All language subtitles for A.Muse.(EunGyo).2012

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" هشدار ! فیلم حاوی صحنه های سافت پورن میباشد "

" یک الهام " ( muse =اسطوره یونانی الهه شعر و موسیقی ) (میوزیک برگرفته از همین واژه می باشد)

H@rika . ترجمه زیر نویس :هاریکا aloneharika@gmail.com

هرگز ماه به این زیبائی ندیدم

باورم اینه که اونم داره همین ماه تماشا میکنه

اما برای اون

ماه نباید اینقدر زیبا به نظر بیاد

هر شخص دید متفاوتی داره از چشم انداز یک شی ء مشابه

شما کی هستین ؟

تو کی هستی ؟

ای یون جو( الهام ) هستم - چجوری اومدی اینجا ؟ - ( ای یون جو = اسم دخترونه الهام در فارسی )

...کنار پرچین باغ یه نردبان بودش

همیشه دلم میخواست روی این صندلی لَم بدم

صندلی مال تو هستش ؟

از جنگل پائین اومدی ؟

کجا زندگی میکنی ؟

خونه کنار لباسشوئی

خوب دیگه الان باید برم

بای

لفظ "شاعر ملی "به نظر زمخت و خام هست

موهبت بزرگیه که بتونی در محضر یه همچین استاد عالی قدری چیز یاد بگیری

وقتی 20 سالگی رو رد کردی فکر نکنم سن چندان اهمیتی داشته باشه

من پیرتر از اونیم که به عنوان یه نابغه شناخته بشم

در مورد خودم فقط فکر ...کنم برای ارائه اندیشه های خودم به

جهانیان در دوران سنی مناسبی قرار دارم

در آینده تلاش بیشتری خواهم کرد

و گرفتاریهای زیادی رو باید متحمل شد

خیلی شور شده ؟

حالا دیگه می تونی داستان خودت بنویسی

کتاب " قلب " همه جا توی !جدول خودش نشون داده

به هر حال ، سفارش یه داستان دارم

چی ؟

یه موضوعی برای داستان دارم ...می خوام روش تمرکز کنم ، پس

اون دختره که توی ایوون حیاط خونتون خوابش برده بود یادتونه ؟

خیلی اتفاقی اون جلوی ...مدرسش سوار کردم

و اونم داشت دنبال یه کار نیمه وقت میگشت

همون دختر دبیرستانی نیست ؟

میگفت از پس تمام کارای خونه برمیاد

خوبه بهش بگو همین شنبه بعد از ظهر بیادش اینجا

سلام

متاسفم

عیبی نداره

بذارین من میزنم

نه ، اشکالی نداره ، خودم ترتیبش میدم - نه ، من اینکارو میکنم -

!...نگران نباش

مراقب باش

!چُلمَنگ شیویل

حالا معنیش چی میشه ؟

اااه ... یعنی خیلی ازتون ممنونم

و اسم تون !؟ ....

سئو ایونپا هستم

مرسی ایونپا - الان میتونم بغلتون کنم ؟ -

البته

خیلی ممنون

وقتی بالای پنجره ها رو تمیز میکنم انگشتام موور میشه

یاد کلاس رقص میوفتم

کلاس رقص تا پایه 7 رفتم

میتونی یکم بیشتر تنگش کنی ؟

اونوقت چجوری میخوای نفس بکشی ؟

خوب دامن ؟ کوتاهیش خوبه ؟

کوتاهتر ؟

!می تونن شورتت رو ببینن ...خیلی خوب ، این زیادیه

پاپا ، نوک مداداتون همگی کوتاه و صاف شده

می خوائین اونارو براتون تیز کنم ؟

بذار همینجوری باشه

مدادهای تیز افتضاح هستن

ضایع مگه چی میشه اخه ؟

خودت چی فکر می کنی ؟

بابا بزرگ

اگر مداد های با تراش ...پژمرده و غمگین میشن معنیش اینه که

مداد های تیز همگی غمگین هستن ؟

این ... ؟؟؟

شعره ؟

... تصاویری که از یه شی تشکیل میشه

اغلب فاصله ای بین بهشت و جهنم هست

وقتی به مداد فکر میکنم

یه پسر در حال دویدن به طرف مدرسه را فرض میکنم

اون عاشق صدای مداش هست وقتی توی کیف مدرسش تکون میخوره

وقتی که پسره نمیتونه بیشتر از این از پس هزینه های مدرسه بر بیاد

اون صدا مثل این میمونه که مداده داره گریه میکنه

پس واسه من مداد به معنی اشک هست

وقتی میگی "بابابزرگ مدادم تیز کن"

من اون درعوض اینجوری میشنوم

"بابابزرگ لطفا اشکهام پاک کن"

پاپا بزرگ ؟

منم ... الهام هستم

پاپا بزرگ

این وقت شب اینجا چه غلطی میکنی ؟

مگه نمی بینید لیچ ابم ؟ ... اول دارید سرکوفتم میزنید

پاپا بزرگ

میشه شب همینجا بمونم ؟

چی ؟

خواهش میکنم بذارین بمونم امشب نمیتونم برم خونه

بذار صورتت ببینم

بذار صورتت درست ببینم

کی بهت سیلی زده !؟

کار کیه ؟

اون کسیه که من میشناسم ؟

!...مامانم

مادرت؟

یه وقتهائی از این کارا میکنه ...ولی فقط با من

معمولا بعضی وقتها که از اینجور اتفاقا میوفته میرم خونه دوستم

!...بیا اول لباست عوض کن

...دنبالم بیا

بابابزرگ

میشه یه چیزی بگم ؟

وقتی بارون بند اومد می برمت خونه

گفتم می تونم یه چیزی بگم ؟

میتونم ؟

چی ؟

میگم ، میتونم یه چیزی بگم ؟

بله

...یادم اومد

شعرتون که توی کتاب درسی بود

کاملیا" ....درسته ؟"

پرنده کوچولوئی که توسط کاملیا دفن شد

یه پرنده غمگین با نوک قرمز

پرنده کوچک با لکه هائی به رنگ اشک های قرمز رنگ

این اخرین سوال امتحانم بود

...به هر حال

... واسه من

!...مداد مادرم به یادم میاره

وقتی بچه تر بودم

اون از چاقوی مداد تراش من برای تمیز کردن پاشنه های پاش استفاده میکرد

... درحالی که گوشه کز میکرد

اون دیگه بیشتر از این کاری ازش بر نمیاد الان توی یه حموم عمومی کار میکنه

الان بخاطر دوندگی زیاد پاهاش زخم های بدی بر داشته

خوب ، تو مجبوری از این سشوار استفاده کنی

...نمیدونم چی بدتره

بخاطر همینه که فکر میکنم مداد های تیز غمگین هستن

یا شایدم پاشنه های پای ترک خورده ؟

!...این یه شعره

...مداد غمگین

...پاشنه پای غمگین

بابابزرگ

نظرتون در مورد پاهای من چیه ؟

! چلمنگ

خیلی ازم ممنونی ؟

داری بخاطر انداختن بلوزت ازم تشکر میکنی ؟

بابابزرگ

بیا صبحانه بخوریم

سلام

این دیگه چیه که پوشیدی؟

مال پاپا بزرگه خیلی راحت و باحاله

خودش کجاست ؟

نمیدونم

یعنی توی کتابخونه هستش ؟

بابابزرگ ...خوب خوابیدین ؟

...پیره مرده نون نمیخوره

!بهت گفتم اون نون نمیخوره

یه مقدار که توی فریزر هست

اون مال منه

فکر کنم بدش نیاد بخوره

تو از کجا میدونی ؟

پس فکر میکنی اون خیلی خوب میشناسی ؟

معلومه

واقعا؟

بابابزرگ

تا...دا ! ساندویچ خونگی

به نظر عالی میاد ...نه ؟

تبدیل مواد داخل یخچال ! به یه اثر هنرمندانه

امتحانش کن

باشه

قربان ، ولی شما که نون نمیخوردید

این نون نیست ، ساندویچه

خوب براتون قهوه میارم

!قربان ، اون یه دختر دبیرستانیه

بله هست

مگه چه مشکلی داره؟

چی ؟

نه ، چیزی نیست

رعد و برق وحشتناکی بودش

چجوری میتونستم اروم باشم ؟

در حد مرگ ترسیدم

باید بیشتر روی دل و جرات !... خودت کار کنی

بخاطر همین قایم شدم

صبح دیدم نزدیک کمرم خوابیدی

اونجا که جای زیادی واسه قایم شدن نیست

به هر حال ، خالکوبی پائین گردنت دیدم

جالب بود

منظورت حنا هستش ؟

مگه خالکوبی نیست ؟

این بعد از چند روز پاک میشه

...از الان دیگه لازم نکرده بیای خونش

چرا ؟

از این به بعد دیگه بهت پول نمیدم

عجیبه ، خودش ازم خواست هفته ای دو بار بیام

چی ؟

تازتشم چون نردبان خطر داشت !...کلید در بزرگه رو بهم داده

!هوی

!آینم

!دختره دست و پا چلفتی تو جنگل چرا باید اینه لازمت بشه ؟

!اون اینه شاهزاده خانم آنا سوئی بودش

انا سوئی ! خوب که چی ؟ خودم یه نوش برات میخرم

مامانم اون روز تولدم بهم داده بود

یکی دیگه برات میخرم خودم یکی عین همون برات میگیرم

!هیچی مثل اون نمیشه

...چی

ممکنه برای تو فرقی نکنه ولی برای منفرق داره

اون فرق داره مثل بهشت و جهنم

!اون اولین هدیه تولدم بود

!هر چیزی که مثل هم نمیشه

چی میگی ؟ چرا مثل هم نمیشه ؟

جناب ؟

!قربان

قربان ، مراقب باشید

!مراقب جای پا باشید

! درست زیر پاتون ! درست همونجا

!یه کاری بکن- !اروم .... اروم-

!درست اونجا ، زیر پاتون !مراقب باشید

خودشه ، قربان

قربان ، اینه رو بذارین توی جیبتون

!داخل جیبتون !داخل جیب ، قربان

قربان

اروم ، اروم

قربان دستم بگیرین

بفرمائین

مامانت این بهت داده حتما برات خیلی ارزشمنده

چرا اینکارو کردین ؟ !ممکن بود صدمه ببینید

بابابزرگ

بابابزرگ

یادتونه قبلا چی ازم پرسیده بودین ؟

چی ؟

در باره حنای روی سینه ام

اااوه ، بله

بعدش متوجه شدم که دلتون میخواد اون امتحان کنید

نه ، نه

اصلا منظورت نمیفهمم !چی داری میگی

تو در مورد عملکرد نوجوونا کنجکاوی همینطوری که خود من برای ادمای بزرگسال کنجکاوم

جدا دلم نمیخواد اینکارو بکنم - یالا دیگه -

دراز بکش

سرت بذار روی پام

رو پات ؟

پس چجوری باید اون بکشم دیگه ؟

دکمه های بولیزت باز میکنم ... یکی

دوتا ، سه تا

بابا بزرگ ، سینتون واقعا صافه ...

جدا ؟

!تکون نخور !نمیتونم درست بکشم

چشات ببند

خیلی خوب

به نظرم ادمهای سن بالا از اینجای بدنشون غلغلکشون میاد

من از مچ پام غلغلکم میاد

درست زیر قوزک پام میدونی همون قسمت فرو رفته و کم عمق

!... نکن

!... نکن دیگه

میتونم به راحتی انگشتانم به دور مچ پای الهام بگردونم

پاشنه پای اون از بین انگشتانم لیز میخوره

...و اون ... به خنده وا داشت

بوی عطر موهاش شامه ام را نوازش میداد

و لبهام که از قبل درون موهاش غوطه ور بود

اون چندین آه از اعماق وجودش کشید

بابابزرگ حالا دیگه می تونی چشات باز کنی

ببین ... اون درست مثل مال من شده

همینطوره

" من تو را سخت در آغوش گرفتم "

" موهایت را نوازش دادم " " بازوانت را ... سینه ات "

" من گوش خود را به سینه ات چسبانده و به صدای ضربان قلبت گوش فرا دادم "

" تو به طرز دلهره آوری دلنشین بودی "

الهام میتونی یه لطفی در حقم بکنی ؟

نه فکر کنم سرماخوردم

می تونی یه مقدار دارو برام بیاری ؟ فقط چند تائی اسپرین

سلام ؟

کسی هست ؟

سرماخوردگیت در چه حاله ؟

! تو

داری باهاش چیکار میکنی ؟

چی ؟

اون ادمی که تو فکر میکنی نیست ،باشه ؟

!اون یه ادم شریفی هست

از کجا میدونی اون برام چه معنی داره ؟

چی داری میگی ؟ مگه من چیکار کردم ؟

چطور متوجه شدی اون به من نظر داره ؟

!...جلقی روسپی زاده

چی گفتی ؟ جلقی ؟

من روسپی زاده صدا زدی ؟

من چی صدا زدی ؟

... من فقط

داری اون به خطر میندازی

توی خطر !؟

اگر اون مسخره بازی هارو بخاطر ...اینه دو زاری از خودت در نمیاوردی

! بله ، همون آینه

اگر بخاطر اون اینه گریه نمی کردی اون زندگیش به خطر نمی نداخت

!تو خودت دلیل افتادن اون آینه بودی

چی در باره اون آینه اینقدر خاصه ؟ اونم یکی !از هزاران آینه تولیدی یه کارخونه هست

می تونستی یکی دیگه بخری و تمومش کنی این همه قیل و قال واسه چی بود !؟

بهت که گفتم اون کادوی ! روز تولد از طرف مادرم بود

خوب که چی !؟

فکر میکنی اون پر از عشق مادرانه یا یه همچین چیزیه ؟

... بیا

یادم رفته بود تو مهندس مواد غیر آلی هستی ، داداشم

مهندس مواد غیر الی؟

خودش درباره اولین ملاقاتی که داشتین همه چیز بهم گفته

چی گفته ؟

اینکه 10 سال طول کشیده تا متوجه بشی همه ستاره ها مثل هم نیستن

فکر میکنی " ان " در اینجا چه معنی داره ؟

هان ؟

یه ستاره

این بهترین مثال برای نشون دادن مدرنیته و خودکفائی شعر نو هستش

این معنی شهر هست که تاکید بر اصالت و دلالت بر خاصیت اون داره

استاد

مقایسه چیزی مانند زیبائی با یک ستاره

تا یک وعده غذای غاز یا دیوار زندان

احساس شاعرانه ای در نظر گرفته شده ؟

من تو رو میشناسم ؟ مطمئنم قبلا همدیگرو ملاقات نکردیم

اسم من سئو جیوو هستش ، سال دوم ، بخش مهندسی مواد غیر الی

نمیدونم کی بهت گفته که ستاره ها زیبا هستن

ستاره ها زیبا یا زشت نیستن ستاره فقط ستاره هستن

برای دوستداران ستاره ها ممکنه زیبا باشن ...اما برای یه ادم گرسنه

شاید فقط یه تنقلات !...خوشمزه به نظر بیاد

شاید برای تو که رشته مواد غیر آلی میخونی مثل یه افت کش به نظر بیاد

... استاد

مواد غیر آلی، یعنی منظور مواد مثل سرامیک و مواد معدنی هستش

منظور غذاهای غیر ارگانیک نیست

دیگه چه چیزی بهت گفته ؟

در باره اون وقتی که رفته بود زندون

که چجوری تعمیر کردن ماشین اونجا یاد گرفته

میتونه قطعات ماشین باز کنه و دوباره جمشون کنه

درباره من چی بهت گفته ؟

نمیدونم

چیزی هست که نباید می شنیدم ؟

یا شایدم دلت میخواست چیزی شنیده باشم ؟

خوب پس این قلبه

دلم میخواد بخونمش میشه اون ازت به امانت بگیرم ؟

هی ... تونستی اون بخونی ؟

چیرو ؟

منظورم قلب ه؟

رمانی که نوشتی؟

نه ، درگیر امتحانات میان ترم بودم

اگه هنوز نخوندیش فقط یه رمان تجاری هستش

!هی ، هی داري چه غلطي ميکني ؟

واسه چی شلوغش میکنی ؟

دست نوشته هاش اینجا میذاره !...اینجا خیلی دوره

تو دست نوشته های اون دیدی ؟

واسش سخته هی بیاد و بره این نقطه جاش عالیه

!نه ، نکن ، نکن

اون از اینکه وسایلش جابجا بشه متنفره اون از تغییر خوشش نمیاد

اینکه همچین صندوقچه زیبائی بی مصرف بمونه چه فایده ای داره ؟

اون قبل از اینکه تو حتی بدنیا بیای !همینجا بوده ، اون سنش از تو بیشتره

حالا که چی از من مسن تره !؟ کمکم کن جابجاش کنم ، جاش اونجا بهتره

!...گم شو

!تکون بخور

فکر کردی کوتاه میام ؟ ...نکن ! چی

!همین الان برو گم شو

! گفتم ، تکون بخور

!همین الان میری گورت گم میکنی

!نکن

!بهت گفتم بجنب

تو چه مرگته ؟

!بهت هشدار میدم ، گمشو

!خودش همینجاست

!همین الان ازش دور شو ، بجنب

!بابا بزرگ

!بابابزرگ تمام روز داشتم کتابخونه شمارو تمیز می کردم

تو اینکارارو کردی ؟ - ...بله ، ولی نشد کار بیشتری بکنم -

بابابزرگ ...درباره اون صندوقچه

می خواستم واسه راحتی خودتون جابجاش کنم !...ولی اقا نذاشتن

چیکار میکنی ؟

الهام ، بذار باشه

هر وسیله چوبی دوست داره توی یه مکان مشخصی ریشه بذاره

از اونجائی که قبل از تولد تو همونجا بوده

دلش نمیخواد ریشه اش تکون بخوره

متاسفم

قربان ، تاریخ جلسه تعیین شده

همین دوشنبه ، بعد از اتمام ناهار

من رستوران مورد علاقه شمارو از قبل رزرو کردم

کیا میان؟

مقامات و مردم شهر از موزه ادبی ...کاملیا

دلم میخواد همه چی خوب پیش بره

میشه لطفا بیام ؟

حالا لازم نکرده این همه ایشون را به زحمت بندازی

چرا نباید بیام؟

می تونم بعد از مدرسه بیام وشما هم میتونید من با ماشین برسونید

باید حدود ساعت شش باشه - بله -

اونا اونجا غذای عالی دارن

واقعا؟ بزن بریم ...فقط تو ومن

به هرحال ، مجبوری قلب قرائت کنی ؟

قلب؟

تو خوندیش ؟

بله

چقدر دوسش داشتی ؟

من واقعا غافلگیر شدم خوب بود

شما چطور ؟

اون یه رمان ژانر هست اما فقط همین نیست

شاعرانه هست ، و نشون میده

درک عمیق از انسان را به نمایش میذاره - ... قربان -

ولی فکر اون خوشش بیاد اون میگه که فقط یه رمان پر فروش هست

منظورم این نبود قربان

والدین هرگز از سر چشمه های خودشون فاصله نمیگیرن و مهم نیست این چقدر طاقت فرسا باشه

...نوش به سلامتی

...شاید دوست داشته باشید حرفی بزنید

میدونستید اون دختره کاملیا چند سال داشت ؟

منظورتون همون دختری هست که از چنگ کمونیستها نجات دادید ؟

17سالش بود !... فقط 17 سال

درباره موزه ادبیات حرفی ندارید ، قربان

الان دیگه باید برم

شما که چیزی میل نکردید ؟

چرا به این زودی تشریف میبرید ؟ قراره جائی برید ؟

... این مهمانی شام به افتخار شما بر پا شده

کار ضروری پیش اومده ؟ شاید با دوست دخترتون قرار دارید ؟

باید یه چیزی بهتون نشون بدم؟

اینجا ، قربان ؟

قربان ، شما خال کوبی کردین ؟

هنوزم رسمه ،مد شده و خیلی هوادار داره

وااای ، خیلی باحاله

اگر میخواهید موزه ادبی بسازید صبر کنید تا من بمیرم

ولی شاید قراره باشه مدت زیادی منتظر بمونید

قربان ،از اینکه تشریف اوردید سپاسگزاریم بزودی باهاتون در تماسیم

خدانگهدار ، قربان

اونا فقط نمیتونن صبر کنن تا من بمیرم

شما نمیخواهید یه موزه در برای اثار یک شخص زنده بسازید

من دارم ميرم

چرا سئو جیوو مثل یه سگ دائم دنبالشه و دوروبرش میپلکه ؟

منظورت چیه ؟ - اخه امیدواره که چی بهش بماسه؟ -

!به رسمیت شناخته شدن ! فقط به رسمیت شناخته شدن

به رسمیت شناخته شدن ؟

چه چیز دیگه ای نیاز داره ؟

! پاپا بزرگ

... هنوز 20 دقیقه مونده شما منتظرم بودین ؟

... خوب

قبلا جائی مثل اینجا بودین ؟

!... نه

اینجا جای عالیه برای وقت گذرونی داری بخش های جداگانه و تم های متفاوتی هست

ببخشید

کی چائی سفارش داده؟

من گفتم بابابزرگ خواست

!چُلمَنگ شیویل

ببخشید ؟ مشکلی پیش اومده ؟

فقط گفتم ممنون

ممنون ؟

بله ، مشکلی نیست

متشکرم- قابلی نداشت -

خوش بگذره

!پاپا بزرگ

این کلمه رو فقط در جای ...خاص مثل وقتی که

شگفت زده یا غافلگیر میشیم یا مثلا بهت زده یا از جا میپریم بکار میبریم

اونوقت از این کلمه استفاده میکنیم

معنی اون کلمه " تشکر " نیست ؟

نه

!...آرسک

این یه کلمه بودائی هستش به معنی اینکه تو شیر فهم شدی

!...آرسک

چرا ؟ مگه الان شیر فهم شدین !؟

این نحوه سرزنش کردن دانش اموزه اونم زمانی که میخواد استاد خودش امتحان کنه

!حالا هر چی

... چه مرگته

اون خونه هست ؟

قربان ؟ شما اینجائین ؟

تلفن جواب ندادین براتون خبری دارم

تصمیم گرفتیم اون به عنوان سالن یادبود کاملیا نام گذاری کنیم

از عنوان "موزه ادبی " صرفه نظر کردیم

و تصمیم گرفته شده که دست نوشته های شما اونجا به نمایش گذاشته بشه

خوبه

پرسنل بخش اداری هیجان زده می شن

اقای سئو جیوو اینجاست ؟

نویسنده کتاب های پر فروش همیشه سرشون شلوغه ، خوب حالا فروش رمان "قلب"چطور پیش میره ؟

بیش از 800000 نتسخه

اقای سئو مبلغ کامل حق امتیاز گرفت

800000نسخه

تو هفته گذشته 30000نسخه چاپ کردیم پس دقیقا میشه 8300000

معمولا محبوبت و جدیت در کنار هم قرار نمیگرین

ولی پنداری آقای سئو خیلی خوب هر دو رو مدیریت کرده

در مورد اخرین داستان کوتاهش چیزی میدونید ؟

داستان کوتاه ؟

یکی از بهترین آثارش شده توی محفل ادبا خیلی در بارش حرف زده میشه

عالی نیست ؟

عنوان چیه ؟

باید اون بخونید

عنوان داستان "الهام "هستش

الهام ؟

این اسم یک دختر دبیرستانیه

قربان ، الان دیگه باید برم

قربان ، از ديدن تون خوشحالم

نسخه های کتابی کجان ؟

اون جا تو قسمت تازه رسیده ها

یه جورائی طرفدار زیادی دارن

بله ، درسته

قربان ، من اومدم

یه فنجام چای میل دارین ؟

از این میترسم که شاید اون مسموم کرده باشی

چیزی واسه گفتن داری ؟

من این کارو کردم ...چون

خیلی زیبا بود

چی ؟ تو به این دلیل اینکارو کردی ؟

لحظه ای که اون دست نوشته هارو ...دیدم نتونستم اجازه بدم که

چنین زیبائی همینطور بیهوده !درون اون صندوقچه مدفون بمونه

...باید میذاشتم دنیا بدونه

داري سعي مي کني که بهونه بياري ؟

چطور جرات کردی در مقام یه دزد به زیبائی اشاره کنی!؟

خود تو من اینی که !الان هستم رو بار اوردی

چی ؟

این خودت بودی که پیشنهاد "قلب " که !نویسندش یکی دیگه بود بهم دادی

تو خودت ازم خواستی که این کارو بکنم

! تو اون واسه دست نوشتی

من با اگاهی کامل امتیازش بهت دادم

تو هیچ استعدادی توی این ضمینه نداری ولی داری شرکتم اداره میکنی

بخاطر همین اون به عنوان هدیه برات نوشتم

حالا که اون یکی از کتابهای پرفروش شده پشیمونی ؟

می خوای به همه بگی که اون کتاب تو نوشتی ؟

این فشارها داره من روانی میکنه

!دیگه نمیدونم کی هستم سئو جیوو یا یکی پشت نقاب ای جئوکی !؟

چی میشه اگر حتی با نقاب تو زندگی کنم ؟

پول ؟ می خواهی اون پس بگیری ؟ حق امتیاز ؟

!اون دهن گشادت ببند

چرا باید این یکی با "قلب " فرق داشته باشه ؟

!تمومش کن - مردم نباید متوجه بشن -

رابطه بین یک مرد 70 ساله و یک دختر !دبیرستانی این اسمش عشق نیست ،هرگز

... این یک رسوائی هست ، قربان

! یه رسوائی کثیف

خودتم خوب میدونی که نمیتونی تحت نام خودت به چاپ برسونی

!خودت میدونستی

داستان یک شاعرر ملی که با یک دختر بچه سال سکس داشته

رسوائی کثیف ،هان ؟

قربان ، شما یک مرد مسن هستین - داری میگی این کثیفه ؟-

چرا نمیخواهید اون بپذیرید ؟

!...مادر جنده

!دیگه هرگز اینورا افتابی نشو

نگاهت من به وحشت میندازه دیگه از شنیدن صدات حالم بهم میخوره

!تو یه دزدی

هیچوقت استعداد و پتانسیلی نداشتی

هیچوقت خوشم نمیومد به چشات نگاه کنم !درست مثل گرگ

به چی زل زدی ؟ چشات از حدقه در میارم

چطور جرات کردی این کثیف صدا بزنی ؟

تو میگی این رسوائی کثیفه ؟

! حرومزاده

میدونم که اونجا هستین

نمیدونم چرا بهم اجازه !نمیدین بیام داخل

نمیتونم روی درس خوندن تمرکز کنم ...و دارم گند میزنم به امتحانام

چرا اینقدر دردناکه ؟

...نمیدون چرا اینقدر براتون دردناکه

می تونستم به راحتی انگشتانم دور مچ پای الهام حلقه کنم

پاشنه پایش در بین انگشتام سر خورد

...و اون ریز خندی زد

و رایحه معطر موهایش چانه ام را نوازش داد

و لبهایم که از قبل در موهایش فرو رفته بود

اون آهی از درون سینه اش کشید

تو را تنگ در آغوش کشیدم

موهات را نوازش دادم ...شانه هات ، کمرت

گوشم را روی سینه ات گذاشتم و به صدای قلبت گوش فرا دادم

تو به طرز دلهر اوری زیبا بودی

خوندیش ؟

الهام ، الهام خوند

همه نویسندها از این کارا میکنن ؟

سرقت آثار دیگران و استفاده از اسم بقیه بدون مجوز

متاسفم

یعنی واقعا خودت این نوشتی ؟

چطوری متوجه این حنا شدی ؟

اون دربارش بهم گفت

اون بهت گفت ؟

اون در موردش بهت گفت ؟

شما دو تا هیچ رازی از هم مخفی نمیکنید ؟

اون واسه تو چیه ؟

استاد مورد علاقه و فابل احترامی برام هست

یک شخصیت پدرانه

پس یعنی همه چیز همینطوری بهش میگی ؟

بله

من توی داستان خیلی عالی بودم

متشکرم

چرا اینجوری میکنی ؟

اینکارو میکنی چون دوستم داری ؟

...من تنهام ، دلیلش اینه

درباره این موضوع بهش میگی ؟

...دیگه وقتشه صدات کنن

اونا هیچوقت یک رمان نویس ژانتر یا یکی که کتابش پر فروش شده رو انتخاب نمبکنن

! در نهایت

برنده جایزه ادبی سال

الهام نویسنده سئو جیوو

واقعا؟

واقعا " الهام " برنده شد

من جایزه ادبیات سال بردم

گفتم که برنده میشم

داورها برای شام رفتن

...وای

اقای لی جوکیو "الهام "خوندن ؟

بله

چی گفتن ؟

:اون این بهم گفت

درست مثل این میمونه ...که ذهن من خونده باشی

این ترسناکه

فکرش میکردم نمیتونه کار اون باشه

چه اتفاقی میوفته ؟

اینجاست

ببین

برنده 35 جایزه ادبی الهام ، نوشته اقای سئو جی وو

مفتخرم میهمان ویژه امروز معرفی کنم

ایشان اینجا تشریف اوردن تا در نطق تبریک را ارائه بفرمایند

معتقدم که این اولین حضور ایشان در جمع میباشد

اقای سئو جی وو ایشان را همانند پدر خطاب میکنند

ایشان با سبک ترکیب ظریف اشعار به همراه واقع گرائی آگاهی و شناخت دارند

شاعر واقعی نسل ایشان ! اقای لی جوکیو

من ، لی جئوکیو یه پیرمرد فرتوت هستم

...روتکه ، پیری را اینگونه توصیف کرده (تئودور روتکه = شاعر و نویسنده امرکائی )

مانند پوشیدن زرهی سربی سنگین از انچه که نتوانستم انجام بدم

همانطور که جوانیت برای تلاشهات غنیمتی نیست

سالخوردگی من مجازاتی برای تقصیر های من نیست

الهام همانند بارانی دل انگیز بر روی زمین خشک و بی آب هست

نوشتن داستانی زیباتر ...و واقعی تر و با محتوی بیشتر

از الهام کاری بسیار دشوار !و تقریبا غیر ممکن هست

!تولدت مبارک ، پاپا بزرگ

...براتون یه کیک و یک هدیه گرفتم

پاپا بزرگ ، شیشه پنجره های شما خیلی کثیف شدن

دلتون میخواد به عنوان هدیه روز تولد اونارو براتون تمیز کنم ؟

الهام اینجاست

پنداری اینجور به نظر میاد از دیدن من خوشحال نشدین

البته که از دیدن تو خوشحال هستم

پاپا بزرگ

بفرما نمک

به نظر عالی میاد

! این نگاه کن ، پاپا بزرگ

بنظر خوب می یاد

شمع هارو هم اوردم

بیافقط یکی رو روشن کنیم

چیه ؟

فقط یکی رو روشن کن

باشه

اونجارو نویسنده معروف ما اینجا هستند

... قربان

تولدتون مبارک

الان دیگه از خدمتتون مرخص میشم

اون دیابت داره نمیتونه کیک بخوره

! اقای ، سئو

بیا اینجا

قبل از اینکه بری یه مشروبی بخور

امتحانش کنید

... بذار ببینم

سالاد و سوپی که درست کردم چطوره ؟

خیلی عالی شده

جدی ، نشده ؟

پاپا بزرگ میدونی ادما از کی شروع به مشروب خوردن کردن ؟

یک بطری شراب 4000 ساله توی گرجستان کشف شده

این تقریبا به اندازه قدمت بشریت هست

چرا به جای پرسیدن سوال از اون از من نمی پرسی ؟

اینقدر اذیتش نکن

تو هیچوقت جواب خوبی تو چنته نداری

وقتی اون توضیح میده !فهمیدنش خیلی راحتتره

تو خیلی گاگولی ! یه مهندس در پیت

نمیدونم چطوری تونست نویسنده بشه ، تو میدونی ؟

تو چه مشکلی با تخصص مهندسی داری،هان ؟

میتونی شبیه ایشون شعر بگی ؟ شبیه پاپا بزرگ ؟

دلم میخواست شعر بنویسم بدجوریم دلم میخواست

بعد شروع کردی به نوشتن رمان چون نمیتونستی شعر بنویسی ؟

پس نوشتن شعر در بالاترین سطح هست ؟

شعر بالاتره

این میدونستی ؟

من سئو جیوو یک رمان نویس ژانر هستم

ادمها من دست کم گرفتن

ولی الان اونا من می پرستن

فقط به خاطر اینکه جایزه گرفتم

منتقدان قدرتمندی که هیچوقت باهام تماس نمی گرفتن

الان نمیتونن ازم وقت بگیرن

باشه بابا تو الان یه ادم متشخص هستی ، که چی ؟

خوب شما یه شاعر ملی هستی قربان حالا که چی ؟

کلیدی برای موفقیت هست

! مهم نیست به چه قیمتی باشه

من دیگه پشت نقاب نیستم

من سئو جی وو هستم

قراره واقعا به سوی موفقیت پیش برم ، قربان

یه امتحان برات دارم

میخوام توی زندگی بعدی کار اموز من باشی

چرا فکر کردی اینکارو میکنم ؟

این چجور امتحانیه ؟

برای اینکه لباسام ببره خشک شوئی و برام آشپزی کنه

من مست کردم دیگه میرم بخوابم

الهام تو هم دیگه الان باید بری خونه

مگه نگفتی فردا صبح قرار صبحانه داری ؟

برو بگیر بخواب

اون یه قرار صبحانه نیست

... اون یه سخنرانی هستش

بله ، قربان ، شب بخیر

خودم می تونم بدون کمک کسی بخوابم من هنوز جوونم

قربان ، خیلی ازتون ممنونم

تو یک مهندس را به نویسنده ای بزرگی تبدیل کردی

کسی در باره ستاره ها چیزی نمیدونه ممنونم ازت ، قربان

پدر بزرگ ... تولدت مبارک

شب بخیر

باید بخوابم

شب بخیر ، الهام

اینجا ؟ همین جای خالی ؟

همینجا رو غلغلکت میاد ؟

...اینجا ، و اینجا

نکن

چقدر بهم اهمیت میدی ؟

...چقدر

میدونستی چرا دختر نوجوون سکس میکنن ؟

... چون بهم اهمیت میدی

برگشتی چون بهم اهمیت میدی

! ... منم تنهام !...دلیلش این بود

کی یه همچین شوخی با ماشین میکنه ؟

سگ دست اصلا وِل شده

!شانس اوردی هنوز زنده موندی

این بخاطر کهنه بودن ماشینه ؟

...نه

یکی دست کاریش کرده

دست کاریش کرده ؟

بله

یکی دست کاریش کرده منظورم اینه یکی عمدا اینکارو کرده

ممکنه کار هر کی که بوده میخواسته تو رو به کشتن بده

کی این ماشین خراب کرده ؟

و اینکارم به تازگی انجام شده

اینجارو ببین هیچ اثر روغنی نیست

ببین چقدر یه کار غیر حرفه ای ! میتونه خطر ناک باشه

مردم فکر میکنن از توی اینترنت میتونن همه رقم ماشین تعمیر کنن

فکر کردی اجازه میدم یه پیر مرد فزرتی ترتیبم بده ؟

!میتونم بفهمم چی تو سرت میگذره

!خودم از همه چی خبر دارم ، پیره مرد

... ای کوون کش

...محبوب من ،استاد قابل احترام من

چطور تونستی اینکارو باهام بکنی ؟

... بعد از این همه کاری که برات انجام دادم

هیچکس نمیتونست بیشتر از این بهت وفادار باشه

یک پیام جدید دارید

...من

سئو جیوو رو ... کُشتم

" ... قلبم مرا به تو باز میگرداند " H@rika

پاپا بزرگ

! مست کردی

... مادرم

...پاشنه های پای اون بازم ترک خورده

...درست مثل پوست یه درخت

اون بازم داره با کارد اونارو می تراشه

چمپاتمه زده

...داشتم نگاهش می کردم

!...وقتی یک دفعه به طرف من برگشت

یادته اون شبی که اومدم اینجا ؟

... اون لحظه

... اون هوا

... این حرارت

... همین رطوبت

... این گرما

مهم نیست هر چقدر هم سعی کنی توصیفش کنی بعضی چیزهارو نمی تونی حس کنی

هر چقدرم تو بهش گفته باشی و توضیح بدی شخص سوم نمیتونه اون توصیف کنه

اونم یه مهندس ،کسی که فکر میکرد ...همه آینه ها یه جور هستن

... چطور اون می تونست درک کنه

... الهام مطعلق به تو بود

... تو الهام نوشتی

... ممنون

ممنون بخاطر اینکه توی داستان اینقدر ازم به زببائی تعریف کردین

...نمیدونستم تا این حد جذاب بودم

فکرشم نمیکردم

مثل یه ادم ابله از !...هیچی خبر نداشتم

من یه احمق واقعی بودم

احمق بودم

Ts.By:H@rika harika_alone@yahoo.com

خدانگهدار ، بابابزرگ

... بدرود

... الهام

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.