All language subtitles for Jung-Yi, Goddess of Fire 2013.E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. "جونگ یی ، الهه آتش" ....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

بیا لطفا ×قسمت ششم×

صبر کن

اون اومده دنبال تو

کمربندمو پس بده

چی؟

تو چطور می تونی وسایلای یه نفر رو برداری؟ میدونی این کار چقدر زشته؟

منظورت از دزدیدن چیه؟

من تنها کسی بودم که سعی کردم کمربند رو برگردونم

لطفا یه چیزی بگو

من دنبالش رفتم یا نه؟

تو دنبالش رفتی و داد زدی سرورم،سرورم

شنیدی؟

من پول نوشیدنی هارو هم دادم

تو کسی بودی که به سرعت رفت بیرون

و الان داری می گی تو دزدیدیش؟؟

دروغه

من اونو گرفتم و الان هم تحویلش می دم

من که باور نمی کنم

...من نمی تونم از این خرابکاری چشم پوشی کنم

به اعلیحضرت بگید فورا بیاد

بهش بگید بیاد و پولهایی که به جاش دادمو بهم بر گردونه

اوه...اونجا رو

تا وقتی اعلیحضرت نیاد و از من معذرت خواهی نکنه من اونو پس نمی دم

منتظر چی هستی؟ برو و به شاهزاده کوانگ هه بگو بیاد

از وقتی که اعلیحضرت کمربندشو گم کرده اجازه نداره اقامتگاهشوترک کنه

اون نمی تونه بیاد و معذرت خواهی کنه.من به جاش این کار رو می کنم

و پولهایی رو که به جاش پرداختی رو هم پس می دم

سرورم زندگی شما هم رقت انگیزه

خدمت کردن به اعلیحضرت باید کار خسته کننده ای باشه

باشه.حرف های تو همه درسته فقط کمربند رو پس بده

قربان من نگفتم که نمی خوام پسش بدم

...من اومدم که پسش بدم.برای همین هم بیرون وایستادم و

من بابت تلاش هایی هم که کردی پول میدم

...من دنبال راهی می گشتم که اونو پس بدم و اومدم اینجا

...کار خوبی کردی.حالا

...ولی صبر کن

یه دزد اونو برد

چی؟

ای احمق!دزد اونو برده؟

منظورت اینه که اون الان پیش تو نیست؟

کسی که اونو دزدید کی بود؟

من کسی هستم که الان ناراحتم برای چی میری روی اعصاب من؟

تو باید زود تر می گفتی حالا معذرت خواهی هم می خوای؟

تو دروغ گفتی که اون دستته.تو سعی کردی گولم بزنی؟

منظورت از گول زدن جیه؟ !خیلی خشنیا

!ای احمق

تو نمی تونی این جا این کار رو بکنی

اگه برای نوشیدن نیومدی اینجا باید بری

ما یه عالمه مشتری داریم

راه بیفت

برای چی باید با تو بیام؟

تو تنها کسی هستی که دزد رو دیده

عاشقت نیستم که میخوام با خودم ببرمت

سرورم من وقت ندارم

من دوست دارم که دزد رو بگیریم و پولمو پس بدید

ولی من باید برم تا برای استادم دارو بخرم

...پس دزد اصلا ممکنه تو این داستانو از خودت ساخته باشی

من از کجا بدونم واقعا دزد اونو برده؟

تو آخرین کسی بودی که کمربند دستش بوده

اگه بخوای اینظوری نمایش بازی کنی باید بریم پیش پلیس

قربان

میخواید چکار کنید؟

خوب

من کمکتون می کنم

...فکر کنم از این طرف

!!وای کفشام!عجب بدبختی ای

!باید چکار کنم؟

!الان حتی نمی تونم را هم برم

سرورم کفشای من داغون شدن

حالا باید چکار کنیم؟

این.این و این.من همه رو امتحان می کنم

باشه

بذار این یکی رو امتحان کنیم

...خیلی بزرگه

اینم یکم بزرگه

یکی دیگه هم هست؟

زود باش و یکی رو بردار

گرون ترین رو بده

بفرمایید

این عالیه.قیمتش چنده؟

ده یانگ

ده یانگ پولشو بعد از این که دزد رو پیدا کردیم بهت بر می گردونم لطفا الان به جای من پرداخت کن

مگه تو نگفتی که عجله داری؟

باشه

بیا عجله کنیم

بله قربان

از غذاتون لذت ببرید

اونو اینجا ازت دزدیدن؟

خانوم لطفا برای ما گوشت پخته ی بیشتری بیار

باشه الان میارم

تو میخوای به من کمک کنی یا غذا بخوری؟؟

من باید غذا بخورم تا یادم بیاد.یکم دیگه صبر کن

....بذار ببینم...جایی که اونو ازم دزدیدن

....جایی که ازم دزدیدنش

فکر کنم باید یکم بیشتر بخورم

غذا خیلی خوشمزه ست.لطفا بخورید

در هر صورت ما موقعی می تونیم حرکت کنیم که من یادم بیاد

اگه دیر کنم استادم نگران می شه

لطفا بخور

مرسی

وای خدا!شکمم درد می کنه...شکمم درد می کنه

دستشویی...دستشویی کجاست؟

خیلی فوریه؟

...نگو

آخ دلم...دارم میمیرم

اوه.فکر کنم داره یادم میاد

!اون کی بود؟

من الان سیرم

و کفشهای نو هم دارم

فقط باید یه جا قایم بشم

حالا کجا؟

سرورم

اوه.تو سر وقت اومدی

من اونودیدم که از اون طرف می رفت

...من

من دیگه نمی تونم بهت اعتماد کنم

بفرمایید

باشه.ولی اون پسره رفت کجا؟

از اون طرف رفت

از اون طرف؟باشه راه رو نشون بده

باشه

من قبلا فنجان رو برای شما فرستادم

تو از کجا می دونستی من قراره اونو بیارم؟

مگه من نگفتم من به مهارت های تو اعتماد دارم؟

هوال یونگ یکم مک سون آماده کن

الان همه ی اینها طبقه بندی شدن.فقط باید بهش بگم که برای پون وون کبالت بیاره

من دارم میرم خانوم

اونا بچه های سرسختین

اگه تو بری اونا ممکنه اذیتت کنن و با تو نسازن

پس بهتره همینجا بمونی

من کسی بودم که این ماجرا رو شروع کرد

پس بذارید خودم خوب تمومش کنم

اون گفت که اونا سرسختن با این حال بازم میخوای بری؟

اگه من سخت کار کنم اونجا کسی منونمی شناسه

اگه تو نگرانمی

نمی خوای با من بیای؟

لازم نیست

این احتمالا توی سرنوشت منه

برای چی نمی خوای محصولاتتو به ما بدی؟

ما پولشونو قبلا دادیم

من گفتم که قیمت های حمل و نقل به اندازه ی قیمت انبار افزایش پیدا کرده

ولی چرا نمیفهمی؟

اگه بخوای تجارت کنی،باید چیزای اصل بیاری حتی اگه سودش کم باشه

لطفا رنگی رو که قولشو بهمون دادی فورا برامون بیار

!چطور جرئت می کنی بچه

من حدس می زنم شما فقط روی نفوذ و قدرت پسر خانوم تکیه دارین

برو بچ

بهش یه درس درست حسابی بدید

بله

برادر!از جات تکون نخور

مراقب این باش

میدونی این چیه؟

این یه لیست از چیزهاییه که شما از این ناحیه اختلاس کردید

من قبلا سر قیمتش چونه زدم.کبالت هارو تا دوساعت دیگه باید بیاری

اگه دوباره بخوای ما رو دور بزنی

من هم دیگه نمی ذارم قسر در بری

حالیت شد؟

خوبی؟

فکر می کنی من خوب بودم؟

...شونه هات

می لرزیدن

لطفا عجله کن

می دونی دزد کجاست؟

جایی که دزدا دور هم جمع می شن واضحه

جایی که تاریک و پر رمز و رازه و از دید دیگران مخفیه

اگه میخوای چیزی بخوری سریع بخور

اون همیشه درحال خوردنه

...شما ها...زو باشید

ببخشید

ما دنبال یه نفر می گردیم

اگه شما به ما کمک کنید این آقا پاداش خوبی بهتون می ده

دنبال کی می گردید؟

خوب...اون یکم قد بلنده

و بدن قوی ای داره

اون صورت رنگ پریده و ابروهای ضخیمی داشت چشمهاشم درخشان و نافذ بودن

پس درواقع اون یه مرد بلند و خوش تیپ بوده

منظورت....منظورت اینه که من دزدم؟

قربان شما تا حالا توی آینه نگاه کردین؟

اون چهره ش درخشان بود درحالی که من فقط واسه یه لحظه دیدمش

تو داری از اون دزد حرومزاده طرفداری می کنی؟

نه من فقط دارم چیزی که دیدمو توصیف می کنم

من بهت دستور می دم که دزدو بگیری

هی!اگه می خواید باهم دعوا کنید برید یه جای دیگه

ما همچین دزدی ندیدیم بهتره برید

...ولی

!برید

بیا بریم

باشه

تو واقعا اون دزد رو دیدی؟

به طوری که نقش بازی می کنی نگاه کن

به نظر من تو اونو فروختی و فقط تظاهر می کنی که کسی اونو دزدیده

چه اتفاقی برات افتاده؟

فکر کنم یکی داره تعقیبمون می کنه

زود باش دستمو بگیر

...قربان...قربان

داری چکار می کنی؟دعوا داری؟

دعوا...

برو کنار تو سر راهی

؟...ببخشید

بچه ها

...چه

صبر کن...وایستا

من معذرت می خوام

!زود باشید بدویید

ای حروم زاده ها

وایستید

ای حرومزاده ها وایستید

خیلی بده که من به تنهایی از این نمایش لذت می برم

می تونی بلند شی؟

...من خوبم

...چیزی نیست

برای چی کاری کردی که بهت آسیب بزنه؟

ولی اگه من فرار می کردم شما میخواستید چکار بکنید؟

من محافظ شما هستم سرورم

درسته.اگه اون سنگایی که تو پرتاب کردی به من می خورد احتمالا الان مرده بودم

چجوری می تونم ازت تشکر کنم؟

اونو یادم ننداز

فکر می کردم که کمک کردن تو این دنیا به هم دیگه خیلی کار خوبیه

بی خیال

چی؟

من بهت گفتم که بری.ولی چرا تو همش دنبال منی؟

...اون کمربند..می دونی

اگه پیدا نشه چه اتفاقی می افته؟

...برای چی این سوالو میپرسی

بدون اون کمربند

تو بدبختی بزرگی میوفتم

واقعا؟

من نمی تونم برم

من فقط وقتی میتونم راحت بخوابم که این مشکل کاملا حل شه

چ..چکار داری میکنی؟

دستامون باید به هم گره بخورن درسته؟

!فراموشش کن

چرا نه؟

اونطور که قیافه اون پسره نشون میداد،باید به قیمت زیادی فروخته باشتش و به فاحشه خانه رفته باشه

!نه

اون باید اونو اول فروخته باشه

پس ما باید محل اقامت تمام ارباب های مقام بالا که ممکنه اونو خریده باشن بگردیم؟

قربان،میشه فقط یه لحظه اینجا صبر کنید؟

من باید برای استادم دارو بخرم

باشه.لازم نیست عجله کنی

همون موقع که اونجایی واسه زخم روی دستت هم یه فکری بکن

نه.این چیز مهمی نیست

من بعد از این که داروهارو خریدم برمی گردم

باشه

زود کارم تموم میشه

!قربان

من زود برمی گردم

!باشه

لطفا یه دارویی برام بساز که یه سرماخوردگی قدیمی رو فورا خوب کنه

توی پاییز سرما خورده؟

یه لحظه همین جا بمون

باشه

!آه

شما دارویی برای زانو درد هم دارید؟

البته که داریم

پس لطفا از اون هم برام بساز

قربان

اون کجا رفت؟

سرورم

!!سرورم

استخدام کارمند برای پون وون؟

...یه مرد جوون سالم

آوه!اون کاملا منظورش با منه

خیلی سخته که ما با این اوضاع اقتصادی اینجا کار کنیم میشه به پون وون بریم؟

فکرشو هم نکن.من شنیدم کار اونجا خیلی سخته

خیلی سخته که

بتونی یه سفالگر بشی

اگه حتی یه سفالگر هم بشی به نظرم بهتره به مقام های پایین اکتفا کنی

یه سفاگر؟ سفالگر شدن راحته؟

یک درصد،نه،یک دهم درصد مردم به راحتی می تونن سفالگر بشن

تنها درصورتی می تونی سفالگر بشی که سفالگر به دنیا اومده باشی

اگه من که هم خون پدرمم

بعد از شکست دادن تو بهترین سفالگر جهان بشم

اونوقت از من معذرت خواهی می کنی؟

تو؟

سرورم.چی شما رو به اینجا کشونده؟

من اومدم اینجا برای این که دنبال چیزی می گردم

فکرم فقط به اینجا رسید

که اینجا می تونم چیز ارزشمندیو پدا کنم

من نمی دونم چی باید بگم وقتی که ازمن اینطور تعریف می کنید

ولی سرورم

اگه شما دنبال کمربند یشمی می گردید

دیگه خیلی دیره

تو چطور درباره ی اون می دونی؟

من به شما حقیقتو می گم

یه نفر از من خواسته بود که کمربند یشمی رو براش پیدا کنم

از این رو من هم کسی رو پیدا کردم که کمربند دستشه

ولی اون کمربند دیگه دست من نیست

چی گفتی؟

فقط بگو کمربند دست کی بوده؟

من معذرت می خوام سرورم

من نمی تونم بگم دست کی

فکر می کنی من که شاهزاده ی این مملکتم

نمی تونم از یه رئیس یه تجارتخونه حرف بکشم؟

تو در هر صورت باید حقیقتو به من بگی پس انرژیتو هدر نده و همین الان بهم بگو

اگرچه من رئیس یه تجارتخونه هستم

اما درواقع یه مدیرم

اگه حتی شما بگید که منو می کشید

من نمی تونم کسی که با من معامله کرده رو لو بدم

شهرت شما بیهوده ببوده

منو ببخشید سرورم

یه چیزی وجود داره که من ناگهانی درباره ش کنجکاو شدم

و اون اینه که چطور اون کسی که کمربندو برداشته میخواد ازش استفاده کنه؟

اگه من بدونم کی تورو مجبور کرده حرفی نزنی

حتی اگه حق با من باشه یا نه

چیز بدی نیست

نتونستی پیداش کنی؟

رئیس اونو بهت داد یا نه؟

پس باید بهشون پول بدی.ولی تو که هنوز پول نوشیدنی ها رو پرداخت نکردی

می ری کجا؟

بدون اون کمربند کجا می تونی بری؟

من باید چیکار کنم برادر؟

فقط باید بی خیالش بشی

من به اعلیحضرت می گم که مریضی

اعلیحضرت چکار باید بکنه وقتی من بهش بگم که اسهال و استفراغ داری؟ (گلاب به روتون)

ما باید یکم بیشتر صبر کنیم

ما اول باید خودمونو از این فاجعه نجات بدیم

من یه نقشه ای دارم

خوب بگو

امشب ما میریم پیش هوال یونگ

من چکار باید بکنم وقتی که تو نمی تونی مشکلاتتو حل کنی؟ به عنوان برادرت من باید کمکت کنم

عوضش

....تو باید پول نوشیدنی ها رو بپردازی

بی خاصیت

سرورم

من متاسفم که اینو می گم ولی

چیز ارزشمندی که هدیه داده بودید

توی یه جای مشکوک پیدا شده

این خانواده ی سلطنتی رو بدنام می کنه

لطفا مطمئن بشید که دیگه هرگز این اتفاق نمیوفته

چیز ارزشمند؟

اون چیه؟

...اون

...اون

کمربند یشمی ایه که پادشاه به کوانگ هه داده بود

اون جای مشکوک کجاست؟

به من بگو

کجاست؟

خیلی برای من سخته که بهتون بگم،سرورم

لطفا درک کنید

،کوانگ هه

چی شده؟

یه جای مشکوک؟

کجا؟

نمی خوای همین الان به من بگی چی شده؟

من بهونه نمیارم

همه ی اینا به خاطر اینه که من از چیز ارزشمندی که شما بهم دادیم محافظت نکردم

تقصیر منه

پس لطفا منو مجازات کنید

اون کمربند که به تو داده شده بود نه تنها یه هدیه بود بلکه یه نشانه برای انتصاب شخص دوم دربار بود

این که تو نتونستی از اون هدیه مراقبت کنی

معنیش اینه که

تو نمی تونی از مقامت هم محافظت کنی

نه.قربان اصلا اینطور نیست

نمی خوام چیزی بشنوم

مگه از من نخواستی که مجازاتت کنم؟

شین سونگ.بیا اینجا

من تو رو به عنوان مقام اول سونگ وون منصوب می کنم

سرورم این مقام برادر کوانگ هه نیست؟

این مقامی بود که کوانگ هه انداختش دور

...کوانگ هه،تو

...کوانگ هه،تو

به عنوان دستیار کار می کنی

و به شین سونگ کمک می کنی

قربان.این نمی تونه اتفاق بیوفتنه

لطفا صرف نظر کنید عالیجناب

این یه دستوره

یعنی مقام کوانگ هه رو پایین تر از مقام شین سونگ شده؟

بله سرورم

این طوری

اعلیحضرت میتونن قدرت خودشونو بیشتر نشون بدن

تبریک شاهزاده شین سونگ گون

سرورم.من اینو نمی خوام

من نمی تونم مقام اول باشم در حالی که برادر بزرگترم مقام دومه

اون مقام به چه دردی می خوره؟

خدای من

شاهزاده شین سونگ،چه کار می خوای بکنی؟

نمی خواد کاری بکنی

سرپرست پون وون بایدمراقب اتفاقات باشه

ولی اگه مهم باشه وزیر اینجا کناره گیری می کنه

درسته سرورم

شما من و ملکه رو پشتتون دارید

نگران چیزی نباشید

شما فقط باید کنار بایستید

اونوقت همه ی چیزهای خوب میان سمت شما

کارهای که تو نتونی انجام بدی به گردن کوانگ هه میوفته

فقط باید حواست جمع باشه

اعلیحضرت خیلی جدی گرفته

درهر صورت فکر می کنی شاهزاده شین سونگ تا همیشه توی این مقام باقی بمونه؟

این خیلی خشن تر از

فرستادن تو به منطقه ی محلی نبود؟

گفتم که هر مجازاتیو قبول می کنم

از من استفاده کن

،برو اعلیحضرت رو ببین

تو هرگز نباید زیردست شاهزاده شین سونگ بشی

به جاش،بگو که می خوای زیردست برادر ایم هه باشی

این کار رو انجام بده

،بالاخره یه روز من مقام اول میشم

دیگه چقدر می تونم بیشتر از این تورو ببینم؟

اگه کاریو که گفتم بکنی همه چیز درست میشه

باشه برو یکم برو برای خودت خوش باش

!تو بعدا تو زندگیت از اینکه به حرف من گوش کردی پشیمون نمیشی

من میخواستم تو رو ببینم.برای همینه که اینجام

سرورم،متاسفم از اینکه قبلا بهتر از این باهاتون برخورد نکردم

نه،مهم نیست

،گی بانگ هم از کساییه که برای کار تو پون وون خیلی اصرار داره

تو باید سرت خیلی شلوغ باشه پس من به عنوان یه مادر باید درک کنم

این برای یه مرد چیز طبیعی ایه که از هنر لذت ببره

،این حتی یه مشکل بزرگ هم نبود و با اینحال مجازاتی که برای اون در نظر گرفته شد واقعا سنگین بود

شین سونگ به خاطر اون مشکل واقعا نگرانه

لطفا مراقبش باش

متاسفم که باعث شدم نگرانی بزرگی براتون پیش بیاد

من احمق بودم که اجازه دادم این مشکل اینقدر بزرگ شه

من اشتباه کردم بایدقبلش با شما مشورت می کردم ....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

تمام سعی و تلاشم هدر رفت

از الان به بعد،هروقت مشکلی برام پیش بیاد تو اولین کسی هستی که یادش میوفتم

حتما اول تو رو میبینم

تو واسه خودت رفته بودی ولگردی؟

...استاد

آخه چرا اینقدر دیر کردی؟برای چی؟برای کی؟

همونطور که گفته بودید هه وول گوان اونو با قیمت بالایی خرید

...در هر صورت،پولا

دزدیدن؟

معذرت می خوام

از تو بعید نبود

من هنوزم باید برم و داروهای شما رو آماده کنم

من باید برم جوشونده درست کنم.بعدا سرزنشم کنید

این لیست سفالگرای پون وون و اینم لیست کارهاست

من لعابی رو که برای رس سفید خوبه گرفتم

این بهت کمک می کنه تا بدونی تو پون وون چکار باید بکنی

برادر این کار رو نکن

برای چی برای من از کلمات رسمی استفاده می کنی؟

اینجا پون وونه

این واسه من عادیه.کسی که مقام پایین تره باید با مقام بالاتر رسمی حرف بزنه

به زودی بهش عادت می کنی

حداقل وقتی تنهاییم بهم یاد بده

باشه

من میخوام از این به بعد با همه رسمی حرف بزنم

من می ترسم

می ترسم برای پادشاه رسوایی به بار بیارم

و می ترسم که ملکه رو نا امید کنم

و می ترسم از تو هم دور بشم

چیزی که الان باید ازش بترسی....مردم پون وونه

تمام کسایی که اونجا کار می کنن بهت نگاه می کنن

و تو که بالا ترین مقامی نباید استرس داشته باشی

من تا جایی که بتونم کمکت می کنم به عنوان یه برادر و یه مقام پایین تر

تمام تلاشتو بکن

ممنونم برادر

همه میخوان تورو ببینن.بیا بریم

شاهزاده شین سونگ از امروز به عنوان رئیس سونگ وون منصوب شده

از این به بعد اینجا به وسیله ی ایشون اداره میشه پس با هاشون نهایت همکاری رو داشته باشید

بیاید باهم خوب کنار بیایم

تبریک میگیم سرورم

دوران لی کانگ چون داره بر می گرده

عصر خود لی کانگ چون

زندگی فراز و نشیب خودشو داره

نشیب،نشیب و فقط نشیب

لی کانگ چون پسرانشو فرستاده لی یوک دو

چه فرقی می کنه؟

درسته

برای طرفداری از لی کانگ چون خیلی دیره

بله،من ذهنیتمو عوض کردم

از الان به بعد,هیچ اهمیتی نداره که دیگران چی بگن

من طرفدار سرسخت یوک دو می شم

مشکل چیه،سفالگر سلطنتی،ایی؟

یه سفالگر از دو هوا سو برام یه طرح فرستاده

ولی من اصلا دوسش ندارم

اون در کل تناسب بین دهانه و انتهای ظرفو رعایت نکرده

اون فقط با نقاشی پرش کرده هیچ چیز عجیب دیگه ای نداره

راهی وجود داره که بشه فهمید

هو هو چون از طرح های دو هوا برای پون وون استفاده کرده؟

اگه این اتفاق بیوفته مشکلات زیادی برای دو هوا سو پیش میاد

نه

من دنبالش می گردم

اگه سفالگر سلطنتی ایی کسی هست که حتما اونو میخواد من باید بدستش بیارم

برگرد.نمی خوام هیچی ازت بشنوم

این یه چیز غیر قابل فهمه،آقای رئیس

تو طرحایی که بهتون دادیم هیچ مشکلی وجود نداره

!!!نمی تونی همه اینا رو ببینی؟

اینطور نیست که شما مقدار کمی رنگ استفاده کردید؟

ما قول دادیم که بهترین طرحها رو تحویل بدیم

اگه این قول رو نمی دادیم،درسته تقصیر من که رئیس تجارتخونه ام بود

بله

مشکل دیگه ای اینجوری پیش نمیاد

لطفا عصبانی نشو - الان خیلی دیره -

من هیچ تجارتی

با شما نمی کنم

چرا قبلش تمام طرح ها رو چک نکردی؟

متاسفم خانوم هنگ سو من همه اون تنبیهایی که لایقشونم قبول می کنم

اینی که تو تنبیه بشی یا نه مسئله ای نیست

اگه نتونیم نظر رئیس پون وون آقای ایی رو عوض کنیم برامون گرون تموم میشه

چه حسی داری

وقتی کوانگ هه از مقامش برکنار شد کسی که مثل خار تو چشت بود

خودم باید حواسم بهش باشه دیگه شما رو درگیر این کار نمی کنم

من واقعا خجالت می کشم - ما درهرصورت وضعیت مشابهی داریم -

چرا اینجوری حرف می زنی؟

هنگ سو الان نقش مهمی داره

باید خیلی خوب مواظبش باشی

فکر کنم الان وقتشه که شرکتی که باهاش تجارت می کنیمو عوض کنیم

چرا؟

رنگ هایی که ما از شرکت هنگ سو گرفتیم

مشکلاتی داشتن

...باید چکار کنیم

همچنین اون یه زنه و نمی شه باهاش راحت بود

اگه شانس نیاریم ممکنه مجبور شیم برش گردونیم و باهاش محترمانه رفتار کنیم

من خودم حواسم به همه چی هست جوری وانمود کن که چیزی نمی دونی

من فردا می رم سراغ سرپرست پون وون و ازش عذرخواهی می کنم

نمی خوام ذهنیتشو عوض کنم

ما باید نقطه ضعفشو پیدا کنیم

میدونی نقطه ضعف والدین چیه؟

بچه شون

منظورت از بچه سفالگر سلطنتی لی یوک دوئه؟

ما باید متحولش کنیم

می تونی این کار رو بکنی؟

بله؟

من میدونم قلبت با کیه

!خانوم

تو جا نشین من می شی ،یا

مثل یه زن عادی زندگی می کنی که فقط عاشق یه مرده

بهتره که تصمیم بگیری

استاد

این داروییه که برای درد شونه گرفتید

تو همه ی بطری های مشروب رو با دارو پر کردی؟

شما داروها رو نمی خوردید این تنها راه بود

چی؟

و این دارو برای سرما خوردگیه

و این ها برای وقتیه که حالت تهوع دارید

تمام چیزهایی هم که نمی دونید اینجا هست

اینها لباس های زمستونی و ان یکی ها هم برای تابسستونن

واقعا داری میری؟

...استاد

من اگه بخوام بهترین سفالگر بشم همونطور که می دونید باید به پون وون برم

مجبورنیستی الان بری

درست فکر کن

من چندبار بهت گفتم که

تو باید زیبایی و زشتی های کاسه هایی که مردم استفاده می کنن رو ببینی

بیشتر از این که به دیدن اونهاعلاقه داشته باشی

دوست داری که بهترین سفالگر بشی؟

چه فرقی می کنه؟

...فکر می کنم اگه بهترین سفالگر بشم

می تونم بفهمم که چرا پدرم مرده استاد

من فکر می کنم که بتونم بفهمم

که چرا پدر من ناعادلانه به زندان افتاد و کشته شد استاد

جواب منو بده

خوب من که الان بی سوادم باید چکار کنم؟

درواقع تمام کاری که من می تونم بکنم اینه که کاسه و ظرف های سفالی و گلی بسازم

من می خوام وسایل روی میزاعلیحضرتو هم بسازم

استاد لطفا به من اجازه ی این کار رو بدید

من دیگه نمی خوام ببینمت

برو بخواب

اون بچه چقدر بزرگ شده

چطور می تونم از خودم دورش کنم؟

اونا وقتی من بچه بودم برام بزرگ بودن

ولی الان کاملا اندازه م ان

شما کی هستید؟

بهش حمله کنید

یا خدا

جونگ،کسی که پدرتو کشت یه جای زخم روی شونه ش داره

الان من اونو کاملا پیدا کردم

جونگ

جونگ

جونگ

جونگ

بله استاد

منم جونگ

اوه

!!اسم کدوم پسری جونگه؟جونگ

از الان به بعد اسم تو دیگه جونگ نیست

بلکه ته پیونگه

چی؟

ته پیونگ...باهاش کنار بیا

طرفدار دوستی باش.درست مثل معنی اسمت

خودت رو زیادی درگیر مسائل نکن...فقط

مراقب خودت باش تا اتفاقی برات نیوفته

استاد.وقتی من رفتم هم مراقب خودت باش و خوب غذا بخور

...چی داری می گی؟

...استاد

دارید گریه می کنید؟

البته.اونم برای توی بی خاصیت

من بالاخره بعد از این چند سال

از دستت خلاص می شم

من برای چی نباید گریه کنم؟برو دیگه

پدر

پدر وقتی من اینطوری میومدم پیشت تو می گفتی وای خدا دخترم جونگ اومده

و منو می شناختین

درسته؟

،ولی

من دیگه جونگ نیستم.از این به بعد ته پیونگم

یو ته پیونگ

من دیگه تا وقتی که یه سفالگر نشم به اینجا نمیام

ولی من خیلی دلم برات تنگ می شه

...و خیلی

خیلی زیاد

من گریه نمی کنم...به شما نگاه می کنم پدر

...پدر

پدر،دخترت جونگ یی واقعا یه سفالگر می شه

پس نگران نباش و یه همسر خوب برای مادر باش

باشه؟

من الان دارم به پون وون می رم

پدر،من دیگه واقعا نمیام

به جاش،ته دو میاد

تو هم اینو می دونی،درسته؟

خودشه،درسته؟

ببخشید،من چجوری می تونم به پون وون برم؟

می خوای خبری براشون ببری؟

اگه دنبال اون دو نفر بری به پون وون می رسی

فقط دنبالشون برو

مسابقه ی سختیه

با من چکار دارید؟

دفعه قبل بهت اجازه ندادیم خیلی آسون بری؟

کنار وایستا،کنار وایستا

!!اگه همه شما کنار نرید،من...کنار وای میستم

!هی

!برش گردون

!باهاش بازی نکن

!برش گردون!پسش بده

!بده ش

!برش گرون لطفا خواهش میکنم بده ش بهم

پسش بده

!ای حرومزاده ها

بده،پسش بده

زود بازش کن!این باید خوب باشه

بازش کن

آه.سخت بود

چی؟اون اینجا نیست؟

پسر،کسی که فکر می کردم گاو طلایی چیزی داره

!اون اینجاس !اون اینجاس.اینجاس.اون اینجاس -

چی؟این چیه؟

این چیه که اینقدر پیچیده س؟

!!!فقط کفشای حصیری؟

!واقعا ناامید کننده س

ما اینجا چکار می کنیم؟

!هی

من امروز اصلا حالم خوب نیست

امروز جدا اعصاب ندارم

چکار داری می کنی؟

گم شید

بله،ما حتما گم می شیم

بیا بریم

چقدر...؟اینجا کجاست؟

هی،من متاسفم!بیا باهم بریم

تو کی هستی؟

...تو کی هستی

که بخوای مواظب این باشی؟

سفالگر سلطنتی،یه نفر از من خواست که اینو به شما برسونم

کی؟

اسمشو نگفت فقط اینو داد به من

من چیز نامناسبی بهتون دادم؟

شما سفالگر ایی هستید؟

شما کسی هستید که رنگ هارو برای من فرستاد؟

اون منتظره

اینجا جوریه که انگار منظسره ش نقاشی شده اینطور نیس؟

من،اگه می خواستم شما رو ملاقات کنم،دوست داشتم همچین مکانی باشه

بالاخره این اتفاق افتاد

این...هوا هوا چونگ نیست؟

بله،سفالگر سلطنتی

این یه چیز قیمتیه که باید با تجارتخونه ی منگ معامله بشه

چیزی که دیگه نماینده ها نتونن ازش هیچ ایرادی بگیرن،همینه

...ولی

چطور من می تونم نگهش دارم؟

به غیر از تو دیگه چه کس دیگه ای هست که

ارزش هوا هوا چونگ رو بدونه و برقش بندازه؟

لطفا چیزای خوبی ازش بساز

و بذار همونطور که پیش بینی می کردم ازش لذت ببرم

هوا هوا چونگ به دست سفالگر سلطنتی ایی رسید؟

بله

اون کسیه که برای درست کردن وسایل خوب حریصه

ما امروز یا فردا از سفالگر لی یه نامه دریافت خواهیم کرد

قبلش لازمه که اون بفهمه من کیم که این یکم زمان می بره

تو چیزی به باارزشی هوا هوا چونگ به اون دادی

ولی حتی بهش نگفتی که کی هستی و کجایی؟

نگران نباش

مطمئنا آقای لی مارو پیدا می کنه

،سفالگر سلطنتی ایی

. من همه جا رو گشتم

ولی شنیدم که دو هوا سو تمومش کرده و برای بدست آوردنش خیلی مشتاقه

سفالگر لی

سفالگر سلطنتی لی.هی

چی...؟

...تو این بسته کفشای ته دو هستش

اگه دوباره ببینمت بهت نشون میدم که این کفشا اندازه مه

...من اینو افشا میکنم برای همه

...خیلی خوب ازش مراقبت می کنم

این چیزیه که من عادت کردم همیشه بهش نگاه کنم

وقتیکه دلم برای برادر تنگ میشه

متاسفم.برادر

منو ببخش

....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

این منم- کی هستی؟ -

!ته پیونگ اینجاست

فکر کردی اومدن به پون وون کارآسونیه؟

تو باید امتحان منو بدی

من کاملا شما رو به یاد میارم

من تورو به پون وون می فرستم

تو نا امیید نمی شی

من جونگ یی هستم

...من...من

گفتی شاهزاده کوانگ هه؟

اگه اون اتفاق افتاده که تو اینطور بشی به من بگو

ما باید عقیده ی سفیر منگ رو تغییر بدیم

لی کانگ چون گفت داره آماده می شه

تو سعی کردی یه کاسه رو بدزدی؟

شاهزاده کوانگ هه منو مجبور کرد

::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.