Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
" زورا کروا "
" ماریو کوتینی " در
" داستان واقعی راهبه مونزا "
H@rika . مترجم : هاریکا Kelatoshia . ویراستاری و تنظیم : کِلاتوشیا
ماریانا د لایوا ، ما راهبه بودن را از طرف صومعه مادر مقدس به تو عطا میکنیم
به نظر میاد اون حاضره تا 5000 بره بالاتر ، قبول میکنی ؟
!خیر
از این پس خواهر ویرجینیا ماریا نامیده خواهی شد
... عذر میخوام ، عالیجناب
زیر 6000سکه برای مهریه خیلی سخت میشه
مادر ارشد ادم سخت گیری هست
در حال حاضر بیشتر از این پول با خودم ندارم مبلغ دختره رو پیش پرداخت کنید
6000سکه به عنوان مهریه اون دختر به این صومعه اهدا میشه
ما حرکت خیر خواهانه شما رو قبول میکنیم
اولین مبلغ در زمان اموزش پرستاری وی پرداخت میشه
و الباقی پس از سال اول پرداخت میشه
مادر ارشد ، شرایط را قبول کردن عالیجناب
خوبه ، پس لطفا کار قطعی کنید
! کیر اینجوری عالیه - چقدر خنده دار بود -
چیکار میکنی ؟ - حالا این کیه ؟ -
! برید بیرون ! فورا اینجارو ترک کنید
اینجا دیگه کاری نیست ...که از دستمون بر بیاد
رانیرو همیشه سعی کرده جلوی من بگیره و با دروغ های شرم اورش بهم تهمت بزنه
یه دوئل مناسب بود ، بدون شاهد خطری من تهدید نمیکنه
مطمئنا ، تا وقتی که شاهدی نباشه
خوب این اولین باری نیست که اینکارو کردی
! قاتل روانی ! به دستات نگاه کن ! اونا غرق در خون هستن
کل آب مقدس موجود در کلیسا هم قادر نیست اونارو بشوره
موعظه های احمقانه خود ...واسه اون چهل و چند نفری
که هنوز به اونا اعتقاد !دارن نگه دار ، کشیش
!تمام این حرفا واسه من معنی نداره
! بجنب ! بیا نگاه کن
!یالا دیگه ، تکون بخور
چیه ؟ - ...اون زن نگاه کن ! باید ببینمش -
! گل رُز ، نماد عشق
! خواهر ویرجینیا ! اون کتاب رو بده بینم
! زانو بزن ! گفتم زانو بزن
اون شب تخت خالی بود - از خواب پاشدم تا برم نماز خونه دعا کنم -
سکوت نماز خونه بهم ارامش میده
مراقب باش ، خواهر کاندیدا ، قاطی کردن تحریکات و شهوت پرستی یک امر جدی هست
و ممکنه عاقبت بدی داشته باشه
و خودت ؟ چرا حواست به تختخواب بنده هست ؟
به خاطر این نیست که زیادی باز شدی اونم حالا که دیگه نمیتونیم با هم قسمت کنیم
!ساکت شو ، بدبخت کثیف ! برده گناه
گناه من قطعا طبیعی تر از مال خودت هست
!خواهر بندیتا ، بیدار شو ، بیدار شو
!لطفا من مجازات کن ... داشتم به گناه فکر میکردم
تسلیم وسوسه های جسمانی شدم
!کافیه !زده به سرت ؟ بس کن
! ببخشید ! نمیخواستم اینجوری بشه ... شرمنده
!من ببخش
!من ببخش
!من ببخش
...وقت بخیر
داشتم رد میشدم به خودم گفتم برم یه سری به دوست خوبم کشیش پائولو آریگون بزنم
شاید هنوزم موعظه های داشته باشه که ندونه باهاشون چیکار کنه
! بسه !یکم برای این مکان احترام قائل بشید
! بیا مشروبی بزنیم
میخوام اون راهبه جدید رو ببینم
خواهر ویرجینا
... و تو باید کمکم کنی
فکرش میکردم ، اگر اصرار بکنی خوب مجبورم ولی یادت باشه موفق نمیشی
ایشون نه تنها راهبه تشریف دارن بلکه دختر دون مارتینو دلیوا هم هستن
خوب تو هیچ ملاطفتی با راهبه ها نداری تو خیلی بی پروا و خشن برخورد میکنی
وقتی با ملاطفت رفتار کنی اونا بیشتر ترغیب میشن
!بس کن ! اونا هم زن هستن - ... مطمئنا که هستن -
ولی دیدی که وقتی اون گل ...رو براش انداختی چی شد
اون در حال حاضر به شدت زیر نظر هست
گوش کن ، اون دختره ، آئوریا کارش تموم شد درسته ؟
وقتی که مقاومت میکنن خیلی هیجان داره ... بعدش دیگه بهت اویزون میشن
این کتاب در پاره ای از مواقع خیلی مفید هست این توسط کشیش اعظم نوشته شده
این شامل توجیهات اخلاقی و تمام کاری هست که برای از راه بدر کردن یک راهبه لازم داری
در هر صورت ،دین یعنی به همسایت عشق بورزی ، درسته ؟
ببخشید ، حامل خبر خیلی ناراحت کننده برای شما هستم
پدر عالی قدر شما دون مارتینو دولیوا در آرامش کامل در کاخ خود در گذشت
سوگند میخورم که در نهایت خلوص خدمت شما دلبر از تبار مونزا را بکنم
با همان وفاداری که نسبت به پدر شما از خود نشان دادم
مطمئن باش مالترو عزیزم وفاداری تو من به پیروزی می رسونه
!خواهر ویرجینیا
دیر رسیدن به مراسم مقدس را تحمل نخواهم کرد نگذار دوباره این اتفاق بیوفته
پدرم مرده ، به مقام بانوی جدید فئودالی منزا ، ادای !احترام کنید
حالا اون یکی سینه خودت !رو هم بهم نشون بده
!اینجوری
!چقدر شیرینی ، چه پوست روشنی داری !اجازه بده خودم معرفی کنم ...شیطان
!میتونم فردا گناه های تو رو تبرعه کنم !ولی امروز کارناوال هستش
! پس هر کاری امروز مجاز هست
! خجالت بکش شیطان
تو حق داری به یک بره کوچولوی !بیچاره و بی گناه حمله ور بشی
درست رفتار کن ، شاید از رفتن تو به جهنم جلوگیری کنه
! دو به دو دیگه کافیه ! همیگی باید با هم دسته جمعی بخوابیم
!یالا دیگه ! از مهمونی لذت ببرید
... بیا ... تو هم بیا
اره ... همه با هم الان !این یه مهمونی واقعی شد
! همگی با هم قاطی بشید
بیائید تا اونجائی که میشه !به خودمون خوش بگذرونیم
پدر ... به اعترافم گوش کنید ... من داشتم به گناه فکر میکردم
کمکم کنید چرا اینقدر ذهنم درگیره ؟
چرا این وسوسه ها به من حمله ور میشن ... من زندگی خودم وقف خداوند کردم
من به خواست سرورم و پدر ...روحانی گردن می نهم
میخوام اطمینان قبلی پیدا کنم ، بگید چرا دعا ها و دردی رو که تحمل میکنم کافی نیست ؟
!دعا ... درد ...توبه ...مجازات
بعضی ها از اونا به اسم فضیلت نام می برند ! گنجینه های معنوی !گنجینه های روحانی
روح ! ادعای بی ارزشی که ...باهاش به ما سیلی میزنن
ولی جسم ؟ جسم ! این پوست و استخوانی که در هم تنیده شده
خوب چرا باید اون رو طرد کنیم چرا قرار بر این هست که اون را نپذیریم ؟
چرا باید به اون بی احترامی کنیم ؟ مخصوصا وقتی که زیباست ...مثل خودت خواهر
تو سینه های خود از نور پنهان میکنی ... ران های تو ، که هر مردی رو تا سر
حد جنون دیوونه میکنه ، اون شکم ناز !که بارها در خواب ان را نوازش کردم
و حتی فکر کردن بهش من رو به اوج شهوت و اشتیاق می رسونه
از همون روز اولی که تو ...رو دیدم بایستی با عشق بازی
بدن های خودمون !را با هم یکی میکردیم
باید یکدیگر را با سکسی شیطان !در محراب خدا در اغوش بکشیم
!... ویرجینیا ! من تو رو میخوام
! نه !نه ! ولم کن !نه
!ولم کن !ولم کن
!وای ، نه - میخوامت -
!نه !نه ! ولم کن برم
!ولم کن
!نه !!!!!!نه
صحبت کردن در باره شیطان اون موظف میکنه که ظاهر بشه
تمام این اتفاقات بخاطر این میوفته که در حال حاضر مادر ارشد فرتوت و بیمار هستن
ما باید برای ایشون یک جانشین انتخاب کنیم ...یکنفر که جوون باشه ، یکی مثل شما
شما بانوی مونزا هستید ، کی جرات میکنه از دستورات شما سرپیچی کنه ؟
به دست اوردن اعتماد الباقی راهبه ها برای همکاری کار ساده ای نیست
بعضی از اونا مخصوصا قدیمیا فکر نمیکنند این برای من مناسب باشه
من به یک قائم مقام نیاز دارم ...که پر انرژی و با استعداد باشه
یکنفر که بلد باشه چجوری ...راه رو پاکسازی کنه
اگر بانوی من مایل باشند ، خودم ...ترتیب تمام کارهای لازم را میدم
خیلی از خواهرا بخاطر لطفی !که بهشون کردم بهم مدیون هستن
من دستیاری پیروز و فرمانبردار خواهم بود
اون توسط کلیسای جامه تقدیس نشده - اون یه قدیسه ، قطعا یه قدیسه -
یادبودش در صومعه ارکانژ نگهداری میشود
این یک بیماری جدی هست که بر روی استخوانها ...تاثیر میذاره ، روزهاست که بیرون نیومده
خواهر ویرجینا مطمئنا زیباست بیائید امیدوار باشیم که زیاد سخت گیر نباشه
قیافه خواهر بندیتا رو دیدی ؟ - ... از وقتی اینجوری شده که -
خواهر ویرجینیا اون رو بعنوان قائم مقام خود انتخاب کرده
بعلاوه ، این یک انتخاب درست بود ...جدا از این اون راهبه یک
... نجیب زاده واقعی هستش
خواهیم دید که میتونه همه چیز اداره کنه - ...قطعا -
از خداوند بخاطر غذائی که به ما عطا فرموده سپاسگزاریم ، آمین
آمین - آمین -
خواهرا ، مادر اعظم ، خواهر ایمبرساگا
کسی که من جانسین ایشون هستم روز بروز ضعیفر میشوند
مجبور شدم تصمیم بگیرم که دیگه کسی مزاحم ایشان نشود
خواهر بندیتا از بیمار مراقبت کرده و نیازهای ایشون رو برطرف میکند
و اون تنها کسی هست که میتونه از ایشون بازدید کنه ، از غذای خودت لذت ببرید
!خواهرا
!یادم نمیاد اجازه رفتن به کسی داده باشم
ماروزه داریم ، مادر ، حق نداریم تا سه روز به غذا دست بزنیم
این نذر برای مریم مقدس هست که صومعه مارا از هر گونه وسوسه ای محافظت میکند
وسوسه ؟ چه وسوسه ای ؟
وسوسه های جسمانی ، البته خیلی ...از شماها باید در جریان باشید
چی میگم ، مخصوصا شما خواهر !...بندیتا به عنوان قائم مقام
...ولی
خواهرا میتونن به جای خودشون برگردن
نذری که کردین لغو میشود
چطور ؟ ! این غیر ممکنه ، مادر اعظم
دلیلی برای نذر کردن برای مریم مقدس به جهت جلوگیری از وسوسه مادر اعظم نمی بینم
خودم به اندازه کافی قوی هستم ، حالا هم می تونید به صندلیهای خودتون برگردید
حالا که خواهر بندیتا موفق شده خواهر والنتینا رو انتخاب کنه
این کار رو برای ما سخت میکنه ،اونا بالاخره یه راهی برای دور کردن ما از هم پیدا میکنن
باید قبل از اینکه دیر بشه یه کاری بکنیم
خودم قبلا به راه حلش فکر کردم مادر اعظم عزیز خودمون یک نقطه ضعف دارن
حالا می بینی ، طی چند روز اینده همه چیز خیلی بهتر خواهد شد
! نه صبر کن ! یکم بیشتر بمون - ! ولی برای دعای مغرب دیرم میشه -
خوب همینه دیگه ؟ وقتی بدن کاملا لذت میبره که روح به خدا نزدیک باشه
بعد از اتمام کارمون خیلی بهتر دعا میکنی
چی میخواین ؟
هیییس ، ساکت باش وگرنه دلبر محبوبت رو بیدار میکنی
پدر روحانی ... شاید لازم باشه ...تا هویت واقعی
قائم مقام محبوب !خودمون رو افشا کنیم
خیلی از خواهرای دیگه مشتاق دونستن این راز هستن
علاوه بر این ، من نمیتونم با اعتراف گرفتن روحش را ازاد کنم
فساد ایشون به قدری جدیست که یک پرونده خوب برای دادگاه تفتیش عقاید هست
یحتمل شکنجه و عذاب برای پاکسازی جسم و روح اون کافی نخواهد بود
ازم میخواین چیکار کنم ؟
!ویرجینیا - امروز حالت چطوره ؟ -
هر وقت که بتونم صدای تو رو بشنوم و !به چشمانت نگاه کنم ، انگار در بهشتم
من عاشقت هستم ویرجینیا ... من تو رو میخوام
ما باید عشق بازی کنیم و !...بدنهامون رو یکی کنیم
!نه ! ولم کن ! خواهش میکنم - ویرجینیا ،تو من درک میکنی ؟ -
...اینکار باید بخاطر عشق باشه و نه - !نه ! ولم کن ! تو رو خدا ... نمیخوام - !از روی خشونت ، استدعا دارم نترسید -
ویرجینیا - !نه -
!بهت التماس میکنم ! نه ! ولم کن
!چاره ای برام نذاشتید - !نه -
!نه ! وااای ، نه
!خشکتون نزنه ، کمک کنید
! نه ، نه ! مگه دیوونه شدین ! تو رو خدا ، ولم کنید ! ولم کنید
نه ! دارید چیکار میکنید ؟ !یکی کمکم کنه
!یکنفر کمک کنه !کمک
!نه ! دستت بکش
!بهم دست نزن !وای ،نه ! خواهش میکنم ! تو رو خدا
!یکی کمکم کنه !بی شرفا
!یکنفر کمک کنه
!کمک ! کمکم کنید
!اینکارو نکن !بهتون التماس میکنم اینکارو نکنید
!دستت رو بکش ! همه شماها دیوونه شدین
!وای ...بهم نگاه نکنید !نگام نکنید
چیکار کردید ؟ !شرم آوره
! میخواهید چیکار کنید ! این کار شرم اوره! نه
!نه ،نه ! کمک کنید ! یکی نیست که بتونه بهم کمک کنه !؟
!نه ! بهم نزدیک نشو ! بهم دست نزن
! دستت بکش
!ولم کن ! بهم دست نزن
! اینقدر جیغ و داد راه ننداز
!ویرجینیا ... عشقم ، چقدر واژنت داغه ! واژنت داغ و لزجت داره دیوونم میکنه
!دوسش دارم ! داغه ! بد جوری داغه
! میخوام تو هم ارضاء بشی ! بیا واژنت خیس شده
چیکار میکنید ؟ چرا دم دهنش رو گرفتین ؟
میدونه که اونجا چه برنامه ای پیاده کردیم ؟ سعی داشت از صومعه فرار کنه
!خیرتی شد که متوجه شدیم
داشت یواشکی مارو میپائید ...و الان همه چیز میدونه
!میخواسته کار مارو به اسقف گزارش بده
!به هر حال باید اون پنهان کنیم
گوش کن ، ببرش زیر شیرونی ، اونجا یه اتاقک هست
ما ازش برای تهذیب روح عزلت می گرفتیم میتونیم اونجا زندونیش کنیم
...ولی اگر یه وقت سروصدا راه بندازه - کارش تموم کنید -
... خدای مهربان !من ببخش
دیگه چی از جونم میخوای ؟ هنوز راضی نشدی ؟
نکنه حالا که جسمت سیر اب شده و شهوتش فرو کش کرده ، میخوای من مسخره کنی !؟
بفرما ، بخند ، خودم میدونم که بدون لباس و توی لباس توبه به اندازه کافی خنده دار شدم
هیچ توبه ای وجود نداره که ...قادر باشه گناه من رو پاک کنه
ویرجینیا تو نباید خودت رو عذاب بدی
... هر قطره خونت
قلب من را سوراخ میکنه
درست مثل دشنه ای که در قلبم فرو کنی
من اون کسی هستم که ...عشقمون رو نابود کرد
و خود منم اونی هستم که باید تاوان اینکار رو پس بده
لطفا این دشنه رو در ...گوشت و خون من دفن کن
و اون حیوون وحشی که عشق ما رو آلوده کرده نابود کن
!بهت التماس میکنم ، اون حیوون رو بکش
من ، من نمیتونم کاری کنم که ازت متنفر باشم
!ویرجینیا
!عشق من
!دوست دارم ، ویرجینیا ! دوست دارم
عشق ما یک عشق ممنوعه هست ..ولی با اینحال میخوام
با تمام وجودم اون داشته باشم و باهاش زندگی کنم
! بمیر ، ای ابلیس
میدونی ، بعضی وقتها فکر ...میکنم درباره تو اینقدر
کم می دونم که انگار عاشق یک روح شده باشم
خاطرات دوران کودکیم خودش مثل دنبال ارواح گشتن هست
از وقتی که دوران بچگی خودم بیاد میارم یک اتاق بزرگ بوده با کلی زندگی خیالی
توی کلیسای خانوادگی مون ...یک صلیب چوبی بود که
تمثال مسیح به صورتی خیلی غم انگیزی روش نصب شده بود
چهره مسیج اونجا خیلی ناراحت کننده بود ...خیلی تنها
هر بار که میتونستم ، توی نماز خونه قایم می شدم ، فهمیده بودم که عشق بازی چیه
یک شب وقتی 14 سالم بود تو خواب دیدم که مردی با همون صورت محنت
بار من رو محکم در آغوش کشید و من حسابی لذت بردم ، و هر چی اون
سفت تر و سفت تر میشد بدنم بیشتر گُر میگرفت و شهوتم بیشتر میشد
تا دیگه ارضاء شدم ، دقیقا مثل حالتی که با تو بهم دست داد
فکر کنم عشق ما کار خداست همه اون چیزائی رو که برام نوشتی یادم هست
" جسم ما همانند تمثالی از موجودیت برتر ساخته شده "
از همین رو لذات جسمانی که به روح ما لذت می بخشه هدیه ای از جانب بهشت هست
تا کنون معشوقه ای به غیر از خدا نداشتم
وقتی پدرم تصمیم گرفت من راهبه بشم
فکر کرد میتونه لذات جسمانی را در من خفه کنه
ولی نمیدونست که انتخابم برای این بود تا با مسیح همبستر شوم
شاید از این طریق میخواست دست شکارچیان طماع که بدنبال جهزیه تو بودن رو کوتاه کنه
خوب خود تو چی ؟
تو به دنبال جهیزیه من هستی ؟
بله ، جهیزیه صومعه
ببخشید مادر اعظم ، فکر کردم دارم بهترین کار انجام میدم
به بخشش نیازی نداری ، بخاطر کار شرورانه ای که کردی به شلاق نیاز داری
!ولی مادر مقدس ! اون پیره زن دیوونه شده بود
اون مانند یک عفریته نعره می کشید و مثل یک گاو نیرومند شده بود
هنوز نشانه های وحشی گری او رو در بدن داریم
باید به من تذکر میدادی ! یا از قائم مقام من تقاضا می کردید
چند وقته از اخرین وعده غذائی اون میگذره ؟ - روزهاست که چیزی نخورده -
نه تنها چیزی نمیخوره بلکه همه چیرو به طرف ما پرت میکنه
... حجره خودش رو پُراز مدفوع کرده
اون دیگه یک زن یا انسان نیست ! اون خود شیطانه
خود ما اونائی هستیم که این بلا رو به سرش اوردیم ، و الانم باید کمکش کنیم
وظیفه ما نفرت و انزجار نیست بلکه خدمت به خداوند هست
بذارید خودم باهاش صحبت کنم بیشترین مسئولیت به گردن من هست
پیره زن بدون انجام هیچگونه آئین مذهبی در گذشت
قبل از قرار دادن اون ...در قبر شما تنها کسی
هستی که میتونی روحش را به بهشت رهمون کنی
!بی پدر و مادر
! پدر روحانی
!شما کشیش هستید
درسته ؟ پس چرا به وظیفه ای که داری عمل نمیکنی ؟
! تو حق نداری با این چیزها شوخی کنی
تو خودت از من بدتری کشیش ! چون خودت پشت مسیح و کتاب مقدس پنهان کردی
و از اونا برای التیام وجدان !کثیف خودت بهره مییری
! تو الان یه قاتلی
بس کن کثافت لعنتی !مرگ !اون به من هیچ ارتباطی نداره
...بسیار خوب
من به وظیفه خودم عمل میکنم ... یالا دیگه
!خدای من ! بوی تعفن بیشتر تحمل من هست
این بوی تعفن جسد هست ... پدر
برای شما امرزش طلب میکنم به نام ، پدر ، پسر و روح القدس آمین
آمین
اگر یکروز مجبور بشیم از هم جدا بشیم
زندگی من وقتی معنی پیدا میکنه که عاشق تو باشم
حتی اگر از قلبم خون جاری بشه اسم تو رو بر زبان میاره
ایشون حامله هستن
نمیتونم به شما اجازه ورود ...بدم ، متاسفانه خواهر
ورجینیا بیمار هستن و قادربه ملاقات کسی نیستن
مطمئنی که ایشون نمیخواد من به حضور بپذیره ؟
اینطور به من دستور دادن
کی این دستور داده ؟ - !من -
برو ، یه دختر دم در ورودی هست اون به دفتر من راهنمائی کن
خواهر ویرجینیا ،حامله شده ، الان راضی شدی ؟
اگر خبر تازه ای خواستی از پدر آریگون بپرس ، روز خوش
صبر اولین فضیلت مومنان هست
اونهاش خودشه ، داره میاد
بفرمائید کلید پیدا کردم ! کار سختی نبود
!بیائید بریم ! عجله کنید
اسم اون دختره تازه وارد چیه ؟
مارگاریتا ، اون دختر یک مزرعه داره ، پاک و معصوم
میشه بهش اعتماد کرد ؟ - برای رسیدن به هدف چاره ای نداریم -
به هر حال من و بندیتا مدیریت صومعه را به عهده داریم
خواهرای دیگه ممکنه که مشکوک بشن
واون حالش چطوره ؟ -
خیلی افسرده هست دائم تو اتاق ...و در بروی خودش قفل میکنه و سعی
میکنه بارداری خودش مخفی کنه ، خبری از اوسیو داری ؟
اخبار بد ، به مادر مقدس چیزی نگو یه خدمتکارو کشته و الان توی زندون هست
اون همیشه در بحبوحه و ...مرکز خشونت زندگی
کرده ، ولی الان دیگه داره خیلی زیاده روی میکنه
این ادم یه وقتهائی من میترسونه
باید همیشه اول در بزنی
اون بدین به من، خودم پشت شمارو میشورم هنوز خیلی ضعیف هستید
قبل از اومدن به صومعه چیکار میکردی ؟
توی مزرعه بودم ، به پدرو مادرم کمک می کردم زندگی سختی داشتم
بعدا ارباب صدام زد
!کمکم کن
چشم
اینجا راحت هستی ؟ - بله ،خانم -
خوشحالم که خدمت شمارو میکنم
اگر مایل باشید بهتر از اینا میتونم خدمت شمارو بکنم
چطور ؟
میدونم که زندگی در صومعه از توبه و گذشت تشکیل شده
ولی این برای همه ادما اینجوری نیست بعضی ها از ادما بیشتر اطلاع دارن
اونا در شناخت نحوه ...کارها به ویژه در مورد
دیگران ، مرام بیشتری دارن و سریع تر عمل میکنن
مدونا کونگوندا در رو باز کرد و به سیر اوبالدو اجازه ورود داد
به محض ورود ، خانم او را به تختخواب خود برد
خانم کیر سفت مرد رو گرفت و اون رو در میان شیار خیس و لزج کُس خودش کشید
اونا تمام شب را با هم بودن
اوردمش ، الان اینجاست
زیادی که حَشری نیست ؟ - نه ، نمیشه که همینجور لخت اونجا نگرش داشت -
مطمئنی ؟ - اره ، برو ، برو بیارش داخل -
در مورد تمام چیزائی که میدونی سکوت میکنی
تو جزو معدود افرادی هستی که از این واقعیت خبر دارن
مادر اعظم الان تقریبا در پایان دوران بارداری خود هستن
من یه مامای با تجربه هستم و بهتر از هر کسی میتونم بهشون کمک کنم
این چنین خدماتی پاداش بی حسابی برای شما به ارمغان میاورد ، ولی به یاد داشته باشید
سکوت مهمترین قسمت کار هست
طفلکی بیچاره اون مرده
باید اون از اینجا ببریم و در یه جائی دفنش کنیم
به اوسیو اطلاع میدیم
من ترتیب اینکارو میدم
بیارش اینجا بیا
تو خیلی دل و جرات داری ...تو هم پر دل و جرات هستی و هم اینکه
خیلی حیله گری ، اصلا ازت خوشم نمیاد - ولی من از تو خوشم میاد -
دلم میخواد نشونت بدم که چقدر دوست دارم
حرفه کاری تو در کلیسا شروع خوبی داشت
تو تازه کاری ، درسته ؟
درسته
در مورد رابطه جنسی اطلاعات کمی دارم
ولی تو میتونی بهم یاد بدی
از این گذشته ، شما ادم با تجربه و کار کشته ای هستی
ما تمام اسرار خودمون را در ...پشت ردای خودمون مخفی میکنیم
پس ، بیا سعی کنیم همه چیز نمایان کنیم
دوست دارم ، و با تمام وجودم می پرستمت و درک میکنم که حق داری عصبانی باشی
میخواستی که میوه گناه را پاک کنی و از این بابت ازت سپاسگزارم
ممنونم که من اگاه ساختی که الان فقط تو بخشی از وجود من هستی
!دیگه اون دوست ندارم
!دیگه اون دوست ندارم
!دیگه اون دوست ندارم
میتونم کمکی کنم ؟
بله
تو همین الان خونه اوسیو رو ترک کردی
!انکار نکن
اعتراف میکنم این تنها بخاطر رعایت ادب بود
چرا که اوسیو اغلب از این صومعه دیدن میکنه
و مطمئنا اینجا تنها نیست
!خجالت بکش ! مراقب حرف زدنت باش
مارگریتا ، فکر میکنم اعمال ...خودت رو سبک و سنگین
نکردی که ممکنه چه !عواقبی برات در پی داشته باشه
خودتم میدونی که اسیو به مادر اعظم خیلی علاقه داره
پس بدون اگر چنین بود اون علاقه !خودش با کسی دیگه ای تقسیم نمی کرد
جیوانی پائلو عاشق اون نیست
فقط داره ازش استفاده میکنه همش همین
فکر میکنید چندی پیش از همین عبارات عاشقانه تو گوش من زمزمه نکرده ؟
همون عباراتی که برای اون !سرکار خانم استفاده کرده
خوب اون با من بیشتر صادق بود چرا که من ثروتی ندارم که بهش بدم
فکر می کنید جووانی پائولو به بانوی ما اهمیتی میده ؟
برای مردی مثل اون یه زن فقط باید چیزی رو که اون میخواد بهش بده ، و نه بیشتر
از اونجائی که از گُرده خانم ...ما خیلی چیزا گیرش میاد ، جرات
نمیکنه زیاده خواهی کنه ، ایشون !حتی به اینکارش افتخار هم میکنه
اون نه تنها به من به عنوان یه خدمتکار ...نگاه نمیکنه بلکه میدونه باهوش
هستم ، و مثل شما ها نیستم که بخواد !باهام عشق بازی کنه و بعدشم ولم کنه
شاید اینکار برای خانمش کافی باشه شایدم اون اصلا مغز نداره که اینارو درک کنه
اشتباه بزرگی کردی ! خیلی ...بیشتر از اینا دربارت
میدونم که بهت اجازه بدم !باهام اینجوری رفتار کنی
اگر دلم بخواد میتونم با !دستی پر پیش مفتش عقاید برم
بزودی به عنوان یک راهبه تقدیس میشی
باید طبق روال معمول سه روز گوشه گیری کنی
باید در یک مکان خلوت گوشه گیری کرده و به معنویات فکر کنی
خواهر کاندیدا برای رسیدگی و انجام تمام نیازهای تو بهت کمک میکنه
!یادت نره که چه چیزائی رو میدونم
بعد از اینم هرگز فراموش نکن !که با چه کسی داری صحبت میکنی
!اوووه ،حتما ، بانوی من
خوش امدید این جلسه خانوادگی بخاطر چی هست ؟
مارگاریتا سعی کن عاقل باشی
چی باعث شده بانوی ما توی ...یه همچین هوای به خودشون
!زحمت داده و بیرون تشریف بیارن ؟ !چقدر لطف کردید
خوب گوشاتون باز کنید ، تاوان زندونی !کردن من در اینجا رو پس میدید ، تک تکتون
اصلا دلم نمیخواد به نصیحت !و موعظه های شما گوش کنم
میخوام به اون چیزی که بهم !قولش داده بودید عمل کنید
!اینکارو نکن ! محض رضای خدا اینکارو نکن
! این حرومزاده بیشرف
...عالیجناب
عالیجناب ، خوش امدید
!زود باش
پروردگارا ، از سر تقصیرات ما بگذر و روح مارا مورد امرزش قرار بده
این زنجیره هرگز جدا نمیشه چه موقع نوبت ما خواد شد ؟
!دیگه نمیتونم تحمل کنم ...اینها همون دستان
نجس و ناپاکی هست که !ردای مقدس را بلند کرده
! ورراجی دیگه کافیه ! دیگه اب از سرمون گذشته
مرده دیگه زنده نمیشه
فردا برای پشیمانی به اندازه کافی وقت هست
میرم طبقه بالا بررسی کنم کسی اومده یا نه
! یالا ، کشیش ! کمکم کن
مادر اعظم کجا ممکنه باشه ؟
ایشون قطعا در صومعه تشریف ...ندارن از زمانی که جایگزین
مادر اعظم قبلی شدن درهای !این صومعه همیشه باز بوده
حتی خود شیطان هم میتونست بدون هیچ مزاحمتی از اون عبور کنه
اتهامات شما خیلی جدیست ، وای بر !شما اگر ثابت بشه که بی اساس هستن
! پدر شیطان به راستی اینجاست ! بخاطر همین شمارو صدا زدیم
!کارمون تمام شد
فردا شب بعد از قطعه قطعه کردن جسد اون رو از اینجا دور میکنیم
پدر ، باید توی اینکار کمکم کنی - من که قصاب نیستم -
ولی مطمئنا کار کفن و دفن به خوبی انجام میدی و از پسش بر میای
تمام جرم ها مجازات در بر ندارن این جنایت حتی بیشتر مارو با هم متحد کرده
عشق من ، الان دیگه واقعا بدون هم نمیتونیم باشیم
!عالیجناب مفتش اینجا هستن
در پشت این درب چه چیزی پنهان شده ؟ - هیزم برای آتش -
!بازش کن
!خیلی عجیبه در بازه
اینجا چیکار میکنید ؟
تو کی هستی ؟
دون آریگون ، عالیجناب
در اینجا مشغول به انجام چه مراسم عجیبی بودید ؟
قدیمی ترین آئین تاریخ ، پدر هابیل و قابیل
این گناهکار مهربانی برادر خود را با خشم تلافی کرده
! با گوشت و خونش اون گناهکاره بلی ، ولی الان در پی بخشش هست
الان برای بخشش از صومعه طلب کمک کرده و مادر اینجا داریم از اون بازجوئی میکنیم
و ما در اینجا جمع شدیم تا در مورد اینکه کلیسا به اون پناه بده تصمیم بگیریم
که چه باید با او انجام دهیم
ایا مرتکب قتل شدی ؟ ... یا اینکه فقط اون ادم زخمی کردی
یا اینکه اون به دست تو از دنیا رفته ؟
یادم نمیاد پدر مقدس ... فقط یادمه که
...از سر خشم و بدون فکر به او ضربه ای
زدم و بعد لکه خونی روس سینه اش
!پخش شد و دستم به خون الوده گردید
!این حرکات مسخره رو تمومش کنید
عالیجناب این مرد جوانی پائلو اوزیو هست !معشوقه مخفی خوار ویرجینیا دلاو
! مادر اعظم ما
! سربازان درون صومعه هستن ! ما را از شر شیطان حفظ کن
!سربازا !اینجا هستن ! بخاطر من اومدن !ویرجینیا ! عشقم ! کمکم کن
کمکت کنم ، اونم من ؟ !خودم بزودی در میلان زندانی میشم
برو زیر تخت جائی که هیچکس نمیتونه !پیدات کنه ! معشوقه شجاع و نترس خودم
! قراره اون شکنجه کنن - ! نه اول محاکمش میکنن
! چه شرمساری برای صومعه ما درست شد ! خودشه
ساکت شید ! وقتی مادر اعظم عبور میکنه باید ادای احترامی در خور مقامش انجام دهید
! از سر راه کنار برید
بعد از استناد به نام عیسی مسیح ...و بعد از بارها مشاهده سوابق
و مناظره حکم محکومین :را به شرح زیر اعلام میکنیم
ما خواهر کاندیدا و خواهر بندیتا ...به حبس ابد در صومعه سانتا
مارگریتا محکوم میکنیم ، بگذارید !الباقی عمر را در زندان باشند
سنا جیوانی پائلو اوسیو ...را محکوم به قطع
دست راست و مصادره ...کلیه اموال اون نموده
و از انجائی که اوسیو ...در هنگام دستگیری
فرار کرده حکم به صورت !غیابی صادر میشود
کشیش ، پائولو آریگون به دوسال حبس محکوم میگردد
خواهر ویرجینیا د لایوا ...در سولی محقر در صومعه
سانتا والریا در میلان به اعدام محکوم میگردد
اون در آنجا تا اخر عمر ...در زیر زمین دفن شده
تا برای گناهانی که مرتکب شده به !در گاه مریم مقدس طلب مغفرت نماید
:واقعیت های ناگفته ویرجینیا زمانی که ماریانا در مدرسه
دخترانه صومعه معلم بوده با جیووانی پائولو اوسیو آشنا شده و
از همان زمان شروع به نامه نگاری با اوسیو کرده و با کمک
کشیش پائولو که دوست اسیو بود با هم معاشقه میکردن ، ویرجینا
دو بار زایمان کرد و در زایمان دوم دختری به نام آلما بدنیا
اورد ... رابطه ویرجینیا با اسیو کاملا از روی میل و ارادی و
بدون هیچ تحمیلی انجام شده حتی بعد از زایمان نخست فقط برای
مدت کوتاهی این رابطه متوقف و دوباره از سر گرفته شد
ویر جینیا به سیزده سال دفن محکوم شد و بعد از اینکه از این حکم جان
سالم بدر برد تا زمان مرگش در سال 1650 در همان سانتاوالریا ماند "مترجم "
Ts.By:H@rika edi&pro . By : Kelatoshia @kelatoshia : تلگرام
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.