نفهمه که چطور تاوان گناهانش رو بده

.اونوقت هدف بعدی، خود سرپرست لیه

!اون وقت نوبت خودش می شه

.می خواستم بیام ببینمتون سرپرست لی

...یوک دو رو

!نجات بده

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.