All language subtitles for Jung.Yi.Goddess.of.Fire.E18.2013

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. جونگ یی، الهه ی آتش

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

مشکل چیه؟

چرا اینطوری می کنید؟

متاسفم. درست ندیدم

!کوره! عجله کنید

!جونگ

!جونگ

!جونگ

قسمت 18

چی شده؟

.ما هم وقتی یه صدای وحشتناک شنیدیم اومدیم

.وقتی رسیدیم کوره داغون شده بود

کسی آسیب ندیده؟

در این مورد...جونگ خودش .تنهایی مراقب کوره بود

جونگ کجاست؟

جونگ کجاست؟

چه اتفاقی براش افتاده؟

.شاهزاده منم مطمئن نیستم

!جونگُ پیدا کنید. سریع

.شاهزاده اون برادر جنگجوئه جونگ رو با خودش برد

ته دو هم اونجا بود؟

جونگ چطور بود؟

خیلی آسیب دیده؟

.منم درست نمی دونم

،به یه کارگر ساده گفتید مراقب کوره باشه

و یه ذره هم بهش کمک نکردید؟

بعد از این که گذاشتید یه دختر مسئول کوره بشه هیچ کس نباید حواسش می بود؟

.از این ماجرا نمی گذرم

،اگه بلایی سر اون بچه بیاد

هرکسی که به این ماجرا ربط .داشته باشه رو مجازات می کنم

.برای مجازات آماده باشید

یه دختر خدمتکار زخمی ندیدی؟

.همم... ندیدم قربان

مطمئن نیستی؟

باید محافظ شاهزاده شین سونگ رو گمراه می کردم

.واسه همین نتونستم توی محل بمونم

نمی دونی مرده یا نه؟

.نه. نمی دونم

هرجا که می شد دکتری پیدا کرد رو چک کردم

محافظ شاهزاده شین سونگ؟

اون چرا سر و کله اش پیدا شد؟

.حواست بهش باشه

دلیلش رو پیدا نکردید؟- ،کوره خودش آتیش گرفته-

واسه همین نمی تونیم بگیم دلیل دیگه ای داشته؟

!هوا جانگ (هوا جانگ: به مسئول کوره گفته می شه)

.بله

!بررسی این ماجرا با تو

چک کن ببین اتفاق غیر عادی ای توی کوره افتاده یا نه؟

فکر می کنم کوره وقتی .باز شده که نباید می شده

،بعد از اینکه صدای شکستن گلدون ها رو شنیده .شکه شده و در کوره رو باز کرده

چطوری بون وون رو اداره می کنی؟

.متاسفم شاهزاده

.اگه دیشب اینجا بودم این اتفاق نمی افتاد

.همش تقصیر منه

همه ی هوانگ جاها کجا بودن؟

نباید برای همه ی مشکلات احتمالی آماده باشید؟

نمی دونید اون بچه چقدر لجبازه؟

،بهش گفتم تنهایی نمی تونه این کارُ بکنه

اما اصرار داشت ثابت کنه غضب .خدای کوره یه شایعه بیشتر نیست

.به خاطر خودسری خودش بود

!!خدای کوره! خدای کوره! خدای کوره

این واقعا چیه؟ چرا همه ی جمله هاتون باید با غضب خدای کوره تموم شه؟

جونگ فنجون چای و فنجون شراب رو هم

.خیلی خوب درست کرد

حالا چرا هی در مورد خشم خدای کوره حرف می زنی؟

.متاسفم که اینو می گم

اما اون دو بار سفالگر لی و .سرپرست مون بهش کمک کردن

به نظر می رسه این خدای کوره رو عصبانی کرده که

.یه دختر جلوی کوره نشسته

طبیعیش اینه که مردم اول نگران ،زنده بودن یا مردن اون باشن

به عنوان سرپرست بون وون حتی نگران هم نیستی؟

...نکنه

این همون چیزیه که می خواستی؟

.شاهزاده

بعد از اینکه جونگ رو پیدا کردم ازش می پرسم .چه اتفاقی افتاده، اینو به یاد داشته باش

.بابا

چرا اینطوری نگاهم می کنی؟

منظور شاهزاده چی بود؟

نکنه شما هم توی این ماجرا نقش داری؟

!سر عقل بیا

این اتفاق کاملا به خاطر

غضب خدای کوره اتفاق افتاد. فهمیدی؟

...حالا که اون بچه ناپدید شده

یوک دو، تو

.باید عجله کنی و برای علیا حضرت این بین گلدون بسازی

.اما به من دستور این کارُ ندادن

،این کار بون وونه، اگه اون بچه اینجا نیست

.یه نفر توی بون وون باید اون رو بسازه

.علیا حضرت این بین چیزهای فریبنده رو دوست داره

.اینُ به خاطر داشته باش و درستش کن

بچه ای که قرار بود گلدون منُ بسازه ناپدید شده؟

چون توانایی ساختن اون چیزی که می خواستم رو نداشته فرار کرده؟

اگه اون بچه ای بود که از همچین چیزی فرار کنه

،تو اون سن کم جلوی پادشاه نمی ایستاد

.و هیچوقت پاشو هم توی بون وون نمی ذاشت

.اگه پیداش کردی باید به من بگی

چطور جرات می کنه بعد از اینکه بهم قول داد برام هدیه ی تولدم رو بسازه ناپدید شه؟

...سریع اون بچه رو می خوام و

!حتی معلوم نیست که زنده است یا مرده

باید همچین حرفایی بزنید؟

،حالا که تبش برطرف شده شرایط بحرانی رو رد کرده

...اما، یه مشکلی هست

.خواهش می کنم بهم بگید

.جونگ

.داداش

جونگ، بالاخره به هوش اومدی؟

چه اتفاقی واسه کوره و گلدون هام افتاد؟

.همشون خوبن

.تو که خوب باشی، هیچ چیز دیگه ای اهمیت نداره

.همه چیز خوبه

.داداش

هنوز شبه، مگه نه؟

.داداش

.هنوز شبه جونگ

.پس یکم بیشتر بخواب

.صبح که شد بیدارت می کنم

،چشمهاش در معرض آتیش زیادی قرار گرفتن

.ممکنه دیگه نتونه ببینه

لی کانگ چون، تو این کارو کردی؟

...چرا

بی هیچ مدرکی این حرفُ می زنید؟

،اگه بازم بهم تهمت بزنید

!دیگه تحمل نمی کنم

جونگ دقیقا گفت که از تو اجازه گرفته

.که خودش تنهایی مراقب کوره باشه

همه ی اینا نقشه ی تو نبود

که جونگ کنار کوره بمونه؟

،تقصیر اون بچه است

.که اصرار کرد تنهایی اونجا بمونه

چرا منُ مقصر می دونی؟

.آخرین مرحله از ساخت یه قطعه ی سفالی، کنترل کردن آتیشه

حتی منِ سرپرست و سفالگر لی، هم اجازه دادیم

،هواجانگ مراقب کوره باشه

اما این بچه که فقط یه کارگر ساده است

اصرار داشت که ثابت کنه چیزی به .اسم خشم خدای کوره وجود نداره

چطور این تقصیر منه؟

تقصیر شما نیست

که یه شاگرد متکبر بار آوردید؟

اون بچه کوزه رو واسه ی خودش درست نمی کرد

از پادشاه و تو دستور گرفته بود

.که درستش کنه

اگه مجبورش نکرده بودی ،شهرت بون وونُ بالا ببره

.جونگ حتی این کارو شروع نمی کرد

از خدا نمی ترسی؟

.اولدام تو رو می بینه

،پس بذار ببینه

!اولدام، منُ ببین

چی شده شاهزاده؟

جونگ نیومده اینجا؟

ته دو چی؟ ته دو رو هم ندیدی؟

ته دو هم ناپدید شده؟

،شاهزاده آروم باشید

.اونا اینجا نیومدن

،ارتباطی هم برقرار نکردن

چرا اینطوری شدید؟

.یه حادثه توی بون وون اتفاق افتاده

،ته دو، جونگ زخمی رو برداشته و ناپدید شده .اما ما نمی تونیم پیداشون کنیم

.می رم بیرون و از دکتر ها و داروخونه ها می پرسم

.زیاد نگران نباشید

.ما همه ی اونجاها رو قبلا چک کردیم

پس خیلی بدجور آسیب دیده؟

،نمی دونیم چقدر آسیب دیده !واسه همین منم اینطوریم

پس من از رابط های شرکتم .استفاده می کنم تا پیداشون کنم

هواریونگ، جایی به ذهنت نمی رسه؟

مگه تو اونا رو بهتر از همه نمی شناسی؟

.اول خونه ی ته دو رو چک می کنم

.چند تا نگهبان بیرونن. با اونا برو

.بله، شاهزاده

به نظر می رسه چیزی که سفالگر مون سا سونگ نگرانش بود

.درست در اومده

.نگرانم که این اتفاق تصادفی نباشه، شاهزاده

همه چیز بعد از اینکه ما .جونگ رو پیدا کنیم مشخص می شه

...چطوری همه چیز اتفاق افتاده

...اگه تصادفی نبوده... کی این کارُ کرده

.همشُ برملا می کنم و مجازاتشون می کنم

،اگه همچین اتفاقی افتاده بود ،باید میاوردش خونه

کجا رفته؟

جونگ خیلی که آسیب ندیده، مگه نه؟

.منم جزئیات رو نمی دونم

جایی نیست که ممکن باشه ته دو رفته باشه؟

،خب، چند سال پیش

،بیشتر از 6 هفته از ته دو خبر نداشتیم

،اوه، اون موقع

،گفت یه راهب پیر نجاتش داده

می دونید کجاست؟

گفتن معبدی هست که کیم ته دو ،مدتی اونجا مونده بوده

.داداش

بله، جونگ

دوباره شب بیدار شدم؟

از این به بعد همیشه شب بیدار می شم، درسته؟

حتی وقتی که از تابش خورشید همه جا اینقدر گرمه

تمام چیزی که من دارم شبه، درسته؟

.می دونم که دیگه نمی تونم ببینم

داداش، پس

.دیگه دروغ نگو

.جونگ

یه مدت خسته می شی

.چون باید بهم کمک کنی به این وضع عادت کنم

.نگران نباش جونگ

.راهب رفته دارو بیاره

،اگه اون دارو رو پیدا کنه .باز هم می تونی ببینی

،متاسفم داداش

.همیشه یه باری روی دوشت می شم

این چه حرفیه، چه باری؟

در ازاش بهت قول می دم

...اگه آسیب دیدی

...اگه هر زمانی بهم احتیاج داشتی

.قطعا ازت مراقبت می کنم

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

.جونگ

.آفتاب داره غروب می کنه

.شاهزاده

.با دیدن غروب آفتاب قلبم تند تند می زنه

.قلب تو همیشه تند می زنه

،وقتی نمی دوی هم تند می زنه ،غروب رو می بینی تند می زنه

♫ گفتی نمی تونی بشنوی ♫

♫ و دیگه نمی تونی ببینی ♫

.جونگ

چی شده؟

.هیچی

.فقط خورشید داره غروب می کنه

♫ قلبم بیشتر می شکنه ♫

.می خوام سوپ برنج بخورم

.می رم برات می خرم. همینجا بمون

می تونی اینجا تنهایی منتظر بمونی درسته؟

.نگران نباش

♫ .من با تو رنگ گرفتم ♫

.شاهزاده

.نمی تونید برید

.برو کنار

.خواهش می کنم جونگ رو تنها بذارید

!گفتم برو کنار

.شمشیرم رو بیارید

.بله

.من می رم، حتی اگه مجبور شم یا تو بجنگم، پس برو کنار

شاهزاده، وقتی وقتش برسه، جونگ .خودش می یاد پیداتون می کنه

...پس فعلا

.فعلا...برگردید

.هیچ کدوم از شما یه قدم هم بر نداره

اگه شهامتش رو نداری که .بهم آسیب بزنی، پس برو کنار

.داداش

.می بینم چون نگرانم بودی زود برگشتی، من خوبم

.اینو ببین

اینطرف یه قدم

،دو

...،سه، چهار

.عجیبه

.یه لحظه صبر کن

.جونگ

.جونگ

چطور جرات می کنی؟

وقتی صدات می کنم باید سریع بیای، چرا شک می کنی؟

.داداش

.داداش

.داداش

.من اینجام جونگ، آروم باش

...نمی تونی

ببینی؟

ازت سوال پرسیدم؟هیچی نمی تونی ببینی؟

باید حتما تاییدش کنید؟

باید دردشُ بیشتر کنید

تا راضی شید؟

.خودت بهم بگو

،چشمات

آسیب دیدن؟

،نمی تونم ببینم چقدر عصبانی هستید

،نمی تونم ببینم چقدر سریع خودتون رو به اینجا رسوندید

،که حتی نفستون بالا نمی یاد

فقط صداتون رو می شنوم

.و صدای نفس هاتون رو

.باید سریع می اومدید پیش من

باید می ذاشتی درمان شه، چرا فرار کردی؟

.فرار نکردم

بالاخره، اون می تونه

.اون جای خسته کننده رو ول کنه

جونگ، تو هم همین فکر رو می کنی؟

بون وون

جای خسته کننده ایه؟

...من

...من

.جونگ

.می خوام برگردم

می خوام دوباره برگردم بون وون، می خوام گِل درست کنم

.چرخ بچرخونم و ظرف سفالی بسازم

.این اول رویای بابام بود

،اولش می خواستم رویای بابام رو بفهمم

بعدش می خواستم ثابت کنم که ،در مورد بابام اشتباه می کنن

.اما الان دیگه واسه اون نیست

.خودم می خوام این کار رو انجام بدم و سفالگر شم

.خواهش می کنم بزارید برگردم بون وون

خواهش می کنم مجبورم نکنید باز .به عنوان یه دختر مرده زندگی کنم

.بیا بریم

.پدر

.اخیرا خیلی نگران کوانگ هیَم

تو؟ نگران کوانگ هی؟

،از وقتی فهمیده نمی تونه ولیعهد شه

.چقدر بی هدف زندگی می کنه

اخیرا کوانگ هی تمرکزش رو چیه؟

.یه کارگر زن

چی؟

،بدون توجه به موقعیتش به عنوان دومین مقام بون وون خیلی واسه اون دختر داره لاپوشونی می کنه

به تمام دستورات بون وون بی توجهی می کنه ،و آخرش هم یه حادثه اتفاق افتاد

یه حادثه؟

وقتی اون کارگر زن خودش داشت از کوره مراقبت می کرد

،کوره منفجر شده

اونا دارن دنبالش می گردن که ،باعث این فاجعه شده و فرار کرده

.حالا اون حتی به دیدن شما هم نمی یاد پدر

پس چه بلایی سر گلدونِ این بین اومد؟

.درست نمی دونم

ایم هه، برو چک کن ببین چه اتفاقی .واسه گلدون افتاده

.باید مسئولیتش رو بپذیری و آماده اش کنی

.بله پدر

.اگه مشکلی پیش اومد باید بیای به من بگی

در مورد چی صحبت می کنید؟

،بدون من، می خواد بون وون باشه، یا مسائل مملکتی

.هیچی درست پیش نمی ره

خواهش می کنم جوری بگید .که متوجه بشم شاهزاده

.در مورد گلدون علیاحضرت این بین صحبت می کنم

اینطوری دارید آماده اش می کنید؟

.شنیدم کارگری که مسئولش بوده ناپدید شده

.سفالگر لی همین الان دارن روش کار می کنن

.خواهش می کنم نگران نباشید

داره کار می کنه؟

.بازم این کارُ می کنید چون من بهتون دستور دادم

.برید همین کار رو بکنید

.بله شاهزاده

.این اتفاق نمی افته

.جونگ برگشته

یه کم آسیب دیده، اما آماده می شه .که اونو بسازه، یادت بمونه

.برادر پس شما هم این پیغامُ به قصر برسونید

.یه مهمون براتون اومد

.جونگ

.استاد

.همونجا بمون

.بشین

استاد، من دیگه نمی تونم ظرف سفالی بسازم، درسته؟

بستگی به این داره که چی فکر کنی؟

من هیچی نمی بینم چطوری با این چشمها ظرف سفالی درست کنم؟

هیچی نمی بینی؟

.می تونم فرق بین تاریکی و روشنایی رو تشخیص بدم

اینطوره؟

.پس خوبه

،جونگ

.منم یه زمانی کور بودم

شما؟

.آره

.نه فقط من

این معمولا واسه سفالگرایی که تموم عمرشون از .آتیش کوره مراقبت می کنن اتفاق می افته

.نمی دونستم

پس یعنی وقتی وقتش برسه من بازم می تونم ببینم؟

...این

.چیزیه که خدایان باید تصمیم بگیرن

،الان، جونگ، یادته که چشم بسته گل درست کردن رو یاد گرفتی؟

.بله استاد

.به این هم مثل همون موقع نگاه کن

اگه چشمات نبینن، بقیه ی حس هات تقویت می شن

،من وقتی کور بودم هم ظرف سفالی ساختم

.و پادشاه برای یه مدت طولانی اون رو دوست داشت

واقعا؟

یادت نمی یاد چی می گفتی؟

!همه چیز وقتی تموم می شه که تو جا بزنی

.اگه یه کاری کنی، یه راهی پیدا می شه

خود تو همین حرفُ نزدی؟

...استاد، اون

برای مراقبت از تو

من توی این سن بالا دارم زجر می کشم .واحتمالا باز هم ادامه داره

!جرات داری جا بزن

فکر می کنی اون موقع من بازم می خوام زندگی کنم یا بمیرم؟

.بیا بریم. بیای بریم و سعی کنیم قطعات رو به هم بچسبونیم

.اگه فایده نداشته باشه، ضرر هم نداره

.جونگ، بیا بریم

.بلند شو

.درسته

.خوبه

.مواظب باش. بیا پایین

.بیا

.مراقب پله ها باش. یکی دیگه. خوبه

.یه قدم، یکی دیگه. خوبه

نمی تونی ببینی؟

.سرپرست لی، باید باهات حرف بزنم

داری چی کار می کنی؟

چطور می تونی یه بچه ی کور رو به بون وون بیاری؟

.جونگ، برو تو اتاقت استراحت کن

خوابگاه کجاست؟

...اون

.جونگ

.اون حتی نمی تونه ببینه

چطور می تونه تو بون وون باشه؟

.:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

می خوای چی کار کنی؟

باید چی کار کنم خانم؟

واقعا نمی دونی که می پرسی؟

.نمی دونم

،گلدونی که ساختم از بین رفته

.و نمی تونم ببینم

چطوری کور شدی؟

...کوره

...کوره شعله های بزرگی داشت

چرا جلوی کوره بودی؟

هاه؟

یه فرصت فوق العاده

که گیر ما آدم های عادی نمی یاد، نداشتی؟

.جلوی کوره بودی، چون این شانس رو داشتی

.واسه همین چشمات آسیب دیدن

،طی 20 سالی که من توی بون وون بودم

.حتی یه بارم همچین شانسی نداشتم

می دونی چقدر بهت غبطه می خورم؟

.کسایی که این شانس رو دارن، نمی دونن چقدر با ارزشه

،اگه می تونستم همچین شانسی داشته باشم

.نه فقط چشمام، بلکه همه زندگیم رو می دادم

،اگه جا نزنی

این شانس هنوز مال توئه. اینو نمی دونی؟

.ممنونم

.ممنونم خانم

...منظورتونُ می فهمم

.که گفتید مردم بون وون به هم کمک می کنن

.خواهش می کنم بهم کمک کنید خانم

.بون وون نه یه درمانگاه عمومیه، نه یه درمانگاه خیریه

.هیچ دلیلی نداره جونگ رو به بون وون بیارید

تو هر کسی رو که آسیب ببینه

از بون وون بیرون می کنی؟

.اون کوره

چطور بچه ای که نمی تونه ببینه می تونه تو بون وون بمونه؟

،قبل از اینکه یه کارگر کور باشه

کسیه که از پادشاه دستور گرفته برای .علیاحضرت این بین گلدون بسازه

.بهت گفتم جونگ مورد توجه پادشاهه

،اگه واقعا می خوای بیرونش کنی

!به شاه می گم دقیقا چی گفتی

همینُ می خوای؟

.شاهزاده

.باید بیایید بیرون

.مراقب پله ها باش

مردم زیادی جمع شدن؟

بله. همه ی مردم بون وون

.اومدن ببینن که تو کور شدی

در حال حاضر

من واقعا متاسفم

.که معذبتون می کنم

،حالا که دیگه نمی تونم ببینم

دارم می فهمم

،که چقدر اینجا کار کردن با شما با ارزشه

،می دونم ممکنه بی شرمانه به نظر برسه .اما یه خواهشی ازتون دارم

.خواهش می کنم کمکم کنید

،من باید یه گلدون درست کنم

.اما همونطور که می بینید، هیچی نمی بینم

،نمی تونم تنهایی درستش کنم

.پس خواهش می کنم کمکم کنید

.خواهش می کنم

.بیایید اینجا

.منم. ایل نام

.بهت کمک می کنم خاک رو الک کنی

.پس منم برات گل درست می کنم

پس منم

.برات چوب می یارم

.ممنونم

.می دونستم کمکم می کنید

!ته پیونگ

!نه، جونگ

.منم واسه ورز دادن گِل کمکت می کنم

.ممنونم شاهزاده

.برای لعاب کاری هم خانم کمکم می کنن

!هوا جانگ

هوا جانگ اینجایید؟

آره. من چی؟

.خواهش می کنم این دفعه با من پیش کوره بمونید

من برات چک می کنم

.که گلدونت چطوری در اومده. نگران نباش جونگ

.ممنونم آقا

.خیلی سخت تلاش می کنم

.خیلی خیلی خیلی سخت تلاش می کنم

.برادر

.شما پسرا باید به من کمک کنید

جونگ اون شب از این استفاده می کرد؟

.بله. مردیم تا اینو پیدا کنیم

.همه ی چوب ها رو گشتیم تا اینو پیدا کنیم

این چه فرقی با بقیه ی چوب ها داره؟

.اگه تکونش بدید، صدا می ده

اون شب وقتی داشتیم با اینا شمشیر بازی .می کردیم به نظرمون عجیب اومد

.این یه تیکه از گلدونیه که اون شب از کوره دراومده

چیز عجیبی توش نیست؟

،معمولا وقتی ظرف ها توی آتیش می شکنن

،به خاطر اینه که وسط گلش هوا بوده

،یا نتونستن آتیش رو تحمل کنن

.این با اونا فرق می کنه

فرق می کنه؟

.من تموم عمرم رو به تیکه های سفال نگاه کردم

.اما اولین باریه که می بینم یه چیزی اینطوری می شکنه

داری می گی به خاطر کوره نیست؟- .بله-

چوبی که اون شب جونگ استفاده .کرده بود رو گیر آوردم

.باروت توی چوب بود

.این باروتِ معمولی نیست

.می دونم این باروت مخصوص رو از کجا گیر بیارم

.از اونجا پرس و جو رو شروع می کنم

.چک کن ببین کوزه ها همینطوری در میان

.سرپرست لی

.منم به سرپرست لی شک دارم، اما مدرکی ندارم

.میرم کسایی که این نوع باروت رو می فروشن، ببینم

.استاد، خودم می تونم این کارُ بکنم

.حالتون خیلی خوب نیست. باید استراحت کنید

بقیه کجا رفتن؟ تو چرا تنهایی؟

.تنهایی می تونم انجامش بدم

.نگران نباشید و برید استراحت کنید لطفا

...بازم

.برید استراحت کنید. من اینجا می مونم

.بله

.شاهزاده

مگه نگفتم واسه ورز دادن کمکت می کنم؟

.نه. عیبی نداره شاهزاده

.همین که بگید کافیه

♫ .نمی تونم بدون تو زندگی کنم ♫

♫ .احساس می کنم قلبم داره آتیش می گیره ♫

♫ ،اگه یه قدم دیگه بردارم می تونم ببینمت، لمست کنم؟ ♫

♫ دیگه هیچ کس مثل تو نمی شه ♫

♫ کلمات دوست دارم رو که آرزو می کنم بگم ♫

خوبی؟

.بله

.مراقب باش

♫ من همونجاییَم که ترکم کردی♫

♫ تا ابد دلتنگتم♫

هی. می بینی؟

.فقط دارم انجامش می دم

.ته پیونگ خیلی خوب داره پیش می ره

.می دونم. مگه نه؟ تو هنوز هم از ماها بهتری

.البته

.به قدرتش نگاه کن

.واسه همین بهت گفتم زیاد بخور

سرپرست چرا می ذارید جونگ اینجا باشه؟

اون از شاه دستور گرفته که واسه علیاحضرت این بین گلدون بسازه؟

تا وقتی خودش بیخیال نشه

چه بهونه ای داریم جلوی کار کردنش رو بگیریم؟

.اصلا درکش نمی کنم

.هر کس دیگه ای بود بیخیال می شد

.یوک دو

.این بار دارم یه جور دیگه اون بچه رو می بینم

.اون زندگیش رو از ایستادگیش داره

اون بچه چیزی داره که

.من آرزو داشتم تو داشتی

!بابا

دارید من رو با اون دختر مقایسه می کنید؟

،اگه نمی خوای مقایسه شی

.پس نشون بده چقدر قوی هستی

مشکل چیه؟

محافظ شاهزاده شین سونگ

.به نظر می رسه یه چیزی پیدا کرده

می دونن داریم در موردشون تحقیق می کنیم؟

...تعقیبش کردم و باهاش با شمشیر جنگیدم اما

.عجیب بود

منظورت چیه عجیب بود؟

مطمئنم

.قبلا یه بار با اون مرد جنگیدم

...نکنه

،نکنه

همون کسیه که دنبالشیم؟

.باید می گرفتمش

.فعلا از اطرافیان سرپرست لی بازجویی کن

.حتما یه چیزی پیدا می شه

.واسه همین قبلا باید سخت تر کار می کردی

،الان واسه اینکه نمی بینی نیست که نمی تونی بسازیش

.واسه اینه که به اندازه ی کافی تمرین نداشتی

.منم می دونم

.خودم خیلی حسرت می خورم

بعضی وقتا سعی می کنم با چشمهای بسته چرخ رو بچرخونم

.اونوقت دستات حس بهتری دارن

.تو هم باید خیلی سریع اون حس رو پیدا کنی

.تمرین. تمرین. تمرین زیاد

.اون زندگیش رو از ایستادگیش داره

اون بچه چیزی داره که

.آرزو داشتم تو داشته باشی

.باورم نمی شه با کسی مثل تو مقایسه شدم

.اونا شکل دلخواه رو دارن

.خیلی سخت کار کردی، حتی با اینکه نمی تونی ببینی

راستی، کی قراره نقاشیشون کنه؟

.خودم باید این کارُ بکنم

چی؟ تو؟

با اون چشم ها؟

فرمش خوب و نقاشیش هم

.مسحور کننده است. کارت رو خوب انجام دادی

لعاب داخل گلدون هم ریختی؟

.اگه سطح داخش صاف نباشه، جرم می گیره

.این کار رو کردم چون نگران بودم گل ها زود پژمرده شن

.این یه گلدون بدرد بخور و زیباست

.به خاطر کار سختت پاداش می گیری

.فقط از نقاش بخواه این کارو بکنه

،شاهزاده

.چیزی نمی بینم اما می تونم صورت نگران شما رو ببینم

الان لباس سبز پوشیدید؟

...تو

منو می بینی؟

....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

.جونگ

.جونگ

منُ می بینی؟

اشتباه

.دیدم

،خیلی کار کردی

.یکم استراحت کن

.شاهزاده

.گلدون من نقاشی نمی شه

.کافیه سفید باشه

.بیا، امتحانش کن

،برای کل گلدون باید دو بار لعابش کنی

.چون خیلی به گرما حساسه

فقط در این صورت لعاب ذوب .نمی شه و از هم نمی پاشه

،بعد از اینکه لعاب خشک شد .فقط باید بذاریش توی کوره

.فکر نمی کنم دیگه بتونم جلوی کوره باشم

،می ترسم کوره دوباره منفجر شه

.یا کوره آتیش بگیره

.حتی هر شب در موردش کابوس می بینم

.نگران نباش

فکر کردی می ذارم دوباره این کارُ بکنی؟

.این دفعه هواجانگ این کارُ می کنه

.دوباره می رم ازش می خوام

.یه لحظه صبر کنید خانم

،این می تونه

،آخرین فرصتی باشه که توی بون وون ظرف سفالی می سازم

.درسته. می تونه آخرین شانست باشه

.من خودم گلدون ها رو می پزم

حتی بعد از اتفاق بار آخر بازم می خوای خودت جلوی کوره بشینی؟

من

.از مردن نمی ترسم

،چیزی که الان بیشتر ازش می ترسم

،اینه که نتونم جلوی کوره بمونم

.یا اینکه دیگه نتونم سفالگری کنم

،نمی دونم سرپرست اجازه می ده یا نه

همه ی مردم بون وون می گن .به خاطر خشم خدای کوره بوده

.دقیقا

اگه الان جا بزنم، شایعه بیشتر پخش نمی شه؟

،اگه دوباره اتفاقی بیوفته

.به سرپرست می گم که شایعه رو قبول می کنم

.منم باهات می مونم

شما هم؟

.باید بهت بگم مقدار آتیش چقدره

چطوری می خوای آتیش رو تشخیص بدی، وقتی نتونی ببینیش؟

.اگه خیلی نزدیک شم می تونم حرارت رو حس کنم

.خودم می تونم انجامش بدم

.نه

این بار باید حتما مطمئن شم

.که زنها برای کوره بدیمنی می یارن یا نه

.ممنونم خانم

چرا این همه تیکه چوب هنوز اینجوری موندن؟

چرا اینقدر نامنظم کار می کنید؟

.باید بهتر انجامش بدید

...چقدر اعصاب خورد کنه

.حتی چشماشم هنوز خوب کار می کنن

هی، ته پیونگ، همش همینه؟

برای همشون فقط همینقدر چوب می خوای؟

.آره

چه خبره، فقط برای 3 تا گلدون؟

ته پیونگ اگه کسی نق زد بگو .من بهش سه برابرش رو میدم

.مرسی

.جونگ، برو استراحت کن

.استاد شما برید داخل و استراحت کنید

.امروز خانم با من می مونن و با هم مراقب کوره هستیم

.نمی شه

اگه از یه حادثه ی دیگه آسیب ببینی چی؟

آقا، ما دو تا تصمیم گرفتیم

،و خیلی طول کشید تا اجازه ی سرپرست رو بگیریم

حتی تو هم کمکش می کنی؟

.تصمیم گرفتید خیلی خوب با خدای کوره بجنگید

.بله استاد

.من بهت کاملا اعتماد می کنم

.اگه اتفاقی افتاد، سریع خبرم کنید

.بله آقا

شماها نمی رید؟

اون نگفت که امروز زنها از کوره مراقبت می کنن؟

.بله. ما باید بریم

،جونگ و اوه گوگ بی تصمیم گرفتن .خودشون از کوره مراقبت کنن

.بدون کمک مون سا سونگ

شما اجازه دادید؟

چطور می تونید اجازه بدید زن ها جلوی کوره باشن؟

می ترسم قوانینی که من به عنوان سفالگر سلطنتی ازشون مراقبت کردم

.شکسته شن

.بذار باشن. اون بچه بالاخره خیلی زود اخراج می شه

می تونی بعد از اون قوانین .بون وون رو اجرا کنی

.فکر کنم دیگه کافی باشه

.اینو بخورید، نیرو بگیرید

.کاگرهای زن یکم کوفته برنجی آوردن

واقعا؟

.حتی نخورده هم احساس سیری می کنم

.حالا که احساسشون رو می دونم، قلبم به درد می یاد

.اونا امیدوارن ما موفق شیم تا راه برای اونا هم باز شه

.مطمئنا زنان کارگر طرف ما هستن

.می خوام طعم کوفته برنجی ای که طرفدارامون آوردن رو بچشم

.بیا

.خوشمزه است

اعلیحضرت، کارگری که به خاطر ،اون اتفاق چشمهاش آسیب دیده بود

.اینو از صمیم قلبش درست کرده

.خواهش می کنم یه نگاهی بهش بندازید

.این حتی ارزش وقت اعلیحضرت رو هم نداره

می خوای علیا حضرت این بین رو با این گلدون افتضاح ناراحت کنی؟

.نگران اینم

شنیدم شایعات در مورد تو و اون .کارگر ساده یو جونگ همه جا پخش شده

حقیقت داره؟

کوانگ هی رو به خاطر اینکه شان مقام .شاهزادگی رو نگه نمی داره مجازات کنید

.اعلیحضرت این حقیقت نداره

.نمی خوام بشنوم

چرا همچین شایعاتی پخش شده؟

.من تو رو مسئول این کار می کنم ایم هه

.گلدونی که فکر می کنی بهتره رو بیار

.فرمانتون رو اجرا می کنم

جونگ رو واسه این آوردید؟

از یه بچه ی کور خواستید گلدون بسازه .در حالی که حتی قرار نیست نشون داده بشه

.دارم دنبال یه راه می گردم

.اگه شما نمی تونید براش یه فرصت جور کنید، من می کنم

.اومدم اینجا چون یه درخواستی دارم

توقع داشتم ضعف کوانگ هی رو پیدا کنی، اما با یه درخواست اومدی؟

بهم قول دادید اگه این کار رو قبول .کنم به درخواستم گوش می کنید

قول؟

.درسته. من باید قول هامو نگه دارم

درخواستت چیه؟

خدمتکار یو جونگ از بون وون ،برای شما یه گلدون آماده کرده

.خواهش می کنم قبولش کنید

رابطه ات با جونگ چیه؟

درخواستم رو قبول می کنید؟

،گلدون رو قبول می کنم، اما اگه خوشم نیومد

.همون موقع می شکنمش

این برای شماست، پس اگه قرار باشه .شکسته شه، باید به دست شما شکسته شه

.فقط کافیه که بپذیریدش و نگاهی بهش بندازید

.ایم هه

هدیه ی علیاحضرت این بین رو آماده کردی؟

.بله پدر. الان میگم بیارنش داخل

این بین، چطوره؟ ازش خوشت می یاد؟

چطور می تونم از توانایی های سفالگر لی راضی نباشم؟

،این گلدونیه که به قلبم می شینه

،اما اعلیحضرت

.در مورد گلدونی که اون دختر ساخته هم کنجکاوم

باید چی کار کنیم؟

...در اون مورد، این بین

.من آماده اش کردم

می تونم بیارمش داخل؟

.حتما

مگه بهت نگفته بودم این کارُ بکنی؟

.نقاشیش نکردی

واسه اینه که نمی تونستی ببینی؟

.حتی اگه می دیدم هم نقاشیش نمی کردم

.پدر، این بدین معنیه که براش خیلی تلاش نشده

چرا نقاشیش نکردی؟

فکر کردم گل ها باید بیشتر از گلدون به چشم بیان

،و بیشتر از گل ها

علیاحضرت که گل ها رو .درون این می ذارن به چشم بیان

همینطور داخلش یه لایه ی .محافظ گذاشتم که گل ها بایستن

پس اگه علیاحضرت بخوان فقط یه گل داخلش بذارن یا گلدون رو پر از گل کنن

.گل ها نمی افتن و صاف می ایستن

.این گلدونیه که گل ها و آدم ها رو نشون می ده

.به نظر منطقی می یاد

همینطور این گلدون با سایز .بازو و بدن علیاحضرت متناسبه

.پس راحت می تونن گل ها رو بچینن

.موقع استفاده ازش معذب نمی شن

همونطور که انتظار می ره زنها بیشتر به جزئیات اهمیت می دن

.حتی به شخصی که ازش استفاده می کنه هم فکر کردی

.این واقعا گلدونیه که مناسبه صاحبشه

چی فکر می کنی این بین؟ ازش خوشت نمی یاد؟

.من نظر متفاوتی دارم اعلیحضرت

متفاوت؟ منظورت چیه؟

.مقام من فقط برای چیدن گل ها نیست

وظیفه ی من اینه که هرکاری می تونم .برای اعلیحضرت انجام بدم

.این فقط برای آرامش دادن خودمه

.گلدون بیشتر اوقات خالیه و گلی داخلش نیست

بنابراین گلدون من

.حتی بدون گل هم باید زیبا و مسحور کننده باشه

نشنیدی چی گفت؟

.این بین گفت ازش خوشش نیومده

.اون گلدون بی ارزش رو ببرید و بشکنید

.بله اعلیحضرت

::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد www.1koreanforum.in و کيفيت مناسب به آدرس ::::

.علیا حضرت این بین گلدون سفالگر لی رو انتخاب کرد

.بله

.این حقیقت تلخیه

چی کار می تونی بکنی، وقتی حتی نمی تونی ببینی؟

حتی این گلدون رو، که اگه بقیه کمکت نکرده بودن

.نمی تونستی بسازیش

چی کار می تونی بکنی؟

.حتی نمی تونی راه بری

.کارگر یو جونگ. بون وون رو ترک کن

♫ اشکِ توی چشمهام ♫

♫ ...رو سعی کردم نگه دارم، اما ♫

♫ ...همینطور به ذهنم می یاد، اما ♫

♫ کلماتی که نمی تونم بگم ♫ ....:: ترجمه و زيرنويس : نیلوفر ::.... ....:: 1koreanforum.in::....

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.