Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یکشنبه ساعت 7:02 عصر
57 ساعت پس از شروع سرقت
از داروخونه دزدی شده
لیست فروش رو بُردن. نمیدونم چطوری یه همچین اتفاقی افتاد
!آخه فقط من و تو ازش با خبر بودیم
دیدی بعضی وقتا ناخودآگاه به یه چیزایی میرسی
که هیچموقع نمیخواستی برسی؟
عذابآوره، نه؟
با کسی داری صحبت میکنی که باهاش یه :سابقۀ طولانی همکاری داشتی و به خودت میگی
!عجب آدم حرومزادهایـهها
دارم میام اونجا
"!یا شایدم بگی: "عجب هرزهایـه
،مُدام میخوای خودتُ بزنی به اون راه ولی تَهِ دلت میدونی که بین تو و همکارت
.یه کدومـتون خائن هستین !حالت دیگهای هم نداره
!آنجل" هم که میدونست خودش خائن نبوده"
راکل" دنبال این بود که یه جوری" یه توجیهی برای این قضیه پیدا کنه
ولی وقتی نتونی خودتو به همین راحتیها توجیه کنی
بالاخره یه نفر پیدا میشه که این کارو برات انجام بده
من نگاهم به قضایا یه کمی قدیمیـه و هنوزم معتقدم آدما یا خوبن یا بَدَن
و از این بابت کاملاً مطمئنم که تو آدم درستی هستی
حالا به نظرت میتونی با اطمینان بگی که کاراگاه هم آدم خوبیـه یا نه؟
چون به شخصه نمیتونم همچین حرفی بزنم
آنجل" فکر میکرد که دیگه محالـه اتفاقی" بدتر از این بیفته
ولی محال نبود
حتماً میتونست اتفاق بدتری هم بیفته
،وقتی دیگه به آخر خط میرسی
قبل از اینکه از روی لبۀ پرتگاه بیفتی، هنوز چیزای دیگهای هم واسه از دست دادن داری
!خاک
چی شده؟
چی شده، "مسکو"؟
!رسیدیم
!رسیدیم، رفیق
،اون غروب یکشنبه هنوز هوا کاملاً تاریک نشده بود که حالـمون حسابی از این رو به اون رو شد
بالاخره به خاک رسیده بودیم
نایروبی" هم دستگاههای چاپ اسکناس رو" تنظیم کرده بود که با حداکثر ظرفیتـشون کار کنن
بیشتر از 400 میلیون یورو تا اون موقع چاپ کرده بودیم
درهای ورودی رو هم با مواد منفجره مهر و موم کرده بودیم
طوری که احساس میکردیم توی یه پناهگاهـیم
حسابی خوشحال شده بودیم
کی دیگه میره سراغ صدای امواج دریا؟ این نَوایِ شاهکار رو بچسبین
قلب دنیا داره همینجا میتپه
400 میلیون یورو
چون ما داریم به تپش در میاریمـش
چون دنیا به خاطر همین در حال حرکتـه
چه خبر شده اینجا دارین جشن میگیرین؟ چی شده؟
شماها چه مرگـتون شده؟
!هــوراااا
بدون شک، اون لحظات، شادترین دقایقی بودن که داشتیم اونجا سپری میکردیم
بعدشم آروم شدیم
♪ اگه باهات بمونم ♪
♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪
♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪
♪ ولی بعداً بِبَرم ♪
♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪
♪ راهمو گُم کردم ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪
♪ وقتمو هدر دادم ♪
♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪
خانۀ اسکناس
تـرجـمـه و زیـرنـویـس Samya
تکون نخور
میخوای سَرِت رو شونه کنی؟
ممنون
میدونی توی کشورمون به دو تا مردی که میخوان با هم عشقبازی کنن، چی میگیم؟
"میگیم "تویِ همدیگه رو شونه میکنن
ببخشید
با این همه دارویی که مصرف کردم دل درد گرفتم
میتونم از توالت استفاده کنم؟ - حتماً رفیق -
ممنون
"کَوینتو"
کَوینتو"، "آرتورو" هستم، صدامو میشنوی؟"
"کَوینتو"
"آقای "آرتورو
پس شماها زندهاین
دیگه داشت باورم میشد که کُشتنـتون
واسه همین نمیتونستم پلک روی هم بذارم
،ما توی زیرزمین کنار شوفاژخونهایم مثه سگها بسته شدیم
ما رو با 4 تا از پلیسها بستن
فقط وقتی میخوایم از دستشویی استفاده کنیم، میایم بالا
"گوش کن، "کَوینتو
من یه قیچی دارم و میتونم چیزای دیگهای هم پیدا کنم
.پیچگوشتی، اره دستی، چهمیدونم میتونم 2 ساعته به دستت برسونمـشون
ساعت داری؟ - بله، دارم -
یه بهونه بتراش
،سعی کن تا 2 ساعت دیگه یه جوری بیارنت این بالا دوباره
یادت باشه، توالت دومی از سمت چپ
همونجا میذارمش
خب ما با پیچگوشتی و ارّهدستی چه کار کنیم؟
،اینا مواد منفجره دارن ام16 و از این چیزا دارن
جونِ 67 نفر آدم دستته
باور کن راحت جواب میده و تا چند ساعت دیگه این کابوسـم تموم میشه
خیلی خب
راه بیفت، تکون بخور
بله، بله، دارم میام
یادت باشه تا دو ساعت دیگه اینجا باش
عکسایی که گروگانگیرها فرستادن
مواد منفجرهای رو نشون میده که به سلول خورشیدی متصل شدن
،روی همۀ درهای ورودی نصب شدن
حتی توی کانالهای زیرزمینی تهویه هم نصب شدن
از چه نوع مواد منفجرهای دارن استفاده میکنن؟ - گروه خنثیسازی بمب فکر میکنن سی-4 باشه -
،ولی یه مقداری بیشتر نارنجی رنگ هستن
واسه همین تصاویر رو فرستادیم برای واحد آزمایشگاهی تا نظریهـمون رو تأیید کنن
برای کی توی واحد آزمایشگاهی فرستادین؟ - واسه "آلبرتو" فرستادیمـشون -
یعنی هیچ بازرس دیگهای توی واحد آزمایشگاهی نداشتیم
که همون کارِ شوهر سابق منو انجام بده؟
،واسه این برای "آلبرتو" فرستادیم چون تویِ کارِش حرف نداره
دستور مستقیم از سمت سرپرست "سانچز" بوده
عجب
حالا واحد آزمایشگاهی نظرشون چیه؟ - فکر میکنن پی-4 باشه -
،خیلی به سی-4 شبیهه، ولی اصالتش بریتانیاییـه و نحوۀ اتصالش هم هیچ عیب و ایرادی نداره
دارن کارو واسهـمون سخت میکنن، نه؟
"!الیسون"
فکر کنم وقتش باشه یه صحبت دوستانه با "الیسون پارکر" داشته باشم
تکرارگر فعال شد
سرهنگ
یه تماس ورودی از طرف یه تلفن همراه از داخل ساختمون داریم
ضبطش کن
تماس از سمتِ "جون لی"، یکی از گروگانهاست
انیبال کورتِس" هستم"
چی میخوای؟
"که بهت کمک کنم، "انیبال
واسه اینکه بتونم بهت کمک کنم، تو هم باید به ما کمک کنی که وارد ضرابخونه بشیم
تا بتونیم بدون کوچکترین خشونت یا عملیات تهاجمیای، گروگانها رو خارج کنیم
خب روی همۀ درهای ورودی، مواد منفجره نصب شده
آره، مشکلی واسه وارد شدن ...به ساختمون نداریم، ولی
به یکی نیاز داریم که کمکـمون کنه
یکی که بتونه هر لحظه بهمون بگه سارقها کجا هستن
متوجهم، ولی واسه چی باید همدستهامو به تو لو بدم؟
سعی میکنن وسوسهـتون کنن و یه آیندۀ بهترو بهتون پیشنهاد بدن
اینکه از حکم حبسـتون کم کنن، بهتون میگن تا یکی دو سال دیگه از زندان میاین بیرون
،اگه بهمون کمک کنی ،میتونیم برات عفو مشروط بگیریم
میتونیم مدت حکم حبسِـت رو برسونیم به 2 سال
تا بیای 22 ساله بشی، یه آیندۀ جدید پیشِ روت قرار گرفته. بهش فکر کن
"شعارشون اینه، "تفرقه بنداز و غلبه کن [اشاره به مَثَلِ معروفی که به پدر اسکندر مقدونی نسبت داده شده و بعد از اون تبدیل شده به استراتژی ژولیوس سزار]
این استراتژی واسه یه شهر کوچیک توی ایتالیا جواب داد تا بتونن کل دنیا رو بگیرن
بعدها برای "ناپلئون" هم جواب داد [منظور ناپلئون بناپارتـه]
و حالا هم این راهکار داره واسه پلیس جواب میده
از جزئیترین راه ارتباطی استفاده میکنن
تا بتونن شما رو اِغوا کنن
،بعد از 48 ساعت که وارد ساختمون شدین کم کم متوجه فشاری که روتون هست میشید
اضطراب، منفیبافی
و همون موقع، وقتیـه که اونا سعی میکنن ضعیفترینـتون رو پیدا کنن
در ما ضعفی وجود نداره
ضعف واقعی درون کساییـه که اون بیرونن
عزیزم، هنوز دیر نشده
،زمانی که اونا باهاتون تماس میگیرن
شما حداقل بین 6 تا 8 جرم مرتکب شدین
هیچ قاضیای نمیتونه حکمی مبنی بر آزادیـتون بهتون بده، هیچکس
،به محض اینکه وارد اون ساختمون بشید تنها کسی که میتونه آزادیـتون رو تضمین کنه
فقط من هستم
انیبال"، خوب بهم گوش بده"
قاضی برات حکمی میبُره که بتونی بعد از یه مدتِ خیلی کوتاهی کاملاً آزاد بشی
خیلی خب، بیاید با همدیگه حساب و کتاب کنیم، بازرس
:بذار ببینم، سرقت مسلحانه
بین 2 سال تا 5 سال حکم داره
گروگانگیری و تعیین شرط
:به منظور آزادیِ 4 پلیس اسکورت 40 سال حکم داره
،هک کردن سیستم هشداری، جرم رایانهای
داریم در مورد یه حکمی حرف میزنیم که میتونه بین 6 ماه تا 2 سال طول بکشه
اختلال در نظم عمومی :به منظور ورود غیرقانونی به ضرابخونه
بین یک تا شش سال حبس داره
تازه با گروگانهایی که میگیریم قضیه بدتر از اینم میشه
67 نفر رو گروگان میگیریم
مطابق قانون برای هر گروگانگیری بین 6 تا 10 سال حبس منظور میشه
بعدشم، به خاطر همون روز اول که صاف :به سمتِ پلیسها تیراندازی کردیم
بین 6 تا 8 سال به خاطر شلیک به هر پلیسی برام حبس میبُرَن
،که البته زخمی هم شدن که جرمـش برابر مجروح کردنـه
و در نتیجه اَشَدِّ مجازات رو در پی داره
که به ازای هر پلیس مجروحشدهای 8 سال به مدتِ حبس اضافه میشه
اگه قاضی سختگیر باشه، حرف از
723 سال حکمِ حبس زده میشه
کمترین حکمی که قاضی با توجه به قانون
بتونه براتون در نظر بگیره، که بخواد ،حقوق کیفری رو هم خیلی ساده در نظر بگیره
میشه 173 سال حکم حبس
نذارید گولـتون بزنن
مجموعه حقوق کیفری، به نوعی قوانین بازیِ هر کشوری تلقی میشن
هیچکس نمیتونه این قوانین !رو زیر پا بذاره، هیچکس
البته یه چیزی هست که میتونم به عنوان یه معامله قبول کنم
عفو ریاست جمهوری
بهش بگو باشه
یعنی از من میخوای که از رئیسجمهور درخواست کنم که بهت عفو ریاست جمهوری بده؟
نخیر، ازت میخوام که از رئیسجمهور درخواست کنی بیاد پشت تلویزیون
،و جلوی کل مردم اسپانیا بگه که اگه حتی یک نفر از گروگانگیرها
،تصمیم بگیره که به این بحران تمومی بده امکان ارائۀ عفو به ازای
همکاریـشون در نظر گرفته میشه
اول رئیس جمهور میاد توی گزارش خبری این حرفو میزنه
داره بلوف میزنه - بعدش، اینکه براتون خبرچینی -
کنم رو در نظر میگیرم - خیلی خب، انجامش میدیم -
،ولی واسه اینکه یه همچین کاری کنیم تو هم باید حسن نیتت رو به ما نشون بدی
اسم پروفسور رو بهمون بگو
و بهمون بگو چند تا سارق داخل ساختمونن؟
فکر کنم باید کاری که میگه رو انجام بدیم
،"یالا دیگه "انیبال یه اسم و یه عدد به من بده
اینطوری منم بهت قول میدم که بتونی دوباره یه آیندهای واسه خودت داشته باشی
باشه
یه اسم و یه عدد
یه قلم و کاغذ بردار
!تخمهام 33
!کُرّهخَرو ببینا
لعنتی
توجه، تموم ارتباطاتمون با ضرابخونه قطع شدن
چه غلطی کردی؟
!میخواستیم وقت بخریما چرا ریدی به همه چی؟
باورشون نشد میخوام همکاری کنم، میفهمی؟
شنیدم لعنتیا داشتن با همدیگه پچ پچ میکردن
عجبا، فکر کردی کی هستی تو آخه؟
تو قرار شد فقط کاری که بهت گفته شده رو انجام بدی، نه اینکه سَرِ خود تصمیم بگیری
یا برنامه رو به هم بریزی
قضیه پچ پچ کردن چی بوده دیگه؟
شنیده داشتن با هم حرف میزدن و اگه داره میگه که حرفش رو باور نکردن، یعنی باور نکردن دیگه
الان چند روزه داریم سر به سر اون بازرس عوضی میذاریم
واسه همین تقصیر "ریو" که نیس، خب؟ شیرفهم شد؟
راس میگه
،نه میخواست با رئیسجمهور تماس بگیره !نه با تلویزیون، و نه حتی با ننهـش
.برو بابا تو هم با این بهونههات جفتـتون احمقـین بابا
علیرغم اینکه خیلی سعی کرد نشون نده
ریو" تمام اون لحظات، خودشم میدونست" که میخواد معامله رو قبول کنه
زمان رو نگه داره و از اونجا یه طوری خارج بشه که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
دوس داشتی معاملهای که پلیس پیشنهاد کرده بود رو قبول کنی؟
میدونی که عاقبت هیچکدوم از این قضایا خیر نیست، نه؟
میدونی حکم حبس ابد و یک روز یعنی چی؟
حکمیـه که قراره برام بِبُرَن
من یه محافظ امنیتی رو کُشتم
،بعد از چند ماه هم وارد اینجا شدم
بعدشم به یه پلیس شلیک کردم
چقدرم نسبت به جرایمـت متواضعی
به نظرت قاضی ندامتـم رو باور میکنه؟
نه
من به پروفسور اعتماد دارم
تموم و کمال پُشتِشَم
جواب منو ندادی
دوس داشتی معامله رو قبول کنی؟
...خب، واقعاً
وقتی از اینجا خارج بشیم، چه اتفاقی واسۀ ما دو تا میاُفته؟
یعنی با همدیگه میمونیم؟
یا همهـش میخوای یه جوری پلاکی که بهت دادمو بهم برگردونی؟
تو داری در مورد خیانت کردن به دوستات صحبت میکنی
دوستام؟ دوستایی که اسم شهر روشونه؟
..."توکیو"، "برلین"، "مسکو"، دِنور"
دوستای من که اسم شهر روشونه خیلی هم آدمای خفنی هستن
بذار منم یه چیزی بهت بگم
،اگه تصمیم گرفتی معامله رو قبول کنی بهتره خودتو یه جایی مخفی کنی
چون اگه ببینمت، صاف یه گلوله تو کَلهـت خالی میکنم
همین الان داشتم با یکی از نگهبانای امنیتی صحبت میکردم
.توی دستشویی دیدمش گفت که همهـشون رو بستن
.11 تا نگهبان امنیتی و 4 تا پلیس هستن جز اینا هیچ شانس دیگهای واسه زنده موندن نداریم
گرسنهـم نیس، ممنون
مطمئنی؟ - آره، ممنونم -
تنها شانس ما هستن؟ وقتی بسته شدن چطوری تنها شانسـمونن؟
هر جور شده باید بهشون کمک کنیم
باید یه سری وسیله هم جور کنیم که برسونیم به دستشون
چه وسیلهای آخه میخوای بدزدی؟
مته، چکش، پیچ و پیچگوشتی، هرچی
تو هم همون چیزی که من دیدمو دیدی !اون پایین عملاً یه انبار مهمات دارن
باید یه سری وسیله گیر بیاریم و توی دستشویی جاسازی کنیم
ببین "پابلو"، خودم به تنهایی از پسِ همچین کاری برنمیام
میفهمی؟ به کمکـت احتیاج دارم
"وقتی این گوریل "اسلاوی میخواد منو اسکورتم کنه که راه برم
ازت میخوام که حواسشو پرت کنی - من؟ -
،آره، به زخمم رسیدگی میکنه چشمشو از روم بر نمیداره
بهم کمک میکنه راه برم
تو هم همون موقع حواسشو پرت کن
منم ابزار و هر چیزی که نیاز داشته باشیم رو میدزدم
وقت تمومه
آرتورو"، استراحت کن"
حواست به زخمـت باشه
بعداً میام دنبالت
،یالا، اونایی که باید برن تونل اینجا وایسن
اونایی که باید برن چاپخونه هم اینجا وایسن - در مورد نقشهـمون با هیشکی حرف نزن -
.فقط واسه خودمونه ،هر چی کمتر باشیم
شانس موفقیتـمون بیشتر میشه وقتی رفتیم بیرون به بقیه کمک میکنیم
آرتورو"، تا یه دقیقه دیگه برمیگردم"
بیا تو
بگیر بشین
"مرسدس"
سلام
صدات کردم بیای اینجا که ببینیم چه تصمیمی باید در مورد این شاگردت بگیریم
خانم فرار کرد و ما هم توی یه گاوصندوق در حالی که مخفی شده بود، پیداش کردیم
به نظرت واسه چی انقدر سرکشـه؟
نکنه شاید به خاطر باکره بودنشـه که انقدر سرکشـه؟
چرا در مورد باکره بودنـش چرت و پرت میگی؟ - "نایروبی" -
یه همچین مسألهای توی گونههای خیلی زیادی رخ میده
،باکرهها سرکش هستن چون هنوز خام هستن
البته اینو با تموم احترامی که براتون قائلم میگم
،دقیقاً همون اتفاقیـه که واسه اسبهای ماده میاُفته تا وقتی خام باشن و رام نشده باشن
،تا وقتی سوارشون نشده باشی
،میتونن رَم کنن و فرار کنن، جفتک بپرونن حسابی غیر قابل پیشبینی میشن دیگه
،احتمالاً این قضیه به گوشـتون خورده دیگه مگه نه خانم؟
مرسدس"، چند سالهـت بود که" باکرگیـت رو از دست دادی؟
"مرسدس"
،موردی نیس، میتونی بگی خواهش میکنم، اینجا پیشِ
دوستامون هستیم
خانم
...خب، اِ
من، میدونید، اهل یه شهر خیلی کوچیکی توی "سُریا" هستم [استانی در اسپانیا]
وقتی 24 سالهـم بود باکرگیـم رو از دست دادم
خوبه
و قبل از اون، متوجه اون سرکشیِ باکرگیـت نشده بودی؟
راستشو بخواید نمیدونم
در موردش فکر کن خب - شاید -
راستش، قبل از اینکه باکرگیـمو از دست بدم
سه بار از خونهـمون فرار کردم و توی یه جشنی توی "مدیناسلی" شرکت کردم
...نمیدونم که این مسأله - خودشـه -
دقیقاً همونی که گفتی
بفرمایید
وولوتو" با شکر"
ممنونم
"جشن "مدیناسلی
الیسون"، تو چی؟"
باکرهای؟
آره
خب که چی؟
فکر کردی ازت میترسم با این سخنرانیهای مسخرهای که میکنی
هیچکاری با من نمیتونی بکنی، میدونی چرا؟
چون من که فقط یه گروگان نیستم من عملاً اماننامهـتونم
همینه
سرکشیِ باکرهها
بدون تردید، همینه
آریادنا"، عزیزم، لطف میکنی اون پوشۀ" کوچیک قرمز رنگ رو بهم بدی؟
ممنون میشم - روی چشم -
بذار ببینیم اینجا چی داریم
،عمه "بکی" جون توی یه دهکدۀ کوچیک توی "مالی" داوطلب شده [کشوری در غرب آفریقا]
اینجا تصویری از دخترعمو "اِلسی" میبینیم
که بهتر از شما نباشه، خیلی خوشگله توی "کینگز کالج لندن" هم درس میخونه
برایان"، که توی خانوادهـتون" باهوشترینـتونه هم توی "ولینگتون"ـه [پایتخت کشور نیوزیلند]
و اینجا هم چند تا عکس دیگه داریم
که از کیه؟ خواهرت "لیز"ـه، که کنارت توی"لَ مُرَلِخا" وایساده [منطقهای اشرافی در الکوبنداز در مادرید]
همون مدرسهای میره که تو میری
اگرچه فکر نمیکنم مثه تو بداخلاق باشه
یه دختری مثه تو توی این طبقۀ اجتماعی مطمئنم هیچ اطلاعی نداره
که یه آدمکش مزدور رو با چقدر پول میشه استخدام کرد، نه؟
ما میتونیم یه دونه خوبش رو با 30.000 یورو پیدا کنیم
البته، واسه اینکه عمهـت رو توی آفریقا بُکُشن
،10.000 یورو کافیـه واسهـش فقط 10.000 یورو
جونِ خونوادهـت دست خودته
"نایروبی"
راه بیفت
یالا
وقتی بهت گفتم که یه کاری کنی که صدات رو بقیه بشنون، باید بهت میگفتم
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
"زنگ زدم ببینم چه خبره، "برلین
همهچی اینجا مرتبه، اونجا چطور؟ - اینجا هم همهچی مرتبه -
عالیـه، پس تماس بعدیـمون شش ساعت دیگه میشه
،بازرس
واحد زیرزمینی تونستن نوساناتی رو روی لرزهنگار پیدا کنن
دارن با تجهیزات سنگینی کارشون رو انجام میدن در واقع دارن یه تونل درست میکنن
هر چه زودتر باید از یه رادار زمیننفوذ استفاده کنیم
ببینیم میتونیم بفهمیم که اون تونل لعنتی رو دارن کجا میسازنش یا نه
الساعه قربان
بذار ببینم، همهـتون گوش کنین
اونایی که لازم نیس اینجا باشن لطفاً بِرَن بیرون
لازم یعنی کسایی که الان واقعاً دارن یه کاری اینجا انجام میدن
بقیهـتون میتونید برید یه کمی استراحت کنید
خواهشاً یه دوش هم بگیرید
اینجا رو بو برداشته
تصحیح میکنم
میتونید همهـتون یه لحظه خارج بشید لطفاً؟
،باید از پرونده برکنارت کنم معذرت میخوام
،فکر کنم همۀ این مسائل رو بشه بعداً روشن کرد ولی در حال حاضر نمیتونم بهت اعتماد کنم
آهان، پس تو نمیتونی به من اعتماد کنی
"مسأله اینه که در مورد "تولِدو "هم من اطلاع داشتم و هم تو، "راکِل
هم من و هم تو
چی داری واسه خودت میگی؟
اینجا من خیانتکار نیستم
واسه همین فقط خودت باقی میمونی
!عجب رویی داری
اونا میدونستن که ما ماسک زدیم و داریم وارد موزه میشیم
،دقیقاً همون موقعی که تو هم میدونستی
،میدونستن که داریم میریم اسقاطی
،در مورد اون داروخونۀ لعنتی هم اطلاع داشتن
آره، یعنی نمیتونه به خاطر چیز دیگهای باشه، ها؟
چه چیز دیگهای؟ - ،چه میدونم؟ یه تماسی -
یه تلفنی، یه میکروفنی
فقط من و تو در مورد داروخونه اطلاع داشتیم - تو هم که به کَسِ دیگهای نگفتی، نه؟ نه؟ -
حتی به اون یارو عجیب و غریبـه که توی کافه مینشست هم نگفتی؟ چیزی بهش نگفتی؟
چی؟ - به اون، همونی که پناه غم و غصهـت شده بود -
،یارو معلوم نیس یهو از کجا دیروز پیداش شد اون موقع کل زندگیـت رو گذاشتی کَفِ دستش؟
یه جوری که انگار آماتوری
و بهش مشکوک نشدی
،"اون داخل اینجا هم بوده، "راکل !داخل چادر هم اومده
تا حالا اصن در موردش تحقیقی کردی؟
چون من که کردم و دارم میکنم کاری که باید انجام بدی رو دادی؟
این یارو یه کارگاه همین نزدیکیها داره میگه شراب سیب درست میکنه
اون موقع همهچی توی این کارگاه با پارچۀ نازک پوشیده شده، کی میدونه اون زیر چی پوشونده
بهم نگو که تعقیبش کردی - بله که تعقیبش کردم -
نه بلده شراب سیب درست کنه نه عرضۀ هیچ کار دیگهای رو داره
از یه جعبه سیب، شراب آشغال درست میکنه و همه رو هم میریزه توی یه دیگ
کل مکانش هم که آشغالدونیـه اصن
،یه ماشین داره که عملاً قراضهـس و توی یه تخت خوابگاهی میخوابه
که اطرافش هم پُر از تایر و روغن سوختهـس
بویِ شیمیدانی رو میده که داره شیشه درست میکنه !ولی نمیدونم واقعاً چی داره درست میکنه
طرف غیر قابل اعتماده "راکل"، دغلبازه
،اون موقع تو به من مشکوک میشی اینجا فقط من مظنونم دیگه
!من، من، من
چقدر دارن بهت پول میدن، یه میلیون؟ دو میلیون؟
"منو ببین، "راکل
خوب گوش کن
برو سَرِشو بخور
!"سوارز"
!"سوارز" - باورم نمیشه -
دستبندش بزن و از اینجا ببرش
آروم باشید، بازرس راهش این نیس
چرا، راهش همینه "سوارز"، بهم دستبند بزن - گور بابای راه و این چیزا -
بهم دستبند بزن - بهش دستبند بزن و از اینجا ببرش بیرون -
اگه خواستید، میتونم با امور داخلی تماس بگیرم
ولی در حال حاضر هیچکس شخصِ دیگهای رو نمیتونه اینجا بهش دستبند بزنه
"راکل"
من 15 سال باهات بودم
با من بودی؟ نخیر
بهم نزدیک میشدی تا ببینی بالاخره عاشقـت میشم یا نه
همیشه هم از اون قضیۀ "سرسدیلا"ـی لعنتی حرف میزدی
همهـش میگفتی میخوام ماری کارمن" رو ترکش کنم"
با اون جوکای مسخرهـت که سعی میکنی !منو خام کنی! حداقل الان دیگه بهت میگم نه
،کاشف به عمل اومده این آقای منحرف قوّاد وارد پیشۀ خیانتکاری شدن اخیراً
الانم یه خیانتکاری
چی رو فروختی، "آنجل"؟
رفاقتـمون رو؟
این عملیات رو؟
،منو ببین
همین الان از اینجا برو
میدونید "تلفاتجانبی" یعنی چی؟
یه اصطلاحی بود که ارتش آمریکا وقتی در جنگ با ویتنام بود اختراع کرد
اونم وقتی که اونقدر شهامت نداشتن که واضح در مورد کُشتنِ مردم عادی حرف بزنن
ولی بعضی اوقات از این اصطلاح برای اینکه سرزنش نشیم استفاده میکنیم
مثه تیربرگرد [همون بومرنگ]
و این مسأله چیزی بود که قرار بود سَرِ پروفسور هم بیاد
یالا دیگه
زود باشین، زود باشین، یالا
سریعتر، یالا
چند تا کیسه بردارین
و این آشغالدونی رو تمیز کنین
بعدش میریم سراغ شام
تونستم یه چندتا چیز از جعبه ابزار بدزدم
چه چیزایی؟
،چند تا تیغۀ ارّه
چند تا پیچگوشتی، سوهان
ببین
چه کار داری میکنی؟ قایمـشون کن
،تا 35 دقیقۀ دیگه
ازشون بخواه که ببرنت دستشویی
برو توی توالت دوم از سمت چپ
ابزار رو هم ببر و با نوار چسب زیر درِ توالت فرنگی وصلـشون کن، اون داخل
،اونا هم تا 40 دقیقۀ دیگه میرسن اونجا باشه؟
نمیتونم. آخه من؟ بازم من؟
من همۀ ابزار رو دزدیدم کلی آت و آشغال باهامـه لعنتی
اون موقع میخوای همهـشون رو اینجا بدی دستِ من؟
،رفیق، تو کاری که بهت گفتمو انجام بده منم کاری که باید بکنم رو انجام میدم
راکل"؟"
اتفاقی افتاده؟ حالت خوبه؟
خب، اینجا توی کافه تنها نشستم و حوصلهـم هم سر رفته و
یه کمی هم نااُمیدم
،معذرت میخوام، دقیق نفهمیدم چی گفتی گفتی نااُمیدی؟
با یه نفر قرار داشتم واسه شام
بعد از هشت سال قرار بود این اولین شامی باشه که با یه نفر بیرون میخورم
یعنی با یه نفر که اهل خونوادهـم نباشه
ولی فکر کنم طرف غالـم گذاشته
شاید به خاطر این نیس که تو 36 دقیقه زودتر رفتی سر قرار؟
امکانش هست. ولی واقعیت اینه که من زن خیلی بیصبریـم
"ببخشید، "سلوا
...نمیخواستم اینطوری بگم، نه
فقط میخواستم بگم قرارمون یادت باشه
راستش اینکه یه نفر غالـم بذاره حسابی میترسونتم
اون موقع نمیدونم باید چه کار کنم، اگه نیای اینجا نمیدونم چطوری از اینجا برم بیرون
فکر کنم همینجوری خودم تنهایی با کفشای پاشنهبلندم همینجا بمونم و
هِی مشروب بزنم تا بالاخره خودشون مجبور بشن بیرونـم کنن
چه لجوج - نه بابا، از بس خجالت میکشم تنهایی برم بیرون -
نگران نباش
تا 5 دقیقه دیگه میام پیشـت که با هم اون مشروبا رو بزنیم
خیلی زود میبینمت
منم خیلی زود میبینمت
وقتی نزدیکمی، حتی نمیتونم درست نفس بکشم
خب بهتره نفس بکشی
چون تا 9 ماه دیگه دیگه واقعاً نفسـت بند میاد
شوخی میکنی، نه؟
بگو داری شوخی میکنی - شوخی نمیکنم -
نخیر، شوخی نیس - نه -
مونیکا"، من عملاً"
عقیمـم
،باید "شیوا" باشی دیگه خداییش !الهۀ باروری
میخوای به زن و بچههام زنگ بزنم و ازشون بخوام همگی با هم بریم جشن بگیریم؟
بهت گفته بودم بینـمون مشکلاتی هست ولی نگفتم که میخوام ولش کنم که
واسهـت غذاهایی آوردم که عملاً کَلَهـت سوت بکشه
...ببین، یه ساندویچی که
خب، یه چند باری ازش خوردم و هنوز که هنوزه زندهـم، واسه همین بد نیس
...یه کمی بیسکوییت آوردم که در واقع از اون بدون گلوتنهاش رو آوردم
چون فکر کردم ممکنه
مثل خیلیای دیگه، به گلوتن حساسیت داشته باشی - آره -
یحتمل اینا بهترن دیگه
،یه شیرینی شکلاتی چون خودمم خیلی دوسشون دارم
...آآآ، خب، و
یه کمی آبنبات آوردم
میخوای؟
،سلام، "راکل" هستم در حال حاضر نمیتونم پاسخگو باشم
،اگه تماسـتون ضروریـه لطفاً بعد از بوق برام پیام بذارید
"راکل"
راکل"، "آنجل" هستم"
گوش کن، ازت میخوام تجدید نظر کنی
ببین، عصبانیتت رو درک میکنم
...من خودمم عصبانی شدم، ولی
چی بگم، اولین بارِمون نبوده که اینطوری من و تو با هم دعوا داشتیم که، بوده؟
...ببین
شاید آدم عوضیای باشم ...یا اصن هر چی که تو بگی، ولی
ولی من جاسوس نیستم
به خدا من جاسوس نیستم
راکل"، داری زندگیـم رو به فنا میدی"
داری زندگیـمو خراب میکنی، لعنتی
باهام تماس بگیر
،صبح روز قبلِ یه سرقت به چی فکر میکنی؟
از خواب بیدار میشی، چی تو ذهنـته؟
چی بگم والا
،موقع طلوع خورشید از خواب پا میشی
یه سیگار میکشی
چرت و پرت میگی
واسه چی صبح به این زودی سیگار میکِشی آخه؟
عجبا، دیگ به دیگ میگه روت سیاه
چطوری؟ - خوبم -
خودت چطوری؟
چندان کار خارقالعادهای انجام نمیدم
البته کاری که میکنی، جسارت زیادی میخواد
اینو واسه این میگم چون به اینجور چیزا فکر میکنم بعضی وقتا، میدونی؟
به آدمایی که توی صف اعدامـن فکر میکنم
،یا به آدمایی که میرن توی یه سوراخ موش شروع میکنن همینطوری تیراندازی میکنن
اونقدرا هم بد نیس - چرا هست -
به عنوان یه آدمی که حسابی ترسوئه دارم این حرفو بهت میزنم
،منو ببین
،برای اینکه بازنده به نظر نرسم با یه مرد متأهلـم
نمیخوام طَرد بشم
تو ترسو نیستی - هستم -
نه نیستی - چرا، هستم -
وسط یه سرقت رفتی یه موبایل دزدیدی
اصرار کردی که به پات شلیک کنم
جلوی "برلین" که یه آدم روانیـه محکم وایسادی
اونقدری هم جسارت داشتی که گردنـمو بگیری و ببوسیـم
بعدشم باهام بخوابی
"واسه خوابیدن با یه بدبختی که ماسک "دالی میزنه، باید حسابی جسارت به خرج بدی
تو همون "نیکیتا"یی، فقط نسخۀ منشیـش هستی [اشاره به سریال نیکیتا]
راستش، صبح سرقت
داشتم از ترس میمُردم
اصن یه چیز دیوونهکنندهای بود
چیه؟ - همۀ این قضایا، بابا -
...این یارو
...شاید آدم خیلی باهوشی به نظر برسه، ولی
نمیدونم، دیوونهبازیـه این کار - نخیر، نیست، نه -
حداقل طرف میدونه داره در مورد چی حرف میزنه
شروع کردم همهچی رو زیر سؤال بردن
اصن نمیدونم من اینجا دارم چهکار میکنم - تو با منی دیگه -
ولی خب مسأله اینه که هر کسی اینجا یه چیزی حالیـشه
مثلاً، اون زنـه بلده اسکناس جعل کنه ...تو خودت
...توی کار خودت حرف نداری، ولی من من هیچ کار درست و حسابیای تو زندگیـم نکردم
ولی انصافاً آدم خیلی خوبیـه
بهم گفت احتیاجـم داره و ،منم اومدم اینجا دیگه
،اونموقع توی این وضعیت بحرانی یه دختر فوقالعاده خوشگل رو پیدا میکنم
یک دقیقه
اینها ابزاری هستند که تونستیم بدزدیم
لباسهات رو در بیار و با چسب نواری ببندشون به بدنـت
،تا ببریـشون زیرزمین و خودتون رو باهاشون باز کنید
لولههای داخل شوفاژخونه رو بِبُرید و تا میتونید از هر چیزی واسه خودتون اسلحه جور کنید
ساعت 9 شب شامـتون رو میارن پایین از فرصت استفاده کنین
تا گروگانگیرها رو خلع سلاح کنید و فرار کنید همدیگه رو توی انباری میبینیم
پشت تجهیزات قایم میشم
تا بتونم با خودم گروگانها رو میارم اونجا ولی طوری که نقشهـمون هم لو نره
یه لحظه
بیا بیرون
خدا رو شکر که من حداقل خودمو رسوندم اینجا
...نه که اون یارو هم غالـت گذاشته
آره، آره
،نمیدونم اگه نمیاومدی اینجا چی به سرم میاومد
،حالا در مورد اون یارو که غالـت گذاشته
...تو نخ طرف هم بودی یا
نه، الان که دیگه نیستم
حیف شد
خیلی حیف شد
خیلی خب، بذار ببینم من میتونم خوب باشم
معلومه که هستی
خوبه، خوشحال شدم از شنیدنـش
ولی باید یه اعترافی کنم
...که هر دومون در خطریم، چون
،اگه یه دونه دیگه از اینا بزنم شروع میکنم "موینییرا" برات ویز ویز میکنم [ژانر موسیقی سنتی گالیسیاییِ اسپانیا]
اون موقع دیگه به مشکل بر میخوریم
شرط میبندم کلی بامزه بشی
بالاخره کِی میخوایم همدیگه رو یه مقداری صمیمیتر خطاب کنیم؟
به محض اینکه زیر میز رو یه نگاه بندازی
"یالا دیگه، "سلوا
یه نگاه بنداز
زیر میز نگاهم کن
بذار بهت بگم، اگه بخوای همون کاری رو بکنی که داخل "غریزۀ اصلی" کردن [عنوان فیلمی که در سال 1992 ساخته شده]
،باید یه چیز قویتری بهم بُخورونی چون من یه مقداری محافظهکارم
سلوا"، گوش کن به حرفم دیگه"
نمیخوام اینجا قِشقِرِق به پا کنی
یه جورایی کاملاً مطمئنم که داری یه چیزایی رو توی اون کارگاهـت
که مثلاً داری داخلـش شراب سیب درست میکنی رو ازم مخفی میکنی
:واسه همین دو راه داری
خودت منو میبَری اونجا
یا اینجا صبر میکنیم تا یه مجوز بگیرم که کارگاهـت رو تفتیش کنم
ولی دارم بهت میگما ممکنه چند ساعتی طول بکشه
...واسه همین
انتخاب با خودته
تـرجـمـه و زیـرنـویـس Samya
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.