All language subtitles for Icerde 09

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

در زندان (نفوذی) سام سریال

***099 NASSI N :تنظیم***

قسمت نهم

مامان

هیچی اونجور که به نظر می رسید نبود

اما نتونستم به تو بگم

پسرت سارپ

آدم بدی نیست

از نیروی پلیس اخراج نشده

هیچ وقت آدم اون جلال سگ نشد

اما نتونستم بگم دیگه

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

به من گفتی که منو عاق کردی

نتونستم بگم مامان اینکارو نکن

همش ازم میپرسیدی پسرم تو داری چیکار میکنی چرا اینکارو میکنی

به خاطر امید این کارو میکنم مامان

امید زنده اس

حتی این رو هم نتونستم به تو بگم

الان وصیتم به تو اینه

اونو پیدا کن

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید

امید رو پیدا کن

برادرم رو پیدا کن

در مورد من بهش بگو

برادرش رو بشناسه

گفتی بیا

اومدم

تو این محله به دنیا اومدی. مگه نه پسر دیوانه؟

آدم خوش شانسی هستی

قسمت همه نمیشه تو جایی که به دنیا اومدن بمیرن

یه روزی می میرم آلیاناک اما

اونروز امروز نیست

این پاکه بابا

فقط یه کم دچار شک شده

نمیدونه چی داره میگه

تو رو وارد گروه خودمون کردیم

به تو محبت کردیم

اما تو مار از آب درومدی

تو چشمای من نگاه کردی و دروغ گفتی

کافی نبود

رفتی مستان رو هم کشتی

من مستان رو نکشتم

الان جزای کارات رو تک تک باید بکشی

حسابی ندارم که نتونم صاف کنم

اما قبلش در مورد شرطهام حرف بزنیم

شرطی داری؟

بله .

به خانواده ام

و به من آسیبی نمیزنی

ترس از مرگ همچین چیه دیگه

باعث میشه آدم چرات و پرت بگه

اگر میخوای یه کم گوش کن باباجلال

هنوز حرفم تموم نشده

اگه میخوای تا خود صبح حرف بزن

از اینجا زنده بیرون نمیری

میرم

هم من میرم هم خانواده ام

تو به چی خودت اعتماد داری پسر؟

مثل اینکه متوجه نیست؟ به آخر خط رسیدی

عصبانی بشم بابا؟

حالا فقط یه چی میخوام بهت بگم

بگو

ملک

دست منه

ببین

میدونم تو شرایط بدی هستی

به خاطر همین اینجوری حرف می زنی

اما دیگه به خودت بیا

کسی رو که داره با تو بازی میکنه رو پیدا کن

حتی اگه داووده

بندازش جلوی باباجلال

ببین شاید این آخرین دیدار ما باشه

چون جلال تا وقتی که من رو نکشته آروم نمیشه

نمیشه

من اجازه نمیدم

من باهاش حرف میزنم

راضیش میکنم

فایده ای نداره ملک

دیگه راه برگشتی نیست

اینکارو میکنم

من شانسم رو امتحان میکنم

وقتی برای اینکار نداریم ملک

هیچ وقتی

این چه معنی ای میده؟

چرا وقتی نداریم؟

هونطورر که از اول گفتم

اومدم تو رو فراری بدم

سارپ

باباجلال خانواده ی منو گروگان گرفته ملک

من برای امنیت اونا به تو نیاز دارم

واقعا

میخوای منو بدزدی؟

به من بگو

به من کمک می کنی؟

یا به زور بدزدمت؟

اگر به مادرم

یا به ایلم

یا به من

آسیبی برسه

دیگه نمیتونی ملک رو ببینی

برادر داوود

مثل اینکه نشنیدی

گفتم دختر معنوی باباجلال تو دستای منه

اگه میخوای جواب بده شاید مهم باشه

گوشیتو جواب بده داوود

نهههه

الان کارتا رو بر میزنیم باباجلال؟

سارپ

تو رو با ساطورم میکشم

اما یه باره نمیکشمت

کم کم جونتو میگیرم

مادرت اینو میبینه

طاقتش طاق میشه

چشماشو میبنده

برای اینکه نتونه چشماشو ببنده پلک چشماشو میبرم

بعد از اینکه کار تو رو تموم کردم نوبت خانواده ات میرسه

باهات تماس میگیرم

جا و زمانش رو هم خودم مشخص میکنم

از من منتظر خبر باش

پسر

اه

این همه آدم چرا ایستادین؟

بیفتین دنبال این سگ

دخترم رو برام بیارین

زود باشید

هونطورر که میخواستی شد؟ بله .

ببین پسر. حتی اگر کسی ندونه تو هنوز پلیس این دولت هستی

بیا با هم پیش بریم خوب؟

همه جوره بهت کمک میکنم

جلال تو رو میکشه

نمیتونی به تنهایی با اون بجنگی

هنوز احتمال این هست که بتونم واردشون بشم بذار تا جایی که میتونم ادامه بدم

اگر نتونستم اونوقت ازت کمک می گیرم

من هنوز خانواده ام رو از چنگش در نیاوردم

باشه هر جور که میخوای

دنبالشم بابا

دست خالی نیا داوود

نگران نباش بابا

نگران نباش

ملک ام رو برات میارم

کمککککک

حساب کاری که کردی رو پس میدی

راحت نمیتونی در بری

بابام تو رو راحت نمیذاره

بهت گفتم ساکت

اگر به حرفم گوش بدی آسیبی نمیبینی

با آدمای اشتباهی در افتادی سارپ

آخرو عاقبتک خوب نیست

قبل از اینکه دیر بشه بذار برم

شاید یه شانسی داشته باشی

حرومطاده فرار کرد

اون چشمای آبیتو کور میکنم

تو واستا

من الان جواب بابا جلال رو چی بدم؟

لعنتی

بابا . .

خبرا بده

تو ترافیک منو جا گذاشت

داوود

اونو برای من پیدا میکنی

ازت بهونه ی دیگه ای نمیخوام بشنوم

بابا خودتو ناراحت نکن

حلش میکنیم

بگو

بابا خانواده اشو ول کردی؟

قولی که به من داده بودی رو عمل کردی؟

درد تو هم چ دیگه اس

مردک ملک رو دزدیده

دخترمو گروگان گرفته

چی گفتی؟

شنیدی

باشه واستا واستا

آروم باش

اونقدری باهوش هست که به ملک آزاری نرسونه

می دونه که تنها دستاویزش ملکه

اون کثافتو پیدا میکنم

تو هم قولی رو که بهت داده بودم رو فراموش کن

در مقابک کاری که کرده نمیتونم چشم پوشی کنم

همه ی خانواده اش رو نابود میکنم

لعنتی

خانواده ی خودتم نابود کردی عقب مونده

یک ساعت دیگه مادرم و ایلم رو به آدرسی که میگم بیار

واگرنه دیگه هرگر ملک رو نمیبینی

جنگل آیدوس

کنار برکه

داوود

چشم بابا

زنه و دختره رو به آدرسی که گفتی میبرم

چی شده مرت؟ چرا ما رو خواستی؟

یه موقعیت فوری وجود داره

مشکل چیه؟

جلال و سارپ قراره هو ملاقات کنن

ما هم باید بریم اونجا

باید بریم موقعیت رو بررسی کنیم

چط.ر متوجه این ملاقات شدین؟

تو محله ی جلال جاسوس دارم

یعنی

امروز هو دیدن و هو تهدید کردن

رئیس یوسف از این عملیات خبر دارن؟

داره

قبل از اینکه دیر بشه بریم

سلیم تو با من بیا

مشکلی نیست؟

نه همه چی درسته منتظریم

حاضر شو یه کم دیگه میریم

باشه داداش

ایلم

خانم ها

حالتون چطوره؟

اخم و تخم نکنید

یه کم دیگه میریم

کجا میریم؟

هواخوری

نمیشه گفت

شاید پسرت رو هم ببینی

شما دو تا

برین اونجا

شما هم پشت اون درخت بزرگ خودتون ور نشون ندین. باشه؟

بعد از اینکه ملک رو گرفتیم هم سارپ و هم خانواده اش رو آبکش میکنیم

به خصوص سارپ رو

برای کسی که اونو بزنه جایزه ی ویژه دارم

خوب؟ باشه داداش

زود باشید برین سر جاهاتون

وای پسر متین

عجب موجودی از آب درمدی تو

ممکنه که آدمای جلال بخوان به خانواده ی سارپ آسیب بزنن

وقتی خانواده رو دیدیم داخل میشیم

بعدش سارپ رو دستگیر میکنیم؟

بله موسی برای همین اینجاییم

منتظر بمونیم تا سلاح بکشن؟

جلال رو موقع جرم دستگیر کنیم؟

نه دیگه .. اگه جلال خانواده رو بکشه چی؟

چطور همچین چی میگی؟

حق داری

ببخشید ...

دیگه گمشو برو دیگه

بیرون منتظر بمون نیا داخل

داوود یه کم دیگه میاد

کجان؟

الان به قسمت ترسناک ماجرا رسیدیم

موقعیت چیه؟

هان؟

عاقلین

زود فهمیدین

الان اینجوری میشه دخترا

اول سارپ رو میکشم

اما نگران نباشید

این جدایی زیاد طول نمی کشه

چون بعدش شما رو هم میفرستم پیش اون

سوالی دارین؟

جایی هست که متوجه نشده باشین؟

خوبه

چه خبره؟

چه خبره؟

داداش فیوز پریده من درستش میکنم

باشه .

الان میاییم بیرون

تو مراقب جلوی در باش

صدامو میشنوی؟

شنیدم شنیدم خودتو خسته نکن

خدا رو شکر

پسرم زود باشید باید زود بریم

زود باشید سوار بشید

خوبین؟ اذیتتون که نکردن؟

خوبیم اما خیلی ترسیدیم میخواستن ما رو بکشن

اونقدر درگیر خطرای بزرگی شدی که پسرم

وقتی تو رو دیدم بیشتر ترسیدم

این چه حرفیه مامان من برای شما میمیرم

یه خونه ی جدید پیدا کردم میریم اونجا

این داوود کجا موند؟

بهش زن بزنیم بابا

الو

برادر داوود

چی شد؟ نتونستی بیای خیر باشه

پشت خط بمون داوود

تلفن رو میدم به بابا

خودت بهش بگو

بگو چرا نیومدن؟

بابا اگه خودت بشنوی بهتره

بگو

بابا . .

وضعیت خوب نیست

کشش نده داوود هر چیه بگو

این سارپ

اینجا رو پیدا کرد

اومد خانواده اشو برد

ما رو غافلگیر کرد

با چند نفر اومد اون سگ؟

تنها بود فکر کنم بابا

تنها اومد و شما رو کیش و مات کرد؟

اون شما رو کشته اما شما هنوز متوجه نیستین داوود

بابا . .

ماشین ملک داره میاد

دخترم

خوبی ؟

اون سگ اذیتت که نکرده؟

نه کاری نکرد

اونو راحت نمیذارم

تو خودتو ناراحت نکن باشه؟

بابا . .

چی شد؟ من چی سر درنیاوردم

نیازی به دونستن ما نیست

اول حساب همه اشون رو برسیم

بعدش به جزئیاتش فکر میکنیم

بیا دخترم

حالبه . .

مینیک تو چی فهمیدی؟

فهمیدم

ای خدا

من چرا نم؟

تو چی فهمیدی بگو

بدونم و بمیرم در این حد کنجکاوم

بده بستون انجام شد آلیاناک

واقعا؟

اییی داد

یعنی چی؟ الان باید چیکار کنیم؟

هیچی

چی رو که باید می دیدیم رو دیدیم

معلومه که سارپ قرار نیست بیاد

به رئیس یوسف خبر بدیم؟

به نظرم این بهتره

شما دخالت نکنید من وقتی هماهنگ کردم بهش خبر میدم

دیگه از اینجا بریم

فسون و ایلم چی شدن؟

بله؟ .

چی نیست سماء زود باش

باید چهار گوشه رو بگردین

باید هشیار باشید

تا وقتی که جون کسی رو که دخترم رو آزار داده رو نگرفتم

هیچ استراحتی مجاز نیست فهمیدین؟

بله بابا ...

این کیه پسر؟

به تنهایی برای هممون رجز میخونه

دخترم این اتفاق چجوری افتاد؟ هان؟

چطوری اومدی اینجا؟

منو تو یه اتاق حبس کرده بود

بیدار شدم

دیدم در بازه

اومدم بیرون

ماشینم جلوی در بود

کلیدشم روش بود

رو صندلی شاگرد هم آدرس اینجا بود

یه یادداشت بود که باباجلال منتظرته

به من راستش رو بگو

اون بی شرف به تو دست درازی نکرد؟

نه بابا . .

به من دست نزد

یارو کاسبی میکنه اینجا دکون باز کرده

اسمش رو هم عوض کرده

به اسم محمت میشناسنش

سودا زنداداش هم تو یه آتلیه کار میکنه

به این نگو زنداداش متین

زنداداش نگو

اونی هم که رو تابه

بچه اشونه

بشینین بشینین

یه کم حرف بزنیم

به یاد روزهای گذشته

ببین جلال گوش کن

جلال ها؟

دیدی متین؟

کسی که تا دیروز میگفت بابا جلال

با من صمیمی شده

وقتی که زنم رو از دستم گرفتی

اینجوری میشه پس؟

جلال

این کار تمومه

دیگه ول کن ما رو

بین دو کبوتر عاشق رو نباید به هم زد

مگه نه؟

شما رو

از هم جدا نمیکنم

هر سه ی شما رو هم

تو یه قبر دفن میکنم

جلال

گوش بده

چی نیست که بخوام گوش بدم

داستان شما تمومه

تا اینجا بود

به من

گفتی جلال این کارا رو ول کن

بعد با آدمی که هون کارای من رو میکرد فرار کردی

من به خاطر سودا توبه کردم جلال

آفرین به تو

هر سه تون هم

می میرین

جلال ببین لطفا

چایی هست که نمیدونی لطفا

اجازه بده حرف بزنم جلال

ببین

هر کاری میخوای با من بکن اما

دخترمو نهههه

عشقت داشت یه چی میگفت

حرفش رو تو تموم کن

اگه بریم بهتره

واستا متین

واستا

نمیشه این بچه رو یتیم ول کرد

اون رو هم بفرستیم پیش خانواده اش مگه نه؟

مامان

مامان پاشو تو رو خدا

بابا جلال

این هنوز بچه اس

اون بی گناهه

نمیر مامان

مامان

جلال

مامان خواهش میکنم نمیر

مامان

جلال این دختر توست

مامان

ببخشید مامان

به خاطر من تو خطر افتادید

خوبی؟

سالم و سلامت کنارمی

من دیگه چی میخوام؟

شما جون من هستین

تو هم برای ما همینطوری

بیا پسرم

بیا بشین

حالا

یه کم به من گوش بده اعتراض نکن

بگو مامان

بهت گفته بودم تو دردسر میفتی

دیدی حق با من بود؟

الان زندگی همه ی ما تو خطره

اما خواهر مگه ندیدی که داداش سارپ چجوری از عهده اش بر اومد؟

باید یه مدت مخفی بمونید

اگر به چی نیاز داشتید

بیرون نرید

باریش آماده میکنه

باشه داداش

اون ماشینا رو یه جایی بذار که کسی نبینه

باشه داداش

داداش

یه چی ذهنمو مشغول کرده میتونم بپرسم؟

البته که بپرس

این پولها از کجا میاد داداش

یعنی چی؟

یعنی

هر روز تو جیبت کلید یه ماشین جدیده

خیره

قبلا .

یه خونه داشتم که اونو کرایه دادم

چرا این سوالای بیخودی رو میپرسی؟

ببخشید ...

من میرم این کارو حل کنم و بیام

بعدش همه امون یه نف راحت میکشیم

خواهش میکنم نرو سارپ

خواهش میکنم برای یه بار به حرف من گوش بده

بذار پلیس این مسئله رو حل کنه

بیا بریم همه چی رو به پلیس بگیم

آره سارپ

بهترین راهش همینه

همه چی رو به پلیس بگیم

پلیس

پلیس به من اعتماد نمیکنه

باور نمیکنه شما میدونید که چی به سرم اومده

باشه .

از اینجا بریم

از اول همه چی رو شروع میکنیم یه زندگی جدید رو شروع میکنیم

آره تو نمیتونی با جلال در بیفتی

چطوری با استرس زندگی کنیم مامان؟

نگران نباشید

من بدون اینکه خودم رو تو خطر بندازم همه چی رو درست میکنم

راحت باشید باشه؟

داداش من همیشه در کنارتم

به خدا . یعنی به هر چی که احتیاج داشته باشی

هر وقت خواستی خبر بده

راهت سبز باشه

ایوالله

نمیبوسم پسر

نمیبوسم

مامان اینو خیلی ننر کردی

داداش نهایتا خودنم میدونی که منو

چی رو میدونم پسر؟

هیچی

تو دیگه برو

تو برو با آدم بدا بجنگ و بیا

اینجا با من

پسرم

میدونم که میخوای کاری رو که تو فکرته انجام بدی

هر چی هم که من بگم گوش نمیدی

من فقط یه پسرم موند

نمیخوام اون رو هم از دست بدم

خواهش میکنم اینو بفهم

از دست نمیدی

برمیگردم

همه چی درست میشه

نگران نباش

ایوالله

از کجا میایین؟

دنبال سارپ بودیم رئیس

چی؟

کی به شما گفت اینکارو بکنید؟

مرت گفت گفت که خبر دارین

خبر داشتم؟

اینطور گفت؟

بله .

این یارو سارپ کجا بود؟

خبراشو چجوری گرفتین؟

مرت میدونست که قراره با جلال ملاقات کنن

مرت کجاست؟

تو داری چیکار میکنی؟

نم رئیس

افتادی دنبال سارپ؟

بعدشم گفتی که من خبر دارم

بله .

میخواستم وقتی برگشتیم بگم

یعنی به همکارات دروغ گفتی

کمی رئیس

با چه توضیحی؟

برای اینکه سارپ رو که یه جنایتکاره

از یقه اش بگیرم و بندازم جلوتون

نمیتونم اینو هضم کنم که روی شما اسلحه کشیده باشه و راست راست تو خیابونا راه بره

از سورپریزها خوشم نمیاد فهمیدی؟

بله قربان

بگو ببینم تو از کجا میدونستی که سارپ قراره با جلال ملاقات کنن

هر دو دشمن هم هستن

تو محله ی جلال یه جاسوس دارم از اون خبر گرفتم

چرا ملاقات نکردن؟

نمیدونم چرا

وقتی قرارشون به هم خورد ما هم برگشتیم خودمون رو نشون ندادیم

اگر سارپ میومد

میگرفتیمش اما نیومد

بی خبر از من دیگه کاری نکن فهمیدی؟

چشم قربان

جاسوسی که تو محله ی جلال داری

بیا در موردش با من حرف بزن

چشم

خوبی؟

خوبم

طلسم تو شکسته داوود

بعد از اینکه از تو پستوی خودت درومدی دیگه کارت درست پیش نمیره

هان؟

بیا با هم کمی حرف بزنیم

خیلی نگرانت شدیم

خسته به نظر میای بیا بشین اینجا

خوبی؟

گرسنه ای؟

چی حاضر کنم برات؟ آب میخوای؟

نیازی نیست

چی نمیخوام

تو رو تو یه جای کثیف داشته

میخوای دست و روتو بشوری؟ برو حموم

یه کم استراحت کنم بعد

استراحت کن خسته شدی

راحت نیست این همه اتفاق از سرت گذشت

از کجا باید بدونی؟

یکی مثل سارپ

تو رو بدزده

مگه میشه؟

میدونم چی فکر میکنی یشیم

فهمیدم چی میخوای بگی

من

من چی میخوام بگم؟

اشتباه کردم

سارپ آدم اشتباهی بود

از من استفاده کرده

اگر چایی رو که میخواست رو بهش نمیدادن منو میکشت

کسی که تو رو اونجوری بوسید

میخواست تو رو بکشه؟ آؤه؟

آدم باورش نمیشه

منو دزدید یشیم

وقتی بهش فکر میکنم مو به تنم راست میشه

نگران نباش فراموش میکنی

وقتی جلال اون رو بکشه راحت میشی

راحت میشی مگه نه؟

آره

حس انتقام جویی رو تو چشمات نمیبینم

وقتی باباجلال جونش رو بگیره

اونوقت آتیش توی چشمام رو میبینی

تاوان بلایی رو که سرم آورد رو ازش پس بگیره

کمک کنید

کمک

بسه دیگه منو دیوانه نکن

حساب کارایی رو که کردی رو پس میدی سارپ

این راحت نیست

بابا جلال تو رو راحت نمیذاره

بهت گفتم ساکت شو

اگر به من گوش بدی اذیت نمیشی

با آدمای بدی در افتادی

آخر و عاقبتک خوش نیست

قبل از اینکه دیر بشه بذار برم

شاید شانسی داشته باشی

ایشالله با این یه شانسی خواهیم داشت

خیلی میترسم که بلایی به سرت بیاد

منم میترسم که بلایی به سر خانواده ام بیاد

اما مجبورم این کارو بکنم

این کیه؟

باریش

میتونی بهش اعتماد کنی

سلام زنداداش

بیا بگیر اینو

این خالیه؟

مگه میشه اسلحه ی پر به تو بدم؟

ببین وقتی زمانش برسه باید با داوود تماس تصویری برقرار کنی

سلاح رو به سمت ملک بگیر اما چهره ی خودت رو نشون نده

چشم داداش نگران نباش

زنداداش هم حلالش باشه

اینکه در برابر باباجلال در کنار توست

حرکت درجه ی یکه

مراقب خودت باش

برای من خیلی با ارزشی

تو هم همینطور

اما

اما چی؟

موضدوعی هست که وقتی این کارا تموم شد باید بشینیم و در موردش حرف بزنیم

چی؟

بابا جلال

نمیدونم تا وقتی که هست رابطه ی بین ما چجوری خواهد بود؟

سارپ

باید برم

اون دیگه برای من هیچ ارزشی نداره

عزیزم

دلم میخواد حرفت رو باور کنم

هر چی رو که دلت میخواد باور کن یشیم

به اندازه کافی حالم بده

برا مهم نیست تو اون ذهن درگیر تو چی میگذره

الو

تو رو اذیت کرد؟

نه نه

ملک باید ازت چی بپرسم

تو میدونی ایلم و خاله فسون حالشون خوبه یا نه؟

می دونم

هر دوشون هم خوبن

سارپ اونا رو نجات داد

خوبه

الان باید قطع کنم بعدا حرف میزنیم

باشه .

اوف

سارپ از دستت فرار کرد

بعدش خانواده اشو رو هم از دست دادی

بابا . . ساکت

داوود

از من عذر نخواه

فقط کاری رو که شروع کردی رو تموم کن

نمیخوام نغ نغ کنم بابا

تمومش میکنم

تمومش میکنه بابا

این داووده

سایه ی تو

تا حالا چی بوده که نتونسته باشه حل کنه؟

مگه شد که یه بار گند بزنه؟

سارپ به زودی از اینجا فرار میکنه

ممکنه از شهر خارج بشن

صد در صد

نگران نباش بابا

قبل از اینکه فرار کنن همشون رو میگیرم کت بسته تحویلت میدم

پس چرا هنوز واستادی؟

منم گفتن همه جا رو کنترل کنن بابا

خبر دادم

هر جور شده پیداش میکنیم

نه

کسی که مثل پسرت دوستش داشتی

مستان رو کشت

برادرمون رو

سارپ سلام

الان

دوباره به اول برگشتیم

کی داره با تو بازی میکنه

کسی که اینو نوشته،هونیه که داره ما رو بازی میده

اینا هم

برگه هایی که از پرونده های داوود برداشتم

دستنوشته های خود داووده

اما نوشته ها به هم شباهت نداره

ممکنه داوود پشت این کار نباشه

کار آلیاناکه؟

داوود یه دلیل منطقی برای کارش داشت

اما آلیاناک به من شک داره ولی تنها کاری که باید بکنه اینه که منو جلوی جلال بندازه

چرا همچین بازی ای در بیاره؟

فقط یه راه برای فهمیدن داره

باید از قدیمیترین روش استفاده کنی

باید روو سرش خراب بشی

کاری پیش میبرم؟

همیشه

به خصوص در مورد آدم های ترسویی مثل اون همیشه به نتیجه میرسه

اینا رو بگیر داداش واسه شکریه

اینم واسه چتگینه

پسر اینجا کم و کسری داریم

لین وسطا یه کم کش میری؟

پول میدزدی؟

چه خبری سلامی؟

آلیاناک کجاس

چه بدونم داداش

داداش پولا رو بردار و برو همش واسه تو باشه

زر نزن

آلیاناک کجاس؟

با بابا جلال دنبال تو میگردن

خوبه

پس خسته اشون نکنیم

زن بزن به آلیاناک

یالا ..

سلامی سلامی وقت ندارم سلامی سریع باش سلامی

باشه داداش زن میزنم

داداش مشغوله

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید

بیا سلامی بیا یه کم حرف بزنیم

اسم این پسر پوراله

پسر خوبیه

مثل مستان نمیشه اما میگم دور و برت باشه

آشناته؟

پیش من رفرنس داره من کفیلشم

توی زمان سختی اطرافون باشه

از اوناییه که اگه بگی بمیر میمیره

کیه؟از کیاس؟

از محله اس

همشهریمون هم هست

خانواده اش رو هم خوب میشناسم

باشه با بقیه دم در منتظر باشه

اینکه باید چی کار کنه و کدوم بخش کار کنه رو بعدا حرف میزنیم

دستتون رو ببوسم بابا

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

بله .

چی میگی؟

باشه باشه . .

بابا مژده بده

پسره به دام افتاد سارپ رو پیدا کردیم

بالاخره

با داوود برین و اونا برای من بیارین

تو نمیای بابا؟

فکر میکردم بیای

اینو یادتون نره

اونو زنده میخوام

آفرین به تو

یالا وقت هدر نکن

بابا بعضی وقتا نمیفهمم داری بهم ابراز علاقه میکنی یا دعوا میکنی

چه خبر بوده اینجا

من این کمد رو باز نذاشته بودم

داوود

اتفاقات عجیبی داره میوفته

بگو الیاناک

داوود

پیداش کردیم

با پای خودش اومد بغلمون

یکی از افراد من زن زد

گفت سارپ رو پیدا کردیم

عالیه ..

اما نمیدونم

تو هم میخوای بیای؟وقت داری؟

زر نزن

منم یه کار دیگه داشتم

میبینی؟ آدرس رو بده ببینم

پیداش کردیم کوچولو من دارش میزنم-

نه

منتظر نوبتت باش کوچولو

بله آلیاناک

آدرس رو بگو به تو گوش میدم

حله حله

اینجا یه پرنده هم پر نزنه

بورال بله داداش-

منو در برابر بابا خجالت زده نکن

فهمیدی؟

باشه داداش نگران نباش

یالا

به شکار میریم

کوچولو

شما کی هستین

یه دوست

اگه مراسم آشنایی رو کوتاه نکنی

اینبار نوبت این غول بیابونیه که بمیره

چه خبره؟

این چه شولوغی ایه خوب بد دیدین؟برین بخوابین خب

به نظر میاد دارن راه رو درست میکنن

لعنت

پیاده شو

پیاده شو

چی کار کنیم داداش؟ میرینیم-

باز کن شیشه رو باز کن

شب به خیر

دوستان مسئله هر چی که هست

میتونیم با حرف زدن حلش کنیم

نزن وایستا فهمیدم

حرفی برای گفتن نیست

نرماله

همشونو ببرین

اوضاع چطوره بابا

سارپ رو پیدا کردیم

آلیاناک و داوور رفتن تا بیارنش

من برم اتاقم دخترم-

وایستا جایی نرو

میخوام تو هم همه چی رو ببینی

یه کم بعد اون سگ رو میارن

تلفنم رو چک کن

بابا اجازه بده برم

گفتم تلفنم رو چک کن

داوود پیام داده

چیه؟

بخون ببینم چی میگه

نوشته داوود و کوچولو دست منن

داوود و کوچولو دست منن

چه خبره

آلیاناک هم دست منه

این یعنی چی بابا

کار سارپه

تنهایی داره همه ی آدمای منو میگیره

تنهایی چطور این کارو کرده بابا

امکان داره؟

یه مسئله ی دیگه ای هست

تلفنمو ببین

ببین

دخترم چی نوشته . بخون

الان نوبت توئه جلال

سارپ

بیا پسر بیا

بالاخره

الان نوبت منه

دلم برای این هیجانا تنگ شده بود

چشماتونو باز کنین

اگه سارپ بیاد

و یکی از شماها اونو بکشه

خودشو مرده فرض کنه

اونو سالم و زنده به من تحویل میدین فهمیدین؟

فهمیدیم بابا

اقام چی شده؟

همه چی مرتبه؟

ایشالا همه چی خوب میشه خیلی وقت بود تا این حد هیجان نداشتم

دلیل کارشونو نمیفهمم

تو چی میگی؟کار اون نمیتونه باشه

ما توی تله افتادیم

اینا آدمای کین؟

بپرسیم؟

از حرف زدن خوششون نمیاد

فهمیدین چند نفرن؟

خبر داشته باش کار همشونو من تموم میکنم

همشون واسه تو باشن خیر ببینی

پچ پچ کردن کافیه

شما سگ کی هستین

تو نکشتمت فرقی به حالت میکنه؟

فرقی نداره اصلا فرقی نداره

اینا رو ببندین

آروم باشن

بعدا با اینا خیلی کار داریم

من هم بعدا با تو خصوصی کار دارم

نگران نباش

جواب بده سارپ

جواب بده

رسیدیم سلامی بیا ...

بیا ...

داداش به خدا من چی نمیدونم

منم نمیدونم چی سلامی اما یواش یواش میفهمیم

از جلو برو شب طولانی ای برای تو خواهد بود

برو

خبری هست بابا؟

نه فعلا

این حال جلال منو نگران میکنه

وقتی بین زنا باشی مگه برات هیجان باقی می مونه

شما چرا نمیرین اتاقاتون؟

حال شنیدن وز وز زنا رو ندارم

یالا برین بالا یالا

پسرم چی شده چرا بیدار شدی

چه خبره

هیچی نیست

بیا بریم بخواب

میخوایم چی کار کنیم بابا

تلفن منو بیار

در رو ببند

به مرت زن بزن ببین به عنوان پلیس میتونه سارپ رو پیدا کنه؟

جواب بده

این بار دیگه خاله فسون و ایلم رو بهت نمیدم

این پسر کجاس

جواب نمیده به گوشیش ملک

باشه بابا آروم باش

بعدا بهت زن میزنه

حتما نمیتونه حرف بزنه

بی زحمت بتونه حرف بزنه

ما اولویت اونیم

نمیتونه حرف بزنه

هان اومدی؟

باشه دارم میام منتظر باش

آبجی

خیره با کی حرف میزدی

هیچی تلفنم رو بگیر

تو خسته نشدی؟

یه کم بخواب و استراحت کن

نه ابجی میشینم اینجوری بهتره

خاله فسون چکار کرد؟

اونم خوبه مسکن خورد و خوابید

خوبه

باریش من باید برم بیرون

اصلا آبجی

تو رو خدا میدونی که دفعه ی قبل چی به سرمون اومد

باشه چی نمیشه زود میرم ومیام

این کارو نکن آبجی ببین داداش چی گفت

گفت بیرون نرین

گفت اگه کاری داشتین باریش انجام میده

هر چی میخوای من برم حلش کنم

باشه آروم باش

میرم ومیام و هیچی نمیشه

اوف ابجی

خوبی؟

خواستم ببینمت خاله فسون چطوره

خوبه

خوبه

میدونی کی ما رو دزدیده بود؟

کی

هون کسی که پیام گذاشته بود که ،کسی که پسرت رو زده رو تا کی میخوای سیر کنی

اگه شما نبودین من میدونم باید باهاش چی کار میکردم

هر چی

سارپ کجاس؟خونه اس؟پیش شماس؟

رفت

پس چی میشه میاد دنبالتون؟

نمیدونم چی نگفته

مسئله چیه چی شده؟

فقط گفت خطر بزرگی هست

آدمای جلال ما رو دزدیدن سارپ هم نحاتمون داد.همین

چرا به من خبر ندادین

میتونستین از پلیس کمک بگیرین ایلم

این کارو نکن مرت

تو هم میدونی چی به سر سارپ اومده

به کسی نمیتونه اعتماد کنه

تا آخرین نقطه ای که میتونه هم میره

مشکلش با جلال چیه

نمیدونم

تو چی میدونی؟

نه نمیدونم

هیچی نمیدونم

ببین

تو برو خونه

با کسی هم تماس نگیر

موامظب باشین اگه چی شد به من خبر بده

همین؟

چ دیگه ای نمیگی؟

تو برو من اینجا مواظبتونم

واقعا؟

تو اینجا منتظر نمون

برو به کارت برس

نه خیالم راحت نمیشه

برو

خوب بخواب

باشه .

داداش من چی نمیدونم بذار برم

چطور نمیدونی؟

این چیه

ببین این

برگه ایه که اون شب توو دستم گذاشتی

اینم از اتوپارک برداشتم

به هر دو نگاه کن

هر دو دستخط توئه

مستانو کشتی و تقصیر رو گردن من انداختی آرع؟

داداش من این کارو نکردم

تو کردی

اما تنها نبودی

چون تو بخار انجام همچین کاری رو نداری

بگو

یه چی بگو

الیاناک ..

همینه

تو بدون آلیاناک توالت هم نمیتونی بری

داداش از من سو استفاده کرد

بهونه تراشی رو ول کن

آدم باش

بگو ببینم

آلیاناک کجاس

نمیدونم

نمیدونی

اینطوره؟

قسم میخورم نمیدونم

مطمئنی نه؟

داداش چی کار میکنی؟

دستت رو بیار

داداش

این دست واسه منه

این انگشتا هم

داداش چی کار میکنی صبر کن

داداش

بگو بگو

نمیدونم داداش

آلیاناک کجاس؟بگو

دادشا نمیدونم بذار برم

داداش

هون طوری شد که گفته بودم

به وسیله ی من جلال رو به بازی گرفتن

هدف جلاله میخوان کارش رو تموم کنن

هان

پسر بگو گاوصندوق بابا جلال کجاس

بگو پول و داراییش کجاس

وگرنه ما به فنا میریم

هیچی نمیشه چطور-

از شب دارن ما رو میزنن

فقط ماییم که داریم کتک میخوریم تمومی هم نداره

یکیشون سه بار منو زد

تو منو نمیشناسی آلیاناک؟

من حرف نمیزن سرم بره هم سری رو فاش نمیکنم

داود

کار بابا جلال رو میخوان تموم کنن

لااقل یه شانسی به ما بده

اون بابای منه

جلال کبابچی کارش تموم نمیشه

بیخیال شو

بیدار شو داوود

ما بابا جلالیم

ما همه کسه اونیم

اسمونی که بابا جلال اونجا پر میزنه رو ابرهای سیاه پر کرده

حال ما رو نمیبینی؟

حرف نمیزنم

اومد

ببین داداش

خیلی داری تند میری یه کم آروم

تو بیا

حلالم کنین ما داریم میریم

داداش وارد یه راه بی بازگشت شدیم

اگه کار جلال کبابچی رو تموم نکنیم کار خودمون تمومه

نگران نباش الیاناک دفتر جلال بسته میشه

مگه راحته داریم از جلال کبابچی حرف میزنیم

اون قراره بمیره ما داریم جون میدیم

ما کارمونو بلدیم به چی که میخوایم هم میرسیم

هنوز ما رو نشناختی

پس کار پول رو ول کنیم به مسئله ی اصلیمون برسیم

کار جلال رو تموم کنیم

این بازی کار آلیاناکه با سلامی این کارو کرده

سلامی همه چی رو گفت

یعنی شب واقعه اون اتفاق کار اونا بوده

دقیقا ..

مرگ یه اغاز جدیده

چی شد بچه قلدر چی شد؟

دیشب داوود و کوچولو رو دزدیدن

آلیاناک خودش رو هم دزدیده

نمیخواد سوتی بده

الان جلال بی کسو کار شده

مستان نیست

داوود نیست

کوچولو نیست

لقمه ی راحتی شده

اما آلیاناک تله ی خوبی براش گذاشته

بهم بگو

بذاریم کار جلال رو تموم کنن؟

نمیشه

ما پلیسیم

نمیتونیم اجازه بدیم عدالت به شکل دیگه ای جاری بشه

نمیشه نمیتونیم

امید هم دست جلاله

جلال باید زنده بمونه باید زنده بذاریمش

ای وای

چهل سال هم اگه فکر میکردم به ذهنم نمیرسید یه روز از جلال محافظت کنم

سارپ

باید قبل از اینکه دیر بشه جلوی تله ای که برای جلال گذاشتن رو بگیریم

اقایون برین پشتو ببینید من اینجاام

همه چی اماده اس

وقتی ماشین رو روشن کنه میترکه

مطمئنی؟

بمیره ها.بعدا مشکلی به وجود نیاد

نمیشه

کافیه جلال رو از خونه بیرون بیاری و سوار ماشینش کنی

باشه حلش میکنم

حلش میکنم

البته اگه قبلش از استرس سکته نکنم

جلال خبری هست؟

بفرمایید

بابا جلال من حسن آلیاناکم

بابا من فرار کردم

سارپ ما رو دزدید جاشو میشناسم

خوبه

حال داوود و کوچولو چطوره

آخرین بار که دیدمشون حالشون خوب نبود

بابا بیا بکشیمش

سریع باش

آدماتو بفرست

آدرس رو بده بیام

فهمیدم منتظرم باش

خوب بازی میکنی

تو حال منو بپرس ببین چه حالی ام

کی بود جلال

آلیاناک فرار کرده

جای سارپ رو میدونه من میرم

بابا . .

تو نرو

نمیشه

اگه با دستای خودم نکشمش نمیتونم بخوابم

پالتومو بیار

جلال بذار آدمات کارش رو تموم کنن

گفتم نمیشه برو کنار

جمع و جور کنین داریم میریم

خیره بابا پیداش کردیم میریم بکشیمش-

تو خونه بمون هر طور امر کنی-

بوران

تو هم بیا توی ماشین من باش

توقابک اعتمادی

باشه بابا اما کسی خونه نمی مونه؟

می مونن

بذار ما بریم بیا بیا ...

جواب بده

تلفنم رو جا گذاشتم

بوران

تلفنم رو توی سالن جا گذاشتم

بیارش

بابات خیلی ناراحته اما تو نگران نباش

چی شد

از رفتن منصرف شد؟

نه داریم میریم تلفنش رو جا گذاشته

اینجاس

میشه یه لحضه بفرمایید خانم-

خیلی موامظب جلال باشین

مثل چشمام مواظبشم نگران نباشین

مامان چی بود

بابا جلال

داداش کار من تموم شد جلال به تاریخ پیوست

جدی میگی؟

اره داداش اون کار تمومه

خیلی ناراحت شدم

بی اینکه کسی ببینتت بیا اینجا

تموم شد

مرد

زود خبر رو پخش کنین همه بشنون

چرا این کارو کردی سارپ

بابا جلال مرده

بابا جلال مرده

بابا جلال کبابچی مرده

مرده

چی شده؟

کی؟چطور شده؟

با کی حرف میزنه؟ نمیدونم-

نه بابا . .

جدی میگی؟

باشه قطع کن

چه خبره؟

جلال کبابچی رو کشتن

چی؟

یه چی میگم بهت

نکنه سارپ این کارو کرده

نه بابا . .

داداش تا این حد پیش نمیره

سارپ بیشتر از این هم ازش بر میاد

اگه اونطورر باشه باید چکار کنیم؟

ای وای

الان داداش کجاس؟

زن بزن بهش

یه چی میخوام بگم

به خاله فسون چی نمیگیم باشه؟

جواب نمیده

ای خدا

باریش با کی حرف زدی؟

من؟

چه

یکی از دوستام از محله زن زد

من یه چی داشتم که ازم دزدیده بودن یادتونه؟

خدا رو شکر اونو پیدا کردن زن زد خبر داد

خوبه که خبر بدی نبوده

نه بابا . .

کمیسر موفق باشین

ای والله خبر خوبی داری؟

متاسفانه نمونه خونی که دادی با نمونه های موجود تطابق نداره

نه بابا . .

فکر میکردم

آشنا بود؟

آره میشه گفت

پیرهن اینجاس

یه سوالی دارم

بیست سال قبل که این اتفاق افتاده خون روی پیرهن و خون خانواده تطابق داده شدن؟

اون موقع این آزمایشها نبود انجامش نا ممکن بوده

ای والله

چرا اینقدر در مورد این اتفاق کنجکاوین؟

من دارم احتمال زنده بودن این بچه رو بررسی میکنم

یعنی

ببین چی میگم

اگه از یکی از اعضای خانواده نمونه خون بگیرم

و تو با خون روی پیرهن تطابق بدی

میتونیم بفهمیم با هم مطابقت دارن یا نه؟

فکر بدی نیست میفهمیم خون بچه اس یا نه

باشه من با خانواده تماس میگیرم به تو هم خبر میدم

موفق باشین

منم

چی شده

مرت

اتفاق خیلی بدی افتاده

برای تو؟

ملک حرف بزن

برای من نه

بابا . .

بابا جلال

مرد

بابا جلال مرد

بابا جلال؟

دخترم چی میگی؟

چطور ممکنه مرده باشه

توی ماشینش بمب گذاشتن

ملک

تو میفهمی چی داری میگی؟

بابا حلاله ...

بهش چی نمیشه

اشتباه میکنی

مرت ماشینش جلوی چشم تکه تکه شد

چطور یعنی

بابا جلال نمیمیره نمتونه بمیره

ما باید چکا رکنیم

بدون اون چکار میتونیم بکنیم

باورم نمیشه نمیخوام باور کنم

کی؟

کی این کارو کرد

کدوم بی شرف

میگن کار سارپه

سارپ

سارپ بابای منو کشته یعنی؟

اشتباه نمیشنوم نه؟

بگو که اشتباه شنیدم

شنیدی مرت

میگن کار سارپه

چطور یعنی

الو

مرت

مرت اونجایی؟

چرا ما رو نجات دادی

تو نخوابیدی؟

خوابم نبرد

چرا

نمیدونم

اینجا خیلی راحته عادت ندارم

آدم به راحتی زود عادت میکنه بچه

نگران نباش

چرا ما رو نجات دادی

چرا کمک کردی

نجات دادم دیگه

چرا

ببین این یه رازه

اما من به تو میگم

به کسی نگو قول میدی؟

آره

چونکه

من آدم خوبی ام

کسی بی دلیل خوبی نمیکنه

حتما یه دلیلی داره

به نظرت چه دلیلی ممکنه داشته باشی

نمیدونم

نمیفهمم

پس بذار زمانش برسه

ازش لذت ببر

میترسم

از چی

هر وقت اتفاق خوبی برام میوفته

همیشه از دست میدمش

یکی اینو هم ازم میگیره میدونم

ببین تا من زنده ام

از هیچی نباید بترسی

فهمیدی؟

بیا دستت رو بده

بریم بخوابیم خیلی دیر شد

ملک رو تنها گذاشتی؟

اگه بیدار بشه و تو رو نبینه چی؟

نمیترسه؟

چی؟چرا ولش کردی؟چرا؟؟؟

شب به خیر

نرو

پسرم جایی نمیرم اتاق کناری ام

همینجا کنار ما بمون

تو هم نتونستی بخوابی؟

ملک؟

باشه پس یه کار بهتر کنیم

چی؟

تا شما بخوابین اینجا می مونم

خب دیگه شب به خیر

چشماتو ببند

پسرم

شما دوستم دارین؟

یه ذره

کاش به تلفن جواب میدادم و حرف میزدیم

بهم میگفتی پسرم

تاوانش رو میدی

الو به من گوش کن

میدونی چی کار میکنم؟

بگو

سارپ رو پیدا میکنم

میدونم کجا میره

اون سگی رو که ما رو بی پدر کرد

جونش رو میگیرم نگران نباش

مرت بیا هو ببینیم

منم ببر

ازش سوال دارم

وقت سوال پرسیدن خیلی وقته گذشته

الان

و امروز این کارو تموم میکنم

خون بابامون هدر نمیشه

باشه هر چی بگی هون بشه

اما منم با خودت ببر

الو

خدا لعنتت کنه

خدایا من باید چکار کنم

میای اونجا

میدونم

میای

داروهاتو بیارم؟

باشه عزیزم

وایستا من جواب میدم

سارپه؟

کیه؟ .. منم سارپ-

چه خبر خوبم

خوبه

چطورین خانواده

خوش اومدی پسرم

مرسی مامان چه خبر چطوری؟

خیلی بهترم

چه خبره

هیچی

خبری هست؟

هست مامان

مسئله رو حل کردم

دیگه راحت شدیم

واقعا؟خوشحال بشم؟

همینطوره

میتونیم بریم خونه امون؟

البته که بر میگردین

اما چند روز دیگه به زمان نیاز داریم

یه کم اوضاع آروم بشه

خدا رو شکر

میشنوی ایلم؟

برات یه چای بذارم صبر کن مامان زحمت نکش-

تو بشین من چای میذارم

چه خبره؟

چی شده؟

دیگه قراره چی بشه؟

جلال کبابچی کشته شده

منم شنیدم

تو که توی این کار دخالتی نداری؟

بگو که تو کاره ای نیست

دختر دیوونه شدی؟

چطور ممکنه همچین کاری کنم

باور میکنی؟

اما همه ی محله به تلاطم افتادن

آره

اما به من ربطی نداره

مامانم میدونه؟

نه بهش نگفتیم خوبه-

کنار چای چی برات آماده کنم؟

نه مامان چای رو هم نمیخورم

ای وای چرا

باید برم اما این آخرین باره

نگران نشو

مطمئنی سارپ؟

خب نرو با ما بمون

باید یه کاری رو انجام بدم

اونم انجام بدم دیگه تمومه

ببینید چی میگم به شما

راحت میتونین برین بیرون کسی دنبالمون نیست

همه چی مرتبه

خوبه

من رفتم

بیا آقا سارپ

من برای تو چی کار میکنم تو در عوض چکار میکنی

پسرم هیجانی کاری نکن.عاقلانه رفتار کن موامظب خودت باش

باشه مامان تو برو توو

بگو

کجایی

دنبالشم

جاشو بگو منم میام

مخالفت نکن

لازم نیست

زمان هم نداریم

مرت

خدا لعنتت کنه

همه چی رو به جون خریدم و بهت کمک کردم

این جواب من بود؟

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

میگن بابا جلال مرده حقیقت داره؟

متاسفانه

ما هم همچین چی شنیدیم

درسته

چطور شده

یه بیشرف توی ماشینش بمب گذاشته

تکه تکه شده

برادر ها

دیگه بابا جلال نیست

درد بزرگیه

جگرمون داره میسوزه

اما یادتون نره که ما هنوز هستیم

هدایت این کشتی دست ماس

رسالت بابا جلال نیمه کاره نمی مونه

چی شده

سلامی رو پیدا کردین؟

داداش هر جا رو گشتیم نبود

این پسر کجاس؟توی همچین روزی کجا رفته؟

پیداش کن زود

هر چی امر کنی داداش

سرتون سلامت

دوستان سلامت باشن

سارپ دارم میرسم باشه مدیر

برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial

کجایی؟

کجایی

پسر

بابا جلال

زنده اس

مردی اینطور میگن

شنیدم

یه همچین شایعاتی هست

سره مطار جلال نمیخوای بری؟

نگران نباش پسر

کسی تا به امروز به مراسم دفن خودش دیر نرسیده

پایان قسمت نهم

**راه های ارتباطی با ما** https://telegram.me/samserial instagram.com/site.samserial

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.