All language subtitles for La.casa.de.papel.S03E02.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫«ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز»

‫«مادرید، روز شروع عملیات»

‫نقشه چرنوبیل رو یادتونه؟

‫نقشه‌ی از سر ناچاری ‫برای سرقت قبلی بود

‫در صورتیکه اوضاع وخیم می‌شد ‫باران اسکناس بر فراز مادرید ریخته

‫و در میان هیاهوی مردم ‫فرار می‌کردیم

‫نقشه این بود که آشوب پدید بیاره

‫و این دقیقاً چیزی بود ‫که الان نیاز داشتیم

‫آشوب

‫می‌خواید جوابش رو بدید؟

‫الو؟

‫چی؟ کشتی هوایی؟

‫تا 8 دقیقه دیگه می‌رسم اون‌جا

‫کشتی‌ هوایی جوری برنامه‌ریزی شده ‫تا طبق مختصات جغرافیایی خاصی پرواز کنه

‫و تنها در اون زمانه که ‫دریچه‌هاش باز می‌شن

‫بعدش در دایره‌هایی به شعاع 250 متر ‫دور می‌زنن

‫و هر 40 ثانیه بسته‌های پول رو ‫به مدت 50 دقیقه

‫رها می‌کنه

‫این...

‫در ارتفاع 300 متری زمین ‫مثل نزول مائده آسمانی می‌مونه

‫سرجمع حدود 140 میلیون یورو می‌شه

‫برای ورود به لونه شیر ‫هزینه زیادیه، هان؟

‫به شماها...

‫لقب رابین‌هود داده بودن

‫با عقل جور درمیاد که بخشی از غنائم ‫هم به دست مردم برسه

‫این پیام...

‫برای همه کسانی است که به این ‫نقاب به عنوان نماد مقاومت اعتقاد دارند

‫به شما نیاز داریم

‫دولت علیه ما اعلان جنگ کرده

‫یک جنگ کثیف،

‫تصمیم گرفتیم علیه آن‌ها قیام کنیم

‫پلیس یکی از افراد ما را در یک ‫کشور خارجی دستگیر کرده

‫آنیبال

‫خوابت نمی‌بره؟

‫آنیبال کورتز

‫همراهم بیا

‫بریم یه کم قهوه بخوریم

‫از زمان دستگیری ‫او دو ماه می‌گذرد

‫هیچ روند قضایی آغاز نشده

‫هیچ درخواست استردادی داده نشده

‫هیچ وکیل مدافعی استخدام نشده

‫در جایی نامعلوم...

‫در اسارت مانده. ‫و به احتمال زیاد...

‫شکنجه شده

‫درخواست داریم...

‫فوراً به این دستگیری ‫غیرقانونی پایان داده شده

‫و به شکلی که تمام جوانب قانونی رعایت شود ‫پای میز عدالت بُرده شود

‫دولت جنگ را آغاز کرد

‫و نمی‌توانند پنهان شوند

‫مبارزه خواهیم کرد

‫ضربه

‫در برابر ضربه

‫و این دفعه...

‫«سینما کالائو»

‫دست به کار بزرگی خواهیم زد

‫بعلاوه

‫مثل بازی شطرنج می‌مونه

‫حرکتی می‌کنیم که سازمان اطلاعات مجبور

‫به واکنش بشه

‫و پیت‌رو تنها یه کار رو می‌تونه بکنه...

‫می‌خوام ارتش بیاد تو خیابون‌ها!

‫انتظار دارن بریم دنبال این بالن‌ها

‫اما این بزرگ‌ترین تاکتیکیه که ‫برای پرت کردن حواسمون تا حالا دیدیم

‫هشدار رو تا سطح 5 بالا ببرید

‫اگه این‌قدر جرات دارن که اعلام می‌کنن ‫دوباره دست به سرقت می‌زنن

‫پس باید از همه چیز مراقبت کنیم. لعنتی!

‫هر کسی که اول حمله کنه...

‫فرصت داره اما کسی که باید ‫در مقابل حمله دفاع کنه

‫اون‌قدر فرصت برای فکر کردن نداره

‫واسه همین پیت‌رو فی‌البداهه ‫قوی‌ترین دفاعش رو به اجرا می‌ذاره

‫نخست‌وزیر چراغ سبز نشون داده

‫می‌خوام مادرید پُر از سرباز بشه

‫بعلاوه ماشین‌های جنگی و مسلح

‫لعنتی! ماشین‌های مسلح! ‫حرف زدن من هیچ مشکلی نداره

‫کلک ما در این‌جا نهفته‌اس

‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم ‫www.DibaMoviez.Com

‫ترجمه و زيرنويس از ‫.::Oceanic 6 - علیرضا::. ‫.::Twitter: @Mroceanic6::.

‫دارم میام

‫مارتین

‫اجازه هست؟

‫«پالرمو ایتالیا ‫2ماه قبل از شروع عملیات»

‫نوشیدنی میل داری؟

‫کار بی‌نظیری بود

‫خوشحالم زنده‌ای

‫مرسی

‫اگرچه اگه بیرون ضرابخانه بمونی، ‫مثل موش مخفی بشی

‫شانس نجات یافتنت بیش‌تر می‌شه

‫- توی سرقت بیش‌تر از همه در معرض دید بودم ‫- نه. سر من رو شیره نمال

‫کسی که مقابل گلوله سینه‌سپر می‌کنه ‫بیش‌تر در معرض خطره

‫- چند بار سمتت شلیک شد؟ ‫- نیومدم باهات بحث کنم

‫راستیتش واسم اصلاً ‫مهم نیست که چرا اومدی

‫سه سال گذشته...

‫و حالا تشریف آوردی

‫بهت می‌گم چرا وارد ضرابخانه نشدی

‫چون یه بُزدلی

‫و به خاطر این‌که...

‫گذاشتی اون کارهای کثیفت رو انجام بده

‫برادرت

‫توی یه کار همیشه ممکنه با موارد ‫غیرمنتظره مواجه می‌شی. تو که خودت می‌دونی

‫غیرمنتظره؟

‫بذار صاف و پوست کَنده بگم

‫وارد ضرابخانه نشدی...

‫و یک سوم گروهت مُردن پدرسوخته

‫یک سوم گروهت از دست رفتن ‫و محض رضای خدا هیچ غلطی نکردی

‫منم مثل تو متاسفم...

‫متاسف چی هستی؟ ‫پدرسوخته!

‫اگه اون‌جا بودی آندرس نمی‌مُرد

‫من جات بودم می‌رفتم تو ‫و نجاتش می‌دادم!

‫مهم هم نبود به چه قیمتی!

‫حتی اگه مجبور می‌شدم ‫کل ساختمون رو منفجر کنم

‫نمی‌ذاشتم بمیره! ‫اما تو اجازه دادی!

‫فکر می‌کنی با کی داری حرف می‌زنی

‫یکی از احمق‌های گروهت؟

‫خوب می‌شناسمت سرخیو

‫می‌دونم چطوری هستی

‫اون دوست من بود

‫واسم حیاتی بود

‫نیمه دیگه من بود

‫تو چشم‌هام نگاه کن...

‫و بگو که هیچ‌وقت اینو مدنظر نداشتی

‫که در صورت نیاز، ‫خودش رو به کشتن بده

‫بگو موقع برنامه‌ریزی ‫به این فکر کرده بودی یا نه پدرسگ

‫که مرگ برادرت رو مدنظر داشتی یا نه

‫روی مرگ برادرم حساب نکرده بودم

‫نه حتی یک بار

‫زندگی من بود

‫متاسفم. تقصیر تو هم نبوده

‫مقصر نبودی

‫نبودی

‫حالت چطوره؟

‫بدک نیستم

‫با مشروب، کلی قرص...

‫و غذای کنسروی زندگی می‌گذرونم

‫اما روبراهم

‫دستورش رو پیدا کردم

‫موسیقی

‫تمام مدت خودت رو حبس کردی ‫و موسیقی گوش دادی؟

‫به موسیقی گوش می‌دم ‫و به دوران نوجوانی سفر می‌کنم

‫به داغون‌ترین بارهای ‫موسیقی بوینس‌آیرس

‫مثل سابق می‌رقصم و قر می‌دم...

‫انگار که دردی وجود نداره

‫باهام برقص

‫زود باش، ضدحال نباش

‫برقص!

‫بفرما

‫اینو امتحانش کن

‫چرا اومدی این‌جا؟

‫تا ازت کسب اجازه کنم

‫می‌خوام طلا بدزدم

‫بهت می‌گم که بخاطر ‫زنده کردن یاد برادرمه...

‫اما حقیقت اینه...

‫که باید این‌کار رو بکنم

‫و بدون تو از پسش برنمیام

‫مونیکا

‫- دنور، الان نه ‫- نه، همین الان

‫چون اگه اینو حل نکنیم ‫من نمیام

‫اسلحه‌ات رو بردار ‫و کاری که لازمه رو بکن

‫حرفی که زدم از ‫ته دلم نبود

‫ساعت 3 صبح بود. ‫آدم دهن‌گشادیم، منو ببخش

‫اما این‌که 3 روز باهام حرف نزنی...

‫ماجرا داره شروع می‌شه

‫صدام رو می‌شنوی؟

‫دریافت شد

‫- تو چی؟ ‫- صبر کن

‫حالا. دوباره امتحان کن

‫چی تنته، خانم بازرس؟

‫شروع می‌کنیم

‫با سرمایه‌گذاری در بخش تحقیق و توسعه ‫چیزهای معرکه‌ای بدست میاری

‫سه هفته قبل از شروع کار

‫وارد شبکه اطلاعات و ‫برنامه‌های تلفن همراه پلیس‌ها

‫مثل واتس‌اپ شده بودیم

‫می‌تونستیم میکروفن ‫دوربین و مکان‌نمای

‫گوشی‌شون رو فعال کنیم

‫«اسلام آباد، پاکستان»

‫کمتر از یک ساعت طول کشید تا ‫ارتباطات مخابراتی تیم دفاعی رو بدست بیاریم

‫وظیفه ریو...

‫حالا توسط 65 پاکستانی انجام می‌شد

‫مثل این‌هایی که به شرکت‌ها در ‫سیلیکون‌ولی آمریکا رفتن نبودن

‫اما نابغه بودن

‫به لطف اونا ‫به همه چی دسترسی داشتیم

‫76

‫سه

‫312

‫اولویت اصلی برای ‫خطوط تهاجمی

‫دومین جوخه، اولین دسته برونت: ‫معاونین کنگره

‫اولین جوخه، دومین دسته کواترو وین‌توس: ‫قصر پادشاهی

‫سومین جوخه، اولین دسته پاراکیوس: مجلس سنا

‫اولین دسته، هفتمین جوخه ال‌گلوسو: ‫قصر مونک‌لوا

‫اولین جوخه، ششمین دسته چتربازان:

‫بانک مرکزی اسپانیا

‫«بانک اسپانیا ‫تیپ چتربازان»

‫توجه

‫شما اولین جوخه، ششمن دسته ‫چتربازان هستید

‫خانم‌ها و آقایون

‫ما اولین جوخه، ششمین دسته ‫چتربازان هستیم

‫یک-شش، چتربازان

‫17دقیقه وقت دارید

‫16دقیقه و 45 ثانیه وقت داریم!

‫با قلبی مطمئن و اعصابی آرام. ‫عجله کنید!

‫چتربازان!

‫ششمین دسته!

‫شش؟

‫«دسته ششم چتربازان»

‫لازمه بگم وقتی نمونده؟ بجنبید!

‫همه ظرف 7 دقیقه آماده بشید!

‫عجله کنید!

‫«سه روز تا شروع عملیات»

‫این‌قدر پات رو تکون نده، ‫سینسیناتی رو بیدار می‌کنی

‫سینسیناتی آرومه

‫اما من نه

‫رُک بهت بگم: ‫نمی‌خوام وارد بانک بشی

‫ناسلامتی یه بچه داریم

‫- آروم باش قبل اینکه... ‫- آروم نمی‌شم

‫آروم نمی‌شم چون 3 هفته‌اس ‫چشم روی هم نذاشتم

‫ما بانی و کلاید نیستیم، مونیکا

‫تو یه منشی هستی، نه رامبو

‫لعنتی!

‫- دنور... ‫- چیه؟

‫من آماده هستم و وارد بانک می‌شم

‫آماده چی؟

‫تا این‌جا باشی و با پروفسور ‫چادر بزنی؟

‫در اردوگاه جرم تابستانی!

‫- گوش کن! ‫- نه، تو گوش کن مونیکا!

‫از وقتی بچه بودم آماده این کارها بودم

‫با یه توپ می‌رفتم تو کوچه ‫و اونا ازم می‌گرفتنش

‫و من چی‌کار می‌کردم؟ دعوا. ‫و روز بعد بازم تکرار می‌شد

‫و روز بعد و بعدش...

‫وقتی 9 ساله شدم ‫هیشکی جرات نداشت جلوم قدعلم کنه

‫یه روزه نمی‌شه یاد گرفت. ‫و نمی‌تونی یه بچه رو بذاری...

‫پیش راهب‌ها

‫بچه‌مون رو ول نمی‌کنم

‫فقط سه روزه، نه همیشه

‫چطوری بهش شیر می‌دی؟

‫شیر؟ همین الانش کباب می‌خوره!

‫- شیرت رو ازش دریغ می‌کنی ‫- نه!

‫هلسی، بیداری؟

‫بله بیدارم

‫محض رضای خدا، تو مادرشی!

‫عیسی مسیح نگام می‌کنه ‫نمی‌تونم بخوابم

‫مسیح اون دو تا رو داره نگاه می‌کنه

‫حرف‌های دنور رو گوش کن... ‫از دستش خسته شدم

‫خفه شو!

‫و گوش کن

‫من مادرم اما زنتم

‫- و سارق هم هستم ‫- نه، نیستی

‫بچه‌داشتن معنیش این نیست ‫که از دو تا کار دیگه دست بکشم

‫درست مثل تو. بابا شدی اما حتی بهش فکر هم ‫نمی‌کنی که سرقت رو انجام ندی

‫ممکنه بانی و کلاید نباشم ‫اما من سریع یاد می‌گیرم

‫و شانه خالی نمی‌کنم

‫برای امتحانم در ضرابخانه سلطنتی ‫6هفته‌ای آماده و قبول شدم

‫چه ربطی داره؟ ‫سرقت که امتحان نداره!

‫اون دختر منشی دیگه وجود نداره

‫مونیکا آزتامبیده دیگه وجود نداره دنور

‫همون‌جا توی ضرابخانه سلطنتی وقتی

‫برای نجات تو، توکیو و ریو ‫به پلیس شلیک کرد، موند

‫پس بهم نگو که بشینم این‌جا ‫تا شیشه بچه گرم کنم

‫چونکه من بیش‌تر از هر ‫مادربخطای دیگه‌ای سارقم!

‫جنسیت‌زده لعنتی

‫نایروبی

‫- منو تنها نذار ‫- هی!

‫حالت خوبه؟

‫نه، خوب نیستم

‫همه حرفاتون رو شنیدم ‫سرزنشت نمی‌کنم

‫این‌که اون عوضی درباره ‫شیر دادن حرف می‌زد

‫- تو هم جزئی از این باندی ‫- مونیکا منظورم رو متوجه نشدی

‫تک‌تک کلماتت رو متوجه شد. ‫واقعاً غارنشینی!

‫- برو تو تختت! ‫- با تو حرفی ندارم!

‫- برو تو غارت! ‫- حالتون خوبه دخترها؟ چی شده؟

‫این مردسالاری قابل تحمل نیست

‫مردسالاری؟

‫مردسالاری، که مدل قدیمی ‫تعصب مردانه

‫هم بهش می‌گفتن

‫می‌دونی مردسالاری واقعی چیه؟

‫چی؟

‫این‌جا آویزونه!

‫چه مرگتونه! ‫ساعت 3 صبحه

‫آروم باشید!

‫برید ظرف‌هاتون رو بشورید!

‫تو سکسیست نیستی، عوضی هستی!

‫برو تو اتاقت! ‫برو پشمات رو بشمار!

‫من و آلتم...

‫می‌دونید ساعت چنده؟

‫3صبحه

‫فردا صبح باید کار با لنزهای گرمایی

‫رو در دمای 3580 درجه سلسیوس تمرین کنیم

‫گمونم بهتر باشه استراحت کنید

‫برید تو تختتون

‫مونیکا لطفاً باهام بیا

‫شرمنده پروفسور. ‫با هم دعوا کردیم...

‫می‌رم پیش توکیو می‌خوابم

‫«42دقیقه پس از شروع عملیات»

‫حالت خوبه؟

‫عصبیم

‫خب، آروم باش چون که مثل...

‫بازی شطرنجه

‫بیش‌تر مثل جام جهانی شطرنج...

‫که قراره طولانی باشه

‫افتتاحیه...

‫یه نبرد و...

‫دو تاکتیک مخالف هم

‫و بعد هم کیش و مات

‫ببین

‫این طرف

‫ببین می‌تونی حسش کنی یا نه

‫یکی دیگه

‫آره

‫یه لگد کوچولوئه

‫هر دفعه که قهوه می‌خورم ‫دیوونه می‌شه

‫حالا درباره حامل بهم بگو

‫چیزی از کارچاق‌کُن نمی‌دونم

‫نمی‌دونی؟

‫چرا می‌دونی

‫ماسک رو بذار

‫دلم نمی‌خواد

‫یا خودت می‌ذاری یا ‫عثمان میاد سراغت

‫زود باش...

‫یه سواری کوچولوی دیگه

‫بذار ببینیم چیزی یادت میاد یا نه

‫قوزک پام باد کرده

‫رسیدن

‫پدرسوخته‌ها!

‫کیف می‌کردم می‌دیدم اون همه آدم ‫بهمون توهین می‌کنن

‫دوست داشتم سرم رو از پنجره بیرون کنم ‫و فریاد بزنم:

‫«من توکیو هستم، یکی از شما».

‫ما همه دالی هستیم

‫این نقاب یه نماد شده

‫در سراسر جهان

‫چه برای اون‌هایی که مقاومت می‌کنن

‫چه شکاک و زخم‌خورده... ‫فرقی نداره

‫چیزی که مهمه اینه که ‫منبع الهام کلی آدم شده

‫اینو نگاه کنید

‫این تظاهرات علیه فساد ‫در ریودوژانیرو است

‫بوینس‌آیرس آرژانتین

‫چندین راهپیمایی حقوق زنان

‫کلمبیا

‫رُم

‫پاریس

‫نشست گروه بیست در هامبورگ

‫«آزادی، برابری ‫مقاومت»

‫کل ورزشگاه رو پُر کردن

‫اینجا فرانسه است

‫عربستان سعودی

‫چیزی که می‌خوام بهتون توضیح بدم

‫اینه که منبع الهام کلی آدم شدیم ‫که کنارمون مبارزه کنن

‫همه اون آدم‌ها یکی از ماها هستن

‫اینو یادتون نره

‫و این‌جا بودن

‫پروفسور، نقاب رو گذاشته بود

‫و از همه دالی‌ها خواسته بود بیان

‫و دالی‌ها هم جواب مثبت داده بودن

‫در شبکه‌های اجتماعی ‫و گروه‌های واتس‌اپی قرار گذاشته بودن

‫و فریاد می‌زدن

‫که از همه بیش‌تر باید ‫صدای ما رو بشنوید

‫«تو هیچ‌گاه تنها گام برنخواهی داشت».

‫«کافیه»

‫اما اون صرفاً شاعرانه بود

‫فعالیت واقعی قرار بود تازه شروع بشه

‫«خائنین»

‫«بانک مرکزی، 47 دقیقه پس از شروع عملیات»

‫زود باشید! بجنبید!

‫- همگی برید عقب! ‫- آروم باشید

‫یالا، یالا!

‫تکون نخورید! ‫کسی جُم نخوره!

‫کاروان واقعی تو راهه

‫8کیلومتر فاصله داره

‫8کیلومتر فقط 6 دقیقه می‌شه

‫فقط 6 دقیقه فرصت دارن ‫تا موفق بشن

‫درود بر مریم مقدس

‫گمشو

‫باید جواب بدی «ای سرشار از برکت». ‫ناسلامتی تو یه مکان مقدسیم

‫عجب عوضی هستی...

‫عصر بخیر. اجازه هست؟

‫البته سرخیو

‫ممنونم

‫این دو تا نقشه رو خوب مطالعه کردم

‫هر دو رو مقایسه کردم ‫و باید اذعان کنم...

‫سرقت از ضرابخانه سلطنتی ‫کار بسیار سخت اما ممکنی است

‫حتی معقول

‫اما سرقت از بانک مرکزی...

‫دیوانگی...

‫و از همه مهم‌تر غیرممکنه

‫- ممکنه غیرممکن بنظر بیاد... ‫- غیرممکنه

‫و این ظاهراً غیرممکنه

‫که قشنگش می‌کنه

‫به نظر غیرممکن میاد اما...

‫پالرمو، واسمون شرح بده

‫خانم‌ها و آقایون ‫به بانک مرکزی اسپانیا خوش آمدید

‫10متر زیر طبقه اصلی می‌ریم، 20 متر

‫30متر...

‫40...

‫و این‌جاست

‫گاوصندوق

‫48متر زیر زمین

‫گاوصندوق کاملاً نفوذناپذیره

‫چرا؟

‫چون ممکنه دچار سیل بشه ‫خانم‌ها و آقایون

‫اسپانیولی‌های لعنتی مبتکر

‫باید پدرسگ منحرفی باشی که ‫فکر سرقت به سرت بزنه!

‫- یه کم احترام بذار ‫- تعریف کردم

‫عالیه. شاهکاره

‫در دنیا تکه

‫دو کانال جریان طلا ‫به این محفظه وارد می‌شه

‫28مایل لوله مستحکم زیر زمین

‫- چرا؟ ‫- تا محض خاطر این‌که کسی خواست

‫به در دست بزنه...

‫محفظه ظرف کم‌تر از 20 دقیقه ‫در آب غرق بشه

‫به طلا دست بزنی،

‫و مثل یه وزغ می‌ترکی ‫و غرق می‌شی... یه شاهکار!

‫همه چی جوری ناامید کننده‌اس ‫که انتظار ندارن کسی دست به سرقت بزنه

‫و واسه همین چیز خوبیه

‫راستش، خیلی ساده‌اس

‫اگه استعداد و دانش

‫به خرج بدیم

‫بهترین استعدادها در مهندسی...

‫فیزیک،

‫و مکانیک سیالات... ‫رو می‌تونی تصور کنی که آماده سرقت بشن؟

‫عالیجناب برای سرقت درخواست دادن

‫اما چطوری می‌خواید این کار رو بکنید؟

‫یه واحد نیروی گارد مدنی ‫و 20 نگهبان خصوصی اونجاست

‫محافظ‌های رئیس بانک. ‫و اون محل از نظر استراتژیک مهمه

‫ارتش ظرف مدت چند دقیقه سر می‌رسه

‫اگه با لباس دزد وارد بشی، بله

‫اما سرخیو

‫فرض کن آشوب شده

‫و تو یکی از کسانی هستی ‫که همه انتظار دارن نظم رو برقرار کنه

‫براحتی می‌شه آشوب درست کرد برادر. ‫بذار بهت بگم..

‫با آغوش باز ما رو پذیرا خواهند بود

‫«گارد مدنی»

‫سروان گاریدو،

‫اولین جوخه، ششم دسته چتربازان

‫ستوان الکازار

‫بهمون دستور داده شده ‫از ساختمان حفاظت کنیم

‫می‌خوام تمام این افراد متفرق بشن

‫از جلوی بانک باید 150 متر ‫فضای حفاظتی رو گسترده‌تر کنیم

‫و درهای پشتی رو باز کنید. ‫کاروانی در راهه

‫خانم‌ها، وارد شدیم

‫به ما دستور دادن باهاتون هماهنگی کنیم

‫اما اجازه ورود کاروانی داده نشده

‫جناب، کاروان داره می‌رسه

‫همچین دستوری رو به مردانم نمی‌دم

‫جلوی کاروان رو بگیرید

‫دارن ما رو کنار می‌زنن، دخترها

‫جناب

‫درخواست ورود فوری دارم

‫خیمنز

‫بیسیم رو بده

‫افراد مقرمرکزی

‫ستوان الکازار از واحد ‫گارد مدنی صحبت می‌کنه

‫به قید فوریت درخواست تایید ‫دسترسی جوخه چتربازان

‫برای ورود به بانک مرکزی رو دارم

‫چه خبر شده؟

‫سرهنگ دوم کاسترو هستم. ‫هشدار سطح 5 اعلام شده

‫تکرار می‌کنم هشدار سطح 5. ‫از حالا به بعد

‫ارتش مسئول دفاع در درون و حریم بانکه

‫از دستورات سروان گاریدو پیروی ‫و با افرادش همکاری کنید

‫تا سرهنگ سرسدا برسن، ‫دریافت شد؟

‫بله قربان. مفهومه

‫محیط حفاظتی رو گسترش بدید!

‫می‌خوام همه اون الدنگ‌ها رو ‫بفرستید اونور خیابون

‫بهتره تا جوخه می‌رسه ‫منطقه رو خلوت کنیم

‫گاز اشک‌آور رو آماده کنید!

‫و گاز اشک‌آور رو آماده کنید!

‫بذارید بیان داخل. ‫دسترسی تایید شده

‫بالاخره وارد شدیم

‫می‌دونید آیکیدو چیه؟

‫بله، یه کولره

‫نه، اون شکلات‌هات ریزهاست: ‫نه هله‌هوله حساب می‌شن نه اشتهاآور

‫آی-کی-دو

‫استفاده از نیروی دشمن به نفع خود

‫تنهایی نمی‌تونیم وارد بانک مرکزی بشیم

‫قدرت دشمن به مراتب بیش‌تر از ماست

‫واسه همین...

‫از آیکیدو استفاده می‌کنیم

‫آیکیدو چطور، پروفسور؟

‫هر کاری که نمی‌تونیم بکنیم رو

‫می‌دیم گارد مدنی،

‫ارتش اسپانیا و حفاظت ‫خصوصی بانک انجام بده

‫کاری می‌کنن کسی ‫نزدیک 150 متری ساختمون نشه

‫آمار دقیق گروگان‌های ساختمون رو بدست میاریم

‫چند نفر توی ساختمون هستن؟

‫کارکنان حفاظت عدد دقیق ‫رو بهمون می‌دن

‫367نفر

‫آیکیدو

‫می‌خوام تمام اون 367 نفر ‫ظرف 3 دقیقه بیان این‌جا

‫ورودی و پنجره‌های بانک

‫رو وسط روز، توی خیابون و ‫بدون تابلو شدن بمب‌گذاری می‌کنیم. چطور؟

‫به لطف دودی که گارد مدنی ‫برای تخلیه جمعیت پرتاب کرده

‫آیکیدو

‫دستورالعمل تخلیه

‫می‌خوام همه ظرف 3 دقیقه بیان این‌جا

‫تکون بخورید!

‫- این یک مانور تخلیه نیست ‫- همین حالا

‫دستورالعمل تخلیه

‫مشتری‌ها و کارکنان رو طبق ‫یه روال مشخص

‫از ساختمون خارج می‌کنیم

‫چطور؟

‫روند تخلیه رو شروع کنید

‫می‌خوام همه بیان این پایین!

‫دستورالعمل تخلیه

‫با نظم و ترتیب اجرا کنید

‫گارد مدنی و نیروهای حفاظت ‫به دفتر به دفتر در ساختمون

‫یورش خواهند برد

‫و در کمتر از 3 دقیقه ‫همه رو تخلیه می‌کنن

‫آیکیدو!

‫زود باشید! ‫بجنبید!

‫زود باشید! ‫بجنبید!

‫یالا، بجنبید!

‫کمک می‌کنن موادی رو که برای ‫این سرقت نیاز داریم وارد ساختمون کنیم

‫زود باشید!

‫زود باشید!

‫یالا! ‫زود!

‫از همگی می‌خوام خواهشاً آروم باشید

‫ساختمون رو در دو گروه تخلیه می‌کنیم:

‫گروه یک و گروه دو

‫و گروگان‌های اضافی ‫رو تا بیرون همراهی می‌کنن

‫همه با هم می‌رن و ‫و از شر یه مشکل خلاص می‌شیم

‫آیکیدو!

‫گروه یک، همین الان برید!

‫- تکون نخورید! ‫- برید عقب

‫زود باشید

‫برید جلو! برید، برید!

‫برید، برید!

‫برید!

‫به پیش!

‫اینجا واینسا! برید!

‫همه بیرون!

‫واینسید! ‫برید انتهای خیابون!

‫یالا، یالا!

‫برید!

‫ادامه بدید!

‫برید! زود باشید!

‫عجله کنید خانم!

‫بعدش

‫وقتی همه در جایی که باید هستن

‫فقط کافیه دکمه رو فشار بدیم

‫و من دکمه رو...

‫فشار می‌دم

‫دیگه راه برگشتی نیست.

‫ترجمه و زيرنويس از ‫.::Oceanic 6 - علیرضا::. ‫.::Twitter: @Mroceanic6::.

‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم ‫www.DibaMoviez.Com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.