All language subtitles for Jung-Yi, Goddess of Fire 2013.E01

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.::: کره فروم تقديم ميکند "OPUS-SUB" تيم ترجمه :::. "جونگ یی ، الهه آتش"

....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

به من نگاه کن.اسمت چیه؟

جونگ،قربان

جونگ

خوبه.خوبه

و تو اینو درست کردی؟

بله،قربان

البته همیشه از کوره ها به من خبرایی میرسه

...ولی این

!پدر

!پدر

،سفالگر ایی کانگ چون و یو یولدام اطاعت کنید

اعلیحضرت استاد سفالگرکوره ی پون وون رو انتخاب خواهند کرد

اطاعت می کنیم

یه مسابقه؟و سفالگر ایی؟

درباره اون چطور؟

خوبه

سرامیک های سلطنتی کار یو یولدامه

واقعا عالیه

با ارزش ترین محصول محلی ما چیه؟

چینی های سفید سلطنتی

و پون وون بهترین کوره ی سلطنتیه

.ما باید حواسمون به اونا باشه

استاد سفالگر باید رئیس ما باشه

فهمیدی؟

بله قربان

برو پیش سفالگر ایی

سفالگر ایی

به غرور آدم بر می خوره،مگه نه؟

یولدام کیه؟

یه سفالگر،یه زحمتکش،در واقع هیچکس

من کوره پون وون رو روشن می کنم

من حقارت امروز رو از بین می برم

و به قصر احترام میذارم

.شکی نیست

...ولی

...فرض کن این کا رو انجام ندی...

منو باور نداری؟

باور دارم.ولی من اعلیحضرت نیستم

سلام

تویی؟

سفالگرامون خبرها رو شنیدن؟

...البته،قربان

از شما ها

بهترین کار رو انتظار دارم

اونها با سفالگر ایی هستند

و ما باید عجله کنیم

برای چی اونا لگد کردن گل رو شروع نکردن؟

...خوب

بگو

اون خاک کوه بونگه که شما گفته بودید استفاده نکنن

واقعا؟

ولی این گل در برابر گرما مقاوم نیست و اون ازش خوشش نمیاد

معلومه که اون میخواد با این مسابقه تورو اذیت کنه

تنها چیزی که برامون باقی مونده خاک سون چونه؟

بله قربان

خوبه

وقت اونه که خاک سون چون رو امتحان کنم

!ولی قربان

شاید یه وقت دیگه

ولی الان رقابت برای سر سفالگر شدنه

من تورو دارم،یونوک

تو با سفالگر ایی کار کردی و میدونی اون چطوری از خاک سون چون استفاده می کنه

این یه فرصته که خودتو نشون بدی

سرورم

بیا شروع کنیم

بله قربان

برای تو دعا می کنم.و تو

اوه.و تو.یه دعای بزرگ برای تو

!و تو

کار های تو همیشه زیبایی خاصی دارن

واقعا؟

هیچکس نمی تونه ظرافت و پاکی کارهای تورو تو کارهاش داشته باشه

احساس اعتماد به نفس می کنی؟

به نظر خیلی به خودت مطمئن میای

من یه رویا داشتم

در رویام طوری به نظرم می رسید که انگار دخترمه

که ظروف چینی رو برای شاه آماده میکنه؟

ما همه رویاهایی داریم

بگذریم،تو داری از اون ها دور میشی از اون جایی که ازدواج نکردی

از این طرف

چقدر سفید،شکوفه های گیلاس خیلی ظریفن

من چندین دفعه روی تخت شاهی نشستم

...این شکلی،این رنگی

ولی سال ها از زمانی که من همچین چیزی دیدم میگذره

این کار شماست؟

من این افتخار رو داشتم

خوبه؟

بله، قربان

یه کار شایسته برای نیکان نجیب زاده تون

سفالگر ایی توانایی ساخت چینی سلطنتی رو داره؟

بله،قربان

اینجا چی داریم؟

یه کاسه ی انگشتی رنگی

اعلیحضرت،اجازه دارم؟

.خواهش می کنم

درنگاه اول چیز مهمی به نظر نمی رسه

ولی با گذشت زمان اثر صلح آمیزی داره

خیلی درست نیست

...ولی به اندازه کافی عجیبه

.طراحیش قلبمو آروم می کنه...

سفالگر یو

اعلیحضرت

تو بایدسرویس سلطنتی چای رو درست کنی

به من لطف می کنید قربان

قربان،اگه سفالگر ایی چینی درست کنه ...و سفالگر یو سرویس چای

چه کسی امروز برنده میشه؟...

فقط یه استاد سفالگر باید انتخاب بشه

من مجبورخواهم بود انتخاب کنم

قربان،سرویس چای بیشتر جنبه تزئیینی داره

احتمالایک یا دو جرعه فقط گنجایش داره

تو احتمالا باید اطاعت کنی؟

بله،قربان

سرورم

!سرورم!سرورم

!به ما خیانت شده!سَم

نگهبانا!نگهبانای من کجان؟

!نگهبانا

!از اعلیحضرت محافظت کنید

قربان

این لعاب شیشه ی شماست؟

قطعاً

سم از دربار یا آشپزخونه نبوده

بلکه مشکل به فنجان شما برمی گرده

اعتراف کن

این غیر قابل بخششه هیچ بخششی درکار نیست

تو از چی استفاده کردی؟

آرسنیک؟

قربان،توی لعاب من هیچ سمی وجود نداشته هیچ سمی

باور کنید

خائن!اعلیحضرت مرد

سمی درکار نبوده؟باور کنیم؟

!بکشیدش

قربان

نه،نه

صبر کنید

اون جرئت اینو نداره که خودش این کار رو انجام بده

بگو کی بوده؟اعتراف کن

کی به تو دستور داده این کار رو بکنی؟

!تقصیر من نیست

...من همه ی لعاب رو می نوشم

.تا بهتون ثابت کنم...

!قربان،قربان

!مشکل از سم نبوده

اون از یه آلرژی رنج می بره

آلرژی؟

اون به شکوفه های هلو حساسیت داره

اگه تعداد شکوفه ها کم باشه باعث خارش

و اگه زیاد باشه باعث بیهوشی ایشون می شه

خوشبختانه،الان به هوش اومدن و حالشون بهتره

تو،توی لعابت شکوفه هلو بوده؟

این بخاطر بی دقتی منه

اون ملکه سلطنتی بود

این یه خیانت بزرگه

یه خیانت بزرگ

برای چی از شکوفه های هلو استفاده کردی؟

مگه راجع به آلرژی اعلیحضرت چیزی نمی دونستی؟

هرگز،قربان

...شکوفه های هلو

قربان

اون نمی دونسته

ما سالها باهم کار کردیم

اون هیچ جرمی انجام نداده

خواهش می کنم،قربان

هیچ جرمی؟

زندگی اعلیحضرت تهدید شده اوقت می گی هیچ جرمی انجام نشده؟

اینطوره؟

ببخشید قربان

...من

و تو فقط..

گمراه شدی....

نظر تو اینه؟

من می دونم فکرهای اون فقط درباره سفالگریه

اون جوری تظاهر می کنه که فکراش فقط درباره سفالگریه ولی درواقع این طور نیست

اون احتمالا کسیه که کوره ی پون وون رو روشن میکنه

اعلیحضرت این رو گفت؟

بله

این طوری که به نظر می رسه اوضاع به نفع ماست

تو چطور درباره حساسیت اون فهمیدی؟

توی یه گردش

اون سالمه و این برای ما خوبه

...ولی اگه اون توی یه زایمان زودرس و مریض بود

ایی کانگ چون حتما استاد سفالگر پون وون می شد

تبریک می گم قربان

تبریک

سرورم

خواهش می کنم سرورم.این بخاطر لعابه؟

پس سفالگر یو چی میشه؟

سرورم،سرورم

گفتم نه

لطفا فقط یه جرعه

من به شما بدهکارم

...البته که نه...

قربان

قربان

چطور اومدی داخل؟

شما بخاطر من اینجایید

تقصیر تو نبود

من لعاب رو درست کردم

اون منو گذاشت کنار سرویس چای

اون گفت طراحی قلبشو آروم می کنه

قربان

من نگران بودم که نتونم بهتون بگم

الان بهتر شد

من سعی نکردم که بدون شما استاد سفالگر بشم

تو به عنوان یه زن هرگز نمی تونی استاد سفالگر بشی

با این حال تو هرگز تسلیم نمی شی

در این باره تحسینت می کنم

من رویاهامو درباره ی سرویس پادشاه آزاد گذاشتم

درواقع یه نوع خیانت

به ارباب ایی درست خدمت کن

توی بان وون یه سفالگر شو

اولین سفالگر توی کشورمون

...هرکجا که باشم

...توی این جهان یا جهان دیگه...

.مراقبت خواهم بود...

سرورم

[یولدام]

...با یه همچین چیز سستی

احساس آرامش می کنه؟

چشم های بینای اون منو شگفت زده می کنه

اگه ملکه اونجا نبود همه چیز فرق میکرد

ولی در آخر تو استاد سفالگر شدی

مشکلات من و یولدام مهم نیست

مهم تر از اون اینه که باید مراقب کوره باشی

من نمی تونم همچین چیزیو دوباره بگم

پس باید یادت بمونه

سرورم

برای چی شما به من شکوفه های هلو رو دادید؟

قند موجود در اونا ظرافت لعابو بالا می بره

برای خاک سون چون این بهترین روش لعابه

ولی شما از قبل می دونستین

برای همین هم گل رو کنار گذاشتین؟

پس یو مجبور شده از لعاب من استفاده کنه؟

نگاه کن

من به اداره تحقیقات می رم

و بهشون می گم که تو گفتی که از شکوفه های هلو استفاده کنم

میخوای بهشون دروغ بگی؟

دروغ گوی واقعی....تو هستی

پس رویای تو برای استاد سفالگر شدن چی میشه؟

نباید بذاریم رویاهامون سد راهمون بشن

من می تونستم کمک کنم

....من همه چیز رو....

برای این که سفالگر بشی بهت دادم

حتی حاضر شدم خودمو بعد از اون شب باتو بکشم

...ولی الان میدونم

...ولی میدونم الان

رویایی ارزشمند تر از یو برام وجود نداره ....

...تو

تو عاشق یولدام نیستی؟

فکر میکنی من شهامتشو دارم؟

تو منو بهتر میشناسی

...تو دهنتو در مورد لعاب باز می کنی

و می میری...

.ولی اگه ممکن باشه

من باید مراقب یو باشم

من صبح به سراغ مامور تحقیقات میرم

...بی ارزش،رقت انگیز

!یولدام،یولدام،یولدام

.ما پونگ

...نه

...من

...حامله ام

.درد دارم

تو خیلی خوب میدونی که پدر بچه کیه

می خوای کسی رو که از خون سرورته بکشی؟

برو و به اون بگو

من پیش بینی کردم که این بچه یک الهه ی سفالگره

چی؟بچه؟

'الهه ی سفالگر؟'

نمی تونی یکی دیگه داشته باشی

شوخی نیست

یه بچه ی دیگه ثروت، قدرت و مقام رو برای تو به وجود میاره

نشانه ها واضحن

پدر

یوک دو،تو الان نباید خواب باشی؟

من تا الان صبر کردم که بیام بهتون تبریک بگم

ولی با وجود این نخوابیدم

دیر وقته.برو یکم بخواب

من همه ی شب رو صبر می کنم

من به تو افتخار می کنم که استاد سفالگر پون وون شدی

من میخوام بهترین سفالگر باشم درست مثل تو

و تو می تونی.تو می تونی

الان برو بخواب،یوک دو

بله،پدر

یوک دو همه ی چیزیه که من میخوام

ممنونم ازت،بانوی من

این یه روز عالیه

من بدین وسیله عفو عمومی رو اعلام می کنم

یو یولدام،تو از مقامت عزل و از پون وون بیرون می شی

یونوک

خودتی؟

سرورم

یونوک،چه خبره؟

...برای چی تو

...این بچه...این

تو یه رویا نیستی؟

....:: NEGEE(:-snowqueen ترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

واقعا اینجایی؟

درسته.رویا نیست و من اینجام.اینها چی هستن؟

...سرورم...نپرس...بچه ی من

...بچه م...

میرم دکتر بیارم

سرورم

اون

...بچه...خواهش می کنم...بچه م

اون میاد اینجا؟کی؟

سرورم....خواهش می کنم

اول ما باید از اینجا بریم بیرون

بچه رو بده من

دخترم

یه روز اون برای پادشاه چینی درست می کنه

البته

حالا بدش به من که ببرمش

اول قسم بخور

قسم بخور هر اتفاقی هم که برای من بیوفته تو مراقب اونی

قسم می خورم،زود باش

!یونوک

!یونوک

...یونوک!یونوک

...نه!یونوک

بله

هرچی که من دارم برای توئه،یوک دو

تو بزرگترین و بهترین سفالگر روی زمین خواهی شد

یونوک،میتونی مارو ببینی؟

...دختر کوچولوی تو

نه...دخترم

من توی رویاهام دیدم دختری به دنیا میاد که برای شاه چینی درست می کنه

من اون رو آموزش می دم تا بهترین سفالگر تو جامعه ی ما بشه منتظر بمون

من قسم می خورم

!خدای من!به اون نگاه کنید

این جا،یک لحظه

چه شرم آور،بدش من

گرسنه ای عزیزم؟

خودشه،درسته.بفرمایید

سفالگر-یه سفالگر واقعی...فراموشش کن

برای چی من مجبورم این کار رو هرروز انجام بدم؟

برای من همیشه جدا میوفته

احتمالا بهش محکم ضربه زدی

ها؟چی به کی ضربه زده؟

استاد پیر به من گفت برای تو همیشه نشت می کنه

نشت؟واقعا؟

من موندم برای چی؟

هوال یونگ،پدر نمی دونه؟درسته؟

استاد گفت سه بار نشتی داشته

جونگ

ته دوئه

!برادر

!برادر

چکار می کردی؟

فقط داشتم یه چیزی درست می کردم

...بچرخ....بچرخ...بچرخ

...یه تیر

زیبا و راحت

مثل این؟

چشم ها متاثر

چانه داخل،گردن این طرف

شونه ها صاف

کی پرتاب کنم؟

نفستو نگه دار

حالا

حالا؟

نمی تونم

شمشیر برای من بهتره

اونو بدش من،خطرناکه

یو جونگ،استاد شمشیر شگفت انگیز

وایستا ،جونگ

جونگ،جونگ...صبر کن

جونگ...خطرناکه

...جونگ

جونگ،حالت خوبه؟

جونگ - جونگ -

سلام پدر

هوال یونگ،با پدرت برو داخل

بله،آفا

بیا بریم

وقتی که گفتم امروز یه مهمون مهم داریم متوجه من شدی؟

اینو تمیز کن و به اتاقت برو

چشم

بهترین سفالگر به عنوان یه معلم

ویه دوست

من خیلی خوشحالم

بله پدر،من خیلی خوش شانسم که اون منو آموزش میده

...هنوز

هنوز چی؟

بگو

ایکاش دوستی داشتم تا باهاش رقابت کنم

مگه جونگ دوست تو نیست؟

جونگ بهترین دوست من توی دنیاست

...ولی درواقع اون

رقیب من نیست...

هوال یونگ

درسته

رقابت مهارت هارو بالا می بره

من با یه نفر مثل این توی روز های اولی که سفالگر شده بودم آشنا شدم

کی؟

ایی کانگ چون،استاد سفالگر پون وون

هوال یونگ،برامون نوشیدنی بیار

بله

"ایی کانگ چون دوست خوبی بود"

این چیزیه که فکر می کنید؟

اون وقتی هیچکس بامن نبود ازم حمایت کرد

من بعد از این که رفتی چیزای عجیبی شنیدم

کافیه

شاهزاده کوانگ هه خوبه؟

به خودت نگاه کن

تو به هیچ چیز دیگه ای توجه نمی کنی

بجز مقام سلطنتی اون

بعد از متولد شدن اون من هم شامل عفو عمومی شدم

ما هیچ وقت همدیگه رو ملاقات نکردیم،ولی من اونو دلیل زندگی خودم میدونم

!ارباب تو!سرور تو پرنس کوانگ هائی

تو منو خواستی؟

میخوام یه چیزی بگم قبل از اینکه شروع کنیم

گوش میدم

من اولین کسیم که متولد شده.هیچ کسی جلوی من نیست

درسته.البته

و تو هم نمیتونی تو این زمان هیچ چیزی بدست بیاری،فهمیدی؟

خوب؟

شکارچیا درواقع خودشون شکار میشن

چی؟تو جرات داری نافرمانی کنی؟

من برای شکار اینجام

نه اینکه بهت چیزی رو نشون بدم،نگران نباش

میبینمت که اونو به یاد میاری

صبر کن

برای چی؟

اون گوزنه پدر

تو برای اینکه خودتو نشون بدی به یه بازی دیگه ای احتیاج داری

چه راه دیگه ای؟

اینجا.یه عالمه جونور توی چوب هستن

حیوون؟

اول تو

نه،اول تو

باشه

کجا میری؟

اممم...دنبال خاک رس میگردم

عجیبه

و ته دو رفته شکار

اوه؟نمیدونم

من باید قبل از تاریکی برگردم

خداحافظ

گفتم شکار نکن باید صبر می کردی

پس زود باش

من نمی تونم با این تیر زیاد دور برم

تو پرتابش کردی.نمی تونی شکار کنی

!ایم هه

بریم

!..چی

کی اینو این جا گذاشته؟

چی شکار کردیم؟

گراز؟

گوزن؟قوچ؟

چاله پیشنهاد من بود.پس این شکار منه

میدونی که،درسته؟

!نظر تو بود.ولی من همه ی کار هارو انجام دادم

غر غرو

چی؟مگه من فقط کنار وایستاده بودم؟

...من

ادامه بده...من گوزن رو دنبال می کنم

عالیه.ولی من این چیزی که توی چاله س رو گرفتم

حال بحث ندارم

کلا گفتم.اینو بگیر

باشه

صبر کن.ما حیوون بزرگی شکار کردیم؟

احتمالا یه ببر نیست؟

....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

!...وویـــــی...!قسم می خورم

تو فقط قراره اونجا وایستی؟

دستتو بده من.

من هیچی نگرفتم

چی؟هیچی؟

تو این چاله رو کندی؟

آره.مال منه

تو حتی مجوز هم نگرفتی

وقتی بیام بیرون پشیمون می شی

باید شانس بیاری

صبر کن

صبر کن.دستتو بده من

!برگرد

برای چی باید کمکت کنم اگه قراره پشیمون بشم؟

تو می دونی من کیم؟

من می تونم همه ی خونواده ی تو رو بکشم

آره،آره،آره

بهتره انرژیتو نگه داری.موفق باشی

.ویـــــــــــی !مار نیشم زد

منو بیار بیرو قبل از این که سم تو بدنم پخش بشه

واقعا؟

آره آره.نگاه کن

...خیلی درد می کنه

...خیلی دردناکه...

اوه - اوه -

خدایا،الان باید چکار کنیم؟

چطور بریم بیرون؟

زانو بزن

ها؟

زانو بزن

خودت زانو بزن

من میرم بیرون و برات یه طناب میندازم

چطور می تونم بهت اعتماد کنم؟

سرباز هارو برای کمک میارم.زانو بزن

سرباز ها؟ها؟سم داخل بدنم شده

کدوم دستت بود؟ما باید درمانش کنیم

دروغ گفتی؟

دروغ گفتی که مار نیشت زده؟

نه

اینجا

!اوه..آخ

صبر کن.این چیه؟

سم توی شونه ت پخش شده

ها؟

مجبوریم ببُریمش

شوخی می کنی؟

شوخی؟

سم پخش شده بود حتی موقعی هم که نیش نزده شده بودم

دروغگو.تو عرضه ی بیرون اومدن از یه سوراخ حیوون رو هم نداری

میدونی من کیم؟

جرئت می کنی منو با یه حیوون مقایسه کنی؟

...من

من شاهزاده م

شاهزاده؟

بله.حالا عجله کن و قلاب بگیر

منو به بزرگی و عظمت خودتون عفو کنید

من شکوه شما رو تشخیص ندادم

اشکال نداره...تو نمی دونستی

فکر کن می خواستم اون کارو انجام بدم

به نظر من باتو رسمی حرف زدن هم حرومه

چی؟

شاهزاده؟خـــــــوب

اون حتی کار هم می کنه؟

تو نمی ترسی که دستگیر بشی؟

سا کت _ !ببند -

حالا گوش بده.برادر من به زودی میاد اینجا

به دروغ گفتنت ادامه بده من بهش می گم تورو جا بذاره

حالا می بینی

اوه.تو الان می خوای؟

فقط صبر کن

ترسو.خوبیش اینه که من به آسونی نمی ترسم

ته دو زود باش!یه گراز اینجاست

ته دو!زودباش

بسه

اون گراز منه.کنار وایستا

اون تیر منه.برای اطمینان

رعیت.یدونه هم تو پهلوشه

این مجروحش کرده

ولی ضربه ی من کشنده بود

این گراز منه

!چطور جرئت میکنی

هرچیزی.این تیر تو نیست

میبینی؟اینا رنگای مشابه نیستن

تو اینجا.اونو بگیرید

بله

بذار برم.مگه من چه کار اشتباهی کردم؟

خوب پس این برادر تو کجاس؟

اون میاد؟ اصلا تا حالا مشکلی داشتی؟

اون میاد اینجا

اون یه شکار بزرگ کرد.همش همین

شکی نیست

من میرم پیداش کنم.زانو بزن

چجوری میشناسیش؟

من باید برم.تو هم باید زانو بزنی

...بهت گفتم که،من یه شاهزاده ام

من نمیتونم زانو بزنم

هرکسی میتونه زانو بزنه

فقط رو دستا و زانوهات دولا شو

میبینی؟

!سینه خیز برو پسر

خزیدن...؟خیلی خوب.تو منو گرفتار کردی

خوب بهتره بهم کمک کنی بیرون برم تا قبل از اینکه سعی کنم کاری بکنم

من فهمیدم این برادر توئه

تو سعی میکنی در بری

وقتی از اینجا بریم بیرون من تو رو گزارش میکنم

به پلیس؟

خوبه.قبر خودتو بکن

تو باید خودتو سرزنش کنی

سرزنش؟نگران خودت باش

ته دو چکار میکنه؟

اتفاقی افتاده؟

دورغگو!تو به این میگی شکار؟

دزدی میکنی مثل یه دزد که اینکارو میکنه؟

چی؟

دوباره بگو

تو یه تیر از دست ندادی. شکار بقیه رو دزدیدی

این چجور شکاریه؟

یه تیر تکی نیست؟

تو میخوای شلیک منو ببینی؟

خوبه.بهت نشون میدم

این چیه؟

اون کیه؟

برادرت کجاس؟

...اون...ایورام

- اونو بیارید - بله

زانو بزن قبل از اینکه اعلی حضرت تشریف بیارن

!...تو کوچولو

من دنبال کوانگ هائی میگشتم

این بچه ها سعی میکردن یه شکاری بکنن با تیر کوانگ هائی که بهش خورده

تیر کوانگ هائی

بله،آقا

من بهش مشکوکم.ممکنه به کوانگ هائی صدمه زده باشه

من ازش میپرسیدم

اینطوریه؟

نه،من اونو نمی شناسم.تاحالا ندیدمش

من یه گراز رو زدم - قربان -

اجازه بدید ازش بپرسم.من کوانگ هه رو پیدا می کنم

با اجازه ی شما

کار ما تمومه

کدوم یکی از شما پدر ته دوئه؟

منم.چرا می پرسید؟

دستگیرش کن

چرا؟ - چه خبره؟ -

!عزیزم

ته دو - پدر -

!ته دو

...ته دو

برای چی باید پدرمو ببرید؟

من بی تقصیرم.بهت می گم

ساکت شو و منتظر اعلیحضرت باش

اعلی...حضرت؟

چه بلایی سرمون اومده؟

جونگ رفته؟

هی،رئیستو صدا کن

ما همه جارو گشتیم

نشونه ای از شاهزاده کوانگ هه نیست

تو به این می گی گزارش؟

اگه پیداش نکنی باید بمیری

ق...قربان

اعلیحضرت

این رعیت می تونه ما رو بهش برسونه

تو که گفتی اونو نمی شناسم

درسته.ولی این کوهستانو خوب می شناسم

اگه من بتونم قبل از غروب پیداش کنم باید هردوی ما رو آزاد کنی

قبوله،ولی اگه پیداش نکنین تنبیه می شید

ته دو می تونه انجامش بده

برای چی من نمی تونم؟

دارم یخ می زنم

برای همینه دارم آتیش درست می کنم

تابستون باشه یانه،اینجا داره هوا سرد میشه

خوب زود باش

تو انجامش بده

...چه

می خوای یخ بزنی تا بمیری؟

ته دو این طور یک بار زندگی منو وقتی گم شده بودیم نجات داد

...ولی تو یه دختری و من یه پسرم و

تو نگران مراقبت از صورتتی؟

کثیف بودن بهتر از مردنه

اگه میخوای زنده بمونی نگهش دار

چکار می کنی؟

کاری رو که بهم گفتی انجام میدم

اوه

مجبوریم گرم بمونیم

الانم خوبه

!چی؟من نمی خوام یخ بزنم

چی؟داری بامن چکار می کنی؟

قلبم هر دقیقه یک مایل رو طی می کنه ولی من هنوز سر جامم

به چی می خندی؟

چی؟بهم جواب بده

!تو منو مجذوب کردی

مجذوب؟

تو رو...مجذوب کردم؟

سرورم - کجایید؟ -

سرورم -

'سرورم؟'

اونها اینجان

فک کنم صدای خدمتکارای منه

گوش بده.دارن میان

...سرورم

...شما واقعا

شاهزاده اید؟

....:: NEGEE(:-snowqueenترجمه و زيرنويس : ::.... ....:: koreanforum.ir::....

::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::

...تصور کن

تصور کن یکی به شاهزاده سیلی بزنه چه اتفاقی میفته؟

!سرتو خواهم زد

کسی رو که دنبالش می گشتین پیدا کردین؟

شمشیر چوبی چیزی به حساب نمیاد

ما دیگه همو نخواهیم دید

مراقب خودت باش

من میترسم اگه یه بار دیگه همدیگه رو ببینیم خودمو ببازم

کوانگ هه،من تو رودر پون وون مستقر می کنم

بله قربان

یک سرویس ظرف یاد بود بساز

این یه دستوره.من باید اطاعت کنم

تو هرگز پاتو توی پون وون نمی ذاری

تو کی هستی که با اون اینطور صحبت می کنی؟

::::براي دريافت زيرنويس و فيلم و سريال هاي آسيايي با لينک مستقيم:::: ::::مراجعه نماييد koreanforum.ir و کيفيت مناسب به آدرس:::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.