All language subtitles for Malang 2020 WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian Download
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish Download
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali Download
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish Download
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian Download
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

مـــلــنـــگ

بيست و چهارم دسامبر ساعت 5:10:02 عصر

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

"فقط يکمي منتظرم"

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

"بذاريد بيايد، دلم بي‌قراره"

"لالا، لالا، لالا"

"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"

"شـــوبـــو"

"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"

"شـــوبـــو"

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

خفن بود خفن کجا بود؟-

گوآ اوني نيست که بود توني

..قبلا اينجا روس‌ها بودن، اروپايي‌ها

..اسرائيلي‌ها اسرائيلي‌ها که ميان -

!غذامي‌خورن، گُل مي‌کِشن، چِت مي‌کنند

ولي يه وعده غذا واسه کار و کاسبي خوب نيست

اصلا خوب نيست

از وقتي برو بچ "ديل چهتاهه" اومدن اينجا

و با قلعه چاپورا عکس انداختن

کُل هندي‌ها ريختن تو گوآ

گوآ يعني کوچه باحال‌ها

کوچه باحال‌ها

اما توريست‌هاي هندي ..نکته مثبتي دارن، با خانواده ميان

..زن، بچه و حتي پدر و مادرشون

جدا هستن ها ولي موقع غذا سه تا مي‌گيرن

تا خرخره هم شراب مي‌خورن

براي همين بارهاي کوچيک هم زدن تو خط رستوران خانوادگي

و منم از اين قضيه منفعت بردم

فقط سود نبردي

امپراتوري راه انداختي

گوش کن

فيروز رو يادته؟ همون که باهات کار مي‌کرد

چي شد؟

ببين، از بيهار آوردمش اينجا

بهش کار دادم

بهش حقوق دادم

غذا تو بشقابش گذاشتم

جاي خواب دادم گفت مي‌خواد خانواده‌ش رو هم بياره

بهشون کمک کردم جاگير بشن

يه روز گفتم اين توريست‌ها که ميان اينجا

بهشون آبجو بده

و بذار يه چيزي رو امتحان کنند

امتحان کنند؟

آره مثل تو بِکِشَن قبول نکرد

گفت که غيراخلاقيه و نيت‌م فساده

گفتم نيت‌ حاليم ني دارم ميگم انجامش بده

من رئيستم، ميگم انجامش بدي و اون گفت نه

بهش سيلي زدم

بعدش تهديدم کرد که ميره پيش پليس

و من رو لو ميده ده سال زحمتم به فنا مي‌رفت

براي همين کُشتمش

بايد اونجا باشه

جسدش کجاست؟ انداختمش تو آبشار درساگر -

زنش فکر مي‌کنه که اون با يه خارجي فرار کرده

کي اهميت ميده کار خانواده تموم بشه؟

اما رستوران نبايد هرگز بسته بشه

داشي، تو آدم مشتي هستي

ولي بذار يه چيزي رو بهت بگم ...من

خانواده من دارن ميان

هرچي باشه شب کريسمسه

خانواده من دارن ميان

...زنم، پدر و مادرم، بچه‌هام

..و براي بابي جان

يالا، بورکار، وقت کاره !خدايا، نجاتم بده

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و بينگ‌سانا

برو ببين مُرده يا زنده‌ست؟

الان مي‌بينم

هنوز زنده‌ست

تفنگي که توي يورش ديروز برداشتيم رو بذار تو دستش

و با دستمال خيس اثر انگشتش رو پاک کن

ما قاتل‌ها قلبمون جاي درستي تو سينه‌مون نيست

"...شوبو"

"...شوبو"

"...شوبو"

رستوران خانوادگي راه انداخته عوضي

اس‌اچ‌او آگاشه (اس‌اچ‌او : افسر بخش تحقيقات جنايي)

مي‌خوام گزارش يه قتل رو بدم

به کلانتري منطقه خودتون خبر بديد

هنوز اتفاق نيفتاده مي‌خوام انجامش بدم

توله سگ

شب کريسمسه نه روز سرکار گذاشتن بقيه سعي نکن من رو اسکول کني

شب طولاني خواهد بود

تحويل مبارک

چي؟ الو

الو

به سلامتي به سلامتي-

به سلامتي

بابا، يکي مثل مايکل رو براي خواهر من هم پيدا کن

يه زوج عين مايکل و ترسا توي بهشت ساخته شدن

...اعتقادات کاتوليک و احترام به کليسا ديگه همچين زوجي ساخته نميشه

مايکل تو واقعاً براي پدر شدن آماده‌اي

ترسا

...ميدوني خانوم ديملو حامله‌ست

بعد از پونزده سال باردار شده

،و همه‌ش به لطف دعاي يکي بود تمام کارها رو اون کرد

خيلي خوبه

شماره‌ش رو گرفتم

بايد باهاش تماس بگيري

منظورم اينکه ما مي‌خوايم نوه‌دار بشيم مطمئنم مايکل هم مي‌خواد پدر بشه

وقتي ترسا و باني بزرگ مي‌شدن

نگران بوديم که باني مجبور بشه به نيروي دريايي ملحق بشه

بيخيال اما الان ببين

سه ماه در سال رو حداقل خونه‌ست

و خانواده‌مون داره بزرگ‌تر ميشه

به سلامتي به سلامتي-

به سلامتي

!ميرم ببينم کيک حاضر شده يا نه

الان برمي‌گردم

ترسا، کيک چي شد؟ حاضره-

امشب شروع تازه‌اي براي ما ميشه، ديگه+ نميتونم صبر کنم - هنوز با مايکل صحبت نکردم+ برام مهم نيست، امشب ميام سراغت+

شام حاضره همه منتظر اند

ترسا

يه چيزي هست که مي‌خواستم بهت بگم

چي؟

..من

سلام آقا سلام-

کريسمس مبارک کريسمس مبارک-

ببخشيد که مزاحم شدم آقاي مايکل منزل هستن؟

مايکل

اومدن دنبالت باهات کار دارن

در رابطه با يه پرونده بايد ايشون رو ببينم

نيازي نيست همه چيز رو به خاطر بسپاري فقط يه چيزي رو يادت باشه

دوستت دارم

بيست و چهارم دسامبر ساعت 7:02:01 غروب

قربان

:علت مرگ ضربه شديد به سر

بدنش قبل از مرگ کُلي زخم برداشته

انگيزه به نظر سرقت مياد خسارت بزرگي زده شده

داريم ليست موارد گُم شده رو تهيه مي‌کنيم

سرقت نيست

دزدها اومدنشون رو خبر نميدن

گزارش بده

نام قرباني ويکتور فرنز بوده

معاون پليس.. گروه ويژه

افسر دپارتمان شما بوده

مي‌دونم

دوستم بود

ولي يه چيزي رو هنوز نميفهمم

اين خرابي که به بار اومده بنظر کار يه نفر نمياد

بنظر مياد حداقل شش نفر بودن

اين کار يه نفر بوده، پانده

اما بايد بگي حداقل شش نفر بودن

وگرنه مردم بهت مي‌خندن

يه نفر زده يه مامور ويژه رو کُشته

ببين چطور آويزونش کرده، بورکار

بله قربان

انگار روي ديوار مدال آويزون کرده

از کُشتنش لذت برده، نه؟ درسته بله قربان -

قضيه شخصيه

قرباني نيروي ويژه تيم من بوده

و اين پرونده ماست

به بخش جنايي نيازي نداريم

ميدونم

گفتم بعد از غذا يه قدمي بزنم

ميدوني، قاتل قبل از ارتکاب جرم به من زنگ زد

و گفت مي‌خواد يکي رو بکُشه

پيش خودم گفتم بايد بفهمم !شوخي بوده يا چالش

و حالا چالش از آب در اومده

..و ميدوني

آگاشه عاشق چالشه

همه تو رو مي‌شناسند، آگاشه

اينجا خبري از شليک براي برقراري عدالت نيست

مي‌خوام تحقيقات رو روي اين مورد انجام بدم

يه روپيه داري پانده؟ بده

تو فاز نصيحت کردن رفتم

ولي هيچوقت مُفتي نصيحت نمي‌کنم

اگر نصيحتم رو بهت بندازم مردم فکر مي‌کنند رشوه دادم

نصيحت من رو بشنو و خودت رو با حقيقت سرگرم کن

چون اين قتل کار هرکسي که بوده ...يه قاتل نيست

يه شيطان خطرناکه

...کسي مي‌تونه ترس رو هم بزنه

که از هيچي نمي‌ترسه

وقتي چيزي رو از دست ميده کاري مي‌کنه تا دم مرگ زجر بکشي

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

اين پايان کار نيست تازه شروعشه

بشين و تماشا کن

امشب يکي از تاريک‌ترين شب‌ها خواهد بود

و سکوت به صدا در مياد

"...کافر در اين سفر" *پنج سال قبل*

"به راه افتاده"

"...کافر در اين سفر"

"به راه افتاده"

با رنگ خويش بدون ريسمان" "و مقصدي به راه افتاده

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

"مثل يه زاهد"

"وجودم سرگردان‌ـه"

"مثل يه زاهد"

"وجودم سرگردان‌ـه"

"اين آوارگي من رو به کجا ميبره؟"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

"نسيم زير پاهاي من در حرکته"

"هيچي نميتونه من رو متوقف کنه"

"نسيم زير پاهاي من در حرکته"

"هيچي نميتونه من رو متوقف کنه"

"...ساحل رو پشت سر گذاشتم"

"تا جايي که بتونم جزر و مد ميرم"

"روزها مثل يه نسيم ميگذرن"

"جاده ممکنه تموم بشه ولي سفر نه"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

پليس پليسه، پليس -

وايسا، بگيريدش يالا، بريم -

لعنتي چي ميگي؟-

ديوونه اوه رفيق-

يه چيزي رو بگو

يورش پليس اينجا عاديه؟

حتما يکي بهشون نخ داده که اينجا جنس آب مي‌کنند

جنس؟

ميدوني ...جنس توي مهموني

...اسيد، کوکائين، گُل، حشيش و

ميدوني ديگه کجا پارتي هست؟ بريم

يعني.. شايد اين طرف‌ها پارتي گرفته باشن

تازه ساعت ده شده و سر شبه

باشه، باشه، باشه

اينطرفاست

ببين کجا مي‌تونيم پيدا کنيم؟

چي؟ دستشويي؟

روانگردان

جدي ميگي؟

باشه، حله

بايد اينورا پيدا بشه

ببين، ميرم با اون يارو حرف ميزنم

همينجا وايسا جايي نرو

هي، کاستا

دنبال چي هستي؟

آرامش يا عشق و حال؟

واو هندي حرف زدنت خيلي جذابه

...ميتوني برامون يه

نه، نه، هيچي نمي‌خوايم، بريم

ميدونم، مي‌خوام

باهم هستين؟

بله

موقت يا دائم؟

هنوز تصميم نگرفتيم

از طرف من

باهم باشيد، حله؟

فقط همين؟

بذار ببينم نشونم بده

واقعاً خيلي قويه

يکيش رو نصف مي‌کنيم

خيلي قويه

زندگي يعني انتخاب کردن

!اينور يا اونور

رها شو

"روبروم خودم رو پيدا کردم"

"از وقتي که تو رو پيدا کردم"

"روبروم خودم رو پيدا کردم"

"از وقتي که تو رو پيدا کردم"

توي اين دنياي واهي" "سرنوشتم رو در تو يافتم

شب از بين ميره در حالي که " "خورشيد هنوز طلوع نکرده

"ناخدا رو رها مي‌کنم" *منظور ايمانه*

"تو دين من شدي"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

صبح بخير

صبح بخير

کمک مي‌خواي؟

اين دستبند و گره‌هاش خاصه؟

اين بند من هستم و و هر گره، ترس‌هاي منه

هر ترسي که مي‌خوام بهش غلبه کنم

مثل؟

مثل امتحان کردن هرچيزي

مثل ديدن يه غريبه و وحشي بازي

خودت ميدوني

صحيح ممنون -

پس من يه گره روي دستبند بودم

!همين !همين-

و باقيش؟

..باقيش

قراره کارهايي بکنم که هرگز نکردم

مثل بازي جامپينگ

شيرجه تو دريا

يه روز که بتونم همه اين کارها رو بکنم همه رو بتونم

کشيدن و خوردن

آبجوي ارزون بخورم

تو چي؟

تا چند روز ديگه گوآ مي‌مونم

و بعد برنامه دارم که برم گوکارنا

فکر کنم بعدش برم شمال "يه جايي به اسم "تُش

برم جاهاي مختلف آدماي مختلف رو ببينم

!بي‌برنامه

بنظر برنامه خوبي مياد

خب.. از سفرت لذت ببر

خب، همين همين

...ببخشيد

خداحافظ

..9677 من تلفن ندارم-

جدي؟

لعنتي يادم رفت، اسم من ادويته

سارا

ادويت

بيست و چهارم دسامبر ساعت 7:34:14 غروب

کالبدشکافي علت مرگ رو اوردوز ..روي فلاکا

!اعلام کرده

و مدرک؟ از موادش پيدا کرديم قربان-

شناسايي‌ش سخته

ولي تيمم داره روش کار مي‌کنه

و فروشنده؟

اسم فروشنده نيکولاس اوبادوء

قربان، همين الان اومد

يه افسر پليس کشته شده، مايکل

اين براي دپارتمان‌مون خيلي خجالت‌آوره

اين پرونده بايد فورا حل بشه

بله قربان

من هندي نميفهمم هندي نيستم

در حال تحصيلم

گذرنامه‌م رو ببينيد

هندي نيستم

هندي نيستي؟ محصلي؟

من مواد نمي‌فروشم

جناب شاگرد جان، بذار يکم زبون هندي يادت بدم

يالا آقاي پانده شما چيزي نخورديد

يالا، همگي.. بريم

بيا آقاي پانده

کيک آلوي عمه چطور بود؟

يالا بورکار بخور -

بفرما

بگير نه، ممنون -

يکم بخور

کيک آلو

پخش رو متوقف کنيم

نميتوني بهم شليک کني اينجا دوربين داره

شليکي در کار نيست

!نمايشه

ابزار چندمنظوره

چندمنظوره

بعنوان چکش هم استفاده ميشه بعنوان چي؟

..تو

بعنوان آچار پيچ گوشتي هم استفاده ميشه؟

بعنوان چي؟

پيچ گوشتي

رئيست به فنا رفت

و اگر اين رو هل بدم پشتت بهش چي ميگيم؟

کافيه

چي بهش ميگيم؟ ولش کن -

گفتم که کافيه

کار اونا قلدريه !نه پليس

ياد بگير از سيستم پيروي کني

قربان

به پاتون مي‌اُفتم

بگو، لطفا

به کي مواد فروختي؟

بگو

بگو اين راهش نيست -

اين تنها راهشه

اين سبک آگاشه‌ست

اين سبک آگاشه‌ست اين سبک آگاشه‌ست

بزن

بزن

بزن

بزن

بهم زنگ زد

دو برابر داد

سفيد پوست بود، موهاش رو بافته بود

تاتو هم داشت

راست ميگم

بهم زنگ زد

دو برابر داد

حقيقت همينه، قسم مي‌خورم

!ماراتي هم بلدي

بله

کريسمس مبارک

.همگي گوش کنيد دنبال يه نفريم سفيدپوست‌‌ـه و تتو هم داره

تمام مُخبرهات رو توي محله هيپي‌ها پخش کن

چشم قربان

پانده، به اتاق کنترل خبر بده چشم قربان -

....توي فيلم‌هاي دوربين مدار بسته مجتمع ويکتور

يه نفر رو با هودي قرمز رنگ ديدن

اون ماراتي هم بلده جدي؟ -

جناب مايکل بله، پانده -

ميدونستي که تفنگ من خاليه

نه

نمي‌دونستم

کيت قربان، گوشيش خاموشه -

تا وقتي روشنش نکنه نمي‌تونيم ردش رو بزنيم

اين رو به يه بدبختي بده چشم قربان -

يه شماره روشه گوآ به يه پليس عين اون نياز داره -

نظر من اين بود، چيزي شد بهتون اطلاع ميدم

کيت بله، قربان -

يه شماره تو اينه

تمام جزئيات رو به شماره شخصي خودم واتس‌آپ کن

چشم قربان

در رابطه با اين پرونده، قربان؟

نه. شخصي چشم -

شغل عجيبيه، نه مايکل؟

کاملا بايد زندگي شخصي‌ت رو هم درگير کني

دستگيري مجرم يعني پايان پرونده

نه پايان جنايت

اون عوضي يه روزي بعنوان دشمنت برمي‌گرده

مثل پرونده ويکتور فرنز

مطمئنم اون قاتل يه دشمن قديمي بوده

يه فرضيه ديگه

دوستم ويکتور و خانواده‌ش به عدالت مي‌رسن

عدالت بره به جهنم

نمي‌توني خانواده‌ها رو با عدالت سرگرم کني

چي مي‌خوان پس؟ انتقام؟

هميشه يادت باشه، آگاشه

انتقام هميشه به دو قبر منتهي ميشه

که يکي‌ش مال خود آدمه

قد من 5.11 اينچ‌ـه

براي من بِکَن

قربان، خودشه به گوشي شما زنگ ميزنه

الو

قربان، از دلال جنس چيزي عايدت نميشه

فقط داري وقتت رو تلف مي‌کني

بايد خوشحال باشي داريم برات وقت مي‌خريم

نميدونم کي هستي و چي مي‌خواي؟

!ولي تو نميدوني آگاشه کيه

!و با قاتلاني مثل تو چه مي‌کنه انکاونتر، درسته؟ -

کُشتن قاتل‌ها تو رو خوشحال مي‌کنه، نه؟

از بحث دور نشو

کي هستي و چي مي‌خواي؟

اين کار توء که بفهمي من کي هستم

ولي ميگم چي مي‌خوام

يه پليس ديگه

تحويل مبارک

قربان، اون تو پانجيمه

يه جشن اونجا در حال برگزاريه

و نصف نيروي پليس اونجاست

کل نيروها به خط مظنون هودي قرمز رنگ تنشه

درود

مظنون هودي قرمز رنگ تنشه

اگر کسي رو ديدي که هودي قرمز رنگ تنشه سريع دستگيرش کن

و به تمام نيروهاي پليس بگو که به گوش باشند

تکرار مي‌کنم مظنون هودي قرمز رنگ تنشه

عوضي

!نمي‌دوني داري چيکار مي‌کني

من پليسم، خواهي ديد که چه به روزت ميارم

فقط بشين و ببين چه بلايي سرت ميارم

تو ببين

تمام واحدها، به گوش باشيد مظنون هودي قرمز رنگ تنشه

عمو مايکل

خواهش مي‌کنم، ولم کن

من خانواده دارم من ندارم -

نه

وايسا

هي وايسا، ايست !بگيريدش

فورا آمبولانس خبر کنيد چشم قربان -

مظنون هودي قرمز رنگ تنشه نذاريد فرار کنه

فورا تمام خروجي‌ها رو ببندين

هي

دنياي کوچيکيه، نه؟

تو که داشتي مي‌رفتي؟

کجاها بودن؟ کوکندا و تش بودن، درسته؟

آره، دارم ميرم

داري تعقيبم مي‌کني؟

نه، داشتم فکر مي‌کردم که چرا با هم گره‌هاي دستبندت رو باز نکنيم؟

مال من يا خودت رو؟

از اين خوشم نمياد فکر مي‌کنم خوبه باهم باشيم

مثلا ميگن ضعف يکي قدرت ديگريه

درباره‌ش فکر مي‌کنم

خب.. تنهايي اومدي گوآ ..يا که با

تنها تو چي؟

دوست، خانواده ..يا فقط

هي، اينجا رو ببين

!اوه پسر

ببين! مراقب باش اينجا زياد محکم نيست

من ترس از ارتفاع دارم، تو چي؟

آره، قطعا در چنين ارتفاعي منم ميترسم

ديگه نه

ديوونه‌اي؟

ديگه از ارتفاع ترسي نخواهي داشت

!نمي‌توني دو بار از يه چيز بترسي

"...نميدونم"

"چه اتفاقي براي قلبم افتاده"

"ديدمت حس کردم مي‌شناسمت"

"چطور بايد اين رو بهت بگم"

"تو بگو اين جنونه يا گناه؟"

"اينجوري که با تو آشنا شدم"

"مثل شروع صبح يه روز جديده"

"نميدونم کجا دارم ميرم"

"فقط کاري رو که قلبم بخواد رو مي‌کنم"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

"قلبم از تو سپاسگزاره"

"اين چه بيماري‌ـه؟"

"تو بگو چه اسمي بايد روش بذارم؟"

خانواده از هند رفتن تا زندگي خوبي داشته باشن

براي زندگي خوب سخت کار کردند

ولي وقت براي زندگي نداشتن. فهميدم که اونا براي خودشون زندگي نمي‌کردن

نمي‌‌خوام منم اينجوري باشم

واسه همين تصميم گرفتم بجاي جمع کردن چيز ميز.. خاطرات رو جمع کنم

خب تو از خانواده‌ت بگو

چند نفريد؟

يه زوج آي‌مک، آيفون، آي‌پد

نتفليکس، پلي‌استيشن

بلدي از زير سوال در بري

يالا، بيا يه قرار بذاريم

قرار؟

ما فقط واسه خودمون زندگي مي‌کنيم

نه دوست، نه خونه، نه خانواده

"هيچکي ديگه من رو نميفهمه"

"فقط تو زبون من رو ميفهمي"

"...اين ديوونگي رو"

"...درون هيچکي ديگه"

"به جزء تو نديدم"

روز من با تو شروع ميشه" "و غروب با تو مياد

"حالا ديگه نميتونم چشم ازت بردارم"

"کلي فرصت داريم"

"که براي ما دوتاست"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

تو و دوربينت

بايد اون لحظه رو ثبت مي‌کردم بسه -

چرا؟

براي اينستاگرام

حالا.. نگو که اينستاگرام نداري

جدي؟ فيسبوک؟ توئيتر؟ تيندر؟

پس کجايي؟

جلوتم، شخصا

اينو ميذارم

"قلبم از تو سپاسگزاره"

"اين چه بيماري‌ـه؟"

"تو اسمش رو بگو"

"ديوارهاي ترس شکسته شدن"

"حالا ميتونم دنياي قلبم رو ببينم"

"امروز چشم‌هام آسمون روياهام رو ديدن"

"از تو سپاسگزارم"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"همگي به تو منتهي ميشن"

"از اين به بعد تو همراه مني"

"و من همراه تو"

"منم همراه توام"

"مهم نيست چه راهي رو طي کنم"

"قلبم از تو سپاسگزاره"

"اين چه بيماري‌ـه؟"

"تو اسمش رو بهم بگو"

لعنتي جسي؟ جسي؟

جسي؟ سارا جيبش رو چک کن-

..دارو

نمي‌دونم

جسي

ممنون

ديوونه‌ها دقيقا شبيه تو اند

يه سوزن دستته که ميتونه به اوردوز ختم بشه

چيکار کنم رفيق؟

کسي نيست مراقب من باشه

بايد خودم انجامش بدم

براي چي؟ !ما هستيم که

و چه اتفاقي براي دوستات افتاد؟

اوني که اسمش ميکا بود؟

هميشه پايه‌ت بود

ميکا مشتري بود

..اين موادها و مهموني‌ها

گفتم لذتش رو بخرم

درست عين شما دوتا چند سال پيش اومدم گوآ

مسافرت‌هاي پشت سر هم

با جيب پر از پول

و کلي اعتماد به نفس

اما چنان به اين چيزا معتاد شدم

که نه پولي برام موند و نه اعتماد به نفسي

و حالا اين دنيا و اين اعتياد خونه من شده

راستش يه حسي دارم و ميدونم اين شيوه زندگي بالاخره من رو به کُشتن ميده

پس کاملا آماده‌ام

اعتياد به دوري از زندگي و اين دارو براي دوري از مرگ

هميشه در حال دويدن‌ام

جسي درست مي‌گفت

همه ما تو زندگي دنبال آزادي هستيم

بدون ايراد، بدون محدوديت

آزاد باشيم که هر کاري بکنيم

از يه زندگي بري به بعدي

عشق و حال مي‌خوايم ولي آرامش نه

آرامش

جسي يکم آرامش مي‌خواد

!بهش نياز داره

خيلي بهش نياز داره، خيلي زياد

خب بگو ببينم

آرامش براي تو چه معنايي داره؟

نميدونم

تابحال بهش فکر نکردم

پس الان فکر کن

...فکر کنم کريسمس

توي خونه کنار مامان و بابا بودن

ميدوني خيلي بامزه‌ست

بابا هرسال مامان رو سورپرايز مي‌کنه

و هر سال همون سورپرايز رو در نظر مي‌گيره

همه با هم درخت کريسمس رو تزئين مي‌کنيم

و هنوز يادمه که بابا کلي هديه براي ما مي‌گرفت

...نه خيلي گرون ولي

خيلي هيجان‌انگيز بود

بابا لباس مي‌پوشيد مامان هم همينطور

تمام شب با آهنگ‌هاي هندي مي‌رقصيديم

منظورم اينه که آدم‌هاي معمولي هستن ولي کامل‌اند

..فکر کنم

!براي من، اون آرامش بود

بيا کجا؟ -

بيا ديگه آخه کجا؟ -

زود باش، بلند شو ..ولي-

اينجا کجاست؟

مطمئني؟

ادويت، چيکار مي‌کني؟

اينجا خونه مردمه

نمي‌تونيم همينطوري بريم

بيا پايين

زندگي يعني انتخاب

اينور يا اونور؟

از اينجا بيا آروم، آروم-

...خب حالا

ترسيدي؟

اين لباس رو بگير و بپوش

من آماده‌ام

حله، بيا

واي يادم رفت

خيلي خب موزيک، موزيک، موزيک

موزيک هندي قديمي

کل زيرزمين رو دنبالش گشتم

....خيلي خب حالا

بريم تو کارش

بيست و چهارم دسامبر ساعت 8:28:07 شب

قربان طبق دستور شما تمام پرونده‌هاي پليس رو گشتيم

که زير نظر ويکتور فرنز و نيتين سالگوکار بودن

يه افسر ديگه تو تيم‌شون بوده

معاون رئيس پليس ديوين شيواجي جاداو

همونطور که گفتين ..دنبال پرونده‌اي گشتيم

که در 24دسامبر توسط اين تيم بسته شده

ولي فقط به يه مورد برخورديم

در مورد مخدر بوده

که اين شخص 5سال به زندان محکوم شد

ادويت تاکور صبر کن -

مواد فروش خرده‌پا بوده ..هي-

و ديروز آزاد شده بذار بيان داخل -

اون کيه؟

جسيبل معروف به جسي خارجيه

خانم سالگاورکار

خونه‌ش رو گشتيم ولي چيزي دستگيرمون نشد

هردوي اين عکس‌ها رو بفرستيد به تمام کلانتري‌ها

چشم قربان اوکي -

بله و در جريان قرارم بدين -

خانم سالگاورکار

لطفاً عکس نگير

بيارش پايين عکس نگير

عکس نگيريد ما از اهالي رسانه هستيم -

که چي؟ دوربين رو بگيريد دوربينش رو ازش بگيريد

اين چه وضعيه؟

چون پليسي واسه مردم قلدري مي‌کني؟

اگر مردي به زنت ثابت کن

يالا دوربين من رو پس بديد

دوربينم رو پس بديد

حالا عکس بگير حالا عکس بگير

پاشو

مايکل ولش کنيد، قربان -

مايکل

حالا عکس بگير

آروم باش.. گفتم آروم

آروم

پانده، اونا رو از اينجا ببر چشم قربان -

بريد عقب

خبرنگارها اين روزها زيادي ساودهان اينديا نگاه مي‌کنند

متاسفم کنترلم رو از دست دادم

اون مرد خوبي بود

زن و بچه داشت

برو خونه

من حلش مي‌کنم

برو

امکان نداره، اون مال منه

گفتم برو خونه

خودم حلش مي‌کنم بهم اعتماد کن

برو مايکل، برو خونه گفتم که حلش مي‌کنم

قربان، قربان ببخشيد

يه اطلاعات کوچيک داريم

معاون جاداو هميشه شب کريسمس ميره استاديوم فاتوردا که مسابقه رو تماشا کنه

"خودت رو به رنگ درونت دربيار"

"با خودت همراه شو"

"خودت رو به رنگ درونت دربيار"

"با خودت همراه شو"

"دنياي کوچيکي براي خودت بساز"

"يه آدم مست و ملنگ شو"

"!بگو ، اونه" (خدا)

"!بگو ، اونه" (خدا)

"تو بگو"

"!بگو ، اونه" (خدا)

"!بگو ، اونه" (خدا)

کجا تشريف مي‌برين؟

..واقعا فکر کردي

از زندان مياي بيرون و يه روزه همه ما رو مي‌کُشي؟

..بچه‌ها

ترس ورش داشته

"با چشم‌هاي خالي رويا ببين"

ببين بقيه چي ميگن" "ولي کاري رو بکن که دلت ميگه

"با چشم‌هاي خالي رويا ببين"

ببين بقيه چي ميگن" "ولي کاري رو بکن که دلت ميگه

"با نفس‌هاي بريده بريده،جنگ رو ادامه بده"

"سرنوشتت رو آروم آروم رقم بزن"

"با روح و قلبت بگو، هو"

"حتي توي تابستون گرم نسيم دلپذير رو حس مي‌کني"

"در مقابل فداکاري سجده کن و اشک بريز"

"مست و ملنگ شو"

نذار بي‌اُفتم

خواهش مي‌کنم ولم نکن نذار بي‌اُفتم

"!بگو ، اونه" (خدا)

"!الله ، هو"

"!الله ، هو"

"!الله ، هو"

"!الله ، هو"

"!الله ، هو"

مظنون از استاديوم فاتوردا فرار کرد

يه هودي قرمز پوشيده

تکرار مي‌کنم يه هودي قرمز تنشه

به همه‌ي واحدها

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

هرکي هودي قرمز پوشيده رو بازداشت کنيد

"فقط يکمي منتظرم"

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

"بذاريد بيايد، دلم بي‌قراره"

"ميتوني اون رو توي عشق غرق کني"

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

"...منتظر"

"فقط يکم انتظار"

"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"

"شـــوبـــو"

"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"

"شـــوبـــو"

آهنگ تموم شد، شب هم همينطور

کريسمس مبارک

اين شب قرار نيست به اين زوديا تموم بشه، قربان

هنوز کلي اتفاق مونده که بي‌اُفته

پليس قاتل دوباره حمله کرد

يالا دمت رو بذار رو کولت

اون از هيچکس نمي‌گذره

!هيچکس

تحويل مبارک

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

مراقب باشيد من خوبم-

آتيش رو مهار کنيد

من اونجا رو مي‌گردم تو اونطرف رو-

پانده بله قربان -

يه آدرس بهت ميدم، فورا تيم جرم شناسي رو بيار اينجا

يه مدرک اينجا پيدا کردم ولي سوخت اما ادويت تاکور دستگير شده -

الان ميام

بيست و چهارم دسامبر ساعت 10:47:18 شب

..ببينيد

ببينيد قربان

حتي با اين که دستگير شده باز فاز گندگي داره

اون دستگير نشده بورکار تسليم شده

تسليم شده؟

..درست نميدونم

ولي قبلا يه جايي ديدمش

بابا، اگر بهت بگم ميذاري برم؟

نه، درسته؟ پس بهت نميگم

واني، من پدرتم واني، بريم -

هيچ ادب و احترامي براي پدرت قائل نيستي؟

من عمو بورکار نيستم

سخنراني ادب رو براي اون نگه دار و چرا مهموني نرم؟

!چون گواهينامه هم نداري

هجده سالگي سن قانونيه قبلش همه چيز غيرقانونيه

مطمئنم يکي مثل خودت چنين قانوني رو نوشته

اگر قانونه پس بايد ازش پيروي کني

بابا من مثل تو نيستم

ساعت ده ميام خونه خودم ميام، زنگ نزن

باشه خب، پارتي کجاست؟

فکر کردي من احمقم، بابا؟

باشه گوش کن نه، تو گوش کن -

مي‌خوام زندگي کنم فقط الان ولم کن

واني

...بابا ببخشيد

به اندازه کافي گفتم

اما تو هميشه ضدحال ميزني

قربان، بايد بهتون بگم

نبايد نيگل رو همينجوري ول مي‌کردين

قبل از اين که بره بايد چندتا استخونش رو مي‌شکستي

و من چي بهت گفتم؟ !از قوانين، پروسه و قواعد پيروي کن

فايده‌ش چيه قربان؟

بعد از شش ماه از زندان اومد بيرون و باز شروع به پخش مواد کرده

دوباره ميندازيمش زندان، براش پرونده تشکيل ميديم و دستگيرش مي‌کنيم

نيگل کجاست؟ ساحل-

بريم

اين جنس تازه‌ست

اول اين رو تموم کن ده تا ديگه بهت ميدم

چي شده؟

من حامله‌ام

ببينمت

آروم باش

حلش مي‌کنيم

آروم باش

خيلي گشنمه

...يعني تو نه واقعا گرسنمه-

بيا بريم

نيگل پليس، پليس اومده

هي، بريد ادويت -

مي‌کُشمش هيچکس نترسه -

تفنگ‌تون رو بياريد پايين، بياريد پايين گوش کن -

قربان شليک نکنيد

دختره رو ول کن تفنگت رو بيار پايين وگرنه مي‌کُشمش-

!من ديگه برنمي‌گردم زندان

تفنگ‌هاتون رو بندازيد

بورکار، شليک نکن مي‌کشمش-

نمي‌خوام برم زندان

..گوش کن

مي‌کُشمش لطفا کمکم کنيد-

تفنگت رو بيار پائين مي‌کشمت-

ولش کن بره

سارا، سارا

بذاريد ببينم، قربان

يالا، جسد رو بذاريد تو آمبولانس

بابا واني-

نه

واني

واني، بلند شو

بابات اومده چشمات رو باز کن، عزيزم

لطفا چشمات رو باز کن

نه، خواهش مي‌کنم

تو گوش کن، من هم زندگي دارم

ببخشيد بابا، به اندازه کافي گفتم

اما تو هميشه ضدحال ميزني

بابات اومده، پاشو

من خيلي احمق بودم

..فکر مي‌کردم

مامان و بابا هيچوقت زندگي نکردن

هيچوقت به خودم زحمت ندادم که دليلش رو بپرسم

تا بتونم زندگي کنم

نميتونم اين کار رو بکنم ادويت

!بچه‌ام رو نمي‌اندازم

اينبار که خونه رو ترک کنم" "هرگز برنمي‌گردم

تو ميتوني من رو فراموش کني" "منم تو رو فراموش مي‌کنم

اينبار که خونه رو ترک کنم" "هرگز برنمي‌گردم

تو ميتوني من رو فراموش کني" "منم تو رو فراموش مي‌کنم

"اين آخرين خداحافظي من موقع رفتنه"

"حالا به درگاه خدا دعا مي‌کنم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"...اگه به اين قرارها ادامه بديم"

"ميترسم از غم و اندوه من کم نشه"

"ماها غريبه‌ايم، اميدوارم دوست نباشيم"

اميدوارم اوضاع جوري عوض نشه" "که تنهايي نتونم زندگي کنم

"نبودنت براي من خوبه"

"تو آسموني و من زمين"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

حس نمي‌کنيم که فاصله‌ي" " بين‌مون داره رشد مي‌کنه

الان اشک ميريزيم" "ولي خيلي زود مي‌خنديم

"چرا بي‌دليل من عاشق شدم؟"

"اين ديوونگي من بود يا چيز ديگه‌اي؟"

"ديگه نمي‌خوام توي خيابون شما بيام"

"لطفاً توي خاطراتم نمون"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

چهارتا آبجو بده

مارک اچ‌پي‌دي‌تي‌سي چشم-

باشه، بکنش شيش تا، شيش تا آبجو بده باشه آقا-

کارت که مي‌کشي، نه؟ نه آقا-

چي داري ميگي؟

با اين مغازه بزرگ، چطور ممکنه؟

چقدر شد؟ 560روپيه-

هي مِي‌خواره

اين رو بگير

تمومش کن داداش، گفتم که ببخشيد

با ببخشيد گفتن بهم لطف نمي‌کني

شانس آوردي نمي‌شمارم

وگرنه تا آخر عمرت بايد عذرخواهي مي‌کردي

چرا واسه عروسي من نيومدي؟

تو پدر و مادرم رو دعوت کردي

چه نيازي به من داشتي؟

از بچگي اونا رو ديدم و مي‌شناسم فقط يه کارت فرستادم

نمي‌دونستم که يهو ميان

پس چرا براشون جشن تجديد ديدار نگرفتي؟

!چرا به من تيکه ميندازي

يه چيزي رو بگو ببينم

چرا از هر رابطه‌اي فراري هستي؟ چته؟

..احمق، واقعا فکر کردي

که هر رابطه‌اي قراره مثل جدايي پدر و مادرت تو رو شوکه کنه؟

يعني همه‌مون حيله‌گر ايم

تا حالا باهاشون صحبت کردي؟

خاموشن

تازگيا خاموش کردن

بايد بيشتر بهشون زنگ بزني

اگه اون پيرمرد قبل امضاي وصيتنامه بميره

بدبخت ميشي، بدبخت

فراموشش کن

زندگي متأهلي چطوره؟

دارم ديوونه ميشم

هيچي درست پيش نميره

چي شده؟

هيچي، توي دفتر کار دارم ...يه سري قرار جلسه و اينا

گاهي سر وقت نمي‌رسم خونه

اما خانم مُصّر هستن که با هم شام بخوريم

چطور از پسش بر بيام؟ از کارم استعفا بدم؟

اگر نرسم، احساس گناه مي‌کنم

داداش هر ماه تست خون ميدم

چي؟ آره-

اگه فقط يه چيز کوچيک نرمال نباشه

با چرب زبوني من رو ميبنده به رژيم‌ها

ولي مشکلي براي خودش پيش بياد من رو درگيرش نمي‌کنه

انگار باز مامان بالاسرمه

دلم براي روزهايي که خوابگاه بوديم، تنگ شده باور کن

حالا ميداد، آزاد بوديم کسي سوال‌پيچ‌مون نمي‌کرد

حوله رو تخت ولو بود

شورت‌مون هرجايي آويزون بود جوراب‌مون رو هرجا مينداختيم

حرف نداشت

خبري از سوالي‌پيچي شدن، نبود

برگام ريخته که بچه‌دار بشم !چي مي‌خواد بشه

.فکر کنم زندگي يه نسيم گذراست با کارهاي روتين پير ميشم

هيچي درست پيش نميره

خب ولش کن

يه خونه‌ي سه خوابه توي خيابون کارتر خريدم

اون خونه‌م رو ساخته

واقعا دلم تنگ شده، داداش

واقعاً دلم مي‌خواد ميتا رو ببيني

بيا داداش

ببخشيد، ببخشيد، ببخشيد

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

ولم کن

يه سورپرايز برات دارم چي؟-

اين دوست من ادويت‌ـه درموردش باهات حرف زدم

سلام سلام-

ببخشيد

اون عروسي ما نيومد

يادته درباره‌ش باهات حرف زدم؟

..آره.. هميشه

هميشه از بچگي همينطور بود

دوستت دارم پسر

کجا ميري؟

ميرم خونه

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

"ديگه هرگز همديگه رو نبينيم"

سارا ميدوني اون کجاست؟

مطمئن نيستم فکر کنم رفته پيش جسي

باشه من اين رو اينجا ميذارم

هنوزم نميتوني به چيزي جزء من فکر کني

ميدونم که دنياي تو هستم

ولي من نميتونم اين باشم

درسم، دوست پسرم و کارم

يه روز بالاخره مجبورم که برم

بعدش چيکار مي‌کني؟ بگو

ميدوني که دوستت دارم، درسته؟

جسي؟ جسي مي‌خوام سارا رو ببينم

جسي

جسي؟

بيست و چهارم دسامبر ساعت 11:09:26 شب

قربان، مدرکي نداريم

اون قسمت از ورزشگاه برقش قطع شده بوده

نه فيلم ضبط شده‌اي هست نه اثر انگشتي

تمام مدارک از بين رفتن

از مخفي‌گاه جسي هم چيزي دستگيرمون نشد

خب قربان، باقي‌ش تحت کنترله

هيچي براي نوشتن توي برگه‌هاي گزارش نداريم قربان

توي اين حالت دادگاه نهايت مي‌تونه براي 2 روز حکم بازداشت بهمون بده

در کل ما هيچي نداريم قربان

ختم کلام، ادويت تاکور تا فردا صبح آزاد ميشه، درسته

فقط يه شانس داريم، قربان

يالا، بگو

اگر ادويت تاکور اعتراف کنه

نيازي به اعتراف نيست

سه افسر پليس رو کُشته عوضي

بهش شليک کنيد، بذاريد انکاونتر جلوه بده داستان تموم ميشه

چرا براي کُشتنش عجله داري؟

ادويت تاکور تاوان گناهانش رو ميده و اعتراف هم خواهد کرد

من مي‌گيرم چه اعترافي؟-

سال‌هاست دارن برنامه‌ريزي مي‌کنند ...تا اين قتل‌هاي احمقانه رو انجام بدن

ولي نقشه نکشيدن که آخرش بيان و اعتراف کنن

فقط داري وقت تلف مي‌کني

براي چي؟

چي براي چي؟

کريسمسه، نه؟

پس با زن و بچه‌م ميرم جشن

باسي، با من بيا استاديوم فاتوردا

از مسابقه لذت مي‌بريم مشروب مي‌خوريم

و تماشاگرا رو مي‌بينيم خوش ميگذره

من رو بيخيال شو

حداقل يه سنگي بنداز

بهرحال تا چند روز ديگه ميري تحت نظارت حکومت نظامي

داري ازدواج مي‌کني نه جاداو، زن داداش ترسا اونطوري نيست-

نميدوني که. ازدواج کردي؟

سر و کله زدن با دوست دختر ساده‌ست اما زن نه

بهتره بفهمي

..جوووون

جاداو، چيکار مي‌کني؟

داداش، يه چيزي بگو

داداش، تو هم؟

داداش تو‌ متأهلي داداش تو متأهي.. هيس-

!متأهلم، نمُردم که

يکم شيطوني که مشکلي نداره

ويکتور، اين شيطنت‌ها رو کردي يا نه؟

يا فقط تو باشگاه وقتت رو تلف کردي؟

دين ميگه فقط مي‌توني اين کار رو با همسرت انجام بدي

..داداش

هنوز باکره‌اي، ها؟

بگذريم، يه دختري ر‌و‌ مي‌شناسم

صد در صد يه بمب سکسيه

دقيقا

ويلا پلاک 64 جسي؟-

آره

يه شبه ميارتت تو خط

نه ممنون رفقا

اما.. مي‌توني اين کار رو بکني؟ آدرسش رو مي‌خواي؟

مرد واقعي نميده

ما هيچوقت پول نميديم

گوش کن، ويکتور

يه بار ببينش، تا ابد قدردان ما ميشي

يه همتي کن پسر

مرد ميشي، ويکتور

..تو بايد قبل از ازدواج خالصانه تمرين کني تا که

بتوني زنت رو به معناي واقعي راضي کني

اگر ‌نتوني زنت رو خوشحال کني

ميره همه جا جار ميزنه

که ويکتور مرد نيست

که ويکتور مرد نيست

مرسي که اومدي بايد از اين خونه فرار مي‌کردم

اما اونا همه دوست و اقوامت هستن

آره، اما هي با تکرار اين چيزا خسته‌م مي‌کنند

مايکل خيلي خوشگله مايکل خيلي باهوشه

خسته‌کننده‌ست

آره

اما راستش.. از درون حس خوبي دارم

حس مي‌کنم بهترين فرد دنيا قراره همسر من بشه

متاسفم

کار اشتباهي کردم؟

راستش تا حالا چنين کاري نکرده بودم

..هميشه به اين باور داشتم

اين کار رو بعد از ازدواج بکنيم

..ميگن دمده، اما

اين برنامه من بوده

برنامه خوبيه

اما ما قراره يه هفته ديگه ازدواج کنيم

پس بعدش ديگه بهونه‌اي نيست، باشه؟

دوستت دارم مايکل

..تو بايد قبل از ازدواج خالصانه تمرين کني تا که

بتوني زنت رو به معناي واقعي راضي کني

بله باسي

اون دختره که تو باشگاه در موردش مي‌گفتي

آدرسش رو بده

چي شده باسي؟

‌آنتونا، خيابون ليدي‌آف‌اوي، پلاک 64

اسمش جسي‌ـه

جسي

واقعا اميدوارم برات مشکلي نشه

چون فصل تعطيلاته پرواز برگشت گيرم نيومد

و نتونستم ديگه اونجا بمونم ميدونم-

موندن در جايي که خاطراتت توش جا گرفته، آسون نيست

چرا اين کار رو مي‌کني؟

هيچوقت از يه آدم تنها نبايد بپرسي چرا با بقيه همراه ميشه

و گاهي يه بهانه براي زندگي کردن لازمه

خب تو اون بهانه رو بهم دادي

!فرصت انجام کار درست رو

جدي ميگم

گريه نداريم

داري کار درستي مي‌کني

"زبان سوئدي"

تو سوئد اينو ميگن يعني خيلي جنم داري

گوش کن، حالا ديگه تمومش کن امروز بايد جشن بگيريم

منم ميرم يکم شراب براي خودم و يه چيني براي تو بيارم

بيا يه کريسمس عالي داشته باشيم

ببخشيد؟

اين چيه؟

هرکاري که لازمه بکن

منظورت چيه؟

فکر کنم من رو اشتباه گرفتين من اوني نيستم که فکر مي‌کنيد

بازي بسه

اگر پول بيشتر مي‌خواي لب تر کن

ز‌ن‌هاي امثال تو رو خوب مي‌شناسم

حالا لباست رو در بيار و هر کاري لازمه، سريع بکن

پولت رو بردار و برو

..من گم شو-

بلد نيستن به زن‌ها احترام بذارن اونوقت اسم خودشون رو مرد گذاشتن

چي گفتي؟

من مرد نيستم؟

تو بهم ياد ميدي چطور مرد باشم؟

تو مي‌خواي يادم بدي؟

يادم بده پاشو

من رو مرد کن، پاشو

نشونم بده، يه مرد چيکار مي‌کنه؟

يه مرد چيکار مي‌کنه؟

يه مرد چيکار مي‌کنه؟

مرد چيه؟

من رو مرد کن

من رو مرد کن

يالا من رو مرد کن

زودباش من رو مرد کن

من رو مرد کن

مايکل، تو‌ مردي

تو مردي

دوست دارم مايکل

....ولي ازدواج کرديم

ديگه بهانه‌اي بعدش نيست، درسته؟

دوست دارم مايکل

!نه تو مردي.. کي ميدونه

نه، هيچکس نميدونه اگر نتوني زنت رو راضي کني-

ميره به کل دنيا ميگه

...که ويکتور مرد نيست ..آره ويکتور

تو مردي

تو مردي، مايکل

هيچکس نمي‌دونه

..به کسي

به کسي هيچي نميگم

چي نميگي؟

به همه ميگي که مايکل مرد نيست

ادويت

چي بهشون نميگي؟

مايکل نتونست کاري کنه

جسي

جسي، مي‌خوام سارا رو بيينم

جسي، مي‌خوام سارا رو بيينم

جسي، جسي

دارم بهت ميگم

...همه‌ي واحدها

بفرماييد قربان

به آدرسي که ميگم بريد ‌آنتونا، خيابون ليدي‌آف‌اوي، پلاک 64

هي جادهاو شنيدي؟ ويلا پلاک 64

بله قربان

چي شده؟

اينجا چه اتفاقي افتاده؟

نمي‌دونم قربان اين آقا بزور وارد شده

من اينجا نبودم بيرون وايساده بودم

مي‌شناسيش؟ نه قربان-

اهل کجايي؟

از خارج اومده، من اهل بمبئي هستم توريست هستيم

صحيح.. توريست

داداش

يه مشکلي پيش اومده

شما بايد باهام بياين کلانتري

تا اظهاراتتون ثبت بشه

بريم

من ترسيده بودم سارا

هميشه درد شکسته شدن روابط رو تحمل کردم

واسه همين هميشه ازش دوري مي‌کنم

..فکر مي‌کردم

بهتره به خاطر اينکه دردي نباشه رابطه‌اي هم نسازيم

متاسفم سارا

ديگه ولت نمي‌کنم

خيلي متاسفم

ديگه هيچوقت ما رو ترک نکن

بيا بيرون، يالا

گفتم بيا بيرون

مي‌خواي زرنگ‌بازي در بياري؟ ادويت-

چي شده قربان؟ زرنگ بازي در مياري؟-

شکايت مي‌خواي؟

يه درسي بهت بدم ادويت-

کجا مي‌بريش، ادويت؟ ديگه خبري از شکايت نيست-

ادويت

شکايتي در کار نيست ولش کن

توريست‌هاي لعنتي، پا شيد ادويت-

مي‌خواي شکايت پر کني؟

بهش شليک کنم؟ چي ديدي؟-

چي ديدي؟ سارا-

!حالا ببينم چطور مي‌خواي شکايت کني

کسي رو نديدي شکايت‌نامه تنظيم کنيد-

تو کسي رو اينجا نديدي

وايسا

کمکم کنيد

بلند شو سارا-

برو عقب گفتم عقب وايسا

سارا

باسي، نيازي نبود بياي اينجا چرا اومدي؟

چي گفت؟ هيچي، ترسيده-

باسي، اشتباه گرفتي

اون جسي نيست

باسي، يه سري مدرک تو ماشينه

جاداو، سريع برو بيارش

اظهارات يه معتاد مهم نيست

يه دُز کوچيک بهش مي‌زنيم

بعدش کسي حرف اونا رو باور نمي‌کنه

نه پليس، رسانه و نه دادگاه هيچکس

باسي، اين دزش بالاست

مراقب باش

لجن، تو باعث اين گندکاري شدي

تکون نخور

ويکتور، بگيرش

سارا

ويکتور، بزنش

نه، خواهش مي‌کنم

نه، لطفا

من حامله‌ام لطفاً اين کار رو نکن

"...مي‌خوام هر لحظه رو"

"کنار تو بگذرونم"

"...مي‌خوام تو رو با وفاداري خودم"

"مزين کنم"

باسي کمتر، دُزش بالاست ميميره

"...دلم مي‌خواد بهت بگم"

"چقدر دوستت دارم"

"...هر نفس من"

سارا

"متعلق به توئه"

تحويل مبارک

اهالي روستان دارن از جشن کريسمس برمي‌گردن

وقتي برسن اينجا چه کنيم؟

مي‌دونيد چطور صحنه جرم رو پاک کنيد، نه؟

نه؟

سارا

"حالا که پاهام خسته شده"

"بيا بريم خونه همدمم"

"تا زماني که زنده باشيم از هم جا نميشيم"

"بيا بريم خونه همدمم"

"عشق و علاقه ما به زندگي کم نميشه"

"بيا بريم خونه همدمم"

"...تو متعلق به مني"

سارا

"و من متعلق تو"

"بيا بريم خونه همدمم"

دادگاه ادويت تاکور رو طبق ... ماده 47قانون ان‌دي‌پي‌اس

...براي خريد و فروش غيرقانوني مواد مخدر

به 5 سال حبس محکوم مي‌کنه

"کاش هر اتاقي عطر تو رو داشته باشه"

"..از در و ديوار نه"

"تو براي پناهگاه من بودن کفايت مي‌کني"

"...مي‌خوام که توي"

"اين دنياي عاشقانه با تو زندگي کنم"

"که فقط من و تو داخلش زندگي کنيم"

"بيا بريم خونه، همدمم"

"من متعلق به توام و تو متعلق به من"

"بيا بريم خونه، همدمم"

من واسه کل دنيا افسر پليسم

از جنايتکارا اعتراف مي‌گيرم

ولس کسي نتونسته از من اعتراف بگيره

گوش کن

بابام دائم‌الخمر بود هر روز مادرم رو کتک ميزد

و من بايد آتش خشم اونا رو تحمل مي‌کردم

بابام همه‌ي خشم‌ـش رو روي سر مادرم خالي مي‌کرد

من رو نفرين مي‌کرد

ميزدم

به مردها مي‌گفت عوضي مي‌گفت همه‌شون عين هم هستن

جوري من رو ترسوند که ديگه مرد نبودم

ترس ميتونه فراتر از تصور هم بره

،ميتونه روي قلب يکي و عقل يکي ديگه تأثير بذاره

حتي بين دو تا پاهات

..ترسناک بود، پر از هراس

اگه کسي مي‌فهميد چي؟

مردم مسخره‌ام مي‌کردن بهم مي‌خنديدن

بعدش يه صدايي درونم گفت

مايکل، کافيه

ديگه نترس

حالا هموني باش که نمي‌تونستي باشي

مرد باش

تمرينات پليس رو تموم کردم و افسر شدم

کي به مردونگي يه افسر شک مي‌کنه؟

ازدواج هم کردم

با يه دختر کاتوليک ساده

و فکر مي‌کرد مشکل از اونه

طبيعيه

ميليون‌ها زن تو کشور فکر مي‌کنند مشکل از اوناست

اما من يه اشتباه کوچيک‌ کردم

سارا فهميد

با يکبار ديدنم واقعيت رو فهميد

اگه به تمام مردم دنيا مي‌گفت چي؟

اين وجهه من رو خراب مي‌کرد

پس بايد مي‌کُشتمش

مجبور بودم

اجباراً

امروز يکي ديگه رو هم کُشتم

ميدوني

نمي‌دونم سکس چيه و چه حالي داره

اما الان حسش ر‌و ميدونم

نفس‌هاي گرمش رو روي دستام حس کردم

ترس رو توي چشم‌هاش ديدم لرزش بدنش رو حس کردم

لباش مي‌لرزيد

فقط من و اون بوديم

بدون هيچکس ديگه‌اي

.در اون لحظه من مرد بودم اون برام سکس حساب مي‌شد

اين پرونده چهارتا شاهد داشت

تو سه تاشون رو کُشتي

چهارمي خودتي

آگاشه براي کُشتنت لحظه شماري مي‌کنه

اعترافات رو امضا کن و برو زندان

حداقل زنده مي‌موني

..ميدوني

من، تو، آگاشه.. همه شبيه به همديگه هستيم

همه قاتل‌ايم

فقط يه فرق بين‌مون هست

شما از کُشتن کسي لذت نمي‌بريد

دلتون آروم نمي‌گيره

..اما من

کشتن آرومم مي‌کنه راضي ميشم

مرسي که اونا رو با من تقسيم کردي

!سارا و جسي رو

ولي سارا هميشه برام خاصه

باعث شد مرد بشم

!اون اولين نفري بود که ترتيبش رو دادم

اين چيزيه که مي‌خواستم

جلو نيا

مي‌زنمت

جلو نيا

بنشونش، بشين

حق با تو بود، آگاشه

سيستم مجازاتش نمي‌کنه !تو مي‌کني

اگر کمک ديگه‌اي لازم داشتي بهم بگو

تمام نيروها رو بفرست خونه

کجا مي‌خواي ببريش؟

هر کاري که بايد انجام بشه رو من انجام ميدم

مايکل باشي بهتره

يه آگاشه ديگه نشو

...و درباره‌ي ادويت تاکور

چنان مرگ دردناکي براش درست مي‌کنم

که از زنگ زدن به آگاشه پشيمون بشه

برو خونه

اين دوري از زنت رو تموم کن

برو مايکل، برو

آقاي آگاشه بله-

تحويل مبارک

تحويل مبارک

تحويل مبارک

تحويل مبارک

هي خوشتيپ، وقتت سر رسيده

سوار شو

بيست و چهارم دسامبر ساعت 11:29:07 شب

بريم

وقت خونه رفتنه

از کريسمس لذت ببر

بريم کيت چشم قربان-

بريم چشم قربان-

سالهاست که مامان رفته بريم-

ولي شما به جزء من به هيچي ديگه فکر نمي‌کنيد

بالاخره يه روزي بايد برم ديگه

درسم، دوست پسرم، کارم

هي، تکون بخور

فکر کردي کجا مي‌خواي بري؟ تفنگت رو بنداز-

..بهش بگو که

آقا لطفاً شليک نکنيد

قربان، همه رفتن اون هم توي ماشينه

بورکار، چند وقته که گوآ ساکني؟

زادگاهمه

تحويل مبارک چيه؟

يه جور تبريکه قربان،معادل همون کريسمس مبارکه

فقط افرادي که کاتوليک هستن به کار ميبرن، تعداد کمي پرتغالي

..مثل مايکل رودريگرز-

درسته، قربان

اينا کليد خونه‌ست، مايکل

من طلاق مي‌خوام

...توي زندگيم يکي هست چارلز-

مي‌دونم

شش ماهه که باهاش در تماسي

بيش از سه هزار پيام

و يه سري چيز ناجور توي واتس‌آپ

شش ماه پشت سرم با اون بودي

و الان داري بهم ميگي که داري ترکم مي‌کني

بين شما چيزي هم شد؟

خار بودم، نه؟

داره مياد که ببرت؟

چرا هي ميگي تحويل مبارک؟

!چه عجب

سوال درستي بود

بهتره عجله کني اگر حرفي داري سريع بگو

اگر شروع به خوندن کنم فرصتي برات نمي‌مونه

خيلي چيزها براي گفتن هست، قربان

اما شما قادر به گوش دادن بهش نيستيد

مايکل

هي چارلز، بطري رو بذار زمين آروم باش

ببين.. همه چيز رو حل کرديم

اون زوج مناسبتي برات نميشه

مايکل

درسته؟

...مايکل، اين چيه؟

مايکل

زده به سرت، چارلز؟

ديوونه شدي؟

اون عاشق منه

بهش دست نزن مايکل-

بهش دست نزن ..دست نزن

چيکار کردي؟ مايکل-

اگر فکر‌ کردي که بعد از کُشتنش جون سالم به در مي‌بري

نجات پيدا نمي‌کني

مايکل يادت باشه، ازت نمي‌گذرم-

مايکل

اين چيزيه که بايد به پليس بگم

بيا پايين

تکون بخور

پنج سال پيش تو همينجا دستگير شدي

اينجا داستان تو‌ شروع شد و امروز همينجا تموم ميشه

،فقط تويي که بعد از دست دادن عزيزت مي‌توني بقيه رو بکُشي؟

من نمي‌تونم؟

در مورد کدوم عزيز صحبت مي‌کني؟

اون دختر؟

همون که باهات بود؟

خانواده

..اينجا جاييه که

اون چهار نفر خانواده‌ام رو ازم گرفتن

کدوم چهار نفر؟

ويکتور

سالگاوکار

جاداو

و چهارمي؟

مايکل رودريگرز

بايد به بقيه يه چيزي بگيم، نه؟

به خانواده‌ت چي بگم؟

مايکل

بهم خيانت مي‌کرد، خاله

..مايکل خواهش مي‌کنم

به کسي نميگم مي‌خواست من رو ول کنه-

از راه به در شد

از راه به در شد

اما به اشتباهش پي برد

اما چارلز نمي‌تونست تحمل کنه

نتونست تحمل کنه

کُشتش

کِشتش

چطور جرأت مي‌کني بزنيش؟

بورکار، صبر کن

قربان صبر کن-

چرا قبل از هر قتل به من زنگ مي‌زدي؟ چرا من؟

چون نمي‌خوام فرار کنم

عدالت مي‌خوام

و سيستم نه، بلکه کسي مي‌تونه ..به من عدالت بده

که درد از دست دادن !يه شخص نزديک رو درک مي‌کنه

قربان، روستاييان دارن ميان زودتر يه کاري بکنيد

اگر مايکل هم تو‌ پرونده تو دست داره

پس چرا قبل از کُشتنش، تسليم شدي؟

..چون

اگر نمي‌اومدم کلانتري

هرگز نمي‌تونستم انتقامم رو کامل بگيرم

و مايکل نميرفت خونه

ببين، آقاي آگاشه

وقتي خانواده رو در اولويت قرار دادم انگار درهم شکستم

مايکل خواهش مي‌کنم

اون زنم رو کُشت

مايکل نميتوني اين کار رو بکني مايکل

مي‌خواست من رو هم بکُشه پس مجبور شدم بکُشمش

مايکل خواهش مي‌کنم خواهش مي‌کنم

دوستت دارم

قربان، چرا وقت رو تلف مي‌کنيد؟ بزنيدش

کي مي‌خواد مايکل رو بکُشه وقتي تو اينجايي؟

"...امشب"

"منتظر رسيدن يکي هستم"

دوستت دارم مايکل-

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

"چرا بايد به يکي ديگه گوش بدم"

"در حالي که دارم دعا مي‌کنم"

"...چرا قلبت پر شده"

"از درد و غم؟"

"تو کي هستي؟"

"يکم فکر کن"

"با خودت نبرد کن"

"يکي يکي همه رو تسخير کن"

"دنياي کوچيک خودت رو بساز"

"مست و ملنگ شو"

"بگو، هو"

"بگو، هو"

"بگو، هو"

"الله، هو"

:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org

"بگو، هو"

"الله، هو"

"الله، هو"

"الله، هو"

"الله، هو"

تحويل مبارک

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و بينگ‌سانا

الو

دروغ ميگي داري دروغ ميگي

دروغ ميگي

يکي آقاي مايکل رو تو خونه‌ش کُشته

قاتل يکي ديگه‌ست، قربان

شب الان تموم شد، قربان

بيست و چهارم دسامبر ساعت 11:59:57 شب

بيست و پنجم دسامبر

پاتيل، قبل از اين که رسانه‌ها برسن جنازه رو ببر تو آمبولانس

يکي با هودي قرمز بود

نتونستم چهره‌ش رو ببينم

قبل از اينکه بفهمم کيه بيهوش شدم

هيچي نديدم

چي تو پرونده بنويسيم، قربان؟

بدون مدرک، بدون شاهد و بدون اظهارات

پرونده مختومه‌ست

"کنار پنجره ايستادي"

"منتظر رسيدن مني"

"چشمام آرزو مي‌کنه"

"هر روز اين منظره رو ببينن"

"...حالا فقط مي‌خوام"

"در آغوشت بخوابم"

"شب‌هاي زيادي برامون مونده"

"بيا بريم خونه، همدمم"

"تا زماني که زنده باشيم از هم جا نميشيم"

"بيا بريم خونه همدمم"

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

«فيلم ادامه دارد»

"...امشب"

"منتظر اومدن يکي ام"

"فقط يکمي منتظرم"

"بذاريد بيايد، دلم بي‌قراره"

"ميتوني اون رو توي عشق غرق کني"

"...شوبو" اين رو نميفهمم آقا

چطور به انگليسي ميشه گفت‌ـش؟

يه دقيقه، تلفن رو بهشون ميدم

لطفا بذاريد برم

لطفا بذاريد برم

نه، من مواد نمي‌فروختم

قربان، من رو ببخشيد

بذاريد برم

الو

مي‌خوام يه قتل رو گزارش بدم، قربان

هنوز اتفاق نيوفتاده قراره مرتکب بشم

"ملنگ، ملنگ، ملنگ"

"ملنگ، ملنگ، ملنگ"

"ملنگ، ملنگ، ملنگ"

"...کافر در اين سفر"

"...کافر در اين سفر"

"به راه افتاده"

با رنگ خويش بدون ريسمان" "و مقصدي به راه افتاده

"...من شدم"

"...من شدم"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

"مثل يه زاهد"

"وجودم سرگردان‌ـه"

"مثل يه زاهد"

"وجودم سرگردان‌ـه"

"اين آوارگي من رو به کجا ميبره؟"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

"يه چيز شده، يه دعا"

"اين نداي خاموشيه"

اقيانوس خشک شده و من" "سوختم

"يه سري حرف گفته نشده"

"مثل دونه‌هاي شن پخش شدن"

"روي زمين داغ"

"اين زخم‌هاي روي ماه"

"فقط با تو خوب ميشه"

"...من شدم"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"

"من ملنگ شدم"

First Edited - Farsi Version 15.05.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.