Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در زندان (نفوذی)
پایان قسمت دهم سام سریال
***099 NASSI N :تنظیم***
کجایی؟
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال تقدیم می کند: SamSerial.com
کجایی؟
پسرم
برای تماشای تیزرها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial
بابا جلال
زنده اس
مردی
اینطور می گن
شنیدم
یه شایعه اس که به واسطه ی پول پخش شده
نمیخوای تو مراسم تدفین خودت شرکت کنی؟
نگران نباش پسر
تا امروز کسی از مراسم تدفین خودش جانمونده
من دوست ندارم هیچ دوستی در اطراف خودم داشته باشم
روزی میرسه که دوست تو به دشمنت بدل میشه
آلیاناک رو دیدی
من اطراف خودم
بچه دوست دارم
بچهههه
ایوالله بابا جلال
اینجا چه خبره؟
اگر تو منو آگاه نکرده بودی
من واقعا الان مرده بودم
اما هیچ کدوم از آدمای من اینو متوجه نشدن
حتی مستان رو هم فریب دادن
چون خیلی خوب نقش بازی کردن
سارپ
اسلحه ندارم با دست خالی اومدم چون باهات حرف دارم
دلم نمیخواد به حرفات گوش بدم برگرد
صورتتو ببینم
بابا اول گوش بده
بعد اگر دلت خواست منو وسط محله دار بزن
نیازی نیست همینجوری خوبه
اینجا کارتو تموم میکنم
من مستان رو نکشتم
داوود و مینیک رو هم من از سر راه برنداشتم
اینا رو میخواستی بگی؟
هان؟
اینا بودددد؟
تو ماشینت بمب گذاشتن
میخوان امروز کارتو تموم کنن
همه چی رو به جون خریدم و اومدم
نمیخوام بمیری میخوام زنده بمونی
همچین چی چطور ممکنه؟
آلیاناک با یه یارویی به نام وورال داره کار میکنه
درسته؟
بله .
وورال بمب رو جاسازی کرده
آدم آلیاناک؟
اینطوره؟
دقیقا ..
تو
تو میگی آلیاناک این برنامه ها رو راه انداخته؟
بله .
پسر. کسی که از سایه ی خودش هم میترسه چطور میتونه این نقشه ها رو برای من بکشه؟
نقش بازی میکنه
اگر از این راه به منفعت برسه، نقش هم بازی میکنه
بگو ببینم پشتش به کی گرمه؟
آکین ایشیک
صداتو ببر
برو بده ماشینو کنترل کنن باباجلال
برو بمب رو ببین
اگر خودت بمب رو گذاشته باشی چی؟
اگه من گذاشته باشم چراا باید بیام اینجا بهت بگم؟
میتونم ثابت کنم
چطوری؟
از وورال بخواه که با تو سوار ماشین بمب گذاری شده بشه
ببینیم آیا می ترسه که سوار یه ماشین معمولی بشه؟
اگر از بمب خبر نداشته باشه
چراا باید بترسه؟
میخوای چیکار کنی؟
اگر میخوان من بمیرم پس میمیرم
بمب جاگذاری شده، با چراخوندن سوییچ منفجر میشه
باید از دور با ریموت کنترل بشه
استاد این کار پیش خودمونه
مشکلی نیست
جلال ول کن بذار آدمات این کارو بکنن
گفتم که نمیشه زن
برو کنار
پیدااش کردید بابا؟
پیداا کردیم
میریم جونشو بگیریم
تو توی خونه بمون
امر امر شماست
آه وورال
بفرما بابا
بهتره که تو هم بیای
تو ماشین من باش
تو پسر قابک اعتمادی هستی
چشم بابا
اما کسی تو خونه نمیمونه
کسی هست که بمونه
ما بریم
بیا بیا ...
گوشیمو فراموش گردم
وورال بله بابا ...
گوشیمو تو سالن جا گذاشتم
زود بردار و بیا
چی شد؟
از رفتن منصرف شدین؟
اینجاس
منو ببین
خیلی مراقب جلال باشید
میشه؟
مثل چشمام ازشون مراقبت میکنم نگران نباشین
پسر همه چی رو از اول بگو
شما مستان من رو کشتید؟
با آلیاناک آویزونش کردیم
سگ ها
بگو که با من چیکار کردید
سارپ رو بیهوش کردیم و گذاشتیم تو صندوق عقب
بعدشم تو ساحل ولش کردیم
از جون مستان چی میخواستین؟
چراا این کارو کردین؟
هدف ما تو بودی بابا
کوستنجلی و آلیاناک
میخواستن اول اطرافت رو خالی کنن
مستان رو به صبحونه دعوت کردن
وقتی حسابی پرش کردن
طوفان شد
تو هم فکر کردی مقصر اصلی سارپه
چراا پسر؟ چراا؟
این همه وقت از قبل من نون خوردین
چراا این کارو با من کردین؟
چراا؟
کوستنجلی اومد پیش آلیاناک
گفت که جلال تو رو برای عمر طغمه قرار داد و اینطوری فریبش داد
بی شرف کثیف
داوود و مینیک حالشون چطوره؟
جاهاشون رو پیداا کردی؟
دادم یه آدم قابک اعتماد به این کار رسیدگی کنه
جلال، مردک
اگر بدونی که این منم که دارم بهت کمک میکنم
واقعا آرزو میکردی بمیری
اون کار هم انجام شددد
فهمیدیم که داوود و مینیک رو کجا میدارن
خوبه
آدم خیلی زرنگی هستی
کاش دو سه تا آدم دیگه مثل تو داشتم
اما باباجلال
اگر از من بپرسی
میگم که داوودینا رو الان نجات ندیم
نباید بذاریم کوستنجلی بویی ببره
بذار وقتی که من بوسیدمش بیدار بشه
پرنسس من
ایوالله
اون کوستنجلی
باید به اینجا بیاد . .. ...
با پای خودش باید بیاد
برو بشین . برو
کی می دونه دیگه چه بلاهایی قراره به سرمون بیاد
به پایان راه رسیدیم
قراره چی بشه مامان؟
یشیم
یشیم
چی نمیشه پسرم
چی نمیشه تو نگران نباش
تو نگران نباش باشه؟ .
بابای من نمرده
باورم نمیشه
مصطفی مصطفی
اگر گیر آدمی مثل سارپ افتاده باشیم فاتحه امون خونده اس
اگر داوود بود شاید یه شانس مجدد داشتیم
اونو پیداا میکنیم
تاوان کارایی رو که با ما کرده رو باید پس بده
راستی آلیاناک
از دست سارپ نجات پیداا کرده بود مگه نه؟
درست میگی
بهش زن بزنیم شاید کاری از دستش بربیاد
من به مصطفی یه سر بزنم زود برمی گردم پیشت
مصطفی
الو
سرمون سلامت باشه دخترم ملک
حالتون چطوره؟
نتونستم بهتون زن بزنم
گفته بودی که سارپ رو پیداا کردی داداش حسن چی شد؟
پیدااش میکنم
پیدااش میکنم و میندازمش جلوی پاتون
هر چی آدم داریم همه رو جمع کن
دنبالش بیفتین
باید تاوان بازی ای رو که با ما کرده رو پس بده
نگران نباش خیالت راحت باشه
داریم میریم به شکار، شکار
اون حیوون رو میگیریمش
احمقی ملک
احمق
چطوری حرف سارپ رو باور کردی؟
رئیس همه چی روبه راه
با جلال نقشه کشیدیم اول کوستنجلی رو میاریم اینجا
بعدشم جلال کار اونو تموم میکنه
ما هم هر دوشون رو دستگیر میکنیم
دارم قدم اول رو برمیدارم رئیس
آقایون آماده اید؟
آماده ایم داداش
برادرای من
باباجلال ما
به رحمت خدا رفته
دعاهامون رو دریغ نکنیم
بابای ما به قتل رسیده
اون سارپ کثافت
بابای ما رو کشت
غم بزرگیه
اما الان
زمان عزا گرفتن نیست
الان
زمان نشون دادن قدرت ماست
الان
زمان انتقامه
تا زمانی که اون سگ نمرده
عزاداری برای ما حرامه برادرا
اینا کارای تو نیست آلیاناک
تو چی داری میگی مرتیکه؟
شنیدی چی گفت
این کارا از سر تو زیادیه
ما نیاز به یه آدم قوی داریم
شجاع
من هستم دیگه
کسی اعراضی داره؟
اگه هست بیاد جلو
این گوی و این میدان
باید با برادر حسن بیعت کنید
یا باید با من بیعت کنید
یا اینکه ...
هم برای من
و هم برای بابا جلال خدا بیامرز
دشمن محسوب میشید
کسی هست که اعتراضی داشته باشه؟
بله آلیاناک ...
هست
میخواستی همه چی رو حاضرو آماده صاجب بشی؟
پسر
تو اینقدر احمق بودی؟
با پای خودت به آغوش مرگ اومدی
این حرفا رو بذار کنار
اگه حالیت نشد بذار تا بگم
اینجا مال منه
از این به بعد هر چی که مال باباجلال بوده همش مال منه
به غیر از تو
تو میتونی بری
پسره ی مبتذل
بچه ای. هنوز نمیدونی چی داری میگی
فکر کردی به این سادگی هاست؟
قسمت سختش رو حلش کردیم
تو
قسمت راحت ماجرایی
من بابا جلال رو کردم زیر خاک
یا میگید که با من هستید یا اینکه اینجا رو به خاک و خون میکشم
بابا جلال رو تو؟
شغال
این چی داره میگه؟
هنوز میخواین بذارین حرف بزنه؟
پسر بچه ی دو روزه تو مکان خودمون برامون رجز میخونه
خیلی حرف میزنی آلیاناک
کسی اعتراضی داره؟
پسر
پسر
نمیخواین کاری بکنید؟
پسرا نمیخواین کاری بکنید؟
مکانمون رو میخواین دست این جوجه ماشینی بسپارین؟
در خروج رو به ایشون نشون بدین
واگرنه یه گلوله تو مغزش خالی میکنم
شیششش
لعنت به همه ی شما
این کار، اینجا تموم نشده
تخت سلطنت بابا جلالمون رو به دست تو نمییسپرم
چراا پلیس اینجا نیست؟
چراا پلیس نیومده؟
با کی حرف میزنم؟ نمیشنوی؟
خبر دادیم ملک خانم
میان
چه زمانی خبر داده شده؟
پلیسا باید هر چه زودتر سارپ رو گیر بندازن
میان ملک خانم
راحت باشید
اوضاع یه کم عجیبه یشیم
چراا؟
هیچ پلیسی در کار نیست
باباجلال اگر قدم از قدم برمیداشت دنبالش بودن
آدماش هم یه کم عجیب و غریب رفتار میکنن
چطور؟
یه خبراییه
مخفیانه
آره
من خیلی استرس دارم میرم مصطفی رو بیارم
مصطفی
مصطفی
مصطفی
مصطفی ولکان
مصطفی کجاست؟
رفت بیرون
تو همچین روزی چطور تنهاش گذاشتین؟
چی نمیشه نگران نباشید
چطور چی نمیشه؟ بکش کنار
بابا . .
مصطفی
مصطفی
مصطفی
سورپریز
همسرم
نمردی. حالتون خوبه
بیایین پیشم این واقعیت داره؟
وای باورم نمیشه
عزیزم
بدون تو چطوری میخواستم زندگی کنم
این اتفاقات چه معنایی داره؟
بیایین. بسه. بیایین براتون میگم
بشینین ببینم
آروم باشین
بسه .
چراا این کارو با ما کردی؟
چراا؟
بابا چراا با ما این کارو کردی؟
بچه
میبینی وقتی برنگردی یه درده وقتی برمیگردی یه درد دیگه
بیا دخترم
بیا بیا بیا آروم باش
جون من
چراا با ما بازی میکنی؟
چراا ما رو میترسونی؟
مجبور بودم بازی کنم واگرنه در واقعیت اتفاق می افتاد
میخواستن منو بکشن عزیزم
چطور ممکنه؟
در سایه ی سارپ نجات پیداا کردم
چی؟
مگه این سارپ نبود که میخواست تو رو بکشه؟
نه . سارپ نقشه ی دشمنام رو برای من رو کرد
چراا به ما نگفتی؟
من وقتی داشتم نقشه ور میکشیدم اینهمه استرس نکشیدم
یه کم خونسرد باشین
بابا . .
اصلا به این فکر نکردی که
چه احساسی به ما دست میده؟
ما فکر کردیم تو مردی
لاقل میتونستی به ما خبر بدی
وقتی نمونده بود دختر
دشمن به درون ما نفوذ کرده بود
باید این بازی واقعی به نظر می رسید
و این که
میخواستم ببینم چقدر نگرانم میشین
بیایین ببینم بیایین
الان ببینین
خوب به من گوش بدین
باید این بازی رو ادامه بدیم
باشه؟ .
هنوز خطر از سر ما نگذشته
انگار که من مردم به عزاداریتون ادامه بدین
فهمیدین؟
باشه؟ .
مصطفی حالت چطوره؟
بابا حالا که تو زنده ای
بقیه اش مهم نیست
همینه
پسرم تو به من انگیزه ی زنده بودن میدی
تو اینا رو ببین
از اینکه من رو مرده فرض میکردن چقدر ناراحتن
بیا ببین شیرمرد من
اون سارپ بی شرف
اومدن به مکان جلال
همه به من پشت کردن
شما هم برین
زود باشین برین
داداش ما تو رو میشناسیم
تو بگو بمیرین تا ما بمیریم
ما تو رو میشناسیم
سارپ دیگه کیه داداش؟
ایوالله دوستان
ایوالله
سلامی کجاست؟
چه خبر شده؟
حرف بزنید
داداش حسن
این سارپ پدرسوخته
سلامی رو کشت
سلامی
سلامی مرد؟
متاسفانه داداش
چطور این اتفاق افتاد؟
نیم
یهو پیدااش شد
یه گلوله تو سر سلامی خالی کرد
وای وای وای
سلامی
پول من چی شد؟
وسایلامون کجاست؟
سارپ اونها رو هم برد داداش
چطوری پسر؟
پول من رو برد؟
پسر
این یارو
آدمای اطراف من رو به خدمت گرفته
کافیه ..
پسر
پسره ی کثافت دیگه کارت تمومه
داداش
منم
بفرما آلیاناک
بگو
داداش این سارپ سگ. اومد به مکان جلال نفوذ کرد
همه هم به جرگه ی اون پیوستن داداش
این سارپ دیگه کیه؟
از کجا پیدااش شد؟
آلیاناک اونجا چه خبره؟
انگار از تو تخم مرغ شانسی درومد بی شرف
برادر
این میخواد وارد عملیات ما بشه
این کار با اون پیش نمی ره
هون طور که حرف زدیم
نقل و انتقال رو با تو انجام میدیم
ای والله داداش
تو باید بالاسر کار جلال باشی
کامیون ها و نقل و انتقالات اون
اونا رو نیاز داریم
کار این شغال رو باید تموم کنیم داداش
من یه فکری دارم
یه راه ساده داره
بگو چیه
ما الان قتل مستان رو انداختیم گردن اون
پلیس هنوز فکر میکنه که کار اونه
به پلیس زن بزنیم
کبابچی هم که دود شد رفت تو هوا
دیگه فکر خودمون رو راحت کنیم
فکر خوبیه نه؟
فکر خوبی نیست آلیاناک
چراا داداش؟
میتونه کار پلیس رو به نحوی حل و فصل کنه
کار پلیس گارانتی نداره
میدونی که حتی آدمای جلال رو هم آزاد کردن
پس باید چیکار کنیم؟
من باید از کاری که میکنم مطمئن باشم
به زندان افتادن سارپ راه حل اساسی نیست
راه حل
اینه که به گور بره
هر چی که بگی هون میشه داداش
فقط. باید خیلی زود بیای
اومدم
همین اطرافیم
ایوالله
الان حساب کار دستت میاد
همه چی باید بین خودمون بمونه
پلیس
نمیدونه که من مردم
فهمیدین؟
هر چی بگی هون میشه
آه جلال
آلیاناک عجب آدمیه
گلم شما برین دست روتونو بشورین
به خودتون بیایین زود باش جونم
پسر شجاع من
زود باشین
مصطفی
بیا عزیزم
بابا . .
یه مشکلی هست
نتونستم بهت بگم
چی شده؟
مرت وقتی از مرگ تو با خبر شد رفت که سارپ رو بکشه
نمیتونم به تلفنش دسترسی پیداا کنم جواب نمیده
بابا جلال تو جهنم تلفن پیداا کردی؟
از کجا فهمیدی که نمردم؟
چه اهمیتی داره؟
چراا منو بیرون این بازی داشتی؟
اینطوری بهتر بود پسر
این اواخر هم کلمه ی پسر از زبونت نمی افته
دوتاتون رو دیدم
چی رو نمیشه از تو پنهون کرد
میدونستم
چی که نمیدونی اینه
اگر یه کم دیرتر خودتو نشون داده بودی
اون پسره که بهش گفتی پسرم آبکش شده بود
پس میخواستی انتقام بابات رو بگیری
خوبه
اما سارپ از خودمونه
بازیای تو تمومی نداره کبابچی؟
این مرت هم حسابی قاطی کرده
پسر
گوش بده
توی بد دردسری افتادیم
تا وقتی که کوستنجلی زنده اس برای ما آرامش معنایی نداره
چیکار باید بکنیم؟ نقشه چیه؟
بعدا میگم بهت
باشه .
باشه .
اگر منو ندیده بود
سارپ رو کشته بود
آه بابا آه . .
ببین با ما چیکار کردی
بگو گوش میدم
.آلیاناک به کوستنجلی زن زد داره میاد
خوبه
همه چی هونه که میخواد
داداش ما به زور خودمونو داشتیم که حال اینو نگیریم
نه هرگر
هرگر
تو روش بخندین و ازش جدا نشین
باید از هر قدمی که برمیداره با خبر باشم
باشه داداش سارپ
ایوالله
خسته نباشید حالتون خوبه؟
خوبیم داداش
ببین منو
اگر یه ساعت پیش تو رو دیده بودم تو یه قاشق آب غرقت کرده بودم
نمی دونم چیکار کردی
چطوری این کارو کردی
اما جلال رو به من برگردوندی
ممنونم
یشیم خانم
حالا که تشکر کردنتون اینقدر خشنه
دلم نمیخواد عصبانیتتون رو هیچوقت ببینم
بیا ...
بشین
به مکان تو نفوذ کردم بابا جلال
خبر داشته باش
آفرین به تو خوب کردی
اذیتت نکردن؟
همچین جسارتی نمیکنن امر، امر تو بوده
آلیاناک الان حسابی عصبانیه
سریعا زن زده به اون آکین که بهش تکیه کرده
سریعا به آکین زن زده
خوبه
بیا ببینیم
جنگ میان دو ملت
الان گوشاتو باز کن و خوب به من گوش بده
این کوستنجلی
به تو زن میزنه و میخواد که تو رو ببینه
بهت میگه که بیا تا در مورد کار حرف بزنیم بعد تو رو به یه مکان خلوت میبره
میخواد برات تله بذاره و کارت رو تموم کنه
یعنی می میرم
چی شده؟
با یه بار چی نمیشه ببین من تجربه کردم
تو اون ملاقات کار کوستنجلی رو تموم میکنیم
وقتی که قراره شکار بشیم خودمون شکارش میکنیم
اون رو خودم میکشم سارپ
میسوزونمش
فقط
یه موضدوعی ذهنم رو درگیر کرده
چیه؟
گاز فندکت تموم نشه؟
همش روشنش میکنی
از دست تو
...تو رو هم ناراحت کردیم اما
زیر سایه ی شما تلخترین و بهترین روز زندگیم توی یه روز اتفاق افتاد
خیلی حرفا دارم باهات
اما نمیدونم از کجا باید شروع کنم
تا کمی قبل میخواستم بمیری
اما الان به عنوان کسی که جون بابامو نجات داده در برابر من ایستادی
وظیفه ام رو انجام دادم
کار درست رو انجام دادم
نیازی به تشکر نیست
مثل کاری که تو کردی رو کسی در حق ما انجام نداده سارپ
بابام رو به من برگردوندی
یالا سارپ تو دیگه برو
معلومه که امروز تشکرا تمومی نداره
ممنون
چه خبر اکیپ
داریم چی کار میکنیم موسی؟
جنایت مستان
اثر انگشتا به هیچ دردی نمیخورن
توی کبابفروشی اثر انگشت زیادی وجود داره طبیعیه
دقیقا ..
از تو چه خبر؟ یه چی دستم هست
اونم احتمال اینکه مستان رو یه نفر تنهایی نمیتونه آویزون کنه
یعنی میگی سارپ کمک گرفته؟ شریک جرم داره؟
ممکنه
گوش میدم
وضعیت آویزون کردنش یه کم عجیبه
یعنی آدم رو بالا کشیدن و طناب رو به نقطه ی دوری بستن
زور زیادی میخواد
طرف شاید قد گراز زور داره؟
باشه به فرض طرف قد گاو قدرت داره
اما محل رو که بررسی کردم مشخص بود زد و خورد زیادی وجود داشته
یعنی به نظرم امکان اینکه یه آدم خسته بتونه همچین کاری کنه وجود نداره
سارپو پیداا کنیم بقیه اش راحته
بالاخره کلید این معما دست اونه
یه مسئله ی دیگه هم هست
اینکه خودش آویزونش کرده یا کمک گرفته زیاد مهم نیست
مسئله چ دیگه ایه
چی که سما میگه خیلی عجیبه
ای خدا
به فرض من سارپم
با آدمی که باهاش دعوا کردم زد و خورد داشتم
کشتم بعد هم از سقف آویزونش کردم
چراا؟
یه احمقی اما از این کارت یه منظوری داری
آره
چراا؟
چراا همچین کاری کنه؟
از خشم جلال نمیترسه؟
شاید براش رجز میخونه
سارپ مگه احمقه که رجز بخونه؟
کسی که یه کم عقل داشته باشه کسی رو که کشته رو قایم میکنه
اینجوری مثل پرچم توو هوا آویزون نمیکنه
رجز خونی برای جلال مساویه مرگه
اگر کوچکترین شانسی برای گریز از مرگ داشته باشی،این شانس رو از دست نمیدی
پس جزای حماقتش رو میده
چ دیگه ای هست؟
هر خبری از محله ی جلال
چی شنیدین؟به گوشتون چی رسیده؟
نه
نه
باشه . موفق باشین
این همیشه اینجوریه؟ حرکات آرنیست داره
مرته دیگه
از طوفان خوشش میاد
ما رو پیش مدیر شرمنده کرد دروغگو به نظر اومدیم
والا همینطوره
به خاطر اون تنبیه شدیم
در ضمن موسی بله- .
لازم ندارم بهم کمک کنی
حرفی مثل اینکه :چی که سما میخواد بگه خیلی عجیبه،نگو
خودم میتونم منظورم رو برسونم
کسی از اینکه ماشینت ترکیده و تو مردی خبر نداره
خوبه
سارپو تسلیم پلیس میکنی؟
پسرم این طور نکن
اون بابا جلال رو نجات داده خودت هم میدونی
باشه حله .
آلیاناک از در پشتی وارد شده
چی کار باید بکنیم؟
طوری رفتار کنین که انگار من مردم
باشه .
ببین چطوری داره میاد
مردک سگ
تا وقتی کوستنجلی بیاد از زندگی لذت ببر
اوضاع چطوره
پلیس مشکلی به وجود آورده؟
نه داداش حسن
ماشین منفجر شده رو بردن چند تا سوال پرسیدن و رفتن
تمام تیکه های بابامون رو جمع ردن؟
جمع کردن الان توو سردخونه اس
ایشالا مراسم ختم شایسته ای برای بابامون برگزار میکنیم
برگرار میکنیم داداش
آخرین وظیفه در قبال بابامون رو به جا بیاریم
موفق باشین
مرسی داداش
زن داداش
زن داداش
سرت سلامت باشه
دوستان سلامت باشن حسن
تو چه زن خوبی هستی
قوی
با وقار
دوستانی مثل تو به ما قدرت میدن حسن
ملک
تو دیگه دختر منی
باشه؟ .
باشه داداش حسن
هر چی
چی لازم دارین؟
فقط یه چی لازم داریم
تو هم خوب میدونی
سارپ رو برامون بیار
یه نقشه ی عالی کشیده بودم
اما سارپ به کباب فروشی حمله کرد
اگه فقط حمله میکرد خوب بود
توو اونجا مستقر شد
چی میگی؟
بی چشم و روو
بابا . .
مصطفی
پسرم
چی میگی؟
داداش
بگو مصطفی حرف بزن
داداش حسن
همش یاد بابام میوفتم
بابام نمرده نه؟
بگو
من چی بگم پسرم
این کارو نکن ما رو بیش از این ناراحت نکن
برو اتاقت ما اینجا داریم حرف میزنیم
بچه خیلی ترسیده
چای سختی به سرش اومده
نمیتونه قبول کنه
سارپ جا برای موندن نداری
تو هنوز اینجا نشستی برو یه کاری کن
من میگم که
شما زن ها به سارپ یه زن بزنین
مثلا تو زن بزن ملک
به چه دلیل زن بزنم؟
که تبریک بگم؟
وایستا زود عصبانی نشو
اگه بهش زن بزنی اون زخم سر باز میکنه
من با اون چی کار دارم آخه؟
کاری نداری
با اون کاری ندارم
اما سارپ چون تو زنی حقیر میبینتت
بی تدبیر کار میکنه و تنها میاد
به چه بهونه ای قراره بهش زن بزنم
شک نمیکنه؟
یه بهونه ای پیداا میکنیم تو موافقت کن
صداش بزن به یه جا بقیه اش رو به من بسپر
منو ببین
برای انجام دادن کارت پشت سر زن ها قایم نشو
با زور بازوت حلش کن
در اون صورت تا ابد کمکت میکنیم
اینطور میگین؟
آره
برو ببین شرایط چطوره و بسته به شرایط مسئله رو حل کن
میگی شرایط؟
ای والله زن داداش
دیگه برو آلیاناک برو
خب من دیگه برم
چی شد
بوی بابا جلال میاد
قسم میخورم که اینجاس
توی این خونه
همه جا بوی اونو میده
خیلی دلتنگش میشیم خیلی
دبم میشکنه
من دیگه نمیتونم اینجا وایستم
فقط این مردک خیلی خوب نقشش رو بازی میکنه ملک
توو اینکه بازیگر خوبیه شکی نیست
جلال مردی و رفتی هنوز دردسر درست میکنی
جمع بشین داریم میریم
چشم داداش حسن
داداش مهمون داری
بشین حرف بزنیم
منو میشناسی؟
به جا نیاوردم
جوونی
میدونم توی این سن توو رگات خون فوران میکنه
اومدم اینجا بهت نصیحت برادرانه کنم
یه لحضه ..
اینجا حرف و نصیحت ارزشی نداره
جای اشتباهی اومده
آخرین کسی که منو نصیحت کرد یه کبابفروش به اسم جلال از استانبول بود
شنیدی چی به سرش اومده؟
من حرفی که باید بزنم رو بگم
بعد تو به این حرف زدن جوگیرانه ات ادامه بده
تو به من میگی
به جا نیاوردی منو
منو نشناختی
من کوستنجلی ام
برو سر اصل مطلب
از سر راهم برو کنار
من با تو کاری ندارم
بازار جلال رو لازم دارم
ما رو ناراحت نکن
بذار منم دو جمله حرف بزنم
حرف بزن
بیا با من کار کن
هر کاری میکنی با هم کار کنیم
نمیشه
کاری نیست که تو از پسش بر بیای
راحت یاد میگیرم
وقت ندارم به کسی یاد بدم
کارو به کاردانش بسپر
تو رو یه طور دیگه ای تامین میکنیم
کار کردن با منو امتحان کن پشیمون نمیشی
منم حد خودم رو میدونم
قصد رقابت با کوستنجلی رو ندارم
جلال آدمی به اسم مستان داشت
اونو کشتی
اینطوره؟ نه-
به پلیس بگو نههههه
به خاطر جنایت تحت پیگردی پسر
چراا من با همچین کسی کار کنم
چراا کار کنم؟
دیوونه ام؟
من مستانو کشتم؟
من مستانو کشتم؟
نه داداش پس کی کشت؟-
من کشتم داداش
تو فقط بخواه .هر وقت بگی میرم پیش پلیس و اقرار میکنم
منم ممکنه کشته باشم داداش سارپ
تو بگو کدومشون بره پیش پلیس
بچه ی باهوشی هستی
باهوشی
یه امتحانی بکنیم
ببینم توی کار هم اینقدر با معرفتی
پشیمون نمیشی
باشه پس
شب در مورد جزئیات حرف میزنیم
این کارا رو نمیشه اینجوری در ملا عام انجام داد
هر طور بخوای
زنده ای
پسرم یه بار دیگه به داداش سارپ زن میزنی؟
البته ابجی
تماس برقرار نمیشه
ای خدا
چی به سرش اومده؟
همچین چی نیست خاله فسون
الکی نگران میشی
من کلافه شدم
نمیتونم اینجا بمونم
یه کم دیگه صبر کن
کم مونده.همه چی به حالت نرمال بر میگرده باشه؟ .
ایشالا ..
من میرم سوپر مارکت چی میخواین؟
آبجی منم باید یه چایی بخرم میشه منم برم؟
آبجی
باریش من نمیرم سوپر مارکت
میدونم آبجی
منم باهات میام تا محله نمیخوام تنهات بذارم
ممنونم
اما تو همینجا بمون
خاله فسون رو تنها نذاریم
باشه .
من دیر نمیکنم
ببینم سارپ داره چی کار میکنه
آلیاناک .. تو هم دیگه بیدار شو
ببین جلال رو ما کشتیم
میراثش به سارپ رسید
نگو داداش
خیلی برام سنگینه
به اعتماد به نفس پسره نگاه کن
فکر کرده سوپر استار دنیای مافیاس
زود به راس رسید
چطور شد؟
تعریف کن تعریف کردم داداش-
اومد توو مکان مستقر شد
یهو دیدم همه به من پشت کردن
کسی اعتراضی نکرد؟
یکی دو نفر یه کم غرولند کردن اما در همین حد
کاریزماش همه رو تحت تاثیر قرار داد
فقط این دو نفر نسبت به من وفادار موندن
بچه های باهوشی ان
اینا ..
آفرین به شما ای والله داداش
جوونمردی توی این روزاس که مشخص میشه
بریم داوود رو ببینیم
دلم میخواد یه دیوونه ببینم
برای تماشای تیزرها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید
کوستنجلی
تو بی شرفی بودی که پشت این ماجرا بود؟
حرومطاده
داداش داوود
برات خبر بدی دارم
تسلیت میگم
جلال مرد
بابام مرده؟
چی میگی تو؟
هر چی خاکه کبابچی جلاله باقی عمر شما باشه
سارپ کشتش
توی ماشینش بمب گذاشته
دستش درد نکنه کار ما رو راحت کرد اما
اون بس نبود رفته توو پاتوقش هم مستقر شده
آره سارپ بابا- . .
بابام
چه حسی داری احمق؟
بتت رو شکستن پسرم
بعد از این چجوری میخوای زندگی کنی؟
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com
چه خبره؟
ایلم اینجا دنبال چی میگردی؟
نمیتونیم پا توی محله امون بذاریم؟
خبر نداری؟
از چی؟
سارپ
به سارپ چی شده؟
جلال رو کشته
همچین چی نیست
تو اینطور فکر کن
اینجا همه دارن از اون حرف میزنن
توو کبابفروشی مستقر شده
کوستنجلی با آدماش اومد
پیشنهادی که بهت گفته بودم رو بهت داد؟
هون طور که گفتی
امشب کارم رو تموم میکنه
کار خودش تموم میشه
شب بهش حمله میکنم
سارپ بله- .
جای خالیمو توی کبابفروشی پر کن
گوشتا نسوزه ها
بچرخونشون
کوستنجلی رو بچرخون به سمت بابا جلالت
برای شب اماده بشین هر چی امر کنی داداش-
با من بیا
چه خبره
چایی که شنیدم واقعیت داره انگار
نمیدونم چی شنیدی ایلم
چراا اومدی؟
نگفتم از اونجا جنب نخورین؟
اینجا در امنیتی؟
مشکلی نیست؟
مشکلی نیست راحت باش
مگه نگفتی جلال رو نکشتی؟
اون موقع باید اونطورر میگفتم
.سارپ داری چی کار میکنی بایست.کافیه
اگه خاله فسون از کارایی که کردی خبر دار بشه سکته میکنه
به همین علت چی نمیفهمه
هیچی نمیشنوه
نمیگی
تا کی؟
تو بابای مافیا شدی
ایلم ماجرای طولانی ایه
وقتش که برسه حرف میزنیم الان وقتش نیست
مسئله ای که باید حل میکردم هنوز نتیجه نداده
اما سارپ کافیه ایلم.همین که گفتم-
داداش میشه بیای
آدمایی که منتظرشون بودی اومدن
باشه دارم میام
یالا برو
پسر
امشب کار کوستنجلی رو تموم میکنیم
بابا موامظب باش
آدمی که مقابک توئه کوستنجلیه
خطرناکه نگران نباش-
تو از این کار دور بمون
خبر خوب رو بعدا بهت میدم
باشه .
هر طور تو میگی
تونستی بینشون بمونی
پسرم
امشب کوستنجلی برای کشتن من میاد
جلال هم میره کار اونو تموم کنه
بیان ببینیم
ما هم اونجا خواهیم بود هر دو رو از روی زمین بر میداریم
به اکیپت چی میگی؟
میگم رد سارپ رو پیداا کردم
به خاطر قتل مستان دستگیرت میکنیم
خوبه
عافیت باشه نوش جونت بشه
آلیاناک ..
اگه میخوای توی این دنیا شاه باشی
باید در راس گروهت باشی
باید شیر باشی
حرف خوبی میزنی داداش
شیر شدن کار هر آدمی نیست
اگه نمیتونی شیر باشی
باید حدت رو بدونی
باید همراه یه شیر باشی
ای شغال
هان همین باید شغال باشی
باید بذاری بزرگا بجنگن
کارت رو باید بلد باشی و آخر لاشه رو تصاجب کنی
من به این میگم فلسفه ی شغالی که حد خودش رو میدونه
باور کن بیشتر از شیرها زنده می مونی
اون حرفت با منطق ما جور نیست البته داداش-
آماده ایم؟
آماده ایم همه جمع شدن منتظر توییم
پس بریم
بریم داداش
بریم به جای دسر سارپ رو بخوریم
چه خوشمزه اس
بریم
بریم
بابا جلال ما راه افتادیم به ملاقات کوستنجلی میریم
باشه منم دارم میام
ببینم وقتی کوستنجلی منو میبینه چی کار میکنه
یالا ..
میریم
محل اختفای سارپ ییلماز،مظنون قتل مستان گونول مشخص شده
میریم دستگیرش کنیم
آماده ایم
کمیسر مرت کجاس؟
خبر میدیم
لازم نیست
سرخود حرکت کردن یه تنبیهی به دنبال خواهد داشت
میریم
اول چشم انتظار اومدنتم بعد منتظر رفتنت خواهم بود کوستنجلی
اما اول بیا
سارپه مدیر؟
آدمای کناریش کی ان؟
یکیشون آشنا به نظر میاد اما مطمئن نیستم
آدمای جلالن
دقیقا ..
خب اما اینا دور و بر سارپ چی کار میکنن؟
جلال اگه ببینه چی میگه؟
حتما یه کاسه ای زیر نیم کاسه اس
صبر کنیم ببینیم
یه کم بعد میفهمیم مسئله چیه
خیلی مونده برسیم پسرم؟ کم مونده برسیم-
یه چی میخوام بهت بگم آلیاناک
بفرما
جلال زنده اس
نمرده
شوخی میکنی نه؟
زنده اس مطمئنم
چطور؟یعنی چی؟منظورت چیه که زنده اس؟
چطور زنده اس؟
آروم باش اروم باش
رنگت پریده
میگی جلال نمرده بعد میگی آروم باشم؟
منتظر معجزه ای؟منتظر چی هستی؟
چطور یعنی؟من؟نمیفهمم
من متوجه نمیشم
تو چطور از کجا چجوری فهمیدی؟
اصلا عقلت نمیرسه نه؟
وقتی همه به تو پشت کردن
این دو نفر همش پیشت بودن
سی...تیر
اما زیر زبون هر دو رو کشیدم
مثل بلبل حرف زدن
یعنی میگی سارپ داره فیلم بازی میکنه؟
که جلال مرده؟
ببین چطور یه دستی خوردم
خب پس جلال کار من و تو رو میخواد تموم کنه
ما الان داریم با پای خودمون به قتلگاه میریم
درسته
به قتلگاه میریم
اما کسی که قراره اونجا بمیره باید به فکر باشه
ما نه
تو یه نقشه ای داری
چکار میخوای بکنی
نگاه کن نگاه کن ببین میخوام چی کار کنم
رسیدیم داداش
مستان جونم به فدات.بفرما بابام-
خونت روی زمین نمی مونه
این چیه
اینجا چه خبره
دارن میان آماده باشین
شما از کجا پیدااتون شد؟
اینا رو ول کن سارپ باید حساب پس بدی
خجالت نمیکشین که کنار قاتل باباتون وایسادین؟
خجالت نمیکشین که آدمی که نونش رو خوردین به این فروختین؟
فکر نکردین کسی حساب ازتون بپرسه؟
هان؟فکر نکردین؟
داوود اونطورر که فکر میکنی نیست
داداش داوود به داداش سارپ گوش بده
به من هنوز میگی داداش؟
چطور به من میگی داداش
کوستنجلی فرستاده شما رو؟ آره مگه چی شده؟-
با ما بازی کرده قراره چی بشه؟
الان بابا جلال ممکنه توو دردسر افتاده باشه
بابا جلال مرده
همچین چی نیست داوود
چی میگه؟
یکی یه چی بگه
داداش داوود بابا جلال زنده اس
اینا چی میگن کوچولو من چیزی نفهمیدم-
جواب نمیده
کوستنجلی
بیا بیا ...
کوستنجلی
کبابچی
داد نزن
ببین داری از خودت نور ساطع میکنی
نزدیک نشین
بعدا نوبت شما هم میرسه
چه خبر جلال جون
شما رو فرستاده پیش ما برای بابا جلال هم حتما تله گذاشته الان فهمیدی؟
جواب بده بابا جلال
نمیخوای جواب بدی؟
شاید مهمه
نمیخوای برای بار آخر حرف بزنی؟
آخرین حرفامو برای تو آماده کردم
با تو میخوام حرف بزنم
البته باید تنها بمونیم
باشه .
منتظرت نذارم
سلاحتون رو زمین بندازین
باباتونو سوراخ سوراخ میکنما
بیارین پایین
بندازین زمین
اینا رو ببندین
از راه ببرینشون کنار
مرگ همچین چیه کبابچی
فکر میکنی نیست اما هست
جواب نمیده حتما چی شده
بریم نجاتش بدیم
صبر کن نمیدونیم کجاس
قرار بود بیاد اینجا
هم اینکه چی؟-
ممکنه دیر شده باشه
ما چی کار کردیم کوچولو
مدیر چی کار کنیم
قراره منتظر بمونیم؟
بریم سارپ رو دستگیر کنیم
یالا میریم
تو با من میای جلال
بیخیال شو هر چی قراره اتفاق بیوفته اینجا اتفاق میوفته
این کار اینجا تموم میشه
اگه با چشمام هم میدیدم باور نمیکردم که زنده ای
به این میگی زنده بودن؟
نفس هم نمیتونه بکشه یه جا خشکش زده
دخترا این کارو نکنین خیلی میترسم
منو به عنوان طغمه انداختی جلوی عمر
من بیست سال بود که واست کار میکردم
اشتباه میکنی
آدم من نبودی
چون تو آدم نیست
یه سگی که سر و دمشو بازی میده
صاجب جدیدت رو هم پیداا کردی
ببین بهت چی میخوام بگم
بگو جلال
مرگ من اینجا کافی نیست
بترس آلیاناک
نمیتونی خودت رو خلاص کنی
چجوری یعنی؟
بگم؟
داوود
کوچولو
سارپ
بعدشم مصطفی
وقتش که برسه پیداات میکنن
و لهت میکنن
داداش قراره اینجا به حرف بیاریمش؟
زبونش رو ببریم
میریم
به این سمت میان
اسلحه ها رو دور بندازی
سارپ ییلماز
به خاطر قتل مستان گونول دستگیر میشی
دستبند بزنین
تمیزه
چی که میخواستی شد مدیر یوسف
اما مستان رو من نکشتم
البته تو قربانی تقدیری
روز فارق التحصیلی هم تو نمیخواستی منو بکشی
من یه دوقلو دارم
اون این کارای بد رو انجام میده
واسه چی وایستادین بگردین اینا رو
هیشکی اسلحه نداره مدیر
ما چی که میخواستیم رو گرفتیم
بیا ببینم سارپ
بیام ببینیم
گه خورد به همه چی
خب چراا وایستادی کوستنجلی یالا ..
کشش نده جلال
با من بیا
وگرنه در حق آدمات هم ظلم میشه
بابا . .
به خاطر تو می میریم
هر چی تو بگی هون میشه
بابا به گفته ی این سگا عمل نکن
ای والله شجاع دل ها
به اینا میگن آدم.ببین
خب بریم
ببینم کجا میبرین منو
آدرس تو مشخصه
راه بیوفت
بفرما
ای والله
ارگانیزه اومده ملت
گم و گور بشین
چیه؟
بازم تیمت رو جمع کردی جلال کبابچی
اینجا چه خبره؟ قراره چه خبری باشه-
منتظر بودم شاید پلیس توو لحضه ی آخر سر برسه
هان یعنی انتظارت بیهوده نبود
میشه گفت
چه خبره چراا اینا رو آزاد کردن
اینا میرن اینطرف
اونا میرن اون طرف
کجا میری کوستنجلی بگو
این راه به سمت خونه ی بابا جلال میره
کوستنجلی داری یه کاری میکنی اما
مشترک مورد نظر در دسترس نیست
سی...تیر کن وقت پیداا کرد که آنتن نده
تمام نیرو ها توجه کنن
برای مسیر رشادیه نیرو میخوام
تمام اکیپهای نزدیک بیان
دقت کنین در مسیر رشادیه نیرو میخوام
به نظر میاد از دیدن من خوشحالی
چشمات برق میزنه
وقتی یوسف یا اکیپش رو میبینم دلم تاپ تاپ میزنه
دست خودم نیست
مگه نه کوستنجلی
چه خوب یهو اومد
آره
همه رو بگردین
ماشینا رو هم بگردین
چی هست؟
خوب بگرد
کمیسر همه تمیزن
اونجا چی هست؟
سلاحاشون بی صاحبه زمین انداخته بودن
بگیرینشون
بذار ما بریم
با جلال کار کوچیکی داریم
چه کاریه؟
خصوصیه
جلال میتونه بره تو همینجا می مونی
چراا؟
میخوام ماشینت رو بگردم
بذارین کبابچی بره
هر چی امر کنین کمیسر
فاصله ایجاد نکنیم کوستنجلی حتما هو ببینیم
هر طور که میگی
البته قهوه ی تلختون رو میخوریم
کبابچی
فقط خوب قراره بجوشه
روی آتیش داغ
من اونطورر دوست دارم
لقمه هم رو هم از تو میخورم آلیاناک ..
خودت رو آماده کن
ای والله
بله تنها موندیم
ببینم توی ماشین چی هست
از کجا باز میشه
بیاین اینجا مواد هست بیارین بیرون
داداش راست میگه؟
شوخی کردم
اما آلیاناک یهو کم موند غش کنه
از من خوشت نیومد.نه؟
اما من خیلی ازت خوشم اومد
اون نگاهای زیبات رو خیلی خوب نگاه میکنی داداش
بریم
اینا چی کار کردن الان؟ نم داداش-
چی هست؟ چی نیست-
این پلیسا از کجا اومدن
جلال چه آدم خوش شانسیه
رسما از دستمون نجاتش دادن
اون یه تقدیر داره خاک سیاه ..
امشب زیر خاک نرفت
فردا به تقدیرش میرسه
از بابام خبر دارین؟
نه داداش یکی دو ساعت قبل رفت
ای بابا
این ماشین بابا جلاله
بابام
خوبی؟
خوبم مگه چی شده؟
خوبی خوبی
بابام کوچولو وایستا یواش.خرس
بیا خرس کوچولوی من
بسه اینهمه ابراز علاقه
بابا کوستنجلی ما رو به جون سارپ انداخت
بعد برای تو تله گذاشت درسته؟
نتونست کاری کنه
سارپ کجاس
مدیر یوسف دستگیرش کرد
به خاطر قتل مستان نه بابا- . .
هر چی.شما رو که زیاد نزدن؟
خوبیم بابام
خوبین.خوبه
بریم داخل
اونو میگیرم نه نمیخواد
آخ خوش اومدی
ممنون گلم
بابا خوبی نه؟ البته که خوبم-
بلا به دور
ای والله
بلا به دور
گشنه این؟
غذا آماده کنم؟
آره زن داداش
من گشنه نیستم
آماده کن معلوم نیست این روزا چی خوردن و نوشیدن
مگه میشه؟با من بیا
من خوبم ممنون
بیا کوچولو بیا
بابا سارپ کجاس؟
سارپ
سارپ رو دستگیر کردن دخترم
چراا
به خاطر ماجرای مستان مدیر یوسف اومده گرفتتش
کی به ما خبر داد؟
من
اونجا بودم
الان باید چی کار کنیم؟
والا یه راه چاره ای پیداا میکنیم
بابام
اگه امری نداری من با اجازه ات برم
باشه اما یهو دور نشو لازمت دارم
همین اطرافم بابام
چراا مستان گونول رو کشتی
کی گفته که من کشتم؟
کبابچی جلال تو رو مقصر میدونه
از کی تا حالا حرف اون این اطراف معتبر شده؟
من نکشتم
شنیدی؟
کسی که پشت آینه اس
البته که نکشتی شجاعدل
خوبیم نه؟
پسرم این چه حرفیه اگه نبودی من چی کار میکردم
گوش بده یه چی بهت میگم
بفرما
تو فقط یه پسر داری
اونم مرت کاراداغ
ای والله
پیامت رو گرفتم
الان
یه سورپرایز کوچیک دیگه برات دارم
چیه
هنوز میخوای اون فندک رو روشن کنی؟
پسر...از دست تو
تو یدونه ای
یدونه
هان میخواستم همینو بدونی
اینا کی ان
آدمای جلال
چراا گرفتیشون
از کجا گرفتیشون
مدیر اگه میخواین تنها حرف بزنیم
بیا ببینم
بیشرف رو گرفتین؟
تو تعریف کن
آدمای جلال رو چراا گرفتی؟از کجا گرفتی؟
اینطور شد که توو محله ی جلال شولوغی پیش اومده بود
فکر میکردن جلال مرده
ای خدا چطور شده بود؟
منبعش رو نمیدونم خیلی پرس و جو کردم
میگفتن سارپ کشتتش
سارپ
سارپ جلال رو کشته؟دیگه چی؟
منم همینو گفتم
دنبالش کردم
آلیاناک و کوستنجلی رو با هم دیدم
خب
یعنی جلال مرده؟
نه بابا زنده اس
اون همه رو میکشه بعد میمیره
این سه تا هو ملاقات کردن
اما آدمای خلافی ان مدیرم
گفتم اینارو دستگیر کنم صدا زدم اکیپ اومد و کمک گرفتم
خب
یعنی اشتباه کردم
نه توو لباساشون نه توی ماشیناشون چی نبود
منم به خاطر حمل اسلحه گرفتمشون
عصبانی شدین نه؟
بازم بیخبر از شما کاری کردم اما چی مرت چی؟-
یهو پیش اومد به خاطر اون بود
باشه کار خوبی کردی باشه
خیالم راحت شد
اعتراف کرد؟
نه
فقط میگه من این کارو نکردم
من داخلم مدیر
برگه ها رو میبینم
مدیرم
باشه مرت
میدونی باید چی کار کنی
بله داداش
هر چی بابا جلال گفته هون میشه
دقیقا ..
تا نقطه و ویرگولش،هر چی گفته هونو میگی
وگرنه مامان و بابات ناراحت میشن
خودت هم ناراحت میشی سلامی
میخوای همچین چی بشه؟
کی میخواد همچین چی رو داداش
آره کی میخواد؟
خوبه
داداش من چی کا رکردم
چطور دلم اومد این کارو با مستان بکنم
چطور به بابا جلال خیانت کردم
خودکرده را تدبیر نیست پسرم
حق داری داداش
به آسمون نگاه کن سلامی
به آسمون نگاه کن کی میدونه آخرین بار کی به آسمون نگاه کردیم
کی میدونه کی قراره دوباره آسمون رو ببینی
میتونی ببینی؟
چقدر جالبه نه؟
آدم وقتی قدر آسمون رو میدونه که شانس دیدنش رو از دست داده باشه
چه نعمت بزرگیه
ببوس و روی سرت بذار
چه بدونم داداش
یادت نره
میگی تنها این کارو کردی
آلیاناک رو لو نمیدی
ما حقشو این بیرون کف دستش میذاریم
اقا
بفرمایید
اومدم به گناهم اعتراف کنم
آدم کشتم
آدم کبابچی جلال،مستان گونول رو من کشتم
بیا ببینم
بابام
تمومه
به جایی که گفتی تسلیم شد
ایشالا هر چی به صلاحه پیش بیاد
ملک دخترم
بله بابا ...
دخترم
برو پیش سارپ
اونو بیرون بیار یالا ..
باشه .
باریش به سارپ زن بزن تمام شب ازش خبری نبود
الکی نگرانی میاد
چطور میاد ایلم؟
باشه گفت همه چی رو به راهه
اما ازش خبری نیست حتما چی شده
تماس برقرار نمیشه آبجی
ای وای خدایا خدایا نجاتمون بده
آدم یه زن میزنه و خبر میده
دیروز حرف زدم خوب بود.میاد
تو چراا اینقدر خیالت راحته؟
چی میدونی؟
خاله فسون بیاد بشین سارپ رو که میشناسی.اگه بگه میام حتما میاد
اینجوری نمیشه
من میرم محله
باید بفهمم چی به چیه
آبجی به نظر من نریم
وایستیم یهو داداش سارپ میاد و نمیتونه ما رو پیداا کنه
باشه شما منتظر باشین من میرم
خاله فسون نرو به محله تو رو خدا
چراا نیمتونم برم به محله؟ سارپ گفت میتونیم بریم
توی محله همه میگن سارپ جلال رو کشته
چی؟
تو میدونی داری چی میگی؟
چیه که مردم میگن
همه میگن اما
نه دیگه ..
سارپ همچین کاری نمیکنه
از سارپ پرسیدی؟
پرسیدم گفت بعدا حرف میزنیم.چ دیگه ای هم نگفت
سارپ نمیتونه همچین کاری کنه
نمیتونه جلال رو بکشه
من میرم
همه چی رو میفهمم
خاله فسون بذار با هم بریم
خاله فسون صبر کن اگه قراره بریم هم با هم میریم
آبجی وایستین من یه ماشین بگیرم وبیام
باشه زود بگیر و بیا
چطور همچین چی رو از من قایم کردی
قایم نکردم که
فقط نمیدونستم چطور باید بهت بگم
سارپ هم گفت صبر کنین
آی سارپ
کجا دیدیش؟
توی کبافروشی
یعنی چی توی کبابفروشی بود؟میگی جلال رو کشته اونجا پس چی کار داشت؟
منم هیچی نم
آدمای جلال هم اونجا بودن
با سارپ طوری با احترام رفتار میکردن انگار سارپ سردسته ی مافیاس
توبه استغفرالله
بذار یه سر بریم کباب فروشی
یهو چی شد که پیداات شد؟
که قاتل منم و این حرفا
جلال مجبورت کرده؟
نه کمیسر
اینطور شده بود
نکنه سارپ گفته که بیای
نه کمیسر
چی به من نگفته
خب...تنها بودی؟
کسی پیشت نبود؟
الو
صدامو میشنوی؟
الو
تنها بودم کمیسر
تنها بوده
دست راست جلال رو مستان رو
تنهایی
چطور ممکنه؟
پسر اگه یه کم دیگه حرف بزنی ادعات میشه که سزار رو هم تو کشتی
اون کیه کمیسر؟
من نمیشناسمش
گفتم که تنها این کارو کردم
خیلی هم پشیمونم
چراا این کارو کردی؟
بینمون خصومت پیش اومده بود
همشو درک میکنم
اما اینکه میگی تنها بودی
اونجا یه مشکلی هست اونو نمیفهمم
تنها بودم کمیسر
هون طور که گفتم
دوستام ازت اعترافتو میگیرن
اما
کارم با تو تموم نشده
سارپ پشت این کاره
منم ولتون نمیکنم
برو کنار میخوام پسرم رو ببینم
برو برو
سارپ کجایی؟
خیره مادر چی شده؟
چه مامانی؟میگن سارپ اینجا بوده کجاس؟
صداش کنین بیاد
داداش سارپ اینجا نیست
منو ببین گفتم صداش کن
گفتم بگو بیاد وگرنه اینجا رو روی سرتون خراب میکنم
اینجا چه خبره
تو
زنده ای
توی محله همه میگن مردید
نه همچین خبری نیست میبینی که حی و حاضر جلوتونم
شایعات رو باور نکنین
سارپ کجاس
میخوام پسرم رو ببینم
گرفتنش توی پاسگاهه اعترافشو میگیرن و آزادش میکنن
مشکلی نیست
کدوم پاسگاهه؟
میخوای چی کار؟
میخوای بری وکالتش رو کنی؟
آزاد میشه و میاد اینجا اگه میخوای یه گوشه بشین وقتی اومد ببینیش
نمیخواد
وقتی اومد بهش بگو
من توی غذاخوری ام
بیاد مامانش رو ببینه
این چه حرفیه
اینجا رو خالی نذارین حواستون جمع باشه
من میرم
باز کن داداش
هر بار میبینم عین قبلیم
ازت خسته شدم
احساسمون مشترکه
فکر کردم بعد از آخرین کتکی که خوردی عقلت سرجاش اومده
به نظرم نمیدونی داری چی میگی
معلومه ضربه ی خوبی به سرت خورده
میدونی که یکی برنده میشه
بشه بشه . .
اما این بار مامانم نخواهد بود حتی اونم نمیتونه نجاتت بده
دقیقا ..
حتی خاله فسون هم نمیتونه نجاتت بده
وکیل هم اومد سه تامون جور شدیم
سارپ خوبی؟
کالای باارزشتونو بردارین و برین
بریم
همه آماده ان؟
خیلی ما رو منتظر گذاشتین
هان؟
سریع باشین
میگم سریع باشین پسرم
قطع کن باشه
داداش
کلی آدم داری چقدر میخوای آدم جمع کنی؟
اردوی جنگی میخوام آلیاناک
یه اردوی بزرگ
قراره به کبابچی حمله کنیم
اگه جلال رو پای اجاق به قبله نخوابونم راحت نمیشم
این کار تموم بشه
به مرحله ی صدم میرسیم
انگار داریم گیم بازی میکنیم شاتاراق پاتاراق تموم هم نمیشه
میخوام آروم روی مبل دراز بشکم و جورچین بازی کنم
سه تاش موند
دوتاش موند
بابا جلال کجاس
اخرین بار که دیدم خونه بود
خوبه؟
خوبه
چراا پرسیدی
هیچی
زن بزنم صداشو بشنوم
بگو شجاعدل
بابا هر وقت بخوای هو ببینیم در مورد کوستنجلی حرف بزنیم
فعلا لزومی نداره
چراا چی شده؟
تو به مامانت برس
نگرانت شده برو ببینش
اون کارو به من بسپار
اما این کار مهمتره بابا جلال
پسرم بهت چی گفته بودم؟
توی زندگی چی مهمتر از خانواده نیست
کاری که میگم رو بکن
میشه یه جا نزدیک غذاخوری مامانم منو پیاده کنی؟
البته .
ممنون
باشه .
خدا رو شکر
قبل از اومدن من کاری نکنین
باشه .
تمومه آلیاناک
همه چی حاضره ای والله-
شما ماشینو اماده کنین
هیچی نموند
داداش
عینه دخترن
قیافه اشون اونطورره
وقتی شورع به کار کنن تبدیل به گراز میشن
داداش
کار جلال تموم میشه نه؟
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com
بهش نشون میدم
راه بیوفت
داداش
من تلفنم رو جا گذاشتم
باشه توی ماشین منتظرتم زود میام
روشن کن
بقیه کجان؟
با تو ام پسر.بقیه کجاان
منو ببین
اونا رو بده من
ببین
کی میاد؟
برای تماشای تیزرها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial
به مستان قول داده بودم
که تو رو با این فندک به آتیش بکشم
چه خبره
ریدیم
که توی آتیشت گوشت بره بپزم و بخورم
الان وقت تولد بره نیست سر اون قولم نتونستم بمونم
دیگه منو میبخشه
جلال آروم باش
حرف میزنیم ما با هم به توافق میرسیم
اوهوو
از اون چی که تو میگی خیلی وقته گذشتیم
اون کار وقتی تو راه منو بستی تمومم شد
زمان داشتی
میتونستی عمر طولانی داشته باشی
اما عمرت رو
با حرکتی که کردی کوتاه کردی
ببین
کبابچی
بله .
فرار کن اگه جونت رو دوست داری فرار کن
داوود بابام
آلیاناکو ول نکن
پیدااش کن و بیار
چی کار میکنی؟
تلفن رو هم پیداا کردم دیروز راهتو یه پلیس بسته بود
اون پسر گذاشته بود توی ماشینت
که بتونم پیداات کنم
من این بچه رو وقتی کوچیک بود دزدیدم
بعد انداختمش توی اکیپ یوسف
تعجب کردی؟
وایستا زیاد تعجب نکن
این پسر یه داداش داره
اسمش سارپه تو هم میشناسیش
اونم آدم منه
اینا ..
این دوتا پسر
داداشن
اما هو نمیشناسن
چراا اینا رو به من میگی
دارم راز زندگیمو بهت میگم
دارم میترکم به هیشکی نمیتونم بگم
لااقل به تو بگم
آخیش راحت شدم
وایستا
بله . بله .
پسر گوش بده
پایان قسمت دهم سام سریال
**راه های ارتباطی با ما** https://telegram.me/samserial instagram.com/samserial
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.