Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. "جونگ یی ، الهه آتش"
....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
×قسمت هشتم×
اینجا انباریه که گلدون ها و سفالهای با ارزش اونجا نگه داری میشه
من می خوام تیزی چشم های تو رو امتحان کنم برو و سفالی رو که از نظرت با ارزش تر از بقیه ست رو برام بیار
بفرما اینم کلید
،اگه نتونی بهترینشونو بیاری
فورا از پون وون اخراج می شی
این چیه؟
تو خیلی هم احمق نیستی
من قبول شدم؟
ممکنه اینو شانسی آورده باشی برو یکی دیگه هم بیار
چی؟یکی دیگه؟
...تو
تو با اجازه ی کی وارد انبار شدی؟
تو جرئت کردی
یه گلدون رو از اونجا بدزدی؟
نه
...من فقط داشتم
اون گلدون رو
به جایی که بوده برگردون
...ولی این
!!زودباش
تو گلدونی که اینجا بود رو دزدیدی؟
منظورتون از دزدی چیه؟
نه این طور نیست
...من فقط لمسش کردم...ولی من فقط داشتم
تو چطور جرئت کردی به چیزی که من درست کردم دست بزنی؟
!!واقعا دلت می خواد بمیری
...سرپرست
شاهزاده کوانگ هه از من خواست که این کار رو بکنم
چی؟
الان چی گفتی؟
شاهزاده کوانگ هه
به من دستورداد باارزش ترین گلدون رو براش ببرم
من فقط داشتم از دستور اطاعت می کردم
یعنی تو داری می گی می خواستی این گلدون رو به شاهزاده کوانگ هه بدی؟
درسته.من میخواستم اونو به ایشون بدم
ای احمق
تو الان گناهتو بیشتر کردی بیشتر از دزدیدن یه گلدون
تو داری به اعلیحضرت تهمت می زنی
چندتا شلاق بهت میزنم و بعدش باهات تسویه حساب می کنم
ولی من تورو به پلیس معرفی می کنم تا باهات تسویه حساب کنن
با دقت مراقب اون باشید
!سرپرست
حتی اگه من احمق باشم چرا باید دروغی به این بزرگی بگم؟
لطفا از شاهزاده کوانگ هه بپرسید سرورم
یه گلدون؟
من هیچ وقت همچین دستوری ندادم
با این حال اون پسر اصرار می کنه که
شما بهش گفتید که می خواید چشمای اونو برای سفالگر شدن تست کنید
چشم هاشو تست کنم؟
چه قدر مسخره س
تو به من مقام دوم پون وون تهمت همچین کاری رو بر اساس چیزی که اون گفته می زنی؟
لطفا منو ببخشید سرورم
اون خیلی به شدت اصرار می کرد من هم سعی کردم جلوی بی احترامی به اعلیحضرت رو بگیرم
اونو به اداره ی نگهبانی بفرستید و ازش به سختی بازجویی کنید
فقط باید بدونم کی جرئت کرده همچین دروغی بگه
کسی که خودتون قبلا آزادش کردید سرورم
اون همچین کاری کرده
کار ته پیونگ بوده؟
این ممکن نیست
با ارزش ترین چیز تو پون وون رو به من بده
ممکن نیست...کار برادرم باشه؟
داری چکار می کنی؟
برو و شاهزاده کوانگ هه رو بیار اینجا
پس ته پیونگ فکر می کنه که ...برادرم منه
اون کجاست؟ !سرورم
قربان؟
لطفا منو نجات بدید
لطفا بگید شاهزاده کوانگ هه بیاد اینجا
اگه اعلیحضرت نیاد من حتما می میرم
....تو
چطور جرئت می کنی اعلیحضرت رو اینطور خطاب کنی؟
به علاوه،به شاهزاده کوانگ هه می گی که شاهزاده کوانگ هه رو بیاره؟؟
چه مسخره بازی ای
چی؟
...ته پیونگ
...درباره ی اون ...ممکنه که
...سرورم شما
شاهزاده کوانگ هه ی دیگه ای وجود نداره
گفتی شاهزاده کوانگ هه؟
...من
...خوب من
من
شاهزاده ی این کشور هستم
شما واقعا شاهزاده اید؟
درسته.لازم نیست اینقدر تعظیم کنی
،سرپرست
یه لحظه با من بیا بیرون
بله
اون پسره فکر می کنه یه نفر دیگه شاهزاده کوانگ هه س
...اوه.اون چطوری
پس اون بهتون دروغ نگفته
بذار بره
پس اون کسی که وانمود کرده که شماست کیه؟
اگه شما می خواید که گلدون رو پیدا کنید
من این کار رو میکنم.پس دیگه این ماجرا رو فراموش کن
اون چه جور گلدونیه؟
خودت اونو ساختی؟
نه
من فقط سعی کردم نظم به وجود بیارم
گلدون مهم نیست
من اونو همونطور که شما دستور دادین آزاد می کنم
من دیگه می رم.می دونم تو کارتو درست انجام می دی
بیا بیرون
سرپرست اجازه داد تو بری
واقعا؟
...سرپرست
لازم نیست بترسی
تنها چیزی که نیاز داری اینه که حقیقتو به این مردم بگی
شاهزاده کوانگ هه دستور داد که یه گلدون بیاری
و تو فقط داشتی از دستورات اطاعت می کردی
و خود اعلیحضرت هم اینو می دونست و گذاشت که تو بری
بله درسته
وقتی که این اتهامات برطرف بشه تو میتونی بری
لطفا درک کن که من چرا حرفاتو باور نکردم
،نه
من خیلی احمق بودم
ولی کسی که اومد و از تو گلدون رو خواست
و وانمود کرد که شاهزاده کوانگ هه س کی بود؟
ما اینطوری می تونیم دنبال گلدون بگردیم
باشه
اون خیلی قدش بلنده و صورت کشیده ای داره
..مشروب
مشروب؟
زودباش بهم بگو
اون دوست داره مشروب بخوره
پس اون ایم هه بوده
خیلی جالبه
پس دیگه من مقصر نیستم؟
به جز درست خطاب نکردن اعلیحضرت دیگه چیزی تقصیر تو نیست
من قبلا همه چیز رو براش توضیح دادم برادر دیگه نمی تونه منو گول بزنه
به جز درست خطاب نکردن اعلیحضرت دیگه چیزی تقصیر تو نیست
اگه درست خطاب نکردن عالی جناب هم مشکل باشه من جون سالم به در نمی برم
زندگی تو هم مشقت باره
خدمت کردن به اعلیحضرت باید کار مشقت باری باشه
برای گفتن همچین چیزی به اعلیحضرت
درسته.اگه اون بخواد منو مجازات کنه،که من حتما می میرم اگر هم بخواد که یه جوری ادبم کنه
بعدا درباره ش فکر می کنم
ته پیونگ
بله سفالگر سلطنتی
چی توی ذهنته که باعث می شه تو اینطوری باشی؟
معذرت می خوام
ولی سفالگر سلطنتی شاهزاده کوانگ هه واقعا کیه؟
منظورت چیه؟
اون کسیه که همیشه مقام های پایین تر از خوشو می بخشه درسته؟
نمی دونم
به نظر من اون جدی ترین فرد توی پون وونه
چرا؟کار اشتباهی کردی؟
نه
من الان می خوام کمی استراحت کنم.برو یکم چوب بیار
بله قربان
خوب اگه این ته پیونگ نیست!؟
ته پیونگ
بله سرورم
الان می خوای ازمن دور بشی و فرار کنی؟
....نه من چطور جرئت می کنم این کار رو بکنم این چیه؟
پول کفشا
البته من باید پنج نیانگ دیگه هم بهتون بدم ولی از اونجایی که دیشب تمام پولامو خرج کردم
این تمام چیزیه که دارم
اگه کمی به من وقت بدید باقی پول رو هم بهتون هرطور که شده برمی گردونم
سرورم لطفا منو ببخشید
ببخشمت؟
برای چی باید ببخشمت؟
رفتار من بد بود چون شما رو نمی شناختم
من شایسته ی مرگم
می خوام که بهم بگی اون رفتار بد دقیقا چی بوده
برای چی یه لیست از اونا رو ننوشتید؟
من اجازه دادم کمربند یشمی که متعلق به اعلیحضرته دزدیده بشه برای همین هم دیگه نتونستید پیداش کنید
پس برای همین من اعلیحضرت رو توی یه دردسر بزرگ انداختم
خوب،اون بخاطر اون دزد خوشگل سفید چشم نافذ بوده
تقصیر تو که نیست
من شما رو آقا صدا زدم بدون این که از چیزی خبر داشته باشم
این به خاطر اینه که من بهت نگفته بودم که شاهزاده کوانگ هه هستم من کفش شما رو به سمت نگهبانا پرت کردم
در هرصورت من تو رو پیدا کردم پس مهم نیست
...من شما رو با سنگ زدم
راست می گی.هنوز هم یکم درد می کنه
قربان من هر مجازاتی که لیاقتشو دارم رو قبول می کنم
عوضش بذارید من اینجا بمونم
من مجبورم که تو پون وون بمونم
البته که می مونی
چی؟
تو گفتی که هرچی هم که بشه می خوای یه سفالگر بشی
من مراقبتم ته پیونگ پس سخت تلاش کن
!ممنونم!ممنونم سرورم
،ولی قربان
من دقیقا باید کی رو به عنوان شاهزاده کوانگ هه به رسمیت بشناسم؟؟
...درباره ی اون
سرورم
شما از کجا گلدون به این باارزشی رو گیرآوردید؟
لازم نیست چیزی درباره ش بدونی فقط پول منو پس بده
هوال یونگ،طلا ها رو بیار
خانوم اعتبار قراردادهای ما دیگه تموم شده ما الان دیگه طلا نداریم
شما چطور توی تجارتخونه تون هیچ طلایی ندارید؟ منو احمق گیر آوردید؟
!پسش بده اونو ببینم
سرورم یه لحظه صبر کنید
هوال یونگ،به مهمونخونه برو
و به نماینده ی مینگ بگو ما سفالهایی که اون میخواد رو داریم
مهمونخونه...؟
بله خانوم
کسی که توی مهمونخونه ست نماینده ی مینگه؟
البته
چون که اون سفالها رو خوب می شناسه برای این پول تپلی بهمون می ده
یعنی الان شما می خواید با نماینده ی مینگ معامله کنید؟
اگرچه من موافق نیستم اما چرا می خواید همچین گنج بزرگی رو با یه کشور خارجی معامله کنید؟
،به عنوان شاهزاده این کشور
نمی نونم اون کار رو بکنم
خیلی با دقت دنبال من بیا
این یه فرصته که زندگیمو عوض کنم
به نظر می رسه که عمل نکرد سرورم
کافیه
شما به من نگفتید که حواسم به ملاقات شاهزاده ایم هه و نماینده مینگ باشه؟
از وقتی که من شاهزاده ایم هه رو به خوبی می شناسم
من می تونم حدس بزنم اعلیحضرت قراره چه کاری انجام بده
من میخوام کمی استراحت کنم.فقط حواست رو رنگ هایی که قراره برامون بیارن متمرکز باشه
ممنونم سرپرست
ولی فقط باید یه چیزیو بهم قول بدی
چی رو قربان؟
سعی نکن منو دوباره پیش سفالگر یی ببری
راه های دیگه ای که به ذهنت می رسه رو نمی دونم
برای همین استفاده کردن از پسرم یوک دو
نابخشودنیه
درس های صبح،درطول روز و شب
و مهم تر از همه ی اونا تیراندازی و اسب سواری
....چقد چیزا باید یادبگیرم
پس من باید الان به استقبالت بیام؟
درسته
برای این که ولیعهد این سرزمین بشم با خوشحالی اونا رو یاد می گیرم
ولیعهد؟
گفته بودید که اعلیحضرت داره برای انتخاب ولیعهد مشورت می کنه
بفرمایید
وقتی یه فرزند بزرگ تر هست یه نفر دیگه ولیعهد بشه
بدون هیچ دلیلی یه سری اختلافا به وجود میاد
برای همین هم اداره ی مردم سخت میشه و به علاوه
مشکلاتی هم برای ارتباط برقرار کردن با مینگ به وجود میاد
این همچنین می تونه بی احترامی به پادشاهی مینگ بشه
...چیزی که تو می گی درسته
ولی تو هیچ سفالی با خودت نیاوردی؟میخوای ملکه این بین رو با دستای خالی ملاقات کنی؟
من با این که سفالی ندارم
چیز بهتر و بزرگ تری آوردم
چیز بزرگتر؟
خوب اون چیه؟ ....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
...این یه دستوره
دوباره
دستور می دم گردنشو بزنن
گوش بدید لطفا
مادر خدابیامرزم به عنوان ملکه گونگ سون روی تخت سلطنتی می شینه
پس کمکش کنید که یه ملکه بشه
و اونو توی ضریحش زیارت کنید
و به اون احترامی که شایسته ی یه ملکه ست رو بذارید
این یه دستوره
!!این یه دستوره
خیلی مسخره بازیه
،به علاوه اون گلدون برای نماینده ی مینگ نیست
بلکه برای امپراطوره
پونزده روز دیگه تولد پادشاهه
برای این که سفالگرای سلطنتی وفاداریشونو در روز تولد نشون بدن
من به عنوان سرپرست پون وون خودم به شخصه این گلدون رو ساختم
پس گلدون هدیه ی عالی جناب بوده؟
ولی شاهزاده کوانگ هه گلدون رو دزدید
و شاهزاده ایم هه اونو به نماینده ی مینگ هدیه کرد؟؟
واقعا که پسرای اعلیحضرت خیلی مسخره بازی درمیارن
و به عنوان مقامات،این خیلی بی احترامیه درست نمی گم؟؟
سرورم الان که بحث ولیعدی پیش کشیده شده
من یه نقشه ی عالی دارم
پس هرچه زودتر به اعلیحضرت بگو
یه نفر اینجا هست که می تونه بهتر از من انجام بده
سرپرست ایی باید بهم کمک کنی
وقتی سفالی به این قشنگی دارید چرا می خواید اونو به مینگ هدیه بدید؟
اون گلدون رو دوست دارید؟
من در هر صورت شاهزاده ایم هه که فرزند اوله رو پیشنهاد می کنم
پس این خیلی خوبه
شما فقط به این گلدون قانع شدین؟
بیاتو
تو کی هستی؟
اون بهترین سفالگر اینجاست هم توی اسم و هم توی مهارت
از وقتی که شما از این گلدونی که من ساختم خوشتون اومده
من مفتخر شدم
سرورم اگه از این خوشتون اومده هروقت که بخواید من می تونم بازم ازش بسازم
می خوای با من معامله کنی؟
من یه شرط دارم
شرط؟
من بهتون کمک می کنم از دست شاهزاده کوانگ هه خلاص بشید
ولی شاهزاده ایم هه باید ولیعهد بشه
شما چی فکر می کنید؟ قبوله
من قول می دم که شاهزاده ایم هه محفوظ بمونه
برادر
این از امروز محافظ منه
ایشون مقام دوم شاهزاده کوانگ هه هستن
تا وقتی که من توی پون وونم لازم نیست تو بامن باشی.میتونی وقتتو آزادانه بگذرونی
بیا ساعت نه همدیگه رو کنار دروازه ببینیم
ملاقات شما اینجا خیلی غیر منتظره بود
من تو رو می شناسم
برای گرفتن قاچاقچیای چینی تو چندبار کمک کردی
پس شما منو می شناسید
من گفتم که تو آدمی هستی که متعلق به جای خاصی نیستی
خوب.خیلی غیر منتظره بود
من مدت طولانی ای با قاچاقچیای چینی می جنگیدم
بهتر نبود به جای این که اینجا محافظ باشم با اونا مبارزه کنم؟
تو فقط به خاطر این که به پون وون بیای محافظ شاهزاده شین سونگ شدی؟
درسته من کار دیگه ای هم انجام می دم
بیشتر بکَن
هی نگاه کن!رس سفید
اونجا!زودباش بکَن
بیشتر بکَن
بکَن!بکَن
لعنتی!این رس سفید نبود
بیا بیرون
این چیه
منو بکش بیرون
اون باید پیداش کرده باشه !رس سفید
بیا بریم.زودباش.زودباش
اوه اون رس سفیده
تو یه عالمه شو پیدا کردی
یکم هم به ما بده
خودت پیدا کن
!گانگ سو!یک ، دو آره
!واو،خیلی باحال بود
خیلی فاز میده
بریم سراغ ته پیونگ
من کاری دارم برای همین دارم میرم
می ری کجا؟
برگرد.برگرد
هی نکن
بسه
یک،دو،سه- نه نکن-
بگیر که اومد
بسه
بسه.جون مادرتون بس کنید
اون چی بود؟
...یاخدا- !گه تونگ-
...این حرومـ
!گانگ سو
بزن بریم!بریم- گه تونگ-
خواهش می کنم صبر کنید
نگاه نکن.نباید نگاه کنی
ولی برادر.تو اینجا چکار می کنی؟
من گفتم که همیشه پیشتم.نگفتم؟
منظورت چیه؟
من محافظ مقام اول پون وون شدم برای همین هم اغلب به اینجا میام
همونطوری که خودت می دونی
برادر منظورت چیه؟
لباساتو همین الان بپوش.سرما می خوری
از هوال یونگ چه خبرا؟
اون هنوز هم توی تجارتخونه کار می کنه؟
آره.حالش خوبه
من هروقت پدر هوال یونگو می بینم حس بدی بهم دست می ده
من باید بپرم بغلش و باهاش احوال پرسی کنم ولی الان نمی تونم
به نظر می رسه جونگ ما اوقات سختیو می گذرونه
نه بابا!چون که کار خودم به تنهایی خیلی سخته اصلا وقتشو ندارم که به این چیزا فکر کنم
شاهزاده کوانگ هه زیاد به پون وون میاد میدونستی برادر؟ تو اونو دیدی؟
البته
از شانس ما هروقت هم دیگه رو می بینیم سر یه سوءتفاهم بوده
ولی الان خوشبجتانه همه چی حله
اون تو رو شناخت؟
برادر تو منو نشناختی اون وقت اون منو بشناسه؟
شاهزاده کوانگ هه الان
خیلی عاقل تر شده
اون می دونه با مقام های پایین تر از خودش چطور رفتار کنه و اونا رو ببخشه
وحتی اونا رو تشویق هم بکنه
چی شده؟
باید چکار کنم؟سفارگر ایی باید الان منتظرم باشه
مشکلی نداره
من بهت گفتم که من حملش می کنم خیلی که سنگین نیست؟
فکر می کنی یه مـــــــــــرد نمی تونه اینو حمل کنه؟
من هرروز این کار رو می کنم
هر اتفاقی که افتاد،بیا پیش من
برادر یه همچین چیزی نگو
،وقتی یه عالمه آدم دور و برمون هست
مانمی تونیم نشون بدیم که هم دیگه رو می شناسیم
دستتو بده به من
اگه خواستی به من علامت بدی
اینو به یه درخت نزدیک پون وون گره بزن
اون وقت من میام و جلوی غاری که قبلا توش بودیم وایمیستم
اگه هر اتفاقی برات افتاد همین کاری که گفتمیو بکن
من هرطور که باشه پیدات می کنم
پس من میرم دوباره بهم سر بزن برادر
حتی اگه خاک ها متعلق به یه کوه باشن چیزهای مثل نور،باد
و حجم و نوع جنگل اونهارو از هم متمایز می کنه
بله سفالگر سلطنتی
درحالی که خاک سمت راست زمین چسبنده ست
خاک غرب خشک و سفته
خاک شمال درشته و چسبندگی کمی داره
پس خاک جنوب چی؟
خاک جنوب نرمه و به راحتی شکسته می شه
چظوری شما همه ی اینارو یاد گرفتین؟
شما احتمالا یه معلم داشتین
...اوه
پدر من سفالگربوده
برای همین هم من عادت دارم با خاک چیزهای سفالی بسازم
سفالگری و چینی سازی تو خیلی خوبه
پدرت خیلی خوب بهت یاد داده
ممنونم
ولی
تو نباید وقتی سفالگری می کنی حواست به جایی پرت بشه
چی؟
برای چینی هایی که توی تجارتخونه ها موجوده
رس سفید باید کافی باشه
ولی برای ساختن چینی های سلطنتی که توی کیفیت بهترینن
از این خاک به هیچ وجه استفاده نمی شه
براساس اون چیزی که تو گفتی ما باید از خاک شرق استفاده کنیم چون چسبندگیش زیاده
ولی این پر از خاک شمال غربیه که خیلی سفت و خشکه
داری چیکار می کنی؟
اونو بنداز دور و دوباره انجامش بده
بله سفالگر یی
من شاگرد خیلی بدی هستم
استاد؟
...ببخشید من برای خوردن الکل نیومدم اینجا
من میخوام برنج توی سوپ بخورم
من گفتم برنج توی سوپ
برنج توی سوپ
بفرمایید بنوشید
من برنج و سوپ خواستم
استاد
تو فوق العاده ای
تقریباهفت روز می شه که حتی یه قطره هم الکل نخوردی
ای بچه!یه نصفه روز از هفت روز هم بیشتر
برای چی وقتی ترکش سخته شما نوشیدنو ترک کردید؟
وقتی تو به عنوان یه مرد رفتی به پون وون
فکر می کردی من یه روز بتونم نوشیدنو ترک کنم؟
اگه تورو از پون وون بندازن بیرون چی؟
من مجبورم دوباره مثل قبلنا به تو درس بدم
این چیه؟
این یه رشوه س
این یه رشوه س که به من دادن که کمکش کنم ولیعهد بشه
کار کی بوده؟
...کی جرئت کرده که
فرزند بزرگ اعلیحضرت ایم هه
کجای این خنده داره؟
واکنش شما اونقدر عجیب بود که
که انگار پسرم یه مشکل بزرگ درست کرده
مسئله انتصاب ولیعهد
مسئله ی آینده ی مملکته
برای همین هم من برای حل این مسئله خیلی دقت می کنم
این ها چیزهایی هستن که تو گفتی
رشوه؟
اون تو رو گول زد و بامن بحث کرد،نماینده ی امپراطوری بزرگ مینگ فکر نمی کنی؟
اگرچه شما تمام راه رو از مینگ به اینجا اومدید
فقط بخاطر دادن یه گلدون،چطور می تونم همچین مجازاتی رو آماده کنم؟
لطفا این گلدون رو به عنوان یه هدیه از من قبول کنید
و باآرامش به اوضاع رسیدگی کنید
من شاهزاده ایم هه رو همونطور که لایقشه مجازات می کنم
الان اعلیحضرت یه جلسه با نماینده ی مینگ داره
خوب این خیلی طبیعیه که اعلیحضرت همچین جلسه ای داشته باشه
چه مشکلی به وجود اومده که شما منو صدا کردید؟
من شنیدم که گلدون به نماینده ی مینگ هدیه داده شده ...اعلیحضرت چطوری
تو همچنین برای ولیعهد شدن درخواست داده بودی
چطور همه ی اینارو می دونی؟
نماینده ی مینگ خواست اعلیحضرت رو ببینه چون خیلی عصبانی بود
برای چی همچین کاری کردی؟
من باید یه جا قایم بشم
اگه اعلیحضرت با من کار داشت بگو منو ندیدی
ولی برای چی
گلدون اعلیحضرت رو از بین این همه سفال برداشتی؟
چی؟
منظورت از گلدون اعلیحضرت چیه؟
منظورم همون گلدونیه که به نماینده ی مینگ دادی
اون گلدونی بود که سفالگر یی برای روز تولد عالی جناب ساخته بود
نمی دونستی
نه والا
من نمی دونستم که اون برای اعلیحضرته من واقعا نمی دونستم
سرورم لطفا منو نجات بدید
من باید چکار کنم؟
بیا تو
تو یی سرپرست پون وون نیستی؟
...برای چی اینجایی؟
از وفتی که گلدون هدیه ی پادشاه گم شده
من باید همه چیز رو گزارش بدم سرورم
تو چطور جرئت کردی به سفال های سلطنتی دست بزنی؟
!سریع ایم هه رو بیارید
بله سرورم
من باید کسی رو که گلدون رو دزدید زندانی و مجازات کنم
اون قبول داره که کار شاهزاده کوانگ هه بوده
که دستور داده
شاهزاده کوانگ هه چطور می تونه کسی باشه که گلدون رو دزدیده
درحالی که شاهزاده ایم هه اونو به نماینده ی مینگ هدیه کرده؟
مگه شاهزاده کوانگ هه به تو نگفته؟
من متوجهم که تو به عنوان یه برادر بزرگتر داری کارهای برادر کوچکترتو مخفی می کنی ولی چون توی این واقعه متهم شدی
تو باید خشم عالی جنابو به تنهایی تحمل کتی
من خیلی درباره ش نگرانم
لطفا به آینده ی این مملکت
یکم فکر کن
شاهزاده ایم هه کسیه که اصولا باید ولیعهد بشه و تاج و تخت رو بدست بیاره
موافق نیستین؟
سرورم
این چیزیه که شما فکر می کنید؟
بله !البته بله سرورم
همه ی اینا به خاطر شاهزاده کوانگ هه بوده
من این اشتباهو انجام دادم چون اون منو به این کار تشویق کرد
پس برو از اعلیحضرت معذرت بخواه و حقیقتو بهش بگو
من از تو مثل یه مادر حمایت می کنم
بله سرورم
من کوانگ هه رو برکنار می کنم
ولی باید پسر بزرگترت ایم هه رو
از این جریان دور نگه داری
من متاسفم
ولی نمی تونم این کار رو بکنم
...پ-پدر
لطفا آروم باشید و به حرفای من گوش کنید سرورم
ای احمق گستاخ
خیانت های تو به جهان نشون داده شده
چی داری که بگی؟
کار کوانگ هه بوده
چی گفتی؟
کوانگ هه؟
-ک
کوانگ هه از پون وون چینی رو دزدید
ومنو مجبور به این کار کرد
اون گفت که اگه شاهزاده شین سونگ ولیعد بشه ما بهتره بریم بمیریم
مطمئنی که داری راستشو می گی؟
من چطور جرئت می کنم که دروغ بگم سرورم
همه ی این ها کار کوانگ هه بوده
...من...هردوی شما رو
!!ای اراذل
..پ-پدر
برادر چه اتفاقی داره میوفته؟
به نظر می رسه یه سوء تفاهم پیش اومده
من با اعلیحضرت صحبت می کنم تا این سوء تفاهم از بین بره نگران نباش
ولی درهرصورت من احساس بدی دارم
شاید بهتر باشه تو قایم بشی
هه هه!قایم بشم؟
من مجبور نیستم اینکار رو بکنم.حتی اگه طرف یه بچه باشه
وقتی من رفتم مراقب پون وون باش
بله برادر
بریم
میدونید که اینو سفالگر یی با قلبش ساخته.این مال کوره ی دومه
اون به وسیله ی یه پسر دزدیدش
...برای چی شاهزاده کوانگ هه
نه
شاهزاده کوانگ هه همچین کاری نکرده
تو با چه جرئتی وسط حرف بزرگترا بدون اجازه می پری؟
گمشو
سرپرستای پون وون و من می دونیم که اون بی تقصیره
سرپرست
اعلیحضرت همچین آدمی نیست
شما فقط ظاهر یه نفر رو می بینید و صدای قلبشو نمی شنوید
این چیزیه شاهزاده کوانگ هه بهش اعتقاد داره
منم تعجب کرده بودم
من هرگز نمی تونم باور کنم
همه ی اینا به کنار تو یه نفر رو مجبور به این کار کردی؟
کسی که بتونه به انبار بره و هرکاری بخواد بکنه؟
فقط همچین کاری کرده؟ این که اشکالی نداره
سرپرست لطفا بی گناهی شاهزاده کوانگ هه رو ثابت کنید
تا حالا نمی دونستید؟
کسی که به من گفت گلدون رو بیارم شاهزاده کوانگ هه نبوده
ولی تو خودت کفتی شاهزاده کوانگ هه همچین دستوری بهت داده
تو دقیقا گفتی که شاهزاده کوانگ هه
بهت گفته که گلدون رو بیاری نگفتی؟
من...گول خورده بودم
من هنوز بهتون نگفتم؟
کسی که به من اون دستور رو داد قدش بلند بود و دهن بزرگی داشت
شاهزاده کوانگ هه اشتباها متهم شده
لطفا اونو نجات بدید
من خودمو تو مسائل سلطنتی قاطی نمی کنم
اعلیحضرت خودش در این باره تصمیم می گیره
الان دیگه می تونی بری
پس
من این کار رو می کنم
چی؟
همه ی اینا تقصیر من بوده.مگه نه؟
من می رم و همه چیز رو روشن می کنم
اون کسی بود که به من اعتماد کرد و مراقب من بود
من نمی تونم بذارم اینطوری مجازات بشه
لطفا بذارید من آزادانه توی پون وون رفت و آمد کنم
ما نمی تونیم سرپرست
ما نمی تونیم اونو ولش کنیم درحالی که می دونیم قراره بمیره
ته پیونگ تا وقتی که این مشکل حل نشده توی کارگاه من بمون و بیرون نیا
من متاسفم اگه این کاریه که شما می خواید بکنید
من باید قبولش کنم
ممنونم
ممنونم سرپرست
!ته پیونگ!ته پیونگ
...اون می خوادهمه چیزو خراب کنه
ما پونگ
لطفا اونو متوقفش کن
این همه مدت کجا بودی؟
من باید عجله کنم و به قصر برم
بریم
برای چی تو هنوز اونجا وایستادی؟
من گفتم عجله کن
سرورم یه نفر هست که من باید ببینمش
ولی
اون ممکنه الان توی خطر باشه
...من نمی تونم مراقب برادرم باشم
برو
و مراقبش باش
ولی چی می خواد بشه؟
دور و بر این درختا چه خبره؟
من باید برم تو
تا وقتی از شاهزاده شین سونگ حفاطت میکنی فکر کنم یه راهی داشته باشی
اونجا؟
چرا اونجا؟
،اگه من اونجا نرم
شاهزاده کوانگ هه تو دردسر بزرگی میوفته دزدیدن اون سفال برای پیشکش به نماینده مینگ؟ این درست نیست،سروم
لطفا منو باور داشته باشین
پس تو میگی که ایم هه اون کارارو خودش تنهایی انجام داده؟
،اگه این کار تو نبوده
،چطور ایم هه تونسته از تو پون وون چیزی بیرون بیاره
،و چطور تونسته درحالیکه هیچ دقتی برای تشخیص اونا نداره
ظرف سلطنتی ای که هدیه من بوده رو بدزده؟
شما حرفاشو باور میکنید؟
اون چیزیو که تو دزدیدی ،سرپرست پون وون
به عنوان کادوی تولد من درست کرده
پدر،من واقعا نمی دونستم !تو نباید اونو می دزدیدی وقتی هیچی نمی دونستی
بله،پدر
اینا همه ش کارای کوانگ هه س
هرکاری که کردم همش حماقت بوده
ساکت شو
!تو هیچ کار دیگه ای نکردی؛درسته
!سرورم،لطفا از ملکه بخواید منو نجات بدن
این یه مشکل خیلی وحشتناکه سرورم
پس دوتا شاهزاده برای تصاحب مقام ولیعهدی از این کاراهم میکنن؟
آخه اونا چطور تونستن؟
...سرورم
سفالگری چیز خیلی مهمی برای سرزمین ماست
و چطور دو نفر که به خودشون میگن شاهزاده
میتونن با این کار زشتشون آینده کشور رو متحول کنن
من این کار رو به حساب حماقت شما دوتا میذارم
پس حواستون به خودتون باشه !و دیگه از این غلطا نکنید
بله قربان کجا داریم می ریم برادر؟
بهت گفتم که من باید به قصر برم
تنها کسی که می تونه از شاهزاده رفع اتهام کنه منم
خطرناکه
میدونی الان چه اتفاقی داره تو قصر میوفته؟
الان سر مقام ولیعهدی دعواست پس اگه یه بچه مثل تو بخواد حقیقتو اثبات کنه
زندگیش به خطر میوفته
پس من هیچوقت نمیتونم تو رو بفرستم اونجا
فرار کرد؟
اون احتمالا سعی داره به قصر بره
پیداش کن برای اطمینان باید پیش خودمون نگهش داریم
من نمی خوام برادر
من چجوری می تونم ببینمش،اونم با این شکل و قیافه؟ بعدش تو بدون دیدن اون زندگی میکنی؟
برادر،تو اینموقع اینجا چکار میکنی؟
هوال یونگ،میخوام یه چیزی ازت بپرسم
از من؟
تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم و ازش بپرسم
لطفا بهم بگو
سرتو بگیر بالا
هوال یونگ
کی...؟
هوال یونگ...این منم،جونگ
جونگ یی
،برادر
اون کیه که داره چنین چیزی میگه؟
جونگ یی زنده س؟
منو ببخش
تو بهم گفتی جونگ یی مرده درحالیکه اون زنده بود و منم حرفتو باور کردم
حتما به خانواده تم دروغ گفتی درسته برادر؟
،وقتیکه من بهت اصرار میکردم یه فرد مرده رو فراموش کنی
!چقدر پیش خودت بهم میخندیدی
!هوال یونگ
من یه احمق بودم
باید می فهمیدم
...من باید می فهمیدم
،اگه جونگ ازون تپه پایین افتاده بود
...تو کسی نبودی که همینجوری ولش کنی
من می دونستم
الان جونگ یی می خواد کار خطرناکی بکنه
...این دلیلشه که تو
نگران نباش،برادر
من به خاطر این این کارو انجام میدم که جونگ بهترین دوستمه،نه به خاطر اینکه تو ازم خواستی
من ازش حفاظت می کنم
همونطور که تو تا الان این کارو می کردی
از این به بعد به عنوان دوستش این کارو میکنم
ممنونم هوال یونگ
...هوال یونگ
دلم برات تنگ شده بود جونگ یی
منو ببخش من واقعا متاسفم هوال یونگ
باید همه چیزو بهت می گفتم
متاسفم هوال یونگ
...به خاطر اینکه هنوز زنده ای
،چون برگشتی پیشم
الان دیگه همه چیز خوبه جونگ
دلم برات تنگ شده بود هوال یونگ
زود بیا
باشه
هنوز اینو داری؟
بهم گفتی هروقت اینو می بینم به تو فکر کنم
متاسفم
من اون گیره مویی رو که تو بهم دادی گمش کردم
خوب وقتی لازمش نداشتی اشکالی نداره
چرا مثل مردا لباس پوشیدی؟
رفتی پون وون؟
آره
باید میفهمیدم وقتی برادر ناگهانی تصمیم گرفت به پوم وون بره
ولی مثل یه احمق نفهمیدم
از برادر متنفر نشو من مجبورش کردم
که به هیچ کس نگه
تو میدونستی که ته دو هرکاری که من ازش بخوام رو انجام میده
میدونم،پس دیگه حرف چرت نزن
تو هنوز همونی خیلی راحت میخندی و گریه میکنی
یکم استراحت کن.میرم خودمو بشورم
باشه
جونگ؟
چرا تنهایی؟ پس جونگ؟
!اون ناپدید شده برادر
من باید برای اثبات میومدم شاهزاده کوانگ هه بی گناهه
کسی که ظرفو دزدید
من بودم..
این اتفاقیه که به خاطر من افتاد
..شاهزاده کوانگ هه
فقط شاهزاده کوانگ هه؟
تا کی می خوای اینطوری کنی؟
یه سفالگر به اسم یولدام بود
شاید پدرت نمرده باشه
...الان تنها چیزی که ازش میترسم
...اگه اون دشمنم باشه
...به خاطرمن اگه اون فقط منو داره
درستش می کنم
من بهت نشون میدم که واقعا کی هستم
شما،شما،شما سرپرست
واقعا ازت ناامید شدم
جونگ،اتفاقی برات نیوفتاد؟
نمی تونی الان به برادر اجازه بدی؟
سرورم،من تنهایی میرم اونجا
دلیل اینکه به پون وون اومدی چیه؟ با اینکه یه دختری؟ ::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.