Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. "جونگ یی ، الهه آتش"
....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
×قسمت هفتم×
...تو
!دزد..!دزد رو بگیرید
...من فکر کردم اونارو برای همیشه گم کردم
!!ممنون
صاحب این کفشها کجاست؟
من صاحبشونم
دوباره می پرسم
صاحب این کفشها کجاست؟
گفتم که من صاحبشونم
نگاه کن
ته دو؟
الان کاملا اندازه ی پاهاتن
!ته دو
من معذرت می خوام
برای این که نشناختمت
...نه
می دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟
من خیلی
خیلی معذرت می خوام جونگ
سرورم
جراحت روی استخوناتون تاثیری نداشته
این اتفاق چجوری افتاد؟
!!حروم زاده ها
ای حرومزاده ها می گم وایستید
اگه من فرار می کردم تو تنهایی می خواستی چکار کنی؟
من زندگیت رو نجات دادم
سرورم
کسی که زندگی منو نجات داد این کار رو کرد
،ته دو
من باید برم
بذار من به پون وون برم
تو میدونی چرا
من میخوام یه سفالگر بشم
چرا ما این همه مدت باید از هم جدا باشیم؟
...جونگ
،ما تازه همدیگه رو پیدا کردیم
ولی تو تصمیم داری دوباره بری؟
تو نمی دونی
زندگی کردن بدون تو چقد برای من سخت بود
ته دو،تو خیلی عوض شدی
منظورت جیه؟
من جایی خوابیده بودم که راحت نبود
تو منو باید به رخت خواب یا یه جای دیگه می بردی
این مال وقتیه که تو کوچولو بودی
ولی الان بزرگ شدی
،آه !ته دو
چرا شگفت زده شدی؟ مگه تو یه مرد نیستی؟
زود باش،بلند شو
،تو باید بتونی از خودت دفاع کنی
خوب تماشا کن و یاد بگیر
خواهش می کنم این کار رو نکن ته دو
من برای چی باید اینو یاد بگیرم؟
مگه نگفتی که میخوای به پون وون بری؟
اگه اینقدر بی عرضه باشی نمی تونی دربرابر مردای وحشی اونجا طاقت بیاری
من متاسفم ته دو
من قول دادم که اگه باز هم همدیگه رو دیدیم ...دیگه هیچ جایی نرم
زود باش برو تا عقیده ی من تغییر نکرده
تو نمی خوای جلومو بگیری؟
من باید برم جایی
پس من اول می رم
هرکاری می خوای بکن
من ازت محافظ می کنم
جونگ
ایل نام بله
کناگ سو
بله
گه تونگ
بله چه اسم قشنگی
×ته پیونگ ×به معنی صلح جو
ته پیونگ
ته پیونگ حاضر نیست؟
آه،من اینجام
کانگ شیک بله
!سانگ چون بله
قبل از این که آفتاب غروب کنه برای کوره ها هیزم بیارید
باید کارتونو درست انجام بدید
برید
بله
نه،نه
این مال ماست
ولی من اول پیداش کردم
!نه
این مال ماست
برو اون ور
!هی
این تنها درخت توی جنگل نیست
در هرصورت خیلی هم عالی نیست
همه ی درختا
شبیه به هم نیستن
کاج قرمز
برای روشن کردن آتیش توی کوره
از همه بهتره
!وایستا
چطور جرئت می کنی درختی رو که مطعلق به قصره قطع کنی؟
...آه،من فقط داشتم
امتحان ورودی پون وون رو میدادم
!ای گستاخ
تو از اون طناب قرمز رد شدی؟
!هیچ کس اجازه ی ورود به این منطقه رو نداره
حتی یه درخت هم نباید قطع بشه
من واقعا نمی دونستم
!بذار برم
قربان !قربان،من واقعا نمی دونستم
قربان.منو نندازید این تو
...من نباید...ای خدا
قربان
لطفا منو ببخشید
!قربان
من برای این که بتونم توی پون وون کار کنم باید تا قبل از غروب آفتاب هیزما رو ببرم
!لطفا بذارید هیزم ها رو ببرم بعد مجازاتم کنید
خواهش می کنم منو ببخشید قربان
ما یه نامه برای پون وون فرستادیم.پس فقط صبر کن
قربان من نمی تونم صبر کنم
وقتی که ما داشتیم خدمتکارا رو انتخاب می کردیم
یه مشکلی برامون پیش اومد
چه مشکلی؟
یکی از داوطلبا
سعی می کرد یه درخت کاج قرمز رو از منطقه ی جنوب شرقی قطع کنه
که دستگیر شد
شما چه سرپرستایی هستید؟
شما وظایف تونو انجام ندادید و حالا همچین اتفاقی افتاده
این روزا
چی ذهنتو درگیر کرده؟
قطع کردن یه درخت مطعلق به سلطنت
جنایت بزرگیه و صد ضربه مجازات داره
اگه خبرا به قصر برسه
چی به سر آبروی پون وون میاد؟
من کار احمقانه ای انجام دادم
من با شاهزاده شین سونگ صحبت می کنم
...پس نمی تونه خیلی هم
تو می خوای با شاهزاده شین سونگ
درباره ی این فاجعه ی خفت بار صحبت کنی؟
من باید میومدم نظر شما رو
راجع به یه اتفاق سخت می پرسیدم
ولی شاهزاده شین سونگ مقامش از من بالاتره
پس چرا اومدی پیش من؟
،شاهزاده شین سونگ هنوز خیلی جوونه
و خیلی درباره ی اتفاقاتی که
توی پون وون میوفته چیزی نمی دونه
باشه
چی شده؟
قربان.من فقط می خواستم اون رو برای پون وون ببرمم
لطفا حرف منو باور کنید قربان
بسه
ناله کردن برای من فایده ای نداره
شاهزاده کوانگ هه به زودی میاد تو می تونی برای اون زجّه بزنی
شاهزاده کوانگ هه؟
برای چی ایشون میخوان بیان؟
ایشون مقام دوم پون وون هستن.برای همین هم میان اوضاع و احوال رو بررسی کنن
پس یعنی الان شاهزاده کوانگ هه داره میاد اینجا؟
اگه شاهزاده کوانگ هه باشه
حتما به حرف من گوش میده و منو باور می کنه
!من نجات پیدا کردم
!تعظیم کن
قربان من ته پیونگم
ما قبلا همدیگه رو دیدیم
من نتونستم کمربندتونو برگردونم
ولی اون روز برای تمام نوشیدنی هاتون پول دادم
شما میدونید که من همه ی پایتختو دنبال اون گشتم
پس خواهش می کنم به من کمک کنید و نجاتم بدید
خواهش می کنم
سرورم؟
این تو بودی که مشکل به وجود آوردی؟
قربان برای چی شما اومدید؟
مگه شاهزاده کوانگ هه نمی خواست که بیاد؟
تو یه جرم بزرگ مرتکب شدی.چطوری جرئت می کنی که به وسیله ی اعلیحضرت فرار کنی؟
جرم بزرگ؟
من حتی به اون درخت دست هم نزدم
من فقط بدون این که چیزی بدونم به اونجا رفتم
ولی تو قانون رو زیرپا گذاشتی
هرکسی که کار اشتباهی بکنه،باید مجازات بشه
این چیزیه که شاهزاده کوانگ هه گفت؟
باشه...حالا که اینطوره
اگه من حرفی بزنم شاهزاده کوانگ هه تو خطر میوفته
حالا آزادم می کنید؟
هرکاری می خوای بکنی بکن اعلیحضرت از این اشتباهات نمی گذره
من غلط کردم
!لطفا منو نجات بدید قربان
من باید به پون وون برم
!من باید یه سفالگر بشم
این
تنها آرزوی منه
،لطفا فقط این یه بار رو به من کمک کنید
تا من بتونم به آرزوم برسم
من شنیدم که پون وون داره خدمتکارای جدید رو استخدام می کنه
شما چه جور خدمتکاری رو استخدام می کنید؟
اگر چه اونا خدمتکارن ولی بعضی از اونا یه روز سفالگر
یا حتی سفالگرای سلطنتی می شن
من خدمتکارایی با آرزو های بزرگ رو استخدام می کنم
کسایی که دوست دارن در آینده سفالگر بشن
وقت امتحان ورودی دیگه تموم شده
به علاوه،تو کسی هستی که در طول امتحان مشکل به وجود آورده
کی دیگه تورو قبول می کنه؟
مقامات پون وون باید تصمیم بگیرن
لازم نیست نگران چیزی باشید
مقامات پون وون؟
درسته.من تمام تلاشمو می کنم
پس لطفا از شاهزاده کوانگ هه بخواید کمک کنه من آزاد بشم
باشه.به اعلیحضرت می گم
زیادی حرص نخور
!ممنون.ممنونم قربان
زودباشید به صف شید
اگه من اول بشم،هرجا که بخوام می تونم برم؟
نفر اول؟هروقت که امتحانتو دادی بیا و بامن حرف بزن
برای دور آخر فقط باید به سمت هدف های سوم و چهارم تیر پرتاب کنید
!کیم ته دوتوی آزمون تیراندازی برنده شد
می خوای به پون وون بری؟
من کمک زیادی نمی تونم بکنم چون رابطه ی من با پون وون ضعیفه
به زودی من دوباره روابطمو با پون وون شروع می کنم
نمی خوای به گروه تاجرا بری؟
نه.من فقط می خوام به پون وون برم
هرطوری که شده
چرا می خوای به پون وون بری؟
می خوای انتقام مرگ یو یولدام رو بگیری؟
یا این که شنیدی که قاتلش توی پون وون کار می کنه؟
اینطور نیست
پس چقدر می خوای به دنبال سایه ی جونگ بری؟
دنبالش گشتن دیگه کافی نیست؟
ته دو...تو باید برای خودت زندگی کنی.
بذار حالا که جونگ مرده روحش توی آرامش باشه
من شنیدم اگه توی امتحان افسر نظامی قبول بشی هرکجا که بخوای می تونی بری
من معتقدم که هرچیزی پایانی داره
احساس تو به جونگ هم
بالاخره یه روزی تموم می شه
کیم ته دو برنده شد
کیم ته دو برنده شد
کسی دیگه ای هم هست که بخواد با اون مبارزه کنه؟
من هم میخوام امتحان کنم
کیم ته دو امتحان مهارت شمشیربازی رو پشت سر گذاشت
من دارم آزاد می شم؟
خودتو خوش شانس به حساب بیار
خیلی ازتون ممنونم سرورم
من هیچ وقت محبتتونو فراموش نمی کنم
لطفا دستمو باز کنید
این پدر هوال یونگه
!!قیافه ی تو آشناست
....تو برای امتحان ورودی پون وون اومده بودی درسته؟
بله
البته
چشم های من تیزن
اسمت چیه؟
من ته پیونگم
ته پیونگ؟
تو کسی هستی که دیروز به منطقه ی ممنوعه رفت و مشکل به وجود آورد
ای احمق دیروز توی پون وون غوغا بود
چی؟
برای چی اون تو رو آزاد کرد؟ شاهزاده کوانگ هه رو می گم
ایشون خیلی به تو لطف داشتن
منتظرچی وایستادی؟
اه،من نتونستم هیزما رو برسونم چون که دیروز دستگیر شده بودم
...میدونم خیلی دیره،ولی من می تونم
ای بی عقل!وقت امتحان تموم شده
پون وون جایی برای دردسرسازهایی مثل تو نیست
خواهش می کنم قربان!زندگی من به این بستگی داره
من خیلی سعی کردم تا به اینجا برسم
خواهش می کنم بذارید من مسئول امتحانارو ببینم
از من دور شو
!قربان
!بذار برم
چه اتفاقی داره میوفته؟
بذار برم - قربان -
سفالگر ایی
من تا به حال کسی رو به گستاخی اون ندیدم ....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
دیروز توی پون وون
به خاطر اون غوغا بود
اون هنوز هم التماس می کنه که اینجا کار کنه
تو این کارو کردی؟
بله
برای چی چوب رو اینقدر خرد کردی؟
چوب به این اندازه فورا می سوزه
شکل هاشون هم اصلا هماهنگ نیست
این بهترین چوب کاجیه که من تونستم توی جنگل پیدا کنم
درختای دیگه خیلی جوون بودن.من سعی کردم از روی خط سنشون و دونه هاشون سنشونو تخمین بزنم
به علاوه اندازه ی اونا برای روشن کردن آتیش خیلی مناسبه
پوست درخت چی؟ برای چی اونو کندی؟
خوب این کار به سفالگری لطمه ای وارد نمی کنه
من فکر می کنم تو قبلا یه چیزایی شنیدی
سفالگر ایی...به حرفای اون گوش نده
اون کسیه که دیروز با تجاوز به منطقه ی ممنوعه مشکل به وجود آورد
من فقط داشتم دنبال کاج قرمز می گشتم
قربان من قبلا به خاطر این کارم مجازات شدم
به اون اجازه بده به خوابگاه خدمتکارا بره
!سفالگر ایی
اگه مقام اول اینو بشنوه اصلا خوشحال نمی شه
من باهاش صحبت می کنم
،آه
خوابگاه خدمتکارا از کدوم طرفه؟
این اتاقه
قربان من باید وسایلمو بذارم کجا؟
فکر کنم بی خبری
الان زمان خوشحال بودن نیست
اونهایی که اینجا هستن
!انسان فریبکاری مثل تورو قبول نمی کنن
این منم،جونگ
این نمیتونه دردناک تر از اونی باشه که وانمود کنم
تو رو نمی شناسم با اینکه از دیدنت خیلی خوشحال بودم
چی؟کم کم داری می ترسی؟
خیلی زود از شرش خلاص شو
اون کسیه که در طول امتحان دردسر درست کرد
!قبول کردن کسی مثل اون تو پون وون کار درستی نیست
...نه
اون تو پون وون می مونه
یه کاری میکنم اون بهم خدمت کنه
چی؟
من کسی بودم که این امتحانو براشون طرح کردم و از دور هم روی کارهاشون نظارت داشتم
من می دیدم که اون داره نهایت تلاششو می کنه
اگه بهش بگم که از اینجا بره،چه اتفاقی برای خودم میوفته؟
تو الان جرئت می کنی با من مخالفت کنی؟
برای یه بار هم که شده نمی تونیدمنو باور داشته باشید
سرپرست، اون اینجاست
بیا تو
اون تنها کسیه که می خواد دوباره امتحان بده؟
،در واقع اون بچه بداخلاق سعی داشت اینجا یه زیردست بشه
اما سرپرست لی کسی بود که این تست ننگین و شرم آور رو بهش داد
،در هرصورت اگه اون قصد داره به هر طریقی بیرونش کنه بهتره هرچه زودتر این کار رو انجام بده
من ده نیانگ شرط می بندم که اون نمی تونه
من بیشتر از ده نیانگ شرط می بندم
!تو باید رو این شرط ببندی که اون موفق می شه
،اون در هرصورت نمی تونه
!حالا تو اگه دوست داری رو موفقیتش شرط ببند
تو می دونی که جرم پدرت چیه؟
اون لعاب ظرف شاهزاده گونگ بینو سمی کرده بود
اونو دستگیر کردن و از پون وون بیرون انداختنش
ایشون سرپرست پون وون هستن
اسم من ته پیونگه
از سفالگر ایی شنیدم که توانایی و پافشاریت خیلی زیاده
،در هر صورت،چون تو وقتتو از دست دادی
،برای این که بتونی یکی از اعضای پون وون بشی باید بتونی توی امتحان من قبول بشی
به نظر میاد باهوش باشی
،اگه قرار باشه که مانع رفتنم به پون وون بشی
حتما این کار رو می کنم
اگه بتونی تو این امتحان موفق بشی،قبولت می کنم
،در غیر اینصورت
دیگه نباید این اطراف آفتابی بشی
قبوله؟
بله،سرپرست
بهترین خاکو برای ساختن یه ظرف انتخاب کن
وبعدش،دلیل انتخابتو توضیح بده
خاک زمینی که
، توش گل کاشته شده بوده
باعث می شه ظرف بوی گلها رو به خودش بگیره
،اینجا
خاک کنار دریا به انسان القا می کنه که توی ساحله
و احساسی بهش میده که انگار می تونه آب دریا رو لمس کنه
،این خیلی بیشتر از چیزیه که چشم میتونه ببینه
تو باید یاد بگیری چیزهایی رو تشخیص بدی که با چشم دیده نمی شن
چسبندگیش باید خیلی کمتر از خاک رس باشه
اگه نرم باشه نشون میده برای اینکه رس باشه
دونه هاش بیش از حد درشتن
جوابو پیدا کردی؟
بله خوبه
کدومش بهترینه؟
نمی شه گفت که کدومشون بهترینه
منظورم اینه که،نمی تونم انتخاب کنم
همه ی اینا پایه ای ترین خاک ها هستن
این و این
همه ی اینا ورقه ای هستن.هیچ کدومشون رس سفید نیست
تو خیلی خوبی
درست نمی گم؟
نه،اشتباهه
رئیس،اما همینطوری هم
این که اون تشخیص داد این سه تا چه نوع خاک هایی هستن،دانش بنیادیشو نشون میده
لطفا بیرونش نکنید
اون جوابیو که من می خواستم پیدا نکرد حالا میگی بیرونش نکنم؟
تو توقع یه کار ناعادلانه رو داری؟
همه اینها خاک های مشابهی هستن
فقط اولیه بارون خورده بود
دومیش با آب سیل شسته شده بود
و روی سومیه هم آب مقطر ریخته شده بود
با این که صفات متفاوتی داشتن ولی در هر صورت همه شون یکی بودن
...تو
چطور اینارو می دونی؟
قبول شدم؟
تو رد شدی نه؟
معلومه
!قبول شدم
!ده نیانگ به اضافه ده نیانگ
من به درک خودم از هوش و استعداد دیگران اطمینان کامل دارم
درهر صورت،حدس میزنم الان باید
قبول کنم تو از من جلو افتادی
تو حرف خودتو اثبات کردی پس چرا الان قیافت اینجوریه؟
اون فقط میخواست اینجا یه کارمند زیردست بشه
من فکر میکردم اون حتی چیزای پایه ای روهم بلد نیست چه برسه به اینکه بخواد اینقدر عالی باشه
بخوام راستشو بگم،یکم گیج شدم
یوک دو استعداد آدما باهم فرق میکنه
تو این مدتی که تو پون وون بودم مدلای مختلفی رو دیدم
اونا مهارتی بیشتریاز من با آتیش و خاک داشتن
درهرصورت،این دلیلشه که اونا منو تهدید میکنن
چون که من می دونستم چطوری باید اونا رو مدیریت کنم
اونو پیش خودت نگه دار
و از استعدادهاش به خوبی استفاده کن
رقیب تو
فقط خودتی یادت باشه
اسمت ته پیونگه؟
سفالگر یی خیلی به سفال ها توجه می کنه
اون خیلی حساس و غرغروئه.پس حواست به اون باشه
چی؟
سفالگر یی خیلی با مردم سخت رفتار می کنه
براش خیلی سخته که به مردم احترام بذاره
،همچنین تو فقط یه خدمتکاری
تو احتمالا به کارگاه سفالگر یی بری
من فکر می کنم قبول نشدنم توی امتحان
نشانه ای بود که من با شما ملاقات کنم
کاری میتونم براتون انجام بدم؟
حتی اگه درباره ی ساختن لعاب قلیایی هم بودبه من بگید
ساکت باش.من نمی تونم تمرکز کنم چون تو خیلی بلند حرف می زنی
احتمالا باید تصمیممو راجع به تو عوض کنم
باشه من خفه می شم
نگران نباش
من می ترسم که اعلیحضرت
دو شاهزاده رو در همه چیز باهم مقایسه کنه هردوی اونا تو پون وون کار می کنن
ما توی پون وون لی کانگ چون رو داریم
نگران چی هستید؟
وقتی که توی پون وون مشکل به وجود اومد
اون سعی کرد مشکل رو به وسیله ی شاهزاده کوانگ هه حل کنه
چه مشکلی؟
یه نفر از جوونایی که می خواستن اونجا خدمتکار بشن
قصد داشته یه درخت متعلق به قصر رو قطع کنه
من شنیدم که شاهزاده کوانگ هه مشکل رو حل کرده
درواقع اون می ترسید که اگه خبرا پخش بشه برای شاهزاده شین سونگ مشکل به وجود بیاد
شاهزاده کوانگ هه این کار رو کرد؟
شین سونگ نه،بلکه کوانگه؟
،سرورم
لطفا مقامی رو که به شاهزاده شین سونگ دادید پس بگیرید
برای چی همچین چیزی می خوای
مشکلی پیش اومده؟
این مسئولیت برای سن کم ایشون خیلی زیاده
به علاوه مقامشون از شاهزاده کوانگ هه بالا تره
کوانگ هه باشین سونگ مخالفتی کرده؟
،نه سرورم
اگرچه...هروقت هر اتفاقی که بیوفته
شاهزاده کوانگ هه اونو بررسی می کنه
که درواقع این کار وظیفه ی شاهزاده شین سونگه
به من بگو چی شده
من شنیدم که
یه مجرم خیانتکار می خواسته درختی رو که مطعلق به قصر بوده رو قطع کنه
این حقیقت داره؟
خیانتکار؟نه،این درست نیست
یکی از داوطلب های خدمتکاری ندونسته به منطقه ی مطعلق به قصر وارد شده
اون هیچ درختی رو قطع نکرده پدر
!نمی خوام چیزی بشنوم
برو و اونو سریع زندانی کن
این مشکل پون وونه
پس بذارید خود پون وون بهش رسیدگی کنه
مشکل پون وون؟
پس شاهزاده شین سونگ به عنوان مقام اول پون وون به من بگو
تو درباره ی این اتفاق چیزی می دونستی؟
من ازت پرسیدم شاید بدونی
شاهزاده شین سونگ هنوز تازه داره کار و بار پون وون رو یاد می گیره
به همین علت من فعلا هوای اوضاع رو دارم
!چطور جرعت می کنی
شین سونگ مقامش از تو بالاتره ولی تو هنوز هم سعی می کنی همه چیز پون وون رو کنترل کنی؟
،سرورم
شاهزاده کوانگ هه فقط می خواست به شاهزاده شین سونگ کمک کنه
لطفا اونو ببخشید
شاهزاده کوانگ هه،اعتراف کن که اشتباه کردی و از اعلیحضرت معذرت بخواه
فورا جلوی شاهزاده شین سونگ زانو بزن
اون کسی که باید ازش عذرخواهی کنی من نیستم بلکه شاهزاده شین سونگه
زود باش جلوی شاهزاده شین سونگ زانو بزن و عذرخواهی کن
سرورم
چرا این طور می کنید
قربان.لطفا دستورتون رو لغو کنید
اون چطور می تونه جلوی برادر کوچکترش زانو بزنه؟
همه ی اینا به یه عذرخواهی حل و فصل می شه
شاهزاده کوانگ هه لطفا دوباره این کار رو نکن
من مطمئنم غرور اون از این که مجبوره جلوی برادر کوچیک ترش زانو بزنه آسیب می بینه
لطفا احترام شاهزاده کوانگ هه رو حداقل توی کاخ نگه دارید
لطفا دستورتونو پس بگیرید
!برادر
...برادر
،پدر
...من دارم
به پون وون میرم
دختر تو فوق العاده س.درسته؟
تو اینجا چکار می کنی؟
قربان،مگه من بهتون نگفته بودم من می خوام به پون وون ملحق بشم؟
یعنی ممکنه اونا یه دردسر سازی مثل تورو قبول کنن؟
من قبلا قبول شدم
چی؟
همه ی اینا به خاطر شاهزاده کوانگ هه س
اگه اون حرف منو باور نمی کرد و من آزاد نمی شدم
ممکن نبود که من به عنوان یه خدمتکار هم قبول بشم
پس
تو چطوری قبول شدی؟
من می خوام یه سفالگر بشم امتحان خدمتکاری برای من چیزی نبود
من تقریبا نتونستم انجامش بدم
عوضش سرپرست پون وون ازمن یه امتحان نیرنگ آمیز گرفت
یعنی تو امتحان سرپرست یی رو قبول شدی؟
فکر می کنم من خیلی خوبم
هرکسی توی یه کاری خوبه
ولی ...تو؟
چون که من امروز خیلی خوشحالم این یه بار رو چشم پوشی می کنم
همچنین شما از وقتی که ما معمولا همدیگه رو می بینیم کار زیادی برای من انجام ندادید
ولی من یکی از خدمه های شمام قربان
!من شما رو یه وعده مهمون می کنم
تو؟
مهمون می کنی؟
اونم منو؟
تو اصلا مگه پول هم داری؟
این یه جشن بخاطر قبول شدن منه
!خجالت نکش و تا می تونی بخور
ببخشید
یکم برنج و مشروب برامون بیارید
نه.مشروب نه - باشه -
!ما به مشروب احتیاجی نداریم
!اه.ولی ما باید به سلامتی من بنوشیم
اگه پدر من زنده بود
اون حتما به سلامتی من می نوشید
حالا که من وارد پون وون شدم
احساس می کنم همه ی دنیا مال منه
ای احمق!تو بعد از یه بار نوشیدن مست شدی؟
من تقریبا سبکم
تو مستی.بیا بریم
ای احمق چرا غذاتو تموم نکردی؟داری هدرشون می دی
سرورم تو خیلی بد غذایی
تو حتی ننوشیدی
باشه.درک می کنم
تو مجبوری به کسی که به نوشیدن علاقه داره خدمت کنی برای همین هم نمی نوشی
ممنونم که درک کردی
هروقت که به مشکلاتی که برادرم بعد ...ازنوشیدن به وجود میاورد فکر می کنم
هیچکی نمی دونه که تمیز کردن همه چی بعد از اون چقدر سخته
چطور جرئت می کنی به اعلیحضرت بگی برادرم؟
اگه دوباره این کار رو بکنی من بهش می گم
نگران نباش سرورم
من آدم دهن لقی نیستم
شما که می دونید من یه مردم
من می دونم جوک هایی رو که درحین نوشیدن گفته می شه نباید جدی بگیرم
مطمئنی که تو یه مردی؟
...چی داری می گی؟
من رازتو نگه می دارم.نگران نباش
باشه.ممنونم
همچنین سرورم
به همه چی بهونه نگیرین
!و به دنبال آرزوهاتون برین
!منو ببینید
من تسلیم نشدم وبه تلاشم ادامه دادم
و بالاخره پیروز شدم
قربان.حرف منو جدی بگیرین
بیا بریم
درهای پون وون بعد از غروب آفتاب بسته میشن
چرا الان داری اینو به من می گی؟
من فکر می کردم توبرات مهم نیست
درسته مهم نیست
ولی شما باید به من زودتر می گفتین که درها قبل از غروب آفتاب بسته می شن
بعد از این همه مشکلی که پشت سر گذاشتم تابتونم به اونجا برم،الان به خاطر تو منو پرت می کنن بیرون
من باید چکار کنم؟
قربان
شما نباید مثل دفعه ی پیش منو ترک کنید
!دفعه ی پیش احساسات من کاملا جریحه دار شد
...شاهزاده کوانگ هه
...ممنونم
..منونم تو به ممنونم گفتن ادامه می دی -
ولی من دفعه ی پیش به خاطر تو حقیر شدم
رسیدیم؟
آره رسیدیم.در پشتی پون وون
ولی اگه الان کسی بیدار بشه چی
نمی خوای بری تو؟
باشه بابا میرم
داری چکار می کنی؟
همه ی دیوارا باید یه سوراخ روشون باشه
وقتتو هدر نده تو پون وون همچین چیزی نیست
پس من باید چکار کنم؟
اسبتو لازم دارم
اسب؟ - بیا این طرف -
تو باید اونو محکم بگیری.من وقتی بچه بودم یه بار از اسب افتادم
باشه فهمیدم
سرورم
دارید به چی فکر می کنید؟
هیچی بابا
باید اونو نگهش دارید - نگهش داشتم -
من میرم دیگه
اون کبالت(لاجورد)نیست؟
اون چه تاجر عوضی ایه
وقتی من دیدمش اون گفت که اصلا ندارن حالا اونو داده به تو؟
تجارتخونه ی سون؟
لازم نیست پنهون کاری کنی.این جعبه ایه که تجارتخونه ی سون ازش استفاده می کنه
سفالگر لی چی شما رو به اینجا کشونده؟
بشین
این مطعلق به اینجاست؟
شما اومدید که اینو بفهمید؟
می خوام کسیو ببینم که اینو داد به من
منظورت هوال یونگه؟
هوال یونگ!هوال یونگ
اون اینجاست؟
اون رفته دنبال کاری.می تونم براش پیغام بفرستم
من اومدم اینجا چون که به مقدار بیشتری از اون لاجورد که اون بهم داد نیاز دارم
می تونید یکم بیشتر بیارید؟
سرپرست تجارت با من رو ممنوع کرده
نمی دونستید؟
!سفالگر سلطنتی
چه اتفاقی افتاده؟
این لاجورده
من میدونم تو برای این اومدی ولی نمیدونستم چجوری باید بهت بدمش
کسی مانع تو میشه که منو ببینی؟
سرپرست اگه بفهمه تو اومدی اینجا بدجوری عصبانی میشه
نتیجه شم میشه یه فاجعه برای ما
لطفا رفتار سرد رئیس ما رو درک کن
نباید مدت طولانی ای اینجا بمونم.باید برگردم
...هوا...هوال یونگ
می خوام پشتت گرم باشه
لطفا دیگه نیا
،همونطور که پیش بینی کردی سرپرست لی دنبالت می گرده
نگفتم اون این کارو می کنه؟
تو قلبشو لرزوندی
وقتش که برسه نتیجه شو می بینیم
!من اولم!من اولم
اگه کنجکاوی بدونی چرا قبول نشدی،دنبالم بیا،
شنیدم تو خیلی خوبی
به زودی تو می تونی ملکه این بینو ببینی
لطفا،بنشینید
شما یه نجیب زاده اید.چرا به من احترام می ذارید؟
قبل از یه نجیب زاده بودن،من یه مادرم تو قراره مواظب زندگی پسرم باشی
البته که باید احترام بذارم.شنیدم که تو امتحانات نظامی رتبه نیاوردی
منو عفو کنید سرورم من الان از اینکه اینجام خیلی خجالت زده م
لطفا منو ببخشید
من شنیدم که می خواستی بری پون وون و اینکه تو کمربند کوانگ هه رو پیدا کردی
کارت خوب بود.اگه من دیگه بهت احترام نذارم تو حرفمو گوش نمی دی
من تورو به پون وون می فرستم
به عنوان محافظ شاهزاده شین سونگ که قراره ولیعد یا درواقع پادشاه آینده بشن
می خوام یه چیزی بپرسم
نمی خوام برام داستان تعریف کنی.من فقط به استعدادت نیاز دارم
اصلا برام نیست تو کی هستی.در هرصورت ...اگه برای شاهزاده شین سونگ اتفاقی بیوفته
ناامیدت نمی کنم
فکرمی کنم که این خواست خدا بوده
که ما می تونیم به راحتی زبون همو بفهمیم
من همچین آدمی نیستم
من به نمایندگی از امپراطوری بزرگ مینگ اینجا هستم
من به نمایندگی از امپراطوری بزرگ مینگ اینجا هستم
امپراطور ما کنجکاون که چرا شما هیچ ولیعهدی ندارید
درباره ی سازمان خیریه ی مردمی
باید خیلی مشورت بشه
البته که به مشورت نیاز داره
درهرصورت،باید بدونید که امپراطور یه توقعاتی دارن
امپراطور ناامید نخواهند شد
البته که نه
اگه شما شاهزاده ای رو درنظر دارید،بذارید منم بدونم
امپراطور به نظرات دیگران احترام می ذارن
بنابراین اگه بخواید می تونم کمکتون کنم
چای دوست داری؟
بیخیال چای شو
من واقعا فنجون چای رو دوست دارم
سرورم،شما برای مدت زیادی سلامت خواهید موند
فقط درمواقعی که شما سلامت هستید من و شین سونگ می تونیم
از لطف و محبتتون لذت ببریم
البته.من قول میدم سلامت بمونم
،با این توجهی که شما به من دارید
نمی تونم به خودم اجازه بدم که مریض بشم
نگران هیچ چیز نباش
،تو این مدتی که هیچ جاه طلبی و زیاده خواهی ای نبوده شاهزاده ها در آسایش زندگی می کردن
لطفا بهش یاد بده که ذهنشو آزاد کنه
!ذهنشو پاک کن
منظور اون اینه که شین سونگ من هیچوقت !نمی تونه رویای ولیعهد شدن داشته باشه
!تو این زمان من واقعا باید بتونم به قلب و ذهن نماینده مینگ مسلط بشم
تدارکات چطور پیش می ره؟
لی کانگ چون گفته هرکاری که بتونه براش انجام می ده
،نماینده به سفالگری طمع داره
که این نشون دهنده ی زیرکی اون هم هست
به لی کانگ چون بگو از این فرصت برای نشون دادن استعدادهای ذاتی سفالگرا
به نماینده استفاده کنه
بالاخره من اجازه ملاقات با ملکه این بین رو گرفتم
ملکه این بین خودش خیلی شجاعه پس تو هیچ مشکلی درست نکن
در حقیقت این که من نمی تونم کمکی بکنم
باعث میشه من احساس افتخار کنم از این که یه سفالگرم قربان
اول تعدادی سفال بفرست
من چطور می تونم اجازه بدم کس دیگه ای اونارو بسازه
من خودم اول باید ملکه این بین روببینم
تو چطور می تونی همچین درخواست گستاخانه ای بکنی
کسی که می تونه تصمیم بگیره این گستاخیه یا نه
ملکه این بینه
اگه این کار رو بکنی،تو نه تنها محافظ یه شاهزاده بلکه محافظ ولیعهد می شی
بی خیالش شو
من قبل از این که محافظ ولیعهد بشم به هیچ دردی نمی خوردم
یه بار اگه از نماینده ی مینگ خوب پذیرایی کنم
مقام ولیعهد برای من خواهد شد
سرورم من دیگه بیشتر ندارم
!فراموشش کن
این مثل یه معامله ی بزرگه.برای چی هیچ پولی با خودت نیاوردی؟
از جلوی چشمم گم شو
برادر چی تورو به اینجا کشونده؟
من شنیدم که جلوی شین سونگ زانو زدی این درسته؟
لطفا چیزی درباره ش نگو
ازت خواهش می کنم
مگه من چی گفتم؟برای چی با نظر من مخالفت می کنی؟
،اه خوب
با ارزش ترین سفال توی پون وون رو برام بیار
چی؟
تنها راهی که نمیذاره بیشتر تحقیر بشم
برای من اینه که به عنوان پسر بزرگتر بتونم ولیعهد بشم
من باید چه سفالی رو برای شما بسازم؟
کدوم جوونی مثل تو می تونه عمق و ژرفای فکر و ایده ی بزرگ منو درک کنه؟
چیزی از من نپرس.فقط کاری که می گم رو انجام بده
الان می تونی از اینجا بری
من خیلی کار دارم
چطور میتونی با من اینطوری رفتار کنی؟
برو بیرون
!این احتمالا کلید اتاق نگه داری سفال هاست
...من بزرگ ترین شاهزاده ی این مملکتم اما
کوانگ هه سرورم
منظورت از سرورم چیه؟
قربان منو به یاد نمیارید؟
ما قبلا همدیگه رو ملاقات کردیم.مگه نه؟
چون که شما منو بخشیدید من تونستم به پون وون برم
واقعا من این کار رو کردم؟
من کسی نیستم که همچین کمکی رو فراموش کنم
من حتما یه روز جبران می کنم
برای من؟
درسته.من توی این مدتی که توی پون وونم از شما محافظت می کنم
اسمت چیه؟
من ته پیونگم
آها می دونی من به خاطر تو چقدر دردسر کشیدم؟
برای این که من کمربندتونو برنگردوندم؟
به خاطر اون کمربند من از مقام اول به مقام دوم منصوب شدم
تازه این همه ش نیست
من حتی مجبور شدم جلوی برادر کوچکترم زانو بزنم
واقعا...همه ی اینا تقصیر من بوده؟
من باید تورو امتحان کنم
دنبالم بیا
بله سرورم
این یه انباره که گلدون ها و بشقاب های سفالی باارزش اونجا نگه داری می شه
من میخوام تو رو امتحان کنم تا بفهمم چشم های تیزی داری یا نه برو و برای من بهترین گلدون رو بیار
بفرما اینم کلید
اگه نتونی بهترین گلدون رو تشخیص بدی
عوضش از پون وون اخراج می شی
دوباره از من امتحان می گیرید؟
...همه ی اینا وارد شدن به اینجا خیلی سخته
...این خیلی خوب نیست
این چیه؟
!واو
چطور جرئت کردی یه گلدون رو از اینجا بدزدی؟
....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
شاهزاده کوانگ هه به من گفت این کار رو بکنم
اونو ببرید تا باحسابشو برسن
این یکی از اون روش هابرای برتر شدنه
این یه دستوره
این یه رشوه برای منه که اونو ولیعهد کنم
...کی جرئت کرده که
تو کسی هستی که اینو شروع کرده
ایشون اون آقا نیستن.حرف منو باور کنید
من می رم اونجا و تمام حقیقتو از اول تا آخرش می گم
تو باید حتما اونو بگیری
جونگ یی تنها دوست خوبه منه.مراقبش باش
من جونگم
من...من
منظورت اینه که تو شاهزاده کوانگ هه ای؟؟ ::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.