Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. "جونگ یی ، الهه آتش"
×قسمت پنجم× سرورم.جونگ نمیخواد بره کوره ی پون وون
من اومدم تا فرمان سلطنتی رو برسونم و جونگ رو به این کار ترغیب کنم ....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
ماپونگ
کاریه که زودتر باید انجامش میدادیم امروز حتما تمومش کن
بکشش
فقط اگه یولدام بمیره
من میتونم زندگی کنم
...پدر.اگه شانسی
تو یه شانس برای اینکه به کوره پون وون بری بدست میاری،میری؟
چرا،نمیخوای بری؟
پدر.راستش،از اینکه برم اونجا میترسم
فکر میکردم ظروف سفالی فقط برای نوشیدن چای و خوردن غذا استفاده میشن
ولی واقعا ترسناکه.ممکنه زندگی آدمو به خطر بندازه
ازش متنفرم.هیچوقت نمیرم
...جونگ
چرا از من میخواید که یه سفالگر بشم،پدر؟
به خاطر قولیه که به مادرم دادی؟
تو منو بیشتر دوست داری یا مادرو؟
مزخرف نگو...چرا داری همچین چیزی میپرسی؟
برای شما،قولی که به مادر مرحومم دادین خیلی بااهمیت تر از منه
چرند نگو
اهمیت نمیدم.اگه بخوای به پون وون بری،تنها میمونی
من هیچوقت نمیرم
!جونگ
تو کی هستی؟
من اونطوری رفتم.ولی اون اصلا به خودش زحمت نداد دنبالم بیاد
این بهترین دلیل برای کشته شدنشه
کی تو رو فرستاده؟
قول میدم مرگ راحت و بدون دردی داشته باشی
!نه
جونگ
!جونگ.بدو.همین الان
!پدر
!پدر
پدر،حالت خوبه؟
میخواستم ببخشمت
!پدر
!پدر
!جونگ،از اینجا دور شو
!پدر
پدر،حالت خوبه؟
!پدر
!پدر
برادر
سرورم
...پدر،خواهش میکنم
لطفا چشماتو باز کن.لطفا
...جونگ
...منو ببخش پدر
اشتباه کردم
من به حرفت گوش میدم
نمیخواستم باعث بشم مشکلی برات پیش بیاد
من یه سفالگر ماهر میشم.همونطور که شما میخواستین
...جونگ
این پدر باعث شد که تو اینجوری زندگی کنی لطفا منو ببخش
نه،نرو.چطور میتونم تنها زندگی کنم؟
...پدر لطفا
خواهش میکنم زنده بمون،باشه؟
..جونگ
!پدر
!پدر
پدر.لطفا
پدر!خواهش میکنم چشماتو باز کن
!پدر
پدر.پدر.لطفا چشماتو باز کن
!چشماتو باز کن
از اینکه نکشتمت ممنون باش
جونگ
سرورم
...پدرم
...کار پدرم عجیب بود
اون...دست منو گرفته بود
...اما
!من گفتم پدرم عجیب رفتار میکنه
!پدر
!جونگ،جونگ
!جونگ
!جونگ!جونگ
!جونگ
!جونگ!جونگ
..آقا
!جونگ
تموم شد؟
بله
...به خاطر اینکه رو این زمین،دوتا خورشید نمیتونن همزمان طلوع کنن
راحت بمیر
[از خط عبور نکنید]
انگار کار یه دزد بوده که میخواسته اون ظروف گران قیمت رو بدزده
من شنیدم ظروف سفالی روستای بغلی دزدیده شدن پس ممکنه یه همچین چیزی بوده باشه
سفالگر یو مرده؟
وقتی من رسیدم،اون با شمشیر ضربه خورده بود
من باور نمیکنم
فکر میکردم تو باید بدونی.برای همین هم بهت گفتم
به عنوان کسی که دوست قدیمیشو از دست داده یا به عنوان سرپرست پون وون که از داشتن یه سفالگر ماهر محروم مونده
من درمورد این اتفاق واقعا ناراحتم
تو باید الان بری
سرورم،لطفا ناراحت نباش
من به شما قول میدم که ظرف هایی رو که یو قرار بود بسازه رو درست کنم
و سرپرست پون وون باشم
یو ایولدام مرده؟
بله.من از شاهزاده کوانگ هه شنیدم
شنیدم که اونو کشتن
...بله.درواقع این به خاطر ظروف چینیش بوده
به اون شخص بگو
مخفی بشه
از وقتی یولدام مرد تو بهترین استاد سفالگر سلسله شدی
!جونگ
پدر
پدر!من بیدار شدم
پدر.گفتم بیدار شدم
پدر کجایی؟
مطمئنم که اون اینجا بود
جونگ
برادر،لطفا دنبالش بگرد
زود باش
جونگ
عجله کن
..فکر میکردم پدرم مرده
..و منو تنها گذاشته..فکر میکردم اون رفته
ولی اون هنوز اینجاس..
..تو اتاقم...تو حیاط...
...و جلوی کوره
...و حتی روی این صندلی چوبی
هرجا میرم پدرم هم هست
درسته جونگ
آقا همیشه کنار توئه
اون همیشه با ماس- ..اما-
پدر عجیب شده
اون کنارمه
ولی وقتی گریه میکنم،آرومم نمیکنه
اگه زمین بخورم،کمکم نمیکنه بلند شم
حتی اگه ناراحت باشم،اون دیگه زنده نمیشه
...اگه بخوام ببینمش
باید برم اون دنیا؟
..از وقتی پدر مرد
منم باید برم پیشش،برادر؟
چرا اینو میگی؟
اینجوری نباش بیا بریم تا یکم هوای تازه بخوری
من دارم میرم هوال یونگو ببینم،نمیخوای بیای؟
بفرمایید
این ظرف چای رو سفالگر یو ساخته
اون اینو به عنوان یه هدیه به من داد
برای اینکه از این بچه مواظبت کنم
قبل از اینکه اینجا شروع به کار کنه از اون سفالگری یاد میگرفت
درسته.اون بدون هیچ نقص و ایرادی اینو درست کرده
اگه اون به پون وون میومد و کارشو اونجا ادامه می داد واقعا عالی می شد
یه چیزی هست که درموردش کنجکاوم
اون...چرا پون وونو ترک کرد؟
اون نرفت....به عنوان یه مجرم انداختنش بیرون
چی؟
چی؟
نه
نه....پدر من مجرم نبوده
تو باید دختر یولدام باشی
اگه نمی شنیدی بهتر بود
فقط وانمود کن نشنیدی
پدر من همچین آدمی نبود
لطفا توضیح بده
!خواهش می کنم
تو سعی می کنی همه چیزو مخفی کنی
البته تو دخترشی باید هم اینطور باشی
این بی ادبیه که درباره ی یه آدم مرحوم حرف بزنیم.بیاید این بحثو همین جا تموم کنیم
من دیگه میرم
مردم درباره ی یه آدم مرده این طور صحبت می کنن؟
اگه توضیح ندی نمی ذارم بری
من حرفاتو خیلی خوب به یاد میارم
اون موقعی که اومدی خونه ی ما و با پدرم دعوا کردی و بهش گفتی اون حتی ازدواج هم نکرده
اون موقع پدرم به من گفت بی خیال شم
ولی امروز دیگه نمی تونم این اجازه رو بدم
برای ناراحت کردن و تهمت زدن به پدرم باید بهم توضیح بدی
تو بدون هیچ ترسی به حرف زدنت ادامه می دی
تو خیلی خوب هوای پدرتو داری
بس کن
وایستا.جونگ من معذرت می خوام
هوال یونگ
تو میدونی این کیه؟
استاد سفالگر
...نه...استاد سفالگر درواقع
پدر منه...
جونگ!چرا اینطوری شدی؟
بیا بریم
هوال یونگ یه لحظه بیا
تو میدونی پدرت چه جرمی مرتکب شده؟
اون سعی کرد شاهزاده گونگ بینو با لعاب سمی بکشه
به همین دلیل از پون وون بیرون انداخته شد
نه...این واقعیت نداره
پدر من هیچوقت همچین کاری نکرده
خوشبختانه اون بخشیده شد
ولی هرچی هم که باشه ما به کسی که به شخصی آسیب زده باشه نمی گیم بهترین سفالگر دنیا
بیادفعه ی بعدی یه جای ساکتو برای ملاقات انتخاب کنیم
باشه
ولی اگه من بهترین سفالگر بشم
بعدش توضیح میدی؟
چی؟
اگه من که هم خون پدرمم
بهترین سفالگر بعد از شکست دادن شما بشم
اونوقت توضیح می دی؟
تو؟
...تو چطور جرئت می کنی
اگه بخوام بهترین سفالگر شم چکار باید بکنم؟
باید به پون وون بری
سفالگرای پون وون آدمای جدی ای هستن
اگه من برم به اونجا بعدش باید چکار کنم؟
تو نمی تونی بری اونجا
کسی که تو الان دیدیش سرپرست پون وون بود
نظرت چیه که از من تجارت کردنو یاد بگیری؟
اگه با هوال یونگ باشی کمکت می کنه از ناراحتی دربیای
قبول نمی کنم
مگه من همین الان به ارواح خاک بابام قسم نخوردم؟
....هر اتفاقی که بیوفته
من یه سفالگر می شم
اگه من که همخون پدرمم بهترین سفالگر بعد از شکست دادن شما بشم
بعدش توضیح میدی؟
پدر،نگران نباش
مردم هرچی بگن من باور نمی کنم
من خوب می دونم تو چه جور آدمی بودی
مجرم...خیلی مسخره س
پدر من سفالگرماهری بوده
...ولی اونا اینو نمی دونن
به خاطر تو اینو بهشون ثابت می کنم
مطمئنم که بهترین سفالگر می شم
و غرور کسی رو که به تو تهمت زد می شکنم
فقط صبر کن و ببین
فقط یکم بیشتر صبر کن
من باید برم
چی؟
فکر نمی کنم بتونم این کاررو تو خونه انجام بدم
می خوای چکار کنی؟
فکر می کنم اگه تو خونه باشم ....یاد پدرم میوفتم
...و شروع می کنم به گریه کردن
کی می تونم سفالگر بشم؟کی میتونم همه چیو بفهمم؟کی میتونم اونو وادار کنم برام توضیح بده
من می رم
جونگ
اگه تو این کار رو بکنی من خوشحال می شم
حرف مفت زیادی نزن جونگ
چطور می تونم به همه بگم تو مُردی؟
فقط پنج سال!تورو خدا فقط پنج سال
تو می تونی
من هروقت هرچی ازت خواستمو انجام دادی
جونگ.لطفا اینجوری نباش
من هرکاری بخوای برات انجام میدم بهت کمک می کنم
می بینی؟برای همینه که باید برم
من این کار رو انجام می دم چون نگرانم قلبم ضعیف بشه و ببازم
ایشون استاد پدرن
اگه برم پیشش اون از من مراقبت می کنه
من سفالگری رو از اون یاد می گیرم
من خوب زندگی می کنم.باشه؟
اون کجا زندگی می کنه؟
اگه بهت بگم تو دنبالم می گردی
پنج سال.بیا پنج سال از هم دور باشیم
بیا بعد پنج سال اینجا همدیگه رو ببینیم.باشه؟
من از اینجا به بعد...دیگه مُردم
...ولی
بهم قول بده
که بعد از پنج سال برمی گردی
اگه باز هم همدیگه رو ببینیم،دیگه نمی ذارم بری
قول
قول می دم
دیوونه....میخوای بدون کفش بری؟
به خدا می سپارمت.خیلی متاسفم
اینو نگو
میدونی وقنی با من بودی خیلی خوشحال بودم
...سرورم
!ته دو
!سرورم
من اینو پیدا کردم
هوا داره تاریک می شه
خیلی سخته که به گشتن ادامه بدیم
جونگ مرده؟
پس تو چه غلطی می کردی؟
باید مواظبش می بودی
باید جلوشو می گرفتی
باید ازش حفاظت می کردی
...جونگ
...برای من،تو کسی بودی که خیلی درد کشیدی
و سختی ها رو تحمل کردی
...جونگ
دلیل این که تو رو از خودم دور کردم
این بود که نگران بودم از دستت بدم
اون یه راهزن نبود
یه قاتل بود
از وقتی که تو تظاهر به مرگ کردی
برای حفظ تو از دست اون قوی تر شدم
...جونگ
...آقا !جونگ یی
پدر...پدر
نمی شه
چرا منو به عنوان شاگرد قبول نمی کنید؟
نه فقط تو؛من هیچ کسو به عنوان شاگرد قبول نمی کنم
من باید یه سفالگر بشم
برای چی فکر می کنی من دارم نمایش بازی می کنم؟
اگه میخوای به عنوان یه فرد مرده زنده بمونی باید اینطور باشی
سفالگری رو بیخیال شو
آقا این آخرین قولیه که پدرم دادم
من هیچوقت به حرفاش گوش ندادم و باعث آزارش شدم
برای این که آخرین قولی که بهش دادمو عملی کنم لطفا بهم کمک کن
کسی حرف گوش نکن تر از تو پیدا نمی شه
فکر می کنی این چیزیه که پدرت می خواد؟
دختری که سعی می کنه سفالگر بشه؟
امکان نداره بتونی سفالگر بشی این کار سختی های زیادی داره
کدوم پدری دوست داره بچه ش سختی بکشه؟
پدر تو میخواد که عادی زندگی کنی
خوشحال و امن
اینطور نیست
اگه اون میخواست من اینطور زندگی کنم هیچوقت بهم سفالگری رو یاد نمی داد
من پدرمو بهتر میشناسم
حتی تو آخرین شب عمرش هم از من خواست باهاش به پون وون برم
حتی اگه پدرتم گفته باشه
من هرگز تورو قبول نمی کنم
فهمیدی؟
آقا
من نمیتونم مثل یه دختر عادی زندگی کنم
..ولی پدرم
پس پدرم چی که به مادرم قول داده بود منو یه سفالگر بزرگ کنه
اگه نتونه به قولش عمل کنه حتی بعد از مرگشم نمیتونه با مادرم مواجه شه
بعدش اون تنها نمیمونه؟
به پدرم فکر کن.خواهش میکنم قبولم کن
میشه؟
اگه منو قبول نکنی،از جام یه قدم هم تکون نمیخورم
اگه اینجا به سنگ هم تبدیل بشی
چیزی تغییر نمیکنه
هرکاری دوست داری بکن
!ای بچه ی خل و چل
هنوز اینجایی؟
تاوقتی قبولم نکنی،از جام تکون نمیخورم
باشه.خوبه
ببینیم چقدر میتونی تحمل کنی
تا وقتیکه نظرت عوض شه من اینجا میمونم
لطفا برو تو.سرما میخوری
اگه نگرانمی،اول تو برو
...چقدر احمقی بهترین سفالگر دنیا؟
که چی؟
من الکلی رو ببین
پدرت رو که تو بهشته ببین
ساکت باش
پدر از اونجا صدای مارو میشنوه
برای اینکه منو قبول نمیکنی،اون داره گریه میکنه و ناراحته
....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
میدونی چطوری آشپزی کنی؟
چی؟
بله.من خیلی خوب غذا درست میکنم
خوب غذا درست میکنم.خوب لباس میشورم و خیلی خوب تمیز کاری میکنم
بیا بریم تو یه چیزی بخوریم
منو قبول میکنید؟
گفتی خوب غذا درست میکنی
ممنونم.ممنونم آقا
!مامان
من یه خدمتکارم یا یه کارآموز؟؟
اون به من گفت آشپزی کن و لباسا رو بشور
آخ کمرم
!جونگ
بله آقا؟
به عنوان سفالگر سلطنتی
من بیشترین تلاشمو در کنار شما می کنم
!خوشمزه ست
کی برای من یکم دیگه میریزه؟
من میریزم
باشه.باشه یه نوشیدنی دیگه برام بریز
بفرمایید
خیلی خوشمزه ست
خوبه؟
برای چی بدون اجازه اونجایی؟
پرسیدم برای چی بدون اجازه اونجایی؟
درسته
من اشتباه می کنم
من دیگه هیچوقت اونو اینجا پیدا نمیکنم
داشتم میدیدم خاک رس و آب بعداز اینکه زیاد زیر آفتاب بمونن چه تغییری میکنن
باشه
چجور آبی بهتره؟
بهترین نوع آب در کل وجود نداره
برای خاک هایی که سفت شده بهترین آب آبی هست که طوفان میاره
برای شن هم بهترین نوع آب،آب مقطره
خوبه
میبینم که خودت اینا رو میدونستی
اگه روی رس سفید آب راکد بریزی خاک می میره
ولی اگه روش آب مقطر بریزی اگرچه خاکش مرده باشه ولی دوباره قابل استفاده می شه
نکته ی مهم اینه که تو آبی رو پیدا کنی که با خاکت جور باشه
دنبال من بیا
بله آقا
بذار ببینم
بفرمایید
عالی از آب در اومده
!من واقعا دوستش دارم
آقا،نوشیدن رو تموم کنید تا لرزش دستتون از بین بره
این به خاطر لرزش دستتون نیست که شما نمی تونید سفال های نفیس درست کنید؟
Why I outta...
این معنیش نیست که من نمی تونم.فقط انتخاب نمی کنم
نگاه کن اون چقدر زیبا و قشنگه
ببین
قشنگه ولی ارزش زیادی نداره
توی حقه باز
توی این کوه ها...احتمالا حق با توئه
چی؟
با تونیستم
خدای من
تو کی هستی؟
آقا...این منم...جونگ
...تو
چرا لباس مردونه پوشیدی؟
من بر می گردم
بر می گردی؟مگه کجا داری میری؟
بشقابا!تو گفتی که میخوای بفروشیشون
باید دو سه روز راه بری تا به اونجا برسی
پاهای تو همین طوری هم درد می کنه.نمی تونی زیادی جلو بری
حقه باز من فقط دارم از شغلم محافظت می کنم
سرفه هات داره بدتر می شه
میرم کمی دارو برات بخرم....برمی گردم
ای مردم!شما باید رنج کشیده باشید
آزار و اذیت های مینگ دیگه تموم شد
و اونها با رضایت رفتن
و این به علت سخت کوشی شما بوده
ما مفتخریم اعلیحضرت
حالا می تونید بر گردید سر کارتون
پدر همه منتظرن
منتظرن؟
برای چی؟
اعلیحضرت همیشه کسی رو که بهترین سرویس رو درست کنه مورد ستایش قرار میده و بهش پاداش میده
اگر چه اون سرویساپیشکش به مینگ باشه
منظورت اونه
من چیز مهمیو فراموش کردم
کوانگ هه،بیا جلو
به خاطر آب و هوای بد،خیلی سخته که بشه رس سفید پیدا کرد و کوره رو خشک نگه داشت
برای کامل کردن چینی ها بدون کم ترین شکایت
سهم تو از همه بیشتر بوده
برای همین من سمت تو رو از معاون به مدیر ارتقاء میدم
و این یه پیشکش سلطنتی به توئه پس قبولش کن
مفتخرم سرورم
پدر
من قبل از اون هزارتا اسب رو تربیت کردم
ولی برای چی من نه؟
من سعی کردم مخفیش کنم
وظیفه ی تو چیه؟
...وظیفه ی من
مدیریت طویله ی همایونی
پس به عنوان یه مدیر
چطور تونستی بهترین اسبارو بفروشی تا پولشو به جیب بزنی؟
و از اسب های پیر به جاشون استفاده کنی؟
...سرورم اون فقط
اگه حتی مجبور شدی از پول های خودت هم بدی
باید پول اونها رو پس بدی
تو الان باید خوشحال باشی...برای چی بیخیالی؟
فهمیدم هدایایی از طرف نمایندگان پون وون فرستاده شده،هیچ منظوری نداشتم
دوباره،نشون بده
حالا هرچی،تو بهتره امروز منو از این حس و حال دربیاری
ولی من کارهای مهم تری دارم
اونا از من مهمترن آیا؟
من بهشون گفتم که تو داری میری.اونا اصلا فکرشو نمیکنن که تو نری
منتظر من نباش
فکر کنم مدت زیادی طول بکشه
تو نمیتونی بری تو
باشه
سرورم
من فقط می خوام یکم گوشت بخورم توهم مراقب کجاوه باش
برو دیگه،خدافظ
اگه کسی تو رو بشناسه چکار می کنی؟
نــگــران نباش
من واسه همه چی برنامه ریزی کردم
!سرورم
پدر من بی گناهه
من مجرمم
مراقب خودت باش
باشه
بعدا می بینمت
این می گه که اگه من برم اونا قیمتارو می برن بالا
چقد بم میدین؟
اوه تو خیلی خوشگلی
تو واقعا یه مردی؟
امروز من میخوام باتو بازی کنم
....اوه
من اومدم اینجا که رئیس گی سانگ رو ببینم
!یه دوری بزن
!بچرخ
بیا تو
اونا کجا میرن؟
متاسفم ولی یه نجیب زاده اومد
نجیب زاده؟
فقط یه نفر هست که مقامش از من بالاتره
که اونم پادشاهه
...تو کی هستی که
منم
کوانگ هه
تو واقعا شاهزاده کوانگ هه ای؟
میدونی این چیه؟
این کمربند یشمی ایه که اعلیحضرت به من پیشکش داده
تو هنوز هم باور نداری من کوانگ هه ام؟
یه لیوان شراب بیار
بهترین چیز های گی سانگ رو بیارید
من میخوام امروز یه بازی باحال بکنم
یه گلسر طلا
این کافیه؟
به اضافه ی جواهرات
یا حتی یه انگشتر؟
تو خیلی خوب کارتو بلدی
سرورم
این همه چیز که رئیس ما بهت پیشنهاد داده رو قبول کن
خانوم،اون مهمونی که توی اتاق ویژه ست شاهزاده کوانگ هه ست
من فکر می کنم شما باید به استقبالش برید
شاهزاده کوانگ هه؟
صبر کن.یه لحظه اینجا بمون
شاهزاده کوانگ هه؟
اون نجیب زاده ای که درباره ش حرف می زدی کیه؟
اون؟
اون لی پیونگ ایکه
گفتی لی پیونگ ایک؟
اون به زودی می رسه
لی پیونگ ایک؟ اگه اون بفهمه که من کمربند کوانگ هه رو برداشتم
من می میرم
میخواید برید پیشش؟
نه.من دارم میرم
سرورم
سرورم
سرورم!شاهزاده کوانگ هه
اگه چیزی کم و کسر بوده بگید
نه.نه.چیزی کم نبوده فقط بذارید برم
برای اینکه باید برم دستشویی
باشه.من صبر میکنم زود برگرد
باشه.فهمیدم
...سرورم
ساکت باش
فکر کنم شاهزاده بودن خیلی سخته
..چهره اون خیلی تغییر کرده
اون نباید بفهمه من کیم،خوب؟
..صبرکن
!!سرورم
!!سرورم
!!سرورم
چطور میتونید اینطوری بذارید برید سرورم
نگفتم کار واجبی دارم؟
...دفعه ی بعد که بیام
!!سرورم
ازش بگیرش
بریم
س-سرورم
..نه
لطفا همین الان پرداخت کنید
اون تنها چیزیه که اعلیحضرت جا گذاشت
منم رفتم که اینو بهش برگردونم
اعلیحضرت گفت که باید پولو از تو بگیرم پس منم همین کار رو میکنم
..الان
اینو باید به جای هزینه نوشیدنیا بدی
و این جواهراتو برای سرگرمی هایی که اون استفاده کرده باید بدی
به علاوه ی این انگشتر
الان دیگه میتونی بری
باشه
من پیش شاهزاده کوانگ هه میرم وچیزی رو که به جاش پرداختم ازش پس می گیرم
حتما این کاررو بکن
بذار رئیس بیاد داخل
من قبلا گفتم که من آقای ایی رو دعوت کردم
پس چرا همه ی کارها ناقص انجام شده؟
معذرت می خوام
...چون که شاهزاده کوانگ هه اومد
شاهزاده کوانگ هه؟
راسته که اون اینجا بوده؟
درسته ولی اون رفت و کمربندشو اینجا جا گذاشت
اون با سرگرمی ها و نوشیدنی ها کلی حال کرد
کمربند؟
اون الان اینجاست؟
نه.یه پسر جوون اونو برداشت
این که شما بهترین هستید...غیر قابل انکاره
کسی نباید بفهمه
من فقط به دنبال قاچاقچیای سفال می گردم هیچوقت همچین کاری انجام نمی دم
من به اندازه ی کافی پول می پردازم
متاسفم
خانوم
نگفتم پول با اون کاری نمی کنه؟
اگه اینطور باشه این روش احتمالا جواب بده
این آخرین اثر آقای یوئه
اگه به اون طوری نگاه کنی که به جونگ میکردی باید کافی باشه
من باید چی پیدا کنم؟
دنبال کمربند یشمی میگردید؟
برو پیش هوال یونگ اونو به جای مزد برداشته
همش تقصیر توئه
اگه من اون موقعی که بهت گفته بودم بیا میومدی این اتفاق نمیوفتاد
برادر برای چی وایستادی؟زود باش پیداش کن
اگه تا قرار ملاقات فردا پیداش نکنی پدر خیلی عصبانی می شه
برای خودت می گم
من چطور می تونم شاهزاده کوانگ هه رو ببینم؟
برو اعلیحضرت یه چیز با ارزشو جا گذاشته
من باید اونو براش ببرم یا حداقل بهش بگم
اوه..اون
اگه چیز مهمی باشه اون خودش دنبالش میگرده مزخرف نگو و برو
لطفا حداقل بهش بگید
بانوی من،شاهزاده کوانگ هه دیشب توی یه محل نامناسب دیده شده
مکان نامناسب؟ کجا؟
یه فاحشه خانه ای به اسم هه وول گون
کوانگ هه تو فاحشه خونه بوده؟
مطمئنی که اون ایم هه نبوده؟
بله سرورم
به نظر میرسه که اون کمربندشو هم اونجا جا گذاشته
من قبلا سعیمو کردم ولی به زودی پیداش میکنم
هرچی بشه مهم نیست
ما باید اونو بدست بیاریم
بوسیله ی اون ما میتونیم از کوانگ هه باج بگیریم
اون یه مرد خیلی زیبا ی بدون سیبیل بود
یه کلاه لبه دار و پیشونی بند داشت
اون میاد که اینو پیدا کنه؟
دزد
!باید چکار کنم
!دزد
اومدی؟
اون یه دزده
زود بیا تو
...یه دزد اینجاست
بیا تو
این اومده دنبال تو
کمربندمو پس بده
ببخشید؟
....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....
اسم من جونگ ییه
من....من
گفتی شاهزاده کوانگ هه؟ ::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::
منظورم اون کمربنده بدون اون چه اتفاقی میفته؟
خودت گفتی که هر تنبیهی رو قبول می کنی؟
بهتر نیست از دست کوانگ هه،کسی که مثل خار توی چشمات بود خلاص شیم؟
من دیگه با تو کاری ندارم
رئیس پون وون الان اینجاست
اون شده سایه ی کانگ چون
کسی که آقا رو کشت یه زخم روی شونه ش داره
نظرت چیه که توی تجارت خونه ی من کار کنی؟
واقعا داری می ری؟
چرا پدر من مرد.من باید بفهمم
اگه بخواد بیاد اینجا باید امتحان منو پاس کنه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.