Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.اين زيرنويس توسط انجمن دوست ايراني براي شما عزيزان تهيه ميشود. irdoost.ir مترجم:هستي
قسمت 16
کجا رفته بودی؟
سرورم...
اگه میخوای جایی بری بهم بگو.اما اینجوری بیخبر نزار برو!
اون...
دیگه هیچوقت از جلوی چشمام دور نشو
این یه دستوره!
سرورم...
فکر کردم اون لاتا بهت حمله کردن
میدونی چقدر نگرانت شدم؟
من واقعا متاسفم سرورم
من از اینکه تو اجتماع باشم متنفرم اما
بخاطر تو تمام مغازه ها رو گشتم
حتما خیلی خسته شدین سرورم
اگه بهت گفت بخوری تو فقط باید بخوری
چرا به حرفم گوش نمیدی؟
از الان به بعد به همه حرفاتون گوش میدم سرورم
حرفاتون تموم شد سرورم؟
اصلا . . .
به حرفام گوش میکردی؟
هنوزم میخواین به حرف زدن ادامه بدین؟
پس لطفا عصبانیتتون و خالی کنین
اگه حرفاتون تموم شده میخوام برم غذایی رو که شما بهم دستور دادین رو بخورم
من خیلی گشنه امه...
بعد از اینهمه که سرت داد زدم میتونی غذا بخوری؟
حق با شما بود
من باید غذا میخوردم تا مغزم کار میکرد و یه فکری به ذهنم میرسید
شما باعث شدین اینو متوجه بشم
نمیدونین چقدر بخاطر شما خوشحالم
من همه ی غذایی رو که شما گفتین میخورم بدون اینکه یه ذره اشم جا بزارم
چی شده که اینقدر خوشحالی؟
همین چند لحظه پیش داشتی میمردی اما یهو اینقدر تغییر کردی
نمی تونم درکت کنم
همش بخاطر شماست سرورم
میدونین بخاطر شما چی رو فهمیدم؟
لطفا به این نگاه کنین
این شیشه ی شراب نیست؟
بله سرورم
چیزی که میخواستم ببینید بطریه نبود
بلکه این طنابیه که بهش گره خرده
میدونین چرا اینو به این بستن؟
این برای اینه که وقتی داریم حملش میکنیم از دستمون لیز نخوره و بریزه
استاد هم بیشتر اوقات بخاطر لرزش دستش بطری هاش رو میریزه
مهمان های جشن هم بیشتر افراد مسنن
مطمئنن اونا هم خیلی ضعیفن و وقتی فنجون هاشون رو میگیرن خیلی مواظبن تا نریزه
میخوای وقتی پادشاه دارن قضاوت میکنن به فنجونشون یه بند وصل کنی؟
نه این طور نیست
میخوام به فنجونم یه لبه اضافه کنم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال www.irdoost.ir
فکر خیلی خوبیه اما...
شکل فنجونا عجیب در نمیاد؟
شکلشون...
عجیب میشه
بدون اینکه بدونی نمیتونی
چشمتو از رو لباش برداری.
ما باید بسازیمش اینجوری دیگه عجیب نیست
چون وقت کافی نداریم تا با مرکب ابی رنگش کنیم خیلی ساده و زشت میشه
اما اگر به لبه اش رنگ قرمزبزنیم
به فنجونمون طراوت میبخشیم مگه نه سرورم؟
بخاطر شما ممکنه من و استادم نجات پیدا کنیم
ممنونم سرورم
فقط با حرف ازم تشکر میکنی؟
چطور میتونم بهتون نشون بدم
که خیلی ازتون ممنونم سرورم؟
از الان
3تا از درخواست های منو اجرا میکنی
اینو بهم قول بده
سرورم
پس من فقط 3 تا از دستوراتتون رو اجرا کنم؟
من که همیشه هر چی شما میگین رو انجام میدم...
وقتی حرف میزینی دهنت رو بپوشون
ببخشید؟
این اولین دستورتونه؟
بله قربان
وقتی باهاشی دوست داری دستاش رو بگیری
دستاتم همین جور دستاتم قایم کن
سرورم شما الان 2تا از دستوراتونو دادین
فقط یکیش مونده مگه نه؟
پس بهم بگین سرورم
سرورم
سرورم
سرورم
سرورم
سرورم
اول بهم میگین یه لحظه ام از جلو چشمتون دور نشم بعد چرا خودتون اینقدر تندراه میرین؟
زود باش تو باید بری و سفال بسازی
بله سرورم
اون هیونگ نیمه.اون سوء برداشت میکنه پس بیا ازش دوری کنیم
این طرف
من اینجا منتظر میمونم
برام پودر صورت و رنگ لب بیاراون برای هونگ دان مناسبه
بله سرورم
-= www.irdoost.ir =-
تدارکاتتون برای جشن خوب پیش میره؟
شنیدم رئیس مون و
سفالگر لی باهم مسابقه میدن
تا وقتی که اون بچه مداخله نکنه . . .
واگر سفالگر لی توانایی هاش رو ثابت کنه
میتونه براحتی
اون پیرمرد رو شکست بده مگه نه؟
رئیس مون رو
دست کم گرفتین
باید یادتون بمونه که رئیس مون برای 20 سال ظرف های پادشاه رو میساخته
اینا همش مال گذشتن
الان حتی نمیتونه پشت چرخ بشینه
به جای خودش شاگردش پشت چرخ میشینه
پس. . .
تائه پیونگ سفالا رو میسازه؟
دیگه من باید برم
برو کنار
تکون بخور
اون فنجون...
چرا اینجاست؟
هاواریونگ چرا جوابشون رو نمی دی؟
اون کارگره تائه پیونگ
به ما سپردتش
چرا تائه پیونگ باید
اون فنجون رو به شما بسپاره؟
چرا بهتون اعتماد میکنه؟
اون برای اینکه تو پون ون نگهش داره نگران بود
بخاطر همینم من بهش پیشنهاد دادم که میتونم اینجا ازش نگهداری کنم
قبل از اینکه به بازرگانی بیاین
شاگرد ایول دام بودین مگه نه؟
بله
نگرانم که چرا
تائه پیونگ از فنجون ایول دام نگه داری میکنه؟
ممکنه که...
تائه پیونگ...
دختر ایول دام باشه؟
نه اون دختر ایول دام نیست
جونگ مرده
رئیس
چطور ممکنه؟
اون بخاطر مرگ بهترین دوستش غصه داره
حتی تمام روز رو بخاطر سالگرد مرگ اون گریه کرده
اگه اینطوریه
پس چطور تائه پیونگ رو اینقدر خوب میشناسه؟
مگه تائه پیونگ شاگرد رئیس مون نیست؟
او یه چند باریو با استادش به اینجا اومد
هردوشون همسنن پس باهم دوست شدن
من که اینطوری فهمیدم
شاهزاده باعث شدن من یه چیزی رو متوجه بشم
وقتی داشتم برای مسابقه اماده میشدم فقط به فکر بردن بودم
اما بخاطر شما
دیگه به این چیزا فکر نمیکنم
وقتی به این فکر میکنم که مردم فنجون منو کاربردی میدونن
منم فنجونا رو با عشق میسازم
وقتی میگی دیگه به فکر بردن نیستی
هم منو خوشحال میکنی هم اینکه بهت افتخار میکنم
شما گفتین که پادشاه گفتن هر دفعه که به فنجون پدر من نگاه میکنه
بیشتر شیفته اش میشه مگه نه؟
بله همینو گفتن
اگه مردمم بگن که هر وقت از فنجون من استفاده میکنن
بیشتر شیفته اش میشن
دیگه هیچی نمیخوام
اگه امروز نمیومدی میخواستم دنبالت بگردم
دلم برات تنگ شده بود
برای اینکه دوباره ببینمت نگران بودن
به این فکر میکردم شاید دیگه نبینمت
تو هنوزم خواهر کوچکتر منی و منم برادر بزرگترتم
اینطوری اشکالی نداره؟
وقتی خودت تنهایی میخواهی این راه رو طی کنی از مسئولیت منم کم میشه
پس میتونم فقط برادرت باشم
تدارکات جشن خوب پیش میره؟
وقتی شما خودتا شخصا این چیزا رو زیر نظر دارین
سفالگر لی هم تلاشش رو بیشتر میکنه
رئیس مون چیکار میکنه؟
لرزش دستش بهتر نشده؟
رئیس مون هم دارن برای راضی نگه داشتن شما
بیشترین تلاششون رو میکنن سرورم
میگی بخاطر من بیشترین تلاش خودشون رو میکنه؟
اینبار من فقط باید بشینم و نگاه کنم
ببخشید؟
پدر منظورتون چیه؟
وقتی مسئولیت همه ی کارهای این کشور رو دوش منه
سلامتی من هم تحت تاثیر قرار میگیره
خودمو نگران یه همچین چیزای جزئی ای هم بکنم؟
اما پدر شما گفتین خودتو برنده رو انتخاب میکنین
مگه خودتون اینو نمی خواستین؟
اما در اخر مقامات قراره ازش استفاده کنن
پس بهشون اجازه بده تا خودشون هرکدوم رو دوست دارن انتخاب کنن...
اینجوری ارزش هدیه مون هم بالا تر میره مگه نه؟
پس برنده رو مقامات تو جشن انتخاب
میکنن
پس با توجه به تعداد مقامات ظروف
رو بسازین
بله پدر
پس کسی که قضاوت میکنن پادشاه نیستن بلکه
مقاماتن که
برنده رو انتخاب میکنن
من به رئیس مون خبر میدم
به سفالگر لی هم خبر بدین
یوک دو
چی شده پدر؟
تو جشن ظرف تو و
رئیس مون با هم ارئه میشه
مگه پادشاه نمیخواستن یه شب قبل از جشن برنده رو انتخاب کنن؟
درواقع اینجوری بهتره
من به تائه پیونگ یاد دادم
هنوز تو چرخوندن چرخ مهارتی نداره
تنهایی ساختن این همه ظرف برای جشن
براش غیر ممکنه
استاد
حتی با لرزش دستتون هم شما با چرخ سریعتر از من کار میکنین
خیلی عالیه
ای پست فطرت من تمام عمرم اینکارو میکردم
چطور خودتو که فقط در حد یه مبتدی هستی رو با من مقایسه میکنی؟
چرخوندن چرخ کنار شما... مثل یه رویا میمونه
منم هیچوقت فکر نمیکردم اینکارو بکنم
اما نمیتونم تسلیم بشم
وقتی اومدم پون ون
فکر کردم فقط باید مواظب اون ظرفهایی باشم که به عنوان رشوه استفاده میشن
اما همون موقع که رسیدم فهمیدم که کارام خیلی زیادن
فکر کردن به اینکه اون رشوه داده بود تا اتش کوره رو...
همه ی وجودش فاسد شده
من از این فرصتی که میتونم چیزای تو پون ون رو تغییر بدم استفاده میکنم
ممگنه استاد کوره این کار رو عمدن انجام داده باشه مگه نه؟
من اینو رد میکنم
تو هنوزم کانگ چئون رو نشناختی
البته اگه نمیتونی بدون دونستن زندگی کنی
پس باید اینجوری زندگی کنی
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال www.irdoost.ir مترجم:هستي
خوب... من میفهمم میخوای چیکار کنی, اما...
اگه اینجوری انجامش بدی یه سوراخ درست میکنی
پس باید چیکار کنم؟
من میخوام یه فنجونی بسازم که وقتی تو دستت میگیری از دستت نیفته
بیا این جوری امتحان کنیم...
یه لحظه صبر کن...
اینجا
ازش خوشم میاد
قشنگ اندازه دستمه . دوستش دارم
استاد
خوب اون...
رئیس مون گفتن که خودشون کوره رو اتش میزنن
تو استاد کوره ای پس باید خودت همه ی کارا رو تا اخر بکنی!
دیگه بیشتر از این نمیتونم... دیگه نمیتونم اینکارو بکنم
من چطوری کوره رو طوری اتش بزنم که ظرف رو خراب کنه؟خدای کوره عصبانی میشه
مقام سفالگر سلطنتی مجانی گیرت نمیادا؟
من فقط میخوام همینجوری که زندگی میکنم به زندگیم ادمه بدم
دراز و لاغر بدون هیچ دعوایی
متاسفم. رئیس پون ون .متاسفم
متاسفم
سه تای دیگه هم بزار
اوه بله استاد
عمیق تر بزار.
خوبه
عالیه
اینجوری باید باشه
خوب میسوزه
استاد لطفا اینجا بشینید
باشه
چون شما ازم خواستین اینکارو میکنم اماالان میترسم
بخاطر چی؟
عصبانیت کوره
اگه واقعا بخاطر این که یه دخترم باشه چی؟
عصبانیت خدای کوره؟
این فقط یه شایعه بوده که از زمانای قدیم
سفالگر به سفالگر چرخیده همین
اما این هیچ تاثیری رو تو نداره جونگ
چی؟
پدرت بهت نگفته؟
تو با قدرت خدای کوره
به دنیا اومدی
واقعا؟
بله
غیر ممکن ... استاد.شما اینو از کجا میدونین؟
درباره ی به دنیا اومدن من خواب دیدین؟
میدونم فقط اینو میگین که خیال منو راحت کنین
اما من حرفتون رو باور میکنم واینجا وایمیستم
اگه من ثابت کنم که . . .
اگه من ثابت کنم که با وایسادن من کنار کوره هیچ اتفاقی نمی افته
قانون شکسته میشه و زنایی که ارزوشون مثل منه
میتونن امیدوار باشن
استاد باید برم یه جایی
برو
فقط چند لحظه
این سر و صداها برای چیه؟
خانم یئون جونگ به من کمک کنین
تا حالا به حرف مردم گوش ندادی؟
میخواستم بهت بگم که تو فقط یه کارگر ساده ای
و خودتو قاطیه کارای رئیس مون کردی
من با کسی که قراره از اینجا بندازن بیرون زیاد حرف نمیزنم
پس برو بیرون
خانم یئون جونگ من باید امروز مراقب کوره باشم
اگه خودم تنها باشم خوابم میگره و اونوقت همه چی خراب میشه
لطفا با من بیاین و مراقب کوره باشین
الان ازم میخوای که باهات مراقب کوره باشم؟
بله یئون جئونگ
به هر حال که من مسئول اون فنجونام
از استادم اجازه گرفتم
هیچ اتفاقی تو پون ون نمیافته پس بهم کمک کنین
درواقع این یه فرصت خیلی خوبه
اگه من و تو موفق بشیم
اینو ثابت میکنه که زنا هم میتونن سفالگر بشن مگه نه؟
زود باشین
اگه من بیام و اتفاقی بیفته
مردم بیشتر از قبل این شایعه رو باور میکنن
رئیس لی
به سفالگر لی کمک میکنه
فکر میکنی بتونی این مسابقه رو ببری؟
من نمیخوام مردم فکر کنن بخاطر من که یه زنم و کنار کوره بودم تو باختی گرچه باختنت فقط بخاطر نداشتن مهارته
نمیتونم کمکت کنم پس برو
من به اونجاهاش فکر نکرده بودم
خوابیدی؟
بشین
منتظر کسی هستی؟
نه
مثل اینکه منتظر تائه دو بودی منو که دیدی ناامید شدی مگه نه؟
نه
تائه دو امروز نباید میومد
چرا اینجوریه
اگه تائه دو اینجا بود کل شبو مراقبت بود
اگه تائه دو اینجا بود من احساس راحتی میکردم
چون میتونستم بهش تکیه کنم و بخوابم
بخاطر همینم بود که بهش گفتم امروز این طرفا پیداش نشه
پس منم دیگه میرم
مردم پون ون چی میگن اگه تو رو وقتی به من تکیه کردی و خوابیدی ببینن؟
این اتفاق نمی افته
چطور ممکنه وقتی شاهزاده کنارمنن خوابم ببره؟
وقتی نزدیک شمام خیلی عصبیم
یعنی وجود من تو رو ناراحت میکنه؟
شما شاهزاده این و مقامتون به اندازه ی اسموناست
من چطور راحت باشم؟
شاهزاده
تو اولین و تنها کسی بودی
در تمام عمرم باهام غیر رسمی رفتار کرده
تو بهم گفتی لوس
تموم نشده؟
زدی به پشتم
سرورم لطفا منو بخاطر اتفاقات گذشته ببخشین
من اون کارا رو از سر نادونی و جوونی انجام دادم
هر وقت بهش فکر مکنم میخوام تو همون چاله دفن بشم
یادم بره؟ یه همچین اتفاقی رو یادم بره؟
هر چی بیشتر بهش فکر میکنم میبینم هیچ جوابی براش ندارم
حتی الانم اون خاطرات خیلی برام واضح ان
مطمئنن هیچوقت یادم نمیره
لطفا فراموششون کنید...
نمیتونم.این چیزی نیست که بتونم دربارش تصمیم بگیرم
لطفا فقط فراموششون کنید
به کارات ادامه بده
بله
اشکال نداره بشین
داشتم دنبالت میگشتم.خوبه که اینجا میبینمت
لطفا کمکم کنید
پدر
این اون چیزیه که اونا اماده کردن
اینو یه زن نساخته
رئیس مون خودش چرخ رو میچرخونده
مثل اینکه با هم ساختنش
فنجوناشون شکل متفاوتی داره
و میتونید باور کنید که فنجوناشون صورت ناهمواری داره؟
مطمئنی که قراره ببری؟
این فقط یه فنجون زبره که هیچ زیبایی هم نداره مهم نیست که چقدر بهش نگاه کنی همینجوریه مگه نه؟
نگران نباش
این موضوع مهمیه که قراره از پون ون بری یا نه
فقط وایسین و ببینین
همونطور که گفتم میشه
همه چیز امادس؟
بله سرورم
ارابه جلوی پون ون امادس
بهشون دستور میدم تا اینا رو ببرن پس میتونین برید تا برای اومدن به قصر اماده شین
بله
جونگ تو هم اماده شو؟
منم میام؟
اونجا هم یه عالمه کار هست که بکنی نمیخوای بری کمک؟
فکر میکنی همه میتونن برن قصر رو ببینن؟
اگه نمیخوای بیای پس نیا
نه اینطور نیست. منم میام
irdoost.ir مترجم:هستي
بلاخره زمانش رسید همه چیز امادس؟
بله سرورم
معلوم نیست اون مقامات بی سلیقه قراره چی رو انتخاب کنن
اگه مال مون سا سئونگ رو بردارن میخوای چیکار کنی؟
این اتفاق نمی افته سرورم
بازم نقشه ای داری؟
من هنوزم اون خاطرات مسابقه ی انتخاب رئیس رو فراموش نکردم
تو کی هستی؟
بدو کمکم کنین
فنجونای مون سا سئونگ هیچوقت به قصر نمیرسه
فنجونای مون سا سئونگ نمیرسن؟
پس. . .
سفالگر لی بدون مسابقه برنده میشه
دلم برای پادشاه که منتظر یه مسابقه ی داغ بودن
میسوزه
اگه چیزا به هیجان انگیزی که پادشاه میخوان نباشه خیلی بد میشه مگه نه؟
میگن هنوز فنجونا نرسیدن
خیلی وقت پیش باید میرسیدن
چرا هنوز اماده نیستین؟
فنجونا هنوز نرسیدن
چه بدشانسی ای!حالا میخواین چیکار کنین؟
پادشاه بزودی میرسن. چطوری میخواین خشم پادشاه رو تحمل کنین؟
این ادم...
تائه پیونگ تو برگرد پون ون
چرا استاد؟
مگه ازش نشنیدی؟
من به تنهایی خشم پادشاه رو به جون میخرم
باید بری
نمیتونم اینکارو کنم
هنوز وقت داریم من میرم ببینم چی شده
همین الان رسیدی؟
بله
بخاطر فریب دادن رئیس لی یکمی دیر شد
چه اتفاقی افتاد؟
همونطور که شما گفتین به ارابه خالی حمله کردن
اگه فنجونها رو جداگونه نمیفرستادیم هیچ مسایقه ای در کار نبود
تا این حد پیش رفته
من بهش شک داشتم . اما اخر این نقشه ی شومش به هیچ جا نرسید
فنجونا رسیدن
استاد! فنجونا رسیدن!
رئیس لی,
باعث اسودگیه که فنجونا صحیح و سالم رسیدن مگه نه؟
بله سرورم
نگران بودم که بخاطرش جشن به هم بریزه
منظورم از اینکه گفتم خیالم راحته یه چیز دیگه بود
نزدیک بود بهت شک کنم
فکر میکردم که جلوی رسیدن فنجونا رو میگیری
رئیس مون رو از اینجا بیرون کنی
سرورم من فقط یه جون دارم
چطور جرات کنم جلوی رسیدن ظروف جشن رو بگیرم؟
هیچ وقت فراموش نکن
که فقط یه جون داری
مقامات مسن دارن چیکار میکنن؟
بله
همه ی مقامات دارن
تقوا و شخصیت پادشاه رو تحسین میکنن
دارن در ارامش لذت میبرن
متوجهم
وقتی اونا خوشحال باشن پس منم خوشحالم
علی حضرت همه چیز اماده شده
پس زمان این رسیده تا هدایا رو اهدا کنم
پادشاه رسیدند
لطف شما بی اندازس . سرورم
علی حضرت
اونطرف ظروف سفالگر لی گذاشته شده
و اینطرف ظروف رئیس مون
برای قدردانی از زحماتتون هدایایی رو
تهیه کردم
فنجون هایی رو که دوست دارین بردارین
بله
شما از کدوم بیشتر خوشتون میاد سرورم؟
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال كره اي با لينك مستقيم www.irdoost.ir
این برای شما فرصت خوبیه تا ازپون ون جایی که برای من ظروف میسازنن ظرفاتون رو تهیه کنین
خجالت نکشین
سرورم
مجازات گناه من مرگه اونقدر دستم ضعیفه که...
نه اشکالی نداره
این ضیافت برای دادن پاداش به شماست.چطور مجازاتتون کنم؟
نگران نباشین و یکی دیگه برداین
لطف شما بی اندازس سرورم
همتون فنجون برداشتین؟
دیگه وایسین
کدوم طرف ظرفای بیشتری مونده؟
سرورم ظروف هر دو طرف مساویه
دقیقا به دو قسمت مساوی تقسیم شدن
پس نه برنده ای داریم نه بازنده ای
مساویه
این درست نیست سرورم
اون فنجونی که شکست مال سفالگر لی نبود؟
پس درواقع بیشترین فنجونای انتخابی از
بین فنجونای رئیس مون بوده
چیزا رو باید کنار هم بزارین تا تفاوتشون رو بفهمین
نتیجه اش خیلی غیر منتظره بود
این فنجونا رو رئیس لی با اون
لرزش دستشون نساختن
سرورم منو ببخشین که اشتباه به عرضتون رسوندم
من این فنجونا رو نساختم بلکه شاگردم
که اینجا وایساده اینا رو ساخته
چی؟شاگرد؟
چطوری اینو ساختی؟
من شنیده بودم که کسایی که تو جشن حضور دارن
بیشتر از مقامات بازنشسته هستن
اونا تمام نیروشون رو صرف این کشور کردن
بخاطر همینم میخواستم نگه داشتن فنجونو براشون اسون تر کنم
بخاطر هممینم اینجوری ساختمشون
که اینطوریه؟
هرچی بیشتر این فنجون و تو دستم میگیرم
بیشتر شیفته اش میشم
پس همونطور که قول داده بودم
با توجه به نتیجه مسابقه
سفالگر لی باید پون ون رو ترک کنن
علی حضرت لطفا من ببخشین که اینو میگم اما . . .
لطفا به درخواست من گوش کنین
تو من و
مقامات رو خرسند کردی
پس هر تقاضایی که داری بگو
بدون توجه به نتیجه مسابقه
اگر فقط به فنجونا نگاه کنیم
فنجون من از مال سفالگر لی بهتر بنظر نمیاد
شکل ورنگ و حتی حس سفالگر لی
اونقدر عالیه که هیچ اشتباهی نمیتونین توش پیدا کنین
اینکه پون ون یه همچین استعدادی رو از دست بده خیلی بده
لطفا
به سفالگر لی اجازه بدین تا تو پون ون بمونن
باشه
شما درحقیقت
یه استادین
بدون توجه به نتیجه حریفتون رو دراغوش میگیرین
شما همونجوری هستین که من انتظارش رو داشتم مون سا سئونگ
- گوش کن سفالگر لی. - بله علی حضرت
چون رئیس مون درخواست کردن شما میتونین تو پون ون بمونین
درخواست منو بپذیرین و سخت تر کار کنین
سپاس گزارم علی حضرت
نباید از من تشکر کنین کسی که باید ازش ممنون باشین
رئیس مون سا سئونگه
irdoost.ir
چیزی که
که بیشتر از همه چیز تو زندگیم ازش پشیمونم
یاد دادن چرخوندن چرخ به تو بوده
هیچوقت این حقارتی رو که امروز تحمل کردم رو فراموش نمیکنم
اینجارو نگاه گانگ چئون
برای هرکس بد بخوای
اون بدی دوباره به خودت برمیگرده
اینو هنوز نفهمیدی؟
مثل همیشه متکبری
گرچه روزی میرسه که پشیمون میشی
تائه پیونگ
مثل اینکه علی حضرت خیلی فنجونتو دوست داشتن
خسته نباشی
اگه کمک شما نبود نمیتونستم کاری بکنم
ممنونم
تو همیشه با حرف ازم تشکر میکنی
اگه ازم ممنونی پس باید نشونم بدی
دفعه ی بعد سرورم
یه کسه دیگه ای هم تو کامل کردنش بهمون کمک کرده
میخوام برم ازش تشکر کنم.
واقعا؟
اگه اینجوریه پس منم باهات میام
راهو نشون بده
راستش خودمم راه رو بلد نیستم
میخواستم از اورابونی بخوام تا بهم کمک کنه
فقط بگو کجا میخوای بری
من تمام راه های هانگ یانگ رو مثل کف دستم میشناسم
یه جایی نزدیک پل شیم پو تو نام چانه
نام چان, پل شیم پو؟
بله منطقه اش رو میشناسین؟
سرورم. به این درختا نگاه کنین
ما از اینجا قبلا رد شدیم
فکر کنم یه کم گیچ شدم
از این راهه دنبالم بیا
سرورم.اگه نمیدونین...
گفتم که .گیچ شده بوم
میدونین پل شیم پو نام چان کجاست؟
اگه از اون طرف برین میرسین به یه رودخونه رودخونه رو که رد کنین میرسین به اونجا
ممنونم
چرا دنبال من نمیای؟
543 سرورم
اوپا با من بازی کن
نمیدونم کجاست . . .
زود باش باهام بازی کن.
ولم کن .
زود باش باهام بازی کن
گفتم ولم کن
-اوپا با من بازی کن - ولم کن
خودشه
- باهام بازی کن - گفتم نکن
این همون پسریه که بهم بطریه شراب رو داد
تو بخاطر اون بچه تونستی شاه رو راضی کنی؟
بله سرورم
باهام بازی کن
گفتم ولم کن.
حالت چطوره؟
بطری شرابم بهت کمک کرد؟
البته من همه رو شکست دادم
اون خواهرته
باید باهاش خوب رفتار کنی
اون همش نق میزنه که باهاش بازی کنم
پدرم بعد از تاریکی میاد
میخوای باهات بازی کنم؟
بله
بریم
هی بچه ها بیاین بازی کنیم
چی بازی کنیم؟
(بچه ها بازی های مختلف رو نام میبرند)
بیاین همش رو بازی کنیم. کجا باید بریم؟
اونجا!بریم
تو این چندوقت نه خشک سالی ای بوده نه طوفانی اومده پس چرا بچه ها اینقدر لاغرن؟
فقط خشک سالی و طوفان نیست که مردم رو به زحمت میندازه
باید مالیت بدن
وقتی که مالیات میدن دیگه چیزی باقی نمیمونه
مالیات دادن حتی از خشک سالی هم بدتره
واو چه لی لی بزرگی
جالبه
تموم شد
اینجا اینجا
باشه کی اول باشه؟
من من
گپ گپ گپ
واو کارش درسته
- نوبت منه - بله
تو میتونی !تو میتونی
اینقدر جالبه؟
پس منم میخوام بازی کنم
سرورم شما هم میتونین بازی کنین؟
کجاست سخته؟ باید یه سنگ بندازی و بپری مگه نه؟
فقط نگاه کن
وها~
شما افتادین! افتادین
من خوبم اره من خوبم
سرورم ناراحتین؟
نه نیستم
اوقات خوبی با بچه ها داشتیم
پس چرا ناراحت بنظر میرسین؟
بخاطر اینکه تو لی لی باختین؟
نه اصلا. فکر کردی با این چیزا ناراحت میشم
پس چرا اینطوری شدین؟
پشیمونین که با من
به یه همچین جایی اومدین؟
حقیقت اینه که . . .
حالا که خودم مردم فقیر و گرسنه رو میبینم
قلبم به درد میاد
خیلی برای اون بچه ها متاسفم
در اینده اگر بنظر اومد که این حس یادم رفته
تو یادم بنداز .فهمیدی؟
بله سرورم
اورابونی باید یه چیزی بهت بگم
منم باید یه چیزی بهت بگم
میخوای چیزی بهم... بگی؟
تو اول بگو
مثل اینکه رئیس لی به زنده بودن جونگ شک کرده
چی؟
ازم پرسید که تائه پیونگ جونگه یا نه
این چیزی بود که ازم پرسید
پس تو چی گفتی؟
گفتم نه جونگ مرده
ممنونم هاواریونگ
اگه رئیس لی بفهمه جونگ دختر ایول دامه
معلوم نیست چه اتفاقی براش میفته
حالا نوئبت توئه
میخواستی چی بهم بگی؟
به جونگ...
احساسی که بهش داشتم رو بهش گفتم
حتی وقتی بهت...
گفتم بهش نگی...
بازم گذاشتی حست رو بدونه؟
خوب...
جونگ چی گفت؟
جونگ گفت که خیلی کارا هست که باید بکنه
که یه سفالگر بشه
باید قولش به اجوشی رو حتما انجام بده
پس تو رو رد کرد؟
مهم نیست که جواب جونگ چی بوده
تنها کاری که میتونم بکنم اینه
که منتظرش بمونم
با وجود اینکه تو رو قبول نکرده
بازم چیزی تغییر نکرده
و فقط میخوای
منتظرش بمونی؟
بخاطر اینکه از حس جونگ به خودم باخبر بشم بهش
اعتراف نکردم
میخواستم بخاطر من تسلیم بشه
و اینکه تو دیگه بهم امیدوار نباشی
هاواریونگ . . .
دیگه منتظر من نمون
میدونی که نمیشه اورابونی
وقتی خودت نمیتونی . . .
وقتی خودت بی توجه به جواب جونگ بازم منتظرش میمونی
از من میخوای که دیگه منتظرت نباشم؟
هاواریونگ
میتونی ازم متنفر باشی و منوبفرستی برم.
اما جونگ...
کسیه که فقط تو رو دوست خودش میدونه
لطفا ازش متنفر نباش
اقای سفالگر
تائه پیونگ تو واقعا یه چیزی هستی
ببخشید؟
اصلا فکرشم نمیکردم
بتونی سفالگر لی رو شکست بدی
من فقط یکم کمک کردم
استاد همه ی کارا رو کرد
چطور میتونی اونقدر متکبر باشی
چرا نمیری خاک سفید بیاری؟ فقط بلدی تنبلی کنی؟
بخاطر اون اتفاق فکر میکنی برای خودت کسی شدی؟
میگن تو دعوای نهنگا میگو ها به پشتشون حمله میکنن
خودتو بیرون کشیدی که سختیه بیشتری بکشی
رفته خونه؟
به گشتن ادامه بدین
انگار داریم تو این شهر به این بزرگی دنبال شپش میگردیم.باید پیداش کنین
دنبال سفالگر لی میگردین؟
شاید رفته باشه جایی خودکشی کنه پس باید همه جا رو دنبالش بگردین
اونقدرا هم قلب ضعیفی نداره
یه همچین اتفاقی نمی افته پس نگران نباشین
خوب تو هیچ وقت نمی فهمی
تا حالا به هیچ کس نباخته بود اما امروز به یه کارگره باخت
کی بعد یه همچین اتفاقی میخواد زنده بمونه؟
اون خیلی قویه
بعد از این اتفاق قوی تر هم میشه
همه ی ادمای قوی کجا میرن؟همشون با یه ضربه تو سر مردن مگه نه؟
فقط برنده قوی میمونه. کسی که بازنده است فقط یه بازنده ی ضعیفه
به تائه پیونگ نگاه کن
حداقل باید در سطح اون باشی تا بگی که قوی ای
اون بچه واقعا فوق العاده است
با اینکه خیلی جوونه بازم کینه توز بودنش رو
نمیشه با کسی مقایسه کرد
چقدر تائه پیونگ رو میشناسی؟
دختر سفالگری که به پادشاه سفال ارئه داد
منظورت دختر ایول دامه؟
غیرممکنه
اون بچه مرده
واقعا؟
عجیبه چون من فکر کردم اون بچه تائه پیونگه
خوب شاید اشتباه میکردم
ایگو
ایگو.ایگو
ایگو خیلی کثیفه
ایگو
اومدین که غذا بخورین؟
پدر تائه دو یه کاسه سوپ برنج بیار
اوه باشه
میتونین اینجا بشینید
اگه جونگه ما هم زنده بود همین سن و سال رو داشت
ایگو
جونگ
اورابونی.
منظورت چیه؟ جونگ؟ چطوری یه دختر مرده اومده اینجا؟
حواست کجاست
متاسفم این به سرش ضربه خورده
اون راست میگه من جونگم
تو واقعا جونگی؟
واقعا؟
جونگ
اره میدونستم . میدونستم نمردی
باید زودتر میومدم و بهتون سلام میکردم
متاسفم
چی شده؟
تو اینهمه مدت میدونستی؟
متاسفم
چه متاسف باشی چه نباشی.مگه دیگه مهمه؟
این یه معجزه است که جونگ دوباره زنده برگشته
بزار صورتت رو ببینم
داری چی کار میکنی؟
اون سوپ و برنجی که جونگ دوست داره رو بیار
بزار صورتت رو ببینم
بزار منم ببینم
ایگو تو خیلی خوب بزرگ شدی
منظورت اینه که سفالگر لی دیگه برنمیگرده؟
اینجا هم نیومده؟
نیومده تا تو رو ببینه؟
مگه بهتون قول نداده بودم
که دیگه نمیبینمشون
تو این مدت سفالگر لی برای دیدن من نیومدن
اگه . . . سفالگر لی رو دیدم
بهتون میگم
اين زيرنويس توسط سايت دوست ايراني ترجمه شده وكپي برداري از آن ممنوع ميباشد -= www.irdoost.ir =-
سفالگر لی
میخواین من ضعیف رو ببینین؟
چرا میخواین منی رو که به یه کارگر مونث باخته ببینین؟
اخرین کسی که بخنده برنده ی واقعیه
رئیس پون ون
لطفا بهم یه شانس دیگه بدین
دیگه به هیچ کس نمیبازم
هر چی که بشه من برنده میشم
لطفا حرفمو باور کنین
بلند شو
دیگه هیچوقت برای کسی
زانو نزن
حتی برای من. فهمیدی؟
بله پدر
هاواریونگ
هاواریونگ
هاواریونگ...
حالا دیگه همه چی داری . . . جونگ.
اینجا بهم بگو تائه پیونگ!تائه پیونگ
میدونی چرا سفالگری رو ول کردمو
اومدم بازرگانی؟
بخاطر تو بود
من بیشترین سعی خودمو میکردم, اما
نمیتونستم با تو که فقط در حال بازی کردن بودی خودمووقف بدم
هاواریونگ...
البته این بخاطر این بود که
تو دختر استادمون بودی
چون تو خون اونو داشتی
هاواریونگ چی شده؟
استعداد استاد یو ایول دام . . .
قلب برادر تائه دو . . .
اینا کافی نبودن؟
حتی تنها کسی که به من نگاه میکرد
حتی سفالگر لی رو . . .
هم باید نا امید میکردی؟
سفالگر شدنت به قیمت ایناست؟
دیگه برای منن . . .
نوبت منه که همهی اینا رو داشته باشم جونگ
سفالگر لی برگشته
تو متقاعدشون کردی؟
نه من اینکارو نکردم
من برای بخشش اومدم
بخشش؟
این کلمه ای نیست که از زبون شما
که اینقدر شجاعین گفته بشه
من شما رو فریب دادم رئیس پون ون
دختری که ظرف ایول دامو بهش سپردن
و اون کسی که سفالگر لی رو برده
و ایشون رو نا امید کرده
تائه پیونگ اون کارگره
واقعا
اون دختریه که دنبالشین . . .
جونگ ییه
برای ثابت کردن به شما
اومده پون ون تا بهترین سفالگر پون ون بشه
دختر معلم یو ایول دام
جونگ یی
.اين زيرنويس توسط انجمن دوست ايراني براي شما عزيزان تهيه ميشود. irdoost.ir مترجم:هستي اگه من که خون پدرم تو رگامه,
تو رو شکست بدم و بهترین سفالگر چوسان بشم
اونجوری معذرت خواهی میکنی
اگه بعداز اینکه تکنیک های سفالگری رو یادگرفتم . . .
اگه بعد از اینکه با مهارت هایی برگشتم که هیچ کس نتونه شکستم بده . . .
در این شرایط میتونم سفالگر بشم
یو تائه پیونگ . . .
تو... دختر ایول دامی
♫ اشکام میریزن ♫
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال www.irdoost.ir
♫ قلبم بیشتر و بیشتر خرد میشه ♫
~ انچه در قسمت اینده میبینید ~ ♫ میدونم چجوری تحمل کنم ♫
رئیس لی اونو شناسایی کرده
تائه پیونگی که شما میشناسین
بچه ی یو ایول دامه جونگ یی
تو واقعا دختر ایول دامی؟
پدر منو میشناسین؟
بهش گفتی؟
اون روز به رئیس پون ون گفتم
من شخصا اونو ملاقات میکنم پس بیارینش.
اسم من یو جونگ ییه
شنیدم درنظر کاوانک هی خیلی مهمی. گلدونی که یه زن ساخته...
ازت خیلی انتظارا دارم
شنیدم دستور گرفتین تا بهش پاداش بدین
درواقع چیز خوبیه.
بخاطر اینکه دیگه به فکر سفالگر شدن نباشه
در مقابل همه
جوانه رو لگد میکنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.