Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
: ترجمه tommysubtitle@gmail.com به درخواست جمشید عبدالهی
تنظیم : پیام ایناللو Payampop@gmail.com
نمی خواستم مزاحمتون بشم
ولی از اون ته نمی تونستم آتیش تون رو نادیده بگیرم
........تو چیکار ...شنیدی آقا چی گفت
اون فقط برای فرار کردن از بارون اینجا اومده
درسته؟ درسته
بیا تو
ممنون
خیلی ممنون میشم اگه یه فنجون از اون قهوه تون داشته باشم
از خودت پذیرایی کن ممنون
شب خیلی بارونی ایه برای یه مرد که بخواد بیرون باشه
البته که هست
حتما راه خیلی طولانی رو سواری کردی
پیاده اومدم
اسب نداری ؟
داشتم
( چریکاهوا(اسم گروهی آپاچی در جنوب غربی آمریکا حدود 10 مایل قبل تر خفتم کردن
اونا دزدیدنش؟ خوردنش
من شمارو نمیشناسم؟
تا حالا بودی؟
نمی تونم بگم بودم
من از اونجا میام
شنیدم کشتاری تو سیلور بوده
آره شنیدم
بارون داره بند میاد کلینت ......بهتره راه بیفتیم قبل از اینکه
عجلتون برای چیه؟
شهری این اطراف نیست
اون کشتار
کسایی که اون کارو کردن رو تونستن بگیرن؟
دو تا شونو
گیداپ
بیا اینجا
صبح خوبیه بله! اینطور نیست؟
انگار شما یکم کمک میخواین خیلی کمک میخوایم! آقا
این حیوون های بیچاره انرژیشون داره تموم میشه خودمونم همینطور
اوه! اسمم گریره! جان گریر واین هم انی همسرمه
خانم
....خب! فکر میکنید بتونیم درش بیاریم؟آقای استراید! بن استراید
خیلی طول نمیکشه که آفتاب این گل و لای رو خشک کنه
و این خوبه؟
- احتمالا!این مثل یه سنگ سفت میشه متوجهم
ببین آقای استراید دار و ندارم تو این درشکه هستش
نمی تونم بگم که دوست دارم این چاله گل رو خونه خودم بکنم
خیلی ممنون میشم اگه برید بالا کاری کنید این اسبها راه بیفتن
خودت برو بالا
هر موقع که آماده باشید آقای گریر
یالا! یالا برید
یالا برید ! زود باشید یالا
یالا! یالا برید
خب اینو میگن یه روش برای درآوردن اسبها از چاله گل
من اگه بجای شما بودم هرچه سریعتر خودمو به آب میرسوندم و حیوونها رو می شستم
قبل از اینکه گل روشون خشک بشه
این کارو میکنم ! آقای استراید
نمیدونم چطور تشکر کنم مگه نه! انی؟
خوشحالم که کمک کردم
روز خوش
اوه ! آقای استراید؟
دقبقا نمیدونم چطور بگم ولی
خب! اگه یه چاله گل دیگه تو آریزونا ....باشه ما توش گیر میکنیم و
خب! خیلی احساس بهتری خواهم داشت اگه شما کنار ما باشید
من میرم جنوب
خب! ما هم همینطور مثل اینکه مهمون داریم انی
آقای استراید خانم
میخوام ان رو بدونید که چقدر متشکریم
که دارید با ما میاید خوشحالم که کمکی باشم! اگه بتونم
اوه! میتونید
این اولین مشکلی نیست که ما داشتیم
....و وچرخامون شکست! پره هامون شکست
خدا میدونه چه اتفاقی پیش میومد اگه شما نیامده بودید
ما احل شرق هستیم! میدونید
فهمیدم که احل اونجایید
فقط می خواستم بدونید چقدر از این بابت متشکریم
که داری با ما میاید
....خب ! همونطور که داشتم میگفتم
هیچ وقت نگاه تو چشمهای انی رو فراموش نمیکنم وقتی بهش گفتم که قصد دارم چیکار کنم
حدس میزنم که فکر کرد من دیوونه ام
اون گفت تو نمی تونی موفق بشی از کانزاس سیتی به کالیفرنیا بری
دیده بودم حیاط پشتیمون بود
اون سعی نکرد من رو منصرف کنه ! نه انی نه
البته که سرزمین وحشی ایه خب! من از چیزای وحشی خوشم میاد
فکر کنم به خاطر همینه که تا حالا نتونستم یه شغل ثابت داشته باشم
هرچند این بار فرق میکنه
اگه موفق بشیم
هیچ وقت نمیدونستم جایی به این دوری هم میتونه وجود داشته باشه
آره! میگن چیزی که یه تاجر خوب میتونه از اونجا در بیاره تمومی نداره
یعنی دلالی و از اینجور کارا
تا حالا دربارش شنیدی آقای استراید؟
بله! بله شنیدم
بهتره قسمت پایینش رو دوباره بشوری
به راحتی دردناک میشن! وقتی گل روشون باشه رئیس تویی
البته حق با انی بود وقتی که گفت موفق نمیشی
کشور رو طی کنی
دو هفته پیش پولمون تموم شد
تو طول راه مجبور شدم یه سری شغلهای موقتی داشته باشم
ولی ما از پسش بر میایم کالیفرنیا! جایی هست که میخوایم بریم
فکر کردم دارین به سمت جنوب میرین
برنامه ریزی کردم یه سر برم غرب
اینجوری میتونم طی مسیر خط مرزی رو دنبال کنم
حداقل این چیزیه که یه یارو یهم گفت وقتی که تو سیلور اسپرینگ بودم
به اندازه کافی تمیز شد؟ آقای استراید؟
آقای استراید به اندازه کافی تمیز شد؟
اوه! بله بله خوبه خوبه
بیا پسر
انی بهنره عجله کنی وقته رفتنمونه
بیا پسر
فکر کنم بتونیم از اینجا رد شیم
خیلی خب اونا میرن سمت فلورا ویستا
اسلحه داری گریر؟ بله
برش دار
عصر بخیر آقایون! خانم عصر بخیر
من گروهبان کالینز هستم از دومین اسکاتران پنجم
چیکار میتونیم براتون بکنیم گروهبان
...بستگی داره به چی ؟
ما از کمپ اعزام شدیم
تا یه گشت وسیع به سمت جنوب بزنیم
بلکه بتونیم یکی یا همه چریکاهوا هارو ببینیم
گزارش ها حاکی از این هستند که اونا اطراف مرز پرسه میزنن
نمی تونن بیشتر از 50 نفر تو کل منطقه باشن
به گفته دیدبان های ما بیشتر از 100 نفرن
این شامل زنها شونم میشه؟ گروهبان
فرض رو بر این میذارم که شما نمی دونید سرخ پوستها خطرناکن
اونا بدتر از اونن! اونا گرسنن
هیچی به اندازه یه چریکاهوا که از گرسنگی نیمه حلاک شده مرگبارتر نیست
خب! پس ما با هم موافق هستیم
هستیم؟
ما داریم میریم فلورا ویستا گروهبان
فکر میکنید بتونیم موفق بشیم بدون اینکه تو دردسر بیافتیم
خب! این چیزیه که نمیتونم بگم
اگرچه شدیدا پیشنهاد میکنم که این درشکه رو بچرخونید
و برگردید به سمت جایی که ازش اومدید
متاسفانه ارتش هنوز قانونی برای شهروندان نگذاشته
ولی اگه امنیت خانم براتون مهمه
من اگه بودم قبل از ادامه راه به سمت جنوب یه تجدید نظر میکردم
روز بخیر! خانم! آقا
به سمت جلو! حرکت
به نظر میاد رسیدن به کالیفرنیا داره سخت تر و سخت تر میشه
اینطور به نظر میاد
شما میرید جنوب مگه نه آقای استراید؟
تا جایی که بتونم
خب! چرا نتونیم با هم باشیم
....متوجه هستم که ریسکی هستش !ولی ببین آقای گریر
تو از همینجا هم میتونی به سمت غرب بری درست مثل اینکه از مرز میری
یک روز طول میکشه تا برسی کنار رودخانه گیلا
تمام کاری که باید بکنی اینه که رودخانه سمت راستت باشه و به راهت ادامه بدی
نباید بیشتر از 4 روز طول بکشه که برسی
از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم
استراید
من نه به سمت غرب میرم و نه بر میگردم
درشکه خودته
راه بیفتید پسرا! نمیتونیم بذاریم تنها برن
بریم
جای خیلی سوت و کوری برای یک مزرعه هستش اینطور نیست آقای استراید؟
اون یه ایستگاه پشتیبانی برای خط مرزی
.....اینجا نشستن فایده ای نداره! بیاید صبر کن
شما بمونید من میرم یه نگاهی بندازم
قدیمی هستی؟
من؟
فکر کنم همینطوره! مگه نه؟ کس دیگه ای اینجا نیست
کجان؟ گفتنش سخته
شاید به سمت جنوب رفتن
و بعدش شاید حتی به سمت غرب پیچیده باشن
ولی همونطور که گفتم
گفتنش سخته
چی باعث شده برن؟ چریکاهوا
سه روز پیش سربازا به اینجا اومدن
ادعا میکردن که سرخ پوستها دارن خودشون رو آماده می کنن برای جنگ
بعدش ما آتش جنگ رو سمت اون تپه های جنوب دیدیم
اونا هم مثل سگی که تو دیگ آب جوش افتاده پا شدن و به سمتشون رفتن
شغل پیدا کردن برای اونا به راحتی دراومدن مو رو سر هستش
تنها کسی که عقب موند منم
سرخ پوستها کاری به من ندارن
من ارزش زیادی ندارم
گفتی که حدود 3 روز پیش حرکت کردن؟
آره! بارمن (مشروب فروش) هم رفت
خب! میبینمت ما باید حرکت کنیم
شما هم باید همین کارو بکنید! آقا
مگه اینکه دوست داشته باشی یکی از آرایشگرهای چریکاهوا برات موهاتو کوتاه کنه
بیا ! کلر
خب! خدافظ
اسپانیاییه
سلام! استراید
داشتم دنبالت میگشتم! مسترز
فهمیده بودم که اینکارو میکنی
به محض اینکه فهمیدم تو سیلور چه اتفاقی افتاده حدس زدم که اینکارو میکنی
درست نمیگم کلت؟ آره
پیش خودم گفتم احتمال داره یه چیزایی بدونی
درباره اتفاقی که تو سیلور افتاده
شاید
اگه فکر میکنی من با اونا میگردم سخت در اشتباهی
منم تو زمان خودم کمک کردم چند نفر برن تو قبر ولی هیچوقت جای نمیخوابم که آب زیرم بره
امیدوارم که اینطور باشه ! مسترز
متنفرم از اینکه مجبور شم بکشمت متنفرم از اینکه سعی خودتو بکنی
همه چی مرتبه ؟ آقای استراید امشب رو اینجا می مونیم
من میرم حیوونها رو آب و غذا بدم و ببرمشون یکم استراحت کنن
وسایل ضروری تون رو بردارین و برین داخل یه غذای گرم حال هممون رو خوب میکنه
میخوای کمکت کنم؟ فقط کاری رو بکن که بهت گفتم
دوست دارم بدونم اون چشه؟
کلانتر یه چیزایی تو سرش داره
درست نمی گم؟ کلت آره
خانم
کلانتر
بهت که گفتم باید یه آشپزی داشته باشیم
یه آشپزی واقعی
درست نمیگم کلت؟
گفتم! درست نمیگم؟
بله ! البته! درسته
باید کلت رو ببخشید خانم اون آداب معاشرت نداره
بازم قهوه میخواین؟ خب! بله خانم
اهمیت ندین اگه میخوام.کلا اهمیت ندین
بازم قهوه میخوای جان؟
جان؟
بازم قهوه میخوای؟
نه مرسی ! انی
گفتید که اهل سیلور اسپرینگ هستید آقای مسترز
تقریبا اون اونجا بدنیا اومده
کی گفته؟ خودت گفتی
من وقتی اومدم اونجا بچه بودم! کلت ولی اونجا بدنیا نیومدم
یه زن و شوهر منو تو بدنیا آورده بودن!خانم
اونا به سیلور نقل مکان کردن تابستونی که من تازه یاد گرفته بودم راه برم
و آقای استراید هم اهل سیلوره؟
کلانتر رو میگید خانم؟
بله خانم اون برای 12 ساله که مرد قانون بود
بود؟
آره! اونا پاییز پیش یه انتخابات گذاشتن کلانتر برگذار میکرد
ولی اون بوسیدن دخترهارو زیاد خوب بلد نبود (رابطش با مردم زیاد خوب نبود)
زمان رای گیری که رسید
اون چیزی نداشت به جز یه جای ستاره که قبلا روی پیرهنش می زد
البته این دلیل نمیشه که
کاری رو که وقتی رسید اونا انجام داده بودند براش مهم نباشه
کشتاری که تو سیلور اتفاق افتاده بود
بهتون نگفته؟ نه
فکر می کردم که اینکارو نکرده باشه
شما گفتین اونجا یه کشتار اتفاق افتاده؟ آقای مسترز
دفتر بازرگانی سیلور بسته شده بود
گاوصندوق فارگو دزدیده شده بود
یه نفر رو بسته بودند که شکنجه کنن
و قسمت بدش این بود که اون یه نفر باید اون زن می بود
زن؟
آره! اونا کشتنش ! همسره کلانتر رو
قهوه؟ مرسی
اون یه گرگه ؟
امیدوارم
....آقای مسترز به ما گفت
خب! اون جریان همسرتون را به ما گفت
دوست دارید در موردش صحبت کنید ؟
میدونم که به من مربوط نمیشه
ولی ممکنه باعث آروم شدنتون بشه
حق با شماست خانم گریر به شما مربوط نمیشه
و باعث آروم شدنم هم نمیشه
شب بخیر
خانم گریر؟
یه چیزی هست که مسترز بهتون نگفته
دلیلی که همسرم بخاطرش مرده
شش ماه پیش
من شغلم رو بعنوان کلانتر سیلور اسپرینگ از دست دادم
سه ماهش رو سعی کردم شغل پیدا کنم
شغلی که برای کلانتر سابق مناسب باشه ولی موفق نشدم پیدا کنم
اجازه دادن بعنوان کمک کلانتر خدمت کنم
ولی غرورم بهم اجازه نمی داد پس زنم هم مجبور شد کار کنه
یه منشی که اجناس فارگو رو کنترل می کرد
شبی که کشته شد سر همون شغل مشغول کار کردن بود
شب بخیر! خانم گریر
خانم گریر! زن قدرتمند و جذابیه
فکر کنم از اینکه چهار دست و پا اینور انور برن و صدای گرگ در بیارن خسته شده باشن
کلانتر
مردم تو سیلور میگن تو بدون اینکه
بدونی اونا با چقدر فرار کردن دنبالشونی
20هزار دلار طلا
گاوصندوق فارگو که تقریبا پر بوده
البته میدونم دلیل اینکه تو دنبالشونی این نیست ولی
خب! دلیل اینکه من دنبال تو ام همینه
می دونی من و کلت فهمیدیم که وقتی اونا سیلور رو ترک کردن پراکنده شدن
7تاشون
جایی که مسیر تو شروع کردی 2تاشون خاک شده بودن
یعنی الان 5 تاشون زندن
و گاوصندوق دست یکی از اوناست
خب؟
خب
اگر دارن به سمت فلورا ویستا میرن
این یعنی قصد دارن طلاها رو تو مرز آب کنن
و ثروتمند به راهشون ادامه بدن
اینجوری
مگر اینکه ! تو بهشون برسی
و اگه برسم؟
اونوقت تنها چیزی که بین من و 20 هزار دلار ایستاده
تویی
شب بخیر کلانتر
مسترز
بله؟
تو میدونی اونا کین ! مگه نه؟
شاید
ولی چیزی که واضحه
اونا تورو میشناسن
میبینی! مشکل کلانتر بودن همینه
تنها زمانی که میتونی یه مرد رو از صورتش بشناسی
وقتیه که در سلول رو تو صورتش می بندی
مثل کاری که با من کردی
بازم قهوه؟ نه مرسی خانم گریر
بازم قهوه میخوای جان ؟ نه مرسی انی
صبر کنید
خوب از فکرت استفاده کردی استراید
اگرچه فکر میکنم از پسشون بر میومدیم
من داشتم میرفتم سراغ تفنگم ترسیده بودم
هممون ترسیده بودیم
بهتره راه بیافتیم اون اسب نمیتونه مدت طولانی دور نگهشون داره
به نظرم منطقی نمیاد چی منطقی نمیاد
چرا یه زن کاملی مثل اون با یه نصف مرد کنار میاد
چرا از خودش نمی پرسی؟
شاید اینکارو بکنم کلت! شاید اینکارو بکنم
تو کنار درشکه بمون کلیت
من اسب تو میارم
اون قصد داشت دخلتو بیاره
میشناسیش؟
نه اون حتما تورو میشناخته
کلانتر
خانم گریر
فکر کنم میخواست بالا سر این مرده دعا بخونه
تمام چیزی که اون گفت این بود که ببینه این تو یه قبر مناسب گذاشته بشه
در هر صورت وقت طلف کردنه
اگر یه مرد برای مردن آماده نباشه اونم وقتی تا این حد پیشروی کرده
خوندن 2 تا آیه مقدس بالا سر قبرش کمکی بهش نمیکنه
در هر صورت اونقدر هم عمیق خاک نشد
کلیت بله؟
فکر میکنی چند سالش باشه؟ کی؟
انی گریر
از کجا باید بدونم؟
به نظرت 25 _ 26؟
میخوای چکمه های تو رو هم خاک کنم ؟
اون به معنای واقعی جذابه ! نه؟
زشت نیست
یه مرد با دوست داشتن زنی مثل اون میتونه قدرتمند بشه
انگار یه نفر قبلا شده
حالا! چی باعث میشه تو یه همچین چیزی بگی کلیت؟
دیگه باید کافی باشه
-بذار من انجامش بدم ممنون
بیشتر مردا برای انجام کارهای زنانه اعتراض میکنن
اگرچه من اونارو سرزنش نمیکنم
اونا درست میگن که کارهای ما هیچوقت تموم نمیشه
شبیه مردهایی نیست که تو فکرشون کشتار باشه
تو این کارو خوب بلدی
یه زن احساس خوشبختی میکنه اگه تورو دورو برش داشته باشه
جدا؟ خانم
نباید خودتو بخاطر اتفاقی که افتاده سرزنش کنی
یه مرد باید بتونه از زنش مراقبت کنه
مثل شوهر من؟
فکر میکنی چون اینطوریه باعث میشه من کمتر دوستش داشته باشم؟
بله خانم
داری اشتباه بزرگی میکنی خانم گریر
لباس هاتون اونا هرگز خشک نمیشن
طوفان تو راهه
هی بیدار شو
زود باش! پست رو بگیر من میرم برای خودم یه فنجون قهوه گیر بیارم
خب! اینجا خیلی گرم و نرمه مگه نه؟
بیا تو مرسی
قهوه؟
نارحت نشین اگه میخوام
فکر کنم اونطور که باید داغ نباشه
تا وقتی که سیاه باشه مشکلی نداره
مثل اینکه طوفان داره آروم میشه بله خانم
ستاره ها در میان نوبت تو هستش که نگهبانی رو بگیری
آقای مسترز شما این قسمت از کشور رو میشناسی
تک تک سنگ هاشو
خب! فکر میکنید چقدر تا فلورا ویستا فاصله داشته باشیم؟
اگه صبح زود راه بیافتید
بدون مشکل باید تا ظهر اونجا باشین
ممنون
قهوه خوبیه خانم
آقای گریر
چطور شد که با همچین زن زیبایی ازدواج کردی؟
.....خب! من
ما عاشق شدیم آقای مسترز
عشق؟
کلمه قوی و شیکیه
مشکل کسایی مثل من و تو اینه کلانتر
ما هرگز وقت مون رو برای بیرون رفتن و چیزای شیک نمیذاریم
ما اینو میذاریم برای آدمهای آقا و با شخصیت
بازم قهوه میخواین؟
فکر می کنم تا بوده همین بوده
البته ! این دلیل نمیشه که زنها با آدمایی مثل ما حال نکنن
چرا که نه
خب! زمانی یه دختر جا افتاده ای رو میشناختم خیلی شبیه شما بود خانم گریر
اون 5 -6 سالی بود که ازدواج کرده بود
شوهره. یه جورایی آدم سنتی بود
و یک روز ! یه آقای قدبلندو با شخصیتی اومد
شروع کرد با این خانم لاس زدن
اول از همه اینکه ......چرا این خانم بلند شد و
قهوتو بخور مسترز
برات جالب نیست بدونی اون بلند شد و چیکار کرد کلانتر؟
شما
شما گفتید اون شبیه من بود
نه به زیبایی شما خانم
چشماش!اونا مثل مال شما آبی نبودند
موهاش رو به خوبی بخاطر نمیارم
ولی نمی تونست به نرمی و سیاهی مال شما باشه
و طرز راه رفتنش
اصلن شبیه شما نبود
شما یجوری راه میری انگار خیلی سرزنده ای
و کلمات رو خیلی دل نشین بیان میکنی
طوری که یه مرد آرزو کنه ای کاش تو فقط با اون صحبت کنی و نه هیچ کس دیگه
بله! اون خیلی شبیه شما بود خانم ولی نه به نزدیکی زیبایی شما
خب! فکر کنم بخاطر زمونه ای که واردش میشیم
خب! نمیخوای باقی داستان رو بشنوی آقای گریر؟
شاید بتونی یه چیزی ازش یاد بگیری
من متوجه نمیشم
نمیشی؟
اون گفت که نمیشه
میدونی چیه کلانتر؟ همین الان یه چیزی به فکرم رسید
لعنت به من اگه تو منو یاد
اون مرد با شخصیتی که دربارش صحبت میکردم نندازی
میدونی! همونی که با زن یه مرد دیگه فرار کرد
به نظر میاد امشب هیچ کس تو رو یاد کس دیگه ای نمیندازه مسترز
اینطور به نظر میاد ! مگه نه؟
مطمئنید نمیخواین باقی داستان رو بشنوید؟
هر طور مایلید
بابت قوه خیل متشکرم خانم شب خوش
شب خوش کلانتر
مسترز
بله؟ اونو به حال خودش بذار
نمیدونم داری درباره چی صحبت میکنی فقط کاری رو که بهت میگم انجام بده
شاید بهتر باشه سرت به کار خودت باشه
البته مگر اینکه خانم گریر جزء کارهات باشه
شب بخیر کلانتر
گفتم شب بخیر
پاشو
شاید همه چیز بهتر باشه اگه تو راهت رو بکشی و بری مسترز
شاید حق با تو باشه
آماده شو بریم ! کلیت
بیا
بهش احتیاج پیدا میکنی
بیا پایین نصف شب جام رو باهات عوض میکنم
آقای استراید؟
بله خانم
....اون
اون آدمایی که دنبالشونی
اونا تو فلورا ویستا منتظرت میمونن مگه نه؟
بستگی داره
لطفا مراقب خودت باش
بله خانم! همین قصد رو هم دارم
شب بخیر
شب بخیر خانم گریر
یه مشروب برامون بریز کلیت
بقیه کجان ؟
سلام! مسترز
چرا سلام بودین
یجورایی میدونستم اینجا ها پیدات میکنم
کلیت ! این پیت بودینه از سیلور ساپریتگ
کلیت
تو خیلی از خونه دور شدی مگه نه؟
نه بیشتر از تو
من میتونم برگردم
خانم ها
البته پیت! البته
پسرا شما هم با من مشروب میخورید؟
بخاطر همین اومدیم اینجا
سلامتی
عجیبه نه؟
اینجوری با هم برخورد کنیم
عجیبه؟ آره
کسی تا جنوب به این کشور نمیاد مگر اینکه دلیلی داشته باشه
تو دلیلی داری مسترز؟ تو چی فکر میکنی ؟
شنیدم تو سیلور یه سرقت شده
آره ما هم شنیدیم
اونایی که اینکارو کردن کارشون خیلی سخت میشه اگه بگیرنشون
بله حتما همینطوره
پیت
سلام پیت
همه چی مرتبه؟
همه چی خوبه
یه پیک بزن اتفاقا بهش نیاز داشتم
2روزه داریم از دست چریکاهوا ها فرار میکنیم
خوش شانسیم که اینجاییم
شما پسرا منتظر کسی هستید؟
اونا نمیان
زمین پر میشه از اجساد وقتی پای استراید در میون باشه
استراید؟
از کی تا حالا اون دوباره نشونشو زده؟
اون نزده! اوه ! نمیدونستید؟ زنی که کشتن همسرش بوده
تو اون دفتر بازرگانی تو سیلور
خیلی از بابت مشروب متشکرم بیا! کلیت
مسترز بله؟
استراید یه بار تو رو تو زندان انداخته مگه نه؟
2بار
انداختتم تو زندان
من به جای تو بودم اگه میتونستم باهاش بی حساب میشدم
متوجه منظورت نمیشم
اونایی که سرقت رو انجام دادن اونا با 20 هزار دلار طلا فرار کردن
شنیدم
..خب یعنی
اگه اونا بدونن کجا می تونن مردی که دنبالشون رو پیدا کنن قبل از اینکه اون اونا رو پیدا کنه
شانس خیلی بیشتری دارن که اون پول رو خرج کنن
اگه من جای اونا بودم
مبلغ منصفانه ای بابت همچین اطلاعاتی میدادم
چه موقع یه نفر میتونه این مبغ منصفانه رو بگیره؟
البته با در نظر گرفتن اینکه تو جای اونا بودی
وقتی درشکه با طلاها به اینجا برسه
درشکه؟
یه همکار داره از سیلور برامون میارتش
اسمش گریره
جان گریر
خب! آقای استراید موفق باشید شما هم همینطور
و ممنون! خیلی ممنون
آقای استراید؟
نمیخواستم بدون پیراهن تمیزتون از اینجا برید
براتون شستمش مرسی
شما رو تو فلورا ویستا می بینیم؟ من اونجام
کاش اجازه میدادید ما باهاتون بیایم میدونی که نمیتونم همچین کاری بکنم
اونا شمارو میکشن مگه مه؟ سعی خودشونو میکنن
....پس چرا ببین خانم گریر
خیلی ممنون بابت نگرانیتون
حتما خیلی دوستش داشتید
اون زن خوبی بود آره بایدم می بود
نگاه کن
اون اسب استرایده
انی
حالش چطوره؟
نمیدونم حالش چطوره اون هنوز بیهوشه
کاری از دستم بر میاد؟ نه
انی
ما باید اونو ببریمش به فلورا ویستا
....اونجا حتما باید یه دکتر باشه ما نمیتونیم اینکارو بکنیم!جان
ولی اون ممکنه بمیره خب فکر میکنی اینو نمیدونم؟
انی ما اونو میبریم
گوش کن ببین چی میگم! جان گریر
اگه بخاطر استراید نبود ما هنوز تو گل گیر کرده بودیم
20مایل دورتر از سیلور
اون برای ترک کردن ما دلیل داشت یه دلیل خوب
ولی اینکارو نکرد چون میدونست ما به اون احتیاج داریم
ولی انی تو باید اون مردا تو فلورا ویستا
منتظرشن منتظرن که بکشنش
تو اسب استراید رو ببر و با یه دکتر برگرد
انی
انی من نمیتونم اینکارو بکنم
وقتی میرم باید درشکه رو با خودم ببرم این یه کاریه که باید انجام بدم
مجبورم
وقتی از سیلور اومدیم یادته بهت گفتم یه شغل پیدا کردم؟
....خب کردم!فقط
حب! اون یه شغل واقعی نبود
فکر کنم همه راه رو میدونستم این کار اشتباهه ولی
خب! میدونی ما به پولش احتیاج داشتیم
اونا گفتن نباید سوالی بپرسم و فقط کاری رو که میگن انجام برم
قسم میخورم نمیدونستم قراره اینطور بشه
جان! تو سعی داری چی بگی؟
انی بیا اینجا
این چیزیه که سعی دارم بگم
500دلار بهم میدادن تنها کاری که باید میکردم این بود که حملش کنم
از تو قفسه ابزار برش داشتم پشت دفتر بازرگانی
....نه الان اونا منتظرمن
توی سالن تو فلورا ویستا من باید امروز اونجا باشم
بخاطر همین بود که نمیتونستم برگردم
و نمیتونم اسب استراید رو ببرم بندازش پایین آقای گریر
اگه بدون این برم منو میکشن
بندازش پایین
خانم گریر بشین روی صندلی
جنوب اون دیوار سنگی
دنبالش میره به سمت غرب اون رو بگیر و برو میرسی به کالیفرنیا
پس تو چی؟
اونا دنبال طلا ن اگه آفتابی نشی
اونا میان که منو بگیرن
ولی تو نمیتونی اینکارو بکنی
تنها کاری که میتونم بکنم
دربارش فکر کردم این تنها شانیسه که دارم
اونا میان دنبالم
اون مردا! استراید
من نمیدونستم چیکار کردن
باید باور کنی
اگه غیر از این فکر میکردم تا حالا کشته بودمت
حالا! اون رو از اینجا ببر
استراید
انی باید یه کلانتر تو فلورا ویستا باشه
ما نمیتونیم اونو ولش کنیم
اونا باید تا الان برمی گشتن پیت
......شاید بهتر باشه خفه شو
....اگر من بودم هیچوقت 2 نفر رو نمی فرستادم بیرون
آدمی مثل استراید کشتنش سخته
تو خیلی حرف میزنی مسترز
جاییت رو که درد میکنه رو نمیشه دست زد مگه نه پیت؟
بعضی وقتا خیلی سخت میشه بهش دست زد
مثل آدم حرف بزن ببینم چی تو سرته مسترز؟
پیت؟
میخوای بدونی من چی فکر میکنم؟
من فکر میکنم تو اون پسرا رو از قصد میفرستی بیرون که بر نگردن
فکر میکنی من همچین کاری میکنم؟
میدونم که همچین کاری میکنی
پس واضحه که با تو هم همچین کاری رو میکنم
اگه شانسش گیرم بیاد
گیرت اومد
درشکه داره میاد
سلام گریر
کم کم داشتیم فکر میکردیم که نمیای
چرا اینجا سرو ته نمیکنی؟ ما کمکت میکنیم بارتو خالی کنی
چیزی برای خالی کردمن وجود نداره
کجاست؟ استراید گرفتش
اون گفت اگه میخواینش باید بیاید و بگیریدش
تو میدونی اون کجاست؟
حدود نیم ساعت به طرف شمال تو یه دره عمیق
اونجا نشسته . منتظره
من اونجارو میشناسم پیت
تو اینجا بمون انی جان
حدس میزنم فکر میکنی من چیزی بهت بدهکارم . گریر
نه ولی چیزی هست که من به استراید بدهکارم
از سر راهم برو کنار بودین
از بغل برو
من اشتباه میکردم ! کلیت اون یه نصف مرد نبود
بیا
اونجاست
استراید
این پیت بودینه
ما اومدیم که جعبه رو بگیریم
....خب! بریم بگیریم صبر کن؟
فکر میکنی بتونی یه طناب بندازی دورش میدونی که میتونم
من دور میزنم از دو طرف میریم سمتش
صبر کن
اون بالا چه اتفاقی افتاد؟ پیت بودین؟
کشتمش
چرا؟ چرا که نه؟
کلیت؟ مرده
باعث شرمساری که من و تو باید اینطوری با هم روبرو بشیم
میتونستی پشت صخره بمونی
هرگز از خرج کردن این 20 هزار دلار لذت نمیبردم
اگه انطوری کارتو تموم میکردم.کلانتر
فکر نمیکنم راه دیگه ای برای بدست آوردن این جعبه باشه
مگر اینکه از تو رد شم
فکرم نمیکردم راهی باشه
مظمئنا از اینکه اینکارو بکنم متنفرم
با حالی که انی گریر الان داره
حالش چطوره؟
بیوه شده
شوهرش اون با پای خودش به استقبال مرگ رفت
جلوی دفتر کلانتر تو فلورا ویستا
یه مرد میتونه اینکارو بکنه
آره
هر موقع که حاضر بودی کلانتر
فکر میکنم تصمیم عاقلانه ای گرفتی خانم گریر
متوجه هستم که کالیفرنیا جای مناسبیه
و شما؟
من اون شغل رو بعنوان کمک کلانتر قبول میکنم
اگه زمانی رسید که شما نزدیک بودید
خوشحال میشم که اونجا باشم
اینو یادم میمونه
خدانگهدار خانم گریر خدانگهدار
راننده خانم؟
وسایلم رو از رو صندلی خالی کن شما با ما نمیاین؟
نه برای یه مدت
: ترجمه tommysubtitle@gmail.com به درخواست جمشید عبدالهی
تنظیم : پیام ایناللو Payampop@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.